Welcome to رهروان ارتش

از اینکه انجمن ما را برای مطالعه انتخاب کردید از شما متشکریم. 

برای استفاده از امکانات انجمن و برقراری رابطه دوستانه با دیگر اعضا لطفا در انجمن ثبت نام کنید

با تشکر

Search the Community: Showing results for tags 'البکر'.

  • Search By Tags

    Type tags separated by commas.
  • Search By Author

Content Type


Forums

  • پست ها و مطالب ویژه
    • پست های ویژه
    • مقالات ویژه
    • ویژه مهمان
  • تاریخ نگار جنگ
    • تاریخ نگار نیروی زمینی
    • تاریخ نگار هوانیروز
    • تاریخ نگار نیروی هوایی
    • تاریخ نگار نیروی دریایی
  • نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران
    • شهدا و ایثارگران قهرمان نزاجا
    • قهرمانان سرافراز نزاجا
    • عملیات ها و دستاوردهای نزاجا در جنگ
    • متفرقه
    • ایده ها، طرح ها و اتاق فکر
  • هوانیروز ارتش جمهوری اسلامی ایران
    • شهدا و ایثارگران قهرمان هوانیروز
    • قهرمانان سرافراز هوانیروز
    • عملیات ها و دستاوردهای هوانیروز در جنگ
    • متفرقه
    • ایده ها، طرح ها و اتاق فکر
  • نیروی پدافند ارتش جمهوری اسلامی ایران
    • شهدا و ایثارگران قهرمان پداجا
    • قهرمانان سرافراز پداجا
    • دستاوردهای پداجا در جنگ
    • متفرقه
    • ایده ها، طرح ها و اتاق فکر
  • نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران
    • شهدا و ایثارگران قهرمان نهاجا
    • قهرمانان سرافراز نهاجا
    • عملیات ها و دستاوردهای نهاجا در جنگ
    • متفرقه
    • ایده ها، طرح ها و اتاق فکر
  • نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران
    • شهدا و ایثارگران قهرمان نداجا
    • قهرمانان سرافراز نداجا
    • عملیات ها و دستاوردهای نداجا در جنگ
    • متفرقه
    • ایده ها، طرح ها و اتاق فکر
  • پروژه ها
    • پروژه های در دست اقدام
    • پروژ های به سرانجام رسیده
  • جهاد خودکفایی ارتش
    • نوآوریها در جنگ
    • جهاد پس از جنگ
  • مقالات علمی و تحقیقات
    • مقالات داخلی
    • پژوهش و ترجمه
  • فرهنگ و هنر
    • پرسش و پاسخ
    • نقاشی و گرافیک
    • صدا
    • تصویر
    • متفرقه
    • انجمن و ورزش
  • ارتش های بیگانه
    • عملیات های نظامی
    • بررسی توان نظامی کشورها
    • دستاوردهای تکنولوژیکی و تاکتیکی
  • شبیه ساز
    • معرفی شبیه ساز ایرانی
    • شبیه سازهای نظامی
  • English Forum
    • The Iranian Air Force
    • The Iranian Ground Forces
    • The Iranian Navy
    • War stories
    • Miscellaneous

