Welcome to رهروان ارتش

از اینکه انجمن ما را برای مطالعه انتخاب کردید از شما متشکریم. 

برای استفاده از امکانات انجمن و برقراری رابطه دوستانه با دیگر اعضا لطفا در انجمن ثبت نام کنید

با تشکر

حسنعلی ابراهیمی سعید

قهرمان نزاجا
  • Content count

    2,997
  • Joined

  • Last visited

Community Reputation

13695 Excellent

2 Followers

About حسنعلی ابراهیمی سعید

  • Rank
    دلاور زرهی

Contact Methods

  • جنسیت مرد

Profile Information

  • شهر تبریز

Recent Profile Visitors

2,720 profile views
  1. به ابوسعید ابوالخیر،گفتند : فلانی قادر است پرواز کند، گفت:این که مهم نیست، مگس هم میپرد. گفتند:فلانی را چه میگویی..؟؟روی آب راه میرود..!! گفت:اهمیتی ندارد،تکه ای چوب نیز همین کار را میکند. گفتتند: پس از نظر تو شاهکار چیست..؟؟ گفت:این که در میان مردم زندگی کنی ولی هیچگاه به کسی زَخم زبان نزنی،دروغ نگویی، کلک نزنی٬دلی نشکنی ٬از اعتماد کسی سوءاستفاده نکنی و کسی را از خود ناراحت نکنی. این شاهکار است...!!!
  2. کهنه سرباز کشف جدید دیشب بعد از خبر ساعت 21 و پیگیری اخبار اعلام تحریم های جدید توسط دولت دونالد ترامپ و ایالات متحده آمریکا همینجوری نشستم یه حساب کتاب سر انگشتی از حقوق کهنه سربازی و وضعیت اقتصاد خانواده در این روز ها نمودم به چند مسئله بسیار مهم پی بردم که جالب است شما دوستان و هم سنگران و همرزمانِ سی چهل سال مبارزه با آمریکا و خدمت به نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران بدانید. اولاً منِ خاک بر سر تا حالا فکر می کردم این حقوقی که ما بعنوان بازهای نشسته نیروهای رزمی ارتش جمهوری اسلامی ایران دریافت می کنیم، حتما برابر با چند هزار دلار پول رایج ایالات متحده آمریکا میشه وقتی دو دوتا چهار تا کردم با کمال نا باوری و شرمندگی در مقابل حاج خانم و بچه ها تازه متوجه این موضوع شدم که حقوق افرادی که سال ۵۸ - ۵۹ دیپلم گرفته، هشت سال با توپ و تانک و مسلسل با ارتش بعث عراق و ایالات متحده آمریکا، اتحا جماهیرشوروی سابق، ارتش تمام کشورهای عربی بجز سوریه، و تمام کشورهای اروپایی، و... با فشنگ و نان و آب جیره بندی و کوپنی جنگیده و پس از جنگ هم از پاک سازی میدان مین و تفحص شهدا تا خدمات آموزشی و آمادی و....خلاصه سی سال با وجود مجروحیت و بیماری خدمت کردن، هر ماه فقط و فقط حدود ۲۰۰ دلار آمریکا حقوق می گیرند بله واقعاً 200 دلار برای یک ماه امرار معاش پدر بزرگ ، مادر بزرگ ، فرزند ان،عروس و داماد ها و تمام نوه ها و دیدن ها، ختنه سوران ها، عروسی ها، فاتحه ها و مهمتر از نان و آب و برق و گاز و...پول شارژ همراه اول و ایرانسل و قسط خانه و ...خلاصه منجر و موفق به کشف موضوعی شدم که نه تنها می توان آنرا معجزه قرن نامید بلکه بیشتر شبیه به شق القمر دانست و آن مسئله مهم که من امشب آنرا مثل کریستف کلمب که آمریکا را کشف کرد کشف کردم اینه که آیا در قرن بیست و یکم و در بزرگترین دانشگاه های جهان اقتصاد دانی پیدا میشود که، ادعا کند در علم اقتصاد، می تواند با حاج خانم های بازهای نشسته نیروهای مسلح ایران رقابت کند (مسابقه بدهد) و علم و دانشی که در زمینه اقتصاد آموخته را عملاً اجرا کند و با ۲۰۰ دلار حقوق ما در یک ماه تمام کلیه اجناس و اقلام مورد نیاز خانواده را تهیه وتدارک نموده و ضمن تداوم ادامه تحصیل دانشجویان در دانشگاه آزاد اسلامی و دانش آموزان خانواده از مرگ اعضای خانواده بعلت گرسنگی جلو گیری نموده و حتی همیشه در رقابت های چشم و هم چشمی داخل خانواده فامیل، جزء نفرات برتر باشد میگم اگر من بجای رئیس جمهور بودم یکی از مادران غیور از این تیر و طایفه (بازهای نشسته ) را یا وزیر اقتصاد و یا مشاور، و وزیرِ در سایه می گذاشتم. بدون شک و تردید وضع دولتم بهتر از امروز بود زن های شیر زنهایی هستن با دکترای واقعی اقتصاد
  3. ولایمکن الفرارمن حکومتک یا رب ارحم ضعف بدنی: از ما کهنه سربازان ، برای نسلهای آینده و اگر دوباره جنگی آمد، و تو را دعوت به نبرد کردند، میدانی چه بگویی؟ آری از قول ما کهنه سربازها بگو؛ به خدا ما دنبال جنگ نرفته بودیم. او آمد بی‌هیچ استدالی و منطقی، ماابتدا می‌جنگیدیم که کشته نشویم، اما بعد جنگ یادمان داد بکشیم تا کشته نشویم، عده‌ای از ما رنگ رزمندگی گرفتند وعده‌ای هم ،رنگ رزمندگی به خود پاشیدند، تعدادی جبهه نیامده راوی جنگ شدند! وعده‌ای شهید شدند تا آینده زنده بماند! اما نه آینده‌ای به این شکل!! راستی ما باید چه می‌کردیم؟ عده‌ای آمده بودند تا آدم حسابی شوند، عده‌ای آمدند تا بی‌پیکر شوند. و عده‌ای نیز پیکر تراش! در جبهه حس عاشقی و معشوقی جریان داشت.