Welcome to رهروان ارتش

از اینکه انجمن ما را برای مطالعه انتخاب کردید از شما متشکریم. 

برای استفاده از امکانات انجمن و برقراری رابطه دوستانه با دیگر اعضا لطفا در انجمن ثبت نام کنید

با تشکر

All Activity

This stream auto-updates   

  1. Last week
  2. به هر صورت تا نفتکش ها به خلیج فارس برنگشتن ماجرا تموم نشده و توی سه ماه آینده باید دید چی رخ میده
  3. من که دلیل این همه حسادت را درک نمیکنم . بگذارید خیالتان را راحت کنم . به کوری چشم دشمنان ، بعد از چهل سال که کشورهای گرسنۀ منطقه را از تمام لحاظ ( سلاح - خوراک - پوشاک و حتی پول تو جیبی ) تأمین کردند و الان هم ثروت های کشور روی دست مسئولین باد کرده است چه اشکالی داره چند کشور گرسنه را هم در آمریکای لاتین سیر کنند ؟ دوستان چرا زود فراموش میکنید ؟ همین چند روز قبل یک میلیون تومان به حساب های ما واریز شد . لااقل به اندازۀ حسن نصراله شجاع و قدردان باشیم . نگران اقدامات آمریکا هم نباشیم . چهل سال است نتوانسته کار غلطی بکند و همه کارهایش روی اصول و برنامه بوده است . حیف نیست خبر روز را بیخیال شدین و به اخبار بی اهمیت ونزوئلا و آمریکا چسبیدین ؟ خبر روز این بود که مجلس جدید شروع بکار کرد . من که از صبح از شوق و ذوق نه خواب دارم نه خوراک . چه مجلسی بشه این مجلس . به نظر شما چه کسی سکان هدایت این مجلس پرقدرت را بدست میگیرد ؟
  4. ونزوئلا که ارزونترین بنزین دنیا رو داره چرا باید بهش بنزین بدیم ؟ اون طلا هم بابت محصولات پتروشیمی هست نه پول این بنزین. مگه بنزنی اون تا نفتکش چقدر طلا میشه ؟
  5. خب بالاخره یه خبر خوب اینکه ما به ونزوئلا بنزین صادر کردیم و به زودی طلای معادل قیمتش رو به خزانه کشور واریز میکنیم و آمریکا هم نشست و تا اینجا تخمه شکوند و از منظره لذت برد فقط ممکنه آمریکایی ها صبر کنن تا وقتی کشتی ها با طلا دارو برمیگردن به اونا حمله و متدقفشون کنه بعیدم نیست، کشوری که به محموله ماسک رحم نمیکنه به محموله طلا رحم میکنه؟
  6. Earlier
  7. با سلام و احترام دیگه اوضاع خیلی شیر تو شیر شده . هیچی سرجای خودش نیست . همۀ خبرها مثل یک شوخی یا یک خواب می ماند . هر روز منتظریم تا خبر یک گند تاریخی رو بشنویم . یک رسوایی تازه . یک خوراک تبلیغاتی نو برای رسانه ها بخصوص خارج از ایران که چند روز ایران و ایرانی را سوژۀ داغ و اول رسانۀ خودشان بکنند . در این میان ما دلخوشیم به اینکه گوشۀ صفحۀ تلویزیون بی خاصیت ایران فقط یک نوار مشکی ببینیم . مردک شیرین عقل دیوانه میگوید شهادت در ماه رمضان برای روزه دار در میان دریا ثوابش بیشتر است . خدایا تاوان کدام گناه کبیره را اینگونه از ما میستانی . حر زدن فایده ندارد . دیگه شیرازۀ کار از دست مسئولین هم در رفته . فقط من یک نکته را نمی توانم اینجا نگویم . نگویم فردا خبر سکته زدنم رو خواهید شنید . در این عصر تکنولوژی و ارتباطات و پیشرفت و هزار کوفت و زهرمار فرماندهان و مسئولین عرضۀ شلیک یک موشک را در زمان صلح ندارند . موشک ها را یا به هواپیمای مسافربری میکوبند یا به ناو و ناوچۀ خودی . اینها الان ادعا میکنند که در میان ارتش های منطقه بلکه جهان حرف برای گفتن دارند . چهل سال خیر سرشان تجربه و اکتشاف و ابداع و . . . دارند . حالا چشمهایتان را ببندید . برگردید به سی سال قبل . زمان جنگ را میگویم . ببینید رزمندگان تحت امر چه نخاله هایی هشت سال جنگیدند . امروزه فرماندهان باسوادشان که همه ادعای دکتر و مهندس و پدر این و آن صنعت هستند اینگونه افتضاح بیار می آورند . فقط تصور کنید سی و چند سال قبل فرماندهان بیسواد و جاه طلب با فرزندان ایران چها کرده اند .
  8. ارتشیها یک زمانی جبهه بود و جنگ بود ترس بر ما ارتشیها ننگ بود اارتشیها چون پلنگ وشیر بود از صداقت ‌گوئی از جان سیر بود بود در لجمن جنابِ ارتشی جملگی مصدومهای تَرکشی ارتشیها ساده و بی ادعا جان به کفهای پر از مهر و صفا شیرمردانی دلیر و باشکوه یاد دادند استقامت را به کوه سفره خالی بود در سنگر ولی در خط حمله فقط یک یا علی با حقوق اندک خود ساختند تاختند و سوختند و باختند گوئیا از چین بود این ارتشی کافری بی دین بود این ارتشی گونه ای دیگر نگاهش داشتند شاید او را اجنبی پنداشتند ارتش ما جمله بی امکان بود کم توقع گوش بر فرمان بود از زمین و وام و مسکن دور بود حق خود پامال گوئی کور بود ارتشیها بچهٔ نامادری از کنار ما گذشتند سرسری وای عمر ما تلف شد دوستان زحمت ما چون علف شد دوستان ما روان و جانِ خود را باختیم باتبِ فقر و نداری ساختیم مانده ام در حسرت یک امتیاز گشته دکتر، بیسوادِحقه باز خفه شد در نطفه استعداد من دادرس کِی بود بر فریادِ من؟ من که بودم در خطِ جنوب، پیش حال جانبازم فقط از بهرِ خویش من و دوستانم جوانی داده ایم بی پناهیم و به کُنج افتاده ایم آنکه چوپان بود پیشِ دیگران پشتِ جبهه بود چندی میهمان با ریاکاری یکی مدرک گرفت نورِقلبِ صادقان را لَک گرفت شاعر صادق سُخن آرام گیر کو امیر و کو طبیب و کو وزیر؟ هر وزیری خاک بود و خاک شد آنکه بود انسان نما، سفّاک شد یوسفا این گفته ها را سود نیست چون توئی پیشِ خدا مردود نیست ارادتمند همه شما سربازان بی ادعا هشت سال دفاع مقدس و فراموش شدگان حال حاضر نشر فقط با لینگ کهنه سربازان ایران شرعآ مجاز است به مابپیوندید @kohnesrbazaniran
  9. ارتش دوتا چیز نداره اول ارتش روابط عمومی خوبی نداره دوم ارتش چرا نداره
  10. گریه کنیم برای مظلومیت ارتش. امروز بدون عزای عمومی، بدون بیانیه، بدون حتی خطی مشکی روی قاب تلویزیون، بدون پیام تسلیت از طرف بزرگان قوا، بدون قدردانی، بدون تشریفات، بدون خداحافظی و بدرقه بزرگان کشور، بدون اینکه بگویند رحم کنید، آنها سوختند و شهيد شدند، بدون معذرت خواهی از یک خطای انسانی بدرقه منزلگاه ابدیتان شدید، چقدر مظلوم واقع شدید، مگر نه اینکه شما فدای ملت بودید، مگر نه اینکه حافظان امنیتی بودید که از صدر نظام تا کاسبان کوچه و بازار به آن می باليدند این شایسته برخورد با شما نبود، شما خیلی مظلومانه تر از خیلی از مظلومینی واقع شدید که با اندک اشک بازماندگان برای آنها داستانها ساختند. یادتان را گرامی می داريم. نمک نشناسی به ظاهر بزرگان را به اشک یتیمانتان واگذار می كنيم ... جمعي از كهنه سربازان ارتش https://www.uplooder.net/img/image/100/206fbf4cc0c921043667991b2dbb8cae/hasa-n-a-li_ebrahimi_said_13930512-2.jpg
  11. عکس ناوچه کنارک قبل و بعد
  12. نیروی دریایی ارتش حادثه برای ناوچه کنارک را تایید کرد / این اتفاق حین انجام تمرین دریایی رخ داده / شهادت یک نفر و مجروحیت تعدادی از کارکنان ارتش / ابعاد حادثه در دست بررسی کارشناسان فنی است روابط عمومی منطقه یکم دریایی بندرعباس از بروز حادثه برای یکی از شناورهای سبک این منطقه در محدوده آبهای بندر جاسک خبر داد. روابط عمومی منطقه یکم دریایی بندرعباس از بروز حادثه برای یکی از شناورهای سبک این منطقه در محدوده آبهای بندر جاسک خبر داد. به گزارش «انتخاب»؛ بعدازظهر روز گذشته در حین انجام تمرین دریایی توسط تعدادی از شناورهای نیروی دریایی ارتش، شناور پشتیبانی سبک کنارک دچار حادثه شد که تا کنون شهادت یک نفر محرز و تعدادی نیز مجروح شده اند. ابعاد حادثه در دست بررسی دقیق کارشناسان فنی است. ناو کنارک با شماره بدنه ۱۴۰۳ از جمله شناورهای پشتیبانی کلاس هندیجان است که پیش از انقلاب و در زمان رژیم پهلوی از کشور هلند خریداری شد. این ناو با ۴۷ متر طول، ۸.۵ متر عرض و ۴۴۷ تن وزن و آبخور ۲.۹ متر قابلیت حمل بار و نفرات را دارد. علاوه بر این در زمینه تجهیزات رزمی نیز این کلاس از یک قبضه توپ ۲ میلیمتری برخوردار است و همچنین ۴ لانچر موشک کروز ضدکشتی نور نیز برای شلیک علیه اهداف سطحی بر روی آن نصب شده است. قابلیت مین‌ریزی و حمل لانچر پهپاد از دیگر ویژگی‌های این کلاس است که باعث شده از آنها برای ماموریت‌های گشت دریایی و شناسایی نیز استفاده شود منبع::
  13. تهران – ایرنا- روابط عمومی منطقه یکم دریایی بندرعباس از بروز حادثه برای یکی از شناورهای سبک این منطقه در محدوده آب‌های بندر جاسک خبر داد. روابط عمومی منطقه یکم دریایی بندرعباس اعلام کرده است که بعدازظهر روز گذشته در حین انجام تمرین دریایی توسط تعدادی از شناورهای نیروی دریایی ارتش، شناور پشتیبانی سبک کنارک دچار حادثه شده که تا کنون شهادت یک نفر محرز و تعدادی نیز مجروح شده‌اند. ابعاد حادثه در دست بررسی دقیق کارشناسان فنی است. این روابط عمومی اعلام اخبار تکمیلی را به بعد موکول کرد. منبع::
