Welcome to رهروان ارتش

از اینکه انجمن ما را برای مطالعه انتخاب کردید از شما متشکریم. 

برای استفاده از امکانات انجمن و برقراری رابطه دوستانه با دیگر اعضا لطفا در انجمن ثبت نام کنید

با تشکر

تلخک

یادگار دفاع مقدس
  • Content count

    1,363
  • Joined

  • Last visited

Everything posted by تلخک

  1. اطلاع زیادی از قرارداد حکومت با کشور چین ندارم . اما یک نکته را خوب میدانم . هر زمان هموطنانم اعتراض کرده و می کنند حق با آنهاست . اعتراض هموطنانم مرا متقاعد میکند که حکومت اشتباه کرده . خطا میکند . خاکم بر سر اگر آنگونه که هموطنانم میگویند مفاد این قرارداد بر علیه میهنم باشد . کاش مرگ مرا به کام خود می کشید تا چنین خفت و ننگی را نبینم . ایرانم را به چه قیمت به حراج گذاشته اید ؟ چرا شرم نمی کنید ؟ چهارصد میلیارد 400000000000 میلیارد دلار ؟ بیشتر ؟ ششصد میلیارد 600000000000 دلار ؟ باز هم بیشتر ؟ خدا میداند که اگر صدها صفر (0) هم جلوی هر عددی بگذاریم باز نخواهد توانست بیسوادی و جهل و فساد مقامات و مسئولین را جبران کند . اگر تمام اسکناس های کشورهای جهان را هم به مسئولین ما بسپارند نه تنها یک گام به جلو نخواهیم رفت که سرعت عقب رفتن ایران بیشتر خواهد شد . هر زمان پول بیشتری در اختیار مقامات ایران بود وضعیت مردم بدتر از بد شد . درد مقامات ما صفرهای پول نیست . بی پولی نیست . جهل است . بیسوادی است . فساد درد تمام ایران است . زنهار که اگر نوک خودکاری بر صفحه ای از این قرارداد ننگین برای امضاء بنشیند ، روزگارمان تلخ تر از تلخ خواهد شد . باورش سخت است که صدها هزار ایرانی هشت سال بابت جهل همین مسئولین با عراق جنگیدند و سرسوزنی خاک ندادند و امروز مسئولین خود اینگونه بیشرمانه اقتدار و صلابت و قدرت خود ساختۀ خودشان را در تبق اخلاص و بندگی گذاشته و میخواهند تقدیم کمونیست کنند . زهی خیال باطل . هنوز سرخی خون ایرانیان در مرزهای با عراق فراموش نشده است . هنوز خودتان هراز گاهی پیکر ایرانیان را از زیر خاکهای ایران بیرون میکشید و بنام گمنامان دفاع از سرزمین آریایی مان تشییع میکنید . هنوز صدای ناله های زخم خوردگان جنگ ، صدای سرفه های ایرانیان شیمیایی شده در فضای ایران می پیچد . کاش صبر میکردید تا یادگاران جنگ منحوس هشت ساله ، همان جنگی که شما مقدسش میخوانید و هیچ تقدسی برایش قائل نبوده و نیستید از دنیا میرفتند تا شاهد دستاوردهای هشت سال خون دل خوردن و جنگیدن تحت سیاست های جاهلانۀ شما نبودند . زنهار که بدمعامله ای با ایران و ایرانی میکنید . ایران بیش از چندصد میلیاردی می ارزد که هوش از سرتان برده است . ایران هر یک وجب خاکش بیش از این قیمت هایی که شما را وسوسه کرده است می ارزد . یک وجب خاک ایران به صد حکومت و سلسله می ارزد . سلسله هایی که اقدام به جداسازی خاک ایران کردند ، آنها که پای بیگانه را به ایران باز کردند و تمام کسانی که با خاک ایران و جان ایرانی بر سر بقای خود معامله کردند اکنون کجایند ؟ آیا جز نامی ننگین و تهوع آور از آنها در تاریخ باقی مانده است ؟ جز لعن و نفرین و دشنام و سقوط و اضمحلال حکومتشان چه بدست آوردند ؟ نکنید با ایران اینگونه معامله نکنید . با ایرانی که چهل و یک سال پای تمام جفاهایتان نجیبانه ایستاد اینگونه رفتار نکنید . از خدای ایران و ایرانی بترسید . ایران خدایی دارد که صدها قرن حافظ این خاک بوده است . خدای ایران بس بخشنده است . خدای ایران بسیار مهربان است . و خدای ایران سخت انتقام گیرنده است . من ایرانم را به هیچ قیمت نخواهم فروخت . امید دارم که این قرارداد ننگین دروغ باشد و چنین چیزی هرگز اتفاق نیفتد .
  2. دلت رو خوش نکن . من هیچی برام نمونده . هماهنگ کن با هم بریم تبریز سراغ استاد ابراهیمی سعید . میدونم از اونجا دست خالی بر نمیگردیم
  3. رضا شاهی باید که ایران به سامان رسد اوه مای گاد فی البداهه چی گفتم . ولی انصافا درست گفتم . کلافه کجایی که تلخکت رو بردن
  4. ایران میدان رقابت شده است . در یک سو دلار شتابان می تازد . در سوی دیگر مسئولین هم تا زیر دماغ در گِل ، در جهل ، ناکارآمدی ، بی عرضگی ، بیشعوری ، حماقت ، کثافت و فساد فرو رفته اند . خب گورتان را گم کنید و کنار بروید تا شاید کسی بیاید و بتواند کار مثبتی انجام دهد . حالا اگر چهار سال ریاست جمهوری بشود سه سال فردا خورشید از مغرب طلوع میکند ؟ والله قسم بود ونبود تمام مجموعۀ مدیریتی از بالا تا پایین هیچ تأثیری به حال مردم و ایران ندارد . دلار بیست و شش هزار تومان است می فهمید یعنی چه ؟ مغز تهی از عقل شما قادر به درک این مطلب هست ؟ بترسید . از خدا که هراسی ندارید . چون شما خدا را نمی شناسید . از خشم مردم بترسید . این مردم برای همیشه نخواهند گذاشت شما ابلهان بیسواد و بیشعور به ریش شان بخندید . شما خدا را نشناخته و نمی شناسید . فقط خدا را سپر بلای خود کرده اید . اما خدا شما را خوب شناخته و می شناسد . خدا شما را اینگونه با صراحت به تمام بندگانش معرفی و شناسانده است : إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا سَوَاءٌ عَلَيْهِمْ أَأَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ ﴿۶﴾ کافران را یکسان است که ایشان را بترسانی یا نترسانی ، ایمان نخواهند آورد خَتَمَ اللَّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ وَعَلَى سَمْعِهِمْ وَعَلَى أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَةٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ ﴿۷﴾ خدا مهر نهاد بر دلها و گوشهای ایشان ، و بر چشمهای ایشان پرده افتاده ، و ایشان را عذابی سخت خواهد بود يُخَادِعُونَ اللَّهَ وَالَّذِينَ آمَنُوا وَمَا يَخْدَعُونَ إِلَّا أَنْفُسَهُمْ وَمَا يَشْعُرُونَ ﴿۹﴾ با خدا و مؤمنان نيرنگ مى‏ بازند ولى جز بر خويشتن نيرنگ نمى‏ زنند و نمى‏ فهمند فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزَادَهُمُ اللَّهُ مَرَضًا وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ بِمَا كَانُوا يَكْذِبُونَ ﴿۱۰﴾ در دلهای ایشان بیماری (جهل و عناد) است ، خدا بر بیماری آنها بیفزاید ، و برای ایشان است عذابی دردناک ، به سبب آنکه پیوسته دروغ می‌گفتند وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ لَا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ قَالُوا إِنَّمَا نَحْنُ مُصْلِحُونَ ﴿۱۱﴾ گویند : تنها ما کار به صلاح کنیم و چون آنان را گویند که فساد در زمین نکنید ، أَلَا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَلَكِنْ لَا يَشْعُرُونَ ﴿۱۲﴾ آگاه باشید آنها خود مفسدند ولی نمی‌دانند وَإِذَا لَقُوا الَّذِينَ آمَنُوا قَالُوا آمَنَّا وَإِذَا خَلَوْا إِلَى شَيَاطِينِهِمْ قَالُوا إِنَّا مَعَكُمْ إِنَّمَا نَحْنُ مُسْتَهْزِئُونَ ﴿۱۴﴾ و چون با كسانى كه ايمان آورده‏ اند برخورد كنند مى‏ گويند ايمان آورديم و چون با شيطانهاى خود خلوت كنند مى‏ گويند در حقيقت ما با شماييم ما فقط (آنان را) ريشخند مى ‏كنيم اللَّهُ يَسْتَهْزِئُ بِهِمْ وَيَمُدُّهُمْ فِي طُغْيَانِهِمْ يَعْمَهُونَ ﴿۱۵﴾ خدا به ایشان استهزا کند و در سرکشی مهلتشان دهد که حیران بمانند أُولَئِكَ الَّذِينَ اشْتَرَوُا الضَّلَالَةَ بِالْهُدَى فَمَا رَبِحَتْ تِجَارَتُهُمْ وَمَا كَانُوا مُهْتَدِينَ ﴿۱۶﴾ آنانند که گمراهی را به راه راست خریدند ، پس تجارت ایشان سود نکرد و راه هدایت نیافتند مَثَلُهُمْ كَمَثَلِ الَّذِي اسْتَوْقَدَ نَارًا فَلَمَّا أَضَاءَتْ مَا حَوْلَهُ ذَهَبَ اللَّهُ بِنُورِهِمْ وَتَرَكَهُمْ فِي ظُلُمَاتٍ لَا يُبْصِرُونَ ﴿۱۷﴾ مثل آنان همچون مثل كسانى است كه آتشى افروختند و چون پيرامون آنان را روشنايى داد خدا نورشان را برد و در ميان تاريكيهايى كه نمى ‏بينند رهايشان كرد صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لَا يَرْجِعُونَ ﴿۱۸﴾ كرند لالند كورند بنابراين به راه نمى ‏آيند الَّذِينَ يَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مِيثَاقِهِ وَيَقْطَعُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ وَيُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ أُولَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ ﴿۲۷﴾ کسانی که عهد خدا را پس از محکم بستن می‌شکنند و رشته‌ای را که خدا امر به پیوند آن کرده می‌گسلند و در میان اهل زمین فساد می‌کنند ، ایشان به حقیقت زیانکارند وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً قَالُوا أَتَجْعَلُ فِيهَا مَنْ يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاءَ وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ قَالَ إِنِّي أَعْلَمُ مَا لَا تَعْلَمُونَ ﴿۳۰﴾ و چون پروردگارت به فرشتگان گفت من گمارنده جانشينى در زمينم ، گفتند آيا كسى را در آن مى‏گمارى كه در آن فساد مى‏كند و خونها مى‏ريزد ، حال آنكه ما شاكرانه تو را نيايش مى‏كنيم و تو را به پاكى ياد مى‏كنيم ، فرمود من چيزى مى‏دانم كه شما نمى‏دانيد «سورۀ مبارکۀ بقره» آنقدر در فساد غوطه ور شده اید که دیگر قادر به بیرون کشیدن خود از منجلاب فساد نیستید . آنقدر در جهل و بیشعوری فرو رفته اید که خود را مضحکۀ خاص و عام کرده اید . کدام دولت را می شناسید که وزیر امور خارجه اش در یک روز بیش از بیست دیدار با مقامات یک کشور داشته باشد . اوج ضعف و زبونی خود را به تمام ساکنان زمین و آسمان نشان دادید . دنیا فهمید که شما چقدر درمانده شده اید . خبر را که شنیدم بر شما و بر جهل و زبونی شما لعنت گفتم . ای جاهلان درمانده : شما که مایحتاج مردم ایران را با افتخار به دشمنان دیروز و فردای ایران اهدا می کنید بدانید ، ما برای نجات ایرانمان از زیر چکمه های همین ددمنشان خون ریز ، هشت سال شب و روز نداشتیم . ما هشت سال شب و روزمان یکی شد تا نکبت هایی چون شما بمانند و اینگونه پای بر خون شهیدان جاوید جنگ بگذارند . ایرانیان بودند که دست و پا و چشم و ریه دادند تا امروز در میان درد و بی دارویی ناله کنند و شما داروهای ایران را به دشمنان شان تقدیم کنید . ننگتان باد . چقدر باید مسئولین و سران یک کشور خودخواه و رذل باشند که اینگونه بی محابا چنین بیشرمانه نمک بر زخم مردم خود بپاشند ؟ جنس شما از چه ساخته شده است ؟ لعنت بر شما . لعنت بر گستاخی شما که چه افسار گسیخته گستاخی میکنید . نفرین ایران و ایرانیان بر شما باد . خسته شدیم از شما . از اعمال تان . از گفتارهای مضحک تان . از بیشرمی هایتان . امروز به اندیشۀ نیک ، گفتار نیک و کردار نیک ایمان راسخ آورده ام . گفتار و کردار و اندیشه ای که شما بویی از آن نبرده اید . بترسید . خیلی باید بترسید .
  5. اوج اقتدار و صلابت در یک اقدام متهورانه عراقی ها کل دولت ایران را شستند . وزیر امور خارجه در دیدار با مقامات عراقی از اقتدار و صلابت چهل و یک سالۀ جمهوری اسلامی پرده نمایی کرد . در دیدار ظریف با مقامات عراقی نشانی از پرچم ایران نیست . با این صلابت و اقتدار و با همین فرمان جلو بروند زیاد طول نخواهد کشید که مقامات سایر دولت ها را سوار بر مقامات ایران مشاهده کنیم . رجال و دولتمردان ایران واقعا بی ادعا هستند . الا برکت الله
  6. دقیقا درست است . روزگار غریبی ست نازنین
  7. من چندتا وسیله یادگاری داشتم . نمیدانم چه شد . چندتا چتر منور خمپاره 60 داشتم که هنوز یکی از آنها دست مادرم هست و از آن بعنوان سفرۀ قند استفاده میکند . هر وقت میخواهد قند بشکند آنرا می آورد . یک چراغ قوۀ مشکی هم داشتم که اواخر جنگ با خمپاره به یگانها میدادند . آنرا هم در یک کوه پیمایی که با دوستان رفته بودم گم کردم . باز گلی به گوشۀ جمال استاد ابراهیمی سعید که هنوز یادگارهایی دارد . کلافه جان برای عتیقه های جنگی نقشه نکش . خبری نیست .
  8. لطفا فقط با ماسک بخوانید دقت کردین چند روزه رسانه های ایران بدجور از کرونا صحبت میکنند ؟ نمیدانم دلیلش چیه که صدا و سیما و رسانه ها بیشرمانه موضوع خاشخچی و فلوید رو به حاشیه بردند و کرونا را در صدر خبرها نشانده اند . مگه این کرونا همون کرونایی نیست که تا حدود یکماه مثل نوعروس خوشگل در پستوهای رسانه ای مخفی اش کرده بودند ؟ نه به آن قسم و آیه که کرونایی در ایران نیست و نه به این بگیر و ببندها . اونقدر از کرونای قبل راهپیمایی 22 بهمن و انتخابات بد میگن که من الان با ماسک اومدم اینجا . راستی چرا مدیر زدن ماسک در انجمن را الزامی نمیکند ؟ حالا دستکش و ماسک و مواد ضدعفونی رو بین اعضا توزیع نکردی بماند لااقل زدن ماسک را الزامی کنید .
