Welcome to رهروان ارتش

از اینکه انجمن ما را برای مطالعه انتخاب کردید از شما متشکریم. 

برای استفاده از امکانات انجمن و برقراری رابطه دوستانه با دیگر اعضا لطفا در انجمن ثبت نام کنید

با تشکر

تلخک

یادگار دفاع مقدس
  • Content count

    1,415
  • Joined

  • Last visited

Community Reputation

7985 Excellent

2 Followers

About تلخک

  • Rank
    تلخک
  • Birthday ۶۶/۰۵/۲۶

Contact Methods

  • جنسیت مرد
  • Yahoo mirasejang@yahoo.com

Profile Information

  • شهر سبزوار

Recent Profile Visitors

2,995 profile views
  1. ارتش قهرمان ایران با توکل به خدای ایران خرمشهر را آزاد کرد . آدرس را اشتباه دادند . اگر فیلم باز نشد لطفا در گوگل سرچ کنید سخنان سرهنگ دلاور علی قمری تنها فرماندۀ بازمانده از گردان پهلوانان دژ خرمشهر و یکی از مفاخر بزرگ ارتش را در خصوص فاتحان راستین خرمشهر . سرهنگ علی قمری مدتی قبل به رحمت الله رفت . روحش شاد
  2. عکسی در رسانه ها منتشر شده است که مربوط به جلسۀ معاون اقتصادی رئیس جمهور در ابادان است . ناگفته نماند که جلسه از نوع اضطراری است . به دلیل اضطراری بودن جلسه تمام این پخمگان یادشان رفته برای تظاهر به دانش و باسوادی یک ورق کاغذ و یک خودکار بدست بگیرند و تصمیمات آبدوغ خیاری اعضای جلسه را یادداشت کنند . کاش چند فرد خیّر پیدا شود برای اعضای کابینۀ دولت چندتا خودکار و چند ورق یادداشت بخرد . 43 سال اینگونه افراد بیسواد و خودشیفته برای ایران تصمیم گرفتند که کارمان به اینجا رسید . به جایی رسیدیم که ساختمانی که هنوز ساخت و سازش تکمیل نشده بر سر مردم بیگناه آوار میشود . خدایا این مدیران نالایق را از ما بگیر و مدیرانی باسواد و لایق عنایت کن . گمان کنم کاسۀ صبر خدا سوراخ است یا ترک دارد .
  3. جناب مدیر همچین فیلمی را ندیدم . تنها دو فیلم در بالا هست که یکی مربوط به دد منشی نیروهای دشمن در ویران کردن مناطق ایران را نشان میدهد و فیلم دوم مربوط به نیروهای تن لش دشمن در خاک پاک میهن مان قصر شیرین هست . بنده عربی بلد نیستم و باید دوستانی که زبان عربی را میدانند ترجمه کنند . ضمنا تا اصل واقعه ای که فرمودید خلبان را به موشک بسته و شلیک میکنند را نبینیم نباید باور کنیم . چنین اتفاقی مسبوق به سابقه نبوده و نیست . نکتۀ پایانی اینکه مخلصتان اندک اطلاعاتی در خصوص مباحث رزمی مرتبط با نیروهای پیاده را دارم . با سپاس از شما
  4. سالها قبل جوکی را شنیدم که در اوضاع اسفبار امروز ایرانمان دوباره بیاد آن جوک افتادم . ابتدا جوک را بگویم . روزی آقایی جلوی یک تیمارستان پنچر میکند . البته چرخ ماشینش پنچر میشود نه خودش . لاستیک پنچر شده سمت خیابان قرار داشت . راننده چرخ را باز میکند و میرود تا زاپاس را از صندوق عقب بیاورد . خودرویی به سرعت از کنار ماشین پنچر شده عبور میکند و از قضا از روی پیچ های چرخ میگذرد و هر پیچی را به سویی پرتاب میکند . مرد دقایقی را به دنبال پیچ ها میگردد و عاقبت پیچی پیدا نمیکند . کنار جوی آب می نشیند و در فکر اینکه بدون پیچ چگونه چرخ را مهار کند . صدایی از پشت نرده های تیمارستان بگوش راننده میرسد که میگوید : از هر چرخ یک پیچ باز کن وبه چرخ تعویض شده ببند . راننده به طرف صدا برمیگردد و مردی را می بیند در لباس دیوانه ها . با تعجب می پرسد تو که دیوانه نیستی و از من بیشتر عقل داری چرا تو را به تیمارستان آورده اند ؟ دیوانه میگوید : اشتباه میکنی من دیوانه هستم ولی احمق نیستم . امروزه رجال دولتی که رئیسش خود را سید مرحومان (محرومان) معرفی و موفق شد با حداقل آرا رئیس جمهور شود چرندیاتی را به خورد مردم به ستوه آمده از گرانی میدهند که جز به جوش آوردن خون مان هیچ ثمری برایشان ندارد . بعنوان مثال آقای وزیر (بـــــوق) گفته فقط چهار قلم از اجناس ضروری مردم مشمول افزایش قیمت میشود . سئوال من از این پخمۀ دولت این است که اگر امروز برود به رستوران و بخواهد یک چلوکباب کوفت کند آیا به قیمت چند روز قبل پول خواهد داد ؟ اگر برود دویست گرم پنیر بخرد به قیمت قبل پول میدهد ؟ آیا این وزیر بعد از چهل و سه سال هنوز نفهمیده که دولت های فاسد هیچگاه قدرتی برای کنترل بازار نداشته اند و هیچ کاسب و بازاری برای حرف و دستور دولت تره که چه عرض کنم کاه و یونجه هم خورد نمیکند؟ اینجاست که باید درود بفرستیم به روان زنده نام شادروان امیرعباس هویدا یکی از پاکترین ، سالم ترین و مردمی ترین رجال حکومتی ایران که حدود سیزده سال قیمت اجناس را با کمترین نوسان ثابت نگه داشته بود . حال اگر شما راست میگویید فقط سیزده دقیقه قیمت ها را ثابت نگه دارید . سران ، مقامات و مسئولان بدانند که ما مردم ایران اگر پشت نرده های تیمارستان قرار داریم شاید دیوانه باشیم ولی احمق نیستیم .
