Welcome to رهروان ارتش

از اینکه انجمن ما را برای مطالعه انتخاب کردید از شما متشکریم. 

برای استفاده از امکانات انجمن و برقراری رابطه دوستانه با دیگر اعضا لطفا در انجمن ثبت نام کنید

با تشکر

ناشناس عجیب

کاربر
  • Content count

    3,602
  • Joined

  • Last visited

Everything posted by ناشناس عجیب

  1. فرماندار شهرستان آق قلا در خصوص امداد رسانی به سیل زدگان استان گلستان که از روزهای پایانی سال گذشته آغاز شد و تاکنون ادامه یافته است، گفت: ارتش اولین گروه از نیروهای مسلح است که به کمک مردم آمد. به گزارش روابط عمومی ارتش، «امان گلدی ضمیر» فرماندار شهرستان آق قلا ضمن تشکر از همدلی ارتش جمهوری اسلامی ایران در خصوص امداد رسانی به سیل زدگان استان گلستان گفت: در تاریخ 27 اسفند ماه 97 جلسه ستاد مدیریت بحران با حضور امیر سرتیپ دوم غفاری فرمانده لشکر 30 گرگان تشکیل شد و از روز قبل از حادثه، ارتش با تجهیزات کامل به کمک مردم آمد. وی در ادامه گفت: پس از پیام امید بخش مقام معظم رهبری در خصوص کمک به سیل زدگان و همچنین با دستور فرمانده کل ارتش، مردمیاری و امدادرسانی شکل منسجم‌تری پیدا کرد و روند آن تسریع یافت. فرماندار آق قلا بیان کرد: ارتش در سه بعد مقابله با افزایش خسارات وارده، امداد و نجات و همچنین ارائه خدمات بهداشتی و درمانی که هم اکنون نیز این اقدامات در حال انجام است، به کمک مردم آمد. گلدی ضمیر اضافه کرد: پس از گذشت 19 روز از سیلاب آق قلا، ارتش 22 روز است در کنار مردم است. وی ادامه داد: استقرار آشپزخانه و نانوایی سیار در منطقه آق قلا نقش مهمی از اقدامات ارتش است که از همان روز‌های ابتدایی وظیفه پخش غدا و نان را به عهده داشت. فرماندار آق قلا افزود: ارتش تمام توان خود را برای کمک به مردم ارائه کرد و استفاده از نفربرها، بالگردها و قایق‌های موتوری در کنار حضور پر رنگ کارکنان وظیفه و کادر بسیار دلگرم کننده بود و فعالیت‌های ارتش در گمیشان و همچنین حفر خندق در آق قلا مردم منظقه را نجات داد. گلدی ضمیر در پایان گفت: مردم قدرشناس منطقه در حضور فرمانده کل ارتش نشان دادند که از فعالیت های اثربخش آن سازمان بسیار راضی هستند و موضوعی که برای ما مهم است ادامه همکاری و اقدامات ویژه با همکاری و کمک ارتش است. منبع:https://www.aja.ir/portal/home/?news/73099/67557/1607319/ارتش-از-روز-قبل-از-حادثه-در-منطقه-مستقر-شد
  2. یه نفر از نیروی اونطرفی افتتاح کرد پس جای تعجب نخواهد بود اگر احداث پل نیز به نام سازمان موازی بخوره
  3. رئیس بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس در پیامی با اشاره به اقدام ارزشمند یک سرهنگ ارتشی در خدمت‌رسانی به افراد مسن و ناتوانِ سیل‌زده، خلق چنین حماسه‌های ماندگاری را به فرمانده کل ارتش تبریک گفت. به گزارش روابط عمومی ارتش، سردار سرتیپ بسیجی «بهمن کارگر» رئیس بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس طی پیامی اقدام ارزشمند سرهنگ ارتشی در خدمت‌رسانی به افراد مسن در مناطق سیل‌زده را به فرمانده کل ارتش جمهوری اسلامی تبریک گفت. متن این پیام به شرح ذیل است: فرمانده محترم کل ارتش جمهوری اسلامی ایران برادر ارجمند امیر سرلشکر «سید عبدالرحیم موسوی» با سلام و احترام؛ امروز یکی از زیباترین تصاویر زندگی‌ام را دیدم و آن فیلم زانو زدن یک سرهنگ ارتشی که کمر و پشت خودش را بعنوان پله برای بالا رفتن افراد مسن و ناتوان سیل‌زده جهت سوار شدن به خودرو قرار داده بود. درود خداوند متعال بر چنین ارتشیان مجاهد فی سبیل الله و عرض تبریک به حضرتعالی و آحاد کارکنان عزیز، نجیب و بزرگوار ارتش محبوب جمهوری اسلامی ایران برای خلق چنین حماسه‌های ماندگار. رئیس بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس سرتیپ بسیجی بهمن کارگر منبع:https://www.aja.ir/portal/home/?news/73099/67557/1607256/ارتش-در-کمک-به-سیل‌زدگان-حماسه‌ای-ماندگار-آفرید
  4. رئیس سازمان هلال احمر نیز وقتی عکسش در حال غذای های گران قیمت خوردن منتشر شد شروع به عذر خواهی کرد . ولی چه فایده . از قدیم گفتن چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی.
