Welcome to رهروان ارتش

از اینکه انجمن ما را برای مطالعه انتخاب کردید از شما متشکریم. 

برای استفاده از امکانات انجمن و برقراری رابطه دوستانه با دیگر اعضا لطفا در انجمن ثبت نام کنید

با تشکر

تلخک

یادگار دفاع مقدس
  • Content count

    594
  • Joined

  • Last visited

Community Reputation

5425 Excellent

2 Followers

About تلخک

  • Rank
    تلخک
  • Birthday ۶۶/۰۵/۲۶

Contact Methods

  • جنسیت مرد
  • Yahoo mirasejang@yahoo.com

Profile Information

  • شهر سبزوار

Recent Profile Visitors

974 profile views
  1. سیاست > نظامی - سالگرد آتش بس میان ایران و عراق و عوامل پذیرش قطعنامه از سوی امام در شرایطی انجام شد که در نشست «از جام زهر تا شهد پیروزی» با حضور دو تن از سرداران سپاه به بحث گذاشته شد. با سلام . تنها خدا میداند که با خواندن پاره ای مطالب آنهم با گذشت سه دهه (سی سال) تنها کاری که میتوانم بکنم آه کشیدن از اعماق وجودم و سرازیر کردن دشنام و فحش و نفرین است . البته کار دیگری از من ساخته نیست . از نکات مبهم این سخنان این است که چرا بعد از گذشت سی سال گفته میشود ؟ نکتۀ مبهم دوم اینکه چرا از افرادی یاد میشود که اکثرا در قید حیات نیستند تا پاسخگو باشند ؟ نکتۀ سوم اینکه چرا آنهایی که زنده هستند پاسخگو نیستند ؟ چه بدعت زشت و ناپسندی است که تمام کسانی که در جنگ بوده و امروزه در مناصب و پست های کلیدی کشور اعم از لشکری و کشوری جلوس ناسزاوارانه کرده اند همگی از عملکرد خود و سایر مدیران و مسئولین زمان جنگ مدام دفاع کرده و میکنند . این خیره سران و تمامیت خواهان که از صدقه سر خون صدها هزار شهید و مجروح و اسیر به نان و نوایی رسیده اند چرا هراز گاهی کلامی میگویند و تا مدت ها سکوت میکنند ؟ اینان بدانند و خوب میدانند که عملکردشان اگر مثبت بود که اینگونه سخن پرانی نمیکردند . حال با توجه به مطالب بالا در خصوص هر جملۀ این ژنرال های بی ستاره من که یک گروهبان ساده در ارتش بودم جوابیه مینویسم تا بلکه کاسه کوزۀ خود را جمع کنند . ابوترابی: برخی معتقد بودند برای تسلیم صدام نیاز است که تا سقوط بغداد پیش برویم آن برخی چه کسانی بودند ؟ خب اسامی را اعلام کنید تا مردم بدانند چه کسانی و با چه تفکراتی برای میلیون ها ایرانی میهن پرست تصمیم میگرفتند که بعد از هشت سال تنها نکبت و خواری را نصیب ایران و ایرانی کردند . تسلیم صدام ؟ تا سقوط بغداد پیش بروند ؟ کدامیک از آن تصمیم گیرندگان و افرادی که چنین اعتقادی داشتند خط مقدم را دیده بودند ؟ در کدام عملیات حضور داشتند ؟ چند نفرشان کشته شدند و چند نفرشان زخم خوردند ؟ * «آتش‌بس بدون رسیدن به حقوق ایران»، «راهبرد بدون هدفِ جنگ جنگ تا رفع کل فتنه»، «جنگ جنگ تا یک پیروزی بزرگ» و «جنگ تا تسلیم عراق» راهبردهای مطرح بودند. کدامیک از این راهبردهای مسخره و من در آوردی در پایان هشت سال جنگ جواب داد ؟ یک پیروزی بزرگ در سال 1361 نصیب ایران شد آنهم فقط و فقط به واسطۀ حضور جانانه و مردانۀ ارتشیان میهن پرست و غیرتمند و استفاده از ادوات و تجهیزات ارتش بود . بعد از آزادی خرمشهر چرا هیچ پیروزی چشمگیری حاصل نشد ؟ چون خودخواهی و غرور گریبانگیر مدیران و فرماندهان خودخواه را چسبید . * البته برخی تسلیم صدام را با جداسازی جنوب عراق ممکن می‌دانستند و برخی معتقد بودند برای تسلیم صدام نیاز است که تا سقوط بغداد پیش برویم. جدا سازی جنوب عراق را ممکن میدانستند ؟ این تشنگان خون بسیاری از بخش های ایران را قادر نبودند آزاد کنند . در بازپس گیری مناطق اشغال شده میهن درمانده بودند آنگاه حضرات نقشۀ جدا سازی جنوب عراق و تصرف بغداد را می کشیدند . این فرماندهان شاید آلزایمر گرفته اند و یادشان نیست که تا چند ماه بعد از جنگ نیز مناطقی از میهن در تصرف و اشغال دشمن بود . * قطعنامه 598 با تأکید بر لفظ آتش‌بس، بازگشت به مرزها و شناختن عراق به عنوان کشور متجاوز در حالی صادر شد که قدرت‌های بزرگ دنیا پشت سر صدام جمع شده بودند و تا پیش از آن، 7 قطعنامه توسط شورای امنیت سازمان ملل بدون دادن کمترین حقوقی برای ایران صادر شده بود. * عراق در ابتدای جنگ تنها 12 لشکر داشت که این تعداد در پایان جنگ به 59 لشکر افزایش پیدا کرد. آنها هرجا اراده می‌کردند می‌توانستند تعداد زیادی نیرو اعزام کنند و علاوه بر آن ایران را مورد تهاجم هوایی خود قرار دهند. اطلاعات نیز به وفور در اختیارشان بود. این سخنان تکرار مکررات است . این وضعیت از اولین روز جنگ کاملا روشن و مشخص بود . تکرار چنین سخنانی تنها یاوه سرایی است . * در نامه فرمانده وقت سپاه که وضعیت ارتش مجهز عراق را ترسیم می‌کند آمده است دنیا پشت سر عراق قرار گرفته و هر زمان تهاجمی از سوی عراقی‌ها صورت می‌گیرد، جلوگیری از آن برای رزمندگان اسلام سنگین و حتی مشکل‌تر از آغاز جنگ است. اصلا قابل قبول نیست که بعد از هشت سال جنگیدن بی ثمر اینگونه میخواهند خود را تبرئه کنند . حال شاید با بیان چنین یاوه گویی هایی بتوانند عوام را فریب دهند آیا پاسخ خدا را چه میدهند ؟ جواب خون شهیدان چه ؟ جواب اشک مادران و پدران چشم به راه ؟ جواب کودکان پدر ندیده ؟ * مظلومیت پایان جنگ، کمتر از مظلومیت ما در آغاز جنگ نبود. متأسفانه رسم نامیمونی در جامعه ما وجود دارد که هر جا شکست می‌خوریم، فکر می‌کنیم باید آن را سانسور ‌کنیم ، چراکه به نظرمان بیان شکست، بیان ضعف فرمانده یا سازمان است. در حالی که دفاع مظلومانه ما در برابر 59 لشکر عراق در پایان جنگ و شکست بعثی‌ها در عملیات‌های غرورآفرین بعد از قطعنامه و بازگرداندن مجدد آنها به مرزها موجب افتخار است نه شرمندگی. خدایا ببین چه کسانی از مظلومیت سخن میگویند . کسانی که بزرگترین ظلم تاریخ را به هم میهنان روا داشته اند و بزرگترین ظالمان تاریخ بشریت هستند خود را مظلوم نشان میدهند و این یعنی نفاق و دو رویی . این آقایان بگویند شکست در عملیات و جنگ اگر ضعف و بی درایتی فرمانده و مدیر نیست پس چیست ؟ ابوترابی: کاش نگاه هاشمی به پایان جنگ به دور از نگاه‌های سیاسی درک می‌شد این هم یکی از آن جوک های قرن بیستمی است . انصافا آیا ما اصولا آدم سیاستمداری داشتیم که نگاه سیاسی داشته باشد ؟ ما اگر سیاستمدار سیّاسی داشتیم که سرنوشت جنگ به تیرماه 1367 ختم نمی شد . * «متأسفانه هر تدبیری در کشور ما به سرعت برچسب سیاسی می‌خورد و در مقابل آن تعارض‌های جناحی شکل می‌گیرد. یک عده نادان و بیخرد هنوزم هستند که تمایلی ندارند پیشرفت ایران را ببینند . اگر از همان ابتدای انقلاب و جنگ پوزۀ آنها را به خاک می مالیدند امروزه اوضاع از این وضعیت اسفناک خیلی بهتر بود . آنها که چشم دیدن ایستادن ایران و ایرانی را بر قله های افتخار نداشته و ندارند همواره برچسب های احمقانه میزدند و میزنند . * تنها کسی که با واقع‌گرایی، طرحی را برای پایان جنگ با حفظ حقوق ایران را مطرح و پیگیری کرد، آقای هاشمی رفسنجانی رحمت الله علیه!!! بود. نگرش ایشان اگر به دور از نگاه‌های سیاسی در داخل و در جبهه‌ها درک می‌شد، می‌توانست با گرفتن مأموریت‌های موفقی در عملیات‌هایی که از خیبر به بعد انجام شد، دریچه خیری باشد که ما به حقوق‌مان برسیم. ای بابا هاشمی رفسنجانی که چند ماه است از دنیا رفته . نمیدانم چرا هاشمی هیچگاه حاضر نشد در یک برنامۀ چند قسمتی ابهامات و نکات تاریک جنگ را مرتفع سازد . البته شخص هاشمی خود زمینه ساز بسیاری از ناکامی ها بود . * عراق در سال آخر جنگ به این نتیجه رسیده بود که قدرت شکست خطوط دفاعی ما را دارد و ضرورت ندارد بر آتش‌بس تأکید کند. عراقیان ، آن عربهای بیسواد و بادیه نشین فهمیدند و مسئولین و خواص ایران که خود را تافته ای جدا بافته از تمام سیاستمداران و نظامیان دنیا می دانستند نفهمیدند . شما از یک سال مانده به پایان جنگ این مهم را فهمیدید چرا همان زمان جنگ را پایان ندادید ؟ * حمایت‌های جهانی و عربی از عراق هم باعث شده بود صدام بعد از قطعنامه 598، به دنبال گرفتن قطعنامه دیگری باشد که اهداف اصلی‌اش را در موضوع اروند و جزایر، در بخش‌هایی از میمک و منطقه نفت‌شهر تأمین کند. لذا در طول یکسالی که از صدور 598 تا پذیرش آن از سوی ایران طول کشید، با کار سیاسی روی موضوع جنگ‌طلبی ایران در این مسیر گام برداشت و بعد از حلبچه این سیاست را با جدیت دنبال می‌کرد. * وقتی حلبچه را گرفتیم، از آنجا که طبق یک تصور دیرینه، کردها خود را بیشتر منتسب به ایران می‌دانند، با ورود نیروهای ایرانی شروع به شادی کردند. بلافاصله بعد از شادی مردم، عراق فجیع‌ترین جنایت بشری را در مقابل چشم سازمان ملل و ابرقدرت‌ها و با رضایت آنها انجام داد و حدود 5 هزار انسان بی‌گناه در حلبچه را با گاز سیانور شهید کرد. صدام با این کار به کردها اعلام کرد هر نقطه‌ای که با ورود ایرانی‌ها شادی کنند، به سرنوشت حلبچه دچار خواهند شد. * قطعنامه 598 با همه کاستی‌هایی که ممکن است داشته باشد، اما در مقایسه با 7 قطعنامه قبلی در موضوع حقوق ایران و خواسته‌های سه‌گانه ما پیروزی بزرگی محسوب می‌شد. و انصافا بابت آن پیروزی بزرگ تمام مشکلات و معضلات ایران پایان یافت . ایکاش یکی از این ژنرال های بی ستاره برای من پیروزی را معنا میکرد . کاری هم به بزرگی و کوچکی پیروزی ندارم . ایکاش روز 21 تیرماه 1367 دوربینی بود تا فرار نیروها را از مقابل عراق ضبط کند و با نشان دادن آن فیلم پوزه بندی بر دهان یاوه گویان بزند . پیروزی بزرگ ؟ فرار از مقابل دشمن ، تجاوز دشمن به بخش های وسیع کشور این موارد پیروزی است آنهم از نوع بزرگش ؟ چرا هیچکس نمیگوید که اراده ای در کار بود تا به نیروهای ایران قبل از هجوم دشمن در 21 تیرماه آماده باش داده نشود ؟ به گردان 163 حدود 2 ساعت بعد از هجوم دشمن آماده باش دادند . شایسته است از این فجایع و جنایات هم سخنی گفته شود . سزاوار نیست عده ای معلوم الحال فقط در خصوص عملکرد نابخردانۀ خود و سایر مقامات و مسئولین و مدیران در جنگ به به و چهچهه بزنند . اینان کلاغان بد صدایی هستند که گمان میکنند دیگران آنان را قناری میبینند . نه شما همان قارقار گوشخراش را دارید . برای بخش دوم این مطلب هم مواردی را تقدیم اساتید محترم خواهم کرد . ارادتمند : تلخک
  2. ز هشیاران عالم هر که را دیدم غمی دارد **** دلا دیوانه شو دیوانگی هم عالمی دارد
  3. یکی دو دوره از مراسم تنفیذ و تحلیف ریاست جمهوری با پاره ای موارد همراه شده که شخصا از دیدن و شنیدن این موارد احساس سرخوردگی و حقارت میکنم . بعد از حدود چهار دهه و برگزاری چند ده انتخابات و . . . هنوز نتوانسته ایم به جایگاه حقیقی خود برسیم . اینکه چرا در مراسم تنفیذ ریاست جمهوری از آن سوی دنیا رئیس جمهور کشوری می آید که هنوز اسم آن کشور را نشنیده ایم ولی رئیس جمهور چند دورۀ قبل که طرفدار بیشماری دارد حضور ندارد شاید مهم نباشد . ولی اینکه نمایندگان منتخب مردم ایران در خانۀ ملت تن به ذلت داده و برای عکس گرفتن با یک دیپلمات خارجی ( از نوع مؤنث ) غش و ضعف کنند از آن اعمالی است که باید ایرانیان خود را به برق 220 ولت متصل کنند . واقعا به کجا رسیده ایم . حضراتی که دارای مدارک بالای تحصیلی و خیرسرشان در زمرۀ افراد مورد اعتماد شهروندان خود هستند آیا اینگونه باید شأن مردم را حفظ کنند . اگر همین حرکت را نوجوانی در خیابان انجام دهد این قانونگذاران چه میکنند . برای این حرکت نوجوان لایحه ای با چند فوریت تصویب میکنند ؟ در میان نمایندگان شنیدم آن نوجوانی بوده است که در جنگ اسیر شده و برای مصاحبه با خبرنگار زن خارجی که حجاب نداشته حاضر به مصاحبه نشده است ولی اکنون که بعنوان نماینده وارد مجلس شده است . . . . چرا اینگونه شده است ؟ به کجا رسیده ایم ؟ به کجا میخواهیم برسیم ؟ پس خدا و پیغمبر و دین و ارزشهای انقلاب در کجای این اعمال نهفته است که دیده نمیشود ؟ وقتی نماینده نتواند جایگاه و ارزش خود و شهروندانش را حفظ کند چه توقعی از دیگران داریم . اینجاست که باید خدای خود را شاکر باشم که در انتخاب نماینده ای برای چنین مجلسی شرکت نداشته ام . راستی این سرکار خانم موگرینی کیست ؟ شخصیت مهمی است ؟ سلفی گرفتن با این خانم نقشی هم در پیشرفت و دریافت لوح و مقام و کسب ثروت و دریافت حقوق نجومی دارد ؟ چهل سال در جا زدن تنها به این دلیل است که این نمایندگان با دادن شام و ناهار و وعده های بی محتوا و پوچ را به چنین مناصب و جایگاههایی میرساینم . وقتی هم شخصی در حد و اندازه های جایگاه خودش نباشد میشود این رسوایی که در تحلیف ریاست جمهوری ایران توسط نمایندگان مردم شاهدش بودیم . میشود شکست در جنگی که هشت سال درگیرش بودیم . میشود وضعیت امروز هشتاد میلیون انسان که این مردان حقیر و گرفتار هوای نفس ( از نوع اماره ) برایشان قانون تصویب میکنند . لذا شاه بیت سخنم این که : از ماست که برماست . خدایا خودت ما را از شر این موجودات ضعیف النفس رهایی بخش . بلند بگو آمین نترس بلندتر بگو . ارادتمند : تلخک
  4. رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند ******** چنان نماند و چنین نیز نخواهد ماند
  5. وی سپس طرحی ریخت که بر اساس آن، باید به متجاوزان اجازه داده می‌شد تا تنگه «چهارزبر» در 34 کیلومتری باختران پیشروی کنند. آنگاه در آنجا، خلبانان هوانیروز از عقب و جلو، راه را بر کاروان می‌بستند و نیرو‌های مردمی و بسیجی بسیاری که پس از آگاهی از حمله، از سراسر کشور به باختران آمده بودند، از راه زمین، به سرکوب دشمن می‌پرداختند. ظاهرا در عملیات مرصاد هم یگانهای ارتش همچون سایر عملیات ها غیبت داشته و این بسیجیان و نیروهای مردمی بودند که کار را تمام کردند . کاش تهیه کنندۀ این گزارش اندکی تحقیق میکرد و سپس قلم بدست میگرفت .
  6. نفرمایید نازنین . شرمنده میکنید گرامی .
  7. جناب کلافه با سلام مدیر نازنین شکسته نفسی میفرمایید . بنده شخصا در حضور شما و اساتید گران سنگ درس پس داده و می دهم . حالا میخواهید سوغات ها را هاپولی کنید ایراد ندارد ولی شکسته نفسی نفرمایید
  8. تمام عقلای زمان جنگ را بدون استثناء باید محاکمه و به اشد مجازات محکوم کرد . چه خون هایی که بر گردن کلفت این عقلای مجنون است که باید در محضر خدا پاسخگو باشند . پنج سال جنگ بی نتیجه و بی ثمر بعد از آزادی خرمشهر حاصل تفکرات همین عقلای بیسواد و جاهل و نادان و منافق بود . خیلی آرزو دارم روزی را ببینم که آن عاقلان دیوانۀ روانی را وادار کنند تا در خصوص جنگ و حماقت های خودشان توضیح بدهند . خوب شد معنای عاقل و عقلا را هم فهمیدیم . عقلا که اینها بوده اند دیوانه و مجانین . . . .
  9. با سلام اگر منصفانه و بدون غرض و خودخواهی به وقایع و حوادث جنگ بخصوص بعد از آزادسازی خرمشهر نگاهی بیندازیم بخوبی میتوان روند شکل گیری و خط سیر پذیرش قطعنامه 598 را دید . برای هیچ انسانی قبول شکست کشورش در جنگ با بیگانه آسان نیست . بخصوص اینکه خود آن فرد نیز در جنگ بوده باشد . بر همین اساس خواندن مطالبی از این دست که تیتر بزرگ آن را به نفع خود بنویسند آزارم میدهد . قطعنامۀ 598 هرگز حاصل پیروزی های ایران در جبهه های جنگ نبود . قطعنامۀ 598 حاصل خواست و تلاش دشمن و حامیانش بود . حاصل بی درایتی و بی تجربه بودن مسئولین سیاسی - نظامی ایران بود . خدا گواه است که ذره ای موفقیت در جنگ نصیب ایران می شد ، مسئولین وقت و فرماندهان حاضر در جنگ قید بندگی خدا را میزدند . با آن افتضاحی که از 21 تیرماه 1367 تا 27 تیرماه 1367 در جبهه ها رخ داد و آن فرارهای گسترده و بی سابقه اتفاق افتاد حضرات خود را پیروز و فاتح میدانند . عراق دوباره با هجوم به کشورمان بخش های زیادی را اشغال کرد و آقایان را مجبور کرد قطعنامه را قبول کنند . تصور کنید یک گروهان از نیروهای ایران داخل خاک عراق بود و قطعنامه را قبول میکردند ، آنروز چه کسی میتوانست مسئولین و فرماندهان را کنترل کند . از فروردین 1367 عراق عزم خود را جزم کرده بود تا به جنگ پایان دهد . تحرکات عدیده ای هم داشت . افسوس که فرماندهان تمام قوایی که در جبهه ها بودند هیچ واکنشی نسبت به تحرکات و تفکرات دشمن نشان ندادند . همان رویه ای که در ابتدای جنگ در سال 1359 رخ داد . به لطف حضور فرماندهان عالی رتبه باید اعتراف کنیم که ایران هم در ابتدای جنگ و هم در انتهای جنگ آچمز و غافلگیر شد . بارها نوشته و گفته ام که در بامداد 21 تیرماه 1367 بعد از اینکه عراق از خط مقدم منطقۀ ابوغریب و دشت عباس عبور و به خاک ایران آمد به نیروها آماده باش دادند . چنین فاجعه ای در ابتدایی ترین و عقب مانده ترین ارتش های جهان سابقه ندارد . خیر سرشان ستون پنجم داشتند . ادعا میکردند که مردم مرزنشین در عراق با ایران هستند . یعنی یک نفر خبر نداده بود که عراق صدها تانک و هزاران نیرو را به سمت خطوط مقدم گسیل داشته است ؟ نمیدانم آیا این نکتۀ پایانی را بگویم یا نه . ولی میگویم . نهایتش این است که مدیر محترم انجمن کمی از من دلخور میشوند . شاید هم دوستانی از من ناراحت شوند . پیشاپیش عذرخواهی میکنم . دوستان عزیز ، اساتید گرانسنگ : از نظر اینجانب با توجه به آن وقایعی که به چشم دیدم و مطالبی که تا امروز مطالعه نمودم روند شکل گیری پایان جنگ و پذیرش خفت بار قطعنامۀ 598 بدین ترتیب بوده است که : بعد عدم موفقیت ایران به فرماندهی فرماندهان بی تجربه و جویای نامش و درماندگی در تأمین مخارج جنگ و هزاران مشکل دیگر تنها راهی که میتوانستند بدون پاسخگویی و ارائۀ نتیجۀ هشت سال جنگیدن بی ثمر به جنگ خاتمه دهند همانا سپردن امور به دشمن بوده است . تردید ندارم که سیاسیون و فرماندهان بخوبی در جریان تحرکات دشمن بوده ولی راهکار را در این دیده اند تا دشمن تجاوزی مجدد داشته باشد تا هضم قبول قطعنامه و تسلیم شدن را برای مردم ایران راحت تر کنند . اراده ای وجود داشته است . اراده ای که سبب ذلت ایران و ایرانی شد . در سالهای آخر جنگ ایران هیچ موفقیت قابل بیانی نداشته است . هرآنچه میگویند زاییدۀ ذهن دروغگویانی است که منافع خود را در ادامۀ جنگ بعد از آزادی خرمشهر می دیدند و بعد از جنگ هم منافع آنها تضمین شد . ارادتمند : تلخک
  10. رسیدن به خیر . فقط غیبت ما مسئله سازه ؟
