Welcome to رهروان ارتش

از اینکه انجمن ما را برای مطالعه انتخاب کردید از شما متشکریم. 

برای استفاده از امکانات انجمن و برقراری رابطه دوستانه با دیگر اعضا لطفا در انجمن ثبت نام کنید

با تشکر

حسنعلی ابراهیمی سعید

قهرمان نزاجا
  • Content count

    3,507
  • Joined

  • Last visited

Everything posted by حسنعلی ابراهیمی سعید

  1. * مركز كنترل بيماري دولت آمريكا شواهد علمي در مورد انتقال Coronavirus را رسماً اعلام كرد: *ریسک انتقال کرونا از سطوح ، بسیار کم است. *ریسک انتقال کرونا در فعالیت در فضای باز ، بسیار کم است. *ریسک بالای انتقال کرونا در تجمع در فضاهای محصور و سربسته مانند دفاتر ، اماکن مذهبی ، سالن های سینما یا تئاترها وجود دارد. *این یافته ها ، باید توسط مردم در نظر گرفته شود تا اوضاع به بهترین شکل ممکن مدیریت شود. *در این زمان لازم است که کاهش هراس در مورد انتقال از سطوح اطلاع رسانی شود ، ولی زمان آن نیست که خیلی مشتاقانه به دفتر خود بازگردید. برای آلوده شدن شما ، به دوز کافی از ویروس نیاز است . این آلوده شدن به particles 1000 یا ذره ویروسی (vp) نیاز دارد : حال به میران گسترش میزان ویروس در فعالیت های معمولی در محیط توجه کنید: تنفس: 20 vp در دقیقه صحبت کردن: 200 vp در دقیقه ( با ۵ دقیقه صحبت کردن در محیط بسته و بدون ماسک ، ۱۰۰۰ ذره ویروس براحتی منتشر میشود.) سرفه: 200 میلیون vp (مقدار زیادی از ذرات ویروسی منتشر شده با سرفه و عطسه ، ممکن است ساعت ها در یک محیط با تهویه نامناسب در فضا باقی بماند و معلق در فضا باقی بمانند.) عطسه: 200 میلیون vp بنابر این میزان احتمال آلودگی قطعی بستگی دارد به = مدت زمان قرار گرفتن در معرض ویروس + تعداد ذرات ویروس قرار گرفتن در مجاورت کسی ، با رعایت فاصله ( 6 فوت ) ۱۸۰ سانتیمتر به بالا : اگر زیر 45 دقیقه طول بکشد ، احتمال خطر سرایت کم است.( فقط نفس بکشند. بدون صحبت و عطسه و سرفه کردن ، ۴۵ دقیقه لحاظ شده است.) در صحبت کردن دو نفر که ماسک زده اند ، به صورت رو در رو ( در مکان دربسته و محصور ): در صورت محدود کردن زمان گفتگو به کمتر از 4 دقیقه ، ریسک پایین است. ( با ماسک هم ، در مکان محصور و بدون تهویه مناسب ، بیش از ۴ دقیقه صحبت کردن ، احتمال سرایت وجود دارد.) اگر شخصی که در حال پیاده روی ، دویدن ، یا دوچرخه سواری و ورزش هست ، از کنار شما عبور کند : احتمال سرایت کم است. ( ولی نه اینکه شانه به شانه هم راه بروند یا شانه به شانه ورزش کنند یا در یک خط دوچرخه سواری کنند ، که در این حالت احتمال سرایت بالا میرود.) در فضای با تهویه مطبوع ، با رعایت فاصله و در زمان محدود : احتمال سرایت کم می شود. خرید مواد غذایی: ریسک متوسط دارد ، که میتوان با محدود کردن و کوتاه کردن زمان خرید و ماسک زدن ، ریسک انتقال را از متوسط به کم تبدیل کرد. فضاهای داخلی سر بسته بسیار پر خطر هستند. بویژه اگر در زمان طولانی و نامحدود ، افراد با هم تماس داشته باشند. حمام عمومی و رختکن های مشترک و محل استراحت مشترک، ریسک بالایی دارند. رستوران ها: در معرض خطر زیاد سرایت قرار دارند که میتوان این میزان رو به میزان متوسط کاهش داد ، با نشستن در فضای باز ، یا رعایت فاصله و صحبت از راه دور . محل کار / مدارس ، حتی با رعایت فاصله اجتماعی ، از ریسک بسیار بالایی برخوردارند ، چون زمان تماس طولانی و نامحدود است. مهمانی ها / عروسی ها: بسیار پرخطر تجمعات تجاری / همایش ها: ریسک بسیار بالایی دارند استادیومها ، کنسرت / سینما: ریسک بسیار بالایی دارد *عوامل خطر*** عوامل خطر بالا در مقابل عوامل خطر پایین که در محاسبه خطر سرایت استفاده میشوند : - داخل مکان محصور ، در مقابل فضای خارجی و محیط باز - فضاهای کوچک محصور با تهویه ضعیف ، در مقابل فضاهای محصور بزرگ و با تهویه مناسب - تراکم و تعداد افراد بالا در مقابل تراکم و تعداد افراد کم - زمان کوتاه و پایین تماس و حضور افراد ، در مقابل زمان طولانی تماس با افراد ایمن بمانید
  2. مارها قورباغه ‌ها را می خوردند و قورباغه‌ ها از این نابسامانی بسیار غمگین بودند تا اینکه قورباغه ‌ها علیه مارها به لک لک‌ ها شکایت کردند. لک لک ‌ها چندی از مارها را خوردند و بقیه را هم تار و مار کردند و قورباغه ‌ها از این حمایت شادمان شدند. طولی نکشید که لک لک‌ها گرسنه ماندند و شروع کردند به خوردن قورباغه ‌ها. قورباغه‌ ها ناگهان دچار اختلاف دیدگاه شدند. عده ای از آنها با لک لک ‌ها کنار آمدند و عده‌ ای دیگر خواهان بازگشت مارها شدند. مارها بازگشتند ولی این بار همپای لک لک‌ ها شروع به خوردن قورباغه ‌ها کردند. حالا دیگر قورباغه‌ ها متقاعد شده ‌اند که انگار برای خورده شدن به دنیا آمده اند ولی تنها یک مشکل برای آنها حل نشده باقی مانده است: اینکه نمی دانند توسط دوستانشان خورده می شوند یا دشمنانشان!؟
  3. پس نباید با غرور مدعی شود که دولتش اونا را حمایت میکنه
  4. سلام من امیدی به این مجلس ندارم که موفق بشه هنوز نه به دار هست نه به بار هرکدام هر میکروفنی می بینند شروع به بدگویی از دوره قبل میکنند اینا بجای اینکه انرژی خود را صرف بدگویی از مجلس قبلی کنند باید فکر رفتار خود باشند دورنیست روزی که گفته هایشان را با اعمالشان کنار هم بگذارند و نقد کنند تمامی مشکلات را هم میخواهند یک شبه درست کنند که نخواهد شد خراب کردن مثل ویرانی اقتصاد و زندگی خیلی ها با یک اقدام کران کردن بنزین راحته که 24ساعت بعد رییس قوه مجری مطلع شود از ائضاع اما درست کردن این ویرانی 24 ساعته سالها طول خواهد کشید
  5. فیلم

    فیلم را کامل دیدم چرا سر خلبان پایین هست از روی نوشته می خونه یا تحت فشار هست
  6. نزدیگ عید من یک حالت عجیبی داشتم هر روز بعد از ظهر ، لرز شدیدی میگرفتم بطوری که شوفا و بخاری را روشن و وسط هر دو مینشستم و یک آجر گرم هم به زیرم میگذاشتم حتی یک روز اونا کفاف نکر از سشوار برای گرم کردنم هم استفاده می کردم ده روز این داستان ادامه داشت البته در این بین نوه ها پیش ما می مدند وقتی اونا بودند اصلا هیچ وقت سردم نمی شد
