Welcome to رهروان ارتش

از اینکه انجمن ما را برای مطالعه انتخاب کردید از شما متشکریم. 

برای استفاده از امکانات انجمن و برقراری رابطه دوستانه با دیگر اعضا لطفا در انجمن ثبت نام کنید

با تشکر

Search the Community: Showing results for tags 'نیروی دریایی'.

  • Search By Tags

    Type tags separated by commas.
  • Search By Author

Content Type


Forums

  • پست ها و مطالب ویژه
    • پست های ویژه
    • مقالات ویژه
    • ویژه مهمان
  • تاریخ نگار جنگ
    • تاریخ نگار نیروی زمینی
    • تاریخ نگار هوانیروز
    • تاریخ نگار نیروی هوایی
    • تاریخ نگار نیروی دریایی
  • نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران
    • شهدا و ایثارگران قهرمان نزاجا
    • قهرمانان سرافراز نزاجا
    • عملیات ها و دستاوردهای نزاجا در جنگ
    • متفرقه
    • ایده ها، طرح ها و اتاق فکر
  • هوانیروز ارتش جمهوری اسلامی ایران
    • شهدا و ایثارگران قهرمان هوانیروز
    • قهرمانان سرافراز هوانیروز
    • عملیات ها و دستاوردهای هوانیروز در جنگ
    • متفرقه
    • ایده ها، طرح ها و اتاق فکر
  • نیروی پدافند ارتش جمهوری اسلامی ایران
    • شهدا و ایثارگران قهرمان پداجا
    • قهرمانان سرافراز پداجا
    • دستاوردهای پداجا در جنگ
    • متفرقه
    • ایده ها، طرح ها و اتاق فکر
  • نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران
    • شهدا و ایثارگران قهرمان نهاجا
    • قهرمانان سرافراز نهاجا
    • عملیات ها و دستاوردهای نهاجا در جنگ
    • متفرقه
    • ایده ها، طرح ها و اتاق فکر
  • نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران
    • شهدا و ایثارگران قهرمان نداجا
    • قهرمانان سرافراز نداجا
    • عملیات ها و دستاوردهای نداجا در جنگ
    • متفرقه
    • ایده ها، طرح ها و اتاق فکر
  • پروژه ها
    • پروژه های در دست اقدام
    • پروژ های به سرانجام رسیده
  • جهاد خودکفایی ارتش
    • نوآوریها در جنگ
    • جهاد پس از جنگ
  • مقالات علمی و تحقیقات
    • مقالات داخلی
    • پژوهش و ترجمه
  • فرهنگ و هنر
    • پرسش و پاسخ
    • نقاشی و گرافیک
    • صدا
    • تصویر
    • متفرقه
    • انجمن و ورزش
  • ارتش های بیگانه
    • عملیات های نظامی
    • بررسی توان نظامی کشورها
    • دستاوردهای تکنولوژیکی و تاکتیکی
  • شبیه ساز
    • معرفی شبیه ساز ایرانی
    • شبیه سازهای نظامی
  • English Forum
    • The Iranian Air Force
    • The Iranian Ground Forces
    • The Iranian Navy
    • War stories
    • Miscellaneous

Found 14 results

  1. مستند تهیه شده در سیمای مرکز خوزستان از بعضی عملیاتهای ناگفته تکاوران دریادل SBS نیروی دریایی قهرمان ارتش در طول دفاع مقدس http://www.aparat.com/v/O0GLt
  2. در این پست به بررسی وضعیت نیروی دریایی ارتش و کارهای انجام شده در یک ماه اول جنگ می پردازیم 31 شهریور ماه 1359 تا 30 مهرماه 1359
  3. ایران اجر که به طور رسمی با نام آریا رخش شناخته شده‌است یک کشتی تدارکاتی آبی خاکی تولید ژاپن بود که توسط ایران برای مین‌گذاری دریایی در طول جنگ ایران و عراق به کار برده می‌شد. این کشتی در سال ۱۹۷۸ ساخته شده بود و وزنی معادل ۶۱۴ تن و طولی معادل ۵۴ متر داشت، این کشتی دارای دو موتور دیزل و همچنین رمپ خم‌شونده برای راحتی در امور باربری بود. در جریان جنگ نفت‌کش‌ها ایران اجر در نقطه عطف عملیات فرصت برجسته (Operation Prime Chance) قرار گرفت، که در حقیقت قسمتی از عملیات اراده جدی (Operation Earnest Will) بود، عملیاتی که هدف آن حفاظت از کشتی‌هایی بود که با پرچم ایالات متحده در خلیج فارس تردد می‌کردند. در ۲۱ سپتامبر ۱۹۸۷ میلادی، بالگردهای فرستاده شده از عرشه ناوچه موشک‌انداز جرت (USS Jarrett) با تعقیب آن در شب متوجه شدند که کشتی اقدام به مین‌گذاری می‌کند، فرماندهان آمریکایی در خلیج فارس به خلبانان دستور دادند تا مین‌گذاری را متوقف کنند، هلیکوپترها به سمت کشتی ایرانی آتش گشودند، عده‌ای از ملوانان آن کشته شدند و عده‌ای دیگر نیز به آب پریدند، تعدادی از تکاوران بعداً به روی عرشه کشتی رفتند و وجود مین‌ها را تأیید کردند و همچنین اقدام به بازداشت ایرانیان نجات یافته کردند، همچنین در ۲۶ سپتامبر اقدام به سوراخ کردن و غرق کردن کشتی در آب‌های بین‌المللی کردند. هنگامی که ساموئل بی رابرتز در آوریل همان سال مورد اصابت یک مین دریایی قرار گرفت، غواصان با پیداکردن چندین مین در اطراف محل اصابت رابرتز و تطبیق آن با شماره سریال مین‌هایی که از روی عرشه ایران اجر یافته بودند متوجه شدند که مین‌ها توسط ایرانی‌ها رها شده بود و به‌دنبال این مساله اقدام به حمله تلافی جویانه‌ای به مواضع ایران کردند که به عملیات آخوندک معروف شد. نیاز به تصحیح توسط اساتید دارد ....
  4. با عرض تسلیت خدمت کلیه همراهان گرانقدر و با قلبی آکنده از غم و اندوه به اطلاع میرساند که یکی دیگر از بازماندگان ناوچه جاوید جوشن از میان ما پر کشیده و برای همیشه رفت جانباز سرافراز امرالله رضایی هفته گذشته بر اثر یک سانحه رانندگی ساده در شهرستان رشت دار فانی را وداع گفت و پیکرش روز جمعه 92/11/18 در زادگاه او روستای خشت از توابع استان فارس به خاک سپرده شد کنار ابوالقاسم رضایی برادر بزرگتر از نیروی زمینی که سال 1365 در منطقه زبیدات به شهادت رسیده بودند. مرحوم رضایی هنگام درگیری تیربارچی ناوچه جوشن بودند از دست دادن یک همرزم و دوست صمیمی واقعا سخت و غیر قابل توصیف است. امیدواریم خداوند متعال به خانواده آن مرحوم صبر و شکیبایی عنایت فرمایند. شاید تصویر پایین برای دوستان عزیزم آشنا باشد.
  5. خاطرات

    بر اساس خاطرات ناوسروان جانباز سيداحمد علوي *** ** * پیوستن به ارتش داستان پیوستن من به ارتش، بسیار مفصل و دورودراز است. حالا و پس از سالهای بسیاری که از بازنشستگی ام میگذرد، آن را لطف خدا میدانم که مرا به سمت جذب در ارتش – آنهم در نیروی دریایی – راهنمایی کرد. اساسا برای کسی که هنوز نوجوان است و هیچ آشنایی با ویژگیهای ارتش ندارد، شاید حتی درک تفاوتهای میان نیروها چندان آسان نباشد. وقتی کسی زندگی در آب را برمیگزیند، در واقع، به استقبال دشواریهای بسیار رفته است، اما جالب است که اگر این فرد، مدتی با دریا زندگی کند، دیگر جدا شدن از دریا برایش سخت خواهد بود؛ برای من هم همینطور بود. گاه، دریا آنقدر با تو مهربان میشود که فکر میکنی «سنگ صبور » توست. برای همین هم بود که من پس از دوران بازنشستگی، باز هم زندگی در دریا را برگزیدم و برای مدتی ناخدای یک کشتی تجاری شدم که آن مقطع نیز برایم سرشار از خاطره است، اما ماجرای پیوستنم به نیروی دریایی – به اختصار – از این قرار است: روزی، در مسیر عبورم به یک آگهی برخورد کردم که در آن از داوطلبان استخدام در ارتش، دعوت به عمل آمده بود. آگهی متعلق به نیروی دریایی ارتش بود. این آگهی، نخستین سلسله جنبانی بود که مسیر زندگی ام را به سمت «نظامی »شدن تغییر داد؛ حس غریبی به من میگفت که این همان حرف های است که به دنبالش هستم. میدانستم که ممکن است با دریایی از مشکلات مواجه شوم، اما ناگفته نماند که از درون هم این شغل را دوست میداشتم. ای نگونه بود که دنبال آگهی را گرفتم: ابتدا مدارک مورد درخواست را تهیه و ارائه و آنگاه، آزمون استخدام را هم با موفقیت پشت سر گذاشتم. روز 15 آذرماه سال 1352برای من یک روز فراموش ناشدنی است؛ از آن جهت که آغازین روز استخدام من در نیروی دریایی به شمار میرود. برای طی دوران آموزش، ابتدا به «حسنرود » که روستایی پیرامون شهر انزلی است، رفتیم. من اگرچه نوجوان بودم، سختیهای زندگی تجارب ارزنده ای را به من ارزانی داشته بود: هم وفور نعمت را دیده بودم و هم افول آن را؛ هم فراوانی و آسانی را تجربه کرده بودم و هم سختی و پریشانی را. میدانستم که هیچ یک برای همیشه پاینده نیستند. این بود که – در مقایسه با دیگر همدور ه ایها – سازگاری بیشتری با دشواری داشتم که در مرحله آموزش دوباره به من رخ نموده بود. تلاش کردم که این بخش از زندگی را نیز با سازگاری سختیهایی که داشت، پشت سر بگذارم؛ همینطور هم شد. جذب در گروه تکاوران نیروی دریایی جثه تنومندی که داشتم، اولین بار مورد توجه گروهی قرار گرفت که در همان دوران آموزشی، آمده بودند تا تعداد انگشت شماری از دانش آموزان را برای یکان «تکاور » انتخاب کنند. به آنان «کلاه سبز »میگفتند. جلوه و وقار مخصوصی داشتند که بسیار برازند ه شان میکرد. بعدها درباره وظایف این یکان در نیروی دریایی بیشتر سخن خواهم گفت؛ یکانی محدود با وظایفی بسیار متفاوت در نیروی دریایی. گزینش و عبور از آزمایشهای سخت یکان تکاور، آسان نبود. طی چندین آزمون علمی و عملی، در وهله نخست، مخابره کننده این پیام بود که «گر مرد رهی، میان خون باید رفت ». همین بس که از میان گروهی که برای ورود به یکان تکاور نامزد شده بودند، تنها تعداد انگشت شماری پذیرفته شدند. من، یکی از آنان بودم. پذیرفته شدن در این یکان، به منزله یک تغییر دیگر در زندگی من بود. از آن پس، به شهر «منجیل » رفتیم؛ زیر عنوان «دسته یکم تکاوران نیروی دریایی » که باید آموزشهای ویژ ه ای را طی میکرد. آموزشها – انصافاً – ملال آور و مشق تبار بود. 36 هفته در این شرایط زندگی کردن، تنها در صورتی قابل درک است که خود از اساس تجربه شود. هنوز تا فرا رسیدن پیروزی انقلاب، فاصله ای چند ساله باقی بود. مربیان ما بیشتر مستشاران و افسران انگلیسی و یا آمریکایی بودند که در ارتش آن روزگار، به وفور دیده میشدند. هیچ یادم نمیرود که در جریان آموزش، هرگونه تأخیری را نه با دقیقه که با «ثانیه » محاسبه م یکردند. مثلاً به جای گفتن «دو دقیقه ،» صد و بیست ثانیه میگفتند که ناظر بر اهمیت زمان برای ایشان بود. آنان به آسانی فرد را از ادامه دوره باز میداشتند که سببش، میتوانست کوچکترین قصور باشد. شاید بهترین حسن تعلیم این مستشاران، فراگیری زبان بود که آ نهم امری ناگزیر و طبیعی بود. هرچه آموزشها به پایان خود نزدیکتر میشد، ورزیده و ورزیده تر میشدیم؛ طوری که خودمان هم تغییر را کاملاً احساس کرده بودیم. تکاوران دریایی دسته یکم، رفته رفته این زمان – و طبیعتاً آموز شهایش را – پشت سر گذاشتند و سرانجام ما هم مفتخر به دریافت و اطلاق عنوان «کلاه سبز » شدیم. حالا که به آن دوران می اندیشم، از تلخی های دوران آموزش، برایم شیرینی خاطرات باقی مانده است؛ خاطراتی که با آنها زندگی میکنم. من، بعدا یک دوره دیگر عملیاتی را در بندر بوشهر آغاز و به پایان بردم و از آن پس، دوره چتربازی را هم در شیراز سپری کردم. سال 1354 ، باید نشان میدادیم که محصول این همه آموز شها در وجود ما به بار نشسته است. به همین خاطر در چندین رزمایش – که در آن از گلوله های جنگی استفاده میشد – باید از خود دفاع میکردیم و موفق میشدیم جانمان را به کرانه سلامت برسانیم. این دوره یک سال به طول انجامید. در این سال، بر سرِ هم و با طی موفقیت آمیز این دوره ها، نشان «درجه سه » عملیات ویژه را دریافت کردم که موفقیت بسیار چشمگیری بود. من، بعدا دوره دیگر این عملیات را هم طی کردم و نشان «درجه دو » را هم گرفتم. مدتي بعد، مفتخر به دريافت «درجه يك » شدم و اين گواهينامه اي بود كه تأييد ميكرد كه دارنده اش به نقطه قابل توجهي در زمينه آموزشهاي دريايي دست يافته است. ما بعدا – و در ايام جنگ – تعداد ديگري از كاركنان نيرو را تحت دو دوره از آموز شهاي فشرده قرار داديم كه كمبود نيروي انساني را در اين حوزه جبران كرده باشيم كه در نوع خود جالب و قابل توجه بود. ویژگی و تفاوت خدمت در یکان تکاور نیروی دریایی آن است که هیچگاه فرد نمیتواند از شرایط و شاخصهای رزم فاصله بگیرد که این امر، مستلزم تمرینهاي سخت و مداوم است. یک نظامی که در یک یکان تکاور دریایی خدمت میکند، به راحتی و به تنهایی میتواند 30 مایل دریایی پارو بزند و خسته نشود. ما در برنامه کاری خود این تمرینها را به طور مداوم انجام میدادیم. بعدها و در دوران جنگ – که از آن بسیار سخن خواهم گفت - ثمرات ارزنده تربیت چنین یکانی بیشتر به چشم آمد. 23
  6. دزدان دریایی در آب‌های آزاد وقتی پرچم ایران را روی کشتی‌ای می‌بینند وحشت به جانشان می‌افتد. تکاوران کلاه‌سبز روی عرشه کشتی‌های نظامی و حتی کشتی‌های باری و ماهیگیری در آماده‌باش هستند. شاید بارها شنیده باشید که دزدان دریایی به کشتی‌های تجاری یا نفتکش‌ها حمله کرده‌اند و آن‌ها را به تصرف خود درآورده‌اند ولی در مدت زمان بسیار کوتاهی تکاوران نیروی دریایی ارتش موفق به باز پس‌گیری شناورها شده‌اند. جزئیات آزادسازی این شناورها از زبان تکاوران بسیار جالب بوده و جزئیات آن شاید باورنکردنی باشد. آنان برای رهایی کشتی‌های دزدیده شده از سوی دزدان دریایی ساعت‌ها و حتی روزها مبارزه و سرانجام به پیروزی شیرینی دست پیدا می‌‌کنند.ناخدا سوم- سرگرد- «سیدمحمد حسینی مقدم» فرمانده مرکز آموزش جنگ‌های آبی و خاکی در مرکز آموزش تفنگداران دریایی منجیل که در چندین عملیات برای رهاسازی شناورهای دزدیده شده شرکت داشته گفت‌وگویی خواندنی با خبرنگار شوک داشته است. چند سال می‌شود در نیروی دریایی خدمت می‌کنید؟ من ۱۵ سال پیش به استخدام نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران درآمدم و از سال ۸۶ نیز به عنوان تکاور دریایی مشغول به خدمت هستم. تاکنون چندبار به مأموریت‌های فرامرزی اعزام شده‌اید؟ چهار بار با ناوهای جنگی و اسکورت کشتی‌های تجاری و نفتی به مأموریت در اقیانوس هند، خلیج عدن و دریای سرخ اعزام شده‌ام. چند بار با دزدان دریایی روبه‌رو شده‌اید؟ در دو مرحله با دزدان دریایی روبه‌رو شده‌ام؛ یک‌بار در تابستان سال ۹۱ و در ابتدای خلیج عدن بود و یک‌بار نیز در شمال اقیانوس هند و زمانی که دزدان دریایی قصد حمله به کشتی ماهیگیری را داشتند. از جزئیات این عملیات‌ها می‌گویید. در نخستین رویارویی با دزدان دریایی من و سایر تکاوران تحت عنوان اسکورت در یک نفتکش حضور داشتیم، هوا رو به روشن شدن بود که متوجه حضور ۱۱ قایق و یک لنج ماهیگیری در مسیر حرکتمان شدم. این صحنه برایم غیرعادی بود و احتمال دادم آنان دزدان دریایی هستند که در پوشش ماهیگیران محلی قصد حمله و تصرف کشتی را دارند. از همکارانم خواستم سریع پشت تیربار و تجهیزات دفاعی حاضر شوند و آرایش ویژه به خود بگیرند. شرایط حساس و بحرانی بود زیرا شلیک به سوی نفتکش احتمال انفجار را در پی دارد. بنابراین حواسمان به همه تحرکات بود و با نزدیک شدن آنان و نخستین شلیک از سوی دزدان دریایی، پاسخ آنان با آتش سنگین داده شد و بلافاصله از ترس پا به فرار گذاشتند و ما نفتکش را بدون هیچ‌گونه خسارت جانی و مالی به مقصد اسکورت کردیم و در دومین درگیری بنابر درخواست یک کشتی مجهز ماهیگیری کشورمان که می‌خواست به صید ماهی تن در منطقه‌ای که امنیت بسیار پایینی دارد برود، تیمی از تکاوران به فرماندهی من در آن کشتی حاضر شدیم. هنوز چند روزی از فعالیت این کشتی نگذشته بود که دو قایق و یک لنج ماهیگیری به ما حمله کردند و با شلیک به سوی کشتی قصد تصرف آن را داشتند. آن‌ها اطلاع نداشتند که نیروهای تکاور و آماده داخل کشتی هستند. به هر ترتیب با شجاعت تیم تکاوری موفق به فراری دادن دزدان دریایی شدیم و این کشتی نیز به سلامت پس از صید به کشورمان بازگشت. دزدان دریایی معمولاً با چه شگردی وارد عمل می‌شوند؟ ابتدا باید به نکته مهمی اشاره کنم، دزدان دریایی که بیشتر جزو کشورهای یمن و سومالی هستند به فعالیت‌های نظامی آشنا هستند و قبلاً نظامی بوده‌اند و با توجه به بی‌ثباتی اوضاع داخلی کشورشان و نبود حکومت مستقل به دزدی دریایی روی آورده‌اند و با سرقت قایق‌های‌ کوچک و با سرقت لنج و کشتی‌های بزرگ‌تر دست به سرقت‌های سازمان‌یافته‌ای در آب‌های آزاد می‌زنند. دزدان دریایی در اجرای نقشه‌هایشان در پوشش ماهیگیران محلی در مسیر کشتی‌های مورد نظرشان قرار می‌گیرند و طوری وانمود می‌کنند که در حال ماهیگیری هستند ولی وقتی کاملاً نزدیک می‌شوند با استفاده از سلاح‌هایی که در اختیار دارند به سوی کشتی شلیک می‌کنند تا وحشت را به جان خدمه کشتی بیندازند و اگر عکس‌العملی ندیدند با استفاده از چنگک‌ها و نردبان‌های مخصوص در سریع‌ترین زمان وارد عرشه می‌شوند و آن را به تصرف خود در‌ می‌آورند و کشتی را به سوی سواحل خود می‌برند، ولی اگر پاسخ سختی از کشتی دریافت کنند بی‌درنگ آنجا را ترک می‌کنند. دزدان دریایی بیشتر در چه زمانی دست به سرقت می‌زنند؟ این تبهکاران بیشتر هنگام غروب یا هنگام روشن شدن هوا یعنی زمانی که خدمه‌های کشتی خسته‌اند یا هنوز از خواب بیدار نشده‌اند نقشه خود را به اجرا می‌گذارند و با توجه به چابکی و توان جسمانی خوبی که دارند در کوتاه‌ترین زمان کشتی را به تصرف خود در می‌آورند. بهترین خاطره‌تان در دوران تکاوری چیست؟ بهترین خاطراتم مربوط به زمانی است که همکارانم برای رهایی یا دفاع از یک شناور وارد عمل شدند و آن را از دست دزدان دریایی نجات دادند. این لحظات برایم بسیار غرورآفرین و لذتبخش است. تکاوری را چقدر دوست دارید؟ خیلی، بیش از چیزی که فکر می‌کنید! من در ابتدا در نیرویی دریایی ارتش به عنوان یک تفنگدار مشغول به خدمت بودم ولی با توجه به علاقه بسیاری که به تکاوری داشتم و با وجود اطلاع از این‌‌که گذراندن این دوره بسیار سخت و طاقت‌فرسا است ولی آن را به جان خریدم و این دوره را با موفقیت گذراندم و یک تکاور کلاه‌سبز شدم. چه فرقی بین کلاه‌سبزها و کلاه آبی‌ها وجود دارد؟ کسانی که در آموزشگاه منجیل تحت آموزش قرار می‌گیرند موفق به دریافت کلاه آبی می‌شوند ولی کسانی که می‌خواهند تکاور شوند و کلاه سبز دریافت کنند، باید چندین دوره سخت شبانه‌روزی را بگذرانند. این دوره‌ها شامل راپل، غواصی، دفاع شخصی و… است که موفقیت در آن‌ها بسیار مشکل است. باید اشاره کنم که تکاوری یک تخصص در تفنگداری دریایی است. یک تکاور برای مقابله با دزدان دریایی چه آموزش‌هایی می‌بیند؟ آموزش‌های ویژه‌ای وجود دارد، بخشی از آموزش تکاوران رویارویی با دزدان دریایی و تصرف شناور دزدیده شده است و این تمرین‌ها در مرکز آموزش و با شبیه‌سازی ماکت‌های شناورهای بزرگ صورت می‌گیرد و تکاوران باید نحوه تصرف آن را با بالارفتن از طناب و استفاده از تجهیزات خاص فرا بگیرند. آنان آموزش‌های دیگری را نیز می‌بینند که در قالب آموزش‌های عملیاتی، روحی و روانی است. یک تکاور تا چه مدتی می‌تواند فعالیت داشته باشد؟ هر سال از تکاوران تست‌های شنا، آمادگی جسمانی، تیراندازی و… گرفته می‌شود و اگر تکاوری حد نصاب معین را به دست نیاورد از چرخه فعالیت تیم‌های تکاوری خارج می‌شود، بنابراین رقابت برای باقی ماندن در این تخصص همیشه بین کلاه‌سبزها وجود دارد. تکاوری چه سختی‌هایی دارد؟ سختی‌های خاص خود را دارد، دوری از خانواده، احتمال بروز هرگونه حادثه‌ای برای خودمان یا کشتی‌ها گوشه‌ای از سختی‌هایی است که ما با جان و دل آن را پذیرفته‌ایم و خانواده‌هایمان نیز به دوری عادت کرد‌ه‌اند و می‌توان گفت آن‌ها نیز ما را به طور غیرمستقیم در اجرای عملیات‌ها همراهی کرده و با حمایت‌هایشان روحیه‌مان را تقویت می‌کنند. منبع