  14. متاسفانه خبر رسیده شناور کنارک در یک تمرین رزمی دچار حادثه شده که به گفته سخنگوی ارتش یک ملوان شهید و تعدادی زخمی شده این حادثه در منطقه جاسک اتفاق افتاده کارشناسان در حال ارزیابی حادثه هستن این حادثه غم بار را به ارتش و نیروی دریایی تسلیت میگم
  15. فعلا کشتی کنارک رو دریابیم که بدجور خرابکاری رخ داد
  16. توی برخی کشورهای آفریقایی که اقتصاد نابود شده و تورم بیداد میکنه مردم برای مبادلات کیسه های پر پول رو روی ترازو وزن میکنن و از روی وزنش می‌فهمن چقدر پول پرداخت شده حضرات برای رفتن به خارج درتوانشون نیست که کیسه کیسه پول رو با خودشون حمل کنن برای همین نه یکی نه دوتا بلکه 4 تا صفر رو حذف میکنن تا جیبشون پاره نشه و دیسک کمر نگیرن بخاطر حمل این همه پولی که از اختلاس ها بدست اوردن از طرفی موقع اعلام هو چون عدد کوچکی اعلام میشه حساسیتها هم ناچیز میشه و از همه مهمتر میشه مبالغ خیلی بالاتری رو اختلاس کرد و کمتر بچشم میاد تف به..... خودشون و پدرشون و بچه هاشون
  17. حذف 4 تا 0 از پول ملی عاقبت بعد از چهل سال مدیریت درماندگی به آخرین حد رسید . تنها راهکاری که به مغز فندوقی مسپولین رسید کاهش چند صفر است . ایکاش قبل از تصمیم گیری با چند دانش آموز دبستانی یا چند مهد کودکی مشورت میکردند . از یک عزیز مهد کودکی اگر سپوال میکردند برای جلوگیری از بی ارزش شدن اسکناس ایران چه باید بکنیم جوابشان را میداد . جواب این بود : 1- جلوی دزدی های کلان را بگیرید 2- ثروت و سرمایه های ایران را در منطقه بی جهت هزینه نکنید 3- با دنیا و به خصوص با آمریکا از در آشتی درآیید . دیدید چقدر ساده بود ؟ تنها راهکار همین است و بس
  18. سراسر سال های پر افتخار دفاع مقدس سرشار از افتخارات و خاطراتی است که رزمندگان دلیر اسلام آن را رقم زده اند، جبهه برای خود یک فرهنگ خاصی بود که در طول تاریخ جاری خواهد شد و فرهنگ سازی خواهد کرد.جبهه یک دانشگاه بود ، دانشگاه انسان سازی... فرهنگ اصطلاحات و لغاتی که در طول دفاع مقدس جریان داشت یادآور شور و نشاطی است که در آن سالها در میان رزمندگان جاری بوده است.پایگاه خط شکن نمونه کوچکی از آنها را در این مجموعه گردآوری کرده است... الف آ‌ب و روغن را چك كردن منظور سر و سامان دادن به وضع خود و پيش‌بيني‌هاي لازم را براي پيمودن مسيرهاي طولاني در عمليات انجام دادن. چرا كه در بين راه جايي براي رفع قضاي حاجت و رفع تشنگي و... نداشتيم. آب زير كاه غواصان و نيروهاي عملياتي كه در زير آب كار مي‌كردند و بايد از تيز هوشي و فراست بالايي برخوردار مي‌بودند، تا از نگاه دشمن پوشيده بمانند و زمينه را براي وارد عمل شدن نيروهاي ديگر فراهم كنند. اين عبارت تصرفي است در اصطلاح «آب زير كاه». آب شنگولي به نوشيدني خوش‌طعم مثل كمپوت سيب و گلابي،‌ گيلاس و آلبالو، نوشابه و مايعات خنك و مطبوعي كه در هواي گرم، وقتي كه از آسمان گويي آتش مي‌باريد، بچه‌ها را به وجد مي‌آورد و با نوشيدن آن به اصطلاح سرحال و شنگول مي‌شدند، گفته مي‌شد. خصوصاً در هنگامي كه عمليات بود و در راهپيمايي‌هاي بعضاً هفت تا هشت ساعته و زماني كه روز بالا مي‌آمد و جز خاكريز و چاله‌چوله‌هاي ناشي از انفجار و چفيه‌اي كه بر سر مي‌كشيدند هيچ سرپناه و سايباني نبود، اين نوشيدني به كمك آن‌ها مي‌آمد. آب كيلويي به آب‌هاي باز و بدون بطري كه به وسيله تانكرهاي قابل حمل و نقل در اختيار رزمندگان قرار مي‌گرفت گفته مي‌شد و اين اصطلاح در مقابل آب «آك‌بند» «آمولو» به كار برده مي‌شد كه تصفيه شده و با كيفيت بود. 1-نام تجاري يك نوع آب معدني است كه در قوطي‌هاي دربسته موقع عمليات‌ها از آن استفاده مي‌شد. آبروي هيأت كسي كه بچه‌هاي هيأت (گردان يا دسته) به ‌او مي‌باليدند و به وجودش افتخار مي‌كردند، يا به عبارت ديگر شأن و احترام مجموعه و دسته كه ‌همگي سعي در حفظ آن داشتند و اگر كسي از روي سادگي و بي‌اطلاعي حرفي مي‌زد كه موجب خنديدن حاضرين مي‌شد، يا در بحث‌ها به ‌اصطلاح «كم مي‌آورد» دوستانش به‌او مي‌گفتند: « آبروي هيأت را بردي.» آبكش كسي كه بدن او مثل آبكش سوراخ سوراخ بود، جاي سالم در بدن نداشت. هرچه جاي زخم و جراحت و تير و تركش بود. آبگرمكن ايراني به موشك‌هاي ساخت ايران، آبگرمكن ايراني مي‌گفتند. موشك‌هاي 9 متري و 12 تيري كه در جنگ شهرها، براي زدن تأسيسات نظامي و اقتصادي دشمن استفاده مي‌شد، كه اشاره دارد به خوش هيكلي آن كه مثل آبگرمكن نفتي بزرگ و سنگين بوده است. آبي ‌خاكي اصل اصطلاح آبي خاكي در جبهه به نيروهاي مخصوص و غواصي اطلاق مي‌شد كه از كارآيي نسبتاً خوبي برخوردار بودند و در ارتش به "تكاور" و "رنجر" معروف‌اند؛ اين نيروها هم در خاك و خشكي عمل مي‌كنند و هم در آب. اين اصطلاح به خودروها و نفربرهاي ادواتي كه هم در آب كارايي داشتند هم در خشكي نيز اطلاق مي شد. آتش تداركات همان آتشي كه قبل از رسيدن نيروها به خط اول دشمن براي سرگردم كردن مزدوران مي‌ريختند و در پناه اين آتش بود كه رزمندگان پيشروي مي‌كردند. آتش فرستادن آتش فرستادن با توپخانه، اسم كد بود، گلوله‌اي پرتاب كردن، تعبيري بود براي درخواست گلوله‌هاي فسفري كه دود سفيدرنگي از آن متصاعد مي‌شد، براي هدايت آتش تخمين‌زده مي‌شد، «سيگاري فرستادن» هم مي‌گفتند. آتش گرفتن جنگل وقتي شخصي ضمن تعريف واقعه‌اي به نقش خودش كه مي‌رسيد ناگزير اشاره‌اي هم به آن مي‌كرد تا حكايت جنبه افسانه به خود نگيرد آن وقت بود كه هركس چيزي از اين قبيل مي‌گفت: «جنگل آتش گرفت، آب بياوريد،‌ سوخت نابود شد و غيره...» و همه‌ي اين تعابير بدين منظور بود كه آن اعمال نيكي كه پاداش آن مثل درختي كه كاشته شده باشد از كثرت آن حالا تبديل به يك جنگل شده ولي به خاطر ريا و تظاهر به آن عمل آتش گرفته و نابود شده است. آچار فرانسه ي گردان نيرويي كه به درد همه كار مي‌خورد و بدون اين‌كه مسئول مستقيم كاري باشد، وقت و بي‌وقت و در همه‌ي شرايط وجودش مشكل‌گشا و سمبل كارآيي و توانايي و هنر بود. آخر نيمه ي اول گل زدن در نيمه‌ي اول خدمت پاسداري (وظيفه) كه مدت آن دو سال است، شربت شهادت را نوشيدن و به هدف رسيدن، يا به اصطلاح گل‌زدن و برنده شدن. آدم آهني كسي كه جاي سالم در بدن نداشت، مثل زمين زراعت، گويي تركش دشمن تنش را شخم‌زده. يك‌پارچه پوشيده‌ از آهن. كسي كه با وجود صدها تركش در بدن هم‌چنان در جبهه حضور داشت و اعتنايي به آن نمي‌كرد به شوخي بعضاً به چنين شخصي مي‌گفتند: «آهن‌ربا به بدنش مي‌چسبد.» آدم بيدار كن نمازشب خوان _ كسي كه در تاريكي مطلق سنگر، شب هنگام براي راز و نياز با خدا برمي‌خيزد و به ناگزير در آن بستر به هم فشرده، تا مي‌خواست براي وضو ساختن بيرون بيايد دست و پاي بعضي از بچه‌ها را لگد كرده و از خواب بيدارشان مي‌كرد. آرپاره خمپاره‌اي كه ته ‌آن را به عنوان خرج براي آرپي‌جي استفاده مي‌كردند. دو حرف اول آن از «آرپي‌جي» و بقيه‌ي حروف از «خمپاره» گرفته شده بود. يعني سلاحي كه از تركيب خمپاره و آرپي‌جي به وجود آمده بود. «آرپاره» را گاهي «خم‌پيچي» هم مي‌گفتند. آرپي ‌جي زدن به خاكريز وسط حرف كسي، صحبت كردن و صحبت او را قطع كردن، اصطلاحات «لنگه پوتين پرت كردن»، «اعلام كد كردن» و «روي فركانس رفتن» نيز به همين معنا هستند. افرادي كه حرفشان قطع شده بود هم بيشتر مي‌گفتند: «پايت گلي نشود»، «وقتي دوتا دوشكا كار مي‌كنند، يك كلاش نمي‌آيد وسط تق‌تق كند.» يا «خشاب كه پر نمي‌كنيم»، «خاكريز كه نمي‌‌زنيم.» و... آرپي‌جي‌زن آرپي‌جي‌زن: كسي كه در حضور جمعي از شخصي تعريف مي‌كرد. البته نسبت به آن‌چه انجام داده است، نه حمد و مدح براي كارهاي نكرده. شخص برمي‌آشفت و مي‌گفت: «آرپي‌جي‌زن، يعني كارم را خراب نكن و آن‌چه در مبارزه با نفس و خودسازي به دست آورده‌ام بر باد نده». آش خرگوشي آش و خوراك. غذايي كه در آن از هويج زياد استفاده مي‌شد، معمولاً هويج‌ها را درشت درشت و در كنار سيب زميني و لوبيا در آن خرد كرده بودند و آدم را به ياد غذاي خرگوش‌ها مي‌انداخت. آقا گل در جبهه وقتي مي‌خواستند يكي از برادران را كه نام او را نمي‌دانستند صدا كنند، مي‌گفتند: آقا گل! آقا گل! و يا به عبارتي مثل: "آقا برادر!"