Welcome to رهروان ارتش

از اینکه انجمن ما را برای مطالعه انتخاب کردید از شما متشکریم. 

برای استفاده از امکانات انجمن و برقراری رابطه دوستانه با دیگر اعضا لطفا در انجمن ثبت نام کنید

با تشکر

All Activity

This stream auto-updates   

  1. Past hour
  2. بله . متاسفانه عدم رعایت بسیاری از ابتدایی ترین نکات ایمنی در جنگ که از ابتدایی ترین مسایل آموزش نیروها بود تلفات بسیار زیادی از ما گرفت . بخصوص در میان ببسیجیهایی که واقعا مظلومانه و بدون هیچ ادعایی به جبهه میآمدند تلفات بالایی گرفت . و همین مسایل یکی از علل بیشتر شدن اختلاف در آمار شهدای بسیج و سربازان وظیفه بود. گاها به چشم میدیدیم که به علت ناتوان بودن و ندانستن یا نداشتن آموزش هنگام عملیات یا تک و پاتک برخی از یگانهای بسیج تلفاتی میدادند که برایمان جای تعجب بود که آیا اینها برای جنگیدن آمده اند یا شهادت ؟ برای مثال یکی از روشهای عبور و سرازیر شدن ایمن از یک تپه یا شیب که نمیدانستیم مین کذاری شده یا نه؟ و فرصتی هم برای شناسایی نبود بدین طریق بود که کنده درختی که اکثرا یر روی قاطرهایی که به هنگام گشت یا سرکشی به مناطق ملروی جنگلی به همراهمان بودند بارگیری میکردیم یا سنگ بزرگی را از بالا به سمت سراشیبی قل میدادیم و اگر منفجر میشد یکی دیگه و یکی دیگه تا بالاخره یک تنه درخت یا قلوه سنگ بزرگ به پایین شیب میرسید و سپس به ستون یک از روی ردی که آن کنده درخت یا سنگی که روی خاک یا برف انداخته بود به سلامت عبور میکردیم و در پایین تپه برای ادامه دادن هم روشهایی داشتیم که برایتان قبلا هم گفته ام اما بارها دیدم که این آموزش دو سطری را که همین الان به خوانندگان این مطلب آموختم را نمیدانستن و همگی به صورت دشت بان یا ردیفی شروع به حرکت در مناطق ناشناخته و شناسایی نشده میکردن و ناگهان با انفجار یک مین کل میدان به هوا میرفت و یا چون به ستون یک حرکت نمیکردند با چند رگبار مسلسل همگی را در عرض چند دقیقه به شهادت میرساندند ! کلا نقش آموزش و آمادگی بدنی بخصوص در مناطق کوهستانی و خاص بسیار اهمیت دارد و جنگیدن در دشت باز ( مانند اکثر مناطق خوزستان ) با جنگیدن در مناطق کوهستانی و صعب العبور غرب و شمالغرب کشور بسیار متفاوت است. در خوزستان خطوط دشمن و حتی خاکریزها یشان در خط اول را با چشمان غیر مسلح هم به راحتی میشد دید و میدانستیم که 99درصد گلوله ها و خمپاره ها از روبرو میآمدند اما در کردستان مرزبه صورت خطی نبود و گاهی خطوط درگیری به دو یا حتی سه جهت میرسید و این مشکل برای هر دو طرف درگیر در جنگ سختی های مشترکی داشت حالا آتش حملات ضد انقلاب که هیچ وقت نمیشد پیش بینی کرد را در نظر نمیگیریم. خوشبختانه در سفری که چند وقت پیش به محل سابق خدمتم در مرز شمال استان کرمانشاه ( پاوه و نوسود ) داشتم هنگامی که با سربازان مستقر در مرز صحبت میکردم متوجه شدم تمامی آنها این آموزشها را دیده و میدانستند. و خوشبختانه مرزبانان کشور از میان سربازان ورزیده و دوره دیده و علاقمند گلچین شده بودند. انشالله همگی این عزیزان به سلامت باشند و بدون هیچ پیشآمدی ب میان خانواده های خود بازگردند. چه پرسنل وظیفه و چه دلاورمندان افسر و درجه دار کادر.
  3. Yesterday
  4. با سلام به نظر بنده هرچند مأموریت اصلی این سلاح ضد زره ومقابله با ادوات زرهی تعریف شده ولی اگر بر ضد نفرات تجمعی یا سنگر ها واستحکامات دشمن به کار رود شاید بهتر باشد چرا که به دلیل سنگین بودن این سلاح و درنتیجه قدرت تحرک پایین نسبت به سلاح های مشابه مثلاً موشک تاو انهدام اهداف متحرک شاید مشکل باشد . به نظر بنده بیشتر مأموریت تفنگ 106 در طول جنگ تحمیلی بیشتر مقابله با استحکامات دشمن ویا محل استقرار نیروهای دشمن بوده .
  5. تفنگ 106 میلیمتری که توسط ادوات لشکر 41 ثارالله پایه بالا برنده برای آن ساخته شده است انواع مهمات تفنگ 106 میلیمتری 1 – گلوله محترقه شدید ضد تانک HEAT 2 – گلوله منفجره شدید رسام HEP - T 3 – گلوله منفجره شدید ضد نفر رسام HE – AP
  6. به نام خدا مشخصات تفنگ 106 میلیمتری این جنگ افزار ساخت سازمان صنایع دفاع جمهوری اسلامی ایران است.تفنگ 106 میلیمتری جنگ افزاریست سنگین ، ضد زره ،اجتماعی ، ته پر ( گلوله از انتها وارد خزانه لوله می شود) و بدون عقب نشینی که با مهمات نوع آماده تغذیه شده و لوله آن با هوا خنک میشود. دستگاه چکاننده آن ضربتی و همچنین دارای ماشه کمکی به صورت ترقه کش می باشد. تفنگ 106 میلیمتری توانایی شلیک تیر به صورت مستقیم ومنحنی (با استفاده از زاویه یاب) را دارد. این سلاح توسط سه پایه استاندارد M79 روی زمین و خودروهای سبک ( جیپ) مستقر می گردد. مأموریت تفنگ 106میلیمتری 1- ماموریت اصلی تفنگ 106 میلیمتری بر علیه ادوات زرهی (تانک ، نفربرها و خودروهای) دشمن است. 2- ماموریت فرعی آن بر علیه تجمع نفرات و سنگرهای بتونی، مخازن و تاسیسات دشمن می باشد.ماموریت تاکتیکی در آفند: پشتبانی عمومی یگان ها ماموریت تاکتیکی در پدافند: تامین پدافند ضد زره وشرکت درآخرین آتش های حفاظتی مختصات فنی تفنگ106میلیمتری کالیبر : 106 میلیمتر تعداد خان : 36 گردش خان : از چپ به راست گام : 3/1 دور طول گام : 208 سانتی متر وزن سلاح با متعلقات : 114 کیلو گرموزن سه پایه : 8/81کیلوگرم وزن دستگاه نشانه روی و وسایل روشنایی : 4/1 کیلو گرموزن گلوله کامل با قوطی مقوایی : 3/17 کیلوگرم وزن مرمی : 8/7 کیلوگرم وزن کل سلاح : 209 کیلوگرم طول سلاح : 343 سانتی متر طول لوله : 273 سانتی متر ارتفاع سه پایه : 112 سانتی متر عرض سه پایه : ( با پایه های باز) 152 سانتی متر عرض سه پایه : ( با پایه های بسته ) 80 سانتی متر یک دور حرکت گردونه در برد کلی : 16 میلیم یک دور حرکت گردونه در برد جزئی : 8/3 میلیم دور حرکت گردونه در سمت جزئی : 16 میلیم حرکت در برد : 17- تا 65 درجه حرکت در برد : ( کولاس بر روی یک پایه )17-تا 27 درجه حرکت در سمت روی زمین برای تیراندازی : 360 درجه حرکت در سمت بر روی خودرو برای تیر اندازی : 180 درجه سرعت اولیه گلوله : 503 متر در ثانیه نواخت تیر عادی مجاز : 36 گلوله در ساعت نواخت تیر متوالی مجاز : 11 گلوله پی درپی برد مفید با استفاده از تقسیم بندی شبکه دوربین : 2400 متر برد نهایی : 7700 متر بهترین برد : 1100 متر قدرت نفوذ در زره با تیر مستقیم : 40 الی 50 سانتی متر عمر تخمینی سلاح : 2500 گلوله منطقه خطر آتش عقبه : 40 متر تفنگ کمکی 7/12 میلیمتری تفنک کمکی 7/12 میلیمتری جنگ افزاری است نیمه خودکار ، که با وسیله فشار غیر مسقتیم گاز باروت مسلح ولوله آن با هوا خنک می گردد، با خشاب های 10 و 20 فشنگی تغذیه می شود، دارای برگه ناظم آتش دو وضعیتی می باشد که این برگه در سمت چپ سلاح قرار گرفته و موقعی که برگه ناظم به طرف عقب می باشد به صورت ضامن و موقعی که برگه ناظم بیه طرف جلو می باشد به صورت تک تیر عمل می کند در ضمن دارای یک ماشه کمکی می باشد و دستگاه چکاننده آن از نوع ضربتی است ، این سلاح به وسیله دوطوفه ( جلو و عقب ) بر روی تفنگ 106 میلیمتری سوار می شود . مختصات فنی تفنگ کمکی 7/12میلیمتری: کالبیر : 7/12 میلیمتر تعداد خان : 8 عدد گردش خان : چپ به راست وزن کل سلاح: 300/11 کیلوگرم طول سلاح : 112 سانتیمتر طول لوله : 3/81 سانتی متر برد عنصر رسام : 1600 متر برد نهایی : 3100 متر سرعت اولیه گلوله : 525 متر در ثانیه تغییر دربرد به وسیله طوق اتصال جلو : 11 میلیم تغییر در سمت به وسیله طوق اتصال جلو:11 میلیم در سمت مقدورات تفنگ 106 میلیمتری 1 – سرعت در درگیری با اهداف 2 – قابلیت بکارگیری بر علیه اهداف متحرک 3 – دقت در تیراندازی 4 – قابلیت انعطاف 5 – قدرت انهدام هدف محدودیتهای تفنگ 106 میلیمتری 1 – امکان کشف موضع پس از اجرای تیراندازی 2 – محدودیت تدارکاتی در عملیات مداوم 3 – اشکال حمل جنگ افزار و مهمات بوسیله نفرانواع مهمات تفنگ 106 میلیمتری 1 – گلوله محترقه شدید ضد تانک HEAT2 – گلوله منفجره شدید رسام HEP - T3 – گلوله منفجره شدید ضد نفر رسام HE – AP نکات مهم و ضروری جهت نگهداری و حمل و نقل 1 – چون حرارت و رطوبت شدید روی مهمات اثر میگذارد ، بایستی گلوله طوری روی هم چیده شود که به اندازه 15 سانتیمتر از زمین بالاتر باشد. 2 – مهمات تفنگ بخصوص ماسوره آنها بعلت حساسیت در مجاورت حرارت زیاد و در زیر نور مستقیم خورشید قرار نگیرد. 3 – گلوله ها دور از دستگاههای مخابراتی و دستگاههای فشار قوی نگهداری شود. 4 – مهمات در چند کوپه نگهداری شود. 5 – در اطراف محل انبار مهمات در سنگرهای ذخیره ،جهت عبور آب باران ،آبرو کنده شود. 6 – مهمات طوری روی هم چیده شود که هوا از میان آن قابل عبور باشد. 7 – سرپوش روی مهمات 15 سانتیمتر از آخرین ردیف مهمات فاصله داشته باشد. 8 – الکتریسیته نباید نزدیک مهمات شود. 9 – اگر مهمات در انبار نگهداری میشود درجه حرارت معین و یکنواخت باشد. 10 – اطراف مهمات آتش روشن نشود. 11 – اطراف مهمات سیگار روشن نشود. 12 – قبل از قرار دادن گلوله در داخل لوله ، کمربند و سیلندر مورد بازدید قرار گیرد. 13 – قبل از قرار دادن گلوله در داخل لوله از تمیز بودن سطح خارجی گلوله اطمینان حاصل شود. 14 – از باز کردن بی مورد نوارهای قوطی گلوله خودداری شود. 15 – بیشتر از 6 گلوله با خودرو حمل نشود. 16 – گلوله قبل از خرجگذاری خشک و تمیز باشد،در غیر اینصورت سلاح گیر میکند. 17 – گلوله و چاشنی قبل از شلیک از نظر ظاهری بازدید شود. 18 – گلوله باید به راحتی در لوله قرار گیرد. 19 – گلوله عمل نکرده را به هیچ هنوان دستکاری نکنید بلکه باید با رعایت قوانین آنرا منهدم کرد. 20 – اگر پس از شلیک گلوله عمل نکرد ،محل را علامت گذاری کنید .(در هنگام آموزش و رزمایش) منبع:http://www.morningstar.blogfa.com/post-110.aspx
