Welcome to رهروان ارتش

از اینکه انجمن ما را برای مطالعه انتخاب کردید از شما متشکریم. 

برای استفاده از امکانات انجمن و برقراری رابطه دوستانه با دیگر اعضا لطفا در انجمن ثبت نام کنید

با تشکر

M60

کاربر
  • Content count

    549
  • Joined

  • Last visited

Community Reputation

4036 Excellent

1 Follower

About M60

  • Rank
    کاربر با سابقه

Contact Methods

  • جنسیت مرد

Profile Information

  • شهر گلپایگان

Recent Profile Visitors

643 profile views
  1. #تا_ابد_مدیون_رزمندگان_ارتش_هستم ما با کمترین حقوق و بی منت برای دفاع از ایران عزیز جنگیدیم. و امروز فراموش شدیم . ما پارتی نداریم تا در شهرداری و مترو استخدام شویم ما عزیز کرده شهردار تهران هم نیستیم ما خاک پای مردم ایران هستیم تا ابد تقدیم به سربازان شهید لشگر ۷۷ خراسان لشگر ۹۲ تیپ ۳۷ زرهی تیپ ۵۵ هوابرد تیپ 84 خرم آ بادکه در عملیات فتح المبین با سلاح تجهیزات شب عملیات ۳۷ کیلومتر دویدن .دشمن رو منهدم کردن و دنیا را متحیر تقدیم به اون توپچی گروه ۳۳ توپخانه که از بس آتش تهیه ریخت با داغی لوله توپش سیگار روشن کردن سلام به اون خلبان اف چهارده که در اسمان خارگ با یک شلیک سه فروند میگ دشمن رو سرنگون کرد. سلام به اون سربازی که من وقتی جسدش در چنانه فکه تفحص کردم هنوز سر تفنگش سمت عراق بود‌. تقدیم به اون استوار لشگر ۱۶ زرهی که با موشک مالیوتکا ۱۶۰ تانک و نفربر عراقی منهدم کرد. سلام به سرباز گزدان ۴۲۹ مهندس لشگر ۹۲ که در فاصله چهل متری دشمن با لودر خاکریز میزد با موشک یه میگ عراقی تکه تکه شد . سلام به بچه های سوخته در تانک های عملیات هویزه سلام به خدمه های تانک لشگر ۱۶ که در نبرد تانک های هویزه و بستان کولاک کردن و توی مهیب شعله های اتش داخل تانک ها سوختن هیشکی صداشون نشنید. سلام به تیپ ۵۵ هوابرد که از بس شهید داد سه بار بطور کامل نوسازی شد میدونی نوسازی یعنی چه؟ یعنی هیچکی زنده نموند‌. دوباره شکل میگرفت حالا کدامتان اسم یک نفر از اینها را بلدید؟ کی باید از این حماسه ها قلم زد!؟
  2. برخلاف دروغ پردازیهای تخیلی و مضحک امثال سریال کیمیا ارتش ، فرزند مظلوم و بی ادعای میهن بجای دوربین و بلندگو سلاح به دست گرفت و بجای فیلم و تبلیغات مردانه جنگید
  3. احتمالا برای خیلی از هموطنان محترم ، جملاتی از قبیل حرکت ستون های زرهی ارتش به سمت دشمن بعثی و یا حضور گسترده تیپ های پیاده ارتش در فلان عملیات و شاید هم احتمالا برای خیلی از اعضا محترم ، جملاتی از قبیل حرکت ستون های زرهی ارتش به سمت دشمن بعثی و یا حضور گسترده تیپ های پیاده ارتش در فلان عملیات و شاید هم احتمالا برای خیلی از اعضا محترم ، جملاتی از قبیل حرکت ستون های زرهی ارتش به سمت دشمن بعثی و یا حضور گسترده تیپ های پیاده ارتش در فلان عملیات و شاید هم سرنگونی چند فروند جنگنده دشمن به دست غیور مردان ناوچه میلانیان و کهنمویی و دیدن تصاویری از این قبیل و یا تصویری از خط مقدم با حضور ارتشیان همراه با تفنگ ژ۳ کمی عجیب یا شاید هم برای عامه ی مردم غیر قابل باور باشد. روزگار برای ما ارتشیان بد میگذرد... تا کی پایمال شدن حق مان را نظاره گر باشیم؟ هر چه منتظر مانده ایم که شاید مثل همیشه گذر زمان حقایق را مشخص کند ، جز بی توجهی بیشتر ، چیزی عایدمان نشده. روزگار برای ما ارتشیان بد میگذرد... باید سالها پیش میترسیدیم. آن روز که شاهد سلاخی شدن هم لباس هایمان به زیر جوخه های ناعدالتی فوران ابتدای انقلاب بودیم ، باید از پایمال شدن حقمان میترسیدیم. آن زمان باید از پایمال شدن حقمان میترسیدیم که عده ای دلسوز ، شعار انحلال ارتش سر میدادند... مگر نه اینکه پیروزی انقلاب در سایه ی این حقیقت بود که ارتش به مردم پیوست و با مردم نجنگید.... پس گناه ما چه بود؟؟؟؟ چرا باید شهید فلاحی از زیر جوخه ی اعدام نجات پیدا کند ؟؟؟ گناه طراح عملیات بی نظیر مروارید چه بود که به جوخه های اعدام سپرده شد؟؟؟ آن وقت باید از پایمال شدن حقمان میترسیدیم که مقاومت ۳۴ روزه خرمشهر را به فرمانده ی محلی یک نهاد نوپا نسبت دادند... مگر گناه تکاوران ما چه بود؟ به گمانم گناهشان علامت تاتو شده SBS بر روی بازویشان بود!!! آن روز باید میترسیدیم که بعد از فتح خرمشهر ، عده ای کلاشینکف به دست با گمبد نیمه مخروبه مسجد جامع مقدس به خون تکاوران عکس یادگاری میگرفتند ، آری ، خبری از گمنامان ژ۳ به دست نبود. عملیاتی که با حضور حداقل ۸۰ درصدی نیروهای ارتش به پایان رسید... گناه ما این بود که آمده بودیم بجنگیم... گناه ما حفظ مسائل حفاظتی بود ... گناه ما این بود که مثل بقیه ، آرم نهادمان را بر تابلوی ورودی خرمشهر هک نکردیم... خرمشهر ، جمعیت ۴۰ میلیون... به خدا اینگونه نبود ... خرمشهر ، جمعیت ۷۰۰ تکاور ورزیده ی نیروی دریایی خرمشهر ، جمعیت به تعداد گردان دژ جمعیت به تعداد دانشجویان دانشگاه افسری حق ما در رسانه ی ملی کجا رفته است؟؟؟ حق ما از حقیقت کجا رفته است ؟؟؟ گناه افسر جوان ما که به علت حقوق پایینش ، باید به جای لبخندی از عشق به همسر و فرزندانش ، به آن ها لبخند تلخی از نداری بزند چیست؟؟؟ گناه افسران بازنشسته ی ما چیست که باید نیش و کنایه اطرافیان و حتی فرزندانشان را بشنوند ، که پدر ، مگر شما هم در جنگ نقشی داشته اید؟ میدانید هنگامی که به سرنوشت و حال و روزمان مینگریم، به یاد چه حکایتی می افتیم؟؟؟ حکایتی که میگوید هنگامی که مولا علی در محراب ضربت خوردند ، عده ای گفتند مگر علی (ع) هم نماز می خواند؟؟!! روزگار برای ما ارتشیان بد میگذرد... سرنگونی چند فروند جنگنده دشمن به دست غیور مردان ناوچه میلانیان و کهنمویی و دیدن تصاویری از این قبیل و یا تصویری از خط مقدم با حضور ارتشیان همراه با تفنگ ژ۳ کمی عجیب یا شاید هم برای عامه ی مردم غیر قابل باور باشد. روزگار برای ما ارتشیان بد میگذرد... تا کی پایمال شدن حق مان را نظاره گر باشیم؟ هر چه منتظر مانده ایم که شاید مثل همیشه گذر زمان حقایق را مشخص کند ، جز بی توجهی بیشتر ، چیزی عایدمان نشده. روزگار برای ما ارتشیان بد میگذرد... باید سالها پیش میترسیدیم. آن روز که شاهد سلاخی شدن هم لباس هایمان به زیر جوخه های ناعدالتی فوران ابتدای انقلاب بودیم ، باید از پایمال شدن حقمان میترسیدیم. آن زمان باید از پایمال شدن حقمان میترسیدیم که عده ای دلسوز ، شعار انحلال ارتش سر میدادند... مگر نه اینکه پیروزی انقلاب در سایه ی این حقیقت بود که ارتش به مردم پیوست و با مردم نجنگید.... پس گناه ما چه بود؟؟؟؟ چرا باید شهید فلاحی از زیر جوخه ی اعدام نجات پیدا کند ؟؟؟ گناه طراح عملیات بی نظیر مروارید چه بود که به جوخه های اعدام سپرده شد؟؟؟ آن وقت باید از پایمال شدن حقمان میترسیدیم که مقاومت ۳۴ روزه خرمشهر را به فرمانده ی محلی یک نهاد نوپا نسبت دادند... مگر گناه تکاوران ما چه بود؟ به گمانم گناهشان علامت تاتو شده SBS بر روی بازویشان بود!!! آن روز باید میترسیدیم که بعد از فتح خرمشهر ، عده ای کلاشینکف به دست با گمبد نیمه مخروبه مسجد جامع مقدس به خون تکاوران عکس یادگاری میگرفتند ، آری ، خبری از گمنامان ژ۳ به دست نبود. عملیاتی که با حضور حداقل ۸۰ درصدی نیروهای ارتش به پایان رسید... گناه ما این بود که آمده بودیم بجنگیم... گناه ما حفظ مسائل حفاظتی بود ... گناه ما این بود که مثل بقیه ، آرم نهادمان را بر تابلوی ورودی خرمشهر هک نکردیم... خرمشهر ، جمعیت ۴۰ میلیون... به خدا اینگونه نبود ... خرمشهر ، جمعیت ۷۰۰ تکاور ورزیده ی نیروی دریایی خرمشهر ، جمعیت به تعداد گردان دژ جمعیت به تعداد دانشجویان دانشگاه افسری حق ما در رسانه ی ملی کجا رفته است؟؟؟ حق ما از حقیقت کجا رفته است ؟؟؟ گناه افسر جوان ما که به علت حقوق پایینش ، باید به جای لبخندی از عشق به همسر و فرزندانش ، به آن ها لبخند تلخی از نداری بزند چیست؟؟؟ گناه افسران بازنشسته ی ما چیست که باید نیش و کنایه اطرافیان و حتی فرزندانشان را بشنوند ، که پدر ، مگر شما هم در جنگ نقشی داشته اید؟ میدانید هنگامی که به سرنوشت و حال و روزمان مینگریم، به یاد چه حکایتی می افتیم؟؟؟ حکایتی که میگوید هنگامی که مولا علی در محراب ضربت خوردند ، عده ای گفتند مگر علی (ع) هم نماز می خواند؟؟!! روزگار برای ما ارتشیان بد میگذرد... سرنگونی چند فروند جنگنده دشمن به دست غیور مردان ناوچه میلانیان و کهنمویی و دیدن تصاویری از این قبیل و یا تصویری از خط مقدم با حضور ارتشیان همراه با تفنگ ژ۳ کمی عجیب یا شاید هم برای عامه ی مردم غیر قابل باور باشد. روزگار برای ما ارتشیان بد میگذرد... تا کی پایمال شدن حق مان را نظاره گر باشیم؟ هر چه منتظر مانده ایم که شاید مثل همیشه گذر زمان حقایق را مشخص کند ، جز بی توجهی بیشتر ، چیزی عایدمان نشده. روزگار برای ما ارتشیان بد میگذرد... باید سالها پیش میترسیدیم. آن روز که شاهد سلاخی شدن هم لباس هایمان به زیر جوخه های ناعدالتی فوران ابتدای انقلاب بودیم ، باید از پایمال شدن حقمان میترسیدیم. آن زمان باید از پایمال شدن حقمان میترسیدیم که عده ای دلسوز ، شعار انحلال ارتش سر میدادند... مگر نه اینکه پیروزی انقلاب در سایه ی این حقیقت بود که ارتش به مردم پیوست و با مردم نجنگید.... پس گناه ما چه بود؟؟؟؟ چرا باید شهید فلاحی از زیر جوخه ی اعدام نجات پیدا کند ؟؟؟ گناه طراح عملیات بی نظیر مروارید چه بود که به جوخه های اعدام سپرده شد؟؟؟ آن وقت باید از پایمال شدن حقمان میترسیدیم که مقاومت ۳۴ روزه خرمشهر را به فرمانده ی محلی یک نهاد نوپا نسبت دادند... مگر گناه تکاوران ما چه بود؟ به گمانم گناهشان علامت تاتو شده SBS بر روی بازویشان بود!!! آن روز باید میترسیدیم که بعد از فتح خرمشهر ، عده ای کلاشینکف به دست با گمبد نیمه مخروبه مسجد جامع مقدس به خون تکاوران عکس یادگاری میگرفتند ، آری ، خبری از گمنامان ژ۳ به دست نبود. عملیاتی که با حضور حداقل ۸۰ درصدی نیروهای ارتش به پایان رسید... گناه ما این بود که آمده بودیم بجنگیم... گناه ما حفظ مسائل حفاظتی بود ... گناه ما این بود که مثل بقیه ، آرم نهادمان را بر تابلوی ورودی خرمشهر هک نکردیم... خرمشهر ، جمعیت ۴۰ میلیون... به خدا اینگونه نبود ... خرمشهر ، جمعیت ۷۰۰ تکاور ورزیده ی نیروی دریایی خرمشهر ، جمعیت به تعداد گردان دژ جمعیت به تعداد دانشجویان دانشگاه افسری حق ما در رسانه ی ملی کجا رفته است؟؟؟ حق ما از حقیقت کجا رفته است ؟؟؟ گناه افسر جوان ما که به علت حقوق پایینش ، باید به جای لبخندی از عشق به همسر و فرزندانش ، به آن ها لبخند تلخی از نداری بزند چیست؟؟؟ گناه افسران بازنشسته ی ما چیست که باید نیش و کنایه اطرافیان و حتی فرزندانشان را بشنوند ، که پدر ، مگر شما هم در جنگ نقشی داشته اید؟ میدانید هنگامی که به سرنوشت و حال و روزمان مینگریم، به یاد چه حکایتی می افتیم؟؟؟ حکایتی که میگوید هنگامی که مولا علی در محراب ضربت خوردند ، عده ای گفتند مگر علی (ع) هم نماز می خواند؟؟!! روزگار برای ما ارتشیان بد میگذرد... راوی:؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
  4. کودتای مخملی که آهسته موجب نابودسازی سازمان شده است، یکی از شگردهایی هست که خیلی شیک و مجلسی ارتش را به اضمحلال می کشاند، برای نمونه مستقل کردن تیپهای لشگری و جابجایی پادگانها به بهانه نوسازی و خیلی از مسائل دیگر. لطفا به صحبت یکی از پرسنل در باب تغییر و تحول در سازمان توجه فرمایید: حرف شما: باعرض سلام وخسته نباشید خدمت ادمین محترم. لطفا اینو به خاطر خیلی از پرسنل نشر دهید. حرفم در خصوص این سازمان جدیده که نمیدونم باچه کار کارشناسی ابلاغش کردن ،اصلا کارشناسی شده هست ؟!که فکر کنم یکی تونیرو نشسته واینو همینطوری نوشته!!اینجوری خیلی ازپرسنل مازاد میشن وبه خصوص افسران ب والف. همه رو دارن اواره میکنن. همه جا پیشرفت میکنن وماپس رفت چون خیلی از مشاغل حذف وبعضیا باوجود افزایش حجم کاری ،جایگاهشونم اومده پایین.به خصوص مشاغل افسری.متاسفم.....
  5. متاسفانه من بعد انتخابات از طریق یکی از شبکه های اجتماعی فیلم را دیدم. البته چندروز قبل هم یه چیزایی شنیدم ولی جدی نگرفتم فقط متاسفم برای خودم آیا اگر ارتش دیگر ملل بود در برار اینهمه بی احترامی، تفنگ خود را مسلح نمی کردند ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
  6. نیروهای پلیس آلمان. عجب عکس خفنی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! البته من به چشم خواهری نگاه میکنما!یوقت فکر بد نکنید
  7. من فیلم برنامه دورهمی را من در پست "تیمسار بختیاری از ویتنام تا دور همی" آپ کردم. ملاحظه بفرمایید.
  8. سلام