، "اخوي برادر" و "برادر" و نمي‌گفتند: ببين، چيز، فلاني، آقا و از اين قبيل حرف‌ها كه پشت جبهه معمول بود. آماده به خواب منتظر لغو آماده‌باش و مهيا براي به بستر رفتن. مواقعي كه مسأله‌ي خاصي پيش مي‌آمد و يا براي آمادگي رزمي و روحي نيمه‌هاي شب آماده‌باش مي‌دادند، بچه‌ها به شوخي مي‌گفتند: «آماده به خواب» يعني آماده‌ام تا دستور آماده‌باش لغو شود و بخوابم. آمپر جبهه دعا، چيزي كه با آن اخلاص اتصال با خدا را در جبهه مثل آمپر اندازه‌گيري مي‌‌كردند. وقتي توجه و توسل به ‌ائمه عليهم السلام به ‌اوج خود (نقطه‌ي جوش و خروش) مي‌رسيد، مي‌گفتند: «آمپر جبهه به 100 رسيده‌ است.» «آمپر چسبيده به صد» نيز مي‌گفتند، خصوصاً بعد از زيارت عاشورا. آمپول معنويت فرد بسيار مخلص و متقي، كسي كه تزريق چند «سي سي» از اخلاص او كافي بود تا به ‌اصطلاح يك «مريض قلبي‌» را از مرگ حتمي‌ نجات دهد. كسي كه همه سعي مي‌كردند با او غذا بخورند، راه بروند، مصاحبت داشته باشند، در صف نماز كنار او بايستند، و خلاصه بيمار او باشند، تا با واسطه يا بي‌واسطه ‌از خلوص او برخوردار شده، در اين راه به رشد و تعالي برسند. آهن ‌رباي قلب ها جبهه‌ي جنگ، منطقه‌ي عملياتي. آن‌جا كه همه‌ي‌ اشخاص و اصناف را دور شمع وجود خود در آن برهه از زمان جمع كرده، صغير و كبير را شيفته و مجذوب خود ساخته بود. آهن ربا كنايه ‌از حضور مداوم بسيجي در جبهه بود. به طوري كه آن‌قدر زخمي (مجروح) شده بود كه جاي سالم در بدنش نبود و آن‌قدر تركش به بدنش خورده بود كه اگر آهن‌ربا به بدنش نزديك مي‌كرديم، جذب آن مي‌شد و يا به عبارت ديگر بدنش مثل آهن‌ربا، تير و تركش‌ها را جذب مي‌نمود. ابابيل گلوله‌هايي كه توسط رزمندگان به سوي مزدوران بعثي پرتاب مي‌شد، تعبيري بود مأخوذ از «طيراً ابابيل» در سوره‌ي فيل مرغاني كه سپاه فيل سوار ابرهه را كه كم به ويراني خانه‌ي خدا بسته بود، با سنگ‌هاي سجيل «دوزخي» سنگ‌باران و تنشان را چون علفي زير دندان حيوان خرد كرد. اتاق خادمين اتاق فرماندهان چادر و سنگرهاي فرماندهان. نسبت خادمين را كه فرماندهان بيش از هرچيز و هركس به خود مي‌پسنديدند از وقتي در جبهه رايج شد كه امام خميني (ره) فرمانده‌ي كل قوا فرمودند: «به من خدمتگزار بگوييد بهتر است از اين‌كه رهبر بگوييد». اتوبوس بهشت خمپاره و گلوله‌ي توپ و تانك و امثال آن. بدين خاطر كه بچه‌ها بعضاً به وسيله‌ي اصابت آن‌ها به فيض شهادت مي‌رسيدند و به بهشت خشنودي حق تعالي راه مي‌يافتند، گويي اين توپ و خمپاره‌ها، اتوبوس مخصوص بهشت بود كه همراهان خود را به مقصود و مقصد مي‌رساند. اتوبوس سوار شدن در جبهه اگر رزمندگان مي‌خواستند به همديگر التماس دعا بگويند، مي‌گفتند: «اتوبوس سوار شدي ما را هم سوار كن!» يعني در راه رسيدن به محبوب و خشنودي او ما پياده‌ايم و تو سواره و سزوار نيست كه سواره رعايت حال پياده را نكند. قدر مشترك تشبيه اتوبوس سوارشدن به نماز شب خواندن در ظرفيت چهل سرنشين داشتن اتوبوس و استحباب دعا براي چهل مؤمن در قنوت نماز شب بود. اتوبوس هوايي اتوبوس به هواپيماي باربري سي _ 130 گفته مي‌شد. زيرا ظرفيت و گنجايش زيادي داشت. مثل اتوبوس نسبت به ساير وسايل نقليه‌ي سواري ديگر. اجر شما با امور مالي وقتي كسي براي انجام كار بهانه مي‌آورد يا مشخص مي‌شد كه كار براي رضاي خدا انجام نگرفته، به شخص مورد نظر مي‌گفتند: «اجرت با امور مالي» يعني كار قربة‌الي‌الله نمي‌كني، پس حواله‌ات به فرد دنيوي و جزاي كار را به بنده‌ي‌ خدا واگذار مي‌كردند. ادبات، ادااطوار اين اصطلاح براي واحد «ادوات» كه محل سلاح‌هاي سنگين از قبيل: خمپاره، گرينوف و ضدهوايي بود به كار مي‌رفت كه كنايه از ادب كردن دشمن هنگام رزم داشت. از آن‌جايي كه نيروهاي اين واحد در هنگام درگيري از حركات و جنب و جوش بسيار برخوردار بودند، به اين واحدها واحد ادااطوار نيز مي‌گفتند. ادركني «ادركني» به جاي اين‌كه بگويند مواضع دشمن را بزن يا زير آتش بگير، مي‌گفتند «ادركني». اژدهاي هفت سر آنتن بي‌سيم را از آن جهت كه هفت قطعه بود، هفت سر و بدان دليل كه وسيله‌ي مهمي در جنگ بود، اژدها مي‌گفتند. اصالت وجودي كسي كه اول غذا مي‌خورد بعد نمازش را مي‌خواند، به وجود بيشتر مي‌رسد تا سجود! اصل برايش شكم بوده و به آن بيشتر ايمان دارد. البته نوعي مزاح بود «اول وجود بعداً سجود». اصلاح دامادي اصلاح سر و صورت قبل از عمليات، اصلاحي كه براي بعضي رزمندگان اصلاح آخر بود، هماناني‌ كه در حين عمليات به شهادت مي‌رسيدند و با سر و رويي آراسته، در جوار حق مأوا مي‌گرفتند. اضافه ‌كاري نمازشب خواندن و تهجد. پاسي از شب گذشته، وقتي همه خوب خوابشان مي‌برد، كساني بودند كه ‌از چادر و سنگر بيرون مي‌زدند و تا صبح، حسابي‌ با خدا حال و حول مي‌كردند؛ يعني همان «پالگدكن»‌ها، «فانوس به دست»‌ها و كساني كه «عطششان زيا د بود» و بعد از روشن شدن هوا يكي‌يكي سر و كله‌شان پيدا مي‌شد، بچه‌ها هم با آن‌كه مي‌دانستند موضوع از چه قرار است، رو به آن‌ها مي‌كردند كه: «معلوم هست كجاييد؟» بعد خودشان اضافه مي‌كردند: «لابد طبق معمول رفته بوديد اضافه‌كاري!» افقي برگشتن وقتي كسي به منطقه اعزام مي‌شد، با پاهاي خودش مي‌رفت (به صورت عمودي) و وقتي شهيد مي‌شد، به صورت درازكش او را از جبهه (به صورت افقي) به شهر برمي‌گرداندند. اين اصطلاح مترادف با شهيد شدن بود. الاغ هوايي هواپيماي سي يكصدوسي (c.130) هواپيمايي كه خدا ساخته‌اش براي بار بردن، از سلاح‌هاي سبك و نيمه‌سنگين و سنگين رزمي تا وسايل نقليه‌اي كه بايد در كار دفاع باشند، همه و همه مهمان خوانده و ناخوانده‌ي اين هواپيماي باربري بودند؛ اين الاغ مدرن پيچ و مهره‌اي كه ظرفيت نسبتاً خوبي هم براي اين قبيل نقل و انتقالات داشت. التماس غيبت به ياد ما هم باش، ما را هم به خاطر بياور ولو با غيبت كردن! ولو در وصف كردن به بدي. كنايه از اين‌كه اگر نام ما قابل بر زبان راندن در مواقع مناسب و مطلوب نبود، براي مورد غيبت قرار گرفتن هم آماده هستيم. الريا سنتي ريا كردن آيين من است. هيچ‌كس به اندازه‌ي من متظاهر نيست. كنايه از اين‌كه من خودم از عالم و آدم بدترم، به گونه‌اي شكسته‌نفسي و ملامت بود. الك كردن بد غذا خوردن_ اسراف به وسيله حيف و ميل كردن و ريختن مقداري از خوراك به داخل سفره هنگام كشيدن غذا و خوردن آن. الله اكبر اين عبارت براي درخواست آتش ادوات يا توپخانه به كار برده مي‌شد و در جواب او قبضه‌دار و مسئول آتش مي‌گفت: «جانم فداي رهبر» يعني آتش را فرستادم، تحويل بگير. اِم چماق سلاح ام (1.M) سلاحي كه به جاي گرم بودن و خاصيت و كاربرد جنگي داشتن به چوب و چماقي مي‌ماند كه بايد آن را به عنوان سلاح سرد بلند كني و بر فرق خصم بكوبي، خصوصاً وقتي فشنگ در آن گير مي‌كند كه اگر در چنين وضعي، وزن و سنگيني آن را هم به اين رديف مشكلاتش اضافه كنيم، شايد چيزي از يك چماق كم نداشته باشد. املتي لباس رنگ رو رفته‌ي ‌از كار افتاده كه ‌از بس از آن كار كشيده، مثل رنگ گوجه و تخم مرغ و تركيب اين دو شده ‌است .به لباس‌هاي چريكي (پلنگي) داراي رنگ‌هاي سبز و قرمز، زرد و مشكي نيز مي‌گفتند. امورخالي امور مالي. به ‌اين علت كه غالباً خالي از وجه نقد بود اطلاق مي‌شد. كم نبود بچه‌هايي كه چند ماه و گاه چند سال ماهانه‌شان عقب افتاده بود، غير از كساني كه ‌اصلاً مراجعه نمي‌كردند و خود را طلبكار نمي‌دانستند. انا اعطينايي نماز بدون طول و تفصيل، استفاده ‌از اذكار و اوراد به نحو مختصر و مفيد، كش و قوس ندادن حمد و سوره. قرائت سوره‌هايي مانند «انا اعطيناك الكوثر» بعد از سوره‌ي حمد به جاي سوره‌هاي بلند نظير سوره‌ي «بقره» و «آل عمران». اين عبارت را جايي به كار مي‌بردند كه ‌امام جماعت اهل نماز خواندن با حوصله و سر فرصت بود، در چنين مواقعي قبل از قامت بستن وي، براي اين‌كه بگويند بعد از نماز كار داريم زياد معطل نكن، مي‌گفتند: «انا اعطينايي بخوان.» ايراني صحبت كردن وقتي دو نفر در جمع بچه‌هاي فارسي زبان، با همديگر تركي صحبت مي‌كردند، و بقيه مي‌خواستند بگويند طوري صحبت كنيد كه ما هم بفهميم، مي‌گفتند: ايراني صحبت كنيد يا مي گفتند: «لطفاً بزنيد كانال يك». يعني ما چيزي از صحبت‌هاي شما نمي‌فهميم. ايستگاه كسي را گرفتن وقتي كسي فرد مخاطب را روي وضعيت موردنظر خود نگه مي‌داشت، و به اصطلاح پشت جبهه‌اي‌ها آن فرد را سر كار مي‌گذاشت، اين عبارت و عبارت «فركانسش را گرفته‌اند» به كار برده مي‌شد، كه هر دو از اصطلاحات بچه‌هاي مخابرات بود. هم‌چنين وقتي دو نفر با هم گفت‌وگو مي‌كردند و شخص ثالثي به ناگاه وارد مباحثه‌ي آن‌ها مي‌شد، به شوخي رو به وي كرده مي‌گفتند: «ازفركانس ما برو بيرون». آتش خاموش کن:آتش قبضه های خودی،وقتی نیروهای دشمن به شدت مواضع ما را می کوبیدند،با پرتاب اولین گلوله های ایران ناگهان توپ خانه شان از حملات خود می کاست و چون اصولا آتش ریختن را عراقی ها شروع می کردند نیروهای خودی "آتش خاموش کن"می شدند. آجر شهید،کد رمز در اصطلاح بی سیم. پنیر مانده،خشک شده و از دهان افتاده و بی وصرف. آجر پلاستیکی: کتلت از نوع جبهه ای آن،غذایی سخت و سفت و خفه کننده،همان خوراکی که وقتی کسی در خوردن آن به زحمت می افتاد به او می گفتند"سمبه بدهم؟