Welcome to رهروان ارتش

از اینکه انجمن ما را برای مطالعه انتخاب کردید از شما متشکریم. 

برای استفاده از امکانات انجمن و برقراری رابطه دوستانه با دیگر اعضا لطفا در انجمن ثبت نام کنید

با تشکر

تلخک

یادگار دفاع مقدس
  • Content count

    782
  • Joined

  • Last visited

Everything posted by تلخک

  1. با سلام و ادب از آنجا که تا کنون هیچ نقد ، انتقاد ، اعتراض و . . . در تغییر روش مسئولین مثمر ثمر و مفید فایده نبوده است با کسب اجازه از محضر مدیریت محترم انجمن و سایر اساتید و اعضای گرانقدر ، این تایپیک را راه اندازی نموده و هدف این است که دوستان به سهم خود حکایت و داستان و خاطرات خود را از اشخاص تاریخی در این پست قرار دهند . باشد تا با یادآور شدن روش و منش انجام وظیفه در مسئولیت های حکومتی به مسئولین فعلی بیان این حکایات تلنگری باشد برای به خود آمدن مسئولین راه گم کرده . آنچه قابل ذکر است اینکه در این پست نام و سمت اشخاص تاریخی نباید مدنظر باشد . آنچه باید مهم تلقی شود نوع رفتار ، گفتار و عملکرد شخصیت ها است . علی برکت الله اجازه میخواهم تا اولین حکایت را تقدیم دوستان عزیز نمایم . ***************************************************** روزی رضا شاه با خبرشد که در مسیر یکی از شهرهای جنوب شب ها راهزنان سر راه مسافرین در بیرون شهر را گرفته و دار و ندار و پول آن ها را به یغما می برند. رضاشاه دستور می دهد امیر احمدی یک کالسکه آماده کند تا با هم به محل و جاده مربوطه بروند! امیر احمدی به شاه عرض می کند، اجازه بدهید من تنها بروم، شما شاه هستید و امکان دارد بلایی سرتان بیاید درست نیست که شما شخصا بیایید! امیر احمدی می گوید شاه فرمودند: خودم باید باشم تا ببینم چه خبر است! راه می افتند و شب هنگام با لباس شخصی به نزدیکی آن منطقه می‌رسند که ۵ نفر مسلح راه را سَدّ می کنند و می گویند کجا می روید؟ رضاشاه می گوید می خواهیم برویم شهر، می گویند: پول دارید؟ می گوید آره پول هم داریم، دزدها می گویند خرج دارد باید پول بدهید تا رد شوید! رضاشاه پیاده می شود و شروع می کند به دادن پول به آن ها و دست آخر می گوید: سیگار می خواهید؟ راهزن ها می گویند داری؟ می گوید آره بابا بیایید! و یکی یکی به آن ها سیگار می دهد و با کبریت برای شان تک تک سیگار روشن می کند و می گوید: حالا می توانیم برویم!؟ می گویند اختیار دارید، بفرمایید راه حالا باز است! آن شب رضاشاه به هنگ می رود و شب را در آن جا می ماند و صبح زود در مراسم صبحگاهی هنگ شرکت کرده و بعد از صبحگاه می گوید آن ۵ نفر که دیشب راه را به آن درشکه بستند و پول گرفته بودند از صف بیرون بیایند! همه ساکت بودند و کسی جرات نمی کند بیرون بیاید. مجددا با صدای مهیب خود می گوید بیایند بیرون، چرا که اگر خودم بیارم شان بیرون ایل و تبارشان را هم ازبین می برم، دیشب کبریت زدم و چهره یک به یک تان را دیده ام و می شناسم، بیایید بیرون، باز همه ساکت و خبردار ایستاده بودند! دستور می دهد، همه ۵ قدم به عقب بروند، همه اجرای امر می کنند و می بینند ۵ نفر نقش بر زمین افتاده اند. دو نفر از آن ها از ترس درجا سکته زده و مرده بودند و سه نفر خود را خراب کرده بودند! رضاشاه فریاد می زند: من این جا هنگ گذاشتم، تا امنیت مردم برقرار شود، بعد افراد هنگ، خود راهزن شده و سر راه مردم را می گیرند، اول شک داشتم برای همین خودم رفتم ببینم. تا مبادا لاپوشانی کنید! ماموریت تمام شد و رضاشاه برگشت و دیگر سابقه نداشت که در آن منطقه دزدی شود! آری، اگر ز باغ رعیت مَلِک خورد سیبی، در آورند غلامان ِ وی درخت از بیخ! نقل از خاطرات سپهبد امیر احمدی، از افسران و همراهان رضاشاه