  7. عملیات تکسا 2 این عملیات مشترک سپاه و ارتش در تاریخ 20/4/1365 بر علیه تاسیسات راداری شنود و موشکی که بر روی سکو البکر و العمیه بود انجام شد البته لازم بذکر است که تجهیزات راداری و شنود و غیره بر روی اسکله البکر مستقر بود و العمیه خالی از این تجهیزات بود قرار شد یگان عملیات ویژه (در ان سال فرمانده یگان عملیات ویژه جناب ناخدا علی اکبر سحرخیزی بودند و رحمان الفتی فرمانده عملیات گردان تکاور بود ولی همیشه در عملیات ها یگان را همراهی می کرد) به اسکله البکر هجوم برد و سپاه پاسداران هم بر علیه اسکله العمیه اقدام کند و طبق طرح عملیاتی نباید نیرویی بر روی سکو ها پیاده می شد بلکه نیرو ها باید باشلیک انواع گلوله توپ و تیربار و کاتیوشا تجهیزات روی سکو ها را نابود می کردند سپاه با سه تیپ یکی از بندر عباس و دیگری از بوشهر و اخری هم از خوزستان در عملیات شرکت کرد سپاه هرچه قایق و لنج و شناور داشت را محیا کرد و هر سه تیپ بعد از اینکه به هم ملحق شدند به سمت سکوی العمیه حرکت کردند نیروی دریایی هم فقط با شش قایق FAC و تعدادی از تکاوران یگان عملیات ویژه از سر بندر یکی از مقر های عملیات ویژه به سمت سکو البکر حرکت کرد رحمان الفتی می گفت من به نیروهای سپاه تاکید کردم به هیچ وجه به داخل سکوی العمیه نروید شش قایق FAC ما مجهز به توپ های 106 و 107 دوشکا و موشک سام 7 و تعدادی چف بود هنگامی که تجهیزات را به بچه ها دادیم تعجب کردند و گفتند چف برای چی مگه می خواهیم کاروان اسکورت کنیم گفتم نه ولی شاید نیاز شود فرمانده نیروی دریایی ارتش جناب ملکزادگان به همراه تعدادی از فرماندهان قرارگاه نوح و دیگر فرماندهان سپاه در بندر امام در اتاقی که صدای رادیو برادران سپاه و تکاوران دریایی از طریق بلندگو پخش می شد در حال شنیدن مکالمات رادیویی عملیات بودند عملیات شروع شد و شور حسینی برادران سپاه را در بر گرفت و بجای اینکه سکو العمیه را گلوله باران کنند شروع به پیاده شدن در روی سکو کردند بیش از 500 سپاهی بر روی سکو پیاده شد( تعداد نیروهای سپاه در عملیات حدود 1200 نفر بود ) تعداد دیگری هم در شناورها به صورت متمرکز در کنار یکدیگر قرار گرفتند در صورتی که به انها گفته شده بود وارد سکو نشوید و در طی عملیات از تجمع شناورهایتان در یک ناحیه خودداری کنید انها تا ان زمان دقت هلیکوپتر های عراقی را در تیر اندازی ندیده بودند که توانایی زدن یک بشکه را بر روی اب داشتند خلاصه عملیات شروع شد و فرماندهان در حال شنیدن مکالمات رادیویی. برادران سپاه در رادیو می گفتند یا زهرا یا حسین یا... مکالمات تکاوران عملیات ویژه: خواهر مادر فلان چه گ... می خوری بزن دیگه تکاوران در حال گلوله باران تجهیزات مستقر برروی اسکله البکر بودند رحمان الفتی می گفت من مشغول هدایت بچه ها بودم که با گوش کردن به مکالمات سپاه متوجه شدم سپاهی ها وارد العمیه شده اند و هر چه از دهنم در امد به انها گفتم تاکید کردم فورا اسکله را تخلیه کنید و انها هم توجه نکردند حدود 3 دقیقه بعد از این مکالمه ما همچنان در گیر گلوله باران البکر بودیم که عراق شروع به موشک باران اسکله العمیه کرد با موشک های چینی از خاک عراق اسکله را هدف قرار می داد و هلیکوپتر ها هم با موشک اگزوست می زدند پشت به پشت موشک بود که به العمیه و شناور های سپاه برخورد می کرد فورا به بچه های عملیات ویژه که در 6 قایق مستقر بودند دستور دادم دنبال من بیایند و چف ها را اماده کنند چند دقیقه ای طول کشید که ما از اسکله البکر حرکت کردیم و بین ساحل عراق و اسکله العمیه قرار گرفتیم و ارایش خاصی را که برای شلیک چف بود گرفتیم چف ها را با یک شیب حدود 30 الی 25 درجه نسبت به سطح اب به صورت متوالی شلیک می کردیم که وقتی موشک وارد چف می شد مستقینا به سمت سطح اب هدایت می شد و باعث برخورد موشک با سطح اب می شد تعداد چف های ما محدود بود و عراق هم پی در پی موشک شلیک می کرد ما یا چف شلیک می کردیم یا از طریق رادیو به سپاهی ها زودتر از سکو خارج شوید و شناورهایتان را از هم دور کنید تا پیش از رسیدن قایق های عملیات ویژه به منطقه ای که مناسب شلیک چف بود 9 موشک عراقی به سکو العمیه و شناورهای سپاه برخورد کردبعد از شلیک چف ها موشک ها منحرف شده به اب می خوردند و سپاهی ها خودشان را جمع و جور کردند و تعدادی شناور که باقی مانده بود را سوار شدند و سکو را ترک کردند و تکاوران هم باز گشتند تکاوران به علت سرعت بالای قایق هایشان زودتر از سپاه به بندر امام رسدند پس از بازگشت با فرمانده نیروی دریایی جناب ملکزادگان روبرو شدند ایشان خیلی از شنیدن مکالمات رادیویی ناراحت بودند و از تکاوران پرسیدند چه تعداد شهید داده اید و گفتند خوشبختانه هیچی فقط گلوله ای که کمانه کرده بود به چشم یکی از تکاوران بر خورد کرده و زخمی شده است چهره فرمانده نیروی دریایی بیشتر در هم فرو رفت و گفت این چه عملیاتی بود که یک شهید هم ندادید من چه توضیحی به ستاد بدهم در این میان فرماندهان سپاه هم گفتند که تکاوران عملیات را نیمه کاره ترک کردند و... که سر و کله تعدادی از قایق های سپاه پیدا شد و وقتی به اسکله رسیدند توضیح دادند که چگونه تکاوران به دادشان رسیدند با این وجود در عملیات تکسا2 حدود 800 نفر نیروی سپاه شهید شد و فقط یک سوم نیروی سپاهی شرکت کننده در عملیات موفق به بازگشت شدند
  8. از سال 1880 به بعد اختلاف نظر میان ایران و انگلستان بر سر سیادت چهار جزیره ایرانی تنب بزرگ و کوچک ، ابوموسی و سیری که همگی در تنگه هرمز و در نیمه راه سواحل ایرانی و عربی قرار دارند، بروز کرد. تا آنزمان این جزایر عموما متعلق به ایران بودند و در رابطه با آنها اختلافی وجود نداشت. با این حال در سالهای بعد چون اهمین سوق الجیشی این جزایر بر بریتانیا مشخص شد ، دولت انگلیس منکر حقوق ایران نسبت به جزایر ایرانی گردید و با گسیل نیروهای خود اقدام به اشغال جزایر می کند. دولت ایران نسبت به اشغال جزایر تنب بزرگ و کوچک و ابوموسی توسط انگلستان اعتراض کرد و دولتهای بعدی ایران نیز بطور مداوم به این اشغال اعتراض کردند. انگلیس ها بعد از آنکه در سال 1921 اقدام به تجزیه راس الخیمه از شارجه کردند، تنب ها را به راس الخیمه و ابوموسی را جزو شارجه (که امروز بخشی از امارات است) که تحت حمایت آنها بود واگذار کرد. اما دولت ایران همواره اختلاف خود را بر سر این جزایر با انگلستان میدانست و یکبار نیز در زمان رضا شاه که قوای مسلح ایران به آن جزایر رفتند ، اما در آن موقع دولت انگلیس اطمینان داد که این مشکل را حل می کند و قبل از پایان یافتن کامل آن ، مانع بر افراشته شدن پرچم یکی از طرفین در جزیره خواهد شد. موقعیت جغرافیایی و استراتژیک منطقه اهمیت خلیج فارس از نقطه نظر جغرافیایی به دلیل ارتباط آن با اقیانوس هند از طریق تنگه هرمز است که این سه جزیره در آن واقع شده اند. این جزایر در جنوبی ترین نقطه خلیج فارس در تنگه هرمز قرار دارند. تنب بزرگ با نزدیک ترین ساحل ایران در جزیره قشم حدود 15 مایل فاصله دارد در حالی که فاصله این جزیره با راس الخیمه در حدود 43 مایل می باشد. تنب کوچک در فاصله 7.5 مایلی غرب تنب بزرگ قرار دارد و فاصله آن تا نزدیکترین ساحل ایران در بندر لنگه 23 مایل است. تنب کوچک تقریبا فاقد سکنه بود. سکنه تنب بزرگ در زمان بازپسگیری حدود 300 نفر بوده و جمعیت ابوموسی از 700 نفر تجاوز نمی کرده است. ابوموسی که بزرگتر از تنب ها و شاید دو برابر تنب بزرگ باشد از ایران 60 مایل فاصله دارد و علاوه بر داشتن ذخایر نفتی دارای خاک سرخ است که امتیاز آن را یک شرکت انگلیسی دارا بود. امروز که شصت درصد انرژی جهان باید از تنگه هرمز عبور کند اهمیت این جزایر بیش از پیش معلوم می شود و کافیست یه دولت نا اهل بر این جزایر دست پیدا کند و راه صدرو نفت خلیج فارس را بندد. بنابراین سه جزیره مذکور بیش از هر چیز از اهمیت نظامی و استراتژیک بالایی برخوردار هستند. زمینه آزادسازی جزایر و اتفاقات قبل از آن همانطور که گفته شد دولت ایران در زمان رضاشاه یک بار با فرستان نیروهای مسلح قصد آزادسازی جزایر را داشت که در آنموقع دولت انگلستان قول داد که این مشکل را حل خواهد کرد و با بروز جنگ جهانی دوم اقدام ایران بی نتیجه ماند. در سال 1347 دولت انگلستان اعلام کرد که تا سال 1350 کلیه نیروهای