Welcome to رهروان ارتش

از اینکه انجمن ما را برای مطالعه انتخاب کردید از شما متشکریم. 

برای استفاده از امکانات انجمن و برقراری رابطه دوستانه با دیگر اعضا لطفا در انجمن ثبت نام کنید

با تشکر

Search the Community: Showing results for tags 'توپخانه'.

  • Search By Tags

    Type tags separated by commas.
  • Search By Author

Content Type


Forums

  • پست ها و مطالب ویژه
    • پست های ویژه
    • مقالات ویژه
    • ویژه مهمان
  • تاریخ نگار جنگ
    • تاریخ نگار نیروی زمینی
    • تاریخ نگار هوانیروز
    • تاریخ نگار نیروی هوایی
    • تاریخ نگار نیروی دریایی
  • نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران
    • شهدا و ایثارگران قهرمان نزاجا
    • قهرمانان سرافراز نزاجا
    • عملیات ها و دستاوردهای نزاجا در جنگ
    • متفرقه
    • ایده ها، طرح ها و اتاق فکر
  • هوانیروز ارتش جمهوری اسلامی ایران
    • شهدا و ایثارگران قهرمان هوانیروز
    • قهرمانان سرافراز هوانیروز
    • عملیات ها و دستاوردهای هوانیروز در جنگ
    • متفرقه
    • ایده ها، طرح ها و اتاق فکر
  • نیروی پدافند ارتش جمهوری اسلامی ایران
    • شهدا و ایثارگران قهرمان پداجا
    • قهرمانان سرافراز پداجا
    • دستاوردهای پداجا در جنگ
    • متفرقه
    • ایده ها، طرح ها و اتاق فکر
  • نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران
    • شهدا و ایثارگران قهرمان نهاجا
    • قهرمانان سرافراز نهاجا
    • عملیات ها و دستاوردهای نهاجا در جنگ
    • متفرقه
    • ایده ها، طرح ها و اتاق فکر
  • نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران
    • شهدا و ایثارگران قهرمان نداجا
    • قهرمانان سرافراز نداجا
    • عملیات ها و دستاوردهای نداجا در جنگ
    • متفرقه
    • ایده ها، طرح ها و اتاق فکر
  • پروژه ها
    • پروژه های در دست اقدام
    • پروژ های به سرانجام رسیده
  • جهاد خودکفایی ارتش
    • نوآوریها در جنگ
    • جهاد پس از جنگ
  • مقالات علمی و تحقیقات
    • مقالات داخلی
    • پژوهش و ترجمه
  • فرهنگ و هنر
    • پرسش و پاسخ
    • نقاشی و گرافیک
    • صدا
    • تصویر
    • متفرقه
    • انجمن و ورزش
  • ارتش های بیگانه
    • عملیات های نظامی
    • بررسی توان نظامی کشورها
    • دستاوردهای تکنولوژیکی و تاکتیکی
  • شبیه ساز
    • معرفی شبیه ساز ایرانی
    • شبیه سازهای نظامی
  • English Forum
    • The Iranian Air Force
    • The Iranian Ground Forces
    • The Iranian Navy
    • War stories
    • Miscellaneous

Found 7 results

  1. سرتیپ دوم بازنشسته عباد امیری که افتخار همسنگری و همدوره بودن در دانشکده افسری را با شهید عزیزالله (بهرام) بیات سرمدی را داشته و در زمان جنگ فرمانده آتشبار دوم گردان 373 توپخانه لشگر 81 زرهی کرمانشاه بوده اند و خدا بر من منت نهاد تا در شناساندن شهیدی دیگر به نسل جدید و آیندگان نقشی هر چند کوچک را داشته باشم و شاید در جهان باقی از شفاعت این عزیزان بهره مند گردم و با تشکر و تقدیر از سرتیپ دوم توپخانه عباد الله امیری فرمانده محترم شهید سرمدی ، متن کامل دست نوشته فرمانده و هم رزم شهید عزیز الله (بهرام) بیات سرمدی را ذیلا آورده ام: شهید عزیزالله بیات سرمدی در سال 1351 وارد دانشکده افسری و در سال 1354 پس از طی دوره سه ساله دانشکده افسری فارغ التحصیل گردیدند در آن زمان از طریق ارتش مقرر شده بود بمنظور تأمین اساتید دانشکده افسری و سایر مراکز علمی ارتش 10 نفر اول دارنده رتبه برتر علمی ازبین 800 نفر فارغ التحصیلان سال مذکور پس از اتمام دوره دانشکده افسری جهت ادامه تحصیل در مقاطع علمی بالاتر در دانشکده های دولتی برتر کشور بورسیه گردند. با توجه به دانش و هوش بالای شهید بزرگوار سرمدی ، ایشان جزء این 10 نفر اول مشخص و به دانشگاه تبریز جهت ادامه تحصیل اعزام گردید و بقیه دانشجویان از جمله بنده هم که افتخار همدوره بودن با شهید عزیز را دارم به مراکز آموزشی دوره های مقدماتی و تخصصی رسته ای اعزام وسپس به یگانهای مختلف ارتش اختصاص یافتیم. با پیروزی انقلاب اسلامی و آغاز بحث های انقلاب فرهنگی که در نهایت منجر به تعطیلی دانشگاهها گردید و متعاقب آن با شروع جنگ تحمیلی عراق علیه ایران ، این عزیزان (10 نفر مذکور) نیز که جزء پیکره ارتش بودند به جبهه های مختلف غرب و جنوب اعزام گردیدند. که شهید سرمدی به لشگر 81 زرهی و از آنجا به گردان 373 توپخانه در منطقه غرب اختصاص می یابد. بنده در آن زمان ( شروع جنگ تحمیلی) فرمانده آنشبار دوم گردان 373 توپخانه لشگر 81 زرهی بودم که از ماهها قبل (بهار سال 1359) بمنظور مقابله با شرارتهای عراق به همراه پرسنل و توپ ها و سلاح های آتشبارم به مناطق عملیاتی