Welcome to رهروان ارتش

از اینکه انجمن ما را برای مطالعه انتخاب کردید از شما متشکریم. 

برای استفاده از امکانات انجمن و برقراری رابطه دوستانه با دیگر اعضا لطفا در انجمن ثبت نام کنید

با تشکر

kalantar M16

کاربر
  • Content count

    140
  • Joined

  • Last visited

Everything posted by kalantar M16

  1. جووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووكي بيش نبود .... با ارسال پيامك توسط نهاد محترم رياست جمهوري كه به شهروندان محترم ايران زمين اعلام مي نمود كه جديدا داراي حق و حقوقي شده اند ياد اقدام نهاد رياست جمهوري پيشين درست مدتي مانده به انتخابات دوره دوم رياست جمهوري اش افتادم ايشان ( جاب آقاي دكتر ، مهندس محمود احمدي نژاد دوست و يار غار جناب سرهنگ هوگو فرياس چاوز) كه تجربه نشان داد تبليغي بيش نبود ...خدا كند اين اقدام جناب پرزيدنت روحاني نيز تنها تبليغ نباشد .....راستي جناب روحاني با هزينه1800000000 توماني ارسال پيامك براي شهروندان به نظر شما چه تعداد از شهروندان بي بضاعت رو مي توانستيد كمك حال باشيد ؟آيا عاقلانه تر نبود بجاي صرف هزينه جهت ارسال پيامك براي شهروندان اين خبر را در رسانه هاي جمعي بازتاب مي داديد و پولش را براي درمان بيماران بي بضاعت ، يا تكميل جهيزيه نوعروسان خانواده هاي كم درآمد و .... صرف ميكرديد . جناب آقاي حسن روحاني رياست محترم جمهوري اسلامي به نظر اينجانب اولين و مهمترين حقوق هر شهروند ايراني داشتن حداقلها در زندگيست آيا تمام سعي و تلاش خود را در جهت برآورده كردن اين حقوق مبذول داشته ايد ؟ وعده هاي صد روزه حضرتعالي تا بحال تنها بر روي كاغذ نمود داشته اند برجام چه فرجام داشته باشد و چه نداشته باشد ما چشممان به سفرهايمان است و برجام با آن همه كشمكش و برو بيا برايمان تنها در پر يا خالي بودن سفره ها و جيب هايمان معني دارد نه در لوزان و ژنو و... جناب روحاني بانك مركزي شما نرخ تورم را چند اعلام كرده ؟آيا ميدانيد نرخ تورم را ملت چگونه محاسبه مي كنند؟ فرق محاسبه كارشناسان شما و ملت در چيست ؟ آيا تا بحال حضرتعالي برنج و روغن و لوبيا و عدس و نخود و .... شخصا خريداري كرده ايد؟ نمي دانم از چه بگويم و براي كه بگويم غصه و درد يكي دو تا نيست كه ، از كشته شدن سالانه 24000 هم وطن در تصادفات جاده اي بگويم يا كيفيت بد و مفتضح جاده ها يا خودروهاي توليد داخل توسط دو قول آدم كش سايپا و ويرانخودرو ، از آمار رو به ازدياد معتادين و رسيدن سن اعتياد به زير 15 سال بگويم يا آمار تن فروشان و رسيدن سن فحشا به زير 12 سال از دزديهاي چند صد ميلياردي كه هميشه با عنوان اختلاس از آن ياد مي شود بگويم يا فروش كليه و طحال و قرنيه چشم و بچه و .... آقاي روحاني انتخاب با شماست از چه بگويم كه دلمان خون و چشممان پر از اشك نشود ؟ نه بيخيال از هيچ بگويم بهتر است يا از گل و بلبل و نغمه ساز و آواز همه شاد اند و سرخوش هيچ كسي از فرط فشار زندگي ديگر خودكشي نميكند...آري آري شهر در امن و امان است اي وجدانها آسوده بخوابيد كه شب دراز است و قلندر بيدار .... آخيش راحت شدم داشتم مي تركيدم
  2. خداوند روح همه اين شيرمردان عرصه دفاع از آب و خاك و ناموس وطن را قرين رحمت واسعه خود كند به يقين ما وامدار جانفشانيهاي همه اين عزيزان بوديم و هستيم و خواهيم بود ... هر چند كه در اين روزهاي خاكستري دل همه ايران پرستان و وطن دوستان پر از خون است ولي ياد اين عزيزان هميشه سند افتخار ماست .چو ايران نباشد....تن من مباد
