Welcome to رهروان ارتش

از اینکه انجمن ما را برای مطالعه انتخاب کردید از شما متشکریم. 

برای استفاده از امکانات انجمن و برقراری رابطه دوستانه با دیگر اعضا لطفا در انجمن ثبت نام کنید

با تشکر

aliparastoo

کاربر
  • Content count

    205
  • Joined

  • Last visited

Everything posted by aliparastoo

  1. با عرض معذرت از جناب ملایری به خاطر این سرقت ادبی :secret-laugh: معماران و تشکیل دهندگان (آچار فرانسه پرنده ) هوانیروز چه کسانی بوده اند ؟ این خانواده نظامی همه فن حریف اصلا به چه منظوری بوجود آمد ؟ اولین خلبان و اولین فنی و اولین کارمند و اولین فرمانده این یگان دیر آشنا چه کسانی بودند ؟ اصلا کلمه هوانیروز یعنی چه و کار و بارش توی اینهمه نیروهای مسلح جمهوری اسلامی چیست ؟ تاریخچه اش به کی وکجا برمی گردد ؟ حالا دارند چکار می کنند و ماموریتشان چیست ؟ راستی آن دلاور مردان هشت سال دفاع مقدس هوانیروز که همگی به افتخار خانه نشینی نائل آمده اند و دوران بازنشستگی را طی می نمایند الان کجا هستند و چکار می کنند ؟ حال و احوالشون خوبه ؟ آیا ناگفته های جنگ را بازگو می کنند یا در دل خود نگه می دارند ؟ اصلا اتل متل تو توله راستی حال همه آن آهنین بالان میادین هشت سال نبرد علیه متجاوزان بعثی چطوره ؟ خونه و کاشانه دارند ؟ با اوضاع و احوال بازنشستگی چگونه سر می کنند ؟ تجربه سی ساله خدمت و هشت ساله جنگ را منتقل می کنند یا اینکه آنهمه ایثار و نوآوری تو مخشون داره خاک می خوره ؟ کسی سراغی حالی احوالی از اونها می گیره , اونهایی که امام (ره) در همان نامه تاریخی که در مورخه 6/5/1367 خطاب به تیمسار ستاری فرماندهی وقت نیروی هوایی و تیمسار انصاری فرمانده وقت هوانیروز نوشت و تقدیر نمود و گفت شجاعتتون دل تمامی میهن دوستان و اسلام باوران را شاد کرده است و دست یکایک آنها را فشرد و از صمیم جان دعاشون کرد , نکنه اونها هم مانند هنرمندان و علما و پیش کسوتان به پاتیل فراموشی سپرده شده باشند ؟ با هم برویم توی تاریخ هوانیروز و نیروی هوایی و دورکی بزنیم و سرکی بکشیم . اول : یکی بود یکی نبود غیر از خدا هیچ کس نبود زیر گنبد کبود اون قدیم ندیم ها مراد علی یک فرد یاغی بود که با تعدادی تفنگچی در منطقه ای به وسعت هیجده هزار کیلومتر مربع بین سیرجان و حاجی آباد و نیریز و شهر بابک به راهزنی و آزار اهالی می پرداخت , ژاندارمری وقت به علت قلت در وسایل و نفرات و صعب العبور بودن مسیر و نبودن جاده قادر به دستگیری او نبود و لذا از ارتش کمک خواست و لشکر کرمان لبیک گفت و دو سه بار او را محاصره نمود اما او معجزه آسا گریخت و لشکر درمانده شد و از مرکز تقاضای هواپیما برای تعقیب نمود . دوم : تا قبل از سال 1324 کل نیروهای مسلح ایران تابع ستاد کل ارتش بودند و نیروی هوایی و زمینی و دریایی بشکل امروزی آن وجود نداشت که با تجدید سازمان ارتش در بیست و دوم بهمن ماه سال هزار و سیصد و سی و شش عملا پست فرماندهی هر سه نیرو تشکیل و با فرماندهی مستقل عملیاتهای واگذاری را شروع نمود , با استقلال نیروهای دریایی و هوایی و زمینی نیاز به ادوات نوین و مورد نیاز بیش از پیش احساس گردید , این نیروها به گسترش سازمانی خود اقدام نمودند و با این گسترش دولت وقت به خریداری تدریجی ادوات نظامی و واگذاری آنها اقدام نمود , همان تجهیزاتی که فرمانده لشکر کرمان برای دستگیری فرد یاغی یعنی هواپیما اعلام نیاز نموده بود و همان موقع فرمانده لشکر از تعقیب یاغی در کوهستان و دشت نا امید شده و به کاربرد وسیله هوایی در ایجاد امنیت پی بردهبود. سوم : هلیکوپتر این پرنده آهنین همه فن حریف بدنبال طرح لنوناردو داوینچی اختراع گردید و تکمیل و ساخته شد و در خلال جنگ جهانی دوم راه تکامل را پیمود و بعد از جنگ دوم جهانی تا حال حاضر به سرعت راه پیشرفت را طی نمود تا جایی که امروز نوع بسیار پیشرفته آن بنام آپاچی بصورت یک زرادخانه متحرک و مخوف هوایی برتر و بالاتر از تمامی ادوات و تجهیزات نظامی در میادین نبرد خود را به رخ می کشد , هلیکوپتر با قدرت صد در صد متحرک هوایی آزمایش و کارایی خود را در خلال نبردهای آمریکا در کره , ویتنام , جنگ خلیج , در عراق , افغانستان و در قالب ماموریتهای سازمانی یعنی رزم و تازش هوایی و فراسازمانی یعنی در سیل و زلزله و طوفان و آتش جنگلها و پلیس و خلاصه دهها ماموریت اثبات نموده است , در تمامی طول جنگهای آمریکا هلیکوپترها دوای درد سربازان و دست دراز فرماندهان در میادین رزم بوده اند , این سنجاقک فلزی نفرات را با سلاحهای آنها و آذوقه و مهمات مورد نیاز به راحتی در دورترین نقاط صعب العبور و دور از چشم طرف مقابل و با سرعت وصف ناپذیر حمل نموده و حتی بعضا در نبود جت های جنگی کار آنها را هم انجام می دهند و همانند فرشته رحمت با حمل پزشک و دارو و حمل مجروح به کمک مجروحان جنگ می پردازند . چهارم : یادتونه اون بالا گفتم لشکر کرمان برای مبارزه با یاغیان نیاز به وسیله هوایی داشت تا آنها را از راه هوا تعقیب کند و دستگیر کند و این نیاز را اعلام نمود ؟ بدنبال این نیاز نیروی زمینی در سال هزار و سیصد و سی نیاز خود را به یک واحد هوایی به مسئولین وقت اعلام نمود البته نیروی هوایی تعدادی هواپیمای جنگی داشت اما بدرد نیروی زمینی نمی خورد و اصلا ماموریتشان با هم سنخیتی نداشت , نیروی زمینی آنموقع ها با توجه به تحولات تاکتیکی و تکنیکی درارتشهای جهان دیگر نمی توانست با اسب و قاطر ادوات را جابجا کند و تازه برای کشوری چند هزار ساله افت داشت که از تکنولوژی تخت روان لئوناردو داوینچی که طرح اولیه هلیکوپتر بود استفاده نکند , از طرفی وسعت بسیار بزرگ ایران و نبودن جاده مراصلاتی و کوهستانی بودن مملکت و وجود نقاط صعب العبور فراوان بیش از پیش نیاز به واحد هوایی برای نیروی زمینی احساس می گردید و مسئولین وقت را به فکر انداخته بود تا همانند ارتشهای جهان نیروی زمینی را به پرنده آهنین مجهز نماید. پنجم : بالاخره هسته اولیه هوانیروز در سال هزار و سیصد و سی و نه با هماهنگی مستشاران آمریکایی تاسیس و با نام هواپیمایی نیروی زمینی تصویب گردید و سرهنگ وحدانی بعنوان اولین فرمانده و سرهنگ طاهری بعنوان معاون او و استوار افندی مسئول پذیرش و گزینش انتخاب شدند , پس از چندی سرهنگ موسوی از نیروی هوایی بجای وحدانی مسئول سر و سامان دادن به هوانیروز شد , همین سه نفر در اتاق کوچکی در ستاد نیروی زمینی واقع در خیابان سوم اسفند ( سرهنگ سخایی فعلی ) هوانیروز را تشکیل دادند , گزینش شروع شد و از بین سیصد داوطلب از لشکرهای نیروی زمینی شش نفر برای خلبانی بنامهای لاینصرف , گرانمایه , حقی , تابش , مستور و نوروزی و چهار نفر افسر فنی بنامهای فرخ سرشت , عمادی , نوذر و کیخانزاده و چهار نفر برای درجه دار فنی بنامهای کوشا , کاکا سلیمی , سلطانلو و جمشیدی پس از معاینات جسمانی و آزمون زبان و غیره در سال هزار و سیصد و چهل جهت دوره مقدماتی پرواز به دوشان تپه رفتند و با هواپیمای ( استر) پرواز آموزش مقدماتی خود را شروع کردند , استادان این باشگاه آموزشی از خلبانان جنگ دوم جهانی بنامهای مرحوم هاشمی , مرحوم واثقی , مرحوم امیر فضلی و مرحوم نوروز ناصر بودند , بالاخره خلبانان با اتمام دوره مقدماتی پرواز در ایران و فنی ها با اتمام آموزش مقدماتی فنی راهی آمریکا شدند . ششم : سرلشکر عباس قندهاری در سال 1293 در محله سنگلج تهران به دنیا آمد و پس از فارغ التحصیل شدن از دبیرستان نظام در سال 1315 و دانشکده افسری در سال 1317 و دانشکده دیده بان هوایی در سال 1318 و خلبانی در سال 1320 و استاد خلبانی در سال 1326 بالاخره بعنوان اولین فرمانده هوانیروز معرفی شد , عدم شناخت فرماندهان وقت نیروی زمینی نسبت به ساختار هوانیروزمشکلات فراوانی را برای وی بوجود آورد از جمله اینکه تمایلی برای بوجود آمدن هوانیروز از خود نشان نمی دادند و بهمین خاطر تعدادی هواپیمای L19 و L20 بصورت کمک نظامی به نیروی زمینی واگذار شده بود که به هوانیروز بدهند اما به همان علت عدم اشتیاق فرماندهان وقت نیروی زمینی هواپیماها به نیروی هوایی داده شد لذا این عدم علاقه باعث شده بود که قدمی در راه تشکیل هوانیروز برندارند و حتی با قندهاری هم مخالفت می کردند و زمانی که هواپیماهای ملخی تک موتوره سسنا به هوانیروز داده شد برای آنها قطعه تامین نمی کردند و کارشکنی می شد , از طرفی نیروی هوایی هم چون می دید برای او رقیب درست می شود آنها هم با سرلشکر قندهاری همکاری نمی کردند اما او با استواری و صبر و حوصله برای رشد و شکوفایی هوانیروز قدم برمیداشت , فرماندهان نیروی زمینی آنموقع حتی دل خوشی از سروان علی تراب ترکی که هوابرد را پایه گذاری نمود نداشتند و این تنگ نظری آنها تشکیل و گسترش این نیروهای حیاتی را عقب می انداخت , خوشبختانه این انسان پاک و وارسته و سخت کوش و شجاع در