Welcome to رهروان ارتش

از اینکه انجمن ما را برای مطالعه انتخاب کردید از شما متشکریم. 

برای استفاده از امکانات انجمن و برقراری رابطه دوستانه با دیگر اعضا لطفا در انجمن ثبت نام کنید

با تشکر

alireza_nouri

کاربر
  • Content count

    336
  • Joined

  • Last visited

Everything posted by alireza_nouri

  1. AAV-7A1 یک نفربر قدرتمند آبی خاکی است که هم اکنون در اختیار تفنگداران آمریکاست . هدف اصلی از ساخت چنین نفربری سرعت بالا در آب ، جابجایی تعداد زیاد سرنشین با حد اکثر سرعت و مقابله با تهدیدات دریایی بود . AAV-7A1 برای اولین بار در سال 1972 به جای نفربر LVT-5 ( که یکی از نمونه های نفربر های آبی خاکی آمریکا بود ) نشان داده شد . شاید این کلمه برای شما جالب بود که برای مقابله با تهدیدات دریایی . ممکنه از خودتون بپرسید که یک نفربر چطوری می تونه در دریا هم مبارزه کنه . کمپانی FMC Corporation که سازنده ی اصلی این نفربر بود در یک طرح جنجالی اعلام داشت : به دلیل سرعت بالای این نفربر در آب و به خاطر زره بسیار قدرتمند در برابر موشک ها قصد دارد تا 4 موشک انداز دریایی بر روی آن نصب کند که در واقع بتواند با استفاده از این موشک انداز ها ، موشک های دریا به دریا از نمونه ضد ناو شلیک کند . این طرح در حقیقت یک طرح عملی بود ولی بعد از 6 ماه تحقیق و بررسی بر روی این نفربر اعلام شد که برای نصب کردن موشک انداز ها باید بیش از 650 سیستم دریایی در این نفربر نصب کنند که این موضوع باعث شد این پروژه لغو شود چراکه از لحاظ اقتصادی اصلا به صرفه نبود و همچنین بر وزن نفربر می افزود و باید بسیاری از سیستم های رادیویی آن حذف می شد . این بود که آقای پیترسون که یکی از مهندسین برجسته این شرکت بود تصمیم گرفت با استفاده از بودجه شخصی دست به چنین کاری بزند . او با استفاده از 34 سیستم دریایی توانست یک موشک انداز دریایی بر روی این نفربر نصب کند و با توانست با پائین نگه داشتن هزیه ها و حفظ سیستمهای داخلی نفربر این کار را انجام دهد . بیش از 143 نفربر از این نمونه هم اکنون به یک موشک انداز دریایی تجهیز هستند و قادر هستند در دریا مبارزه ای را انجام دهند . البته باید گفت که فقط آمریکا قادر بود که چنین موشک انداز هایی بر روی این نفربر نصب کند . در سال 1982 شرکت FMC یک بار دیگر تصمیم گرفت تا تغییراتی را در این نفربر پر قدر به وجود بیاورد . همانطور که گفته شد نفربر AAV-7A1 نفربر بیهنه سازی شده ی LVT-7 بود که هم نفربر AAV-7A1 اکنون در اختیار آمریکا است . در یک برنامه بسیار فشرده قرار بود به نفربر LVT-7 سیستم های جدید و پیشرفته تری اضافه شود . در این برنامه قرار بود : سیستم های مخابراتی ، سیستم های جنگ افزاری ، موتور ، زره و همچنین سرعت افزایش پیدا کند . در این تغییرات سیستم هیدرولیک آن تعویض شد و به جای آ« از موتور الکتریکی استفاده شد . تغییرات دیگری در سیتسم جنگ افزاری به وجود آمد که آ« سبب شد تا این نفربر به دو کالیبر 12.7 mm و یک توپ 40 میلیمتری تجهیز شود . یکی دیگر از تجهیزاتی مفید و پیشرفته ای که این نفربر در اختیار دارد دید در شب ، دیدن تا برد 7 کیلومتری ، سیستم مخابراتی EARTP-U71 ، و قابل تجهیز به سه موشک ضد تانک و نفربر که این ها فقط جزء ویژگی های ناچیز این نفربر است . قابل ذکر است که این زره این نفربر قادر است در مقابل 40 درصد موشک های ضد نفربر مقاومت کند . البته شایان ذکر است که این نفربر قادر است بیش از 4 راکت انداز را حمل کند که در واقع به دلیل وجو نداشتن برجک مانند تان باید آن را بر روی لوله های بزگر نصب کنند و بیشتر سلاح ها و جنگ افزار ها در جلو آن نصب می شود . ولی برای نصب راکت انداز هایی که برای نابودی تانک و نفربر مورد استفاده قرار می گیرد باید با استفاده از یک لوله بزرگ و نصب موشک انداز ها بر روی آن این