  5. راستی کروناس جان ای کاش می توانستید به سید عزیز در تبریز سر بزنید . ایشان از اعضای قدیمی انجمن بودند , که مدت زمان زیادی است کم لطف شدن و افتخار نمیدهند به انجمن سر بزنند .
  6. یکی از ضعفهای ناوچه های ساخت داخل از جمله ناوچه جماران نبود سلاح کافی در این ناوچه است . در مورد ناو اطلاعاتی شیراز با اینکه مأموریتش بیشتر جنگال است بایستی سلاحهایی برای آن حداقل برای دفاع از خود درنظر گرفته شود .
  7. رئیس سازمان صنایع دریایی وزارت دفاع قابلیت‌های ناو اطلاعاتی شیراز در مقابله با امواج الکترومغناطیس و شناسایی انواع شناورها را تشریح کرد. امیر دریادار «امیر رستگاری» رئیس سازمان صنایع دریایی وزارت دفاع در گفت‌وگو با خبرنگار دفاعی امنیتی دفاع‌پرس، با اشاره به مراحل ساخت ناو اطلاعاتی شیراز اظهار داشت: ناو اطلاعاتی شیراز هم‌اکنون توسط کارخانجات نیروی دریایی ارتش در حال ساخت است. وی با بیان اینکه در دنیا نیروهای دریایی به ناوگان اطلاعاتی مجهز هستند، افزود: برای شناسایی پارامترهای اطلاعاتی شناورهای منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای در حوزه اجرای فعالیت‌های عملیاتی به بهره گیری از ناوگان اطلاعاتی نیاز است، که ما نیز در این راستا تاکنون گام‌های مناسبی برداشته‌ایم. دریادار رستگاری افزود: این نوع شناورها به طور مشخص باید بتوانند پارامترهای مخابراتی، راداری، انتشاری، نویز شکل و ابعاد انواع شناورها را احصا کنند تا در مواقع ضروری اطلاعات به دست آمده را در اختیار نیروهای عملیاتی قرار دهند. وی تصریح کرد: امروز نبرد در عرصه دریا در مرحله نخست نوعی جنگ الکترومغناطیسی محسوب می‌شود و نیرویی که بتواند امواج الکترومغناطیسی را به خوبی بکار گیرد و به طور همزمان از بکارگیری این امواج توسط شناورهای دشمن جلوگیری کند، در واقع پیروز میدان نبرد است، که البته این قابلیت در ناو اطلاعاتی شیراز وجود دارد. رئیس سازمان صنایع دریایی وزارت دفاع گفت: ناو اطلاعاتی شیراز از قابلیت‌های لازم در حوزه شناسایی رادار، مخابرات، سونار و مدیریت انواع انتشارها در جنگ الکترومغناطیس برخوردار است و همچنین از قابلیت هایی چون دانستن باند فرکانسی، شناخت انواع پارامترهای امواج راداری و رادیویی، دانستن سامانه‌های مخابراتی دشمن که در حوزه جنگ اطلاعاتی امر مهمی محسوب می شود، برخوردار است. وی با بیان اینکه از تکنولوژی روز دنیا در ساخت ناو اطلاعاتی شیراز استفاده شده است، عنوان کرد: در این ناو اطلاعاتی از سنسورها و حسگرهای داخلی استفاده شده است و همچنین به طور کلی تمامی تکنولوژی‌های آن در حوزه جنگ الکترومغناطیسی و انواع حسگرها توسط سازمان صنایع الکترونیک ایران، مراکز تحقیقاتی وابسته به این سازمان و شرکت‌های دانش‌بنیان طراحی و ساخته شده است. منبع:http://defapress.ir/fa/news/340497/قابلیت-ناو-اطلاعاتی-شیراز-در-مقابله-با-جنگ‌-الکترومغناطیس
  8. وقتی موزه ای سفارشی باشه معلومه شاهد چه اشتباهات زیادی در آن خواهیم بود .معمولاً متولی این نوع حرکتها نهاد موازی است که دارای نواقص و ایراداتی هست.
  9. خواسته اشتباهات خودش رو با تعریف مختصری از ارتش توجیح کنه وبرای رد گم کردن خواسته دست به تعریف وتمجید از ارتش بزنه تا همه حواسها از اشتباهات ایشان پرت بشه .
  10. متأسفانه این اقدام انسان دوستانه این افسر ارتش در رسانه ملی و حتی در برخی خبرگزاریها منتشر نشد . شایدچون از پرسنل نهاد موازی نبوده به خاطر همین عمل این افسر ارتشی خیلی رسانه ای نشد .
  11. اگر درست به خاطر داشته باشم این خبر در ویکی پیدیا منتشر شده و بنده سالها قبل این گزارش را خوانده بودم .
