Welcome to رهروان ارتش

از اینکه انجمن ما را برای مطالعه انتخاب کردید از شما متشکریم. 

برای استفاده از امکانات انجمن و برقراری رابطه دوستانه با دیگر اعضا لطفا در انجمن ثبت نام کنید

با تشکر

Forums

  1. پست ها و مطالب ویژه

  2. تاریخ نگار جنگ

  3. نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران

  4. هوانیروز ارتش جمهوری اسلامی ایران

  5. نیروی پدافند ارتش جمهوری اسلامی ایران

  6. نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران

  7. نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران

  8. پروژه ها

  9. جهاد خودکفایی ارتش

  10. مقالات علمی و تحقیقات

  11. فرهنگ و هنر

  12. ارتش های بیگانه

  13. شبیه ساز

  14. English Forum

  • Who's Online (See full list)

    There are no registered users currently online

  • Popular Contributors

  • Topics

  • Posts

    • خبرگزاری ایرنا  گزارشی منتشر کرده از قطعنامه 598 و پذیرش این قطعنامه را یک پیروزی و دستاورد برای کشورمان قلمداد کرده !! این  گزارش  دارای نکاتی است که بنده در فرصت مناسب به آنها اشاره خواهم کرد. نکاتی که بنده آنها را تاحد امکان مشخص کرده ام . و دوستان به خصوص اساتید و پیشکسوتان عزیز می توانند نظرات خودشان را راجب این گزارش به خصوص قسمت های مشخص شده بیان نمایند . همچنین  به دلیل طولانی بودن , این گزارش در 2 قسمت تقدیم می گردد.   قطعنامه 598 حاصل پیروزی های ایران در جبهه های جنگ بخش اول   تهران - ایرنا - پیروزی های نظامی گسترده رزمندگان ایرانی در دوران دفاع مقدس درعملیاتهای سلسله واری که عقب نشینی های گسترده نیروهای حزب بعث از نوار مرزی کشورمان وهمچنین کشاندن مواضع عراق به داخل مرزهای این کشور را در پی داشت، منجر به تصویب قطعنامه 598 توسط شورای امنیت سازمان ملل متحد و در ادامه پذیرش جمهوری اسلامی ایران در روز 27 تیر ماه 1367 گردید.   به گزارش روز سه شنبه ایرنا ، قطعنامه 598 همچنین با تحولات عظیم در صحنه داخلی ایران و سیاست بین‌المللی و نیز حوادث و رویدادهای جبهه‌های نبرد نیز همراه بود. پیشرفت‌های نظامی عمده‌ ای که در رشته عملیات‌های والفجر، خیبر، قدس، ظفر، کربلا و نصر به دست آمد و تلفات و خسارات سنگینی که به نیروهای دشمن وارد شد و تصرف بخشی از اراضی در داخل عراق بخصوص نزدیک شدن ایران به بصره وضعیت بغرنجی برای حزب بعث عراق و حامیان جهانی‌اش به وجود آورد.
      جنگ تحمیلی عراق علیه ایران اگرچه در ابتدا با نویدهای ناپایدار پیروزی برای صدام جنایتکار همراه بود ولی این روند از سال 61 روند معکوسی پیدا کرد . ارتش عراق پس از عملیات های والفجر و خیبر در سال 1362 در یک روند صعودی، پذیرای شکست شد و سرانجام، در عملیات والفجر 8 در عین ناباوری بندر فاو را از دست داد. اما شکست نظامی در جبهه شلمچه طی عملیات کربلای 5 با هیچ یک از شکست های عراق قابل مقایسه نیست، زیرا این شکست، آن هم در سال هفتم جنگ و در حساس ترین منطقه نبرد، آینده حکومت عراق را در تاریکی فرو برد.
      با روند تحولات نظامی و اعمال فشارهای گسترده بین المللی به ایران و نیز حضور گسترده آمریکا در خلیج فارس، ایران به تلاش های خاویار پرز دکوئیار دبیرکل وقت سازمان ملل متحد که سعی می کرد عناصر جدیدی را از نظر اجرائی به قطعنامه 598 بیفزاید، پاسخ مثبت داد.
      یکی از این موارد که مورد استقبال ایران قرار گرفت و از سوی ایران نیز پیگیری می شد، ‎آغاز کار هیات تعیین متجاوز همزمان با روند پذیرش آتش بس بود. به هر حال پذیرش طرح اجرائی دبیرکل از سوی ایران، موجب تعجب محافل سیاسی و بین المللی دنیا شد. اما ایران با تصمیم خود مبنی بر پذیرش طرح اجرایی دبیرکل در اواخر سال 66 نشان داد که راه حل های سیاسی را برای پایان جنگ همچنان مد نظر دارد.
      به همین دلیل در تاریخ 27 تیرماه 67 (17 ژوئیه 1988) با افزایش فشارهای سیاسی و نظامی به ایران بویژه مورد هدف قرار گرفتن هواپیمای مسافربری کشورمان توسط ناو آمریکایی وینسنس درخلیج فارس که حاکی از آغاز یک مرحله جدیدی در جنگ بود، ایران قطعنامه 598 را پذیرفت.