  9. این سئوال دقیقا مثل این میمونه که از روحانی بپرسی با چه معدلی مدرک دکتری گرفته است . شایدم هم میخوای بین من و کلافه را شکرآب کنی . به هر منظوری چنین سئوالات چالشی رو می پرسی من جوابت رو میدم نازنین اون سالها با توجه به سن و سال کمی که داشتم ، کمبود وسائل اطلاع رسانی و بی خبری از دنیا کار خودمان را میکردیم و زیاد تو نخ سیاست و سیاست بازانش نبودم . اما امروز یک واقعیت را خوب میدانم . از ابتدای عمر جمهوری اسلامی هیچ کشوری ، خوب گوش کن تکرار میکنم هیچ کشوری دوست ایران نبوده و نیست . حتی همین فلسطین که شیرۀ ثروت و سرمایۀ ایران را گرفته در جنگ هیچ اقدامی در همسویی با ایران نکرد . ایران تا قبل سال 1357 شیر با هیبتی بود که از این سال تبدیل به شتر شیردهی شد که به همه شیر میداد الا به صاحب و خانوادۀ صاحبش . امروزه هم هر کشوری که ادعای دوستی با ایران را دارد فقط برای دوشیدن و نوشیدن شیر این شتر بی صاحب است . لذا نه تنها کویت که تمام کشورهای عربی منطقه به هر وسیله ای در مقابل ایران قرار داشتند . در پایان هم بگویم که فقط آهنگ های رادیو کویت را عشق بود . در آن اوضاع دوری از خانواده ، دیدن هراز گاه شهید شدن دوست و رفیق ، گرمای حدود 50درجه بدون کمترین امکانات و . . . بهترین تسکین دهنده ای که مرا قادر به تحمل آن شرایط میکرد همین رادیوها و موسیقی بود . راستی جنگ رسانه ای چی هست ؟
  10. فارسی بود دیگه . اتفاقا اگر اشتباه نکنم ساعت 12 تا 13 برنامه میگذاشت . من بیشتر بخاطر موسیقی هایی که پخش میکرد گوش میکردم .
  11. با سلام . از سال 1368هر ساله دهۀ پایانی تیرماه یادآور آغاز هفتۀ آخر جنگ است . جنگی هشت ساله که فرجامی بسیار ناباورانه برای ایران و ایرانیان بهمراه داشت . جنگی که نابرابر بود . نابرابری در جنگ از دو سو گریبانگیر کشورمان شده بود . یک سو عراقی بود که برای رسیدن به رویای ژاندارم منطقه شدن تن به هر ذلتی داد و جیره خور کشورهای دیگر شد تا در جنگ با ایران او را همراهی کنند . از سوی دیگر قرار گرفتن بی تجربه ترین افرادی که کمترین سابقۀ نظامی داشتند در رأس فرماندهی جنگ بود . البته ورود غیر نظامیان نیز مزید بر علت شده بود . قرار گرفتن در برابر چندین کشور ، همراه شدن با افراد بی تجربه ، جوان و جویای نام ضربات سنگین و مهلکی را بر پیکر کشور و مردم وارد ساخت . بدون تردید اگر نیروهای دلاور ایران تنها در برابر دشمن خارجی می جنگیدند موفقیت بیشتری را کسب میکردند . امان از وقتی که قادر به شناسایی دشمن بیخ گوش خود نباشیم . شاید از نظر افرادی که از ابتدای جنگ مناصب فرماندهی را غصب کردند ، قصدشان خدمت به کشور و مردم بوده ، ولی نیت خیر آنها حکم همان دوستی خاله خرسه را داشته است . بگذریم چرا گذشته ها نیز گذشته و برای هشت سالی که بیهوده جنگیدیم ، کشتیم و کشته شدیم تنها میتوان افسوس خورد . هشت سال جنگیدیم و تا امروز حدود بیست و هشت (28) سال از پایان جنگ میگذرد . هر سال که از پایان جنگ میگذرد ناگفته های غیر قابل باور میشنویم . از حوادث و اتفاقاتی رونمایی میشود که حتی فکرش هم آدم را از آدمیت منزجر میکند . قبلا در خصوص هفتۀ پایانی جنگ مطالبی را نوشته و تقدیم اساتید محترم کرده ام . اکنون میخواهم چند سئوال بپرسم . از سرلشکرانی که امروزه در بالاترین مناصب نظامی ایران نشسته و ادعا داشته و دارند که در جنگ نیز مثمر ثمر بوده اند . کاری ندارم که کدام سازمان یا نیرو تعداد بیشتری سرلشکر و ژنرال دارد . سِمَت و شغل این افسران هم اصلا برایم مهم نیست . این ژنرال ها یا در جنگ بوده و جزو فرماندهانِ زمان جنگ محسوب میشوند و یا ادعای حضور در جنگ را داشته و دارند . البته سن و سال بعضی از سرلشکران ایران به حضور در جنگ میخورد ولی بعضی ها گمان نمیکنم . بگذریم . من بعنوان یکی از صدها و هزاران و میلیون ها ایرانی که مدتی را در جنگ و مناطق جنگی بوده ام چند سئوال از این ژنرال های جنگ دیده و عاشق جنگیدن دارم . اما قبل از پرسیدن سئوالات میخواهم مقدمه ای کوتاه بگویم . اساتید و دوستان بزرگوار در انجمن رهروان ارتش و حضرات امیران و سرداران بخوبی میدانند که این روزها (از 21 تیرماه در سال 1367 ) روزهای تعیین سرنوشت جنگ بود . یک هفتۀ بحرانی را پشت سر گذاشتیم . هفته ای که منجر به قبول شکست شد و تن به پذیرش قطعنامۀ 598 دادند . این ژنرال ها خوب میدانند که در هفتۀ پایانی جنگ بر سر یگانها و نیروهای حاضر در منطقه چه آمد . از همان ساعت اول که عراقیان ددمنش حملۀ خود را از خطوط ابوغریب و دشت عباس آغاز کردند کمتر یگان و نیرویی به مقابلۀ با دشمن مبادرت کرد . تا جایی که به خاطر دارم تنها یگانی که برای مقابلۀ با دشمن اعزام شد گردان 163 از تیپ1 لشکر77 بود که از حدود ساعت 10 صبح روز 21 تیرماه 1367 تا عصر همان روز توانست دشمن را متوقف کند . اما به دلیل نرسیدن نیرو و مهمات گردان 163 نیز همچون سایر یگان ها فرار را بر قرار ترجیح داد . حال چند سئوال از فرماندهانِ دیروز و امروز که مدافعان اصلی پیروزی در جنگ هشت ساله بوده و هستند . مردانی که خود در جنگ بوده و تمام اتفاقات رخ داده در جنگ بخصوص ماهها و روزهای پایانی جنگ را هم دیده اند . فقط امیدوارم در پاسخ به سئوالات صداقت ، شرافت و غیرت نظامی را مد نظر گرفته و سپس پاسخ دهند . 1- عراق از ابتدای صبح روز 21 تیرماه هجوم خود را آغاز کرد . دقیقا بیاد دارم که ساعت حدود 9 صبح به گردان ما (163) که پشت خط و در محدودۀ سه راه فکه مستقر بودیم آماده باش دادند . دقیقا بعد از اینکه عراق اقدام به آتش ریختن نمود . مرخصی پرسنل از نیمه شب لغو ولی آماده باش اعلام نشده بود . ( قرار بود شب قبل حمله به مرخصی بروم ولی رفتنم را به صبح موکول نمودم و با لغو مرخصی مواجه شدم ) با عنایت به توضیحات ارائه شده بفرمایید که چرا و بنا به کدام دلایل فرماندهان حاضر در منطقه از سوی دشمن غافلگیر شدند ؟ آیا ستون پنجم خیانت کرد و گزارش تحرکات گستردۀ دشمن را ارسال نکرد ؟ آیا چنان به قدرت خود مغرور بودید که حتی در خواب هم نمی دیدید که دشمن چنان حرکت بزرگی را انجام دهد ؟ 2- هنوز بیاد دارم علی رغم حضور گردان 163 در جادۀ سه راه فکه به سمت ابوغریب و دشت عباس و مقابلۀ با دشمن و متوقف کردن دشمن ، حتی یک نفر بعنوان نیروی کمکی و یک تیر کلاش و ژ-3 بعنوان مهمات به ما نرسید . سئوال این است که آیا فرماندهان هم مانند یگانها و نیروهای حاضر در منطقۀ مورد هجوم دشمن ، انسجام و ابتکار عمل خود را از دست داده بودند ؟ دلیل عدم اعزام نیرو و ارسال مهمات چه بود ؟ 