  11. در بحث پذیرش قطعنامه رزمندگان مقصر واقعی بودند . البته امیریکای بی پدر هم چندان بی تقصیر نبود . شلوغی صف نانوایی بیداد میکرد . و مهمتر از همه دلشوره و دلواپس بودن مسئولین وقت بابت اختلاس های سی سال آینده نیز مزید بر علت بود . خشک شدن دریاچه ها را هم نباید نادیده بگیریم . و صد البته ریزگردها را . رئیس جمهور شدن ترامپ این روانی هم جای خود را داشت . در پذیرفتن قطعنامه و پایان دادن به جنگ دنیا مقصر بود بجز آنهایی که در خصوص جنگ تصمیم میگرفتند . انسانهایی دانا ، مدیر ، مدبر ، همه چیز فهم و . . . منتخب نیا روزی را یاد آوری می کند که در دفتر رئیس جمهور وقت جلسه داشته است . در آن جلسه علاوه بر او , روسای مجلس, دیوانعالی کشور , نخست وزیر , وزرای خارجه ,اقتصاد ودارایی , فرمانده کل سپاه رئیس ستاد مشترک , آقای مهدی کروبی , مرحوم آیت ... مشکینی , آیت... مهدوی کنی , آقای حائری شیرازی امام جمعه شیراز و... به آن جلسه دعوت شده بودند . از ارتشی که هشت سال در جنگ بود آیا یک نفر در جلسۀ عُقلای آن روز نبوده است ؟ این ننگ را کجا ببریم ؟ فرماندهانی که قبلا و فعلا در ارتش فرماندهی کرده و میکنند کلاه خود را بالاتر بگذارند . اصلا ارتش و فرماندهانش ظاهرا عددی در حد صفر (0) هم نبوده و نیستند . تاریخ ایران و ارتش فرماندهان ارتش بعد از انقلاب را هیچگاه از یاد نخواهد برد . فرماندهانی که . . . . ارادتمند تلخک
  12. انتشار این سخنان و فیلم ها هیچ دردی را دوا نمیکند . فردی چون رفسنجانی باید میدانست که قرار نیست تا آخر دنیا زنده بماند و روزی که اصلا دیر نیست خواهد مُرد . بعد از مرگ رفسنجانی شنیدن و انتشار این سخنان سودی که ندارد بماند ، برای شخص من بسیار زجرآور است . الان که این فیلم را تماشا کردم کلی ناسزایش گفتم . رفسنجانی باید تا زنده بود و یا وقتی که در نماز جمعه خطیبش میکردند باید میگفت که سه ماه بعد از پایان جنگ امام گفته است جام زهر آنقدر هم تلخ نبود . رفسنجانی قریب به سی سال زمان داشت تا در خصوص اتهام قتل عام نوجوانان و جوانان و شیرمردان در سه عملیات کربلای4 - 5 و شش سخن گفته و از خود دفاع کند . بعد از مردن رفسنجانی یا هرکس دیگر شنیدن سخنان هرچند سخنان حماسی هم باشد دوریال یا یک پول سیاه هم نمی ارزد . ارادتمند : تلخک
  13. از راهنمایی استاد عزیز جناب Pz.Jager Fuhrer ممنونم که اعداد صحیح را با ذکر منبع اعلام نمودند . البته درست و غلط اعداد چندان دردی را از ما دوا نمیکند . هرگاه اختلاس در ابعاد ارقام رخ دهد رسانه ها نام درست اعداد را اعلام میکنند . بهرحال ممنونم استاد .
  14. صرفا جهت اطلاع ارقام و اعداد نجومی جهت اطلاع و آمادگی عزیزان در خصوص شنیدن رقم های اختلاس احتمالی آینده تقدیم میگردد . فردا بهانه نیارید بگویید ما این رقم ها را بلد نبودیم و نمی دانستیم که هیچ عذری پذیرفته نیست . از ما گفتن . گرچه ما ثابت کرده ایم که اعداد بزرگتر از اینها هم نمیتواند در ارادۀ مستحکم ما خللی وارد کند . ارادتمند : تلخک
  15. درگذشت میرزاخانی باعث شد یادی کنیم از یکی دیگر از نوابغ ریاضی کشورمان محمود #احمدی_نژاد که میگفت:از پول یارانه ماهی۲۰تومان برای بچه پس انداز کنید تا بعد ۱۰سال بشه ۷۰میلیون