      ** پیام حضرت امام خمینی (ره) به مردم ایران
      حضرت امام خمینی(ره) در تاریخ 29 تیر 1367 و در سالگرد کشتار خونین مکه معظمه، پیامی خطاب به ملت ایران صادر کردند.
      در بخشی از این پیام حضرت امام خمینی ره در خصوص قعطنامه 598 می فرمایند : «اما در مورد قبول قطعنامه که حقیقتاً مساله بسیار تلخ و ناگواری برای همه و خصوصا برای من بود، این است که من تا چند روز قبل معتقد به همان شیوه دفاع و مواضع اعلام شده در جنگ بودم و مصلحت نظام و کشور و انقلاب را در اجرای آن می‏دیدم؛ ولی به واسطه حوادث و عواملی که از ذکر آن فعلًا خودداری می‏کنم، و به امید خداوند در آینده روشن خواهد شد و با توجه به نظر تمامی کارشناسان سیاسی و نظامی سطح بالای کشور، که من به تعهد و دلسوزی و صداقت آنان اعتماد دارم، با قبول قطعنامه و آتش بس موافقت نمودم؛ و در مقطع کنونی آن را به مصلحت انقلاب و نظام می‏دانم. و خدا می‏داند که اگر نبود انگیزه‏ای که همه ما و عزت و اعتبار ما باید در مسیر مصلحت اسلام و مسلمین قربانی شود، هرگز راضی به این عمل نمی‏بودم و مرگ و شهادت برایم گواراتر بود. اما چاره چیست که همه باید به رضایت حق تعالی گردن نهیم. و مسلّم ملت قهرمان و دلاور ایران نیز چنین بوده و خواهد بود ..»
      *** پیام رهبر معظم انقلاب درباره پذیرش قطعنامه
      به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله خامنه ای و پیام رهبری به مناسبت نهمین سالگرد جنگ تحمیلی در تاریخ 30 شهریورماه 68 ، «این قطعنامه که زیر فشار سهمگین رزمندگان اسلام بر پیکر دشمن صادر شد، سندی است که شعار دفاع مقدس ما در آن تأمین گردیده بود و اجرای کامل آن، دشمن را به شکست قطعی می‌رسانید و لذا هرگز جمهوری اسلامی آن را رد نکرد. آنچه برای ایران اسلامی مطرح و موجب عدم شتاب در قبول آن می‌شد، اصرار بر تنبیه متجاوز به قدر کافی در میدانهای نبرد و نیز بی‌اعتمادی در اجرای میثاقهای بین‌المللی توسط قدرتهای بزرگ بود.
      از صدور قطعنامه تا قبول رسمی آن از سوی جمهوری اسلامی، دنیا شاهد سنگین ترین ضربات نیروهای اسلام بر دشمن و فتوحات بزرگ رزمندگان ما بر دشمن در جبهه‌های جنگ از سویی و فشارهای همه جانبه از سوی حامیان رژیم عراق علیه ایران اسلامی از سوی دیگر بود. حصر اقتصادی، حمله به تأسیسات ما در خلیج فارس و تمرکز بی‌سابقه‌ی نیروهای نظامی امریکا و ناتو در اطراف مرزهای آبی و هوایی و حتّی تجاوز به آنها، بخشی از این فشارها بود؛ به طوری که تقریباً هیچ فشار ممکن باقی نماند، مگر آن‌که بر ملت ایران وارد شد و رژیم امریکا تقریباً به‌طور مستقیم وارد صحنه شد. تهدیدها، بمبارانهای وسیع شیمیایی و جنایت حمله به شهرها و هواپیمای مسافربری و کشتی غیرنظامی و اثبات این‌که استکبار در حمایت از عراق آمادگی برای دست یازیدن به هر جنایتی دارد، بخشی از حوادث این دوران است و جا دارد در موقع مقتضی، این حقایق هشداردهنده برای ملت ایران شکافته و بر ملا گردد.
      قبول قطعنامه‌ی ۵۹۸ از سوی جمهوری اسلامی و رهبر عظیم‌الشّأن فقید آن، توطئه‌ی وسیع دشمن را بار دیگر با هدایت الهی به خود او برگرداند و دشمن را که تحت شعار صلح‌طلبی، به هر جنایتی دست می‌زد، خلع شعار کرد. شاید مشیت الهی بر این بود که با قبول قطعنامه، حقانیت جمهوری اسلامی بیش از پیش در جهان آشکار شود و ملت ایران به هدفهای اساسی خود در سطح بین‌المللی نزدیکتر گردد.»»

      ** قطعنامه ای فراتر از سایر قطعنامه های سازمان ملل
      اگرچه قطعنامه 598 انتظار کامل جمهوری اسلامی ایران را برآورده نکرده است، لکن در مقایسه با قطعنامه‌های قبلی سازمان ملل متحد از ویژگیهای خاصی برخوردار است.
      مخصوصا بند 6 قطعنامه که در باب تعیین آغازگر جنگ است، ‌با توجه به نیت های جانبدارانه شورای امنیت در جنگ ، مبنی بر عدم رسیدگی به تجاوز عراق و تعیین وی به عنوان عامل شروع جنگ و ایراد خسارات جانی و مالی برای جمهوری اسلامی ایران پیروزی بزرگی به حساب می آید؛ زیرا در سایه مقاومت رزمندگان و حرکت دیپلماسی فعال توانسته است شورای امنیت را متقاعد کند که صلح بدون تعیین متجاوز برخلاف عدالت و امنیت و در واقع عین ظلم است.