با آفتابه آب بیاورم؟" آچار فرانسه: مسئول تدارکات یگان،کسی که همه کار از او بر می آمد و به امور مختلف مسلط بود. آچار همه کاره: چفیه،پارچه ای که از آن به جای سفره،لنگ حمام،تور ماهی گیری،حوله،باند زخم و امثال آن استفاده می کردند. آخ جون مرخصی: جراحت ناشی از ترکش کوچک که به مرخصی و رفتن به عقب منجر می شد.کنایه است از اهل مبارزه و مقاومت نبودن! آخرین صراط: نقطه اوج درگیری،خط پایان،محل شهادت،موضعی خطرناک و مرگ آفرین. آخرین نامه: وصیت نامه آخرین هشدار: تیر مستقیم تانک،نشانه ای از جدی بودن جنگ و نزدیک بودن دشمن آدامس شیک: کد رمز:التماس دعای مخصوص،سفارشی،شبانه،یواشکی و کامل(کوتاه شده کلمات)" آدم خفه کن: چلو مرغ،غذای شب عملیات،کنایه از شهادت است که طبعا بعد از شام آخر احیانا محقق می شود. آدم کُش گردان: امدادگر!کنایه از ناشی بودن نیروهای امدادرسان خصوصا در شرایط عملیاتی و خطوط مقدم. آدیداس بسیجی: کفش کتانی راحت نسبت به پوتین ساق دار با بند بلند بدون زیپ. آر.پی.جی.به برجک زدن: مرخصی گرفتن از فرماندهی در شرایط آماده باش عمومی و حساس جنگ. آر.پی.جی.زن.سفره: فردی که لقمه های بزرگ می گرفت و غذا را نجویده می بلعید. آسایشگاه سالمندان: تدارکات گردان و لشگر،اشاره ای است به مسئولان تدارکات واحدها که معمولا از بین رزمندگان مسن انتخاب می شدند. آش خور های حضرت مهدی(عج): نیرو های رزمنده،بسیجیان. آقای فروغی راد: خمپاره منور آنتن فرماندهی: بی سیم فرماندهی آهنگران گردان: نیروی خوش صدا. ابراهیم: رزمنده ای که از آتش دشمن جان سالم به در می برد و کوچکترین جراحتی بر نمی داشت. اتحادیه دکمه داران: کسانی که دکمه بالای پیراهنشان همیشه بسته بود. احمد بودن: آمادگی رزمی داشتن،اسم رمز و کد بی سیم بود،گفته میشد:احمد باشید،یعنی آماده باشید. اذان گفتن: گلوله باران دشمن در سپیده دم،وسیله دعوت به حق و سبب خیر شدن. ارحم،درهم: اذیتم نکن اذیتت نکنم،کمکم کن هر چند ناچیز. از آنها که...: الغیبه اشد من الزنا،وقتی در خلال صحبت،کسی غیبت دیگری را می کرد می گفتند:"از آنها که..."،کنایه از ادامه ندادن گفت و گو و تذکر به حدیث فوق. از جهنم تا بهشت: از جبهه جنوب تا جبهه غرب کشور،اشاره ای است به گرمای منطقه خوزستان و سردسیری و سر سبزی غرب. استامبولی: ماشین حمل شهید در اصطلاح بی سیم و کد رمز.گفتخ می شد:"استامبولی می خواهیم تا آجر(شهید)ها را جا به جا کند". اسلحه بی فشنگ: آفتابه دستشویی!ئسیله ای که گفته می شد رزمندگان در تاریکی شب بارها با آن از دشمن اسیر گرفتند. اشکانیان،صفویان،سامانیان: به ترتیب:خانواده داغدار شهدا،افراد همیشه در صف کوپن و کسانی که از این جنگ طرفی بستند و به سرو سامانی رسیدند.به مزاح،این سه دسته را سه طایفه و قشر مردم در جنگ بر می شمردند اصول سه گانه تدارکات: داشتیم،تمام شد،فعلا نداریم ،به شما تعلق نمی گیرد!قسمت سوم مخصوص وقتی بود که بچه ها موجودی را می دیدند و تدارکات چی دیگر اصل آن را نمی توانست حاشا کند. اطلاعات تدارکات: بچه های شکمو،کسانی که به خاطر رودربایستی با شکمشان و مراجعه مکرر به تدارکات،به صورت علنی و پنهانی و تک و پاتک همیشه حساب موجودی آذوقه و تنقلات دستشان بود! اطلاعات عملگی: واحد اطلاعات عملیات،واحدی که نسبت به سایر واحد های سازمان رزم گرفتاری و مسئولیت بیشتری داشت. التماس پتو: تقاضای جای برای خوابیدن،به معنی جا باز کردن در کنار خود. الذین امنون وقت چایی گشنه مون: درخواست چای و غذا از شهردار و مسئول سنگر یا چادر با چاشنی مزاح و بدون تحکم. الهی ضعف بدنی و دقت جلدی: خدایا دقت کن جلد ما پاره نشود،به کنایه تعبیری بود که در مواقع بمباران و جنگیدن به کار می رفت. انجمن خروسان جنگی: نیروهای تبلیغات،بچه هایی که بخشی از وظیفه شان توجه داشتن به اوقات شرعی و اقامه نماز پنج گانه بود. اوشین پلو: برنج سفید بدون مخلفات. ایران تایر: پوتین های بسیجی. ایران گونی: شلوار و اورکت بسیجی ساخت وطن. ایستگاه بدنسازی: ایستگاه صلواتی. منبع :كتاب فرهنگ جبهه (اصطلاحات) https://www.uplooder.net/img/image/10/9036f05e1c358258d09a62df4bdda049/hasa-n-a-li_ebrahimi_said_13930512.jpg
  19. از لشکر92 زرهی اهواز به سپاه پاسداران مامور شده بودم عملیات بدر شروع شده صبح عمليات بدر، نزديك جاده خندق، وقتي عراقي‌ها مقاومت جانانه بچه‌های ارتش و بسیج را رو ديدند، با نامردي تمام، سمت بچه‌هاي لشكر نصر را با شيميايي زدند. مقاومت بچه‌ها شكسته شد. ستون تانك بود كه از رو جاده خندق به سمت پشت سر ما حركت كرد؛ از بالاي سر هم هواپيماهاي غار غاري دشمن كه شبيه هواپيما هاي سم پاشي بود، بچه‌ها رو با كاليبر و راكت هدف قرار مي‌دادند. محشر به پا شد... بالگرهای دشمن بی رحمانه شلیگ میکردند!!!! پشت سر، 40 كيلومتر آب هور. جاده مقابل هم خودروهاي عراقي با نيروهاي پياده داشتند به ما نزديك مي‌شدند. صداي شليك اسلحه‌هاي سبك و سنگين، گوش فلك را كر مي‌كرد. ناچار شديم كمي از جاده خندق فاصله بگيريم. توي مسير برگشت،باچند نفر از بسیجان مشهدی بودم پيكر مطهر شهيدان را یکی یکی نشان می داد و میشناخت محسن يادگاري، كتابي، عطريان، ابراهيميان و ده‌ها شهيد كه خيلي‌هاشون را نمي‌شناختند و بيشتر بچه‌هاي مشهد بودند، انسان را دیوانه می کرد. با دو نفر از بسیجیان بنامهای عابدینی زاده و رضا انوري كنار جاده يك سنگر پيدا كرديم.و برای استراحت پناه گرفتیم ديگه وضعيت قابل وصف نبود. يك راديوي كوچك همراه يكي از شهدا بود. برادر بسیجی برداشت و روشنش كرد. ساعت حدود 10 صبح بود. هوا گرم و شرجی بود توان راه رفتن را سلب کرده بود راديو داشت برنامة خردسالان پخش مي‌كرد. صداي خانمي مي‌آمد كه به جاي قورباغه صحبت مي‌كرد! حرفي از عمليات نبود! حرفي از تانك‌هاي عراقي با گلوله‌هاي مستقيم كه سنگر هاي انفرادي رو هدف قرار مي‌دادند، نبود. با شليك هر گلولة مستقيم، تكه‌هاي بدن عزيزي به هوا مي‌رفت، اما راديو همچنان «خاله قورباغه» را پخش مي‌كرد! با همة نفرت راديو را به ديوار سنگر كوبيد و فرياد كشيد: بابا بگو دارند بچه‌ها را تكه‌تكه مي‌كنند. بخدا داتند بچه ها را قطعه قطعه می کردند خدایا خودت به داد ما برس سروان بازنشسته حسنعلی ابراهیمی سعید https://www.uplooder.net/img/image/57/54bf62727b39495da8f43bdcd62f665b/hasa-n-a-li_ebrahimi_said_13931008_(4).jpg منبع::http://kohne_sarbaz_iran.rozblog.com/Forum/Post/2038
  20. هواپیمای هشدار دهنده زودهنگام، ایکوس ایی-2 هاوکی شرکت گرومن که امروزه بخشی از نورثروپ است در دهه 1950 یکی از فعال ترین شرکتهای نظامی غربی بود. این شرکت برای نیروی هوایی و دریایی هواپیما میساخت و دستاوردهای زیادی برای این دو نیرو همچون به ارمغان داشت. در سال 1955 نیروی دریایی امریکا به یک هواپیما هشدار دهنده زود هنگام نیاز داشت که بتواند از روی ناو هواپیما بر دست به عملیات بزند. گرومن شروع به کار نصب یک رادار روی هواپیمای سی-1 زد. سی-1 یک هواپیمای دو موتوره پیستونی بود که توسط خود گرومن ساخته شده بود و دارای نقش ترابری ناو نشین برای رساندن تدارکات به ناوهای هواپیما بر بود گرومن تصمیم گرفت تا یک رادار آ پی اس 82 را روی سی-1 نصب کند که هواپیمای جدید را ایی-1 نامگذاری کرد. این هواپیما وارد خدمت شد و در دهه 1960 در مجموع 88 فروند از آن ساخته شد ولی نیروی دریایی نیاز به هواپیمای پرسرعت تر و دوربردتر را داشت. در واقع ایی-1 یک راه حل موقت بود. گرومن همچنان که برای تامین نیاز فوری نیروی دریایی امریکا دست به تولید ایی-1 از سال 1959 زده بود، روی یک طرح جدید که شبیه سی-1 بود، نیز کار را آغاز کرده بود. نتیجه کار هواپیمایی جدید ایی-2 هاوکی بود که در سال 1960 اولین بار به پرواز در آمد آواکس یک رادار پرنده است. از آنجایی که زمین گرد است رادار زمینی حتی در بهترین حالت تنها میتواند ارتفاع پست را تا برد 40 کیلومتر پوشش دهد آنهم در شرایطی که منطقه وسیع و بدون مانع باشد. در مناطق کوهستانی پوشش ارتفاع پست با