  12. امیدواریم که این روابط گرم چند وقت دیگه باعث شرمساری نشه باعث شرمساری ما مردم خواهد شد ولی برای مسئولین امر خیر
  13. رئیس ستاد کل نیرو‌های مسلح گفت: ممکن است ما از جانب مرز‌های غربی تهدیدات هوایی را احساس کنیم که در دیدار با رئیس ستاد مشترک ارتش عراق قرار شد بخش‌های دفاع هوایی دو کشور با هم کار کنند و به هماهنگی بیشتری در این زمینه برسند. به گزارش خبرنگار دفاعی امنیتی دفاع‌پرس، سردار سرلشکر پاسدار «محمد باقری» رئیس ستاد کل نیرو‌های مسلح جمهوری اسلامی ایران در حاشیه دیدار با سپهبد «عثمان الغانمی» رئیس ستاد مشترک ارتش عراق، در جمع خبرنگاران در خصوص مسائل مطرح شده در این دیدار اظهار داشت: ما با ارتش عراق روابط گرمی داریم و در جلسات قبلی در سفر به دمشق که اجلاس سه جانبه ایران عراق و سوریه بود، صحبت‌هایی کرده بودیم. در این جلسه نیز تفاهم وجود دارد که دو کشور علایق و روابط بسیار عمیقی دارند. وی افزود: روابط ایران با عراق نسبت به روابط سایر کشور‌ها در عرصه بین المللی متمایز است و ما دارای تهدیدات و علایق مشترک هستیم. سرلشکر باقری با بیان اینکه رفت و آمد زوار ایرانی حجم قابل قبول و قابل توجهی دارد، تأکید کرد: باید نیرو‌های مسلح دو کشور در راستای اهداف دو کشور همکاری‌ها را توسعه دهند. وی خاطرنشان کرد: همچنین در این دیدار درباره موضوعات مختلف مرزی بحث شد؛ بخصوص در مورد اینکه بر اساس تفاهم مقامات عالی دو کشور، لایروبی اروند قرار است به سرعت انجام شود و امنیت این کار را نیرو‌های مسلح دو کشور بر عهده گرفتند. رئیس ستاد کل نیرو‌های مسلح اضافه کرد: در این دیدار در خصوص همکاری دو کشور در دهانه اروند به خلیج فارس نیز گفت‌و‌گو شد تا شاهد امنیت بیشتری در منطقه خلیج فارس باشیم. سرلشکر باقری ادامه داد: همچنین درباره ضرورت بازگشایی مرز خسروی برای زوار مباحثی مطرح شد، که طرف مقابل قول داد به سرعت امنیت استان دیالی و مسیر تردد زوار را تأمین کند و این مرز ان‌شاءالله بازگشایی شود تا زوار ایرانی بتوانند از طریق مرز‌های مشترک ما با عراق به سوریه هم بروند. طرف عراقی هم در حال آماده‌سازی جاده‌های مرزی است و طرف سوری نیز آمادگی اولیه را اعلام کرده است که باید این موضوع را پیگیری کنیم. وی گفت: در مورد سایر ابعاد همکاری‌های دفاعی همچون دفاع هوایی پیوسته دو کشور نیز بحث شد؛ زیرا ممکن است ما از جانب مرز‌های غربی، تهدیدات هوایی را احساس کنیم که قرار شد بخش‌های دفاع هوایی دو کشور با هم کار کنند و به هماهنگی بیشتری در این زمینه برسند. رئیس ستاد کل نیرو‌های مسلح ادامه داد: همچنین در مورد همکاری‌های آموزش و رزمایش‌های مشترک و انتقال تجربیات ایران به عراق تفاهم‌های خوبی صورت گرفت که در آینده این همکاری‌ها نهایی خواهد شد. سردار باقری درباره حضور نیرو‌های آمریکایی در عراق نیز گفت: در مورد مسئله مقابل با تحریم عراق و عدم مشارکت عراق در تحریم‌های آمریکا علیه ایران هم مقامات سیاسی نظامی اطمینان می‌دهند و تا الان هم همکاری خوبی با کشور ما داشته‌اند. در این دیدار در مورد حضور نظامی آمریکا در عراق صحبت شد و طرف‌ عراقی اطمینان داد که کنترل‌های بیشتری در این باره خواهد داشت و نیرو‌های آمریکایی حضورشان صرفا برای آموزش نیرو‌های عراقی است و آن‌ها تحت کنترل ارتش عراق هستند. منبع :http://defapress.ir/fa/news/340387/همکاری-ایران-و-عراق-در-عرصه-پدافند-هوایی-اعمال-کنترل-بیشتر-بر-نظامیان-آمریکایی-در-عراق
  14. اگر این شایعات درست باشه یعنی ارزش اون ژنراتور ها بیشتر از جان کلی آدم است ؟ تازه علاوه بر اینها در نظر بگیرید کلی خسارتهای مادی دیگر را
  15. با اینکه بنده سعادت نداشتم دوستان را از نزدیک ملاقات کنم اما با گزارشهای خوبی که جناب کروناس عزیز به همراه تصاویر مربوطه ارسال کردند بنده احساس کردم که خودم هم در این سفر حضور دارم . جناب کروناس عزیز دست شما درد نکنه گزارش خوبی بود . بی صبرانه منتظریم ببینیم ادامه سفر به کجا می رسه .