3- بعنوان درجه داری که از ابتدای حضور گردان 163 تا زمان عقب نشینی در مقابل دشمن بودم و سپس به عقب رفتم در طول چند ساعتی که تا شب به سختی گذشت ، من یک افسر از ستوان1 به بالا مشاهده نکردم . افسرانی که در منطقه حضور داشتند همگی فرماندهان گروهان بودند . حتی فرماندۀ گردان 163 نیز در منطقه و لجمن مشاهده نشد . آیا عدم حضور فرماندهان از ردۀ گردان به بالا یکی از طرح ها و ایده های جنگی حضرات بوده است ؟ 4- از زمان پذیرش قطعنامه و قبول شکست در برابر عربهای بدعهد عراقی 28 سال میگذرد . در طول این سالیان هر کدام از این سرلشکران در خصوص جنگ حرفی زده و تنها به دستاوردهای جنگ و اینکه جنگ نعمتی برای میهن ما بوده سخن گفته اند . ( بنده شخصا هیچ دستاورد مثبت و نعمتی را مشاهده نکردم ) آیا فرماندهان رده بالای فعلی نمی خواهند در یک میزگرد و یک برنامۀ تلویزیونی بدون هراس از بیان واقعیت ، در خصوص جنگ هشت ساله و نتیجۀ واقعی و نهایی جنگ و نعمت های عدیده ای که داشته و دارند حرفی بزنند ؟ 5- تمام دنیا میداند که حضور ارتشیان دلاور و مردم قهرمان در غالب نیروهای جان بر کف بسیج یکی از بزرگترین دلایلی بود که ایران توانست در برابر عراق و حامیانش هشت سال ایستادگی کند . لذا نقش پرسنل ارتش و تجهیزات ارتش و نیروهای مردمی انکار ناپذیر است . حال بفرمایید نقش فرماندهان در جنگ چه بود ؟ 6- با توجه به اینکه هیچ کسی نمیتواند نقش و حضور میلیون ها ایرانی را در جنگ انکار کند ، مدال شجاعت و نشان لیاقت شایستۀ سینۀ سربازی بود و هست که روزها و ماهها با کمترین امکانات در برابر دشمن سینه سپر کرده و در بدترین شرایط و با کمبود کمترین امکانات به دفاع از میهن پرداخت یا سزاوار فرماندهانی که کیلومترها عقب تر با بهترین امکانات فرماندهی میکردند ؟ آیا خود را سزاوار رسیدن به این جایگاه فرماندهی و مسئولیت میدانید ؟ 7- شکست در جنگ را ماحصل و نتیجۀ عملکرد کدام گزینه میدانید ؟ الف ) اتخاذ سیاست های اشتباه مسئولین سیاسی ب ) ضعف فرماندهی فرماندهان پ ) کم کاری و عدم آموزش و . . . نیروها ؟ مقصر واقعی در ناکامی ایران بعد از هشت سال جنگیدن کیست ؟ 8- بر اساس اسناد موجود و منتشر شده و با در نظر گرفتن خاطرات بزرگترین مسئول در زمان جنگ ( هاشمی رفسنجانی ) از ماهها و سالهای نخستین جنگ بین فرماندهان ارتش و سپاه در خصوص بدست گرفتن فرماندهی جنگ اختلافات زیادی بروز کرده بود . تا جایی که حتی شنیده شد فرمانده ای به فرماندۀ دیگر سیلی زده است . در عکس بالا تابلویی در دست فرماندۀ ارتش است که نوشته {{ ید واحده }} آیا نظامیان حاضر در عکس خودشان به این نوشته ایمان و باور دارند ؟ کاملا مشخص است که این عکس تنها و صرفا برای تبلیغات است و خود حاضران هم باورش ندارند . حال اگر گفتۀ من اشتباه است بفرمایید وجود دنیایی تبعیض میان نیروهای ارتش با سایر نیروها چیست ؟ فرماندۀ ارتش که تابلو به دست دارند آیا از وضعیت معیشت نیروهای تحت امر ارتش اطلاع کافی دارند که اینگونه با صلابت در ردیف جلو نشسته و تابلو بدست دارند ؟ 8- هر انسانی دارای وجدان و شرف و غیرت مخصوص بخود میباشد . نظامیان از حیث وجدان و شرف و غیرت جایگاه ویژه ای دارند . یک نظامی وجدان و شرف نظامی خود را هرگز زیر پا نمیگذارد . وجدانا ، شرافتا بگویید از صفر تا بیست به عملکرد و شیوۀ فرماندهی خود در جنگ چه نمره ای را می دهید ؟ 9- در برابر نقدهایی که به نحوۀ عملکرد شما در خصوص فرماندهی در جنگ شده و میشود چه حسی دارید ؟ چرا هیچ یک از شما امیران و سرداران پاسخ روشنی به ابهامات نداده و نمی دهید ؟ 10- آیا به اعترافاتی که بعضی از مسئولین و فرماندهان زمان جنگ در قالب خاطرات بیان میکنند حس خاصی دارید ؟ به آدرس زیر مراجعه و اعترافاتی را از زبان همقطاران خود بخوانید . http://www.tabnak.ir/fa/news/512948/بعد-از-فتح-خرمشهر-باید-طرح-صلح-می‌دادیم بعد از فتح خرمشهر ما به جز عملیات کربلای 4 چندین عملیات ناموفق دیگر هم برای اشغال بصره انجام داده بودیم. از جمله عملیات رمضان، والفجر مقدماتی، والفجر1، خیبر و ... . که البته تلفات انسانی زیادی هم هر بار داده شد. این مسئله تردیدها و انتقاداتی را هم در نحوه فرماندهی عملیات ایجاد کرده بود. از جمله اظهارات شهید باقری بعد از عملیات رمضان که گفته بود:"برنامه ریزی قبل از عملیات خیلی سخت شده ولی تلفات دادن آسان .... اول جنگ در دهلاویه 70 شهید دادیم همه تنشان می لرزید حالا هزارتا، دو هزارتا، سه هزارتا و اصلا انگار نه انگار." البته ایشان سال 61 شهید شد و سال های پایانی جنگ را ندید. اما سوال اینجا است که چرا تلفات انسانی تا این اندازه برای ما بی اهمیت شده بود؟ فتح بصره و دست یابی به پیروزی بزرگ تا این اندازه اهمیت داشت؟ برای دو سئوالی که در سطر آخر آمده است چه پاسخی دارید ؟ شما ژنرال ها خوب میدانید که بعد از آزادسازی خرمشهر بدست دلاوران ارتش و نیروهای شجاع مردمی ، تعدادی از سیاسیون بی بصیرت و نظامیان و شبه نظامیان بی تجربه و جوان و جویای نام مانع از خاتمه دادن به جنگ شدند . افرادی که در هر مقام و سِمتی با پایان جنگ در سال 1361 مخالفت کردند ( با توجه به سرانجام و فرجام جنگ و عدم کسب حداقل نتیجۀ مثبت ) افرادی بودند که به میهن و مردم خیانت کردند . چرا و بنا به کدام دلیل سالهاست افراد خیانتکار را معرفی نکرده و نمیکنند و نمیکنید ؟ آیا در میان شما نظامیانی که دارای بالاترین درجۀ نظامی در ایران هستید ، حاضرید در خصوص ابهامات و نکات تاریک و ظلمانی سه عملیات بزرگ کربلای4 – 5 و شش که بالاترین تلفات انسانی را به نیروها وارد نمود به مردم توضیح دهید ؟ حقایق را میگویید ؟ از جهل و بی درایتی ها در جنگ رونمایی میکنید ؟ و تنها خدا میداند : چند صد و چند هزار دلاور ایرانی در جنگ هشت سالۀ بی ثمر ، بی جهت و بی دلیل ، تنها بخاطر اجرای فرامین کسانی که خودشان هم نمی دانستند چه میکنند و چه میخواهند کشته و مجروح شدند و سالها طعم تلخ اسارت در اردوی عربهای نجس را چشیدند . چه مادران و چه پدرانی ، در حسرت یکبار دیگر دیدن فرزند دق کردند . چه فرزندانی در حسرت یکبار دیگر دیدن پدر میسوزند . چه تعداد از دلاورانی که ماهها و سالها در جنگ حضور داشتند و سالهاست در حسرت زندگی میکنند . چقدر جفا در حق افرادی شده است که جوانی خود را در جنگ فدای امیال تعدادی خاص کردند . نه تنها خدا میداند که من و شما و تمام ایرانیان هم خوب میدانیم . تنها تفاوت دانستن خدا با من و شما و هم میهنان این است که خدا چوب در آستین ظالمان میکند ولی از من کاری جز نوشتم بر نمی آید و از شما هم جز انکار و سکوت کاری ساخته نیست و مردم هم منتظر گذشت زمان و روشن شدن نتیجه هستند . ای امیران و سرداران ، بدانید که جنگ هشت ساله نعمت و نکبت را با هم داشت . نعمتش نصیب اقلیتی شد که نکبت آخرت را بجان خریدند و نکبت جنگ گریبان اکثریتی را گرفت که به لطف خدا نعمت آخرت و رضایت نسل های آینده را کسب نمودند . وجدان اکثریتی که برای دفاع از میهن از تمام داشته هایشان گذشتند و نعمت های جاودانی آخرت را با نعمت های دنیوی سودا نکردند آسوده است . اما آیا اقلیت زیاده خواهی که بیشرمانه تن به مصادرۀ نعمت های پوشالی جنگ دادند ، وجدانی آسوده داشته و دارند ؟ خدا میداند که ندارند . من هم میدانم که ندارند . مردم هم میدانند که ندارند . و خودشان هم میدانند که ندارند . مگر اینکه خدا آنها را از خواب غفلت بیدار کند و بخود آیند . و لاتزد الظالمین الا تبارا . ارادتمند مردم فهیم و بزرگ میهن : تلخک