خود را از منطقه خلیج فارس بیرون خواهد برد. از این زمان مذاکرات بین دولت ایران و انگلستان در مورد جزایر بصورت جدی آغاز شد و به مدت سه سال ادامه داشت. درگیری های تبلیغاتی بین دولتهای ایران و انگلستان قبل از عملیات آزاد سازی جزایر در رسانه های همگانی از ماههای قبل از آن وجود داشت. در این مدت دولت ایران شروع به فشار بر دولت انگلستان کرد و شاه اعلام کرد برای اعاده حاکمیت ایران بر جزایر سه گانه در صورت لزوم به زور متوسل خواهد شد. جهت قوت بخشیدن به این تهدید، به نیروهای ارتش دستور داده شد که به هواپیماهای انگلیسی که بر فراز ناوگان نیروی دریایی ایران مخصوصا جزایر سه گانه پرواز کردند آتش گشوده شود. در تاریخ 19/2/1350 به دنبال پرواز هواپیماهای انگلیس و انجام عملیات تهدیدآمیز آنها بر فراز ناوهای نیروی دریایی ارتش ایران دولت ایران به انگلستان اخطار نمود که در صورت ادامه تحریکات هوایی در خلیج فارس ، ناوهای جنگی ایران به سوی هواپیماهیا نگلیس شلیک خواهند نمود. انگلستان در مقابل اعلام کرد که این هواپیماها مسلح نبوده اند اما توضیح نداد هدف از این عملیات ها چه بوده اند. شرح عملیات در ساعت 6:15 صبح روز 9 آذر 1350 (30 نوامبر 1970) یک روز قبل از ترک نیروهای انگلیسی از خلیج فارس، یگانهای نیروی دریایی ارتش در سواحل جزایر سه گانه پیاده شدند و با بازگرداندن آنها به آغوش میهن ، به دوران استعماری هشتاد ساله انگلستان بر جزایر ایرانی پایان دادند. اولین پرچم ایران بعد از گذشت کمتر از 35 دقیقه از آغاز عملیات بر فراز جزیره به اهتزاز در آمد و در راس ساعت 8 پرچم ایران بر فراز هر سه جزیره با شلیک 21 گلوله توپ برافراشته شد. تصرف ابوموسی در جزیره ابوموسی نیروهای پیاده شونده وابسته به گردان کرانه ای در راس ساعت 6:15 توسط یک فروند هواناو BH-1 در قسمت غربی جزیره پیاده شده و بلافاصله به سمت مکانهای حساس پیشروی کردند و در ساعت 06:50 کلیه نقاط حساس و ارتفاعات اشغال شد. نیروهای ارتش ایران بلافاصله پس از پیاده شدن پرچم ایران را بر بالای کوه حلوا که مرتفع ترین نقطه جزیره ابوموسی است برافراشتند. در حین عملیات یک فروند بالگرد BELL-205 بر فراز جزیره دیده بانی را بر عهده داشت. در ساعت 06:30 هواپیماهای شکاری نیروی هوایی ارتش برای پشتیبانی از یگانهای عمل کننده بر فراز جزیره نمایان شدند. در ساعت 07:15 دریادار عطائی برای ملاقات با شیخ صقر از شارجه به جزیره عزیمت کرد و در ساعت 07:30 در منطقه ملاقات پرچم ایران به اهتزاز در آمد. تصرف جزیره تنب بزگ در جزیره تنب بزرگ ابتدا بالگردهای نیروی هوایی در ساعت 6 اقدام به پخش اعلامیه بر روی دهکده و ساختمان شرطه مبنی بر عدم مقاوت کردند و در ساعت 06:15 پنج فروند هواناو SRN-6 در سه کرانه شمالی ، جنوب شرقی و جنوب غربی دسته های کماندو و گروهان کرانه ای را پیاده نمودند. عملیات در این سواحل به ترتیب توسط ناوهای کهنموئی، پروین و میلانیان و یک فروند از هلیکوپترهای رزمی پشتیبانی میشد و در ساعت 06:15 جنگنده های نیروی هوایی بر روی جزیره ظاهر شدند. یکی از هواناوهای حامل کماندوها از ساحل شمالی و چهار فروند دیگر از دو نقطه دیگر با پیاده کردن افراد و تشکیل چهار گروه به سمت ارتفاعات و نقاط حساس جزیره پیشروی می کنند. در ابتدا با هیچگونه مقاومتی روبرو نمی شوند تا اینگه یگانی به فرماندهی سروان پیاده سوزنچی به مقابل مدرسه و پاسگاه پلیس جزیره می رسند. در این زمان یکی از افراد بدون اسلحه به داخل پاسگاه اعزام می شود که افراد تسلیم شوند. دو نفر از پلیس ها بدون اسلحه از پاسگاه خارج می شوند و همین که سروان سوزنچی فرمانده گروهان و مهناوی یکم حبیب اله کهریری بیسیمچی گروهان و دو نفر ناوی آیت اله خانی و علی قربانی روزبهانی آنها را دیده و در پوشش سایر افراد که درازکش بودند، به سمت پاسگاه می روند ، در چند قدمی در پاسگاه از داخل پاسگاه با مسلسل 21 تیر به سمت آنها شلیک می شود که در نتیجه سروان سوزنچی، مهناوی یکم حبیب اله کهریری و ناوی آیت اله خانی به شهادت رسیده و ناوی علی قربانی از ناحیه پشت سر در حالی که درازکش بوده به شدت مجروح می شود. در این موقع سایر نیروها به تیراندازی، متقابلا جواب داده و چهار نفر از افراد داخل پاسگاه را کشته و پنج نفر دیگر زخمی می شوند. در این حال به گروه دوم به فرماندهی ستوان یکم مشرقی که در سمت چپ قرار داشته دستور داده می شود تا به سمت راست تغییر جهت داده و به کمک گروه یکم برود. از سمت خانه های دهکده نیز تیراندازیهای پراکنده ای می شود که تلفاتی به همراه نداشته است. به هلیکوپتر رزمی دستور داده می شود تا برای حمایت از این دو گروه و مجبور کردن پاسگاه به تسلیم ، به پرواز در بیاید. پس از سقوط پاسگاه پرچم ایران به اهتزاز در آمده و نیروهای زخمی به بیمارستان بندرلنگه منتقل می شوند. سپس نیروهای ارتش اقدام به جمع آوری کلیه اسلحه ها از خانه کرده و بدین ترتیب عملیات بازپسگیری جزایر به پایان می رسد. در این عملیات که دو ساعت به طول انجامید یه هیچکدام از اهالی محلی خسارت جانی و مالی وارد نشد اما سه نفر از فرزندان این مرز و بوم به شهادت رسیدند.
  9. شهید دریادار مسعود انشایی متولد فسا سال 1341/8/17 تاریخ استخدام 1360/1/12 تاریخ شهادت 1367/1/29 مسئول جنگ افزار ناوچه جوشن جاوید پیکر در خلیج ایرانی همیشه پارس خاطره آخرین دیدار با شهید وقتی ناوچه جوشن در ساعت سه بعدازظهر روز ۲۸/۱/۶۷ پایگاه دریایی بوشهر را برای اسکورت کشتیها و به قصد عزیمت به بندرعباس ترک می نمود هیچکس فکرنمیکرد قرار است روز بعد در خلیج فارس یک جنگ تعیین کننده و تاریخی اتفاق بیافتد. چند ساعت پس از حرکت و حوالی غروب در حالیکه جزیره خارک و بندربوشهر را پشت سرداشتیم در نزدیکی منطقه کلات به هرجای ناوچه که سرمیزدی همه مشغول فعالیت معمول خود بودند اما برخلاف ماموریتهای دیگر عجیب ترین مسئله ای که شدیدا به چشم می امد و حس میشد سکوت و فضای سنگین و غیرعادی حاکم برناوچه بود من که نگهبان پدافند 40 میلیمتری بودم روی هواکشی که به آن قارچی می گفتیم درکنار توپ پاشنه نشسته به دریای بسیارآرام و به اصطلاح روغنی و غروب زیبای خورشید آنروز خیره شده و آنقدردرخود فرورفته بودم که وقتی دستی شانه ام را لمس کرد برای لحظه ای تکان خوردم سر را که برگرداندم افسر توپخانه و جنگ افزار ناوچه ناوبان مسعود انشایی را دیدم همانطور که دستش روی شانه ام قرار داشت گفت ببخشید و به شوخی ادامه داد چیف کجایی ؟ وقتی دید که دل و دماغ همیشگی را ندارم سر صحبت را بازکرد و با اشاره به ساحل ایران پرسید فکر میکنی تا ساحل چقدرفاصله داشته باشیم گفتم شاید هفت هشت مایل درحالیکه وی افسرنگهبان پل فرماندهی بود و فاصله تا ساحل را بهتر میدانست، فرمود شنا بلدی ؟ پاسخ دادم بله پرسید اگر اتفاقی بیفته فکرمیکنی میتوانیم تا ساحل شنا کنیم ؟ گفتم بستگی دارد اگر پای جان درمیان باشد بیشتر ازاین هم میشود شنا کرد دوباره پرسید چرا اینقدرگرفته ای؟ کمی بخند، گفتم به چی؟ گفت نگاه کن ماه درآمده بخند به سمت افق نگاه کرده و دیدم درحالیکه غروب خورشید کامل نشده هلال بسیار نازک ماه نیز پدیدار شده سپس برایم خاطره ای تعریف کرد که تا آخر عمر فراموش نمیکنم فرمود درکودکی توی کوچه ای نزدیک منزل پدریم در شهرفسا با بچه های هم سن و سال بازی میکردم که زنی از همسایه ها به ناگاه و با عجله ازخانه اش بیرون آمده درحالیکه دیوانه وار میخندید هردو شانه ام را گرفته و شروع کرد به تکان دادن و هی مثل دیوانه ها تکرارمیکرد بخند بخند . من که حسابی ترسیده بودم ازدستش فرارکرده و تا منزل دویدم مادرم که مرا رنگ پریده و هراسان دید در آغوشم گرفت و آرامم کرد وقتی داستان را برایش گفتم مادر لبخندی زده و گفت پسرم اینجا رسم است که با دیدن ماه شب اول اگر بخندی ماه هم به رویت می خندد و تا آخر ماه غم و غصه به دلت راه پیدا نمیکند هنگامی که ناوبان انشایی خاطره شیرینش را تعریف میکرد هر دو می خندیدیم وی که خنده ی مرا دید گفت حالا درسته و آهسته از پاشنه ناوچه دور شد بعد از رفتن او به سوی افق برگشته و درکمال تعجب دیدم که ماه در آسمان نیست و هوا تاریک شده است بعدا متوجه شدم که او مرا از پل فرماندهی دیده بوده که بی حرکت و خیره به دریا نشسته ام و حدس زده که شاید روحیه ی مناسبی ندارم ( واقعا همین طور بود) سپس از روی احساس وظیفه چون هم افسرنگهبان وقت و هم افسررسته خودم بود بسمت من آمده و حرفهایی زد که امکان نداشت در حالت عادی به زبان بیاورد این موضوع نشان میداد او هم توی حال و هوای دیگری سیرمیکرده درضمن آن هلال نازک هلال شب اول ماه رمضان بود و درگیری فردا در اولین روز ماه رمضان سال شصت و هفت رخ داد همچنین نمیدانستم وقتی که ناوبان انشایی آهسته در حال دور شدن از پاشنه جوشن است آخرین باری بوده که او را می بینم هنگامی که بعد از درگیری وغرق ناوچه غروب غم انگیز روز بیست ونهم فرا میرسید و پرسنل برای زنده ماندن در دریا تقلا میکردند دریافتم که او هرگزنیازی به شنا تا ساحل وطن پیدا نکرده چرا که در اتاق عملیات با ناوچه جوشن در اعماق خلیج فارس آرامش ابدی یافته و جاوید الاثر شده است. روحش شادو یادش گرامی باد.