غرب اعزام گردیده بودیم و در زمان هجوم ناجوانمردانه عراق در منطقه عملیاتی سرپل ذهاب استقرار داشتیم. پس از آگاهی از حضور و اختصاص شهید سرمدی به گردان ما بلافاصله خود را به ستاد گردان که در منطقه بالاتاق مستقر بود رسانده و در آنجا شهید گرانقدر را زیارت و ضمن ابراز شادی و خوشامد گویی با هم ، به حضور فرمانده گردان رسیده و با تمایل شهید بزرگوار و اصرار بنده از فرمانده گردان تقاضا نمودیم که وی به آتشبار ما اختصاص یابد که در نهایت رضایت فرماندهی محترم گردان اخذ و ما با هم به سمت محل آتشبار روانه شدیم. چند روزی در خدمت ایشان با وضعیت و موقعیت یگان و بخصوص پرسنل آتشبار آشنایی نسبی حاصل گردید و با حضور در دیدگاه های مختلف منطقهء مسؤلیت آتشبار ، از وضعیت استقرار نیروهای خودی و دشمن در روی زمین و نقشه توجیه گردیدند. پس از این آشنایی ، شهید عزیز تمایل و اصرار داشتند که بعنوان دیده بان توپخانه در یگان به انجام وظیفه بپردازد که برابرخواسته ایشان عمل گردید. در یگان های توپخانه دیده بان از عناصر کلیدی و تأثیر گذار بوده و در حقیقت چشمهای یگان توپخانه می باشند و زمانی این چشم بدرستی مثمر ثمر واقع میگردد که علاوه بر دید ظاهری بتواند وضعیت دشمن و هدف و منطقه را بدرستی تجزیه و تحلیل نماید و تسلط کافی به نقشه و نقشه خوانی داشته و شناخت دقیق و لازم از کارایی و کاربرد توپ ها و سلاح های توپخانه و چگونگی عمل و کارایی گلوله ها و حتی ماسوره های مختلف توپخانه را بخوبی بلد باشد و بتواند در شرایط مختلف عملیاتی و بحرانی احساسات و تمرکز خود را حفظ و درشرایط مختلف جوی وظایف محوله را بانجام برساند. زیرکی و هوش بالا و علاقه مندی شهید سرمدی سبب گردید با مطالعه و کار با توپ ها و شناخت مهمات مختلف و حضور فیزیکی در مواضع و دیدگاهها تبحر و تسلط لازم را کسب نماید و خوشرویی و اخلاق نیکو و تعامل با پرسنل نیز که از خصیصه های بارز این شهید بود موجب گردیده بود که تمام پرسنل آتشبار و گردان از فرمانده تا سرباز را مجذوب خود نماید. مأموریت آتشبار ما پشتیبانی آتش توپخانه از یگانهای خودی در قسمتی از منطقه سرپل ذهاب (شمال شهر سرپل ذهاب) و تیراندازی برروی تأسیسات و توپخانه های دشمن در محدوده این منطقه بود و این کار با هماهنگی و همکاری کلیه پرسنل آتشبار از جمله دیده بانان انجام می شد و جهت انجام این مسؤلیت دو دیدگاه در روی ارتفاعات کوره موش و دو دیدگاه نیز در روی ارتفاعات شاه نشین که دید کافی به منطقه داشتند را انتخاب کرده بودیم البته دیدگاههای فرعی دیگری نیز موجود بود که در صورت نیاز از آنها نیز استفاده می گردید. شهید بیات سرمدی بارها در این دیدگاهها مستقر و بعنوان دیده بان به انجام مأموریت پرداخته بود و با هدایت گلوله های توپخانه ضربات شدیدی را بدشمن وارد نموده بود. مدتی از شروع جنگ گذشته بود که تعدادی از برادران بسیجی (سپاهی) با حضور در یگانهای توپخانه ارتش علاقه مندی خود را جهت فراگیری آموزش توپخانه و بخصوص آموزش دیده بانی اعلام نمودند که با هماهنگی سلسله مراتب ارتش جهت آنها کلاسهای آموزشی مختلف از جمله کار با توپ و هدایت آتش و...... و کلاس آموزش دیده بانی تشکیل و کار عملی دیده بانی در دیدگاهها و تحت نظارت و کنترل دیده بان توپخانه یعنی شهید بیات سرمدی انجام میگرفت که همین برادران سپاهی سالهای بعد جزء هسته اولیه و تشکیل دهندگان نوپخانه سپاه پاسداران گردیدند. بعلت کمبود پرسنل بخصوص پرسنل سرباز در اوایل جنگ جهت تأمین و حفاظت دیده بان و دیدگاه با هماهنگیهای انجام شده از وجود سایر نیروهای مسلح در منطقه استفاده می گردید بطوریکه جهت حفاظت و تأمین دیدگاههای مستقر در ارتفاعات شاه نشین از پرسنل گمجن (گروههای مسلح جنگهای نامنظم) عشایری که از عناصر بومی و محلی بودند و تحت نظارت و کنترل ژاندارمری آن زمان قرار داشتند استفاده می گردید. حسن خلق و نحوه رفتار و برخورد شهید سرمدی با این پرسنل که نگهبانان و محافظین وی بودند (با توجه به اختلاف بافت فرهنگی و زبان و قومیت و غیره) بصورتی بود که هر بیننده ای را متحیر میکرد . من به زبان و گویش این عزیزان که از عشایر غیور هموطن بودند آشنا بودم و آنها نیز از دوستی و الفت بین من و شهید سرمدی مطلع بودند و این را بارها که من به دیدگاه رفته بودم ملاحظه نموده بودم . نتیجه این الفت و محبت و حسن خلق شهید سرمدی و تأثیر آن در این عزیزان پس از شهادت وی به عینه شاهد بودم ، بطوریکه چند روزی از شهادت شهید سرمدی گذشته بود و من در سنگر نشسته بودم که نگهبان اطلاع داد تعدادی از پرسنل گمجن آماده اند و می خواهند شما را ببینند زمانیکه از سنگر خارج شدم تعداد حدود 10 نفر از این بزرگواران بودند که جمعا بطرف من آمده و با همان رسوم بومی و محلی خود در محوطه آتشبار شروع به ناراحتی و گریه و زاری نمودند و با