کار انجام می گیرد . البته این کار وقت زیاد را می گیرد و معمولا در 90 درصد عملیات ها از این راکت انداز ها استفاده نشده است . شایان ذکر است که آقای زک اندرسون مدیر این پروژه با اشاره به کاربرد های زیاد آن در ارتش های بزرگ خاطر نشان کرده که پروژه دیگری در دست اجرا است که تا سال 2015 به پایان می رسد . در آن پروژه سعی شده تا با استفاده از آخرین تکنلوژی و آخرین بودجه بهتری نفربر جهان را به مرحله تولید برسانند . در سایت این سایت گفته شده است که آخرین نفربر که در سال 2015 قرار است به مرحله تولید برسد قادر است به بیش از 10 موشک انداز دریایی و 5 موشک انداز برای مقابله با تانک ها و نفربر ها و همچنین به یک توپ 80 میلیمتری تجهیز شود و می تواند با سرعتی معادل 85 کیلومتر در خشکی و 23 کیلومتر در آب حرکت کند و در سایت خاطر نشان شده که نفربر آخر در واقع بیشتر یک نفربر عملیاتی است تا یک نفربر حمل نفر و می تواند بیش از 26 نفر را حمل کند . البته شایان ذکر است که این نفربر هم اکنون در عراق در حال خدمت است و تا کنون هیچ کدام از این نفربر ها آسیبی ندیده اند . التبه باید گفت فقط 50 نفربر در عراق هست که معمولا به شکل وسیع از آن استفاده نمی شود . جنگ ها : جنگ خلیج ، جنگ در سومالی و جنگ عراق . خصوصیات شرکت سازنده : FMC Corporation سال طراحی : 1972 وزن : 22.8 تن طول : 7.94 m عرض : 3.27 m ارتفاع : 3.26 m جنگ افزارها : توپ 45 mm تیربار اتوماتیک 40 mm کالیبر 12.7 mm اسب بخار : 400 hp قدرت/سنگینی : 18 hp برد : 490 کیلومتر بدون سوختگیری سرعت : 64 km در ساعت سرعت در آب : 14 کیلومتر در ساعت کشور های استفاده کننده از این نفربر : ایالات متحده آمریکا ، برزیل ، آرژانتین ، ایتالیا ، کره جنوبی ، چین ، اسپانیا و ونزوئلا منبع
  2. سیستم حفاظت فعال ( APS ) اولین سیستم عملیاتی حفاظت فعال دنیا ، سامانه حفاظت فعال 1030M Drozd ساخت کمپانی KBP روسیه باشد که برای اولین بار در سال 1983 بر روی سری تانکهای میدان نبرد اصلی T-55ad نصب شد . این سامانه خودکار قادر به نابودی موشکهای هدایت شونده ضد تانک و راکتهایی که با سرعت 70 تا 700 متر در ثانیه به سمت تانک میایند ، میباشد . دروزد از هشت راکت ضد تانک 107mm بهره میبرد که به وسیله یک جفت از سنسورهای رادار موج میلیمتری که بر روی دو طرف برجک و به صورت رو به جلو کار گذاشته شده است ، شلیک میشود . این ترکیب بندی باعث شده است که دروزد ، همواره و تحت هر شرایطی از قسمت جلوی برجک و تانک محافظت کامل نماید . راکتها از یک فیوز تاخیری که در فاصله ایمن از تانک منفجر میشوند بهره میبرد . هر کدام از رادار ها ، همزمان یک کمان چهل درجه ای از منطقه رو به رو و با ارتفاع -6+20 را پوشش میدهند . راکت ها میتوانند با اتکا بر رادار خود ، در هر جهتی که برجک قرار گرفته باشد نقش پیش اخطار ، نشانه گیری و رهگیری را ایفا کرده و به سمت هدف شلیک کنند . وزن کلی سیستم دروزد ، شامل دو پرتاب کننده راکت چهارتایی که هر کدام از چهار خرج انفجار قوی تکه تکه شونده ( ترکشی ) به وزن 19 کیلو گرم استفاده میکنند ، به کمتر از 1000kg میرسد . برای ایجاد پوشش 120 درجه ای ، سامانه دروزد -2 با پنج لانچر دو لول و سنسور و رادارهایی که در محل های مختلف نصب میشوند پیشنهاد گردیده است . در حال حاضر این سامانه برای نمونه ی ارتقا یافته تانک T80uعرضه شده است . همچنین پیشنهاد شده است که در پروژه عقاب سیاه از این سسیستم استفاده شود . منبع
