Welcome to رهروان ارتش

از اینکه انجمن ما را برای مطالعه انتخاب کردید از شما متشکریم. 

برای استفاده از امکانات انجمن و برقراری رابطه دوستانه با دیگر اعضا لطفا در انجمن ثبت نام کنید

با تشکر

kalafe2006

مدیریت مجموعه
  • Content count

    4,315
  • Joined

  • Last visited

Community Reputation

41296 Excellent

3 Followers

About kalafe2006

  • Rank
    مدیر
  • Birthday ۸۳/۰۷/۲۳

Contact Methods

  • جنسیت مرد

Profile Information

  • شهر شیـــــراز

Recent Profile Visitors

4,064 profile views
  1. بار انتشار میابد،از شما دوستان خواهشمندم چناچه مایل به انتشار این خاطرات بودیدچنانچه مایل هستید نامی هم از صفحه بنده ببرید تا تعداد افراد دنبال کننده حماسه های قهرمانان بیشتر شود و جوانان بیشتر با افتخارات و تاریخ خود اشنا شوند،و بدانند برای ایران چه خون هایی ریخته شده تا اگر در منصبی قرار گرفتند خدمت کنند نه خیانت،متشکرم برا سهولت در پیدا کردن خاطرات پرویز_خیر_مقدم را دنبال کنید . من در چهاردهم اسفند هزار و سیصد وسی در شهر سنندج در خانواده ای ارتشی به دنیا امدم دوره طفولیت را در همان سنندج گذرانده و سپس در نه سالگی با خانواده به تهران امدیم ودر تهران مشغول به ادامه تحصیل شدم و در دبیرستان های وصال و محمد_طاهر_بهادری که اکنون بین#نارمک و تهران نو و تهران پارس قرار دارد تحصیل کردم و در نهایت در #دبیرستان_البرز در سال هزار و سیصد و پنجاه وچهار مدرک دیپلم ریاضی خود را با موفقیت اخذ کردم. +ناخداجان چه شد ارتش را انتخاب کردید؟خب من پدرم درجه دار #نیرو_زمینی_ارتش بود،البته نه یک درجه دار معمولی از ان افراد زبده ای بود که #مدالهای خیلی زیادی داشت که همه را از فرماندهان عالی رتبه ارتش گرفته بود،که عکس های ان هم موجود است،چون خودش درجه دار بود و میدید که درجه داران و افسران چه در بین مردم و چه نزد دولت از احترام بالایی برخوردار هستند همواره به ما تاکید میگرد که افسر شوید خود ما هم حس وطن پرستی عمیقی داشتیم و بسیار علاقه داشتیم لباس خدمت به #وطن را به تن داشته باشیم،من هم پس از دیپلم برای #خلبانی #جنگنده ثبت نام کردم و همه تست ها را با موفقیت پشت سر گذاشتم و قبول شدم درست در زمانی که قصد گرفتن لباس را داشتم برادرم به من گفت خلبان نشو؟خب خیلی تعجب کردم گفتم اخر چرا ؟چه چیز بهتر از خلبانی؟من مادرم چند سالی بود فوت شده بود،گفت مادر همیشه تاکید میکرد میخواهید نظامی شوید اشکالی ندارد،اما خلبان نشوید،من هم مادرم را خیلی دوست داشتم و این حرفش را فراموش کرده بودم به همین دلیل انصراف دادم و به #نیرو_دریایی رفتم که در انجا چهار رشته وجود داشت که بدلیل علاقه شخصی به#تکاوری رشته تکاوری را انتخاب کردم و به مدت تقریبا ده روز همه تست ها را پشت سرگذاشتم و قبول شدم و در تاریخ یکم یا دوم ابان ماه سال پنجاه و چهار برای گذراندن دوره تکاوری به #منجیلاعزام شدیم تقریبا چهارصد نفری بودیم که تعدادی با اتوبوس و تعدادی هم خودشان امدند ،دوره سخت و طاقت فرسا تکاوری شروع شد. و ما ارام ارام برای تکاور شدن اماده میشدیم همواره به ما میگفتند که نظامی تنها یک هدف دارد و ان چیزی جز خدمت به وطن نیست، و یک تکاور چیزی جز وطنش ندارد،به هر حال ارام ارام فشار ها بیشتر میشد و تعداد کمتر که بیست و یک نفر از ما بین ان چهارصد نفر موفق شدیم دوره را پشت سر بگذاریم ،تعداد دوازده نفر در یک مرحله برای گذراندن دوره فرماندهی به #انگلیس اعزام شدند و ما هم که تقریبا تعدادمان دوازده نفر بود قرار بود در مرحله بعد اعزام شویم ،دوره های قبل از ما دوره های زبان را در خود انگلیس میگذراندند ولی ما قرار شد در ایران دوره های زبان خود را بگذرانیم که دوره های زبان را ما در کلاس هایی در تهرن و #رشتگذراندیم و سپس موفق شدیم مدرک ایلتس خود را کسب کنیم یادم هست ان زمان هم نمره قبولی هفت بود که در ان دوره شهید فراهانی نفر اول دوره شد،البته در فاصله این یکسال چندین دوره دیگر هم دیدیم که شامل دوره جنگ های چریکی در جنگل ،چتر بازی،غواصی،رنجر،و چند دوره دیگربود،به هر حال ما در سال هزار و سیصد و پنجاه وشش به انگلیس اعزام شدیم خب شور و شوق بسیار خاصی توام با نگرانی داشتیم اما بسیار خوشحال بودیم که دولت برای ما جوان ها انقدر ارزش و احترام قائل هست که دارد برای ما چنین کاری میکند البته وقتی به انگلیس رسیدیم این حس چند برابر شد،+دوره انگلیس چقدر موثر واقع شد؟ایا در جنگ هم ان اموزش ها به کمک شما امد؟بگذارید اینطور بگویم دوره انگلیس به ما فهماند فرماندهی یعنی چه ، ان هم از نوع فرماندهی تکاور،بسیار مفید وسخت بود،و در کنار همه این ها لذت بخش،البته بجز اصول نظامی دوره انگلیس چیز های دیگری هم به ما یاد داد،خصوصیات مثبت فرهنگی و خیلی چیزهای دیگر که ما همه انها را با خود به ایران اوردیم ،اداب معاشرت،فرهنگ خوب،و نجابت ،عدالت،و خیلی چیز های دیگر، +ناخدا جان به عنوان یک افسر تکاور ایرانی احترامات در انگلیس به شما چگونه بود؟ خیلی متشکرم که اشاره کردید،میتوانم بگویم خارج از انتظار ما و اصلا قابل باور نبود،وقتی با هواپیما وارد لندن شدیم،یک تیم از طرف دانشکده رویال مارین به پیشواز ما امدند،و از ما پذیرایی کردند سپس با احترام فراوان ما را به بهترین هتل در لندن بردند (که نام هتل را یادم نیست)و گفتند چند روزی در لندن بمانید استراحت و تفریح کنید،البته مبلغ یازده هزارتومان هم به ما پول دادند که ان روز هر پوند انگلیس بیست تا یک تومانی بود ،اینجا ان حس که خدمت شما گفتم چند برابر شد همان حس غروری که حس میکردیم چقدر برای کشورمان ارزشمند هستیم و برای ما جوان ها ارزش قائل هستند،به هر حال پس از پنج روز گشت و گذار در لندن و دیدن فرهنگ انگلیسی یک اتوبوس به دنبال ما فرستاند که ما را به سمت دانشکده که بین شهر های اکستر و اکسموس بود برد فاصله این دو شهر پنجاه کیلومتر است که دانشکده بسیار بزرگ ،زیبا و با امکانات رویال مارین در پانزده کیلومتری شهر اکسموس قرار داشت منبع : پیج اینستاگرام IRIAF-pilot_man
  2. وقتی از او پرسیدم قهرمان ایا امکان دارد یک خاطره از خود برایم بفرستیدتا شما را به مردم معرفی کنم این خاطره را فرستاد بزرگترین خاطره ام درسال ۷۲اتفاق افتاد یک روحانی به من گفت شما تکاوران خون شاه توی رگهاتون دارید وبه درد ارتش جمهوری اسلامی نمیخورید با بیش از۱۸سال سابقه من و خیلی دیگه را باز خرید کردند ومجبور شدم الان درسن ۶۴سالگی به عنوان کارگر خرج زندگیمو دربیارم نمیدونم شایدم ما تکاوران خیانت کردیم واصل موضوع را هنوز کسی نگفته که حدود سی نفر کامل رو پنج نفر بیشتر یاکمتر به عنوان گروه پیشرو ازپشتیبانی رزمی پنج روز مقابل حملات تند عراقیها که میخواستند ناهاردر اهواز باشند را گرفتیم تا گردان تکاوران همهاز بوشهر به خرمشهر آمدند بله حالا که جوانی را حرام کردیم جمع میبندم چون فقط من نبودم وبه علت اینکه خون شاه تورگهامون بود فرزند ناخلف ارتش شدیم شایدم چون خون شاه تورگهامون بود با سه قبضه خمپاره انداز ۸۱ وسه قبضه تفنگ ۱۰۶ وچندتفنگدار جلوی دولشکر عراق با آن همه توپ وتانک ایستادیم فقط تنها چیزی که برام مانده دلی شکسته و زخمی بر قلب که از دولت خوردیم ،قربان شما ببخشید اگه نتونستم جواب شمارا بدم البته هر تکاوری یک مثنوی هفتادمن خاطره از جنگ داره ولی حوصله گفتن نیست ومنهم خاطره نگفتم فقط خواستم نفرتم راازبی وطنان ابراز کنم ببخشید ازاینکه وقت گرانبهاتونو گرفتم پایدار باشید
  3. اسفند ماه سال 62 عازم منطقه جنوب شدیم از تجمع تعداد خلبانان و رزمندگان گویای این بود که عملیات مهمی در پیشه در هتل استوریای اهواز مستقر شدیم خلبانان هوانیروز از گروه رزمی مسجد سلیمان و گروه رزمی کرمان و پایگاه چهارم پشتیبانی اصفهان و پایگاه شهید وطنپور اصفهان حضور داشتند وچند فروند هم از نیروی هوایی وهوا دریا توجیه عملیاتی انجام شد و گروه های پروازی برای مناطق مختلف مشخص شد من چون تنها خلبان نجات دوره دیده هوانیروز بودم بعنوان خلبانان رسکیو منطقه اصلی (جفیر) انتخاب و حوزه پروازی جزایر ....شمالی و جنوبی تعیین شد روز اول ساعت 7 صبح اولین فروند شینوک در منطقه هور مورد اصابت گلوله کالیبر کوچک قرار گرفته بود و اعلام وضعیت اضطراری کرد توسط چیپ AVCS بمن آماده باش ابلاغ شد من بلافاصله بسمت هور پرواز کردم هلیکوپتر شینوک در حال خارج شدن از هور بود من با خلبان امین طاهری تماس نداشتم وپشت سرش پرواز میکردم ناگهان درمنطقه جفیر سانحه داد داخل هلیکوپتر علاوه بر خلبانان وکروچیف ها بیست و شش نفر رزمنده و یک دستگاه چیپ IVCS بود بلافاصله نزدیک هلیکوپتر نشستم وپزشکیار هوایی (جناب جنگجوی وطن) ومتخصص نجات (شهید محمد رضا بیگی) از هلیکوپتر پیاده شدند ومجروهین را سوار کردند وبمن گفتند مجروح زیاده تقاضای هلیکوپتر کنید من Take off کردم و از طریق رادیو تقاضای دو فروند هلیکوپتر کردم طبقه زیر زمین هتل استوریا بیمارستان موقت بود مجروحان را تحویل دادم وسریع برگشتم جفیر خوشبختانه دراین سانحه شهید نداشتیم...بقیه ماجرا از زبان جناب جنگجوی وطن قبل از داخل شدن به هلیکوپتر سانحه دیده به خودرو آتش نشانی میگه من رفتم داخل هلیکوپتر اگر دود یا شعله آتش دیدی سریع اقدام کن بعد از رفتن جنگجوی وطن راننده آتشنشانی فوم پاشنه داخل هلیکوپتر جنگجوی وطن تلاش میکرده پای یک رزمنده که گیر کرده بود را رها کند وقتی فوم را میبیند فکر میکند هلیکوپتر آتش گرفته تصمیم میگیرد پای رزمنده را قطع کند در همین لحظه هواپیمایی دشمن منطقه را بمباران میکند از صدای انفجار جنگجوی وطن از هلیکوپتر خارج میشه و دوباره برمیگرده داخل می بینه....پای رزمنده آزاد شده خدا را شکر می کنه که پایش را قطع نکرده
  4. پای هر یه نفری که به انجمن باز کنی شما، من یه ماچ به پاهات میزنم
  5. به به ، حسین اقا رسیدن بخیر قربان،پارسال دوست امسال اشنا
  6. درود به همه والا ما که اینجا واسه همه پست اختصاصی باز کردیم ولی امان از تنبلی مخصوصا استاد تلخک
  7. یه جستجوی کوچولو توی اینترنت در مورد این تانک بزنید چند مدل خبر طی دو سال اخیر بالا میاد
  8. ٢٠٠ / جبهه جنوب در شهريور ٥٩

    3 .هم اکنون عناصری از تیپ 2 لشکر در چیلات مستقر هستند.

    4 .مقرر فرمایید به تی 84 خرمآباد ابلاغ نمایند که پشتیبانیهای لازم را از چیلات

    بنماید تا لشکر بتواند یکانی را که در چیلات مستقر نموده احضار، و در منطقه واگذاری

    بکار برد.

    سرهنگ ستاد ملک نژاد

    خیلی محرمانه

    از: نزاجا معاونت عملیات و اطلاعات (مد عملیات) شماره 14/6/02/602

    به: ل 92 ـ رکن سوم تاریخ 29/6/59

    موضوع: تردد در رودخانه اروند

    [آگهی به بازگشت به رمز شماره 6751 ـ 28/6/59 [

    مراتب متن شماره بازگشتی از سماجا سؤال شد. پاسخ سماجا حاکی است با تماس با

    منطقه سوم دریایی خرمشهر از گزارش مورد بحث اظهار بی اطلاعی نمودهاند و اظهار

    داشته که فقط سه فروند کشتی تجارتی پانامایی و قبرسی در لنگرگاه دهانه اروندرود

    میباشد. مراتب جهت آگهی و بررسی مجدداً اعلام میگردد.

    ف نزاجا ـ سرتیپ ظهیرنژاد

    201 پیامها و دستورات

    خیلی محرمانه

    از: نزاجا معاونت عملیات و اطلاعات (مد عملیات) شماره 12/6/02/602

    به: ف ل 92 زرهی تاریخ 29/6/59

    موضوع: پشتیبانی هوایی

    [بازگشت به شماره 6765 ـ 28/6/59 [

    برابر اعلام نهاجا گسترش شبانه هواپیما اف ـ4 در پایگاه وحدتی (دزفول) مقدور

    نیست. چنانچه لشکر احتیاج به پشتیبانی هوایی اضطراری دارد، درخواست تا از پایگاه سوم

    اعزام شود. ضمناً، یکانهای پدافند هوایی مستقر در پایگاه وحدتی به حالت آماده باش

    کامل در آمدند تا در برابر حملات احتمالی دشمن از پایگاه دفاع نمایند.

     8/1701/29/08/1357 شماره 3 سماجا: از

    به: نزاجا مد عملیات تاریخ 29/6/59

    موضوع: [درگیری در مرزهای عراق و ایران] ساعت 2120

    ژاجا اعلام نموده است، برابر گزارش ناحیه ژ خوزستان، در عملیات و درگیری چند روز

    اخیر در مرزهای عراق با ایران، موارد زیر دقیقاً روشن و تاکتیک ارتش عراق به همان نحو

    بوده است.

    1 .نیروهای زرهی عراق، که از قبل در مقابل پاسگاههای بلادفاع ایران موضع گرفتهاند،

    به طور ناگهانی از مواضع استتار شده خود خارج و در پناه آتش شدید توپخانه به خاک

    ایران تجاوز و پاسگاههای مرزی را محاصره و اسلحه و مهمات پاسگاهها را غارت، و اگر

    بتوانند چند نفری را اسیر میکنند. همراه این گروه زرهی متجاوز فیلمبردار و عکاس وجود

    دارد که به محض اینکه پاسگاه ایران در محاصره نیروهای زرهی عراق قرار گرفت شروع به

    ٢٠٢ / جبهه جنوب در شهريور ٥٩

    فیلم برداری کرده و با مأمورین اسیر شده مصاحبه میکنند و بلافاصله تلویزیون پخش

    مینماید.

    2 .پس از عملیات بند 1 اگر با مقاومت روبرو شدند، به داخل خاک خود عقبنشینی و

    در مواضع بتنی که از ماه پیش مشغول تهیه آن هستند موضع گرفته و با نیروی تعقیب

    کننده ایرانی مبارزه مینمایند و اگر با مقاومتی مواجه شوند. فوراً، با استفاده از کیسههای

    شنی تحکیم هدف کرده توپخانه خود را به جلو حرکت داده و برای یک دفاع جدی آماده

    میشوند، کما اینکه در عملیات غرب و عملیات چند روز خوزستان اتفاق افتاد.

    3 .در کنار کمتر پاسگاه ژاندارمری ایران واحد ارتش وجود دارد. بنابراین، تمام

    پاسگاههای خوزستان میتواند مورد تهاجم عراقیها به شکل فوق قرار گیرد.

    4 .عراق از تنظیم این برنامه هدف تبلیغاتی زیر را دارد:

    الف ـ روحیه مردم ایران و نیروهای مسلح را تضعیف و در عوض روحیه نیروهای مسلح

    و مردم عراق را بالا میبرد و به متجاهدین عراقی، که در داخل خاک عراق فعالیت

    میکنند، عملاً ثابت کند مدافع آنان (منظور ایران) هیچ قدرتی در مقابل عراق ندارد.

    ب ـ در صورت امکان قسمتی از سرزمین ایران را اشغال و با این ترتیب ایران را وادار به

    قبول پیشنهادات عراق نماید.

    5 .با توجه به موارد فوق و اینکه اکنون تاکتیک عراق دقیقاً روشن است پیشنهادات زیر

    مطرح شده است:

    الف ـ در کنار تمام پاسگاههای مرزی نیروهای زرهی و یا ضد زره مستقر گردد، تا از

    سقوط آنهاجلوگیری شده.

    ب ـ پاسگاههایی که آسیب پذیر هستند جمع آوری و ساختمان آن وسیله خود ما

    منفجر شده و چند پاسگاه در یک پاسگاه که دارای ساختمان محکمتری است و در پشت

    آن نیروی زرهی مستقر گردد.

    پ ـ بدون فوت وقت نیروهای ایران هجوم موضعی گرفته، هرجا نقطه ضعف پیدا نمایید

    وارد خاک عراق شده ضربتی بر پاسگاهها و تأسیسات آنها وارد کرده و بلافاصله به خاک

    ایران به سرعت مراجعت نماید.

    203 پیامها و دستورات

    ج ـ با کبرا و موشک و هواپیما و ادوات ضد زره از زمین و هوا تمام نیروهای زرهی

    عراق را در داخل آن کشور، که هم اکنون در نزدیک مرزهای ایران موضع گرفتهاند. منهدم

    سازیم و الا به زودی عملیات درگیری روی پاسگاههای زیر انجام داده و از تلویزیون بغداد

    پخش مینمایند و سقوط پاسگاههای ژاندارمری قطعی است. مراتب جهت بررسی و اعلام

    نظریه اعلام میگردد.

    جانشین سماجا - سرتیپ فلاحی

    ف نزاجا ـ سرتیپ ظهیرنژاد

    از: ل 92 زرهی رکن سوم شماره 6975

    به: تیمسار فرماندهی نزاجا معاونت عملیات و اطلاعات مد عملیات تاریخ 30/6/59

    موضوع: [آتش گرفتن تانک ذخیرۀ نفت شمارۀ 12[

    دشمن در درگیری امروز با گروهان حفاظت دو عدد آر.پی.جی7 به طرف پالایشگاه

    تیراندازی مینماید که خوشبختانه عمل نمینماید. ضمناً، در اثر برخورد گلولـه توپ به

    تانک ذخیره نفت شماره دوازده به آتش کشیده شد ـ که مشغول خاموش کردن آن

    هستند. ضمناً، پاسگاههای دهانه فاو را با شدت زیر آتش قرار داده است.

