Welcome to رهروان ارتش

از اینکه انجمن ما را برای مطالعه انتخاب کردید از شما متشکریم. 

برای استفاده از امکانات انجمن و برقراری رابطه دوستانه با دیگر اعضا لطفا در انجمن ثبت نام کنید

با تشکر

Crounus2000

کاربر
  • Content count

    2,427
  • Joined

  • Last visited

Everything posted by Crounus2000

  1. البته مشخصه که این ایده ها غالبا به راه اهن وابسته هستن و اگر ریلها نابود بشن اینها هم از دور خارج میشن اما اگر بی نیاز از ریل در میدان حرکن کنن چی؟؟؟؟
  2. جناب سروان اگر شما با همچین تانکهایی برخورد میکردید چه راهی برای مقابله پیشنهاد میکردین
  3. همون دو لول از روبرو یه خورده خاص کلافه حان توی تصاویر نقاط قوت و ضعف ایده ت رو بررسی کن ببین چی کم و کسر داری
  4. خب خب اگر فکر کردین من به سادگی دست بر میدارم باید بگم کور خواندین با توجه به طرح کلافه من چندتا عکس زیر خاکی از ایده ها در مورد تانک پیدا کردم که با هم ببینیم تا شاید خلاقیت دوستان تحریک بشه یه مدل با زره شیب دار ابتدایی یه مدل دو لول و نمونه های ریلی
  5. در سال ۱۹۸۲ زیردریایی کانکرر متعلق به نیروی دریایی بریتانیا که از یک گشت رزمی در اطراف جزایر فالکلند باز می­‌گشت، در یک عملیات دست به سرقت سونار متصل به یک ناو نیروی دریایی شوروی زد. عملیات بارمید (به معنی پیشخدمت کافه)، نشان دهنده نبرد بزرگ و مخفی است که در دوران جنگ سرد زیر سطح اقیانوس‌­ها در جریان بود و نقش زیردریایی کانکرر در این عملیات نیز اهمیت زیردریایی‌­ها در این نبرد را مشخص می­‌کند. زیردریایی کانکرر (HMS Conqueror)، یک زیردریایی تهاجمی اتمی از کلاس چرچیل و یکی از قدرتمندترین شناورهای نیروی دریایی بریتانیا در دهه ۸۰ میلادی بود. این زیردریایی در طول جنگ فالکلند، برای محافظت از ناوگان بریتانیا که برای باز پسگیری جزایر فالکلند فرستاده شده بودند، توانست ناوچه سبک ژنرال بلگرادو آرژانتین را غرق کند. پس از جنگ جهانی دوم، این دومین باری بود که یک زیردریایی شناور دیگری را با استفاده از اژدر نابود می­‌کرد. ناو آرژانتینی ژنرال بلگرانو در حال غرق شدن دو ماه بعد از این واقعه، زیردریایی کانکرر ۱۴ هزار کیلومتر دورتر از فالکلند و در دریای برنت قرار داشت. در این زمان این شناور به ابزارهایی غیر معمول مجهز شده بود؛ یک جفت تیغه آهن بر کنترل از راه دور و دوربین­‌های تلویزیونی. این ابزارها برای دزدیدن یک دستگاه سونار کششی سری شوروی روی زیردریایی نصب شده بود. سونارها دارای دو نوع فعال و غیرفعال هستند. سونارهای فعال امواج صوتی از خود ساطع می‌­کنند و پس از بازگشتن آن­ها را دریافت ­می‌کنند. از طرف دیگر سونارهای غیر فعال تنها به صداهای درون اقیانوس­ گوش می­‌کنند و به دنبال هرگونه صدای مشکوک مانند صدای سونارهای فعال شناورهای دیگر و یا صداهای ساطع شده از موتور و قطعات درون زیردریایی­‌ها و کشتی­‌های دیگر می­‌گردند. کار کرد سونارهای فعال کمی سخت است، چرا که صدای شناور حامل، خصوصا صدای پیشرانش، در عمل دریافت صداهای درون اقیانوس تداخل ایجاد می‌­کند. بنابراین معمولا این سونارها با استفاده از یک کابل و با فاصله حدودا ۸۰۰ متر و یا بیشتر در پشت شناور می­‌کشند. شوروی در دهه ۸۰ از این گونه سونارها استفاده می­‌کرد و از آنجایی که این دستگاه‌ها برخلاف سونارهای فعال هیچ صدایی از خود ساطع نمی‌­کنند، بررسی­شان بدون دسترسی به یکی از آن­ها ممکن نبود. به همین دلیل آمریکا و بریتانیا تصمیم گرفتند که یکی از این سونارها را بدزدند. نقشه این بود که از پشت به یک کشتی اطلاعاتی شوروی که با پرچم لهستان حرکت می‌­کرد و یکی از این سونارها را می­کشید نزدیک شوند و با استفاده از انبرهای کنترل از راه دور، آن را جدا کنند. این عملیات به چند دلیل بسیار پیچیده و دشوار بود. اول این که