رادار زمینی غیر ممکن است زیرا کوه ها و پستی و بلندی زمین مانع دید رادار میشوند. ولی آواکس چنین مشکلی را ندارد. حتی میتواند هدفی را روی زمین رسد کند و بسته به ارتفاع پرواز حتی تا 300 کیلومتری میتواند هر هدفی را در ارتفاع چند متری زمین نیز مشاهده کند از این رو هیچ شبکه دفاع هوایی بدون آواکس کامل نیست. همچنین متحرک بودن و سرعت بالای جابجایی آواکس این امکان را می دهد که تنها در عرض چند ساعت هزاران کیلومتر از آسمان را جستجو کرده کاری که برای انجام آن نیاز به چندین رادار است ضمن آنکه آن رادارها نیز در نهایت ارتفاع پست را پوشش نمیدهند ایی-2 بسیار شبیه سی-1 بود. دارای بالی در بالای بدنه با خاصیت جمع شوندگی برای جایگیری کمتر روی ناو هواپیما بر و از دو موتور بهره میبرد. دارای سکان عمومی مانند سی-1 بود ولی سی-1 دارای دو سکان عمودی بود ولی ایی -2 دارای چهار سکان عمودی بود. ایی-2 برای دست یابی به سرعت بیشتر از دو موتور توربوپراپ استفاده میکرد در حالی که ایی-1 دارای موتور پیستونی بود. موتور ایی-2 از نوع الیسون تی 56 – آ 8.8 آ بود که دارای قدرت 4050 اسب بخار بود و مدلهایی از این موتور تا قبل از این روی سی-130 و پی-3 نصب شده بود. موتور دارای یک ملخ چهار تیغه بود و از یک رادار AN/APS-96 با یک آنتن چرخشی بر روی بدنه به شکل بشقاب بهره میبرد. این رادار بر روی باند بی کار میکرد و دارای برد 370 کیلومتر بود و 6 دور در دقیقه میچرخید و میتوانست هر هدفی را از ارتفاع 5 تا 9100 متری کشف کند. رادار بر روی فرکانس یو اچ اف کار میکرد که اختلال پذیری کمتر در سطح دریا و شرایط آب و هوایی نامناسب دریا داشت هواپیما دارای شش خدمه است که شامل خلبان، کمک خلبان، مهندس پرواز و سه کاربر رادار که پشت صفحه های گرد تک رنگ بزرگی قرار داشتند. دو نفر از افسران کاربر رادار و نفر سوم فرمانده آنها بود که در میانه بدنه هواپیما جا دارند. همچنین این سه کاربر مسئول استفاده از چندین سامانه هشدار دهنده، جنگ الکترونیک و شناسایی دوست از دشمن را میباشند. اولین نسخه تولیدی که ایی-2 مدل آ نام داشت در سال 1964 وارد خدمت شد و 59 فروند از آن ساخته شد و در سال 1959 خط تولید بسته شد. ایی-2 مدل آ مشکلاتی داشت که نیروی دریایی را کلافه کرده بود. در مرحله اول به عنوان هواپیمایی که از اولین سامانه رایانه ای کنترلی برای طبقه بندی اطلاعات رادار بهره میبرد دارای مشکلاتی در پرواز بود و همچنین برای مشگلات سازه کل ناوگان را چند ماه زمینگیر کرد تا گرومن این بار با اصلاحاتی نسخه جدید ای-2 مدل بی را به نیروی دریایی پیشنهاد کرد ایی-2 مدل بی دارای یک سامانه ارتباطی پیشرفته تر برای ارسال اطلاعات برای ناوهای ارتش امریکا و همچنین یک رایانه دیجیتال که جای رایانه انالوگ در مدل قبلی را گرفته بود میشد. این نسخه در سال 1969 وارد خدمت شد و تا سال 1971 در مجموع 49 فروند مدل آ به نسخه بی ارتقا یافتند رادار آ پی اس 120 دارای برد 450 کیلومتر بود و میتوانست 650 هدف را رهگیری کند. همچنین این توان را داشت که حتی اهداف پرواز کننده در ارتفاع 2 متری سطح آب را نیز کشف کند. این مسئله بسیار مهم بود زیرا در دهه 1970 ارتش امریکا با موشکهایی که قابلیت حرکت در ارتفاع پایین را داشتند روبرو بود. همچنین توان کشف بالگردهای ایستاده بر فراز آب را نیز داشت. دارای هشدار دهنده رادار AN/ALR-59 رایانه جدید او ال-77، سامانه ناوبری و فرود روی ناو AN/ASN-92 و 11 آنتن برای ارسال و دریافت اطلاعات مختلف بود. مدلهای گوناگونی ساخته شد که میتوان به ایی-2 مدل سی که از موتور قویتر تی 56 آ 422 با توان 4910 اسب بخار بهره میبرد ولی بعد از مدتی در خط تولید موتور تی 56 آ 425 روی هواپیما نصب شد که دارای قدرت بیشتری بود(5100 اسب بخار) و از ملخ کامپوزیت بهره می برد نام برد. در سال 1976 تمامی ایی-2 های مدل سی طی ارتقائی به رادار آ پی اس 125 تجهیز شدند که 15 درصد برد بیشتری داشت و دارای پردازنده های سریعتری بود و میتوانست حتی اهداف زمینی را نیز کشف و رهگیری کند که اینها را گروپ صفر نامگذاری کردند گروپ1 نسخه بعدی تولیدی از همان مدل ای-2 مدل سی بود که دارای راداری آ پی اس 138 بودند. این رادار توان این را داشت که تنها به میزان مورد نیاز دست به انتشار امواج راداری برای کاهش شناسایی آن توسط سامانه های غیر فعال بزند. در این مدل همچنین ظرفیت حافظه رایانه از 16 کیلوبایت به 48 کیلوبایت افزایش یافت و سامانه هشدار دهنده راداری جدید روی آن نصب شد. همچنین این رادار میتوانست 2400 هدف را رهگیری کند که بسیار بیشتر از 600 فروند در مدل قبلی بود. این نسخه دارای خط ارتباط خاص برای ارتباط با اف-14 تامکت بود. این خط ارتباطی میتوانست تصاویر رادار ایی-3 را به اف-14 منتقل کند و یا بدون اینکه رادار اف-14 هدف را ببیند ، مختصات هدف را برای شلیک موشک فونیکس به تامکت ارسال کند. 18 فروند از این مدل تولید شد گروپ2 آخرین دسته تولید ای-2 مدل سی بود که در سال 1992 وارد خدمت شد که دارای رادار آ پی اس 145 بودند که برد آن تا 650 کیلومتر افزایش یافته بود و دارای حساسیت بیشتری بود. در این نسخه در کابین افسران رادار دارای صفحه های بزرگ مربعی رنگی بودند و از قلم نوری برای علامت گذاری بر روی نمایشگرها استفاده میکردند در واقع نمایشگرها لمسی میباشند. همچنین گروپ 2 دارای هشدار دهنده لیزری و سامانه ناوبری بر مبنای جی پی اس بود و از لینک ارتباطی ماهواره ای بهره میبرد که جای لینک ارتباطی قدیمی که امواج را برای ایستگاههای روی زمین ویا دریا فرستاده وآنها منابع را تغذیه میکردند گرفت. 75 فروند از گروپ 2 تولید شد. بر اساس گروپ 2، یک نسخه با نام هاوکی 2000 نیز ساخته شده است هاوکی 2000 دارای همان رادار آ پی اس 145 است ولی رایانه مرکزی تعویض شد، خط ارتباطی داده ها تقویت شده و همچنین نرم افزار های جدید برای انجام چندین ماموریت در یک زمان توسط هاوکی 2000 روی آن نصب شد. همچنین این نسخه دارای یک ملخ هشت تیغه بود که باعث کاهش ارتعاشات، کاهش صدا و افزایش سرعت به میزان 25 کیلومتر بر ساعت شد. همچنین کابین خلبان ارتقا یافت و دارای شش نمایشگر رنگی شد. 24 فروند از این نسخه تولید شد که گروپ +2 نیز خوانده میشوند طی یک دهه گذشته نیروی دریایی مدتی به دنبال جایگزین برای ایی-2 مدل سی بود. جایگزین، نسخه ارتقا یافته با نام ایی-3 مدل دی است.از جمله ویژگیهای ایی-3 مدل دی که چشمان آینده نیروی دریایی امریکا است میتوان به رادار آ پی وای 9 اشاره کرد. این رادار یک رادار آرایه فازی است که کارایی کلی آن بسیار فراتر از رادار آ پی اس 149 میباشد. این رادار توان پوشش 3 برابر بیشتر از رادار قبلی ایی-3 مدل سی را دارد. همچنین رادار جدید توان کشف 3000 هدف را دارد و میتواند دست به شبیه سازی حرکت یک هواپیما حتی در صورت گم شدنش از دید رادار به هر دلیل بزند. رادار به صورت ویژه برای کشف جنگنده های نسل پنج چون پاکفا و یا جی 20 ساخته شده است غیر از نیروی دریایی امریکا که کاربر اصلی ایی-2 هاوکی است چندین کشور دیگر نیز این هواپیما را سفارش داده و به خدمت گرفته اند. واقعیت این است که ایی-2 پرکاربردترین و فراگیرترین هشدار دهنده زودهنگام جهان است. فرانسه از جمله مشتریان این هواپیما برای استفاده بر روی ناو های هواپیما بر خود میباشد که تاکنون سه فروند ایی-2 مدل سی را دریافت کرده است. ژاپن بزرگترین مشتری خارجی هاوکی است که در میانه دهه 1980 در مجموع 13 فروند ایی-2 مدل سی را دریافت کرد و در سال 2014 ژاپن رسما تصمیم به دریافت ایی-2 مدل دی را نیز گرفت. اسرائیل اولین مشتری خارجی ایی-2 سی بود که در سال 1981 توانست چهار فروند ایی-2 سی را به دست آورد که یکی از کلید های پیروزی اسرائیل در جنگ سال 1982 این هواپیما بود که هر حرکت نیروی هوایی سوریه را از باندهای پایگاه های هوایی سوریه تحت کنترل داشت و بلافاصله بعد از برخاستن جنگنده های سوری اف-15 اسرائیلی به طرف آنها هدایت میشد و بسیاری از آنها در هنگام تیک آف از روی باند فرودگاه شکار ایگلهای اسرائیلی شدند.اسرائیل در سال 1994 ایی-2 مدل سی خود را به لوله سوختگیری هوایی تجهیز کرد و در سال 2002 آنها را از خدمت خارج کرد و با یک نسخه بومی جایگزین کرد. مکزیک توانست سه فروند از چهار فروند ایی-2 سی ارتش اسرائیل را بعد از خروج از خدمت، در سال 2004 به صورت دست دوم دریافت کند سنگاپور در سال 1987 چهار فروند ایی-2 مدل سی دریافت کرد و سپس آنها را با یک نسخه اسرائیلی و با رادار اسرائیلی جایگزین کرد و هاوکی خود را از خدمت خارج کرد تایوان در سال 1995 توانست چهار فروند ایی-2 سی دست دوم از امریکا تهیه کند که ایی-2 مدل تی نامیده شد و در سال 2006 نیز دو فروند ایی-2 کا دریافت کرد که در واقع هاوکی 2000 بودند. تایوان دو فروند از ایی-2 تی خود را نیز به هاوکی 2000 تبدیل کرده است مصر از سال 1987 توانست پنچ فروند ایی-2 سی را به دست آورد و سه فروند دیگر نیز در دو دهه بعد از آن. ایی-2 مدل سی های مصری به هاوکی 2000 ارتقا یافتند و مصر در عملیاتی در سال 2015 بر ضد داعش از آنها بهره برد عکس متعلق به ایی-2 مدل سی هاوکی نیروی دریایی امریکا به شماره سریال 164496 در دریای مدیترانه در تاریخ 15 اگوست 2013 میباشد منبع: صفحه عقابان آسمان
