Welcome to رهروان ارتش

از اینکه انجمن ما را برای مطالعه انتخاب کردید از شما متشکریم. 

برای استفاده از امکانات انجمن و برقراری رابطه دوستانه با دیگر اعضا لطفا در انجمن ثبت نام کنید

با تشکر

Search the Community: Showing results for tags 'تکاور'.

  • Search By Tags

    Type tags separated by commas.
  • Search By Author

Content Type


Forums

  • پست ها و مطالب ویژه
    • پست های ویژه
    • مقالات ویژه
    • ویژه مهمان
  • تاریخ نگار جنگ
    • تاریخ نگار نیروی زمینی
    • تاریخ نگار هوانیروز
    • تاریخ نگار نیروی هوایی
    • تاریخ نگار نیروی دریایی
  • نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران
    • شهدا و ایثارگران قهرمان نزاجا
    • قهرمانان سرافراز نزاجا
    • عملیات ها و دستاوردهای نزاجا در جنگ
    • متفرقه
    • ایده ها، طرح ها و اتاق فکر
  • هوانیروز ارتش جمهوری اسلامی ایران
    • شهدا و ایثارگران قهرمان هوانیروز
    • قهرمانان سرافراز هوانیروز
    • عملیات ها و دستاوردهای هوانیروز در جنگ
    • متفرقه
    • ایده ها، طرح ها و اتاق فکر
  • نیروی پدافند ارتش جمهوری اسلامی ایران
    • شهدا و ایثارگران قهرمان پداجا
    • قهرمانان سرافراز پداجا
    • دستاوردهای پداجا در جنگ
    • متفرقه
    • ایده ها، طرح ها و اتاق فکر
  • نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران
    • شهدا و ایثارگران قهرمان نهاجا
    • قهرمانان سرافراز نهاجا
    • عملیات ها و دستاوردهای نهاجا در جنگ
    • متفرقه
    • ایده ها، طرح ها و اتاق فکر
  • نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران
    • شهدا و ایثارگران قهرمان نداجا
    • قهرمانان سرافراز نداجا
    • عملیات ها و دستاوردهای نداجا در جنگ
    • متفرقه
    • ایده ها، طرح ها و اتاق فکر
  • پروژه ها
    • پروژه های در دست اقدام
    • پروژ های به سرانجام رسیده
  • جهاد خودکفایی ارتش
    • نوآوریها در جنگ
    • جهاد پس از جنگ
  • مقالات علمی و تحقیقات
    • مقالات داخلی
    • پژوهش و ترجمه
  • فرهنگ و هنر
    • پرسش و پاسخ
    • نقاشی و گرافیک
    • صدا
    • تصویر
    • متفرقه
    • انجمن و ورزش
  • ارتش های بیگانه
    • عملیات های نظامی
    • بررسی توان نظامی کشورها
    • دستاوردهای تکنولوژیکی و تاکتیکی
  • شبیه ساز
    • معرفی شبیه ساز ایرانی
    • شبیه سازهای نظامی
  • English Forum
    • The Iranian Air Force
    • The Iranian Ground Forces
    • The Iranian Navy
    • War stories
    • Miscellaneous

Found 6 results

  1. در این بخش سعی می کنیم جدیدترین مجلات و کتابهای نظامی را برای دانلود در دسترس دوستان قرار دهیم ***************** حجم : 22 مگابایت دانلود
  2. زماني كه اين نوشتار به دست مان رسيد، بيشتر از چند روز نبود كه غيورمرد كُرد ايراني، افسر شجاع سال هاي جنگ، دريادار رحمان الفتي – مبتكر و طراح عمليات موفق مرواريد – چهره در نقاب خاك كشيده بود. ما بنا داشتيم امسال و به مناسبت فرا رسيدن هفتم آذر، گفت وگويي با اين افسر دلير ترتيب دهيم، اما گويي تقدير چنان بود كه مرغ روحش پيش از انجام اين گفت¬وگو به آشيانه پيشين پر بكشد. خوشبختانه يكي از صميمي ترين دوستانش – در چنان شبي – متني زيبا و دل انگيز درباره زنده ياد دريادار الفتي تنظيم كرده بود كه به مناسبتي به دست ما رسيد. بهتر آن ديديم كه با انتشار اين متن، از زبان يكي از صميمي ترين دوستانش، شخصيت زنده ياد الفتي را به مخاطبان عزيز معرفي كنيم؛ وي الفتي را «چريك دريا» لقب داده است و الحق كه اين ويژگي برازنده اوست. جنگ در سي‌ويكم شهريور ماه سال 1359 در زمين، هوا و دريا توسط نيروهاي عراقي عليه ايران آغاز شد. نوك حمله عراق شلمچه و بندر خرمشهر بود. اين بندر امكان دستيابي دشمن را به اهداف راهبردي اش كه همانا تسلط بر شمال خليج فارس و محدوده‌هاي مرزي استان خوزستان بود، ميسر مي كرد. نيروي دريايي ارتش جمهوري اسلامي ايران كه با يك ساختار نيروي بسيار مناسب سازماندهي شده بود، خوشبختانه از همان آغاز حمله بهترين راهكار عملياتي را از بين راهكارهاي متصوره انتخاب و به مرحله اجرا گذاشت. يكان¬هاي شناور كلاسيك نياز به زمان داشتند تا بتوانند خود را دريابند و به منطقه نوك حمله در دريا كه محدوده سكوهاي نفتي در شمال خليج فارس؛ يعني منطقه سكوهاي «البكر» و «الاميه» برسانند. نيروي دريايي ترجيح داد كه بدون درنگ وارد عمل شود و اين مهم، مقدور نبود، مگر از طريق به كارگيري يكان هاي تكاوران دريايي كه از توان عملياتي ويژه‌اي برخوردار و قادر به انجام عمليات در زمين و دريا بودند. تكاوران دريايي به دو بخش تقسيم شدند: يك بخش جهت سد كردن حمله عراق در مرز شلمچه و دفاع از بنادر خرمشهر و آبادان و بخش ديگر، يك يكان زبده با ويژگي‌هاي خاص عمليات دريايي، جهت دفاع از شمال خليج فارس. نيروهاي اعزامي به خرمشهر در سي‌ويكم شهريور ماه سال 1359، يعني روز آغاز جنگ مأموريت خود را در دفاع از اين بندر راهبردي آنچنان انجام داد كه با بررسي كارشناسي به جرأت مي‌توان گفت در تاريخ جنگ‌هاي گذشته كم‌سابقه بوده كه يك گردان منها شده (بخش عمليات ويژه منظور شده جهت دفاع در دريا منها شد) بتواند حركت حدود يك لشكر عراقي را به مدت 34 روز سد نمايد. بخش دوم همان يكان ويژه دريايي بود كه فرماندهي ‌اش به عهده يكي از متخصص‌ترين، از خود گذشته‌ترين، باتجربه‌ترين، شجاع‌ترين، مبتكرترين افراد نظامي، يعني دلاورمرد دريا، «رحمان الفتي» بود. ايشان