  7. فرصتی: (بنام خدا ) همرزمان عزیزم....... سلام ......دلنوشته وقتی هنرمندان در شبکه میلی ایران و یا به مناسبتهای مختلف در شبکه های استانی دعوت می شوند یکی از سئوالهای که مجری برنامه از انها می پرسد این است که شما چند سال در عرصه هنری فعالیت داشته اید ..... انها هم هرکدام به هر میزانی که در کار هنری فعالیت داشته اند ....اظهار می کنند؛ و بطور مثال می فرمایند من بیش از ۱۶ سال خاک صحنه تاتر خورده ام ..............والخ‌.......... حالا ما ایثارگران دفاع مقدس که سالهای چندی را در صحنه های اصلی نبرد و در میادین مین دشمن سپری کرده ... ودر مقابل انواع سلاحهای سنگین و مهیب دشمن سینه سپر کرده ... و برای حفظ وجب به وجب میهن عزیز رنجهای بسیاری تحمل کرده ایم چه ؟؟؟؟؟ ما ایثارگران نظامی که سالهایی از بهترین ایام عمر خود را دور... از همسر و فرزندانمان در صحنه هایی سپری کرده ایم... که هیچ فیلمبردار و یا مستند سازی جرآت و یا بخاطر مسائل محرمانه بودن عملیات نظامی اجازه و امکان حضور در آن صحنه های پر خطر و ترسناک را که لرزه بر اندام هر بیننده ای می افکند نداشت چه باید بگوئیم ؟؟؟؟؟؟؟ و؛ کجا باید درد دل کنیم؟؟؟؟؟ ........ با این وضعیت اینک نمی دانم کی نوبت امثال ما ایثارگران دفاع مقدس می رسد تا برای هموطنان عزیزمان تعریف کنیم که به مدت ۸ سال و۳ ماه در میادین مین با همه خطراتش؛ چگونه خاک میدان مین خورده ایم ....... آری در آن روزگاری که هنرمندان و مدیران سازمانهای غیر نظامی کشورم شبها آسوده سر در کنار همسر و فرزندانشان بر بالیان می گذاشتند ما ایثارگران نظامی و یاران جبهه و دفاع مقدس در اکثر اوقات متاسفانه به علت انفجار مین شاهد شهادت وقطع عضو همکاران و همرزمان عزیزمان بودیم که حتی امکان تخلیه آنها به عقب و بستری و معالجه شدن را هم نداشتند و تا صبح و تا پر کشیدن روح بزرگ و ملکوتیشان به لقا الله در خون خود می غلطیدند و با خدای خود راز و نیاز عاشقانه می کردند و اهل و عیال خود را به او می سپردند. آری ما ایثارگران بازمانده از سالهای دفاع مقدس که فیض شهادت نصیبمان نشده اکنون در کمال بی مهری و ناعادلانه به فراموشی سپرده شده ایم و چون در بین دولتمردان و اداره کنندگان کشور متاسفانه گوش شنوا و دل دردمند و عدالتخواهی و عدالتجویی وجود ندارد اخرالامر زحمات بی شائبه امثال ما ایثارگران به نفع تعدادی از دولتمردان ایرانی ولی رانت خوار با عنوان سرمایه نظام به بوته فراموشی سپرده شده و به باد فنا خواهد رفت. به علاوه با تسلط تعدادی کارمند اختلاس گر که مشغول چپاول بیت المال هستند و با دریافت حقوقهای نجومی آنچنانی که بارها در شبکه های اجتماعی و حتی در رسانه های دولتی خودشان و توسط مقامات و مسئولان اعلام شده از خدا و خلق خدا بی خبر شده اند و آقای نوبخت هم از انها دفاع کرده وهمگان شاهد بوده ایم؛ دیگر هیچ امیدی به اصلاح امور و احقاق حق ما ایثارگران از یاد رفته وجود ندارد. مزید بر آن و در نهایت باخالی شدن سفره ما ایثارگران ... و بازنشستگان ....کشوری ...ولشکری وسایر اقشار بیکار جامعه ایران که روز به روز هم بدتر و فاجعه آمیزتر می شود تردیدی وجود ندارد که آینده به مراتب بدتر از حال خواهد بود و جامعه ایرانی با فاصله ای بسیار زیاد از کاروان رشد و توسعه جهان عقب و هر روز عقب تر خواهد ماند... هرچند من مرد سیاست واقتصاد نیستم ....‌ و فقط یک ایثار گر دفاع مقدسم ....ولی از طرفی هم یک انسانم و معنای سفره خالی بازنشستگان زحمتکش کشورم وسایر هموطنانم ....و خصوصاً بیکاری فرزندانم وجوانان تحصیل کرده و برومند این مرز و بوم را به درستی درک میکنم ....و ......و این وضعیت اسف بار را همچون یک زخم باز میدانم که ما ایثارگران دفاع مقدس ....... در دولتهای حاکم پس از جنگ و به خصوص در دولت آقای روحانی دچار شده ایم. اکنون این وضعیت آنقدر در جامعه ایران مشهود ومشخص و برجسته شده است که نیازبه توضیح چندانی ندارد .... جناب آقای روحانی که با رای امثال من وسایر مردم شریف ایران بر مسند ریاست جمهوری تکیه زده ....در یکی از سخنرانیهایش .....به دولت خود می بالد ...و برای حاضرین در سالن با قیافه حق به جانب چنین توضیح میدهد که دولت من در شرایط سخت تحریمها حقوق و سلاح و مهمات شبه نظامیانی که در عراق ودر سوریه و ... با داعش می جنگند ..... تامین و پرداخت کرده است ...... بدون آن که به مثل من ایرانی توجه داشته باشد... آیا جناب آقای روحانی نمی داند در حالی که سفره بیش از نیمی از ایرانیان هم وطن او خالی است و زنان سرپرست خانوادهایی هستند که به علت بی کاری و نداشتن درآمد برای سیر کردن شکم بچه هایشان حاضر به خود فروشی شده اند. پرداخت حقوق رزمندگان وشبه نظامیان واجیر شدگان افغانی یا پاکستانی و غیره که در عراق یا ... با داعش میجنگند ... برای فرزندان ما هرگز نان و اشتغال و رفع بیکاری نخواهد شد .... جناب آقای روحانی از قدیم گفته اند.... چراغی که به خانه رواست.. به مسجد حرام است. .. البته به مسجد خودمان حرام است ... چه رسد به مسجد کشورهای دیگر. آقای روحانی فراموش نکنید.. که ما ایثارگران دفاع مقدس .. به مدت ۸ سال تنها .. وبدون کمک هیچ کشوری.. با مقاومت دلیرانه در مقابل ۳۶ کشور جهان ؛ایستادیم، جنگیدیم و مقاومت کردیم ..... پس تعریف از مقاومت شبه نظامیان در سوریه و عراق.. برای امثال ما ایثار گران ۸ سال دفاع مقدس از کشورمان ایران ...... چندان جذابیتی ندارد.... و؛دقیقا مصداق ترقه در کردن در پیش پای توپچی است.
  8. ارتشیها یک زمانی جبهه بود و جنگ بود ترس بر ما ارتشیها ننگ بود اارتشیها چون پلنگ وشیر بود از صداقت ‌گوئی از جان سیر بود بود در لجمن جنابِ ارتشی جملگی مصدومهای تَرکشی ارتشیها ساده و بی ادعا جان به کفهای پر از مهر و صفا شیرمردانی دلیر و باشکوه یاد دادند استقامت را به کوه سفره خالی بود در سنگر ولی در خط حمله فقط یک یا علی با حقوق اندک خود ساختند تاختند و سوختند و باختند گوئیا از چین بود این ارتشی کافری بی دین بود این ارتشی گونه ای دیگر نگاهش داشتند شاید او را اجنبی پنداشتند ارتش ما جمله بی امکان بود کم توقع گوش بر فرمان بود از زمین و وام و مسکن دور بود حق خود پامال گوئی کور بود ارتشیها بچهٔ نامادری از کنار ما گذشتند سرسری وای عمر ما تلف شد دوستان زحمت ما چون علف شد دوستان ما روان و جانِ خود را باختیم باتبِ فقر و نداری ساختیم مانده ام در حسرت یک امتیاز گشته دکتر، بیسوادِحقه باز خفه شد در نطفه استعداد من دادرس کِی بود بر فریادِ من؟ من که بودم در خطِ جنوب، پیش حال جانبازم فقط از بهرِ خویش من و دوستانم جوانی داده ایم بی پناهیم و به کُنج افتاده ایم آنکه چوپان بود پیشِ دیگران پشتِ جبهه بود چندی میهمان با ریاکاری یکی مدرک گرفت نورِقلبِ صادقان را لَک گرفت شاعر صادق سُخن آرام گیر کو امیر و کو طبیب و کو وزیر؟ هر وزیری خاک بود و خاک شد آنکه بود انسان نما، سفّاک شد یوسفا این گفته ها را سود نیست چون توئی پیشِ خدا مردود نیست ارادتمند همه شما سربازان بی ادعا هشت سال دفاع مقدس و فراموش شدگان حال حاضر نشر فقط با لینگ کهنه سربازان ایران شرعآ مجاز است به مابپیوندید @kohnesrbazaniran
  9. گریه کنیم برای مظلومیت ارتش. امروز بدون عزای عمومی، بدون بیانیه، بدون حتی خطی مشکی روی قاب تلویزیون، بدون پیام تسلیت از طرف بزرگان قوا، بدون قدردانی، بدون تشریفات، بدون خداحافظی و بدرقه بزرگان کشور، بدون اینکه بگویند رحم کنید، آنها سوختند و شهيد شدند، بدون معذرت خواهی از یک خطای انسانی بدرقه منزلگاه ابدیتان شدید، چقدر مظلوم واقع شدید، مگر نه اینکه شما فدای ملت بودید، مگر نه اینکه حافظان امنیتی بودید که از صدر نظام تا کاسبان کوچه و بازار به آن می باليدند این شایسته برخورد با شما نبود، شما خیلی مظلومانه تر از خیلی از مظلومینی واقع شدید که با اندک اشک بازماندگان برای آنها داستانها ساختند. یادتان را گرامی می داريم. نمک نشناسی به ظاهر بزرگان را به اشک یتیمانتان واگذار می كنيم ... جمعي از كهنه سربازان ارتش https://www.uplooder.net/img/image/100/206fbf4cc0c921043667991b2dbb8cae/hasa-n-a-li_ebrahimi_said_13930512-2.jpg