  3. با سلام خدمت همه سروران حاكميت قانون در هر كشوري موجب ترقي و پيشرفت در همه ابعاد خواهد بود من الجمله در كشور ما . از اينكه بعد از سالها كشمكش و جنجال بر سر تدوين حقوق شهروندي بالاخره دولت محترم توانست گام بسيار كوچكي در جهت ايجاد حاكميت قانون و حفظ ارزش و كرامت انسانها فارغ از هر نوع دين و مذهب و انديشه و افكار در اين مملكت به اصطلاح كهن و داعيه دار احقاق حق و عدالت بردارد جاي بسي خوشحالي است. بعضي از دوستان فرموده بودند كه اميدي ندارند به اجراي اين منشور ، مي دادنم باور اينكه تمام مفاد اين منشور به طور كامل اجرا شود و دراين مملكت انسانها فارغ از هر چيزي فقط به صرف انسان بودن داراي ارزش و كرامت انساني باشند سخت است ولي جناب رئيس جمهور فرمودند كه:شما بعنوان افراد اين جامعه وظيفه سيانت و حمايت از اين منشور را داريد . اين مطلب يعني اينكه به تك تك آحاد ملت فرض است كه خواهان اجراي كليه مفاد آن باشند .مگر فراموش نموديم كه : حق گرفتني است نه دادني ...
  4. فیلم

    درود بر جناب سرهنگ عزيز ...كاش بشه براي دوستاني كه امكان دانلود اين فيلم مستند وجود نداره توضيحاتي كتبي هم ارائه كنيد ...ما مستضعفين وسع مون نميرسه كه اينترنت پرسرعت با دامنه بالا بگيريم تا بتونيم اين فيلما رو دانلود كنيم ....ممنون
  5. چه گويم كه ناگفتنم بهتر است!!!!!!!!!!!!!!
  6. با درود به خدمت سرور گرامي جناب سروان ابراهيمي سعيد عزيز جناب ،‌‌ به اندازه يك برگ A4 در مورد اين خاطره حضرتعالي مطلب نوشتم و دوباره خواندم ديدم لحن مطالب ام بيشتر بيان واقعيات جامعه است و به همين دليل تنداست و برنده . با خود انديشيدم كه: نكند زبان سرخ ،سر ، سبز را برباد دهد ؟به همين دليل تمام مطالبم را پاك كردم ....لاكن نياز به گفتن من نيست كه خودتان كوله باري از تجربه ايد و آنچه را كه بايد بدانيد ، مي دانيد. غرض فقط عرض ارادت بود و بس
  7. شعار اصلي ارتش تنبيه براي همه و تشويق براي يك نفر هستش با اين ديدگاه نميشه ارتشي كارا و منسجم داشت .اين شعار سالها پيش بود كه طرز فكر اون زمونا با الان به قول معروف تومني سنار توفير داشت كارآمد بود نه الان...نگرش رده هاي فرماندهي ارتش نسبت به پرسنل زير دست بايد تغيير كنه نميشه بانگرش ابزاري به پرسنل كادر و وظيفه ، ازشون انتظار زيادي داشت . اگه من فرمانده يگان بودم اولين كاري كه ميكردم اين بود كه كمبودها و نقصان يگانم رو به رده بالاتر گزارش ميكردم و با جديت تمام سعي در جبران كمبودها داشتم در صورت عدم همكاري رده بالا حتما با ارسال گزارشي دقيق و منطقي توان رزمي يگان تحت فرماندهي خودم رو با وجود همه كمبودها اعلام مي نمودم و در آخر گزارش به صراحت قيد ميكردم كه از يگان تحت امر من انتظاري بيشتر از اين نبايد داشته باشند و تنها راه جبران مافات اين است كه يا فرمانده يگان مذكور را تغيير دهند يا نسبت به جبران كمبودها اقدامات لازم را انجام دهند تا توان رزمي يگان افزايش يابد .... دست آخر به نظر من وظيفه فرماندهي تنها اين نيست كه هر چي رده بالا دستور داد بايد به هر قيمتي ( حتي به قيمت از بين رفتن جان پرسنل) بايد انجام بشه يك فرمانده لايق همونطور كه در برابر دستورات صادره از رده هاي بالا مسئول هست در برابر جان نفراتش هم مسئول مي باشد ...در آيين نامه انظباطي ارتش هم به صراحت قيد شده كه دستورات نظامي رده هاي بالا بايد منطقي و اصولي باشه به هر خزعبلاتي نميشه اسم دستور نظامي داد و لازم الاجرا دانست ...اگه غير از اينه لطفا قانعم كنيد