  3. عراق مدت ها نفهمید ایران چطور بدون پل فاو را پشتیبانی میکند . پل خضر، این وسیله عظیم الجثه که نه خروش اروند حریفش شد نه حملات هواپیماهای عراقی . یک تراکتور بدون چرخ روی یک قطعه پل شناور نصب شد و یک سیستم بکسل که در دو طرف اروند محکم شده بود . به رینگ چرخ این تراکتور متصل بود . روی این خضر ها همه چیز قابل جابه جایی بود حتی تانک و کامیون های پر از بار . بعد از عمليات والفجر 8 و در زماني که هنوز «پل بعثت» احداث نشده بود، نيروهاي مستقر در منطقه «فاو» نيازمند پشتيباني و تدارکات بودند. غذا، سوخت و مهمات براي آنها حياتي بود. در اثر بمباران هاي مکرر شيميايي، آب سالم در فاو پيدا نمي شد و جبهه فاو به جبهه سختي تبديل شده بود. پشت رزمندگان خط مقدم، رودخانه خروشان اروند رود با عرض حدود 900 متر بود. انجام تدارکات سنگين با قايق، بسيار سخت و کند بود. مهندسين پشتيباني و مهندسي جنگ جهاد(پ.م.ج.ج)چند پل روي اروند پيش بيني و نصب کردند ولي هواپيماهاي عراقي و بعضاً سرعت حرکت آب، آن پل هاي به زحمت نصب شده را از بين برد، نياز به تدارکات سنگين، به شدت به فرماندهان جنگ فشار مي آورد ولي راهي براي برقراري ارتباط نمانده بود. شرايط نيروهايي که در فاو مستقر بودند روز به روز سخت تر مي شد. مهندسين جوان جهاد؛ در نهايت براي حل مشکل بزرگ عبور از اروند، «پل خضر» را طراحي و اجرا کردند. اين پل از يک صفحه بزرگ شناور که دوبه نام داشت تشکيل مي شد. در دو طرف پل؛ دو سيم بکسل قوي به موازات هم در امتداد عرض رودخانه کشيده مي شد و در ساحل به شمع هاي از قبل نصب شده محکم شده بود. سيم بکسل سومي هم که به دور چرخ يک تراکتور پيچيده شده بود(در واقع نيروي جلوبرنده خضر، يک دستگاه تراکتور بود که روي نقطه خاصي از دوبه جاسازي شده بود.)پل خضر توانست ماشين آلات و تدارکات سنگين را به رزمندگاني که در فاو بودند برساند. بعدها براي راحت تر شدن رفت و آمد به فاو، مهندسين پشتيباني و مهندسي جنگ جهاد، پل عظيم «بعثت» را بر روي آروند رود احداث کردند ولي نقش پل خضر در تثبيت نيروها در فاو، بسيار تعيين کننده بود. در روزهاي اول تصرف فاو توسط رزمندگان اسلام، تمام ادوات، نيروها و ماشين آلات در درون قايق ها قرار گرفته ، از ساحل اروند کنار به ساحل فاو منتقل مي شد. بزرگترين وسيله اي که با قايق ها امکان جابجايي اش بود، يک وانت بار بود، اين کار، خيلي سخت و کند انجام مي شد و امکان حمله هواپيماهاي عراقي و يا چپ شدن قايق ها زياد بود. اروند رو تا درياي آزاد فاصله زيادي نداشته، جزر و مد آن، همان جزر و مد درياست. در هر شش ساعت، يک سيکل جزر و مد به طور کامل صورت مي گرفت؛ بدين ترتيب هر روز چهار مرتبه جزر کامل و چهار مرتبه هم مد کامل وجود داشت. اختلاف ارتفاع جزر کامل و مد کامل به 3/5 متر مي رسيد. ساحل اروند رود هم به خاطر بالا و پايين رفتن آب، حدود 150 تا 200 متر عقب و جلو مي شد(ساحل متغير). سرعت آب در زمان مد به 70 کيلومتر در ساعت مي رسيد. صداي جزر، وحشتناک بود و اگر در زمان جزر در کنار رودخانه مي ايستادي ، ترس وجودت را فرا مي گرفت. مهندسين جهاد با چنين پيش فرض هايي بايد پل خضر را طراحي و اجرا مي کردند. قبل از آماده شدن پل خضر، پل هاي «دوبه اي» و «خبيري» هم بر روي رودخانه نصب شد ولي سرعت حرکت آب، آنها را نابود کرد. يک طرح جالب که درآن زمان براي استتار پلي که شناور بود استفاده شد، اين بود که پمپ هايي را درون بدنه پل کار گذاشتند که در زمان هايي که نياز به اختفا بود با پرکردن محفظه هاي آب تعبيه شده در پل، به علت سنگين شدن، تمام پل به زيرآب رفته، از ديد مخفي مي ماند؛ اما سرانجام غواصان عراقي، آن پل غرق شونده را شناسايي و منهدم کردند. پل هاي خضر «3» و«4» از نمونه هاي قبلي بزرگ تر بوده و ظرفيت جابه جايي بالاتري داشتند، لذا قطعات به کار رفته درآنها، قوي تر و مجهزتر بود. تجربه خضرهاي قبلي، به خوبي در بهينه سازي اين خضرها به کار گرفته شد. يکي از مشکلات خضرها، ساييدگي زياد سيم بکسل ها بود که اين مشکل در خضرهاي 3 و 4 با تعبيه غلتک ها ي بزرگ تر، حل شد. همچنين با بهينه کردن زاويه نصب تراکتور در روي دوبه، قطر رينگ تراکتور، سايز سيم بکسل ها، محل قرار گرفتن گوشواره ها و نوع شمع