حالتی محزون و با ذکر نام شهید سرمدی به سر و صورت خود میزدند که پرسنل آتشبار نیز که شاهد این ماجرا بودند شدیدا متأثر گردیدند ، لذا من و تعدادی از درجه داران آتشبار با ورود به جمع آنان از خود آزاری بیشتر جلو گیری و به آنان دلداری وتسکین دادیم. کوه شاه نشین نسبت به ارتفاعات کوره موش در ارتفاع بالاتری قرار دارد و از لحاظ منظری بسیار زیبا و خوش منظر و دل نواز است (اگر جنگی نباشد) این ارتفاع دید وسیعی به منطقه و بخصوص به خاک عراق دارد بطوریکه محدوده و تأسیسات شهر خانقین عراق بخوبی از این محل قابل رویت می باشد ، علاوه بر آن کل منطقه دشت ذهاب و دشتها ی واقع در حوالی شهر سرپل ذهاب و شهرهای سرپل ذهاب ، قصر شیرین ، خسروی و دشتها و ارتفاعات زیادی از خاک عراق بخوبی نمایان می باشد. طبیعت خاص منطقه سرپل ذهاب و فراوانی اب (البته در آن زمان نه الان) و سرسبزی آن بخصوص در فصل بهار بسیار زیبا و چشم نواز بود مخصوصأ اگر این منطقه و مناظر آنرا از بالای ارتفاعات شاه نشین نظاره گر باشید این طراوت و زیبایی صد چندان خواهد بود ، ارتفاعات شاه نشین برخلاف بعضی از ارتفاعات منطقه مثل بازی دراز سنگی و صخره ای نمی باشد و این ارتفاع رسی و خاکی است و در طول خط الراس آن (قسمت بالای ارتفاع) بعرض بین 10 تا 30 متر بصورت مسطح ، پهن و هموار می باشد در نتیجه این ارتفاع در اکثر زمانها بخصوص در فصل بهار پوشیده از گیاه و سبزه و گلهای زیبای طبیعی بود. زیبایی محل و چشم انداز آن از بالا هر بیننده ای را مجذوب میکرد و شاید یکی از دلایل نام گزاری این ارتفاع بنام شاه نشین در گذشته همین طبیعت بکر و زیبا و مناظر بدیع آن بوده باشد. بنده هر زمان فرصتی یافته و از کار یگان فراغتی پیدا می کردم خودم را به دیدگاه رسانده و در کنار شهید سرمدی حضور پیدا می نمودم دریکی از روزهای فروردین سال 1360 بهمراه این شهید عزیز در روی ارتفاع شاه نشین و در میان سبزه هایی که تازه روییده و گلهای بهاری که در میان آنها خود نمایی می کردند قدم می زدیم و از طرفی از بالا شاهد دشت زیبا و سرسبز دشت ذهاب و طبیعت چشم نواز آن بودیم که شهید گرانقدر از این طبیعت بکر و زیبا بوجد آمده و خطاب بمن جمله ای بیان فرمودند که هنوز آن کلام در ذهنم خود نمایی می کند. ایشان فرمودند "فلانی چرا جنگ ؟ چه خوب بود الان جنگی نبود و صلح همه جا برقرار بود و همه در رفاه و امنیت بوده و مردم (از جمله من وتو) می توانستند دست عزیزان و دوستان و زن و فرزندان خود را گرفته و از این ارتفاع در میان سبزه ها و گلها قدم زده و از طییعت خداوندی آن استفاده نمایند". در روز 1360/02/08 شهید بزرگوار به همراه تیم دیده بانی خود در دیدگاه کوره موش حضور داشتند از اوایل صبح روز یاد شده عراق با لشگر 7 زرهی خود از چندین معبر با انبوهی از تانکها (روزنامه ها و منابع خبری در آن زمان تعداد تانکهای عراقی دراین حمله را 200 تانک ذکر نموده بودند که در جریان این نبرد تعداد 66 تانک آنها توسط رزمندگان اعم ازجمله تانک و توپخانه و هوانیروز منهدم گردید و حتی خبرگزاریها اعلام داشتند که فرماندهی این عملیات را شخص صدام عهده دار بوده است)حمله خود را به منطقه سرپل ذهاب و بمنظور تصرف شهر سرپل ذهاب آغاز نمود و تلاش اصلی خود را به معبر دشت ذهاب معطوف داشته بود. رزمندگان پس از آگاهی از حمله با تمام قوا به مقابله پرداختند و شدت این تقابل و درگیریها بیشتر در دشت ذهاب یعنی در جلو ارتفاعات کوره موش بود زیرا قصد عراق عبور از کانال بین سمت چپ ارتفاع کوره موش و سمت راست ارتفاع میانکل (ارتفاع میانکل ارتفاع کوچکی درشمال و چسبیده به شهر سرپل ذهاب) بود که چنانچه در این کار توفیق می یافت شهر سرپل ذهاب را دور میزد و در نتیجه شهر به محاصره کامل در می آمد. من در آن زمان خود شخصأ پای بیسیم در آتشبار و با شهید عزیز و بیسیم چی شجاع وی در ارتباط بودم و پرسنل آتشبار نیز بشدت و برابر درخواست وی با تمام توپها اجرای آتش می نمودند بطوریکه دود و خاک ناشی از موج و صدای شلیک توپها محوطه یگان را تیره و تار نموده بود ضمنأ انفجار و دود و صدای گلوله های توپخانه عراق که در حول وحوش آتشبار بزمین می خورد نیز به این وضعیت دامن می زد. اما پرسنل با توجه به درک موقعیت سر از پای نشناخته و بشدت و بموقع جواب دیده بانان توپخانه از جمله دیده بان شهید سرمدی را بادقت و سرعت پاسخگو بودند. بیسیم چی دیده بان مدام گفته های شهید سرمدی مبنی برتصحیحات احتمالی گلوله ها و یا انتقال آتشها به چپ و یا راست و یا تجمع آتش در یک محل خاص را به ما اعلام مینمود. جهت اطلاع از آخرین وضعیت از بیسیم چی خواستم که خود شهید سرمدی با من صحبت کند. در حین صحبت ضمن خسته نباشید خواستار وضعیت شدم برخلاف همیشه که ایشان شوخی میکرد اینبار خیلی جدیدی و مضطرب فرمودند فلانی فیلم نبرد الالمین را دیده ای؟ منطقه پیش رو تداعی کننده آن فیلم می باشد و با وجودیکه تمام رزمندگان بشدت در حال نبرد و انهدام آنها می باشند اما انبوه تانکهای عراقی در حال حرکت بجلو هستند که به یاری خدا دشت ذهاب را گورستان آنها خواهیم کرد شما تا می توانید تیراندازیهای توپخانه وشدت آتش را زیاد کنید که درهمین حین با خوشحالی از درون بیسیم فریاد زد یکی دیگر از تانکهای عراقی منهدم شد. چند ثانیه ای نگذشته بود مجددأ فریاد کشید تانک دیگری آتش گرفت. سپس ایشان بیسیم را به بیسیم چی خود سپرده و بکار دیده بانی ادامه دادند. پس از مدتی مجددأ شخصآ بامن ارتباط و فرمودند فلانی بنظر می رسد تانکهای عراقی قصد عبور ازکانال بین کوره موش و ارتفاع میانکل بمنظور تصرف شهر سرپل ذهاب را دارند ، لذا من برای اینکه تسلط بیشتری بر محور پیشروی آنها داشته باشم محل دیدگاه را جابجا و در جایی قرار گرفته ام که دید و تسلط لازم بر آنها را دارم. در همان زمان ضمن اینکه کماکان آتشهای شدید توپخانه های خودی را هدایت می کرد در یک زمان متوجه می شود تعدادی از تانکها ی عراقی با اتخاذ وضعیت تاکتیکی قصد عبور از کانال یاد شده را دارند و چون می دانسته در صورت عبور تانکها از این معبر سقوط شهر سرپل ذهاب حتمی است از پرسنل گردان پیاده که در جوار وی در حال نبرد هستند یک قبضه موشک انداز آر پی جی 7 با موشک مربوطه را به امانت می گیرد و به همراه بیسیمچی در جای مناسب مستقر میگردد و اولین تانکی که قصد عبور از کانال را دارد با شلیک موشک آرپی جی 7 منهدم مینماید. (ارتباط بیسیمی من با شهید سرمدی ازطریق بیسیم چی وی کماکان برقرار بود) پس از انهدام تانک توسط شهید سرمدی صدای شادی و فریاد وی و بیسیم چی و سایر پرسنلی که در نزدیک آنها بودند بوضوع بگوش میرسید. سپس بار دیگر غریو صدای شادی این عزیزان از انهدام تانک دیگری که توسط سایر رزمندگان بوقوع پیوسته بود شنیده شد. پس از این شهید سرمدی موشک انداز آرپی جی 7 را برای بار دوم موشک گذاری و قصد دارد دومین تانک عراقی را مورد اصابت قرار دهد و جهت نشانه گیری دقیق اندکی از سنگر نیم خیز میگردد که در این موقع یکی از تیر اندازهای تانکهای عراقی که در زمانی که شهید سرمدی تانک اول را با آر پی جی 7 منهدم می نماید محل ایشان را شناسایی کرده بود ، بمحض اینکه این بار از سنگر نمایان میگردد با گلوله تانک سنگر را نشانه وباشلیک گلوله موجب انهدام سنگر و شهادت این سردار رشید و بیسم چی شجاعش میگردد. پس از این اتفاق بیسیم نیز منهدم و ارتباط قطع گردید و من هرچه تلاش نمودم که از وضعیت آنها اطلاعی بدست بیاورم مقدور نگردید در حالیکه درگیریها همچنان ادامه داشت و از طریق دیده بانان دیگری ما در حال اجرای آتش بودیم من یگان را به معاونم سپرده و خودم بسمت دیدگاه حرکت نمودم. جهت رفتن از موضع آتشبار (که در منطقه زرده بابا یادگار و در پشت ارتفاعات شاه نشین قرار داشت) به دیدگاه کوره موش میبایستی جاده ریجاب را طی و پس از ورود به جاده سرپل ذهاب بسمت دیدگاه کوره موش حرکت نمود. مقر ستاد گردان ما در این مسیر قرار داشت (منطقه بالاتاق). جهت گزارش موارد حادث شده به فرمانده گردان در مسیر به ستاد گردان مراجعه و پس از گزارش واقعه به فرمانده گردان همین که قصد حرکت بسمت دیدگاه را نمودم متوجه شدم که سرباز مسؤل تلفن (در مقر گردان یک دستگاه تلفن بین شهری جهت ارتباط پرسنل گردان با خانواده ها قرار داشت که شماره این تلفن را خانواده های نیز می دانستند) از سنگر بیرون آمده و مرا صدا می زند که فلانی تلفن شمارا کار دارد. پس از حضور در پای تلفن صدای مهربان مادر بزرگوار شهید سرمدی را شنیدم که ضمن احوال پرسی جویای حال شهید گردیدند و فرمودند که فلانی خواب دیده ام و نگران حال بهرام می باشم حالش چطور است؟ چون در آن زمان من اطلاع دقیقی از وضعیت شهید نداشتم و از طرفی نمی خواستم ایشان در اضطراب و نگرانی بسر برد عرض کردم بنده یکساعت پیش با بهرام صحبت کرده ام و الان هم راهی هستم که حضوری وی را ببینم ، پس از اطمینان خاطر به مادر بزرگوار با وی خداحافظی و بسمت دیدگاه روانه شدم. زمانیکه به منطقه سرپل ذهاب رسیدم اوضاع اندکی آرام شده بود ولی تبادل آتش سلاحها طرفین همچنان ادامه داشت و همان تانکی که توسط شهید سرمدی با آر پی جی منهدم شده بود بانضمام تعداد دیگری تانک که توسط سایر رزمندگان منهدم شده بودند و یا براثر آتش توپخانه و سایر سلاحها دچار نقص فنی گردیده و خدمه آنها تانکها را رها و فرار نموده بودند سد و مانعی بزرگ در مسیر عبور سایر تانکها جهت عبور از کانال بوجود می آورد که در نهایت ارتش عراق در آن روز با از دست دادن تعداد زیادی کشته و مجروح و تعداد 66 دستگاه تانک (برابر گزارش خبرنگاران و روزنامه جمهوری اسلامی و کیهان درروز نهم اردیبهشت 1360) و سلاح و ادوات فراوان دیگری به مواضع