Welcome to رهروان ارتش

از اینکه انجمن ما را برای مطالعه انتخاب کردید از شما متشکریم. 

برای استفاده از امکانات انجمن و برقراری رابطه دوستانه با دیگر اعضا لطفا در انجمن ثبت نام کنید

با تشکر

Search the Community: Showing results for tags 'جنگ ایران و عراق'.

  • Search By Tags

    Type tags separated by commas.
  • Search By Author

Content Type


Forums

  • پست ها و مطالب ویژه
    • پست های ویژه
    • مقالات ویژه
    • ویژه مهمان
  • تاریخ نگار جنگ
    • تاریخ نگار نیروی زمینی
    • تاریخ نگار هوانیروز
    • تاریخ نگار نیروی هوایی
    • تاریخ نگار نیروی دریایی
  • نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران
    • شهدا و ایثارگران قهرمان نزاجا
    • قهرمانان سرافراز نزاجا
    • عملیات ها و دستاوردهای نزاجا در جنگ
    • متفرقه
    • ایده ها، طرح ها و اتاق فکر
  • هوانیروز ارتش جمهوری اسلامی ایران
    • شهدا و ایثارگران قهرمان هوانیروز
    • قهرمانان سرافراز هوانیروز
    • عملیات ها و دستاوردهای هوانیروز در جنگ
    • متفرقه
    • ایده ها، طرح ها و اتاق فکر
  • نیروی پدافند ارتش جمهوری اسلامی ایران
    • شهدا و ایثارگران قهرمان پداجا
    • قهرمانان سرافراز پداجا
    • دستاوردهای پداجا در جنگ
    • متفرقه
    • ایده ها، طرح ها و اتاق فکر
  • نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران
    • شهدا و ایثارگران قهرمان نهاجا
    • قهرمانان سرافراز نهاجا
    • عملیات ها و دستاوردهای نهاجا در جنگ
    • متفرقه
    • ایده ها، طرح ها و اتاق فکر
  • نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران
    • شهدا و ایثارگران قهرمان نداجا
    • قهرمانان سرافراز نداجا
    • عملیات ها و دستاوردهای نداجا در جنگ
    • متفرقه
    • ایده ها، طرح ها و اتاق فکر
  • پروژه ها
    • پروژه های در دست اقدام
    • پروژ های به سرانجام رسیده
  • جهاد خودکفایی ارتش
    • نوآوریها در جنگ
    • جهاد پس از جنگ
  • مقالات علمی و تحقیقات
    • مقالات داخلی
    • پژوهش و ترجمه
  • فرهنگ و هنر
    • پرسش و پاسخ
    • نقاشی و گرافیک
    • صدا
    • تصویر
    • متفرقه
    • انجمن و ورزش
  • ارتش های بیگانه
    • عملیات های نظامی
    • بررسی توان نظامی کشورها
    • دستاوردهای تکنولوژیکی و تاکتیکی
  • شبیه ساز
    • معرفی شبیه ساز ایرانی
    • شبیه سازهای نظامی
  • English Forum
    • The Iranian Air Force
    • The Iranian Ground Forces
    • The Iranian Navy
    • War stories
    • Miscellaneous

Found 4 results

  1. *غافلگیری ارتش در ابتدای جنگ کذب محض است در اذهان برخی گاهی این نکته خطور می کند که ارتش با آغاز جنگ تحمیلی و اشغال خرمشهر، در برابر دشمن غافلگیر شد. بنده می خواهم بگویم نه تنها ارتش غالگیر نشد بلکه بسیار بسیار هم جالب عمل کرد. برای اثبات این سخن شما کافیه وضعیت ارتش ما و ارتش عراق را قبل از آغاز جنگ بیاورید روی کاغذ، ببینید آنها چه دارند و ما چه داریم. امکانات آنها را با ما بسنجید. زمانی که انقلاب شد ارتش در وضعیتی قرار گرفت که از همه جا به آن ضربه وارد کردند. سوالی که اینجا قابل مطرح کردن است این است که چرا برخی مسئولین در اوایل پیروزی انقلاب تصمیم گرفتند سربازی را از دو سال به یک سال کاهش دهند؟ آیا برای اینکه سرباز خانه ها خالی شود؟ پشت این تصمیم واقعا چه هدفی بود؟ تضعیف ارتش؟ چرا آمدند گفتند هر کسی می تواند در منطقه بومی خود خدمت کند؟ من که فرمانده تانک هستم و رسته ام زرهی است و در لشکر 92 اهواز خدمت می کنم حالا می خواهم بروم اردبیل زادگاه خودم، آیا در اردبیل برای تخصص من جا هست؟ آیا به جای من آدم متخصص در لشر 92 زرهی آمده؟ جواب این است که نه خیر، نیامده. *تصمیماتی که بازرگان گرفت دلیلش چه بود؟ همان مقطع عده ای از آقایان گفتند: هر کس که می خواهد از ارتش جدا شود، استعفا بدهد و برود. چرا؟ آیا به جز تضعیف ارتش دلیلی دیگری داشت؟ در نیروی دریایی بیش از 300 متخصص دوره دیده در کشورهای اروپایی که مهندس شده بودند استعفا دادند. مگر ما برای تحصیل آنها پول نداده بودیم که دوره ببینند، همه شان رها کردند رفتند خارج. اگر واقعا ارتش نیازی نداشت آنها را در اختیار ارگان های دیگر می گذاشت. همه این تصمیمات اغلب در دولت موقت گرفته شد و شخص مهندس بازرگان. *آقای ابراهیم یزدی لطفا پاسخ دهید 100 فروند موشک هارپون از آمریکا خریداری شد که گفتند ما نمی خواهیم، ما با کسی جنگ نداریم! یکی نبود بگوید بابا پول این موشک ها پرداخت شده. این موشک ها در آن زمان آخرین مدل موشک بود با تکنولوژی آخر. همه این موشک ها انتقال داده شد به عربستان سعودی. یعنی اگر ما اول جنگ اینها را در اختیار داشتیم در سوم چهارم مهر با همان ارتش عراق، بصره و بغداد را در اختیار داشتیم و ارتش بعث در شرق و غرب کاری ازش بر نمی آمد. موشک هایی که پولش هم پرداخته شده بود برگرداندند به آمریکا. سوال اینجاست که آقای ابراهیم یزدی وزیر امور خارجه وقت چرا این تسلیحات را نگرفتید؟! پشت این تصمیم چه بود؟ یکی نبود بگوید اگر به این ارتش اعتماد نداری، که نداری! نگه دار بگذار در انباری دیگر برای واحد بعدیت. *روز دوم جنگ وارد خرمشهر شدم آیا این کشور ارتش می خواهد یا نه؟ ما که با کسی جنگ نداریم اما مدافع هستیم پس باید مدافع مجهزی باشیم. مرداد سال 59 حدود دو ماه قبل از جنگ جریان کودتای پادگان نوژه به وجود آمد. شما بروید ببینید چه بلایی بر سر لشکر 92 اهواز آمد؟ من اگر چه جزو نیروی دریایی بودم اما اطلاعاتم دراین زمینه کافی است. اصلا از خود نیروی زمینی بپرسید چه بلایی بر سر این لشکر آمد؟ اکثر سرگرد به بالا همه گرفتار بودند. من آن زمان فرمانده گردان تکاوران ارتش بودم. تمام سران لشکر 92 در کودتای نوژه گرفتار و عده ای بازداشت شدند. من روز اول مهر 59 یعنی دومین روز جنگ وقتی وارد خرشهر شدم فرمانده گردان تانک برای لشکر 92 که باید یک سرهنگ دو، رسته زرهی باشد یک سروان مخابرات بود. سروان مخابرات هر چه قدر هم قوی باشد نمی تواند یک گردان تانک را اداره کند. در رسته خودش ممکنه است بتواند حتی رده های بالاتر را هم اداره کند اما در رسته های دیگر نمی تواند چون اطلاعاتش در سطح عمومی است این سروان قدرت و توانایی برای این گردان به هیچ عنوان ندارد. این بلاها بر سر ارتش آمد. *یک لشکر و هفت تانک!! ارتش خالی بود، من در یکی از عملیات ها بولتنی از عراقی ها پیدا کردم که نوشته بود لشکر 92 زرهی اهواز در آغاز جنگ فقط هشت تانک آماده به کار داشت. تازه آنها هم نفراتش کامل نبود. بعد از انقلاب اکیپ هایی در ارتش تشکیل شد به نام اکیپ تصفیه که آمدند پرسنل را گزینش کردند. مثلا طرف از قیافه من خوشش نمی آمد. حالا که قدرت گرفته و پشت این میز نشسته بود می گوید: فلانی به درد نمی خورد و بهره خدمتی ندارد، یکسری را اینگونه کنار گذاشتند. این ضربه دیگری بود به ارتش. از طرف دیگر گروهک ها گفتند ارتش باید منحل شود. ما ارتش بی طبقه توحیدی می خواهیم. چرا درجه من این باشد و دیگری درجه اش فرق کند؟ *ما که از اسرائیل نیامده بودیم ارتش عراق با 12 لشکر و 30 تیپ مستقل بین 250 تا 300 هزار جیش الشعبی حمله را آغاز کرد که در سال 64 توان خود را رسانده به 54 لشکر اما ما چه کردیم؟ بااین وصف ارتش کجا غافلگیر شد؟ چطور صدام در روز هفتم جنگ تقاضای مذاکره کرد؟ آن زمان سپاه و بسیج و یا نیروهای مردمی آموزش دیده برای جنگ مگر چقدر داشتیم؟ همین ارتش بود که ایستاد؟ خب این ارتش هم از خود ملت بود ما که از اسرائیل نیامده بودیم. *مرگ بر آمریکا و درود به عباس بابایی ما در ارتش کلا 50 هزار نیرو داشتیم که تعدای هم در کردستان درگیر بودند، تعدادی در ترکمن صحرا. حالا ببنید در این حال چنان ارتشی حمله می کند به ما. و ما با همین لشکر نیم سوخته در واحد خودمان که شاید 70 درصد بیشتر استعداد نداشت وارد جبهه جنگ شدیم و لشکر های دیگر هم که بدتر از ما بودند. اما با این وصف ارتش متجاوز با آن هیمنه زمینگیر می شود. خب چه کسی این کار را کرد؟ آیا غیر از ارتش جمهوری اسلامی کسی دیگری بود؟ در یکی از کتاب ها نویسنده که راوی آن روزهاست در کتابش می نویسد: تکاوران ارتش در اسرائیل دوره دیده بودند. من به ایشان گفتم فرض هم کنید که ما در اسرائیل دوره دیده ایم. مهم این است که آمدیم و از مملکتمان دفاع می کنیم. عباس بابایی مگر در آمریکا دوره ندیده بود؟ حالا می گوییم مرگ بر آمریکا و درود به عباس بابایی. یا سایر خلبان های شهید ما هم در خارج دوره دیده بودند. *درخواست مذاکره صدام در روز هفتم جنگبه خاطر مقاومت ارتش بود من با امروز با جدیت می گویم که ارتش غافلگیر نشد. خیلی هم خوب عمل کرد و درخواست مذاکره صدام در روز هفتم به همین دلیل بود. اگر عراق در محور شلمچه-خرمشهر نتوانست جلو بیاید خوب چه کسی جلویش را سد کرده بود جز ارتش؟ سپاه خرمشهر کلا 27 نفر نیرو داشت در آن زمان با سلاح ام یک و ژ3. *سربازان جگر دار ارتش من 200 نفر از مردم را که آموزش سربازی رفته بودند گرفتم و آموزش دادم و آر پی جی هفت دادم دستشان. خب این سلاح خوبی برای زدن تانک است. دشمن هم اغلب تانک و نفر بر دارد اما کسی که قرار است از این سلاح استفاده کند باید دل جگر دار باشد و بتواند خود را به 300 کیلومتری تانک برساند تا شلیک کند. برد این اسلحه 330 متر است. کو آدمی که بتواند به 300 متری تانک برسد؟ همین تکاوران و سربازان و نیروهای مردمی بودند. *جنگیدن یا گزارش نویسی؟ یکبار با امیر سیاری فرمانده نیروی دریایی ارتش رفته بودیم جایی. یکی از ما پرسید شما یادداشتی از آن دوره ندارید؟ هر دوی ما پاسخ منفی دادیم. طرف گفت: فلان آقا برای هر دقیقه نوشته دارد. امیر سیاری گفت: ایشان حتما رفته بودند برای تهیه گزارش نه جنگ. من تفنگ دستم بود می جنگیدم و وقت نوشتن نداشتم. اگر وقتی پیدا می شد کلاه آهنی را می گذاشتم زیر سرم استراحتی می کردم و دوباره ادامه می دادم. *آمادگی نیروی دریایی از اسفند سال 58 نیروی دریایی از اسفند سال 58 آمادگی جنگیدن دارد. من جانشین فرمانده دریایی بوشهر بودم و ضمن اینکه فرمانده گردان تکاوران هم بودم. اسفند ماه عراق یک مانور دریایی در شمال خلیج فارس گذاشت. نیروی دریایی این مانور را زیر نظر گرفت. مشخص بود که این مانور برای جنگ است و حمله ای در پیش است. ضمن اینکه واحد تکاوران از اسفند یک واحد در شهربانی برای تامین امنیت داشت. به تقاضای دریادار مدنی که آن زمان استاندار خوزستان بود و هر روز به ما گزارش می داد یک واحد در فروردین رفت برای کمک به ژاندارمری در پاسگاه های خرمشهر تا شلمچه که پنج پاسگاه داشت. درست رو به روی ما عراق بود و این طرف رودخانه هم نیروهای ما چسبیده اند به اسکله. یک واحد اینجا بود. یک واحد در بندر امام داشتیم برای پتروشیمی. گزارش همه این واحد ها وقتی جمع می شد نشان می داد در آینده نزدیک در خرمشهر جنگ خواهد شد. ما در بوشهر این ها را بررسی می کردیم و به تهران گزارش می دادیم. به همین علت در فروردین نیروی دریایی یک مانور بسیار سنگین گذاشت با همراه نیروی هوایی و نیروی زمینی. از تنگه هرمز تا شمال خلیخ فارس. تمام یگان های شناور نیروی دریایی به کار گرفته شد. از نیروی خلبان اف 4 و اف 14 استفاده شد. از نیروی زمینی تیپ هوابرد به طور کامل به کار گرفته شد با یک تعداد توپخانه. در این مانور ما وقتی نتیجه را تجزیه تحلیل کردیم پی بردیم به نقاط ضعف و قدرت خودمان. *انجام مانور قبل از آغاز جنگ در نیروی دریایی سه واحد رزمی داشتیم. نیروهای شناور، پروازی و تکاوران بود و نیروهای پشتیبانی هم جدا بود. هر سه این نیروها به کار گرفته شدند. تکاوران یک واحد همه فن حریف و یک نیرو با واکنش سریع در نیروی دریایی بود. بعد از این مانور هر کدام چسبیدیم به رفع نقاط ضعف و بهتر شدن نقاط قوت برای آماده شدن برای جنگ. از اوایل خرداد تا شروع جنگ شاید نیروی دریایی در منطقه سه-چهار بار انواع آماده باش ها را اعلام کرد. بعد کنترل کرد. در همین فاصله نیروی دریایی طرح هایی قدیمی ای که داشت مورد تجزیه تحلیل قرار داد. *استخوان شکسته ای که انگلیس گذاشت من در سال 43 ستوان دو بودم و در شیراز دوره پیاده می دیدم. دشمن ما از همان زمان عراق بود و همیشه خط قرمز برای عراق بود. وقتی بررسی کردم دیدم این دشمنی از زمان جدایی عراق از عثمانی توسط انگلیسی ها در رابطه با تعیین مرزهای ایران و عراق آغاز شده و انگلیسی‌ها یک استخوان شکسته ای لای گوشت گذاشتند که در مواقع حساس به نفع خودشان استفاده کنند هنوز هم این ماجرا هست. *طرح ذوالفقار صدام همیشه از امضای قرار الجزایر ناراحت بود ولی قدرت حرف زدن نداشت و معتقد بود این قرار داد باید پاره شود و شط العرب یا اروند رود برای عراق است. در شروع جنگ هم همین کار را کرد. ما قبل از جنگ جای استقرار تمام واحدها را مشخص کرده بودیم که با شروع حمله هیچ ناو شناوری نباید روی اسکله باشد. چون اسکله ضربه پذیره و ناو در آنجا قدرت انجام کارش به صفر می رسد. بعد از برسی طرح های قدیمی طرحی جدید به نام ذوالفقار آماده و ابلاغ شد و خدابیامرز ناخدا محمود ابریشمی فرمانده ناو تیپ هشتم ما بود در خرمشهر بالای 45 واحد شناور داشت. 26 مرداد حدود یک ماه به جنگ همه یگان هایش را از اروند رود یا شط العرب کشید بیرون و برد در شمال خلیج فارس و همانجا که در طرح گفته بود کجاها قرار بگیرند. با آذوقه و آماده جنگ بود. دشمنان ارتش شایعه کرده بودند که نیروی دریایی اینجا را خالی کرده و فرار کرده. روز دوم شهریور ناوی با هواپیماهای عراقی درگیر شد در حالی که هنوز جنگ نیست. دو سوخو عراق را زد و آنها هم یک ناوچه ژاندارمری ما را زدند. این کجاش نشان دهنده غافلگیری است. *نامه