Welcome to رهروان ارتش

از اینکه انجمن ما را برای مطالعه انتخاب کردید از شما متشکریم. 

برای استفاده از امکانات انجمن و برقراری رابطه دوستانه با دیگر اعضا لطفا در انجمن ثبت نام کنید

با تشکر

S.A.M

ناظر بخش نهاجا
  • Content count

    957
  • Joined

  • Last visited

Community Reputation

13230 Excellent

About S.A.M

  • Rank

  • Birthday ۷۹/۰۷/۲۷

Contact Methods

  • جنسیت مرد

Profile Information

  • شهر Tehran

Recent Profile Visitors

1,028 profile views
  1. سلام

    ایام بکام

     

    لطفآ در پست شرکت و سؤالات خودتان را بپرسید

    اگر اجازه بدهید نفر بعدی روی صندلی داغ شما باشید

    خواهش میکنم جهت نشستن روی صندلی داغ با ناشناس عجیب عزیز تما بگیرید ممنونم

    http://rahrovan-artesh.ir/index.php?/topic/1589-صندلی-داغ/&page=8#comment-43847

     

  2. پرهام خان البته ممكن است گذشت زمان باعث فراموشي و پس و پيش گفتن وقايع بشود و امري طبيعي است ، اما در مورد مطالبي كه جنابعالي عنوان فرموديد چند نكته لازم به ذكر است : ١- در خصوص مرحوم زندي و مرحوم طهاني يا طحاني ، پدر اصل ماجرا را آنطور كه بوده تعريف كرده اند و همانطور كه جناب دستان فرمودند اين واقعه از ابتدا بر اثر اصرار بي دليل و بدون منطق مرحوم طحاني بر انجام پرواز با بونانزا بوده است و وقتي شادروان زندي مي گويند كه به دليل اوضاع جوي و وضعيت هوا و ... بنا بر قانون اين پرواز را انجام نمي دهند ايشان مي گويند كه كتبا بنويس و همان نوشته تبديل به سند جرم مرحوم زندي مي شود و البته مرحوم طحاني هم وقتي مي بينند كه كار بالا مي گيرد و حكم اعدام براي مرحوم زندي صادر مي شود خودشان سعي بر حل قضيه داشتند و چند نوبت هم با شهيد بابايي صحبت مي كنند كه ديگر كاري از دست ايشان بر نمي آيد و همراه با ساير خلبانان ذيل نامه اي كه جنابعالي تصوير آن را قرار داديد را امضا مي كنند ( همه اينها در انجمن قبل گفته شده و احتمالا در مصاحبه هم ذكر شده كه فرد پياده كننده احتمالا به دليل خلاصه سازي بخشي را حذف نموده ). البته مطمنا جناب طحاني هم قصد و غرض شخصي از اين كار نداشته اند و در مصاحبه هم هيچ اشاره اي به قصد و غرض نشده و گفته شده "ايشان با اينكه از خلبانان قديمي از وقتي به عمليات آمدند با خيلي ها از جمله خود من مشكل پيدا كردند " كه اين امر هم احتمالا به شيوه اعمال مديريت ايشان در آن شرايط باز ميگشته و نه شخصيت ايشان و همانطور كه شهيد بابايي در آن زمان با اين حركات قصد داشتند تثبيت فرماندهي كنند ايشان نيز به اين صورت قصد اعمال مديريت خود را داشته اند و فكر مي كردند كه اگر اين گونه برخورد نكنند ديگر سنگ روي سنگ بند نخواهد شد آن هم در زمان جنگ - روح هر سه بزرگوار و قهرمان وطن شاد ٢- اگر قرار باشد كه راجع به تصميمات و اعمال كساني كه دستشان از دنيا كوتاه است مطلبي گفته نشود و پس به طور اولي راجع به تصميم و نقش شهيد بابايي هم در اين فقره نبايد چيزي گفته شود ، ولي نمي دانم كه چرا جنابعالي راجع به مرحوم طحاني با اين توجيه كه دستشان از دنيا كوتاه است مي گوييد كه نبايد اسمي از ايشان برده شود ولي راجع به شهيد بابايي اين قاعده را وارد نمي دانيد و سعي در پر رنگ تر نشان دادن نقش ايشان داريد ٣- در خصوص ميگ ٢٥ تا جايي كه من مصاحبه را خواندم ايشان گفته بودند دليل خريد آن براي مقابله با ميگ هاي ٢٥ شوروي سابق بوده كه از شمال كشور وارد فضاي ايران مي شدند و مشغول عمليات شناسايي مي شدند و تا جنوب كشور رفته و باز مي گشتند و كاري از دست ارتش ايران بر نمي آمد و صحبتي از ميگ ٢٥ عراق نشده ( وقت نكردم دوباره