      ** آزادگان و استماع خبر پذیرش قطعنامه
      به نقل از خاطرات آزاده شهید سرلشکر «حسین لشگری» ، پس از پذیرش قطعنامه 598 از سوی جمهوری اسلامی، رزمندگان اسیر ایرانی در چنگال حزب بعث به سرکردگی صدام با شنیدن آن ، نمی‌توانستند خبر را باور کنند، تا لحظاتی همه حالت بهت زده داشتند و هیچ کس حرف نمی‌زد. کسانی که به ادامه جنگ و انتقام می‌اندیشیدند، از شنیدن خبر ناراحت بودند و در حالیکه گریه می‌کردند، نمی خواستند قبول کنند جنگ تمام شده است.
      دسته دیگر با شنیدن خبر، فکر رهایی و آزادی و بودن با همسر و خانواده را در ذهن می‌پروراندند و خوشحال بودند.

      ** تعلل عراق در اجرای مفاد قطعنامه 598
      به هر حال جنگ تمام شده بود و ایران نیروهای خود را تا مرزهای بین المللی عقب کشید. حالا این عراق بود که در اجرای مواد قطعنامه تعلل می‌ورزید.
      صدام با توجه به عقب نشینی‌های رزمندگان ایرانی در جبهه‌ها تصور کرده بودند که پذیرش قطعنامه، ناشی از ضعف نیروهای ایرانی بوده ؛ لذا برای جبران شکست‌های خود و به دست آوردن امتیاز جدید با حمایت همه جانبه منافقان کوردل از زمین و هوا، هزاران زن و مرد عضو سازمان مجاهدین خلق ( منافقین) را با تجهیزات عراقی از منطقه غرب به طرف ایران گسیل داشت.
      صدام قول فتح سه روزه تهران را به منافقین داده بود و آن‌ها با این امید وارد خاک ایران شدند. اما حضرت امام خمینی(ره) بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران با فرمان اکید خود و یک بسیج عمومی چندین هزار رزمنده از جان گذشته را در منطقه غرب حاضر کردند.
      وعملیاتی با نام مرصاد و یا رمز یا علی علیه السلام آغاز شد.
      منافقین تا عمق 100 کیلومتر یا بیشتر در خاک ایران پیشروی کرده بودند اما رزمندگان اسلام اعم از نیروهای بسیج ، سپاه و ارتش جمهوری اسلامی ایران در تنگه «چهار زبر» در اسلام آباد غرب، منافقین را محاصره کردند و از زمین و هوا مورد حمله قرار دادند.
      منافقین آن‌چنان متحمل شکست شدند که بیشتر نیروهایشان کشته و اسیر شدند. صدام وقتی طمع این شکست را چشید فهمید که جمهوری اسلامی ایران نه در ضعف بلکه هنوز در اوج قدرت است؛ لذا راهی جز پذیرش قطعنامه نداشت.