زیردریایی کانکرر باید یک ناو اطلاعاتی شوروی را رهگیری می­‌کرد که مشخص نبود در زمان عملیات در چه موقعیتی قرار داشته باشد. ممکن بود که این ناو در این این زمان در آب­‌های بین‌­المللی نباشد. شناسایی شدن زیردریایی می­توانست به واکنش فوری و احتمالا مرگبار طرف مقابل منجر شود. دوم این که زیردریایی باید در حالی که هر دو شناور در حال حرکت بودند این عملیات را انجام می­‌داد. سوم این که زیردریایی باید از کشف شدن توسط خود سوناری که قصد دزدیدنش را داشت جلوگیری می­‌کرد. در نهایت کانکرر این عملیات را با موفقیت به انجام رساند و پس از دزدیدن سونار از صحنه جرم گریخت. پس از آن غواصان دستگاه را بازیابی و آن­ را به درون زیردریایی انتقال دادند. این سونار در پایگاه خانگی زیردریایی کانکرر در اسکاتلند تحویل داده شد و بریتانیایی­ها آن را در هواپیمایی برای ارزیابی به آمریکا فرستادند. پ.ن : سوال اینجاست که مگه خودشون سونار نداشتن که دست کجی کردن؟؟؟ حتما داشتن اما احتمالا میخواستن ببینن اونا چی دارن در کل انگلستان به لطف جاسوسی های خود و اطلاع از دشمن در جنگهای خود در تمام دنیا بیشتر موفق بوده تا با تکیه بر توان نظامی اش
  6. به هر صورت هر جنگی نیاز به مولفه های نیروی انسانی و ادوات رزمی و پشتیبانی داره که عربستان اولی رو نداره دومی هم بطور کامل در کنترلش نیست وگرنه جنگ یمن اینقدر طول نمیکشید و اینقدر پول استخدام مزدور نمیداد جنگ با ایران بطور قطع اقتصادی و با فروش نفت و سقوط ریال دربرابر دلار پیگیری میشه چون فقط در این زمینه ما صعیف هستیم و در سایر مولفه ها حرف برای گفتن داریم در این بخش هم اگر آقا زاده هارو نابود کنیم و مدیران رو یکی یکی آتیش بزنیم و با چک و لگد پولها رو از اونور آب بیاریم اینور و روی توان داخلی تمرکز کنیم اونوقت بیخیال ما میشن
  7. من فقط در مورد نفربرها توضیح بدم ارتش خودمون در آق قلا از نفربر استفاده کرد و تصاویرش رو هم ارسال کردم چرا چون پایداری و توان این وسیله بیش از هر خودروی 4 چرخ هست پس استفاده از اون با توجه به شاسی بلند و استقامتش در برایر موج سیل منطقیه تازه در مورد خود ارتش ما هم شایعه کردن برای سرکوب مردم سیل زده معترض اومدن
  8. قبل از اینکه این پست رو ایجاد کنید یه مطلبی رو بگم ارتش در جریان سیل گلستان از اغاز و لحظه اول در منطقه حضور داشت حتی قبل از تشکیل جلسه ستاد بحران و آرام و بی صدا کمک رسانی میکرد و هنوزم که سیل رفع شده در حال احداث کانال های انحرافی و لایروبی رودحانه هاست بدون کمترین حنجالی عین دریای عمیق برخی هم یه نخود که کمک میکنن کلی ازش عکس و فیلم و خبر تهیه میکنن که مثلا ما هم کمک رسان بودیم عین رودخانه کم عمق به پای هر سنگی سرو صدا دارن بقیش باخودتون که کدومش باشید
  9. عرض ادب دارم متاسفانه اینترنت اینجا هنور به حال عادی برنگشته اما پیام شما رو پاسخ دادم بله فراخوانی که توسط حشد شعبی اجابت شد درواقع ضریب نفوذ واقعی ما رو در منطقه نشون داد و بیش از کمک رسانی به مردم ایران مانور توانمندی های ایران بود و اونی که باید این پیام رو بگیره گرفته که داره اینحوری با شانتاژ جواب میده حال ما قرصها مون رو خورده باشیم یا نه مهم نیست مهم اینه که ما در بعد تسلیحات و نیروی انسانی در منطقه اگر بهترین نباشیم حتما از بهترینها هستیم مشکل ما اینه که در سیاستها مون احساسات رو هم دخیل میدونیم اگرچه 8 سال جنگیدیم اما با کدام دولت و الان هوامون رو دارن بازهم با کدام دولت درواقع این دولتها هستند که باهم ناسازگارن وگرنه مردم دنیا طبق تجربه کوچولویی که دارم به خودی خود طالب درگیری نیستن در مورد نمایشگاه کتاب شرمنده م خودم هم نتونستم کسی رو پیدا کنم که شما رو روسفید کنم اما چشم اگر کتاب مناسبی پیدا کردم اولویت اولم شماهستید