متن را چك كنم ، اگر هم نوشته شده عراق اشتباه از فردي بوده كه مصاحبه را پياده نموده ٤- در خصوص لاشه تامكت ، تامكت جناب هرندي داخل خاك ايران سقوط نمود و لاشه اي به دست عراقي ها نيافتاد كه بخواهند در ميدان آن را نصب كنند ( رجوع فرماييد به مستند تامكت و سخنان جناب هرندي و جايي كه ايشان مي فرمايند ديگر مجبور به ترك هواپيما نموده اند ) ضمن اينكه پس از آن حادثه هم كارشناسان نيرو از لاشه بازديد نموده بودند ٥- در خصوص ماجراي ريش گذاشتن احمد مرادي ، شما نمي توانيد با استناد به يك تصوير بگوييد كه ايشان ريش نداشته ، و جناب مازندراني يادشان رفته وممكن است در مقطعي كه تصويري كه جنابعالي قرار داده ايد هنوز ريش نگذاشته بوده و يا قبل از آن ريش داشته و در مقطع زماني آن تصوير ريش خود را زده چيزي كه محرز است و همه مي دانند ايشان نيز مانند خيلي افراد ديگر چه در ارتش و چه در ساير نهادها ، به شدت تظاهر به انقلابي بودن مي كردند و در موارد زيادي اقدام به تك نويسي براي ساير همكاران خود نموده بودند ٦- شلاق يا كتك خيلي فرقي نمي كند ، البته نمي دانم كه جنابعالي چگونه تحقيق نموده و با قاطعيت مي فرماييدد كه ايشان شلاق نخورده و كتك خورده است ، مهم اين است كه به خاطر اين اقدمات حالا شلاق يا كتك براي ايشان در ذهنشان مسله درست شده بوده ٧- اين چند صفحه حاصل سه ساعت و نيم مصاحبه بوده كه در پياده نمودن خيلي از جزئياتي حذف گرديده كه ممكن است با خواندن آن جزييات اين گونه سوالات و ابهامات پيش نيايد موفق باشيد
  3. این آمار اشتباه است ترکیه TC است و نه TR اوکراین هم UR هست و نه UK اما در موضوع ایران Empire of Persia صحیح است که از سال 1325 نظام ثبت و شماره گذاری هواپیماهای غیر نظامی ایران بر پایه کد EP آغاز شد. اولین هواپیمای ثبت شده به شماره EP-AAA نیز هواپیمای دراگون راپید حمل و نقل هوایی پست و تلگراف وقت بوده است. اولین هواپیمای ثبت شده در اولین شرکت هواپیمایی مسافری ایرانی به نام شرکت سهامی هواپیمایی ایران که در سال 1341 با هواپیمایی پارس ادغام شد و هواپیمایی ملی تاسیس شد ، یک فروند هواپیمای C47 نیروی هوایی آمریکا بود که از طریق مصر خریداری و پس از تبدیل به مدل غیر نظامی ( DC3) در اردیبهشت سال 1325 وارد ایران شد و شماره ثبت EP-AAF را به خود گرفت. بعدها با تاسیس سازمان جهانی هواپیمایی کشوری و سازماندهی و تدوین مقررات در اداره کل هواپیمایی کشوری ایران ، اولین حرف از کد 3 حرفی ، اولین حرف نام شرکت بهره بردار است. شرایط ثبت و علایم روی هواپیما در دستورالعمل شماره 4108 ( شرایط ثبت وسایل پرنده ) سازمان هواپیمایی کشوری اعلام شده است.
  4. بسیار عالی و ممنون ، جناب امینی نسب ، ما برای پیدا کردن اسامی این عکس‌های دسته جمعی خیلی وقت گذاشته‌ایم اما به دلیل گذشت زمان کسانی که مزاحمشان شدیم برای پرسیدن اسامی ، بعضا اسامی خلبانان جوانتر آن زمان را به سختی به یاد می آورند ، با حضور شما خدا رو شکر منبع خوبی برای شاختن همه قهرمانان عزیز پیدا نمودیم ، اگر لطف کنید و کل صفحات این تاپیک را مرور فرمایید و اسامی ای که جا افتاده و یا به صورت علامت سوال ذکر شده را بفرمایید بسیار ممنون خواهیم شد
  5. والا با هاوک نمی‌دونم امکان پذیر هست یا خیر و تا به حال هم نشنیده‌ بودم ، اما پدرم می گفتند که در زمان موشک‌باران ، بسیار سعی شده بود که هواپیماهای اف 14 به نحوی موشک‌های اسکاد را رهگیری و بر روی آنها قفل راداری نمایند که به دلیل پروفایل پروازی این موشک‌ها ، این عمل به هیچ وجه امکان پذیر نگردیده بود.
  6. آقای ثمین عزیز مدتی است که پیغامی به شما میخواهم بفرستم ولی نمیشود. kambiz48