  8. بنده به شخصه پيش بيني ميكنم كه قرارداد روسيه و ايران سرانجامي مثل اس 300 ها و نيروگاه اتمي بوشهر داشته باشه چون جناب ترامپ علاقه خاصي به ولاديمير پوتين كا گ ب داره و از طرفي از همين ابتداي كار شمشيرشو برعليه جمهوري اسلامي از رو بسته پوتين هم فكر نكنم در صورت گرم تر شدن رابطه روسيه و آمريكا حرف يا خواهش دوست قدر قدرتي همچون ايالات متحده آمريكا رو زمين بندازه و به قراردادهاش در قبال ايران عمل كنه ...تجربه ثابت كرده روسيه علي الخصوص شخصيت خود پوتين قابل اعتماد نيست ...هيچ يادم نميره وقتي پوتين در زمان احمدي نژاد به ايران آمد و با خبرنگار ايراني كه نمي دونم مال كدوم شبكه بود صحبت ميكرد در جواب خبرنگار ايراني كه ازش خواست كه يه قولي براي مصاحبه بعدي بهش بده گفت : من به هيچ كسي به غير از مادرم تا بحال قول ندادم ....ميگن آدما رو بايد از روي شوخي هاشون شناخت ، كساني كه شخصيتشون روباه صفتي و موزيگريه چنين خصوصياتي دارند پوتين هم نواده استالينه ديگه چه ميشه كرد...................................
  9. تاريخ نشون داده خيانتي كه از طرف دول روس و انگليس به ايران شده تا بحال هيچ كشوري درقبال ايران چنين خيانتهايي رو انجام نداده ...نيروگاه اتمي بوشهر و قرارداد خريد سپر دفاع موشكي اس 300 نمونه هايي از عهد شكني روسيه كثيف است .من نميدونم كه مثلا نخبه هاي سياسي اين مملكت كي ميخوان روسيه رو بشناسن ... در ضمن تا يادم نرفته بايد بپرسم كه : پس شعار نه شرقي نه غربي چي شد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
  10. تجربه نشون داده روسيه هيچ وقت قابل اطمينان نبوده و نميشه روي روسيه بعنوان شريك تجاري حساب باز كرد
  11. گذشته از بي اخلاقي جناب ترامپ من فك ميكنم ملت آمريكا خيلي منطقي تر فكر ميكنند و از ترامپ هم به عنوان يك رئيس جمهور انتظار دارند نه يك قديس ...همه آدما بالاخره يك جايي از زندگيشون مي لنگ و يك جايي خطايي كردند مهم اينه كه در جايي كه مسئوليت داري بهتر عمل كني ...آقاي اوباما با دودوزه بازياشون موفق به دريافت نشان صلح شدند اما اين افتخار به نظرتون به چه قيمتي بدست اومده ؟به قيمت كشته شدن هزاران نفر بيگناه در سوريه ، عراق ، افغانستان وليبي، دقيقا در جايي كه نبايد آمريكا بعنوان يك ابر قدرت جا ميزد ، ايشون جا زد .باتلاقي كه آمريكا در 2003 در عراق وافغانستان در 2011 در ليبي بوجود آورد پيش زمينه قيام سوريه را فراهم ساخت و اين قيام جرقه زايش داعش شد ...آمريكا وقتي از اون سر دنيا اومدو و گند زد به اين سردنيا به نظر من حق نداشت بشينه كنار و تنها ناظر وقايع باشه ولي ديديم كه نشست و ناظر بر اين كشتار بي رحمانه شد و ميدان را براي عرض اندام جنايت كار بالفطره و فرزندخلف پطر كبير و استالين ، ولاديمير پوتين خالي گذاشت .امريكا نبايد عراق رو تخليه ميكرد ، دست كم تا زماني كه جايگزين قدرتمندي به جاي صدام ملعون پيدا بشه ، ديديم كه كرد اون كاري رو كه نبايد ميكرد . و همه اين ساسيتها رو شخص بارك حسين اوباما انجام داد و مفتخر به دريافت جايزه صلح جهاني نوبل شد به قيمت ريخته شدن خون هزاران بيگناه . مردم آمريكا برخلاف مردم ساير كشورها فراموشكار نيستند و همه اعمال رئيس جمهورشان رو از اول تا آخر دوره رياست جمهوري اش موشكافانه رصد ميكنند . انجام اين سياستها باعث روي برگرداندن اقبال عمومي از حزب دموكرات شد و جمهموريخواهان هم در سنا و هم در رياست جمهوري به موفقيت دست پيدا كردند . حالا با اين اوصاف به قول معروف (( با رنگ سياستي كه من ميبينم يك باره دگر پرده عوض خواهد شد )) و احتمال بيشتري داره كه سمت و سوي كلي سياستهاي ايالات متحده آمريكا بعد از ورود ترامپ به كاخ سفيد شديدا تغيير كنه .
  12. با درود خدمت همه سروان معزز چنانچه مستحضريد نتيجه انتخابات ايالات متحده آمريكا به سرانجام رسيد و ميلياردر و به زبون خودمون بساز بفروش معروف جناب آقاي دونالد ترامپ برنده اين ماراتن نفس گير شد.به نظر دوستان بعد از اينكه آقاي ترامپ رسما رئيس جمهور ايالات متحده امريكا شد و به كاخ سفيد رفت از ايشون در مورد روابط بين الملل خصوصا در مورد رابطه با ايران و قضيه برجام چه نوع عكس العملي پيش بيني ميشه.
  13. آدميزاد موجود عجيبه گاهي وقتا از دروازه شهر رد نميشه گاهي وقتا هم از سوراخ سوزن رد ميشه .... بيت المال اونم يه دونه خودنويس و اين همه حساسيت!!!!! .... بيت المال و هزاران هزار ميليارد دزدي يا همون اختلاس و در عوض اينهمه بيخيالي ................... آدم ميمونه كدوم رو باور كنه قسم حضرت عباس يا دم خروسي كه از زير عبا زده بيرون!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
  14. بر عكس دوستان عزيزم بنده فكر ميكنم تاثيرات زيادي داره فقط خدا كنه مردم از ايني كه هست بدبختر نشن ....
  15. امروز من به اين فكر ميكنم كه : چقدر ما ايرانياي داخل نشين بدبختيم كه بايد براي پيش بيني آينده خودمون و خونوادمون لحظه به لحظه انتخابات كشوري رو كه در اون سر دنيا قرار داره رو پيگيري بكنيم ... والا من ديگه خسته شدم بس كه انتخابات خودمون و ديگر كشورهاي همسايه و غير همسايه رو رصد كردم ...لعنت به اين پيشوني نوشت ... آخه اينم جا بود كه من دنيا اومدم .... ياد حرفاي اون خدابيامرز افتادم كه ميگفت ملت ما همه سياستمدارند و از سياست سر درميارن ....بفرما اينم نتيجه اش چشم ....اينقد چشممو به صفحه تلويزن دوختم كه قرمز قرمز شده والا .... آخه همه كه نبايد سياستمدار بشن بجاش همه بايد آدم باشن و زندگي كنن و يه عده كه شغلشونه بشن سياستمدار .....اي واي باز چرت و پرت گفتم برم يه كم بخوابم هر چند كه تو خوابم آرامش ندارم انگار كه استوار نامه آقاي ترامپو من ميخوام امضاء كنم: THIRST :: THIRST :: THIRST :

  16. الان بازم جناب كلافه از روده درازي هاي بنده ناراحت ميشن و ميگن زديم تو خاكي ....ببخشيد جناب كلافه بنده واقعا از حضورتون معذرت ميخوام ....قصور اينجانب رو به بزرگواري خودتونببخشيد .