Found 1 result

  1. خاطرات

    بر اساس خاطرات ناوسروان جانباز سيداحمد علوي *** ** * پیوستن به ارتش داستان پیوستن من به ارتش، بسیار مفصل و دورودراز است. حالا و پس از سالهای بسیاری که از بازنشستگی ام میگذرد، آن را لطف خدا میدانم که مرا به سمت جذب در ارتش – آنهم در نیروی دریایی – راهنمایی کرد. اساسا برای کسی که هنوز نوجوان است و هیچ آشنایی با ویژگیهای ارتش ندارد، شاید حتی درک تفاوتهای میان نیروها چندان آسان نباشد. وقتی کسی زندگی در آب را برمیگزیند، در واقع، به استقبال دشواریهای بسیار رفته است، اما جالب است که اگر این فرد، مدتی با دریا زندگی کند، دیگر جدا شدن از دریا برایش سخت خواهد بود؛ برای من هم همینطور بود. گاه، دریا آنقدر با تو مهربان میشود که فکر میکنی «سنگ صبور » توست. برای همین هم بود که من پس از دوران بازنشستگی، باز هم زندگی در دریا را برگزیدم و برای مدتی ناخدای یک کشتی تجاری شدم که آن مقطع نیز برایم سرشار از خاطره است، اما ماجرای پیوستنم به نیروی دریایی – به اختصار – از این قرار است: روزی، در مسیر عبورم به یک آگهی برخورد کردم که در آن از داوطلبان استخدام در ارتش، دعوت به عمل آمده بود. آگهی متعلق به نیروی دریایی ارتش بود. این آگهی، نخستین سلسله جنبانی بود که مسیر زندگی ام را به سمت «نظامی »شدن تغییر داد؛ حس غریبی به من میگفت که این همان حرف های است که به دنبالش هستم. میدانستم که ممکن است با دریایی از مشکلات مواجه شوم، اما ناگفته نماند که از درون هم این شغل را دوست میداشتم. ای نگونه بود که دنبال آگهی را گرفتم: ابتدا مدارک مورد درخواست را تهیه و ارائه و آنگاه، آزمون استخدام را هم با موفقیت پشت سر گذاشتم. روز 15 آذرماه سال 1352برای من یک روز فراموش ناشدنی است؛ از آن جهت که آغازین روز استخدام من در نیروی دریایی به شمار میرود. برای طی دوران آموزش، ابتدا به «حسنرود » که روستایی پیرامون شهر انزلی است، رفتیم. من اگرچه نوجوان بودم، سختیهای زندگی تجارب ارزنده ای را به من ارزانی داشته بود: هم وفور نعمت را دیده بودم و هم افول آن را؛ هم فراوانی و آسانی را تجربه کرده بودم و هم سختی و پریشانی را. میدانستم که هیچ یک برای همیشه پاینده نیستند. این بود که – در مقایسه با دیگر همدور ه ایها – سازگاری بیشتری با دشواری داشتم که در مرحله آموزش دوباره به من رخ نموده بود. تلاش کردم که این بخش از زندگی را نیز با سازگاری سختیهایی که داشت، پشت سر بگذارم؛ همینطور هم شد. جذب در گروه تکاوران نیروی دریایی جثه تنومندی که داشتم، اولین بار مورد توجه گروهی قرار گرفت که در همان دوران آموزشی، آمده بودند تا تعداد انگشت شماری از دانش آموزان را برای یکان «تکاور » انتخاب کنند. به آنان «کلاه سبز »میگفتند. جلوه و وقار مخصوصی داشتند که بسیار برازند ه شان میکرد. بعدها درباره وظایف این یکان در نیروی دریایی بیشتر سخن خواهم گفت؛ یکانی محدود با وظایفی بسیار متفاوت در نیروی دریایی. گزینش و عبور از آزمایشهای سخت یکان تکاور، آسان نبود. طی چندین آزمون علمی و عملی، در وهله نخست، مخابره کننده این پیام بود که «گر مرد رهی، میان خون باید رفت ». همین بس که از میان گروهی که برای ورود به یکان تکاور نامزد شده بودند، تنها تعداد انگشت شماری پذیرفته شدند. من، یکی از آنان بودم. پذیرفته شدن در این یکان، به منزله یک تغییر دیگر در زندگی من بود. از آن پس، به شهر «منجیل » رفتیم؛ زیر عنوان «دسته یکم تکاوران نیروی دریایی » که باید آموزشهای ویژ ه ای را طی میکرد. آموزشها – انصافاً – ملال آور و مشق تبار بود. 36 هفته در این شرایط زندگی کردن، تنها در صورتی قابل درک است که خود از اساس تجربه شود. هنوز تا فرا رسیدن پیروزی انقلاب، فاصله ای چند ساله باقی بود. مربیان ما بیشتر مستشاران و افسران انگلیسی و یا آمریکایی بودند که در ارتش آن روزگار، به وفور دیده میشدند. هیچ یادم نمیرود که در جریان آموزش، هرگونه تأخیری را نه با دقیقه که با «ثانیه » محاسبه م یکردند. مثلاً به جای گفتن «دو دقیقه ،» صد و بیست ثانیه میگفتند که ناظر بر اهمیت زمان برای ایشان بود. آنان به آسانی فرد را از ادامه دوره باز میداشتند که سببش، میتوانست کوچکترین قصور باشد. شاید بهترین حسن تعلیم این مستشاران، فراگیری زبان بود که آ نهم امری ناگزیر و طبیعی بود. هرچه آموزشها به پایان خود نزدیکتر میشد، ورزیده و ورزیده تر میشدیم؛ طوری که خودمان هم تغییر را کاملاً احساس کرده بودیم. تکاوران دریایی دسته یکم، رفته رفته این زمان – و طبیعتاً آموز شهایش را – پشت سر گذاشتند و سرانجام ما هم مفتخر به دریافت و اطلاق عنوان «کلاه سبز » شدیم. حالا که به آن دوران می اندیشم، از تلخی های دوران آموزش، برایم شیرینی خاطرات باقی مانده است؛ خاطراتی که با آنها زندگی میکنم. من، بعدا یک دوره دیگر عملیاتی را در بندر بوشهر آغاز و به پایان بردم و از آن پس، دوره چتربازی را هم در شیراز سپری کردم. سال 1354 ، باید نشان میدادیم که محصول این همه آموز شها در وجود ما به بار نشسته است. به همین خاطر در چندین رزمایش – که در آن از گلوله های جنگی استفاده میشد – باید از خود دفاع میکردیم و موفق میشدیم جانمان را به کرانه سلامت برسانیم. این دوره یک سال به طول انجامید. در این سال، بر سرِ هم و با طی موفقیت آمیز این دوره ها، نشان «درجه سه » عملیات ویژه را دریافت کردم که موفقیت بسیار چشمگیری بود. من، بعدا دوره دیگر این عملیات را هم طی کردم و نشان «درجه دو » را هم گرفتم. مدتي بعد، مفتخر به دريافت «درجه يك » شدم و اين گواهينامه اي بود كه تأييد ميكرد كه دارنده اش به نقطه قابل توجهي در زمينه آموزشهاي دريايي دست يافته است. ما بعدا – و در ايام جنگ – تعداد ديگري از كاركنان نيرو را تحت دو دوره از آموز شهاي فشرده قرار داديم كه كمبود نيروي انساني را در اين حوزه جبران كرده باشيم كه در نوع خود جالب و قابل توجه بود. ویژگی و تفاوت خدمت در یکان تکاور نیروی دریایی آن است که هیچگاه فرد نمیتواند از شرایط و شاخصهای رزم فاصله بگیرد که این امر، مستلزم تمرینهاي سخت و مداوم است. یک نظامی که در یک یکان تکاور دریایی خدمت میکند، به راحتی و به تنهایی میتواند 30 مایل دریایی پارو بزند و خسته نشود. ما در برنامه کاری خود این تمرینها را به طور مداوم انجام میدادیم. بعدها و در دوران جنگ – که از آن بسیار سخن خواهم گفت - ثمرات ارزنده تربیت چنین یکانی بیشتر به چشم آمد. 23