    سرهنگ ستاد ملک نژاد

    ٢٠٤ / جبهه جنوب در شهريور ٥٩

    از: لشکر 92 زرهی ر3

    به: ت ف نزاجا مد اطلاعات

    موضوع: [احداث جاده عراقیها تا منطقۀ ساهندی]

     1359/6/30 ـ 8119 شماره

    برابر بررسیها و تحقیقاتی که به عمل آمده، یک گروه از یک گروهان تانک و یک

    گروهان پیاده زرهی و عوامل پشتیبانی رزمی دیگر مقابل زمین منطقه ساهندی (این

    زمین سالیان متمادی مورد اختلاف ایران و عراق بوده است) با احداث جاده و متصل کردن

    به این زمین که تا مقابل سعیدیه ایران ادامه دارد مستقر نموده و قصد دارد پس از نفوذ و

    استقرار در این زمینه محور بستان سوبله را کنترل نموده تا عمده قوای دشمن بتواند پس

    از عبور از سوبله، بدون درگیری، در ارتفاعات االلهاکبر مستقر گردد. در صورت موفقیت

    دشمن قادر خواهد بود.

    1 .از محور بستان ـ سوسنگرد ـ اهواز تک خود را دنبال نماید.

    2 .از محور االله اکبر ـ سد کرخه ـ اهواز اقدام به تک نماید.

    3 .پس از تسخیر ارتفاعات االلهاکبر یکانهای ایرانی را دور زده و از پشت مورد محاصره

    قرار دهد.

    4 .پس از تسخیر ارتفاعات مزبور یک گردش 90 درجه با ارتفاعات دوسلک و عینخوش

    دست یافته و تک خود را در محور پای پل دزفول دنبال کند. با توجه به عرایض بالا و

    عطف توجه به تمایلات عشایر حیادت ابوگلیله ـ محیره که اکثراً از اعضاء جبهه به اصطلاح

    تحریر خوزستان و وابسته به جبهه خلق عرب بوده و اکثراً از عوامل اطلاعاتی و ستون

    پنجم دشمن هستند، استدعا میشود به این مسئله حیاتی و مهم بذل توجه فرمایند تا

    خدای ناکرده دشمن نتواند در منطقه نفوذ کرده و خساراتی جبران ناپذیری را ببار آورد.

    سرهنگ ستاد ملک نژاد

    205 پیامها و دستورات

    از: نزاجا معاونت عملیات و اطلاعات شماره 42/6/02/602

     1359/6/30 تاریخ 3 سماجا: به

    موضوع: [خطر سقوط پایگاه خسروی و ولدکشته در قصرشیرین] ساعت 2135

    برابر اظهارات تلفنی افسر عملیات منطقه غرب پایگاه خسروی و ولدکشته در

    قصرشیرین در معرض خطر سقوط قرار گرفتهاند، لذا از پایگاه مربوطه درخواست هواپیما

    گردیده. پایگاه پاسخ میدهد که به علت در تیر راس واقع بودن قادر به پیشتیبانی

    نمیباشد. خواهشمنداست دستور فرمایید به نهاجا اعلام تا به درخواست دسک خود جواب

    دهد.

    ف نزاجا سرتیپ ظهیرنژاد

     17/1701/29/05/3651 شماره فرماندهی مرکز 3 سماجا: از

    به: نزاجا معاونت تاریخ 30/6/1359

    موضوع: [به تصرف درآمدن پایگاه چقا حمام عراق] ساعت 2000

    برابر اعلام سپاه پاسداران پایگاه چقا حمام، که اسلحههای موجود در آن قبلاً توسط

    افراد سپاه پاسداران و سه تن از پرسنل تیپ نوهد تخلیه شده بود، به علت کمبود نیرو به

    تصرف عراق در آمده و نفت شهر از دو طرف در محاصره میباشد و یک حمله عراق کافی

    است در سومار تا نفت کشور به تصرف عراق درآید و درخواست نموده از طریق ارتش در

    مورد اعزام توپخانه به گیلان غرب و تصرف این پایگاه اقدام شود. دستور فرمایید ضمن

    ارسال اطلاعات تکمیلی نسبت به پشتیبانی مورد لزوم اقدام گردد.

    جانشین ر سماجا سرتیپ فلاحی

    ٢٠6 / جبهه جنوب در شهريور ٥٩

    از: سماجا مرکز فرماندهی شماره 1392/08/29/1701/8

    به: نزاجا مد عملیات تاریخ 30/6/1359

    موضوع: [درخواست توپخانه و آتش شدید به ساحل اروندرود] ساعت 1030

    دستور فرمایید، سریعاً، با تمام امکانات توپخانه مواضع کشور هدف را در ساحل

    اروندرود که به خاک ایران تیراندازی مینمایند با آتش حجیم زیاد کوبنده و منهدم نمایند.

    ضمناً، چنانچه مواضع یا تجمع تانکها در مقابل خسرو آباد و یا اسکله شماره 11 و 12

    آبادان وجود دارد، منهدم گردد.

    ج ر سماجا سرتیپ فلاحی

    طی شماره 25/6/02/602 ـ 30/6/59 به ل 92 زرهی ابلاغ شد.

     8/1701/29/08/1416 شماره) زرهی مرکز (3 سماجا: از

    به: نزاجا مد عملیات تاریخ 30/6/1359

    موضوع: [احتمال حمله غافلگیرانه عراق] ساعت 1355

    برابر اعلام سماجا 2 ارتش عراق در نظر دارد یک حمله غافلگیرانه به شرح زیر در آینده

    بسیار نزدیک به ایران نماید.

    1 .گروه رزمی تانک سنگین از محور عماره ـ فکه ـ دزفول ـ شوشک.

    2 .یک گروه پیاده مکانیزه از محور حلفانیه ـ االلهاکبر.

    3 .یک گروه سنگین از محور تنومه ـ کوشک وارد منطقه شده و شهر خرمشهر را

    محاصره نمایند.

    مراتب جهت آگاهی و پیش بینیهای لازم اعلام میگردد.

    جانشین سماجا سرتیپ فلاحی

    207 پیامها و دستورات

    از: سماجا معاونت عملیات و اطلاعات (مد عملیات) شماره 24/6/02/602

    به: ف ل 92 تاریخ 30/6/1359

    موضوع: [ترمینال نظامی خرمشهر] ساعت 0100

    برابر گزارش تلفنی افسر جانشین ترابری نیروی، سرگرد بهمن زایعه، مستند به گزارش

    افسر ترمینال خرمشهر، سروان عقبایی، از ساعت 1800 روز 29/6/59 به وسیله گلولههای

    سنگین به ترمینال خرمشهر حمله شده و تعدادی از پرسنل مجروح و به بیمارستان نیروی

    دریایی و خرمشهر تخلیه گردیده است. بنا به اظهار سروان عقبایی گردان دژ و نیروی

    دریایی به درخواست کمک نامبرده جواب مساعد ندادهاند. دستور فرمایید ضمن تحقیق و

    اعلام نتیجه در این مورد به گردان دژ ابلاغ شود که تا حد امکان یکان مزبور را پشتیبانی

    نماید.

    ف نزاجا سرتیپ ظهیرنژاد

    از: ل 92 زرهی شماره 523/170/501

    به: ت ف نزاجا م د اطلاعات تاریخ 30/6/1359

    موضوع: [یکانهای نظامی مستقر در فکه زیر آتش توپخانۀ عراق] ساعت 1430

    برابر گزارش یکانهای در خط در فکه درگیری آغاز ویکانهای نظامی مستقر در فکه

    زیر آتش شدید توپخانه عراق قرار گرفت.

    ف ل 92 زرهی سرهنگ ستاد ملک نژاد

    ٢٠٨ / جبهه جنوب در شهريور ٥٩

     8/1701/29/08/1418 شماره 3 سماجا: از

    به: نزاجا تاریخ 30/6/1359

    موضوع: [انتقال ستاد عملیاتی منطقه به ستاد فرعی] ساعت 1345

    برابر اعلام نداجا ستاد عملیاتی منطقه سوم تخلیه و به ستاد فرعی منتقل گردید و

    ارتباطی در حال حاضر با خرمشهر ندارد. ضمناً، پایگاه خرمشهر با کلیه امکانات مشغول

    تیراندازی متقابل میباشد. دستور فرمایید پشتیبانیهای لازم از هر نظر معمول دارند تا

    ستاد مزبور فعالیت خود را آغاز نماید.

    ر سماجا سرتیپ فلاحی

    از: نزاجا معاونت عملیات و اطلاعات (مد عملیات) شماره 29/6/02/602

    به: سماجا 3) مرکز فرماندهی) تاریخ 30/6/1359

    موضوع: [لشکر92 مشغول اجرای آتش متقابل] ساعت 1210

    برابر اطلاع حاصله، که تلفنی با ل 92 تماس گرفته شد، در حال حاضر ل 92 به وسیله

    آتشبار 130م.م مستقر در کنار اروندرود با قدرت هرچه تمامتر مشغول اجرای آتش متقابل

    میباشد. مراتب جهت آگاهی اعلام میگردد.

    ف نزاجا سرتیپ ظهیرنژاد

    از: نزاجا معاونت عملیات و اطلاعات (مد عملیات) شماره 28/6/02/602

    به: سماجا 3) مرکز فرماندهی) تاریخ 30/6/1359

    موضوع: [اجرای آتش متقابل زمین به هوا] ساعت 1145

    بازگشت به شماره 1400 ـ 08 ـ 29 ـ 1701 ـ 8 ــ 30/6/59

    209 پیامها و دستورات

    پیرو شماره 27 ـ 6 ـ 02 ـ 602 ــ 30/6/59 هم اکنون ل 92 در سرتاسر منطقه خود

    مشغول اجرای آتش متقابل از زمین و هوا میباشد. مراتب جهت آگاهی اعلام میگردد.

    ف نزاجا سرتیپ ظهیرنژاد

     8/1701/29/08/1400 شماره فرماندهی مرکز 3 سماجا: از

    به: نزاجا مد عملیات تاریخ 30/6/1359

    موضوع: [تیراندازی ارتش عراق به گارد ساحلی] ساعت 1120

     

    برابر گزارش ژاجا گارد ساحلی مستقر در خسرو آباد از ساعت 0845 مورخه 30/6/59

    ارتش عراق با استفاده از کلیۀ سلاحهای سنگین به طرف گارد ساحلی شدیداً تیراندازی

    میکند. لذا هر چه زودتر پشتیبانی هوایی و زمینی مینماید.

    مراتب جهت آگهی اعلام میگردد.

    ج ر سماجا سرتیپ فلاحی

    از: نزاجا معاونت عملیات و اطلاعات شماره 38/6/02/602

    به: گیرندگان تاریخ 30/6/1359

    موضوع: [ارسال پیامها به صورت رمز به دسک]

    نظر به اینکه درخواست پیامهای شناسایی هوایی از طریق تلفنی برای دشمن قابل

    کشف بوده و مطمئن نمیباشد دستور فرمایید پیامهای خود را به صورت رمز به دسک

    ارسال فرمایند تا از طریق مطمئنتر به نهاجا جهت اجرا ابلاغ گردد.

    ف نزاجا سرتیپ ظهیرنژاد

    ٢١٠ / جبهه جنوب در شهريور ٥٩

    از: نزاجا معاونت عملیات و اطلاعات (مد عملیات) شماره 26/6/02/602

    به: ف ل 92 تاریخ 30/6/1359

    موضوع: [حمله توپخانۀ عراق به ترمینال فرماندهی در خرمشهر] ساعت 1050

    برابر گزارش ف لوج، ترمینال فرماندهی ترابری در خرمشهر مورد حمله توپخانه و

    خمپاره عراق قرار گرفته و تعداد شانزده نفر زخمی و یک نفر کشته تلفنی گزارش شده

    است. مراتب در همین ساعت به مرکز عملیات نزاجا اطلاع و درخواست کمک از لشکر 92

    شده است. طبق تماسی که ف ترابری در ساعت 1010 با ترمینال داشته، پرسنل تا این

    ساعت کمکی به پرسنل ترمینال نشده. دستور فرمایید در مورد کمک به پرسنل مزبور به

    هر نحوی که ممکن باشد اقدام نمایند.

    ف نزاجا سرتیپ ظهیرنژاد

    از: ل 92 زرهی رکن دوم شماره 526/170/501

    به: ف نزاجا (مد اطلاعات) تاریخ 30/6/1359

    موضوع: [سقوط یک فروند هواپیما] ساعت 1445

     59/6/30 ــ 501/170/503 شماره پیرو

    در تحقیقاتی که به عمل آمد دو فروند هوا دریا که در ساعت 1000 روز جاری از

    بوشهر جهت انجام مأموریت عازم آبادان بوده یک فروند آن به علت نامعلومی سقوط

    مینماید که در نتیجه خلبان آن به نام سرگرد عسگر محتاج و دو نفر دیگر شهید شدهاند.

    بنا به اظهار خلبان هلیکوپتر دیگر یک عده گلوله موشکی در اطراف لاشه هلیکوپتر

    سقوط کرده پیدا شده است.

    سرهنگ ستاد ملک نژاد

    211 پیامها و دستورات

    از: ل 92 زرهی (ر2 (شماره 502/170/501

    به: نزاجا معاونت عملیات و اطلاعات (مد اطلاعات) تاریخ 30/6/1359

    موضوع: [درگیری در گارد ساحلی خسرو آباد] ساعت 0945

    برابر گزارش از ساعت 0900 روز جاری درگیری شدیدی در گارد ساحلی خسرو آباد از

    زمین و هوا درگرفته است و در ضمن از ساعت 0845 روز جاری دشمن با توپخانه روی

    مواضع پاسگاههای سویلد و دویرج آتش گشوده است.

    س ل 92 زرهی سرهنگ ستاد ملک نژاد

    از: نزاجا معاونت عملیات و اطلاعات (مد اطلاعات) شماره 45/6/03/602

    به: سماجا 3) مرکز فرماندهی) تاریخ 30/6/1359

    موضوع: [آخرین وضعیت گد تانک مستقر در فکه] ساعت 2240

    برابر اطلاع تلفنی آخرین وضعیت گد تانک مستقر در فکه به شرح زیر میباشد:

    1 .از لحاظ مهمات تانک یعنی 90م.م در مضیقه بوده و آمادگاه دو کوهه نیز اظهار

    داشته که مهمات مزبور را دارند.

    2 .در حال حاضر شدیداً زیر آتش دشمن قرار دارد.

    3 .از پایگاه مربوطه تقاضای پشتیبانی هوایی نموده. لذا، پایگاه هوایی پاسخ داده است

    به علت استقرار موشکهای سام در منطقه قادر به پشتیبانی هوایی نمیباشد.

    4 .با نرسیدن مهمات و همچنین عدم پشتیبانی هوایی احتمال تلفات بسیار سنگین میرود.

    در مورد ردیف 1 اقدام گردید طی شماره 9 سیار 30/6/59 .

    خواهشمند است دستور فرمایید نسبت به ردیف 3 اقدام لازم معمول گیرد.

    ف نزاجا ـ سرتیپ ظهیرنژاد

    ٢١٢ / جبهه جنوب در شهريور ٥٩

    از: ژاجا مرکز فرماندهی شماره 4680/29/1701

    به: سماجا تاریخ 30/6/1359

    موضوع: [قطع تماس پاسگاه فکه با سوسنگرد و بستان] ساعت 2140

     59/6/30 ــ 1701/29/4674 شماره پیرو

    ناحیه ژاندارمری خوزستان حاکی است با تحقیقاتی که به عمل آمد تماس گردان تانک

    فکه با لشکر برقرار، ولی تماس پاسگاه فکه با سوسنگرد و بستان قطع و انبار مهمات فکه

    در خطر و گردان همچنان در محل استقرار خود دفاع مینماید.

    ف ژاجا ـ سرهنگ کسری

     17/1701/29/05/109 شماره فرماندهی مرکز 3 سماجا: از

    به: نزاجا مد عملیات تاریخ 30/6/1359

    موضوع: پرواز شناسی ساعت 0350

    مأموریت واگذار شد طبق فراگ درخواستی شناسایی هوایی از دسک اهواز توسط پایگاه

    چهارم آن نیرو به شرح زیر انجام میگیرد:

    1 .پرواز شناسایی در خط مرزی به مختصات 3109 شمال و 4742 جنوب و 3109

    شمال و 24902 جنوبی به فاصله تقریبی پانصد متر از مرز و فاصله بیست تا پنجاه متر از

    هم سنگرهایی کنده شده بود که بین این سنگرها تعدادی تانک شاید حدود دوتا چهار

    دستگاه واقع شده به طوری که گردان تانک به عرض جغرافیایی 4752502 شرقی دقیق و

    طول تقریبی 3057 شمالی بهطور متمرکز واقع شده است.

  • 150 جبهه جنوب در شهريور ٥٩

    3 .خودروهای یک چهارم تن شهباز 10 دستگاه

    4 .خودروهای آمبولانس 15 دستگاه

    5 .خودروهای تانکر سوخت 4500 لیتری 30 دستگاه

    6 .خودروهای آب محمول 400 گالنی 25 دستگاه

    7 .خودروهای کانکس حمل بار 10 دستگاه

    8 .خودروهای ماز تانکر 100 دستگاه

    9 .خودروهای بنز کمرشکن جهت حمل نفربر 20 دستگاه

    به جای ف ل 92 زرهی سرهنگ ملک نژاد

     !!!

    از: ل 92 زرهی ر 3 شماره 5939

    به: ت ف نزاجا مدیریت عملیات تاریخ 21/6/59

    موضوع: [اشغال دژ شماره 16[

    گردان 151 گزارش نموده دژ شماره 16 در منطقه کوشک توسط گروهان سوم همین

    گردان اشغال گردیده. استحضاراً به عرض میرسد.

    سرهنگ ستاد ملک نژاد

     !!!

    151 پیامها و دستورات

    از: ل 92 زرهی

    به: ت ف نزاجا معاونت و اطلاعات مد اطلاعات

    موضوع: [نیاز لشکر به توپخانه با بُرد بالا]

     59/6/21 ـ 7150 شماره

    آنی

    به عرض میرساند با توجه به هموار بودن منطقه عملیات و نیاز مبرم به توپخانه با برد

    بلند، مقرر فرمایید، به منظور خنثی کردن آتش شدید دشمن که حقیقتاً در تمام طول

    جبهه لشکر موجب تلفات و خستگی بیش از حد پرسنل عده سه گردان توپخانه که در

    طرح ابوذر میبایست، بدون فوت وقت، خود را به منطقه برسانند هر چه زودتر اعزام تا

    علاج واقعه قبل از وقوع شده باشد.

    1 .گردان 120 م.م از گروه 22 شهررضا

    2 .آتشبار 175 م.م از گروه 22 شهررضا

    3 .آتشبار 130 م.م از گروه 44 اصفهان

    سرهنگ زرهی ستاد ملک نژاد

     !!!

    از: نزاجا معاونت عملیات و اطلاعات (مد عملیات) شماره 242/6/02/602

    به: ف ل 92 زرهی تاریخ 22/6/1359

    موضوع: [تک احتمالی عراق در منطقه خوزستان]

    برابر اطلاع واصله احتمال دارد، ارتش عراق در منطقه خوزستان مبادرت به تک نماید

    دستور فرمایید پیشبینیهای لازم را معمول مخصوصاً محور بصره، تنومه، شلمچه، عماره،

    فکه و دزفول مورد توجه قرار گیرد.

    ف نزاجا ـ سرتیپ ظهیرنژاد

    152 جبهه جنوب در شهريور ٥٩

    خیلی محرمانه آنی

     7/1701/29/08/1071 شماره فرماندهی مرکز 3 سماجا: از

    به: نزاجا معاونت عملیات و اطلاعات تاریخ 22/6/59

    موضوع: [احتمال حملۀ اصلی عراق به خوزستان به گزارش سماجا3[

     2 سماجا 1359/6/22 ــ 1219/148 پیرو

    با توجه به گسترش اخیر یکانهای عراقی در مرزهای خوزستان و همچنین، تجاوزاتی

    که این کشور در منطقه لشکر81 انجام داده، چنین استنباط میشود، که ممکن است،

    ارتش عراق حمله اصلی خود را در منطقه خوزستان انجام دهد. لذا، خواهشمند است

    دستور فرمایید پیش بینیهای لازم از نظر گسترش یکانهای خودی در مواضع پدافندی و

    سایر اقدامات تأمین به عمل آورده و نتیجه اقدامات را اعلام فرمایید.