  12. با درود و احترام دلاور خوب درک میکنم حرف شما را . استاد نازنین هیچ ترتیبی و آدابی مجوی هرچه میخواهد دل تنگت بگو . شکر خدا اینجا برای گفتن و سبک شدن جای خوبی است . من در منطقه رادیوی کوچکی داشتم که شب ها ساعت 9 حتما برنامۀ شب بخیر کوچولو را گوش میدادم و بعد از آن هم نمیدانم چه ایستگاه و فرستنده ای بود که فقط آهنگ هندی پخش میکرد . وقتی میخواستم بخوابم آهنگ هندی گوش میدادم . اگر در خط بودیم که صبح اخبار بی بی سی را میگرفتم . ظهر هم رادیو کویت گوش میدادم . کلا رادیو همدم خیلی خوبی بود . کاش یکی از آن رادیوها برایم می ماند .
  13. ارزش دلار بیشتر از تمام مسئولین من زیاد نگران بالا و پایین شدن دلار نیستم . اما از اینکه سرعت پیشرفت دلار این تکه کاغذ امپریالیسم جهانخوار هم از مسئولین درمانده و ناتوان ما بیشتره کیف میکنم . کاش دولت حقیر و بدبخت و دزدپرور روحانی یک صدم دلار پیشرفت میکرد . اینکه چرا روحانی از رو نمیره و چند روزی خودش رو مخفی نمیکنه حکایتی دیگر است . خب دیگه فقط خواستم بگم مرز 23000 تومان را دلار با موفقیت رد کرد . سران ، مقامات و مسئولین و مدیران مدیون خون قاشخچی و جرج فلوید هستند اگه ذره ای از این بایت ناراحت و شرمنده باشید . خیالتان راحت باشد ما میدانیم شما قادر به سامان دادن اوضاع نیستید . همینکه هر روز اوضاع رو بدتر میکنید واقعا هنر میکنید . آنچه را نمیتوانم درک کنم این است که الان شما خود را مثلا مسئول و مقام حکومتی هم میدانید ؟ کاش زودتر شرتان از سرمان کم شود . چه جهنمی را برایمان ساخته اید . جهنم خدای رحمان جایگاه ابدیتان باد
  14. در ۱۹۳۷ در انگلستان یک مسابقه فوتبال بین تیم های چلسی و چارلتون بعلت آلودگی بی حد هوا در دقیقه ۶۰ متوقف شد . اما "سام بارترام" دروازه بان چارلتون ۱۵ دقیقه پس از توقف بازی همچنان درون دروازه بود و بعلت سر و صدای زیاد پشت دروازه اش سوت داور را نشنیده بود . او با دست هایی گشاده با حواس جمع در دروازه با دقت به جلو نگاه میکرد تا در برابر شوت های حریف غافلگیر نشود . وقتی پانزده دقیقه بعد پلیس ورزشگاه به او نزدیک شد و خبر لغو مسابقه را به او داد سام بارترام با اندوهی عمیق گفت: چه غم انگیز است که دوستانم مرا فراموش کردند در حالی که من داشتم از دروازه آنها حراست می کردم . در طول این مدت فکر می کردم تیم ما در حال حمله است و به تیم رقیب مجال نزدیک شدن به دروازه ی ما را نداده است . این حکایت خیلی در من تأثیر گذاشت . با خود گفتم این داستان دقیقا شکل داستان افرادی است که در جنگ بودند . سران ، مقامات ، تصمیم گیرندگان و فرماندهان عاقبت در تیرماه 1367 چه راحت هزاران ارتشی را به حال خود در برابر دشمن رها کردند . در آن روزها که آسمان جبهه و مناطق جنگی آلودۀ نفاق و بی درایتی و خودخواهی سران و مقامات ایران شده بود ، خودشان بیشرمانه زمین بازی را ترک کردند و هزاران دروازه بان و حافظان ایران را در برابر دشمن به امان خدا رها کردند . همانگونه که در مطلب « هفت روز پایانی جنگ هشت ساله » و « پایان جنگ هشت ساله و هزاران سئوال بی پاسخ » از روزهای پایانی جنگ نوشتم امروز هم در سالگرد هفتۀ پایانی جنگ منحوس با عراق ، ضمن ادای احترام به شهیدان دفاع از ایران عزیز و مجروحان و جانبازان با اراده و تمام مدافعان ایران آریایی بار دیگر با صدای رسا اعلام میکنم که {( آنچه سبب شکست ایران در جنگ شد ، آنچه باعث شد سران ، مقامات و فرماندهان خودخواه و جاه طلب در برابر ارتش عراق زانو بزنند خیانت سیاسیون ، مدیران و فرماندهان بود )} هموطنان ایرانی و فهیم : فرزندان شجاع و دلاور شما سی و دو سال قبل در چنین روزهایی علی رغم فرار فرماندهان از ردۀ گروهان به بالا از مناطق مورد هجوم عراق ، بدون رسیدن یک قمقمه آب ، یک لقمه نان و پنیر ، یک تیر و فشنگ کلت و کلاش و ملحق شدن یک سرباز به آنها ساعت ها با کمترین نفرات و امکانات در برابر ارتش مجهز و مسلح عراق ایستادند . غلط کرده کسی که گفته و میگوید ایران پیروز جنگ بود . بیجا میکند آنکه هفتۀ پایانی جنگ را سبب سربلندی میداند . شغالان بی صفت فقط خواسته و میخواهند گندکاری های خود را اینگونه کتمان کنند . ایرانیان بدانید بالاترین مقامات سیاسی – نظامی حاضر و مسئول در جنگ با خیانت شان سبب شکست ایران شدند . دلیلش روشن است . مدعیان پیروزی عراق تنها به یک سئوال من پاسخ دهند : چرا قبل از آغاز حملۀ عراق در صبح روز 21 تیرماه 136 7 هیچ آماده باشی به نیروها داده نشد ؟ چگونه ممکن است کسانی که ادعا میکردند اگر صدام انگشت در بینی خود میکرد ، وزن و حجم کثافاتی که روی انگشت صدام می نشست را میدانستند ولی از حضور صدها تانک و نفربر و هزاران نیروی دشمن در منطقۀ ابوغریب بی خبر بودند ؟ ننگی که این روبه صفتان بی مقدار بر دامان ایران نشاندند بی سابقه است . آنقدر بیشرف بودند ، آنقدر بی جنم و حقیر بودند که هزاران نفر را بی دفاع در مقابل دشمن قرار دادند و خود فرار کردند . بعد از گذشت سی سال از آن خفت بزرگ ، برای جنایت و حماقت خود فیلم « تنگۀ ابوغریب » را می سازند . چندبار فیلم دیدم . خدا لعنت کند دروغگویان بیشرم را . یک حقیقت در این فیلم وجود ندارد . در این فیلم همچون همیشه تلاش کردند تا نیروهایی را ناجی ایران نشان دهند که به شرفم سوگند از صبح 21 تیرماه تا حدود ظهر 22 تیرماه که خودم در منطقۀ درگیری بودم یک فرماندۀ گروهان به بالا و یک نفر غیر از نیروهای ارتش را ندیدم . مسیری حدود 80 تا 100 کیلومتر از سه راه فکه – سه راه منتظری تا پل عبدالخان را طی کردم و فقط نیروهای ارتش بودند . نیروهای غیر ارتش را فقط در شهرهای اندیمشک و پل دختر دیدم که جلوی ارتشیان را می گرفتند و به هر وسیله ای آنها را دوباره به سمت مناطق درگیری می فرستادند . در ابتدای فیلم نوشته که گردانهای لشکر X از خط پدافندی برگشته و در حال رفتن به مرخصی بودند که صبح 21 تیرماه خبر هجوم عراق به ایران را می شنوند . لشکر X نیروهای گردان Y را به قرارگاه برمیگرداند و آنها را تجهیز و به سمت دشمن می فرستد . به نقشۀ منطقه ای که صبح سه شنبه 21 تیرماه 1367 هجوم عراق از