  21. امروز یک کلیپ دیدم و در کانال تلگرامم گذاشتم که خلبانی از خیانت بنی صدر میگفت اگر گلبپ را پیدا کردم اینجا ارسال میکنم متاسفانه از همان دوران دفاع مقدس خیانت بود که همگی در راس بودند
  22. برای رمز گشایی از اتفاقات ناگوار اوایل انقلاب تا امروز باید صبور باشیم . گذشت زمان همۀ حقایق را برملا میکند . تنها موردی که سبب تأسف شده و میشود این است که در این میان عمر خیلی از افراد تباه میشود . در جابجایی قدرت و حکومت ها همواره افراد بیگناهی فدا میشوند . مهم این است که انسان نزد وجدان خودش شرمنده نباشد . تردیدی نیست که ماجرای بمب باران هلی کوپترهای دشمن رد پای افراد زیادی هست که نگذاشتند و نمیگذارند دیده شود . رابطه با دشمن از روزهای اول انقلاب وجود داشته است ولی هیچگاه زابط ها افراد نظامی و از ارتشیان نبودند . رابطه توسط افرادی چون رفسنجانی و . . . همواره برقرار بوده است . شعار مرگ بر آمریکا و تحریم برای مردم است و زندگی ذز آمریکا برای حرام لقمه هایی که فرزند بعضی مسئولین هستند . گرین کارت کشور دشمن هم در جیب مسئولین است . صبور باشیم تا به لطف خدا پرده برافتد .
  23. آقای آذربرزین می گوید در این دیدار بهمن باقری، "آنان که قصد فروپاشی ارتش ایران و به خصوص نیروی هوایی را داشتند" را به پرونده سازی برای خود متهم کرده است. سرلشکر شادمهر نیز، که دو هفته پس از بهمن باقری از کار برکنار شد، اگرچه مانند سرلشکر باقری زندانی نمی شود، ولی تا آخر عمر در حاشیه می ماند. هرچند پس از مرگ وی در آذر ۱۳۸۷، جنازه اش به طور رسمی و با حضور جمعی از مقام های وقت ارتش ایران و پیشکسوتان این نیرو تشییع می شود
  24. البته بهمن باقری، دیگر به مطبوعات دسترسی پیدا نمی کند تا روایت خود از ماجرای طبس را، در مقابل روایت های متقابل بیان کند. ولی بیش از سه دهه بعد، عبدالله (شاپور) آذربرزین، که پس از انقلاب به طور موقت فرمانده نیروی هوایی ایران شد، شرحی را از گفتگوی مستقیم خود با سرلشکر باقری در مورد ماجرای هلیکوپترها بازگو می کند که حاوی اطلاعات جدیدی است. این شرح، درکتاب خاطرات او موسوم به "فرماندهی و نافرمانی" (از مجموعه تاریخ شفاهی و تصویری ایران معاصر) منتشر شده که در ۱۳۹۳، یک سال پیش از درگذشت او به چاپ رسیده است. سپهبد خلبان آذربرزین، از سرلشکر باقری نقل می کند که او به دنبال اطلاع از وجود چند هلیکوپتر آمریکایی بر روی زمین، به خلبانان دستو می دهد به طبس بروند تا اگر هلیکوپترها قصد پرواز داشتند جلوی این کار را بگیرند. او می افزاید پیش از رسیدن خلبان ها، نیروهای سپاه منطقه که بدون اطلاع نیروی هوایی در محل حضور داشتند، به تجهیزات داخل هلیکوپترها دست می زنند که باعث "آزاد شدن قفل ملخ ها" و حرکت ملخ هلیکوپترها می شود. به روایت سرلشکر باقری، وقتی خلبان ها می رسند و حرکت پره ها را می بینند، تصور می کنند هلیکوپترها قصد پرواز دارند و همین تصور را به مرکز مخابره می کنند و درنتیجه، رئیس جمهور وقت دستور شلیک به هلیکوپترها را می دهد (یک خلبان سابق ایرانی که با افراد مرتبط با ماجرای طبس نزدیک بوده، در گفتگو با نگارنده، حرکت ملخ هلیکوپترهای آمریکایی را تایید می کند ولی دلیل آن را نه "آزاد شدن قفل" آنها از سوی نیروهای سپاه -که در روایت شاپور آذربرزین آمده- که شدت باد در منطقه می داند). البته در ادامه روایت آقای آذربرزین، از قول بهمن باقری آمده که ابوالحسن بنی صدر دستور زدن هلیکوپترها را بدون در نظر گرفتن "روش جاری" در ارتش صادر کرده و خود سرلشکر باقری به خاطر شلیک به هلیکوپترها از نیروهایش بازخواست کرده است: "پس از رسیدن به تهران از افسر نگهبان مرکز فرماندهی سؤال کردم با چه مجوزی هلی‌کوپترها را به آتش کشیدید، پاسخ داد به امر رئیس‌جمهور". به هر ترتیب، فارغ از آنکه چه کسانی مقصر اصلی تیراندازی ها بوده اند، آقای بنی صدر اساسا این فرضیه را که زدن هلیکوپترها باعث از بین رفتن اسناد محرمانه حساسی شده باشد بی مبنا می داند. او در مطلبی که در ۱۵ اسفند ۱۳۹۱ در نشریه خود یعنی "انقلاب اسلامی در هجرت" منتشر کرده، تاکید می کند که "هیچ حکومتی به کماندوهای مأمور عملیات، اسناد نمی سپرد که با خود به محل مأموریت ببرند". سرانجام باقری و شادمهر بعد از ماجرای طبس، افزایش سوء ظن به فرماندهان نیروهای هوایی و ستاد ارتش، به تدریج به حذف هر دو از سمت های خود می انجامد. در نخستین قدم، در ۱۳ خرداد ۱۳۵۹، سرلشکر باقری فرمانده وقت نیروی هوایی ناچار به استعفا می شود، هرچند ابوالحسن بنی صدر او را پس از کناره گیری به سرپرستی سازمان هواپیمایی کشوری منصوب می کند. حدود دو هفته بعد، نوبت به سرلشکر شادمهر رئیس وقت ستاد ارتش می رسد که در ۲۹ خرداد، با حکم رئیس جمهور برکنار می شود. پس از بهمن باقری و محمدهادی شادمهر، به ترتیب سرهنگ جواد فکوری و سرتیپ ولی الله فلاحی به ریاست نیروی هوایی و ستاد ارتش می رسند (هر دوی آنها تنها یک سال بعد، در سانحهٔ سقوط هواپیمای سی-۱۳۰ ارتش در ۷ مهر ۱۳۶۰ کشته می شوند). با وجود این، سوء ظن های انقلابیون به سرلشکر باقری، هرگز گریبان او را رها نمی کند. او به فاصله کوتاهی پس از استعفا از فرماندهی نیروی هوایی، این بار بر سر کودتای ناکام ۱۸ خرداد ۱۳۵۹ (موسوم به کودتای نوژه) به دردسر می افتد. به دنبال خنثی شدن کودتای نوژه، که به برکناری صدها و اعدام ده ها نفر از افسران ودرجه داران نیروهای هوایی و زمینی در آستانه جنگ ایران و عراق می انجامد، آقای باقری هم در معرض اتهام دست داشتن در کودتا قرار می گیرد. هرچند نه تنها رئیس جمهور وقت، که حتی محمد محمدی ری‌شهری رئیس وقت دادگاه انقلاب ارتش و مصطفی چمران وزیر وقت دفاع هم این اتهام را رد می کنند. آقای ری شهری در همین ارتباط، با تاکید بر اینکه رابطه بهمن باقری با کودتا را "به شدت تکذیب می کند" می گوید: "در بازجویی از تیمسار محققی [سرتیپ آیت محققی رهبر عوامل کودتا در نیروی هوایی] ثابت شد که گروه توطئه‌گر به شدت با تیمسار باقری مخالف بوده‌اند." مصطفی چمران نیز در گزارش ۲۳ تیرماه ۱۳۵۹ خود به مجلس در مورد کودتای نوژه، به اتهامات مطرح شده علیه آقای باقری چنین پاسخ می دهد: "تیمسار باقری کسی بود که قبل از هر کس -جناب آقای خلخالی هم اطلاع دارند- دو ماه قبل این توطئه را به رئیس‌جمهور خبر داد، او اگر می‌خواست بگریزد می‌توانست بگریزد، او اگر می‌خواست با آ‌نها همکاری کند خیلی امکانات داشت، ولی کسی بود که به طور مرتب اخبار توطئه‌گران را به رئیس‌جمهور می‌داد و دولت و رئیس جمهور از کانال‌های مختلف، افکار مختلفی دریافت می‌کردند که یکی از طرف او بود." علی رغم تمام اینها، سرلشکر باقری همچنان زیر ذره بین قرار دارد و نهایتا سپاه پاسداران او را در ۲۱ شهریور ۱۳۵۹، در حالی به عنوان رئیس سازمان هواپیمایی کشوری عازم شرکت در یک کنفرانس بین المللی ایران است، دستگیر می کند. پس از آن، دیگر جز اتهامات مرتبط با ماجراهای طبس و نوژه، مطلب جدیدی در مورد او در رسانه های ایران منتشر نمی شود. سپهبد آذربرزین نخستین فرمانده نیروی هوایی پس از انقلاب، درکتاب خاطراتش، به نقل دیدار خود با بهمن باقری می پردازد که بعد از آزادی از زندان طولانی مدت و پیش از مرگ در غربت، برای معالجه از ایران خارج شده بود. به روایت او: "باقری بعد از انهدام هلی‌کوپترها به جرم جاسوسی برای آمریکا به زندان افتاد بعد از مدتی طولانی از زندان آزاد شد. بینایی چشم خود را از دست داده بود و خیال داشت برای معالجه چشم و سایر عوارض ناشی از زندان طولانی سفری به خارج بکند. روزی به من تلفن کرد جویای حالش شدم گفت سخت مریض است گفتم کجایی گفت در آمریکا... منزل دخترم هستم."