    جانشین رئیس ستاد مشترک سرتیپ فلاحی

    از طرف سرهنگ هاشمیروان

     !!!

    از: لشکر 92 زرهی ـ رکن سوم

    به: ت ف نزاجا ـ مدیریت عملیات

    موضوع: [تعویض گروهانهای گردان 151[

     59/6/22 5989 پیام شماره

    محرمانه

    گروهان یکم و چهارم گردان 151 دژ، در ساعت 0830 روز 14/6/59 ،گروهان دوم و

    سوم همین گردان را در منطقه کوشک و شلمچه تعویض نمودند. استحضاراً به عرض

    میرسد.

    سرهنگ ستاد ملک نژاد

     !!!

    153 پیامها و دستورات

    از: نزاجا معاونت عملیات و اطلاعات (مد عملیات) شماره 354/6/02/602

    به: سماجا 3) عملیات) تاریخ 23/6/59

    موضوع: [درخواست کمک از یکانهای تکاور]

     59/6/19 ــ 26 ـ 206 ـ 06 ـ 20 بشماره بازگشت

    با نگرش به گسترش یکانهای لشکر 92 زرهی و سایر یکانهای نزاجا در وضعیت

    موجود حفاظت پایگاههای مزبور برای نزاجا مقدور نیست. استدعا میشود مقرر فرمایید

    نداجا از یکانهای تکاور موجود نسبت به حفاظت یکانها اقدام نماید.

    ف نزاجا ـ سرتیپ ظهیرنژاد

     !!!

    از: وزارت نفت

    به: تیمسار فرماندهی نیروی زمینی و سرپرست ژاندارمری جمهوری اسلامی ایران

    (معاونت عملیات و اطلاعات)

    موضوع: [پوشش حراستی از میدانهای نفتی منطقه دهلران]

    بازگشت به نامه شماره 38ـ6ـ01ـ602 مورخه 8/5/59 اینک که در نتیجه توجه

    پشتکار و فعالیت بیدریغ ارتش جمهوری اسلامی ایران (نیروی زمینی و لشکر 92 زرهی

    اهواز) به ویژه افسران مشروحه زیر عملیات حفاری و بهرهبرداری از چاههای نفتی منطقه

    دهلران از مدتها وقفه و رکود مجدداً آغاز به کار نموده و این مهم در تأمین و استقرار

    امنیت منطقه مؤثر بوده است. لذا، ضمن قدردانی از همکاریهای ارزندۀ ارتش و یکانهای

    فوقالذکر خواهشمند است. مقرر فرمایند، به منظور دلگرمی بیشتر افسران مورد بحث، به

    هر نحو که مقتضی باشد، از زحمات نامبردگان تقدیر به عمل آید.

    وزیر نفت

     !!!

     154 جبهه جنوب در شهريور ٥٩

    تلفنی

    از: نزاجا معاونت عملیات و اطلاعات (مد عملیات) شماره 259/6/02/602

    به: ف ل 92 زرهی تاریخ 23/6/1359

    موضوع: [جواب نزاجا به ف ل92 زرهی ]

    بازگشت به شماره 5829ـ20/6/1359

    1 .مدیر عملیات (سرهنگ عطاریان) جهت توجیه روز 21/6/59 به محل اعزام شد.

    2 .دستور فرمایید لشکر ضمن اجرای مأموریت محوله هرگونه پشتیبانی لازم را در مورد

    حفاظت این پاسگاهها به عمل آورد.

    ف نزاجا ـ سرتیپ ظهیرنژاد

     !!!

    ارتش جمهوری اسلامی ایران نیروی زمینی

     6/29/602/02/15/9 شماره) 3رـ (مرکز پیاده 2 لشکر: از

    به: گیرندگان مراجعه شود تاریخ 23/6/1359

    موضوع: [دستورالعمل اعزام گروه رزمی 138 به دزفول]

    مدارک امریه شماره 234/6/02/602 مورخه 21/6/59 نزاجا معاونت عملیات و طلاعات

    (مد عملیات)

    1 .منظور: حرکت یک گردان پیاده و یک گروهان تانک از تهران و زیر امر قرار دادن آن

    به تیپ 2 دزفول.

    2 .هدف:

    الف ـ تقویت تیپ 2 دزفول

    ب ـ اجرای مأموریت واگذاری از نزاجا

    3 .اجراء :

    155 پیامها و دستورات

    الف ـ گروه رزمی 138 متشکل از گردان 138 پیاده و یک گروهان تانک از گردان 243

    به فرماندهی سرگرد شرفه از تهران اعزام و در دزفول زیر امر تیپ2 دزفول قرار میگیرد.

    ب ـ حرکت گروه رزمی یاد شده به وسیلۀ راهآهن از تهران به دزفول انجام میشود.

    پ ـ دستورات هماهنگی

    (1(صورت اسامی پرسنل اعزامی را به تفکیک به آجودانی، رکن سوم، رکن

    یکم لشکر گزارش و آمار پرسنل و وسایل را به رکن سوم و چهارم گزارش نمایید.

    (2 (تأمین ستون را در طول مسیر حرکت برقرار نمایید.

    (3 (کلیه وسایل و تجهیزات سازمانی و مهمات بارمبناء را همراه داشته باشید.

    (4 (مرخصی پرسنل در طول مأموریت زیر نظر فرمانده تیپ2 دزفول خواهد

    بود.

    (5 (هرگونه تغییرات در آمار پرسنل و وسایل را در طول مأموریت به طور

    دقیق به لشکر گزارش نمایید.

    (6 (نارساییهای موجود را به تیپ2 دزفول گزارش نمایید.

    4 .دستورات لجستیکی: دستورات لجستیکی تکمیلی از طریق رکن 4 لشکر صادر

    شده است.

    5 .فرماندهی و مخابرات

    الف ـ مخابرات:

    (1 (دستورات کار و ثابت مخابرات لشکر 2 قابل اجرا است.

    (2 (زمان رسیدن به تیپ2 دزفول را به لشکر گزارش نمایید.

    ب ـ فرماندهی:

    (1 (فرماندهی گروه رزمی اعزامی با سرکار سرگرد شرفه میباشد.

    (2 (مسئول ستون اعزامی تا استقرار در پادگان دزفول سرهنگ2 پورداراب

    خواهد بود.

    ف ل 2 پیاده مرکز ـ سرهنگ ستاد ورشوساز

    ١56 / جبهه جنوب در شهريور ٥٩

    از: معاون عملیاتی نهاجا شماره 952/2/03/1412

     59/6/23 تاریخ 3 سماجا: به

    موضوع: [درباره پدافند زمین به هوای سایت ایلام] ساعت 1600

     59/6/25 ـ2/508/1 شماره به بازگشت

     59/6/3 ـ 1412/02/2/808 شماره پیرو

    1 .برابر اظهارات تلفنی سرکار سرهنگ عطاریان مدیر عملیات نزاجا مسیر حرکت

    ستون کامیونی شماره2 یاد شده در نامه پیروی بالا، که قبلاً مناسب تشخیص داده شده

    بود، به علت تجاوزات مرزی عراق امن نبوده و راه حل مناسب مسیر شماره یک میباشد.

    2 .این نیرو آماده خواهد بود پس از اعلام زمان حرکت توسط سماجا و تأمین و

    اسکورت ستون توسط نزاجا در مورد حرکت ستون کامیونی اقدام نماید.

    3 .خواهشمند است دستور فرمایید چنانچه مسیر شماره یک، که تلفنی به این نیرو

    اعلام شده، مورد تأیید است، مراتب را به نهاجا ابلاغ و ضمناً به نزاجا اعلام نمایند که

    نسبت به تأمین حفاظت و اسکورت ستون مورد نظر از پایگاه دزفول به لشکر 92 دستورات

    مقتضی صادر گردد.

    عملیات ستاد نهاجا ـ سرهنگ قیدیان

     !!!

    از: ل 92 ر 3 شماره 6063

    به: ت ف نزاجا مد عملیات تاریخ 23/6/59

    موضوع: [احتمال حمله هوایی دشمن به شهرهای خرمشهر و اهواز]

    آنی

    برابر گزارش افسر رابط لشکر، در پایگاه چهارم دزفول، به استناد اطلاع واصله از پست

    فرماندهی نهاجا، نیروی هوایی دشمن قصد حمله به شهرهای خرمشهر و اهواز را ظرف روز

    جاری و فردا دارد، مراتب استحضاراً به عرض میرسد.

    سرهنگ ستاد ملک نژاد

     !!!

    157 پیامها و دستورات

    از: ستاد لشکر 92 زرهی رکن سوم

    به: تیمسار فرماندهی نزاجا / مد عملیات شماره پیام 6079 23/6/1359

    موضوع: [سلاحهای مورد نیاز هنگ ژاندارمری]

    برابر گزارش هنگ ژاندارمری آبادان سلاحهای مشروحه زیر مورد نیاز آن هنگ

    میباشد.

    1 .خمپاره انداز 81 م.م هر پاسگاه دو قبضه

    2 .تفنگ نارنجک انداز هر پاسگاه دو قبضه

    3 .تفنگ 57 م.م بدن عقبنشینی هر پاسگاه یک قبضه

    مراتب جهت استحضار به عرض میرسد.

    سرهنگ ستاد ملک نژاد

     !!!

    از: ل 92 زرهی ر 3

    به: تیمسار فرماندهی نزاجا مد عملیات

    موضوع: [گزارش اعزام شدگان به پادگان خین]

     محرمانه 59/6/24 6143 شماره

    یک اکیپ تخریب در 22/6/59 جهت تخریب گلولههای عمل نکرده و پیدا کردن یک

    نفر از پاسداران مفقود شده به پاسگاه خین اعزام گردید.

    سرهنگ ملک نژاد

     !!!

    ١5٨ / جبهه جنوب در شهريور ٥٩

    از: ل 92 ر 3 به: ت ف نزاجا مدیریت عملیات

    موضوع: [استقرار آتشبار توپخانه 155م.م]

     59/6/24 6177 شماره محرمانه

    برابر گزارش ستاد عملیات جنوب راس ساعت 0600 روز 18/6/59 آتشبار توپخانه 155

    م.م گردان 312 به منطقه مأموریت وارد و در کیلومتر پنج در پاسگاه 25 مستقر گردید

    استحضاراً به عرض میرسد.

    سرهنگ ستاد ملک نژاد

     !!!

    از: ل 92 ر 3 شماره پیام 6141

    به: ت ف نزاجا مد عملیات تاریخ 24/6/59

    موضوع: [چگونگی تغییرات و تدارک یکانهای گردان دژ]

    محرمانه

    گردان دژ چگونگی تغییرات و تدارک یکانهای تابعه خود به شرح زیر گزارش نموده

    است:

    1 .دستور اعزام دو قبضه تفنگ 106م.م همراه با خدمه بارمبنا به پاسگاه شلمچه و دو

    قبضه دیگر به پاسگاه حدود از گروهان دوم.

    2 .دستور اعزام دو قبضه تفنگ 106م.م همراه با خدمه و بارمبنا به پاسگاه مومنی و دو

    قبضه به پاسگاه خین .

    3 .یک کامیون مهمات 106م.م شامل 120 تیر به پاسگاهها و دژهای شلمچه به اضافه

    ده حلقه لاستیک به پاسگاه مؤمنی.

    4 .ارسال مهمات کافی 106 به گروهان یکم دژ

    ضمناً، از ساعت 1130 مورخه24/6/59 نیروهای عراقی با خمپارهانداز و آر.پی.جی 7 به

    روی پاسگاه خین ایران آتش گشودهاند.

     سرهنگ ملک نژاد

    159 پیامها و دستورات

    از: نزاجا معاونت عملیات و اطلاعات (مد عملیات) شماره 271/6/02/602

    به: ف ل 92 زرهی تاریخ 24/6/59

    موضوع: [احتمال حملۀ اصلی عراق به خوزستان به گزارش نزاجا]

    با توجه به گسترش اخیر یکانهای عراقی در مرزهای خوزستان و همچنین، تجاوزاتی

    که این کشور در منطقه لشکر81 انجام داده، چنین استنباط شود، که ممکن است، ارتش

    عراق حمله اصلی خود را در منطقه خوزستان انجام دهد. لذا، خواهشمند است دستور

    فرمایید پیشبینیهای لازم از نظر گسترش یکانهای خودی در مواضع پدافندی و سایر

    اقدامات تأمین به عمل آورده و نتیجه اقدامات را گزارش نمایند.

    ف نزاجا ـ سرتیپ ظهیرنژاد

     !!!

    خیلی محرمانه

    آنی

    از: سماجا3 مرکز فرماندهی

    به: نزاجا / مد عملیات

    موضوع: [حملۀ احتمالی دشمن به خوزستان]

     59/6/24 7/1701/29/08/1140 پیام شماره

    برابر اطلاع واصله، امکان دارد یک لشکر زرهی و یک لشکر مکانیزه عراق در محور

    عماره ـ دوسلق ـ دزفول به خوزستان حمله نماید. دستور فرمایید پیشبینیهای لازم را به

    عمل آورند.

    ر سماجا ـ سرتیپ فلاحی

    از سوی ـ سرهنگ ایزدی

     !!!

    ١6٠ / جبهه جنوب در شهريور ٥٩

    تلفنی

    از: سماجا 3) مرکز فرماندهی) شماره 1148ـ08ـ29ـ1701ـ7

    به: نزاجا (مد عملیات) تاریخ 25/6/59

    موضوع: [درگیری نیروهای عراقی و مأموران پاسگاه خین] ساعت 0823

    برابر گزارش ژ مستند به گزارش هنگ ژاندارمری آبادان حاکی است که در ساعت

    1908 روز 2/6/59 بین نیروهای عراقی و مأموران پاسگاه خین درگیری که تعداد دو گلوله

    خمپاره به وسط حیاط پاسگاه اصابت، در نتیجه، شیشههای پاسگاه و منازل اطراف شکسته

    و دو نفر سرباز ارتش نیز مجروح که به بیمارستان انتقال گردیده و برابر خبر واصله تعدادی

    از ساکنین قراء نیز در این درگیری مجروح گردیدهاند. مراتب جهت آگهی اعلام میگردد.

    ج ر سماجا ـ سرتیپ فلاحی

     !!!

    تلفنی

     7/1701/29/08/1167 شماره فرماندهی مرکز 3 سماجا: از

    به: ژاجا تاریخ 25/6/1359

    موضوع: [تعطیل شدن ریگ2 کار از چاه نفت شماره 57 و 58 [ساعت 2210

    برابر اعلام نزاجا مستند به گزارش لشکر 92 زرهی از ساعت 1530 روز جاری دو

    پاسگاه سوبله و رشیدیه درگیری ایجاد شده. در ضمن، به چاه نفت شماره 57 و 58 و ریگ

    2 کار را تعطیل کردهاند و تقاضای کمک نموده. مراتب جهت آگهی و اقدام لازم اعلام

    میگردد.

     !!!

    161 پیامها و دستورات

    تلفنی

    از: سماجا3 مرکز فرماندهی شماره 1171ـ08ـ29ـ1701ـ7

    به: نزاجا تاریخ 25/6/59

    موضوع: [زیر آتش بودن پاسگاههای فکه، طاووسیه، رشیدیه و صفریه] ساعت 2022

     

    برابر اعلام ژاجا، پاسگاههای فکه، طاووسیه، رشیدیه، صفریه، زیر آتش نیروهای عراق

    قرار گرفته و از سرنوشت پرسنل آن خبری در دست نیست و نیروهای زرهی عراق هر آن

    به پیشروی خود ادامه میدهند و تقاضای پشتیبانی هوایی نمودهاند. دستور فرمایید،

    سریعاً، در مورد درخواست پشتیبانی هوایی و پشتیبانی از پاسگاههای مزبور اقدام فرمایند.

    ج ر 3 ـ سرتیپ فلاحی

     !!!

    از: سماجا 3 مرکز فرماندهی شماره 1177ـ08ـ29ـ1701ـ7

    به: نزاجا تاریخ 25/6/59

    موضوع: [خبر انهدام پاسگاههای رشیدیه و طاووسیه]

    برابر گزارش ژاجا، حاکی است که پاسگاههای رشیدیه، طاووسیه، ایران قطع تماس و به

    علت عدم پشتیبانی گروه رزمی االلهاکبر، منهدم و از سرنوشت پرسنل پاسگاههای مزبور

    اطلاعی در دست نیست و تا ساعت 1920 پشتیبانی زمینی و هوایی مؤثر انجام نشده.

    هواپیما به علت تاریکی شب قادر به انجام پشتیبانی مؤثر نمیباشد و توپخانه به گروه رزمی

    االلهاکبر تاکنون هیچ کمکی ننموده است. دستور فرمایید نسبت به پشتیبانی هوایی و

    زمینی به پاسگاههای مورد بحث اقدام و نتیجه را اعلام نمایند.

    ج ـ ر3 سماجا . سرتیپ فلاحی

     !!!

    162 / جبهه جنوب در شهريور ٥٩

    تلفنی

    از: سماجا 3 مرکز قرماندهی شماره 1175ـ08ـ29ـ1701ـ7

    به: نزاجا تاریخ 25/6/59

  • ١٠٠ / جبهه جنوب در شهريور ٥٩

    پادگانهای نظامی تحت نظارت سپاه پاسداران درآمد. نیروی زمینی به لشکر 92

    زرهی ابلاغ کرد هر دستوری، که از طرف معاون سیاسی استاندار خوزستان داده

    شد، اجرا شود.

    در20 تیرماه استاندار خوزستان به نیروی زمینی اعلام کرد: اقدامات انجام شده

    برای پایش لشکر 92 زرهی، به علت کودتا، نافرجام بوده که بعضی از عناصر لشکر

    نیز در آن دست داشتهاند و مراتب به دفتر امام نیز گزارش شده و درخواست کرد

    مسئولان جدید نظامی هرچه سریعتر تعیین و اعزام شوند.

    در 21 تیر ماه نیروی زمینی به لشکر ابلاغ کرد برحسب دستور فرمانده کل قوا

    پاسداران از پادگانهای نظامی خارج شوند و معاون لشکر با استانداری برای پایش

    هماهنگی داشته باشد. این دستور، به هرقیمتی باشد اجرا شود. نتیجه فوراً گزارش

    شود.

    لازم به یادآوری است با تهدیدی که ارتش عراق در مرزهای خوزستان ایجاد

    کرده بود، آثار کودتا بر لشکر 92 زرهی، این لشکر را به کلی فلج کرد. ورود

    پاسداران به پادگانها و پایش افسران و درجهداران به وسیلۀ آنها، بزرگترین ضربۀ

    روانی بر این نیروها بود. ضمن اینکه، همۀ آنها در وحشت اتهام قرار گرفتند.

    فرمانده لشکر، فرماندهان تیپ 2 و 3 زرهی دستگیر شدند و فرمانده تیپ 1 زرهی

    نیز با معاونش به عراق فرار کرد. فرمانده نیروی زمینی، برحسب احساس

    مسئولیتی که در مقابل تهدید جدی ارتش عراق میکرد، از این وضع پیش آمده

    احساس خطر جدی کرد و تلاش کرد که از متلاشی شدن بیش از پیش نیروی

    زمینی جلوگیری کند تا بتواند در مقابل تهدید جدی خارجی آمادگی نسبی

    داشته باشد. برای این منظور در 21 تیر نیز به لشکر 92 زرهی دستور داد، اجازه

    حوادث و اتفاقات قبل از جنگ / ١٠١

    ندهد هیچ فرد غیر نظامی در امور لشکر دخالت کند. چنانچه مقامات غیر نظامی برای

    دخالت در مسائل لشکر نظریاتی داشته باشند به دفتر امام گزارش کنند تا پس از

    تأیید امام و فرمانده کل قوا به مرحله اجرا درآید.