  2. صد دانه مسئول، دسته به دسته بی نظم و ترتیب، هر‌جا نشسته! هر دانه ای هست، خوشحال و خندان جیبِ گشادی، در جامه ی آن! مسئول ها را پیچیده با هم در لایه ی "رانْت"، پروردگارم هم‌ با نفوذ و هم مایه دارند ️با گونیِ پول، فکرِ فرارند! نمیدانم سرایندۀ این شعر زیبا که حرف دل میلیون ها ایرانی است را کدام هموطن خوش ذوقی سروده است . هر کسی هست باید گفت که دمش گرم
  3. با سلام و ادب میخواستم از جناب کلافه ، مدیریت محترم بپرسم که آیا در خصوص اوضاع پیش آمده فعلی (اعتراضات و اعتصابات) پیرامون وضعیت نابسامان اقتصادی در انجمن رخصت میدهند تا دوستان گپ و گفتی داشته باشند یا اینکه ما رو جیز میکنید ؟ اگر رخصت دادید لطف کنید و چهارچوب و خط قرمزها رو هم تعیین کنید . آخه قرار شده هر کسی که در زمینۀ اقتصاد مفسد فی الارض شناخته بشه فورا بکشنش بالا . دست این بنده خداها که به اصلی کاریها نمی رسه یعنی نمیذارن برسه در واقع نباید برسه . آخه تا الان هر موقع سیاسیون ، دلسوزان و دلواپسان محترم در بن بست پاسخگویی گرفتار شدند ، چند نفر رو گیر میارن و تمام کاسه کوزه ها رو سر اونا میشکنن . فلذا نمیخوام انجمن و دوستان مصداق آش نخورده و دهن سوخته باشیم . حکم آنچه تو فرمایی کلافه جان ارادتمند : تلخک
  4. در اوج تحمل فشارهای اقتصادی ، تورم افسار گسیخته ، فسادهای گستردۀ مالی ، اختلاس های آنچنانی ، مشاهدۀ فقر و فلاکت هموطنان ، اعتیاد و فسادهای خیابانی و هزاران معضل و بدبختی دلمان به داشتن امنیت خوش بود . در کمتر از یکماه دو حادثۀ تلخ رخ داد که هر دو در محل و مکان هایی حادث شد که در آن محل ها نیروهای نظامی حضور داشته اند . حملۀ چهار نفر به فوجی از نیروهای نظامی و انتظامی که مثلا در حال نمایش و به رخ کشیدن اقتدار و قدرت به جهان بود در اهواز و بیش از 12 دقیقه بدون هیچ مقابلۀ درخور به سوی نظامیان و مردم تیراندازی کردن و حتی زدن تیر خلاصی به مجروحان جای بسی تأمل دارد . گرچه مسئولان گفته اند که تعدادی در راستای حادثۀ اهواز احضار و بازجویی شده اند ولی همه این سخنان کشک است . اتفاقی در این وسعت و در چنان مکانی و با حضور نیروهای نظامی و انتظامی و امنیتی و اطلاعاتی نشان رخنۀ بی تعهدی در میان قوای مسلح دارد . در چنین مراسمی نباید ثانیه ای به مهاجمان امان داد . حکایت دوازده دقیقه تیراندازی مهاجمان قابل قبول نیست . اما حادثۀ ربودن چهارده نیروی مرزبانی هم جالب است . مأمورانی که نتوانسته اند از پاسگاه و مقر خود حراست کنند چگونه میخواهند از مرزهای گستردۀ ایران مراقبت کنند ؟ و جالب اینکه اعلام شده است در میان نیروهای مرزبانی چند نفوذی وجود داشته است . نکتۀ جالب اینکه هرازگاهی میشنویم چندین تیم جاسوسی و اشرار و . . . قبل از اقدام به هر عملی شناسایی و دستگیر شده اند . حال چگونه است که میان مرزبانان نتوانسته اند چند نفوذی را شناسایی کنند ؟ نه امنیت هم به سرنوشت سایر موارد پیوست .