  10. کانال رسمی نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران http://www.aparat.com/nedaja
  11. عکس تزیینی است - مربوط به بمباران نفتکش اسپانیایی در تنگه هرمز - اردیبهشت 67 زمینه: یکی از اهداف اصلی عراق در دوران جنگ تحمیلی، ضربه زدن به اقتصاد جمهوری اسلامی ایران از طریق قطع صادرات نفت آن بود. نخستین حملات به جزیره خارک (اصلی ترین پایانه صادرات نفت ایران که حدود 90 درصد آن را شامل می شد.) در همان روزهای اولیه جنگ انجام شد و در روزها و ماههای بعد نیز ادامه داشت. اگرچه در روزهای نخست توان هوایی عراق برای ضربه زدن به تاسیسات خارک ضعیف و محدود به بمبارانهای نادقیق بود و یگانهای پدافندی در دریا و جزیره به خوبی از آن دفاع می کردند. اما تداوم این وضعیت موجب بالارفتن بیمه کشتیرانی و خودداری برخی نفتکشهای خارجی از پهلوگیری در خارک بود. رفته رفته با ورود تسلیحات و بکارگیری روشهای جدید، حملات عراق به نفتکشها و تاسیسات نفتی خارک جدی تر شد. به منظور حفاظت از نفتکشهای تردد کننده به جزیره، برنامه اسکورت کاروان کلید خورد و نفتکشها در محدوده خطر تعریف شده (رأس المطاف تا جزیره خارک) اسکورت می شدند. اما همچنان خطر در کمین آنها بود و بسیاری از نفتکشهای خارجی تمایلی به تردد در منطقه خطر نداشتند. یکی از برنامه های اصلی ایران برای دوری از حملات هوایی عراق، انتقال پایانه های نفتی به مناطق شرقی خلیج فارس بود. برای این منظور فعالیت پایانه های جزایر لاوان و سیری افزایش یافت و امکانات جدیدی برای بارگیری نفت خام و فرآورده ها فراهم آمد. نفتکشهای در مالکیت یا اجاره ی ایران، نفت را از مناطق غربی خلیج فارس به مناطق شرقی و کم خطرتر حمل کرده و آنها را برای صادرات تحویل نفتکشهای خارجی می دادند. پس از مدتی عراق با کمک های بی دریغ کویتی و سعودی و... حملات خود را به مناطق شرقی نیز گسترش داد و جزایر لاوان و سیری، پایانه های ایجاد شده برای بارگیری نفت و سکوهای نفتی ایران در مناطق جنوبی و شرقی خلیج فارس مانند سلمان و رشادت نیز مورد تهدید و بمباران عراقی ها واقع شدند. با گسترده شدن منطقه خطر، پایانه نفتی والفجر در جنوبشرقی جزیره لارک (واقع در مدخل تنگه هرمز) کار خود را آغاز کرد. با این کار، دیگر نفتکشهای خارجی وارد خلیج فارس نشده و از همانجا نفت ایران را بارگیری می کردند. فاصله بسیار زیاد لارک تا خاک عراق، وجود پایگاههای هوایی و دریایی در بندرعباس و پوشش هوایی برقرار شده در منطقه باعث گردیده بود هرگونه احتمال حمله مستقیم عراق به ترمینال جزیره لارک منتفی باشد. اما .... اسکله تی جزیره خارک در دوران جنگ تحمیلی حادثه: در ساعت 1425 مورخه 4 آذر 1365، نفتکش Antarctica درحالیکه نفتکش تبریز در کنار آن مشغول تخلیه سوخت بود، همراه با نفتکش Shining Star و Tenacity در شش مایلی جنوب شرقی جزیره لارک مورد اصابت قرار گرفتند که نفتکش Antarctica بیشترین خسارت را متحمل شد. در لحظه حمله هیچ یک از هواپیماهای مهاجم توسط سایت های رادار بندرعباس، کیش و گنو کشف نشده بودند. اما دقایقی بعد در ساعت 1441 فعالیت دو فروند هواپیمای امارات متحده عربی توسط سایت گنو گزارش گردید. پس از حمله هواپیماهای مهاجم به ترمینال نقتی لارک، 3 تیم با ترکیب و تخصصهای مختلف برای بررسی نحوه حمله هواپیماها و نوع مهمات مصرفی، به نفتکشهای صدمه دیده اعزام شدند. بررسی های اولیه که توسط عوامل اطلاعات منطقه یکم دریایی و بنابر شواهد موجود و اظهارات شاهدان عینی انجام شد، حاکی از آن بود که: تعداد هواپیماهای مهاجم دو فروند به رنگ طوسی و با بالهای دلتا شکل (Delta Wing) بوده است. جمعا تعداد 8 بمب به سه نفتکش اصابت کرده، بنابراین به احتمال زیاد هریک از هواپیماها حداقل 4 فروند بمب حمل می کرده اند. تعداد 4 عدد چتر تأخیری در روی نفتکشها پیدا شده است که متعلق به بمبهای 250 کیلوگرمی فرانسوی از نوع Bombe SAMP Type 25-E می باشند. این نوع بمب بر روی هواپیماهای استاندارد ناتو به کار می رود. احتمالا هواپیماها از خاک امارات یا عمان وارد دریای عمان شده و با راه شمال یا شمال شرقی تا مدار 27 درجه شمالی بالا رفته و با چرخیدن به طرف غرب، نفتکشها را از سمت شرق یا شمال شرقی در ارتفاع بسیار پایین (حدود 100 پا؛ حدود 30 متر) مورد اصابت قرار داده و به سمت جنوب یا جنوب غربی فرار کرده اند. با توجه به مسیر احتمالی نزدیک شدن هواپیماها و سرعت آنها در لحظه پرتاب بمبها (بین 400 الی 600 گره) و حداقل شعاع لازم جهت چرخش (حدود 25 مایل) و محل اصابت نفتکشها (6 مایلی جنوبشرقی لارک)؛ بنظر می رسد هواپیماهای مهاجم قبل از حمله به نفتکشها حوالی کوهستک مجبور به گذشتن از روی ساحل و خاک ایران نیز شده باشند. کاپیتان یکی از نفتکشها شاهد حمله اظهار نموده که یک ساعت و نیم قبل از حمله، هواپیمایی را در منطقه دیده؛ که احتمالا عملیات شناسایی را انجام می داده است. ضمنا این شخص اظهار نموده که بر روی مدار مخابراتی مکالماتی بین خلبانان هواپیماها به زبان فرانسوی نیز شنیده است! (این موضوع که کاپیتان کشتی مکالمه خلبانان را به زبان فرانسه شنیده باشد چندان قابل قبول نیست. چون هواپیماها معمولا روی دستگاه UHF و کشتی ها روی VHF صحبت می کنند.) نظریه فرماندهی مشترک دریا ساحل (نداجا): عراق بارها اعلام کرده بود که به ترمینال نفتی لارک حمله خواهد کرد. اگرچه این حمله توسط رسانه های خارجی به عراق نسبت داده شده ، اما به احتمال نزدیک به یقین این حمله توسط هواپیماهای امارات متحده عربی و با کمک عمان ولی به اسم عراق انجام گرفته و در رابطه با حمله به سکوی نفتی ابوالبخوش (سکوی نفتی اماراتی در نزدیک میدان نفتی سلمان ایران) بوده است. احتمالا فاصله زمانی 5 الی 6 ساعته مابین دو حمله صرف هماهنگی ها و بررسیهای سیاسی مسئله گردیده و طرح حمله از قبل آماده بوده است. مورد اصابت قراردادن دقیق نفتکشها با بمبهای غیرهدایت شونده، مهارت و کارآزموده بودن خلبانان و شناسایی قبلی منطقه نشان می دهد که به احتمال بسیار زیاد حمله توسط هواپیماهای امارات ولی با خلبانان خارجی انجام شده باشد. دلیل دیگری که تاکید می کند، میراژهای عراقی عامل حمله نبوده اند این است که میراژ اف 1 های عراقی برای حمله به پایانه نفتی لارک می توانستند با موشک حمله نمایند. همانطوریکه نفتکشها را همواره اینگونه مورد حمله قرار می دهند. با این روش مسافت را کوتاه می نمودند، هواپیماها را سبکتر می کردند، احتمال اصابت به هدف و درصد موفقیت عملیات بالاتر می رفت و با توجه به برد بیشتر موشک احتمال کشف توسط رادار و قرار گرفتند در تهدید جنگنده های پایگاه نهم شکاری بندرعباس را کاهش می دادند. عملیات مقابله به مثل در آبهای ساحلی امارات و عمان علیه کشتی ها و نفتکشها انجام می شود، لذا رابطه ایران با امارات متحده عربی و عمان روز به روز بدتر شده و حمله به سکوی ابوالبخوش منطقه را متشنج تر کرده است. احتمالا در آخرین جلسات شورای همکاری خلیج فارس تصمیمات حادی در رابطه با عملیات مقابله به مثل نداجا و نهاجا علیه نفتکشها و تاسیسات نفتی کشورهای عضو گرفته شده و بنظر می رسد که از این به بعد انجام عملیات مقابله به مثل با واکنش شدید امارات و عمان همراه بوده و حملات متقابلی را به اسم عراق علیه تاسیسات حیاتی، نظامی و نفتی کشور خصوصا در تنگه هرمز، دربرداشته باشد. با توجه به حمله بسیار موفق هواپیماهای مهاجم به ترمینال نفتکشها در لارک و کشف نشدن بموقع و در نتیجه عدم انجام هرگونه عکس العمل پدافند علیه آنها، دشمن جسورتر شده و با آگاهی از فقدان پدافندهوایی لنگرگاه، احتمالا در حملات بعدی به این ترمینال و سایر تاسیسات مهم منطقه مانند نیروگاه حرارتی بندرعباس، خسارات بیشتری را وارد خواهد کرد. موقعیت سکوی نفتی ابوالبخوش نظریه نهاجا: با توجه به بررسی های به عمل آمده در مورد بمباران لارک، نتایج حاصله بشرح زیر می باشد: نظر به اینکه ماموریت فوق احتمالا در سکوت کامل رادیویی و در ارتفاع پست انجام گرفته، لذا گروه اطلاعات و شناسایی الکترونیکی این نیرو (گاشا؛ فاشا فعلی) و رادارهای منطقه، هیچگونه اطلاعاتی را از هواپیماهای حمله ور رهگیری ننموده اند. طبق بررسیهای به عمل آمده، مسیر Z-62 (4 فروندی؛ زمان کشف 11:15 - زمان محو 11:40) ترافیک کشف شده مشکوکی است که در مورخه روز حمله (4 آذر 65) توسط رادارهای منطقه کشف شده که با توجه به نمونه های مکرر مبنی بر انجام پروازهای مشابه چند فروندی در فضای خلیج فارس توسط هواپیماهای بیگانه در چند ماه گذشته، قطعیت بخشیدن به این نظریه که هواپیماهای مذکور عراقی بوده و همان هواپیماهایی هستند که پس از فرود و سوختگیری در امارات متحده، لارک را مورد حمله قرار داده اند، از اعتبار لازم برخوردار نمی باشد. از طرفی امکان اجرای این ماموریت بوسیله عراق (چه مستقیما از خاک آن کشور و یا با گسترش به منطقه تنگه هرمز) به دلائل زیر از احتمال ضعیفی برخوردار می باشد. جنگنده های عراقی در حال حاضر در پروفایل Lo-Lo-Lo (ارتفاع پست) علیرغم سوختگیری هوایی بوسیله هواپیمای هم نوع در ارتفاع پست، قادر به طی مسافت 2200 کیلومتری بین پایگاه شعیبه تا جزیره لارک نمی باشند و سمت حمله هواپیماها نیز خلاف مسیر تقرب آنها، از شرق به غرب بوده است. نظر به وجود اهداف حیاتی و با اهمیت تر در تنگه هرمز و بندرعباس (پایگاه های هوایی و دریایی، تاسیسات رادار، نیروگاه و تاسیسات بندری) و با درنظر گرفتن این نکته که بعلت بعد مسافت امکان تکرار اینگونه ماموریتها محدود می باشد، لذا صرف نظر کردن از کلیه تاسیسات مهم پیش گفته و اکتفا نمودن تنها به چند شناور، آن هم در شرایطی که نحوه پهلو گرفتن و آرایش آنها نسبت به یکدیگر در زمان حمله با احتمال زیاد نامشخص می باشد؛ روش مستدل و منطقی به نظر نمی رسد. چنانچه این حمله توسط هواپیماهای عراقی صورت گرفته بود، قاعدتا رسانه های خبری عراق قبل از سایر خبرگزاری های جهان انجام تک هوایی را اعلام می نمودند. درحالیکه نحوه اعلام اخبار و