  5. با درود جناب مدیر بنده در خصوص بسیاری از مسائل و حوادث دورۀ 43 ساله قبل بسیار بی اطلاع هستم . چنانچه جسارت کرده و مطلبی را تقدیم میکنم صرفا نظرات شخصی بوده که با استناد به پاره ای از منابع عرض میکنم . آنچه در خصوص پرسش جنابتان با اندک سواد و اطلاعاتی که دارم میتوانم پاسخ دهم این است که : ارگان هایی که سد و مانعی برای رسیدن به منافع بود باید از سر راه برداشته می شد . اما ارگان های پول سازی چون شرکت نفت تاج سر بوده و هست . فنداسیون و شالودۀ ارتش ایران از ابتدا بر محوریت میهن پرستی و مردم دوستی بنا شده است . دلیل این ادعایم رفتار ارتشیان در بحران هایی چون حوادث طبیعی است که شاهد هستیم با چه شور و اشتیاقی در حوادثی چون سیل و زلزله به یاری هموطنان می آیند . نامهربانی و جفا در حق بسیاری از ارگانهای حکومتی و دولتی به جا مانده از حکومت قبل غیر قابل انکار است . اما جفایی که در حق ارتش صورت گرفت اصلاً قابل درک و هضم نیست . ارتش ایران ارتشی شاخص و نمونه و صد البته قدرتمند در منطقه بود . داشتن چنان ارتشی یکی از آرزوهای هر حکومت و هر حاکمی بوده و هست . هنوز هم نتوانسته ام به درستی دلیل آن همه کینه و عداوت را نسبت به ارتش و ارتشیان درک کنم . ارتشی که در طول روزهای بحرانی انقلاب آنگونه که باید و از او انتظار میرفت با مخالفان حکومت وقت برخورد نکرد . و اینکه گفتند و میگویند ارتش کُشت و چنین و چنان کرد را اصلا باور نمیکنم . اصلا رسالت ارتش و قوای نظامی و انتظامی بر حراست و حفاظت از حدود و مرزها و حکومت بنا شده است . اگر در هر کشوری تعدادی به مخالفت با حکومت قیام کنند و کسی مانع آنها نشود که هر ماه در کشور یک حکومت حاکم خواهد بود . امروزه مگر نمی بینیم که با معترضان چگونه برخورد میشود ؟ من اگر در سال 1357 جزو سران و سیاست گزاران انقلاب بودم در خصوص ارتش دستور میدادم از فرماندهان عالیرتبه و لایق آن روزگار سلب مسئولیت شده ولی از آنهایی که تمایل به همکاری با انقلاب را دارند بعنوان مشاور و مباشر استفاده شود . میدانید اگر ارتشبد و سپهبد و سرلشکران ارتش زنده می ماندند و تعدادی از نظامیان و حتی نیروهای ارگان های شبه نظامی مانند سپاه را از دانش و سواد خود بهره مند میکردند دیگر جایی برای نوجوان و جوانانی که یک شبه فرماندۀ بزرگترین سازمان و دوایر نیروهای مسلح شدند باقی نمی ماند . طراح عملیات های بزرگ در جنگ یک جوان بی تجربه ای نمی شد که حتی خدمت سربازی اش را نیمه کاره رها کرده باشد . کسی جرأت نمیکرد در عملیاتی موسوم به کربلای چهار دهها هزار جوان را به کشتن بدهد و سی سال بعد از آن عملیات با بیشرمی بگوید عملیات کربلای4 فریب بود . یا وقتی جنگ با آن افتضاح تیرماه 1367 تمام شد به جای اینکه افرادی بیگناه چون من سپر بلای بیسوادی و بی کفایتی و بی عرضگی مقامات سیاسی و فرماندهان نظامی شویم یقۀ فرماندهانی را میگرفتند که از تجمع صدها تانک دشمن در منطقۀ ابوغریب غافل مانده بودند . بعد از جنگ کسانی محاکمه می شدند که به جای اینکه به محض فهمیدند قصد و نیت دشمن در حملۀ 21 تیرماه به نیروها آماده باش ندادند و یگان هایی را برای استحکام خط مقدم و یاری نیروهای مستقر در خط ابوغریب اعزام نکردند و تنها به لغو مرخصی بسنده کردند . باید آن فرماندهان به طرق مختلف حذف می شدند تا جا برای کسانی باز شود که نباید باز می شد . البته در تمام ارگان ها مدیران و رؤسای کاردان مانند فرماندهان ارتش با بی مهری مواجه و برکنار شدند و به جای آنها افراد بی تجربه و بیسواد و نالایق نشستند . وضعیت امروزمان ماحصل حذف نخبگان و ظهور پخمگان است . یا حق
  6. بخش دوم همزمان با بروز و ظهور انقلاب در ایران ارتش نیز دستخوش تغییرات گسترده ای شد که ماحصل آن تغییرات ضعف و تحلیل نیروی ارتش قدرتمند بود . نمونۀ ضعیف شدن ارتش را در جنگ هشت ساله به خوبی شاهد بودیم . آنچه که سبب تعجب دوست و دشمن شد ایستادگی ارتش با آن شرایطی که داشت در مقابل دشمن بود . منصفانه اگر حوادث سالهای 1357 تا 1359 را مرور کنیم به صراحت باور خواهیم کرد که اگر نیروهای زخم خورده و بی روحیۀ ارتش و تجهیزات نسبتاً مستهلک ارتش نبود نتیجۀ جنگ درهفتۀ نخست مهرماه 1359 غیر از آن چیزی بود که رخ داد . اگر ارتش نبود چند هزار نیروی مردمی و چند پاسدار بی تجربه در امور نظامی قادر نبودند حتی برای یک روز در برابر 12 