کوبي،کيفيت کارکرد پل و ارائه خدمت آن، بالاتر رفت. يکي از مشکلاتي که بايد در زمان طراحي حل مي شد. اين بود که سيم بکسل سوم که حول يکي از چرخ هاي تراکتور مي پيچيد و دوبه را حرکت مي داد، بايد به گونه اي کار گذاشته مي شد. امکان خارج شدن سيم بکسل از دور رينگ وجود نداشته باشد، لذا رينگ خاص براي اين کار طراحي و ساخته شد. ارزان بودن و سريع النصب بودن پل خضر و همچنين پيچيده نبودن کار با آن، از ديگر مزيت هاي اين طرح بود. هواپيماهاي عراقي هيچ گاه نتوانستند. اين پل متحرک را که براي شان نامرئي بود، مورد حمله قرار دهند. سه رشته سيم بکسل، با شمع کوبي و بتن ريزي در دو طرف بکسل اروند رود، محکم و مهار شده بودند. سيم بکسل ها از داخل گوشواره هايي که بر روي دوبه تعبيه شده بود عبور داده شده بودند. دو سيم بکسل بزرگ، نقش هدايت دوبه را داشتند تا جريان شديد آب،آن را از مسير مشخص شده (امتداد عرض رودخانه) خارج نکرده، با خود نبرد. بر روي نقطه محاسبه شده اي از دوبه ،يک تراکتور «فرگوسن»جاسازي شده بود که لاستيک هايش را جدا کرده، به يکي از چرخ هاي عقب آن، رينگ مخصوصي بسته بودند و سيم بکسل سوم را چند بار دور آن رينگ چرخانده بودند. وقتي راننده خضر دنده جلوي تراکتور را مي زد، خضر به عقب مي رفت و هر وقت دنده عقب را مي زد، خضر به جلو مي رفت. چون سيم بکسل هاي اول و دوم، خضر را در امتداد عرض رودخانه نگاه مي داشتند، لذا نيازي به فرمان نبود و مثل قطاري بود که ريل آن ، دو سيم بکسل اطرافش بودند. قابل ذکر است که مهندسين جهاد سازندگي، از اين ابتکارات در جنگ زياد داشته اند. بيشتر مهندسين و طراحان پشتيباني و مهندسي جنگ جهاد، يا از خانواده هاي محروم بوده يا سال هاي قبل از جنگ را در مناطق محروم کار کرده بودند و تجربه فعاليت در مناطق محروم را داشته، با فرهنگ هاي مختلف ايران آشنا بودند. پس از طرح صورت مسئله عبور سريع از اروندرود توسط فرماندهي جنگ براي مسئولين جهاد، بچه هاي پشتيباني و مهندسي جنگ جهاد از تجربه خود در خدمت رساني به مناطق محروم استفاده زيرکانه اي کردند. آنها در برخي مناطق ديده بودند که يک شناور متصل به دو طناب، از عرض رودخانه عبور مي کند. نام اين وسيله در مناطق مختلف کشور، «جرس» يا «کلک» بود . درآن روستا ها يک نفر روي جرس مي ايستاد و با کشيدن طناب، جرس را به همراه آدم ها و وسايلي که روي آن بود از اين طرف رودخانه به آن طرف مي برد. بعد از مطرح شدن اين ايده ، مهندسين مکانيک و ماشين آلات ، شروع به طراحي اين پروژه با توجه به شرايط منطقه جنگي کردند. خرمشهر به مدت 576 روز در اشغال عراقي ها بود و آنها تمام مهندسين و متفکرين نظامي غرب را براي احداث پل برروي اروند رود در خدمت داشتند اما نتوانستند يک پل جنگي احداث کنند ولي مهندسين پشتيباني و مهندسي جنگ جهاد (پ.م.ج.ج) اين کار را انجام دادند. براي اين که ماشين آلات بتوانند به راحتي تا پاي پل خضر بيايند مي بايست در ساحل رودخانه که داراي گل نرم بود جاده سازي مي شد که گاهي اين جاده در اثر مد اروندرود به زير آب مي رفت. از طرفي نمي شد در تمام ساعات روز از پل خضر استفاده کرد و مي بايست صبر کرد تا هوا تاريک شود تا هواپيماهاي دشمن ديد نداشته باشند. گاهي هم جزر خيلي زياد آب، مانع حرکت خضر مي شد؛ زيرا جزر که مي شد سطح آب پايين مي رفت و ساحل هاي دو طرف رودخانه، بالاتر قرار مي گرفتند. لذا حرکت خضر از کنار ساحل تا وسط رودخانه، سرازير و راحت بود ولي از وسط رودخانه به ساحل مقابل، چون مي بايست يک مسير سربالايي را طي کند، خيلي سخت و گاهي غيرممکن بود. مثلاً اگر آب، خيلي پايين و بار زيادي هم بر روي خضر بود، امکان طي کردن آب سربالايي نبود. رانندگان خضر، اين چيزها را به سرعت زياد گرفته، مشکلات را حل مي کردند . در ساخت خضرهاي 3 و 4، مهندسين طراح خضر، اين مشکل را حل کردند چرا که، در پ.م.ج.