  17. جناب تلخك عزيز در منطقه نفت شهر ما حق تردد در هه مناطقش رو نداشتيم حوزه تحت پوشش گردان 125از پاسگاه شهيد برزگر تا پاسگاه پل جنوبي بود پايينتر از پل جنوبي هم تحت پوشش گردان 114 پياده مكانيزه ميشد حوزه استحفاظي گروهان سوم از خود شهر نفت شهر كه جز ويرانه اي از اون باقي نمونده بود( تنها اثري كه نيمه ويرانه بود حوض آبنماي وسط شهر بود كه راست و دروغش ميگفتن اسم اين ميدان زمان شاه ميدان فرح بوده و بجاي نفت شهر هم ميگفتن نفت شاه) تا پاسگاه پل جنوبي بود ، روبروي پاسگاه پل جنوبي در اون طرف مرزهم سه پاسگاه عراقي بنامهاي واتر ويل در كنار رودخانه فصلي و وازاريه در يك يا دوكيلومتري رودخانه فصلي قرار داشت و نام پاسگاه سوم عراقي در خاطرم نيست . شهرك نفت خانه عراق دقيقا زير ديد ديدبانهاي پاسگاه پل جنوبي بود ...از نفت شهر در زمان خدمتم چند تا عكس دارم كه با هم خدمتي هاي عزيزم گرفتم ولي دقيقا تپه شتر ميل رو بخاطر ندارم متاسفانه . تپه 197 اگه اشتباه نكنم اسمشو در وسط محل فرماندهي گروهان سوم بود كه از اون بعنوان ديدگاه براي رصد استفاده ميشد كه تقريبا بلندترين تپه اون منطقه بحساب ميومد ...هنگامي كه شبانه از محل استقرار گروهان سوم به طرف پل جنوبي براي گشتي ميرفتيم سرگروهبان واحد گروهان يا فرمانده گروهان براي زير نظر گرفتن ما از اون ديدگاه استفاده ميكرد ......تلخك عزيز منو ياد روزهاي خيلي سخت وشيريني انداختي كه تا لحظه مرگ از خاطرم نميره كاش ميشد بازم برگردم به اون دوران
  18. سرور گرامي تلخك عزيز ...با درود بنده بعنوان درجه دار وظيفه از مورخه 77/2/18 تا مورخه 78/10/16 مشغول بخدمت بودم ...ابتدا در مركز آموزش 02 از مورخه 77/2/18 تا 77/7/28 دوره آموزش مقدماتي و كد 111 را طي و بعد از تقسيم به لشگر16 زرهي سابق منتقل و در قسمت جاگزيني لشگر به تيپ 2 زرهي( سابق) زنجان فرستاده شدم در تيپ هم بنده رو فرستادن به گردان 125 پياده مكانيزه و از اونجا هم قسمتم شد كه برم گروهان ادوات دسته شناسايي رزمي كه بعد دو سه ماهي بعنوان كمك آمارگر گردان منتقل به ركن يكم گردان شدم و جزء گروهان اركان بودم ...كه آخراي خدمتم تقريبا شهريور ماه سال 78 بنا به دلايلي كه ذكرش اينجا چندان جالب نيست و شايد به مذاق دوستان كادر خوش نياد از گروهان اركان به پايگاه پل جنوبي( كه زير نظر گروهان سوم بود) واقع در منطقه نفت شهر تبعيد شدم و تا آخر خدمتم در گروهان سوم گردان 125 پياده مكانيزه بودم. خاطرات بسيار خوشي از دوران تبعيدم در پل جنوبي و گروهان سوم برام مونده كه هميشه به اين تبعيد خود خواسته افتخار مي كنم .جناب تلخك اگه بازم سوالي داشته باشين بنده دربست در خدمتم
  19. داشتن نظم و انظباط در همه امور زندگي و در هر نوع محيطيلازم و ضروري است بخصوص در محيطهايي كه نفرات با ابزارآلات جنگي سروكار دارند درصد نظم و انظباط فردي و گروهي بايد در حد اعلاي درجه باشد چرا كه اگر انگشتي بدليل سهل انگاري كه خود مصداق بارز بي انظباطي است بر روي ماشه اي رود ، گلوله اي شليك خواهد شد و جان فردي از بين خواهد رفت .