  7. با سلام بله استاد شما درست میفرمایید ولی شاید فناوریهای اینچنینی استثنا باشند چون شاید چندین نسل هم بگذرد ولی باز انگار نه انگار
  8. تیم ملی ایران از نگاه جواد خیابانی
  9. خوب تو کشور ما اول تکنولوژی می آید بعد فرهنگ استفاده از آن پس باید صبر کرد
  10. شادی سعودبه جام جهانی روسیه
  11. سلام جام جهانی، سلام روسیه
  12. با سلام خدمت استاد نازنین به نظر بنده این اپلیکیشن ها به جای اینکه دردی از ما دوا کنند بدتر دردی به درد افراد جامعه افزوده اند . الآن اکثر مردم ما زندگی روزمره شان شده این شبکه های مبایلی . اما برای چند دقیقه مثلاً نیم ساعت مطالعه مفید اصلاً وقت ندارند . بنده خودم دیدگاه خوبی نسبت به شبکه های مجازی دارم اما متأسفانه درکشور ما مردم استفاده مفیدی از این شبکه ها نمی کنند و با نوعی تراژدی در این زمینه روبرو هستیم البته به نظربنده . نکاتی که در بالا به آنها اشاره فرمودین به جرأت می توانم بگویم تاحد زیادی رعایت نمیشود و این یعنی یک زنگ خطر جدی برای مردم جامعه ما ! ولی افسوس کو گوش شنوا
  13. در نگاه اول این‌طور به نظر نمی‌آمد اما این روزها استفاده از دنیای مجازی كامپیوتری و موبایلی آنچنان فراگیر و جدی شده است كه شبكه‌ها و گروه‌های اجتماعی مجازی، شبیه سرزمین‌های تازه كشف‌شده‌ای هستند كه انگار به‌طور عاجل، به وضع قوانینی برای همزیستی مسالمت‌آمیز بین ساكنان‌شان نیاز دارند. این‌بار اپلیكیشن موفق و قوی تلگرام و گروه‌های فعال بی‌شمار موجود در آن، بهانه خوبی است تا قوانین و آداب معاشرت در گروه‌های شبكه‌های اجتماعی به‌خصوص تلگرام را با هم مرور كنیم؛ قوانین نانوشته‌ای كه اگر رعایت شوند، قطعا به بازدهی درست گروه‌ها و سلامت روابط بین فردی در آنها كمك بزرگی خواهند كرد. نِتیكت داشته باشیم «نتیكت» (netiquette) از تركیب دو واژه شبكه (network) و آداب معاشرت (etiquette) تشكیل شده و به‌طوركلی شامل بكن و نكن‌های شبكه‌های اجتماعی و ارتباطات مجازی است و هر شاخه‌ای از فعالیت‌های بی‌شمار مجازی قصه و قانون خودشان را دارند. ما این بار سعی می‌كنیم با تمركز بر گروه‌های تلگرام، نتیكت تلگرامی یا آداب معاشرت در تلگرام را به‌طور خلاصه بیان كنیم. بی‌قانون خوش‌تریم ! شاید عده‌ای بگویند تمام جذابیت دنیای مجازی به احساس آزادی زیاد و بی‌چارچوب بودن آن است با این حساب چه دلیلی دارد با تولید قوانین دست‌وپاگیر، لذت رهایی و گمنامی در فضای مجازی را از خودمان بگیریم ؟ جواب این سوال ساده است چون تجربه نشان داده بی‌قانونی حتی در گروه‌های وایبر یا تلگرام كه قصه‌شان خیلی وقت‌ها رفاقتی و سرگرمی است باعث دلخوری‌ها، گوشه‌گیری اعضا و مشكلات ارتباطی واقعی می‌شود؛ ضمن اینكه هنجارشكنی‌ها یا بی‌توجهی به آداب حضور در این گروه‌ها، آنها و اهداف‌‌شان را به‌طور كامل فلج كرده و با تلف كردن وقت عده زیادی، كاركرد مفیدشان را می‌گیرد. با این مقدمه دیگر شكی نیست كه رعایت قوانینی خودساخته می‌تواند كاملا مفید و بجا باشد. قوانین گل درشت برای شروع خوب است به یك قانون گل درشت در همه شبكه‌ها و گروه‌های مجازی اشاره كنیم كه تا حدود زیادی از مشكلات بعدی در شبكه‌های اجتماعی جلوگیری می‌كند و آن هم اینكه بعد از نصب هر اپلیكیشن تازه‌ای ابتدا باید «راهنمای استفاده» از آن را به‌طور كامل و دقیق خوانده و بی‌گدار به هیچ شبكه‌ای نزنید. بعد از این مرحله مهم‌ترین قاعده بازی در گروه‌های مجازی این است كه در تمامی شرایط به یكدیگر احترام بگذاریم؛ هرچند این جمله از فرط تكرار شعاری به نظر می‌رسد اما تبعیت از آن كلید گشایش قفل‌های ارتباطی زیادی است. وقتی در گروهی هستید باید بدانید افراد زیادی به‌جز شما در آن فضا حضور دارند و به‌طور طبیعی ممكن است نظرات یا حتی دغدغه‌‌شان هیچ شباهتی به آنچه شما درست می‌دانید، نداشته باشد با این همه «باید» در یك گروه مجازی به همگی افراد و شخصیت انسانی‌‌شان احترام بگذارید. خیر مقدم با سایر مخلفات گروه تشكیل داده‌اید؟ مبارك است اما این دلیل نمی‌شود كه بدون هیچ هماهنگی ای همه دفتر تلفن همراه‌تان را به گروه اضافه كنید، نتیكت تلگرامی می‌گوید: «بدون اطلاع و دقت به علایق و تمایلات افراد آنها را به گروه‌ها اضافه نكنید به‌علاوه انتخاب اسم متناسب با هدف گروه‌تان و طراحی قوانینی كه باعث بازدهی بهتر گروه شود هم در جذب افراد و روشن بودن تكلیف‌شان با گروه شما مهم است. » تازه‌واردهای گروه بخوانند درصورتی‌كه در گروهی تازه‌وارد هستید قبل از هر حركت و كلیكی، قوانین و هدف گروه را از مدیرگروه یا اعضای قدیمی پرسیده و همیشه هم به قوانین و اهداف تمامی گروه‌ها احترام بگذارید. خوب است تا وقتی نوع مراودات و پست‌ها در گروه تازه برای‌تان روشن نیست، سكوت كنید تا فضای كلی گروه دست‌تان بیاید و ضمنا درصورتی‌كه گروه را با علایق و سلایق خودتان هماهنگ نمی‌بینید، آن را ترك كنید. هدف را گم نكنید قبل از اینكه در گروه‌ها عضو شوید درباره هدف و موضوع گروه فكر كنید. اگر شما درباره الكترونیك اطلاعات یا علاقه‌مندی ندارید، پیوستن به گروه تخصصی مهندسین خبره الكترونیك به شما حال و هوای آلیس در سرزمین عجایب خواهد داد اما از این هم گذشته اگر تصمیم گرفتید در گروهی فعال باشید حتما موضوع آن را در نظر داشته باشید به‌طور مثال در یك گروه آشپزی، پست سنگین فلسفی نگذارید. آب رفته به جوی باز نمی‌گردد؛ حتی در تلگرام! متاسفانه تلگرام دكمه بازگشت ندارد و به محض اینكه عكس، جمله یا مطلبی را روی شبكه بفرستید، دیگر هیچ اختیاری روی آن ندارید؛ بنابراین قبل از وارد كردن مطالب، عكس‌های خود و حتی جوك‌های بامزه حتما تمام حواس‌تان را جمع كنید و جوانب را به‌طوركامل بسنجید. سفره دل را روی شبكه باز نكنید هرچند در نظراول فضای گروه‌ها امن به‌نظر می‌رسند اما هیچ وقت رازهای‌تان را حتی در صمیمی‌ترین گروه‌ها به اشتراك نگذارید چون در فضای اینترنت همیشه امكان لو رفتن اطلاعات وجود دارد ضمن اینكه صمیمی‌ترین دوستان هم می‌توانند روزی دیگر دوست و حتی خیرخواه شما نباشند. امكان دیگر كه گاهی خطرناك می‌شود این است كه حرف‌هایی را كه در چت خصوصی درباره افراد زده‌اید می توان عینا برای نفر سوم فرستاد؛ یعنی هر حرفی در تلگرام سند می‌شود و می‌تواند برای‌تان دردسر درست كند. جوك‌های گریه‌دار نفرستید در فضای گروه‌های تلگرام بازار جوك و لطیفه همیشه داغ است اما در مورد این پست‌ها هم چند نكته وجود دارد و آن هم اینكه وقتی در گروهی جوك می‌فرستید دقت كنید كه موضوع توهین‌آمیز یا برخورنده‌ای برای اعضای گروه در آن لطیفه وجود نداشته باشد.‌‌ شان و شخصیت اعضای گروه را حتما در نظر بگیرید چون هر جوكی را برای هر گروهی نمی‌شود تعریف كرد. آداب معاشرت حكم می‌كند جوك‌های جنسیتی و قومیتی را فراموش كنید ضمن اینكه جوك‌های جنسیتی كه از شیر بودن پسران و پنیر بودن دختران حكایت می‌كنند (!) هم دیگر عمرشان تمام است و با اشتراك‌گذاری‌شان فقط نظر دیگران را نسبت به خودتان بر می‌گردانید. راستی هر گروهی جای لطیفه گفتن نیست ؛ حتما به نوع گروهی كه در آن فعالیت می‌كنید، دقت كنید. برای ویدئو‌ها توضیح بنویسید اگر ویدئو یا فایل بزرگی را در گروه تلگرام به اشتراك می‌گذارید، حتما درباره محتوای آن شرح مختصری بنویسید تا اعضای گروه در مورد دانلود كردن یا نكردن آن تصمیم بگیرند. پول درنیاورید! این روزها صفحات و گروه‌هایی با اهداف مالی و تجاری در تلگرام فعالیت می‌كنند كه مانعی هم برای‌شان نیست اما هیچ‌وقت از گروه دیگران برای درآمدزایی یا تبلیغ كالای خودتان، آن هم بدون اجازه استفاده نكنید. چت خصوصی عمومی نیست! خیلی از افراد در فضای خصوصی چت تلگرام برای هم مسائل خصوصی زندگی شخصی یا كاری‌شان را می‌گویند نكته «بسیار مهم» این است كه وقتی در گروه‌ها حضور دارید ، نباید هیچ اشاره‌ای در مورد محتوای چت‌های خصوصی و شخصی‌تان با اعضا داشته باشید. وسط بحث، پست بی‌ربط ممنوع وقتی در گروهی بحثی در جریان است، پست یا عكس نامربوط به بحث را برای گروه نفرستید چون زنجیره منطقی بحث پاره می‌شود؛ بنابراین یا در بحث‌ها شركت كنید یا اینكه تا انتهای بحث صبر كرده و بعد برای فرستادن پست های‌تان اقدام كنید. چاق سلامتی ممنوع گروه‌ها برای چت دو نفره تعریف نشده‌اند پس تا جای ممكن حال و احوال و تعارفات را به اتاق‌های خصوصی چت ببرید. پست گذاشتن آداب دارد پست‌های تلگرامی از آنجایی كه قرار است با گوشی خوانده شوند باید تا جای ممكن كوتاه باشند؛ بنابراین از شرح و بسط مطالب یا اشتراك گذاشتن مطالب خیلی بلند خودداری كنید؛ ضمن اینكه هرچند فضای اینترنت دریای بی انتهای متن و عكس است اما باید پست‌های شما در راستای اهداف گروه باشد و هر مطلبی هم ارزش اشتراك‌گذاری