ج بخش تحقيق و توسعه (R&D) بسيار قوي بود. در مجموع چهار پل خضر در عمليات والفجر هشت روي رودخانه خروشان اروند ساخته شد. با خضر، کاميون هاي پر از بار و نيز ماشين آلات سنگين مانند لودر و بولدوز به شهر فاو حمل مي شد. اين خضرهاي بچه هاي جهاد، کار ترابري و تدارکات خط مقدم فاو را حل کرده بود. عراقي ها هم نمي توانستند خضر را منهدم کنند؛ غيرقابل تخريب بودن خضر، مزيت بسيار بالايي بود. البته يک بار يکي از غواصان عراقي زير يکي از خضرها مواد منفجره گذاشته ، آن را منفجر کرد ولي خرابي به وجود آمده، به سرعت تعمير شد و غواص نترس عراقي که تا دل بچه هاي ما آمده بود هم به هلاکت رسيد. يکي از تيم هاي اجرايي قوي در ساخت پل هاي خضر، تيم شهيد «اسدالله هاشمي» بود. تيم ايشان کارکردن با سيم بکسل را بسيار عالي بلد بود. او يک کانتينر همراه خود داشت که در آن همه جور وسيله براي تعمير ماشين آلات يا ساخت و تعميرات ديگر، وجود داشت. هر جا تيم اسدالله هاشمي بود، خيال فرماندهي پشتيباني و مهندسي جنگ جهاد از بابت حل مشکلات آن منطقه راحت بود. شهيد اسدالله هاشمي، يکي از فرماندهان دلير پشتيباني و مهندسي جنگ جهاد بود. پل خضر حتی تانک ها و کامیون های پر از بار را هم جا به جا می کرد. مدتی از نصب پل متحرک خضر نگذشته بود که هواپیماهای دشمن آن را با بمباران کردند. سوارخ بزرگی روی پل ایجاد شد که اگر زود تعمیر نمی شد، حتماً زیر آب می رفت؛ رود طغیان کرده بود. هواپیماهای دشمن هم ول کن نبودند. پل باید تعمیر می شد. نیروهای جهاد در شب کار می کردند تا از دید هواپیماهای دشمن در امان باشند. برق جوش کاری دشمن را متوجه قضیه کرد و هواپیماهایش بر فراز اروند به پرواز درآمدند. ملاآقایی برای حل مشکل فکری کرد و گفت: « چند تا پتو بیاورید بعد همگی بروید زیر پتوها، کارتان را ادامه دهید. » جوش کاری زیر پتو چشم هایشان را درد آود ولی چاره ای نبود؛ تا صبح پل را تعمیر کردند. منبع: ماهنامه فکه شماره 91. سایت بسیج مهندسین استان هرمزگان
  4. در متن عکس این طور آمده بود که : Stock Photo - iran iraq war 1982 demolished tank and dead solider lay by the side of the road 1982 مربوط به سال 1362 است که متاسفانه ظاهرا تانک چیفتن از ناحیه برجک مورد اصابت قرار گرفته و خدمه آن هم کشته شده است.
  5. با سلام ، شکار میگ 23 آخری توسط تامکت ( صدیقی ) توسط مانور شبیه کبرا و غیره صورت گرفته است عیناً از روی فیلم ( تاپ گان ) کپی برداری شده !!
  6. آکاش (آسمان)سامانه دفاعی (زمین به هوای برد-متوسط) ساخته شده توسط سازمان دولتی تحقیق و توسعه هند(DRDO) می باشد. این موشک تحت برنامه هدایت-موشکی (IGMDP) طراحی شده است که خود این برنامه شامل چندین پروژه موشکی دیگر از جمله آگنی (موشک بالستیک) ،ناگ (موشک ضد زره)،پریتوی(موشک بالستیک) ،تریشول (موشک زمین به هوا) می شود.دو نسخه مختلف از این موشک ساخته شده که شامل یک نسخه برای نیروی هوایی هند(IAF )ونسخه ی دیگر برای نیروی زمینی هند (IA )می شود.اولین دسته موشک های نیروی زمینی هند در دسامبر2012 تحویل داده شدند و اولین سری از موشکهای نیروی هوایی هند در مارس2012 .به نظر می رسد تحویل موشک ها تا سال 2015 به نیروی هوایی هند به پایان برسد. نیروی هوایی هند در مجموع 1000 موشک ونیروی زمینی هند 2000 موشک سفارش دادند.به دلیل سرمایه گذاری مشترک هند-اسرایل بر روی پروژه (MRSAM ) (سامانه زمین به هوایی برد -متوسط) به نظر می رسد سرمایه گذاری از طرف نیروی هوایی بر روی این پروژه کم رنگتر شود. ویژگی های سیستم آکاش این سیستم شامل سکوی پرتاب ، موشک ،مرکز کنترل ،سیستم هدایت جداگانه،رادار کنترل آتش چند منظوره،خودروی بار گزاری موشک ها ،مکانیسم انفجار،خلبان خودکار دیجیتال، C4I ( فرمان، کنترل ارتباطات و اطلاعات ) مرکز حمایت از تجهیزات زمینی . مرکز کنترل گروه (GCC) به عنوان فرمانده و کنترل مجموعه سیستم SAM عمل می کند.