    ایام بکام

     

    لطفآ در پست شرکت و سؤالات خودتان را بپرسید

    اگر اجازه بدهید نفر بعدی روی صندلی داغ شما باشید

    خواهش میکنم جهت نشستن روی صندلی داغ با ناشناس عجیب عزیز تما بگیرید ممنونم

    http://rahrovan-artesh.ir/index.php?/topic/1589-صندلی-داغ/&page=8#comment-43847

     

  9. برای من که بهترین سال‌های عمرم را در ارتش گذرانده‌ام و رفتار مبتنی بر نجابت این مردان الهی را هم در دور‌ان جنگ و هم در دوران بازسازی و در بحران‌ها و حوادث غیر مترقبه دیده‌ام، مایه‌ی تاسف است این همه کم لطفی.. دلم می‌سوزد برای مظلومیت ارتش آن هم توسط دوستان انقلاب... آنقدر در تلویزیون ملی، سربازان را در مقابله با تظاهرات کننده‌های ضد شاه نشان داده‌اند، آنقدر در فیلم‌ها و سریال‌ها از انفعال ارتش در دوران دفاع مقدس گفته‌اند، آنقدر با بودجه‌های ملیاردی بیت المال، فیلم‌های سینمایی ساخته و ناکارآمدی ارتش در دفاع مقدس را به دروغ روایت کرده‌اند، آنقدر راویان آموزش دیده‌ی اردوهای راهیان نور از زبونی ارتش در صحنه‌های نبرد برای مردم گفته‌اند که کم کم خود ارتشی‌ها هم باور کرده‌اند که نکند در جنگ نقشی نداشته‌ایم. روزی یکی از فرماندهان جنگ برای من می‌گفت که پسرش از اردوی راهیان نور که برگشته به او گفته است: پدر! نکند شما به ما دروغ می‌گویید و اصلا در دفاع مقدس حضور نداشتید... به وی گفتم به پسرت بگو آنکس که جنگ را برای تو روایت کرده حتما تک تیراندازی بوده که شعاع میدان جنگ را فقط دایره‌ی دید خودش می‌دیده است؛ در حالی که جنگ توپخانه دارد هواپیما دارد پدافند دارد و اگر اینها نباشد که آن تک تیرانداز نمی‌توانست حتی یک تیر شلیک کند. گفتم به پسرت بگو آن بنده‌ی خدا صدها شهید مثل صیاد شیرازی، ستاری، بابایی، اردستانی، عباس دوران، یاسینی، فکوری، فلاحی، آبشناسان، نیاکی، کشوری، شیرودی و... و صدها قهرمان زنده مثل براتپور قهرمان حمله به اچ3، کهتری ناجی آبادان که صدام برای سرش جایزه تعیین کرده بود، آذرفر که مستقیما از دفتر امام دستور می‌گرفت و... و فرماندهان جنگ و قهرمانانی که امروز در حال خداحافظی از دنیا هستند و کسی نه خاطراتشان را واکاوی و برای تاریخ ضبط کرد و نه برای تجلیل از آنها کاری کرد و... اینها را ندیده است . البته در این میان نقش وادادگی و انفعال بعضی از ارتشی‌ها در این مظلومیت عمدی کم نیست... یک روز به یکی از فرماندهان گفتم شما که بعد از انقلاب در ارتش استخدام شده‌اید، ولی انگار خودتان در میدان ژاله مردم را به گلوله بسته‌اید و انگار خودتان هم باورتان شده که در جنگ نقشی نداشته‌اید که اینگونه سر در لاک کرده‌اید و با آن سابقه‌ی نگاه امام راحل و حمایت تمام قد مقام معظم رهبری از ارتش، به دفاع از حیثیت خود قد راست نمی‌کنید... روز نوشتی از سیدمحمدرضا واحدی
  10. آیا استوار ترابی همان درجه داری نیست که نشان ذوالفقار دریافت کرده بود؟
  11. اگر هردوشون باشه بهتر
  12. مثل آدمی که با افتخار منزل خودش را در یک محله بالاشهر خراب کنه و به اسم نوسازی برود در حلبی آباد خانه درست کند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! جناب پوردستان در این 12 سال که بر کرسی فرماندهی هستند، تز دیگری جز مفت از دست دادن پادگانها ندارند. بهرحال خداقوت.......................