ندارد. نكته بعد این است كه اگر خبری به نظرتان خیلی جالب، باورنكردنی یا حتی كمی عجیب آمد قبل از آنكه ذوق‌زده آن را به سمع و نظر هم‌گروهی‌های‌تان برسانید حتما از معتبر بودن منبع آن خبر مطمئن شوید چون بسیاری از این دست اخبار شایعه و جعلی هستند. گاهی هم وقت خواب است ! خوب است در استفاده از گروه‌های تلگرام یا وایبر یك نكته را دائم به خودتان یادآوری كنید و آن هم اینكه گروه‌ها با وجود تمام جذابیت‌ها و اطلاع‌رسانی‌شان مثل یك مكنده قوی ، وقت و توان فكری شما را می‌بلعند. همیشه برای سرزدن به گروه‌ها یك محدوده زمانی را تعیین كنید؛ به‌طور مثال روزانه دو ساعت و به این محدوده پایبند باشید. ضمن اینكه خوب است حواس‌مان به ساعاتی كه در آنها برای گروه‌های‌مان مطلب می‌فرستیم باشد؛ چون احتمال دارد اعضا در نیمه‌های شب با آمدن پیام‌های بی‌موقع از خواب بیدار شوند. بیش‌فعالان لطفا استوپ! بعضی افراد به دلیل علاقه به گروه‌های اجتماعی یا دسترسی به منابع متنوعی از اطلاعات، به صورت رگباری در گروه‌ها پست‌های مربوط و نامربوط می‌گذارند یا گروه‌های خودشان را در بازه زمانی كوتاهی، انگار با اطلاعات بمباران می‌كنند. همیشه خاطرتان باشد كه افراد، تنها در گروه شما عضو نیستند و برای اینكه بتوانند از اطلاعات گروه استفاده كنند لازم است تناسبی بین زمان و میزان اطلاعات رسیده برقرار شود به همین دلیل تا جای ممكن در گروه‌ها كم‌گو و گزیده‌گو باشید. بحث است نه دعوای خانوادگی گروه‌ها به‌طور بالقوه مكانی برای رد و بدل كردن نظرات و عقاید بین افراد هستند و به همین دلیل هم همیشه موضوعاتی هست كه در حواشی‌شان بحث‌ها شكل می‌گیرند. تا اینجای كار ایرادی نیست اما از اینجا به بعدش خیلی مهم است كه بحث كردن- آن هم به‌طور منطقی و به دور از احساسات و افراط- را بلد باشیم. در بحث‌های گروهی جانب حقیقت را بگیرید و به‌صرف اینكه دوست و دخترخاله‌تان مدافع عقیده‌ای است برای درستی آن عقیده پافشاری نكنید. هدف از بحث‌ها ، تغییر اجباری دیدگاه‌ها نیست بلكه هدف هر مباحثه‌ای باید آشنا شدن با نظرات منطقی دیگران و دریافت زاویه دید تازه‌ای نسبت به مسائل مورد گفت‌وگو باشد؛ پس در مسیر بحث، گفت‌وگو را به تنش و توهین نكشید و ضمن بحث به هیچ‌وجه به جای نقد نظرات افراد به «نقد شخصیت» آنها نپردازید. http://irartesh.ir/Forum/Post/7649/Page/1#answer-0
  14. با سلام در قسمت معرفی شهدای نزاجا 2 تایپیک بانام شهید ولی الله فلاحی وجود دارد که اگر مدیریت محترم صلاح میدانند این 2 تایپیک با هم ادغام شوند تا از پراکندگی تایپیکها و ایجاد تایپیک تکراری جلو گیری شود با تشکر وارادت فراوان این هم لینک تایپیک دیگر با نام شهید فلاحی http://rahrovan-artesh.ir/index.php?/topic/512-شهید-امیر-سرلشکر-ولی-الله-فلاحی
  15. با سلام وعرض ادب خدمت دوستان و گرامی داشت شهدای میهن خبرگزاری ایسنا به معرفی یکی از شهدای عزیز نیروی زمینی ارتش قهرمان شهید «ابراهیم خانی» پرداخته که یک کیلیپ هم در این منبع بود که دوستان برای مشاهده این کیلیپ میتوانند به لینک منبع که در پایان این پست ارسال شده مراجعه بفرمایند. روح تمامی شهدای میهن ازجمله شهید ابراهیم خانی شاد و راهشان پر رهرو با این تکاور شهید ارتشی آشنا شوید+عکس همزمان با انجام عملیات «نصر۳» موقعیت این تکاور ارتشی توسط نیروهای خائن کومله فاش می‌شود و در پی آن توپ‌خانه عراق نیز آن‌جا را مورد هدف خود قرار می‌دهد. به گزارش ایسنا، سرلشکر شهید «ابراهیم خانی» بهمن‌ماه ۱۳۴۰ در کبودراهنگ استان همدان به دنیا آمد، ۲۶ خردادِ 29 سال پیش، یعنی سال ۱۳۶۶ ، زمانی که عضو لشکر ۲۳ نیروهای مخصوص تکاور بود در ارتفاعات سردشت به مقام رفیع شهادت نائل آمد. همزمان با انجام عملیات «نصر۳» موقعیت این تکاور ارتشی توسط نیروهای خائن کومله فاش می‌شود و در پی آن توپ‌خانه عراق نیز آن‌جا را مورد هدف خود قرار می‌دهد. پیکر شهید خانی در بهشت‌زهرا (س) تهران به خاک سپرده شد. از این شهید دست نوشته زیر باقی مانده است: «‌هرجا خون و آتش است ما می‌جنگیم/هرجا مرگ و افتخار است ما پیشتازیم از مرگ حذر کردن دور از مردانگی است/ روزی که قضا باشد کوشش ندهد سود» منبع:http://www.isna.ir/news/96040300879/با-این-تکاور-شهید-ارتشی-آشنا-شوید-عکس
  16. سیاست > نظامی - میزان نوشت: تصویر نامه علی شمخانی که در روزهای آغازین جنگ تحمیلی خطاب به مسئولین نوشته شده بود، منتشر شد. «علی شمخانی» در سال ۱۳۳۴ در شهر اهواز دیده به جهان گشود. وی از اولین پایه‌گذاران سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران و فرمانده سپاه خوزستان در هشت سال دفاع مقدس بود. شمخانی یک سال پس از پایان جنگ تحمیلی با حکم فرماندهی کل قوا ضمن انتقال از سپاه پاسداران به ارتش جمهوری اسلامی ایران، فرماندهی نیروی دریایی ارتش را بر عهده گرفت. وی ۱۹ شهریور سال ۱۳۹۲ به سمت دبیر شورای عالی امنیت ملی منصوب شد. نامه علی شمخانی خطاب به مسئولین در روزهای اول جنگ مسئولین، مسلمین به داد ما برسید؛ این چه سازمان رسمی شناخته شده‌ای است که اسلحه انفرادی ندارد، نیروهای شهادت‌طلب پاسدار را آموزش ندادید، مسامحه کردید، چوبش را از خدای عزّوجل می‌خورید و خواهید خورد. چه باید بگویم که شاید شما را به تحرّک وا بدارد. این را بگویم که از ۱۵۰ پاسدار خرمشهر تن‌ها ۳۰ نفر باقی مانده، بگویم که ما می‌توانیم با سی خمپاره، خونین شهر را برای سه ماه نگه داریم و امروز سی تفنگ نداریم و حال آنکه سازمان‌های غیر رسمی با امکانات فراوان بر ما آن می‌رانند که باید برانند. واقعیّت این است که ارتش امروز ما نمی‌تواند بدون وجود سپاه پاسداران و بالعکس کوچک‌ترین تحرّکی داشته باشد. مرا وقت آن نیست که بگویم تا به حال چه کارهای متهوّرانه‌ای انجام دادیم. خدا می‌داند که ما تانکهای دشمن را لمس کردیم. فغان‌های زنانه آن‌ها را در شبیخون‌های خود شنیدیم. سایه ما به حول و قوّه خدا و مکتب اسلام همواره مورد حملات سلاح‌های سنگین دشمن بوده و هست. دشمن هرگز نتوانسته است اسارت ما را تحمّل کند. اُسرای پاسدار یا از پشت تیرباران شده و یا آن که در زیر تانک‌ها له و لورده گردیده‌اند. پناهندگان عراقی همواره ترس نیروهای دشمن را از پاسداران انقلاب به عنوان یک معجزه الهی مطرح می‌کنند. سلاح را به دست صالحین بدهید. تا به حال دشمن حسرت گرفتن یک اسلحه کمری را از پاسداران همواره به دل داشته و خواهد داشت. ما شهدای زنده فراوان داریم، ما اصحاب حسین به مقدار زیادی داریم. ما بر پا دارندگان کربلای سی روزه خونین شهریم، ما بهشت را در زیر سایه شمشیر‌ها می‌بینیم، شهدای ۲۵ روزه ما هنوز دفن نشده‌اند. به داد ما برسید. ما نیاز به اسلحه و امکانات داریم، ما در راه خدا جان داریم که بدهیم، ما امکانات دادن جان را نداریم. به خود بیایید، فریادهای پاسداران از فقدان امکانات بر ما زمین و زمان را تنگ کرده، خستگی زیاد مانع از ادامه نوشتن من می‌شود؛ ولی باز هم باید بدانید که ما شهیدان زنده‌ای هستیم که به نبرد خویش علیه مُردگان زنده ادامه خواهیم داد. اگر وساطت کنید و ما را به حدید خداوند مسلّح سازید، فضرب الرقاب خویش را تا سقوط دولت بعثی عراق و دیگر زورمندان قلدران ادامه خواهیم داد وگرنه تا آن زمان مبارزه خواهیم کرد که شهید شویم و تکلیف شرعی خویش را به جا آوریم. والسلام علـی شمخـانـی فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی خوزستان منبع:http://www.khabaronline.ir/(X(1)S(1fipa3gaiqcjqedsoflknc33))/detail/679912/Politics/military
  17. با سلام قدرت هوایی و استفاده از پرنده های نظامی در انواع مختلف مواردی هستند متأ سفانه در دکترین نظامی ما جایگاهی ندارند و یا اگر هم جایگاهی داشته باشند به صورت نمایشی وتبلیغ و بزرگ نمایی ویا استفاده از هواپیماهای رادیو کنترلی !در مقابل استفاده از موشک تشک پوشک !! وغیره در انواع مختلف جزء اوجب واجبات هستند. متأسفانه در دکترین نظامی ما یگانهای هوایی( هوادریا هوانیروز ونیروی هوایی ارتش )جزء اولویت چندم هم حتی به حساب نمی آیند
  18. با سلام به نظر بنده حقیر اگر این نیروها اصول اولیه استتار و اختفا را رعایت می کردند هرگز دچار چنین فجایعی نمی شدند . در جایی از متن هم راوی این داستان خود نیز به اشتباه بودن محل استقرار نیروها اشاره می کند . احتمال زیاد گردان مربوطه حتی فاقد پدافند ضد هوایی موثر بوده . یعنی حتی فاقد توپ 23 بوده . آنقدر داخل چادر ها همهمه و سرو صدا بوده که نفرات صدای هواپیماهای مهاجم را نشنیده اند . حداقل اگر دیدبانی نفرات تأمینی ویا نگهبانی وجود داشت میتوانست لااقل اعلام خظر کند ولی .... به طور معمول نیرو ها عناصر و یگانی که در محوطه های باز تجمع وتوقف مینمایند حداقل بایستی اصول و انضباط استتار و اختفا را رعایت نمایند . البته اینها نظرات بنده بود تا نظر دوستان و اساتید بزرگوار چه باشد .
  19. با سلام وتشکر از راهنمایی شما به نظر بنده نیز بعید است موشک مالیوتکا در تاریکی شب کارایی داشته باشد یا این که حداقل کارایی خوبی داشته باشد چون این موشک فاقد یک دستگاه مناسب نشانه روی میباشد وبه همین دلیل در روز دقت لازمه را ندارد تا چه رسد به تاریکی شب که دیگر جای خود را دارد .