به جد مي توان گفت كه نظم و انظباط در هر نيروي مسلحي ضامن بقا و موفقيت آن در ميدان جنگ ميباشد . تجربه من در دوران خدمتم روشن كننده اين واقعيت بود كه بحث نظم و انظباط فردي و گروهي در ارتش تقريبا جنبه تشريفاتي داشت و كمتر كسي بود اعم از درجه دار يا افسر كادر يا وظيفه كه طبق آيين نامه مصوب ارتش عمل كند و باز تقريبا بيشتر قواعد و مقررات سليقه اي انجام ميشد .من باب مثال در گرداني كه من خدمت ميكردم مقرراتي ترين گروهان گروهان 2 بود بدليل اينكه فرمانده گروهان آن ستواندومي بودند كه تازه از دانشكده افسري فارغ التحصيل شده بود .شايد براي جناب ابراهيمي سعيد تعجب برانگيز باشد كه افسري كه تازه فارغ التحصيل شده نميتواند بلافاصله فرمانده گروهان شود ، براي من هم جاي سوال بود ولي بعدا فهميدم كه ايشان از خانواده معظم شهدا هستند و برادرش شهيد شده است از اينها گذشته افسر مذكور واقعا افسر مقرراتي بود و به نظر كاردان و لايق مي آمد البته همه اين حدس و گمانها در ميدان نبرد مشخص مي شود نه در پادگان... من با درجه گروهباني در ابتدا در گروهان ادوات دسته شناسايي و بعد از منتقل شدن به ركن يكم گردان در گروهان اركان خدمت ميكردم كه در هر دو گروهان نظم و انظباط از جمله احترام به مافوق ، نظافت شخصي و گروهي ، نگهباني و... در حدنزديك به صفر بود در اين دو گروهان حرف اول را زور و قلدري ميزد هر كس زورش بيشتر بود حرفش بيشتر خريدار داشت عملا سلسله مراتب بي معني بود . در منطقه نفت شهر هم وضع بهتر از داخل پادگان نبود آنجا سربازان آزادي عمل بيشتري داشتند خوابيدن سر پست و نهست و ... امري عادي بود البته بازم هم تكرار ميكنم اجراي همه اين قوانين و قواعد بسته به شخصيت فرماندهان گروهانها فرق داشت ولنگارترين گروهانمان گروهان يك بود كه فرمانده گروهانش جناب سرواني بود كه همه مي گفتند موجي است و چندان رغبتي به اجراي ديسيپرين نظامي ندارد و ارزوي هر سربازي بود كه در گروهان يك خدمت كند . و بالاخره اين عدم وجود نظم و انظباط باعث كشته شدن سربازي در كمين شد( ب دليل شوخي با اسلحه پر). بعد از اين ماجرا هم اوضاع چندان فرقي نداشت . انگيزه در پايين ترين حد بود در بين پرسنل كادر و وظيفه چون واقعا شرايط سخت و طاقت فرسا بود اگر در سر پست نگهباني ترك پست ميكرد ي ميخوابيد پاسبخش يا گروهبان نگهبان جرات گزارش يا بازخواست را نداشت چون اعصاب سربازاني كه نزديك نود روز در منطقه بودند بشدت تحريك پذير بود و هر لحظه امكان درگيري و يا حتي تيراندازي به سمت همديگر مي رفت . اينها تجارب شخصي بنده بودند و استنباط شخصي خودم را بيان كردم زيرا ارتشي كه من در آن خدمت ميكردم با ارتشي كه پدرم در سال چهل و هشت در آن خدمت كرده بود و برايم از نظم و نظام آن تعريف ميكرد زمين تا آسمان فرق داشت
  20. با تشكر از ابراز همدردي جنابعالي عذر تقصير دارم تيمسار مقصر بنده بودم كه بحث رو عوض كردم نه از روي عمد بلكه از حول حليم افتادم تو ديگ ...اميد كه ديگر سروران هم بنده رو عفو بفرمايند.