مقابل همه مشکلات قد علم کرد و هوانیروز را پا برجا نمود , او در سال 1350 به هواپیمایی ملی مامور گردید و در سال 1357 چشم از جهان فروبست که روحش شاد باد . هفتم : در ماهنامه نیروی هوایی مورخه 1352 نحوه تشکیل نیروی هوایی هم چنین آمده است : در سال 1301 دفتری به نام دفتر هواپیمایی در ستاد ارتش وقت تشکیل شد که همین دفتر هسته اولیه هواپیمایی نظامی در ایران بود , یکسال بعد ارتش ایران یک فروند هواپیمای یک باله و یک موتوره ساخت کارخانه یونکرس آلمان خریداری و در قلعه مرغی نگهداری نمود و ارتش فقط همین یک فروند را داشت , در یازدهم خرداد 1302 رضا خان دستور تاسیس هواپیمایی کل قشون را داد , حکم بدین شرح بود : مقرر می دارم طیارات جدید الابتیاع قشونی تشکیل 3 گروه اسکادران تحت ریاست سرهنگ نمزه 509 احمد خان نخجوان که نمره جدید 200 را خواهد داشت به شرح زیر دهد : گروه اول نائب اول نمره 105 سعید میرزا عضو دایره عملیات کل مامور خواهد بود و گروه دوم به ماموریت امیر اعتضاد که ذیل نمره 198 به رتبه نائب اولی قلمی با حقوق سابق منسوب می شود و گروه سوم به ماموریت میرزا محمد خان حکیمی که مقام و حقوقش بعد از ورود تعیین خواهد شد و سلطان نمره 201 نصرت الله خان سمینو ریاست قرارگاه را عهده دار خواهد بود و سرهنگ نمره 197 سیف الله خان صاحب منصب ارکان حزب کل به ریاست مدرسه هواپیمایی مامور می گردد بتاریخ 11 جوزا 1303 تهران وزیر جنگ . هشتم : همان دوازده نفر خلبان و فنی که برای اولین بار گزینش شده بودند و در بالا گفته شد پس از طی دوره در لکلند آمریکا به ایران بازگشتند که گفته شد اولین ها بودند , هنوز هوانیروز در ساختمان فعلی سازمان بیمه بازنشستگی نیروهای مسلح یک اتاق داشت که کل هوانیروز را تشکیل می داد و در آن اتاق کمافی سابق سرهنگ موسوی و سرهنگ طاهری و استوار افندی مسئولین هوانیروز بودند و کار گزینش را انجام می دادند , تا پایان سال 1341 هنوز وسیله پرنده ای به هوانیروز نداده بودند و خلبانان و فنی های از آمریکا برگشته در نیروی هوایی آموزش می دیدند و در نیروی زمینی کار دفتری انجام می دادند , در حالی که گروه دوم و سوم هم به آمریکا اعزام شدند اما کماکان هوانیروز با یک دفتر در دل نیروی زمینی مشغول بود , خلبانان هم با هواپیمای T6 در نیروی هوایی پرواز می کردند تا پرواز یادشان نرود اما در همان سالهای 1341 تا 1345 کارکنان نیروی هوایی برخوردهای غیر متعارفی از خود نشان می دادند و باورشان نمی شد که نیروی زمینی هم صاحب هواپیما شود و لذا همیشه بعنوان رقیب باعث آذار و اذیت هوانیروزیها می شدند , نیروی زمینی هم از آنطرف حق و فنی و حق پرواز نمی داد و طفره می رفت , خلاصه هوانیروز بین این دو نیرو گیر کرده بود و آن یک اتاق و دو سه نفر کارکنان و چند نفر خلبان و فنی توان مقابله با آنهمه سنگ اندازیها را نداشتند , همه آنها در یک اتاق خدمت می کردند , قندهاری با اینکه لباسش آبی بود اما برای هواپیمایی نیروی زمینی خیلی دل می سوزاند , بالاخره آنهمه نا ملایمتها باعث شد تا هوانیروز ستادی برای خود دست و پا کند لذا در خیابان قوام السلطنه ( سی تیر فعلی ) نبش کوچه ایرج و بغل دست استودیو میثاقیه ساختمان سه طبقه ای مال نیروی زمینی بود که چهار اتاق در طبقه دوم آن به اجاره هوانیروز درآمد و عملا هوانیروز دارای ستاد مستقلی شد , یکی از اتاقها دفتر فرماندهی و بقیه دفاتر ارکان شدند , رئیس رکن یکم کیخانزاده و رکن دوم فرخ سرشت و رکن سوم عمادی و رکن چهارم توحیدی که بعنوان اولین های ستادی هوانیروز بودند, تنها وسیله ترابری هوانیروز یک جیپ آمریکایی بود , هوانیروز در صدد بود تا از نیروی زمینی فاصله بگیرد لذا ساختمان دو طبقه ای در همان حوالی را برای خود کرایه کرد و تعدادی آقا و خانم ماشین نویس هم استخدام نمودند , با توجه به مشکلات تلگراف برای هماهنگیهای پروازی هوانیروز بالاخره مجهز به یک دستگاه بی سیم شد و نیروی زمینی هم چون دید هوانیروز خودش مستقل شده است کمتر دخالت می کرد , میله پرچمی در حیاط خانه اجاره ای تعبیه شد و مراسم صبحگاهی شکل گرفت , بهر حال این وضع ادامه داشت تا اینکه گردان هوانیروز در اصفهان تشکیل گردید , کم کم هلیکوپترهایی از ایتالیا خریداری شد و آموزشهای فنی و خلبانی به ایتالیا هم واگذار شد , برای اولین بارآگهی رسمی در روزنامه ها برای استخدام داده شد , آموزشهای مقدماتی در دوشان تپه و