  20. Past hour
  21. آنچه در پی خواهد آمد، روایت یک شاهد عینی است از بمباران محل استقرار رزمندگان ایرانی در منطقه عملیاتی سومار توسط هواپیماهای عراقی در سال 1361 است که بدون هیچ دخل و تصرفی بازنشر می گردد. مهر 1361 ادامه عملیات مسلم بن عقیل، منطقه‌ی سومار ظهر روز پنج‌شنبه 15 مهر ماه، برادر کسائیان فرمانده گردان آمد و گفت: «وسایل‌تون رو جمع کنید و حاضر باشید تا بعد از ظهر برای ادغام با گردان سلمان به اون طرف رودخونه بریم.» ساعت 3 بعد از ظهر، سلاح بر دوش و تجهیزات بسته، بیرون چادر‌ها به‌خط شدیم. فرمانده گردان دستور حرکت داد. چند قدمی که رفتیم، پشیمان شد و گفت: نیم ساعتی همین جا بمونید و استراحت کنید تا من برگردم. تا خواستیم کوله‌پشتی پر از وسایل را باز کنیم و خود‌مان را روی زمین رها کنیم، چند قدمی نرفته، رویش را برگرداند و گفت: زود باشید راه بیفتید. همه دنبال او راه افتادیم. از جاده‌ی آسفالته‌ی سومار و رودخانه‌ی کنار آن گذشتیم. یکی از نیروها دم می‌داد و بقیه در جوابش می‌خواندند. نوحه‌ی زیبایی بود که بعدها فهمیدم تناسب جالبی با آن روز داشت. همه با هم می‌خواندیم: «کرب‌وبلا مدرسه‌ی عشق و، شهادت حماسه‌ی خون شهیدان، استقامت بگو تو با الله پیام ثارالله که من به دیدار خدا می‌روم به جمع پاک شهدا می‌روم» در ادامه هم به شوق شرکت در عملیات می‌خواندیم: «حسین حسین حسین جان جان‌ها همه فدایت ما می‌رویم از این‌جا به سوی کربلایت» چادرهای گردان سلمان، در کنار چادرهای گردان «شهید مدنی» تیپ عاشورا، آن طرف آب، در محوطه‌ای بسیار باز قرار داشتند. حدود 10 چادر پر از نفرات، کنار هم به چشم می‌خوردند. قبلا وقتی برای شنا به رودخانه می‌رفتیم، با بچه‌های آنها دم‌خور شده بودیم. همواره از اردوگاه آنها بدم می‌آمد. ناخواسته و فقط بر اساس تجربه می‌گفتم: این‌جا طعمه‌ی خوبی برای هواپیماست. حالا که داشتیم به آن‌جا می‌رفتیم، شور بدی در دلم افتاده بود و چندشم می‌شد. اصلا خوشم نمی‌آمد شیار تنگ میان کوهستان را -که به هیچ وجه هواپیماهای دشمن حتی نمی‌توانستند داخل آن را ببینند- رها کنم و به محوطه‌ی باز و گسترده‌ی سنگلاخی کنار رودخانه بروم که بهترین مکان برای شیرجه‌ی هواپیماها بود، ولی حالا مجبور بودم. از صبح، هواپیماهای دشمن بیشتر از 20 بار ظاهر شده بودند، اما بر خلاف روزهای دیگر، به هیچ وجه بمباران نکردند؛ ظاهرا فقط به شناسایی و احتمالا عکس‌برداری اکتفا کردند. هر گاه به کنار رودخانه برای آب‌تنی می‌رفتیم و چشمم به چادرهای آن‌جا می‌افتاد، می‌گفتم: یکی نیست به اینا بگه آخه این همه شیار توی این کوهستان هست، ول کردید اومدین توی دشت چادر زدین که بهترین هدف واسه هواپیماها بشین؟ با وجودی که نیمه‌ی اول مهر ماه را می‌گذراندیم، ولی طبق روال همیشه، آب و هوای منطقه‌ی سومار، مثل جنوب گرم بود. بسیاری از بچه‌ها برای فرار از گرما، به آب‌تنی روی آورده بودند؛ همان کاری که خود ما صبح مشغولش بودیم. در یکی از چادرهای تیپ عاشورا، به یاد شهدای‌شان در مرحله‌ی اول عملیات، مجلس نوحه‌خوانی و سینه‌زنی برقرار بود که فقط صدایش بیرون می‌آمد. بچه‌های گردان سلمان، خنده‌رو و بشاش، برای خوش‌آمدگویی از چادرها خارج شدند. قرار بود آن شب با هم به خط دشمن حمله کنیم و مرحله‌ی بعدی عملیات را انجام دهیم. من و سه تا از بچه‌ها که توی این چند روزه با هم رفیق شده بودیم، کنار هم بودیم؛ «علی‌رضا شاهی»، «فرهنگ ناصری» و «حمیدرضا شکوری» که هر سه نفرشان از پایگاه شهید بهشتی اعزام شده بودند. مصطفی درست پشت سر من نشسته بود. ما در فاصله‌ی کمی با چادر نیروها، در محوطه‌ی باز سنگلاخ کنار رودخانه تجمع کردیم. دستور دادند که به هم نزدیک‌تر شده و روی زمین بنشینیم تا یکی از فرماندهان تیپ («سیدمحمدرضا دستواره» قائم‌مقام لشکر 27 محمد رسول‌الله (ص) که جمعه 13 تیر 1365 در عملیات کربلای 1 در مهران به شهادت رسید.) درباره‌ی ادغام‌مان با گردان سلمان و عملیاتی که باید امشب انجام بدهیم، برای‌مان سخنرانی کند. ظاهرا چون سخنان فرمانده طولانی بود، گفتند راحت روی زمین بنشینیم. کوله‌پشتی‌ها را از پشت درآوردیم و کلاهخودها را گذاشتیم زمین تا به‌جای صندلی راحتی، روی آنها بنشینیم. هنوز ننشسته بودم، که دو نفر چهره‌شان به نظرم خیلی آشنا آمد. جلو آمدند و پس از سلام و احوال‌پرسی، یکی از آنها -که شلوارکردی آبی‌رنگ به پا داشت و مرا به اسم می‌شناخت- گفت: صحبتای فرمانده که باهاتون تموم شد، بیایید چادر ما؛ اون‌جا. آنها هم قرار بود امشب همراه ما وارد مرحله‌ی بعدی عملیات شوند. فرمانده که هنوز خودش را برای‌مان معرفی نکرده بود، بلندگوی دستی قرمزی به دست گرفت و خواست سخنرانی‌اش را شروع کند. نگاه من و مصطفی و سه چهار نفری که دورمان بودند و سر ستون نیروها بودیم، به او بود. تا گفت: بسم الله الرحمن ... ، ناگهان صدای سه انفجار شدید، همه‌مان را میان زمین و هوا معلق کرد. تا آن زمان چنان انفجار مهیبی ندیده بودم. بدجوری ترسیدم. مانده بودم چه شده! در صورتم سوزشی عجیب احساس کردم. گوش‌هایم درد شدیدی داشتند و مدام زنگ می‌زدند. اول فکر کردم شاید بر اثر بی‌احتیاطی، نارنجکی در دست کسی منفجر شده یا گلوله‌ی آر‌پی‌جی‌ای دررفته، اما عمق فاجعه بیش از این حرف‌ها بود. خواستم دستم را روی گوشم بگذارم تا شاید از سوت تند و آزاردهنده‌اش کاسته شود که متوجه شدم چیز خیسی کف دستم است. کمی که گرد و خاک و دود کنار رفت، با وحشت دیدم مغز یکی از بچه‌ها روی دستم پاشیده. تازه داشتم متوجه قضیه می‌شدم. خوب که نگاه کردم، دیدم چادرها در آتش می‌سوزند. ناله‌ی مجروحان، از هر طرف به گوش می‌رسید. چشمانم را که به اطراف چرخاندم، وحشت سراپای وجودم را گرفت. بسیاری از آنهایی که تا لحظاتی قبل اطرافم نشسته بودند، به شدیدترین وجه ممکن تکه‌تکه شده بودند و روی زمین پراکنده بودند. ناگهان به یاد آن که لحظاتی قبل ما را به چادرشان دعوت کرد، افتادم. جلویم دمرو درازکش شده بود روی زمین. خودم را بالای سرش رساندم. با دست که بر شانه‌اش گذاشتم تا رویش را برگردانم، از ترس، بدنم به لرزه افتاد. صورتش از وسط بینی به بالا، کاملا رفته بود. دوستش را که بغلش افتاده بود، برگرداندم؛ سر او هم کاملا از گردن متلاشی بود. تازه فهمیدم آن مغزی که کف دستم پاشیده بود، مال یکی از این دو نفر بود که اصلا نشناختم‌شان و هنوز فرصت نکردم اسم‌شان را هم بپرسم، ولی آنها مرا به نام می‌شناختند و رفیق بودند. بیشتر که به خودم آمدم، به یاد مصطفی افتادم. لرز سردی در تنم روان شد. هیچ‌کدام از آشنایانی را که با هم رفیق بودیم، دور و برم ندیدم. هر چه اطراف را جست‌وجو کردم، بیشتر ترسیدم. بدن‌های تکه‌تکه همه جا پخش بود. به جایی رفتم که تا چند دقیقه‌ی قبل آن‌جا نشسته بودیم. کوله‌پشتی و کلاهخود مصطفی را پیدا کردم، با خط خودم و با ماژیک آبی جلوی کلاهخود نوشته بودم «یا حسین شهید». هراسان و بی‌توجه به آن‌چه در اطرافم می‌گذشت، گیج و منگ میان اجساد و مجروح‌ها که دست و پا‌شان قطع شده بود، دنبال مصطفی می‌گشتم. با دیدن کوله و کلاهش، احتمال زیاد دادم که یکی از بدن‌های متلاشی مال او باشد. دیوانه‌وار نامش را صدا می‌کردم. بی‌هدف و گیج، راه افتادم طرف رودخانه تا از معرکه دور شوم. ناگهان از دور، مصطفی را دیدم که به طرفم می‌آمد. صورتش از دود و خون، سرخ و سیاه شده بود. خودم را که میان دست‌های گشوده‌اش انداختم، جانی دوباره گرفتم و نفسم تازه شد، ولی او اصلا چنان احساس شیرینی نداشت. فقط متعجب لبخندی زد و با تأسف گفت: تو هم شهید نشدی؟ لرز و سرمایی شدید، سراپای وجودم را گرفته بود. مصطفی با دست به شهدایی که بر زمین ریخته بودند، اشاره کرد و گفت: دیدی حمید! خوش به حال‌شون! چه باحال شهید شدند. حیف که ما نشدیم! از عکس‌العمل او که برای اولین بار به جبهه می‌آمد، خیلی جاخودم. با خنده‌ی ملایمی ادامه داد: این همه می‌گفتی خمپاره و بمب و راکت، همه‌اش همین بود؟ این‌که نه صدایی داشت، نه ترسی! تازه متوجه شدم هواپیماهایی که از صبح در آسمان می‌پلکیدند، با خیال راحت و ناغافل، نیروهای سه گردان را که بی‌اطلاع از همه چیز و خونسرد در محوطه‌ای کاملا باز و دور از شیارهای کوهستانی تجمع کرده بودند، با بمب و راکت بمباران کرده‌اند. یک راکت درست در فاصله‌ی میان چادرها و جمعیت خورده بود. آنهایی که در چادرها سینه‌زنی می‌کردند، در آتش می‌سوختند و فقط فریاد و ضجه‌شان به گوش می‌رسید. مهمات داخل چادرها که قرار بود برای حمله‌ی آن شب استفاده شود، منفجر می‌شد و به کسی اجازه‌ی نزدیک شدن نمی‌داد. دود سیاهی آسمان را گرفته بود. راکتی دیگر درست پشت جمعیت و طرف رودخانه خورده بود. راکت سوم هم درست کنار رودخانه خورده بود و تلفاتی شدید به بار آورده بود؛ خورده بود جایی که بچه‌ها شنا می‌کردند، میان چند توالت صحرایی که چند نفری جلویش صف بسته بودند. به خاطر شدت انفجار مهمات داخل چادرهای شعله‌ور، ترجیح دادم کمی با صحنه‌ی انفجار فاصله بگیریم و به کنار رودخانه برویم. در آن میانه‌ی خون و وحشت، چشمم به حاج علی موحد دانش افتاد. با وجودی که قبلا یک دستش در جبهه قطع شده بود، عجولانه این طرف و آن طرف می‌دوید و مجروحان را از معرکه خارج می‌کرد. آمبولانس‌هایی که برای انتقال آنها می‌آمدند، در ماسه و شن‌های کنار رودخانه گیرمی‌کردند و درجا می‌زدند. فکری به ذهن مصطفی رسید. از دور و اطراف چند پتو و تکه‌هایی چوب جمع کرد و زیر چرخ ماشین‌ها گذاشت تا بتوانند به حرکت خود ادامه بدهند. یکی دو بار نزدیک بود دستش زیر چرخ آمبولانس‌ها برود که عجله داشتند. جست و خیزش برای کمک به مجروحان، دل‌سوزانه و بسیار دیدنی بود. همه جا پر بود از خون و تکه‌های بدن. ناگهان از جمع شهدایی که در کنار چادرهای در حال انفجار قرار داشتند، یک نفر برخاست و به طرف‌مان آمد. قد بلندی داشت و زیرپیراهن سفیدش، از خون سرخ بود. هر دو دستش از کتف قطع شده بود و رگ و پی‌هایش آویزان و خون‌ریزان بود. جلو رفتم تا کمکش کنم. با حرکات ناموزون سعی کرد خود را از دستم برباید. با لهجه‌ی غلیظ آذری، با پرخاش و عصبانیت گفت: «من که چیزیم نیست ... برید سراغ اونایی که اون جلو هستن.» ا چشم اشاره به چادرها کرد و با طمانینه به طرف آمبولانس رفت. یکی از بچه‌ها در را برایش باز کرد و او با خونسردی سوار شد؛ بی آن‌که ذره‌ای درد در چهره‌ و صدایش پیدا باشد. پیکر متلاشی روحانی‌ای که هنگام نشستن و قبل از انفجار، او را دیدم و در بدو ورود به چادرشان برای ما دست تکان ‌داد، حدود صد متر آن طرف‌تر، در رودخانه افتاده بود. از صف قبل از انفجار جلوی دو توالت صحرایی، فقط تعداد زیادی دست و پا به جا مانده بود. چند تکه‌ بدن هم داخل چاه افتاده بود. وسط آن همه هراس و وحشت، ناگهان چشم‌مان به بچه‌هایی افتاد که در رودخانه مشغول شنا بودند؛ هراسان و لخت و بی‌هدف می‌دویدند تا جان‌پناهی پیدا کنند. با مصطفی و چند نفر دیگر، مجروحی را که یک پایش از زانو قطع و آویزان بود، داخل پتو گذاشتیم و هر کدام یک گوشه‌اش را گرفتیم تا به آن طرف آب منتقل کنیم. پای آویزان او در دست من بود. وسط آب بودیم که ناگهان یکی از گلوله‌های آر‌پی‌جی از چادرهای سوخته، پرتاب شد و در وسط رودخانه، نزدیک ما منفجر شد. انفجار گلوله و لیزی کف رودخانه و شدت فشار آب، باعث شد من به داخل رودخانه بیفتم. مجروح که پایش به چند رگ و تکه‌ای پوست آویزان بود، ناله‌اش به هوا بلند شد. مصطفی، بلافاصله پای او را در بغل گرفت و مثل کسی که کودکی را ناز می‌کند، دست بر پای قطع شده‌ی او کشید و با التماس از مجروح عذرخواهی کرد. دو نفر از بچه‌ها را که بر اثر موج انفجار حال‌شان بدجوری خراب بود، انداختیم عقب وانت و به بهداری بردیم. سوله‌های بهداری، در محوطه‌ای باز نزدیک شهر سومار قرار داشت که هلی‌کوپترها هم آن‌جا می‌نشستند و مجروح‌ها را به شهرهای عقب منتقل می‌کردند. حدود 10 کیلومتر با محل انفجار فاصله داشت. چند مجروح را به آن‌جا بردیم. با تاریک شدن هوا، بالاجبار شب را همان جا خوابیدیم. صبح روز بعد، دوربینم را برداشتم و به طرف محل بمباران رفتیم. هنوز دود از چادرها بلند بود و تکه‌های بدن شهدا روی زمین پراکنده بود. دو سه تا عکس بیشتر نگرفتم، چون فیلم کم داشتم. علی شاهی گفت: چادرها داشتند توی آتیش می‌سوختند. من سعی کردم خودم رو به اون‌جا برسونم؛ بلکه بتونم اونایی رو که داشتند می‌سوختند، نجات بدم. ناگهان متوجه دو سه نفر شدم که پشت تپه‌ی کوچک کنار چادرها، پنهان شده بودند و تند و تند نارنجک می‌انداختند وسط چادرها، که انفجار همان‌ها باعث می‌شد کسی جرأت نکند به آن‌جا نزدیک شود. منافقین کثیف، در آن صحنه‌ی خون و وحشت هم بیکار ننشسته بودند و به ارباب خود، صدام، وقیحانه خدمت می‌کردند. از آنها چیز دیگری انتظار نمی‌رفت.
