Welcome to رهروان ارتش

از اینکه انجمن ما را برای مطالعه انتخاب کردید از شما متشکریم. 

برای استفاده از امکانات انجمن و برقراری رابطه دوستانه با دیگر اعضا لطفا در انجمن ثبت نام کنید

با تشکر

Crounus2000

مدیر ناظرین
  • Content count

    2,445
  • Joined

  • Last visited

Community Reputation

19141 Excellent

About Crounus2000

  • Rank
    کاربر قدیمی
  • Birthday ۸۳/۰۱/۰۱

Contact Methods

  • جنسیت مرد
  • Yahoo crounus2000@yahoo.com

Profile Information

  • شهر گرگان

Recent Profile Visitors

1,457 profile views
  1. بله جناب سروان در ارتفاعات برف باریده بود و برخی مناطق بعد از گذشت یک ماه تازه راه زمینی امداد بهشون باز شده بندگان خدا در روستاهایی بودن که بخاطر رانش زمین تمام راه و دکلهای برق و مخابرات رو از دست داده بودن و توی این مدت هم شارژموبایلها شون تموم شده بود و کسی نمی دونست که اونجا زنده هستن یا همه شون مرده برخی مناطق هم امداد از سمت استانهای همجوار بخاطر نزدیک تر بودن به منطقه آسانتر بود وگرنه از مبدا استان امداد ممکن نبود
  2. دست نویس خودمه (رهروان ارتش)
  3. چند سال پیش یکی ازدوستان دست زن و بچه ش رو گرفت برد کیش شاید حرکت ایشون قابل تقدیر باشه اما توی تابستان سفر به جنوب ؛ خودش میگفت تمام تاکسی های کیش ما رو با دست نشون میدادن و میخندیدن حالا شما هم الان میخواین برین زاهدان اونم این وقت سال ؟؟؟ اونم جنوب ؟؟؟ از همه بدتر بدون من؟؟؟؟؟
  4. مقدمه : حضور فعال در جنگ ظفار فانتوم های سری D ما و اولین شلیک موشک دوش پرتاب به جنگنده های ما در این جنگ بود که توسط خلبان دیفیت میشه سرگرد نوذران به خاطر می آورد: "در روز 5 ژوئن 1974 دو فروند فانتوم از فرودگاه توماریت به پرواز درآمدند. شرایط هوا داغ، خشک و پرگرد و غبار بود اما خبر خوب این بود که ما یک مأموریت بیشتر در آنجا نداشتیم. وظیفه ما حمله و غرق کردن 3 فروند لنج اعراب بود که فانتومهای ما آنها را در حال حرکت به سمت شمال در طول ساحل کشف کرده بودند. طبق گفته منابع اطلاعاتی عمان لنج ها در بهترین حالت مسلح به مسلسلهای سبکی مانند کلاشینکوف بودند و ما قصد داشتیم در آبهای جزیره کوریه به آنها حمله کنیم. ظاهرا مخاطره این عملیات خیلی پایین بود. همانطور که از قبل فهمیده بودیم واژه "مخاطره پایین" معمولا به معنای مخاطره پایین برای نیروهای اطلاعاتی عمان بود و بسیار اتفاق می افتاد که چنین عملیاتی در عمان به سادگی با خلبانهای آویزان بر چترنجات به پایان می رسید... به دلیل طبیعت اهدافمان ما تصمیم داشتیم که فقط با مسلسل به آنها حمله کنیم. برای اینکه سوخت کافی برای یافتن اهداف داشته باشیم فانتوم های ما را به 3 مخزن سوخت اضافی مجهز کرده بودند. بر اساس اطلاعات دریافتی زمان برخواستن ما در ظهر ششم ژوئن تعیین شد تا به موقع بالای سر اهداف خود برسیم. ما طبق برنامه از زمین برخواستیم و در حالی که به سمت منطقه مورد نظر سمت گرفته بودیم به ارتفاع 3000 متری صعود کردیم. کلاغ-1 هواپیمایش را به موازات زمین در آورد و در حالیکه کمک خلبانش هواپیما را به سمت سواحل عمان هدایت می کرد در سکوت رادیویی کنترلهایش را تنظیم کرد. پس از مدتی کمک خلبان گفت که فکر نمی کند اینجا جای خوبی برای پرش با چتر باشد. پس