      **برقراری آتش بس
      پس از پذیرش رسمی قطعنامه ی ۵۹۸، از طرف ایران و انجام مذاکرات با دبیرکل سازمان ملل متحد، آتش بس میان طرفین از تاریخ ۲۹ مرداد ۱۳۶۷، (۲۰ اوت ۱۹۸۸) برقرار شد. شورای امنیت سازمان ملل متحد در تاریخ ۱۸ مرداد ۱۳۶۷ قطعنامه ۶۱۹ را تصویب کرد که به موجب آن، گروه ناظران نظامی ایران و عراق و سازمان ملل متحد (یونیماک) تشکیل و عازم مرزهای ایران و عراق شد. نیروهای یونیماک حدود ۴۰۰ نفر بودند که از ۲۵ ملیت مختلف تشکیل شده بود و در دو کشور مستقر شدند. ادامه دارد منبع: http://www.irna.ir/fa/News/82602462/  
    • «یدالله خدادادی» از آزادگانی است که تجربه اسارت را نه در زندان‌های مخوف حزب بعث که در روستاهای کردستان ایران و عراق و از این روستا به آن روستا تجربه کرده است.   به گزارش خبرنگار حماسه و جهاد دفاع پرس، خاطرات آزادگان و اسرای سال‌های نخست انقلاب و هشت سال جنگ تحمیلی که با تحمل، مشقت‌ها و سختی‌های فراوان همراه بوده، همواره می‌تواند یکی از ارکان اصلی در انتقال فرهنگ دفاع مقدس به نسل‌های بعدی باشد؛ برای آشنایی بیشتر با خاطرات آزادگان به گفت‌وگو با «یدالله خدادادی» یکی از آزاده‌های آن دوران پرداختیم که در ادامه ماحصل آن را می‌خوانید:   با آغاز جنگ تحمیلی تصمیم گرفتم برای گذراندن خدمت سربازی عازم جبهه شوم، به طور پنهانی مراحل اعزامم را طی کردم، می‌دانستم که اگر با خانواده مطرح کنم؛ با مخالفت شدید آنها روبه‌رو می‌شوم. بعد از دوره آموزشی به کردستان اعزام شدم.       5 مهر سال 59 به همراه 50 نفر با 2 اتوبوس راهی سنندج شدیم، در مسیر پاسگاهی بود، فرمانده از ماشین پیاده شد، افسر جوانی به سمتش آمد، از او سوال کرد که آیا امنیت جاده را تامین می‌کند، افسر پاسخ داد که جاده هیچ امنیتی ندارد و نیرویی هم ندارند که همراهمان بفرستند، بهتر است که به عقب بازگردیم. فرمانده در فکر فرو رفت و بعد از کمی مکث، گفت: ماموریت دارم تا بچه‌ها را به سنندج برسانم، به مسیرمان ادامه می‌دهیم.   کومله‎‌ها ماشین را به رگبار بستند    جلوتر که رفتیم، هوا تقریبا رو به تاریکی بود، ناگهان افراد مسلحی که لباس کردی بر تن داشتند به ماشینمان فرمان ایست دادند؛ راننده اتوبوس، با سرعت به مسیر خودش ادامه داد که کردها ماشین را به رگبار بستند و چند نفر از بچه‌ها زخمی شدند، راننده مجبور شد که ماشین را متوقف کند.    فردی به داخل اتوبوس آمد و به سمت راننده رفت و سیلی محکمی به صورت او زد و گفت: نمی‌توانی از دستمان فرار کنی. دستور داد که همه به قسمت عقب اتوبوس برویم، از فرمانده سوال‌های بسیاری پرسیدند، بچه‌ها را به صف کردند و برای هر نفر یک مراقب گذاشتند تا نتوانیم فرار کنیم. بعد از کمی پیاده‌روی به روستایی رسیدیم، به مسجد روستا رفتیم، سفره‌ای برایمان پهن کردند، خیلی گرسنه بودیم، فرمانده که سر سفره نشسته بود اشاره‌ای کرد که غذا نخوریم، می‌ترسید بچه‌ها را مسموم کنند.      تقریبا یک ماه از روستایی به روستای دیگر می‌رفتیم، بعضی از روزها 24 ساعت پیاده‌روی می‌کردیم تا به روستایی برسیم، توانمان را از دست داده بودیم و راه فراری هم نداشتیم، هر چه از آن‌ها سوال می‌پرسیدیم که ما را کجا می‌برید، فقط می‌گفتند شما را باید مبادله کنیم.    پنج ماه بدون آنکه کسی از ما اطلاعی داشته باشد، اسیر بودیم    بعد از یک ماه به زندانی در میان جنگل رسیدیم، حدود پنج ماه در زندان سرد و تاریک و بدون هیچ امکاناتی اسیر بودیم، تقریبا از همه جا نا امید بودیم، هر شب فکر می‌کردم که به شوق جنگیدن با نیروی دشمن و آزادی وطن عازم جبهه شده بودم؛ اما نتوانستم حتی یک روز هم به جبهه بروم و اسیر نیروهای دشمن بودم، فکر می‌کردم دیگر خانواده‌ام را نمی‌بینم، روزها و شب‌ها با همین فکرها یکی پس از دیگری سپری می‌شد.   برای گذراندن اوقاتمان از آن‌ها خواستیم قرآن در اختیارمان بگذراند، اما گفتند که در کتاب‌خانه قرآن ندارند و مقداری کتاب دیگر در اختیارمان قرار دادند تا مطالعه کنیم و کتاب خواندن تنها تفریحمان بود. به غیر از زمان‌های غذا خوردن هیچ مکالمه‌ای بین ما و آنها برقرار نمی‌شد. فقط می‌گفتند تا فرا رسیدن زمان مبادله باید اینجا بمانید، حرفهایشان را باور نمی‌کردیم، کسی از اسیر شدنمان اطلاعی نداشت.     پنج ماه از مدت اسارتمان گذشته بود که به صفمان کردند و گفتند، می‌خواهند ما را در عوض پس گرفتن چند تن از نیروهایشان مبادله کنند، به طرف منطقه کوهستانی حرکت کردیم، چند روزی به جلو می‌رفتیم و دوباره برمی‌گشتیم، می‌گفتند هنوز زمانش نرسیده است، احساس ترس می‌کردیم، اعتمادی به حرف‌هایشان نداشتیم، سرانجام در یک روز که در گروهای ده نفره مبادله صورت گرفت، آزاد شدیم. به خانه که بازگشتیم، خانواده‌هایمان فکر می‌کردند که شهید شده‌ایم و حتی خانواده بعضی از بچه‌ها برایشان مراسم ختم نیز برگزار کرده بودند.   بعد از 10 روز مرخصی به شوق جنگ با نیروی دشمن و گذراندن خدمت سربازی به جبهه بازگشتم و به گردان 255 تانک اعزام شدم و تامین امنیت جاده مریوان و سنندج را نیز برعهده داشتیم. و بعد از مدتی در عملیات آزادسازی قصرشیرین نیز شرکت کردم.     منبع:http://defapress.ir/fa/news/248826/در-اسارت-کومله‌ها-از-این-روستا-به-آن-روستا  
    • مروری بر قطعنامه‌هایی که در جریان جنگ تحمیلی صادر شدند شورای امنیت با آوردن واژهِ «وضعیت»، جنگ ایران و عراق را «تهاجم و تجاوز» به شمار نیاورد، در حالی‌که هر وضعیت و برخوردی متضمن آن است که یک طرف دست به تجاوز زده باشد. به گزارش ایسنا، ۳۱ شهریورماه سال ۱۳۵۹؛ یعنی حدود ۱۹ ماه پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، جنگی در منطقه خلیج فارس توسط رژیم بعث عراق به ایران تحمیل شد که به اندازه دو جنگ جهانی اول و دوم به طول انجامید.