  10. جناب سروان ا!!! جازه گرفتن داره ؟؟؟؟ بفرمایید لطفا
  11. نکته ریزش همینحاست در حالی که نیروهای محلی تمام قد سرگرم کمک و امداد هستند برخی معاندین برای این لحظات که نیروی کافی برای برقراری امنیت نداریم دندان تیز کردن و با استفاده از کلیدواژه های خودشون نیروهای معاند داخلی رو فعال کردن اگر نیروی عراقی برای کمک نباشه کمبود نیروی انسانی داخلی توان مواجهه با چند بحران رو بصورت همزمان نداره
  12. به قول محمود آب رو بریز همونجا که میسوزه قشنگ معلومه که کوچولوت دست و بالت رو بسته و تا دستشویی هم نمیتونی بری چه برسه به سفر های دور و دراز از من میشنوی اگر ماشین نداری که باید تا 3 سالگیش صبرکنی ولی اگر ماشینت برو هست یه سرویس کوچولو بکنش و بزن بیرون از شهر خود استان فارس جاهای دیدنی زیاد داره بوشهر هم که بیخ ریشتونه یه مسافرت دو سه روزه تا لب اب برو هم برای خانمت خوبه هم برای بچه بعدشم میای خونه بیشتر تحویلت میگیرن بعدشم غرغرت رو سر ما خالی نمیکنی بهتره یه خورده فضای انجمن رو ببریم سمت ابتکاراتو اختراعات من توی دوران تدریس توی دانشگاه فهمیدم خیلی ها ایده های زیادی دارن اما جرات بیانش رو ندارن و برای همین تلاش کردم تا جرات بیان رو در شاگردام تقویت کنم بهتره اینحا هم یه محکی بزنیم شهدا که حالشون رو بردن و صرفا پرداختن به اونها نمیتونه محرک کافی برای پیشبرد انجمن باشه بهتره انحمن ما و دور همی ها مون بازخورد عملی هم داشته باشه
  13. با سلام خدمت دوستان به حقیقت اعضای انجمن ما حقیقی ترین کاربران در فضای مجازی هستن و همه دوستان در رفتار و اخلاق این رو نشون دادن من امروز قصد دارم برنامه سفرهای خودم رو درصورت امکان اعلام کنم تا علاوه بر دید و بازدید حضوری این پیوند رو محکم تر کنیم عیدی هم ندادید هم مهم نیست فقط خودتون و پسته های توی آجیلاتون مهمه خب حالا به عنوان چراغ اول امسال در صورت امکان و گوش شیطان کر قصد داریم اول بریم مشهد و بعدش روی سر جناب سروان و سید ستاری (سید شباب اهل اینجا) خراب شیم البته باز هم اگر جناب سروان قابل بدونن و آدرس و شماره تماس رو همینجا محبت بکنن البته ما هم توی خلیج گرگان بجز گاو دریایی و گوسفند دریایی و شتر دریایی پذیرای فلامینگوها و پلیکانهای مهاجر هم هستیم که میتونیم در خدمت دوستان باشیم
  14. ضمن عرض ادب و احترام با بخشی از حرفتون موافق نیستم اونها هم کشته و مجروح و مفقود و موجی دارن پس همین کینه رو اونها هم باید داشته باشن و این داستان رو اگر خیلی کش بدیم باید تانابودی کامل یک کشور پیش بریم و این برای منطقه خوب نیست و تمام سرمایه های مادی و معنوی منطقه رو می بلعه درثانی بطور مکرر ثابت شده که اگر فشار حزب بعث و ایادی منطقه ای نبود مردم عراق با ما چندان مشکل نداشتن مثال بارزش کردهای عراق و نیروهای شیعه ای که در کنار ما علیه بعث و عراق جنگیدن و براس اثبات برادرس شون در زمان اربعین و در یک ماه اخیر در حال خدمت رسانی هستند حقیقتا اونهایی که این شبهه ها رو در جامعه منتشر میکنن و افکار عمومی رو مسموم میکنن از عناصر نفاق و دشمن ملت هستند و شما در هیچ حالتی نمیبینید که لب به شکایت باز نکرده باشن همین مهناز افشار رو ببینین در زمانی که ما میرفتیم عراق برای اربعین اومده میگه چرا میرید اونجا حالا که عراقی ها برای کمک اومدن میگه برای اومدن مگه مردم ما غیرت ندارن یا میاد بصورت غیر حرفه ای تبلیغ امپول مرگباری رو میکنه اینا تا کامل نابود نشیم ول کن ما نیستن و هر لحظه حرفی برای لجن پراکنی دارن ولی ابدا خودشون قدمی برای کمک بر نمیدارن پس لطفا به این حرفای به ظاهر خوب گوش ندید