  16. در محیط چندین جند پایگاه نظامی وجود داره که به احترام منطقه های نظامی از عکسبرداری خودداری کردم مثل همیشه گزارش خوب و عالی بود . خوش به سعادت شما که توانستید استاد ابراهیمی سعید را از نزدیک زیارت کنید . ای کاش این سعادت نصیب بنده حقیر نیز می شد . راجب مناطق نظامی صحبت فرمودین . استان آذربایجان شرقی مناطق نظامی قابل توجهی دارد . از جمله اگر اشتباه نکرده باشم سپاه 31 عاشورا و اگر اشتباه نکرده باشم نام یکی از پادگانها که مربوط به سپاه است پادگان شهید باکری نام دارد البته اگر حافظه بنده یاری کند . آمادگاه خراجو و پادگان 03 عجب شیر , پش م-4 مراغه که مربوط به نزاجا هستند از دیگر مناطق نظامی استان آذربایجان شرقی هستند . راجب بنای ائل گلی فرمودین . نام قدیم آن شاه گلی بوده . یکی از بلوار های شهر تبریز المان یک هواپیمای قدیمی با خلبان آن وجود دارد که اگر اشتباه نکرده باشم این مجسمه مربوط به کلنل محمد تقی خان پسیان می باشد . البته اگر درست حدس زده باشم .
  17. ساعت آموزشی به پایان رسیده بود. هلی‌کوپتر هوانیروز ارتش از آسمان در حال عبور بود. به سمت صدایش چرخیدم. خسته، اما استوار و ایستاده و صبور، نگاهم را به پروازش دوختم و از دور در دلم، به خلبانش سلامی گفتم. سرهنگ خلبان «بهمن ایمانی» در گفت‌وگویی با خبرنگار حماسه و جهاد دفاع‌پرس در خصوص دوستی‌اش با خلبان شهید پیمان فرهنگ اظهار داشت: اوخر تابستان 75 بود. به عنوان یک جوان و دانشجوی خلبانی در حال گذراندن دشوارترین «آزمون‌های تحمل سختی»، در یکی از اردوگاه‌های آموزشی ارتش جمهوری اسلامی ایران بودم. با کف دستانم، عرق از چهره پاک کردم و همان قطره‌های عرق، خون زخم‌های کف دستم را شست. سخت و جانکاه و نفس‌گیر بود، اما حس خوبی به نام امید به نقش آفرینی موثر در عزت ملتم، به من نهیب می‌زد که ادامه دهم. در حال گذر از لحظاتی بودم که ادامه‌اش به آسمان، به سرزمین رویا‌ها و آرزوهایم و به پرواز ختم می‌شد. ناخودآگاه به اتیکت نام یکدیگر نگاهی انداختیم ایمانی یادآورشد: ساعت آموزشی به پایان رسیده بود. هلی‌کوپتر هوانیروز ارتش از آسمان در حال عبور بود. به سمت صدایش چرخیدم. خسته، اما استوار و ایستاده و صبور، نگاهم را به پروازش دوختم و از دور در دلم، به خلبانش سلامی گفتم. چشم که از آسمان برداشتم چشمم به چشمان جوانی خوش چهره و رشید دوخته شد. پس از سلام و احوالپرسی، ناخودآگاه به اتیکت نام یکدیگر نگاهی انداختیم. وی گفت: از من پرسید: شما آقای ایمانی هستید؟ و در ادامه پرسید: با آقای کیهان ایمانی نسبتی دارید؟ گفتم: من فرزند کیهانم. لبخندی بر لبانش نشست و گفت: «من فرهنگم. پیمان فرهنگ. پسر نادر فرهنگ» آری پیمان فرهنگ بود. فرزند مرد شریف و خوشنام ایل قشقایی، نادر فرهنگ. شاد وخرسند از آشنایی یکدیگر، بی درنگ همدیگررا در آغوش کشیدیم. قطرات عرق و اشک وخونمان در هم آمیخت، تا خستگی و صبوری‌ها و ایستادگی‌ها و مردانگی‌هایمان را در جهت فتح آسمان و کسب کرسی پر افتخارنمایندگی دائم مردم ایران در آسمان میهن در هم آمیزد و ما را همراه و همگام نماید؛ و از آن روز پیمان فرهنگ، شد برادر من، دوست من، هم بال و هم پروازمن. ایمانی اضافه کرد: پیمان فرهنگ جوانی خوش چهره و خوش پوش، آرام و متین و صبور، ستبر و مقاوم و با شکوه و با گذشت و شریف بود و من قدم به قدم و لحظه به لحظه دوران دانشجویی‌ام را با او برادری کردم تا در سال 1378 برای اولین بار، پر و بالمان به آسمان گشوده شد. در دو کلاس جداگانه پرواز می‌کردیم، اما در یک آسمان بودیم. صدای او را می‌شناختم و شنیدن هر از گاه صدای مکالماتش با برج کنترل، مرا شوقی دوباره می‌بخشید و چه صحنه دیدنی و زیبایی بود. شوق خلبان پیمان فرهنگ و من، وقتی بعد از پرواز، در خروجی دانشکده خلبانی، بر قرار حاضر می‌شدیم. قهقهه و خنده مستانه جوانی مان گوش فلک را نوازش می‌کرد، از اتفاقات و حماسه‌های پرواز می‌گفتیم. شعر و دکلمه