  5. مسئولان ما از ابتدا برای خدمت به مردم در دو سنگر شیفتگان قدرت و تشنگان ثروت موضع گرفتند . این همه بدبختی و بلایای عدیده حاصل چهل سال خدمت صادقانه مسئولین در دو سنگر ( شیفتگان قدرت و تشنگان ثروت ) است . و آنقدر خدمت به مردم برایشان اجر و ثواب دارد که فقط مرگ میتواند آنان را از خدمت به مردم باز دارد . خستگی برایشان معنا ندارد . مهم خدمت است . اها میخواستم این سئوال را بپرسم ولی خدمات مسئولین مگر برای ما هوش و حواس میگذارد . دوستان کسی از قالیباف خبر دارد ؟ همان شهرداری که مصمم بود در سنگر ریاست جمهوری به مردم خدمت کند . 4% که یادتان هست ؟ اگر خبر موثقی دارید اطلاع دهید . ظاهرا بر اساس شنیده ها ایشان برای خدمت به مردم از روش دورکاری میخواهند بهره بگیرند . شنیده شده که آلمان بودند و در صدد رفتن به استرالیا میباشند . البته نگران ایشان نباشید . بی پول نیستند .
  6. استاد گرانقدر با درود از قدیم گفته اند که باید نان را به نرخ روز خورد . و مصداق بارز این مثل زیبا عکسی هست که شما ارائه کرده اید . حالا کجا را دیده اید . به قول خواجۀ شیراز که فرمود : حالی درون پرده بسی فتنه می‌رود تا آن زمان که پرده برافتد چه‌ها کنند آری استادم اینان بیشرمانی بودند و هستند که نان را به نرخ روز خوردند . نرخ روز نانی که اینان خورده اند گرسنگی و فقر و فساد و فحشا و هزار مصیبت و بلایی است که امروزه گریبانگیر قریب به هشتاد میلیون هموطن ما شده است . این معمم های عمامه باخته مشتی از خروار نان به روز خوردگانند .
  7. امیر سرتیپ خلبان عزیز نصیرزاده با اشاره به ضرورت توجه ویژه به نیازمندی ها و مطالبات عملیاتی و فنی بر تشکیل دبیرخانه انجمن نخبگان و ورود به فاز عملی تاکید کرد . چهل سال است حالا چهل سال که دروغ است ولی 20 الی 30 سال و اگر 20 الی 30 سال هم نباشد 15 سال بیشتر است که هر روز مردم شاهد کشف ، ابداع ، اختراع ، پدیدۀ جدید و رونمایی و پرده برداری از دستاوردهای نخبگان هستند . در این مدت آنقدر که ما دستاورد داشتیم آمریکا و پدر و پدر جدّش پیشرفت نکرده و دستاورد نداشته اند . تازه ضمن تأکید این مقام نظامی هنوز دبیرخانۀ انجمن نخبگان تشکیل نشده و به فاز عملی ورود نکرده اند . و اگر این اتفاق فرخنده ( تشکیل دبیرخانۀ انجمن نخبگان و ورود به فاز عملی ) روی دهد تمام کشورهای پیشرفته باید بیایند و از ما بیاموزند . و در پایان بنده شخصا هلاک تأکیدات مؤکد مسئولینم . همین اندازه که تأکید میکنند برای نشان دادن قدرت و صلابت کافی است . و ما هم باید بر تأکید مسئولان حتما تأکید و پشتیبانی کنیم تا دشمن گمان نکند که مسئولان در تأکید کردن همچون سایر موارد بدون حمایت مردم هستند .