امیر حسنی سعدی یک روز قبل از اشغال روز 23 شهریور جانشین فرمانده نیروی دریایی ناخدا یک مصطفی مدنی نژاد از تهران آمد در بوشهر و قرارگاه مقدم جنگ نیروی دریایی را در بوشهر تشکیل داد. اسمش را گذاشت نیروی رزمی 421. کل امکانات نیروی دریایی با یک بخش نامه آمد تحت امر این ستاد و زبده ترین کارکنان نیروی دریایی را هم جمع کرد همینجا. با این تفاسیر چگونه برخی می گویند ارتش عافلگیر شد. روزدوم آبان یک روز قبل از اشغال خرمشهر سرهنگ حسنی سعدی که آن زمان فرمانده نیروی زمینی بود نامه ای دستی برای من نوشت که «شما تکاوران امید امام هستید و امید ملت هستید … به مقاومت خود ادامه دهید نیروی کمکی در راه است.» گردان 144 لشکر 21 حمزه از این طرف سر راه و گردان 153 مشهد هم دارد می آید کمک. امیر شاهین راد فرمانده گردان مجهز 144 خیلی شجاعانه با لشکر عراق جنگیده بود. کلی هم شهید داده بودند. ما با این وضعیت می جنگیدیم. ادامه دارد... منبع
  2. در بیستمین روز از مرداد ماه سال 1363 قرار بود مطابق روال ماههای گذشته، عملیات اسکورت کاروان کشتیهای تجاری انجام شود. طبق برنامه، 16 کشتی حامل کالاهای وارداتی ایران که از چند روز قبل در لنگرگاه بوشهر گرد آمده بودند، می بایست برای تخلیه بار خود به بندرامام خمینی (ره) اسکورت می شدند و 8 کشتی که قبلا اسکورت و در بندرامام تخلیه شده بودند، به بوشهر بازگردانده می شدند. البته برنامه اصلی برای روز هفدهم مرداد طراحی شده بود اما در آن روز رادارهای ایستگاه نهنگ2 و نوروز، وجود ناوچه های اوزای عراق را در حوالی سکوی العمیه تشخیص دادند. لذا عملیات اسکورت لغو و بالگردهای هوادریا برای انهدام ناوچه به پرواز درآمدند. اما ناوچه عراقی خود را در پناه تاسیسات سکو العمیه مخفی کرد و شبانه از آنجا گریخت. عراقی ها که هر روز مترصد حمله به کاروان کشتیها بودند، از صبح زود هواپیماهای خود را برای شناسایی و درگیری به پرواز درآورده بودند. سوپراتانداردها و سوپرفرلونهای فرانسوی شان برای شلیک اگزوسه ها به انتظار گشت می زدند و پرسنل سایتهای موشکی ساحل به دریا نیز برای شلیک موشکهای چینی شان لحظه شماری می کردند. اصلی ترین تهدید برای کشتیها همین موشکهای چینی کرم ابریشم بود که عراقی ها آنها را در نزدیکترین محل به ورودی خورموسی یعنی منطقه فاو و راس البیشه مستقر کرده بودند. کرم ابریشم با سرجنگی قوی خود، در انتهای مسیر اسکورت کشتیهای تجاری را شکار کرده و آتش سوزی های مهیبی ایجاد می کرد. حداقل خسارت، از دست دادن بخشی از محموله ارزشمند کشتی و حداکثر آن غرق شدن کشتی بود که حتی می توانست مسیر تردد به بندرامام را مسدود کند. {یک فروند از موشکهای کرم ابریشم عراقی - موزه ای در فرانسه} در طرف مقابل، نیروی دریایی ایران بعنوان طراح و هدایت کننده اصلی عملیات اسکورت و نیروی هوایی در نقش برقرارکننده پشتیبانی و پوشش هوایی، برای دفع تهدیدات عراق خود را آماده می کردند. اولویت اول آنها دفع حملات موشکی عراق بود که برای آن روشهای مختلف سخت و نرم پیش بینی شده بود: 1- انهدام موشکها در لحظه آخر توسط پدافند نقطه ای : در سرتاسر مسیر اسکورت، ناوچه ها و سکوهای پدافندی نیروی دریایی مستقر شده بودند تا با آتش توپها و تیربارهای خود بلکه بتوانند موشکها را منهدم کنند. اگرچه در برخی موارد موفقیت های خیره کننده ای بدست آمده بود اما این روش چندان موثر بنظر نمی رسید. (در 19 اسفند 61 یک فروند موشک کرم ابریشم با آتش تیربار ژ3 منهدم شده بود!!!) 2- به کارگیری اهداف کاذب : در طول جنگ همواره در اطراف بنادر، لنگرگاهها و مسیرهایی که اغلب مورد تهاجم عراقی ها قرار می گرفت، کشتی های صدمه دیده در کاروانهای قبلی و رفلکتورهای راداری ساخته شده توسط نیروی دریایی بعنوان هدفهای فریبنده مستقر می شدند و عراقی ها را در شناسایی اهداف حقیقی دچار مشکل می نمودند. بکارگیری این تاکتیک در کل موفقیت چشم گیری در پی داشت که شرح آن نیازمند مقاله ای دیگر است اما این روش نیز در عملیاتهای اسکورت آنچنان موثر نبود؛ چراکه اهداف کاذب ثابت براحتی از اهداف حقیقی متحرک قابل شناسایی بودند. 