    در 25 تیر ماه اعلام شد که احتمالاً نیروی هوایی عراق تمام مناطق خوزستان

    را بمباران خواهد کرد و دستور داده شد، عکسالعمل شدید نشان داده شود. در

    27 تیر ماه لشکر 92 زرهی گزارش کرد، سپاه پاسداران برای اجرای مأموریت در

    مناطق مرزی درخواست سلاح سبک و سنگین از لشکر کرده است. نیروی زمینی

    با واگذاری وسایل و تجهیزات سازمانی لشکر به پاسداران موافقت نکرد.

    ژاندارمری به ستاد مشترک گزارش داده بود که مهندسان و کارگران شرکت

    نفت در مناطق مرزی به علت احساس عدم امنیت دست از کار کشیدهاند. موضوع

    بررسی و معلوم شد که این افراد به علت درخواست حقوق و مزایای بیشتر

    اعتصاب کرده و دست از کار کشیدهاند.

    در 29 تیر ماه، نیروی زمینی سرهنگ ملکنژاد، معاون لشکر 92 زرهی را به

    عنوان سرپرست لشکر تعیین و معرفی کرد، زیرا سرهنگ فرزانه فرمانده لشکر به اتهام

    شرکت در کودتا دستگیر شده بود که بعداً رفع اتهام شد، ولی به لشکر 92 باز نگشت.

    مرداد

    در 2 مرداد درگیریهایی در منطقۀ مرزی هویزه به وجود آمد و اطلاع رسید

    که ارتش عراق حدود یک لشکر در مقابل منطقۀ مرزی مهران تا سومار مستقر

    کرده است، در صورتیکه در آن موقع فقط یک گروهان از عناصر لشکر81 در

    مهران مستقر بود. در دهۀ اول مرداد وضعیت مرزها آرام بود. لشکر 92 زرهی

    ١٠٢ / جبهه جنوب در شهريور ٥٩

    یکانهای گسترش یافته در مناطق عملیاتی را با یکانهایی که در مناطق

    پراکندگی یا پادگانها بودند، تعویض کرد. مسئلۀ مهم آثار کودتای نافرجام و

    دستگیر شدن تعدادی از افسران و درجهداران بود که معمولاً در روحیۀ همۀ

    نیروها اثر میگذاشت و حالت نگرانی و اضطراب در همه ایجاد میکرد، بهخصوص

    اینکه، فرمانده لشکر، فرماندهان هر 3 تیپ، فرماندهی پشتیبانی و فرماندهان

    تعدادی از گردانها که اعضای فرماندهی لشکر را تشکیل میدادند، دستگیر یا

    فراری شده بودند و سازمان فرماندهی لشکر متلاشی شده بود. در روزهای اوّل

    مهندس شمخانی، که بعداً قائم مقام سپاه پاسداران شد، سرپرستی لشکر را عهدهدار

    شده بود و پادگانها در پایش پاسداران قرار گرفته بود. که آثار روانی آن را بر

    نیروهای نظامی نمیتوان نادیده انگاشت.

    در روز 6 مرداد تعدادی از پاسداران وارد پاسگاه سوبله شدند و اقدام به تیراندازی

    به طرف پاسگاه عراق کردند. این امر سبب ایجاد درگیری با آتش شد و ژاندارمری از

    این وضع اظهار نگرانی کرد. در روز ششم مرداد دو فروند هواپیمای عراقی به فضای

    ایران تجاوز کرد. این تجاوز روز هفتم نیز تکرار شد. لشکر به نیروی زمینی گزارش

    داده بود که وضعیت منطقه نسبتاً آرام است و نیازی به استقرار یکانها در منطقۀ

    عملیاتی نیست. در 12 مرداد سپاه پاسداران مستقر در منطقۀ بستان نیز اعلام کرد

    که نیازی به استقرار واحد نظامی در مواضع االلهاکبر نیست. طول زمان استقرار در

    مناطق عملیاتی، نیروها را خسته میکرد. اغلب گزارشات، دربارۀ تعویض یا برگرداندن

    به پادگانها بود. از جمله کمبودهای محسوس جنگ افزارهای پدافند هوایی برای

    دفع حملات هوایی عراق بود. لشکر 92 مکرر از نیروی زمینی در خواست این نوع

    جنگ افزار میکرد. در گزارش روز 16 مرداد لشکر گزارش داد: فقط یک گردان

    103 حوادث اتفاقات قبل از جنگ

    پدافند هوایی 57 م.م خودکششی دارد که از 24 دستگاه توپ آن فقط هشت

    دستگاه حاضر به کار است و با این تعداد خیلیکم نمیتواند تأمین هوایی تمام

    خوزستان را با آن همه تأسیسات حساس نفتی و نیروگاهها و سدها برقرار سازد.

    در 18 مرداد مجدداً تهدیدات نیروهای عراقی در مناطق مرزی جدیتر شد.

    لشکر 92 یک گروهان تانک به منطقۀ موسیان اعزام کرد که از چاههای نفت آن

    منطقه حفاظت کنند و 2 رسد توپ 155م.م برای پشتیبانی این گروه رزمی به

    موسیان فرستاد. ارتش عراق یک گردان تانک در اطراف پاسگاه تنومه در مقابل

    شلمچه مستقر کرد و برای مقابله با تهدید احتمالی ژاندارمری خرمشهر درخواست

    برقراری موانع و مین و سیم خاردار در مرز و اعزام نیروهای تقویتی پیاده و زرهی

    و توپخانه به منطقۀ تنومه پاسگاه کیلومتر 25 کرد و با 2 دستگاه نفربر با خدمه

    پاسگاه کیلومتر 25 را تقویت نمود. به واحد مستقر در عینخوش دستور داده شد

    در نزدیکی مرز موسیان فکه گشتزنی کند. در 19 مرداد برای بررسی وضعیت

    منطقۀ مرزی شلمچه رئیس رکن 2 و 3 لشکر با بالگرد از منطقه شناسایی کردند و

    گزارش دادند وضع غیرعادی مشاهده نشد. پاسگاه بیات با 3 دستگاه نفربر تقویت شد

    و یک دستۀ مکانیزه به دهلران اعزام شد. عملیات حفاری و بهرهبرداری از چاههای

    نفت منطقۀ دهلران، که مدتی بود متوقف شده بود، مجداً آغاز شد. شرکت ملی نفت

    درخواست برقراری تأمین بیشتری در مناطق نفتی عینخوش دهلران کرد که از

    طریق لشکر 92 زرهی اقدام شد.

    در 22 مرداد گروه رزمی 37 مستقر در دوسلک عناصر تقویتی برای

    پاسگاههای فکه و صفریه فرستاد. در 23 مرداد، ستاد مشترک ارتش براساس

    اطلاعات رسیده از سپاه پاسداران اعلام کرد که ارتش عراق آمادۀ حمله به ایران

    ١٠4 / جبهه جنوب در شهريور ٥٩

    میشود. در 28 مرداد قرارگاه ژاندارمری کشور دستورالعمل برقراری امنیت و

    مراقبت از مرزهای خوزستان را تهیه و منتشر کرد که در این دستورالعمل

    مسئولیت تأمین مناطق مرزی به عهده یکانهای ژاندارمری گذاشته شده بود.

    شهریور

    از اوایل شهریور ماه برخوردهای مرزی شدت یافت و ارتش عراق تمرکزات

    بیشتری در نزدیکی مرز انجام داد. در 6 شهریور نیروهای عراقی پاسگاههای مرزی

    طلایه و کوشک را با جنگ افزار سبک و سنگین زیر آتش گرفتند و مدافعین

    پاسگاهها عکسالعمل متقابل نشان دادند. در 8 شهریور فعالیت هوایی عراق شدید شد.

    در 11 شهریور نیروهای عراقی پاسگاه مرزی چیلات را زیر آتش سنگین قرار

    دادند و با توپخانه این پاسگاه را کوبیدند. در این روز اطلاع رسید حدود یک

    تیپ عراقی، با حدود 80 دستگاه تانک، از پل دجله در بصره عبور کرده و در

    شرق دجله حوالی تنومه مستقر شده است. به نظر میرسد آمادۀ حمله به شلمچه

    باشند. تهدیدات در مناطق نفتی منطقۀ دهلران شدیدتر شد و شرکت ملی نفت

    درخواست یکانهای تقویتی بیشتری کرد. در 13 شهریور ستاد مشترک اعلام

    کرد که تمرکزات بیش از حد انتظار نیروهای عراقی در مناطق مرزی مورد تأیید

    قرار گرفته و احتمالاً ارتش عراق در آینده نزدیک به ایران حمله خواهد کرد و

    ستاد مشترک ارتش از استانداری خوزستان خواست با توجه به اثرات ناگوار روانی

    کودتای نافرجام، در نیروهای لشکر 92 زرهی، نیروهای این لشکر را در حدود

    مقدورات تقویت روانی کند. لازم به یادآوری است که با وجود اینکه قریب دو ماه

    از جریان کودتای نافرجام گذشته بود و فرمانده لشکر و فرماندهان تیپ دستگیر یا

    105 حوادث اتفاقات قبل از جنگ

    متواری شده بودند، هنوز فرماندهان جدید برای یکانهای اصلی لشکر تعیین نشده

    بود. سرپرستی لشکر به عهدۀ معاون لشکر و سرپرستی تیپ 1 به سرگرد مخابرات

    صفری و تیپ 2 به سرگرد مخابرات مظاهری و تیپ 3 به سرگرد زرهی

    صفوی واگذار شده بود و گردانها نیز به وسیلۀ افسران جوان سرپرستی میشدند

    و این افسران هیچگونه شرایط فرماندهی تیپ زرهی را نداشتند و هیچ اقدام

    مؤثری در آن زمینه هم صورت نگرفت.

    در 14 شهریور ستاد مشترک به نیروی زمینی ابلاغ کرد: ارتش عراق قصد

    حمله به پاسگاه چیلات را دارد و تمرکزاتی برای این حمله در نزدیکی پاسگاه

    انجام داده است. نیروی زمینی این مسئله را به لشکر 92 زرهی ابلاغ کرد، بدون

    اینکه وضعیت عمومی را برآورد کند و طرحی و برنامهای برای مقابله با تهدید

    احتمالی تهیه کند. به نظر میرسد مقامات بالای تصمیمگیری باور نمیکردند که

    ممکن است ارتش عراق به ایران حمله کند. شاید اطلاعات نادرستی از وضع

    سیاسی و اجتماعی داخلی عراق به ردههای بالا داده میشد که نشان میداد

    حکومت عراق درگیر بحرانهای داخلی است و نمیتواند در خارج از عراق به

    ماجراجویی بپردازد، ولی عملاً این برآورد نادرست بود و عراق به ایران حمله کرد.

    بحث در اینباره باید در کلیات سیاسی جنگ مورد مطالعه قرار گیرد. به هرحال

    نیروی زمینی اقدام مؤثری برای تقویت لشکر 92 زرهی نکرد، البته این امر شاید

    ناشی از مشکلات عدیده سازمانی ساختاری و فرماندهی در آن زمان نیرو بود و در

    15 شهریور ماه، پس از پنج ماه و نیم احساس خطر جدی، تازه طرح عملیات

    ابوذر را تهیه و منتشر کرد که در این طرح نیز هیچگونه پیشبینی برای تقویت

    منطقۀ دفاعی خوزستان نشده بود و فقط اکتفا به این شده بود که لشکر 92

    ١٠6 / جبهه جنوب در شهريور ٥٩

    زرهی پیشروی نیروهای عراقی را در مناسبترین مواضع دفاعی سد میکند تا

    لشکر 16 زرهی به خوزستان برسد و 2 لشکر زرهی تعرضی مقابله کنند و نبرد را

    به داخل خاک عراق بکشاند. اصولا،ً مانند این است که مسئولان نیروی زمینی

    کمترین اطلاعی از قدرت رزمی عراق و ضعف بیش از حد توان رزمی یکانهای

    ایران نداشتند و یا نمیدانستند که لشکر 16 زرهی خود در کردستان درگیر است و

    جمع آوری و رساندن آن به خوزستان فقط شش روز وقت پیشظبینی شده بود.

    درصورتی که در مانور بزرگ لشکرهای زرهی در سال 1355 با وجود داشتن صدها

    دستگاه تانکبر آماده بهکار و تسهیلات راه آهن سازمان یافته و مرتب، تغییر مکان

    لشکر 16 زرهی به اهواز، بیش از یک ماه طول کشید و لازم به یادآوری است که

    قبل از آغاز جنگ، تسهیلات ترابری ارتشی و راه آهن به کمتر از نصف سال 1355

    تقلیل یافته بود. شاید بشود گفت با مشکلات فراوان آنوقت نیرو شاید غیر از این هم

    از دستشان برنمیآمد.

    در 15 شهریور مجدداً در چیلات درگیری ایجاد شد. نیروی زمینی به لشکر

    92 دستور داد پاسگاه را تقویت کند. با توجه به وخامت وضعیت نظامی منطقۀ

    خوزستان، رئیس جمهور برای بررسی حضوری به خوزستان سفر کرد و از

    یکانهای مستقر در مناطق عملیاتی بازدید کرد. در 17 شهریور لشکر 92 گزارش

    داد، پاسگاه چیلات را با یک دستۀ مکانیزه و یک دستۀ خمپارهانداز 120 و یک

    قبضه تفنگ 106م.م تقویت کرده و یک گروه رزمی از عناصر تیپ2 زرهی شامل

    گردان 105 مکانیزه (منها)، گروهان سوم گردان، 256 تانک، گروهان سوم

    گردان 207 تانک و آتشبار دوم گردان 320 توپخانه 155م.م خودکششی را از

    پادگان دزفول به عینخوش اعزام کرد و از نیروی زمینی درخواست کرد که خط

    107 حوادث اتفاقات قبل از جنگ

    حد لشکر را با یکانهای همجوار تعیین و ابلاغ کند. با این پیام معلوم میشود تا 17

    شهریور هنوز طرح عملیاتی نیروی زمینی به لشکر نرسیده بود. در این روز، ستاد

    مشترک به نیروی زمینی ابلاغ کرد، برابر گزارش ژاندارمری، توپخانه ارتش عراق

    پاسگاه چیلات را زیر آتش گرفته و عناصر رزمی ارتش عراق در حال پیشروی به

    سمت پاسگاه است. توضیح اینکه، پاسگاه چیلات حدود 9 کیلومتر دورتر از خط

    مرز در وسط ارتفاعات معبر چیلات که یک مسیر وسیعی بین ارتفاعات حمرین

    است، قرار دارد.

    در دهۀ دوم شهریور، تلاش عمدۀ تجاوزات عراق در منطقۀ چیلات و بیات بود

    و هدف این تلاشها تهدید چاههای نفتی و مانع شدن از فعالیت حفاری و

    بهرهبرداری دراین منطقۀ نفتخیز بود. در 18 شهریور ستاد مشترک برآورد کرد،

    احتمالاً ارتش عراق در نظر دارد منطقۀ دهلران و موسیان را اشغال و چاههای

    نفتی این منطقه را تصرف کند. از اینرو به نیروی زمینی دستور داد برای تقویت

    نظامی منطقۀ دهلران اقدام مؤثر از طریق لشکر 92 زرهی به عمل آید. یک نکته

    لازم به یادآوری است که شهید تیمسار فلاحی در زمان قبل از انقلاب، سالها

    افسر عملیات نیروی زمینی بود و تمام طرحهای عملیاتی مقابله با تهدید احتمالی

    ارتش عراق در رژیم قبل از انقلاب به وسیلۀ ایشان تهیه شده بود. از اینرو در

    جریان کامل طرحهای عملیات نیروی زمینی بود و بعد از انقلاب نیز از اول سال

    1358 به فرماندهی نیروی زمینی منصوب شده بود که تا اوایل تیر ماه 1359 در

    این مقام بود. بنابراین، در جریان کامل وضعیت نیروی زمینی بعد از انقلاب بود.

    همین اطلاعات عمیق سبب شده بود، بعد از آنکه از نیروی زمینی به ستاد

    مشترک منتقل شود، در جزئیات عملیات نیروی زمینی دخالت کند و این دخالت

    ١٠٨ / جبهه جنوب در شهريور ٥٩

    تا زمان شهادت ایشان در نیروی زمینی وجود داشت و آثار مطلوبی نیز نداشت و

    سبب بروز اختلافات در امر فرماندهی شد ـ که در عملیات فرماندهی اروند در

    خرمشهر و آبادان قسمتی از این مسائل بیان شده است.

    با توجه به اینگونه دخالتها، ستاد مشترک ارتش به نیروی زمینی ابلاغ کرد:

    نظر به اینکه تیپ84 که مسئولیت منطقۀ دهلران را به عهده دارد و درگیر منطقۀ

    مهران است، نمیتواند به دهلران کمک کند. لشکر 92 زرهی برای منطقۀ دهلران

    اقدام کند. لشکر 92 زرهی کمکهای لازم را به پاسگاه چیلات کرد و نیروهای

    عراقی را وادار به عقبنشینی کرد، ولی گزارش داد که باید تکلیف منطقۀ مسئولیت

    روشن شود تا لشکر بتواند طرحهای عملیاتی متناسب با منطقۀ مسئولیت و

    امکانات خود تهیه و اجرا کند. از روز 19 شهریور دامنۀ عملیات تجاوزکارانۀ ارتش

    مزدور عراق به مناطق مرزی بستان، هویزه، طلایه، کوشک و شلمچه گسترش

    یافت، در این روز عناصر ارتش عراق چاه نفت شمارۀ 30 نزدیک پاسگاه یزدنور را

    زیر آتش توپخانه قرار داد.

    تهدیدات در تمام مرز خوزستان شدت یافت. لشکر 92 زرهی یک دسته تانک

    و 2 رسد توپ به منطقۀ پاسگاه طلایه اعزام کرد. ستاد مشترک اعلام کرد که

    طبق گزارش ژاندارمری چاههای نفت نزدیک پاسگاه طلایۀ قدیم به محاصرۀ نیروهای

    عراقی درآمده و تمرکزات ارتش عراق در منطقۀ چیلات افزایش یافت. در پاسگاه

    سمیده بین مرزهای ایرانی و عراقی درگیری ایجاد شده است و جریانات مرزی

    نشان میدهد که ارتش عراق در شب جاری (19 شهریور) به خوزستان حمله

    خواهد کرد.

    109 حوادث اتفاقات قبل از جنگ

    با توجه به شدت گرفتن بحران و احساس خطر جدی نیروی زمینی در 20 شهریور

    به لشکر 92 زرهی دستور داد: کلیه عناصر لشکر را آماده سازد و به محض ابلاغ بعدی

    به مناطق عملیاتی حرکت کنند و مواضع مربوطه را اشغال کنند. دستورات

    تکمیلی متعاقباً ابلاغ خواهد شد. این پیام نشان میدهد که تا روز 20 شهریور

    هنوز تصمیم قطعی برای چگونگی مقابله با تهدیدات گرفته نشده بود. ستاد مشترک

    ارتش بار دیگر ابلاغ کرد وضعیت پاسگاه چیلات بحرانی است و نیاز به تقویت دارد.

    بررسی حوادث منطقۀ دهلران نشان میدهد که نیروهای عراقی قصد داشتند قسمتی

    از یکانهای لشکر 92 زرهی را به دهلیز موسیان دهلران بکشانند و با عبور از معبر

    ربوط عقب این واحدها را در محور دهلران ـ عینخوش قطع کنند و آنها را نابود یا

    اسیر سازند. خوشبختانه فرماندهی لشکر 92 زرهی نیروی بزرگی برای این منطقه

    اعزام نکرد و این طرح دشمن اجرا نشد.

    از روز 21 شهریور یکانهای لشکر 92 پادگانها را ترک و به سمت مواضع

    پیشبینی شده، برابر طرحهای پدافندی سالهای قبل، حرکت کردند. چون تا این

    روز لشکر طرحی تهیه نکرده بود و گزارشها نشان میدهد که طرح دفاعی لشکر

    به نام «طرح حر» در 27 شهریور منتشر شده که در آن موقع انتشار این طرح

    خاصیتی نداشت، زیرا همۀ کارها انجام شده بود.

    در 21 شهریور به لشکر 1 پیادۀ مرکز (21 بعدی) دستور داده شد یک گردان

    پیاده با یک گروهان تانک آماده کند و با راهآهن به اندیمشک اعزام کند و زیر امر

    لشکر 92 زرهی قرار دهند و این دستور اولین اقدام برای تقویت قابل ملاحظه بود.