  8. بنده شخصا هر وقت معلمی که روزگاری شاگردش بودم را در خیابان میبینم ضمن اینکه بسیار خوشحال میشوم بیشتر از زمان دانش آموزی به آن بزرگواران احترام میگذارم . حدود شش سال قبل با پسرم در خیابان ناظم دوران راهنمایی ام را دیدم . وقتی دست دراز کرد و با او دست دادم دستش را بوسیدم . پسرم تعجب کرد . چون پسرم مانند من قدر و شأن معلم و استاد را نیاموخته بود . و من امروز از تحصن معلمان گرامی که الحق در وضعیت بسیار نامناسب و به دور از شأن آموزگاری زندگی میکنند حمایت میکنم . برای یکایک شما عزیزان سربلندی و سعادت و زندگی در آرامش و رفاه آرزو میکنم . هرچند با وجود چنین مسئولینی این آرزو کمی تحققش دور از ذهن است . پاینده باشید .
  9. خوش ذوقی نوشته بود : یکی سه هزار میلیارد اختلاس کرد و رفت و برنگشت . یکی دوازده هزار میلیارد برد و رفت و نیامد . یکی و یکی . و یکی . از این یکی ها به لطف عذالت گستردۀ موجود زیاد داریم . ولی سالها قبل هم یکی بود . یکی بود که چون فرصت نبوده بچه های مهندسی معبر در میدان مین باز کنند داوطلب شد تا با جانش معبر را بگشاید . چند قدم که داخل میدان شد برگشت . دوستانش گمان کردند که ترسیده و منصرف شده است . ولی آن دلاور پوتین هایش را از پا درآورد و به دوستی داد و گفت همین دیروز از انبار گرفته ام و نو هستند . حیف است اموال بیت المال اینگونه از بین برود . ایکاش مسئولین ذره ای وجدان داشتند و آن دلاوری ها را بیاد بیاورند .
  10. کاری به سخنان این عباسی ندارم . گرچه امروزه نمیدانم چرا اکثر تئوریسن ها که تا حدودی در زمرۀ طبقۀ خواص حکومتی هستند به جان هم افتاده اند ولی نیاز به گفتن این سخنان و افشای ناکارآمدی مسئولین از زبان خواص نیست . دیگر مردم به بی کفایتی و نالایقی مسئولین ایمان آورده اند . و یک نکته دیگه اینکه در میان تمام رؤسای جمهور چهادهۀ قبل هیچیک لایق و سزاوار ریاست جمهوری نبودند و روحانی در میان تمام رئیس جمهوران قبلی مقام نخست را در دروغگویی و بی کفایتی دارد .
  11. اکثرقریب به اتفاق آنانی که در جنگ هشت ساله با عراق حضور داشتند در تمام قوا و سازمان های رزمی و غیر رزمی برای دفاع از خاک و میهن و نوامیس ایران می جنگیدند . به ندرت میتوان گفت در طی هشت سال فردی برای منافع مطامع خود در جبهه و جنگ حضور داشته است . مصیبت و ناملایمات و سختی و تشنگی و گشنگی را تحمل میکردیم . دوری از خانواده را که تحمل میکردیم و هزاران هزار بلا را که به جان میخریدیم و جالب از همه اینکه امروزه دریافتم تمام آن از خودگذشتگی ها و تحمل شدائد حماقت بود و مضحک اینکه به حماقت خود هم افتخار میکردیم . کدام رزمنده کدام دلاور ایرانی گمان میکرد که آن همه دشواری از فردای جنگ به نان دانی برای یک عده اقلیت تبدیل و آنان را سرمست از ریا و نفاق و دورویی میکند . برای این تعداد انگشت شمار آن هشت سال چنان پرسود بوده و هست که از لاشۀ جنگ هم نمی توانند دل برکنند . راهیان نور هر ساله از میان نوگلان هموطن قربانی میگیرد . هر سال تعدادی در مسیر رفتن به جبهه ها قربانی میشوند . و من مانده ام که بردن دخترهای عزیز دبیرستانی به مناطق جبهه چه سودی به حال آن جانبازی دارد که در گوشۀ آسایشگاه فراموش شده است ؟ چه دردی از بچه های شیمیایی که امروزه برای تهیۀ داروهای خود همانند سی سال قبل متحمل زحمت میشوند دارد . نوگلان هموطن من از مشتی خاکریز و آشیانل تانک برای اوضاع نابسامان میهنم چه میخواهند با خود بیاورند ؟ و امروزه ترکش های جنگ بنام راهیان نور مردم ما را هدف گرفته است .