گزارشها، خلاف این مطلب بوده است. برابر گزارشهای دریافتی و براساس مشاهده شاهدان عینی، شکل بال هواپیماهای مهاجم بصورت دلتا بوده؛ درحالیکه عراق فاقد چنین نوع جنگنده هایی است. چنانچه حمله توسط عراق و از خاک امارات صورت گرفته باشد، هواپیماهای مهاجم سوخت کافی جهت برگشت مستقیم به عراق را دارا بوده و لذا ضرورتی به فرود آنها در عربستان بعلت کمی سوخت مشاهده نمی شود. لذا اعلام اینگونه اخبار توسط رسانه های خبری بیگانه احتمالا جنبه جنجالی داشته و بمنظور انحراف افکار صورت گرفته است. روابط شیخ نشینهای امارات متحده عربی با جمهوری اسلامی ایران حسنه تر از سایر دول عربی خلیج فارس بوده و همواره از بیم گسترش جنگ به منطقه جنوبی خلیج فارس اظهار نگرانی نموده و در خلال جنگ نیز از انجام حرکتهای تند و واکنش زا پرهیز نموده اند. همانطورکه پیشتر در نامه مورخ 7 دی 65 اعلام گردیده، ادعای عراق در جریان حمله به نیروگاه نکا مبنی بر طی مسافت 2200 کیلومتری رفت و برگشت، با توجه به فاصله نیروگاه تا نزدیکترین پایگاههای شمالی عراق که 815 کیلومتر می باشد. (جمع مسیر رفت و برگشت آن 1630 کیلومتر می شود.) فقط به منظور توجیه این نکته بوده که حمله به لارک توسط عراق صورت گرفته تا بتوانند با انحراف افکار، وجود احتمالات دیگر را سرپوش نهند. با توجه به کلیه موارد فوق چنانچه فرض حضور و اجرای عملیات توسط عراق را منتفی بدانیم، احتمال دخالت نیروهای مشترک سایر کشورها که در منطقه حضور داشته اند، در جریان این حمله بیش از دخالت ابوظبی و یا عمان برآورد می گردد. خصوصا اینکه مقامات مسئول برخی از این کشورها در ماههای قبل کراراً از اقدامات جمهوری اسلامی ایران در زمینه کنترل تردد کشتیها در تنگه هرمز و سایر موارد مقابله به مثل ابراز نارضایتی نموده و حتی در چند مورد تلویحاً تهدیداتی را نیز عنوان نموده بودند. فرم ثبت مسیرهای کشف شده توسط رادار منبع
  12. بخش بسیار مهمی از تاريخ معاصر ايران که در ۲۰ سال قبل اتفاق افتاد دوران دفاع مقدس می باشد که در طول تاریخ سه‌هزارساله‌ی ایران از مهم‌ترین جنگ‌های ما می‌باشد که آثار آن حداقل تا چندين ده سال ديگر در جامعه‌ي ما، منطقه و جهان در ابعاد نظامی، اقتصادی، سياسی و فرهنگی باقی خواهد ماند. ما با استفاده از نمايش قدرتمان در این جنگ هم‌اکنون در دنيا قدرت‌نمايی می‌کنيم و خود را بازيگر مهم منطقه و جهان می‌دانيم. ما در طول تاريخ خود جنگ‌های زيادی را تجربه کرده‌ايم. برای نمونه ما هفتصد سال با رومي‌ها و چهارصد سال با عثماني‌ها جنگيده‌ايم. نادرشاه هند را در فاصله‌ي سه هزار کيلومتری از ایران فتح کرد. ولی جنگ ما با عراق ويژگی‌های بسيار خاصی داشت که آن را از سایر جنگ‌ها متمایز می‌کند .سه ويژگی مهم این جنگ عبارت بودند از: * ويژگی‌های حرفه‌ای، فنی و تخصصی کارکنان و تجهیزات ارتش که علی‌رغم مشکلات بسیار، ماهرانه و با رشادت در صحنه‌ي رزم به کار گرفته شدند. * ايثار، اخلاص، ایمان و غيرت ملت ايران که در پشتیبانی از ارتش وارد عمل شدند. این ويژگی‌ها در تمامی اقشار جامعه نمود داشت. سرلشگر ظهيرنژاد، که فرمانده‌ي وقت نيروی زمينی بودند، با احساس خاصی معتقد بود که عراق گذشته از تهاجم نظامی با تجاوز خود به ایران به تاريخ و ­تمدن ما توهين کرده است و باید به شدت تاوان این توهین را بدهد. ما بايد با تاريخ راستين جنگ و اثری که در جامعه و جهان ايجاد کرده است و تبعات آن فعلاً ادامه دارد و انشاءالله اثرات مثبت آن در تاريخ جهان باقی خواهد ماند آشنا شويم. ظاهر و يک قسمت واقع اين است که ما هزار ميليارد دلار خسارت جنگ را متحمل شديم؛ يعنی چندين سال درآمد نفتي‌مان هزينه‌ي جنگ شد، ولی آيا اين همه‌ی خلاصه‌ي دفاع مقدس است؟ ارتش در سال اول جنگ به علت مسائل متعددی قدرت بازدارندگی خود را در میزان بالایی از دست داده بود. از شش لشگر موجود در آن زمان تقریباً چهار لشگر در غرب کشور با ضد انقلاب درگير بود و فقط سه لشگر تقریباً آزاد داشتيم که يکی لشگر ۷۷ پياده بود که در شمال شرق و دومی و سومی لشگرهای ۸۱ و ۹۲ زرهی در غرب و جنوب غرب کشور مستقر بودند. اين در حالی بود که عراق دوازده لشگر خود را وارد خاک ايران کرده بود. دو سال آموزش نظامی در ارتش به علل گوناگون متوقف شده بود، انضباط نظامی در سطح پایین قرار گرفته و امر مهم تعمیر و نگهداری هم دستخوش اشکالات عدیده بود و سلسله مراتب فرماندهی ارتش از هم پاشیده شده و علی‌رغم تلاش فراوان برای ترمیم آن هنوز کامل نشده بود. سپاه نيز هنوز دوران طفوليت و تشکيل را می‌گذراند و بسيج هم تازه‌تشکيل بود و سازمان منسجم و آموزش ديده‌ای به حساب نمی‌آمد. عراق اهداف گوناگونی را در حمله به ايران دنبال می‌کرد. يکی از اين اهداف برنتافتن اسقرار نظام جمهوری اسلامی در ايران بود. با توجه به اینکه حوزه‌های بزرگ و باسابقه‌ي علميه‌ي دينی و همچنين مقابر مقدس ائمه مورد علاقه‌ي شيعيان در اين کشور قرار دارد و رژيم بعثی حاکم بر عراق که حکومت ديکتاتوری و مستبدانه‌ي يک اقليت کوچک بود بر اکثريت مردم عراق که ۶۶ درصد از جمعيت آن شيعيان عراق بودند رژيم بعثی حاکم بر عراق به سختی از استقرار نظام جمهوری اسلامی در ايران و احتمال سرايت و نفوذ آن در شيعيان عراق و برانگيخته شدن مردم مسلمان عراق بر عليه اين حکومت ديکتاتوری در وحشت به سر مي‌برد و نمي‌توانست آن را تحمل کند. اين امر تنها اختصاص به عراق نداشت و با شدت کمتری در ساير رژيم‌های حوزه‌ي خليج فارس و عربستان و حتی کشورهای مسلمان شمال آفريقا هم وجود داشت. دسترسی به منطقه‌ي سرزمينی و نفت خوزستان و يا حداقل بخش شمالی اروند رود، نفرت نژادپرستانه‌ي صدام حسين از ايرانيان، ادعاهای بی‌اساس ارضی عراق در طول مرزهای مشترک و تحریک عراق توسط استکبار جهانی علیه انقلاب اسلامی از دیگر انگیزه‌های عراق در این تجاوز بود. عراق برآورد می‌کرد که از ارتش ايران چيزی باقی نمانده است و آنچه مانده به دليل عدم پشتيبانی غرب و شرق در تأمين ملزومات، قطعات و نيازها هيچ کارايی ندارد. با آغاز تهاجم عراق نيروهای مردمی ما با اينکه سازماندهی مشخصی نداشتند با شور شهادت و عشق دینی و علاقه نسبت به ميهن خود وارد صحنه‌ي جنگ شدند و در قالب سپاه و بسیج علی‌رغم نداشتن آموزش و آمادگی کافی و ساختار سازمانی و عملیاتی به کمک ارتش شتافتند و ارتش هم علی‌رغم افت قدرت دفاعی خود ناشی از دگرگونی انقلابی در جامعه‌ي ايران، نیروهای مسلح و جهاد سازندگی، مردانه و با انگيزه‌ي دفاع از ميهن اسلامی و عشق به شهادت دليرانه به مقاومت در مقابل متجاوز تا پای جان ایستاد و در این کار موفق بود. در طول هشت سال دفاع مقدس، يک ميليون و نهصد و هفتاد هزار نفر بسيجی در جنگ شرکت داشتند. متوسط حضور بسيجيان عزيز در جبهه که هيچ وظيفه‌ي نظامی برای يک لحظه هم نداشتند یازده ماه بوده است. از ارتش نيز علاوه بر۲۷۰ هزار نفر کارکنان پايور، دو ميليون و پانصد هزار نفر پرسنل وظیفه (افسر، درجه‌دار، سرباز) در هشت سال جنگ حضور يافتند که متوسط حضورآنان در جبهه ۲۱ ماه می‌باشد. از ارتش ۱۴۳۶ درجه‌دار وظيفه و ۲۴۶ افسر وظيفه و قريب به ۳۳ هزار سرباز وظيفه و بيش از ۱۰ هزار نفر پايور به شهادت رسيده‌اند. ظرف چند ماه اولیه‌ي جنگ نيروی زمينی سريعاً خود را بازسازی کرد و نيروی هوايی هم در روز اول با پرواز ۱۴۰ فروند هواپيما بر فراز عراق ضربه‌ي سنگينی به آن کشور زد که به صدام شوک شدیدی وارد کرد و ناگزير شد بپذيرد که ارتش اسلامی ايران باقی و قدرتمند است. تا پايان سال دوم جنگ برتری هوايی تا حدودی متعلق به جمهوری اسلامی ايران بود. نيروی هوايی با شهامت و ايثار بسياری وارد عرصه‌های نبرد شد، طوری که در ۱۷ روز اول جنگ ۳۰ خلبان به شهادت رسيدند. در واقع نیروی هوایی جسورانه و مخلصانه برای متوقف کردن پیشروی دشمن و ياری نمودن نيروی زمينی مظلوم وارد عمل شد و با کمک آتش توپخانه و هوانيروز به نيروی زمينی کمک شايان و سرنوشت‌سازی نمود. نيروی دريايی ارتش ایران ظرف ۶۷ روز اول جنگ و به کمک نيروی هوايی نيروی دريايی عراق را به طور کامل از کار انداخت و آن را از صحنه‌ي دریایی خليج فارس خارج کرد که اين برتری تا به امروز هم ادامه دارد. نتیجه اينکه عراق بدون نيروی دريايی شد و این امر باعث شد که ما توانستيم در طول جنگ نفت خود را صادر کنيم که ۹۵ درصد بودجه‌ي کشور در آن زمان از درآمد فروش نفت به دست می‌آمد و اگر این تلاش نیروی دریایی نبود واردات و صادرات کشور ما دچار مشکلات بسیار شدیدی می‌شد. از طرفی دیگر صدور نفت و واردات و صادرات عراق را از مبدأ و يا خلیج فارس به مقصد بنادر عراق مسدود نمودیم. بخشی از نيروهای متخصص فنی مردمی وارد بخش جهاد سازندگی شدند و خدمات ارزشمند و ماندگاری کردند. در طول جنگ در حدود ۲۱۸۰ نفر از جهاد گران جهاد سازندگی که حدود ۳۵۰ نفر از آنان مهندس بودند در جبهه ها شهید شدند. در سال اول جنگ ما دشمن را زمین‌گیر و متوقف نمودیم و شناسایی‌ها در خصوص دشمن را با رزم و عملیات مختلف معمول داشتیم و از طرفی خود را بازسازی کرديم و در حالت پويا بوديم. در پايان سال اول جنگ سپاه نيز به کمک ارتش آمد و اعلام کرد که برای عمليات شکستن حصر آبادان می‌تواند حدود ۲۲۵۰ نفر بسيجی و سپاهی را، در قالب سازمان گردان‌های پیاده، به کمک ارتش بفرستد. لازم به ذکر است که هر گردان ارتش هفتصد تا هشتصد نفر نيرو به همراه تجهيزات و آتش سنگين سازمانی خود دارد. سپاه افراد خود را در گردان‌های ۲۰۰ تا ۳۰۰ نفره‌ي پياده‌ي سبک سازمان داد و به کمک ارتش فرستاد. اولين عمليات بزرگ آفندی ارتش و سپاه عمليات برای شکستن حصر آبادان بود. در اين عمليات، که در شمال آبادان انجام شد، لشگر ۳ زرهی عراق تارومار شد، ۲۰۰۰ نفر اسير شدند و ۹۰ تانک به غنيمت گرفته شد. همچنین منطقه‌ای به وسعت ۱۵۰ کيلومتر مربع از حدود ۱۰ هزار کيلومتر مربعی که عراق در خوزستان اشغال کرده بود در اين عمليات آزاد شد. دو روز بعد از عملیات ثامن‌الائمه هواپيمای ترابری حامل فرماندهان عالی‌رتبه‌ي ارتش، که