  22. Yesterday
  23. برسی نقش سرنوشت ساز نیروی هوایی در نبردهای نوین بخش دوم: آمریکایی ها که تاکنون هیچ شکست نظامی را در کارنامه خود نداشتند، تصمیم گرفتند به هر قیمت حتی به بهای محو ویتنام شمالی، این جنگ را به پایان ببرند. سیاستمداران آمریکایی به ژنرال وستمورلند سرفرمانده آمریکایی در نبرد ویتنام اختیارات کامل دادند که به جز به کارگیری بمب اتم، با هر روشی که می‏داند غائله ویتنام را به پایان برساند. وستمورلند با وجود در اختیار داشتن ۵۰۰ هزار نظامی آمریکایی در کنار یک میلیون سرباز ویتنام جنوبی، نتوانست حتی رخنه نیروهای ویت‏کنگ را به داخل ویتنام جنوبی متوقف کند. ژنرالهای آمریکایی چاره کار را در بمبارانهای بسیار گسترده دیدند. هواپیماهای آمریکایی تنها طی ۳ سال (۱۹۶۵ تا ۱۹۶۸) در ۱۰۷ هزار حمله 52 میلیون تن بمب بر سر ویتنامی‏ها ریختند. آنها تمامی خطوط مواصلاتی ارتش ویتنام شمالی و ویت‏کنگها و شهرها و بنادر این کشور را بمباران کردند. جنگنده نورث آمریکن F-100F سوپرسابر به شماره سریال 1213 - 58 جمعی اسکادران تاکتیکی 325 ام از تیپ هوایی 35 تاکتیکی مستقر در پایگاه هوایی Phan Rang در ویتنام جنوبی به سال 1971 البته این بمباران‏ها برای آمریکا بدون عواقب نبود و آمریکایی‏ها نیز ۵ هزار هواپیما و ۴ هزار هلیکوپتر خود را از دست دادند (مقامات آمریکایی رقم تلفات خود را ۶ هزار هواپیما و هلیکوپتر اعلام کردند) نیروهای ویتنام شمالی به رهبری هوشی‏مین، با تسلیحات بسیار پیشرفته‏ای که از طریق ژنرال مائو در چین در اختیار آنها قرار می‏گرفت، به طور مداوم تجهیز می‏شدند این حجم تلفات از بعد اقتصادی حتی برای اقتصاد اول دنیا نیز غیرقابل‏تحمل بود. از بعد سیاسی و اجتماعی نیز باید گفت ۲۰ هزار خلبان آمریکایی در این جنگ کشته و یا اسیر شدند. (هنوز آمریکا پس از گذشت ۳ دهه از جنگ مذکور از سرنوشت برخی خلبانهای خود بی‏اطلاع است) بسیاری از این خلبانان فرزندان خانواده‏های پرنفوذ در طبقات اجتماعی آمریکا بودند و از عمده‏ترین دلائل پایان جنگ ویتنام و کنار کشیدن آمریکا از این مهلکه، اعتراضات خانواده‏های آمریکائیان قربانی جنگ بود. جنگنده F-4E جمعی اسکادران تاکتیکی 421 ام نیروی هوایی ایالات متحده در حال برخاست از پایگاه DaNang در ویتنام جنوبی اما ارتش ویتنام شمالی به دو دلیل توانست استفاده حداکثری از نیروی هوایی آمریکا را بی‏اثر کند: * اول به دلیل انگیزه و هوشمندی بالای ویتنامی‏ها که قصد داشتند به هر قیمت متجاوز را عقب برانند. برخلاف نبردهای سالهای اخیر، خلبانان ویتنامی بارها در جنگ هوایی خلبانان آمریکایی را مقهور کردند. بمبارانها بر روحیه نیروهای زمینی نیز بدون تأثیر بود و این نیروها با وجود تلفات سنگین هرگز از نظر روحی دچار ضعف نشدند. * دلیل دوم ناکامی آمریکا، وجود سیستم‏های بسیار پیشرفته پدافندی روسی بود. موشکهای سام روسی در دهه 1960 و نخستین سالهای دهه 1970 اوج تکامل خود را می‏گذراندند و روسها که نمی‏توانستند مستقیمن به جنگ آمریکای گرفتار درگرداب ویتنام بروند، ترجیح دادند با ارسال تجهیزات پیشرفته، ویتنام را جهنم آمریکایی‏ها کنند. خلبانان آمریکایی در جنگ مذکور هرگز به آسودگی خیال (مانند آنچه که در نبردهای اخیر خود با عراق تجربه کردند) دست نیافتند. اسلحه‏های کالیبر کوچک در ارتفاع پایین، پدافند و موشکهای سام در ارتفاع متوسط و خلبانان میگهای 21 ویتنام شمالی در ارتفاع بالا منتظر آنها بودند. جنگ ویتنام و شکستهای آن سبب شد بسیاری از تئوریسین‏های نظامی در باورهای خود تجدیدنظر کنند. جنگهای دهه ۸۰ سالهای آغازین دهه ۸۰ میلادی شاهد بروز ۳ جنگ بود در نبرد اول، نیروی زمینی اسرائیل در پناه واحدهای توپخانه و هوایی از جنوب لبنان بدون توقف تا بیروت پیش رفت و هواپیماهای اسرائیلی طی حملات غافلگیرانه، کلیه پایگاههای پرتاب موشک سام سوری مستقر در دره بقاع (لبنان) را از بین برده و ۹۰ هواپیمای پیشرفته سوری نظیر میگ23 و میگ25 را نیز تنها با تعداد انگشت‎‏شماری تلفات، ساقط کردند. جنگنده F-15C آسیب دیده اسرائیلی که به وسیله تور موسوم به باریر متوقف شده است ضربه اسرائیلی‏ها آنقدر غافلگیرکننده و مخوف بود که فرماندهان سوری را از ادامه عملیات نظامی علیه اسرائیل منصرف کرد، نیروی هوایی سوریه، در این جنگ، در برابر هواپیماهای پیشرفته F-15 اسرائیلی کاملن دست و پا بسته بود و خلبانان سوری با میگهای23 و 25، بدل به حریفی آسان برای نیروی هوایی اسرائیل شده بودند. همزمان با این جنگ، نیروهای دریایی و هوایی آرژانتین و انگلستان در دهها هزار کیلومتر آن طرف‏تر بر سر جزایر فالکلند (مالویناس) درگیر جنگی تمام عیار شدند. در این جنگ اگرچه آرژانتینی‏ها در نبردهای کماندویی و آبی خاکی و همچنین جنگ کشتی‏ها شکست خوردند اما موفق به ثبت عملیات موفق هوایی شدند. جنگنده داجر آرژانتینی که همان Nesher ساخت اسرائیل می‏باشد نیروی هوایی آرژانتین به تنهایی توانست بار ضعف نظامی کشورش در دریا و خشکی را توسط عملیات متهورانه بگیرد. چند اسکادران میراژ و داجر (داجر = جنگنده نشر اسرائیلی صادر شده به آرژانتین) آرژانتینی موفق شدند ضربات سختی به نیروی دریایی سوم جهان بزنند. جنگنده سوپر اتاندارد آرژانتینی در حال شلیک موشک ضدکشتی اگزوسه مهمترین این ضربات از بین رفتن ناو شفیلد انگلیس با دهها ناوی بود. این ناو که بیش از ۱۰۰ متر طول داشت و دارای توپهای بزرگ بود، تنها با یک موشک ضدکشتی اگزوست که به وسیله‌ جنگنده سوپراتاندارد آرژانتینی شلیک شده بود، غرق شد، ضمن اینکه دیگر شناورهای انگلیسی نیز ضربات سنگینی در این نبرد متحمل شدند. ناو شفیلد اندکی پس از اصابت موشک اگزوست هرچند آرژانتینی‏ها در نهایت، تن به ترک مخاصمه دادند اما انگلیسی‎ها به وسیله نیروی هوایی آرژانتین که از هواپیماهای نسل سومی چون داجر و سوپراتاندارد بهره می‏گرفت و عمدتن با بمب‏های سقوط آزاد حمله می‏کردند، ضربات خرد کننده‏ای دریافت کرد. این نبرد نشان داد نیروهای دریایی بدون حمایت گسترده نیروهای هوایی قادر نخواهند بود حتی در برابر نیروهای هوایی ارتشهای جهان سومی تاب بیاورند. جنگ ایران و عراق 22 سپتامبر ۱۹۸۰ برابر با 31 شهریور ۱۳۵۹ عراق جنگی علیه ایران آغاز کرد که ۸ سال به طول انجامید و پس از جنگ ویتنام، طولانی‏ترین جنگ قرن اخیر بود. اگرچه این جنگ، از نظر تداوم و شدت، بیشتر نبردی زمینی بود اما نیروهای هوایی نیز نقش قابل توجهی را ایفا کردند. پس از حمله ناشیانه هواپیماهای عراقی در روز اول جنگ برای از صف خارج کردن نیروی هوایی ایران، این نیرو توانست با وجود بروز مشکلات ناشی از غافلگیری و پیامدهای انقلاب نظیر تصفیه ارتش از افسران زبده ولی وفادار به حکومت پیشین، به سرعت توانایی خود را بازیابد و با اجرای عملیات شجاعانه و حتا عجیب، ۱۳ لشگر آفندی عراق را در وضعیت مشکلی قراردهد. نیروی هوایی ایران در بین نیروهای منطقه در آن زمان، به دلیل توجه، خریدهای هوشمندانه و آموزشهای باکیفیت انجام شده، بی‏شک برترین بود. براساس آموزشهای داده شده به این نیرو، تخصص آن کندکردن و حتی توقف واحدهای سنگین زرهی (حتی اگر مربوط به ارتش سرخ باشد) بود. بی‏شک به جز برخی مقاومتهای کوچک مردمی در روزهای اول جنگ، این نیروی هوایی و هوانیروز ایران بود که نوک پیکان مهاجمان را کند کرد. در زمانی که هنوز نیروهای کلاسیک ارتش و نیروهای داوطلب مردمی فرصت استقرار و سازماندهی را در مرزهای غربی و جنوبی نیافتند، نیروهای هلیکوپتری و هوایی ایران ۱۵ روز حیاتی را از ارتش عراق گرفتند و آنها را در حوالی مرز ایران، زمین‏گیر کردند. نیروی هوایی ایران هزاران سورتی پرواز بر روی ارتش عراق اجرا کرد و هلیکوپترهای کبرای ایران با موشکهای ضدتانک تاو و راکتهای 70 میلی‏متری خود، جهنمی از آتش را برای واحدهای زرهی عراق ایجاد کردند. نیروی هوایی با زدن عقبه‏ها، واحدهای تدارکاتی و حتی باندهای پروازی نیروی هوایی عراق، شتاب ارتش بعث را به شدت کاهش داد، به نحوی که 4 تیپ ویژه عراق، 35 روز حیاتی را در پشت دروازه‏های شهر کوچک خرمشهر از دست دادند و 2 لشگر مکانیزه عراق در پشت دروازه‏های اهواز مجبور به عقب‏نشینی گشتند. جنگنده‏های F-4E نیروی هوایی ایران با بهره‏گیری از خلبانانی که بیش از ارزش هواپیمایشان، صرف آموزش آنها گشته بود، با موشکهای ماوریک و بمب‏های سقوط آزاد Mk 