  12. هیچ یک از منابع و خبرگزاری های داخلی در خصوص این موارد اطلاع رسانی نکرده و نمی کنند . آیا نکته را از این نامه گرفتید ؟
  13. استاد عزیزم، منابع هر کشوری برای همان کشور پر ارزش و مفید هست قبول دارم به شرطی که واقعیت را منعکس کنند نه اینکه برای تملق و چاپلوسی فقط از موفقیت های اندک در جنگ بگویند و بنویسند . منابعی که من نام بردم بنظر من معتبرندچون برای کار خود در صحنه هستند منظور شما کدام صحنه است ؟ صحنه های جنگ ؟ شما و دوستان هر وبلاگ و وبسایت و خبرگزاری را که مطالعه می کنید فقط راست یا دروغ به اندک موفقیت ها اشاره میکنند . حضور فیزیگی دارند ، خبر نگار دارند، فشار و افکار عمومی را سریع متوجه می شوند که پا از گلیم دور کنند افکار عمومی حتی بصورت بسیار اندک و در سطح فعالان دانشگاهی مورد هجمه قرار خواهند گرفت مرا ببخشید اینطوری حرف می زنم چرا همیشه مرغ همسایه برایمان غازه اونا برچه مبنا و اطلاعاتی ، گزارشاتی را ارایه می دهند بر مبنای حقیقت و آنچه که حادث شده است . در زمینۀ جنگ و ثبت وقایع و حوادث باید بدور از حب و بغض عمل کرد . آری در زمینۀ ثبت حقایق جنگ مرغ همسایه غاز است چون برای جلوگیری از تکرار اشتباهات وقایع را مو به مو می نویسند . به تجربه و ممانعت از تکرار اشتباه ایمان دارند . من و شما نظامی هستییم و فرق بین خبر و اطلاعات را می دانیم اطلاعات تا زمانی اطلاعات و طبقه بندی شده میباشد که افشای آن اطلاعات به ضرر امنیت و نیروهای درگیر باشد نه اینکه تا ابد اطلاعات باقی بماند . تمام سازمان های جاسوسی دنیا بعد از گذشت حداقل سی سال خیلی از منابع و اطلاعات خود را منتشر کرده و میکنند . پس اونا فقط خبررسانی میکنندیادم می آید در عملیات الی بیت المقدس، هزاران عراقی فوج فوج خود را تسلیم می کردند و برای تخلیه آنها واقعا ایران امکانات نداشت و در عملیات 21 تیرماه 1367 آیا منبعی را دیده اید که نوشته باشد از ظهر 21 تیرماه 1367 یک فرماندۀ تیپ و لشکر در منطقه حضور نداشت و تمام نیروهای ارتش که در جنوب مستقر بودند به دلیل عدم تدارکات از قبیل نیرو و مهمات فرار کردند و عراق بیش از آغاز جنگ مناطق زیادی را اشغال کرد ؟ رسانه های عراق اظهار می داشتند که نیروهای عراقی در حال پیشروی به سمت عمق خاک ایران و اهواز هستند راست میگفتند ولی همه دست بسته بودند در زمان جنگ عدم بازگو کردن حقایق قابل درک است . تلویزیون ما هم خیلی موارد را کتمان و سانسور میکرد . یادم است سربازی برایم میگفت در مرخصی بودم . موشکی در نزدیکی منزل ما منفجر شد . ایشان در تهران و منطقۀ نظام آباد و نزدیک خیابان حسینی سکونت داشت . میگفت خودم را به محل رساندم . مردم کمک میکردند تا اجساد و زخمی ها را از زیر آوار بیرون بیاورند . ناگاه چند خودرو به محل آمدند . آنها را روی ویرانه ها مستقر کردند و گفتند تا شعار جنگ جنگ تا پیروزی سر دهند . مردم به دنبال جگرگوشه هایشان بودند و حتی فحش و ناسزا میدادند ولی آن عده در مقابل دوربین های تلویزیون و شاید همین منابع معتبر خود را ساکن محل معرفی کرده و میگفتند هیچ مشکلی با بمباران دشمن ندارند . استاد عزیز آیا تا وقتی که پیکر 175 غواص شهید کشف نشده بود منابع معتبر و همیشه در صحنه ای که شما به آنها استناد میکنید کمترین اشاره ای به آن جنایت کرده بودند ؟ یکی از فرماندهان و مسئولین عملیات کربلای4 در جایی گفته بود که یک گروهان غواص ناپدید شده اند ؟ یک منبع از لُـــو رفتن عملیات های کربلای4 و 5 و شش سخنی گفته بود ؟ یکی از این منابع معتبر یک جمله در مورد بی درایتی و عملکرد ضعیف فرماندهان و مسئولین زمان جنگ نوشته اند ؟ شما به منابع معتبر دوباره مراجعه کنید و فقط اخبار و آمار آنها را در خصوص عملیات کربلای4 و 5 مطالعه کنید . ببینید در خصوص ضعف فرماندهی و تلفات بالای ما در آن دو عملیات چه نوشته اند . آنقدر تلفات ما زیاد بود که رفسنجانی در اعترافاتش نوشته که روحیۀ نیروها به شدت پایین آمده است . آری استاد من : وقتی منابع فقط تملق و خودشیرینی کرده و میکنند امروز شاهد شلیک موشک هایی هستیم که بر روی آنها شعارهای مرگ بر این و آن می نویسند و به سوی داعش پرتاپ میکنند . ترکش های این موشک ها به زودی دامان خودمان را خواهد گرفت . با پوزش از شما باید بگویم که منابع فعلی به هیچ عنوان موثق و قابل اعتنا و اعتماد نبوده و نیستند .
  14. با درود میشه یکنفر بگه داستان این عکسی که بصورت بنر در گرامیداشت هفتۀ آغازین جنگ در سطح شهر نصب شده چیست ؟
  15. گاهی نشنیدن قارقار کلاغ های بد صدا بهتر از شنیدنش است
  16. جناب ابراهیمی سعیدبزرگوار جسارتا باید عارض شوم که منظور از منبع و منابع اخبار و آمار منابع موثق و مورد اعتمادی است . منبع باید سازمان و اداره ای دولتی باشد نه وبلاگ و وبسایت هایی که برای خودشیرینی و بالابردن آمار بازدید کنندگان هر چرندی را در خصوص جنگ می نویسند . در خصوص آمار و اخبار جنگ هشت ساله حتی نباید به منابعی چون ایرنا و ایسنا و روزنامه های شرق و غرب اعتنا نمود چه رسد به وبلاگ و وبسایت ها . منبع یعنی پنتاگون و ستادکل نیروهای مسلح آمریکا که مُردن آخرین سرباز بازماندۀ جنگ جهانی را اطلاع رسانی کرد . آیا شما منبعی را سراغ دارید که در ایران لااقل از درد و رنج بازماندگان جنگ هشت ساله خودش اطلاع داشته باشد ؟ ارادتمند : تلخک
  17. استاد ابراهیمی سعید با درود لطفا منابع این آمار را زحمت بکشید ارائه دهید . با سپاس
  18. براستی مقصر کیست ؟ شاید مسئولی که ذره ای تعهد ، سواد ، شعور و . . . ندارد و بر اعمال مجموعه تحت مدیریتش کوچکترین نظارتی را اعمال نمیکند . شاید مقصر حقوق های گزافی است که پرداخت میشود . شاید مقصر کسانی هستند که هشت سال برای رسیدن به چنین منجلابی جنگیدند . شاید مقصر شهیدانی باشند که جانبازان اسیران استاد ابراهیمی سعید همۀ ما مقصریم . همۀ ایران مقصرند .