از اینکه خلبان با وی موافقت کرد کمک خلبان اضافه کرد که تنها سه دقیقه تا رسیدن به محل اهداف فاصله دارند. کلاغ-1 به وینگ من خود اشاره کرد و سلاح های خود را برای شلیک آماده کرد. همانطور که فانتوم ها به پرواز بر فراز آب ادامه می دادند لیدر شروع کرد یک چرخش آهسته به سمت راست انجام دهد تا به منطقه مورد نظر برسند تا سپس اجازه دهد که قبل از بازگشت به پایگاه به اهدافشان حمله کنند. پس از دو دقیقه توانستیم دو فروند از 3 فروند لنج مورد نظر را پیدا کنیم ولی سومی را ندیدیم. لیدر فکر می کرد که پیدا کردن این دو لنج هم خوب است و اگر کمی شانس می آوردیم قبل از ترک کردن منطقه ممکن بود که سومین لنج را هم بیابیم. لیدر تصمیم گرفت که به لنج اول حمله کند و دومی را برای کلاغ-2 گذاشت. لنج ها هم فانتوم ها را دیدند و با حداکثر سرعت به سمت ساحل به راه افتادند. ما ارتفاع مان را تا 100 متر کم کردیم و کلاغ-1 خود را در مسیر هدف قرار داد و حمله کرد. لنج اول با شلیک 162 گلوله ناپدید شد. لیدر پرواز هواپیمایش را تا ارتفاع 400 متر بالا کشید و کنار رفت تا راه را برای حمله وینگ من خود بازکند. در این لحظه او اولین اخطار را از وینگ من خود گرفت: -توجه، کلاغ-1! رد دود از طرف جنوب شرقی. همانطور که این خبر خبر از رادیو پخش شد... - تصحیح می کنم کلاغ-1! دو تا رد دود. و پس از آن: -تصحیح می کنم! سه تا رد دود همه از سمت جنوب شرقی! سپس کمک خلبان کلاغ-1 دو رد دود دیگر که از سمت شمال می آمدند را مشاهده کرد. سه موشک سام در یک لحظه! چگونه امکان داشت؟! چرا هیچ اخطاری از دستگاه پیش اخطار( RWR) نرسیده بود؟ بر اساس اطلاعات منابع عمانی در هوای صاف فانتومهای ما در ارتفاع بین 400 تا 500 متر و با سرعت کم پرواز می کردند. چه اهداف خوبی برای شورشیان شده بودیم؟! اردکها بر روی دریاچه نشسته بودند! اما تجربه اوضاع را درست کرد: -کلاغ-2 دنبالم بیا! لیدر پرواز به شدت به سمت چپ غلطید و ارتفاعش را تا 50 متری سطح آب کاهش داد به امید اینکه وینگ منش در جایی که می خواست باشد. لیدر پرواز امیدوار بود و دعا می کرد که موشکها سام-7 باشند تا به حرکت به سمت آنها بتواند گمراهشان کند. زمانی که هر دو فانتوم چرخیدند کلاغ-1 به کلاغ-2 دستور داد تا مخازن سوخت اضافی را رها کند در حالیکه کمک خلبانش رد 2 دود دیگر را در سمت چپ مشاهده کرده بود. ما بیشتر از آنکه نگران این اخطار باشیم نگران سرعت گرفتن هواپیماهایمان اندکی بالاتر از سطح دریا بودیم. شانس به ما روی آورد و دومین لنج را درست روبروی خود پیداکردیم. کلاغ-1 به کلاغ-2 اعلام کرد که ارتفاعش را تا 100 متر افزایش دهد و به لنج حمله کند. خودش تصمیم داشت که در همان نزدیکی باشد و از پشت سر فانتومها مراقبت کند. این باید آخرین حمله آن روز می بود و پس از آن فانتوم ها باید به پایگاه بازمی گشتند. کلاغ-2 جواب داد: -کلاغ-1! سروان اگر اتفاقی نیافتاده به دنبال کارمان باشیم. اما با سام ها چه کنیم؟ -کلاغ-2! برد سام ها کوتاه است. ما الان در امانیم( البته 100درصد مطمئن نبود) و مأموریتمان را تمام می کنیم ستوان! کلاغ-1 ارتفاع گرفت و با توپ 20 میلیمتری خود به لنج حمله کرد. 207 گلوله صرف غرق کردن لنج دوم شود. او در ارتفاع 100 متری هواپیمایش را صاف کرد و به سوی پایگاه بازگشتیم. زمانی که به آنجا رسیدیم 6 فروند هرکولس در حال تخلیه بارهایشان بودند. ما چند بار دیگر هم به آن پایگاه بازگشتیم..." یک جفت فانتوم ایرانی بر فراز عمان. آنها در منهدم کردن پایگاه های شورشیان نقش مهمی بازی کردند اما به دلیل نبودن اهداف مناسب همیشه برای انجام عملیات پشتیبانی نزدیک مناسب نبودند. اغلب توپهای آنها از دیگر سلاح هایشان مؤثرتر بود و به همین دلیل اف-4 دی های ایران در عمان همیشه یک پد مسلسل خارجی در زیر بدنه حمل می کردند. منبع: http://www.military.ir/forums/topic/22868-%D9%86%D9%82%D8%B4-%D9%86%DB%8C%D8%B1%D9%88%DB%8C-%D9%87%D9%88%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D9%86%DA%AF-%D8%B8%D9%81%D8%A7%D8%B1/#entry277627
  5. از نظر فنی یک ایده لااقل یکسال زملن می بره تا ازش یه مقاله در بیاد تحقیق بشه و مستندسازی بشه این بشر همه ی ایده هاش رو در یک سال ارایه داده که حتی اگه عناوینش هم منطقی بود باز یه جای کارش می لنگید
  6. از تو بعیده من فکر کردم کلمه به کلمه ش رو حفظی؟؟؟ به اختصار میگم پس از اورهال میراژهای پناهنده بدون هیچ کاتالوگ و راهنمایی چند تا خلبان برای تست اونا خواستن که جناب نقدی بیک یکی از اونها بود که بدون طی دوره میراژ اون رو پرواز در اورد اما ته خاطره پروازش این مطلب رو گفته که پاسخی براش پیدا نکردم
  7. استاد احمق کم نداریم نمونش ایشون ببینین من چی میکشم از دست اینا که هم مدعی فهم و درک هستند و هم ............... به قول شاعر سی کو اون دو چشم مست آهو وار رو (یه خورده با لهجه شیرازی بخونیینش)
  8. توی خاطرات جناب نقدی بیک ذکر کردن که دوسه تا پتو رو فرو میکردن توی موتور میراژ که پرت میکرد بیرون چرا اینکارو میکردن چه منطقی تو کار بود ؟؟؟؟؟؟
  9. عرض ادب و احترام آقا این کلافه دروغ میگه دیده ما مشغله داریم و دیوار مون هم کوتاهه واسه همین کاسه کوره ها رو سر ما میشکنه صبر کن بیام شیراز خودم شخصا و نقدا به حسابت می رسم اما بازم چشم نمیزارم اب توی دلتون تکون بخوره
  10. کاکو ایراد از راننده ست نه خط تولید
  11. عرض ادب مخصوص خدمت جناب تلخک عزیز حقیقت اینه که قواعد ثابته ایراد از بنده هاست وگرنه کشورهای شرق عربستان باید بعد از عربستان عید بگیرن و ستاد استهلال عربستان هم باید اونقدر دقت و صداقت داشته باشه تا دیگه بقیه کشورها نیازی به استهلال نداشته باشن به قول شاعر : اسلام گر امروز چنین زار و ضعیف است زین قوم شریف است---- تقصیر نه موسی نه تعدی زکلیساست
  12. تا دیروز میگفتیم الهم غشنی امروز میشه گفت الهم آخیش سوای از شوخی این عید بر همه عزیزان گرامی باد
  13. در این شبها برای گشایش در حقوق بازنشستگان ارتش همگی دعا کنیم برای نابودی و رسوایی رانت خواران و زالو زادگان کله گنده دعا کنیم برای انتصاب افراد شجاع و پاک دست در مناصب دولتی دعا کنیم
  14. عرض ادب خدمت جناب سروان شما اونقدر مبحث کلاه خود رو کامل توضیح دادید که جایی برای عرض اندام ما باقی نزاشتید اصلا مگه چیزی برای پرسش هم باقی مونده بود در مورد این زره پوشها سوال اصلی این بود که اگر بی نیاز از ریل در دشت حرکت کنن و به پیش برن اونوقت چی ریل رو راحت میشه از بین برد اما خودشون با اون حجم بالای اتش چی؟؟؟ فرض کنید شما در دشت عباس با چنین چیزی مواجه شدید راهکار شما چی بود؟؟؟