با اعزام نيروهاي اطلاعاتي به دريا، وضعيت شمال خليج فارس را مورد بررسي قرار داده، نيروهاي لازم را جهت پدافند از نقاط حساس در دريا و ساحل سازماندهي و اعزام كرد. نيروي دريايي ارتش جمهوري اسلامي ايران مهم ترين و حياتي‌ترين اقدام عملياتي در دفاع از خليج‌فارس را «حمله به سكوها و پايانه‌هاي نفتي عراق، يعني البكر و الاميه» دانست. دلاورمرد دريا، رحمان الفتي با كسب اطلاعات لازم از منطقه شمال خليج فارس، عوامل ستادي را از وضعيت دشمن آگاه و با ارائه توانايي‌هاي نيروهاي ويژه تحت امر خود در مدت كمتر از يك ماه آمادگي حمله به سكوها و انهدام هدف را اعلام و خود مجري اين عمليات بسيار مهم شد. عمليات مرواريد با موفقيت وصف‌ناپذير پايان يافت. موفقيت در عمليات «مرواريد» بنياد نيروي دريايي عراق را بسيار ضعيف كرد. وارد شدن يك ضربه مهلك به نيروي دريايي عراق – آن هم در شرايطي كه در آغازين روزهاي جنگ در زمين موفقيت‌هاي پياپي را به دست مي‌آورد - بسيار غم‌انگيز و به عنوان يك تراژدي دريايي برايش مطرح شد. اين ضربه، دشمن را وادار كرد كه توان و امكانات بسيار وسيع اش را جهت جبران اين ورشكستگي كه چريك دريا - رحمان الفتي - و همرزمانش به وجود آورده بودند، به كار گيرد. از اين رو، سكوها را دوباره بازسازي و عملياتي كرد تا بتواند عمليات را در شمال خليج فارس كنترل كند. سكوهاي البكر و الاميه از نظر تجاري و صدور نفت غير قابل استفاده بود، ولي در بُعد نظامي چندين و چند برابر گذشته تجهيز و تحت پدافند بسيار جدي‌تر نيروهاي دريايي و هوايي عراق قرار گرفت. گفتني است جنگ در دريا و اجراي عمليات نيروي دريايي ارتش جمهوري اسلامي ايران در سال 1359 با حمله به سكوها (عمليات هفتم آذر) به اتمام نرسيد، بلكه به منزله آغاز كار جدي‌تري بود، زيرا دشمن اهداف خود را جهت در اختيار گرفتن شمال خليج فارس فراموش نكرده بود؛ اين هدف چون از راهبردي ‌ترين اهداف او بود. ضمن اينكه، عمليات مرواريد و تحميل يك شكست بزرگ، قلب آنها را جريحه‌دار و آرزوي جبران اين سرخوردگي در فكر فرماندهان نيروي دريايي عراق هميشه سايه افكنده بود. از آذر ماه سال 1359 تا پايان همان سال، عراق خود را مجدداً باز يافت. نيروي دريايي ارتش جمهوري اسلامي ايران در آغاز سال 1360 ضرورت آمادگي دوچندان جهت مقابله با دشمن به منظور حفظ خطوط مواصلات دريايي، پدافند از سواحل و جزاير و اسكورت (حفاظت از) كاروان‌هاي تجاري و نفت‌كش و ... را در سرلوحه كار خود قرار داد. لازم به ذكر است معمولاً يك نفر نيروي رزمنده كه در يك عمليات بزرگ مانند مرواريد شركت مي‌كرد، به دليل صدمات جسمي و روحي كه برايش به وجود مي‌آمد، اغلب دِين و وظيفه خود را در يكان‌هاي ستادي و پشتيباني نسبت به جنگ ادا مي‌كرد، ولي رحمان الفتي - اين غيورمرد دريا - كه غيرت وطن‌پرستي را از سرزمين غيورپرور كردنشين ايران عزيز در وجود خود نهادينه كرده بود، اين گونه نبود و ادامه زندگي خود را جز «جنگ در دريا» نديد. هم از اين رو بود كه خانواده را فراموش و غرق در تفكرات عمليات ابتكاري در دريا شد. رحمان به هر وسيله‌اي كه نگاه مي‌انداخت، تمام وجودش را در آن غرق مي‌كرد كه «چگونه مي توان با تغييراتي، آن را به يك وسيله جهت حمله يا دفاع در دريا تبديل كرد.» او نه تنها در بحث هاي نظري، بلكه در عمل نيز استاد همه علم‌هاي قابل استفاده در دريا گرديد. زنده ياد الفتي در مباحثي نظير: صنايع دريايي، انفجار، ارتباطات راديويي، الكترونيكي، تاكتيك و ... واقعاً افسر توانمندي بود كه از ساده‌ترين وسايل بهترين وسيله كاربردي را تهيه و خود در دريا به كار مي‌گرفت. شايان يادآوري است كه شهيد دكتر مصطفي چمران يك تحصيلكرده در رشته الكترونيك با ايده «جنگ غير كلاسيك» به عنوان قهرمان ملي جنگ‌هاي نامنظم در تاريخ كشور ما نامش ثبت گرديده، اما به جرأت مي توان گفت رحمان الفتي كسي بود كه با وجود داشتن تبحري آن گونه، به صورت گمنام با اين دنياي مادي وداع كرد. خدا را شاكريم كه فرمانده نيروي دريايي ارتش جمهوري اسلامي ايران - امير دريادار حبيب‌الله سياري - كه خود از جانبازان جنگ است، كمر همت بسته تا قدر و منزلت رزمندگان گمنام هشت سال جنگ دريايي را به تصوير بكشاند. حق است با همت مضاعف آن فرماندهي محترم، نام اين قهرمان ملي در جنگ‌هاي نامنظم دريايي به ثبت برسد تا درسي باشد در جهت ايجاد روحيه شجاعت، تخصص كاركنان، در دفاع از مرزهاي آبي كشور كه حياتي‌ترين و راهبردي‌ترين اهداف منافع ما است. نگارنده افتخار دارد كه بيشترين ارتباط عملياتي را در طول جنگ با ايشان داشته باشد. درگذشت ايشان مرا بسيار متأثر و اندوهگين كرد كه «چرا دِين خود را در زمان حياتش به خوبي ادا نكردم؟» شب گذشته بر خود وظيفه ديدم كه اين يادداشت را تهيه كنم؛ اي كاش شب به پايان نمي‌رسيد؛ زيرا اين رزمنده عزيز آنقدر فداكاري كرده است كه به راحتي مي توان صدها صفحه در وصف رشادت ها، دليري ها و توانمندي هايش نگاشت. روحش شاد، يادش گرامي. از: دريادار بازنشسته كريم رضايي http://www.aja.ir/portal/home/showpage.aspx?object=paper&categoryid=810a7911-4eb3-4cfd-a13c-5e59f996ecd9&webpartid=8d970d77-bfd0-492d-8cee-adb38b4fa576&id=3630579f-14cb-481c-ac0c-fc59a1c28751