و ما جز جنگیدن چاره‌ای نداشتیم! آیا میتوانستیم دفاع از کشور ومردم را رها کنیم و گورمان راگم می‌کردیم و برمی‌گشتیم شهرهایمان !؟ و دزد غافله‌ی نفت می‌شدیم؟ یا دزد دکل ساخته نشده اما فایناس شده با دلار نفت در عالم تحریمی آلوده؟ ما هم ، آینده را برای خود ترسیم کرده بودیم، اما جنگ۸ سال نزدیکتر از آینده بود، جان عزیز بود ولی پای عشق هم در کار بود، در جبهه ها رقص مستانه‌ی شهدا غوغامی‌کرد و ما چه باید میکردیم؟ آیا نباید یوسف می‌شدیم؟وبر روی مین !!میرقصیدیم؟ و میخانه‌ی فکه را رونق می‌دادیم؟ ودروازه‌‌ی خرمشهر را آذین نمی‌کردیم؟ باور کنید ای نسل‌های بعد، ما جوانِ جوان رفتیم، پیرِ پیر برگشتیم! حال شما بگوئید ماچه بایدمیکردیم؟ می‌گریختیم که کوفی مسلک شویم؟ که اعتقاداتمان به نرخ دلار و سکه حراج نشود؟ که نام لشکرمان را بر پیشانی بانکی رباخوار ننویسند؟ ما باید چه خاکی بر سرمان می‌کردیم که امروز سرکوفت نشنویم!؟ بله نسل‌های آینده قرارمان این نبود راستی اگر دوباره جنگی آمد و شما را دعوت به جنگ کردند!! از قول ما بگوئید: رزمندگان ، به بعدازجنگ هم بیاندیشید! وقتی ارزش‌ها را در خاکریزها جا گذاشتیم و ارزشهاعوض شد، عوضی‌ها ارزشمند شدند! امروز خوب بنگرید ،چگونه ما را غریبه می‌پندارند! باور کنید،آنروزها ماقطار قطار میرفتیم..واگن واگن بر می گشتیم، راست قامت میرفتیم، کمر خمیده برمی گشتیم، دسته دسته می رفتیم و تنهای تنها برمی گشتیم! بی‌هیچ استقبال و جشن و سروری، فقط آغوش گرم مادری چشم انتظار. و دیگر هیچ.......! اما ایستادیم. شاید به پرسید پس ما چه مرگمان بود؟ باور کنید ما هم دل داشتیم، فرزند و عیال و خانمان ‌داشتیم، اما با دل رفتیم، بی‌دل برگشتیم، با یار رفتیم با بار بر گشتیم، با پا رفتیم، با عصا بر گشتیم، باعزم رفتیم، با زخم برگشتیم، پر شور رفتیم،با شعور برگشتیم! ما اکنون پریشانیم، اما پشیمان نیستیم! ما همان کهنه سربازان پیاده‌ایم که سواری !!نیاموخته‌ایم! ما به وسوسه‌ی قدرت نرفته بودیم!! می‌دانید تعداد ما در ۸ سال جنگ چند نفر بود؟ ۳/۵ درصد از جمعیت ایران! اما مردانگي را تنها نگذاشتیم، ماغارت! را آموزش ندیده بودیم، رفتیم و غیرت را تجربه کردیم. اکنون نیز فریاد می‌زنیم که اینان از ما نیستند، این حرامیان قافله‌ی اختلاس!! از ما نیستند. گرگانی که صد پیراهن یوسف رادریده‌اند، باورکنید این خرافات خوارج‌‌‌پسند، وصله ی مرام ما نیست، ما نه اسب امام زمان دیدیم، نه بی ذکر حسین جنگیدیم. لیکن ما استخوان در ‌گلو، از امروز شرمنده‌ایم، با صورتی سرخ ودستانی که در فکه جا مانده است! اکنون شما بگوئید ما اگر نمی‌رفتیم چه باید می‌کردیم با دشمنی که به امتداد قادسیه آمده برای هلاک مردم و میهنمان ایران؟! ما را بهتر قضاوت داشته باشید ، جز اندکی از ما که آلوده شدند و شرافت خود را فروختند. درود به روان پاك شهيدان راه حق وآرمان هاي والاي انقلاب اسلامي کهنه سرباز ارتش ایران اسلامی حسنعلی ابراهیمی سعید
  4. : سردار رجزخان، کمی دیرشده سردار قاسم سلیمانی عزیز هرچند که کسی جرات نمی کند تواین کشور به شما و حدود پنجاه سردار همه کاره این کشور خرده ای بگیرد، اما مجبورم خاطره ای را برایت تعریف کنم تا حداقل ثبت شود که این ملت نیست که نمی داند. حتما خوب یادت هست که لشکر ۴۱ ثارالله را شما و فرماندهان سپاه چگونه به خاطر خودخواهی اتان در آخرین عملیات سازماندهی شده بیت المقدس هفت در منطقه عمومی شلمچه به کام مرگ بردید. فقط بخاطر اینکه می خواستید وانمود کنید که هنوز می توانید شما ها آنقدردر فدا کردن بچه های مخلص این ملت تبحر دارید که با مارش های پخش شده از تلویزیون چند صحنه را صحنه سازی نموده تا با سوختن چند تانک و اسیر کردن چند عراقی خیل بچه های شهید شده از گرمای بالای ۵۵ درجه را پنهان نمایید. هیچگاه یک گزارش واقعی از هیچکدام از عملیات هایی که بخاطر نداشتن سواد نظامی و تدبیر و درایت شکست خورده وگردان گردان تلفات داشته ایم را نداده و نمی گذارید داده شود.‌تعداد معدودی فرماندهان مانند همت و باکری و خرازی را کرده اید پیراهن عثمان و می کوبید بر سر هرکس که‌منتقد شماها می باشد. سردارانی که بایستی در پیشگاه ملت جوابگو یا بهتر بگویم‌محاکمه شوند که چرا بعد از فتح خرمشهر ۶سال جنگ را ادامه دادند و آخرش هم جام زهر به امام خوراندند و با دست خالی پای پذیرفتن قطعنامه رفتیم. اکنون به چه دلیل شما باید برسیاست و اقتصاد و جان و مال مردم مسلط شوید.