  15. دو مورد رو کاملا جدا گانه عرض کنم ا- دیدن روی ادمی که اولین بار میبینیش خیلی لذت داره خصوصا اینکه تضویری هم ازش ندیده باشی مثل جناب تلخک 2- اگر جناب سروان بجای سنگ تمام گذاشتن در مهمان نوازی ، فقط و فقط شمشیرشون رو هدیه میدادن خیلی خیلی لذت میبردم هرچند که میدونم این شمشیر براشون خیلی ارزش داره راستی بعد ماه رمضون هم 5 روز تعطیلی داریم کیا حاضرن بیام خونه شون دستاشون بالا وگرنه میریم تهران و از جناب لطافتی و مازندرانی شروع میکنیم الی اخر
  16. خب گویا جناب سروان منتظرن تا من بگم قصه ما به سر رسید خرسی به مسکن مهر نرسید دوم اینکه جناب تلخک شفاف سازی نکردن واسه همین اطلاعات ما یه خورده خطا داشت سوم اینکه از دست این مدیر نمیدونیم چیکار کنیم از یه طرف از اونایی که مطالبشون رو با تصاویر کم حجم میفرستن تشکر میکنه از همون طرف به 5 صفحه مطلب ما که تلاش شد با کمترین حجم اشغال شده از سرور سروکار داشته باشه گیر میده بعدشم من همچین هم کم عکس نبودما اسنادش موجوده!!!! ضمنا خود اصفهانیه از شهرما تعریف کرد این رو که دیگه من ازش نخواستم حالا درسته که اخلاق تون یه خورده خوبه و مهمون نوازیتون بهتر از اونه و توی سیل اخیر هم 20 گرفتین اما دلیل نمیشه که کاکو ما هم از زیبایی های شهرامون بگیم حناب سروان !!! عرض شود که من هرچی میدونستم رو گفتم مگر اینکه چیزی رو شما به یادتون باشه و من فراموش کردم و اینکه نمیخواستم بگم توی رانندگی با 120 تا سرعت خلاص رانندگی کردم و سر چندتا پیچ ملایم هم فرمان رو با زانوهام هدایت کردم چون اینا بد اموزی داره به هر حال اگر موردی هست بفرمایید تا ذکر کنم
  17. یک مورد رو من نتونستم درک کنم و اونم اینکه ترکهای هر شهری مدعی این هستند که ترک اصلی خودشون هستند و بقیه رو اصیل نمیدونن و این جمله رو از شهروندای مغانی و اردبیلی و تبریزی و ... زیاد شنیدم بهتره جناب سروان در مورد این مساله توضیحی بدن که ما توجیه بشیم شاید برخی من رو جسور بدونن اما حقیقتش اینه که من تا حد زیادی با کسب اطلاعات از نقشه ها و بررسی مسیرها و مختصری زمانبندی این سفر رو به سرانجام رسوندم و اگرجه حناب تلخک اصرار بر موندن من داشتن اما اگر می موندم مسلما در سیلاب سبزوار با مشکل بازگشت مواجه میشدم در واقع من این حرکت رو ریسک ملایم نامگذاری میکنم و خیلی کار شاقی از نظر خودم نبود فقط از روی موانع ذهنی خودم و دیگران عبور کردم و بخاطر مساله سیل تمامی مرخصی ها در استان ما بنا به دلایلی لغو شده بود و اگر دیر میجنبیدم ممکن بود تا اخر عید در محل اداره بمونم پس تا اونجا که تونستم از شهر مون دور شدم
  18. اگر عکسش رو دیده باشید حین پرکردن بشقابش یه خانم رفت جلو و همونجا انلاین از خجالتش در امد و کلیپش هم منتشر شد وگرنه شاید این کار رو نمیکرد
  19. در نهایت از جمله پدیده های جالب این سفر اختلاف افق بود درست در حالی که که در مشهد شما ساعت چهارو نیم باید برای نماز بلند بشید در تبریز حدود 6 بلند میشید و فکر کنم در ایام زمستان در تبریز میشه بلند شد و صبحانه خورد و رفت سر کار بعدش نماز صبح رو اونجا خوند در اوایل سفر با یک اصفهانی مواجه شدم که بهم گفت چرا اومدی اینجا همون شهر خودتون بهترین مکان برای تفریح هست که بعد از بازگشت متوجه شدم از نظر اب و هوا و مناسب بودن مکان و جغرافیا همین استان خودمون بهترین جاست و درست میگفت گرانی هزینه ها در مسافرت خصوصا مشهد و گیلان اثر خوبی روی مسافر نخواهد داشت برای مثال شما اگر نخود و کشمش ، لواشک و لبنیات و زیتون و مشتقاتش آجیل و .... با قیمت مناسب میخواهید بیایین گرگان خرید کنید و در اماکن تفریحی نمیدونم به چه دلیلی گرانتر از حاهای دیگه ست بهتر بود بجای حیلی از کارهای تکراری و بی بازده مثل صید غیر مجاز و بی رویه حیوانات و زیر کشت بردن و دست اندازی به اراضی طبیعی ، تور سیاحتی برای گردشگران راه اندازی بکنن درمازندران و گیلان همونطوری که تورمراسم گلاب گیران کاشان و بازدید از محل خانه شعرا در سالگرد تولدشون و یا تورهای سیاحتی برای نشای برنج در تایلند برگزار میشه من حتی به این فکر میکنم که مثلا گردشگران با ثبت نام بیان علاوه بر نشا کردن عملی برنج در زمینهای گلی اسم فرد رو روی یکی از بوته هایی که خودش نشا کرده پلاک گذاری بکنن و در موقع درو همون بوته رو براش پست کنن مگر روی دانه برنج اسم افراد رو نمی نویسن ؟؟؟ اینم یکی از روشهای جذب توریست و ایجاد خاطره برای وی هست یا در مسیر مهاجرت پرندگان مسافرا رو بیارن و مثل ونیز و پاریس که کبوترا با مردم همزیستی دارن ، برنده ها هم در فاصله کمی با توریستها نشست و برخاست کنن از پهن کردن تور روی آب و روی هوا برای صید شون که بهتره و منقرض هم نمیشن و همین رو برای زمان مهاجرت ماهی ها از دریا به رودحانه ها که به دلیل صید ماهیان ماده تخمکذار در حال نابودی نسلشون هستن راستی این رو بگم که از بندرگز و بندر ترکمن شما به جزایر سه گانه آشوراده میتونید دسترسی داشته باشید که در دهانه خلیج گرگان قرار دارن من تا اینجا به نوشتن در مورد سفرنامه خاتمه میدم و امیدوارم بتونیم دیدارهای بیشتری رو رقم بزنیم البته میخواستم درمورد برخی تحربیات شخصی هم بنویسم که فکر کنم تا همینحا هم زیاده روی کردم
  20. اتفاقا شماره ایشون رو داشتم و تماس گرفتم اما گویا سیمکارتش غیر فعال شده بود اگر هم جواب میداد شاید نهایتا 10 دقیقه باهاش ملاقات میکردم چون زمان کافی نداشتم
  21. با عبور از مازندران و رسیدن به ابتدای حوزه استحفاظی گلستان انگار باری از روی دوش بنده برداشته شده بود ولی باز هم این وضع باعت نشد تا سرعتم رو افزایش بدم که نتیجه این اتفاق رو یک 206 عجول پس از سبقت گرفتن از ما به نمایش گذاشت و با انحراف و برخورد به بلوار وسط جاده عاقبت خوبی برای خودش زقم نزد شهرها با توجه به آشنا بودن نامها و متر به متر جاده دیگه برام طولانی به نظر نمی اومد و دیدن پلاکهای 59 نوید نزدیک بودن گرگان رو به ما میداد در نهایت این سفر از مبدا منزل و به مقصد منزل مون با طی تقریبا 3500 کیلومتر بدون جریمه و در نوردیدن شهرهایی از شرق کشور تا غرب کشور و دیدن دو عزیز انجمن در ساعت 7 عصر 14 فروردین به اتمام رسبد و اگر شرایط جوی در ایام عید اجازه میداد جناب لطافتی هم در برنامه ما قرار داشت که نشد مهمترین مساله ای مه هرکسی باید درنظر بگیره اینه که شاید شما دوره سوروایول رو گذرانده باشبد و خرس شکار کرده باشید اما افراد ضعیف و کودکان توانایی شما رو ندارند و حتما موجبات رفاه اونها رو تامین کنید داشتن زنجیر چرخ زاپاس سالم و عینک و لباس مناسب در طول سفر همچنین مقداری روغن ترمز و روغن موتور و لامپ و لوازم یدکی میتونه سفر رو مطمئن و کم ایراد بکنه قبل از سفر از از عدم جریمه بودن خودرو و تمدید بیمه و مدارک اطمینان داشته باشید افراد خوب و بد همه جا هستند و لازم نیست با یک موضع گیری واحد با همه برخورد کنیم و بیخود با افراد ناشناس شوخی نکنیم در جاده های ناشناس با افراد ناشناس کورس نزاریم که میتونه خسارت بار باشه در سفر زیاد به هتل ها و مسافرخانه ها وابسته نیاشید و از طبیعت لذت کافی رو ببرید شناخت مسیر اطلاع از وضع اب و هوای پیش رو در شهرها نه در شهر خودتون میتونه طی مسیر رو آسان کنه رعایت قوانین رانندگی و الویتها بیشترین امنیت و آسایش رو برای شما به همراه داره حتی اگر در تابستان به کویر سفر میکنید از لباس گرم غافل نباشید برنامه سفرتون یک روز کمتر از تمام روزهای تعطیلات باشه تا اگر بنا به هر علتی با مشکل مواجه شدید بتونید به موقع خودتون رو به منزل برسونید خانواده و بستگان رو از محل و مکان خودتون با خبر کنید تا اگر حادثه ای رخ داد بدونن در کدام شهرها دنبال شما باشن اما بهشون فخر فروشی نکنید که آرزوی مرگتون رو نکنن خخخخخ