  3. روزهای زیادی از شروع جنگ تحمیلی میگذشت و رزمندگان سرفراز با عملیاتهای کوچک و بزرگشان مرحله تثبیت دشمن را پشت سر گذاشته اکنون مراحل تأدیب و تعقیب دشمن تا مرزهای بین المللی را در نظز داشتند و کمتر روزی بود که خبری از آغاز عملیاتی جدید توسط رزمندگان به گوش نرسد. پیش از این ماهها در سپاه پاسداران و در نواحی مختلف جنگی از ارتفاعات سربه فلک کشیده "کدو" در حاج عمران تا رملهای تفدیده جنوب سابقه منطقه عملیاتی داشتم و عملیاتهای بسیار خطرناک و بی سابقه برون مرزی و چریکی بویژه در کردستان عراق انجام داده بودیم. لشگر58 تکاور ذوالفقار با سازمان و استعداد تیپ در سال 1358 بعنوان گارد ریاست جمهوری در تهران سازماندهی و تشکیل شد. در ابتدا با یک گردان نیروی پایور مسئولیت حراست از کاخها و مقامهای کشوری بویژه ریاست جمهوری را بعهده داشت. بعدها از لحاظ سرزمینی به سمنان منتقل و با توجه به آغاز جنگ تحمیلی و توانائیهای این تیپ با جذب نیروهای وظیفه بصورت لشگری عملیاتی در مرزهای کشورمان حضور پیدا کرد . همانند سایر لشگرهای صف شکن با برخورداری از زبده ترین افراد در فکر نابود کردن دشمن بعثی بود. این لشگر که از سوابق عملیاتهای مختلف جنگی برخوردار بود و حتی در جنگ لبنان و اسرائیل بعنوان نیروهای پاسدار صلح کشورهای اسلامی حضور داشت همواره مورد توجه صاحبنظران جنگ و فرماندهان بود زیرا نیروهایی با قابلیت تحرک و آموزشهای پیشرفته و سخت جنگی بوجود آورده بود و بی شک سهم قابل توجهی در بیشتر حمله های ایران به عراق داشته و بعنوان یگانهای صف شکن خط مقدم جبهه به شمار می آمدند. خدا را شاکر بودم که آموزشهای بسیار پیچیده و سخت مانند دوره تکاور کوهستان, جنگ در کوهستان, عملیات چریک و ضدچریک, اطلاعات رزمی و ضداطلاعات را در آموزشگاههای مختلف رزمی ارتش پشت سر گذاشته بودم و این رنجها و سختیها موجب خدمات سودمندی به یگان سازمانی ام بود. در آنزمان من بعنوان مسئول واحد اطلاعات و عملیات یگان و بنا به دستور قرارگاه عملیاتی غرب مسئولیت طرح ریزی و عملیاتی نفوذی مجدد به عمق خاک دشمن برای بر هم زدن آرایش نظامی خط دفاعی دشمن در منطقه نفت شهر را بعهده داشتم بر همین اساس حدود 20روز متوالی با استفاده از متخصصان امور اطلاعاتی مانند مفسر عکسهای هوایی, مترجمان عربی, متخصص ترتیب و ترکیب نیرو, دیده بان توپخانه, رابط هوایی و همچنین با تلاش مضاعف گروههای زبده گشتی شناسایی و گشتی رزمی را در اتاق جنگ که محل شبیه سازی منطقه عملیات بود پیاده میکردیم اینکار باعث میشد طرح ریزی حمله آتی و توجیه فرماندهان یگانهای مختلف رزمی روشن و قابل درک شود. اینکار یکی از روشهای بسیار مناسب و حیاتی برای یگان رزمی بود و همواره مورد تأکید نظریه پردازهای جنگ ما بوده است . برای انجام مأموریت شناسایی شبها با همت و قدرت تکاوران بطرف نیروهای دشمن میرفتیم. در آن لحظات حیاتی که حساس ترین لحظه ها بود یک رزمنده شجاع با کسب آموزشهای سخت تکاوری و با حرکات موزون و سنجیده بسیار آهسته به دشمن مسلح و در کمین نشسته نزدیک میشد. هیچ جنبنده ای از دید تکاوران تیزبین دور نمی ماند چرا که کار گشتی رزمی درگیری آنی, بکاو و بکش و تصرف هدف بود. نیاز به تذکر و تأکید زیاد نبود تکاوران همانند یک مجموعه کامل و به نحو شایسته کار خود را انجام میدادند زیرا در غیر اینصورت با کوچکترین سهل انگاری و کوتاهی موجب کشته شدن خود و یا تمامی گروه میشدند. دقت و احتیاط شرط پیروزی بود. با الهام از دین مقدس اسلام و تکیه بر عقیده و ایمان راسخ عملیاتها را بخوبی انجام میدادند. مسئولیت هدایت و پایش اطلاعات و عملیات رزمی یکی از یگانهای مهم و زبده تکاور هم بامن بود. شدت جنگ به گونه ای بود که یک منطقه چندین بار دست به دست میشد. نیروهای ایرانی هرچند که دشمن را به عقب رانده بودند اما مناطق "شرهانی" و "زبیدات" هنوز در دست نیروهای ایرانی بود. به دلیل حساسیت و موقعیت جغرافیایی و نیز تلاش عراقیها برای بازپس گیری این مناطق حساس از ایرانیها, وجود نیروهای کارکشته برای نگهداری این سرزمین بسیار اهمیت داشت بنابراین مسئولیت پدافند سرزمینی به لشگر ما محول شد. این منطقه دارای آب و هوایی بسیار سوزان, خاک رملی تفتیده و بدون عارضه بود و بجز مار و عقرب و رتیل حیوانی یافت نمیشد. وجود جسدهای باقیمانده از عملیاتهای پی در پی و عدم تخلیه اجساد باعث شده بود بوی تعفن همه جا را فرا بگیرد. آب و غذا به دلیل مسطح بودن زمین و نبود خاکریز هر 48ساعت یکبار تأمین میشد. هیچ خودرویی به خط مقدم تردد نداشت چون با تیر مستقیم دشمن از بین میرفت. تدارکات فقط در تاریکی مطلق شب و بوسیله نفربرهای شنی دار و با سختی فراوان صورت میگرفت . هیچ جاده ای وجود نداشت . زمین رملی بود و در چنین زمینی هیچ خودرویی قادر به حرکت نبود زیرا در شنزار فرو میرفت برای مقابله با این پدیده کفپوشهای فلزی بهم بافته میشد تا تردد خودروهای شنی دار امکان پذیر شود. هنگام رسیدن تدارکات که شامل چند دبه آب و جیره جنگی بود با آتش سنگین عراقیها مواجه میشدیم که مارا با مشکل مواجه میساخت و مواقعی پیش می آمد که ساعتها طول میکشید تا چندصد متر راه پیموده شود. شکل فیزیکی زمین هم به گونه ای بود که اجازه هرگونه تحرک یا ایجاد جانپناه و سنگر و استحکامات را نمیداد. این منطقه خطرناکترین جبهه زمینی ایران و عراق بود و فاصله ما با عراقیها کمتر از 70متر بود. این موضوع باعث شده بود تا نیروهای ما و عراقیها بسیار بهم نزدیک باشند. این موضوع به دلیل تحکام نشدن خط پدافندی ما و عراقیها بود چون هرشب عملیات بود و این منطقه حساس دست به دست میشد. گاه عراقیها موفق بودند و گاه نیروهای ما که البته موفقیت نیروهای ما بسیار بیشتر بود. روزها بغیر از نگهبانان و دیده بانان کسی از سنگر بیرون نمی آمد چون هدف قناسه های تک تیرانداز عراقی قرار میگرفت. بیشتر شهدای ما در این منطقه از ناحیه پیشانی مورد هدف قرار گرفته بودند. این موضوع برای عراقیها هم صدق