Welcome to رهروان ارتش

از اینکه انجمن ما را برای مطالعه انتخاب کردید از شما متشکریم. 

برای استفاده از امکانات انجمن و برقراری رابطه دوستانه با دیگر اعضا لطفا در انجمن ثبت نام کنید

با تشکر

تلخک

یادگار دفاع مقدس
  • Content count

    557
  • Joined

  • Last visited

Community Reputation

5235 Excellent

1 Follower

About تلخک

  • Rank
    تلخک
  • Birthday ۶۶/۰۵/۲۶

Contact Methods

  • جنسیت مرد
  • Yahoo mirasejang@yahoo.com

Profile Information

  • شهر سبزوار

Recent Profile Visitors

827 profile views
  1. جناب لطافتی درود بر شما و دست مریزاد .
  2. در خصوص عدم استفاده از تجهیزات نکاتی را باید یادآور شد اولا : به دلیل عدم خرید و یا واگذاری تجهیزات و ادواتی که به تعداد کمی در یگانها وجود داشت معمولا فرماندهان نمی خواستند مسئولیت انهدام و نابودی آن تجهیزات برعهده بگیرند . بعنوان مثال وقتی ما به گشتی شناسایی اعزام میشدیم یکی از نیازهای مبرم همین دوربین های دید در شب بود . آن زمان دوربین را به فرماندۀ گروه شناسایی تحویل میدادند . فرمانده نیز آن را به دیده ور میداد تا در جلوی ستون از آن استفاده کند . مسئولیت حفظ و نگهداری هم بر عهدۀ فرمانده بود . بر این اساس بنده شخصا خیلی به ندرت دوربین را تجویل میگرفتم و همواره سعی میکردم از نور ماه و نور چشمانم در شب استفادۀ بهینه کنم . نور ماه که صدمه نمیخورد و کم شدنی نبود . حالا نور چشم خودم فدای سر میهن و هم میهنانم . دوما : کمتر پرسنلی نحوۀ استفاده از تجهیزاتی همچون دوربین دید در شب را آموزش دیده بود .
  3. با سلام خدمت دوستان بزرگوار عرض کنم که اساتید در خصوص تفنگ 106 م م نکات اصلی رو فرمودند . در ارتش و در یگانهای نزاجا در هر گروهان دو قبضه از این تفنگ سازماندهی شده بود . بنده هم چندین بار با این تفنگ تیراندازی کرده ام . در خط مقدم که بودیم خیلی دوست داشتم با این تفنگ هدفی را نشانه بگیرم و بزنم . در خط شلمچه که بودیم در سمت چپ جادۀ خرمشهر به بصره پتروشیمی عراق بود که سکوی بلندی که احتمالا دودکش یا چیز دیگری بوده را با چشم غیر مسلح می دیدیم . از آن بلندی دیده بانهای دشمن بخوبی استفاده و اهداف خود را در خط میزدند . خیلی تلاش میکردیم که آن ارتفاع را بزنیم . عاقبت روزی از کنار جاده و از پشت خاکریز به سمت آن دکل گلولۀ 106 را روانه کردم . گلوله به هدف اصابت کرد . ولی نمیدانم آن دکل را از چه ساخته بودند که تکان نخورد . البته قبل و بعد از من نیز چندین بار مورد اصابت قرار گرفته بود ولی نشنیدم که آن دکل افتاده باشد . نشانه گیری با توپ 106 بسیار راحت بود . یادش بخیر . ممنون که با بیان پاره ای مطالب تجدید خاطرات میکنید . ارادتمند : تلخک
  4. با سلام همانگونه که چند ماه قبل عرض کردم پیش لرزه های زلزلۀ جنگ تا حدودی حس میشد . امروزه با تحولاتی که در منطقه رخ داده یا در حال رخ دادن است شدت این پیش لرزه ها بیشتر شده است . دوباره اعراب و اینبار عربستان میخواهد بخت و شانس خود را بیازماید . با مطالعاتی که داشته ام میتوانم بگویم که شرایط و اوضاع کنونی بی شباهت به اواخر دهۀ پنجاه نیست . امیدوارم مسئولینی که قریب چهل سال در سیاست بوده اند اینبار و قبل از هر حادثه ای بفکر چاره جویی و آمادگی باشند . دوباره توسط این اعراب خیره سر غافلگیر نشویم . و دوباره هزاران نفر با خون و سلامتی خودشان تاوان بی درایتی مسئولین را پس ندهند . مبادا مانند جنگ بی سرانجام با عراق وقتی که مورد حمله واقع شدیم و بخش هایی از ایران اشغال شد ، آنوقت مسئولین کشوری و لشکری تازه بخود بیایند . وقوع جنگ حتمی است و شخصا تردید ندارم . فقط زمان وقوعش را دقیقا نمیدانم . و نکتۀ پایانی اینکه : گرچه بابت جنگ با عراق بعد از گذشت سالها هنوز زخم های چرکینی بر پیکر دارم ولی شخصا فقط برای دفاع از ایران و مالیدن پوزۀ کثیف اعراب بادیه نشین به خاک مذلت هر کاری بتوانم انجام خواهم داد . همانگونه که همرزمان عزیزم همچون هشت سال جنگ با عراق از تمامیت ایران آریایی دفاع کردند و امروزه هم آماده اند تا دوباره در برابر عربهای وحشی خارجی سینه سپر کنند . ارادتمند : تلخک