تکمیلی در آمریکا و ایتالیا بود , هوانیروز ساختمان دیگری را هم در سال 1348 که در بخش 3 تهران واقع در خیابان رافائیل قوام السلطنه و در کوچه مشکاتی به مالکیت حاج رضا ساسانی و فولادوری بود کرایه کرد , این ساختمان دارای هشت باب آپارتمان بود که درب آن داخل کوچه ایران باز می شد که به قرار ماهی شش هزار تومان کرایه شده بود و مردم محل هم آسایش نداشتند و باید شش صبح بیدار می شدند, ستاد هوانیروز بعد ها به باغشاه منتقل گردید و سر و سامان تازه ای پیدا نمود , نهم : فرودگاه قلعه مرغی از سال 1301 با یک فروند هواپیمای ساخت آلمان بنام یونکرس آغاز بکار کرد , درسال 1304 اولین هواپیمای (برگه 19) فعالیت خود را آغاز نمود , بین سالهای 1315 تا 1320 این فرودگاه فعالترین مرکز آموزش خلبانی در ایران بود , تا سال 1340 فرودگاه بدلیل جنگ جهانی دوم و واقعه بیست شهریور تعطیل گردید , از سال 1340 هواپیمای داکوتا و هرکولس وارد این پایگاه گردید , در سال 1342 هوانیروز با سی نفر پرسنل خلبان و فنی در این پایگاه فعال گردید , با افزایش کارکنان هوانیروز هواپیماهای سسنا با شش دستگاه تریلی وارد قلعه مرغی شده و به پس از سر هم کردن آنها توسط دو نفر آمریکایی که اولین مستشاران در هوانیروز بودند بنامهای جک مارتین و باب پنبلتون تست شدند و برای آموزش آماده گردیدند , هنوز هم نیروی هوایی و نیروی زمینی کمکی به هوانیروز نمی کرد و کارکنان حتی صندلی و میز هم نداشتند , در پانزدهم آّبان 1342 بالاخره گردان هوانیروز به اصفهان نقل مکان کرد , اصفهان هم از نظر تجهیزات و امکانات وضعیت اصف باری داشت , اولین فرمانده گردان هوانیروز سرگرد محبی بود و زمانی که با شش فروند هواپیما به اصفهان رسیدند مسئولین استان برای خوشامد گویی آمدند و حلقه گلی به گردن محبی انداختند که آنقدر این حلقه گل کوچک بود که با زور و ضرب وارد گردن محبی شد , کارکنان هوانیروز با هواپیماهایشان و خانواده آنها و بار و بندیل در اصفهان اسکان داده شد , وضع پایگاه آنقدر خراب بود که اجبارا رکن سوم را زیر گنبد مقبره میرزا رفیع که اکنون هنوز پا بر جاست دایر نمودند , بالاخره تعدادی انبار اسکلت چوبی از زواره اصفهان حمل و توسط سرگرد محبی و بقیه کارکنان در پایگاه برای اتاق و انبار سر هم شد , متاسفانه در این پایگاه هم هواپیمای کشوری همکاری نمی کرد و حتی آب خوردن هم به هوانیروزیها نمی دادند . دهم : نهایتا و سرانجام هوانیروز در سال 1343 مجهز به اولین هلیکوپترهای H43 گردیده که سری اول آن شش فروند بودند , هلیکوپترها از داخل جعبه توسط نماینده کارخانه سازنده ( لای کمینگ ) بنامهای آقایکراوس و اشی مونتاژ شدند , جنس ملخ این نوع هلیکوپترچوبی بود , بعدا تعداد این هلیکوپترها به هفده فروند رسید , از سال 1345 جهت گسترش و تقویت هوانیروز استخدام رسمی شروع می شود و گردان اصفهان به هنگ ارتقاء یافت , این هنگ دارای 30 فروند سسنا و 17 فروند هلیکوپتر بود , در این زمان قرار داد خرید هلیکوپترهای 205 و 206 با ایتالیا بسته شده و تعدادی هم هلیکوپتر بازسازی شده از آمریکا خریداری و به خدمت گرفته شد , از این پس دانشجویان جهت طی دوره خلبانی علاوه بر آمریکا به ایتالیا هم اعزام گردیدند , در سال 1348 پس از بازگشت استاد خلبانان ایرانی از کشور ایتالیا آموزشگاه خلبانی در اصفهان تاسیس شد , در این آموزشگاه فقط با هلیکوپتر جت رنجر آموزش داده می شد , با ورود هلیکوپترهای آمریکایی 205 و 206 و شنوک و کبری و 214 کم کم هلیکوپتر H43 و هواپیمای سسنا از رده خارج شدند , بالاخره بزرگترین مرکز آموزش هوانیروز خاورمیانه در اصفهان شکل گرفت , بین سالهای 1351 تا 1357 حجم عظیمی از کارکنان فنی و خلبان گزینش شدند تا جائیکه مرکز آموزش هوانیروز سه شیفته فعالیت می کرد , انواع و اقسام تخصص ها در مرکز آموزش هوانیروز توسط آمریکائیان و ایرانیان آموزش داده می شد حتی دانشجویان سایر کشورها هم به این مرکز اعزام می شدند . یازدهم : با وقوع انقلاب اسلامی در ایران و خروج مستشاران آمریکایی عملا آموزش هلیکوپتر بدست توانمند اساتید خلبان ایرانی انجام شد و کار عظیم و حساس تعمیرات هم بدست توانمند فنی های هوانیروز افتاد , همه خارجیان انتظار داشتند که چرخ این ناوگان عظیم هلیکوپتری در خاور میانه با خروج مستشاران از چرخش بایستد اما کارکنان غیور هوانیروز با خلاقیت و عرق ملی ثابت نمودند که اگر چه تکنولوژی مال