برای گزارش عمليات به محضر امام راحل(ره) عازم تهران بود، سقوط کرد و ارتش و سپاه تعدادی از فرماندهان خود را از دست دادند. به دنبال آن سرهنگ علی صياد شيرازی به عنوان فرمانده‌ي نيروی زمينی انتخاب گرديد و راهبرد جدیدی را اعلام کرد که از این به بعد عملیات آفندی بزرگ را با مشارکت کامل سپاه و بسیج انجام خواهیم داد. لذا در اين راستا به آموزش سپاه و واگذاری امکانات لازم به سپاه در حد مقدور عمل نمود. عمليات بعدی طريق‌القدس بود که با اجرای آن حدود ۶۰۰ کيلومتر مربع از مناطق اشغالی ميانی خوزستان در غرب سوسنگرد آزاد شد. ارتش در اين عمليات با ۵ تيپ از نيروی زمینی، نيروی هوایی، پدافند، هوانیروز و توپخانه و سپاه نيز در قالب ۳ تيپ پياده وارد عمل گرديد. در سومين عمليات، سپاه نیروهای مردمی خود را در قالب لشگر سازمان داد و به کمک ارتش وارد عمل کرد. ارتش نيز با ۴ لشگر که چيزی حدود ۶۰ هزار نفر نيرو بود وارد عمل گردید. اين عمليات با نام فتح‌المبين در منطقه‌ي شمال خوزستان انجام شد و ۲۴۰۰ کيلومتر مربع از اراضی اشغالی غرب انديمشک و دزفول آزاد گردید. تا اين زمان اکثر عمليات حدود دو، سه یا چهار ماه با يکديگر فاصله‌ي زمانی داشتند. دليل اصلی هم این بود که خط توليد کارخانجات مهمات‌سازی با محدوديت روبه‌رو بود. تولید و تهيه‌ي مهمات و بسیج مردمی و جابه‌جايی نیز زمان می‌برد. نکته‌ي ديگر اينکه اکثر غنایم جنگی نيز به علت کمبودهای تجهيزات سپاه به آن‌ها واگذار مي‌شد. در عمليات بعدی، که بيت‌المقدس نام داشت و منجر به فتح خرمشهر گرديد، توانستیم ۵۴۰۰ کيلومتر مربع را آزاد کنيم و بيشترين تعداد نفرات شرکت‌کننده در اين عمليات بودند. روز سوم خرداد سال ۱۳۶۱ خرمشهر بعد از ۵۲۰ روز اشغال آزاد شد. در اينجا بود که عراق پیشنهاد آتش‌بس کرد. تا زمان آزادسازی خرمشهر شورای ملل متحد فقط يک قطعنامه صادر کرده بود و در آن به واژه‌ي جنگ اشاره نکرده بود و از واژه‌ی «وضعیت موجود» استفاده کرده و در آن ذکر شده بود که برای رفع اختلافات خود طرفين بهتر است با یکدیگر مذاکره کنند! چون اگر واژه‌ي جنگ را به کار می برد، بايد برای متوقف کردن آن اقدام می‌کرد. لازم به ذکر است که علاوه بر اينکه عراق اهداف خود را در جنگ دنبال می‌کرد، سلطه‌ي جهانی هم از اين جنگ بهره‌برداری می‌کرد و به دنبال مطامع خود بود. علاوه بر اين، در آن زمان جهان دوقطبی بود و ايران تنها کشوری بود که شعار «نه شرقی و نه غربی» را می داد. بنابراين هر دو بلوک شرق و غرب با هم بر ضد ايران متحد شده بودند تا کشورهای اقماری آن‌ها از دایره‌ي نفوذ آن‌ها خارج نشوند. شوروی سابق ۹۸ درصد تسليحات عراق را تا آخر جنگ تأمين نمود و به ما اخطار می‌داد که اگر به جنگ خاتمه ندهيد و از اشغال ما در افغانستان حمایت نکنید، به عراق کمک بیشتری خواهیم کرد. در واقع، شوروی با ايران ناسازگار بود. آمريکا نيز به دلايل گوناگون دشمن سخت ايران بود و به عراق کمک‌های اطلاعاتی و سياسی می‌کرد و اروپا و دیگر کشورها هم با فروش سلاح، مهمات شیمیایی و حمایت سیاسی از عراق پشتیبانی می‌کردند. بعد از فتح خرمشهر، چون هنوز بخش‌هایی از ایران در اشغال عراق باقی مانده بودند، ايران آتش‌بس را نپذيرفت. عراق برای رهايی از شکست قطعی و يافتن فرصت برای کسب آمادگی مجدد حیله‌ای تازه طرح کرد و گفت که دو کشور مسلمان به جای جنگ با هم بهتر است که با اسرائيل بجنگند! امام هم در يک اقدام استراتژيک و هوشمندانه نظر دادند که راه قدس از کربلا می‌گذرد؛ يعنی این جنگ توطئه‌ی صیهونیست‌ها و استکبار است و تا کار ما با عراق تمام نشود طرح حمله به اسرائيل يک فريب است. بنا بر گفته‌های حجت‌الاسلام هاشمی رفسنجانی، سؤالی پيش آمده بود که آيا جنگ را متوقف کنيم يا متوقف نکنيم؟ اين سؤال در شورای عالی دفاع و در حضور حضرت امام (ره) مطرح شد. امام فرمودند که جنگ را با عراق تا حصول اهدافمان ادامه دهيد، اما وارد عراق نشويد. در جلسه‌ي ديگری که در حضور امام (ره) برگزار شد به ايشان گفته شد که اجازه بدهيد ما وارد عراق شويم و يک منطقه را تصرف کنيم تا عراق از سایر مناطق اشغالی باقی‌مانده خارج شود و در سر ميز مذاکره برگ برنده‌ای داشته باشيم تا عراق تسليم خواسته‌های مشروع و قانونی ما در دفاع بشود و ورود به داخل عراق در راستای راهبرد پيروزی و تصرف يک منطقه‌ي حساس از خاک عراق به منظور تنبیه متجاوز و دریافت خسارت ضروری است. امام موافقت کردند، اما فرمودند که نبايد در نقاط پرجمعيت عراق وارد شويد و صدمه به مردم عراق وارد نکنيد. لذا عملياتی برای تصرف منطقه‌ي حساس شرق بصره، که کم‌جمعيت هم بود، به نام عمليات رمضان طرح‌ريزی شد که در واقع اولین عبور نيروهای ما از مرز برای تنبيه متجاوز و احقاق حق خودی (دريافت خسارت و بيرون رفتن دشمن از ساير مناطق اشغالی و استقرار قرارداد ۱۹۷۵) بود. منبع: سایت معارف جنگ
  13. نقش ناخدا افضلی و فرماندهی او در جریان مرحله اول جنگ و برتری ایران در خلیج فارس انکار ناپذیر است. یکی از این خاطرات نقش و فرماندهی او در عملیات مربوط به کانال خورموسی در شمال خلیج فارس است. زمانی که خرمشهر سقوط کرده بود و آبادان در محاصره عراق بود، ارتش متجاوز صدام برای تثبیت حضور اشغالگرانه خود در خوزستان اقدام به مین گذاری در کانال خورموسی کرد و راه ارتباطی بندر امام را بدین وسیله مسدود کرد. این اقدام علاوه بر جنبه‌های نظامی از لحاظ تجاری و کشتی رانی برای ایران در آن دوره فوق‌العاده منفی بود. نرخ بیمه کشتی‌های تجاری با این حرکت ارتش صدام به چندین برابر رسید در آن زمان، یعنی بلافاصله پس از انقلاب، امکان مین روبی دریایی برای نیروی دریایی ایران عملاً وجود نداشت. از لحاظ تاکتیک نظامی، مین روبی در منطقه جنگی کار بسیار خطیر و خطرناکی است. ناخدا افضلی از پای ننشست برای اولین بار در تاریخ نیروی دریایی ارتش ایران، هلی کوپترهای مین جمع کن آر-جی-دلتا که پیش از انقلاب خریداری و بدون استفاده مانده بود، به کار انداخته شد. این هلی کوپترها قبل از این حتی تمرین مین روبی نکرده بودند. ناخدا افضلی در مقام فرمانده نیرو دستور صریح و روشنی ابلاغ کرد: " تحت هر شرایطی کشتی‌های بازرگانی باید به بندر امام رفت و آمد کنند. " وی گروه‌های خلبان نیروی دریایی را سازماندهی کرد و در جلسات اقناعی اهمیت بازگشایی کانال را تأکید کرد. هلی کوپترها تجهیز شدند، در دریا سکو برپا شد. برای اولین بار هلی کوپترهای نیروی دریایی با ابزارهای ناقص خود مسیر را مین روبی کردند. ناخدا افضلی در تمام این مدت در عملیات شخصاً شرکت داشت. زمانی که مین روبی پایان گرفت، وی دستور داد تا ناوچه ها از بندر امام حرکت کنند و از مسیر مذکور فیلم برداری تلویزیونی شود و در تمام جهان به نمایش درآید که کانال آزاد و بی خطر است. ناخدا افضلی بر رغم درخواست فرماندهان نیروی دریایی که از او خواهش کردند به عنوان فرمانده نیرو و نقش مؤثر در جنگ خطر نکند و در ناوچه در حین عبور سوار نشود. تصمیم گرفت که بر عرشه نخستین ناوچه که از مسیر می‌گذرد شخصاً حضور و فرماندهی داشته باشد. او خطاب به همقطارانش گفت: " من باید جلو باشم و اگر قرار است کسی کشته شود، این باید من باشم. " آن وقت ناخدا افضلی سوار اولین ناوچه شد، از کانال شمال خلیج فارس رفت و برگشت و سپس پشت سر او کشتی‌ها و یدک کش ها به حرکت در آمدند. و بدین سان عملیات پاک سازی مین ها در کانال خورموسی و برتری نظامی در خلیج فارس به سود ایران تحکیم شد. اهمیت این مین روبی از آن رو برجسته می‌شود که بدانیم هنگام محاصره آبادان و سقوط خرمشهر تقریباً تمام راه‌های زمینی و تدارکات از آب به روی ایران بسته شده بود. یگانه راه ارتباطی که جنبه حیاتی داشت و در جنگ نقش عمده ایفا می کرد، راه ارتباطی کانال خورموسی بود که از طریق بندر امام و کانال بهمنشیر به آبادان منتهی می شد. عراق برای شکستن محاصره آبادان کانال خورموسی را مین گذاری کرده بود. مین روبی این کانال و حفظ این راه ارتباطی نقش اساسی در درهم کوبیدن ارتش مزدور صدام و بازپس گیری خرمشهر و نجات آبادان داشت. منبع
  14. الوعده وفا خدمتت جناب براتی عزیز و دوست داشتنی کیپ کلاس 95 فوت – به انگلیسی : Cape-class 95-foot patrol boats– معادل آمریکایی شناورهای کلاس کیوان نیروی دریایی ج.ا.ا است که با مقدار طول خود یعنی 95 فوت ، معادل با 29 متر شناخته میشوند . این شناورها در گارد ساحلی ایالات متحده آمریکا جایگزین قایق های گشتی چوبی 83 فوتی جنگ جهانی دوم قرار گرفتند که با بدنه ی فولادی و سوپراستراکچر آلومینیومی بعنوان یک ASW یا همان واحد های ضد زیردریاییAnti-submarine warfare طراحی و ساخته شده اند و بعدها بجز چند فروند ، اکثرا به کشورهای دیگر من جمله ایران فرستاده شدند و خود توسط شناورهای 110 فوتی کلاس ایسلند "جزیره" جایگزین شدند. از این سری شناور ها به تعداد 35 یا 36 فروند ساخته شد که همگی در محوطه ی گارد ساحلی ایالات متحده واقع در خلیج کورتیس مریلند ساخته شده اند . از این تعداد 10 فروند نوع A و 12 فروند نوع B و 13 فروند نوع C ساخته شد که اکثر نوع C های آن به کره ی جنوبی فرستاده شدند. کیپ کلاس 95 فوتی مدل B اما اینکه چگونه این شناورها که قرار بود بعنوان ASW وارد خدمت شوند ، به عنوان گشت زنی به خدمت گارد ساحلی آمریکا درآمدند بر میگردد به جنگ کره که گارد ساحلی آمریکا نیاز مبرمی به یک ناوگان گشتی در کنار تاسیسات ساحلی پیدا کرد و همچنین تصویب قانون Magnuson - اخراج چینی ها از خاک آمریکا و ممنوعیت تابعیت و مهاجرت آن ها - بیش از بیش به این احتیاجات دامن زد بطوری که سبب تعویق عمل جایگزینی شناورهای چوبی 83 فوتی شده و این قایق ها برای گشت زنی ساحلی بعناون seagoing patrol cutters برگزیده شدند . نوع A این شناورها همان ASW ها بودند ولی نوع B برای جست و جو و نجات SAR - search and rescue – ساخته شده بودند که به تور و سیم بکسل و یک نورافکن بزرگ مجهز بودند و نوع C آن ها با یک عرشه ی خالی در عقب پل فرماندهی ساخته شدند . کیپ کلاس 95 فوتی کلاس C نکته جالب توجه این است ، از آنجاییکه در سیاست های گارد ساحلی که برای نامگذاری کشتی ها در زمان ساخت به متراژ بدنه مراجعه می کردند ، این شناورهای 95 فوتی تا سال 1964 نام خاصی مثل cape class نداشتند . کیپ کلاس ها با نام کلاس کیوان در ایران: کیوان (201) آزادی (202) مهران (203) ماهان (204) سه فروند ناو کلاس کیوان در سال 1995 تغییر تجهیزات دادند و تجهیزات ASW کشف و شناسایی زیردریایی - sqs-17 hull-mounted sonar - و سکوهای پرتاب مهمات عمقی ضد زیردریایی آن ها - mousetrap asw rocket launchers and depth charges - حذف شد و بجای آن یک قبضه توپ دو لول 23 میلیمتری نصب گردید . در ابتدا بنظر میرسید که توپ کالیبر 40 میلیمتر ساخت بوفورس در سینه ناو حفظ شد ولی برطبق آخرین تصاویر منتشره ، توپ 40 میلیمتری نیز حذف شده و به جای آن یک توپ 23 م م دو لول دیگر نصب شده است . . کیوان کلاس ها علاوه بر تغییر و به روز رسانی تجهیزات ، پس از همان سال 1995 ، تعمیرات بدنه و موتور و تغییر سیستم های مخابراتی و نصب دستگاه های مدرن مخابراتی با توان جهش فرکانس و غیره را در سوابق خود دارد . ناو 202 آزادی "تیران" - دو فروند توپ 23 م م در پاشنه و سینه ناو مشهود است . اولین فروند از این سری ناوها ، ناو کیوان با شناسه حال حاضر 201 و شناسه قدیم 61 میباشد که بصورت عملیاتی در خدمت نیروی دریایی ارتش ج.