لشکر سراپا مجهز عراق بایستند . ارتش ایران روزها قبل از پیروزی انقلاب دچار بحران های شدیدی شد . از 22 بهمن 1357 و حتی مدتی قبل از پیروزی انقلاب تا 31 شهریور ماه 1359 ارتش عملاً درگیر جنگ بود . من این مقطع زمانی (22 بهمن 1357 تا 31 شهریور 1359) را دوران برزخ ارتش نامیده ام . بر اساس آنچه در تحقیقات بدست آورده ام باید گفت که ارتش ایران از یکماه قبل از انقلاب تا نخستین روز جنگ با عراق در 31 شهریور 1359 عملاً در سه جبهه مشغول نبرد بود . سه جبهه ای که هر کدامش به تنهایی برای متلاشی کردن هر ارتشی کفایت میکند . نخستین جبهه ای که ارتش را درگیر کرد جبهۀ درون سازمانی و مشکلاتی بود که انقلابیون بوجود آوردند . در خصوص مشکلات درون سازمانی ارتش در بخش نخست نکاتی بیان شد . جهت یاد آوری فهرست وار مشکلات درون سازمانی ارتش را یادآوری میکنم : 1- غارت ، خسارت زدن و تصرف اموال و اماکن نظامی و انتظامی در طول روزهای انقلاب 2- نابودی کامل کانون منسجم ، یکپارچه و لایق فرماندهی 3- کاهش و ریزش شدید استعداد و نیروی انسانی در یگان های رزمی 4- ورود و دخالت افراد بی تجربۀ غیر نظامی در امور نظامی 5- جایگزین کردن افسران بی تجربه در مناصب کلان فرماندهی 6- نادیده گرفتن تخصص های پرسنل در رسته های دوره دیده اما یک مشکل بزرگتر از تمام مشکلات درون سازمانی و داخلی ارتش در جبهۀ اول گریبانگیر ارتش بود . تحمیل و تدارک مایحتاج نهادهای شبه نظامی و تازه تأسیس به ارتش قوز بالاقوز شد . ایجاد کمیته های انقلاب و سپاه پاسداران که بدون پیش بینی و فراهم کردن کمترین زیرساخت و زمینه تأسیس شدند سبب شد تا تجهیز آن نهادها را به ارتشی واگذار کنند که خود به دلیل غارت اموالش دچار کسری تجهیزات و مشکلات عدیده ای شده بود . نیروهای کمیته و سپاه حداقل نیاز به سلاح سازمانی داشتند . در بحبوحۀ انقلاب هم بسیاری از سلاح های سازمانی ارتش و سایر قوای انتظامی به غارت رفته بود . {( برآورد شد كـه قريـب 90 هـزار قبـضه اسـلحه به دست مردم افتاده است . حتی دو دستگاه تانك يكی از واحدهای لشكر قزوين كـه مـأمور فرماندار نظامی تهران بود ، مدتی مفقودالاثر بود و بعداً گويا در حومه شمال شـرقی تهـران پيدا شد . حداقل اطلاع ما از سلاح و تجهيزات به يغما رفتـه ، سـلاح و تجهيـزات واحـدهای مستقر در تهران شامل لشكر1 پيادۀ گارد و واحدهای ديگر و يك تيـپ از لـشكر كرمانـشاه بود . ضمن اينكه سلاح و تجهيزات تيپ پياده مهاباد نيز در اشغال آن پادگان در1/12/58 به وسيلۀ شورشيان كرد چپگرا به دست آنـان افتـاد . ميتوان گفت بيش از نصف آن وسايل برگشت داده نشد . ص 71 تاريخ نظامی جنگ تحميلی تا 31 شهریور 1359)} هر آنچه سلاحی که مردم پس دادند و یا از گروههای ضد انقلاب بازپس گرفته شد به پادگان ها و کلانتری ها داده نشد و همه در اختیار نیروهای انقلابی و کمیته و سپاه قرار گرفت . بخشی از اماکن نظامی و انتظامی ارتش و نیروهای مسلح هم به این دو ارگان واگذار شد . پس در تضعیف ارتش و سوق دادنش به سمت و سوی انحلال سرسوزنی نباید تردید داشته باشیم . اما چرا ارتش منحل نشد ؟ با مرور عملکرد نیروهای انقلاب و حوادثی که در روزهای نخست بعد از انقلاب رخ داد بدخواهان ارتش زمینگیر شدند . اغلب گروهها و سازمان های سیاسی که در انقلاب نقش پررنگی داشتند ایران را شتر و گاوی شیر ده می دیدند که برای دوشیدن و کندن و بدست آوردن بخشی از آن با انقلاب همراه شده بودند . هر گروه و سازمانی از حکومت جدید سهمی از قدرت میخواست . وقتی که گروهها و سازمان های سیاسی متوجه شدند که هیچ سهمی از قدرت و حکومت ندارند و انقلاب بعد از پیروزی حتی یک تُف کف دستشان نخواهد انداخت سر ناسازگاری گذاشته و اعتراض کردند . اعتراضات خیلی زود به قیام و درگیری های مسلحانه تبدیل شد . از سوی دیگر باید اذهان داشت که تمام ایرانیان خواهان و خواستار و همراه انقلاب نبودند . آن نود و هشت درصد (98%) رفراندوم 12 فروردین 1358 هم اصلا درست و قابل استناد نبوده و نیست . بعضی از اقلیت های قومی نیز فرصت پیش آمده را غنیمت شمرده و خواهان خودمختاری شدند . لذا بخشی از مردم خیلی زود در کنار گروهها و سازمان های سیاسی ایستاده و بر علیه انقلاب قیام کردند . اینگونه جبهۀ دوم پیش روی ارتش گشوده شد . ارتش همچنان که با مشکلات درون سازمانی دست و پنجه نرم میکرد حالا باید با مخالفان جمهوری اسلامی که به ضد انقلاب معروف شدند نیز وارد جنگ شود . غائلۀ ترکمن صحرا ، کردستان ، خوزستان ، آذربایجان از جمله قیام های مردمی بود . انقلاب نیروی منسجم برای دفاع از خود نداشت . تمام قوای