می‌خواندیم، پیمان آواز‌های اصیل قشقایی و دشتستانی می‌خواند و از فرداها می‌گفتیم. انتخاب پرنده هایمان را علاقه‌ها رقم می‌زد وی تصریح کرد: آن روز‌ها گذشت به ترم پایانی دوران دانشکده خلبانی رسیدیم. علائق ما متفاوت بود و انتخاب پرنده هایمان را علاقه‌ها رقم می‌زد. پیمان فرهنگ خلبان هلی کوپتر نیروبر رزمی شنوک شد و من خلبان هلی کوپتر هجومی 214. خلبان ایمانی اظهار داشت: پیمان پس از فارغ التحصیلی در پایگاه چهارم رزمی هوانیروز ارتش در اصفهان مشغول به خدمت شد و من عازم کرمان شدم تا در آنجا پرواز کنم. از هم جدا شده بودیم. اما یکدیگر را دوست داشتیم و بی قرار عملیات مشترک هوایی بودیم تا درطی آن همدیگر را ببینیم؛ و هر از گاهی که پیمان را می‌دیدم، نگاهم متفاوت می‌شد. نمی‌دانم از چه، هر روز دلتنگ ترش می‌شدم. دوست داشتم ببینمش. او فردی بود با اهداف و آرمان‌های بزرگ که جولانگاهش به وسعت و عظمت ایران عزیز بود و کسوت و لباس زیبای خلبانی از او عقابی ساخته بود که راه رفتن بر روی زمین برایش سخت می‌نمود. پرواز را دوست داشت و آسمان را. سال 1383 از کرمان با او تماس گرفتم و مطلع شدم که پدر شده است. دخترش را دوست می‌داشت. می‌گفت: دخترم ماه من است و نامش را گذاشت "آیسان" (ماه گونه). وی افزود: با آمدن آیسان، پیمان فرهنگ، خلبانی که در کلام و عمل، مرد آسمان بود و وقف پرواز و خدمت به مردم و دفاع از میهن، وارد مرحله جدیدی از زندگی پروازی‌اش شد. تکه‌ای از جان و دلش در زمین بود. ماه پیمان بر زمین منتظر و چشم به راه پدر بود و فقط یک خلبان می‌تواند بداند که نگاه چشم به آسمان فرزند یک خلبان، چگونه می‌تواند بال‌های پرواز پدر را سست کند و گاهی از پرواز باز بدارد. اما تاریخ گواه است که پیمان پای ازحرکت و پر از پرواز پس نکشید که او خودش را و پروازش را نه متعلق به خود، بلکه متعلق به یک سرزمین و یک ملت می‌دانست. او عقابی بود که باید پرواز می‌کرد. تهور و بی باکی و شجاعتش در پرواز، زبانزد بود ایمانی خاطرنشان کرد: کران تا کران آسمان بی کران سرزمین، همواره شاهد هنر نمایی و شجاعت و رشادت این خلبان بی باک ایران اسلامی بود. به یاد دارم روزی، در غروب سرد پائیزی با او به کوهنوردی رفته بودم برفراز ارتفاعی نشسته بودیم و پرواز پرنده‌ای را تماشا می‌کردیم. از او پرسیدم: " آخرش روزی پیر خواهیم شد و پرواز نخواهیم کرد، آن روز با دلتنگی پرواز چه کنیم؟" که او با خنده گفت: "نشنیده‌ای که می‌گویند عقابها، سربلند می‌میرند. خدا را چه دیده‌ای! شاید در آسمان بمیریم." وی در ادامه گفت: آن روز گذشت، من دیگر هم کلام و هم قدم پیمان نشدم تا مدتی بعد در 27 آبان ماه سال 1385، برادر عزیزم، نور چشمم، هم بال و هم پروازم، در جریان حماسه‌ی یک پرواز، در منطقه آلفای اصفهان، برای همیشه چشمش را و نگاهش را به آسمان دوخت و از زمینیان دریغ کرد. دوست شهید فرهنگ افزود: پیمان هیبت مرگ را فرو ریخت و شرف شهادت را زینت بخشید. عقاب وجودش راه آسمان و پرواز را ادامه داد و به زمین برنگشت. او طعم تلخ یتیمی را به کام یگانه فرزند زندگیش چشاند تا با غیرت و تعصب و شجاعت، در انجام وظیفه اش در کرسی پر افتخار نمایندگی دائم مردم در آسمان ایران اسلامی کوتاهی نکرده باشد. وی ادامه داد: پیمان فرهنگ، برای یک عمر، چشم منتظر مادرش را به آسمان دوخت تا برای یک تاریخ، چشم مردم سرزمینش، پرفروغ و پر امید بماند. پیمان فرهنگ، در انجام صحیح وظیفه سربازی‌اش در قبال ملت ایران، قلب دخترش را شکست تا دل ملت ایران اسلامی همچنان به ایستادگی و شجاعت و شرافت خلبانان ارتش جمهوری اسلامی ایران، گرم باشد. یاد و خاطره شهید سرهنگ خلبان پیمان فرهنگ شش بلوکی و هم پروازان شهیدش، شهید سرهنگ خلبان رسول عابدیان، شهید خلبان بهرام حاج اسفندیاری، شهید خلبان کاظم نام آور، مهندس پرواز شهید محمد رضا یوسفی و مهندس پرواز شهید محمد مسائلی هرگز از تاریخ سراسر سربلندی و سرافرازی هوانیروز ارتش جمهوری اسلامی ایران پاک نخواهد شد. ایمانی در خاتمه افزود: منطقه‌ی آلفای اصفهان، با افتخار تمام، امانت‌دار خون پاک این شهیدانمان خواهد بود و هر خلبانی که از آلفا گذر کند، بوی سوختن این ققنوس‌های عاشق، او را به تداوم عشق به دین و میهن و تداوم پرواز برای پاسداشت این عشق تشویق خواهد کرد. عقاب‌ها سربلند می‌میرند. یادشان گرامی و راهشان پررهرو باد. منبع:http://defapress.ir/fa/news/335979/داستان-دوستی-با-یک-خلبان-شهید