ا.ا میباشد . نکته قابل توجه اینکه در جریان جنگ تحمیلی دو فروند از کیوان کلاس ها در اروند رود مورد حمله قرار گرفت و به شدت آسیب دیدند ، بنابر گزارشات یک فروند آن به دلیل آسیب های وارد شده غرق شد اما فروند دوم تعمیر گردیده و عملیاتی شد . شناور غرق شده احتمال میرود ناو مهران با شناسه ی 203 است و فروند دوم نیز که جان سالم به در برد ، احتمالا ، ناو آزادی "تیران سابق" میباشد . هم اکنون ناو آزادی بصورت سالم و عملیاتی ، با شناسه 202 در خدمت نیروی دریایی ارتش ج.ا.ا است و شناسه ی قدیم آن 63 میباشد . این ناو در رزمایش دریایی ولایت 90 ، با انتشار تصاویری از آن به کانون توجه و رسانه ها برگشت . دیگر ناو از این کلاس ، ناو ماهان با شناسه 64 قدیم و شناسه ی جدید 204 میباشد ، این شناور مانند ناو آزادی آخرین بار در رزمایش دریایی ولایت 90 مشاهده شده است . ناو 204 ماهان - در تصویر یک فروند ناو کلاس هندیجان و یک فروند ناو کلاس پروین مشهود است . خصوصیات فیزیکی: کیوان کلاس ها با تقریبا 29 متر طول و 6.2 متر عرض و 2 متر آبخور ، قابلیت جابجایی 98 تن استاندارد و 148 تن فول لود را با 15 خدمه خود و سرعت 21 گره دریایی یعنی حدود 40 کیلومتر بر ساعت دارد . حداکثر سرعت این شناورها 21 گره دریایی است لیکن دارای سرعت گشت زنی 12 گره دریایی هستند و با 8 گره دریایی میتوانند به بردی معادل با 2324 مایل (!) دست پیدا کنند . جابجایی: 98 تن استاندارد ، 148 تن فول لود "ن م" ابعاد: 28.9 طول 6.2 عرض و تقریبا 2 متر آبخور سرعت: 21 گره دریایی معادل با حدود 40 کیلومتر بر ساعت سرعت گشت زنی: 12 گره دریایی برد: 2324 مایل با 8 گره دریایی "ن م" خدمه: 15 نفر تسلیحات : دو توپ 23 م م – دو تیربار 12.7 م م مساله ی بازنشستگی: این شناورهای دهه ی پنجاهی ، بر اساس گزارشی متفق القول از تمامی منابع ، بعد از جنگ تحمیلی و البته هدف قرار گرفتن دو فروند از این شناورها در اروند رود بوسیله ی توپ خانه زمینی عراق ، بازنشسته شدند تا اینکه در سال 1995 اخباری مبنی بر بازگشت دوباره ی این شناورها شنیده شد . هنوز یک دهه از عمر این شناورها نگذشته بود که دوباره در سال 2005 مهر بازنشستگی بر دفتر سوابق این شناورها توسط برخی رسانه ها زده شد . البته این پایان ماجرا نبود و همانطورکه اشاره کردیم ، در رزمایش دریایی ولایت 90 شاهد 3 فروند کیوان کلاس بودیم که به تمام شایعات و فراز و نشیب ها پایان داد . ناو 204 ماهان با شناسه ی قدیم 64 تناقضات اطلاعات صحیح با منابع فارسی غلط : 1- بنده هر چه سعی کردم از کم و کیف تحویل این شناورها به ایران نتوانستم اطلاعات درخور توجهی بدست بیاورم اما در هر حال تاریخ تحویل این شناورها اینطور که در منابع فارسی ذکر شده است ، سال 1950 نیست ، میتواند دهه ی 50 میلادی باشد ولی سال 1950 نیست ، زیرا بر طبق منابع معتبر ، اولین 95 فوتی در محوطه ی کشتی سازی گارد ساحلی در سال 1952 بطور رسمی به آب انداخته شد . در مورد تاریخ الحاق این شناورها به نیروی دریایی ایران ، دیگر منابع نیز به گفتن واژه ی دهه 50 اکتفا کرده اند. 2- مساله ی بعدی نوع پیشران این شناورها است که در منابع فارسی24 موتور دیزلی MYHMS-1200 با دو پروانه عنوان شده است در حالی که در منابع معتبر دیگر ، 4 موتور Cummins VT-600 diesels با قدرت 2200 اسب بخار در تمامی مدل ها ذکر شده است که البته بعد از نوسازی ، این موتورها با 2 موتور Detroit 16V149 diesels و با قدرت 2470 اسب بخار جایگزین گردیدند "در آمریکا منظورمه نه ایران" . 3- مورد دیگر اینکه شعاع عملیاتی این شناورها در منابع فارسی 2324 مایل با 8 کیلوتن بار (!) معرفی شده است در حالی که نویسنده ی مربوطه kts را که مربوط به گره ی دریایی است را با کیلوتن گرفته است ، بدیهی است که ، شعاع عملیاتی را معمولا با مقدار سرعت بیان میکنند نه میزان بار ! 4- این سری از شناورها را در برخی سایت های فارسی نیز کلاس کاویان نیز ذکر کرده اند ولی من جز کلاس کیوان چیزی ندیدم . تشکر ویژه از دوستان آرش کمانگیر ، مجتبی کیا ، ss.ir و سروان313 که بنده را در گرداوری این مقاله همراهی کردند . نویسنده: امیر آزاد سخنان تکمیل کننده دوستان نقل قول از جناب IRINavy ماجرای مهران و تیران، ماجرای مفصل و شدیدا عبرت آموزیه! اولا که این شناورها در اروندرود مورد اصابت قرار نگرفتن. در دهانه ورودی خورموسی و موقع ماموریت گشت هدف راکت و موشک هواپیما قرار گرفتن. کلا این کلاس از شناورها به اضافه ناوگروه پاسیور (کلاس بایندر) و قایقهای 65 پایی و 4فروند مین روب و چند قایق دیگه متعلق به ناوتیپ هشتم بودن که در خرمشهر مستقر بودند. این ناوتیپ یه فرمانده شجاع و باتدبیر داشت که در شهریور 59 و قبل از آغاز رسمی جنگ تحمیلی و از اونجا که کاملا براش مثه روز روشن بود که دیر یا زود عراق حمله خواهد کرد و هر شناوری که در اروندرود بمونه صددرصد منهدم خواهد شد، لذا با لغو دستور و سرپیچی از فرمان مافوق تقریبا همه شناورهای ناوتیپ رو به بندرامام خمینی برد و اونجا مستقر کرد و ارزش کارش وقتی معلوم شد که هرچی کشتی تجاری ایرانی و خارجی و هرچی قایق ژاندرمری و حتی ماهیگیری و غیره در اروند بودن، زیر آتش موشک و توپخانه عراق نابود شدن! تو یکی از روزهای آخر مهر 59 ناوچه مهران برای گشت و کنترل سطحی ورودی خورموسی و شمال خلیج فارس به ماموریت میره. ناوچه دائما با پست فرماندهی در ارتباط بوده و مشاهدات و داده های راداریش رو گزارش میکرده تا اینکه اواخر شب بر اثر داغ کردن دستگاههای مخابراتیش، ارتباطش به کلی قطع میشه. بلافاصله ناوچه تیران برای یافتن مهران و اطلاع از وضعش عازم دریا میشه. بالاخره موفق میشه مهران رو پیدا کنه. البته نه خود ناوچه رو چون غرق شده بوده اما میتونه چهارتا از شهدا و یک نفر هم مجروح از آب بگیره و خبر بده که بالگردها بیان عملیات تجسس انجام بدن. تیران برای تخلیه شهدا و اون یه نفر مجروح به اسکله برمیگیرده و در همین حال هم ماهان برای کمک به عملیات تجسس و نجات عازم دریا میشه که یه دفعه از دور دود سفید رنگ و غلیظی میبینه و وقتی به محل میرسه میبینه تیران هم موشک خورده و ناوچه در حال سوختنه. بلافاصله گزارش میده که به داد تیران هم برسن و چند تا جنازه شهدا و یک نفر مجروح رو از آب میگیره که این مجروح همون مجروح قبلیه است که انگار عمرش به دنیا بوده! خلاصه اون مجروح رو میرسونن به بیمارستان و تو همون حال وخیمی که داشته هم ماجرای مهران رو تعریف میکنه و هم تیران رو. یه مدت بعد هم تو بیمارستان به شهادت میرسه. اگه این شخص نبود الان ماجرای مهران و تیران تبدیل به یه معما شده بود! اون شهید تعریف میکنه که نصف شب داشته پست نگهبانی پاشنه رو تحویل همکارش میداده که یه هواپیما با یه نورافکن قوی از بالا سرشون رد میشه. تا میان به خودشون بیان که خودیه یا دشمنه، یه بار دیگه دور میزنه و یه راکت به مهران شلیک میکنه و ناوچه با تمام پرسنلش غرق میشه و فقط ایشون زنده میمونه. (بعدا از مهران فقط حدود 17 یا 18 جسد پیدا شد درصورتیکه این ناوچه 30 نفر پرسنل داشته و بقیه متاسفانه جنازشون واسه همیشه در خلیج فارس میمونه!) وقتی هم تیران ایشون رو نجات میده زخمی و مجروح روی تیران بوده که دوباره یه هواپیمای دیگه سروکلش پیدا میشه (خدا بگم باعث و بانیش رو چی کار کنه ) و این بار یه موشک به پاشنه ناو میخوره که البته غرق نمیشه اما باز فقط ایشون زنده میمونه و بقیه به شهادت میرسن. حتی جسد خیلی ها بعد از اینکه تیران رو با یدک کش آوردن اسکله و عرشه اش رو شکافتن، در طبقات زیرین عرشه پیدا میشه که زنده زنده خفه شده بودن یا سوخته بودن، متاسفانه! خود ایشون هم که اگه اشتباه نکنم اسمشون کاظمی بوده بعدا بر اثر همون جراحت به شهادت میرسن. روحشون شاد. تیران هم بازسازی میشه و مجددا سه سال بعد (سال 62) به خدمت برمیگرده. در کل ماجرای اسف بار و بسیار عبرت آموزی بوده! (عبرت آموز بودنش رو جناب الو خیلی خوب میدونه!!) و احتمالا به خاطر همین بوده که از اون به بعد روی سه تا ناوچه دیگه دو توپ 23 م.م نصب میکنن برای دفاع هوایی. امروزه هم گویا اسم این ناوچه ها رو عوض کردن (به چه دلیل نمیدونم!) ولی من یکی از این ها رو دیدم که اسمش رو نوشته بود شمس! الان شماره بدنه اش یادم نیست ولی از همین کلاس بود با اون دوتا توپ 23 میلیمتریش، اتفاقا همراه ناوچه خدنگ بود که هردو مال بوشهر هستند. احتمالا اسکورت ضدهوایی خدنگ بوده یا چیز دیگه... یه چندتا عکس هم ازشون داشتم که الان پیداشون نمیکنم. اگه پیدا کردن همینجا میذارم.