‌شما حق ندارید از شهادت طلبی از ایثارگری و از حضور رزمندگان که یکی از آنها من بودم سوء استفاده نمایید. اکنون شما ها بیشتراز "بیت المقدس هفت "نه نیرو دارید و نه سواد نظامی همانطور که لشکر ۴۱ ثارالله را شما و یگان های دیگر را دیگر فرماندهان به کام مرگ سه جانبه " آتش دشمن و آتش طبیعت و آتش خودخواهی " اتان کشاندید و جنازه ها را زیر آفتاب سوزان رها کرده و فرار را به اسم عقب نشینی بر گزیدید چه معلوم امروز هم آتش جنگ با آمریکا را بر افروزید و بعد مردم را تنها زیر آتش رها نکنید. شما اکنون نه اندازه ان زمان نیرودارید و نه مردم به شما اطمینان دارند. بعید نیست بچه های مردم را در ساحل بندر عباس در دهان ناوهای آمریکایی رها نکنید سردار سلیمانی عزیز یکبار دیگر با چهره خود خواهانه شما در جنوب کرمان منطقه محروم اورتین بارز روبروشدم.‌همان‌موقع که فرمانده قرارگاه جنوب شرق بودید و طرحهای با بوق و کرنای اتان قرار بود فقر را از سیستان وبلوچستان بزداید و امنیت بکارد. میلیاردها هزینه کردید و اخرش هم با اتش شدید یک تعدادی کپر و کپرنشینان را به اتش کشیدید!! هیچ کس گزارشی نداد که چه قدر پول ملت را خرج کردید و دستاورد شما چه بود و امنیت پایدار منطقه چی شد!؟ سردار عزیز یادت باشد صدام می گفت گرفتم... گرفتم‌ ...مهم نیست دارم دارم مهم است. فاو را خون بچه های مخلص گرفت اما خود خواهی و بی تدبیری شما فرماندهان عالی رتبه سپاه بر باد داد . ایا مگر غیر از موج انسانی ما سلاح و تدبیر دیگری داشتیم.‌ اینقدر باد در غبغبه نیندازید تدبیر جنگی یک فرمانده در وهله اول به میزان حفظ نیروهایش می باشد. ایا امار تلفات شما در لشکر۴۱ ثارالله نسبت به ازاد سازی مناطق و یا تصرف مواضع دشمن همخوانی دارد لطفا پیش از اینکه مرا متهم نمایید که جبهه اسلام را تضعیف کرده و در خط آمریکا می باشم.‌یا هزاران تهمت و افترا که کارخانه افترا سازی تبلیغات سپاه وبولتن سازان سپاه تبحر انرا دارند، لحظه ای فکر کنید.اگرامروز باشدت و باصدای بلند از شما انتقاد نشود شما و یک باند تمامیت خواه به اسم شرایط بحرانی و امنیت، نفس مردم را می برید و اصول قانون اساسی را تعطیل و با راه انداختن گردانهای سازماندهی شده خود به اسم آتش به اختیاران، با فریاد مظلوم ولی فقیه زبان از حلقوم منتقدین بیرون می کشید. حتما جام زهر دیگری به کام ملت و رهبر و دلسوزان خواهید ریخت. اطمینان دارم شماها ان مردجنگی که پشت همت تبلیغ می کنید نیستید آنقدر در قدرت شمشیر روی مردم کشیدن و ثروت اندوزی و تاسیس کمپانی و کارتل های اقتصادی به همراه آقا (نکبت )زاده ها غرق شده اید که بیم آن می رود برای از دست ندادنش در مقابل آمریکا و اسراییل کرنش ذلیلانه نداشته باشید. سردار عزیز بازگشت داشته باشید به عملیاتهای فتح المبین، ثامن الائمه و بیت المقدس که با سلاح های محدوداما با اخلاص و رشادت، پوز صدام و عراقی ها را در دشت عباس و آبادان وخرمشهر به خاک مالیدیم خدا یاور صادقین می باشد و یاران و همرزمان شهید مان تبلور خلوص و صداقت بودند نه ما و شمایی که امروز برای ماندن در قدرت حتی اخلاق را ذبح کرده ایم. به خود آیید و با غرور کاذبتان مانند معمر قذافی و یاوه گوی "ام المعارک"صدام کشور و ملتی را نابود نکنید... رزمنده و ایثارگر دوران جبهه و جنگ ا. عسگری کوچی
  5. جالب بود ممنونم
  6. سلام منهم متوجه مطلبی نشدم
  7. سلام ارادت دارم لطفا بپرسید تا جواب دهم چون ما ارتشی ها را کنار زدند اصلا دوست ندارم مطالب خاصی را بگویم مگر مورد سؤال قرار بگیرم
  8. سلام دوستان ایشان در جزیره مجنون شهید نشده اند در پیچ مرگ کوشک شهید شدند و بر اثر برخورد خمپاره دشمن به خودروشان شهید شدند و وقتی من برای امداد رسیدم زنده بودند و در آغوش من شهید شدند شادروان ظهر عدس پلو خورده بودند و چون از ناحیه سر آسیب دیده بودند استفراغ کرده و تمامی لباسهای حقیر را قابل شستشو کرده بودند
  9. سلام البته موارد فوق همگی دقیق و متین اما مهمترین عملی که بصورت مهندسی شده شکل گرفت و کماکان ادامه دارد و شاید هم ادامه دار باشه ،،، گران کردن دلار و بی ارزش گردن پول ملی هست چقدر بی دلیل و بی مورد ریال را بی ارزش کردند و افرادی سود جو و نیز بی توجه به سیاست داخلی ایران، دنباله رو آنها شده و احتکار را در دستور کار خود قرار دادند. محتکران و اربابان ارز و سکه را آزاد گذاشتند که خون مردم را در شیشه کننداز محتکران ضمن قدردانی ماوالتفاوت ارزی کالاها را گرفتند و اجازه پخش دادند و یا بدون اینکه رسانه ای کنند بی تفاوت از کنارش گذاشتند و گاهی اعلام کردند اشتباهی رخ داده احتکاری در کار نبود( همانند شمشهای طلایی که در زاهدان گرفته شده بود و یک شبه به آهن قراضه تبدیل شدند) باید ترسید از روزی که مرز نشینان نتوانند بازارچه های مرزی را مثل قبل رونق بخشند ، اونوقت هست که جوانان بسیاری را از دست خواهیم داد آقایان و آقا زاده ها چون بی نیاز از همه چیز هستند درد جامعه را لمس نمی کنند و به ریش مردم می خندند که نمونه اش تشویق وزیر بهداشت به خود ماساژی مریضی بود مهمترین گزینه فعلا اقتصاد هست که بصورت هدایت شده در حال فروپاشی هست ارادت