  10. عکس ناوچه کنارک قبل و بعد
  11. نیروی دریایی ارتش حادثه برای ناوچه کنارک را تایید کرد / این اتفاق حین انجام تمرین دریایی رخ داده / شهادت یک نفر و مجروحیت تعدادی از کارکنان ارتش / ابعاد حادثه در دست بررسی کارشناسان فنی است روابط عمومی منطقه یکم دریایی بندرعباس از بروز حادثه برای یکی از شناورهای سبک این منطقه در محدوده آبهای بندر جاسک خبر داد. روابط عمومی منطقه یکم دریایی بندرعباس از بروز حادثه برای یکی از شناورهای سبک این منطقه در محدوده آبهای بندر جاسک خبر داد. به گزارش «انتخاب»؛ بعدازظهر روز گذشته در حین انجام تمرین دریایی توسط تعدادی از شناورهای نیروی دریایی ارتش، شناور پشتیبانی سبک کنارک دچار حادثه شد که تا کنون شهادت یک نفر محرز و تعدادی نیز مجروح شده اند. ابعاد حادثه در دست بررسی دقیق کارشناسان فنی است. ناو کنارک با شماره بدنه ۱۴۰۳ از جمله شناورهای پشتیبانی کلاس هندیجان است که پیش از انقلاب و در زمان رژیم پهلوی از کشور هلند خریداری شد. این ناو با ۴۷ متر طول، ۸.۵ متر عرض و ۴۴۷ تن وزن و آبخور ۲.۹ متر قابلیت حمل بار و نفرات را دارد. علاوه بر این در زمینه تجهیزات رزمی نیز این کلاس از یک قبضه توپ ۲ میلیمتری برخوردار است و همچنین ۴ لانچر موشک کروز ضدکشتی نور نیز برای شلیک علیه اهداف سطحی بر روی آن نصب شده است. قابلیت مین‌ریزی و حمل لانچر پهپاد از دیگر ویژگی‌های این کلاس است که باعث شده از آنها برای ماموریت‌های گشت دریایی و شناسایی نیز استفاده شود منبع::
  12. تهران – ایرنا- روابط عمومی منطقه یکم دریایی بندرعباس از بروز حادثه برای یکی از شناورهای سبک این منطقه در محدوده آب‌های بندر جاسک خبر داد. روابط عمومی منطقه یکم دریایی بندرعباس اعلام کرده است که بعدازظهر روز گذشته در حین انجام تمرین دریایی توسط تعدادی از شناورهای نیروی دریایی ارتش، شناور پشتیبانی سبک کنارک دچار حادثه شده که تا کنون شهادت یک نفر محرز و تعدادی نیز مجروح شده‌اند. ابعاد حادثه در دست بررسی دقیق کارشناسان فنی است. این روابط عمومی اعلام اخبار تکمیلی را به بعد موکول کرد. منبع::
  13. متاسفانه خبر رسیده شناور کنارک در یک تمرین رزمی دچار حادثه شده که به گفته سخنگوی ارتش یک ملوان شهید و تعدادی زخمی شده این حادثه در منطقه جاسک اتفاق افتاده کارشناسان در حال ارزیابی حادثه هستن این حادثه غم بار را به ارتش و نیروی دریایی تسلیت میگم
  14. سراسر سال های پر افتخار دفاع مقدس سرشار از افتخارات و خاطراتی است که رزمندگان دلیر اسلام آن را رقم زده اند، جبهه برای خود یک فرهنگ خاصی بود که در طول تاریخ جاری خواهد شد و فرهنگ سازی خواهد کرد.جبهه یک دانشگاه بود ، دانشگاه انسان سازی... فرهنگ اصطلاحات و لغاتی که در طول دفاع مقدس جریان داشت یادآور شور و نشاطی است که در آن سالها در میان رزمندگان جاری بوده است.پایگاه خط شکن نمونه کوچکی از آنها را در این مجموعه گردآوری کرده است... الف آ‌ب و روغن را چك كردن منظور سر و سامان دادن به وضع خود و پيش‌بيني‌هاي لازم را براي پيمودن مسيرهاي طولاني در عمليات انجام دادن. چرا كه در بين راه جايي براي رفع قضاي حاجت و رفع تشنگي و... نداشتيم. آب زير كاه غواصان و نيروهاي عملياتي كه در زير آب كار مي‌كردند و بايد از تيز هوشي و فراست بالايي برخوردار مي‌بودند، تا از نگاه دشمن پوشيده بمانند و زمينه را براي وارد عمل شدن نيروهاي ديگر فراهم كنند. اين عبارت تصرفي است در اصطلاح «آب زير كاه». آب شنگولي به نوشيدني خوش‌طعم مثل كمپوت سيب و گلابي،‌ گيلاس و آلبالو، نوشابه و مايعات خنك و مطبوعي كه در هواي گرم، وقتي كه از آسمان گويي آتش مي‌باريد، بچه‌ها را به وجد مي‌آورد و با نوشيدن آن به اصطلاح سرحال و شنگول مي‌شدند، گفته مي‌شد. خصوصاً در هنگامي كه عمليات بود و در راهپيمايي‌هاي بعضاً هفت تا هشت ساعته و زماني كه روز بالا مي‌آمد و جز خاكريز و چاله‌چوله‌هاي ناشي از انفجار و چفيه‌اي كه بر سر مي‌كشيدند هيچ سرپناه و سايباني نبود، اين نوشيدني به كمك آن‌ها مي‌آمد. آب كيلويي به آب‌هاي باز و بدون بطري كه به وسيله تانكرهاي قابل حمل و نقل در اختيار رزمندگان قرار مي‌گرفت گفته مي‌شد و اين اصطلاح در مقابل آب «آك‌بند» «آمولو» به كار برده مي‌شد كه تصفيه شده و با كيفيت بود. 1-نام تجاري يك نوع آب معدني است كه در قوطي‌هاي دربسته موقع عمليات‌ها از آن استفاده مي‌شد. آبروي هيأت كسي كه بچه‌هاي هيأت (گردان يا دسته) به ‌او مي‌باليدند و به وجودش افتخار مي‌كردند، يا به عبارت ديگر شأن و احترام مجموعه و دسته كه ‌همگي سعي در حفظ آن داشتند و اگر كسي از روي سادگي و بي‌اطلاعي حرفي مي‌زد كه موجب خنديدن حاضرين مي‌شد، يا در بحث‌ها به ‌اصطلاح «كم مي‌آورد» دوستانش به‌او مي‌گفتند: « آبروي هيأت را بردي.» آبكش كسي كه بدن او مثل آبكش سوراخ سوراخ بود، جاي سالم در بدن نداشت. هرچه جاي زخم و جراحت و تير و تركش بود. آبگرمكن ايراني به موشك‌هاي ساخت ايران، آبگرمكن ايراني مي‌گفتند. موشك‌هاي 9 متري و 12 تيري كه در جنگ شهرها، براي زدن تأسيسات نظامي و اقتصادي دشمن استفاده مي‌شد، كه اشاره دارد به خوش هيكلي آن كه مثل آبگرمكن نفتي بزرگ و سنگين بوده است. آبي ‌خاكي اصل اصطلاح آبي خاكي در جبهه به نيروهاي مخصوص و غواصي اطلاق مي‌شد كه از كارآيي نسبتاً خوبي برخوردار بودند و در ارتش به "تكاور" و "رنجر" معروف‌اند؛ اين نيروها هم در خاك و خشكي عمل مي‌كنند و هم در آب. اين اصطلاح به خودروها و نفربرهاي ادواتي كه هم در آب كارايي داشتند هم در خشكي نيز اطلاق مي شد. آتش تداركات همان آتشي كه قبل از رسيدن نيروها به خط اول دشمن براي سرگردم كردن مزدوران مي‌ريختند و در پناه اين آتش بود كه رزمندگان پيشروي مي‌كردند. آتش فرستادن آتش فرستادن با توپخانه، اسم كد بود، گلوله‌اي پرتاب كردن، تعبيري بود براي درخواست گلوله‌هاي فسفري كه دود سفيدرنگي از آن متصاعد مي‌شد، براي هدايت آتش تخمين‌زده مي‌شد، «سيگاري فرستادن» هم مي‌گفتند. آتش گرفتن جنگل وقتي شخصي ضمن تعريف واقعه‌اي به نقش خودش كه مي‌رسيد ناگزير اشاره‌اي هم به آن مي‌كرد تا حكايت جنبه افسانه به خود نگيرد آن وقت بود كه هركس چيزي از اين قبيل مي‌گفت: «جنگل آتش گرفت، آب بياوريد،‌ سوخت نابود شد و غيره...» و همه‌ي اين تعابير بدين منظور بود كه آن اعمال نيكي كه پاداش آن مثل درختي كه كاشته شده باشد از كثرت آن حالا تبديل به يك جنگل