هرسکوی Akash شامل چهار رادارسه بعدی غیر فعال آرایه اسکن الکترونیکی (PESA) و چهارخودروی لانچر هر یک با سه موشک، که همه با هم در ارتباط می باشند. رادار راجندر هسته ی مرکزی راداری این سامانه می باشد که توانایی هدف گیری و در گیری همزمان را دارد. بر روی موشک ها سیستم انفجار خود کار نیز نصب شده است. سیستم Akash صفوف در حال حرکت خودروها را با استفاده از اقدامات متقابل ضد الکترونیکی (ECCM) محافظت می کند. موشک Akash در هیبت موشک های بالستیک مورد آزمایش قرار گرفتند و پوشش دفاع هوایی تا 2000 کیلومتر مربع را امکان پذیر می کنند. شاسی تانک تی-72 استقرار انعطاف پذیر و توانایی دفاع از منطقه در برابر چندهدف موشکهای اکاش به گونه ای طراحی شده اند که بتوانند از سکوهای ثابت یا متحرک , شامل تانکهای رزمی یا کامیونهای چرخدار برای ایجاد آرایش نظامی انعطاف پذیر شلیک گردند.از دیگر ویژگی های این سامانه توانایی مقابله با اهداف مانورپذیر می باشد از جمله آنها هواپیماهای بدون سرنشین، جنگنده، موشک های کروز و موشک های پرتاب شده از هلیکوپتر می باشد. این موشک قادر به نابود کردن اهداف در محدوده 30KM تا 35km در ارتفاع18000 متر می باشد. همچنین این موشک توانایی حمل کلاهک های متعارف ویا هسته ای تا وزن 60 کیلو گرم را دارد. طراحی و آزمایش توسعه موشک Akash در سال 1983 آغاز شد، اولین شلیک آزمایشی موشک قبل از سال 1990 صورت گرفت ، آزمایشات تکاملی تا مارس 1997 ادامه داشتند . این موشک در طی آزمایشی در سال 2005 نشان داد که توانایی رهگیری دو هدف در یک منطقه به صورت همزمان را دارد و تا سال 2006 تقریبا 16 شلیک آزمایشی را پشت سر گذاشت. شلیک آزمون Akash برای نیروی هوایی هند IAF در میدان آزمایشی واقع در چاندی پور، اوریسا، در دسامبر 2007 انجام شد. نیروی هوای هند بعد از نه بار آزمایش سیستم آکاش آزمایشات را موفقیت آمیز اعلام کرد. توسعه نسخه پیشرفته تر آکاش یعنی، Akash Mk-II، در ژوئن 2010 آغاز شدو انتظار می رود آزمایشات ابتدایی در سال 2013 انجام شود. جزئیات رادار راجندرا و نیروی محرکه موشک( DRDO ) در نسخه نیروی هوایی از رادار راجندرای استفاده می شود که قادر به ردیابی 64 هدف تا برد 60 کیلومتر، که توانایی شناسایی فاصله، زاویه و ارتفاع هدف را دارد. نسخه نیروی زمینی این سامانه نیز از رادار راجندر با ردیابی 40 هدف تا برد 100km با توانایی شناسایی فاصله ،زاویه ،و ارتفاع هدف را دارد. یک رادار سه بعدی مرکزی برد-بلند وظیفه رهگیری 200 هدف در حالت اسکن تا برد 150 کیلومتری را دارد . بعد از اندازه گیری زاویه، دامنه و ارتفاع اهداف و انتقال آن به GCC (مر کز فرماندهی) از طریق لینک های ارتباطی امن .GCC اطلاعات موقعیت هدف را به سکوی رادار سطحی (راجندرا) ارسال می کند.نیروی محرکه موشک های Akash توسط سیستم رامتی Ramjet تامین می شود که موشک هارا قادر می سازد با سرعت مافوق صوت پرواز کنند. سازندگان کلیدی سیسستم سرعت موشک های آکاش چیزی نزدیک به 2.2 تا 3.5 ماخ می باشد احتمال نابودی هدف با یک موشک 88٪و این رقم را می توان با پرتاب موشک دوم بعد از پنج ثانیه از پرتاب موشک اول به 98.5٪ درصد افزایش یابد. سیستم Akash SAM توسط بهارات الکترونیک (BEL) تولید می شد، بهارات دینامیک (BDL) به عنوان یک رابط برای تولید Akash SAM ارتش خدمت می کند. خالی از لطف نیست تا از آزمایشگاه های DRDO که در توسعه Akash نقش دارند یادی بکنیم. DRDL مسئول یکپارچه سازی سیستم ها و توسعه موشکها بود. LRDE بنگلور تولید رادار راجندرا را برعهده داشت. R & DE پونا ساخت پرتابگر موشکها. خودروهای حامل تجهیزات توسط CVRDE ساخته شدند. شرکت ARDE کلاهک هسته ای را ساخت. HEMRL تولید سوخت موشک . سیستم های لانچر موشک توسط Tata Power و Larsen & Toubro ارائه شدند.