  21. با تشكر از ابراز همدردي دوستان و سروران معزز بنده تنها ناراحتي ام اينه كه چرا بايد حال و روز ارتش مملكتم بدين شكل باشه ارتشيان دلاوري كه كارشون در 8 سال جنگ به مثابه معجزه بود،چرا بايد از لحاظ امكانات سازماني در رده ارتش كشورهايي مثل سودان و سومالي باشند؟!!!!! برادر كوچكتر من برحسب علاقه شخصي ارتشي هست نه بخاطر اينكه فقط شغل و درآمدي داشته باشه ، و موجب افتخار بنده مي باشد ولي وقتي فيش حقوقي خودشو نشونم ميده حرفي براي گفتن ندارم ... بارها اين جمله رو در نظرات خودم نوشتم و بازم مي نويسم و اگه نياز باشه هزاران بار هم مي نويسم و اعلام ميكنم(( كسي كه شرمنده خانوادش باشه نميشه ازش توقعي داشت )) يك فرد نظامي با داشتن 16 ، 17 سال سابقه و باگذروندن دوره هاي متعدد سخت و طاقت فرسا هر چقدر هم كه علاقه به كار و شغلش داشته باشه بالاخره وقتي بحث تامين نيازهاي اوليه خانواده به ميان مياد كم مياره نمونه بارز اين ايثارها قهرماناني مثل جناب ابراهيمي سعيد و باقي دوستان در رسته هاي مختلف نظامي كه به عينه اين ادعا رو ثابت كردن ، ولي آيا با حلوا حلوا گفتن دهن شيرين ميشه؟؟؟؟؟؟؟؟ ... آقايون همه ما وطنمون رو دوست داريم و بخاطرش جان هم ميديم ولي تا زماني كه مسئله تامين مالي پرسنل كادر و وظيفه نظامي يا انتظامي حل نشه هر طرحي هم فرماندهان ارشد اجرا كنند در نطفه عقيم خواهد ماند . در اينجا بهتره يه خاطره اي رو از يكي از آشنايانمون نقل كنم كه مقايسه اي هم بين امكانات ارتش و نيروي انتظامي صورت پذيرد. يكي از اقوام كه سرگرد نيروي انتظامي مي باشد مي فرمودند كه : بنا به دلايلي بايد كاري رو در تيپ زنجان انجام ميدادم و به همين دليل به دژباني تيپ مراجعه كردم و با معرفي خودم به افسر دژبان و هماهنگي هايي كه از طرف ايشون صورت گرفت براي من كارتي صادر شد و همراه دژباني به ستاد تيپ رفتم . تا اينجاي كار از قانون مداري ارتشي ها خيلي خوشم اومد و دردلم واقعا به اين نظم و ديسيپرينشون احسنت گفتم ولي وقتي وارد مكان مورد نظر شدم و با مقام مورد نظرم آشنا شدم اتاقي كه ايشون داشتن نظرم رو جلب كرد ، اتاقي بسيار محقر و ساده كه در خور مقام و شخصيتي مثل ايشون كه تجربه و دانش زيادي در امر نظام و نظاميگري داشتن نبود ...در ذهنم اين اتاق يا دفتر رو با اتاق يا دفتر رئيس كلانتري فلان كلانتري مقايسه كردم ديدم اصلا قابل مقايسه نيست ...اين آقا با اين درجه نظامي و محاسن سفيد و كوله باري از تجربه در اين دفتر نشسته در حالي كه سرگرد فلاني كه به زور سابقه خدمتش نصف سابقه خدمت اين عزيز ميشه الان در دفتر كارش زير كولر گازي نشسته. در اين اتاق من مبلي نديدم تمامش صندلي بود در حالي كه اتاق همون سرگرد انتظامي مبل چند ميليوني داشت. اين مطالب بيانگر اين امر هست كه ارتشيان ما واقعا ايثارگر و از جان گذشته هستند ...اصلا چرا راه دور بريم ، همين سرويس اياب و ذهاب پرسنل پادگانها رو اگه توجه كرده باشين همه اتوبوسها از دم اسقاطي و از رده خارج هستن كه به لطف تعمير و نگهداري منظم سرپا موندن و دارن پرسنل رو جابجا مي كنن من اينو ميخوام بپرسم كه آيا اين عزيزان نبايد يك وسيله به روز و درخور شان كه داراي كولر و بخاري به درد بخور باشه ، داشته باشن ....خلاصه اين انصاف نيست كسايي رو كه جانشونو كف دستشون گرفتن و هر لحظه براي حفظ كيان اين آب و خاك حاضرن جان بدهند با اين همه بي مهري روبرو باشند ....