  5. جناب ابراهیمی سعید با درود بنده در زمان جنگ رسته ام پیاده بود کد 111 . ولی گاها به دوستان در دستۀ خمپاره سر میزدم و نحوۀ کارشان را با خمپاره اندازهای 81 و 120 میدیدم . هرچی فکر کردم بیاد نیاوردم که چنین فرمولهایی را بکار بسته باشند . خوب بیاد دارم که هر فرماندۀ قبضه یک پلاتین برد داشت که گراهای دیده بان را روی آن رسم میکرد و سپس زاویه و برد و خرج خمپاره را اعلام میکرد . ناگفته نماند که بنده شخصا نیز گاهی دیدبان میشدم . معمولا دیده بان چهار مورد را با بی سیم اعلام میکرد . دو گرای دیده بان - هدف و دیده بان قبضه و دو مسافت دیده بان تا هدف و دیده بان تا قبضه . ممنون میشوم بفرمایید آیا این مباحث بعد از جنگ وارد مراحل آموزش و اجرا در ارتش رسیده یا اینکه بنده بی خبر بوده ام . ارادتمند : تلخک
  6. با سلام حالا که جام جهانی به نزدیکترین کشور به ایران رسیده ( بیخ گوشمون ) شایسته است مدیریت محترم برای تعدادی از اعضا بلیط مسابقات ایران را تهیه و تمام هزینه های رفت و آمد و اقامت را تقبل نمایند . باشد تا این حرکت بزرگ مدیر جاودانه شده و همواره سبب سربلندی ما باشد . سلام به روسیه ، سلام به مسکو و سلام به سن پترزبورگ نازنین . البته اگه جناب کلافه خودشان هم قبول زحمت کنند و همراه کاروان اعضا به روسیه بیایند که دیگه چه شود . جناب مدیر نظر مثبت شما در خصوص این پیشنهاد چیه ؟
  7. از شاخصه های شناخت اعراب همین جفتک زدن شان است . هیچ عربی را نخواهید یافت که چشم بر منافع مادی خودش ببندد . اینها به علی و حسین (ع) رحم نکردند . تمام عراقی ها میدانستند که علی ابن ابیطالب (ع) شبانه و ناشناس برای خانوادۀ آنها غذا میبرده است . ولی وقتی برق سکه های طلای یزید را دیدند به فرزند مردی که فرزندان آنها را همچون فرزند خود میدانست رحم نکردند . حال کی میخواهیم اعراب را بشناسیم الله و اعلم
  8. مدیر مدیره ، خود مدیره . زنده باد مدیران توانا و با درایت که بحرانها رو به فرصت تبدیل میکنند .
  9. با سلام گاهی آرزو میکنم ایکاش اینترنت و وسائل ارتباط جمعی نبود . چیزهایی را قبل از انجام و اجرا می بینی که نفس آدم بند می آید . الان این عکس چندش آور را دیدم . تا الان چیزی در خصوص سکۀ ده هزار تومانی نشنیده بودم . یعنی سکۀ یک و دو و پنج و ده ریالی به اینجا رسیده است ؟ من که نمیدانم فاجعه معنیش چیه . اگر دوستان میدونن معنی فاجعه رو برای من بگن . سپاسگزارم . ارادتمند : تلخک
  10. از : ستاد انتخاباتی رئیسی به : طرفداران و حامیان موضوع : استرداد هدایا بدینوسیله به اطلاع کلیه هواداران و حامیان آقای رئیسی میرساند چنانچه از هدایای نقدی و غیر نقدی استفاده نکرده اید لطفا آنها را به نزدیکترین ستاد تحویل نمایید .
  11. ماهها ، هفته ها و روزها وعده دادن همگی از سطح شهرها زدوده شد . امید که به حداقل وعده ها عمل شود .
  12. آقای رئیسی : لطفا فقرا و حاشیه نشینان مشهد تا چهارسال آینده فراموش نشوند . امیدوارم همینگونه که علی گونه و بطور ناشناس مدتی به فقرا کمک کردید باز هم ادامه بدهید .
  13. کاش مثل موقع احمدی نژاد اول نتیجه رو اعلام میکردند بعد رأی ها رو می شمردند . امسال اصلا هیجان نداشتیم .
  14. از عجائب انتخابات دیروز : هاشمی طبا خودش ساعتی رو در صف مونده تا به روحانی رأی بده . در مقابل عزیزانی هم ساعتها توی صف ایستادند تا به هاشمی طبا رأی بدن . ایستادگی برای نظرتان را اجر مینهم .