3- انهدام موشکها در لحظات اولیه پرتاب : از آنجاکه موشکهای کرم ابریشم از منطقه فاو عراق شلیک شده و لحظاتی بعد از روی خاک ایران عبور می کردند؛ نیروی هوایی تصمیم گرفته بود آنها را در همان بدو شلیک با موشکهای راپیر یا توپهای ضدهوایی اورلیکن منهدم کند. بدین منظور پروژه ای با نام نوح1 در نهاجا پیگیری می شد و تغییراتی نیز بر روی موشکهای راپیر صورت گرفته بود. اما این پروژه ی ابتکاری نیز در آن روز در مراحل اولیه قرار داشت و نتوانست موفقیتی کسب کند. 4- رهگیری و انهدام موشکها توسط تامکت ها : یکی از ابتکارهای دیگر نیروی هوایی رهگیری و انهدام کرم ابریشم ها با زوج طلایی تامکت و فینیکس بود. سابقا این کار آزمایش و حتی بر روی موشک قفل راداری انجام شده بود اما تا آن روز هیچ کرم ابریشمی شکار نشده بود. 5- گلوله باران مواضع موشکی عراق توسط توپخانه : گلوله باران مواضع و پایگاههای عراق، همیشه پای ثابت عملیاتهای اسکورت کاروان بود. گروه های توپخانه نیروی زمینی با استقرار در جزیره آبادان ، از ابتدا تا انتهای عملیات اسکورت، عراقی ها را زیر آتش توپها و راکتهای خود قرار می دادند تا مانع از فعالیت آنها شوند. این ترفند اغلب مفید می بود، آزادی عمل را از دشمن سلب کرده و سبب کاهش فعالیتش می شد. {اثرات اصابت موشک کرم ابریشم عراقی به یک نفتکش حامل نفت ایران} ماجرا عملیات اسکورت صبح زود آغاز شد و از همان ابتدا تامکتهای نیروی هوایی در آسمان منطقه به گشتزنی مشغول بودند. سایتهای رادار فعالیت جنگنده های عراقی را که لحظه به لحظه بیشتر می شد مرتبا گزارش می کردند. در همان دقایق اولیه و پیش از آنکه کاروان به منطقه خطر وارد شود، ناگهان خبر اتفاق ناگواری مخابره شد. یک فروند اف14خودی مورد اصابت دشمن قرار گرفته و سقوط کرده است! {سند مربوط به مکالمات ثبت شده در پست فرماندهی مربوط به آغاز عملیات} درحالیکه برنامه اسکورت طبق برنامه ادامه داشت، عملیات تجسس و نجات خلبانها سریعاً آغاز شد. بالگردهای هوادریا که در حال اسکورت بودند فوراً به دنبال محل حادثه گشتند و تعدادی نیز برای کمک به پرواز درآمدند. در همین حین، عراق موشکباران خود را شروع کرد و اولین کرم ابریشم به کشتی تجاری ایران جواد که حامل برنج بود، برخورد کرد. بلافاصله گروهی از یدک کشها و بالگردها برای کمک به ایران جواد شتافتند تا آتش سوزی را مهار و آن را نجات دهند. دقایقی بعد دومین موشک عراق شلیک شد و این بار هدف های کاذب از آن پذیرایی کردند و موشک به کشتی صدمه دیده ایران حجت برخورد کرد. اما دیری نگذشت که سومین موشک کشتی ایران مدرس را هدف قرار داد. ایران مدرس حامل گندم بود و خوشبختانه آتش سوزی آن خودبخود خاموش شد و به محموله آن آسیبی نرسید. {یدک کش آتشخوار در تلاش برای مهار آتش سوزی کشتی تجاری موشک خورده} دقایقی بعد موقعیت کمک خلبان تامکت، ستواندوم محمد رستم پور، که با چتر به بیرون پریده بود شناسایی شد و بالگرد سی کینگ برای نجاتش به آنجا رفت. در این موقع یکی از کشتی ها به نام ERNE به گل زد و از کاروان جا ماند. لذا گروهی دیگر مشغول از گل در آوردن آن شدند. چهار گروه همزمان مشغول عملیات نجات سوانح بوجود آمده بودند که چهارمین موشک نیز شلیک شد اما تحت تاثیر چف های پرتاب شده از بالگرد هوادریا به آب افتاد. عملیات اسکورت به پایان خود نزدیک می شد که پنجمین و آخرین کرم ابریشم را عراقی ها پرتاب کردند. موشک با عکس العمل بموقع و هوشیارانه خدمه ناوچه 65پایی مورد اصابت قرار گرفت و در آب منفجر شد. در همین زمان بالگرد سی کینگ اعلام کرد که کمک خلبان را از آب گرفته است اما همچنان از خلبان و هواپیما اثری نیست. دقایقی بعد کشتی به گل خورده سرانجام از گل خارج شد و به مسیرش ادامه داد و ساعتی بعد نیز آخرین کشتی کاروان به سلامت از منطقه خطر گذشت. لذا در ظهر آن روز ختم عملیات اسکورت اعلام شد اما همچنان جستجو برای نجات خلبان تامکت و مهار آتش کشتی ایران جواد ادامه داشت. عملیات جستجو و نجات تا عصر روز 22ام مرداد مستمراً ادامه داشت و در این مدت مساحتی بالغ بر 4250 مایل مربع با انجام 31 سورتی معادل 94 ساعت پرواز توسط بالگردها گشت زده شد اما اثری از خلبان بدست نیامد. در صبح روز 23ام قسمتی از بالچه دم هواپیما که از آب خارج و در گل فرورفته بود یافت شد. در روز 24 ام عملیات یافتن قطعات اصلی هواپیما با کمک کشتیهای توردار شیلات، تعدادی از لنج های عملیات ویژه نیروی دریایی و یک فروند ناو دلوار کلاس آغاز شد اما به جز قطعاتی از هواپیما، چیز دیگری بدست نیامد. در ادامه ناوچه های بیشتری برای کمک حاضر شدند و سواحل منطقه توسط ژاندارمری جستجو شد. حتی از هواپیمای گشت P3F نیز کمک گرفته شد. اما سرانجام اثری از شهید مفقودالاثر محمد هاشم آل آقا، خلبان اف14، پیدا نشد. درباره علت و نحوه مورد اصابت قرار گرفتن تامکت شهید آل آقا نقلهای متفاوتی بیان شده است اما با توجه به اسناد موجود و پیامهای ردوبدل شده بین سایتهای رادار و پست فرماندهی بوشهر، روایت تام کوپر صحیح تر بنظر می آید. تام كوپر و فرزاد بيشاپ، درگيري