آنجا آغاز شد دقت کنید . در سال 1363 چند ماهی در خط مقدم ابوغریب بودم ولی هیچگاه نفهمیدم تنگۀ ابوغریبی هم هست و محل دقیقش را نمی دانم . آن روزها فقط صحبت از خط ابوغریب بود . آنچه را از منطقۀ ابوغریب و مسیرش بیاد دارم را میگویم . از اندیمشک به پل کرخه می آمدیم و از آنجا بعد از بازرسی سوار ماشین دیگر می شدیم . از سه راه قهوه خانه سمت راست پیچیده و در جادۀ موسیان دهلران می رفتیم تا به سه راهی دشت عباس می رسیدیم . برای رفتن به خط ابوغریب باید سمت چپ می رفتیم . از این نقطه فقط خودروهای نظامی می توانستند تردد کنند . هیچ فرد شخصی از سه راه دشت عباس به سمت ابوغریب اجازۀ تردد نداشت . منطقه کلا نظامی بود . بعد از پیمودن مسافتی از پل رودخانۀ دویرج میگذشتیم و به خط ابوغریب می رسیدیم . همانگونه که قبلا هم نوشتم در تیرماه 1367 یگان ما گردان 163 تیپ1 لشکر77 در جادۀ سه راه فکه به سمت پاسگاه فکه (ستاره شمارۀ1) مستقر بود . فاصلۀ ما تا سه راه فکه حدود 5 کیلومتر بود . صبح سه شنبه 21 تیرماه 1367 نیروها در حال ورزش صبحگاهی بودند . اگر اشتباه نکنم ساعت حدود 6 بود . چون عازم مرخصی بودم هنوز روی تخت بیرون سنگر دراز کشیده بودم . ناگهان منطقه گردان و گروهان ها زیر آتش شدید قرار گرفت . یک گلوله خارج از محوطۀ گروهان به زمین نخورد . آتش دقیق اجرا شد . دو ساعتی زمان برد تا فهمیدیم عراق حمله کرده و خودروهایی برای بردن نیروها به منطقۀ مورد نظر آمدند . قبل از ساعت 10 صبح روز سه شنبه 21 تیرماه 1367 در فاصلۀ حدود 15 کیلومتری سه راه فکه به سمت ابوغریب (انتهای خط سبز روی نقشه) گردان 163 مستقر شد . دهها خودرویی که از سمت ابوغریب می آمدند مملو از جنازه و مجروح بود . بر اساس شواهدی که خود می دیدم تا ظهر منطقه ای که به رنگ قرمز می باشد را عراق گرفته بود . بر اساس داستان فیلم تخیلی « تنگۀ ابوغریب » نیروهای لشکرX و گردانهای تحت امرش باید از مسیر اندیمشک ، پل کرخه ، سه راه قهوه خانه ، سه راه دشت عباس به سمت ابوغریب رفته باشند . آنچه بخوبی مشخص است نیروهای لشکرX بنا به دلایل زیر 10 تا 15 کیلومتری منطقۀ ابوغریب متوقف شده اند و هرگز به تنگۀ ابوغریب نرسیده اند . * در ابتدای فیلم قهرمانان داستان را کنار رودخانه در حال خوردن بستنی و آب هویج نشان میدهد . خوردن آب هویج بستنی در گرمای تیرماه خوزستان از ساعت 9 صبح شروع می شد . برگرداندن صدها نیرو از شهر به یگان حداقل دو ساعت زمان نیاز دارد . از ساعت 11 تا 12 روز سه شنبه 21 تیرماه نیروها را تجهیز و سوار بر خودروها کرده اند . با توجه به عقب نشینی نیروهای نظامی و هجوم مردم شخصی و جاده های آن سال ها ، از اندیمشک تا سه راه دشت عباس حدود 2 ساعت زمان لازم بوده است . در خوشبینانه ترین حالت نیروهای لشکرX ساعت 14 الی 15 به منطقۀ درگیری رسیده اند . آنچه بسیار عجیب است اینکه عراقیان بیش از 10 کیلومتر از مرز به داخل خاک ایران ورود کرده و حدود 15 کیلومتر هم به سمت جنوب (سه راه فکه) آمده بودند ، چگونه نیروهای لشکرX از سمت سه راه دشت عباس به سمت ابوغریب رفته اند ؟ یعنی فرماندهان عراق اندازۀ چند فرماندۀ ایرانی نمی دانستند که ممکن است از سمت شرق مورد حمله واقع شوند ؟ * همانگونه که گفتم از سه راه دشت عباس به سمت ابوغریب هیچ فرد شخصی بعنوان روستایی و کشاورز و غیره حضور نداشت . در فیلم نه تنها انبوه هموطنان شخصی را در حال عقب رفتن از منطقه می بینیم بلکه در محلی که بعنوان تنگه معرفی میشود نیز افراد شخصی حضور دارند . * حدود ساعت 10 روز چهارشنبه 22 تیرماه موفق شدم از پل عبدالخان عبور و خودم را به اندیمشک برسانم . ظهر که در خانۀ هموطن مهربانی در اندیمشک مهمان بودم میزبانم گفت عراق تا پل کرخه جلو آمده است . حال نیروهای لشکر X ظرف 24 ساعت چه کردند که عراق به کرخه رسیده بود را افسانه سرایان قهار باید بگویند . * در دقیقه 24 و 15 ثانیه مهدی پاکدل (فرمانده) میگوید نیروهای زرهی عراق از چند محور در حال پیشروی هستند . میگوید از این سمت رسیده اند به ابوغریب ولی تنگه را هنوز نگرفته اند . میگوید فشار عراق روی تنگه است و اگر تنگه را بگیرند ، دشت را میگیرند و یک کله تا اندیمشک میروند . من نمیدانم منظور از دشت کدام دشت است . جایی که من عراقی ها را دیدم همان دشتی بود که ساعت ها قبل عراق آنجا را تصرف کرده بود . سپس شخصی می پرسد الان کی جلوی عراق هست ؟ دیگری میگوید لشکر77 ارتش و فرمانده لشکر77 گفته تا زنده ام نمیگذارم یک عراقی از اینجا رد شود . اولا مشخصا نگفتند که فرماندۀ لشکر77 را کی دیده ؟ کجا دیده ؟ طبق اطلاعاتی که من ظهر سه شنبه 21 تیرماه داشتم فرماندۀ لشکر77 سرهنگ نصیری زیبا در سه راه فکه دیده شده بود . از آنجایی که برای رفتن به ابوغریب باید از همان مسیری که ما مستقر بودیم عبور میکردند ، ما نه نصیری زیبا را دیدیم که از ما عبور کند و نه یک نیروی غیر ارتشی را دیدیم که از سمت دشمن به سمت ما بیاید . دوما : بعد از اینکه حدود ساعت 4 یا 5 عصر به دلیل عدم تدارکات (مهمات ، آب و غذا) ما نیز به سمت سه راه فکه عقب نشینی کردیم چند کیلومتر مانده به سه راه ، ما را هشدار دادند که به سه راه نروید چون نصیری زیبا آنجا ایستاده و همه را برمیگرداند و از صبح هم چند نفر را با تیر کشته و مجروح کرده است . فرمانده ای که عرضۀ تدارک یک گردان را نداشت ، از ساعت 10 صبح تا 4 – 5 عصر یک قمقمه آب نتوانست به ما برساند و خودش کیلومترها عقب تر ایستاده چگونه میخواسته تا زنده هست نگذارد یک عراقی از او رد شود ؟ همین اراجیف را گفتند که ظهر روز بعد عراق روی پل کرخه ایستاده بود . نتیجه اینکه ایران به چند چوپانی که خود را سیاستمدار و فرمانده می دانستند جنگ را باخت . اراده کرده بودند جنگ را تمام کنند ولی بیشعورتر از آن بودند که به چگونگی اتمام جنگ فکر کنند . در روز 21 تیرماه 1367 هزاران سرباز و درجه دار و افسر ارتش تنها به خاطر اینکه آماده باش به موقع اعلام نشد شهید شدند . صدها نفر اسیر شدند . فقط باید تیرماه در خوزستان با یک قمقمه آب ساعت ها زیر آفتاب باشید تا درک کنید نیروها چه کشیدند . اینکه تا کی میخواهند در مورد جنگ جفنگ بگویند و افسانه سرایی کنند معلوم نیست . تا زمانی که بازماندگان جنگ هستند ، نخواهند گذاشت عده ای مفت خور در خصوص جنگ سیاه نمایی کنند و خود را ناجی ایران معرفی کنند . بزرگترین خیانت را در حق مدافعان ایران و فرزندان ایرانیان را سیاسیون و فرماندهان مرتکب شدند . با بیشرمی و بی غیرتی آنها را در برابر دشمن قرار دادند تا به خیال خودشان جنگ افروزی احمقانۀ خود را کتمان کنند . لکۀ ننگی که بر پیشانی تمام مسئولین وقت اعم از سیاسیون و فرماندهان نظامی برای ابد زدودنی نخواهد بود .