نظامی و انتظامی انقلاب را تعدادی پاسدار تشکیل میداد که بسیاری از آنها در امور نظامی هیچ تجربه ای نداشتند . اگر بگوییم که بعضی از نیروهای انقلاب که مثلا مدافع انقلاب بودند هنوز باز و بستن اسلحۀ خود را هم نمی دانستند گزافه گویی نکرده ایم . سران انقلاب خیلی زود فهمیدند که تنها نیرو و سازمانی که قادر خواهد بود با قیام و آشوب های گسترده مقابله و از انقلاب دفاع کند ارتش است . ارتش بود که دارای تجهیزاتی چون تانک و توپ و هواپیما بود . و البته ارتشیان تنها افرادی بودند که قادر به کار کردن با تجهیزات بودند . به همین دلیل فتیلۀ انحلال ارتش را پایین کشیده و حتی خاموش کردند . اما هنوز تضعیف و تحلیل قوا و نیروی ارتش در دستور کارشان قرار داشت . ارتشی که انقلاب کمرش را شکسته بود باید بعنوان مؤثر ترین و قدرتمندترین نیروی تدافعی انقلاب سپر بلای جمهوری اسلامی می شد . از یک سو ارتش را برای سرکوب ضد انقلاب به مناطق آشوب زده میفرستادند و از سوی دیگر همچنان ارتشیان را اعدام میکردند و پرسنل ارتش را به شیوه های گوناگون پاکسازی میکردند . در جبهۀ دوم نیز ارتش با مشکلات عدیده ای روبرو شد . که چند مورد را مرور میکنیم : 1- تجزیۀ و منفک کردن یگان های ارتش 2- عدم پذیرش مسئولیت از سوی فرماندهان 3- رواج نفاق و دورویی و ریاکاری در میان فرماندهان 4- ارسال گزارشات غیر واقعی 5- تداخل وظائف نیروهای مسلح به دلیل فقدان کانون فرماندهی یکپارچه 6- کمبود نیرو ، تجهیزات و ادوات نظامی از آنجا که در ارتش فرماندهی مقتدر و باسواد و کاردان دیگر وجود نداشت هر کس هر بلایی میخواست بر سر ارتش می آورد . نظامیان میدانند که یک لشکر رزمی تا زمانی قدرت دارد که یگان هایش منسجم و تحت امرش باشند . تجزیۀ یگان های ارتش یکی از بزرگترین خیانت هایی بود که در حق ایران و ارتش صورت گرفت . تصور کنید لشکر77 بزرگترین و قدرتمندترین لشکر پیادۀ ایران در شرق ایران بود که برای مقابله با خطرات احتمالی یکی از بزرگترین ابرقدرت های آن زمان (شوروی) تشکیل و تجهیز شده بود . از آن لشکر به عناوین مختلف یگان هایی را جدا و به مناطق بحران زده اعزام کردند . مثلاً گردانی از تیپ 3 لشکر77 را به کردستان فرستادند . گردانی از تیپ1 به ترکمن صحرا شد . با اعزام یک گردان اولا قدرت رزمی لشکر کاهش می یافت و در ثانی یک گردان در هزار و اندی کیلومتر دورتر از یگان عمده (تیپ و لشکر) چه کارایی خواهد داشت . جالب اینکه همان گردان را در غرب ایران به دسته و گروه تقسیم و به پاسگاهها و مناطق دیگر اعزام میکردند . توصیه میکنم کتاب (( تاریخ نظامی جنگ تحمیلی تا 31 شهریور1359)) را از سایت ارتش دانلود و حتما مطالعه کنید تا بدانید از 22 بهمن 1357 تا 31 شهریور 1359 بر ارتش و ارتشیان غیرتمند و بی ادعای ایران چه گذشته است . بنده روش قرار دان کتاب را نمیدانم والا خودم آن را تقدیم میکردم . بهر حال اینگونه ارتش از انحلال و نابودی نجات یافت . حوادث و خطرات تهدید کنندۀ انقلاب مانع انحلال ارتش شد . اگر رهبر انقلاب با تضعیف و انحلال ارتش مخالف بود نباید اجازه میداد کشتار نظامیان ادامه یابد . باید مانع پاکسازی های احمقانه می شد . آیا رهبر نمی دانست که بیخ گوش ایران دشمنی مترصد فرصت است تا بابت سالها حقارتی که همین ارتش به او تحمیل کرده بود به ایران نیش بزند . تمام دنیا میدانستند که عراق زخم خوردۀ ارتش ایران است . در 8 اسفند 1357 عراق قصر شیرین را بمباران کرد . (روزنامۀ کیهان 8/12/1357) این خود دلیلی بر وجود خطر عراق بود . کشتار نظامیان حتی تا اواخر تیرماه 1359 حدود 2 ماه مانده به آغاز رسمی جنگ هم ادامه داشت . تعدادی از افسران ارتش در میدان صبحگاه لشکر 92 زرهی اهواز در برابر نیروهایی که قرار بود به جنگ دشمن بروند اعدام شدند . کشتار نظامیان حتی در زمانی که عراق پشت مرزها آرایش جنگی گرفته بود و بارها خطر حملۀ عراق توسط نظامیان به سیاستمداران هشدار داده می شد متوقف نشد . مانع شدن از کاری یعنی به اشتباهاتی که در جریان است پایان داده شود . اگر پاکسازی های عجولانه متوقف می شد می توانستیم بگوییم که رهبر مانع انحلال ارتش شده است . ولی وقتی ناخدای دلاور جناب هوشنگ صمدی بعد از سالها با چشمانی اشک آلود میگوید از 22 بهمن 1357 تا 31 شهریور 1359 حدود سیزده هزار (000/13) نفر از پرسنل کادر ارتش و نیروهای مسلح به روش های گوناگون از جمع مدافعان میهن کنار گذاشته شدند آیا میتوان باور کرد که رهبر یا هر فرد دیگر مانع انحلال ارتش شده است ؟ سیزده هزار نفر آنهم نفراتی که در انواع رسته های نظامی دارای تخصص و تعهد بودند شوخی نیست . برای حُسن پایان این بحث باید بگویم که جبهۀ سوم هم چند ماه قبل از آغاز جنگ پیش روی ارتش گشوده شد . تحرکات عراق در مرز و حملات گاه و بیگاه دشمن به مناطق مرزی سبب شد تا ارتشیان خواب راحت نداشته باشند . جبهۀ سوم جبهۀ مقابله با دشمن خارجی و بیگانه بود که منجر به جنگ منحوس هشت ساله شد . در پایان درود می فرستم به تمام غیور مردان بی ادعای ارتش که با تحمل نامهربانی و ناملایمات دوست و دشمن هیچگاه از نثار جانشان برای دفاع از میهن و نوامیس هموطنان دریغ نکردند . جاوید باد روح تمام فرماندهان عالیرتبه و کاردان و لایقی که مظلومانه سینۀ ستبرشان آماج تیرهای جهل و حماقت دوست و دشمن شد . به امید روزی که ایرانیان به حقیقت حماسه های جاویدان فرزندان ارتشی خود واقف و از آنها تجلیلی در شأن آن بزرگ مردان بی ادعا برگزار کنند . پاینده ایران و ایرانی
  7. پروژۀ تضعیف و انحلال ارتش وقتی وقایع و حوادث روزها و ماه و سال های ابتدای بعد از انقلاب را مرور میکنیم بخوبی میتوان به ضدیّت و دشمنی شفاف و بی تعارف عده ای مغز فندقی و بیسواد با ارتش ایران پی برد . از نظر من خیلی ها نقشه های شومی برای ایران و برای ارتش در سر داشتند . گروهها و سازمان های تازه تأسیس سیاسی که مثل قارچ های سمی هر روز در داخل ایران جولان میدادند و شکر خدا خیلی هم زود بساط شان برچیده شد به همراه تعدادی از انقلابیون دو آتشه ای که خودشان هم نمی دانستند با گفتار و کردار و رفتارشان چگونه تیشه به ریشۀ ایران و ارتش می زنند میدانستند که ارتش میهن پرست و مردمی سد و مانع بزرگی در برابر رسیدن آنها به هدف و رویای شیطانی شان است . از این جهت به جان نیروهای مسلح افتادند . شعار ارتش توحیدی یکی از شعارهای من در آوردی ابتدای انقلاب بود . بگذارید بدون تعارف بگویم که انقلاب از ابتدا فاقد سیاستمدار آشنا به سیاست مرسوم و معمول بود . وقتی سیاستمدار درستی نباشد تردید نکنیم که کارشناس واقعی نظامی هم وجود ندارد . انقلاب اگر سیاستمداران باسواد می داشت اجازه نمی دادند حتی یک رجل سیاسی یا یک مقام نظامی که از حکومت قبل بجا مانده کشته شود . رجال سیاسی و مقام نظامی که میگویم منظورم رجال و مقاماتی از نوع رجال و مقامات امروزه نیست . صحبت از کسانی است که با تلاش و کوشش شبانه روزی خود تنها و تنها به فکر ساختن ایرانی بودند که با گذشت حدود نیم قرن امروزه همگان آرزوی داشتنش را داریم . بگذریم . انحلال ارتش پروژه ای از پیش طراحی شده بود . افسوس که سران و مقامات انقلاب به خباثت دشمنان ایران پی نبردند . بگذارید اقداماتی که در راستای تضعیف ارتش و پیش بردن ارتش در مسیر سقوط و انحلال طراحی و اجرا می شد را یک به یک لیست کنیم . 1- فرمان فرار از پادگان ها ) این اقدام را نمیتوان صددرصد در راستای تضعیف ارتش دانست . بهر حال انقلاب برای پیروز شدن باید اقداماتی صورت میداد . تشویق سربازان و پرسنل کادر به خالی کردن پادگان ها یکی از روش های مبارزاتی بود . در میان دعوا هم نقل و نبات پخش نمی کنند . هر طرف با توسل به روش هایی میخواهد طرف مقابل را شکست داده و خود پیروز شود . اما همین مورد سرآغاز تضعیف ارتش بود . 2- غارت اموال نظامی ) در غارت پادگان ها و کلانتری ها بیشترین تقصیر متوجۀ گروههای ضد ایرانی و مردمی مانند منافقین و به اصطلاح چریک های فلان گروه و سازمان بود که من حتی از نام بردن آنها هم چندشم میشود . چه تأسف بار است که بگویم عده ای از جوانان جوگیر شده دشمنان ایران را در غارت اموال نظامی و انتظامی حمایت و همراهی میکردند . 2- آغاز کشتار و قتل عام نظامیان ) رهبر انقلاب بیست و چهار ساعت بعد از پیروزی انقلاب خلخالی روان پریش را که در امور قضایی کمترین سواد و تجربه را داشت به عنوان حاکم شرع انتخاب کرد . خلخالی هم در کمترین زمان یعنی حدود 24 ساعت بعد از انتخاب شدنش نقاب خود را کنار زد و چهرۀ حقیقی خود را نشان داد . قتل و عام آغاز شد . کشتار بیرحمانه شروع شد و هر روز تعدادی از بهترین مردم و مردان ایران شهید می شدند . تضمین جانی و امان نامۀ رهبر انقلاب به نظامیان ) به سخنرانی رهبر انقلاب در 12 بهمن 1357 که در بهشت زهرا بیان شد مراجعه کنید . رهبر انقلاب در خصوص نظامیان گفت : « اما آن نصیحتی که می کنم این است که ما می خواهیم که شما مستقل‏ باشید . می خواهیم که ارتش ما مستقل باشد . من به شما نصیحت می کنم که بیایید در آغوش ملت ؛ بگویید ما باید مستقل باشیم . ارتش نباید زیر فرمان مستشارهای امریکا و اجنبی باشد . ما که این حرف‏‎ ‎‏را می زنیم که ارتش باید مستقل باشد ، جزای ما این