Welcome to رهروان ارتش

از اینکه انجمن ما را برای مطالعه انتخاب کردید از شما متشکریم. 

برای استفاده از امکانات انجمن و برقراری رابطه دوستانه با دیگر اعضا لطفا در انجمن ثبت نام کنید

با تشکر

reza21

Rescue Man
  • Content count

    662
  • Joined

  • Last visited

Community Reputation

8082 Excellent

About reza21

  • Rank
    آتش نشان

Contact Methods

  • جنسیت Not Telling

Profile Information

  • شهر tehran

Recent Profile Visitors

282 profile views
  1. با درود خدمت جناب سروان عزيز ممنون از اين طرح درسهاي بي نهايت عالي شما ،جاتون خالي چندين روز مجبوريم براي باز نگري ميدان تير بريم و واقعا بعضي از نوشته هاي شما بعد از مدتهاي مديد بكار من امده،خيلي خيلي از شما ممنونم
  2. با درود خدمت تمامي سروران همانطور كه علي جان فرمودند داخل هويتزر ١٥٥ م م با دريجه كولاس باز جهت گلوله گذاري
  3. بادرود خدمت سروران در مورد عكس مورد نظر ،اين شهيد بزرگوار مجروح بوده از قفسه سينه كه در حال پانسمان زخم خودشون بودند كه توسط هر يك از دشمنان داخلي يا همان عراقيهاي كثيف با تير خلاص به شهادت رسيده ،به دست راست ايشون دقت بفرماييد لوازم پانسمان هنوز در دست شهيد هستش ،خدا لعنت كنه نامرد ترين نامردهاي عراقي را
  4. با درود فروان خدمت استاد وقهرمان جنگ جناب دلخک عزیز سوال شما در مورد کیسه های شن قرار گرفته در اسکیتهای هلی کوپتر کبری :عرض کنم کلیه پرندهای سبک و حتی نیمه سنگین اعم از هلی کوپتر ویا هواپیما در باندهای اماده در جاهای حودشون دارای مقرهایی هستند که به وسیله بندهای مهار بر روی زمین نصب ویا مهار میشن که این بندها از نوع برزتنی ویا همان به اصطلاح عامیانه بند بوکسل نامیده میشه که دارای یه دسته که مثل جگ سوسماری هست وبا بالا بردن اهرم بند سفت میشه بر روی زمین مهار میشدند ودلیل این کار هم همانطور که توضیح دادم مهار کامل پرنده ها بر روی زمینه بکه جلوگیری که از بهم خوردن تعادل پرنده بر اثر باد ویا طوفان و یا جایجایی هوای ناخواسته که در منطقه های عملیاتی و مانوری و یا نمایشگاهها به علت نبود این محلهای ماهار وگیرههای مربوط با استقاده از کیسه های شن ویا وزنهای بتونی مهار شده که الیبه طبق معمول همیشه در کشور ما با بی سلیقگی با این شکل بد و زنده در نمایشگاه قرار گرفتن .در مورد طنابها هم که معلومه باز از خود در اوردگی پرسنل فنی ونبود بندهای مهار ملخ که مجددا از یکه کمربند برزنتی با سایزی خاص که به رنگهای زرد ویا نارنجی و یا قرمز می بایستی باشه استفاده و مهار بشن البته سایز پهناش الان حضور ذهن در مورد اندازه اش ندارم و دلیلشم هم همینجا عرض کنم بعلت اسیب دیدن بدنه با طنابه بعلت قطر کم ان وفشار وارد بر یک سطح و زبری طناب باعث خوردگی رنگ و بدنه پرنده خواهد شد
  5. با درود خدمت تمامی سروران عکس مورد نظر تمیرنات نیروهای رهایی گروگان لشکر 23 نوهد ( کلاه سبزها ) در منطقه پرندک و در بالای یکی از ساختمانهای انجاست عکس می بایستی متعلق به اوایل دهه شصت باشه .که بعدها همانطور که قبلا در تیپ 65 تعریف کردم این نیروها از لشگر جدا شدن وبه تیپ مستقل 65 نیرو مخصوص نغییر نام داده وبه تهران منتقل شدن .این نیروها در یکی از فرودگهای تهران هنوز که هنوز مرکزیت دارنند و داشتن برای رهایی گروگان.
  6. با درود خدمت تمامی سروران مدیر جان مثل اینکه شما هم باید یه کلاس فارسی نویسی بری سلاح عزیز دل برادر . مورد دوم رزمندگان لشگر 23 نوهد یا همان کلاه سبزها که بعدا تبدیلش کردن در سال 1371 به لشکر 23 تکاور کوهستان که بهتر اونها را با استاندارد جهانی ویا امریکایی رنجر بنامیم .البته بنده با افتخاردوران مزخرف سربازی ههههههه را در لشکر 23 نوهد وکلاه سبزی گذارندم که بعد نیروهای ورزیده از ان جدا شدن وبه تیپ 65 نیرو مخصوص تغییر نام دادن وبه تهران انتقال داده شدند از شانس من .