  15. بیکاری ، بیماری ، بی پولی و هزاران مصیبت و بلای خانمانسوز دیگر همۀ ما را درگیر و به خود مشغول کرده است . هم میهنان ، سروران ، اساتید عالی مقام ، ایراندوستان و میهن پرستان ، هیچ مصیبت و بلایی بدتر و بزرگتر از بی وطنی نیست . وطن که نباشد هویّت نیست . هویّت که نباشد آبرویمان چه میشود ؟ فرزندان فردای ایران چگونه از ما یاد می کنند ؟ فرزندانی که در تاریخ از کوروش کبیر ، داریوش نامدار ، کاوۀ آهنگر و بابک ها می خوانند ، عملکرد پدران و برادران شان در قرن بیست و یک را هم خواهند خواند . بدا بر ما که در پیشگاه فرزندان و نسل های ایران هم طراز با دلیرمردان و شیرزنان آریایی نباشیم . بیایید و مخالفت و نظر خودتان را با تصمیم و تنظیم قرارداد ننگین با چین کمونیست را در همین انجمن و در همین پست بگویید و بنویسید تا وطن فروشان بی اصل و نسب باور کنند ایرانی از نسل مردان و زنان میهن پرست آریایی است .
  16. اجحاف در حق محرومین واقعی در میان دنیایی از خبرهای متأثر کننده خبری منتشر شد که در غوغای کرونا و آتش سوزی ها و انفجارات در مراکز هسته ای و قرارداد خفت بار با چین زیاد جلب توجه نکرد . دوباره دشمن رذل و بیشرف قلب ایرانیان را جریحه دار کرد . آرزو میکنم این دشمن کثیف و بی مایه هرچه زودتر خوار و ذلیل شده و میهن ما را رها کند . اینبار دشمن به خادم ترین ، سخت کوش ترین و کم توقع ترین ایرانیان اجحاف کرد . به نمایندگان منتخب ایران ظلم کرد . کاری به اینکه این نمایندگان ماحصل 15 تا 18 درصد رأی مؤکلان خود هستند ندارم ولی باید از مظلوم دفاع کرد . برای این خادمان و تلاشگران حقوقی در نظر گرفته اند که مایۀ شرمساری خود نمایندگان و مردم است . خاک بر سرت دشمن ایران و ایرانی که از هیچ ظلمی و ترفندی برای نابودی ایران دریغ نمی کنی . من بابت این ظلم بزرگ و این خفت سنگین ساعت ها غصه خوردم . چرا باید این نمایندگان از کمترین حقوق محروم شوند . نمایندگان قبل از پذیرش و قبول نمایندگی که به اسرار اکثریت مردم شهرشان انتخاب شده اند زندگی بهتر و مرفه تری داشتند . لااقل برای یک چرت چند دقیقه ای در خانۀ خودشان میتوانستند بیست انگشت خود را دراز کنند . ولی بعد از نماینده شدن حتی قادر به چرت زدن راحت هم نیستند . لیست حقوق و مزایای در نظر گرفته شده برای نمایندگان را مشاهده کنید . تذکر : کسانی که ناراحتی قلبی دارند لطفا برای جلوگیری از احساساتی شدن و غصه خوردن برای نمایندگان عکس ها را نبینند . گوشه ای از تلاش های کمرشکن نمایندگان را مرور کنیم و سپس قضاوت کنید آیا حقوق در نظر گرفته برای این محرومین درخور شأن و زحمت شان هست ؟
  17. به دریا رفته میداند مصیبت های طوفان را استاد نازنین . چه توقعاتی دارید . آنهایی که خودشان ماهها و سالها در آن روزهای سراسر هراس در جنگ و جبهه بودند و جان سالم به در بردند امروزه در حال چپاول و غارت ایرانمان هستند . دیگر از کسانی که جنگ را ندیده و نمی دانستند در مجنون و هورالهویزه چه خبر است نباید توقع داشت . حسرت آن روزها را نخورید . برای حسرت خوردن چیزهای گرانبهاتری هم هست .
  18. شما هنوز درگیر کرونا هستید ؟ مگه هنوز شکستش ندادیم ؟ نگران نباشید روحانی به تنهایی شکستش میده . گاهی که از هزاران دکتر و متخصص کاری برنیاد ممکنه یک دلقک کاری کنه کارستان .