است که بریزید توی خیابان ، خون‏‎ ‎‏جوانهای ما را بریزید که چرا می گویید من باید مستقل باشم ! و اما تشکر می کنم از این قشرهایی که متصل شدند به ملت . این درجه دارها ، همافرها ،‏‎ ‎‏افسرهای نیروی هوایی ـ اینها همه مورد تشکر و تمجید ما هستند . به اینهایی که متصل نشدند می گوییم که متصل بشوید به اینها . خیال نکنید که اگر رها کردید ، ما‏‎ ‎‏می آییم شما را به دار می زنیم ! این چیزهایی است که شماها یا کسان دیگر درست‏‎ ‎‏کرده اند ؛ و الاّ این همافرها و این درجه دارها و این افسرها که آمدند و متصل شدند ، ما با‏‎ ‎‏کمال عزت و سعادت آنها را حفظ می کنیم . و ما می خواهیم که مملکتْ مملکت قوی‏‎ ‎‏باشد » فرماندهان میهن پرست و مردم دوست در اقدامی جوانمردانه و خداپسندانه برای پایان دادن به خونریزی بین نظامیان (جنگ گارد جاویدان با تعدادی از دانشجویان و همافران نیروی هوایی) اعلامیۀ بی طرفی ارتش را صادر کردند . در خصوص صدور اعلامیۀ ارتش دو نکته را فراموش نکنیم . اول اینکه فرماندهان عالیرتبه برای حفظ یکپارچگی و جلوگیری از تکه پاره شدن ایران و حفظ قدرت ارتش و دوم باور و اعتماد به قول و تضمین جانی رهبر انقلاب بود که فرماندهان عالیرتبه به راحتی اعلامیه بی طرفی را امضا و صادر کردند و ارتش را از خیابان ها به پادگان برگرداندند . تردید نکنیم که اعلامیۀ بی طرفی ارتش سبب پیروزی انقلاب یا حداقل سرعت بخشیدن به پیروزی انقلاب شد . 3- صدور مجوز برای ورود افراد غیر نظامی به امور و حیطۀ نظامیان ) رهبر انقلاب در 27 بهمن 1357 (پنج روز بعد از انقلاب) اعلامیه ای بشرح زیر صادر کرد : «اکنون که برای اعادۀ نظم و امنیت مقرر شده که واحدهای ارتش و پلیس و‏‎ ‎‏ژاندارمری و ادارات دیگر که در چند روز اخیر تعطیل شده بودند شروع به کار کنند ،‏‎ ‎‏ممکن است برای تجدید فعالیت خود مواجه با مشکلاتی باشند ، لذا از علمای اعلام و‏‎ ‎‏روحانیون محترم ـ ایّدهم الله تعالی ـ خواستارم که در مراسم افتتاح مجدد این مراکز‏‎ ‎‏شرکت کنند ، و از اهالی محترم بخواهند که برای برقراری نظم ، دوستانه و برادرانه با‏‎ ‎‏مأموران این مراکز همکاری نمایند و مانع هرج و مرج و بی نظمی گردند ؛ و حتی الامکان‏‎ ‎‏بر اقدامات آنها نظارت و همفکری نمایند . والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته . ص148 ج6 صحیفه امام» سئوال این است روحانیونی که بسیاری از آنها حتی خدمت سربازی را هم انجام نداده بودند در امورات نظامی چگونه می توانستند همفکری داشته باشند ؟ یا یک روحانی که از امور نظامی هیچ اطلاعی نداشته است بر چه موردی میخواسته و می توانسته نظارت داشته باشد . اینگونه پای بی تجربه ترین افراد به امور نظامی باز شد . آیا یک ارتشبد سواد یک آیت الله را در امور فقهی و مسائل دینی داشت که به خود اجازه بدهد در امور حوزه های علمیه دخالت کند ؟ چگونه یک روحانی می توانست در امور نظامی دخیل باشد ؟ 4- کاهش مدت زمان خدمت سربازی ) قانونی تصویب شد که خدمت سربازی از دو سال به یکسال کاهش یافت و یکباره زیر پای ارتش و نیروهای مسلح خالی شد . سربازان ستون های مستحکم قوای نظامی بودند و هستند . ارتش دیگر شبیه اتاقی شده بود که سقف (فرمانده) نداشت و حالا حکم به تخریب بخش هایی از دیوارهایش داده بودند . استعداد نیروی انسانی خیلی زود به کمتر از پنجاه درصد (50%) کاهش یافت . 5- پاکسازی گستردۀ پرسنل نیروهای مسلح ) همزمان با کشتار نظامیان توسط خلخالی پروژۀ تسویه حساب های نابخردانه اجرا می شد و رهایی از خدمت (تقاضای بازنشستگی – بازخرید ) بدون هیچ مانع و عذری بلامانع و قابل پذیرش بود . به جز چند تیمساری که مدت ها قبل از انقلاب با انقلابیون حشر و نشر داشتند انقلاب حضور هیچ تیمساری را در نیروهای مسلح نمی توانست تحمل کند . این هم دلیل خودش را داشت . قرار بود تعدادی افسر مثلاً مؤمن و انقلابی امورات ارتش و نیروهای مسلح را بر عهده بگیرند . اگر ارتشبدان ، سپهبدان ، سرلشکران در ارتش می بودند که سرگرد صیاد شیرازی تا دهها سال دیگر هم نمی توانست فرماندۀ قرارگاه غرب شده یا به فرماندهی نیروی زمینی برسد . ارتشی که تا چند روز قبل از وجود و حضور صدها تیمسار با سواد و میهن پرست بهره می برد حالا تحت امر یکی دو سرلشکر و سرتیپ و چندین سرهنگ و سرگرد قرار داشت . 