شده ولي به خاطر ريا و تظاهر به آن عمل آتش گرفته و نابود شده است. آچار فرانسه ي گردان نيرويي كه به درد همه كار مي‌خورد و بدون اين‌كه مسئول مستقيم كاري باشد، وقت و بي‌وقت و در همه‌ي شرايط وجودش مشكل‌گشا و سمبل كارآيي و توانايي و هنر بود. آخر نيمه ي اول گل زدن در نيمه‌ي اول خدمت پاسداري (وظيفه) كه مدت آن دو سال است، شربت شهادت را نوشيدن و به هدف رسيدن، يا به اصطلاح گل‌زدن و برنده شدن. آدم آهني كسي كه جاي سالم در بدن نداشت، مثل زمين زراعت، گويي تركش دشمن تنش را شخم‌زده. يك‌پارچه پوشيده‌ از آهن. كسي كه با وجود صدها تركش در بدن هم‌چنان در جبهه حضور داشت و اعتنايي به آن نمي‌كرد به شوخي بعضاً به چنين شخصي مي‌گفتند: «آهن‌ربا به بدنش مي‌چسبد.» آدم بيدار كن نمازشب خوان _ كسي كه در تاريكي مطلق سنگر، شب هنگام براي راز و نياز با خدا برمي‌خيزد و به ناگزير در آن بستر به هم فشرده، تا مي‌خواست براي وضو ساختن بيرون بيايد دست و پاي بعضي از بچه‌ها را لگد كرده و از خواب بيدارشان مي‌كرد. آرپاره خمپاره‌اي كه ته ‌آن را به عنوان خرج براي آرپي‌جي استفاده مي‌كردند. دو حرف اول آن از «آرپي‌جي» و بقيه‌ي حروف از «خمپاره» گرفته شده بود. يعني سلاحي كه از تركيب خمپاره و آرپي‌جي به وجود آمده بود. «آرپاره» را گاهي «خم‌پيچي» هم مي‌گفتند. آرپي ‌جي زدن به خاكريز وسط حرف كسي، صحبت كردن و صحبت او را قطع كردن، اصطلاحات «لنگه پوتين پرت كردن»، «اعلام كد كردن» و «روي فركانس رفتن» نيز به همين معنا هستند. افرادي كه حرفشان قطع شده بود هم بيشتر مي‌گفتند: «پايت گلي نشود»، «وقتي دوتا دوشكا كار مي‌كنند، يك كلاش نمي‌آيد وسط تق‌تق كند.» يا «خشاب كه پر نمي‌كنيم»، «خاكريز كه نمي‌‌زنيم.» و... آرپي‌جي‌زن آرپي‌جي‌زن: كسي كه در حضور جمعي از شخصي تعريف مي‌كرد. البته نسبت به آن‌چه انجام داده است، نه حمد و مدح براي كارهاي نكرده. شخص برمي‌آشفت و مي‌گفت: «آرپي‌جي‌زن، يعني كارم را خراب نكن و آن‌چه در مبارزه با نفس و خودسازي به دست آورده‌ام بر باد نده». آش خرگوشي آش و خوراك. غذايي كه در آن از هويج زياد استفاده مي‌شد، معمولاً هويج‌ها را درشت درشت و در كنار سيب زميني و لوبيا در آن خرد كرده بودند و آدم را به ياد غذاي خرگوش‌ها مي‌انداخت. آقا گل در جبهه وقتي مي‌خواستند يكي از برادران را كه نام او را نمي‌دانستند صدا كنند، مي‌گفتند: آقا گل! آقا گل! و يا به عبارتي مثل: "آقا برادر!"، "اخوي برادر" و "برادر" و نمي‌گفتند: ببين، چيز، فلاني، آقا و از اين قبيل حرف‌ها كه پشت جبهه معمول بود. آماده به خواب منتظر لغو آماده‌باش و مهيا براي به بستر رفتن. مواقعي كه مسأله‌ي خاصي پيش مي‌آمد و يا براي آمادگي رزمي و روحي نيمه‌هاي شب آماده‌باش مي‌دادند، بچه‌ها به شوخي مي‌گفتند: «آماده به خواب» يعني آماده‌ام تا دستور آماده‌باش لغو شود و بخوابم. آمپر جبهه دعا، چيزي كه با آن اخلاص اتصال با خدا را در جبهه مثل آمپر اندازه‌گيري مي‌‌كردند. وقتي توجه و توسل به ‌ائمه عليهم السلام به ‌اوج خود (نقطه‌ي جوش و خروش) مي‌رسيد، مي‌گفتند: «آمپر جبهه به 100 رسيده‌ است.» «آمپر چسبيده به صد» نيز مي‌گفتند، خصوصاً بعد از زيارت عاشورا. آمپول معنويت فرد بسيار مخلص و متقي، كسي كه تزريق چند «سي سي» از اخلاص او كافي بود تا به ‌اصطلاح يك «مريض قلبي‌» را از مرگ حتمي‌ نجات دهد. كسي كه همه سعي مي‌كردند با او غذا بخورند، راه بروند، مصاحبت داشته باشند، در صف نماز كنار او بايستند، و خلاصه بيمار او باشند، تا با واسطه يا بي‌واسطه ‌از خلوص او برخوردار شده، در اين راه به رشد و تعالي برسند. آهن ‌رباي قلب ها جبهه‌ي جنگ، منطقه‌ي عملياتي. آن‌جا كه همه‌ي‌ اشخاص و اصناف را دور شمع وجود خود در آن برهه از زمان جمع كرده، صغير و كبير را شيفته و مجذوب خود ساخته بود. آهن ربا كنايه ‌از حضور مداوم بسيجي در جبهه بود. به طوري كه آن‌قدر زخمي (مجروح) شده بود كه جاي سالم در بدنش نبود و آن‌قدر تركش به بدنش خورده بود كه اگر آهن‌ربا به بدنش نزديك مي‌كرديم، جذب آن مي‌شد و يا به عبارت ديگر بدنش مثل آهن‌ربا، تير و تركش‌ها را جذب مي‌نمود. ابابيل گلوله‌هايي كه توسط رزمندگان به سوي مزدوران بعثي پرتاب مي‌شد، تعبيري بود مأخوذ از «طيراً ابابيل» در سوره‌ي فيل مرغاني كه سپاه فيل سوار ابرهه را كه كم به ويراني خانه‌ي خدا بسته بود، با سنگ‌هاي سجيل «دوزخي» سنگ‌باران و تنشان را چون علفي زير دندان حيوان خرد كرد. اتاق خادمين اتاق فرماندهان چادر و سنگرهاي فرماندهان. نسبت خادمين را كه فرماندهان بيش از هرچيز و هركس به خود مي‌پسنديدند از وقتي در جبهه رايج شد كه امام خميني (ره) فرمانده‌ي كل قوا فرمودند: «به من خدمتگزار بگوييد بهتر است از اين‌كه رهبر بگوييد». اتوبوس بهشت خمپاره و گلوله‌ي توپ و تانك و امثال آن. بدين خاطر كه بچه‌ها بعضاً به وسيله‌ي اصابت آن‌ها به فيض شهادت مي‌رسيدند و به بهشت خشنودي حق تعالي راه مي‌يافتند، گويي اين توپ و خمپاره‌ها، اتوبوس مخصوص بهشت بود كه همراهان خود را به مقصود و مقصد مي‌رساند. اتوبوس سوار شدن در جبهه اگر رزمندگان مي‌خواستند به همديگر التماس دعا بگويند، مي‌گفتند: «اتوبوس سوار شدي ما را هم سوار كن!» يعني در راه رسيدن به محبوب و خشنودي او ما پياده‌ايم و تو سواره و سزوار نيست كه سواره رعايت حال پياده را نكند. قدر مشترك تشبيه اتوبوس سوارشدن به نماز شب خواندن در ظرفيت چهل سرنشين داشتن اتوبوس و استحباب دعا براي چهل مؤمن در قنوت نماز شب بود. اتوبوس هوايي اتوبوس به هواپيماي باربري سي _ 130 گفته مي‌شد. زيرا ظرفيت و گنجايش زيادي داشت. مثل اتوبوس نسبت به ساير وسايل نقليه‌ي سواري ديگر. اجر شما با امور مالي وقتي كسي براي انجام كار بهانه مي‌آورد يا مشخص مي‌شد كه كار براي رضاي خدا انجام نگرفته، به شخص مورد نظر مي‌گفتند: «اجرت با امور مالي» يعني كار قربة‌الي‌الله نمي‌كني، پس حواله‌ات به فرد دنيوي و جزاي كار را به بنده‌ي‌ خدا واگذار مي‌كردند. ادبات، ادااطوار اين اصطلاح براي واحد «ادوات» كه محل سلاح‌هاي سنگين از قبيل: خمپاره، گرينوف و ضدهوايي بود به كار مي‌رفت كه كنايه از ادب كردن دشمن هنگام رزم داشت. از آن‌جايي كه نيروهاي اين واحد در هنگام درگيري از حركات و جنب و جوش بسيار برخوردار بودند، به اين واحدها واحد ادااطوار نيز مي‌گفتند. ادركني «ادركني» به جاي اين‌كه بگويند مواضع دشمن را بزن يا زير آتش بگير، مي‌گفتند «ادركني». اژدهاي هفت سر آنتن بي‌سيم را از آن جهت كه هفت قطعه بود، هفت سر و بدان دليل كه وسيله‌ي مهمي در جنگ بود، اژدها مي‌گفتند. اصالت وجودي كسي كه اول غذا مي‌خورد بعد نمازش را مي‌خواند، به وجود بيشتر مي‌رسد تا سجود! اصل برايش شكم بوده و به آن بيشتر ايمان دارد. البته نوعي مزاح بود «اول وجود بعداً سجود». اصلاح دامادي اصلاح سر و صورت قبل از عمليات، اصلاحي كه براي بعضي رزمندگان اصلاح آخر