قبلی خود عقب نشینی می نماید. بعلت اینکه جسد مطهر شهید سرمدی و بیسیم چی شجاعش پس از شهادت در محلی قرار داشت که در روشنایی روز امکان ورود به آنجا میسر نبود و زیر آتش طرفین قرار داشت بناچار من به همراه دو نفر دیگر از همکاران شبانه به محل اجساد ورود و آنها را جمع آوری و به سردخانه پادگان ابوذر (سرپل ذهاب) انتقال گردید. شهید عزیرالله ( بهرام) بیات سرمدی بسیار مورد توجه و احترام نه تنها پرسنل و کارکنان توپخانه بود بلکه تمام رزمندگانی که در این منطقه حضور داشتند ارادت و احترام ویژه ای برای وی قائل بودند صدای مردانه و غرور آفرین ایشان در بیسیم ها باعث روحیه و قوت قلب همه بود از جمله کسانی که تعلق خاطر خاصی به ایشان داشتند آقای دکتر جوانی بودند که متأسفانه بنده الان اسم شریف ایشان را فراموش کرده ام و تقریبأ همه رزمندگان خط مقدم در آن زمان وی را می شناختند و محل استقرارش پادگان ابوذر بود اما هیچگاه در پادگان نمی ماندند ایشان یک شلواری به پا میکرد که در طول هر پای شلوار حدود سه الی چهار جیب بصورت عمودی (در مجموع دو پای شلوار حدود8 جیب) درست شده بود و علاوه برآن یک کوله پشتی نیز باخود حمل می کرد که در درون جیبها و کوله پشتی وی انواع داروها و وسایل پزشکی ضروری برای رزمندگان وجود داشت ، وی بصورت پیاده در جبهه ها و خطوط مقدم حضور پیدا می نمود و نیاز پزشکی رزمندگان را در محل برطرف می نمود. لذا ایشان اکثر نفرات بخصوص نفرات شاخص را می شناخت و چون بارها شهید سرمدی را در دیدگاه زیارت نموده بود بخوبی بکار و خلق و خوی وی آشنا و مأنوس بودند ، بیاد دارم روزیکه مقرر شده بود جسد مطهر شهید را جهت خاکسپاری به تهران منتقل نماییم من جهت آخرین زیارت به سردخانه پادگان مراجعه و در آنجا دکتر را دیدم که بسیار ناراحت و متأثر هستند پس از دلداری متوجه شدم که وی جسد را شخصا" و با دقت زیاد بطریقی شکوهمند تزیین و آماده و مهیای حمل نموده اند که برایم بسیار غیر منتظره بود (همانطوریکه عرض کردم شهید سرمدی در اثر گلوله مستقیم تانک شهید و لذا بر اثر شدت و قدرت انفجار گلوله قسمتی از شکم این بزرگوار از بین رفته بود) این دکتر شریف شخصا با قراردادن گلهای زیبا در محلی از جسد که در اثر گلوله از بین رفته بود طوری آنرا با حوصله و دقت آماده نموده بود که کمتر کسی متوجه میگردید. بهر صورت پس از انجام اقدامات لازم اجساد مطهر آنان (شهید سرمدی و بیسیم چی وی) به زادگاهشان منتقل و در جوار سایر شهدای گلگون کفن وطنمان جای گرفتند. روحشان شاد. از سایت: http://bahmanarab.blogfa.com بهمن عرب
  2. چگونگی فرار داعش از مرزهای ایران/ اجرای عملیات بالگردهای نزاجا بر فراز مواضع داعش امیر سرتیپ احمدرضا پوردستان فرمانده نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی در گفت‌وگوی اختصاصی با خبرنگار دفاعی امنیتی دفاع پرس ضمن تشریح جزئیات مقابله با تهدید داعش در خرداد ماه سال جاری اظهار داشت: امروز چهره تهدیدات عوض شده و ما در سطح منطقه با جنگ‌ها نیابتی و مشارکتی روبرو هستیم؛ لذا سعی کردیم متناسب با نوع تهدیدات ظرفیت‌های لازم را ایجاد کنیم. وی با بیان اینکه در این رابطه در دو حوزه نرم‌افزاری و سخت‌افزاری فعالیت‌های لازم را جهت ایجاد پوشش امنیتی مناسب انجام داده ایم، تصریح کرد: ما در حوزه سخت‌افزاری متناسب با نوع تهدیدات تسلیحات جدیدی را ساخته‌ایم که در 29 فروردین از آن رونمایی می‌شود، و همچنین در حوزه نرم‌افزاری تاکتیک‌های نوین را علاوه بر تاکتیک‌های کلاسیک دوران دفاع مقدس مورد بررسی قرار داده، و در یگان‌های رزمی خود عملیاتی کرده‌ایم. نقشه‌ای که داعش برای ایران کشیده بود فرمانده نیروی زمینی ارتش با اشاره به توانمندی این نیرو در مقابله با هر نوع تهدید و خصوصا مدل‌های نوینی از جنگ در سطح منطقه (نیابتی و مشارکتی) اظهار کرد: در اوایل سال جاری شاهد پیشروی‌های گروه تروریستی داعش در خاک کشور عراق بودیم، که تروریست‌ها به سمت شرق عراق و مرزهای کشورمان نزدیک شدند، و جالب است که بدانید همانطوری که صدام هنگام تجاوز به کشورمان نقشه جغرافیایی جدیدی را برای خود متصور شده بود و طبق آن برخی از استان‌های ایران اسلامی همچون خوزستان را ضمیمه خاک عراق کرده بود، داعش هم به تأسی از همین خیال باطل، هنگامی که در حال نزدیک شدن به مرزهای ما بود نقشه‌هایی را در فضای مجازی منتشر کرد که در آن بخش‌هایی از کشورمان را جزو تصرفات خود به حساب آورده بود. اعزام 5 تیپ رزمی به مناطق مرزی/ 40 کیلومتر فراتر از مرز را خط قرمز اعلام کردیم وی با بیان اینکه داعش نیامده بود تا فقط "جلولا" را تصرف کرده و در همان جا بماند، بلکه قصد پیشروی به سمت مرزهای ما را داشت، و می‌خواست قصرشیرین، سومار و نفت‌شهر ما را تصرف کند، تصریح کرد: بعد از اینکه چنین شرایطی بوجود آمد بلافاصله به