  10. فارس‌به‌بهانه‌مرگ‌دلال‌بزرگ‌نفت‌واسلحه‌بررسی‌می‌کند عدنان قاشقچی، شاه‌پری زنگنه و معاملات نفت و اسلحه با ایران ۱۶اردیبهشت ماه ۹۶ مصادف با ششم ژوئن سال ۲۰۱۷ خبری کوتاه در رسانه‌های بین‌المللی منتشر شد که از مرگ یک پیرمرد ۸۲ ساله اردنی الاصل به نام «عدنان قاشقچی» حکایت می‌کرد. به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری فارس سه شنبه 16 اردیبهشت ماه 1396 مصادف به ششم ژوئن سال 2017 خبری کوتاه در رسانه های بین المللی منتشر شد؛خبری که حاکی از مرگ پیرمرد 82 ساله اردنی الاصل به نام «عدنان قاشقچی» در شهر لندن بود. جالب است که عدنان چهره شناخته شده‌ای در حیطه فعالیت دلالی نفت و اسلحه در جهان است اما به غیر از انتشار خبر مرگش هیچ رسانه بین المللی به علت مرگ و نحوه زندگی وی نپرداخت. عدنان قاشقچی که در نگارش قاشوقچی نیز نوشته می‌شود و رسانه‌های عرب زبان وی را "عدنان خاشقچی" معرفی می کنند، متولد 25 جولای 1935 میلادی در شهر مکه مکرمه است. عدنان در خانواده‌ای با اصالت ترک به دنیا آمد و پدرش محمد قاشقچی اردنی پزشک خصوصی دربار سعودی و مخصوصا ملک عبدالعزیز، پادشاه وقت عربستان بود. عدنان در دوران جوانی برای تحصیل به آمریکا رفت و سعی کرد از رابطه‌اش با دربار سعودی و حضور در ایالات متحده نهایت استفاده را برده و از همان زمان وارد دلالی‌های بزرگ بین‌المللی شود. قاشقچی پس از پایان تحصیلات خود در ایالات متحده آمریکا،نخستین کار تجاری خود را با دلالی برای شرکت کامیون سازی آمریکایی (Kenworth) آغاز می کند. *ارتباطات ویژه با خاندان‌های پر نفوذ: از عبدالناصر تا پرنسس دیانا در سال 1954 میلادی،سمیرا قاشقچی، خواهر عدنان با محمد الفاید، ثروتمند مصری مقیم بریتانیا ازدواج کرد که حاصل این ازدواج پسری به نام "دودی الفاید" است؛ که در جوانی و در سال 1997 در سانحه تصادف به همراه پرنسس "دیانا" همسر سابق ولیعهد انگلیس کشته می شود. بسیاری از رسانه‌ها و مردم انگلستان در آن زمان معتقد بودند مرگ "دودی" و "دیانا" بی ربط به خاندان سلطنتی انگلستان نیست. رابطه عدنان با مصری ها تنها به شوهر خواهرش "محمد الفاید" ختم نمی شود. وی با داماد خانواده "جمال عبدالناصر" رئیس جمهور اسبق مصر نیز رابطه دوستانه و تنگاتنگی داشت. روزنامه سعودی "الوطن" در تیر ماه سال 89 مصاحبه مفصلی را با "منی عبدالناصر" دختر جمال عبدالناصر رئیس جمهور اسبق مصر و همسر "اشرف مروان" تاجر اسلحه و شخصیت سرشناس مصری به بهانه مرگ شوهرش انجام داد که در آنجا از رابطه دوستانه "عدنان قاشقچی" و "اشرف مروان" داماد جمال عبدالناصر صحبت به میان آمده است. جالب است که در اینجا گفته شود "اشرف مروان" نیز که خود دلال و تاجر مصری است در سال 2007 به گفته "منی عبدالناصر" به طرز مشکوکی در لندن کشته شد. * رابطه عدنان قاشقچی با ایران-1: ماجرای مک فارلین جنگ ایران و عراق ،حادثه تاریخی و سرنوشت سازی بود که در بستر مجموعه ای از عوامل و زمینه‌های مختلف شکل گرفت که از تاریخ 31 شهریور سال 1359 با تجاوز عراق آغاز شد و در 29 مرداد 67 پس از پذیرش قطعنامه از سوی ایران به پایان رسید. قضیه معروف مک فارلین در سال 1365 هم یکی از مواردی است که طی این هشت سال برای دستگاه دیپلماسی ایران بوجود آمد. این جریان موضوعی است که هنوز همچنان دارای ابعاد ناشکافته و ناگفته‌ای‌ست که شاید روزی درباره آن سخن گفته شود. در این گزارش مواردی که تاکنون در رابطه با ماجرای مک فارلین از زبان مسئولان نظام مطرح شده است و بی ارتباط با عدنان قاشقچی نیست منتشر می شود. 13 آبان سال 1365 بود که مرحوم هاشمی رفسنجانی در میان شعارهای مرگ بر آمریکا، در سالگرد تسخیر لانه جاسوسی پشت تریبون رفت و بعد از حمله به لیبرال‌ها و غربزده‌ها، تأملی‌کرد و گفت: «من نمونه بسیاری از استیصال آمریکایی‌ها در سینه انباشته ام و مطالبی دارم که نمی‌شود اینجا همه آن را مطرح کرد و شاید در آینده چنین فرصتی پیش آید.» رئیس وقت مجلس شورای اسلامی سپس به ماجرای درخواست آمریکایی‌ها برای آزادی گروگان‌های خود در لبنان و واسطه‌گری نخست وزیر ژاپن اشاره کرد و درنهایت به واسطه گری دلال‌های