بود، هماناني‌ كه در حين عمليات به شهادت مي‌رسيدند و با سر و رويي آراسته، در جوار حق مأوا مي‌گرفتند. اضافه ‌كاري نمازشب خواندن و تهجد. پاسي از شب گذشته، وقتي همه خوب خوابشان مي‌برد، كساني بودند كه ‌از چادر و سنگر بيرون مي‌زدند و تا صبح، حسابي‌ با خدا حال و حول مي‌كردند؛ يعني همان «پالگدكن»‌ها، «فانوس به دست»‌ها و كساني كه «عطششان زيا د بود» و بعد از روشن شدن هوا يكي‌يكي سر و كله‌شان پيدا مي‌شد، بچه‌ها هم با آن‌كه مي‌دانستند موضوع از چه قرار است، رو به آن‌ها مي‌كردند كه: «معلوم هست كجاييد؟» بعد خودشان اضافه مي‌كردند: «لابد طبق معمول رفته بوديد اضافه‌كاري!» افقي برگشتن وقتي كسي به منطقه اعزام مي‌شد، با پاهاي خودش مي‌رفت (به صورت عمودي) و وقتي شهيد مي‌شد، به صورت درازكش او را از جبهه (به صورت افقي) به شهر برمي‌گرداندند. اين اصطلاح مترادف با شهيد شدن بود. الاغ هوايي هواپيماي سي يكصدوسي (c.130) هواپيمايي كه خدا ساخته‌اش براي بار بردن، از سلاح‌هاي سبك و نيمه‌سنگين و سنگين رزمي تا وسايل نقليه‌اي كه بايد در كار دفاع باشند، همه و همه مهمان خوانده و ناخوانده‌ي اين هواپيماي باربري بودند؛ اين الاغ مدرن پيچ و مهره‌اي كه ظرفيت نسبتاً خوبي هم براي اين قبيل نقل و انتقالات داشت. التماس غيبت به ياد ما هم باش، ما را هم به خاطر بياور ولو با غيبت كردن! ولو در وصف كردن به بدي. كنايه از اين‌كه اگر نام ما قابل بر زبان راندن در مواقع مناسب و مطلوب نبود، براي مورد غيبت قرار گرفتن هم آماده هستيم. الريا سنتي ريا كردن آيين من است. هيچ‌كس به اندازه‌ي من متظاهر نيست. كنايه از اين‌كه من خودم از عالم و آدم بدترم، به گونه‌اي شكسته‌نفسي و ملامت بود. الك كردن بد غذا خوردن_ اسراف به وسيله حيف و ميل كردن و ريختن مقداري از خوراك به داخل سفره هنگام كشيدن غذا و خوردن آن. الله اكبر اين عبارت براي درخواست آتش ادوات يا توپخانه به كار برده مي‌شد و در جواب او قبضه‌دار و مسئول آتش مي‌گفت: «جانم فداي رهبر» يعني آتش را فرستادم، تحويل بگير. اِم چماق سلاح ام (1.M) سلاحي كه به جاي گرم بودن و خاصيت و كاربرد جنگي داشتن به چوب و چماقي مي‌ماند كه بايد آن را به عنوان سلاح سرد بلند كني و بر فرق خصم بكوبي، خصوصاً وقتي فشنگ در آن گير مي‌كند كه اگر در چنين وضعي، وزن و سنگيني آن را هم به اين رديف مشكلاتش اضافه كنيم، شايد چيزي از يك چماق كم نداشته باشد. املتي لباس رنگ رو رفته‌ي ‌از كار افتاده كه ‌از بس از آن كار كشيده، مثل رنگ گوجه و تخم مرغ و تركيب اين دو شده ‌است .به لباس‌هاي چريكي (پلنگي) داراي رنگ‌هاي سبز و قرمز، زرد و مشكي نيز مي‌گفتند. امورخالي امور مالي. به ‌اين علت كه غالباً خالي از وجه نقد بود اطلاق مي‌شد. كم نبود بچه‌هايي كه چند ماه و گاه چند سال ماهانه‌شان عقب افتاده بود، غير از كساني كه ‌اصلاً مراجعه نمي‌كردند و خود را طلبكار نمي‌دانستند. انا اعطينايي نماز بدون طول و تفصيل، استفاده ‌از اذكار و اوراد به نحو مختصر و مفيد، كش و قوس ندادن حمد و سوره. قرائت سوره‌هايي مانند «انا اعطيناك الكوثر» بعد از سوره‌ي حمد به جاي سوره‌هاي بلند نظير سوره‌ي «بقره» و «آل عمران». اين عبارت را جايي به كار مي‌بردند كه ‌امام جماعت اهل نماز خواندن با حوصله و سر فرصت بود، در چنين مواقعي قبل از قامت بستن وي، براي اين‌كه بگويند بعد از نماز كار داريم زياد معطل نكن، مي‌گفتند: «انا اعطينايي بخوان.» ايراني صحبت كردن وقتي دو نفر در جمع بچه‌هاي فارسي زبان، با همديگر تركي صحبت مي‌كردند، و بقيه مي‌خواستند بگويند طوري صحبت كنيد كه ما هم بفهميم، مي‌گفتند: ايراني صحبت كنيد يا مي گفتند: «لطفاً بزنيد كانال يك». يعني ما چيزي از صحبت‌هاي شما نمي‌فهميم. ايستگاه كسي را گرفتن وقتي كسي فرد مخاطب را روي وضعيت موردنظر خود نگه مي‌داشت، و به اصطلاح پشت جبهه‌اي‌ها آن فرد را سر كار مي‌گذاشت، اين عبارت و عبارت «فركانسش را گرفته‌اند» به كار برده مي‌شد، كه هر دو از اصطلاحات بچه‌هاي مخابرات بود. هم‌چنين وقتي دو نفر با هم گفت‌وگو مي‌كردند و شخص ثالثي به ناگاه وارد مباحثه‌ي آن‌ها مي‌شد، به شوخي رو به وي كرده مي‌گفتند: «ازفركانس ما برو بيرون». آتش خاموش کن:آتش قبضه های خودی،وقتی نیروهای دشمن به شدت مواضع ما را می کوبیدند،با پرتاب اولین گلوله های ایران ناگهان توپ خانه شان از حملات خود می کاست و چون اصولا آتش ریختن را عراقی ها شروع می کردند نیروهای خودی "آتش خاموش کن"می شدند. آجر شهید،کد رمز در اصطلاح بی سیم. پنیر مانده،خشک شده و از دهان افتاده و بی وصرف. آجر پلاستیکی: کتلت از نوع جبهه ای آن،غذایی سخت و سفت و خفه کننده،همان خوراکی که وقتی کسی در خوردن آن به زحمت می افتاد به او می گفتند"سمبه بدهم؟با آفتابه آب بیاورم؟" آچار فرانسه: مسئول تدارکات یگان،کسی که همه کار از او بر می آمد و به امور مختلف مسلط بود. آچار همه کاره: چفیه،پارچه ای که از آن به جای سفره،لنگ حمام،تور ماهی گیری،حوله،باند زخم و امثال آن استفاده می کردند. آخ جون مرخصی: جراحت ناشی از ترکش کوچک که به مرخصی و رفتن به عقب منجر می شد.کنایه است از اهل مبارزه و مقاومت نبودن! آخرین صراط: نقطه اوج درگیری،خط پایان،محل شهادت،موضعی خطرناک و مرگ آفرین. آخرین نامه: وصیت نامه آخرین هشدار: تیر مستقیم تانک،نشانه ای از جدی بودن جنگ و نزدیک بودن دشمن آدامس شیک: کد رمز:التماس دعای مخصوص،سفارشی،شبانه،یواشکی و کامل(کوتاه شده کلمات)" آدم خفه کن: چلو مرغ،غذای شب عملیات،کنایه از شهادت است که طبعا بعد از شام آخر احیانا محقق می شود. آدم کُش گردان: امدادگر!کنایه از ناشی بودن نیروهای امدادرسان خصوصا در شرایط عملیاتی و خطوط مقدم. آدیداس بسیجی: کفش کتانی راحت نسبت به پوتین ساق دار با بند بلند بدون زیپ. آر.پی.جی.به برجک زدن: مرخصی گرفتن از فرماندهی در شرایط آماده باش عمومی و حساس جنگ. آر.پی.جی.زن.سفره: فردی که لقمه های بزرگ می گرفت و غذا را نجویده می بلعید. آسایشگاه سالمندان: تدارکات گردان و لشگر،اشاره ای است به مسئولان تدارکات واحدها که معمولا از بین رزمندگان مسن انتخاب می شدند. آش خور های حضرت مهدی(عج): نیرو های رزمنده،بسیجیان. آقای فروغی راد: خمپاره منور آنتن فرماندهی: بی سیم فرماندهی آهنگران گردان: نیروی خوش صدا. ابراهیم: رزمنده ای که از آتش دشمن جان سالم به در می برد و کوچکترین جراحتی بر نمی داشت. اتحادیه دکمه داران: کسانی که دکمه بالای پیراهنشان همیشه بسته بود. احمد بودن: آمادگی رزمی داشتن،اسم رمز و کد بی سیم بود،گفته میشد:احمد باشید،یعنی آماده باشید. اذان گفتن: گلوله باران دشمن در سپیده دم،وسیله دعوت به حق و سبب خیر شدن. ارحم،درهم: اذیتم نکن اذیتت نکنم،کمکم کن هر چند ناچیز. از آنها که...: الغیبه اشد من الزنا،وقتی در خلال صحبت،کسی غیبت دیگری را می کرد می گفتند:"از آنها که..."