  25. گزارش مشابه دو خلبان اف-۱۴ به دنبال اطلاع مقام های ایرانی از بر جا ماندن تعدادی هلیکوپتر آمریکایی بر روی زمین در حوالی طبس، نیروی هوایی ایران در دو نوبت مجزا، یک بار دو اف-۱۴ و سپس دو اف-۴ را به منطه اعزام می کند. خلبانان کابین جلوی هر دو اف-۱۴، در روایت هایی مغایر با روایت های رسمی، بر مخالفت ابوالحسن بنی صدر با شلیک به سمت هلیکوپترهای آمریکایی تاکید دارند. یکی از این دو خلبان، شهرام رستمی بود که بعدها، از چهره های معروف نیروی هوایی در جنگ ایران و عراق شد و یک دهه بعداز پایان جنگ، برای مدتی به ریاست ستاد ارتش هم رسید. سرتیپ رستمی در مصاحبه ای با حسین دهباشی و برنامه اینترنتی "خشت خام" در ۲۴ مهر ۹۶ می گوید قبل از شلیک جنگنده های اف-۴ به هلیکوپترها، او با اف-۱۴ خود به منطقه اعزام می شود و از برج رادار تهران دستور می دهند که هلیکوپترها را با تیربار بزند. شهرام رستمی می گوید به برج مراقبت پاسخ می دهد اف-۱۴ (که برای حمله به هدف های زمینی طراحی نشده) امکان این کار را ندارد، ولی برج بر مبنای دستوری که از ستاد ارتش آمده بوده دستور خود را تکرار می کند. به گفته آقای رستمی، اما به فاصله کمی از صدور دستور برج رادار، ابوالحسن بنی صدر که با یک هواپیمای فالکون در آسمان طبس بوده فرمان می دهد که "منطقه را نزنید". او می افزاید: "من این را شهادت می دهم در هر جا. آقای بنی صدر گفتند نزنید". سرتیپ رستمی ادامه می دهد: "من از برج پرسیدم که رئیس جمهور می گوید نزنید، شما می گوید بزنید، بالاخره این را برای ما روشن کنید که باید چه کار کنیم. برج هم رفت دنبال سلسله مراتب که جواب را پیدا کند و بدهد... گفتیم ولش کنیم و حالا که اقای بنی صدر هم گفته نزنیم، ما هم... برگشتیم." وی در ادامه، ماجرای اعزام دو اف-۴ به منطقه برای زدن هلیکوپترها را چنین روایت می کند: "آن قدر به آقای باقری [فرمانده وقت نیروی هوایی] فشار آوردند که اینها را بزنید... که اینها اف -۴ از مهرآباد بلند کردند... نمی دانم کجا و چرا این تصمیم را گرفتند. آخرش هم به ضرر آقای باقری تمام شد." روایت شهرام رستمی از وقایع آن روز و مخالفت اولیه بنی صدر با زدن هلیکوپترها، با روایت ۶ اردیبهشت ۹۶ فریدون علی‌مازندرانی خلبان دومین اف -۱۴ اعزامی در روز حادثه به طبس مطابقت دارد. سرتیپ علی‌مازندارنی، در مصاحبه با خبرگزاری تسنیم وابسته به سپاه می گوید هنگامی که در آسمان طبس بوده از رادار تهران به او ابلاغ می شود که هلیکوپترها را منهدم کند و او توضیح می دهد اف-۱۴ "فاقد هرگونه بمب، راکت و یا موشک هوا به زمین" است و نمی تواند با مسلسل چنین کاری انجام دهد. فریدون علی‌مازندرانی روایت می کند: "در همین زمان صدای خلبان جت فالکن که حامل بنی‌صدر رئیس جمهور وقت کشور بود بلند شد که می‌گفت خلبان اف ۱۴ به هیچ وجه اجازه زدن و بمباران ندارد و دستورات صادره فقط از سوی من -پست فرماندهی هوایی- باید اجرا شود". او می افزاید که در نهایت، با عمل به دستور رئیس جمهور وقت، از شلیک به هلیکوپترها خودداری می کند و بعد از بازگشت متوجه می شود اصرار پست رادار تهران برای زدن هلیکوپترها، "از خارج از نیروی هوایی و از دیگر ارگان‌ها، سازمان‌ها و وزارتخانه‌ها صادر و ابلاغ می‌شده است" (بدون توضیح بیشتر). روایت دومین حمله به هلیکوپترها با وجود مخالفت اولیه ابوالحسن بنی صدر با شلیک به هلیکوپترهای آمریکایی از سوی اف-۱۴ ها، روایت خود آقای بنی صدر از وقایع طبس حکایت دارد که او پس از مدتی طبق نظر محمدهادی شادمهر رئیس ستاد ارتش، با شلیک به هلیکوپترها از سوی دو فروند فانتوم اف-۴ موافقت کرده است. رئیس جمهور وقت در کتاب خاطرات خود با عنوان "درس تجربه" می نویسد: "سرلشگر شادمهررئیس ستاد ارتش به من تلفن زد و گفت: اگر آمریکایی‌ها شبانه بیایند و این هلیکوپتر‌ها و هواپیما‌ها را (که در طبس جا گذاشته اند) ببرند، دیگر هیچ آبرویی برای ارتش باقی نمی‌ماند. اینجا [به داخل ایران] که آمدند، ندیدیم. حالا، اگر بیایند و ببرند خواهند گفت پس توی کشور هیچ کس به هیچ کس نیست ...من که نظامی نبودم، قاعدتاً می‌باید سخن مسئول نظامی را می‌پذیرفتم و آن پیشنهاد را پذیرفتم و گفتم همین کار را بکنید." او ادامه می دهد که سرلشکر شادمهر مجوز خواسته بوده تا هواپیماهای نیروی هوایی با تیربار "ملخ هلیکوپترها" را از کار بیندازند تا نتوانند پرواز کنند. با توجه به اینکه در تیربار هواپیماهای جنگنده چنین دقتی را ندارد، در صورت بیان چنین سخنی از سوی سرلشکر شادمهر -که البته افسر نیروی زمینی بود- و قبول آن از سوی آقای بنی صدر، مکالمه طرفین مبتنی بر تصورات غیرواقعی بوده است. بهمن باقری دو روز پس از واقعه طبس، و در حالی که هنوز فرمانده نیروی هوایی است، روایت خود را از دلیل منهدم شدن هلیکوپترها -در حالی که قرار بر "آسیب رساندن" به آنها برای جلوگیری از پرواز احتمالی‌شان بوده- چنین توضیح می دهد: "از طرف ستاد ارتش جمهوری اسلامی ایران دستور داده شده بود که هلی‌کوپترهای امریکایی آسیب رسانده شود تا جایی که قادر به پرواز نباشند، اما متاسفانه در تیراندازی پرسنل نیروی هوایی و در اثر اصابت گلوله به قسمت‌های حساس هلی‌کوپتر‌ها نظیر باک بنزین و موتور دو فروند از هلی‌‌کوپتر‌ها دچار آتش‌سوزی می‌شوند و در نتیجه از بین می‌روند و در این جریان دو فروند از هلی‌کوپترهای دیگر چند سوراخ برمی‌دارند و یک فروند دیگر از هلیکوپتر‌ها سالم است و قابلیت پرواز دارد." فرمانده وقت نیروی هوایی، در گفتگوی خود با شماره ۷ اردیبهشت ۱۳۵۹ کیهان میافزاید: "من جزو افرادی بودم که تیراندازی به هلی‌کوپتر‌ها را تایید نمی‌کردم".