اسلحه و ورود هواپیمای حامل سلاح و قطعات پیچیده برای ایران که تمام سرنشینان آن با پاسپورت ایرلندی وارد ایران شدند پرداخت. به قول مرحوم هاشمی به علت این ورود با هویت جعلی، جمهوری اسلامی می‌توانست به جرم ورود غیر قانونی و جاسوسی آنها را بازداشت کند! هاشمی رفسنجانی در حالی که همه سکوت کرده بودند تا ببینند افشاگری‌ها تا به کجا پیش می‌رود، گفت: «در فرودگاه مهرآباد معلوم شد اینها آمریکایی هستند و روابطی دوستانه با رژیم صهیونیستی دارند و از طرف ریگان برای مسئولین عالی رتبه کشور پیام آوردند و ما فوری با دوستان خود جلسه گذاشتیم و اینها را سه ساعت و نیم در فرودگاه معطل و متوقف کردیم. مسئله خدمت امام عرض شد و امام فرمود با اینها جلسه نگذارید پیامشان را هم نگیرید و ببینید اینها برای چه به ایران آمدند. آنها را به هتل منتقل کردیم و در هتل گفتند، هیأت با مدیریت مک فارلین از طرف ریگان هدیه آوردند، هدیه برای هر یک از ما [روسای قوا] یک سلاح کمری بود و اما پیامی هم داشتند که می‌خواستند حضورا در جلسه اعلام کنند. یک کیک صلیبی شکل هم آورده بودند که می گفتند این کلید فتح روابط است، بچه‌های حفاظت که در فرودگاه معطل بودند و گرسنه، کیک را گرفته و خورده بودند و دیگر چیزی نمانده بود که به ما برسد. به هر حال ما این افراد و هدیه هاشان را قبول نکردیم و کسی با اینها درست صحبت نکرد تا بفهمیم واقعاً آن فرد مک فارلین بود یا خیر!» مک فارلین مشاور امنیتی ریگان «ما یکی از دوستان مسلط به زبان را وارد این افراد کردیم تا متوجه صحبتهایشان شویم. هدف اینها این بود که بیایند یخ روابط ایران و آمریکا را بشکنند و هدف دیگر آنها ایجاد روابط حسنه و ایجاد دوران طلایی به قول خودشان بود تا نیازهای ایران را هم مرتفع کنند. آنها درخواست داشتند پیام رئیس‌جمهور کشورشان را به مقامات رسمی کشور تحویل دهند که ما حاضر نشدیم و گفتیم ما با آمریکا قهر هستیم. بالاخره بعد از 5 روز اینها را مرخص کردیم، تلفن هواپیماشان را هم اجازه ندادیم استفاده کنند و از تلفن عمومی که تحت نظر بود استفاده کردند و الان ما صدای مک فارلین را داریم. یک انجیل هم با خط ریگان دادند که ماکپی آن را داریم و خود انجیل را نگرفتیم.» (روزنامه جمهوری اسلامی 14 آبان 65) پیش از افشاگری 13 آبان مرحوم هاشمی رفسنجانی در سالگرد تسخیر لانه جاسوسی مجله عربی الشراع چاپ بیروت در شماره دوم نوامبر 1986 (11 آبان 1365) این خبر را فاش کرده بود. اینکه خبر چگونه سر از الشراع در آورد و ناگهان به خبر روز تبدیل شد و این که چه کسی این خبر را به الشراع داده بود خود محل بحث‌های مفصلی بوده است. به هر حال مک فارلین به همراه یک فروند هواپیمای حامل اسلحه‌های خریداری شده توسط جمهوری اسلامی وارد ایران شد. کلت، کیک و انجیل امضاشده توسط رونالد ریگان رییس جمهور وقت آمریکا هدایای همراه مک فارلین بود که به نشانه حسن نیت همراه خود آورده بود. علی اکبر هاشمی رفسنجانی در مورد ماجرای مک فارلین در سال 1366 به مجله کیهان هوایی می گوید: « از همان روزهای اولیه جنگ همه دنیا می‌دانستند که سیستم نظامی ما به دلیل برجای ماندن از زمان شاه مخلوع ، آمریکایی و غربی است و همه می‌دانند که کشوری که از نظر سطح ترقی مثل ایران است قدرت اینکه امکانات را خودش تهیه کند ندارد، بنابراین برای ما کاملا طبیعی بود که سیستم نظامی موجود را حفظ کرده و آن را تدارک کنیم.» همین امر سبب شد که ایران برای تداوم جنگ با عراق و دفاع از کشور درصدد تامین تسلیحات مورد نیاز خود برآید. رفسنجانی در ادامه مصاحبه خود با کیهان هوایی با اشاره به نقش دلالان اسلحه در این قضیه می گوید:« شاید ده یا بیست بار از مسئولان کشور شنیدید که ما به هر حال از جیب همین غربی ها ، دلال ها و یا کمپانی های غربی آنها را بیرون می آوردیم با واسطه، بی واسطه ، گرانتر و گاهی ارزانتر.» هاشمی رفسنجانی در این مصاحبه می گوید «با استفاده از دلال هایی چون منوچهر قربانیفر و یا عدنان خاشقچی به خرید موشک های هاگ ، قطعات اف 14 و.... می پردازیم و سوی دیگر این قضیه (مک فارلین) که آمریکایی ها بودند خیال می کردند که می توانند از نفوذ معنوی جمهوری اسلامی بر مقاومت اسلامی بویژه در لبنان برای آزادی گروگانهای امریکایی استفاده کند و به همین دلیل به ایران اسلحه می فروختند. از سوی دیگر در این جریان رژیم صهیونیستی نیز یک پای ماجراست» امام خمینی (ره) وقتی متوجه ورود اسراییل به بازار خرید اسلحه ایران می شوند می فرمایند: « اسراییل دست به دریا هم که بزند دریا نجس می شود.» اما اسراییل که دنبال مقاصد شوم خود بود دست از