6- بلامانع شدن جابجایی پرسنل کادر در سطح نیروهای مسلح ) مسخره ترین طرحی که در عقب افتاده ترین ارتش های جهان هم بی سابقه بود . پرسنل کادری که سالها در تخصص شان دارای تجربه بودند به سمت شهرهای خود هجوم بردند . همه میخواستند در زادگاهشان خدمت کنند . نقل و انتقال ها نیز آغاز شد . کسی که در نیروی زمینی خدمت میکرد خود را به شهربانی شهرش منتقل کرد . متخصص و تکنسین نیروی هوایی به پادگان نیروی زمینی در شهرش آمد . در سطح نیروها هم هر کسی به پادگان شهرش میرفت . رستۀ زرهی به پادگان پیاده رفت . از رستۀ پیاده به یگان های زرهی رفتند . کلاً تخصص نادیده گرفته شد . 7- جایگزین کردن افسران جوان و بی تجربه در مناصب کلان فرماندهی ) گام بعدی در راستای تضعیف ارتش و نیروهای مسلح جایگزین شدن افسران جوان و بی تجربه در مناصب کلان فرماندهی قوای مسلح بود . به لیست زیر توجه کنید : در5 اسفند 1357 تعدادی افسر بشرح زیر در سازمان و یگانهای نیروهای مسلح جایگزین شدند : 1- سرهنگ دکتر سیدمجتبی طاهرزاده به جای ارتشبد توفانیان به سمت سرپرست موقت سازمان صنایع نظامی (چهار درجه تنزل) 2- سرتیپ دکتر سیدنورالدین مجتهدی به جای سپهبد دکتر ایادی به سمت مدیر موقت بهداری کل ارتش (دو درجه تنزل) 3- سرهنگ مجتبی وحیدی به جای سپهبد بازنشسته بخشی آذر به سمت سرپرست موقت اداره پنجم ستاد کل (سه درجه تنزل) ۴- سرهنگ جعفر نگهبان به جای سپهبد بازنشسته یزدی به سمت سرپرست موقت اداره ششم ستاد کل (سه درجه تنزل) 5- سرهنگ اسماعیل شفیقی به جای سپهبد بازنشسته رحیمی آبکناری به سمت سرپرست موقت اداره آجودانی ستاد کل (سه درجه تنزل) ۶- سرهنگ کیومرث رامتین به جای سپهبد ناصری به سمت سرپرست موقت اداره لجستیکی نیروی زمینی (سه درجه تنزل) 7- سرهنگ مصطفی مومنی به جای سپهبد بازنشسته آموزگار به سمت سرپرست موقت اداره دارایی ستاد کل (سه درجه تنزل) 8- سرهنگ حسین صفارنیا به جای سپهبد بازنشسته وکیلی طباطبایی به سمت سرپرست موقت بازرسی مالی ستاد کل (سه درجه تنزل) 9- سرهنگ هدایت‌اله حاتمی به جای سرلشکر تیرباران شده پرویز امینی افشار به سمت سرپرست موقت اداره دوم ستاد کل (دو درجه تنزل) 10- سرهنگ منوچهر حسن‌زاده به جای سرلشکر فرزام به سمت سرپرست موقت اداره هفتم ستاد کل (دو درجه تنزل) 11- سرهنگ فرهنگ کوثر به جای سرلشکر خزاعی به سمت سرپرست موقت لشگر ۶۴ ارومیه (دو درجه تنزل) 12- سرهنگ محمدرضا وحیدی به جای سرلشکر زاوری به سمت سرپرست موقت معاونت تعمیر و نگهداری نیروی زمینی (دو درجه تنزل) 13- سرهنگ فرهنگ آموزنده به جای سرلشکر اصغر ده‌پناه به سمت سرپرست موقت مرکز پیاده شیراز (دو درجه تنزل) 1۴- سرهنگ علی ارود به جای سرلشکر بازنشسته فدایی به سمت سرپرست موقت فرماندهی پشتیبانی منطقه۳ (دو درجه تنزل) 15- سرهنگ صادق محمودی به جای سرتیپ منوچهر بیگلری به سمت سرپرست موقت دانشکده افسری یک درجه تنزل) 1۶- سرهنگ محمد کلارستانی به جای سرتیپ فلاحی به سمت سرپرست موقت معاون مرکز پیاده شیراز (یک درجه تنزل) 17- سرهنگ ماشاء‌الله صفری به جای سرتیپ خدارحم شهریاری به سمت سرپرست موقت لشگر پیاده ۲۸ کردستان (یک درجه تنزل) 18- سرهنگ محمدعلی قنادیان به جای سرتیپ یعقوب آذری به سمت سرپرست موقت تیپ ۸۴ خرم‌آباد (یک درجه تنزل) 19- سرهنگ ناصر میلادی به جای سرتیپ کتانی به سمت سرپرست موقت گردان ۳۳ توپخانه تهران (یک درجه تنزل) 20- سرهنگ سیدمحمدکاظم گلشنی به جای سرتیپ ماکان‌وند به سمت سرپرست موقت معاون مرکز زرهی شیراز (یک درجه تنزل) 21- سرهنگ مجتبی یغمایی به جای سرتیپ منصور شهریاری به سمت سرپرست موقت تیپ ۳۷ مرکز زرهی (یک درجه تنزل) 22- سرهنگ ابوالقاسم احتشامی به جای سرتیپ شفاعت به سمت سرپرست موقت تیپ ۵۵ هوابرد شیراز (یک درجه تنزل) در خصوص معایب هر کدام از اقدامات یاد شدۀ بالا میتوان صدها صفحه مطلب نوشت . اما چه کنم که خاطر کلافه برایم بسیار عزیز است و بیش از این صلاح نمی بینم چیزی بگویم . اگر کسی با توجه به اقدامات بالا انحلال ارتش را نفی و رد کند شخصا به عقل و درایتش شک خواهم کرد . برای انحلال یک ارتش غیر از موارد بالا آیا به چیز دیگری هم نیاز هست ؟ با رسیدن به حقایق بالا من شخصا ایمان آوردم و باور کردم که تضعیف ارتش و در مدت زمان کوتاهی انحلال ارتش یکی از مهمترین پروژه های بدخواهان ایران بود . در بخش بعدی در خصوص دلایل عدم انحلال ارتش خواهم گفت . یا حق
  8. کلافه جان حالا که چنین فکری داشته اید پس شهادتین خودتان رو بخوانید
  9. باورم نمیشود این همه استقبال از این پست شده است . مهم نیست استارت را خودم میزنم . بزودی شروع میکنیم این مبحث را .