،کنایه از ادامه ندادن گفت و گو و تذکر به حدیث فوق. از جهنم تا بهشت: از جبهه جنوب تا جبهه غرب کشور،اشاره ای است به گرمای منطقه خوزستان و سردسیری و سر سبزی غرب. استامبولی: ماشین حمل شهید در اصطلاح بی سیم و کد رمز.گفتخ می شد:"استامبولی می خواهیم تا آجر(شهید)ها را جا به جا کند". اسلحه بی فشنگ: آفتابه دستشویی!ئسیله ای که گفته می شد رزمندگان در تاریکی شب بارها با آن از دشمن اسیر گرفتند. اشکانیان،صفویان،سامانیان: به ترتیب:خانواده داغدار شهدا،افراد همیشه در صف کوپن و کسانی که از این جنگ طرفی بستند و به سرو سامانی رسیدند.به مزاح،این سه دسته را سه طایفه و قشر مردم در جنگ بر می شمردند اصول سه گانه تدارکات: داشتیم،تمام شد،فعلا نداریم ،به شما تعلق نمی گیرد!قسمت سوم مخصوص وقتی بود که بچه ها موجودی را می دیدند و تدارکات چی دیگر اصل آن را نمی توانست حاشا کند. اطلاعات تدارکات: بچه های شکمو،کسانی که به خاطر رودربایستی با شکمشان و مراجعه مکرر به تدارکات،به صورت علنی و پنهانی و تک و پاتک همیشه حساب موجودی آذوقه و تنقلات دستشان بود! اطلاعات عملگی: واحد اطلاعات عملیات،واحدی که نسبت به سایر واحد های سازمان رزم گرفتاری و مسئولیت بیشتری داشت. التماس پتو: تقاضای جای برای خوابیدن،به معنی جا باز کردن در کنار خود. الذین امنون وقت چایی گشنه مون: درخواست چای و غذا از شهردار و مسئول سنگر یا چادر با چاشنی مزاح و بدون تحکم. الهی ضعف بدنی و دقت جلدی: خدایا دقت کن جلد ما پاره نشود،به کنایه تعبیری بود که در مواقع بمباران و جنگیدن به کار می رفت. انجمن خروسان جنگی: نیروهای تبلیغات،بچه هایی که بخشی از وظیفه شان توجه داشتن به اوقات شرعی و اقامه نماز پنج گانه بود. اوشین پلو: برنج سفید بدون مخلفات. ایران تایر: پوتین های بسیجی. ایران گونی: شلوار و اورکت بسیجی ساخت وطن. ایستگاه بدنسازی: ایستگاه صلواتی. منبع :كتاب فرهنگ جبهه (اصطلاحات) https://www.uplooder.net/img/image/10/9036f05e1c358258d09a62df4bdda049/hasa-n-a-li_ebrahimi_said_13930512.jpg
  15. پدربزرگ فشنگ‌ها گلوله توپ ضد هوايي كه نسبت به فشنگ ساير سلاح‌ها بزرگتر و سنگين‌تر بود. گويي آنها بچه‌هاي او بودند و ايشان پدربزرگ آنها! --------------------- پوكه ‌پران به كسي كه در بحث بيشتر سعي در قانع كردن بچه‌ها داشت و در بند سخن منطقي نبود، گفته مي‌شد آسمان و ريسمان را به هم مي‌بافت، تا حرفش را به كرسي بنشاند . به قول معروف، سخنش محلي از اعراب نداشت و رد يا قبولش در بين بچه‌ها مورد اعتنا نبود، همان كه در تعبير عامه در پشت جبهه و در شهر به او خالي‌بند مي‌گفتند ---------------------------- پشت به دشمن روبه ميهن بريدن ، فرار را بر قرار ترجيح دادن، عبارتي بود كه براي نيروهاي بريده‌ي دشمن و ندرتاً خودي به كار مي‌بردند و كنايه از ترسيدن و استقامت نكردن نيرو ، موقع مقابله و كارزار است --------------------------- الاغ هوايي كنايه از هواپيماي c-130 كه معمولاً براي حمل بار از آنها استفاده مي‌شد ------------------------------- پل صراط پل‌هاي چوبي، فلزي و سيماني در مناطق عملياتي؛ تعبيري بود متأثر از پل صراط قيامت، همان که در اخبار آمده از مو باريک‌تر و از شمشير برنده‌تر است؛ مثل «هر که از پل بگذرد خندان بود» نيز در فرهنگ عمومي و اجتماعي جامعه اشاره به همين پل دارد که مي‌گويند معمولاً هر کس داراي عمل صالح است، از اين پل به سهولت مي‌گذرد و در غير اين صورت به قعر جهنم و اسفل السافلين سقوط مي‌کند. ------------------------------ ترکش اواخواهري ترکش فوق‌العاده‌ ريز و ناچيز که بدن را گويي ناز مي‌داد و اصابت آن اسباب خجالت بود! ----------------------------- ترکش حسين جاني ترکش بزرگ که کم‌تر از توپ مستقيم نبود؛ به هر جاي شخص که مي‌خورد تکه بزرگش گوشش بود! ترکشي که شهادت بر اثر اصابت آن چون و چرا نداشت و چون شهادت در اذهان عامه، بيش از همه در امام حسين(ع) ظهور دارد و ترکشي را که منجر به شهادت مي‌شد از آن تلقي حسين جاني مي‌شد. با اين احتساب، يعني ترکش شهيد کنن -------------------------- عشق حوري کشته و مرده شهادت بودن؛ ديوانه رفتن به عمليات و پيوستن به دوست؛ کسي که سر از پا نمي‌شناخت و همه کارهايش گواهي مي‌داد که اهل اين دنيا نيست و دير يا زود رفتني است و طاقت ماندن و جنبه جدايي را ندارد --------------------------- « يک بار مصرف»، «کانال پر کن»، «عاشق خاک‌ريز اول» هم مي‌گفتند و همه، حکايت شجاعت و مظلوميت نيروهاي مردمي است؛ اين که به کام خطر مي‌رفتند و در ميان آتش منزل مي‌کردند، اهل هجرت و جهاد بودند و در اين معرکه هيچ حد نمي‌شناختند و به اهداف از پيش تعيين شده عملياتي نيز قانع نبودند و به هيچ‌چيز جز عشق و ارتباط و انس با حضرتش نمي‌انديشيدند و کسي ايشان را به اسم نمي‌شناخت. ---------------------------- نمازشب خوان بودن؛ اهل تهجد؛ کسي که آب خوردن را بهانه مي‌کرد براي نماز شب خواندن؛ وقتي بچه‌ها به نمازشب خوان‌ها مي‌گفتند: تو را به خدا اگر براي نماز بلند شدي، مثل ديشب دست و پاي ما را لگد نکني، او حاشا مي‌کرد و مي‌گفت: من؟ بلند شده بودم آب بخورم بابا، نماز شب کجا بود؟ ما را چه به اين حرف‌ها و بعد در جواب او مي‌گفتند: پس نماز شب آب بدن را مي‌کشد و ما نمي‌‌دانستيم؛? آدم بيدار کن. ---------------------------- توضيحات اضافي وقتي كسي در نقل واقعه‌اي كمي به اصطلاح آب قاطي قضيه مي‌كرد، يا بعضي عبارات آلوده به شوائب را دامن مي‌زدند، به او مي‌گفتند: « توضيحات اضافي نمي‌خواهد بدهي؟ » ------------------------------ تكمه ي تقوا اين اصطلاح به تكمه‌ي آخر پيراهن يا فرنج برگه‌ي سينه (از پايين به بالا) كه سينه‌ي شخص را مي‌پوشاند، و موجب حجاب بيشتري مي‌گرديد، گفته مي‌شد، و به نوعي به «تق _ وا» نيز معروف بود، زيرا تكمه با صدايي شبيه تق باز مي‌شود ! ----------------------------- تك ‌تيرانداز اين عبارت به شخصي كه حاضر جواب بود و در حرف از طرف مقابل وا نمي‌ماند و همه را در مقام سخن مات مي‌كرد، گفته مي‌شد . درست مثل تك‌ تيراندازي كه يك تير بيشتر نمي‌زند، اما درست و دقيق مي‌زند، به همين خاطر مي‌گفتند طرف تك تيرانداز خوبي است ---------------------- ترم آخر دانشگاه نوبت آخري كه رزمنده‌اي به جبهه مي‌رفت و منتهي به شهادت او مي‌شد . به اين معني كه جبهه دانشگاه بود و رزمنده، دانشجويي كه طي سال‌هاي جنگ واحدهايي از دروس تقوا و جهاد را در ترم‌هاي تحصيلي آن گذرانده و نوبت آخري كه موفق به كسب مدرك شهادت شد، ترم آخر بود . --------------------- --تركش با معرفت تركشي كه زوزه‌كشان مي‌آمد و از بالاي سر رد مي‌شد و راه خودش را ادامه مي‌داد و به كسي آسيب نمي‌رساند . در چنين مواقعي مي‌گفتند: « عجب تركش با معرفتي، خبر مي‌دهد و مي‌رود و كاري به كار آدم ندارد .» ----------------- تاج گذاشتن گلوله را درست روي هدف نشانه گرفتن و زدن .