میکرد. نگهبانان روز و تک تیراندازان تک ور با تفنگهای دقیق و دوربین دارشان هراز چندگاه پیشانی یکی از عراقیها هدف قرار میدادند. در این منطقه سنگری وجود نداشت و ما در داخل زمان حفره هایی به عمق یک متر ایجاد کرده بودیم که حکم جانپناه را داشتند. هرگز نمیتوانستیم از داخل آنها بلند شویم و بصورت درازکش وارد و خارج میشدیم. بدلیل فاصله کم ما با دشمن ماهها خبری از چای و غذای گرم نبود. هنگام تاریکی شب همگی تا صبح در سنگرهای پدافندی برای غافلگیر نشدن از دشمن بیدار بودیم. بریده شدن گلوها امری عادی بود و شیوه نبرد در این منطقه به حساب می آمد. صدها تن از اجساد در فاصله چند متری بین نیروهای ما و عراقیها درحال فساد بودند و طعمه جانوران موذی میشدند. دیده شدن مساوی بود با مرگ . هیچگونه آرامشی وجود نداشت. شب و روز و لحظه به لحظه انتظار یورش از سوی هرکدام از نیروهای ما و دشمن متصور بود. اسلحه و مهمات لحظه ای از ما دور نمیشد. گاه در یکهفته چند عملیات صورت میگرفت و خارج ساختن مجروحین از صحنه کارزار کاری غیرممکن بود. به دلیل نبود کانالهای ارتباطی تعداد تلفات و مجروحین بسیار زیاد بود. درهر دقیقه ده ها خمپاره, آرپی جی و مینی کاتیوشا بر سر ما باریدن میگرفت و به دلیل خمپاره های منور, وجود شب احساس نمیشد. دشمن از ترس هر چند ثانیه اقدام به شلیک گلوله های منور و خوشه ای میکرد تا آسمان منطقه روشن باشد و نیروهای ایرانی نتوانند پیشروی کنند. این شیوه برای نیروهای عراقی هم صدق میکرد. آنها هم شب و روز از ترس شبیخون ما آرام و قرار نداشتند. نزدیکی ما و دشمن به حدی رسیده بود که بسوی یکدیگر نارنجک دستی پرتاب میکردیم و شرایط به گونه ای بود که اگر هریک از ما یا دشمن قصد پیشروی داشتیم نیروی مقابل فرصت عرض اندام و آرایش نداشت. منطقه پر شده بود از خودروهای سبک و سنگین و انواع خودروهای راه سازی که در وسط میدان بین نیروهای عراقی و نیروهای ما جا مانده بود و امکان جابجا کردن آنها برای عراقیها وجود نداشت. زمین مملو از سلاح و مهمات و اجساد عراقیها بود که دربین آنها تعداد کمی از شهدای ما هم وجود داشت. عملیات بطور معمول از نیمه شب به بعد و یا سحرگاهان انجام میشد. گاه تا چشم باز میکردیم با فریادهای گوش خراش و عربده های عراقیها مواجه میشدیم که وارد کانالهای نیمه کاره ما شده بودند و جنگ تن به تن آغاز میشد از طرفی نیروهای ما هم آنها را به رگبار میبستند و پیکرهای بی جانشان پی در پی بر زمین می افتاد. برای گوشمالی دادن دشمن و بالا بردن توان و روحیه نیروهایمان گشتیهای رزمی را سازماندهی کردیم و در دسته های 20نفری به سمت مواضع دشمن سرازیر میشدیم. عراقیها از بیم حمله ایرانیها در هر نقطه ای از جبهه اقدام به حصرکشی و ایجاد موانع فیزیکی میکردند ولی دشمن دراین منطقه فرصت هرکاری را از دست داده بود. در نیمه های شب با استفاده از استتار و اختفا خودمان را بالای سر عراقیها میرساندیم آنان از ترس هرکدام در گوشه ای پناه گرفته و به حالت نیمه آماده چرت میزدند فرصت کاوش وجود نداشت و برتری در گشودن آتش بود. در حد امکان هرشب این آزار و اذیت صورت میگرفت تا یگانهای دشمن فرصت کشیدن نقشه را نداشته باشد. این منطقه یادآور از دست دادن رزمندگان بسیار زیادی بود که همگی بوسیله تیر مستقیم و یا ترکش خمپاره ها به شهادت رسیده بودند. تیپ55 هوابرد شیراز در این منطقه تلاش بسیار زیادی کرده و توانسته بود دشمن را زمینگیر کند. 6ماه در آن منطقه مشغول انجام وظیفه بودیم با این حال خط پدافندی ثابتی نداشتیم چون هرچند روز خطوط پدافندی ما یا عراقیها در حین عقب نشینی و یا پیشروی جابجا میشد. در یگان ما سرباز بلند قامت و قوی هیکلی بود که آرپی جی زن بود او هرازگاهی در نگهبانی سستی میکرد و هربار که از او توضیح میخواستیم میگفت: - در آینده وظیفه بزرگی دارمبه دلیل اینکه خدمتش رو به پایان بود همه به شوخی به او میگفتند: - پس کی این کار مهم و بزرگ رو از تو میبینیم؟ - نگران نباشید روزی به بودنم افتخار خواهید کرد و در آینده از اینکه نمیگذارید سر نگهبانی چرت بزنم ناراحت خواهید شد. ماهم با خنده حرفهایش را سرپوش گذاشتن بر اهمال کاری اش در نگهبانی قلمداد میکردیم و بهمین دلیل هرازگاهی اضافه خدمت جانانه ای برایش در نظر میگرفتیم. در این ایام بود که عراقیها دست به عملیات معروف زبیدات و شرهانی برای بازپس گیری منطقه و پل چمسزی ردند. نبردی خونین صورت گرفت و یورش عراقیها از هر سو آغاز شد. از آنجائیکه خاکریز مشخصی وجود نداشت هدایت افراد بسیار مشکل و گاه غیر ممکن میشد. هریک از سربازان در سنگر خود با استفاده از مهماتی که از قبل زیر زمین پنهان کرده بود پدافند میکرد. نیروهای احتیاط هم نمیتوانستند خیلی سریع در زیر آتش تهیه دشمن به ما ملحق شوند با این اوضاع دفاع جانانه ای صورت گرفت و هرکس هرآنچه آموخته و تجربه کرده بود بکار میبست تا پیشروی دشمن را به تأخیر بیندازد. ناگهان بالگردهای عراقی در آسمان ظاهر شدند و بعضی از سنگرهای مارا هدف قرار دادند و تعدادی از سربازان شجاع ما به شهادت رسیدند. کم کم داشتیم ناامید میشدیم و احساس میکردیم لحظات پایانی فرا رسیده و دشمن برما چیره خواهد شد. از گوشه سنگرم سرم را به سمت چپ کانال برگرداندم و دیدم سربازی که ادعا داشت به وجودش افتخار خواهیم کرد با آرپی جی اش درحال تیراندازی به سمت ادوات و افراد دشمن است. درگیری همچنان ادامه داشت در این احوال صدای مهیبی به آسمان برخاست که متفاوت از انفجارهای معمول بود. به سمت صدا نگاه کردم و دیدم که آن سرباز شجاع بالگرد عراقی را هدف قرار داده و بالگرد همچون