  7. با درود بر همه سروران ممنون ام 60 عزیز خیلی عکس زیبایی
  8. با درود بر همه سروران یه روزی ما با چند تا از بچه های قدیم رفتیم یه کشور خاک تو سری برای تفریح البته بعد از سالها باز جمع ما جمع شد تو این وسط هم یه چهره جدید واراد ما شده بود که دوست یکی از یاران قدیم ما بود کلی از این ور اونور کارهاش برای ما صحبت میکرد .ما عادت داریم به کارهای عحیب غریب برای مثال همه میرفتن شهر گردی وما میریم غواصی / ملت میرفتن کشتی تفریحی ما میرفتیم کایک سواری اونهم مسابقه ای / ملت افتاب میگرفتن تو اقتاب می خوابیدن ما شنا می کردیم برای یکساعت ووووووووواینها را گفتم که اماده بشید واسه یه داستان واقعی ما با یچه ها از هر خاطره ای از عملیاتها مشترکمون گفتیم این دوست دوستمون یکی از هنر نمایهاش برای ما مثال میزد تعریف می کرد واقعا هم درست می گفت ما هم همه انگشت بدهن مونده بودیم که این بابا با این سن کمش چه کارهای کرده کلا کم اورده بودیم الیته چندین بار ازش سوالهای تخصصی کردیم نتوانست جواب بده یه چیز فرعی واسه ما پروند یکی از دوستان ناخواسته جواب داد اونهم زود گرفت تحویل ما داد بقول ما رسکیوها کارجمع کرد . خلاصه یه روز تصیمیم گرفتیم بریم واسه سقوط ازاد جاتون خالی بعد از سالها دور همی حال میداد رفتیم صحبت کردیم با یکی از این شرکتهایی که در این زمینه خدمات به توریستها می داد از ما کارت مدرک پرش خواست ماها هم با نشان دادن کارت ن.م دادیم ولی اون رفیق دوستمون گفت من همراهم نیست خلاصه بنا شد بریم اول البته ایشون با استادبپرنند دفعه بعد هم ازاد ما بپریم خلاصه رفتیم برای یه دوره سیفتی من دیدم این بابا رنگش پریده گفتم خوبی ؟ گفت اره ولی کمی حال ندارم بهش گفتیم تو نیا ؟ اونهم گفت امکان نداره این موقعیت از دست بدهم . خلاصه اومدیم سوار طیاره شدیم هوایماهای مخصوص پرش اصولا از در کنار مخصوص پریدن و بیشترشون هم سایت در شیشه ای مه کل دنیا را میشه دید ما نشسته بودیم چرت پرت می گفتیم به یاد گذشته خاطرتمون مرور می کردیم این بابا هم رنگش بیشتر بیشتر می پرید خلاصه رسیدیم به ارتفاع مورد نظر امدیم بپریم دیدیم این بابا غش کرد اقا ما پریدیم . امدیم رو باند دیدیم واسه اقامون اب قند خارجی درست کردن هرچی دستشونم امد جلو دماقش گرفتن تا سرحال بیاد .حلاصخ داستان بعدا ایشون به حرف امد که از بچگی عشق رنجری این داستانها را داشته توسایتها مایتها میرفته /گاهیم اگر مانوری چیزی بود عکس می نداخته با این علاقه اش مخ دوست ما را زده بود کلی خودش مطرح کرده البته با همون تکنیک قبلیش یه چیز اشتباه می گفت بقیه هم درستش می گفتن اونهم بخاطر هوش ذاتیش می گرفت بخورد دور از جون جمع بخورد مردم عادی میداد ولی خبر نداست که بالاخره یه جا و تو یه جمع به بیب .........میره . البته این داستان ربطی به اف 14 خلبان شهید کریمایی ویار باوفاش نداره ولی شده داستان سرایی بعضی از سایتها بعضی از ادمها کمه فکر می کنن مخاطبشون ابله هستند باز هم عرض می کنم دور از جون جمع خداشاهده اصلا منظورم به این جمع نیستها فقط گقتم دوستان اگاه باشند ایرانو هزار جور شایعه غیره وذالک در مورد همین اف 6062 یه بنده خدایی یه جا خواندم یه مطلبی نوشته بودخدایش فکم خورد زمین اخه زیرو روی طرف ما می شناختیم که سنش اون موقع 24 سالش بود بعد تا هفتاد تخصص بخودش داده بود یه کم دیگه مونده بود بگه من خود خلبانشم . در هر صورت با بودن استادتید در این حمع انشالله به یه جمع بندی میرسیم خداوند خلبانهای اون پرواز رحمت کنه روحشان شاد
  9. با درود خدمت دوستان بنده عندالمطالبه در خدمتم