82 پیشروی سریع ارتش بعث عراق را کامل متوقف کردند، به نحوی که ارتش بعث، نتوانست حتا شهرهای مرزی نظیر آبادان، ایلام، اهواز، کرمانشاه را به تصرف خود درآورد، زیرا صدام با توجه به شرائط نامساعد نیروهای ارتش ایران، گمان می‏برد ظرف یک هفته به تهران برسد! نبرد در دریا نیز به طور کامل با پشتیبانی جنگنده‏های F-14A و F-4E نیروی هوایی ایران، به طور کامل، به ضرر عراق به اتمام رسید و ناوچه‏های اوزای عراقی (Osa)، در عملیات غرورآفرین مروارید که به تاریخ 7 آذر 1359 انجام شد، تک‏تک ناوچه‏های عراقی را با موشکهای ماوریک هدف قرار داده و غرق نمودند. اگرچه دشمنی غرب سبب شد در مورد رشادتهای نیروهای هوایی و هوانیروز ایران در اوائل جنگ سخنان چندانی در محافل تخصصی غرب گفته نشود، اما درج برخی مقالات در رسانه‏های خارجی قابل ملاحظه بود تا آنجا که غربی‏ها شکست‏های سنگین عراقی‏ها را به حساب برتری تکنولوژی جنگ‏افزارهای خود نسبت به مدل روسی (که مورد استفاده عراق بود) می‎نوشتند. اما ارتش عراق نتوانست مشابه این وضعیت را در سالهای بعد جنگ برای نیروهای زمینی و دریایی ایران ایجاد کند. هرچه به سالهای انتهایی جنگ نزدیک می‏شدیم نیروی هوایی عراق بزرگتر و قدرتمندتر می‏شد اما نیروی هوایی ایران تحت تأثیر تحریم‏ها و فرسایش وحشتناک در اثر تقابل با نیروی هوایی عراق، کوچکتر و ضعیف‏تر می‏شد. در سالهای پایانی جنگ (از ۱۳۶۵ به بعد) نیروی هوایی عراق از ۶۰۰ هواپیمای جنگی مدرن (در آن زمان) بهره‏مند بود. (نیروی هوایی عراق ۳ بار به طور کامل منهدم و سپس بازسازی شد) حال آنکه ایران تنها ۱۰ درصد این تعداد را به شکل هواپیمای عملیاتی داشت، اما عراق نتوانست از نیروی هوایی خود علیه سربازان ایرانی استفاده قابل توجهی بکند و عمدتن اقدام به بمباران و حمله به مناطق اقتصادی و مسکونی شهرهای ایران می‏نمود. ناکامی‏های نیروهای هوایی و زرهی عراق در بازپس‏گیری شهر فاو با وجود انجام صدها سورتی پرواز در روز، نشان از همین امر داشت. حتی عقب‏نشینی‏های ماههای آخر جنگ ایران در اثر برتری هوایی عراق نبود بلکه به افزایش توان آتش عراق، بزرگ شدن بیش از اندازه نیروی زمینی، استفاده گسترده از سلاح‏های شیمیایی و پشتیبانی اطلاعاتی آمریکا از آن کشور باز می‏گشت. جنگ ایران و عراق نشان داد نیروی هوایی آموزش دیده و باتجربه و انگیزه قادر به کند کردن سرعت واحدهای زرهی و پیاده به میزان زیاد است. اما برعکس نیروی هوایی بدون ابتکار وآموزش کافی نمی‏تواند مانع پیشروی نیروهای با انگیزه زمینی شود. جنگ سال ۱۹۹۱ خلیج فارس اما تأثیر قاطع نیروهای هوایی در نابودی لشگرها و حتا سپاههای زرهی، در جنگ سال ۱۹۹۱ خلیج فارس به اثبات رسید. ۴۰ روز بمباران بسیار سنگین نیروهای عراقی توسط آمریکا و متحدان آن سبب شد ۵۰ درصد نیروهای رزمی عراق و 100 درصد روحیه آنها از بین برود. ارتش عراق آنقدر ضعیف شد که طی نبردی ۱۰۰ ساعته از پای درآمد. حال آنکه عراق از ۶۰ لشگر، ۷ هزار تانک، ۱۰ هزارنفربر، هزاران عراده توپ ضدهوایی و صدها سایت پدافند موشکی سام و ۸ سال تجربه جنگی بهره‏مند بود. ایالات متحده با استفاده از ۲۴۰۰ هواپیما، ضرباتی به نیروهای زرهی و پیاده عراق وارد کرد که آنها تبدیل به واحدهایی در روی کاغذ (ونه واقعیت یک واحد نظامی) شدند. آمریکایی‏ها حتا خود نیز گمان نمی‏کردند که در اختیار داشتن آسمان تا این اندازه باعث برتری باشد. آنها برای نبرد زمینی خود حداقل ۵ هزار کشته و از بین رفتن صدها تانک و نفربر را پیش‏بینی می‏کردند. اما آنچه که در عمل تحقق یافت مرگ حدود ۱۰۰ سرباز بود. برتری خردکننده آمریکایی‏ها، حتا مانع استفاده مؤثر صدام از نیروی هوایی‏اش که حداقل ۶۵۰ هواپیمای عملیاتی پیشرفته و مناسب (نسبت به زمان خود) در اختیار داشت، شد. این نبرد زنگ خطر بزرگی برای تمامی ارتشهای بزرگ زمینی بود. اگرچه عراقی‏های بی‏انگیزه، حریف مناسبی برای نیروهای ائتلاف آزادکننده‌کویت نبودند، اما اتفاق عجیبی که رخ داد، تکان‏دهنده‏تر از آن بود که بتوان تمام تقصیرها را گردن ارتش صدام انداخت. در این جنگ، به کارگیری گسترده هواپیماهای جنگی، موشکهای هدایت شونده و دورپرتاب و بمبهای لیزری برای اولین بار صورت گرفت و مانند شیوه جنگ برق‏آسای آلمان در سال ۱۹۳۹، بسیاری از تئوری‏های کلاسیک را تغییر داد. مقابله با پیمان ورشو در سال ۱۹۸۸ هنوز اتحاد جماهیر شوروی از هم نپاشیده بود. هنوز بزرگترین دغدغه اروپای غربی و آمریکا، چگونگی برخورد با ارتش گروههای شوروی و پیمان ورشو در صورت حمله غافلگیرانه به مرکز اروپا بود. اما شرائط جنگهای نوین، نویدهایی را به ژنرالهای غربی می‏داد. آنها امیدوار بودند با استفاده از تکنولوژی جدید، برتری ۴ بر یک زرهی و پیاده روسها را با هواپیما و موشک خنثی کنند. مانفرد دورنر وزیردفاع وقت آلمان‏غربی در همان سالها گفته بود تنها با ۶۰۰ هواپیما و ۳ هزار تن بمب می‏توان جلوی یک ارتش گروه شوروی را که قصد نفوذ به داخل اروپای غربی دارند، گرفت. (ارتش گروه بزرگترین واحد رزمی متشکل از چند سپاه است). وی بلافاصله افزوده بود: درگذشته اگر برای نابودی یک ارتش گروه روس، نیازمند ۵۵۰۰ هواپیما و ۳۳ هزار تن بمب بودیم، اما من روزی را پیش‏بینی می‏کنم که بتوان روزی به وسیله ۱۰۰ هواپیما و ۵۰۰ تن بمب و موشک هدایت شونده به تنهایی این کار را انجام دهیم. حرف وی در آن سالها شباهت زیادی به یک «بلوف» داشت اما گذشت زمان ثابت کرد توسعه سلاحهای هوشمند و جنگ‏افزارهای هدف‏یاب، بسیاری از معادلات را دگرگون خواهدکرد. البته شرط به‏کارگیری تمامی این سلاحها، برتری هوایی است. نبرد بالکان عملیات ناتو علیه نیروهای جنایتکار صرب در سال ۱۹۹۹، باردیگر برتری هوایی را به عنوان نقطه تمام کننده نشان داد. صربها که از نظر نظامی، نیروهای باانگیزه، قدرتمند و جهان دومی بودند، به سادگی مقهور حدود هزار فروند هواپیمای سازمان ناتو شدند. اقتصاد یوگسلاوی ظرف مدت کوتاهی، به دهه‏های گذشته پرتاب شد و خطوط تدارکات صربها به شدت ضربه خورد. این نبرد سنگین و یکسویه با سقوط چند فروند هواپیمای غربی (کمتر از انگشتان دست) در مقابل انبوهی از ستونهای پیاده و هزاران خودروی زرهی متلاشی شده یوگسلاوها به پایان رسید. قرن بیست و یکم و جنگ افغانستان با شروع قرن بیست و یکم دنیا شاهد جنگ بین آمریکا و افغانستان به عنوان یکی از تراژدی کمدی‏های سیاسی بود. در این نبرد آمریکا به جای به‏کارگیری صدها هزار سرباز تنها از ۲ لشگر زبده خود درکنار بمبارانهای گسترده استفاده کرد. البته آمریکایی‏ها از مجاهدان افغان نیز بهره‏مند بودند، اما آنها این بازی را تنها با نیروی هوایی تا به آخر ادامه دادند. نیروهای طالبان که فاقد هواپیما و پدافند هوایی مناسب بودند، تنها نظاره‏گر جنگنده‏های فوق مدرن آمریکایی و انگلیسی بودند که چگونه مواضع آنها را بی‏محابا به آتش می‎کشند. این نبرد به دلیل شباهت نداشتن حداقلی نیروهای درگیر (نبرد ارتش اول دنیا با نیروهایی که از تجهیزات فرسوده و قدیمی متعلق به ارتش از هم پاشیده افغانستان استفاده می‏کردند) فاقد نکات قابل توجه بود. خلبانان آمریکایی به شوخی اظهار می‏داشتند که شرائط آنها در عملیات علیه واحدهای طالبان بسیار ساده‏تر از مانورهای سخت آنها در ناتو و یا تحت فرمان استاد خلبانهای آمریکایی بوده است. نبرد آزادسازی عراق: آمیختگی کامل تکنولوژی و جنگ جنگ سوم خلیج فارس در سال 2003 که به عملیات آزادسازی عراق شهرت دارد، اولین جنگ تکنولوژیکی جهان نبود. بی‏شک نیروهای ویتنام، اعراب و اسرائیل، ایران و عراق، جنگ دوم خلیج فارس و جنگ بالکان همه نقاط قابل‏توجه تکنولوژیکی داشتند. اما نظامیان در هیچ جنگی به این اندازه مقهور ماشین نشدند. کسی، از نظامیان عراقی انتظار نداشت جلوی ماشین جنگی آمریکا را برای سالها بگیرند اما هیچکس منتظر نبود ارتش دوم اعراب با حداقل فشار، با سرعت از هم بپاشد. اما به جز کم‏کاری ارتش عراق به ویژه لشگرهای گارد ریاست جمهوری، نباید نقش سلاحهای هوشمند را فراموش کرد. در سال ۱۹۹۱ تنها ۷ درصد بمبهای آمریکایی هوشمند بودند، اما در جنگ سال ۲۰۰۳ حدود ۹۵ درصد بمبها و موشکهای شلیک شده، به سیستم‏های هدایت دقیق مجهز بودند. این موشکها ظرف ۱۰ دقیقه، هدفهای خود را توسط سیستم‏های ماهواره‏ای پیدا و سپس منهدم می‏کردند. حرف اول و آخر: تسلیحات هوشمند به جای