  19. دقیقا زمانی کرونا به ایران رسید که مسئولین در پایین درجه از کارآمدی هستند . کرونا مدتی است که برای آمدن هشدار میداد و مسئولین نابخرد ایران به جای تهیه و فراهم کردن حداقل نیازها به موارد دیگر پرداختند . میلیونها ماسک را به چین دادند و امروز مردم ایران یا ماسک پیدا نمیکنند یا باید با چندین برابر قیمت ماسک تهیه کنند . این یعنی اوج حماقت و ناکارآمدی . من از تحریم نمیترسم . از کرونا هم نمیترسم . من از حماقت و جهل و ناکارآمدی مسئولین میترسم که هزار برابر خطرناک تر از کرونا هستند . خداوند کرونا و مسئولین ما را در همین دنیا و به همین زودی قرین و همنشین یکدیگر بفرماید . به فضل و عنایت خدا چند مسئول عالی رتبه کرونا بگیرد تا سایر مسئولین بفهمند که علاج واقعه را قبل از طوفان باید کرد . به امید شنیدن خبرهای خوب به زودی . ‏
  20. با درود به روان شهیدان قاشقچی و جورج فلوید که دیگه اسمی ازشون در تلویزیون ایران نیست . دوستان خبر دارید اخبار سوزان داره یخ میزنه ؟ طفلی مدیر از دست ما چی میکشه . بگذریم . خبر داغی براتون دارم که میترسم ظرفیت و طاقت شنیدنش رو نداشته باشید . البته چند روز از این خبر گذشته ولی هنوز برای خندیدن و تفریح زیاد دیر نشده . « حکم بازداشت دونالد ترامپ از سوی مقامات قضایی ایران صادر شد » همزمان با برگزاری دادگاه با شکوه مدیر کل سابق امور مالی و معاون اجرایی سابق ریاست قوۀ قضاییه جناب آقای دکتر مهندس اکبرخان طبری به اتهام : 1. 1- مشارکت در تشکیل شبکه چند نفری در ارتشا ، با وصف سردستگی 2- اخذ رشوه از حسن نجفی به مبلغ بیش از ۸۰ میلیارد ریال وجه نقد 3- اخذ زمین ( با رضایت مالک ) به مساحت 300 متر در خیابان کریم خان زند 4- اخذ زمینی مشجر (یعنی درختکاری شده) به مساحت 1657 متر مربع در لواسان 5- اخذ آپارتمان اداری (با رضایت مالک) به مساحت 108 متر مربع در قیطریه 6- تسهیل وجه نقد به مبلغ صدهزار یورو ( این اتهام رو نفهمیدم یعنی چی . مثل آدم که متهم نمی کنند تا بیچاره متهم بفهمه واسه چی گرفتنش) 7- پولشویی از طریق تبدیل وجه نقد به سهام شرکت سیمان به مبلغ 42 میلیارد ریال ناقابل 8- دریافت رشوه از رسول دانیال زاده به مبلغ 183 میلیارد و 233 میلیون و 300 هزار ریال 9- دریافت رشوه از مصطفی نیاز آذری و چندین اتهام جزئی که ارزش گفتن ندارد حکم جلب ترامپ رئیس جمهور آمریکا صادر و تحویل اینترپل گردید . بر اساس پاره ای خبرها رئیس اینترپل با دیدن حکم جلب ترامپ هنوز در شوک بوده و قادر به اظهار نظر نمی باشد . اما خبرها حکایت از سردرگمی نیروهای اینترپل دارد که نمی دانند این حکم را کجای دلشان بگذارند . خدا را شکر که عاقبت دونالد ترامپ به سزای اعمالش رسید . اینجاس که باید گفت ( ایرانی سرت را بالا بگیر مرد ) خب نخندین دیگه مگه چیه ؟ حکم جلب ترامپ رو صادر کردند مگه شوخیه ؟ دقت کردین چند روزه از ترامپ هیچ خبری نیست ؟ حالا ببینید کی گفتم همین روزها ترامپ رو با هواپیمای اختصاصیش توی یکی از فرودگاههای ایران پایین میارن . برای برپایی جشن باشکوه دستگیری ترامپ آماده باشید . بزن برقص در مراسم ترامپ آزاد اعلام شد . به امید پیروزی خرد بر جهل
  21. من که دلیل این همه حسادت را درک نمیکنم . بگذارید خیالتان را راحت کنم . به کوری چشم دشمنان ، بعد از چهل سال که کشورهای گرسنۀ منطقه را از تمام لحاظ ( سلاح - خوراک - پوشاک و حتی پول تو جیبی ) تأمین کردند و الان هم ثروت های کشور روی دست مسئولین باد کرده است چه اشکالی داره چند کشور گرسنه را هم در آمریکای لاتین سیر کنند ؟ دوستان چرا زود فراموش میکنید ؟ همین چند روز قبل یک میلیون تومان به حساب های ما واریز شد . لااقل به اندازۀ حسن نصراله شجاع و قدردان باشیم . نگران اقدامات آمریکا هم نباشیم . چهل سال است نتوانسته کار غلطی بکند و همه کارهایش روی اصول و برنامه بوده است . حیف نیست خبر روز را بیخیال شدین و به اخبار بی اهمیت ونزوئلا و آمریکا چسبیدین ؟ خبر روز این بود که مجلس جدید شروع بکار کرد . من که از صبح از شوق و ذوق نه خواب دارم نه خوراک . چه مجلسی بشه این مجلس . به نظر شما چه کسی سکان هدایت این مجلس پرقدرت را بدست میگیرد ؟
  22. با سلام و احترام دیگه اوضاع خیلی شیر تو شیر شده . هیچی سرجای خودش نیست . همۀ خبرها مثل یک شوخی یا یک خواب می ماند . هر روز منتظریم تا خبر یک گند تاریخی رو بشنویم . یک رسوایی تازه . یک خوراک تبلیغاتی نو برای رسانه ها بخصوص خارج از ایران که چند روز ایران و ایرانی را سوژۀ داغ و اول رسانۀ خودشان بکنند . در این میان ما دلخوشیم به اینکه گوشۀ صفحۀ تلویزیون بی خاصیت ایران فقط یک نوار مشکی ببینیم . مردک شیرین عقل دیوانه میگوید شهادت در ماه رمضان برای روزه دار در میان دریا ثوابش بیشتر است . خدایا تاوان کدام گناه کبیره را اینگونه از ما میستانی . حر زدن فایده ندارد . دیگه شیرازۀ کار از دست مسئولین هم در رفته . فقط من یک نکته را نمی توانم اینجا نگویم . نگویم فردا خبر سکته زدنم رو خواهید شنید . در این عصر تکنولوژی و ارتباطات و پیشرفت و هزار کوفت و زهرمار فرماندهان و مسئولین عرضۀ شلیک یک موشک را در زمان صلح ندارند . موشک ها را یا به هواپیمای مسافربری میکوبند یا به ناو و ناوچۀ خودی . اینها الان ادعا میکنند که در میان ارتش های منطقه بلکه جهان حرف برای گفتن دارند . چهل سال خیر سرشان تجربه و اکتشاف و ابداع و . . . دارند . حالا چشمهایتان را ببندید . برگردید به سی سال قبل . زمان جنگ را میگویم . ببینید رزمندگان تحت امر چه نخاله هایی هشت سال جنگیدند . امروزه فرماندهان باسوادشان که همه ادعای دکتر و مهندس و پدر این و آن صنعت هستند اینگونه افتضاح بیار می آورند . فقط تصور کنید سی و چند سال قبل فرماندهان بیسواد و جاه طلب با فرزندان ایران چها کرده اند .
  23. حذف 4 تا 0 از پول ملی عاقبت بعد از چهل سال مدیریت درماندگی به آخرین حد رسید . تنها راهکاری که به مغز فندوقی مسپولین رسید کاهش چند صفر است . ایکاش قبل از تصمیم گیری با چند دانش آموز دبستانی یا چند مهد کودکی مشورت میکردند . از یک عزیز مهد کودکی اگر سپوال میکردند برای جلوگیری از بی ارزش شدن اسکناس ایران چه باید بکنیم جوابشان را میداد . جواب این بود : 1- جلوی دزدی های کلان را بگیرید 2- ثروت و سرمایه های ایران را در منطقه بی جهت هزینه نکنید 3- با دنیا و به خصوص با آمریکا از در آشتی درآیید . دیدید چقدر ساده بود ؟ تنها راهکار همین است و بس
  24. برای رمز گشایی از اتفاقات ناگوار اوایل انقلاب تا امروز باید صبور باشیم . گذشت زمان همۀ حقایق را برملا میکند . تنها موردی که سبب تأسف شده و میشود این است که در این میان عمر خیلی از افراد تباه میشود . در جابجایی قدرت و حکومت ها همواره افراد بیگناهی فدا میشوند . مهم این است که انسان نزد وجدان خودش شرمنده نباشد . تردیدی نیست که ماجرای بمب باران هلی کوپترهای دشمن رد پای افراد زیادی هست که نگذاشتند و نمیگذارند دیده شود . رابطه با دشمن از روزهای اول انقلاب وجود داشته است ولی هیچگاه زابط ها افراد نظامی و از ارتشیان نبودند . رابطه توسط افرادی چون رفسنجانی و . . . همواره برقرار بوده است . شعار مرگ بر آمریکا و تحریم برای مردم است و زندگی ذز آمریکا برای حرام لقمه هایی که فرزند بعضی مسئولین هستند . گرین کارت کشور دشمن هم در جیب مسئولین است . صبور باشیم تا به لطف خدا پرده برافتد .
  25. خدا را شکر که بهبودی حاصل شد . امیدواریم خداوند تمام مبتلایان به این ویروس مرگبار را نجات دهد .