رفتار خود برنمی دارد و وارد گفتگو با آمریکا می شود و در نهایت پیشنهاد فروش اسلحه به ایران از طریق آمریکا را می دهد. استدلال اسراییل این بود که تا موقعی طرفین درگیر در جنگ به بن بست نرسیده اند باید از طولانی شدن جنگ دفاع کرد و پیشنهاد فروش اسلحه به ایران هم روی همین استدلال استوار بود. پس از افشای جریان ورود مک فارلین به تهران که به دستور حضرت امام خمینی (ره) صورت گرفت و در حالی که رژیم صهیونیستی به نوعی در این قضیه زیر سوال رفته بود بیانیه ای ازسوی اسحاق شامیر (نخست وزیر وقت رژیم صهیونیستی) منتشر شد که در آن تاکید شده بود که « دولت اسراییل تایید می کند که به درخواست آمریکا در انتقال تسلیحات به تهران همکاری کرده است ووجه این تجهیزات توسط یک نماینده ایرانی به بانکی در سوئیس واریز شده است.» نام فرد مورد ادعای اسرائیل هرگز افشانشد اما نام دو دلال دیگر که هاشمی رفسنجانی نیز به آنها اشاره کرده بود پس از این افشاگریها برسر زبانها افتاد ، منوچهر قربانی فر و عدنان خاشقچی سرمایه دار اهل عربستان سعودی. گفته می‌شود سلاح‌هایی که مک‌فارلین به ایران آورد توسط همین دو دلال مشهور اسلحه از بازار سیاه و غیر رسمی اسلحه خریداری شده بودند. بنابراین طبق گفته‌های هاشمی رفسنجانی ایران با استفاده از دلال هایی چون «منوچهر قربانی‌فر» و «عدنان قاشقچی» به خرید موشک‌های هاگ ، قطعات اف 14 و امثال آن می‌پرداخت و براین اساس مرحوم هاشمی رفسنجانی از حضور «عدنان قاشقچی» در ایران در رابطه با ماجرای مک فارلین پرده برداری می کند. * رابطه عدنان قاشقچی با ایران- 2: شاه‌پری زنگنه در سال 1991 میلادی، عدنان قاشقچی پس از جدایی از نخستین همسرش به نام ثریا، که از او دارای پنج فرزند است با دختری به نام «شاه‌پری زنگنه » که یک دختر ایرانی است ازدواج می‌کند و همزمان در همان سال با معشوقه خود «لامیا» نیز ازدواج کرد. «نبیلا »، دختر بزرگ عدنان از همسر اولش، طی گفتگویی که در سال 1996 میلادی با روزنامه انگلیسی تلگراف انجام داد از یک بحران فامیلی در خانواده قاشقچی پرده برداشت. بظاهرا نبیلا و لامیا مادر خوانده تازه‌اش، علیه، شاه‌پری زنگنه همسر ایرانی قاشقچی، همدست شدند تا عدنان از شاه‌پری جدا شود، اما تجارت، پول و معامله با ایران چیزی نبود که قاشقچی به آسانی از آن دل بکند. جالب است که شاه‌پری بعد از ازدواج شهرت خود را به قاشقچی تغییر داد و رسانه‌های بین‌المللی وی را با نام شاه‌پری قاشقچی می‌شناسند. عدنان قاشقچی در کنار همسر ایرانیش "شاه‌پری زنگنه" شاه‌پری زنگنه،همسر ایرانی عدنان قاشقچی *شاه‌پری زنگنه کیست؟ «شاه‌پری» دختر «پری زنگنه» زن خواننده ایرانی است؛ اپرا خوان ایرانی که در اوائل دهه هفتاد میلادی به دلیل تصادف رانندگی چشمان خود را از دست داده بود. پس از تصادف ،پری زنگنه از شوهر و دو دخترش جدا شد و درحالی که دخترانش برای ادامه زندگی به فرانسه رفتند پری زنگنه تصمیم گرفت در ایران زندگی کند و پس از انقلاب نیز ترجیح داد در ایران بماند و به کار موسیقی ادامه دهد. وی در سال‌های اخیر از کار کناره گرفته ولی همچنان در ایران زندگی می‌کند. اما «شاه پری زنگنه» در دهه 80 میلادی در حالی که بیست و چهار سال بیشتر نداشت، در یکی از سواحل اسپانیا با عدنان قاشقچی میلیاردر عربستانی آشنا شد که این آشنایی یک سال بعد به ازدواج کشید و مراسم ازدواجشان در شهر مکه برگزار شد. *رابطه عدنان قاشقچی با ایران-3: معاملات نفتی با ایران یک نشریه فرانسوی به نام ابسسیون در گزارشی نوشته است یکی از دلایلی که عدنان قاشقچی همواره به شاه‌پری زنگنه عشق می‌ورزید و با وجود تلاش های فراوان دخترش مانع از جدایی این دو شد رابطه نزدیک اقتصادی شاه‌پری با بعضی مقامات در ایران بود. در بیست و هفتم آوریل 2007 میلادی، همین نشریه فرانسوی افشا کرد سازمان اطلاعات فرانسه (DGSE) و سازمان مرکزی اطلاعات آمریکا (CIA) ،تحقیقات مشترکی را درباره یک شرکت نفتی و بازرگانی ایرانی «ثبت شده در خارج» آغاز کردند تا نحوه فعالیت این شرکت بازرگانی متعلق به دولت ایران مشخص شود. علت این تحقیقات نیز ورود برخی از شرکت های فرانسوی با واسطه گری این شرکت در دوران اصلاحات به داخل ایران بود که بعدها مشخص شد نام فردی به نام شاه‌پری زنگنه و عدنان قاشقچی در این ورود و خروج‌ها در میان است و این افراد با برخی از دلالان نفتی ایرانی در ارتباط هستند. از آنجا که فعالیت ادامه دار شاه‌پری زنگنه همسر ایرانی عدنان قاشقچی در اقتصاد فرانسه تنها مربوط به صنعت نفت نیست و با شرکت‌ها و صنایع مختلف فرانسوی از جمله خودروسازها و دیگر صنایع در ارتباط است، بنابراین قطعا مشاوره‌های اقتصادی وی به صاحبان صنعت در فرانسه در پیشبرد اهداف اقتصادی در ایران دور از ذهن نیست. گذشت زمان می تواند از رابطه تجاری و اقتصادی وی و همسرش با صنایع فرانسوی و احیانا ایرانی پرده برداری کند منبع