    لشکر با توجه به وسعت زیاد منطقه از فاو تا دهلران درخواست توپخانۀ بُرد بلند

    کرد و گزارش داد: برای تغیر مکان یکانها به 240 دستگاه کامیون 100 دستگاه

    ١١٠ / جبهه جنوب در شهريور ٥٩

    تانکبر و 20 دستگاه بنز کمرشکن نیاز دارد. همچنین، گزارش داد: گردان دژ تا دژ

    شمارۀ 19 را اشغال کرده است. لازم به تذکر است که در منطقۀ مرزی از شلمچه

    تا طلایه 29 دستگاه دژ ساخته شده بود و دژ شمارۀ 19 مقابل پاسگاه کوشک

    بود. این گزارش نشان میدهد که دژهای بین کوشک وطلایه اشغال نشد، زیرا

    گردان دژ به علت کسر سازمان مقدورات اشغال آنها را نداشت.

    در روز 21 شهریور در کرانۀ نهر خین نیز درگیری جدی ایجاد شد و از افراد

    خودی یک نفر شهید و سه نفر مجروح لشکر زرهی گزارش داد که برابر اعلام

    ژاندارمری، ارتش عراق در نظر دارد تمام مناطق مورد اختلاف مرزی را اشغال کند.

    این مناطق عبارتند از: پاسگاه طلایۀ قدیم، منطقۀ چاه نفت بیات، منطقۀ چاه نفت

    شمارۀ 60 ،پاسگاه کوشک و منطقۀ حد فاصل بین پاسگاه صفریه و رشیدیه بین

    فکه و بستان.

    در 22 شهریور حوادث مهمی رخ نداد. در 23 شهریور گردان پیاده و گروهان

    تانک لشکر یک پیاده به مقصد اندیمشک حرکت کرد که گردان 138 پیاده و یک

    گروهان تانک از گردان 243 تانک بود. دسک هوایی اهواز اعلام کرد: نیروهای

    هوایی عراق قریباً به خوزستان حمله خواهد کرد. هنگ ژاندارمری آبادان از لشکر

    92 زرهی درخواست کرد تعدادی جنگافزار سنگین شامل خمپارهانداز، تفنگ 106،

    نارنجکانداز و آرپیجی 7 در اختیار هنگ بگذارد تا پاسگاهها را تقویت کند. ستاد

    مشترک ارتش به نیروی زمینی ابلاغ کرد: حملۀ قریبالوقوع ارتش عراق حتمی

    است و تلاش اصلی ارتش عراق در خوزستان خواهد بود. در 24 شهریور احتمال

    حملۀ قریبالوقوع عراق به لشکر 92 ابلاغ شد. لشکر وضعیت کلی یکانها را به

    شرح زیر گزارش داد:

    111 حوادث اتفاقات قبل از جنگ

    یک گروه تخریب به کرانۀ نهر خین اعزام شد تا گلولههای عمل نکرده را

    تخریب کند. یک آتشبار 155م.م در حوالی پاسگاه، کیلومتر 25 مستقر شد. گردان

    دژ در حدود مقدورات تفنگهای 106 موجود را در دژهای بین شلمچه تا کوشک

    مستقر کرد. و تعداد چهار قبضه تفنگ 106 نیز در تقویت کرانه نهرخین در اختیار

    پاسگاههای مؤمنی و خین قرار داد. ارتش عراق در روز جاری آتش سنگین بر

    پاسگاه نهر خین اجرا کرد. ذکر این نکته لازم است که گردان دژ از نظر سازمانی 120

    قبضه تفنگ 106م.م داشت و در جریان انقلاب و بعد از پیروزی تعدادی از آنها را از

    دست داد. تعدادی نیز تعمیری شدند و در شروع جنگ از این تعداد کمتر از 30

    دستگاه در اختیار گردان دژ باقیمانده بود.

    در 25 شهریور فشار نیروهای عراقی در پاسگاههای مرزی بین بستان تا فکه و

    سمیده شدیدتر شد و توپخانۀ دشمن پاسگاههای سوبله، رشیدیه و صفریه را به شدت

  • مقدمه

    قُلْ سِیرُوا فِی الاَرْضِ فَانْظُروا کَیْفَ کانَ عاقِبَۀُ الَّذِینَ مِنْ قَبْل

    بگو! در روی زمین بگردیدو ببینیدپایان کار پیشینیان چگونهبوده است (سورۀ رومآیه 42 (

    پیشگفتار درباره مدارک تاریخی جنگ تحمیلی

    یادآوری مهم :

    از بررسیکنندگان، خوانندگان و استفادهکنندگان این مدارک درخواست میشود

    قبل از بررسی به نکات زیر توجه فرمایند:

    1 .دستورالعمل تهیۀ مدارک:

    این مدارک در اجرای امریۀ 85/1/02/60 ـ 30/4/61 معاونت آموزشی نیروی

    نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران گردآوری، تنظیم و تدوین شده است.

    2 .هدفهای اصلی تهیه این مدارک طبق دستورالعمل یادشده بالا به شرح زیر

    بوده است:

    الف) تجزیه و تحلیل هر یک از نبردهای عمده و بررسی علل پیروزی یا

    شکست آنها.

    ب) ایجاد زمینۀ مطلوب برای تهیۀ مسائل آموزشی مراکز فرهنگی نیروی

    زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران.

    ج) بهرهبرداری آموزشی از تجربیات به دست آمده از جنگ تحمیلی.

    3 .اسناد اصلی بهرهبرداری شده برای تهیه این مدارک:

    62 جبهه جنوب در شهريور ٥٩

    الف) برآوردهای ستادی و طرحها و دستورهای عملیاتی تهیه شده در

    ستاد مشترک، نیروی زمینی و لشکرها و تیپهای اجرا کننده عملیات که در

    پروندههای عملیاتی و اطلاعاتی نیروی زمینی و ردههای پایینتر ثبت شده

    بود.

    ب) پیامها و دستورات و گزارشهای مبادله شده بین قرارگاهها، شامل

    ستاد مشترک، نیروی زمینی، لشکرها و تیپهای اجرا کنندۀ عملیات که در

    پروندههای عملیاتی و اطلاعاتی این قرارگاهها ثبت شده بود.

    ج) خاطرات شخصی معدودی از فرماندهان و افسران ستاد که شخصاً در

    طرحریزی و هدایت عملیات شرکت و یا حضور داشتند.

    د) مدارک مورد نظر تا رده قرارگاه، لشکرها و تیپهای مستقل بوده است و

    پیامها و دستوراتی که بین قرارگاه تیپها و گردانها و ردههای پایینتر مبادله

    شده در بیشتر این مدارک منظور نشده است.

    4 .از سازمانهای خارج از ردۀ نیروی زمینی درخواست شد برای تکمیل این

    مدارک اسناد و مدارک عملیاتی مربوط به نبردهای جنگ تحمیلی را در اختیار

    نیروی زمینی قرار دهند، ولی تا تکمیل این مجموعه مدارک خواسته شده را

    ارسال نکردند. این سازمانها عبارتند از:

    الف) سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران که نقش فعال و سهمی بسیار در

    عملیات داشتند.

    ب) ستاد مشترک ارتش جمهوری اسلامی ایران که در طرحریزی و هدایت

    جنبههای سیاسی و اقتصادی جنگ تحمیلی نقش اصلی را داشته است.

    مقدمه  63

    ج) ژاندارمری جمهوری اسلامی ایران که قسمت عمده یکانهای آن

    دوش به دوش برادران سرباز خود در یکانهای نیروی زمینی ارتش جمهوری

    اسلامی ایران در نبردها شرکت داشتند.

    د) نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران که در پشتیبانی نزدیک

    هوایی و ترابری یکانهای نیروی زمینی عامل مهمی بود.

    هـ) نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران که در منطقه آبادان و

    خرمشهر قسمتی از تلاشهای پدافندی و آفندی در این منطقه را عهدهدار بود.

    توجه: به تهیهکنندگان تاریخ کامل جنگ تحمیلی توصیه میشود ضمن

    بررسی این مجموعه، همکاری سازمانهای یادشده بالا را نیز درخواست کنند و

    مدارک عملیاتی آن سازمانها را دریافت و در جریان حوادث جنگ تحمیلی

    منظور کنند.

    5 .روش گردآوری مدارک مورد نیاز:

    الف) عین پروندههای عملیاتی و دستورات و طرحهای عملیاتی قرارگاههای

    شرکت کننده در عملیات درخواست و دریافت شد و تمام برگهای این اسناد و

    مدارک مورد بررسی قرار گرفت.

    ب) از کلیۀ طرحها و دستورات عملیاتی و برآوردهای ستادی و دستورات

    جزء به جزء نسخه برداری شد و عیناً در کتاب مربوطه آورده شد.

    ج) پروندههای ستادی معاونت عملیات و اطلاعات نیروی زمینی، قرارگاه

    مقدم نیروی زمینی در جنوب و لشکرهای 16 و 21 و 77 و 92 و تیپهای 55

    هوابرد و 84 پیاده که در اختیار گروه بررسی قرار گرفت، همگی مطالعه شد و

    پیامها و دستوراتی که بین قرارگاههای شرکت کننده در عملیات (تا ردۀ تیپ

    64 جبهه جنوب در شهريور ٥٩

    داخل) مبادله شده بود و تأثیر قابل ملاحظهای در هدایت نبردها داشت عیناً

    نسخهبرداری شد و در کتابها آورده شد. ذکر این نکته لازم است که فقط

    پیامهایی نسخهبرداری شد که از نظر افسر بررسی کننده حایز اهمیت تشخیص

    داده شد و ممکن است پیامهایی وجود داشته باشند که از نظر افسران دیگر مهم

    بودهاند ولی در کتاب منظور نشدهاند.

    د) طی امریهای از طریق ستاد نیروی زمینی، از کلیۀ افسران، درجهداران،

    سربازان و غیر نظامیان شرکت کننده در جنگ تحمیلی درخواست شد خاطرات

    خود را بنویسند و برای گروه بررسی ارسال کنند تا به نام خود آنان ثبت شود،

    ولی پاسخ مثبتی به این خواسته گروه بررسی داده نشد.

    6 .نکته مهمی که لازم است مورد توجه قرار گیرد، مطالب مربوط به استنباط

    و نظریات و مشاهدات وخاطرات شخصی افسر بررسی کننده از جریان حوادث با

    توجه به مدارک گردآوری شده و ارتباط دادن حوادث با یکدیگر است، از اینرو

    بهصورت یک نتیجۀ قطعی و کامل نباید تلقی شود، بلکه ممکن است بررسی

    کنندگان بعدی مدارک دیگری از هر عملیات به دست آورند یا شخصاً در عملیاتی

    حضور داشتهاند و شاهد عینی جریان حوادث نبردها بودهاند که در ارتباط حوادث،

    نتیجهگیری دیگری از هر عملیات بکنند و نظریات کاملتری ارائه کنند. مسلماً

    مدارک گردآوری شده در این کتاب ثبت و ضبط همه جریانات نیست و چهبسا

    اسناد و مدارک عملیاتی در پروندههای عملیاتی تیپها، گردانها، گروهانها و

    سایر سازمانها وجود داشته باشند که میتواند جریان وقایع را روشنتر ارائه کند

    که اینگونه مدارک در هنگام تدوین این کتاب در اختیار افسر بررسی کننده نبود

    و امید است در آینده بررسی کنندگان و محققان دیگر تاریخ جنگ تحمیلی برای

    مقدمه  65

    تکمیل این مدرک گردآوری شده اقدام کنند تا تاریخ نظامی ودر صورت امکان تاریخ

    سیاسی این جنگ تحمیلی که قسمتی از تاریخ میهن اسلامی ما برای نسلهای آینده ملت

    ایران عزیز خواهد بود،هر چه کاملترتهیه وتدوین شود.

    غرض نقشی است کز ما باز ماند که هستی را نمیبینم بقایی

    افسرتهیه کننده: سرهنگ زرهی ستاد سید یعقوب حسینی

    فروردین ماه 1362

    66 بررسي تجزيه تحليل

    مقدمات جنگ تحمیلی عراق

    بر علیه ایران

    مقدمات جنگتحمیلیعراقبر علیه ایران

    ( صحنه عملیاتجنوب)

    1 .کلیات

    اختلافات مرزی ایران و عراق، از زمان تعیین خط مرز، در زمانی که کشور فعلی عراق

    جزو قلمرو حکومت عثمانی بود، پایه گذاری شد. اولین قرارداد مرزی قسطنطنیه منعقد

    شد که در آن قرارداد وضعیت حقوق طرفین در اروندرود مبهم باقی گذاشته شد و در

    1916 برای روشن کردن وضعیت خط مرز به خصوص در اروندرود مذاکراتی انجام شد

    که در آن حقوق ملت ایران در اروندرود بهطور موذیانه به حکومت عثمانی داده شد و

    چند نقطه مورد اختلاف نیز در مرزهای زمینی بهجای ماند. پس از جنگ جهانی اول و

    تجزیۀ حکومت عثمانی، کشور امروزی عراق جزو منطقۀ تحت قیمومیت انگلستان قرار

    گرفت و در 1930 کشور فعلی عراق تشکیل شد و یک رژیم سلطنتی به وسیلۀ حکومت

    انگلستان به ملت عراق تحمیل شد. این رژیم سلطنتی، که تازه روی کارآمده بود و گرفتار

    مسائل داخلی بود، دربارۀ مسئلۀ مرزی ایران و عراق حادثهای ایجاد نکرد، ولی عملاً

    حقوق مشروع بینالمللی ایران در اروندرود زیر پا گذاشته شده و بر خلاف حقوق

    بینالمللی که خط القعر رودخانههای مرزی به نام خط تالوک خط مرز در تمام کشورها

    است. برابر قرار داد 1916 ،خط مرز کرانۀ شمالی اروندرودتعیین شد و تمامآبراه اروندرود

    به کشور عراق داده شده و کشتیهای ایرانی و همچنین، کشتیهایی که به مقصد بندر

    خرمشهر حرکت میکردند، باید در آبراه اروندرود با پرچم عراق رفت و آمد میکردند و

    حکومت عراق بهطور ضمنی تمام واردات و صادرات ایران را از بندر خرمشهر تحت نظارت

    ٧٠ / جبهه جنوب در شهريور ٥٩

    و بازرسی قرار میداد ـ این وضع در هیچ کشوری که رودخانۀ مرزی دارد، معمول نبوده

    و نیست ـ پس از کودتای 1958 در عراق و سرنگون شدن رژیم سلطنتی و روی

    کارآمدن رژیم جمهوری، عمّال امپریالیسم جهانی در منطقۀ خلیج فارس فعالتر شدند و

    جهانخواران شرق و غرب برای ایجاد حادثه در این منطقه و درگیر کردن دو کشور بزرگ

    آن، که ایران و عراق است، وارد عمل شدند و با تحریک عمّال حکومت عراق و تحریک

    احساسات ملّی حزب بعث عراق، مقاصد شوم خود را، در اروندرود، به مرحلۀ اجرا

    گذاشتند.

    پیدا شدن ذخایر نفتی در منطقۀ مرزی مسئله را حساستر کرد. حکومت بعث عراق

    مسئلۀ مالکیت مطلق بر اروندرود را مطرح کرد و حکومت وقت ایران به مقابله برخواست

    و اختلافات مرزی در 1348 به اوج خود رسید و ارتشهای ایران و عراق، در نزدیکی مرز،

    در مقابل یکدیگر صفآرایی کردند، اما نظر به اینکه مقاصد شوم امپریالیزم جهانی از ایجاد

    این اختلاف فقط کشاندن سرمایههای دو ملت ایران و عراق به بازارهای خرید اسلحه بود،

    با سیاستهای موذیانۀ خاص، از بروز جنگ حقیقی بین دو کشور جلوگیری کردند، ولی

    تا میتوانستند وسایل و تجهیزات نظامی به دو کشور فروختند و از این معاملهها دهها

    میلیارد دلار از این دو ملت مستضعف به تاراج بردند.

    اختلاف ایجاد شده در 1348 مدت شش سال طول کشید و سرانجام در سال 1353

    با مذاکرۀ رهبران وقت ایران و عراق در الجزایر، که به وسیله هواری بومدین رئیس جمهور

    وقت الجزایر ترتیب داده شد، به عقد قرارداد جدید بین دو کشور منجر شد، که به نامقرار

    داد 1975 الجزایر است. مطابق این قرارداد، در قسمتی از مرزهای زمینی، امتیازات قابل

    توجهی به عراق داده شد، ولی حق مسلم و انکار ناپذیر ایران در آبراه اروندرود مورد تأیید

    قرار گرفت و صدام حسین، که در آن موقع معاون رئیس جمهور عراق و عملاً حاکم عراق

    كليات / ٧١

    بود، آن را امضا کرد و اختلافات مرزی به ظاهر رفع شد. گرچه در این قرارداد حکومت

    عراق امتیازاتی در مرز زمینی به دست آورده بود، ولی این امتیازات آثار ظاهری

    محسوسی نداشت در صورتی که حکومت بعث عراق برای ثابت کردن برتری خود به

    کشورها و امارات منطقۀ خلیج فارس بهدنبال به دست آوردن امتیازات محسوس بود، که

    عبارت از مهار کامل اروندرود، گرفتن جزایر ابوموسی، تنب بزرگ و کوچک بود، ولی به

    آنها دست نیافت، از اینرو، عطش قدرتطلبی و سلطهجویی حاکم بعث عراق خاموش

    نشد و صدام حسین به هیچ هدف سیاسی در منطقه نرسید و این عقدۀ برتریجویی

    صدام حسین، همچنان، در دل او باقی ماند تا اینکه انقلاب اسلامی ایران رژیم سلطنتی را

    در ایران سرنگون کرد و یک طرف امضا کنندۀ قرار داد که شاه معدوم ایران بود از صحنۀ

    سیاست خارج شد و بهعلت وقایع انقلاب اسلامی و اثرات ناشی از آن در ایران بهطور

    طبیعی تحولات و دگرگونیها و بعضی نابسامانیهایی در قسمتی از سازمانهای دولتی

    ایران، از جمله ارتش، به وجود آمد و صدام حسین تصمیم گرفت از این فرصت حداکثر

    استفاده را بکند و برتری حکومت عراق را با حمله به کشور جمهوری اسلامی ایران و

    گرفتن امتیازات مورد دلخواهش بر کشورهای عرب منطقۀ خلیج فارس و حتی تمام

    کشورهای عربی نشان دهد و رهبری کشورهای عرب را به دست بگیرد که البته

    امپریالیسم جهانی صحنه گردان اصلی این تراژدی بودند و صدام را برای اجرای

    نظریاتشان تشویق، حمایت و پشتیبانی کردند و سرانجام صدام حسین، در اوایل سال

    1359 ،تصمیم گرفت قبل از آنکه حکومت جمهوری اسلامی ایران بتواند مشکلات ناشی

    از انقلاب را حل کند، با توسل به قدرت نظامی، خواستههای پلید خود را به ملت ایران

    تحمیل کند.