  18. جای خالی خلبانی که موجب اسارت ۱۹ هزار عراقی شد عبدالحمید فیلی پس از بازدید از موزه خرمشهر به جای خالی خلبانانی در این موزه اشاره کرد و گفت: شایسته و به‌جا بود که نام و نشانی از خلبان اسکندری، خلبان هواپیمای جنگنده F4 در این موزه ثبت و یادآوری می‌شد. عبدالحمید فیلی از ایلام پس از بازدید از موزه خرمشهر در گفت‌وگو با خبرنگار حماسه و جهاد دفاع‌پرس، به جای خالی خلبانان ارتش در این موزه اشاره کرد و اظهار داشت: شایسته و به‌جا بود که نام و نشانی از خلبان سرهنگ محمود اسکندری، خلبان هواپیمای جنگنده F4 در این موزه ثبت و یادآوری می‌شد. وی گفت: این خلبان کسی بود که پل لجستیک و پشتبانی بین خرمشهر و بصره که عراقی‌ها از آن به عنوان ارسال تدارکات، تجهیزات و تردد استفاده می‌کردند را در میان انواع پدافندهای موشکی، بمب‌باران و منهدم کرد. این بازدید کننده خاطرنشان کرد: خلبان اسکندری باعث شد بیش از نوزده هزار سرباز عراقی در خرمشهر اسیر رزمندگان ایرانی شوند و در نهایت آزادسازی خرمشهر صورت گیرد. منبع:http://defapress.ir/fa/news/339626/جای-خالی-خلبانی-که-موجب-اسارت-۱۹-هزار-عراقی-شد
  19. همسر شهید عروجی در گفت‌وگو با دفاع‌پرس مطرح کرد؛ انتظار بازگشت «خلبان» تا آزادی آخرین اسیر همسر شهید عروجی گفت: با وجود اینکه اسرا در نامه‌هایشان به طور غیرمستقیم می‌گفتند که منتظر غلامحسین نباش و از سوی دیگر اعلام کردند که به احتمال ۹۹ درصد شهید شده است. با این وجود من منتظر بازگشت همسرم ماندم. چشم انتظاری را بر خودم تکلیف می‌دانستم. گروه حماسه و جهاد دفاع‌پرس: پس از حمله عراق به ایران در اول مهر 1359، نخستین عملیات گسترده نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی تحت عنوان «کمان 99» انجام شد. در این عملیات 140 فروند هواپیمای نیروی هوایی از مرزهای کشور عبور کردند و اهداف نظامی در عمق خاک عراق را مورد هدف قرار دادند. یکی از خلبان‌های این عملیات شهید «غلامحسین‌ عروجی» بود. غلامحسین تنها شش ماه از زندگی مشترکش گذشته بود که جنگ تحمیلی آغاز شد. او با وجود اینکه همسرش باردار بود، حضور در جنگ را تکلیفی بر خود دانست و در این عملیات شرکت کرد. هواپیمای غلامحسین هنگام بازگشت به کشور دچار سانحه شد. پس از شهادت پیکرش در خاک عراق ماند. برای آشنایی بیشتر با شهید «غلامحسین عروجی» خبرنگار ما به گفت‌وگو با افسانه عروجی همسر شهید پرداخت که در ادامه می‌خوانید: خواستگاری در فرودگاه پدر و مادرم، دخترعمو و پسرعمو بودند. غلامحسین پسرعموی آن‌ها بود. غلامحسین در اهواز زندگی می‌کرد. او سال 49 برای تحصیل در دانشکده افسری به تهران آمد. از آنجایی که خانواده‌‌اش دور بودند، پنج شنبه و جمعه‌ها به خانه ما می‌آمد. من آن زمان 13 ساله بودم. او در سال 52 فارغ التحصیل شد. پس از اتمام تحصیل، دانشجویان تقسیم شدند و غلامحسین به نیروی هوایی منتقل شد. او یک سال در تهران دوران خلبانی دید، سپس به مدت 2 سال برای آموزش خلبانی به آمریکا اعزام شد. پدر و مادرم برای بدرقه غلامحسین به فرودگاه رفته بودند، در آنجا او من را از پدر و مادرم خواستگاری کرده بود. از آنجایی که مادرم به غلامحسین علاقمند بود، همان‌جا به وی قول این وصلت را داد. من تا 2 سال از این موضوع بی‌خبر بودم. سال 55؛ دوم دبیرستان بودم که غلامحسین به ایران برگشت. مراسم ازدواج‌مان را ساده برگزار کردیم غلامحسین پس از بازگشت، بار دیگر