خارجیان است و با توجه به تحریم نظامی و اقتصادی همین کارکنانی که بدست اجانب آموزش دیده بودند با تمام توان هرگز اجازه ندادند ملخ این هلیکوپتر ها از چرخش باز ایستد و نمونه بارز این ایثار و از خودگذشتگی و نوآوری و عرق ملی و میهنی و مردانگی چهار صد هزار ساعت پرواز در دفاع مقدس بود , همین مقدار ساعت پرواز چندین برابر ساعت کار فنی را برده است و همین خلبانان و فنی های هوانیروز توانستند در میادین نبرد با حمله به تانکهای دشمن و حمل مجروح و آماد رسانی و هلی برد نیروهای ارتش و سپاه و بسیج بعنوان یورش هوایی و تازش هوایی تعجب تمامی محافل نظامی جهان را به ارمغان آورد و برای اولین بار نظامیان جهان شاهد شکار جت های جنگی توسط هلیکوپتر کبری بودند و تاکتیک و تکنیک هوانیروز در این نبرد باعث شد تا ارتشهای جهان در ساختار هوانیروزخود تجدید نظر کنند , این آچار فرانسه هوایی ایران علاوه بر ماموریتهای سازمانی خود که به دهها نوع می رسد همزمان با نبرد به ماموریتهای فراسازمانی می پرداخت و در مردم یاری و کمک به زلزله زدگان نقش فرشته نجات هوایی را بازی نموده است و همواره اولین امید برای صدمه دیدگان از بلایای طبیعی بوده است , اولین جرقه امید در وجود صدمه دیدگان از بلایای طبیعی صدای ملخ هلیکوپترهای هوانیروز بوده و هست , بدون اغراق باید اذعان نمود که جنگ ایران و عراق بدون هوانیروز معلوم نبود به چه بر سرنوشتی دچار می شد , تیم هوانیروز بود که در بحبوحه یورش بی امان تانکهای عراقی با توجه به از هم پاشیدگی ارتش در سر پل ذهاب تانکهای عراقی را زمین گیر و بعضا به فرار وادار نمود , حمل صندوقهای رای در نقاط صعب العبور , ترابری شخصیتهای مهم مملکتی ( VIP ), کمک به برق رسانی و آبرسانی , شناسایی معادن و منابع آب , کمک به دامهای گرفتار در برف با بردن علوفه برای آنها , نجات کوهنوردان ، حتی ریختن گوشت الاغ برای گرگهای گرسنه جهت جلوگیری از حمله آنها به روستائیان در برف زمستان و کمک رسانی در بلایای طبیعی و بالاخره بیش از بیست مورد ماموریتهای فراسازمانی و از همه مهمتر مبارزه با سوداگران مرگ در شرق کشور و دنبال نمودن راهزنان ( همانند ظاهر ببری مشهور به ببر کوهستان در غرب کشور) از ماموریتهای متنوع این آچارفرانسه پرنده است , این یگان همیشه سرافراز بیش از دویست و بیست و پنج نفر شهید همانند شیرودیها و کشوریها و گمنامانی که نام آنها هم برده نمی شود تقدیم ایران دوستان کرده است , بدون شک هر چه راجع به این یگان سرافراز نیروی زمینی ارتش گفته شود کم است که همگان مخصوصا بازماندگان جنگ از ارتش و سپاه و بسیج و دولتمردان از کاربرد و ماموریتهای حیاتی آن اطلاع دارند که متاسفانه با این اندک نوشتار نمی توان حق مطلب را در مورد این دریا دلان میادین رزم و کمک رسانی و مبارزه با سوداگران مرگ ادا نمود . دوازدهم : براستی معماران هوانیروز کجا هستند ؟ آنهمه ایثار و از خود گذشتگی آنها در نبرد هشت ساله چه شد ؟ حاکمان بلامنازع هوایی ( بعد از نیروی هوایی ) میادین نبرد و حماسه سازان دفاع مقدس و شکارچیان تانک و هواپیمای دشمن الان در چه وضعی هستند ؟ آیا نیاز به کمکی هر چقدر اندک دارند ؟ گرفتاری آنها چیست و چه انتظاری دارند ؟ آیا همه آنها سرپناهی دارند ؟ از وضعیت آنها چه اطلاعی داریم ؟ آیا توانسته ایم گوشه ای از آنهمه ایثار آنها را جبران کنیم ؟ براستی تجربه آنها مورد استفاده قرار می گیرد ؟ اگر چه مسئولین فعلی هوانیروز بصورت خودجوش در اصفهان و بعضا در تهران مکانی بعنوان گردهمایی پیش کسوتان هوانیروز با نهاری و خوش و بشی برقرار می نمایند که برای خود روبوسی و تعریف خاطرات و غیره کلا حال و هوایی دارد و دو سه بار پیش کسوتان قدیمی هوانیروز را در ستاد تهران گرد هم آوردند و از آنها قدردانی نمودند که جای تشکر و قدردانی فراوان هم دارد اما آیا کافی است ؟ بهتر نیست جویای حال و احوال آنان شد که در این دوران وانفزای کهولت و تورم چه نیازمندیهایی دارند که مسئولین اداره بازنشستگی نیروهای مسلح از عهده آنها بر آید ؟ آیا همه حق و حقوق و طلبکاری آنان پرداخت شده است ؟ شاید حفظ حرمت و آبروی بازماندگان و شاهدان دوران سخت نبرد هشت ساله انگیزه ای باشد برای رزمندگان جوان , بیائید زحمات حافظان امنیت ملی و تمامیت ارضی ایران را در هر لباس و نوعی و شکلی پاس بداریم که موجب خشنودی خداوند خواهد شد کاری که همه دنیا در باره رزمندگان خود و افتخار آفرینان خود و نخبگان خود و بازماندگان جنگهای خود و سربازان گمنام خود و نام آوران و پیش کسوتان خود چه نظامی و چه شخصی چه هنری و چه علمی و چه ورزشی انجام می دهند و فرهنگ حفظ ارزشها و حرمتها را ارج می نهند ، والسلام خداوندا همه خدمتگزاران به مملکت را در پناه خود حفظ فرما آمین زیاد بود و خسته شدید عذر میخوام بخدا خیلی خلاصه اش کرده ام ببخشید بازنشسته ملایری منابع : تاریخچه هوانیروز