    ٧٢ / جبهه جنوب در شهريور ٥٩

    در این موقع کشور ایران از لحاظ قدرت نظامی در شرایط مناسبی نبود. از یک طرف

    به علت تحولات عمیقی که در ارتش بعد از انقلاب اسلامی بهوجود آمده بود، سازمان

    کلی ارتش دگرگون شده بود و هنوز انسجام جدید بر اساس خط مشی کلی انقلاب در

    ارتش قاطعیت پیدا نکرده بود و از طرفی عمدۀ قوای ارتش ایران در کردستان و

    آذربایجان غربی درگیر مبارزه و سرکوبی ضد انقلابیون بودند و در تیرماه 1359 با توطئۀ

    کودتای نافرجام نوژه ضربۀ دیگری بر پیکر ارتش به هم ریختۀ ایران وارد شد و قدرت

    رزمی ارتش ایران از نظر محاسبات علمی و عیشی به حداقل رسید و چون شکاری بزرگ

    ولی خسته طمع شکارچی طماع و ترسو را به وسوسه انداخت. حوادث سیاسی و

    اجتماعی داخلی ایران و حوادث منطقۀ خلیج فارس و وحشت ابرقدرتها و حکام مرتجع

    از گسترش انقلاب اسلامی در منطقه و در تمام جهان، نیز، از عوامل مهمی بودند که

    حاکم خودخواه ودلال امپریالیزمعراق را به اجرای نقشۀ پلیدش کمک کردند و او را وادار

    کردند که با توسل به قدرت نظامی و استفاده از این فرصت بینظیر که برایش ایجاد شده

    بود، حکومت جمهوری اسلامی ایران را وادار به تسلیم و قبول خواستههای خود کند و

    برای وصول به این هدف از اوایل سال 1359 ارتش عراق در نزدیکی مرز بین دو کشور

    متمرکز شد و تجاوزات هوایی عراق در مناطق مرزی انجام شد و تحریکات در مناطق

    مرزی به وسیلۀ نیروهای گارد مرزی شهریور ماه سال 1359 برخوردها و درگیریهای

    مرزی، که کلاً به وسیلۀ عناصر مسلح عراق آغاز میشد، توسعه یافت و از دهۀ سوم

    شهریور به اوج خود رسید. سرانجام در 31 شهریور ماه، نیروی هوایی متجاوز عراق

    شهرهای ایران از جمله تهران را بمباران کرد و از اول مهرماه ماشین جنگی حاکم مزدور

    عراق به داخل خاک ایران وارد شد و پیشروی کرد و جنگ عمومی و رسمی بین دو

    کشور آغاز شد و حکومت نوکر امپریالیسم، حتی برای تحمیل این جنگ، برخلاف عرف

    كليات / ٧٣

    بین المللی زحمت اعلان جنگ رسمی را نیز لازم ندانست و جنگ را به ملت ایران تحمیل

    کرد.

    در این قسمت از بررسی جنگ تحمیلی حوادث مقدمات شروع جنگ، از فروردین تا

    اول مهر ماه سال 1359 ،مورد مطالعه قرار میگیرد و جریان جنگ از مهرماه به بعد در

    کتابهای دیگر گردآوری و تدوین شده است.

    74 / جبهه جنوب در شهريور ٥٩

    2 .علل اساسی جنگ

    هرجنگی، بدون استثنا، علل سیاسی و اقتصادی و اجتماعی دارد که علتالعلل

    جنبههای نظامی جنگ میشوند، در جنگ تحمیلی ایران و عراق نیز این علتهای

    اساسی وجودداشتند که سبب این جنگ ویرانگر شدند. دربارۀ نوع و چگونگی این علل اساسی

    لازم است. متخصصان امور سیاسی و اقتصادی و اجتماعی بررسیهای دقیق و عمیق

    بکنند و مستند به مدارک، اسناد و آمار ارقام علت بروز جنگ بین دو کشور را از

    جنبههای یاد شده تجزیه و تحلیل کنند. اینجانب، سرهنگ حسینی، گردآورندۀ مدارک

    نظامی این جنگ که بیش از دوازده سال در خوزستان انجام وظیفه کردهام و از شروع

    بحران مرزی بین ایران و عراق در 1347 تا پایان سال اول جنگ تحمیلی در مهر ماه

    1359 ،یعنی قریب چهارده سال با جریان حوادث نظامی در مرز ایران و عراق عملاً

    درگیر بودهام، علتهای زیر را جزءِ عوامل مؤثر در شعلهورشدن این جنگ مؤثر میدانم

    که فهرست وار آنها را بیان میکنم.

    قبل از ذکر فهرست علتها، لازم میدانم این نکته را یادآوری کنم؛ از زمانی که در

    منطقۀ مرزی خوزستان و ایلام مخازن عظیم نفتی کشف شد، اختلافات مرزی ایران و

    عراق از قوه به فعل درآمد و از زمانی که من خود بهعلت موقعیت شغلی که در لشکر 92

    زرهی داشتم، در جریان قرار گرفتم. اولین بار اختلاف عملی در اوایل سال 1347 بروز

    کرد و آن بر سر حفر چاههای نفتی در منطقۀ فکه بود. در آن موقع، یک شرکت اکتشاف

    فرانسوی در منطقۀ فکه ایران مشغول عملیات اکتشاف بود، نیروهای مسلح عراقی، منطقۀ

    فعالیت شرکت را محاصره کردند و تمام کارکنان ایرانی و فرانسوی اعم از کارگر، کارمند،

    مهندس و ماشینآلات حتی چهارپایان آنها را مصادره کردند و به عراق بردند. بلافاصله، از

    75 علل اساسي جنگ

    طرف دولت ایران به دولت عراق اولتیماتوم داده شد و به لشکر 92 زرهی (آن موقع 8

    زرهی بود) دستور داده شد بهفوریتً عکسالعمل مناسب نظامی نشان دهد. یک ستون

    نظامی از تیپ 2 دزفول به فکه اعزام شد. یک ستون نظامی نیز از لشکر باختران از راه

    ایلام ـ مهران ـ دهلران به منطقۀ فکه رسید. عراقیها در کمتر از 48 ساعت کارکنان و

    وسایل شرکت را آزاد کردند و مسئله به ظاهرپایان یافت.

    ولی این حادثه سرآغاز اختلافاتی شد که از فروردین سال 1348 شروع شد و به مدت

    6 سال ادامه پیدا کرد و به قرارداد الجزایر ختم شد. بنابراین، مسئلۀ جنگ ایران و عراق

    ریشۀ عمیق چندین ساله داشت که از آغاز سال 1359 به صورت جدی مطرح شد.

    سرانجام در مهرماه 1359 به جنگ همه جانبه عمومی تبدیل شد که بهطور اجمالی

    قسمتی از علل زیرعامل مؤثر در این جنگ به نظر میرسد.

    الف) علل سیاسی

    (1 (تدبیر کلی جهانی ابرقدرتها برای ایجاد جنگهای منطقهای محدود بهمنظور

    اجتناب از جنگ عمومی هستهای.

    (2 (درگیر کردن ملتهای جهان سوم در حوادث منطقهای به وسیلۀ ابرقدرتها به

    منظور سرگرم کردن و گرفتار کردن ملتهای جهان سوم با مسائل منطقهای و مانع

    شدن از پیشرفت واقعی و استقلال حقیقی سیاسی این ملتها.

    (3 (تحقیر و خفت اعراب از شکستهای پی در پی در جنگ با اسرائیل و هدف

    ناسیونالیسم بعثی عراق برای جبران این تحقیردر جبهۀ ایران و خلیج فارس.

    (4 (برتری جویی حکومت بعثی عراق در منطقۀ خلیج فارس و تلاش برای نشان دادن

    این برتری به وسیلۀ اعمال فشار و گرفتن امتیازات از ایران.

    76 / جبهه جنوب در شهريور ٥٩

    (5 (طرح ایجاد امارات عربی در خوزستان، با تکیه بر ناسیولیسم عربی، که تخم آن

    را حکومت استعماری انگلستان در طرح کلی سیاسی منطقۀ خلیج فارس و تشکیل

    امارات در این منطقه کاشت و از زمان ایجاد امارات در جنوب خلیج فارس طرحی نیز

    برای خوزستان چید و آن را به حکامبیمایۀ این منطقه القا کرد.

    (6 (سرانجام بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران وحشت حکومت بعثی عراق از

    ایجاد نهضت اسلامی در عراق و از هم دلایل مهمتر وحشت کلیه قدرتهای جهانی

    بهویژه غرب و امریکا از گسترش انقلاب اسلامی در منطقه و در جهان و به خطر افتادن

    بساط چپاولگری آنان.

    (7 (حضور سیاسی و تبع آن نظامی در کشورهای منطقه به بهانۀ دفاع از آنان در

    مقابل انقلاب اسلامی.

    77 علل اساسي جنگ

    ب) عللاقتصادی

    ( ) پیدایش منابع عظیم نفت در منطقۀ مرزی بین ایران و عراق و تلاش یغماگران

    جهانی برای ایجاد مسائل مورد اختلاف جهت بهرهبرداری از این منابع از جمله اینکه این

    مخازن در مناطق فکه، عینخوش، موسیان، دهلران تا چنگوله به نحوی است که هر کشور

    سریعتر و عمیقتر چاههای نفت را حفر کند و بهرهبرداری کند امتیازات بیشتری به دست

    خواهد آورد.

    ( ) درگیر کردن دو کشور ایران و عراق به وسیلۀ امپریالیسم جهانخوار شرق و

    غرب در یک جنگ ویرانگر به منظور انهدام منابع اقتصادی این دو کشور و تشکیل

    ارتشهای بزرگ به وسیلۀ این دو کشور و خرید وسایل و تجهیزات عظیم نظامی از

    کشورهای سازنده و با ایجاد جنگ انهدام این وسایل به منظور نیاز به خرید مجدد این

    وسایل و تجهیزات برای این منظور یک نمونۀ بسیار گویا در اوایل جنگ به وسیله یک

    مفسر غربی بیان شد و آن این بود که شروع جنگ ایران و عراق حداقل یک بازار شش

    میلیارد دلاری برای غرب ایجادکرد.

    ( ) از بین بردن منابع اقتصادی و هر چه ب

  • 30 جبهه جنوب در شهریور 59

    طاغوت میدهد و باید یک فرمانده مردمی داشته باشیم!» و «مردمی» از نظر آنها

    یعنی کسی که مطیع خواستههایشان باشد!

    خوشبینی به کشورهای همسایه

    با توجه به وضعیت ارتش در روزهای ابتدای پیروزی انقلاب دیگر آنطور

    که باید و شاید، اخبار و اطلاعات لازم به یکانهای اطلاعاتی نمیرسید. به

    عنوان مثال قبل از انقلاب 3 پایگاه اطلاعاتی در دهلران، سوسنگرد و آبادان

    داشتیم، امّا پس از انقلاب به دلیل همان خوشبینی مبنی بر اینکه با برادران

    مسلمان همسایه دیگر هیچگونه اختلافی نداریم که بخواهیم علیه آنها فعالیت

    پنهانی بکنیم، همه آن پایگاهها را برچیدند.

    در سال 58 که من به خوزستان رفتم جوّ به گونهای بود که اصلاً نمیشد علنی

    گفت که ما بار دیگر میخواهیم پایگاه تشکیل بدهیم بلکه به تدریج و با تلاش

    فوقالعاده زیادی توانستیم دوباره پایگاهمان را در دهلران، سوسنگرد و آبادان دایر

    کنیم!

    بدیهی است که وقتی یک کار منسجم پنهانی، تعطیل بشود و بعد از یک وقفه

    دو ساله بخواهند آن را ادامه بدهند، خیلی تلاش لازم است تا آن فعالیت منسجم

    دوباره برقرار شود. بههرحال وقفهای که در کار پایگاههای اطلاعاتی بهوجود آمده

    بود، لطمه زیادی به کار ما زد، چون ما نتوانستیم از منابع سابقی که در عراق

    داشتیم اخبار و اطلاعات لازم را به دست آوریم.

    31 فرصت طلبی رژیم بعثی عراق

    فرصت طلبی رژیم بعثی عراق

    این مطلب را همهجا گفتهام که اگر در ایران هم انقلاب نمیشد بازهم احتمال

    داشت که رژیم عراق به ما حمله کند. چون ما یادمان نرفته که وقتی صدام در

    سال 1975 از الجزیره برگشت، در شورای انقلاب عراق گریه کرد و گفت: من این

    قرارداد تحمیلی را با خون جوانان عراق پاک خواهم کرد! چون ما درنهایت ضعف

    بودیم چارهای نداشتیم جز اینکه این قرارداد را بپذیریم، زیرا کشورمان در آستان،

    تجزیه بود. ـ اشارۀ صدام به کردستان عراق بود که نیروهای ملا مصطفی بارزانی

    تا خانقین جلو آمده بود که کردستان مستقل تشکیل بدهندـ ما با شناختی که از

    نظام فرمانروایی در عراق داشتیم میباید به عمق این حرف و اثرات آتی آن فکر

    میکردیم. چون عراقیها از همان روز برای تقویت، بهینهسازی و آمادگی رزمی

    نیروهای خود شروع به فعالیت کردند تا روزی که در یک فرصت مناسب بتوانند

    اروندرود را پس بگیرند! حالا اگر کسی فکر کند چنانچه در ایران انقلاب نمیشد و

    نظام حکومتی تغییر نمیکرد، رژیم بعثی هم کاری با ایران نداشت، باید بدانند که

    اگر عراق در سال 59 به ایران حمله نمیکرد، حتماً 2 یا 3 سال بعد، این حمله را

    علیه ایران انجام میداد و یا اینکه هر موقع رژیم عراق احساس میکرد که توان

    نظامی لازم را دارد این حمله را انجام میداد. چون ما قبل از انقلاب از پایگاههای

    قسمت جنوب عراق، گزارشهایی از آنجا دریافت کرده بودیم که حاکی از خرید انبوه

    اسلحه، و تجهیزات نظامی گوناگون بود و یا مثلاً عراق قراردادهای نظامی 15 ساله

    با شوروی سابق و فرانسه منعقد کرده بود. این قراردادها و فعالیتهای نظامی

    گسترده و تشکیل یکانهای نظامی و تقویت بنیۀ دفاعی عراق میباید این هشدار

    را به ما میداد که اینگونه فعالیتها از نظر راهبرد قابل تأمل و دقت بیشتر است

    و نباید به آنها بیاعتنا بود!

    32 جبهه جنوب در شهریور 59

    وضعیت مناسب برای تجاوز رژیم بعثی عراق

    ما خیلی خوب میدانیم که هر فعالیت عمدهای که در یک کشور انجام

    میشود، باید سرنخ آن به یک جایی متصل باشد. چطور ما میتوانستیم خوش

    خیال باشیم از اینکه خرید سه هزار دستگاه تانک از شوروی بهخاطر پدافند از

    عراق است؟ چه کشوری عراق را تهدید میکرد که بخواهد با این همه تشکیلات

    گسترده به دفاع بپردازد؟ یا مثلاً کشتیهایی که در بندر امالقصر پهلو میگرفتند و

    محموله خالی میکردند و گزارشهای آن به ما میرسید، همه اینها نشان میداد

    که اقداماتی در عراق علیه ما در شرف تکوین است. خوب یادم هست گزارشی از

    عراق به ما داده بودند که عراق حدود 600 دستگاه تانکبر خریده است. خرید این

    تعداد تانکبر مسأله مهمی است درحالیکه آن موقع میگفتیم که شاید این

    اطلاعات اصلاً درست نباشد. امّا همیشه این سؤال برایمان وجود داشت که عراق

    600 دستگاه تانکبر برای چه میخواهد؟ چون با خودمان قیاس میکردیم که با

    وجود داشتن درآمد انبوه نفتی چرا خریدی با این حجم نمیکنیم!

    همچنین یادم هست که یکسال بعد از «قرارداد الجزایر» در نوار مرزی که از

    منطقه «قلعه آویزان» شروع میشود و تا «آب باریک» و «چنگوله» ولفریان و

    چیلات و بیات و شرهانی و سمیده و پیچانگیزه، ادامه پیدا میکند. عراق در

    جاهایی که امکان ورود به ایران وجود داشت مشغول جادهسازی شده بود که البته

    گزارش کتبی این قضیه به نیروی زمینی فرستاده شده بود. یا مثلاً عراقیها در

    پوشش اینکه دارند سیلبند درست میکنند، خاکریز ایجاد میکردند. که اخبار

    این فعالیتها نیز کتبی به نیروی زمینی گزارش شده بود.

    33 وضعیت مناسب برای تجاوز رژیم بعثی عراق/

    به هر حال همه اینها نشان میداد که به موازات اقدامات سیاسی و نظامی که

    در عمق خاک عراق انجام میشد، در نوار مرزی نیز فعالیت ادامه داشت و عراقیها

    سرانجام یک روز از این جادههایی که ساخته بودند و به نوار مرزی ختم میشد،

    استفاده خواهند کرد. یادم هست که در منطقۀ پیچانگیزه عکس گرفته بودیم که

    نشان میداد عراقیها با بولدوزر، جاده را آورده بودند تا جاده مرزی ما و آن را

    نیمهکاره رها کرده بودند. بعد که از طریق مرزبان اعتراض کردیم، آنها پاسخ دادند

    که کارشناسان نفتی ما اشتباه کردهاند و قرار بود که در منطقۀ امالطهیر، چاه نفت

    حفر کنیم، اشتباهاً جاده را به اینجا کشاندهاند! در حالی که دروغ میگفتند و در

    واقع داشتند برای حملهای که در نظر داشتند، جادهسازی میکردند تا اگر روزی

    لازم شد، خیلی راحت بتوانند به نوار مرزی دسترسی پیدا کنند. هر چند نوار

    مرزی ما در منطقۀ خوزستان آنقدرها هم غیرقابل دسترسی نبود. ولی معلوم بود

    این جادههایی که میساختند همه برای این بود که به آن معابر دسترسی

    داشته باشند. به هر حال این فعالیتهای منفرد مرتباً به تهران گزارش میشد

    و یک نسخه از آن هم به لشکر 92 داده میشد تا آنها هم در جریان باشند که

    چنین تحرکاتی در حال انجام است. آنچه که مربوط به قبل از انقلاب بود، یادم

    هست که بررسی میشد. حتی بعضی وقتها برای اینکه نتیجه کار را ببینند از

    تهران میآمدند و محل را بررسی میکردند.

    گزارش نقل و انتقالاتی که در نوار مرزی دیده میشد، به وسیله دیدهبانی یا

    مردم محلی به دست ما میرسید و همه اینها نشان میداد که عراق همچنان در

    جهت توسعه جادههای مرزی مشغول فعالیت است. یا مثلاً به بهانۀ حفر کانال

    ماهیگیری دارد اقداماتی برای حراست و پدافند از بصره انجام میدهد. جالب

    اینکه بعثیها حفر این کانال را از قبل از انقلاب شروع کرده بودند و بعد از انقلاب

    آن را تکمیل کردند، با این عنوان که این حوضچه ماهیگیری است! در حالی که

    34 جبهه جنوب در شهریور 59

    هر آدم مطلعی میدانست که در این فاصله از مرز کانال بزرگی به طول 30

    کیلومتر و عرض 1 کیلومتر، با این همه خاکریز که درست در جلو معابر اصلی ما

    به طرف بصره یا تنومه حفر شده، نمیتواند صرفاً برای ماهیگیری باشد. چون خود

    شطالعرب بیشتر ماهی داشت! بنابراین نظامیها میدانستند که این کانال برای

    پدافند از بصره است و عراق در آینده از آن استفاده نظامی خواهد کرد.

    وقتی که پایگاههای ما دوباره شکل گرفتند و فعالیتهای ما شروع شد، از آنجا

    که هنوز عوامل سازمانی نداشتیم، به وسیلۀ عوامل و منابع محلی که برای ما خبر

    میآوردند، مطلع میشدیم که عراق دارد آمادگی نظامیاش را افزایش میدهد.

    جدی نگرفتن تحرکات مرزی دشمن

    در برابر آمادگی همه جانبه عراق، در این طرف هیچ آمادگی در کار نبود! در

    پادگانهایمان از آموزش خبری نبود. فعالیت بازسازی در ارتش شروع نشده بود.

    تعمیر و نگهداری به فراموشی سپرده شده بود و همۀ کارکنان ارتش در یک حالت

    اضطراب و ناامنی و تزلزل روحی به سر میبردند. انضباط در کمترین حد بود.

    موجودی ارتش بهشدت کاهش یافته بود. فرماندهی از هم گسیخته بود. سپاه

    پاسداران هنوز عملیاتی نشده بود و ساختار سازمانی آن شکل نگرفته بود، ولی

    عراقیها مرتباً رزمایش داشتند و تمرین میکردند. هواپیماهایشان مرتباً در منطقه

    دیده میشد که در حال تمرین بودند. در کنار این آمادگی، فعالیتهایی هم از

    نظر تجهیزات داشتند. گزارشهایی به دست ما میرسید که مثلاً کشتیها میآیند

    و نفربر و تانک و اسلحه و توپ ضدهوایی و توپخانه و دیگر انواع تسلیحات را پیاده

    میکنند. همه اینها نشانگر این بود که عراقیها به احتمال زیاد میخواهند به

    ایران حمله کنند.