      امروز ۲۷ تیرماه سالروز پذیرش «قطعنامه۵۹۸» در سال ۱۳۶۷ است؛ قطعنامه‌ای که به طور رسمی سند پایان تهاجم نظامی کشور عراق و حامیانش به خاک جمهوری اسلامی ایران محسوب می‌شود.

      اینکه در طول جنگ‌تحمیلی عراق علیه ایران چه تعداد قطعنامه و با چه کیفیتی توسط شورای امنیت سازمان ملل صادر شده است باید گفت که سازمان ملل‌متحد به دلیل اینکه اساسی‌ترین وظیفهِ مهم‌ترین رکن آن یعنی شورای امنیت،پاسداری و تأمین صلح در جهان است، ۹ بار قطعنامه‌هایی نه چندان قوی و عادلانه صادر کرد. به تعبیر دیگر از آغاز جنگ هشت ساله عراق علیه ایران، تا زمان پذیرش قطعنامه از سوی ایران (۱۷ماه ژوئیهِ سال ۱۹۸۸ مقارن با ۲۷ تیر ماه سال ۱۳۶۷) در مجموع ۹ قطعنامه، یعنی به طور متوسط، برای هر سال یک قطعنامه صادر شد و افزون بر آن، بیش از ۱۸ بیانیه هم در رابطه با جنگ عراق علیه ایران اعلام شد.

      نکته حائز اهمیت در رابطه با قطعنامه‌های شورای امنیت این است که به نظر می‌رسد شورا در مورد جنگ عراق علیه ایران به مسامحه و ملاحظه‌کاری و نه شدت عمل علیه تجاوز و حتی کشوری که با حمله به مناطق غیرمسکونی، نفتکش‌ها و ... بانی گسترش جنگ بود، مبادرت کرد. به گونه‌ای که در بیشتر قطعنامه‌های صادر شدهِ شورای امنیت دربارهِ جنگ عراق علیه ایران، همواره، جنگ به عنوان «وضعیت» میان ایران و عراق بررسی شد.

      شورای امنیت با آوردن واژهِ وضعیت،جنگ ایران و عراق را «تهاجم و تجاوز» به شمار نیاورد، در حالی‌که هر وضعیت و برخوردی متضمن آن است که یک طرف دست به تجاوز زده باشد. البته در قطعنامه‌های پایانی شورای امنیت، یعنی قطعنامه‌های ۵۴۰، ۵۸۲ و ۵۹۸، پیشرفت‌های اندکی در تغییر موضع شورا روی داد. قطعنامهِ ۵۴۰ در برخورد دو کشور اظهار تأسف و بر مطلوب بودن بررسی عینی جنگ تاکید کرد، هر چند این امر به منزله تأیید وقوع جنگ و برخورد بین ایران و عراق بود و بدین دلیل، گام مثبتی از سوی شورای امنیت به شمار می‌رفت اما وقوع جنگ، شورا را به وقوع تجاوز و تعیین متجاوز سوق نداد.

      شورای امنیت در قطعنامهِ ۵۸۲، از نخستین اقداماتی که به برخورد بین ایران و عراق منجر شد، اظهار تأسف کرد. در واقع این شورا ضمن تأیید تلویحی وقوع تجاوز، آن‌را به صراحت مطرح نکرد. ارائهِ نظر واقع بینانه در مورد جنگ در قطعنامهِ ۵۹۸ به اوج خود می‌رسید زیرا در این قطعنامه برای نخستین بار به اساسی‌ترین خواستهِ ایران یعنی تعیین و معرفی متجاوز توجه شد. در نتیجه هرچند شدت موضع‌گیری‌های شورای امنیت در سال‌های پایانی جنگ کاهش یافت اما هیچ‌گاه عراق را به عنوان متجاوز معرفی نکرد.

      باید در نظر داشت که در هیچ‌یک از قطعنامه‌های صادر شده در مورد این جنگ بر عقب‌نشینی بدون قید و شرط تأکید نشد. افزون بر آن، هیچ‌گونه مکانیسم اجرایی برای تضمین اجرای عقب‌نشینی به استثنای توصیه‌هایی مبنی بر استقرار نیروهای نظارت سازمان ملل‌متحد مطرح شده در چهار قطعنامه ۵۱۴، ۵۲۲، ۵۴۰ و ۵۹۸ پیش‌بینی نشد. در این صورت، دستیابی به راه حل جامع، عادلانه و شرافتمندانه که دو طرف آن را بپذیرند، در قطعنامه‌های ۵۱۴ و ۵۴۰ عملی نبود.