  22. شهرهای مازندران به لطف فشردگی مکانی در فاصله کمی از هم قرار دارن و به سرعت با عبور از امل و بابل به شهر قائمشهر و پش از اون به ساری میرسید که البته قائمشهر نیز مثل امل به جاده های منتهی به تهران مثل هراز و فیروزکوه منتهی میشن و صد البته ترافیک ماشینهای تهرانی قبل و بعد این شهرها قابل توجه هست البته در ساری اخیرا یک کمربندی راه اندازی شده که شما رو از ترافیک وحشتناکش تا حدی دور میکنه (همینقدر بگم که در یکی از مسافرتهام با اتوبوس ؛ عده ای از مسافران پیاده شدند و به نانوایی کنار جاده رفتند و صف ایستادن تا نوبتشان شد و نان گرفتندو برگشتند به داخل اتوبوس و در این فاصله زمانی نسبتا زیاد فقط 100 متر جابجا شده بود) با عبور از وسط شهر ساری شما میتونید میدان معروف ساعت و رود تجن رو ببینید و البته مدتها کم آبی اون باعث شد تا از بسترش به عنوان معدن شن و ماسه بهره برداری بشه و هم اکنون هم بارندگی ها نشون داد که این توانایی رو داره تا متجاوزین رو ادب کنه به هر صورت جاده صاف ساری تا انتها صاف نیست و در انتها با خرابی جاده و سرعت زیادتون ممکنه صدمه ببینید پس احتیاط کنید اما پس از پشت سر گذاشتن ساری شما تا نزدیکای گرگان از جاده ای برخوردار میشید که اتوبان قم هم به کیفیت اون نیست و عوارضی هم نداره فقط این فاصله شهرهایی مثل سورک بهشهر نکا گلوگاه از مازندران و نوکنده بندرگز کردکو از گلستان رو پیش رو دارید که در این شهرها بهتره اندکی سرعتتون رو کم کنید در جاده های مازندران یکی از تهدیدات جاده ای حضور نیسانهای عبوری هستند که میتونن با فاصله 10 سانتی شما بدون بوغ و راهنما زدن ازتون سبقت بگیرن و در خود مازندران بهشون میگن "گاو آبی" بخاطر رنگشون و سبک رانندگی شون پس شما مواظب باشید که حتما فاصله تون رو حفظ کنید وگرنه خودتون صدمه میبینید و جرو بحث با گاو هم نتیجه ش معلومه دیگه البته اگر اهل سیاحت هستید در بهشهر منطقه عباس آباد اون دارای یک مکان تاریخی از زمان صفوی هست که در ارتفاعات یک برج دیده بانی در وسط یک ابگیر ساحته شده و امکانات مهندسی جالبی جلوی چشم شما قرا ر میگیره که جهت مقابله با ازبکها استفاده میشد و در شرق و بیرون ساری پارک جنگلی شهید زارع قرار داره و مکان مناسبی برای چادر زدن هست که البته هزینه هم داره و در کمربندی بهشهر و البته نکا شما میتونید با رفتن به سمت زاغمرز به بندر امیر اباد و شبه جزیره میانکاله برسید و از اونجا شما نیروگاه نکا رو ببینید که سهمی از بمبارانها در جنگ رو به خودش اختصاص داد و در روبروی شما در بندر امیر اباد علاوه بر مکان های ساحلی شما سکوی نفتی و کشتی های در انتظار ورود به بندر رو از فاصله دور میتونید ببینید همینطور یکی از ایستگاههای رادار مربوط به IBX
  23. شب هنگام پس از صرف شام و اندکی استراحت گرچه بدنم نیاز به استراحت داشت اما بهترین زمان رو از دست دادم و ابرهایی که پشت سر گذاشته بودم به لطف نبود ترافیک و سرعتگیر در اسمان خودشون رو به من رسوندن و یک شب بارانی و سرد رو رقم زدن تاجایی که مجبور شدم از بحاری ماشین استفاده کنم و از دریا هم فاصله بگیرم تا اندکی از رطوبت محیط کم بشه و این وضع تا صبح ادامه داشت صبح با اینکه جاده خلوت بود اما هوا مناسب نبود و تا ساعت 11 روز و گرم شدن هوا فرصتی شد تا خانواده رو به محیط اطراف ببرم و گردشی داشته باشن و اینطوری از فرصت بدست امده نیز استفاده کافی رو بردیم و مختصری هم صبحانه خوردیم کم کم با سرحال شدن همگی و گرفتن مقداری خوراکی راهی شدیم تا اینکه شهرها رو یکی یکی طی کنیم البته با حوصله با وجود اینکه ما در 14 فروردین به سر می بردیم اما برخی تهرانی ها بنای برگشت نداشتند و در روزهای باقی مانده تا جمعه تلاش داشتند از محیط لذت ببرند که این خودش به معنای ترافیک دیگری بود به هر روی در شهرهایی که از وسط اونها عبور کرده بودم اینبار از کمربندی شون و اونهایی که ازکمربندی شون عبور کرده بودم از وسط شهر