  7. با سلام آیا اطلاع دارید که سرنوشت جت های تاج طلایی بعد از انقلاب به چه صورت بود ؟
  8. M47 ل 88 زرهی کرمانشاه
  9. من پس از خواندن اولین پست تا آخرین پست این سوالات به ذهنم خطور کرد که : تا کی باید این هواپیماهای فرسوده پرواز کنند ؟ چند تا از خلبانان این مملکت باید از بین بروند تا مسئولان مربوطه از خواب بیدار شوند ؟؟؟؟؟ پرواز کردن این فرسوده ها ریسک بالایی رو میطلبه اصلا مقرون بصرفه هست این پرنده پرواز کنه ؟؟؟؟ حالا هر چقدر هم که تحریم باشیم آیا به خطر انداختن جان خلبانان امر صحیح و عقلانی است ؟
  10. آفتابه سر جهاز هستند ، همیشه باید باشند !!!
  11. سلام و عرض اردات جناب ناشناس عجیب عزیز .... متشکرم بابت پاسخگویی شما عزیزان ، فقط سوالی که مانده این است که حالا در شرایط فعلی امکان آن نیست که رنگ استتار کویری سابق را دوباره بر بدنه تامکتها بزنند یا بپاشند ؟؟؟ بعد از سی و خورده ای سال ایا کیفیت رنگ پایین نیامده ؟؟؟ نیاز به پولیس واکسی چیزی ندارن
  12. باسلام در صورت امکان در مورد آن مطلبی که به آن اشاره کردم توضیحاتی بدهید که چرا باید همچنان با همان رنگ استتار سی و خورده ای سال پیش بمانند ؟
  13. خواهش میکنم ، کاملا درست می گید ، قدرت موتور و ضریب گیربکس و کمک گیربکس لندکروز در حالت عادی آنچنان هست که از سطوح مختلف با اوزان مشخص براحتی تردد کند ، درگیر کردن محور یا اکسل جلو برای مواقع خاص هست . نه از نظر تکان و آسیب اصلا این طور نیست .... این محور ( جلو) و این نوع عملکرد برای این خودرو تعریف شده است همانند خودروهای آفرود !!! این خودرو جهت استفاده در شرایط سخت است و اصلا استفاده از اکسل جلو آسیبی به موتور نمیزند ! ولی حرکت آن کند تر میشود و خودرو از حالت سرعتی به حالت قدرتی تنزل میکند و فقط با دور بالا و قدرت نهایی کار میکند ، به وفور در مناطق کوهستانی و غرب کشور استفاده شده اند و امتحان پس دادند ... این خودرو آنقدر بازدهی بالایی دارد که لازم به ذکر است در غرب کشور شوتی ها ( قاچاقپیان ) با نوعی لندکروز بنام پانکی (3F - 4F-4.5F) با سرعتی آنچنانی و بسیار بالا و گاها با استفاده از دیفرانسیل جلو با بار از کوهپایه ها و تپه ها با سرعتی بالا حرکت میکنند !!
  14. لند کروز بطور معمولی قدرت موتور را توسط گاردان از طریق دیفرانسیل عقب به چرخها منتقل میکنی ، اما میتوان با گرداندن مکانیزم سویچ مانندی که در محور جلو قرار دارد ، دیفرانسیل جلو را یا درگیر و یا در حالت عادی خلاص کرد.