  16. از لشکر92 زرهی اهواز به سپاه پاسداران مامور شده بودم عملیات بدر شروع شده صبح عمليات بدر، نزديك جاده خندق، وقتي عراقي‌ها مقاومت جانانه بچه‌های ارتش و بسیج را رو ديدند، با نامردي تمام، سمت بچه‌هاي لشكر نصر را با شيميايي زدند. مقاومت بچه‌ها شكسته شد. ستون تانك بود كه از رو جاده خندق به سمت پشت سر ما حركت كرد؛ از بالاي سر هم هواپيماهاي غار غاري دشمن كه شبيه هواپيما هاي سم پاشي بود، بچه‌ها رو با كاليبر و راكت هدف قرار مي‌دادند. محشر به پا شد... بالگرهای دشمن بی رحمانه شلیگ میکردند!!!! پشت سر، 40 كيلومتر آب هور. جاده مقابل هم خودروهاي عراقي با نيروهاي پياده داشتند به ما نزديك مي‌شدند. صداي شليك اسلحه‌هاي سبك و سنگين، گوش فلك را كر مي‌كرد. ناچار شديم كمي از جاده خندق فاصله بگيريم. توي مسير برگشت،باچند نفر از بسیجان مشهدی بودم پيكر مطهر شهيدان را یکی یکی نشان می داد و میشناخت محسن يادگاري، كتابي، عطريان، ابراهيميان و ده‌ها شهيد كه خيلي‌هاشون را نمي‌شناختند و بيشتر بچه‌هاي مشهد بودند، انسان را دیوانه می کرد. با دو نفر از بسیجیان بنامهای عابدینی زاده و رضا انوري كنار جاده يك سنگر پيدا كرديم.و برای استراحت پناه گرفتیم ديگه وضعيت قابل وصف نبود. يك راديوي كوچك همراه يكي از شهدا بود. برادر بسیجی برداشت و روشنش كرد. ساعت حدود 10 صبح بود. هوا گرم و شرجی بود توان راه رفتن را سلب کرده بود راديو داشت برنامة خردسالان پخش مي‌كرد. صداي خانمي مي‌آمد كه به جاي قورباغه صحبت مي‌كرد! حرفي از عمليات نبود! حرفي از تانك‌هاي عراقي با گلوله‌هاي مستقيم كه سنگر هاي انفرادي رو هدف قرار مي‌دادند، نبود. با شليك هر گلولة مستقيم، تكه‌هاي بدن عزيزي به هوا مي‌رفت، اما راديو همچنان «خاله قورباغه» را پخش مي‌كرد! با همة نفرت راديو را به ديوار سنگر كوبيد و فرياد كشيد: بابا بگو دارند بچه‌ها را تكه‌تكه مي‌كنند. بخدا داتند بچه ها را قطعه قطعه می کردند خدایا خودت به داد ما برس سروان بازنشسته حسنعلی ابراهیمی سعید https://www.uplooder.net/img/image/57/54bf62727b39495da8f43bdcd62f665b/hasa-n-a-li_ebrahimi_said_13931008_(4).jpg منبع::http://kohne_sarbaz_iran.rozblog.com/Forum/Post/2038
  17. امروز یک کلیپ دیدم و در کانال تلگرامم گذاشتم که خلبانی از خیانت بنی صدر میگفت اگر گلبپ را پیدا کردم اینجا ارسال میکنم متاسفانه از همان دوران دفاع مقدس خیانت بود که همگی در راس بودند
  18. شهید دفاع مقدس نــام : سیامک نـام خـانوادگـی : درخشان نـام پـدر : اکبر تـاریخ تـولـد : ۱۳۳۳/۰۲/۲۶ مـحل تـولـد : کرمانشاه سـن : ۲۵ سـال دیـن و مـذهب : اسلام شیعه وضـعیت تاهل : مجرد شـغل : ارتشی مـلّیـت : ایران دسـته اعـزامـی : مردمی مسئولیت نظـامی : اطـلاعاتی مـوجود نـیست درجـه نظـامی : اطـلاعاتی مـوجود نـیست تـحصیـلات : لیسانس علوم وفنون نظامی
  19. نام: سيامك نام خانوادگي: درخشان فرزند: اكبر تاريخ تولد: 23/2/1333 محل تولد: كرمانشاه تاريخ شهادت: 7/9/1359 محل شهادت: خليج فارس نوع شهادت: عمليات رزمي دريائي مسئوليت: افسر مكانيك يگان خدمتي: ناو پيكان هفتم آذر ماه سال 59 واحدهای شناور نیروی دریایی ارتش با اجرای عملیاتی با نام ˈمرواریدˈ ضمن نابودی اسکله نفتی البکر چندین ناو جنگی و هواپیمای دشمن را به قعر دریا فرستادند. در این عملیات پیروزمندانه که با پشتیبانی تیزپروازان نیروی هوایی ارتش صورت گرفت، ضربات سنگین بر پیکره نیروی هوایی و دریایی دشمن وارد شد، به گونه ای که هیچ گاه نتوانست از اثرات این شکست رها شود. در لحظات اولیه این عملیات سلحشورنیروی دریایی توانستند هفت ناوچه مدرن و اژدرافکن عراق به نام ˈاوزاˈ را در حوالی سکوهای نفتی البکر و الامیه که منطقه درگیری بود، به قعر دریا بفرستند. در ادامه این عملیات، چند فروند دیگر از ناوها و قایق های دشمن توسط ناوچه همیشه قهرمان ˈپیکانˈ نابود شد و شماری از بالگردها و هواپیماهای دشمن سرنگون شدند. دریادار دوم شهید سیامک درخشان جمعی یگان رزمی ناوچه پیکان از جمله رزمندگانی بود که در این حماسه بزرگ و به یاد ماندنی نقش آفرینی کرد و شجاعانه در راه دفاع از سرزمین اسلامی ایران به شهادت رسید. روحش شاد و یادش گرامی باد.
  20. همرزمان عزیز ..سلام ...دلنوشته .. ۱۳/۱/۹۸ البته ثابت شده است ؛ مبنی براینکه : سربازانی که در جنگ شرکت میکنند. هرگز به زندگی عادی خود بر نمیگردند. بطور مثال وقتی نیروهای ژاپنی در زمان جنگ جهانی دوم شکست خوردند. تعدادی از انها به جنگلها پناه بردند. چون باور نداشتند مبنی براینکه اینک جنگ جهانی تمام شده است بهیمن علت این نیروهای ژاپنی. حاضر نمیشدند. تا به وطن خود باز گردند. از طرفی دیگر تعدادی از کهنه سربازان امریکائی پس از خاتمه جنگ دست به خود کشی زدند اری ؛ بر این اساس است که امثال ما ایثارگران دفاع مقدس. نیز با وجودیکه سالهاست . جنگ تحمیلی تمام شده است. علیهذا همچنان با خا طرات جنگ تحمیلی زندگی میکنیم . البته ما ایثارگران ایرانی نیز مشکلات روحی وروانی خاص خود داریم. ولی هرگز دربین ما خودکشی رواج ندارد. والبته در زمان تنهائی نا خود اگاه به یاد. همرزمانی می افتیم که دردوران دفاع مقدس.. به فیض شهادت رسیدند . و؛ یا قطع عضو وجانباز ویا اسیر ومفقود االاثر شده اند تا تمامیت ارضی ایران حفظ شود.. بر این اساس من امشب به یاد؛ یک دلیر مردی افتادم بنام شهید پیر یائی که سالهای چندی همرزم بودیم . ودوشاش دوش برعلیه متجاوزین عراقی جنگیده ا یم .. خاک میدان مین.. خوردیم واز سر زمین ایران دفاع کردیم.. باری خاطره زیادی از این همرزم شهیدم شهید پیریائی فداکار والامقام دارم .. شهید پیریائی سالیان چندی در جبهه های جنگ تحمیلی نقش افرین اصلی صحنه های نبرد بوده است انسانی بود متعهد و الحق بی باک و ورزیده..و فداکار ومسئولیت پذیر . وجویای نام برای سرزمین عزیز ایران شهید پیریائی در؛ روزهای اواخر جنگ . و؛بعلت انفجار مین به فیض شهادت رسید... وبه تصور من حقش نبود .. چون شهید بزرگوار پیریائی در صحنه های نبرد دفاع مقدس رشادتها ی زیادی کرد. و خطرات بیشماری پشت سر گذاشت. وحقش این بود که پیروزی دفاع مقدس را در اغوش بکشد ...که... نشد اری درزمان تصرف جزایر مجنون با شهید پیریائی همرزم بودیم و در عملیات والفجر مقدماتی با هم انجام وظیفه کردیم البته ناگفته نماند در عملیات والفجر مقدماتی.. ازنیروهای دشمن شکست خوردیم شب هنگام محشری شد .. با وجودیکه ادوات سنگین ما اتش تهیه خوبی بر روی مواضع دشمن اجرا کردند و؛ ما نیز پیشروی زیادی کردیم لیکن نیروهای عراق مقاومت زیادی.. از خود نشان دادند و انها نیز یک پاتک سنگینی .. بر روی ما اجرا کردندو انقدر اتش پاتک دشمن سنگین بود که نیروهای پیاده ما .. توان مقاومت خود را از دست دادند وتعداد؛ زیادی از نیروهای رزمنده ما.. در؛انشب شهید ومعلول ومجروح شدند. اری بخاطر اینکه عوارض زمین اجازه نمیداد در انشب عملیات امبولانس های ما کارائی نداشتند وبهمین علت در این شب عملیات این خدمه های نفر بر های چرخدار لشکر ۲۱ حمزه.