  2. سرلشگر شهيد "سيد موسي نامجوي" در تاريخ26/7/1317 در خانواده اي متدين در شهر انزلي متولد شد. پدربزرگش (سيد موسي)فردي معتقد، متعهد و مورد اعتماد اهالي کلوير بود که براي زنده نگهداشتن نام و ياد او، نام وي را نيز سيد موسي گذاشتند. پدر سيد موسي فردي مذهبي و معتقد بود و به همين دليل هميشه سيد موسي را با خود مسجد مي برد تا با مباني مذهبي آشنا شود که اين حرکت آن چنان در او تأثير گذاشت که در پنج سالگي مکبر مسجد قائميه انزلي شد. سيد موسي از ذکاوت و هوش بسيار بالايي برخوردار بود، به گونه اي که وقتي خواهرش مي خواست به مدرسه برود به اصرار از پدر و مادرش خواست تا او را هم به مدرسه بفرستند. اصرار صادقانه او آنها را بر آن داشت که با مسئولين مدرسه صحبت کنند و رضايت آنها را براي حضور سيد موسي در مدرسه به صورت مستمع آزاد جلب کنند. سيد موسي با حضورش در کلاس درس به مسوولان مدرسه نشان داد که از چه هوش و ذکاوت بالايي برخوردار است به گونه اي که با پيشنهاد مسوولان خود مدرسه، براي حضور رسمي در کلاسها مواجه شد و به عنوان شاگرد ممتاز آن سال تحصيلي را به پايان رساند. اين سردار قهرمان در طول تمام سالهاي تحصيلي خود به عنوان يک دانش آموز و دانشجوي ممتاز به تحصيل علم پرداخت و علاوه بر موفقيت هاي تحصيلي در کنار پدر و در روزهاي کسالت وي به تأمين معاش خانواده کمک کرد. وي پس از مشورت با پدر و مادر و جلب رضآيت وي وارد دبيرستان نظام شد و در سال 1337 به عنوان يکي از بهترين شاگردان دبيرستان نظام ديپلم رياضي گرفت و وارد دانشکده افسري شد. وي براي استفاده صحيح از انرژي و توانمندي هاي جواني خود شروع به تحقيق و مطالعه در امور سياسي و علمي نمود و زبانهاي انگليسي و فرانسه را به خوبي فرا گرفت. او علاوه بر تحصيل علو و دانش به ورزش نيز علاقه خاصي داشت به گونه اي که در رشته سوارکاري از مهارت ويژه اي برخوردار بود.سيد موسي دوره دانشکده افسري را در سال 1340 به پايان رساند و به درجه ستوان دومي نايل و عضو هيئت علمي همان دانشکده شد و خيلي زود به عنوان استاد در اين دانشگاه مشغول به تدريس شد. اين استاد مهربان و مومن علاوه بر تدريس، دانشجويان را با مفاهيم و مضامين ديني نيز آشنا مي کرد و همواره آنان را به پربايي نماز جماعت تشويق مي کرد و خودش پيشتاز همه در خواندن نماز اول وقت بود. در همام دوران بود که با امام خميني که مرجع تقليد وي نيز بود از نزديک آشنا شد و به انقلابيون پيوست. وي از جمله معدود افرادي بود که با همراهي دانشجويانش به خانواده هاي بي سرپرست شهداي 15 خرداد کمک مي کرد. اين استاد مهربان پس از گذشت 9 سال از فارغ التحصيلي کم کم به فکر تشکيل خانواده و پيوستن به سنت پاک رسول الله افتاد. اصل مهم براي وي در انتخاب همسر حفظ حجاب و تقيد به انجام فرائض ديني بود که سرانجام با خانم افسانه طلوعي که واجد همه شرايط سردار نامجوي بود آشنا و مقدمات يک ازدواج ساده براي آنها در سال 1349 فراهم شد. شهيد نامجوي به رغم نظامي بودن و وجود محدوديت هاي بسيار فعاليت هاي انقلابي فراواني داشت و همواره مشغول پخش نوار و اعلاميه هاي امام خميني (ره) بود. در آن زمان اگر ثابت مي شد که يکي از نظاميان، فعاليت سياسي دارد به طور حتم اعدام مي شد، اما نظاميان متعهد و مسلماني همچون شهيد نامجوي آن قدر در تب عشق به امام خميني (ره) و حکومت اسلامي مي سوختند که به اين مسائل توجهي نداشتند. اولين کار نامجوي بعد از انقلاب حفظ دانشکده افسري و جلوگيري از هجوم نيروهاي بيگانه و گروهکهاي مختلف به اسلحه خانه دانشکده بود. نامجوي در ضمن حفاظت از دانشکده افسري، به فکر تأسيس يک ارتش مذهبي، ملي افتاد. او سالها آرزو داشت يک ارتش مکتبي در کشور تشکيل دهد، بنابراين با شهيد کلاهدوز و شهيد محمد منتظري و شهيد اقارب پرست هسته اوليه سپاه پاسداران را پي ريزي کردندو شهيد کلاهدوز از ارتش جدا و مسوول سپاه پاسداران شد. شهيد نامجوي در دوران