    35 ارسال اطلاعات به سلسله مراتب

    ارسال اطلاعات به سلسله مراتب

    ما گزارشهایی را که از منابع یا عوامل مختلف درباره تحرکات مرزی به

    دستمان میرسید، مستقیماً به تهران میفرستادیم و لشکر 92 را هم در جریان

    میگذاشتیم. اگر این اخبار در یک ستاد منسجم اطلاعاتی و به وسیله افراد خبره

    تجزیه و تحلیل میشد به حقایق تکاندهندهای واقف میشدند. امّا وظیفۀ ما فقط

    جمعآوری و ارسال اخبار و گزارشها بود و اگر هم به ندرت آنها را تجزیه و تحلیل

    میکردیم، این تجزیه و تحلیل را به صورت شفاهی در اختیار فرمانده لشکر و یا

    مقامات سیاسی استان قرار میدادیم. در آن موقع آقای غرضی استاندار خوزستان

    و آقای مهندس فروزنده معاون سیاسی ایشان که بعدها وزیر دفاع شدند، هر دو از

    اخبار و اطلاعات واصله آگاه میشدند. من با آنها مرتباً در تماس بودم و با همدیگر

    تبادل نظر میکردیم. آقای غرضی انصافاً پیگیر این قضایا بود و علاقهمند بود بداند

    در آن طرف مرز چه میگذرد؟ و اگر عراق به ما حمله کند آیا این حمله محدود

    خواهد بود یا گسترده؟ حتی یکبار هم در اردیبهشت یا خردادماه 1359 در

    منطقۀ چزابه از من سؤال کرد که اختلافات ما با عراق در کجای این مناطق بوده

    است؟ محدودۀ اختلافات را شرح دادم و گفتم ما در منطقه صفریه مقداری

    اختلافات مرزی داشتیم که البته عراق بهای این اراضی را پرداخته، ولی ما هنوز

    اراضی را به آنها واگذار نکردهایم. هر چند که جاده را منحرف کرده و جاده

    جدیدی ساختهایم، در هر دو جاده تردد میشود و این مناطق هنوز از طریق

    ژاندارمری یا مرزبانی به عراق تحویل داده نشده است. یا در منطقه «کوشک» یک

    اختلاف جزیی با عراق داشتیم که اراضی مورد نظر به عراق تحویل داده نشده و یا

    اگر هم تحویل داده شده من از آن اگاهی ندارم. حداکثر اختلافات ارضی که ما در

    منطقۀ جنوب داشتیم، اینها بوده است.

    36 جبهه جنوب در شهریور 59

    در منطقه «پیچانگیزه» هم اختلاف کوچکی در ارتفاع 149) تپه 149 (داشتیم

    که البته آنقدرها اهمیت نداشته است.

    برای آقای غرضی تشریح کردم که اختلافات ما در این منطقه خیلی کوچک و

    کم اهمیت است و مهمترین اختلافاتی که عراقیها بیشتر درباره آن صحبت

    میکنند موضوع «اروندرود» است. که اگر جنگی صورت گیرد، احتمالاً به این

    خاطر خواهد بود که عراقیها خط تالوگ را به زور پذیرفتند. آنها مدعی هستند

    در شرایطی که عراق در موضع ضعف بوده «قرارداد الجزایر» بر آنها تحمیل شده

    است و آنها ساحل شرقی اروندرود را محل عمده این اختلافات میدانند.

    به هر حال آقای غرضی در جریان کامل این مسایل بود و با توجه به اخبار و

    اطلاعاتی که در سطح استان دریافت کرده بود، به تهران رفت و در جلسه غیرعلنی

    مجلس شورای اسلامی هم حضور یافت و خلاصه گزارشهایی را که جمعآوری کرده

    بود در اختیار نمایندگان مجلس گذاشت. آقای غرضی بعدها به من گفت که: «من به

    مجلس رفتم و گفتم که به فکر آینده خوزستان باشید چون عراق تصمیم دارد که به

    این منطقه حمله کند و حمله خواهد کرد و ما هم الآن در وضعیت دفاعی مناسبی

    نیستیم

    آقای غرضی همچنین گفت: «من به مجلس رفتم و همه گزارشها و همچنین

    استنباطهای خودم و شما را برای نمایندگان شرح دادم و گفتم که وضعیت آینده

    خوزستان مخاطرهآمیز است، ولی احساس کردم که کسی به حرفهایم گوش

    نداد!» (این عین سخن ایشان است.) آقای غرضی گفت: «من رفتم و حرف زدم و

    وقت نمایندگان را هم گرفتم ولی بعد از اینکه حرفهای من تمام شد، احساس

    من این بود که حرفهای من به دل کسی نچسبید! شاید هم آقای غرضی

    میخواست بگوید که در مجلس هم انسجام و توجه لازم وجود نداشت.» و شاید

    37 خوشبین بودن نسبت به گزارشهای ارسالی

    عدهای از نمایندگان در دلشان به حرفهای من میخندیدند و میگفتند: «بابا!

    این هم دلش خوش است! هنوز چیزی نشده، دارد از جنگ صحبت میکند! ما که

    اصلاً با عراق مسئلهای نداریم.» به هر حال آقای غرضی ناامیدانه برگشت و گفت:

    «من به خاطر رسالتی که به عهده داشتم، رفتم ولی دست خالی برگشتم! اما این

    چیزی از مسئولیت من کم نمیکند شما مرتب با من در تماس باشید، شاید

    بتوانیم کاری بکنیم

    خوشبین بودن نسبت به گزارشهای ارسالی

    به هر حال میخواهم بگویم که حمله عراق به ایران، حملهای غیرمنتظره نبوده

    و اینطور نبوده که تحرکات عراق به تهران گزارش نشده باشد و یا کسی از آن

    آگاه نباشد! منتهی خوشبینی و خوشباوری مسئولان سیاسی و نظامی ایران در

    بدو انقلاب باعث شده بود که در برابر این گزارشها موضع بگیرند و بگویند: «حالا

    که رژیم شاه و ژاندارم منطقه از بین رفته و یک نظام اسلامی و مردمی در ایران

    مستقر شده، عراق که یک کشور مسلمان است و بیشتر مردم آن شیعه هستند،

    بالطبع نباید کاری به ایران اسلامی داشته باشد! بهخصوص که این کشور روابط

    خوبی با ما برقرار کرده و وقوع انقلاب را به ما تبریک گفته است! پس دلیلی برای

    جنگ وجود ندارد! اگر رژیم شاه بر سر کار بود، احتمال حمله را میپذیرفتیم

    چون میگفتیم شاه در الجزایر، عراق را تحت فشار قرار داده و قراردادی را بر آنها

    تحمیل کرده و از کردهای عراق نیز پشتیبانی کرده است. امّا حالا که انقلاب

    شده، هر چند مسئولان اطلاعاتی گزارش بدهند و اعلام خطر کنند، هیچکس

    نمیخواهد باور کند چون همه میگویند ما که قصد جنگ نداریم و اگر خیلی

    زرنگ باشیم باید برویم دنبال سازندگی کشور خودمان و انجام دادن کارهای

    سیاسی کشورمان.»

    38 جبهه جنوب در شهریور 59

    میخواهم بگویم که جوّ حاکم در آن روز و نظام اداری چه در مرکز نظامی و

    چه در مجامع سیاسی و یا در کل کشور باعث شد که مسئولان رده بالا نسبت به

    گزارشهای ما بیاعتنا باشند و بگویند به چه دلیل عراق میخواهد به ما حمله

    کند؟ یا اگر خیلی دوراندیش بودند میگفتند که: «اگر عراق جنگ را شروع کند

    این باعث میشود که شیعیان عراق از انقلاب ایران پیروی کنند و کلک صدام را

    بکنند! بسیاری از مسئولان رده بالا، این اندیشه را داشتند که اگر اتفاقی در مرز

    بیفتد، یک چنین بهرهای را به دنبال خواهد داشت و بعد از 7 یا 8 روز یا در

    نهایت 10 روز انقلابی در عراق به وجود خواهد آمد

    خلاصه اینکه همه در جریان اخبار و اطلاعاتی که ما به مرکز فرستادیم، بودند.

    از تیمسار فلاحی گرفته تا رئیسجمهور وقت ابوالحسن بنیصدر، آقای غرضی

    استاندار وقت خوزستان، آقای کاملان رئیس عقیدتی سیاسی منطقه خوزستان،

    فرمانده لشکر خوزستان و فرمانده نیرو همه اطلاع داشتند که حملهای

    قریبالوقوع روی خواهد داد! چون اگر اینطور نبود چه کسی به نیروی زمینی

    دستور گسترش نیرو در نوار مرزی را داده بود؟

    حتی مردم معمولی هم بهتر از مسئولان از این حمله قریبالوقوع آگاه بودند!

    چون مرزهای عراق آنقدر بی در و پیکر بود که مردم به آن طرف مرز میرفتند و

    میآمدند. بعضی از مردم و افراد محلی و بومی، برخی از لشکرهای عراق را به نام

    میشناختند که مثلاً لشکر 5 در کجا است؟ و لشکر 3 و یا 9 یا 10 در کجاها

    مستقرند. بالطبع مردم، استنباط میکردند که تجمع این همه لشکر در نوار مرزی

    برای چیست!

    39 کودتای نوژه و تزلزل روحی

    کودتای نوژه و تزلزل روحی

    این جریانات درست بعد از کودتای نوژه بود که اگر اندک روحیهای در

    نیروهای نظامی باقی مانده بود، از میان رفت. به هر حال این عمل تأثیر بسیار

    بدی بر روحیه کارکنان ارتش گذاشت و همه را ناراحت و افسرده کرد. هر چند که

    آن عده به سزای اعمالشان رسیدند ولی در میان مردم فضای سوءظنی نسبت به

    ارتشیها و بهخصوص نیرویزمینیها به وجود آمد. این امر در لشکر 92 زرهی

    اهواز کاملاً محسوس بود. چون دو نفر از سرکردههای کودتا از این لشکر بودند که

    یکی فرمانده تیپ بود و دیگری جانشین فرمانده. این دو نفر تعدادی از فرماندهان

    گردانها را هم اغفال کرده و با خود همراه کردند. به این ترتیب بعد از فاش شدن

    ماجرای کودتا، ضربۀ جدی به پیکر لشکر اهواز خورد. تعدادی از نیروهای مشکوک

    دستگیر شدند، تعدادی در مظان اتهام قرار گرفتند و عده بیشتری هم ناراحت و

    افسرده شدند که چرا همقطارهای آنها در این کودتا دخالت داشتهاند به هر حال

    با این آمادگی نیمبند لشکر اهواز هم از بین رفت و انسجام کارها بر هم خورد.

    اعزام نیرو به مناطق مرزی

    بعد از اینکه وقفهای در فعالیتها برای مقابله با حمله عراق پیش آمد و علت

    این وقفه هم جریان کودتا بود، بعد از حدود یک هفته دوباره کارها سرعت گرفت.

    چون احساس لشکر اهواز هم این بود که عراق یقیناً به ما حمله خواهد کرد. به

    دنبال این احساس بود که در آن موقع تیپ دزفول را به «علیگرهزد» فرستادند و

    از آنجا هم به «عینخوش» اعزام شدند و مواضع «عینخوش» را اشغال کردند.

    یک واحد کوچکی هم در حدود یک گروهان در «چیلات» مستقر شدند و گردان

    سوار زرهی را هم بردند و در منطقه «سمیده» و «فکه» مستقر کردند. یک گروه

    زرهی هم به استعداد یک گردان که از مرکز زرهی شیراز آمده بود در منطقه

    40 جبهه جنوب در شهریور 59

    «سایت اول» مستقر شد و بعد هم به «چنانه» و از آنجا به «فکه» منتقل شد و

    سرانجام برای پدافند به خط مرزی رفت و از معبر فکه گذشت. تیپ3 از لشکر 92

    هم که محل استقرارش در «دشتآزادگان» بود به جلو حرکت داده شد و کمکم

    در منطقه «چزابه»، «پاسگاه صفریه» و مناطق بین پاسگاه فکه تا هورالعظیم

    مستقر شد. تیپ 1 هم در منطقۀ حمید، مستقر شد، هر چند تعدادی از

    واحدهایش در مناطق طلاییه و کوشک مستقر بودند.

    به هر حال حضور یکانها در نوار مرزی نشان میداد که در آن طرف مرز

    خبرهایی هست و این خبرها به گوش مقامات بالا رسیده است. چون در آن جوّ

    بعد از انقلاب که اگر یک تانک حرکت میکرد، مردم اطرافش را میگرفتند که

    کجا میخواهد برود و برای چه میخواهد برود! مسلماً حرکت تیپها به نوار مرزی

    صرفاً دستور فرمانده لشکر نبوده و بهطور حتم با هماهنگی فرمانده نیرو بوده که

    او هم با مقامات بالا، مثل ستاد مشترک یا افراد ذیصلاح دیگر هماهنگی داشته

    است که این واحدها جابهجا شوند.

    یادم هست که من و موسیزادگان که رئیس رکن 3 لشکر اهواز بود، خط دوم

    پدافندی را روی زمین مشخص کردیم که که عمق پدافند و خط دوم پدافندی در

    یک عملیات تأخیری اجباری کجا باید باشد به هر حال در منطقۀ کوشک نرسیده

    به حمید و در حوالی جفیر، ما خط دوم را تشکیل دادیم. البته خاکریزیهای ما

    ابتدا کوچک و کوتاه بود تا خط مشخص باشد و این خاکریزها بعداً کامل شد،

    چون اصلاً خیال نمیکردیم که عراق، چنانچه حمله کند، بخواهد تا اهواز بیاید!

    41 اعزام نیرو در نیمۀ اول سال 59

    اعزام نیرو در نیمۀ اول سال 59

    حرکت نیروها به طرف نوار مرزی در نیمۀ اول سال 1359 صورت گرفت ولی

    تاریخ دقیق این جا به جاییها قطعاً در سوابق یکانها وجود دارد. چون تمام این

    تحرکات، دستور حرکت و کالک مسیر دارد، الآن که اواخر «سال 75 «است، اگر

    آدم بخواهد دقیقاً راجع به تاریخهای سال 59 صحبت کند خیلی مشکل است و

    آمارها و تاریخها در صحبتهای من تقریبی است. اگر بخواهیم آمار و ارقام و تاریخ

    دقیقی از آنها را داشته باشیم، بالطبع باید همه مدارک موجود در گروه اطلاعات

    لشکر خوزستان و همچنین اطلاعات و عملیات نیروی زمینی را بررسی کنیم و

    مطالب لازم را از آنها استخراج کنیم. به هر حال چیزهایی که میگویم بیشتر از حافظه

    است، آن هم، پس از 16 سال.

    اقدامات اولیه پس از احساس خطر

    در زمان «سرهنگ ملک نژاد» سرپرست لشکر خوزستان در زمان آغاز جنگ و

    همچنین در زمان «سرهنگ فرزانه» فرمانده قبلی لشکر، صحبت از یک درگیری

    قریبالوقوع بود. چون ما، مرتب نوار مرزی

  • استاد با سلام و احترام . کتاب ارزندۀ جبهۀ جنوب در سال 59 را حسب الامرتان ارسال میکنم . بیان چند نکته ضروری است : اول : مطالب را در چند قسمت تقدیم میکنم . دوم : صفحاتی که جا مانده در کتاب بدون نوشته یا سفید میباشد . با احترام

    جبهه جنوب در شهریور 59     

    «اسناد و مدارک»

     سرهنگ زرهی ستاد سید یعقوب حسینی

    به ضمیمۀ خاطرات اطلاعاتی

    سرتیپ2 ستاد سید تراب ذاکری

    نویسنده : سید یعقوب حسینی، سیدابوتراب ذاکری

    z ویراستار :علی اعوانی

    z طرح جلد :حمید خزاعی

    z حروفچین و صفحهآرا :یاسر میرعرب رضی

    z آمادهسازی و نظارت چاپ :علی اعوانی

    z لیتوگرافی و چاپ :طراوت / لیلا

    z نوبت و سال چاپ :اوّل / 1386

    z قیمت :3000 تومان

    z شمارگان :2000 نسخه

     978-964-6630-44-x: شابک z

    $ ناشر: : نشر اجا با همکاری هیئت معارف شهید سپهبد

    علی صیادشیرازی

     !!!

    نشانی: تهران – صندوق پُستی 1714 – 11365 معاونت فرهنگی و روابط عمومی سازمان عقیدتی سیاسی ارتش

    )مدیریت انتشارات). تلفن و دورنگار: 88411047

    مرکز عرضۀ محصولات فرهنگی ساعس اجا: تلفن: 81954419

    کلیۀ حقوق برای ناشر محفوظ است.

    همکاران هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی برای کتاب « جبهه جنوب در شهریور 1359 « بنیانگذار هیئت: شهید سپهبد علی صیاد شیرازی سرپرست هیئت: سرتیپ ستاد ناصر آراسته شورای سیاستگذاری: سرتیپ ستاد ناصر آراسته سرتیپ ستاد سیّدحسام هاشمی سرتیپ ستاد اسداالله حیدری سرتیپ ستاد رضا خرم طوسی بررسی کنندگان: سرتیپ2 ستاد نجاتعلی صادقیگویا سرتیپ2 ستاد محمد کامیاب سرتیپ2 حمید شکیبا مولف: سرهنگ زرهی ستاد سید یعقوب حسینی

    فهرست مطالب

    معارف جنگ 16

    پیشگفتار 17

    چکیده 18

    نیروی زمینی و آغاز جنگ (خاطرات سرتیپ2 سید تراب ذاکری)