عبور کردم دلیلش خیلی ساده ست ، در مسیر رفت در نقاط مورد نظر ترافیک قفل بود و مسیر های انتخاب شده برای برگشت ترافیک بهتری داشتند بجز شهر بابل که خرابی جاده ها و اقدامات تعمیراتی و الحاق چند فرعی به اصلی و حضور کامیونها و افتاب گرم اونجا تا حدی اذیت کرد که درواقع به جرات میتونم بگم این سفر عصاره مسافرت در 4 فصل ایران بود و تمام پدیده های جوی و جاده ای رو تجربه کردم نکته : وجود یک عینک آفتابی نه جندان گران ولی مناسب از خستگی جشمان شما کم میکنه و در محیطهای افتابی و برفی حتی شب نیز نیازمند استفاده هستید اگر مسیر یک خط صاف مثل مسیر بینالود به نیشابور بود شاید در کمتر از 3 ساعت منزل بودیم اما جاده های شمال جاده هایی زنده هستند و شما به ندرت مکانی رو در کنار جاده ها میبینید که خانه ای مغازه ای یا زمین کشاورزی قرار نداشته باشه و در عین معضل بودن یک مزیت نیز به جساب میاد و شما در صورت خرابی ماشین نگران حاشیه های اون مثل نقاط کویری نیستید نکته : تا حد امکان از ترافیک درون شهری شهرهای بزرگ مازندران پرهیز کنید اما اگر 4 جهت اصلی رو بدونید ورود و خروج به شهرها به لطف دریا و کوه ها آسانتر از شهرهایی مثل مشهده ما حتی وقتی توی تبریز با ادرسهای متفاوت مواجه شدیم به لطف همین مسیر یابی 4 جهت و نقطه نشانی های چشمی برگشتیم به مکانی که جناب سروان برامون تدارک دیدن پس جهت یابی رو از خردسالی با بچه هاتون تمرین کنید
  24. تقریبا نزدیکهای ساعت 10 شب بود که از مرز گیلان عبور کرده و با دیدن پلاکهای 82 و 72 و همینطور شیب ملایم تر سرعتگیرها متوجه شدم وارد مازندران شدن و گامی دیگه به خانه خودمون نزدیک شدم نکته :پلاک ساری 62 ،پلاک خودروهای شرق ساری 72 و غرب ساری 82 هستند نکته : در شهرهای شمالی سعی نکنید به زبان اونها حرف بزنید چون این ترفند رو خودشون برای اینکه نشون بدن هم محلی هستند استفاده میکنن و برای تخفیف گرفتن یا جریمه نشدن و یا موارد دیگه استفاده میکنن و به نوعی حرکت شما رو زرنگ بازی ناشیانه تلقی میکنن و شاید مشکلاتی پیش بیاره نکته: تنوع لهجه در شمال بسیار زیاده و یک کلمه در هر شهری متفاوت تلفظ میشه و گاه میتونه دردسر ساز باشه مثلا یک بنده خدا اهل نور در همکلامی با یک بهشهری یا گلوگاهی (دقیق بادم نیست) از کلماتی درمحاوره استفاده کرد که برای اونها فحش به حساب می اومد که شخصا اون بنده خدا رو توجیه کردم که داستان چیه وگرنه کم مونده بود کار به جاهای باریک بکشه پس فارسی صحبت کنید بهتره در شهرهای غرب ساری که مناطق لوکس کشور به حساب میاد کافیه مدل ماشین شما اندکی بالا باشه یا پلاک شمال نباشه اونوقت ممکنه افرادی خودشون رو جلوی ماشین شما بندازن و برای گرفتن دیه اقدام کنن اگر این مشکل براتون عذاب آوره بهتره از این دوربین کوچولوها پشت آینه وسط نصب میشن تهیه کنید تا بتونید اندکی روند دادرسی رو به نفع خودتون تغییر بدید. سطح رطوبت در غرب مازندران و گیلان بسبار بالاست و ممکنه یک حوله حمام تون 3 روز طول بکشه تا خشک بشه مراقب بیماریهای مفصلی و پوستی و خصوصا انگلی باشید. تجربه زندگی با مردم مازندران نشون داده شهرهاشون دو به دو با هم رقابت و اختلاف دارن پس لهجه مازندرانی تون رو برای خودتون نگه دارید . ممکنه کنار ساحل نشستید یکی بیاد اول یک کیسه برنج یا هرچیزی رو بهتون بفروشه و وقتی نخرید شروع میکنه به ذکر بدبحتی هاش که در نهایت یه پولی از شما بکنه پس نزارید بهتون نزدیک بشن ضمنا اکثر مازندرانی ها بخشی از منزلشون رو به مسافرین کرایه میدن پس نگران وضع مالی اونها نباشید اگر هم در مازندران خصوصا غربش منزل اجاره کنید میبینید که بیشتر از 9 ماه باهاتون قرار داد نمیبندن و 3 ماه تابستان رو بصورت روزانه کرایه میدن (بیشتر از این نمیخوام بگم اگر علاقه داشتید بگید تا جداگانه بگم) به هر روی نزدیکای