تجاوز دشمن بعثي به ايران عزيز فعاليتهاي بسياري داشت و همواره سعي در تربيت نيروها براي اعزام به جبهه هاي حق عليه باطل بود. از جمله کساني که از شاگردان سردار نامجوي شهيد"حسين فهميده" افتخار ايران و جوانان ايراني بود که از کرج به عنوان مهمان به تهران آمده و در آموزش هاي نظامي شهيد نامجوي شرکت مي کرد. به ابتکار نامجوي در اهواز ستادي براي آموزش غيرنظاميان تشکيل شد که برادر وي يعني"شهيد رسول نامجوي" نيز از کشور انگليس براي پيوستن و شرکت در اين اموزشها و کمک به رزمندگان اسلام آمد. با شدت گرفتن فشارهاي دشمن بعثي، شهيد نامجوي طي نامه اي از سوي امام خميني (ره) به عنوان مشاور براي تشکيل شوراي عالي دفاع ملي بر مبناي اصل 110 قانون اساسي جمهوري اسلامي منصوب شد. وي درتاريخ 27 مرداد ماه سال 1360 از طرف نخست وزير وقت شهيد (باهنر) به سمت وزارت دفاع منصوب شد که پس از کسب تکليف از امام خميني (ره) حاضر به قبول اين سمت شد. وي پس از قبول مقام وزارت از دريافت حق مقام خودداري و تنها به حقوق سربازي بسنده کرد. پس از پيروزي سربازان جبهه حق عليه باطل در عمليات غرورآفرين ثامن الائمه (ع)، نامجوي همراه تعدادي از مسوولان ارتش و شوراي عالي دفاع براي سرکشي به جبهه آبادان رفت که در راه بازگشت به همراه تعداد ديگري از سرداران اسلام سوار بر هواپيماي حمل مجروحين شدند که به دليل نقص فني سقوط و به درجه رفيع شهادت نائل آمد. پس از شهادت نامجوي، فرماندهي کل قوا حضرت آيت الله خامنه اي طي پيامي ضمن تسليت به مناسبت شهادت سرداران رشيد اسلام علل الخصوص شهيد نامجوي، فرمودند: شهيد نامجوي با شجاعت و تلاش خستگي ناپذير خود دانشکده افسري را احيا کرد و با توجه به نقش دانشکده افسري، نيروي زميني در حفظ اصول و ارزشهاي انقلاب توطئه هاي استکبار جهاني را خنثي کرد. تيمسار افشارزاده در خصوص شهيد نامجوي پل ارتباطي ارتش با بيرون بود و چون در دانشگاه و مراکز غيرنظامي هم تدريس مي کرد اندوخته فراواني داشت. وي ادامه مي دهد:شهيد نامجوي توانست ارتباط مرجعيت را با ارتش در دوران انقلاب برقرار و حفظ نمايد و بر اساس همين ارتباطها بود که شهيد رجايي در دانشکده افسري فرمود:در همه جهان معمولاً ارتشها مقابل انقلابها مي ايستند و انقلابها را شکست مي دهند، ولي در ايران ارتش مسلمان يار و ياور انقلاب شد و باعث پيروزي انقلاب گرديد. سرهنگ خلبان "رجب مولايي " در خصوص شهيد نامجوي مي گويد:نامجوي علاوه بر ايجاد اشتياق در ارتش براي حضور در جبهه، در پرورش نيروهاي بسيج نيز نقش فعالي داشت به گونه اي که وقتي امام راحل فرمان تشکيل بسيج بيست ميليوني را دادند، نامجوي اولين کسي که بيش از سه هزار نفر از افراد مخلص را در سطح مساجد تهران بسيج کرد تا دوره هاي آموزش نظامي را طي کنند.نامجوي از بزرگمرداني بود که به نام و نان نمي انديشيد و در جستجوي آرمانهايش تا اوج پرواز کرد.
  3. : SLOBBER : این حاج ممد که میگن شمایی ؟
  4. جناب ملایری گرامی از توضیحاتتون بسیار سپاسگذارم
  5. جناب بابک در مورد کم اطلاعی بنده قطعا حق با شماست اما وقتی اساتید محترمی مثل جناب ملایری و جناب pilot ah1هستند بنده ترجیح میدم نظر اونها رو در باره سطح مهارت و سواد خلبانان حال حاضر بدونم تا یک نظر بر اساس فاصله هلی کوپترها در پرواز جمع واون هم تو رژه که ممکنه دلایل مختلفی داشته باشه در مورد تکرار نشدن نسل گذشته هم با اقا مهدی مخالفم بهتره شرایط و امکانات و البته مدیریتی که نسل گذشته ازش بهره بردن رو با الان مقایسه کنید
  6. جناب بابک در مورد این بخش هایلایت شده از نظرتون کاملا مخالفم واحساس میکنم کم کم نظرهاتون داره مغرضانه میشه در مورد اینکه به واسطه موقعیت وفرصتی که داشتید از تاریخچه پرنده های نیروی هوایی وهوانیروز اطلاع دارید هیچ شکی نیست اما این دلیل نمیشه به راحتی در مورد خلبانان و پرسنل نیروها نظر میدید شاید ازمالزی دقیقتر میشه در موردنیروهای نظامی ما نظر داد وما خودمون بیخبریم
  7. تو این مورد اگه طرف مقابل با دلیل منطقی راضی بشه میتونید مزایا ومعایب هر دو تکنولوژیو بدون تعصب براش توضیح بدید
  8. AH-1J در تاریخ 31 Jan 2015 - 11:53 عصر گفته است پیشنهاد می شود به پاس حضور پیشکسوت گرامی و قهرمان جنگ جناب ابراهیمی سعید ، هدر بعدی انجمن بنام و مزین به تصویر ایشون باشه (با عنوان شکارچی تانک) Kalafe2006 شما که پیشنهاد میدی زحمت بکش درستش هم بکن چون این روزها اصلا وقت ندارم علی جان ظاهرا لوگوها کار حاجیمونه که یا خسته شده یا سرش شلوغه این چند هفته گذشته تقریبا دوهفته یکبار لوگو تعویض شده