نیروی زمینی ابلاغ شد تا جهت کنترل وضعیت و مقابله با تهدید وارد منطقه شود. امیر پوردستان ادامه داد: نیروی زمینی علاوه بر نیروهایی که جهت مراقبت از مرزها در منطقه تحت فرمان داشت به سرعت پنج تیپ رزمی دیگر را به منطقه اعزام کرد، و با هماهنگی که با دولت عراق انجام دادیم، جهت شناسایی و ارزیابی تهدید تا 40 کیلومتری خاک عراق وارد شدیم. وی همچنین با اشاره به استفاده از ظرفیت‌های بالگردی این نیرو بر فراز مواضع داعش افزود: ما 40 کیلومتری خاک عراق را خط قرمز اعلام کردیم، و همانطوری که همه مشاهده کردند این قدرت نیروی زمینی بود که ترس رابه دل داعش انداخت و هنگامی که آنان قدرت و اقتدار نیروهای ما را دریافتند دیگر جرأت نکردند پا را فراتر بگذارند و به نیروهای ما نزدیک شود، لذا به اعماق خاک عراق فرار کردند. فرمانده نیروی زمینی ارتش در ادامه گفت‌وگو با دفاع پرس درباره "جزئیات پیام تهدیدآمیز نزاجا به داعش که چندی پیش از سوی جانشین فرماندهی نزاجا عنوان، و منجر به ترس شدید تروریست‌ها و فرار آن‌ها از منطقه شده بود، گفت: توجه داشته باشید ما با گروه داعش ارتباط پیامی نداریم، لذا می‌توان گفت حضور ما در منطقه به نوعی بیانگر پیام ما است، یعنی وقتی‌که با قدرت کامل در نقاط مرزی حاضر می‌شویم در واقع پیام خود را به دشمن انتقال داده‌ایم. استقرار توپخانه‌های نزاجا در نقاط صفر مرزی امیر پوردستان در این رابطه افزود: قاعده بر این است که توپخانه‌ها در زمان بروز تهدید با یک فاصله «یک سوم» و یا «دو سوم» از مرز مستقر شوند؛ اما نیروی زمینی از این جهت که می‌خواست در آن مقطع با اقتدار کامل پاسخ تهدید را بدهد، توپخانه خود را با کالیبرهای مختلف در نقاط صفر مرزی مستقر کرده و نفرات دیده‌بان را جهت شناسایی به آن سوی مرزها فرستاده است. همچنین بالگردهای نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی بالای سر داعش موضع عملیاتی گرفته‌اند؛ و باید بگویم همه این اقدامات در واقع به نوعی ارسال پیام ما برای گروه‌های تکفیری است تا بدانند ما مقتدرانه و برای انهدام آن‌ها آمده‌ایم. وی در پایان نیروی زمینی را یکی از نیروهای با ظرفیت و داری پتانسیل بالا دانست و افزود: با وجود جوانان مومن، با انگیزه، خطرپذیر ، و ولایتمداری که در اختیار این نیرو قرار دارد می‌توان از تمامی ماموریت‌های پیشِ رو سربلند و سرافراز بیرون آمد. منبع
  3. منور و روشن کردن میدان جنگ نام هایی آشنا برای ایرانیان هستند که برای آنها تداعی کننده شبهای حمله در طول 8 سال دفاع مقدس است. بسیاری تصور می کنند که منورها تنها از یک سلاح مخصوص کمری پرتاب می شوند اما باید گفت که هم خمپاره ها و گلوله های توپخانه ای مخصوص این کار نیز وجود دارد. به گزارش گروه دفاع و امنیت مشرق ، توپخانه یکی از کلیدی ترین عناصر در ارتش های جهان به حساب آمده و هر روز بر اهمیت آن در بحث پشتیبانی از نیروهای خط مقدم افزوده می شود. اما چقدر درباره گلوله های توپخانه اطلاع دارید؟ در این مطلب سعی می کنیم تا شما را با 5 نمونه از گلوله های مورد استفاده در یگان های توپخانه آشنا کنیم. گلوله شدید الانفجار اولین گلوله در لیست مورد نظر ما، معروفترین و پرکاربرد ترین نوع مهمات در توپخانه به شمار می آید. بدنه این گلوله ها از فولاد ساخت شده و در درون آن ها از مواد منفجره به کار رفته است. ترکیب به کار رفته در مواد منفجره بر اساس ترکیب RDX و TNT قرار دارد. این ترکیب که از آن با نام "کمپوزیت ب" نام برده می شود از آن تاریخ به این سو به عنوان ماده اصلی منفجره مهمات شدید الانفجار به کار می رود. اینگونه از مهمات برای حمله و نابودی طیف گسترده ای از اهداف مثل سنگرها، محل تجمع نفرات و یا ادوات دشمن و به نوعی از بین بردن هر هدفی در میدان نبرد به کار می رود. اما یک نکته جالب در مورد خرج انفجاری به کار رفته در این گلوله ها وجود دارد. این خرج ها که توسط شخص پرتابگر گلوله قابل تنظیم هستند این قابلیت را به گلوله های مورد نظر می دهند که در سه حالت گوناگون منفجر بشوند. یکی در هنگام برخورد با هدف که حالت عمده است، حالت دوم زمانی است که برای انفجار در ارتفاعی مشخص در بالای هدف تنظیم شده و در این حالت از مرگباری بالاتری بر علیه نیروی پیاده دشمن برخوردار است و حالت سوم نیز گونه نفوذگر است که فیوز طوری تنظیم می شود که اندکی پس از اصابت با هدف و نفوذ در آن انفجار صورت بگیرد. گلوله ترکش زا این گلوله که امروزه از خدمت خارج شده است در حقیقت اولین مهماتی بود که توپخانه را به سلاحی واقعا مرگبار تبدیل کرد. تا قبل از اختراع این نوع از مهمات در قرن 18 میلادی، مهمات توپخانه شامل کره های فلزی تو پری بودند که پرتاب شده و در اثر برخورد با افراد و یا استحکامات دشمن ایجاد تخریب می کردند. در اواسط قرن 18 میلادی انگلیسی ها به این