  10. با دورد خدمت جناب کلافه مدیر محترم احتمالا شما هم جزو همان دسته از دوستان هستید که دلتان برای املا اینجانب تنگ شده والبته که یکی از رفقا از املا بنده بسیار ایراد می گرفتن ولی در یکی از ارسالشان روی بنده را سفید کردن حالا بماند که معروف به مهندس هستند واهل استان گلستان هم هستند فقط به خاطر اینکه ریا نشه اسمش نمی گم
  11. درود بر شما و کلیه دوستان عزیزم شرمنده از اینکه نتوانستم در خدمتمان باشم متاسفانه بعلت مشکلات شغلی وکمی کمبود زمان که همیشه با ان گریبانگیر هستم انشالله بتوانم از بین بعد شاید بتوانم کمی بیشتر در جمع یاران ودوستان عزیزم باشم
  12. با درود بر تمامي عزيزان و فونيكس عزيز فونيكس صد در صد جناب دكتر تحقيقات كاملي در مورد اين موضوع انجام دادند و شك نكيد كه بدليل اضطرس شديد و ترشع هورمانهاي ادرنالين و كورتيزول هزاران واكنش فيزيكي و شيميايي در بدن پيش مياد كه مي تونه باعث اين موارد خاص بشه كه بارها خودم اين موارد را ديدم و در زمان عمليات لمس كردم و حتي دچار پانيك تنفسي شدم . حالا در مورد شهيد قادر اسدي مي خواهم يك سناريو براي مثال ايجاد كنم البته اصلا قصدم جسارت به اين شهيد و همرزم دلاور ايشون نيست و فقط يك سناريوست اتفاقات مرور مي كنيم بمباران عادي و يك ماموريت نرمال كه ناگهان همه چي برعكس مي شه هوابيما صدمه شديد مي بينه و خلبان شروع به كنترل فرامين چه اتفاقي در داخل بدن در حال افتادن بدليل اضطرس شديد مي شه و هورمونهاي ادرنالين و كورتيزل رها مي شند ضربان قلب شديد مي شه بدن تعرق پيدا مي كنه واكنشها سريع و در بعضي اوقات در مورد خلبانان شكاري كه از نظر ضريب هوشي و كنترلي از انسانهاي معمولي بالاتر مثل يك انسان معمولي غير قابل كنترل مي شه و حالا هواپيما دچار اتش سوزي شده ،هيدروليك از دست رفته ،راديو همكار هي سعي بر رهايي از اين شرايط داره و از روي زمين هم همين واكنشها هست و خلبانه هواپيما و جان خودشو و همكارش ادرنالين و كورتيزل در صدش به بالاترين حد رسيده و ضربان شديد و خون بسيار زيادي به سمت مغز ميره و حالا لحظه ايجكت فشار چندين برابر جي و تمامي خون به سمت پايين بدن و حالا رها شدن با همان حد ضربان و متاسفانه اتفاق مي افتد ودر كمترين صدم ثانيه سر جدا ميشه بعلت سرعت شديد قطع سر يك سري از واكنشها كه در گذشته به قسمتهاي بدن فرمان داده مثلا راه رفتن ، حركت دست و خيلي واكنشهاي خاص وارگانهاي داخلي كار نرمال خودشون همانطور كه گفتم در حال انجام هستند و سر جدا شده خوب خون بدليل ضربان شديد قلب پمپاژ مي شه بسمت سر و مغز ولي شريانها بريده شدن و خون بشدت از بدن خارج مي شه و بعلت پيجدن چتر و حركات ان هر چه خون در بدن باشه مطمنن مي تونسته از بدن شهيد خارج بشه و در ضمن اورگنهاي ديگر هم بدليل درد شديد و نياز به خون بصورت نرمال مابقي خون را دريافت مي كردند . شرمنده از عزيزان يكي از روشهاي تشخيص حادثه نوشتن سناريوهاي مختلف ولي چون حادثه شهادت شهيد اسدي اولين حادثه جهان نبوده و در جهان هزران بار از زمان ساخت هواپيما و چتر نجات و بعد صندلي خروج اضطراري اتفاق افتاده كاملا اين قسمتش مي تونه درست باشه !همانطور كه بارها و بارها در كلاسهاي دانشكاه و دوره هاي مختلف مرور كرديم و فيلمهاش ديديم ،واقعا مرگ سريع ولي دردناكي بوده و خدا رحمتشون كنه . فونيكس عزيز با شناختي كه نسبت به كار پدرم دارم و پدر خودم ايا امكان داره سلاحي در هوابيما بارگيري بشه و نوعش را خلبان ندون و از ان اطلاع پيدا نكنه و بعد برگهاي چك ليست امضا كنه . با عرض معذرت از همه هوابيماي دوم صاعقه من دقت نكرده بودم به فيلم چون سه سال قبل فيلم ديده بودم شرمنده از همه ،ولي قبل از هر گونه خارج شدن كنترل هواپيما دو خلبان از هواپيما خارج شده بودند