آهن پاره ای عظیم با صدای مهیبی منفجر شده است. صدای تکبیر و الله اکبر نیروهای ما به آسمان برخاست و رزمندگان با روحیه ای مضاعف عراقیها را هدف قرار دادند. نیروهای عراقی با دیدن این صحنه ناامید بطرف مواضع خودشان فرار کردند و کمی بعد نیروهای احتیاط ما وارد صحنه شده و عراقیهارا تعقیب کردند. همانجا بود که این سرباز شجاع با اقدام بموقع خود ضمن نجات رزمندگان موجب فرار عراقیها نیز شد او که کمی از ناحیه دست و زانو زخمی شده بود خودش را به من رساند و با غرور و لبخند گفت: - دیدی روزی رو که کار بزرگی انجام داده ام؟!! حالا شما بنشین و برام اضافه خدمت رد کن منهم ضمن قدردانی و تشکر به او گفتم : - خدمت تو همین الان تمام شد اضافه خدمتهایت هم بخشیده شد چنین هم شد. او مورد لطف فرماندهان قرار گرفته و ضمن دریافت نشان شجاعت از خدمت مقدس سربازی ترخیص شد و خاطره ای افتخار آمیز برای همرزمان و یگانش باقی گذاشت. در یکی از روزها خبر حمله منافقین خلق به شهر مهران رسید. آنان به یاری دشمن شتافته تا عراقیها را که در باتلاق جنگ فرو رفته بودند نجات دهند. دشمن برای بالا بردن روحیه نیروهایش دست به حمله های مقطعی و سراسری زد که به حمله سراسری صدام معروف شد و در تمام جبهه های جنگ از کردستان تا جنوب ادامه داشت. در بامداد یکی از روزها یورش عراقیها بسوی مواضع ما آغاز شد. نیروهای استراق سمع ما که در فاصله ای جلوتر از ما برای غافلگیر نشدن مستقر بودند اعلام کردند که دشمن درحال پیشروی است . با توجه به درگیریهای متعدد در آن نقطه اولویت ما وارد کردن تلفات به دشمن و سرکوب آنها بود و درصورت پیشروی دشمن عقب نشینی تاکتیکی و پاتک نیروهای احتیاط ما و محاصرا عراقیها مدنظر بود. نیروهای عراقی بسیار زیاد و دارای تحرک عالی بودند که نشان از تازه نفس بودن دشمن داشت. افراد ما خیلی سریع در مواضع از پیش تعیین شده مستقر شدند و تا حد امکان مهمات تهیه کردند و بوسیله بیسیم موقعیت نیروها را به یگان بالاتر برای اتخاذ تصمیم و آمادگی لازم برای بکارگیری نیروهای احتیاط گزارش دادیم درهمین زمان عده ای از عراقیها از حد لبه جلویی منطقه نبرد عبور کردند که با شلیک تیربارها آغاز درگیری اعلام شد. پس از مدتی کوتاه آسمان منطقه پوشیده از دود و خاک و آتش شد. افراد نمیتوانستند همدیگر را ببینند و به دلیل شرایط بسیار بد جوی هرکس برای خود میجنگید. افراد مستقر در خطوط پدافندی سردرگم شده بودند و نمیشد از آرایشهای رزمی استفاده کرد ولی با اینحال تلفات دشمن بسیار زیاد بود. آنان با حالتی خواب آلود همچنان به پیش می آمدند و تعدادشان زیاد بود غرش مسلسلها لحظه ای خاموش نمیشد. درخواست پشتیبانی آتش دادیم. ارتش در پشت مواضع ما اقدام به ایجاد مواضع توپخانه صحرایی از نوع 203 خودکششی کرده بود که وجود این جنگ افزار باعث دلگرمی رزمندگان بود. خوشبختانه نیروهای عراقی فاقد این سلاح بودند و شلیک این جنگ افزار باعث تداعی زمین لرزه میشد. درهنگام درگیریها بهترین و امن ترین محل همان خط مقدم است چون دشمن به دلیل پیشروی نیروهای خودش بر روی این منطقه اجرای آتش نمیکند و بیشتر عقبه نیروهای ما را میکوبید تا خطوط تدارکات و نیروهای کمکی را قطع کند. درگیری سلاحهای کالیبر کوچک آغاز شده و همچنان ادامه داشت. بوی دود و خاک فضا را پوشانده بود. هرکدام از نیروهای ما که مجروح میشد امکان امدادرسانی نبود. شکل جغرافیایی محل به گونه ای بود که عقب نشینی نیروهای ما مساوی با کشته شدن بود چون هیچ عارضه ای در منطقه نبود و در صورت برگشت مورد اصابت گلوله های سرگردان قرار میگرفتیم. لحظات به سرعت سپری میشد و هرآنچه امکان داشت از دشمن تلفات گرفتیم. دیگر امکان مقاومت بیشتر نبود چرا که نیروهای دشمن به مراتب بسیار بیشتر از ما بود. قسمتهایی از یگان که به داخل مواضع عراقیها رفته بودند در محاصره کامل عراقیها قرار داشتند از طرفی زرهپوشهای عراق در پشتیبانی از عملیات یگان پیاده نظام خود وارد معرکه شده بودند. وجب به وجب زمین بوسیله گلوله های کالیبر بزرگ کوبیده میشد. تعداد مجروحین ما بسیار زیاد بود و تعدادی از افراد هم به شهادت رسیده بودند. باید تا آخرین گلوله میجنگیدیم زیرا راه برگشت وجود نداشت و عراقیها هم قصد کشتار مارا داشتند. وضعیت به رده های بالا گزارش شد و فرماندهی نیز مارا زیر نظر داشتند در همین زمان با دستور افسر عملیات غرش آتش توپخانه خودی آغاز شد. شدت آتش این توپخانه به حدی بود که قبل از شلیک به نیروها اعلام میشد به داخل سنگرها بروند چون تخریب و ترکش آنها بسیار زیاد بود. در جواب آتش عراقیها اگر دو توپ شلیک میشد زمین به حدی میلرزید که عراقیها تا چندین ساعت خاموش میشدند. لحظه استفاده از آتش تهیه رسیده بود و توپخانه شروع به شلیک کرد. زمین و زمان میلرزید و پی در پی مواضع عراقیها درهم کوبیده میشد. تلفات دشمن بسیار زیاد بود ولی همچنان به عملیات ادامه میدادند. سلاحهای ما همگی سبک و نیمه سنگین بودند. فرمانده تیپ دستور عقب نشینی داد تا مواضع ماهم که دشمن وارد آن میشد بوسیله توپخانه کوبیده شود. اینکار یک شگرد نظامیست که دشمن را به دام می اندازد. خیلی سریع دسته های مقاومت به عقب کشیده شدند و دشمن وارد سنگرهای ما شد که ناگهان آتش کاتیوشاها و توپخانه شروع به باریدن کردند و وجب به وجب منطقه را شخم زدند و هرآنچه در آنجا بود را منهدم کردند شدت آتش پشتیبانی ما بحدی بود که به دشمن اجازه پیشروی نداد. ساعت 07:00 صبح شده بود که بالگردهای توپدار عراقی وارد کارزار شده و مواضع مار ا هدف قرار دادند. موشکهای آنان بسیار خطرناک بودند و تعدادی از نیروهایمان شهید و مجروح شدند. در این کارزار نقش سربازی که با شلیک آرپی جی7 یکی از بالگردها عراقی را سرنگون کرد بسیار اثرگذار بود. درگیری شدیدی ایجاد شد. عدم تدارک نیروهای عراقی و قطع شدن عقبه آنها باعث شد از مواضع ما خارج شده و پا به فرار بگذارند که با هدف قرار دادن آنان تعداد بسیار اندکی جان سالم به در بردند و نیروهای ما اقدام به تحکیم مواضع خود کردند. در راستای عملیاتهای فریبنده و بازدارنده لشگر58تکاور ذوالفقار بنا به دستور باید در مناطق مختلف عملیات میکردیم. بعد از شکست مذبوحانه دشمن و ایجاد آرامش نسبی مواضع فوق به لشگر 77خراسان واگذار و بنا به دستور برای انجام عملیات آبی-خاکی در جزایر مجنون آماده شدیم