ساعت 12 با وجود جاده خلوت و بی نظیر و همینطور فاصله 350 کیلومتری طول مازندران (معادل 4 ساعت رانندگی) بخاطر خستگی جسمی و چشمی که دنبال سرعتگیرها زوی جاده بودم ترجیه دادم یک روز دیر تر برسم اما ننگ تصادف احتمالی رو به جان نحرم عزیزان راننده خوب میدونن که وقتی در مورد رانندگی شون توی فامیل بد گفته بشه چقدر بهشون بر میخوره و شب رو به یک پلاژ در کنار دریا رفتیم و خوابیدیم جالب توجه اینکه چون 13 بدر تمام شده بود دیگه از گرفتن کرایه و ورودی و پارکینگ خبری نبود و ما بودیم و دریا و نم محیط که اجازه چادر زدن رو نداد و در عوض توی ماشین از زیتونهای لاهیجان لذت بردیم (جای شما خالی) تصمیم گرفتم بجای اجیلی که حین تماشای فیلم استفاده میشه زیتون رو جایگزین کنم تا از مزایای اون هم بهره ببرم و از نظر قیمت هم تفاوت چندانی نداره و گاها ارزانتره شما هم امتحان کنید
  25. به هر صورت اونچه که وجودش بیشترین اهمیت رو داشت حوصله و احتیاط در رانندگی بود وگرنه این سفر به پایان نمیرسید و تمام تلاش خودم رو برای حفظ ارامش و تمرکز بر جاده معطوف کردم تا اینکه اولین دو راهی به سمت تهران و کرج رو رد کردیم و اندکی از ترافیک جاده کم شد من یک نکته دیگه رو بگم در کشور ما منابع کم نیست ولی مدیریتش رو بلد نیسیتیم مثلا در لاهیجان کافیه شما چند قدم در کنار مغازه ها پیاده روی کنید تا ببینید که چای خشک های قدیمی شون رو به عنوان خاکبرگ زیر گلها و درحتها استفاده میکنن در شهرهای حاشیه دریاچه ارومیه سیب زمینی مازاد رو شخم میزنن تا کود سال بعد بشه و هندوانه مازاد در سیستان و سایر مناطق بخاطر همین عدم مدیریت در خرید از کشاورز محصولات به هدر میره در عوض واردات همون رو با کیفیت پایینتر از خارج داریم و به این مساله شما اقتصاد تک محصولی کم بازده و زمان تلف شده از کشاورز و کود و سم وارد شده به زمین و آبی که صرف تولید محصول دور ریز شده رو اضافه کنید تا بحران سو مدیریت کشور رو درک کنید همونطور که در بخشهای قبلی گفتم نبود راهنما و مردم ناآشنا با محیط تاریخی و جغرافیایی خودشون میتونه مسافران رو به نقاط کلیشه ای وتکراری و یا به استانهای دیگه سوق بده در حالی که اگر یک راهنما وجود داشت میتونستن تور تماشای بازگشت پرندهای مهاجر رو در گیلان راه بندازن و بجای صید غیر مجاز اینحوری درامد کسب کنن البته بنده با شناختی که داشتم و با قرار گیری در مسیر مهاجرت پرنده ها در زمانی که هوا خوب شده بود فرزندانم رو با انبوه دسته های پروازی و نوع اونها آشنا کردم در زمانی که ترافیک به اوج خودش رسید ما در یک دوراهی به داخل رشت گریز زدیم تا علاوه بر استراحت از اماکن دیدنی اون هم بازدیدی کرده باشیم که بجز مقبره میرزا کوچک خان چیز دیگه ای به همین دلایلی که عرض کردم پیدا نکردیم و در نهایت به جاده زدیم نکته جالب توجه اینکه در شهر های گیلان اکثر چهره ها شبیه هم هستند و با کمی دقت میشه این شباهت رو دید در مسیر بازگشت با تاریک شدن هوا بخش زیادی از ترافیک جاده کم شده بود اما همچنان سرعت گیرهایی که تابلوی اونها فقط ار 100 متری هشدار میداد به عنوان تهدید جاده ای مورد توحه من بود فاصله ها طوری بود که به ناچار شما تا 70 کیلومتر برساعت سرعت میگرفتید و اگر کمی از بنده بیشتر عشق سرعت بودید حتما سرعتتون به 100 کیلومتر هم میرسید و ناگهان با این سرعت شما یک تابلو که نشان از سرعت گیر میداد مواجه میشدید چقدر میتونستین از سرعتتون کم کنید؟؟؟ و سرعتگیرها هم به طرز غیر قابل قبولی بلند و تیز بودند در برخی جاهاهم این تابلو یا نبود و اگرم بود در فاصله کمتری نصب شده بود که همین امر صدمه جدی به ماشین من وارد کرد و یکی از کمکهای عقل و بلبرینگهای جلوی اون صدا میکنن در یک جمعبندی کلی از گیلان خوشم نیومد و در سفرهای بعدی تلاش میکنم تا مسیر جایگزین پیدا کنم