      موضوع دیگر این است که شمارهِ قطعنامه‌های صادر شده در جنگ تحمیلی با فاصلهِ زیاد از هم تکرار شده است به گونه‌ای که نزدیک‌ترین فاصلهِ دو قطعنامه، شش قطعنامه یعنی قطعنامه‌های ۵۸۲ تا ۵۸۸ و بیشترین فاصلهِ، بین قطع‌نامه‌های ۵۱۴ و ۵۷۰ است. علاوه بر این بیشترین فاصلهِ زمانی قطعنامه‌های صادر شده در جنگ ایران و عراق، ۶۶۵ روز است (فاصله قطعنامهِ ۴۷۹ مصوب ۶ مهر ماه و قطعنامهِ ۵۱۴ مصوب ۲۱ تیر ماه سال ۱۳۶۱) و کمترین فاصلهِ زمانی آن، ۸۱ روز است( فاصلهِ بین قطعنامهِ ۵۱۴ مصوب ۲۱ تیر ماه سال ۱۳۶۱ و قطعنامهِ ۵۲۲ مصوب ۱۲ مهر ماه سال ۱۳۶۱.)

      از نظر کمیت واژگانی نیز قطعنامه‌های شورای امنیت رقمی که در مورد جنگ را یادآور شده است،به ۲۷۰ خط و سه هزار واژه می‌رسد. بر این اساس، کوتاه‌ترین و بلندترین قطعنامه در جنگ ایران و عراق به ترتیب، قطعنامه‌های ۶۱۲ و ۵۹۸ هستند.   منبع:http://www.isna.ir/news/96042615291/مروری-بر-قطعنامه-هایی-که-در-جریان-جنگ-تحمیلی-صادر-شدند
    • قطعنامه ۵۹۸ چگونه امضا شد؟ پذیرش قطعنامه 598 هرچند به معنای پذیرش آتش‌بس از سوی ایران بود، اما رژیم عراق بار دیگر به خاک ایران تجاوز کرد. به گزارش خبرنگار حوزه دفاعی امنیتی گروه سیاسی باشگاه خبرنگاران جوان؛ با پیروزی انقلاب اسلامی و روی کار آمدن نظام مردمسالار جمهوری اسلامی،کشورهای متخاصمی که تا سال 56 خود را شریک استراتژیک ایران می‌دانستند به واقع صورت واقعی خود را نشان دادند. امریکایی‌ها حد فاصل تیر ماه تا شهریور 59 برنامه‌ای مدون را برای حمله نظامی به ایران با عاملیت رژیم بعث و شخص صدام برنامه‌ریزی کردند و نتیجه آن آغاز جنگ تحمیلی از تاریخ 31 شهریور 59 بود. امریکایی‌ها که به خیال خام خودشان فکر می‌کردند، می‌توانند نهایت در کمتر از 10 روز جمهوری اسلامی را سرنگون کنند از هیچ کمکی به صدام دریغ نکردند. آن‌هایی که ادعای حقوق بشرشان گوش فلک را کر می‌کرد در 31 شهریور و زمان حمله صدام به ایران و انجام جنایت‌های گسترده لال شده بودند. سرانجام صدام با انبوهی از تجهیزات نظامی در تاریخ 31 شهریور 59 با هدف از بین بردن دموکراسی در ایران و تجزیه خوزستان، جنگی خونین را آغاز کرد. در آن زمان حمایت لجستیکی از ارتش رژیم بعث عراق بر عهده امریکا و اتحاد جماهیر شوروی و حمایت مالی بر عهده خاندان خبیث و شکم‌باره سعودی بود. صدام قول داده بود که در کمتر از یک هفته کار ایران را یکسره کند، حتی صدامیان زمان اشغال خرمشهر بر روی دیوارها نوشته بودند که آمده‌ایم تا بمانیم اما زمانی که شهر آزاد شد رزمندگان اسلام نوشتند؛ « آمدیم، نبودید». مجموعا جنگی که به خیال خام صدام نهایتا یک هفته طول می‌کشید، 8 سال ادامه پیدا کرد و نتیجه آن پیروزی حق بر باطل بود. البته دو سال اول جنگ تحمیلی کمی تلخ بود، اما آزاد سازی خرمشهر نقطه عطفی بر این اتفاقات تلخ 700 روز اول جنگ بود. پس از پیروزی در خرمشهر عملیات فتح المبین، والفجر و کربلا ضربات سختی به دشمن وارد کرد و نتیجتا صدام روی به حملات شیمیایی آورد. شکست های میدانی صدامیان در میادین نبرد آن‌ها را بر آن داشت تا با حملات شیمیایی از ملت ایران و حتی ملت عراق انتقام بگیرند که حادثه سردشت و حلبچه نمونه‌ای از آن بود. اما پس از 8 سال جنگ نهایتا شرایط به شکلی رقم خورد که قطعنامه 598 امضا شود.  27 تیر البته روزی نیست که مانند فتح خرمشهر در سوم خرداد 1361 جشن گرفته شود، اما روز حقارت و شکست هم نیست، بی‌گمان ۲۷ تیر «روز شجاعت امام خمینی(ره)» است. روز دیگری در توصیف شجاعت‌های او و این بار بر پایه «مصلحت». قطعنامه 598 سازمان ملل متحد در تیرماه 66 از سوی شورای امنیت تصویب شد. این قطعنامه که با هدف کمک به عراق امضا شده بود نکات قابل تاملی داشت که هدف از آن حمایت از رژیم صدام بود. امریکا