  4. دزدان دریایی در آب‌های آزاد وقتی پرچم ایران را روی کشتی‌ای می‌بینند وحشت به جانشان می‌افتد. تکاوران کلاه‌سبز روی عرشه کشتی‌های نظامی و حتی کشتی‌های باری و ماهیگیری در آماده‌باش هستند. شاید بارها شنیده باشید که دزدان دریایی به کشتی‌های تجاری یا نفتکش‌ها حمله کرده‌اند و آن‌ها را به تصرف خود درآورده‌اند ولی در مدت زمان بسیار کوتاهی تکاوران نیروی دریایی ارتش موفق به باز پس‌گیری شناورها شده‌اند. جزئیات آزادسازی این شناورها از زبان تکاوران بسیار جالب بوده و جزئیات آن شاید باورنکردنی باشد. آنان برای رهایی کشتی‌های دزدیده شده از سوی دزدان دریایی ساعت‌ها و حتی روزها مبارزه و سرانجام به پیروزی شیرینی دست پیدا می‌‌کنند.ناخدا سوم- سرگرد- «سیدمحمد حسینی مقدم» فرمانده مرکز آموزش جنگ‌های آبی و خاکی در مرکز آموزش تفنگداران دریایی منجیل که در چندین عملیات برای رهاسازی شناورهای دزدیده شده شرکت داشته گفت‌وگویی خواندنی با خبرنگار شوک داشته است. چند سال می‌شود در نیروی دریایی خدمت می‌کنید؟ من ۱۵ سال پیش به استخدام نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران درآمدم و از سال ۸۶ نیز به عنوان تکاور دریایی مشغول به خدمت هستم. تاکنون چندبار به مأموریت‌های فرامرزی اعزام شده‌اید؟ چهار بار با ناوهای جنگی و اسکورت کشتی‌های تجاری و نفتی به مأموریت در اقیانوس هند، خلیج عدن و دریای سرخ اعزام شده‌ام. چند بار با دزدان دریایی روبه‌رو شده‌اید؟ در دو مرحله با دزدان دریایی روبه‌رو شده‌ام؛ یک‌بار در تابستان سال ۹۱ و در ابتدای خلیج عدن بود و یک‌بار نیز در شمال اقیانوس هند و زمانی که دزدان دریایی قصد حمله به کشتی ماهیگیری را داشتند. از جزئیات این عملیات‌ها می‌گویید. در نخستین رویارویی با دزدان دریایی من و سایر تکاوران تحت عنوان اسکورت در یک نفتکش حضور داشتیم، هوا رو به روشن شدن بود که متوجه حضور ۱۱ قایق و یک لنج ماهیگیری در مسیر حرکتمان شدم. این صحنه برایم غیرعادی بود و احتمال دادم آنان دزدان دریایی هستند که در پوشش ماهیگیران محلی قصد حمله و تصرف کشتی را دارند. از همکارانم خواستم سریع پشت تیربار و تجهیزات دفاعی حاضر شوند و آرایش ویژه به خود بگیرند. شرایط حساس و بحرانی بود زیرا شلیک به سوی نفتکش احتمال انفجار را در پی دارد. بنابراین حواسمان به همه تحرکات بود و با نزدیک شدن آنان و نخستین شلیک از سوی دزدان دریایی، پاسخ آنان با آتش سنگین داده شد و بلافاصله از ترس پا به فرار گذاشتند و ما نفتکش را بدون هیچ‌گونه خسارت جانی و مالی به مقصد اسکورت کردیم و در دومین درگیری بنابر درخواست یک کشتی مجهز ماهیگیری کشورمان که می‌خواست به صید ماهی تن در منطقه‌ای که امنیت بسیار پایینی دارد برود، تیمی از تکاوران به فرماندهی من در آن کشتی حاضر شدیم. هنوز چند روزی از فعالیت این کشتی نگذشته بود که دو قایق و یک لنج ماهیگیری به ما حمله کردند و با شلیک به سوی کشتی قصد تصرف آن را داشتند. آن‌ها اطلاع نداشتند که نیروهای تکاور و آماده داخل کشتی هستند. به هر ترتیب با شجاعت تیم تکاوری موفق به فراری دادن دزدان دریایی شدیم و این کشتی نیز به سلامت پس از صید به کشورمان بازگشت. دزدان دریایی معمولاً با چه شگردی وارد عمل می‌شوند؟ ابتدا باید به نکته مهمی اشاره کنم، دزدان دریایی که بیشتر جزو کشورهای یمن و سومالی هستند به فعالیت‌های نظامی آشنا هستند و قبلاً نظامی بوده‌اند و با توجه به بی‌ثباتی اوضاع داخلی کشورشان و نبود حکومت مستقل به دزدی دریایی روی آورده‌اند و با سرقت قایق‌های‌ کوچک و با سرقت لنج و کشتی‌های بزرگ‌تر دست به سرقت‌های سازمان‌یافته‌ای در آب‌های آزاد می‌زنند. دزدان دریایی در اجرای نقشه‌هایشان در پوشش ماهیگیران محلی در مسیر کشتی‌های مورد نظرشان قرار می‌گیرند و طوری وانمود می‌کنند که در حال ماهیگیری هستند ولی وقتی کاملاً نزدیک می‌شوند با استفاده از سلاح‌هایی که در اختیار دارند به سوی کشتی شلیک می‌کنند تا وحشت را به جان خدمه کشتی بیندازند و اگر عکس‌العملی ندیدند با استفاده از چنگک‌ها و نردبان‌های مخصوص در سریع‌ترین زمان وارد عرشه می‌شوند و آن را به تصرف خود در‌ می‌آورند و کشتی را به سوی سواحل خود می‌برند، ولی اگر پاسخ سختی از کشتی دریافت کنند بی‌درنگ آنجا را ترک می‌کنند. دزدان دریایی بیشتر در چه زمانی دست به سرقت می‌زنند؟ این تبهکاران بیشتر هنگام غروب یا هنگام روشن شدن هوا یعنی زمانی که خدمه‌های کشتی خسته‌اند یا هنوز از خواب بیدار نشده‌اند نقشه خود را به اجرا می‌گذارند و با توجه به چابکی و توان جسمانی خوبی که دارند در کوتاه‌ترین زمان کشتی را به تصرف خود در می‌آورند. بهترین خاطره‌تان در دوران تکاوری چیست؟ بهترین خاطراتم مربوط به زمانی است که همکارانم برای رهایی یا دفاع از یک شناور وارد عمل شدند و آن را از دست دزدان دریایی نجات دادند. این لحظات برایم بسیار غرورآفرین و لذتبخش است. تکاوری را چقدر دوست دارید؟ خیلی، بیش از چیزی که فکر می‌کنید! من در ابتدا در نیرویی دریایی ارتش به عنوان یک تفنگدار مشغول به خدمت بودم ولی با توجه به علاقه بسیاری که به تکاوری داشتم و با وجود اطلاع از این‌‌که گذراندن این دوره بسیار سخت و طاقت‌فرسا است ولی آن را به جان خریدم و این دوره را با موفقیت گذراندم و یک تکاور کلاه‌سبز شدم. چه فرقی بین کلاه‌سبزها و کلاه آبی‌ها وجود دارد؟ کسانی که در آموزشگاه منجیل تحت آموزش قرار می‌گیرند موفق به دریافت کلاه آبی می‌شوند ولی کسانی که می‌خواهند تکاور شوند و کلاه سبز دریافت کنند، باید چندین دوره سخت شبانه‌روزی را بگذرانند. این دوره‌ها شامل راپل، غواصی، دفاع شخصی و… است که موفقیت در آن‌ها بسیار مشکل است. باید اشاره کنم که تکاوری یک تخصص در تفنگداری دریایی است. یک تکاور برای مقابله با دزدان دریایی چه آموزش‌هایی می‌بیند؟ آموزش‌های ویژه‌ای وجود دارد، بخشی از آموزش تکاوران رویارویی با دزدان دریایی و تصرف شناور دزدیده شده است و این تمرین‌ها در مرکز آموزش و با شبیه‌سازی ماکت‌های شناورهای بزرگ صورت می‌گیرد و تکاوران باید نحوه تصرف آن را با بالارفتن از طناب و استفاده از تجهیزات خاص فرا بگیرند. آنان آموزش‌های دیگری را نیز می‌بینند که در قالب آموزش‌های عملیاتی، روحی و روانی است. یک تکاور تا چه مدتی می‌تواند فعالیت داشته باشد؟ هر سال از تکاوران تست‌های شنا، آمادگی جسمانی، تیراندازی و… گرفته می‌شود و اگر تکاوری حد نصاب معین را به دست نیاورد از چرخه فعالیت تیم‌های تکاوری خارج می‌شود، بنابراین رقابت برای باقی ماندن در این تخصص همیشه بین کلاه‌سبزها وجود دارد. تکاوری چه سختی‌هایی دارد؟ سختی‌های خاص خود را دارد، دوری از خانواده، احتمال بروز هرگونه حادثه‌ای برای خودمان یا کشتی‌ها گوشه‌ای از سختی‌هایی است که ما با جان و دل آن را پذیرفته‌ایم و خانواده‌هایمان نیز به دوری عادت کرد‌ه‌اند و می‌توان گفت آن‌ها نیز ما را به طور غیرمستقیم در اجرای عملیات‌ها همراهی کرده و با حمایت‌هایشان روحیه‌مان را تقویت می‌کنند. منبع
  5. یگان های تكاور در ساختار ارتش ایران در دهه ۷۰م شامل یگان های تكاور نیروی زمینی و نیروی دریایی بوده است. برابر مفاد استراتژی نظامی ملی ایران، آرایش نظامی از دالان پرداغ تا دهانه فاو در برابر عراق مشتمل بر لشكرهای زرهی، پیاده و پیاده كوهستان، گروه خدمات رزمی هوانیروز، گروه خدمات پشتیبانی رزمی و پایگاه های هوایی بوده است. یگان های تكاور نیروی زمینی در این آرایش نظامی سازماندهی شده بودند و گروه های چندگانه كماندویی نیروی دریایی نیز در آبادان و خرمشهر مستقر شده بودند. یگان های تكاور نیروی زمینی ارتش برابر استاندارد بین المللی ارتش ها متشكل از كلاه سبزها، كلاه مشكی ها و كلاه قهوه ای ها بود و تفنگداران دریایی ارتش نیز كلاه سبزها بودند. سلسله مراتب استراتژیك ارتش از سطح لشكر به سطح سپاه به رده قرار گاه تعیین شده بود كه پست سازمانی قرارگاه در دوران جنگ بود و قبل از آن ارتش،۱ ارتش ،۲ ارتش۳ و به این ترتیب بود. قرارگاه جنوب، قرارگاه غرب و قرارگاه شمال غرب به آرایش نظامی یگان های تكاور مستقر در لشكرهای زمینی و با هماهنگی نیروهای هوایی و دریایی به استقرار كماندوهای دریایی و اسكادران های هوایی می پردازند. ۱۴۰۰ كیلومتر مرز مشترك با عراق نیروی زمینی ارتش ایران را از استقرار پرسنلی و رزمی گسترده ای برخوردار گردانیده است. برابر استراتژی نظامی ایران، نیروی زمینی برجسته ترین و قاطع ترین نیروی كشور است كه می تواند در امتداد مرز با عراق عمل كند. بدیهی است كه استعداد یگان های تكاور نیروی زمینی بیش از نیروی دریایی است. پرسنل یگان های تكاور به لحاظ پیچیدگی عملیاتی از دسته های مختلف رزمی جمع آوری شده و در رده یگان های نخبه نظامی یا رزمی Combat Elite Unites سازماندهی می شوند. كمیته تكاور نیروی زمینی و دریایی مسئولیت سازمانی مذكور را دارا هستند. فرمان عملیاتی یگان های تكاور با سایر واحدها و یگان های كلاسیك متفاوت است. یگان های تكاور زمینی و دریایی توانایی لازم را برای هدایت رزمی و در دو سطح تاكتیك و استراتژی را دارا هستند. یگان های مذكور گاه ابزاری برای پیشبرد استراتژی امنیت ملی كشور نیز بوده اند. كلاه سبزها، هوابرد و رنجرها از یگان های تكاور نیروی زمینی در انطباق با شرایط محیطی تاكتیكی جنگی مأموریت های متنوعی را انجام داده اند. فرماندهان یگان های تكاور نیروی زمینی تا رده نیروی زمینی و وزارت دفاع در تدوین و توسعه استراتژی نظامی ملی كشور حضور داشتند. دستورات محوله از طریق فرماندهی مركب نظارت، كنترل، انضباط، آموزش ارتباط و مخابرات و برآورد اطلاعاتی تا رده تیم توزیع می شد. با شروع جنگ یگان های تكاور در نواحی مختلف مرزی در كنار سایر واحدهای جنگی ارتش به انجام مأموریت ها محوله پرداختند. برجسته ترین مأموریت های محوله Airborne و Seaborne بود. در واقع بعد سوم عملیات نظامی ارتش به یگان تكاور محول شده بود. ضمن آنكه متجاوزین عراقی نیز از آرایش نظامی و یگان های تكاور برخوردار بوده در نتیجه ما شاهد انواع و اشكال جنگ های بعد سوم بین واحدها و یگان های تكاور خودی و دشمن عراقی بودیم. نیروهای تكاور ارتش در سه حوزه آبی _ خاكی جنوب، بیابان و كوهستان غرب و كوهستان جنگل شمالغرب كشور به اجرای مأموریت های بعد سوم جنگ می پرداختند. آنها می بایستی مراقب حملات یگان های تكاور متجاوزین عراقی نیز می بودند كه مانع از صدمات، تلفات و خسارات به یگان های خودی شوند. یگان های تكاور