  26. نابودی اسناد محرمانه طبس'؛ بازخوانی اتهامی چهل ساله علیه ارتش چهل سال پیش، در ۵ اردیبهشت ۱۳۵۹، عملیات کماندوهای آمریکایی برای خارج کردن ۵۲ گروگان این کشور از ایران، به شکستی تاریخی انجامید. یکی از مهمترین نتایج واقعه طبس که در روایت های رسمی ناگفته مانده، تاثیر مخرب این واقعه بر ارتش ایران، بر مبنای اتهاماتی بود که منجر به تغییر فرماندهان نیروی هوایی و ستاد کل ارتش شدند. مهمترین استدلال تهاجم به ارتش بر سر آن ماجرا، ادعایی بود که در چهار دهه گذشته، صدها بار از طریق تریبون های رسمی منتشر شده، بدون اینکه در مراجع رسمی اثبات شده باشد یا فرصتی برای طرح روایت های متقابل از همین رسانه ها فراهم شود. موضوع ادعا، عبارت بود از اینکه فرماندهانی در ارتش ایران، در همدستی با رئیس جمهور وقت، برای نابود کردن "اسناد محرمانه" آمریکایی ها در مورد عملیات طبس، به "بمباران" هلیکوپترهای به جا مانده در محل عملیات پرداخته اند. شکل گیری یک نظریه توطئه عملیات آزادسازی گروگان ها، با ورود ۶ هواپیما و ۸ هلیکوپتر آمریکایی به حریم هوایی ایران کلید می خورد اما در طول عملیات، ۳ هلیکوپتر در دو حادثه مجزا دچار نقص فنی می شوند. تعداد هلیکوپترهای باقی مانده برای انجام عملیات کافی نیست و در نتیجه، جیمی کارتر رئیس جمهور وقت آمریکا فرمان توقف عملیات و بازگشت کماندوها را صادر می کند. مطابق روایت رسمی واشنگتن، در حین بازگشت طوفان شن باعث تصادم و آتش سوزی یک هواپیمای ترابری و یک هلیکوپتر و کشته شدن ۸ کماندوی آمریکایی می شود و نهایتا، بقیه نیروها با بر جا گذاشتن هلیکوپترهای خود، با ۵ هواپیما فضای ایران را ترک می کنند. به دنبال این ماجرا دو فانتوم اف-۴ نیروی هوایی ایران، هلیکوپترهای آمریکاییِ رها شده بر روی زمین را هدف حمله قرار می دهند که به تخریب بیشتر آنها می انجامد. همین موضوع، نظریه توطئه مشهوری را در ایران کلید می زند که حکایت دارد عناصر نفوذی آمریکا در ارتش، به دستور ابوالحسن بنی صدر هلیکوپترهای آمریکایی را نابود کرده اند تا مدارک موجود در آنها به دست نیروهای انقلابی نیفتند. چنین نظریه توطئه ای، در آغاز در حد تبلیغاتی سیاسی در میانه درگیری روحانیون انقلابی با رئیس جمهور وقت به نظر می آید که آن زمان، فرماندهی کل قوا را هم بر عهده داشت. اما ادامه اتهامات، تدریجا به افزایش فشار بر ارتش و نهایتا برکناری مقام هایی در حد سرلشکر بهمن باقری فرمانده وقت نیروی هوایی و محمدهادی شادمهر فرمانده ستاد کل ارتش منجر می شود. ردپای این نظریه، در حجم عظیمی از روایت های رسمی مقام های حکومتی ایران، و به ویژه آنهایی که در زمان ریاست جمهوری ابوالحسن بنی صدر با او درگیر بودند، دیده می شود. مثلا اکبر هاشمی رفسنجانی در خاطرات ۱۴ شهریور ۱۳۶۰ خود می نویسد: "پرونده کامل حمله آمریکا به طبس را که آورده بودند، مطالعه کردم... به نظر می‌رسد در رده‌های بالا در ستاد ارتش و نیروی هوایی کسانی با آمریکا همراه بوده‌اند. من‌جمله سرتیپ باقری، فرمانده آن روز نیروی هوایی و تیمسار شادمهر رئیس ستاد آن زمان، اعمال مشکوکی انجام داده‌اند." او اعمال مشکوک منتسب به این دو فرمانده را "دستور تخریب هلیکوپترهای آمریکایی مانده در طبس" و همچنین "جمع کردن‌ ضد هوایی‌های فرودگاه تهران" می داند. در آن مقطع، اتهام "جمع کردن‌ ضد هوایی‌های فرودگاه تهران"، از سوی دانشجویان پیرو خط امام که گروگان های آمریکایی را در اختیار دارند هم به طور جداگانه مطرح می شود و حتی در کتابی که این تشکل تحت عنوان "طبس، مصداقى بر سوره فیل" منتشر می کند (۱۳۷۰) ابعاد جدیدی می یابد: "چند روز پیش از تجاوز طبس، از سوی فرماندهان نظامی که بنی صدر آنها را به کار گماشته بود، یعنی تیمسار شادمهر رئیس وقت ستاد مشترک و تیمسار باقری فرمانده وقت نیروی هوایی، به پایگاه یکم شکاری دستور داده شد توپ های ضدهوایی ۲۳ میلی متری که حریم حفاظتی فرودگاه مهرآباد و خود پایگاه را تأمین می کرد، جمع آوری شود. همین کار در پایگاه های دیگر مانند شیراز و ایستگاه رادار مشهد نیز انجام شده بود." اما علی رغم تکرار ادعای خرابکاری در دفاع ضدهوایی در سال های بعد، روند پیگیری ماجرای طبس در نهادهای حکومتی ایران حکایت دارد که این ادعا، در سطح آن نهادها جدی گرفته نشده است. به این علت مشخص که از کار انداختن دفاع ضدهوایی برای تسهیل عملیات نظامی آمریکا، اتهامی نبوده که قوه قضاییه -که قطعا همسو با رئیس جمهور وقت هم نبود- به سادگی از آن عبور کند: این دعا در صورت جدی بودن، باید منجر به محاکمه به اتهام خیانت در دادگاه نظامی می شد که زیر نظر روحانی سختگیری همچون محمد محمدی ری‌شهری قرار داشت، در حالی که چنین اتفاقی نمی افتد. درنهایت، اتهام عمده ای که بعد از واقعه طبس، علیه فرماندهان ارتش ایران باقی می ماند، همان ادعای تخریب عمدی هلیکوپترهای آمریکایی باقی مانده در طبس است. این نظریه توطئه، به ویژه از آن جهت گسترش می یابد که در جریان شلیک به هلیکوپترهای آمریکایی در طبس، محمد منتظرقائم فرمانده وقت سپاه یزد، که در محل حضور داشت، کشته می شود و این واقعه، میزان حساسیت سپاه بر روی موضوع را افزایش می دهد. هرچند مصاحبه برادر محمد منتظرقائم با خبرگزاری تسنیم وابسته به سپاه در ۶ اردیبهشت ۱۳۹۸، نشان می دهد که حتی خانواده او نیز به نظریه توطئه ذکر شده اعتقاد چندانی ندارند. مهدی منتظر قائم، که روحانی و مدرّس حوزه است، در این مصاحبه تاکید دارد که مورد مرگ برادرش "زوایای مبهمی" وجود دارد چون "تاکنون کسی نخواسته است که این زوایا مشخص شود". او سپس در پاسخ به سوال تسنیم مبنی بر آنکه "گفته می‌شود این اقدام [نابودی هلیکوپترها] برای نابودی اسناد به جا مانده آمریکایی‌ها انجام گرفت" می گوید: "این‌ تحلیل است و خبر دقیقی نیست و باید بررسی شود، اما متاسفانه تاکنون کمیته‌ حقیقت‌یابی در خصوص بمباران صحرای طبس و شهادت برادرم محمد تشکیل نشده است."
  27. artesh.iranian او در روز 23بهمن 57 از سوی نخست‌وزیر موقت انقلاب به ریاست ستاد ارتش منصوب شد.رئیس جدید ستاد ارتش در شرایطی به محل کارش رفت که به جز حدود 50 تن از جوانان مسلح هیچ‌کس دیگر در محوطه و ساختمان‌های ارتش وجود نداشت. سپهبد قرنی پس از اینکه پشت میز رئیس ستاد ارتش قرار گرفت، خطاب به کسانی که در اتاق حضور داشتند، گفت: «وضع بحرانی کنونی هرچه زودتر باید از بین برود. او از آن روز به بعد اقدام به بازسازی ارتش و بازگرداندن سلاح‌ها کرد. سپهبد قرنی همچنین در پیام‌هایی خطاب به کارکنان و درجه‌داران ارتش، از آنان خواست با فرماندهان همکاری کنند و کلیه پرسنل ارتش به یگان‌های خود بازگردند. دومین موضوعی که سپهبد قرنی در دوره مسئولیت خود با آن مواجه شد، غائله‌های کردستان و گنبد بود. سپهبد معتقد بود با کسانی که به پادگان‌های نظامی حمله می‌کنند و نیروهای ارتش را به شهادت می‌رسانند، نباید مسامحه کرد و باید با آنان برخورد صورت بگیرد. به همین دلیل قرنی در اعلامیه‌هایی که از طریق خبرگزاری پارس منتشر می‌کرد، کسانی را که به پادگان سنندج نزدیک شده بودند را عوامل فرصت‌طلب و ضدانقلاب معرفی کرده بود. همچنین در جریان غائله کردستان، به هنگام سخنرانی احمد صدر حاج سیدجوادی وزیر کشور دولت موقت، جنگنده‌های ارتش چند بار به اجرای مانور پرداختند. پرواز جنگنده‌ها می‌توانست پشتوانه قدرت نظرات مسالمت‌جویانه هیات اعزامی باشد که این مسالمت‌جویی حمل بر ضعف نشود و مورد استقبال و استفاده طرف مقابل قرار گیرد، اما وزیر کشور به وسیله بی‌سیم برای سپهبد قرنی رئیس ستاد ارتش پیامی فرستاد مبنی بر اینکه "پرواز جت‌ها بر فراز شهر موجب عصبانیت مردم و قطع مذاکرات ما شد. چه کسی دستور چنین مانورهایی را داده است؟" سرلشکر قرنی در پاسخ به پیام وزیر کشور اعلام کرد: «تا موقعی که اینجانب مسئولیت اداره ارتش را دارم از انجام نظر جناب‌عالی و آزاد کردن افرادی که به داخل پادگان به منظور قتل و غارت هجوم برده‌اند و تا زمانی که متجاوزین گمراه، شهر را به وضع آرام قبل برنگردانند، یعنی تا زمانی که ایستگاه رادیو تلویزیون در دست افراد مجاهد از کرمانشاه و ساختمان ستاد نیرو لشکر و فرودگاه مجدداً به مسئولین معین شده واگذار نگردد و سرهنگ صفری (فرمانده لشکر 28 کردستان) خود را به ستاد در تهران معرفی ننماید، با وجود تمام اراداتی که به شخص شما و حضرت آیت‌الله طالقانی دارم در قبال خواست تعدادی اجنبی تسلیم نخواهم شد.» این ماجرا، اختلافات دولت موقت و به خصوص وزیر کشور با سرلشکر قرنی رئیس ستاد ارتش را تشدید کرد.
  28. Load more activity