  19. حسنی سعدی نمیخواد برای جنگ داستانسرایی و بازارگرمی کنه . خیلی مرده و جرأت داره بیاد بگه چرا در عملیات کربلای6 که طبق اعتراف اسیر دشمن ، دشمن از عملیات مطلع بود نیروهایش را به کام مرگ فرستاد . سند این ادعا رجوع شود به خاطرات (اعترافات) رفسنجانی پُرادعا به تاریخ 23 دیماه 1365 . سی سال است دارین چرندیات به خورد مردم میدین و فقط پاچه خواری میکنید . یکبار هم از عملکرد ضعیف و احمقانه مسئولین و فرماندهان جنگ بگید . البته چنین جرأت و جسارتی را در این فرماندهان متملق ندیده و نمی بینم .
  20. جناب ابراهیمی سعید با سلام بسیار متأسفم که شما و جناب کلافه حقیر را قابل و لایق میبانی خود ندانسته اید . ایکاش افتخار دیدارتان را از بنده دریغ نمیکردید . اینبار را بنده چشم پوشی میکنم ولی در صورت تکرار مطمئن باشید که مقابله به مثل سنگینی خواهم کرد .
  21. استاد کلافه نازنین با درود گرچه از نیامدن شما به خراسان کمی دلخورم ولی همچنان ارادت قلبی نسبت به شما و سایر اساتید و اعضای محترم باقیست . نمیدانم این روزها اصلا نمیتوانم خاطرات جوانی را به درستی بیاد بیاورم و یا اصولا دستم به فرمانم نیست تا چیزی بنویسم . ناگفته نماند که در مقابل جناب ابراهیمی سعید بنده حرفی برای گفتن ندارم . بزرگواری کنید و اهمال کاری بنده را زیر سبیلی رد کنید . ارادتمند : تلخک
  22. ای بابا تروریست ها نذاشتن جوهر گفته های این امیر خشک بشه در میان صدها نظامی اقدام به کشت و کشتار کردند . حالا سئوال این است که جناب امیر فرماندۀ نزاجا شما خطر و تهدید را چه میدانید ؟
  23. با درود افتخار میکنم که هموطن بزرگ مردی چون استاد ابراهیمی سعید هستم . مدیرجان گریبان این صندوقچۀ اسرار جنگ را محکم بچسب و نذار قسر در بره . از ما گفتن . جناب ابراهیمی سعید افتخار ارتش و ایران هستید .
  24. { راستی، داشتم میومدم سمتتون ولی از اونجایی که قیمت پوشک به سرعت موشک رفت بالا کمی تا قسمتی دست و بالمون بسته شد و الا روی سر شما و چند نفر دیگه خراب شده بودم } استاد کلافه با درود واقعا متأسف شدم بابت محروم شدن از دیدارتان . بهرحال ترکش های موشک گاهی اینگونه هم اصابت و تأثیرگذار است . اما یک نکته را خدمت شما بگویم و آن اینکه چنانچه من قصد آمدن به شیراز و دیدار شما را داشته باشم نه تنها پوشک که انواع موشک ها هم نخواهد توانست مانع دیدار شود . ارادتمند : تلخک
  25. استاد عزیز با درود همانگونه که ملاحظه کردید بنده دفاعیات خود را دقیقا و موبه مو با ارائۀ سند و مدرک که مو لای درزش نمیرود به مقامات ارائه کرده ام . حتی اگر کسی که واقعا بیسواد باشد و کمترین آشنایی با مباحث حقوقی و قضایی نداشته و از مقررات و قوانین نیروهای مسلح هم چیزی نداند این نامه را بخواند تردید نکنید که به عمق فاجعه و خیانت و جنایاتی که در زمان جنگ از سوی مسئولین و پاره ای از فرماندهان حادث شده را بخوبی درک کرده و حق و حقوق افرادی که همچون من پایمال نفهمی و جهل آنها شده را مسترد میکند . ولی مسئولین که حاضر نیستند نقاط ضعف مدیریت خود را در تمام زمینه ها قبول کنند امروزه پاره ای از فرماندهان هم نمیخواهند بحث بی لیاقتی و بیسوادی و جاه طلبی آنها بر سر زبان ها بیفتد . آری نازنین دفاعیاتم را به تنهایی تایپ کردم . دلم گواهی میدهد خیلی زود به حق خود خواهم رسید . شما هم دعا کنید تا همه به حق و حقوق پایمال شدۀ خود در طول چهل سال گذشته برسند . و لا تزد الظالمین .