متجاوزین عراقی بیشتر به سبك و سازمان ارتش های كمونیستی بلوك شرق سابق بود در حالی كه یگان های تكاور ارتش ایران شامل زمینی و دریایی برابر استانداردهای بین المللی به ارتش فدرال آمریكا و ارتش سلطنتی بریتانیا نزدیك تر بود. ارتش ایران در دهه ۷۰م عضو پیمان منطقه ای سنتو بود و یگان های تكاور ارتش نیز در این دوران تجارب خوبی از جنگ با عراقی ها و نیز مكانیسم فكر سازی آنها كسب كرده بود. جنگ ظفار، بازپس گیری جزایر سه گانه ایرانی، جنگ ۱۹۷۵ با متجاوزین عراقی به همراه برگزاری مانورهای مشترك رزمی با كشورهای خارجی و بازی های ورزشی ارتش ها یگان های تكاور ارتش ایران را در سطح بالای تكنیكی، تاكتیكی و حتی در سطح استراتژیك قرار داده بود. كاملا بدیهی بود كه یگان های تكاور زمینی و دریایی ارتش ایران از سه سطح استراتژی، تاكتیك و تكنیك به مراتب بالاتر از یگان های تكاور متجاوزین عراقی بود. یكی از جلوه های بارز آن انطباق با شرایط جغرافیایی بود. انطباق با شرایط سخت كوهستانی برای اعراب بسیار مشكل است. آنها عادت به بیابان سوزان دارند. عملیات آبی _ خاكی و جنگ در شرایط سخت كوهستانی برای یگان های تكاور عراقی فوق العاده مشكل است. این در حالی بود كه یگان های تكاور عراقی در لشكرهای گارد ریاست جمهوری، گارد ویژه ریاست جمهوری و تیپ های هوابرد سازماندهی شده بودند. یكی از نكات برجسته روانشناختی سیاسی و نظامی رژیم سابق عراق استفاده از كلاه بر یا كلاه كج در بین اعضای دولت بود. تمام عراقی های زمان صدام حسین علاقمند بودند كه از این نوع كلاه استفاده كنند. یگان های تكاور ارتش عراقی كه عمدتا از نیروی زمینی بودند از آموزش های Spetznas روسی KSK آلمان شرقی برخوردار بودند. تجارب جنگ افغانستان نشان داد كه نیروهای تكاور روسی توسط جنگجویان افغانی قلع و قمع شدند و حتی جنگ افغانستان سهم استراتژیك در فروپاشی اتحاد شوروی داشت. همچنین تجارب مذكور در دوران جنگ تحمیلی برای یگان های تكاور زمینی و دریایی ارتش ایران فراوان است. تكاوران دریایی در زمان محاصره خرمشهر و آبادان به اجرای عملیات Seaborne و تكاوران زمینی نیز در عملیات غرب و شمال غرب به همراه گروه خدمات رزمی هوانیروز شامل لجستیك و عملیات جنگی به اجرای مأموریت Airborne پرداختند. در این میان می توان از لشكر ۵۸ تكاور، تیپ ۵۵ هوابرد، لشكر ۲۱ پیاده كوهستان و لشكر ۲۳ نوهد نام برد. بسیاری از پرسنل نظامی لشكرهای مذكور جزو لشكرهای واحدهای نخبه رزمی شامل لشكر۱ و لشكر ۲ سابق بودند. همچنین گروه های چندگانه كماندوهای دریایی از كمیته تكاور مستقر در حوزه ناو تیپ چهارم دریایی و سایر واحدهای دریایی جنوب از یگان های برتر رزمی برای عملیات Seaborne محسوب می شدند. به نظر می رسد كه یك عقده و حقارتی از جانب عراقی ها نسبت به ارتش ایران وجود داشت كه جنگ تحمیلی آنها را به اجرای نیات شوم واداشت. یگان های تكاور از حداكثر انطباق با محیط نظامی و غیرنظامی با اهداف متفاوت برخوردارند. منظور از عملیات Airborne اعزام به پشت خطوط دشمن و همكاری با نیروهای مخالف دولت دشمن برای انجام عملیات خرابكاری وایذایی است. همچنین یگان های تكاور از اجرای مأموریت های استراتژیك برخوردارند. برای مثال؛ بسیاری از پرسنل یگان های تكاور در عالی ترین سطوح تصمیم گیری ملی كشورهای منطقه حضور دارند و ارتش پاكستان نمونه بارز آن است. یگان های تكاور زمینی ارتش ایران از سال ۱۹۷۵ و نیز در طول سالها جنگ با اكراد مخالف رژیم سابق عراق رایزنی داشت و در بسیاری ازتصمیم گیری های آنها مشاركت داشت. یگان های تكاور بواسطه لباس، كلاه، تجهیزات، روحیه، انضباط و آئین تكاوری Ranger Creed برای سایر واحدهای رزمی ارتش یك روحیه و پشتوانه امنیت رزمی تلقی می شوند. در ارتش سابق عراق استفاده غیر اصولی از لباس و كلاه تكاوران برای سیاستمداران تا پلیس راهنمایی و رانندگی، تا نگهبان بانك تا مستخدم مدرسه باعث شده بود كه مردم در مراسم عروسی نیز از همان لباسی استفاه كنند كه صدام حسین برای سان و رژه استفاده می كرد. تخریب استعداد رزمی، پرسنلی و ظواهر نیروهایی تكاور، تخریب قدرت برتر رزمی نیروهای مسلح تلقی می شود. بسیاری از خلبانان هوایی و هوانیروز شاهدند كه برخی از آنها پس از سقوط در میان نیروهای دشمن عراقی توسط یگان های تكاور نجات یافتند. بسیاری از ساكنین مناطق مرزی شاهدند كه آزادی آنها از چنگال اسارت، متجاوزین عراقی توسط یگان های تكاور زمینی و دریایی صورت گرفت. اصولاً یگان های تكاور پس از جنگ های پرتجربه تشكیل می شوند. برای مثال بریتانیا طی جنگ های هند و چین به تشكیل نیروهای تكاور SAS، SBS و تفنگداران سلطنتی پرداخت. آمریكا پس از جنگ ۱۹۵۳ كره و جنگ ویتنام در دهه ۶۰م به تشكیل واحدهای نخبه رزمی مانند XV۱۱۱ Airborne corps Delta Force پرداختند. فرانسه پس از جنگ های خارجی در آفریقا از میان لژیون های فرانسوی لشكرهای هوابرد و چترباز را گسترش و تعمق داد. مطالعات اخیر نشان می دهد كه بسیاری از بازنشستگان نیروهای مخصوص در كشورهای خارجی برای امور مختلف كشورداری استخدام می شوند. به نظر می رسد كه یگان های تكاور زمینی و هوایی ارتش ایران در دهه ۷۰ میلادی و در پیشبرد استراتژی منطقه ای كشور تشكیل، بسط و توسعه پیدا كردند. امروزه در كشورهای مختلف جهان NGO هایا سازمان های غیردولتی برای جمع آوری نیروهای تكاور برای امور ورزشی، باشگاه های خصوصی و از این قبیل تحت عنوان Veteran Association تشكیل شده است. انجمن های مذكور برای رسیدگی به اوضاع معیشتی، بكارگیری تجارب و قدردانی از نیروهای مخصوص و تكاور انجام وظیفه می كنند.