موضوع خواستگاری را مطرح کرد. من تا یک سال جواب خواستگاری‌اش را ندادم تا اینکه در سال 57 به خواست پدر و مادرم جواب مثبت دادم. ما فروردین سال 57 نامزد کردیم. خرداد سال 58 پس از اینکه دیپلم گرفتم، به عقد هم درآمدیم. اواخر سال 58 نیز مراسم ازدواج را به دور از تجملات برگزار کردیم. آن زمان ازدواج‌ها مثل امروز زرق و برق نداشت و عروس‌ها با یک مراسم ساده و صمیمی به خانه بخت می‌رفتند. واکنش همسرم بعد از پیروزی انقلاب در دوران اوج انقلاب، غلامحسین در پایگاه چهارم شکاری دزفول و من در تهران بودم. آن زمان ما نامزد بودیم. از آنجایی که ارتشی‌ها در آن دوران از محدودیت‌های خاصی برخوردار بودند، همسرم نمی‌توانست عقیده واقعی خودش را نسبت به انقلاب بیان کند. گاهی از عمد سخنانی می‌گفتم تا واکنشش را در مورد مسائل سیاسی و نظامی بدانم، گاهی پاسخ می‌داد و گاهی سکوت می‌کرد. از پشت تلفن هم در مورد اعتقاداتش در این باره صحبت نمی‌کرد اما زمانی که انقلاب به پیروزی رسید، با من تماس گرفت و با خوشحالی گفت که دست‌هایتان را به نشانه پیروزی بالا بگیرید. اجازه تجاوز عراق به کشورمان را نمی‌دهیم ارتش جمهوری اسلامی پیش از شروع جنگ رسمی، از تجاوزهای عراق به خاک و آسمان ایران با خبر بودند. برخی از خلبان‌های نیروی هوایی پیش از آغاز رسمی جنگ، به خاک دشمن می‌رفتند و تحرکات آن‌ها را می‌دیدند. نیروی هوایی نیز در دوران پیش از آغاز جنگ، چند شهید و اسیر دارد. در نوروز 59 پدر و مادرم به خانه ما در خوزستان آمدند. پدرم یک روز از غلامحسین پرسید «نظر شما در مورد تحرکات عراق چیست؟ آیا جنگی آغاز می‌شود؟» ما همسایه‌ای داشتیم به نام «ایرج امامی» که فرمانده گردان همسرم بود. غلامحسین خطاب به پدرم پاسخ داد: «من و ایرج امامی برای دولت عراقی کافی هستیم. اجازه تجاوز به کشورمان را نمی‌دهیم.» تا آزادی آخرین اسیر منتظر همسرم ماندم جنگ که شروع شد، همسرم بلافاصله خودش را به پایگاه رساند. شاید او فکرش را نمی‌کرد که در این عملیات به شهادت خواهد رسید، به همین خاطر خداحافظی نکرد و وصیت‌نامه‌ای هم ننوشت. گاهی غصه می‌خورم که چرا من یادداشتی از همسرم ندارم. سه روز بعد از اجرای عملیات با خبر شدم که پیکر همسرم مفقود شده است. زمانی که همسرم به شهادت رسید، من شش ماهه باردار بودم. با وجود اینکه اسرا در نامه‌هایشان به طور غیرمستقیم می‌گفتند که منتظر غلامحسین نباشید و از سوی دیگر اعلام کردند که به احتمال 99 درصد شهید شده است، با این وجود من منتظر بازگشت همسرم ماندم. چشم انتظاری را بر خودم تکلیف می‌دانستم، زیرا نمی‌خواستم اگر همسرم برگشت آشیانه‌اش را ویران ببیند. من تا آزاد شدن آخرین اسیر منتظر همسرم ماندم اما متاسفانه حتی از پیکرش هم خبری نشد. دخترم بعد از شهادت پدرش به دنیا آمد دخترم چند ماه بعد از شهادت همسرم به دنیا آمد. یازده سال بعد از شهادت همسرم، من با یک آزاده آشنا شدم و با هم ازدواج کردیم. همسرم آقای اوشال نیز از اسرای دوران دفاع مقدس هستند. او نیز از خلبان بود. من بعد از شهادت همسرم قصد ازدواج نداشتم اما ماجراهایی پیش آمد که من راضی به ازدواج شدم. همسرم در حق دخترم پدری کرد. ما اجازه ندادیم که کمبود پدر را احساس کند اما اگر از واقعیت نگذریم، دخترم و من چشم انتظار بازگشت پیکر شهید بودیم و هستیم. وقتی عزیزی را از دست می‌دهی، وقتی بر سر مزارش می‌روی و اشک می‌ریزی و دعا می‌کنی، قلبت آرام می‌شود. ما هم به یک مزار راضی هستیم. دخترم با وجود اینکه هرگز پدرش را ندید اما گلایه‌ای نکرد که چرا پدرش به شهادت رسیده است. ما سعی کردیم که دخترمان را با واقعیت روبرو کنیم تا به هدف والای پدرش پی ببرد. منبع:http://defapress.ir/fa/news/340285/انتظار-بازگشت-خلبان-تا-آزادی-آخرین-اسیر
  20. در منطقه وجاده اسالم به خلخال روستایی وجود دارد به نام فندقلو . علت نام گزاری این روستا هم همانطور که از نامش پیداست رویش فندوق در این روستاست .