بحث‏های بیهوده دیپلماتیک البته زمینه‏سازی استفاده از موشکهای هدایت شونده به یکی دوسال اخیر باز نمی‏گردد بلکه ایجاد این سیستم، به اواسط دهه ۹۰ باز می‎گردد. آمریکایی‏ها درتمام سالهایی که دنیا با شادی پایان جنگ سرد را جشن گرفته بود و خوش‏باوران گمان می‏بردند عصر استفاده از اسلحه به سررسیده و پس از این اقتصاد و دیپلماسی حرف اول و آخر را می‏زند، بر روی دقت بیشتر سلاحهای خود و نصب ۲۴ ماهواره برای مکان‏یابی‏جهانی یا همان GPS وقت صرف می‏کردند. این سیستم‏ها اکنون به این کشور این امکان را داده که هر هدفی را با دقت کمتر از ۱۰ متر هدفیابی و سپس منهدم کند. اکنون به تدریج آشکار می‏شود حداقل یکی از دلائل فروپاشی ارتش مجهز عراق، بمبارانهای بسیارسنگین واحدهای زرهی و مکانیزه با دقتی بی‏نظیر بوده است؛ چیزی که کارشناسان نظامی نظیر استفان بیکر بازنشسته اطلاعات وزارت دفاع آمریکا و رئیس سابق نیروی دریایی آمریکا در بحرین از آن با نام چکش سنگین یاد می‎کند. وی در گفت وگو با نیوزویک می‎گوید: مردم نمی‏دانند چه چکش سنگینی برروی نیروهای عراقی قرارداشت. توانایی هرگونه جنبشی از صدام گرفته شده بود. آنها با بمبارانهای مرگبار خود، عملن ارتباط بین گارد ریاست‏جمهوری و صدام را قطع کرده بودند. گزارش مجله تایم نیز حکایت از تأثیر فوق‎العاده بمبارانهای هوایی برروی سپاهیان عراقی دارد. این مجله با اعزام خبرنگاران خود به عراق، به دنبال پاسخ به این سؤال بوده که چرا درکنار انهدام واحدهای زرهی و مکانیزه عراق، تلفات این ارتش بسیار کم بوده است! ظاهرن پاسخ به این سؤال چندان مشکل نیست. دقت نیروی هوایی آمریکا در انهدام واحدهای زرهی عراق به اندازه‏ای بالا بوده که بسیاری از نظامیان عراقی برای در امان ماندن، از خودروها و تانکهای خود فاصله می‏گرفته‏اند! یک سرهنگ عراقی که ۲۱ سال سابقه خدمت دارد (در زمان جنگ ایران و عراق از درجه ستوانی تا سرگردی حضور داشته است) در مصاحبه با گروه تایم گفته است: فرماندهی عراق فراموش کرده بود، نیروی هوایی نداریم. این اشتباه بزرگی بود. تکنولوژی نیروی هوایی آمریکا باورکردنی نیست. گزارشات دیگری نیز حاکی است چهار لشگر گارد ریاست جمهوری عراق (بغداد، مدینه، بخت‏النصر و حمورابی) زمان مواجهه با نیروهای زمینی آمریکایی را پیدا نکردند چرا که ۳۰۰ کیلومتر قبل از آنکه نیروی زمینی آمریکایی به آنها برسند توسط هواپیماهای ضدزره A-10 و سپس هلیکوپترهای ضدتانک Apache به شدت بمباران شدند. پرنده‏های مذکور عملن با حجم آتش بسیارگسترده خود، واحدهای مجهز زرهی گارد ریاست جمهوری عراق را مبدل به واحدهای پیاده می‏کردند! کارشناسان معتقدند خط دفاعی بغداد از دهها کیلومتر پائین‏تر از محور کربلا تا کوت آغاز می‏شد. قوسی که ۱۶۰ کیلومتر طول داشت و قرار بود به باتلاق نیروهای آمریکایی تبدیل شود! عراقی‏ها حتی برای درامان ماندن تانکهای خود بسیاری از آنها را به میان شهرهای کوچک، روستاها و شهرهای بزرگ برده بودند که در شرائط حساس این واحدهای کوچک با پیوستن به هم، لشگرهای زرهی را تشکیل دهند، اما ظاهرن چشم تیزبین ماهواره‎ها و موشکهای هدایت‏شونده را دست کم گرفته بودند. بسیاری از بمب‏ها و موشکها، تانکها عراقی را در کوچه‏های تنگ و باریک و یا زیردرختان شکارکرده بودند! موشکهای حساس به حرارتی مانند ماوریک (AGM-65 Maverick) نیز مدل اثرگذاری است که بیش از ۳ دهه از اختراع آن می‏گذرد. این موشک دیگر حتا نیازی به دید ندارد بلکه همانند خفاشی که در شب کاملن تاریک می‏تواند حشره‏ای را در هوا شکارکند، از روی فرکانسهای بسیار ضعیف مادون قرمز و یا انرژی ساطع شده از هدف زمینی، آن را پیدا می‏کند. در جنگ سال 2003 آزادسازی عراق، ایالات متحده هیچ هواپیمای جدیدی را نسبت به نبرد سال ۱۹۹۱ وارد عرصه نکرد، اما تمامی جنگ‏افزارهای خود را کاملن به روز کرده بود. نبرد سال ۱۹۹۱، نقش مهم نیروی هوایی را برای فرماندهان نظامی به اثبات رساند. اما این نبرد، ناتوانی نیروهای زمینی را در صورت برخوردار نبودن از پشتیبانی هوایی خودی و پدافند در برابر نیروی هوایی نشان داد. این نبرد همچنین از نظر کلاسیک نشان داد می‏توان با یک نیروی هوایی بسیار قوی، حرکت رو به جلوی یک نیروی زمینی حتا در مقیاس ۲۰ لشگر را متوقف کرد. اما آیا در هر نبردی، نیروی هوایی حرف اول را خواهد زد؟ به شرط تجهیزات و آموزشهای مناسب، جواب مثبت است. ممکن است برخی گمان کنند هدف مقاله، کم‏رنگ نشان دادن نقش نیروهای دریایی و زمینی در جنگهای نوین است، اما باید گفت مباحث مربوط به برتری مطلق نیروی هوایی، چند پیش شرط دارد که تحقق نیافتن هرکدام از آنها می‏تواند پروژه انهدام کامل نیروهای زمینی را با مشکل مواجه کند. (1) برتری هوایی اگر به هر دلیل، نیروی هوایی مهاجم نتواند نیروی هوایی نیروهای مدافع را به طورکامل از بین ببرد و یا زمین‏گیر کند، هواپیماهای پشتیبانی نزدیک، هلیکوپترها و بمب‏افکن‏های آن قادر نخواهند بود از چنگال تیز شکاری‏های مدافع، جان به سلامت ببرند. عراق 24 فروند MiG-29 داشت. میگ۲۹ می‏تواند در صورت پرواز، قادر است به سادگی هواپیماهای کند پرواز A-10 (که حدود ششصد کیلومتر، یعنی یک سوم میگ۲۹ سرعت دارند) را شکار کند. ناگفته پیداست همان‏طور که تانکهای پیشرفته‏ای نظیر T-72 در مقابل هلیکوپترهای آپاچی به مانند کودکان بی‏دفاع تن به سرنوشت محتوم می‏سپارند، هلیکوپترها هم در مقابل شکاری‎ها، مانند پرنده‎های کوچک، اسیر چنگال شاهین خواهند بود. از سوی دیگر نیروهای هوایی پرقدرت قادرند هفته‏ها در برابر امواج هواپیماهای مهاجم تاب آورده و آنها را به عقب برانند. آمریکا پروژه جنگ آزادسازی عراق را با کمتر از 700 فروند هواپیما به پایان رساند، حال آنکه اگر قرار بود با نیروی هوایی قدرتمندی با ۸۰۰ هواپیما روبه‏رو شود، حداقل باید ۲۰۰۰ هواپیما وارد عمل می‏کرد و ماهها برای امن کردن فضا می‏‎کوشید. (2) پدافند دشمن اگر نیروهای مدافع، نیروهای پدافندی به ویژه از نوع موشکی داشته باشند، مبارزه با آنها آسان نخواهد بود. در جنگ سال 1991 خلیج فارس، آمریکا تنها برای انهدام پدافندهای عراقی در کنار بمبارانهای شهری، بیش از ۳۰ هواپیما را از دست داد. دهها خلبان آمریکایی اسیر عراق و از تلویزیون نشان داده شدند. استینگر در افغانستان در طول سالهای ۱۹۶۰ تا ۱۹۸۰ پدافندهای طراحی شده توسط روسها، جهنمی برای هواپیماهای غربی و خلبانان آنها در جنگها ایجاد کرده بود. تلفات باورنکردنی آمریکایی‏ها در نبرد ویتنام، ساقط شدن ۱۰۰ فروند هواپیمای اسرائیلی در طی ۳ روز اوّل در جنگ اکتبر ۱۹۷۳ و یا استفاده مجاهدین افغان از موشک‏انداز استینگر که منجربه سرنگونی صدها هلیکوپتر و هواپیمای روس و در نهایت شکست کامل ارتش سرخ در جبهه افغانستان شد، همگی از نشانه‏های بارز این داستان است. (3) استفاده پرتعداد اگر نیروی مهاجم در به‏کارگیری هواپیما و هلیکوپتر با محدودیت روبه‏رو باشد، مثلن در مبارزه با یک نیروی زمینی عظیم از ۳۰۰ هواپیما استفاده کند و یا مثلن نسبت به‏کارگیری موشکهای هوشمند به کل بمبها کم باشد و یا آنکه از پشتیبانی اطلاعاتی (سیستم‏های ماهواره ای) کافی برخوردار نباشد، آنگاه نمی‏توانیم آنها را از قبل برنده بدانیم. بسیاری از سلاحهایی که ایالات متحده در نبرد اخیر به کار برد، آنقدر گران‏قیمت است که هیچ ارتشی توان خریداری آن را ندارد. موشکهای هدایت شونده‏ای نظیر AGM-130 آمریکایی بی‏شک از تانکهای قدیمی T-62 عراقی گرانتر بودند. قطعات مصرفی بمب‏افکن‏های بسیار پیشرفته B-2 بی‏شک به ارزش یک تیپ زرهی عراقی بود. (قیمت هر فروند B-2 حدود 1.2 میلیارد دلار یا معادل یکسال بودجه نظامی یک کشور متوسط است.) هلیکوپتر آپاچی ۱۰ برابر یک هلیکوپتر معمولی نظیر کبرا یا هایند قیمت دارد. جنگنده‏های آمریکایی نظیر F/A-18E/F Super Hornet در این جنگ بین ۵۰ تا ۸۰ میلیون دلار قیمت داشتند، حال آنکه جنگنده‏های قدیمی ارتشهای جهان سومی نظیر اف4 فانتوم، میگ23 یا سوخوی22 به سختی ۵ میلیون دلار ارزش دارند. سقوط یک هلیکوپتر بلک‏هاوک برای ارتش آمریکا قابل توجه نیست، اما معادل هفته‏ها حقوق کل پرسنل نیروی هوایی ترکیه می‏شود! بنابراین اگر ارتش، به هر دلیل از پشتیبانی مالی، فنی و اطلاعاتی نیروی هوایی خود باز بماند، آنگاه این مدافعان خشمگین هستند که توان انجام پاتکهای سنگین را پیدا می‏کنند.