  22. با درود فراوان به خدمت دوستان و اساتيد گرانقدر عذر تقصير دارم كه دير در بحث حضرات شركت كردم .به دليل فوت مادر خانم ، بنده يك مدتي هست كه نتونستم به انجمن سر بزنم و از مطالب حضرات استفاده كنم به همين دليل از محضر دوستان و اساتيد پوزش مي طلبم. همه مطالب تقرير شده توسط دوستان را خواندم و ارزشمند بود به همين دليل لايك كردم . اين توضيح براي اين بود كه بگويم سرسري مطالب را نپسنديدم چون دوستان و اساتيد واقعا دردهاي ملموس را به رشته تحرير درآورده اند .در بحث امكانات فردي و گروهي بايد بگم كه تا زماني كه من خدمت ميكردم به جرات ميشه گفت امكانات فردي از لباس و... گرفته تا اسلحه و تجهيزات نظامي فردي متاسفانه ارتش ايران در حدي نيست كه حرفي براي گفتن داشته باشه .من باب مثال عارضم كه در شبهاي زمستان در تيپ 2 زرهي زنجان (قبل از مستقل شدن)اسايشگاه گروهان اركان تا ساعت 12 شب سوخت براي گرم كردن آسايشگاه داشت و از ساعت 12 به بعد در چله زمستان آنهم در شهري مثل زنجان ما تا صبح از سرما دندانهامونو بهم فشار ميداديم ساير گروهانها هم اوضاعشون بهتر از ما نبود . غذاي پرسنل يا اصلا قابل خوردن نبود يا جيره غذايي نفرات كم بود و نفرات سير نميشدن و اين مورد به نفع بوفه تيپ بود . هيچ وقت يادم نميره زماني كه در منطقه نفت شهر بوديم از 15قبضه اسلحه ژ3 اي كه در پايگاه پل جنوبي تحويل نفرات بود حتي يكيشون سه تا تير بدون گير كردن شليك نكرد اينو خودمون تجربه كرديم. يادم نميره كه يه شب بنا به دستور فرمانده گردان 125 پياده مكانيزه تيپ 2 زرهي زنجان قرار بود گروهان سوم كه جلوتر از ساير گروهانها سمت پل جنوبي مستقر بود چند گلوله منور خمپاره شليك كند كه متاسفانه به دليل ضعيف بودن در امر آموزش خدمه خمپاره اندازها نتونستن حتي يه گلوله منور رو شليك كنند كه در ارتفاع استانداردش عمل كنه راست و دروغش مي گفتن كه پلاتين بوردمون شكسته امكان تعيين زاويه مناسب رو نداريم . در منطقه نفت شهر هم با اينكه زمان آتش بس بود و هيچ درگيري نبود ما در طول هفته يه وعده غذاي گرم رو سير نخورديم وزن من از هفتاد كيلو رسيده بود به 49 كيلوگرم. يه دونه و نصفي نان براي يه روز هر نفر اونم در زمان آتش بس نه در زير آتش دشمن ...خنده داره منو چند تن از هم خدمتيهامون به دليل گرسنگي زياد دست به دزدي چند قرص نان و يه بسته بيسكويت ساقه طلايي زديم كه هنوزم هم شرمندگي اين عمل با من هست و بخاطر اين عمل زشت هر وقت يادم مي افته از خودم خجالت ميكشم . اين همه كمبود بيشتر از همه سربازاني را كه از لحاظ اقتصادي بنيه ضعيفي داشتن رو آزار ميداد. يكي از هم خدمتيهاي من در منطقه نفت شهر برام تعريف ميكرد كه به دليل نداشتن كرايه ماشين مجبور شده بود يك روز از مرخصي شو در مهمانخانه اي در كرمانشاه ظرف شويي و توالت شوري كنه تا بتونه خرج راهشو دربياره ...واقعا اسف بار بود اوضاع در آن موقع ، الان رو نميدونم وضع چطوريه......
  23. با درود به خدمت جناب كلافه عزيز جنابعالي با پشتكاري كه داريد باقي اعضاء رو به زور هم كه شده هل ميدين جلو تا تو اين بحث ها شركت كنند و اين امر خيلي مهم و مثمر ثمره . اين بنده اگه لايق باشم پيشنهاد ميدم كه بعد بحث ضعف آموزش در ارتش ، بحث ضعف تجهيزات و امكانات فردي و گروهي در ارتش رو آغاز كنيم البته اگه جنابعالي و ساير سروران مايل باشند .بنده كه با تمام توان مطيع اوامر حضرتعالي و ساير اساتيد و سروران گرامي هستم ((تا چه قبول افتد و چه در نظر آيد )).
  24. با درود فراوان خدمت دوستان عزيزتر از جان.... پست بسيار زيبا و با معنايي است به قول چارلي چاپلين (( اگر دنيا هزار دليل براي گرياندنت به تو نشان داد تو هزار و يك دليل براي خنديدن به اننشان بده)) داشتن روحيه بالا و داشتن انديشه مثبت تنها راهكار مبارزه با مشكلات زندگيست . شايد خيليها فكر كنند كه زندگي به اين روش يعني الكي خوش بودن كه بايد درجواب اين گونه انسانها بگويم كه : هدف خدا از افريدن گل نيلوفر ابي كه در مردابهاي متعفن ميرويد و گل ميدهد اين بود كه به ما انسانها بياموزد كه در مرداب نيز ميتوان همچون گل شكفت ....
  25. درودجناب تلخك عزيز بي زحمت همينطوري با همين روال ادامه بدين خاطراتتون رو ... خواندن خاطراتتون باعث افتخاره بنده است