  10. نکته همین جاست . عده ای که چند صباحی بر اریکه های قدرت تکیه می زنند اولین چیزی که یادشان میرود پایین آمدن از اریکه های قدرت است . افرادی چون پوتین و صدام و معمر قذافی و . . . کسانی بوده و هستند که گذشته ای سراسر حقارت بار داشته اند . این موجودات پلشت حتی خدا را هم فراموش میکنند . مثلا همین پوتین گویا پدرش در جنگ دوم جهانی به گمان اینکه زنش مرده است از میان جنازه هایی که برای تشییع و خاکسپاری میبرده اند جدا میکند تا خودش به خاک بسپارد که متوجه میشود همسرش زنده است . آن زنی که در حال مردن بود زنده می ماند و چندی بعد تحفه ای به دنیا می آورد که میشود همین پوتین که خدا میداند چند صد هزار انسان را تا کنون کشته است و چه خیانت هایی که مردم جهان نکرده و نمیکند . خدا ریشۀ تمام حیواناتی چون پوتین را ریشه کن فرماید تا سایر بندگانش لااقل چند روزی طعم زندگی راحت را بچشند .
  11. گل گرفتن که امری عادی است . به هر حال عده ای هستن که کارشان شده گل گرفتن با انواع مصالحی که در اختیار دارند . البته موضوعی و بحثی است که حدود نیم قرن قبل رخ داده و گذشته است . بهر حال هر سند و مدرکی هم که بسیار سری و محرمانه باشد بعد از مدتی خاصیت محرمانه اش را از دست میدهد و امر عادی تلقی میشود . کنکاش پیرامون حوادث ملی و تاریخی از وظائف هر شهروند و هموطنی است . بهر حال با کسب اجازه استارت میزنیم . هرجا که احتمال دادید سرعت غیر مجاز شده یا به مسیرهای فرعی وارد شدیم خودت ترمز دستی را بکش . گاه راننده محو تماشای طبیعت پیرامون میشود و حواسش به کیلومتر شمار نیست .
  12. 29 فروردین روز نیروی زمینی ارتش ایران است . شایسته است این روز را به مردان میهن پرست ، دلاور و بی ادعای نیروی زمینی شادباش گفته و سلامتی و موفقیت و بهبود معیشت این قشر فداکار و مظلوم را از خداوند مسئلت نماییم . ارتشیان غیور روزتان فرخنده و امیدوارم به زودی تمام مشکلات شما عزیزان مرتفع شود . یکی از سئوالاتی که ذهن مرا مدت ها بخود مشغول داشته اینکه با توجه به تفکرات بدخواهان داخلی و خارجی در بحبوحۀ روزهای انقلاب (انحلال ارتش یا تبدیل ارتش مردمی و میهن پرست به ارتش توحیدی) چه چیز مانع انحلال ارتش ایران شد ؟ عده ای میگویند که رهبر وقت انقلاب مانع شد . اما وقتی به حوادث آن روزها دقت میکنم می بینم که مخالفت رهبر انقلاب نمی توانسته تنها مانع انحلال ارتش بوده باشد . دلایل بزرگتر از مخالفت رهبر وجود داشته است . حال اگر از نظر مدیر محترم انجمن این موضوع تشویش اذهان عمومی را به دنبال ندارد و دوستان تمایل داشته باشند به این موضوع بپردازیم . اگر هم ممکن است روان پریشان دلواپسان را پریشان تر کنیم حکم به مسکوت ماندن بدهید . بهرحال روز ارتش خجسته باد
  13. پنجاه روز یا دقیقا امروز پنجاه و دومین روز تجاوز یکی از قدرتمندترین ارتش های جهان (روسیه) به اوکراین هم سپری شد . پوتین هم مانند اغلب دیکتاتورهای قبل و هم عصرش هارت و پورت های احمقانۀ زیاد و خیالات باطلی را در سر می پروراند . پوتین برای اشغال اوکراین صحبت از چند روز میکرد ولی اکنون نزدیک به دو ماه است که در باتلاق حماقت و زیاده خواهی خود دست و پا میزند . صدام هم قرار بود سه روزه خرمشهرمان را اشغال کند . اما مانند تمام دیکتاتورها به شکرخواری افتاد . نکتۀ جالب تجاوز پوتین به اوکراین تحمل خسارات مالی و جانی بسیار است . بعنوان مثال خبر رسیده که هشتمین ژنرال ارتش روسیه هم کشته شد . ولادیمیر فرولوف معاون فرماندهی یگان هشتم ارتش روسیه بود که در محاصرۀ شهر ماریوپل نقش پررنگی داشته است .
  14. امروز سالگرد شهادت زنده یاد امیر عباس هویدا بود . مردی پیپ بر لب و گل زیبا روی لباس و کت شلوار تمیز و عصا بدست . مردی که ریش نمی گذاشت ولی ریشه دار بود . نخست وزیری که دزد نبود و ریالی اختلاس نکرد . حدود سیزده سال سکان دار دولت بود ولی بعد از سالها فهمیدیم که حتی از خودش منزل هم نداشته است . نخست وزیری که لاف نمیزد و امین و مردم دوست بود . مردی که ماشینش مانند ماشین اکثر مردمش بود . هویدا هم پیکان سوار می شد . میهن پرستی که سیزده سال قیمت اجناس را ثابت و با کمترین نواسان حفظ کرد . وقتی شنیدیم او را شهید کردند ابتدا نفهمیدیم چگونه و به چه روشی او را کشتند . ولی برای کشته شدنش شادی کردیم و احیاناً شیرینی هم توزیع کردیم . بله هویدا بزرگ مردی از تبار میرزا تقی خان امیرکبیر بود . بگذریم . اصلا به من و تو چه که هویدا کی بود و چکار کرد . آنچه مهم است اینکه فقر مطلق دارد ریشه کن میشود . باور نمی کنید ؟ سندش را میگذارم . حالا اگر باورمان شد درودی بفرستیم به روح بلند نخست وزیر امین و درستکار و مردم دوست و بی ادعا شادروان امیر عباس هویدا که هوای مردم و هموطنانش را داشت . از ماست که بر ماست . روحش قرین رحمت و آرامش باد .