  13. سلام لطفا اگر تصویری از آرم قدیم لشگر 92 زرهی ، هر یک از دوستان در اختیار دارند ارائه بفرمایند. اگر یک طرح گرافیکی باشد بهتر است. با سپاس
  14. یکی از جانبازان شیمیایی تعریف میکرد وقتی از جبهه برا مرخصی برگشتم راننده ی آژانس از من کرایه دوبرابر گرفت چون لباسهام خاکی بود و پول کارواش رو هم ازم گرفت. یک روز هم داخل تاکسی تو اتوبان بخاطر بیماری شیمیاییم حالت تهوع داشتم راننده نگه داشت تا کنار اتوبان استفراغ کنم و وقتی برگشتم راننده با کلی اخم حرکت کرد و گفت ماشینم کثیف نشه ها و بخاطر توقف ک باعث شدی از اون ور دیرتر نوبت و مسافر سوار کنم باید یه کمی یشتر کرایه پرداخت کنی؛ وقتی برای درمان رفتم ایتالیا تو بیمارستان شهر رم بستری بودم فامیلی پرستار مالدینی بود اولش فکر کردم تشابه اسمی هست ولی بعد پرسیدم فهمیدم واقعا خواهر پایولومالدینی فوتبالیست اسطوره ای ایتالیا ست، ازش خواستم که یه عکس یادگاری از برادرش بهم بده و او قول داد که فردا صبح میده ولی صبح که از خواب بیدار شدم دیدم پائولو مالدینی با یه دسته گل دو ساعتی میشه بالا سرم نشسته و بیدارم نکرده بود تا خودم بیدار شم. شب خواهرش بهش گفته زنگ زده بود و گفته بود که یک جانباز ایرانی عکس یادگاری از تو میخواد و اون مسیر ششصد کیلومتری میلان تا رم رو شبانه آمده بود تا یه عکس یادگاری واقعی با یه جانباز کشور بیگانه بندازه و از اون تجلیل کنه...! (انسانیت و گرایش به خوب بودن فطرتا در ذات انسانهاست و محدود به دین و مذهب و ملیت نمی شود.)
  15. سلام من همسر مردی هستم که در ارتش صدو بیست وشش ماه منطقه دارد اگر بگویم بهترین روز های جوانی خود را در خانه و بدونه حتی یک مسافرت به بزرگ کردن دوتا بچه خودم پرداختم و در تنهایی دروغ نگفتم فرزند من به پدر خود در سن سه چهار سالگی میگفت عمو و به دایی میگفت بابا من همسری هستم که روز های حمله کنار رادیو در گوشه خانه بدونه غذا ساعت ها به اخبار گوش میدادم و دعا میکردم من همسری هستم که با سن نزدیک به پنجاه مشکلات اعصاب رو دارم و به اطرافم که نگاه میکنم همکاران نظامی همسرم را میبینم که با هزاران حسرت هرروز یکی برای همیشه رخت سفر گرفته و ارام و بیصدا از کنارمان میرود و اشک در چشمانم حلقه میبندد نمیدانم برای مظلوم زیستنش یا برای رفتنش اما بحث من به قدرت مردانی است که این لحظه هارا برای ما رقم میزنند ما دیر یا زود همه با تمام حسرت ها بار سفر میبندیم و به جایی که باید برویم میرویم مثل پدرانمان اما ایا به این فکر کرده اند که تاریخ ایران چه خواهد نوشت در مورد جان برکفان و ایثارگرانی که جوانی را در بیابان های کشور به جا گذاشتند و دولت مردان در قبال انان چه کردن تاریخ ایران گفته های در سینه های همین بازنشستگان است که سینه به سینه به نسل های اینده منتقل میشود چرا زمانی که من برای ساکت کردن فرزندم از دوری پدرش اسبابازی نداشتم که به دستش بدم باید در پیری هم تکرار شود و همیشه شرمنده اش باشم برای خرج دانشگاه دخترم بارها تلوزیون خانه را که گرانترین وسیله خانه بود را فروختم که رسالت یک مادر را از دست ندهم به من گذشت دفاع از کشور و وطن و میهنم بی ارزش شده یا ارتشیانی که با عشق به لباس زیبا و مقدس نظامی وارد ارتش شدند؟؟ چکیده ای از چند روز زندگی من