که دید صدامیان در عرصه میدانی توفیقاتی کسب نمی‌کنند، تلاش کرد تا با این قطعنامه از اضمحلال رژیم بعث جلوگیری کند. ایران در تیر ماه سال 67 با توجه به شرایط خاصی که داشت آن را پذیرفت. پذیرش این قطعنامه هر چند به معنای پذیرش آتش‌بس از سوی ایران بود، ولی عراق به حملات خود ادامه داد و مجدداً داخل خاک ایران شد تا نقاط مهمی از جمله خرمشهر را به دست بیاورد تا با وضع بهتری در مذاکرات حضور داشته باشد، اما متحمل شکست مفتضحانه‌ای در میدان نبرد شد و نهایتاً جنگ در ۲۹ مرداد ۱۳۶۷ پایان یافت. در حقیقت صدامیان مجددا در یک برهه در اواخر جنگ تحمیلی مجددا با کمک منافقین به خاک ایران طمع ورزی کردند که با شکست سنگین مجبور به عقب‌نشینی شد.   منبع:http://www.yjc.ir/fa/news/6169517/قطعنامه-۵۹۸-چگونه-امضا-شد این مطالب نیز خالی از اشکال نیست که بنده به نمونه هایی اشاره می کنم امریکایی‌ها که به خیال خام خودشان فکر می‌کردند، می‌توانند نهایت در کمتر از 10 روز جمهوری اسلامی را سرنگون کنند از هیچ کمکی به صدام دریغ نکردند این جمله دارای اشکال است چون حتی یک فرد کم سواد نیز می داند پشتیبانی عمده تسلیحاتی صدام درجنگ با کشورمان برعهده شوروی سابق بود نه آمریکا !!! البته اینکه آمریکا از صدام حمایت کرده شکی در آن نیست ولی عمده تسلیحات ارتش بعث عراق از نوع روسی بودند نه آمریکایی !و ارتش صدام با سبک روسی و تاکتیکهای روسی آموزش دیده بود .   هدف از بین بردن دموکراسی در ایران در این مورد ترجیح میدهم که سکوت کنم!! البته از روی اجبار !!   در آن زمان حمایت لجستیکی از ارتش رژیم بعث عراق بر عهده امریکا و اتحاد جماهیر شوروی و حمایت مالی بر عهده خاندان خبیث و شکم‌باره سعودی بود. در مورد جمله بالا نیز اشکالاتی وجود دارند . اولاً پشتیبانی از ارتش صدام برعهده شوروی بوده نه آمریکا درواقع نقش آمریکا درتجهیز صدام بسیار کمتر از نقش شوروی در تجهیز ارتش صدام بوده . درمورد حمایت مالی نیز فقط خاندان سعودی نبودند که حامی مالی صدام بودند بلکه کویت نیز جزء حامیان مالی صدام بوده و همینطور تعدادی کشور دیگر ....  27 تیر البته روزی نیست که مانند فتح خرمشهر در سوم خرداد 1361 جشن گرفته شود، اما روز حقارت و شکست هم نیست، بی‌گمان ۲۷ تیر «روز شجاعت امام خمینی(ره)» است. روز دیگری در توصیف شجاعت‌های او و این بار بر پایه «مصلحت». البته نمی توان  این روز را روز پیروزی نامید قطعنامه ای که از روی ناچاری و اجبار پذیرفته شود بیشتر شبیه شکست است تاپیروزی !!!   امریکا که دید صدامیان در عرصه میدانی توفیقاتی کسب نمی‌کنند، تلاش کرد تا با این قطعنامه از اضمحلال رژیم بعث جلوگیری کند. ایران در تیر ماه سال 67 با توجه به شرایط خاصی که داشت آن را پذیرفت. البته قضیه به این راحتی ها هم نیست !! چون خود صدام نیز خواهان نابودی  نورچشم آمریکا یعنی اسرائیل بود جنگ بایستی طوری تمام می شدکه امنیت  عزیز دردانه آمریکا حفظ می شد !!!  
    • به بهانه سالگرد پذیرش قطعنامه 598 از سوی مقامات وقت کشورمان تعدادی از خبر گزاریهای داخلی نگاهی داشتند به پذیرش این قطعنامه که در این پست تقدیم دوستان می گردد. لازم به ذکر است که موضوعاتی در سایر پستها وتایپیکهای این انجمن راجب نقد جنگ تحمیلی  شروع و پایان آن ایجاد شده بود . بنده نیز اطلاعی نداشتم که این پست را در کدام تایپیک ایجاد نمایم  تا از پراکندگی موضوعات جلو گیری شود  این شد که یک پست جدید ایجاد کردم . قطعنامه‌ای که ويرانگر كاخ تبليغات استكبار شد استكبار كه به خيال خام خويش پذيرش قطعنامه را به حساب ضعف انقلاب اسلامی گذاشته بود، در سیاستی احمقانه، با بسيج كليه ابزارهای اجرايی خود به خصوص منافقين، براي فتحی چند روزه به داخل مرزهای جمهوری اسلامی ايران آمد و شكست سختی خورد.   