هوايي را كه به شهادت شهيد آل آقا منجر شد چنين روايت كرده اند: «درتاريخ ۹ اوت ۱۹۸۴ قرار بر اين بود كه يك كاروان از كشتي هاي حامل سلاح و مهمات مورد نياز ايران از مبدأ سوريه با گذشت از تنگه هرمز به مقصد بوشهر و بندر امام خميني (ره) حمل گردد . عراقي ها كه قصد حمله به اين كاروان را داشتند تصميم به استفاده از هواپيماهاي سوپراتندارد خود را گرفتند ولي از اين كار خود منصرف شدند، زيرا با وجود تامكت هاي ايراني و گشتزني مداوم آنها بر فراز خليج فارس اين طرح غير ممكن بود . صبح روز ۱۱ آگوست ۲فروند MIG - 23 ML كه مجهز به موشك هاي هوا به هواي R 24 R وR - 60 MK بودند جهت حمله به چند فروند كشتي ايراني در نزديكي جزيره خارك به پرواز در آمدند . اين دو هواپيما با پرواز در ارتفاع خيلي پائين به يك دسته اف ـ ۱۴ ايراني نزديك شدند. در اين زمان مركز كنترل زميني عراق دستور افزايش ارتفاع پرواز تا سقف ۴۰۰۰ متر را صادر كرد. خلبانان ميگ ها كه فاصله اي ۱۵۰ كيلومتري با مركز داشتند فرمان را دير دريافت كردند . در اين اثناء فرمانده دسته عراقي ناگهان خود را در مقابل تامكت هاي ايراني ديد و هواپيماي همراه او به خلباني ستواندوم خلبان عامر به فاصله ۶۰۰ متر از او و در پشت يك فروند اف ـ ۱۴ ايراني پرواز مي كرد. فاصله كم ميگ ـ ۲۳ عراقي تا تامكت ايراني ، امكان شليك موشك هوا به هوا را غيرممكن مي ساخت و او به مسافت بيشتري نياز داشت . تنها كاري كه از عهده فرمانده دسته عراقي برآمد اين بود كه با مانور چرخش فاصله خود را افزايش دهد . همزمان هواپيماي ستواندوم عمار موفق شد تا با استفاده از اوضاع نامساعد جوي كماكان بطور ناشناخته به تعقيب تامكت ديگر بپردازد. درهمين موقع خلبان عمار در صفحه رادار خود علامت مثبت جهت شليك موشك هاي خودرا دريافت كرده و در نتيجه يك فروند موشك R - 60 MK بطرف تامكت ايراني پرتاب كرد.» کمک خلبان نجات یافته، محمد رستم پور نیز حادثه را این چنین روایت کرده است: «هاشم از هواپيماي همراه ما (Wingman)درخواست كرد كه با تغيير موقعيت خود اطراف ما را جستجو كرده و مطمئن شود كه هواپيمايي در پشت ما نيست . سپس ما گردشي به سمت چپ انجام داديم . پس از اين گردش هاشم احساس عجيبي داشت و مجدداً از هواپيماي همراه درخواست كرد كه دوباره از وضعيت پشت سر ما اطمينان حاصل كند . در اين لحظه تنها چيزي كه هواپيماي همراه ما ديد ، دود حاصل از موشك شليك شده عراقي بطرف ما بود . اين موشك به موتور سمت راست ما برخورد كرد و در نتيجه اين برخورد و انفجار ناشي از آن من به حالت بيهوشي دچار شدم. زماني كه من بهوش آمدم آلات دقيق پروازي هنوز كار مي كرد اما هواپيما در آتش مي سوخت و با سرعت به سمت آب پيش ميرفت. من با استفاده از چتر نجات به بيرون پريدم و لحظاتي بعد خود را در آب يافتم . هوا مه آلود بود و چند دقيقه اي طول كشيد تا من قايق نجات خود را باز كردم . در اين موقع چندين بار صداي هاشم را شنيدم و من هم در جواب اوفرياد كشيدم اما هيچگاه موفق به ديدار مجدد او نشدم.» شهید محمد هاشم آل آقا که بود؟ به نقل از وبگاه نیروی هوایی ارتش نام: محمد هاشم نشان: آل آقا تاريخ تولد: 27 آبان 1324 تاريخ ورود به نيروي هوايي: 1344 تاريخ تكميل دوره عالي پرواز در آمريكا: 1349 شروع به خدمت به عنوان خلبان فانتوم: 1349 اعزام به امريكا جهت طي دوره خلباني هواپيماي تامكت: 1356 برخي از مسئوليتهاي مهم : 1ـ افسر خلبان كابين جلو گروه يكم گردان 12 پايگاه يكم شكاري تهران 2ـ معاونت عمليات پايگاه هشتم شكاري اصفهان 3ـ معاونت عمليات پايگاه هفتم شكاري شيراز 4ـ جانشين فرمانده پايگاه هشتم شكاري اصفهان 6ـ طراح جنگي دفتر مخصوص نيروي هوايي 7ـ مسئول پست فرماندهي معاونت عمليات نيروي هوايي تاريخ شهادت: 20 مرداد 1363 محل شهادت: خليج فارس شادی روح شهدای جنگ تحمیلی بویژه شهدای عملیاتهای اسکورت؛ صلوات منبع
  3. عکس تزیینی است - مربوط به بمباران نفتکش اسپانیایی در تنگه هرمز - اردیبهشت 67 زمینه: یکی از اهداف اصلی عراق در دوران جنگ تحمیلی، ضربه زدن به اقتصاد جمهوری اسلامی ایران از طریق قطع صادرات نفت آن بود. نخستین حملات به جزیره خارک (اصلی ترین پایانه صادرات نفت ایران که حدود 90 درصد آن را شامل می شد.) در همان روزهای اولیه جنگ انجام شد و در روزها و ماههای بعد نیز ادامه داشت. اگرچه در روزهای نخست توان هوایی عراق برای ضربه زدن به تاسیسات خارک ضعیف و محدود به بمبارانهای نادقیق بود و یگانهای پدافندی در دریا و جزیره به خوبی از آن دفاع می کردند. اما تداوم این وضعیت موجب بالارفتن بیمه کشتیرانی و خودداری