  11. شاه پري زنگنه یاالهه تجارت کیست؟ شبکه مردمی اطلاع رسانی(شمانیوز): نوی ایرانی که همه مردان سیاست وتاجرفرانسه بدنبالشند+عکس بانويي که به نوشته نشريه «ابسسيون» مردان اهل سياست و تجارت، حسرت دسترسي به دفتر تلفن و ارتباطات او را دارند، بانوي ايراني‌اي که در ضيافت‌هاي مجلل اروپا هرجا که حاضراست چشم‌ها را متوجه خود مي‌کند. اين بانوي ايراني کيست؟ نام اين بانوي ايراني «شاه پري زنگنه» است که به «الهه تحارت» شهره شده است در ماه‌هاي اخير، با ملموس تر شدن احتمال رفع تحريم‌ها، هيئت‌هاي اقتصادي و سياسي کشورهاي اروپايي عازم ايران شدند تا زمينه را براي از سرگيري مبادلات تجاري آماده سازند که يکي از اين موارد هيئت يک صد نفره فرانسه بود که طي اقامت خود در تهران به بررسي نيازهاي صنعتي ايران، به ويژه در زمينه صنايع خودروسازي پرداخت. در رابطه با اين رفت وآمد‌هاي سياسي – اقتصادي نام يک بانوي ايراني به ميان آمده است. بانويي که به نوشته نشريه «ابسسيون» مردان اهل سياست و تجارت، حسرت دسترسي به دفتر تلفن و ارتباطات او را دارند، بانوي ايراني‌اي که در ضيافت‌هاي مجلل اروپا هرجا که حاضراست چشم‌ها را متوجه خود مي‌کند. اين بانوي ايراني کيست؟ نام اين بانوي ايراني «شاه پري زنگنه» است که به «الهه تحارت» شهره شده است. روزسوم فوريه هواپيماي اختصاصي‌اي که عازم تهران بود با خود مهم‌ترين سرمايه داران، صاحبان صنايع و کارفرمايان فرانسه را همراه داشت. هرچند که شاه پري زنگنه در ميان اين غول‌هاي سرمايه داري فرانسه در هواپيما حضورنداشت، ولي اکثريت قريب به اتفاق اين مديران قبل از پرواز به ايران از مشورت‌هاي شاه پري برخوردارشده بودند. زيرا شاه پري جزو نادر چهرهاي سر‌شناس فرانسه است که در ايران‌زاده شده و همچنان روابط نزديکي با محافل ايراني دارد. دو ماه مانده به سفر صاحبان صنايع فرانسه به ايران، همه اين مديران برجسته ثروت ساز به دنبال شماره تلفن دستي شاه پري مي‌گشتند. اُبسسيون مي‌نويسد: شاه پري از بيست سال پيش به عنوان يکي از برجسته‌ترين کار‌شناسان صنايع و سرمايه گزاري براي صاحبان صنايع فرانسه ميان پاريس و خاورميانه در رفت و آمد است. اوعلاوه بر چهره ي متفاوتش، ازچنان قدرتي در تحليل‌هاي اقتصادي برخورداراست که اکثر کارفرمايان بزرگ، اطلاعات و نظرات او را با ورق زر مي خرند و نظرگاه‌هاي او به دقت مي‌شنوند. شاه پري زنگنه از دوران کودکي ميان ميلان و تهران در سفربوده و زندگي شاه پريان را داشته است. شاه پري در اوائل دهه هفتاد ميلادي، در حالي که کودکي بيش نبود، تصادف دهشتناک مادرش در يک تصادف رانندگي را تجربه کرد که به بهاي از دست دادن بينائي و نهايتاً پايان کار مادرش در اپرا تمام شد. پري زنگنه، به دنبال ازدست دادن بينائي، به موسيقي سنتي ايران روي آورد و از اين طريق به صورت درخشاني به حيات هنري خود ادامه داد در پاريس نسل دوم زنگنه‌ها از جمله شاه پري، زندگي تازه‌اي را بنا نهادند که علاوه برشاه پري از دو تن ديگر، ليلا اعظم زنگنه تحليلگر و تاريخ نگار و اميرا سزار هنرپيشه سينما مي‌توان نام برد. پري زنگنه پس از انقلاب ترجيح داد در ايران بماند و به کار موسيقي ادامه دهد. وي در سال‌هاي اخيراز کار کناره گرفته ولي همچنان در ايران باقي مانده است. اُبسسيون در ادامه به زندگي شاه پري مي‌پرازد و مي‌نويسد: شاه پري در حالي که بيست و چهار سال بيشتر نداشت، در يکي از سواحل پر جلال و جبروت اسپانيا با عدنان خاشوقي ميلياردرعربستان سعودي آشنا شد که اين آشنائي يک سال بعد به ازدواج کشيد و مراسم ازدواج در شهرمکه برگزار شد. عدنان خاشوقي پنجاه و پنج ساله با دو همسرانگليسي و ايتاليائي عاشق شاه پري شده بود و پيشنهاد ازدواج او ازسوي شاه پري پذيرفته شد. لازم به ياد آوري است که به نوشته نشريه عدنان خاشوقي ثروت هنگفت خود را از طريق ميانجگيري در فروش تسليحات آمريکائي به کشورهاي خاورميانه از جمله عربستان سعودي به دست آورده بود. اُبسسيون در ادامه به روابط شاه پري و نقش او در تجارت ميان ايران و فرانسه مي‌پردازد و مي نويسد: شاه پري در سال‌هاي دهه دو هزار ميلادي به کريستوف دو مارژوري مديرعامل شرکت توتال در رسيدن به قرار دادهاي کلان نفتي و گرفتن سهم عظيم در ذخاير نفت و گاز در پارس جنوبي کمک کرد. به نوشته نشريه اين عمليات با کمک خانواده ي آيت الله