  7. خیر آرک انجل جان ، صراحتا عنوان شده که جعبه سیاه سوخو 24 روسی است اگر منظورتان هواپیمای جنگی است باید عرض کنم که خیر هیچ هواپیمای جنگی ایرانی اعم از شکاری یا بمب افکن جعبه سیاه ندارد
  8. دوستان عزیز ، تا جایی که من می دونستم هواپیماهای نظامی حتی ترابری‌هاشون جعبه سیاه نداشتند ، و این اولین بار هست که می شنوم یک هواپیمای نظامی آن هم بمب افکن جعبه سیاه داشته ، کسی از بزرگواران می تونه توضیح بیشتری لطف کنه ؟
  9. اول از اینکه اگر هواپیمایی در خاک خودی سقوط می‌کرد و لاشه هواپیما پیدا می شد ، مطمئنا مقداری از جسد خلبان پیدا می شد که شهادت آن فرد احراز گردد ، حتی اگر به اندازه یک یا چند تکه استخوان ، پس آمار مفقودی ها به دلیل این نیست که فرضا جنازه‌ای از خلبان پیدا نشده . همانطور که جناب معما فرمودند ، عمده خلبانانی که به عنوان مفقود الاثر دسته بندی می‌شدند در خاک عراق سقوط کرده بودند که اینها نیز چند دسته داشت : دسته اول کسانی که زنده مانده بوند اما در لیست صلیب سرخ قرارنداشتند و ارتش ایران نیز از طریق کانال‌های اطلاعاتی خود می‌دانست که زنده‌اند ، اما چون در لیست صلیب سرخ نبودند یا صدا یا تصویری از ایشان در تلویزیون و رادیوی آن زمان عراق پخش نگردیده بود ، در لیست مفقودین ثبت می شدند که تمامی این عزیزان در هنگام مبادله اسرا ( به غیر از شهید لشگری) با پیگیری‌های صورت گرفته آزاد و به میهن باز گشتند. ( کل آزادگان خلبان فکر می کنم 51 یا 52 نفر بود) دسته دوم افرادی بودند که در همان هنگام سقوط در عراق به شهادت رسیده بودند و بقایای پیکر پاکشان در گورهای فردی یا جمعی دفن شده بود ، که تمامی این عزیزان نیز پس از پایان جنگ و آزادی اسرا و بهبود روابط با عراق شهادتشان احراز و به خانواده آنها اعلام گردید و رسما در لیست شهدای گرانقدر جای گرفتند. بقایای پیکر برخی از این شهدا نیز تحویل مقامات و خانواده های ایران گردید . به طور قاطع می توانم بگویم که تنها خلبانی که تا سال 1378 ، شهادت و یا زنده بودن ایشان به طور قطع و به صورت رسمی احراز نگردیده بود و هنوز در لیست مفقودین قرار داشت ، خلبان شهید محمد زارع نعمتی بودند که در روز 27شهریور 59 سقوط کرده بودند که ایشان نیز در نهایت در سال‌های بعد و پیگری های صورت گرفته و بخصوص پس از آزادی شهید لشگری از اسارت ، شهادتشان احراز و در لیست شهدای گرانقدر جنگ تحمیلی جای گرفتند . روح همگی ایشان شاد
  10. البته در عکس اولی که از میگ 29 قرار دادید ، درپوش‌های ورودی هوای میگ 29 اگر دقت فرمایید ، به صورت مشبک و سوارخ سوراخ هستند و فکر می‌کنم همان میزان هوایی که از شبکه‌ها عبور می نماید برای کارکرد موتور در حد تاکسی کردن کافی باشد در خصوص اف 5 ، فکر می‌کنم آن دریچه‌ها خروجی هوا باشند نه ورودی ، در توربین‌های نیروگاهی ما سیستم داریم به نام Blower که وظیفه آن انتقال هوای اضافی به اگزوز می‌باشد به عبارتی کل هوای ورودی به کمپرسور توربین وارد نمی شود ، فکر می‌کنم این دریچه‌ها هم همین نقش را داشته باشند و هوای اضافی را مستقیما بیرون می‌دهند . حالا اگر دوستان اطلاعات بیشتری دارند ، لطفا راهنمایی بفرمایند
  11. در خصوص جناب عبداللهی فر ، مطمئن نیستم که تا چه سالی فرماندهی پایگاه هشتم را بر عهده داشتند ، در خصوص فرماندهان پایگاه هم ترتیب و توالی همه را درست نمی دانم ، اما از فرماندهان پایگاه هشتم در زمان جنگ عبارت بودند از : شهید بابایی ، تیمسار صادق پور ، تیمسار رضا عطایی و تیمسار میر عشق‌الله ، حالا دقیقش رو می‌پرسم و خدمتتون عرض خواهم کرد
  12. با توجه به درجه خلبانان ، به نظر مي رسد كه تصوير مربوط به زمان جنگ باشد
  13. دوست عزيز هيچ وقت هيچ تامكتي به همدان گسترش پيدا نكرد ، در ضمن هيچ يك از عكس ها قابل رويت نمي باشد ، لطفا پست خود را اصلاح فرماييد
  14. در اینجات کپ در حقیقت ، پروازی است که یک هواپیمای شکاری بر روی منطقه درگیری هلی‌کوپترها ، برای حفاظت هلی‌کوپترهای در حال نبرد از گزند هواپیماها و هل‌کوپترهای شکاری دشمن انجام می دهد. به طور کلی پروازهای کپ ، پرواز پوشش هوایی یک منطقه است ، برای مثال کپ بر روی خارک ، کپ بر روی تهران و ...