    معرفی راوی خاطرات 21

    فرمانده گروه اطلاعات 22

    امکانات اطلاعاتی ابتدای جنگ 23

    جمعآوری اطلاعات از مناطق مرزی 24

    وضعیت مخاطرهآمیز 25

    سوء استفادۀ دشمن از حسن نیت مردم 26

    اوضاع در ارتش 27

    خوشبینی به کشورهای همسایه 29

    وضعیت مناسب برای تجاوز رژیم بعثی عراق 30

    جدی نگرفتن تحرکات مرزی دشمن 32

    ارسال اطلاعات به سلسله مراتب 33

    خوشبین بودن نسبت به گزارشهای ارسالی 35

    کودتای نوژه و تزلزل روحی 36

    اعزام نیرو به مناطق مرزی 37

    اعزام نیرو در نیمۀ اول سال 59 38

    اقدامات اولیه پس از احساس خطر 39

    بازدید از نوار مرزی 40

    حضور لشکر92 در خط مقدم 43

    حمله دشمن به عین خوش 45

    واگذاری مین به یکان در خط 46

    توقف دشمن در پشت کرخه 48

    تجاوز دشمن در کلیۀ محورها 49

    وضعیت منطقۀ جنوب پس از تجاوز دشمن 49

    تقدیر از مردم دزفول 53

    معرفی نویسنده 55

    مقدمه 57

    مقدمات جنگ تحمیلی عراق بر علیه ایران

     63 کلیات. 1

    2 .علل اساسی جنگ 67

    علل سیاسی 68

    علل اقتصادی 70

    علل اجتماعی 70

    علل نظامی 71

    3 .مقایسۀ اجمالی قدرت رزمی ایران و عراق 72

    قدرت رزمی ارتش عراق 72

    قدرت رزمی ارتش ایران 72

    شرایط آمادگی رزمی نیروها 73

    4 .حوادث و اتفاقات قبل از جنگ تحمیلی 75

    فروردین تا شهریور 93 -77

    پیامها و دستورها

    پیامها و دستورها 217ـ107

    نمایه 218

    نقشه 229

    فهرست اسناد

    پاسخ به آتش دشمن در منطقۀ کوشک و طلایه ـ 6/6/1359 107

    گزارش ژاجا بنا به مشاهدههای اهالی جراحیه 107

    مسدود کردن باندها با استفاده از خودروهای مستعمل ـ 8/6/1359 108

    تعویض نیروهای مستقر در خسرو آباد ـ 8/6/1359 108

    فعالیتهای هوایی عراق در مناطق بی .سی BC و آ.سی AC ـ 8/6/1359 109

    اعلام وضعیت مرزی خرمشهر ـ 11/6/1359 109

    دشمن قصد دارد به خرمشهر حمله کند ـ 11/6/1359 110

    استقرار یک یکان در موسیان ـ 11/6/1359 110

    پیشروی دشمن به سوی پاسگاه ژاندارمری خرمشهر ـ 11/6/1359 111

    درخواست ابلاغ اوامر دربارۀ تعویض گد122 ـ 12/6/1359 111

    درخواست تعویض گردان387 توپخانۀ شهررضا ـ 12/6/1359 112

    تعویض دو یکان ـ 12/6/1359 112

    تعرض عراق به مرز خوزستان ـ 13/6/1359 113

    رسیدن گروهان سوم مهندسی ـ 14/6/1359 113

    حملۀ احتمالی عراق به چیلات ـ 14/6/1359 114

    حملۀ نیروهای دشمن به چیلات ـ 15/6/1359 114

    اعزام یک دستۀ زرهی به چیلات ـ 15/6/1359 115

    اعزام یک دسته تانک به پاسگاه چیلات ـ 16/6/1359 115

    تقاضای یک دستگاه بیسیم وی.آر.سی.سی با مسئول ـ 16/6/1359 116

    حرکت گروه رزمی عقاب ـ17/6/1359 117

    درخواست ابلاغ نتیجه دربارۀ حدّ لشکر ـ 17/6/1359 117

    بازگشت سه تانک اعزامی به موسیان ـ 17/6/1359 118

    آتش توپخانۀ دشمن روی پاسگاه چیلات ـ 17/6/1359 118

    درخواست پشتیبانی و حفاظت از پایگاه چیلات ـ 17/6/1359 119

    گزارش مرزبان دهلران ـ 17/6/1359 119

    گزارش مقامات لشکری و کشوری به رئیس جمهور وقت ـ 17/6/1359 120

    حملات هوایی احتمالی به دهلران ـ 18/6/1359 120

    درگیری نیروهای پاسگاه چیلات با دشمن ـ 18/6/1359 121

    پشتیبانی و حفاظت از پاسگاه چیلات ـ 18/6/1359 121

    منطقه آرام است ـ 19/6/1359 122

    تقاضای اعزام تیپ3 زرهی و ژاندارمری به پاسگاه طلایه قدیم ـ 19/6/59 122

    اعزام یک آتشبار عملیاتی ـ 19/6/1359 123

    اعزام یک دستگاه تانک و دو رسد توپ ـ 19/6/1359 123

    حملۀ عراق به چاه شمارۀ60 ـ 19/6/1359 124

    تقویت مجددنیروهایدشمن و احتمال حمله آنها به پایگاه چیلاتـ 19/6/1359 124

    گزارش ژاجا از آخرین وضعیت پاسگاه چیلات ـ 19/6/1359 125

    گزارش ژاجا از پاسگاه سمیده ـ 19/6/1359 126

    پیشنهاد تعویض گروه هر 45 روز یکبار ـ 19/6/1359 126

    احتمال انهدام پایگاه دریایی خرمشهر ـ 19/6/1359 127

     127 1359/6/19احتمالحملۀعراقبهخوزستانوحملۀضدانقلاببهتأسیساتکردستانـ

    حفاظت از منطقۀ چیلات ـ 20/6/1359 128

    درخواست کمک به پاسگاه سمیده ـ 20/6/1359 128

     129 1359/6/20 ـ آگهی دستور

    احتمال حملۀ هماهنگ عراقیها ـ 20/6/1359 129

    اعزام اقلام مورد نیاز پاسگاه چیلات ـ 20/6/1359 130

    درگیری پاسگاههای خین و حدود مؤمنی با عراقیها ـ 21/6/1359 130

    تقاضای یک گروه رزمی گردانی ـ 21/6/1359 131

    درخواست آماد لشکر92 زرهی از نزاجا ـ 21/6/1359 131

    بازدید فرمانده تیپ2 دزفول از چیلات ـ 21/6/1359 132

    آگهی به مرکز فرماندهی نزاجا، آگهی به آمادگاه دزفول ـ 21/6/1359 133

     133 1359/6/21 ـ 16 شماره دژ اشغال

    نیاز لشکر به توپخانه با بُرد بالا ـ 21/6/1359 134

    تک احتمالی عراق در منطقۀ خوزستان ـ 22/6/1359 134

    احتمال حملۀ اصلی عراق به خوزستان به گزارش سماجا 3 ـ 22/6/1359 135

     135 1359/6/22 ـ 151گردان گروهانهای تعویض

    درخواست کمک از یکانهای تکاور ـ 23/6/1359 136

    پوشش حراستی از میدانهای نفتی منطقه دهلران 136

    جواب نزاجا به ف ل92 زرهی ـ 23/6/1359 137

    دستور العمل اعزام گروه رزمی138 به دزفول ـ23/6/1359 137

    دربارۀ پدافند زمین به هوای سایت ایلام ـ 23/6/1359 139

    احتمال حمله هوایی دشمن به شهرهای خرمشهر و اهواز ـ 23/6/1359 139

    سلاحهای مورد نیاز هنگ ژاندارمری ـ 23/6/1359 140

    گزارش اعزام شدگان به پادگان خین ـ 24/6/1359 140

    استقرار آتشبار توپخانه 155م.م ـ 24/6/1359 140

    چگونگی تغییرات و تدارک یکانهای گردان دژ ـ 24/6/1359 141

    احتمال حملۀ اصلی عراق به خوزستان به گزارش نزاجا ـ 24/6/1359 141

    حملۀ احتمالی دشمن به خوزستان ـ 24/6/1359 142

    درگیری نیروهای عراقی و مأموران پاسگاه خین ـ 25/6/59 142

    تعطیل شدن ریگ2 کار از چاه نفت شماره 57 و 58 ـ 25/61359 143

    زیرآتش بودن پاسگاههای فکه، طاووسیه، رشیدیه و صفریه ـ 25/6/1359 143

    خبر انهدام پاسگاههای رشیدیه و طاووسیه ـ 25/6/1359 144

    گزارشژاجا ازوضعیتپاسگاههایصفریه،دویرج،رشیدیه و طاووسیه ـ 25/6/1359 144

    درخواست نیرو و پشتیبانی هوایی ـ 25/6/1359 145

    درخواستنیروپشتیبانیازپایگاهصفریه، طاووسیه،دویرجورشیدیه ـ 25/6/1359 145

    وضعیت پاسگاه رشیدیه و صفریه ـ 25/6/1359 146

    چگونگی پشتیبانی از نیروهای مستقر در خط مرزی ـ 25/6/1359 146

    هجوم دشمن و مقاومت یکانهای ژاندارمری ـ 25/6/1359 147

    استقراریکگردانویکگروهرزمیدرپایگاهرشیدیه،صفریه وطاووسیه ـ 26/6/59 147

     148 1359/6/26 ـ 214 فروند چند درخواست

     148 1359/6/26 ـ بالگرد واگذاری

    پدافند در برابر حملۀ ناگهانی دشمن ـ 26/6/1359 149

    متلاشی شدن یکان مکانیزه دشمن ـ 26/6/1359 149

    وضعیت پاسگاه صفریه و طاووسیه ـ26/6/1359 150

    روحیۀ قوی رزمندگان اسلام در نبرد با دشمن 25/6/1359 150

    حمله به پاسگاه خین و مؤمنی ـ 26/6/1359 151

    ابلاغ آمادگی به پایگاه چهارم شکاری دزفول ـ 26/6/1359 151

    آگهی ف مرکز زرهی برای اطلاع و اقدام بعدی ـ 26/6/1359 151

    نیازمندیهای توپخانه پدافندی هوایی ـ 26/6/1359 152

    اعزام نیروی کمکی به مناطق عین مصور و سرکلدل ـ 26/6/1359 153

    تقاضای کمک فوری هنگ سوسنگرد ـ 26/6/1359 154

    به آتش کشیده شدن کارخانۀ سیمان عراق ـ 26/6/1359 154

    تقاضای هنگ سوسنگرد برای پشتیبانی هوایی ـ 27/6/1359 155

    وضعیت پایگاه طاووسیه و صفریه ـ 27/6/1359 155

    پاسگاه دویرج در آستانۀ سقوط ـ 27/6/1359 156

    پشتیبانی نکردن پایگاه چهارم دزفول ـ 27/6/1359 156

    تقاضای پشتیبانی تیپ84 خرم آباد ـ 27/6/1359 157

    سخنرانی صدام دربارۀ قرارداد الجزایر ـ 27/6/1359 157

    پرداخت فوق العاده عملیاتی ـ 27/6/1359 158

    پاسخ به آتش عراق روی پاسگاه سمیده ـ 27/6/1359 158

    گزارش لشکر92 از آتش شدید دشمن ـ 27/6/1359 159

    درگیری بین نیروهای خودی و دشمن ـ 27/6/1359 159

    درخواست فوری پشتیبانی هوایی ـ 27/6/1359 160

    تقویت زرهی گروهان حوضگان ـ 27/6/1359 160

    گزارش دو آتشبار اعزامی به خوزستان ـ 27/6/1359 161

    آگهی به لشکر81 تیپ84 پیاده ـ 27/6/1359 161

    درگیریتیپ 2 و 3 وگروه رزمی37 شیراز با نیروهای متجاوز ـ 27/6/1359 162

     162 1359/6/27 ـ 92لشکر وضعیت آخرین

    تقاضای اعزام یک یکان برای حفاظت از چاههای نفت ـ 27/6/1359 163

    گم شدن یک هواپیمای اف ـ 5 ـ 27/6/1359 163

    علل درگیری اخیر مرزی ـ 27/6/1359 164

    احتمال حمله به پاسگاه طلایه قدیم و کوشک ـ 27/6/1359 165

    تقاضای اعزام نیروهای تقویتی به پاسگاه چیلات ـ 27/6/1359 165

    دستور حفاظت بیشتر از کابل مخابرات شهری ـ 27/6/1359 166

    عدم پشتیبانی کامل پایگاه چهارم هوایی ـ 27/6/1359 166

     167 1359/6/27 ـ زرهی2تیپ آگهی

    گزارش شهادت یکی از رزمندگان ـ 28/6/1359 167

    رونوشت فرماندهی ستاد عملیاتی ـ 28/6/1359 168

    موفقیت نیروهای اعزامی پاسگاه به صفریه و رشیدیه ـ 28/6/1359 168

    اعلام هویت یکان ناشناس در شمال شوش ـ 28/6/1359 169

    پاسگاه دویرج و صفریه زیر آتش توپخانه دشمن ـ 28/6/1359 169

    گزارش لشکر92 به نزاجا دربارۀ پشتیبانی هوایی ـ 28/6/1359 170

    نیاز داشتن به پدافند هوایی ـ 28/6/1359 171

    حفاظت چاههای نفت منطقه موسیان ـ 28/6/1359 171

    تقویت پاسگاه چیلات ـ 28/6/1359 172

    احتمال حملۀ دشمن به پایگاه چهارم شکاری دزفول ـ 28/6/1359 172

    احتمال حمله وسیع دشمن ـ 28/6/1359 173

    درگیری در پاسگاه دویرج ـ 28/6/1359 173

    گزارش بعد از پرواز در منطقه لشکر92 زرهی ـ 28/6/1359 174

    درگیری در مندلی و برتری نیروهای خودی ـ 28/6/1359 174

    عراق قصد تصرف دویرج و فکه را دارد ـ 28/6/1359 174

    گزارش ل92 توسط مد اطلاعات نزاجا به مد عملیات ـ 29/6/1359 175

    بازگشت به شماره رعایت حفاظت مکاتبات و پیامها ـ 29/6/59 175

    ناوچههای عراقی و ایرانی ـ 29/6/1359 176

    آتش نیروهای عراق بر پاسگاه صفریه و دویرج ـ 29/6/1359 177

    پاسگاه خین، زیر آتش دشمن ـ 29/6/1359 177

    حرکت یک گروهان تانک به سمت خین ـ 29/6/1359 178

    خبر انهدام یک ناوچۀ عراقی ـ 29/6/1359 178

    درخواست یک افسر زرهی ـ 29/6/1359 178

    درخواست آماد و مهمات ـ 29/6/1359 179

    متوقف کردن کشتی ایرانی در اروند ـ 29/6/1359 179

    تقاضای پشتیبانی پاسگاه چیلات ـ 29/6/1359 180

    تردد در رودخانۀ اروند ـ 29/6/1359 180

     29/6/1359 هوایی پشتیبانی 181

    درگیری در مرزهای عراق و ایران ـ 29/6/1359 181

    آتش گرفتن تانک ذخیرۀ نفت شمارۀ 12 ـ 30/6/1359 183

    احداث جاده عراقیها تا منطقۀ ساهندی ـ 30/6/1359 183

    خطر سقوط پایگاه خسروی و ولدکشته در قصرشیرین ـ 30/6/1359 184

    به تصرف درآمدن پایگاه چقا حمام عراق ـ 30/6/1359 185

    درخواست توپخانه و آتش شدید به ساحل اروندرود ـ 30/6/1359 185

    احتمال حملۀ غافلگیرانه عراق ـ 30/6/1359 186

    ترمینال نظامی خرمشهر ـ 30/6/1359 186

    یکانهای نظامی مستقر در فکه زیر آتش توپخانۀ عراق ـ 30/6/1359 187

    انتقال ستاد عملیاتی منطقه به ستاد فرعی ـ 30/6/1359 187

    لشکر92 مشغول اجرای آتش متقابل ـ 30/6/1359 187

    اجرای آتش متقابل زمین به هوا ـ 30/6/1359 188

    تیراندازی ارتش عراق به گارد ساحلی ـ 30/6/1359 188

    ارسال پیامها به صورت رمز به دسک ـ 30/6/1359 188

    حمله توپخانۀ عراق به پایانۀ فرماندهی در خرمشهر30/6/1359 189

    سقوط یک فروند هواپیما ـ 30/6/1359 189

    درگیری در گارد ساحلی خسروآباد ـ 30/6/1359 190

    آخرین وضعیت گد تانک مستقر در فکه ـ 30/6/1359 190

    قطع تماس پاسگاه فکه با سوسنگرد و بستان ـ 30/6/1359 191

     191 1359/6/30 ـ شناسی پرواز

    تیراندازی شدید به پایگاه و ترمینال خرمشهر ـ 30/6/1359 192

    پاسگاههای دهانه فاو زیر آتش دشمن ـ 30/6/1359 192

    امکان سقوط فاو با آتش شدید دشمن ـ 30/6/1359 193

    ناوچههای عراق در اطراف آبادان ـ 30/6/1359 193

    ارسال پیامها به صورت رمز ـ 30/6/1359 193

    قطع ارتباط پایگاه سومدریایی خرمشهربا یکانهای شناوردردریا ـ 30/6/1359 194

    منطقۀ سوم دریایی خرمشهر زیر آتش توپخانه دشمن ـ 30/6/1359 195

    حرکت نیروهای عراقی به سمت کوت ـ 30/6/1359 195

    گزارش ستاد جنوب از یکانهای در خط ـ 30/6/1359 196

    گزارش برج مراقبت فرودگاه آبادان ـ 30/6/1359 197

    وضعیت لشکر92 در منطقه ـ 30/6/1359 197

    به عقب راندان تانکهای متجاوز دشمن ـ 30/6/1359 198

    پاسخ گروه رزمی37 به آتش دشمن ـ 30/6/1359 198

    تقاضای کمک پاسگاه مؤمنی ـ 30/6/1359 198

    تقاضای پشتیبانی هوایی پاسگاه سومار ـ 30/6/1359 199

    ویران شدن پاسگاه فکه 30/6/1359 199

    در خطر بودن انبار مهمات فکه ـ 30/6/1359 199

    طرح پدافندی حر ـ30/6/1359 200

    انفجار لوله نفت چاه شماره 6 و 11 ـ 30/6/1359 200

    درگیری مأمورین مستقر در فکه با دشمن ـ 30/6/1359 200

    حمله هوایی به پادگان تیپ2 زرهی و پایگاههوایی وحدتی ـ 31/1/1359 201

    یکانهای اعزامی توپخانه به خوزستان ـ 31/6/1359 201

    گزارش سماجا3 به نزاجا دربارۀ حملۀ احتمالی عراق ـ 31/6/1359 202

    وضعیت منطقه زیر امر ل92 زرهی ـ 31/6/1359 203

    کمبود خودرو برای انتقال افراد ـ 31/6/1359 204

    پاسگاه کوشک و طلایه زیر آتش دشمن ـ 31/6/1359 204

    نبود افسر واجد شرایط برای اعزام به جنوب ـ 31/6/1359 205

    حمله مزدوران عراقی به ترمینال خرمشهرـ 31/6/1359 205

    سابله و بستان در آستانۀ سقوط ـ 31/6/1359 206

    درخواست اعزام گروه رزمی به بانه ـ 31/6/1359 206

    درخواست پدافند هوایی ـ 31/6/1359 207

    انهدام پاسگاه شرطه و زیادیۀ دشمن ـ 31/6/1359 207

    وضعیت طلایه جدید، امیدیه و پاسگاه شلمچه ـ 31/6/1359 208

    پیشروی عراقیها در محور طلایه جدید ـ 31/6/1359 208

     209 1359/6/31 ـ زرهی 92ل گزارش

     209 1359/6/31 ـ دزفول اتفاقات

    حملۀ پاسگاههای خرمشهر زیر آتش دشمن ـ 31/6/1359 209

    حملۀ ده فروند هواپیما به پاسگاه وحدتی و پادگان تیپ2 دزفول ـ 31/6/1359 210

    لشکر92 قادر نیست مهمات در اختیار نزاجا بگذارد ـ 31/6/1359 210

     211 1359/6/31 ـ 59/6/30 تا 59/6/29 از 92لشکر منطقۀ وقایع

    هواپیماهای عراقی در فراز منطقه آغاجاری ـ 31/6/1359 212

    شلیک بیست تانک دشمن به سوی پاسگاه دویرج ـ 31/6/1359 213

    بمباران باند فرودگاه پایگاه هوایی دزفول ـ 31/6/1359 213

    حمله گستردۀ دشمن ـ 31/6/1359 213

    موضع گرفتن یکانهای ارتش عراق از مناطق بصره،کوتوعماره ـ 31/6/1359 214

    تخریب قسمتی از جاده پادگان حمید ـ 31/6/1359 214

    ضایعات حمله هوایی دشمن ـ 31/6/1359 215

    حمله به دکل 800 کیلو واتی ـ 31/6/1359 215

    تقاضای یک یکان پدافند هوایی در چیلات ـ 1/7/1359 216

    حملۀ هواپیماهای دشمن به شهر اهواز ـ 2/7/1359 216

    خرمشهر زیر آتش دشمن ـ 2/7/1359 217

    معارف جنگ

    «معارف جنگ» مجموعهای از بازیافتهها، ذخایر و دستاوردهای جبهههای

    نبرد حـق علیـه بـاطل اسـت که خداوند متعال به پاس فداکاریها، ایثارگریها و

    برکت خون شهدای والامقام، نصیب رزمندگان اسلام کرده و از سینـههای جوشان

    آنها به سینههای پاک و تشنۀ نسل جوان انقلاب اسلامی منتقل میشود.

    سازمان افتخـاری «هیـئت معـارف جنـگ» کـه از پاییـز سال1373 ،با

    بنیانگـذاری امیـر سـرافـراز ارتش اسـلام «شهید سپهبد علی صیاد شیرازی» و

    حمایتهای مادی و معنوی مقام معظم رهبری و فرماندهی کل قوا ، این رسالت

    مهم را با روحیۀ متعالی بسیجی بر عهده گرفته، مفتخر است که با الهـام از کلام

    نـورانی خـدای متعـال مبنـی بـر «وَالّـذینَ جـاهـَدوا فِینا لَنَهدِینّهُم سُبُلَنا وَ اِنّ االلهَ

    لَمَعَ المُحْسِنیِن»، با صداقت و تلاش دستهجمعی در این وادی مقدس گام نهاده و

    این رسـالت افتخـارآمیـز را کـه با گـرایش «پژوهشی ـ آموزشی» شکل گرفته

    است، ادامه دهد و در این راه امید به لطف و یاری خدا دارد.

    شیوۀ کار هیئت معارف جنگ در گرد

  • درود و عرض ادب خدمت استاد تلخک عزیز در صورت امکان برای بنده ارسال کنید تا کم کم در انجمن قرار بدهم
  • درود و عرض ادب خدمت دوستان عزیز تر از جان با عرض شرمندگی که نمیتونم بیام انجمن یه مدت، تقریبا توی بدهی و گرفتاری روزگار حل شده ام ایجاد پست مورد نظر با مشورت و همفکری استاد ابراهیمی عزیز بلامانع است