  24. استفاده گسترده از نیروی هوایی در جنگها چیزی کم‏سابقه و یا عجیب نیست، برای مثال نقش نیروی هوایی آلمان در نبرد مسکو به سال 1941 که منجر به نابودی بیش از 550 هواپیمای جنگی روسها بر روی زمین شد و یا نیروی هوایی اسرائیل در جنگ ژوئن 1967 که تنها در روز اوّل جنگ به واسطه دقت و سرعت عمل این نیرو، توان هوایی اعراب به کل نابود گردید و در نتیجه، جنگ با برتری کامل اسرائیل به پایان رسید. اما آنچه در سالهای اخیر در جنگها مشاهده می‏شود، افزایش نقش قابل ملاحظه نیروهای هوایی در جنگهاست تا آنجا که برتری کامل هوایی ایالات متحد آمریکا در نبرد سوم خلیج فارس سبب شد نیروهای زمینی آن کشور بدون مشکل وارد بغداد شوند. بدین جهت به نظر می‏‎رسد نقش نیروی هوایی، فراتر از یک نیروی پشتیبانی کننده از واحدهای زمینی باشد و این نیرو قادر است با سلاح‏‎های هوشمند و بمب‏افکن‏های سنگین، پایان جنگ را رقم بزند. MiG-3 غنمیت گرفته شده توسط آلمانها تقویت روحیه مدافعین به کارگیری گسترده هواپیما در جنگهای بزرگ به سالهای ۱۹۱۴ تا ۱۹۱۸ باز می‏گردد. جنگ جهانی اول برای اولین بار به فرماندهان ثابت کرد در معادلات جنگی خود در کنار توپ، تانک، نفربر و کشتی باید عنصر پنجمی را نیز در نظر بگیرند و آن عنصر، چیزی نبود جز هواپیمای جنگی. شاید در آن سالها کمتر کسی می توانست پیش‏بینی کند هواپیماها در آینده چه نقش مهمی خواهند داشت. طی سالهای ۱۹۲۱ تا ۱۹۳۹ تمام کشورهای پیشرفته آن زمان به فعالیتهای جدی برای توسعه نیروهای هوایی خود پرداختند. آلمان، آمریکا، بریتانیا، ژاپن، فرانسه و اتحاد شوروی طی ۱۸ سال هواپیماهای دوباله و کندروی خود را به مدلهای بسیار پیشرفته (در آن زمان) نظیر اشتوکا، مسراشمیت، بی ـ ۱۷، هاریکن، اسپیت فایر، زیرو و میگ تبدیل کردند. اجرای استراتژی نبرد برق‏آسا در این میان تکنولوژی آلمان نازی از همه پیشرفته‏تر و پیشروتر بود. آلمانها برای اولین بار در نبرد لهستان (سپتامبر ۱۹۳۹) به صورت بسیار گسترده از هواپیماهای جنگی در کنار تانکها و نیروهای پیاده استفاده کردند و در شیوه نبردی که معروف به بلیتس گریک یا جنگ برق‏آسا شد، توانستند طی مدت کوتاهی از سپتامبر ۱۹۳۹ تا ژوئن ۱۹۴۱، تعداد ۹ پایتخت اروپایی را به آسانی فتح کنند. (لهستان، بلژیک، هلند، فرانسه، یونان، نروژ، دانمارک، یوگسلاوی و رومانی، کشورهایی بودند که طی کمتر از دو سال اشغال شدند.) جنگنده‏های ضربتی اشتوکا ساخت آلمان نازی آلمانها در نبرد بزرگ با اتحاد جماهیر شوروی نیز به طور گسترده از نیروی هوایی استفاده کردند، اما توان بسیار عظیم نیروهای پیاده‏نظام شوروی سبب شد تا نیروی هوایی آلمان با وجود برتری مطلق در سالهای اولیه جنگ، نتواند جلوی پیشروی گسترده روسها را بگیرد. اما بی‏تردید در جنگ دوم جهانی هیچ کشوری به اندازه آمریکا از هواپیما استفاده نکرد. در زمانی که آلمانها و ایتالیایی‏ها در اروپا بسیار ضعیف شده بودند، آمریکا در ۳ سال آخر جنگ، سالی ۱۰۰ هزار هواپیمای جنگی می‏ساخت! (بسیاری از این هواپیماها هیچگاه به پرواز درنیامدند و پس از پایان جنگ به نازلترین قیمت در اختیار فیلمسازان هالیوودی قرار گرفته و یا به اوراقچی‏ها فروخته شدند.) استراتژی آلمان نازی در بمباران گسترده را آمریکایی‏ها نیز عینن تقلید کرده و بر سر مردم آلمان پیاده نمودند. دهها هزار هواپیما در گروههای صدفروندی بر بالای شهرهای صنعتی آلمان حاضر شده و روزهای متوالی بمب می‏ریختند. همه گمان می‏کنند فاجعه جنگ دوم جهانی، بمباران هیروشیما است، حال آنکه شهر درسدن در آلمان شاهد ۴۸ ساعت بمباران بسیار شدید و مرگ ۳۰۰ هزار غیرنظامی بود. اما در تمامی نبردهای بزرگ جنگ جهانی دوم، هیچگاه بار اصلی جنگ بر دوش نیروهای هوایی نبود، بلکه واحدهای بزرگ زرهی و پیاده سلاطین میادین نبرد محسوب می‏شدند. پس از جنگ جهانی، دنیا شاهد ۳۰ جنگ در نیمه دوم قرن بیستم بود. برخی از این جنگها مانند جنگ کره و جنگ هند و پاکستان اهمیت زیادی داشت، اما در آن جنگها نیز هواپیماها با وجود رشادت خلبانان در درجه دوم اهمیت بوده است. اولین تجربه شاید اولین جنگی را که در آن هواپیماها تعیین کننده نبرد بودند، بتوان جنگ موسوم به جنگ ۶ روزه اعراب و اسرائیل دانست. در سال ۱۹۶۷، ارتشهای مصر و سوریه از نظر دارا بودن هواپیما و تانک و نفر بر روی کاغذ کاملن برتر از اسرائیل بودند. دو کشور عرب با حمایت کشورهای عرب منطقه در تدارک حمله نهایی به اسرائیل بودند، اما ژنرال موشه دایان، وزیر دفاع وقت اسرائیل مقامات مافوق خود را مجاب کرد با استفاده از نیروی هوایی در اقدامی پیشگیرانه ارتشهای عربی را متوقف کند. بقایای جنگنده‏های منهدم شده MiG-21 مصر در روز ششم ژوئن 1967 در سحرگاه ششم ژوئن ۱۹۶۷، ژنرال موشه دایان به همراه تمامی هواپیماهای نیروهای اسرائیلی ظرف دو ساعت کلیه فرودگاههای منطقه (حتی فرودگاههای متروکه) را بمباران و غیرقابل استفاده کرد و هر آنچه از نیروهای هوایی عربی بر روی باندهای پرواز بود، از بین برد. حافظ اسد و جمال عبدالناصر صبح روز ششم ژوئن متوجه شدند دیگر چیزی تحت عنوان نیروی هوایی ندارند! اکنون آسمان در اختیار اسرائیلی‏ها بود. ارتش اسرائیل با پشتیبانی هوایی، به سرعت وارد خاک مصر شده و صحرای سینا را به اشغال خود درآورد. در شمال نیز بلندی‏های جولان به تصرف اسرائیل درآمد و سوری‏ها به عقب رانده شدند. اکنون زمانی مناسب برای اشغال قسمت شرقی شهر اورشلیم (بیت‏المقدس) و نواحی غربی رود اردن فراهم گشته بود. این نبرد برای اولین بار در تاریخ جنگها نشان داد به کارگیری درست نیروی هوایی می‏تواند بار جنگ را از دوش نیروهای زرهی و پیاده بردارد. سایت موشکی سام3 مصری‏ها در صحرای سینا (جنگ 1973) اسرائیلی‏ها در جنگ اکتبر ۱۹۷۳ دیگر نتوانستند این تجربه را تکرار کنند، چرا که واحدهای پدافند سام روسی سبب شدند طی ۳ روز نخست نبرد، ۱۰۰ هواپیمای خود را از دست بدهند. اما در ادامه جنگ و با انهدام سایتهای موشکی سام مصری در صحرای سینا، فانتومهای اسرائیلی در صحرای سینا، در ارتفاع پست اقدام به شکار تانکهای مصری کردند و به راحتی مانع از پیشروی ارتش مصر گشتند. جنگ اکتبر بدون هیچ نتیجه‏ای برای اعراب به پایان رسید. در ادامه جنگ و با انهدام سایتهای موشکی سام مصری در صحرای سینا، فانتومهای اسرائیلی در صحرای سینا، در ارتفاع پست اقدام به شکار تانکهای مصری کردند و به راحتی مانع از پیشروی ارتش مصر گشتند. جنگ ویتنام یک تجربه ناموفق شکست کامل ارتش فرانسه در ۱۹۶۱ سبب شد نیروهای تازه نفس آمریکا جای این استعمارگر پیر را بگیرند. آمریکایی‏ها بر اساس مدلهای نظامی خاص خود به دنبال از بین بردن دشمن با استفاده از بمبارانهای بسیار گسترده رفتند. شدت بمبارانها در جنگ ویتنام به اندازه‏ای بود که اعتراضات گسترده جهانی را برانگیخت. صدها هزار غیرنظامی ویتنامی در بمبارانها کشته شدند، اما با شروع عملیات زمینی، آمریکایی‏ها پی بردند نیروهای کمونیست ویتنام شمالی هرگز قصد عقب‏نشینی ندارند. جنگنده F-4B نیروی دریایی ایالات متحده، در بازگشت از ماموریتی در ویتنام شمالی، هدف گلوله‏های آتشبار ضدهوایی ویت‏کنگ‏ها قرار گرفته و به دلیل از دست رفتن فرامین و افت فشار هیدرولیک، ابتدا کمک‏خلبان و اندکی بعد، خلبان مجبور به پرش از هواپیما می‏شود. ادامه دارد.
  25. سلام تا جایی که اطلاع دارم ، نوع هدایت مالیوتکا ، در خط دید با فرمان دستی هست ، در نتیجه بسیار بعید هست که در شب استفاده شود ، مگر اینکه صحنه رزم با مهمات منور سنگین ، ( نظیر مهمات منور 155 م.م یا 122 م.م دی- 30) روشن شود که /آن هم شرایط خاص خودش را دارد . با این حال عصر چنین تجهیزاتی تقریباً به سر آمده ( البته برای مقابله با MBT های فعلی ) ، تا جایی که الان مباحث مربوط به توپهای ضد تانک الکترومغناطیسی با نرخ آتش قابل توجه مد نظر کشورهای تولید کننده قرار دارد
  26. Last week
  27. سلام من اصلا ندیدم شب دشمن از موشک ضد تانک هدایت شونده استفاده کنه البتههردوسلاح دارای دوربین دید در شب جداگانه هست که ما ایرانیان فقط درسش را خواندیم در طول جنگ برای استفاده واگذار نشد با سلام وعرض ادب بنده هم به یاد ندارم که نیروهای عراقی از موشک مالیوتکا درشب استفاده نمایند ولی احیاناً اگر هم استفاده شده باشد به صورت محدود بوده آن هم به دلیل دقت پایین در روز و وقتی در روز دارای دقت پایینی باشد در تاریکی هوا که دیگر جای خود را دارد.
  28. وقتی با مامانم میرم خرید
  29. سلام من اصلا ندیدم شب دشمن از موشک ضد تانک هدایت شونده استفاده کنه البتههردوسلاح دارای دوربین دید در شب جداگانه هست که ما ایرانیان فقط درسش را خواندیم در طول جنگ برای استفاده واگذار نشد
  30. هواپیماساز آمریکایی از رقیبش عقب نماند بویینگ ۱۰ هواپیمای جدید برای ایران می‌سازد تنها یک روز پس از نهایی شدن فروش ۷۳ فروند هواپیمای مسافرتی جدید از سوی ایرباس به ایرلاین های ایرانی، امروز یکی از شرکت های ایرانی خبر از نهایی شدن توافق خود با بویینگ برای خرید هواپیماهای جدید داد. به گزارش ایسنا، طبق اعلام شرکت قشم ایر، این ایرلاین ایرانی موفق شده در جریان مذاکراتی که در طول هفته های گذشته با مقامات شرکت بویینگ داشته، به امضای یک تفاهم نامه جدید دست پیدا کند. بر این اساس دو طرف متعهد شده اند با پیگیری مقدمات لازم، شرایط را برای نهایی کردن قرارداد تا مرداد ماه امسال فراهم کنند. قشم ایر اعلام کرده این 10 فروند هواپیما از خانواده MAX۷۳۷ خواهد بود و در کنار آن مذاکراتی برای وارد کردن تعدادی بویینگ با سن کم نیز آغاز شده که در آینده شرایط قطعی آن مشخص خواهد شد. تامین مالی این هواپیماها مانند دیگر قراردادهای ایران از طریق فاینانس انجام خواهد شد و بویینگ خود تعهد کرده که موافقت های لازم از خزانه داری آمریکا را اخذ کند. به گزارش ایسنا، با نهایی شدن این قرار داد تعداد هواپیماهای بویینگ خریداری شده از سوی ایرلاین های ایرانی پس از برجام به ۱۵۰ فروند می رسد. پیش از این ایران‌ایر ۸۰ و آسمان ۶۰ فروند بویینگ را به سبد خرید خود اضافه کرده بودند و نخستین بویینگ ایران ایر در اردیبهشت سال آینده تحویل خواهد شد. روز گذشته ایرباس نیز خبر از نهایی شدن مذاکرات خود با دو ایرلاین زاگرس و ایران ایرتور در حاشیه نمایشگاه هوایی پاریس برای فروش ۷۳ هواپیما به ایران خبر داده بود. منبع:http://www.isna.ir/news/96040200672/بویینگ-۱۰-هواپیمای-جدید-برای-ایران-می-سازد
  31. Load more activity