هاشمي رفسنجاني امکانپذير شد. شاه پري همچنين به شرکت عظيم فرانسوي استفاده بهينه از آب «وي واندي» کمک کرد تا در تهران ضمن آشنايي با رضا امرالهي معاون وقت وزارت انرژي قرار داد عظيمي را با وي به امضا برساند. دراين قرار داد «وي واندي» تعهد کرده بود سامان دهي و سازماندهي شبکه آب شمال تهران را برعهده بگيرد که با آغاز و تشديد تحريم‌هاي بين المللي عمليات اجرايي اين قرارداد همچنان عقيم مانده است. اُبسسيون در ادامه به سفرهاي شاه پري به اسپانيا وچگونگي روابط دوستانه وي با دربار اسپانيا مي‌پردازد و مي‌نويسد به علل خانوادگي دربار اسپانيا از اين روابط امروز چيزي باقي نمانده است. نشريه فرانسوي با نگاهي گذرا به رکود تجارت و اقتصاد بين المللي ايران و غرب در دوران رياست جمهوري احمدي‌نژاد مي‌نويسد: در سال دو هزار و سيزده ميلادي حسن روحاني «ميانه رو» جاي احمد‌ي نژاد را گرفت و بار ديگر اميد گشوده شدن درهاي تجارت به روي صاحبان صنايع فرانسه به يک باره بالا گرفت، ولي مشکل اين بود که ده سال دوري از بازار ايران، همه شبکه تجاري فرانسه در اين کشور را دچار اختلال کرده بود و اينجاست که بار ديگر در ماه‌هاي اخير تلفن‌هاي شاه پري زنگنه يک لحظه هم خاموش نمي‌شود. منبع
  12. در موردخاندان خاشقچی چه می دانیم؟ پدربزرگ او محمد خاشقچی، ترک تبار و پزشک مخصوص شاه عبدالعزیز موسس آل سعود بود. عموی او "عدنان خاشقچی" است. عدنان خاشقچی دلال اسلحه و تاجر بین المللی عربستانی بود. در زمان خودش یکی از پولدار ترین و بانفوذترین افراد بود. او با عوامل cia، سیاستمدارها و با نفوذترین افراد دنیا ارتباط داشت. اما چیزهایی از " عدنان خاشقچی " که برای ما ایرانی ها جالب است: او مرد واسطه تبادل اسلحه بین ایران و اسراییل در سال ۱۳۶۵ در ازای آزاد سازی گروگان های آمریکایی در لبنان بود که به نام iران چونترا نامیده می شود. او در سال ۱۳۷۰ با یک زن ایرانی به نام "شاه پری زنگنه" ازدواج کرد تا سال ۱۳۹۳ و از او دو فرزند دارد. شاه‌پری برادرزاده بیژن زنگنه وزیرنفت میرحسین‌موسوی و هاشمی‌رفسنجانی و محمدخاتمی و حسن‌روحانی هست. شاه‌پری زنگنه در پرونده فساد مالی (نفتی) مهدی هاشمی وجود دارد. او بزرگترین قایق تفریحی جهان را داشت به نام " نبیله" که به سلطان برونئ فروخت و او هم به "دو نالد ترامپ" فروخت و ترامپ هم به "ولید بن طلال" شاهزاده سعودی فروخت تا کازینوی تاج محل را از ورشکستگی نجات دهد. خواهرزاده او ضودی فایاد است. همان میلیاردر مصری که عاشق" پرنسس دایانا" همسر پیشین ولیعهد بریتانیا شد و با او در یک حادثه رانندگی جان باخت. محمد الفاید، پدر دودی الفاید صاحب بزرگترین و گرانترین فروشگاه لندن، به نام هرودز است که خاندان سلطنتی از آن خرید می کنند شاید هم اکنون تا حدودی آشکار شده باشد که چرا مرگ پر از ابهام جمال خاشقجی تا این حد در جهان خبرساز شده است http://static5.cloob.com//public/user_data/album_photo/3821/11460600-b.jpg
  13. همسان‌سازی حقوق و مزایای کارمندان رسمی و قراردادی جمشید انصاری، معاون رییس‌جمهور و رییس سازمان اداری و استخدامی کشور از نهایی شدن همسان‌سازی حقوق و مزایا کارمندان رسمی و قراردادی خبر داد و گفت: این لایحه اکنون در کمیسیون اجتماعی "دولت" است و در صورت بررسی و تصویب اجرایی می‌شود.
  14. سلام استاد بزرگوار عرض کنم که مردم دیگه خسته اند از دو رنگی بعضی از مسؤلین ببینیدامروز 28/07/97 سالروز تولد ستارخان است اصلا صدا و سیما خفه خون گرفته اند اما گشته شدن فلان نفر در کجا آباد اروپا را دهها بار میگویند و داستان سرایی هم دارند یکی در ایرلند اعتصاب غذا کرد فوت شد در ایران خیابانی بنامش شد امادر شهر شما خیابان مهمی بنام شمش تبریزی و یا بافق وحشی و یا پرون اعتصامی و.... هست چرا باید اقتدار و تاریخ مناطقی را نادیده بگیرند تا مردم این چنین نافرمانی مدنی داشته باشند بزرگترین پادشاه ایران گوروش بود ایا شعری ، تمثیلی،.... از ایشان بگوشتان خورده. همه اش گیرند چطور مردم را از خودشان دور کنیم و اجازه تفگر ندهیم اما کار اساسی نمیکنند چه قرار داد مهمی در دنیا بعد انقلاب بسته اند اما شاه خایین شاه همجنس باز، شاه وطن فروش، شاه بی شخصیت، و......در اوج نادانی خودش ، قراردادی با امریکا می بندد که باعث میشه در دادگاه امریکا محکوم شود چون قرار داد مودت بین دو کشور هست و اینها پز و قیافه اش را میگیرند که پیروزی دیگری به ایران توسط دولت وقت تقدیم شد اما نگفتند چطور و چرا!!!!!!!!!!!!! آقاجان چه بگویم................ ارادت
  15. سلام استاد گرامی لطفآ ویرایش فرمایید ممنونم