فکر افتادند که گلوله های مورد نظر را با گلوله های ریزتر فلزی پر کرده و از با استفاده از آنها به نیروهای پیاده دشمن حمله کنند. با اختراع خرج های زمانی که اجازه می داد تا گلوله در زمان و ارتفاع خاصی از هدف منفجر شود بر مرگباری این گلوله ها نیز افزوده شد. برای نمونه در زمان جنگ اول جهانی از مهمات 75 میلی متری ترکشی استفاده می شود که هر کدام حاوی 300 گلوله فلزی بودند و می توانستند با انفجار در بالای هدف به قتل عام نیروهای پیاده بپردازند. یک تیم آموزش دیده توپچی در آن زمان می توانست تا 20 گلوله از این نوع را در دقیقه شلیک کرده و مساحت گسترده ای را در فضای باز پوشش دهد. این گلوله ها در اوایل جنگ اول جهانی و با معرفی خرج های انفجاری پر قدرت تر و گلوله های شدید الانفجار که پس از منهدم شدن بدنه فلزی را نیز به ترکش تبدیل می کرد از خدمت خارج شدند. گلوله اتمی اما به مرگبارترین بخش از مهمات توپخانه ای می رسیم. پس از پایان جنگ جهانی دوم و آغاز مسابقه تسلیحاتی بین بلوک شرق و غرب، طراحان سلاح های اتمی به دنبال روشهای گوناگون برای پرتاب سلاح های اتمی به سمت طرف مقابل بودند. با بالا گرفتن تنش بین دو طرف در دهه 1950 میلادی بحث استفاده از گلوله های توپخانه مجهز به ماده انفجاری اتمی مطرح شده و به سرعت نیز توسط کشورهای صاحب سلاح هسته ای به کار گرفته شد. اینگونه گلوله ها از لحاظ ظاهری تفاوتی با گلوله های دیگر توپخانه ندارند و مکانیزم انفجاری و همچنین مواد رادیواکتیو مورد نظر در درون گلوله جاسازی شده است. توپ هایی با کالیبر 155 میلی متر به بالا توان شلیک این گونه مهمات را دارا می باشند. البته برد اکثر این گلوله ها نیز در حدود 8 ، 10 ، الی 20 کیلومتر بوده و در صورت استفاده به احتمال زیاد بخشی از نیروهای خودی نیز از اثرات ناشی از این انفجار و تشعشات حاصل از آن آسیب می دیدند. آمریکا، شوروی سابق، فرانسه و انگلستان از جمله دارندگان این گونه گلوله ها بودند. در طول سالهای بعد در جنگ سرد این مهمات با موشکهای کوتاه برد تاکتیکی حامل سر جنگی اتمی جایگزین شدند که از سرعت و قدرت تخریب و همچنین برد بالاتری برخوردار هستند. بر اساس گزارشات موجود سه کشور چین، هند و پاکستان همچنان از گلوله های اتمی در سازمان رزم توپخانه خود بهره می برند. گلوله منور منور و روشن کردن میدان جنگ نام هایی آشنا برای ایرانیان هستند که برای آنها تداعی کننده شبهای حمله در طول 8 سال دفاع مقدس می باشد. بسیاری تصور می کنند که منورها تنها از یک سلاح مخصوص کمری پرتاب می شوند. اما باید گفت که هم خمپاره ها و گلوله های توپخانه ای مخصوص این کار نیز وجود دارد. در این گلوله های به جای مواد منفجره از موادی با خاصیت ایجاد نور استفاده می شود. چاشنی انفجاری این گلوله ها برای منهدم شدن در ارتفاع تقریبی 600 متری از سطح زمین طراحی شده است. در انتهای این گلوله ها یک چتر نسوز که در برابر حرارت مقاوم است نصب شده است و پس از انفجار گلوله مورد نظر و فعال شدن مواد نور زا چتر نیز باز می شود و پروسه سوختن و ایجاد نور در حدود یک دقیقه به طول می انجامد. امروزه در جهان گلوله های توپخانه منوری جدیدترین نیز به تولید رسیده است که نورهای مادون قرمز از خود ساطع می کنند. این گلوله ها به منظور افزایش کارایی سامانه های دید در شب طراحی شده اند. گلوله دود زا اما آخرین گلوله ای که به آن می پردازیم ، نقش مهمی در مشخص کردن اهداف و همچنین ایجاد چتر محافظ برای نیروی های خودی دارد. گلوله های توپخانه دود زا از محفظ های حاوی مواد دود زا مثل فسفر به همراه یک خرج کوچک انفجاری بهره می برند. مخازن دود در وسط گلوله قرار دارد این خرج های کوچک پس از منفجر شدن باعث می شوند که یک واکنش شیمیایی در درون مخازن مورد نظر شکل گرفته و دود تولید شود. از این مهمات برای نقطه گذاری هدف قبل از آغاز گلوله باران دشمن و همچنین ایجاد "پرده دود" برای نیروهای خودی در شرایط دفاعی استفاده می شود. منبع : مشرق
  4. با عرض تسلیت خدمت کلیه همراهان گرانقدر و با قلبی آکنده از غم و اندوه به اطلاع میرساند که یکی دیگر از بازماندگان ناوچه جاوید جوشن از میان ما پر کشیده و برای همیشه رفت جانباز سرافراز امرالله رضایی هفته گذشته بر اثر یک سانحه رانندگی ساده در شهرستان رشت دار فانی را وداع گفت و پیکرش روز جمعه 92/11/18 در زادگاه او روستای خشت از توابع استان فارس به خاک سپرده شد کنار ابوالقاسم رضایی برادر بزرگتر از نیروی زمینی که سال 1365 در منطقه زبیدات به شهادت رسیده بودند. مرحوم رضایی هنگام درگیری تیربارچی ناوچه جوشن بودند از دست دادن یک همرزم و دوست صمیمی واقعا سخت و غیر قابل توصیف است. امیدواریم خداوند متعال به خانواده آن مرحوم صبر و شکیبایی عنایت فرمایند. شاید تصویر پایین برای دوستان عزیزم آشنا باشد.