  15. چرا آنقدر رنگ و رو رفته است ؟؟؟؟؟ و سوال دوم، چرا فانتومهای ما اغلب با دو یا یک باک خارجی سوخت پرواز میکنند ؟؟؟ یعنی اینقدر پر مصرف هستند ؟
  16. دوستان عزیز تانک T-72 که الان جایگزین تانکهای از دست رفته ایران در جنگ شده در سال های اولی که از جنگ میگذشت و خریدهای از شوروی داشتیم در غالب خرید کامل این تانک و سپس هم طی قراردادهای الباقی را هم اکثر قطعاتش در غالب کیت به ایران می آمد از جمله موتور و متعلقات و بسته انتقال قدرت و سامانه های دیگر و در ایران در صنایع زرهی بنی هاشم درود مونتاژ میشود و تجارب حاصل از مونتاژ و استفاده از طیف گسترده ای از قطعات T-72 منجر به ساخت پیش نمونه های تانک تحقیقاتی (( ذوالفقار )) شده ! الانم خرید مستقیم یا خرید در غالب مونتاژ در داخل بسیار خوب است و قابل ستایش ، چرا چون میتوان با مونتاژ در داخل این تانک میتوانیم بتدریج دانش تولید قطعات اصلی و موثر و حیاتی این تانک را بدست آورد و در نهایت در داخل تولید کرد و هم یک حاشیه امن از بابت تولید موثر و کافی از بابت تامین صنایع دفاعی در زمان نیاز ایجاد کنیم و هم میتوان تجارب بسیار خوبی در دراز مدت کسب کرد که روی نسل های بعدی ذوالفقار پیاده کرد ! اما بشرط اینکه اولا بفروشند ( البته نه نسخه دانگرید !) و دوما پشتیبانی فنی و تامین قطعات و تجهیزات کنند . در واقع حضور این تانک ( T-90 ) بسیاری از خلل زرهی ایران را پر میکند ، اما میدانم کافی نیست چون این تانک در مقابل تانکهای هم رده خودش چندان حرفی برای گفتن ندارد.... ( نیروهای نظامی ایران در حال حاضر هیچ MBT موثری برای جلوگیری از تهدیدهای پیشرو ندارد !) با صمصام و T-72 و چیفتن کاری ساخته نیست حتی سرعت نفوذ دشمنان را هم کم نمیکند ! در رابطه با ذوالفقار این تانک نصف بیشتر از بابت قطعات و تجهیزات با T-72 یکسان است و در حال حاضر و با تهدید های فعلی ، T-72 سیبل متحرکی بیش نیست ..... زمان یکتازی این تانک خیلی وقتهاست تمام شده .... بنظر بنده حقیر سرمایه گذاری روی صمصام و چیفتن و سبلان که کلا از رده عملیاتی خارج است و سرمایه گذاری روی این تانکها هدر دادن بیت المال است و تمام همین کارشناسان هم به این نتیجه رسیده اند که نمیتوان از ذوالفقار انتظار زیادی داشت...
  17. شاید این نشان دهنده کارایی بالای ( راکت اندازهای بالگرد هایند ) در میدان جنگ است که متقاعد شدن آن راکت انداز را روی نفربر هم اسمبل کنند
  18. و چرا اینقدر رنگ و رو رفته است انگار مدتهاست رها شده !!! شایدم از میگهای عراقی پناهنده است نه؟
  19. این لاشه دیگر ارزش صرف هزینه بازسازی را ندارد ؟
  20. اسلحه ها M1 هست ؟؟؟
  21. لطفا در مورد این هواپیما ( تیزرو ) و علل نافرجامیش توضیحاتی بدید ... مچکرم
  22. عذر میخوام کبرا تو نمایشگاه نبود ؟؟؟
  23. لینک منابع عکس : http://www.network54.com/Forum/47209/thread/1299516860/Expanding+the+post+of+Ian+Barraclough http://www.warrelics.eu/forum/usa-great-britain-armour-artillery-vehicles/tank-grave-yard-iraq-225116/ یه منبع دیگه ای هست هرچی میگرم عکسهای تاپی هم داره اما پیداش نمیکنم .... این سایتم عکسهای ( چیفتن ریکاوری ) رو داره سایت پایین رو با ف......تر شکن باز کنید http://leicestermodellers.weebly.com/chieftain-avre---fascine-carrier.html
  24. خدمت شما عرض کنم که من این عکس رو از یک سایت خارجی برداشتم حالا میگردم پیدا کردم میزارمش چون عکسهای زیادی داشت ، ( چیفتن های ما که به دست منافقین افتاده بود یا چیفتن های که در خط مقدم مقابله با ما توسط عراق قرار گرفته بود وووو غیره ) من اطلاع چندانی از وضعیت چیفتن های موجود در عراق در حال حاضر ندارم و اینکه قراره چه اصلاحاتی روی این تانکها صورت بگیره هم باز اطلاعی ندارم ... اما این را در نظر بگیر کشوری که الان میتونه از آ م ر ی ک ا F-16 تحویل بگیره ، قطعا میتونه آبرامز هم بگیره !!! قطعا آبرامز دست دوم و همانا ( دانگرید) اگر اشتباه نمیگم ! تحویل بگیره چرا باید دست به اصلاح یک تانک از رده خارج بکنه که ذاتا عیبهای هم داره ... قطعا این تانک در بهترین حالت هم نمیتونه کارایی لازم حتی در مقابل داعش داشته باشه چون همه میدونن که این جانی ها مسلح به چه سلاح هایی هستند ! بله در مورد به غنیمت در آمدن چیفتهای زیادی در 8 سال جنگ تحمیلی ، اکثرا یا به خاطر مشکلات فنی و اتمام سوخت و یا مورد اثابت قرار گرفتن ( البته نه به صورتی که تانک منهدم شود ! )و یا حتی دستور عقب نشینی سریع ( شایدم ترس به هر حال اونی که درون تانک هست انسان هست و ممکنه بترسه و یا غالب تهی کنه و غیره )، عواملی هست که ممکنه خدمه تانک ، وسیله مذبور را رها کرده و نهایتا به غنیمت دشمن برسد.
  25. حرف شما درسته ، منظورم این هست که دیگر جزو دارایی های نیروی زمینی نیستند و به غنیمت ارتش بعث عراق رفتند...