بودند که از خود گذشتگی نشان دادند.. ومجروحین ما را ازصحنه نبرد خارج کردند که فعلا مجال توصیف بیشتر نیست . علی الیحال در انشب قهرمانی ها؛ شد. ولی در هیچ تریبونی گفته نشد . وبه تصورمن ایثارگر نظامی. که ؛اگر فردوسی بزرگ شاعر نامدار طوس در این صحنه نبرد موردبحث. خود حضور میداشت. ودلاوریهای نیروهای ایرانی دراین صحنه نبرد با چشمان با بصیرت خود میدید . بی شک تعدادی از مضامین شاهنامه . را طور دیگری می نوشت اری در این صحنه خطرناک که زبان من قاصر است مبنی براینکه توصیفش کنم. شهید پیریائی جان سالم بدر برد . ولی در اواخر جنگ تحمیلی بر اثر انفجار یک مین به فیض شهادت رسید. شهید پیریائی در طول جنگ خطرات زیادی در عملیاتهای مختلف پشت سر گذاشته بود وانفجار یک مین برای شهید شدن شهید پیرئائی به تصور من کم بود حالا وقتی به یاد یاد این همرزم و دلاور مرد؛لرستانی.. شهید پیر یائی ؛می افتم اشک در چشمانم حلقه میزند و؛با خودم میگم .. پس چرا؟؟؟؟ دولتمردان خدانشناس ما . هیچوقت نامی از امثال شهید پیریائی بر زبان نمی اورند.. ولی بلعکس از نیروهای شبه نظامی فلسطین ولبنانی . و ازشآن وشوکت . امثال مقنیه . و؛ این شبه نظامی لبنانی تبار . که در صحنه های نبرد جنگ تحمیلی ایران ... هیچ نقشی نداشته است . به کرات صحبت میکنند . و؛ این موضوع بر کسی پوشیده نیست اری ؛با این نوع عملکرد؛ غیر منصفانه دولتمردان خدا نشناس ایرانیست که ارامش امثال ما ایثارگران دفاع. به هم میخورد اینجاست؛ که برای قانع شدن خودم . میگم‌.. ای بابا.. اگر دفاع مقدس برای امثال شهید پیریائی هزینه جانی داشت . ولی در عوض برای تعدادی از. دولتمردان رانتخوار خدانشناس ایرانی دنان ومقام و؛ منصب بالا ی اجتماعی داشت .والسلام..نامه تمام .روح شهید پیریائی شاد .. و یادش برای همیشه گرامیباد کهنه سرباز وایثارگر دفاع مقدس ..فرصتی.. https://www.uplooder.net/img/image/67/cc8d00ec2441977a50fcf494923318c9/hasa-n-a-li_ebrahimi_said_13930512-4.jpg
  21. سلام لطفآ تمامی دل نوشته های خود را در خصوص ادامه جنگ تحمیلی و یا نامهربانی ها را در این بخش قرار دهید ارادتمند حسنعلی ابراهیمی سعید
  22. و (بنام خدا)...همرزمان گرامی... سلام ‌‌...دلنوشته ۱۲/۹/۹۷ اولا ..ان پادشه که مال رعیت خورد گداست . ثانیا.. در زمان وقوع جنگ ها شهرهای دو کشور متخاصم بین همان سربازانی رد وبدل میشود که در زمان صلح نه سر پیاز هستند.. ونه ته پیاز. و بهمین علت ان سربازانی.. بازنده؛ جنگها ها هستند . که ؛در صحنه های اصلی نبرد نقش افرینی میکنند وهزینه اش نیز به قیمت جان از دست دادن است . وحداقلش'هم از دست دادن .. اعضای بدن است.. واین درحالیست که ؛دولتمردانی .. که اینک با قیافه ای حق به جانب در تریبونهای مختلف حاضر میشوند .. و ادعای فرماندهی جنگ میکنند . و یا خود را ارباب جنگ میدانند اری ؛ این اربابان جنگ در اصل . بمثابه تلکه بگیرانی هستند . که سر گود قمار نشسته اند. و؛ در؛رابطه با برنده ؛و؛ بازنده جنگ های خونین.این اربابان جنگ . هیچ چیزاز دست نمیدهند. براین اساس بودکه اربابان جنگ تحمیلی ایران وقتی دفاع مقدس پایان یافت. انها نیز شتاب زده رفتند تا به منصب وجایگاه بالای خود دست یابند.. وازطرفی دیگر چون در رنجهای دفاع مقدس نقطه گذاری نشد .. علیهذا رنجهای امثال ما نقش'افرینان اصلی صحنه های نبرد هم بنفع تعدادی ازدولتمردان رانتخوار ایرانی مصادره شد باری چون مورخین ایرانی در صحنه های دفاع مقدس.. پژوهش میدانی نداشتند.. لذا با تحمل ۲۰۰۰۰۰دویست هزارنفر شهید والا مقام ایرانی دولتمردان ما نتوانستند .. یکنفر شهید والامقام ایرانی را بعنوان الگوی ایثار وشهادت ایرانی به جامعه جهانی ارائه دهند و نام یک شهید ایرانی در مبادی ذیربط جهانی ثبت کنند .. تا نقش ماراتن غربیان هم ؛کم رنگ شود . بدلیل انکه ماراتن درخارج ازصحنه نبرد انجام وظیفه کرده است وعملکرد ماراتن ارزش'جنگی ندارد . واین حق مسلم ملت شریف ایران هم بخاطر سوء مدیریت دولتمردان ایرانی متاسفانه از دست رفت از طرفی دیگر چون فیلمبرداران وخبرنگاران رسانه ملی ایران.. در میادین مین دشمن حضور پیدا نکردند. پس از تحمل ۸ سال جنگ . متاسفانه ما ایرانیها نتوانستیم .. بمثابه کشورهای غربی. یکنفر خبرنگار جنگی شجاع بمثابه خانم اوریانا فالانچی خبرنگار داوطلب جنگ ویتنام . را به جامعه جهانی معرفی نماُئیم وبهمین علتست که ما در سرزمین ایران. اینک شاهد اشخاصی هستیم که رنگ رزمنده گی بر خود پاشیده اند. و؛میخواهند نقشی در تاریخ .. دفاع مقدس بازی کنند . که هرگز برای انها نوشته نشده است وبراین اساس است که ما نقش افرینان اصلی صحنه های نبرد دفاع مقدس در این روزها شاهد ؛ بیوگرافی. و؛ قهرمان پروری هائی هستیم که با اصالت جنگ تحمیلی تطبیق نمیکند.. کهنه وسرباز وایثارگر دفاع مقدس ...فرصتی. https://www.uplooder.net/img/image/67/cc8d00ec2441977a50fcf494923318c9/hasa-n-a-li_ebrahimi_said_13930512-4.jpg
  23. تدارک خصمانه ، روسیه ،، کشور روسیه ، چهل سال توطئه ، و دشمنی بی پایان ،، روسیه و پوتین از ترس اینکه ایران به اروپا نزدیک شود ،، و گاز اروپا را تامین نماید ، ،و اروپای بی نیاز به گاز روسیه ، به معنی تحریم همه جانبه روسیه توسط اروپا و امریکا روسیه ، عامل اصلی جنگ ایران و عراق بود ،، روسیه عامل اصلی اختلاف بین ایران و امریکا بوده و هست ، روسیه ، عامل اصلی جنگ داخلی و فرسایشی سوریه بوده و هس تا کشورمان را ، در راه بی بازگشت و بی نتیجه قرار دهد ، روسیه عامل اصلی بازکردن راه ترکیه و امریکا به سوریه بوده است ، اتفاقاتی که طی سالها و اخیرا ، برای کشورمان در سوریه بوجود امده است ، نشان دهنده ، یک توطئه اشکار بر علیه کشورمان است ، ارایش نظامی امریکا و تجاوز اشکار اسرائیل به خاک سوریه احتمال یک رویارویی نظامی بین کشورمان و امریکا ،، بطور حتم روسیه نظاره گر این رویارویی نظامی خواهد بود تا روسیه بتواند بحران جدیدتری برای کشورمان تدارک ببیند ، تا از این طریق بتواند فاصله بوجود امده بین کشورمان ایران و اروپا و امریکا را حفظ و یا اینکه دامنه دارتر نماید ، تا هرچه بیشتر و برای همیشه اروپا را به گاز روسیه محتاج تر نماید ، و تا از تحریم های اروپا و امریکا ، جان سالم بدر ببرد ،،،
  24. ای گفتی حرف دل زدی ممنونم
  25. استاد من از اول عید تاکنون تلویزیون ایران نگاه نکردم خدا عمر بده به یاه ست و اروپا مرتب ترانه و یا فیلم