  5. نام خانوادگی : فوقانی نام: علی اصغر نام پدر :علی تاریخ تولد:1341 محل تولد: چلسابان فوقان شماره شناسنامه: 1393 محل شهادت:سومار تاریخ شهادت : 13/4/61 منطقه عملیاتی :غرب علت شهادت : بمباران هوائی دشمن مسئولیت : نویسنده آتشبار شهید سرجوخه علی اصغر فوقانی متولد چلسبان فوقان از توابع ساوه است که در سال 1341 به دنیا آمد این شهید گرانقدر پس از اعزام به خدمت در 15/1/60 و اختصاص یافتن به گردان 311 از گروه 44 توپخانه اصفهان پس از مدتی برای انجام مأموریت عملیات به منطقه عملیاتی غرب اعزام گردید و در منطقه سومار مشغول به خدمت شد این شهید بزرگوار پس از رشادتهای فراوان و پس از 15 ماه خدمت در تاریخ 13/4/61 به همراه چند تن دیگر از همرزمانش به شهادت نائل شد. قسمتی از وصیت نامه: صحبتی با شما خانواده عزیز دارم خداوند همه را تک تک مورد آزمایش قرار می دهد گاهی با سختی گاهی با خوشی در حوادث زمانه وقت دست از جهل الله بر نداریدو از اسلام ناب محمدی که در این زمانه تجلی یافته دور نشوید و منحرف نگردید. منبع
  6. سرهنگ شهید ابوالقاسم خداقلي در سال 1324 در یک خانواده متدین در روستای ور علیا به دنیا آمد. در 6 سالگی پا به عرصه علم و دانش نهاد؛ و تا کلاس 6 قدیم را در همان روستا سپری نمود. برای ادامه تحصیل به شهرستان محلات رفت و موفق به اخذ دیپلم گردید . پس از خدمت مقدس سربازی وارد دانشکده افسری شد. در میان 400 نفر رتبه اول را به دست آورد و با درجه استواری وارد ارتش شد و در توپخانه اصفهان مشغول به خدمت شد؛ و پس از اخذ درجه سروانی به تهران آمد. در دوران مبارزات ملت مسلمان ایران؛ یکی از ارتشی های طرفدار امام (ره) و انقلاب بود. در زمان جنگ تحمیلی برای دفاع از میهن انقلاب اسلامی وارد منطقه غرب شد. در سمت دیده بانی بود، که موفق گردید در تنگه حاجیان یکی از هلیکوپترهای دشمن را سرنگون سازد و در همان جا به عنوان فرمانده گروهان منصوب شد و افتخار بعدي اش اين بود كه 350 نفر از افراد دشمن را اسیر کردند. او به خاطر دلاوری ها و رشادت هایش مورد تشویق قرار گرفته و درجه سرگردی را کسب نمود. پس از مدت کمی که در کردستان خدمت نمود، به درجه سرهنگ دومی نائل آمد. سرانجام در تاریخ 1361/8/8 در منطقه غرب با جمعی از دوستانش به اسارت حزب منحله دموکرات در آمد. در این بین دشمن بارها پیشنهاد همکاری را به او داد؛ ولی او با تمام وجود در مقابل دشمن استواری نمود؛ تا اینکه پس از 6 ماه اسارت در سحرگاه روز 1362/15/01 به دست مزدوران دست نشانده آمریکایی، به دار شهادت آویخته گردید و به دیدار حضرت دوست شتافت.
  7. با درود فراوان خدمت همراهان گرامی قبل از هر چیز باید عرض شود که این موضوع در راستای تولید محتوا در انجمن ایجاد شده به این دلیل همراهی دوستان خصوصا اساتید آگاه و علاقه مندان به یگان توپخانه را طلب میکند. چند نفر همدوره که در یک روز به استخدام ارتش در آمده باشند را در نظر بگیرید سنوات و درجه آنها یکی است، رسته یک نفر مهندس دیگری اردنانس آن یکی کمیسر یا حقوق و... آخری توپخانه. در سازمان ارتش و در چنین شرایطی فردی که رسته اش توپخانه باشد از باقی ارشد تر خواهد بود. سابقه استفاده از پرتابه هایی مثل منجنیق به بیش از دو هزار و پانصد سال یا بیشتر می رسد برای اولین بار نزدیک به هزار سال قبل چینی ها که مخترع باروت بودند از سلاح گرم استفاده کردند، بعدها از طریق خاورمیانه به اروپا و باقی جهان گسترش یافت. از آن پس سازمان ارتش ها و شکل جنگ ها برای همیشه تغییر کرد. تعریف توپ: به سلاحی گفته میشود که دارای برد و حجم آتش و کالیبر بالا باشد. (خیلی مختصر و مفید) از 20 میلیمتر به بالا تا الی ماشاله توپهای ابتدایی سرپر بودند یعنی اول باروت و بعد گلوله از سر به داخل لوله بدون خان فرستاده و با آتش زدن فتیله و احتراق شلیک انجام میشد. این سلاح طی چند قرن گذشته دستخوش تغییرات فراوانی شده با این حال اجزای اصلی تقریبا همان اجزای قدیمی است مثل لول، خرج، پرتابه، احتراق و محفظه احتراق. لطفا به تصویر پایین دقت فرمایید چرخ ها بجز سهولت در جابجایی یک عملکرد بسیار مفید و مهم دیگر نیز داشته اند." کمک به عقب نشینی" اگر توپ را بعنوان مثال با پیچ و مهره به جایی محکم و ثابت میکردند انرژی ناشی از شلیک به توپ و محل اتصال آسیب جدی وارد میکرد و طناب برای جبران عقب نشینی و بازگشت و کنترل سلاح به حلقه انتهایی و طرفین توپ بسته میشد. چرخ و طناب در واقع اولین دافع یا بافر ساخته شده برای مهار انرژی قدرتمند یک توپ است توپخانه زمینی نیز چنین ساز و کاری داشته چرا که پس از هر بار شلیک می بایست توپ را البته با دست به حالت اول بازگردانده تا مجددا هدف گیری و شلیک نماید. معمولا برای توپ زمینی یک سطح شیب دار رو به پایین و اندکی گود ساخته میشد تا پس از هر بار تیراندازی خود به خود به محل قبلی بازگردد. دوستان عزیز همانطور که میدانید از این جنگ افزار در هر سه نیرو استفاده میشود. پس از مرگ شخصیت های درجه یک مملکتی آنها را روی عراده توپ گذاشته و تشییع میکنند چرا که توپ و توپخانه سنبل اقتدار هر ارتش و ارتش سنبل اقتدار یک کشور است.