به گزارش خبرنگار حماسه و جهاد دفاع‌پرس، حوادثی كه بر انقلاب اسلامی گذشت را می‌توان سرآغاز فصل نوين ديگری در تاريخ پر عظمت ایران به حساب آورد. فصل جديدی كه در بطن خود، مسائل و قضايای بسيار پراهميتی را به همراه دارد. در حقيقت تحولات در خصوص جنگ تحميلی به سبب حساسيت و اهميت شگرف خود، بازتاب و اثرات عمده‌ای را در چهارچوب اهداف نظام برجای گذاشته و خواهد گذاشت. اثراتی كه روند رو به رشد انقلاب اسلامی را در داخل و خارج مرزها، دستخوش دگرگونی‌های عظيمی خواهد ساخت. همه چيز درست از زمانی آغاز شد كه استكبار جهانی با بسيج كليه امكانات و ابزارهای جهانی خويش، در جهت ممانعت از پيروزی انقلاب اسلامی در جنگ، وارد عمل شد.  قطب‌های قدرت جهانی تنها راه چاره برای جلوگیری از رشد آرمان‌های انقلابی اسلامی را در تفاهم تاکتیکی خود دانستند.  شروع دور تازه‌ای از تهاجم و فشار همه جانبه برای شکست ايران در جنگ، در همين راستا انجام گرفت. تصويب قطعنامه 598 شورای امنيت اهرم سياسی این قضيه شد و لذا از همان اوایل صدور قطعنامه، حجم تبليغاتی وسيعی در جهت تحقق اين قطعنامه در سطح جهانی و به دنبال آن اعمال فشارهای اقتصادی ـ نفتی در جهت مسدود کردن كانال مالی جمهوری اسلامی صورت گرفت. جمهوری اسلامی ايران به جهت ناسالم بودن سيستم سياسی حاكم بر جهان، به خصوص سازمان‌های اسلامی كه به طور معمول بر پايه حفظ نظام استكبار شكل گرفته‌اند، تمام تلاش خود را بر این جهت استوار کرد تا به حقوق خود دست یابد.  توفيق تدريجی انقلاب اسلامی در كليه موارد موفق شد كه رهبران سياسی شرق و غرب فشار منسجم شده و حساب شده‌تری را بر  جمهوری اسلامی ايران وارد سازند که با حضور مستقيم نظامی آمريكا در خليج‌فارس، گستردگی حملات دشمن به نفتكش‌های ايران، كشتار حجاج در مكه تكميل شد.  تجاوز‌گری دوباره صدام بعد از پذيرش قطعنامه ماهيت حقيقی و جنگ‌افروز عراق را روشن کرد. ديگر همه مردم آگاهند كه هشت سال دفاع مقدس بدون برنامه و هدف نبود، بلكه به قول امام عزيز «ما با جانوری روبرو هستيم كه تا نابود نشود نه ايران و نه منطقه روی آرامش را نخواهند ديد.»  يكی از اثرات پذيرش قطعنامه را مي‌توان نابودی منافقين ضد خلق دانست. استكبار كه به خيال خام خويش پذيرش قطعنامه را به حساب ضعف انقلاب اسلامی گذاشته بود، احمقانه با بسيج كليه ابزارهای اجرايی خود، به خصوص منافقين را برای فتحی چند روزه به داخل مرزهای جمهوری اسلامی ايران کشاند و شكست سختی خوردند. این شکست سران استكبار را در گيجی ممتدی فرو برد و بخش قابل توجه نيروی استكبار جهانی بدين طريق نابود شدند. منبع:http://defapress.ir/fa/news/248363/قطعنامه‌ای-که-ويرانگر-كاخ-تبليغات-استكبار-شد البته  مطالب فوق دارای ضعفهایی است یکی در عنوان و دیگری در بند آخر اینکه قطعنامه ای از روی اجبار دشمن پذیرفته شود از کی تا حالا نامش را می توان افتخار برای خودی و ویرانگر برای استبداد نامید ؟ در بند آخر نیز منافقین نابود نشدند بلکه ضعیف شدند وگرنه اگر نابود شده بودند چرا دست به عملیاتهای خرابکارانه و ترور در داخل کشور ما بعداز پایان جنگ تحمیلی و در سالهای 70 میزدند؟ بخش قابل توجه نيروی استكبار جهانی بدين طريق نابود شدند. ازجمله فوق چنین بر می آید که انگار آمریکا بوده که به مرزهای غربی کشورمان حمله کرده ومنافقین همان آمریکایی ها بودند . اگر بخش قابل توجهی از نیروهای آمریکایی نابود شدند پس چطور حدود 2 سال بعد صدامیان را از کویت راندند . و چه طور در سالهای 2000 به 2 کشور افغانستان وعراق حمله کردند؟  
  • Forum Statistics

    • Total Topics
      2,100
    • Total Posts
      42,599
  • Member Statistics

    • Total Members
      992
    • Most Online
      3,433

    Newest Member
    MEHDI 41
    Joined