  9. هردو که باشه بهتره شماکه اول باید ترجمه مقاله هایی که ناتمام گذاشتی رو تموم کنی شاید دوستان دیگه هم سر ذوق بیان چندتا مقاله برامون ترجمه کنن
  10. با تشکر از مدیر محترم وسایر دوستان که زحمت پیداکردن واپلود این کتابهارو میکشن یه فکری هم به حال منو امثال من بکنید که سواد انگلیسی نداریم ثواب داره ها
  11. تاجاییکه میدونم انجمنمون هنرمندوگرافیست زیاد داره فکرکنم این تایپیک فراموش شده جناب نظری مهندس کرونوس علی اف۵ عزیز هیچ کس نمیخواد تواین امر خیر به حاجی کلافه کمک کنه؟
  12. من نتونستم دانلود کنم دوستان هم این مشکلو دارن یا فقط مشکل منه؟؟؟
  13. دوست عزیز به اواتار کاپیتان جنت سرشت و لوگو انجمن دقت کنید
  14. تو ولایت ما هم هنوزاز این فسیلهای متحرک موجوده البته نا محسوس و کلا این تریپ از ماشینهای روس بدون در نظر گرفتن مدل اینجا معروف به ماشین گاز هستن و به قول جناب لطافتی عزیز بیشترشون تو کار حمل ماسه و چوب البته از نوع غیر مجازش هستن
  15. جناب هخامنش عزیز از حضورتون در انجمن بسیار خوشحالم با این تفاسیر شما باید از منقضی خدمتهای سال ۵۲ تا۵۷ باشید که درفراخوان دوره های احتیاط ارتش ایران روسربلند کردید واگه درست حساب کرده باشم حداقل۵۶ سال از عمرتون گذشته (اگر اشتباه میکنم تصحیح بفرمایید)وکوله باری از تجربه وخاطرات دارید خوشحال میشیم از خاطرات وتجربیات ونظرات خودتون مارو بهرمند کنید جسارتا منظورتون از زخم خوردن درجنگ رو درست متوجه نشدم ؟از جانبازان عزیزمون هستید یا منظورتون چیز دیگه ای هست؟
  16. با عرض سلام جناب هخامنش از ابراز لطفتون ممنونم ظاهرا علاوه بر ادبیات و قلم زیباتون احتمالا باید یا نظامی باشید یا از خانواده نظامیها لطفا و در صورت امکان شرح حالی از خودتون بدید تا بدونیم با چه عزیزی هم کلام شدیم (البته در صورت امکان وتمایل شخصیتون ) :140016094434711:
  17. بانظرتون موافقم واز ادبیاتتون هم واقعا لذت بردم
  18. دوست عزیز منبعتون هم فکر کنم فقط خاطرات عزیزیه که ظاهرا ادعا داره در ارتش بهش جفا شده این مواردی که شما ارسال کردید برای بنده که اصلا قابل قبول نیست قبول دارم در ارتش پاکسازیهای نابجایی صورت گرفته و فرماندهان لایقی رو بی خود و ظالمانه از دست داده اما روایتی که شما ارسال میکنید القا میکنه که یک درجه دارتمام موارد و نکاتی رو که یک عملیات باید داشته باشه میدونه اما فرماندهان این نکات رو نمیدونند و یا رعایت نمیکنند حداقل در مورد امیر حسنی سعدی میدونم ایشون قبل از انقلاب افسر ارشد بودند و کیلویی درجه نگرفتند که به قول این روایت اصل غافلگیری رو ندونند یا رعایت نکنند دوست عزیز اکثر اعضای انجمن از خانواده های نظامی هستن یا پدرشون نظامی بوده یا برادر یا هر دو یا اینکه کلا شجره نامه نظامی دارند و از این دست خاطرات که میفرمایید همه شنیدیم و منکرش نیستیم اما اینکه تمام ناکامیهای یک عملیات رو صرفا بی کفایتی فرماندهان بدونیم و عملکردشون رو زیر سوال ببریم بدون سند معتبر درست نیست
  19. دوست عزیز لطفا منبع مطالب رو هم بزارید اگه خاطرات شخصی خودتونه لطفا بیوگرافی از خودتون بدید بدونیم با کی طرفیم توی مطالبتون احساس میکنم مغرضانه در باره فرماندهان صحبت میکنید بخصوص در مورد امیر حسنی سعدی تا جایی که که میدونم ایشون از بهترین فرماندهان ارتش ایران بودند وهستند در زمان فرماندهی ایشون در مرکز اموزش توپخانه و موشکها مواردی رو هم خودم با چشم دیدم در مورد کربلای 6 هم بنده اطلاعی ندارم ولی این داستان شما یکمی مشکوک به نظر میاد جای اقا مهدی خالیه
  20. متاسفانه تو این مستند کلا ارتش جایی نداشت تو شبیه سازی رو در رویی فرضی با امریکا هم فقط و فقط توسط نیروهای سپاه(تکاوران سپاه قلایقهای تندروی سپاه قایق پرنده سپاه توان موشکی سپاه و...) جلوی متخاصم گرفته میشه (اونهم خیلی اسون )فکر کنم تو کل برنامه چندجا از زبان فرمانده تکاوران سپاه کلمه ارتش به کار برده شد
  21. کتاب

    جناب سرهنگ از این خاطراتتون دیگه توچه کتابهایی منتشر شده معرفی کنید بریم بخریم جناب لطافتی شما هم سر کیسه رو شل کنید جای دوری نمیره
  22. ماشاالله قدمش براتون خیر باشه زیر سایه پدر ومادر جمیعا عاقبت بخیر بشید