  21. این فیلم رو حتما تا آخر ببینین نکته جالب ماجرا اینه که خودش خبر نداره دارن ازش فیلم میگیرن و مثل بقیه مسئولین نه چهره ش معلومه نه کادر بندی ها مناسبه به نظرتون ستره هایی که مردم توی قلبشون بهش میدن بالاتر از ستاره های روی دوشش نیست؟؟؟ ارتش توی قلبها جا داره نه توی رسانه ها کلیپ مورد اشاره در فضای مجازی حسابی سرو صدا کرد اما دریغ از منتشر شدن آن در برخی خبرگزاری های به اصطلاح رسمی کشور . و سر دسته همه اینها رسانه میلی در مقابل بیشتر رسانه ها از خدمات نهاد موازی سخن به میان آوردند و از ارتش گزارش خیلی ناچیزی منتشر شد .
  22. دست شما درد نکنه بنده با دیدن این تصاویر رفتم تو آون حال و هوا . هم گزارش و هم تصاویر عالی بودند . بی صبرانه منتظر ادامه گزارش سفرنامه شما هستیم .
  23. امدادرسانی لشکر 58 تکاور به مسافران گرفتار در برف به گزارش روابط عمومی نیروی زمینی ارتش، امیر سرتیپ دوم ستاد فخرآبادی، فرمانده قرارگاه عملیاتی لشگر ۵۸ تکاور ذوالفقار و عضو ستاد بحران شهرستان شاهرود گفت: به‌منظور کمک به مسافران و خودروهای در برف مانده در محورهای مواصلاتی استان سمنان به استان گلستان از مسیر گردنه خوش ییلاق شاهرود، از صبح دیروز تاکنون تعداد ۱۰۰ نفر نیروی انسانی، ۶ دستگاه نفربر (اشمیت)، ۶ دستگاه آمبولانس و ۱۰ خودروی سبک به مناطق مسدود شده اعزام‌ و عملیات پشتیبانی و امدادرسانی در حال انجام است. وی افزود: با توجه به صعب‌العبور بودن مسیر به علت بارش برف زیاد، حدود 600 نفر ازهموطنان گرفتار در برف از طریق خودروهای کرایس به محل‌های اسکان پادگان چهل دختر، زینبیه، اتاق‌های دژبانی ورودی پادگان، منازل سازمانی و روستاهای اطراف هدایت‌شدند و با غذای گرم از این عزیزان پذیرایی به عمل آمد. سرتیپ دوم فخرآبادی تصریح کرد: این عملیات امداد رسانی توسط نیروهای لشکر 58 نیروی زمینی ارتش، تا پایان برطرف شدن بحران ادامه خواهد داشت. منبع:https://nezaja.aja.ir/Portal/home/?news/89271/89311/1605408/امدادرسانی-لشکر-58-تکاور-به-مسافران-گرفتار-در-برف-
  24. قبلا هم گفته بودیم که این ریل از روی اثار باستانی عبور میکنه و روی جانوارن مهاجر تاثیر منفی میزاره اگر تونلهایی در هر 500 متر زیر ریلها درنظر گرفته میشد این آب به 3 تالاب استان و دشت گرگان سرازیر میشد و علاوه بر سیراب کردن زمینهای تشنه مشکل فرونشستها و سفره های زیر زمینی تا حدی حل میشد متاسفانه در دوران کم آبی سدها و کانالها لایروبی نشد و ظرفیت پذیرش آب شون کم شده بود الانم بهترین زمان برای جمع کردن نمکهای دریاچه ارومیه هست تا مساله شوری و ریزگردهای منطقه به حداقل ممکن برسه البته کاش فقط این یک مورد بود . یک سری طرح ها (بخوانید خرابکاری) نیز صورت گرفت که نتیجه ای منفی و بد به دنبال داشته . مثل همین احداث پل میان دریاچه ارومیه که سبب به هم خوردن اکو سیستم این دریاچه شده .
  25. انصافاً دم شما گرم کروناس جان بابت اطلاعاتی که به انجمن ارسال نمودید . والا ما که در خبرگزاری های به اصطلاح رسمی کشور چیز خاصی ندیدیم و بیشتر این خبرگزاریها بیشتر به نقش سپاه در امداد رسانی اشاره داشتند نه به نقش ارتش . اما از قدیم گفتن خدا جای حق نشسته . متأسفانه هیچ کدام از خبرگزاریها تصاویری از حمل اثاثیه و اسباب مردم آن هم روی کول افسران ارتش منتشر نکردند .