برخی نفتکشهای خارجی از پهلوگیری در خارک بود. رفته رفته با ورود تسلیحات و بکارگیری روشهای جدید، حملات عراق به نفتکشها و تاسیسات نفتی خارک جدی تر شد. به منظور حفاظت از نفتکشهای تردد کننده به جزیره، برنامه اسکورت کاروان کلید خورد و نفتکشها در محدوده خطر تعریف شده (رأس المطاف تا جزیره خارک) اسکورت می شدند. اما همچنان خطر در کمین آنها بود و بسیاری از نفتکشهای خارجی تمایلی به تردد در منطقه خطر نداشتند. یکی از برنامه های اصلی ایران برای دوری از حملات هوایی عراق، انتقال پایانه های نفتی به مناطق شرقی خلیج فارس بود. برای این منظور فعالیت پایانه های جزایر لاوان و سیری افزایش یافت و امکانات جدیدی برای بارگیری نفت خام و فرآورده ها فراهم آمد. نفتکشهای در مالکیت یا اجاره ی ایران، نفت را از مناطق غربی خلیج فارس به مناطق شرقی و کم خطرتر حمل کرده و آنها را برای صادرات تحویل نفتکشهای خارجی می دادند. پس از مدتی عراق با کمک های بی دریغ کویتی و سعودی و... حملات خود را به مناطق شرقی نیز گسترش داد و جزایر لاوان و سیری، پایانه های ایجاد شده برای بارگیری نفت و سکوهای نفتی ایران در مناطق جنوبی و شرقی خلیج فارس مانند سلمان و رشادت نیز مورد تهدید و بمباران عراقی ها واقع شدند. با گسترده شدن منطقه خطر، پایانه نفتی والفجر در جنوبشرقی جزیره لارک (واقع در مدخل تنگه هرمز) کار خود را آغاز کرد. با این کار، دیگر نفتکشهای خارجی وارد خلیج فارس نشده و از همانجا نفت ایران را بارگیری می کردند. فاصله بسیار زیاد لارک تا خاک عراق، وجود پایگاههای هوایی و دریایی در بندرعباس و پوشش هوایی برقرار شده در منطقه باعث گردیده بود هرگونه احتمال حمله مستقیم عراق به ترمینال جزیره لارک منتفی باشد. اما .... اسکله تی جزیره خارک در دوران جنگ تحمیلی حادثه: در ساعت 1425 مورخه 4 آذر 1365، نفتکش Antarctica درحالیکه نفتکش تبریز در کنار آن مشغول تخلیه سوخت بود، همراه با نفتکش Shining Star و Tenacity در شش مایلی جنوب شرقی جزیره لارک مورد اصابت قرار گرفتند که نفتکش Antarctica بیشترین خسارت را متحمل شد. در لحظه حمله هیچ یک از هواپیماهای مهاجم توسط سایت های رادار بندرعباس، کیش و گنو کشف نشده بودند. اما دقایقی بعد در ساعت 1441 فعالیت دو فروند هواپیمای امارات متحده عربی توسط سایت گنو گزارش گردید. پس از حمله هواپیماهای مهاجم به ترمینال نقتی لارک، 3 تیم با ترکیب و تخصصهای مختلف برای بررسی نحوه حمله هواپیماها و نوع مهمات مصرفی، به نفتکشهای صدمه دیده اعزام شدند. بررسی های اولیه که توسط عوامل اطلاعات منطقه یکم دریایی و بنابر شواهد موجود و اظهارات شاهدان عینی انجام شد، حاکی از آن بود که: تعداد هواپیماهای مهاجم دو فروند به رنگ طوسی و با بالهای دلتا شکل (Delta Wing) بوده است. جمعا تعداد 8 بمب به سه نفتکش اصابت کرده، بنابراین به احتمال زیاد هریک از هواپیماها حداقل 4 فروند بمب حمل می کرده اند. تعداد 4 عدد چتر تأخیری در روی نفتکشها پیدا شده است که متعلق به بمبهای 250 کیلوگرمی فرانسوی از نوع Bombe SAMP Type 25-E می باشند. این نوع بمب بر روی هواپیماهای استاندارد ناتو به کار می رود. احتمالا هواپیماها از خاک امارات یا عمان وارد دریای عمان شده و با راه شمال یا شمال شرقی تا مدار 27 درجه شمالی بالا رفته و با چرخیدن به طرف غرب، نفتکشها را از سمت شرق یا شمال شرقی در ارتفاع بسیار پایین (حدود 100 پا؛ حدود 30 متر) مورد اصابت قرار داده و به سمت جنوب یا جنوب غربی فرار کرده اند. با توجه به مسیر احتمالی نزدیک شدن هواپیماها و سرعت آنها در لحظه پرتاب بمبها (بین 400 الی 600 گره) و حداقل شعاع لازم جهت چرخش (حدود 25 مایل) و محل اصابت نفتکشها (6 مایلی جنوبشرقی لارک)؛ بنظر می رسد هواپیماهای مهاجم قبل از حمله به نفتکشها حوالی کوهستک مجبور به گذشتن از روی ساحل و خاک ایران نیز شده باشند. کاپیتان یکی از نفتکشها شاهد حمله اظهار نموده که یک ساعت و نیم قبل از حمله، هواپیمایی را در منطقه دیده؛ که احتمالا عملیات شناسایی را انجام می داده است. ضمنا این شخص اظهار نموده که بر روی مدار مخابراتی مکالماتی بین خلبانان هواپیماها به زبان فرانسوی نیز شنیده است! (این موضوع که کاپیتان کشتی مکالمه خلبانان را به زبان فرانسه شنیده باشد چندان قابل قبول نیست. چون هواپیماها معمولا روی دستگاه UHF و کشتی ها روی VHF صحبت می کنند.) نظریه فرماندهی مشترک دریا ساحل (نداجا): عراق بارها اعلام کرده بود که به ترمینال نفتی لارک حمله خواهد کرد. اگرچه این حمله توسط رسانه های خارجی به عراق نسبت داده شده ، اما به احتمال نزدیک به یقین این حمله توسط هواپیماهای امارات متحده عربی و با کمک عمان ولی به اسم عراق انجام گرفته و در رابطه با حمله به سکوی نفتی ابوالبخوش (سکوی نفتی اماراتی در نزدیک میدان نفتی سلمان ایران) بوده است. احتمالا فاصله زمانی 5 الی 6 ساعته مابین دو حمله صرف هماهنگی ها و بررسیهای سیاسی مسئله گردیده و طرح حمله از قبل آماده بوده است. مورد اصابت قراردادن دقیق نفتکشها با بمبهای غیرهدایت شونده، مهارت و کارآزموده بودن خلبانان و شناسایی قبلی منطقه نشان می دهد که به احتمال بسیار زیاد حمله توسط هواپیماهای امارات ولی با خلبانان خارجی انجام شده باشد. دلیل دیگری که تاکید می کند، میراژهای عراقی عامل حمله نبوده اند این است که میراژ اف 1 های عراقی برای حمله به پایانه نفتی لارک می توانستند با موشک حمله نمایند. همانطوریکه نفتکشها را همواره اینگونه مورد حمله قرار می دهند. با این روش مسافت را کوتاه می نمودند، هواپیماها را سبکتر می کردند، احتمال اصابت به هدف و درصد موفقیت عملیات بالاتر می رفت و با توجه به برد بیشتر موشک احتمال کشف توسط رادار و قرار گرفتند در تهدید جنگنده های پایگاه نهم شکاری بندرعباس را کاهش می دادند. عملیات مقابله به مثل در آبهای ساحلی امارات و عمان علیه کشتی ها و نفتکشها انجام می شود، لذا رابطه ایران با امارات متحده عربی و عمان روز به روز بدتر شده و حمله به سکوی ابوالبخوش منطقه را متشنج تر کرده است. احتمالا در آخرین جلسات شورای همکاری خلیج فارس تصمیمات حادی در رابطه با عملیات مقابله به مثل نداجا و نهاجا علیه نفتکشها و تاسیسات نفتی کشورهای عضو گرفته شده و بنظر می رسد که از این به بعد انجام عملیات مقابله به مثل با واکنش شدید امارات و عمان همراه بوده و حملات متقابلی را به اسم عراق علیه تاسیسات حیاتی، نظامی و نفتی کشور خصوصا در تنگه هرمز، دربرداشته باشد. با توجه به حمله بسیار موفق هواپیماهای مهاجم به ترمینال نفتکشها در لارک و کشف نشدن بموقع و در نتیجه عدم انجام هرگونه عکس العمل پدافند علیه آنها، دشمن جسورتر شده و با آگاهی از فقدان پدافندهوایی لنگرگاه، احتمالا در حملات بعدی به این ترمینال و سایر تاسیسات مهم منطقه مانند نیروگاه حرارتی بندرعباس، خسارات بیشتری را وارد خواهد کرد. موقعیت سکوی نفتی ابوالبخوش نظریه نهاجا: با توجه به بررسی های به عمل آمده در مورد بمباران لارک، نتایج حاصله بشرح زیر می باشد: نظر به اینکه ماموریت فوق احتمالا در سکوت کامل رادیویی و در ارتفاع پست انجام گرفته، لذا گروه اطلاعات و شناسایی الکترونیکی این نیرو (گاشا؛ فاشا فعلی) و رادارهای منطقه، هیچگونه اطلاعاتی را از هواپیماهای حمله ور رهگیری ننموده اند. طبق بررسیهای به عمل آمده، مسیر Z-62 (4 فروندی؛ زمان کشف 11:15 - زمان محو 11:40) ترافیک کشف شده مشکوکی است که در مورخه روز حمله (4 آذر 65) توسط رادارهای منطقه کشف شده که با توجه به نمونه های مکرر مبنی بر انجام پروازهای مشابه چند فروندی در فضای خلیج فارس توسط هواپیماهای بیگانه در چند ماه گذشته، قطعیت بخشیدن به این نظریه که هواپیماهای مذکور عراقی بوده و همان هواپیماهایی هستند که پس از فرود و سوختگیری در امارات متحده، لارک را مورد حمله قرار داده اند، از اعتبار لازم برخوردار نمی باشد. از طرفی امکان اجرای این ماموریت بوسیله عراق (چه مستقیما از خاک آن کشور و یا با گسترش به منطقه تنگه هرمز) به دلائل زیر از احتمال ضعیفی برخوردار می باشد. جنگنده های عراقی در حال حاضر در پروفایل Lo-Lo-Lo (ارتفاع پست) علیرغم سوختگیری هوایی بوسیله هواپیمای هم نوع در ارتفاع پست، قادر به طی مسافت 2200 کیلومتری بین پایگاه شعیبه تا جزیره لارک نمی باشند و سمت حمله هواپیماها نیز خلاف مسیر تقرب آنها، از شرق به غرب بوده است. نظر به وجود اهداف حیاتی و با اهمیت تر در تنگه هرمز و بندرعباس (پایگاه های هوایی و دریایی، تاسیسات رادار، نیروگاه و تاسیسات بندری) و با درنظر گرفتن این نکته که بعلت بعد مسافت امکان تکرار اینگونه ماموریتها محدود می باشد، لذا صرف نظر کردن از کلیه تاسیسات مهم پیش گفته و اکتفا نمودن تنها به چند شناور، آن هم در شرایطی که نحوه پهلو گرفتن و آرایش آنها نسبت به یکدیگر در زمان حمله با احتمال زیاد نامشخص می باشد؛ روش مستدل و منطقی به نظر نمی رسد. چنانچه این حمله توسط هواپیماهای عراقی صورت گرفته بود، قاعدتا رسانه های خبری عراق قبل از سایر خبرگزاری های جهان انجام تک هوایی را اعلام می نمودند. درحالیکه نحوه اعلام اخبار و گزارشها، خلاف این مطلب بوده است. برابر گزارشهای دریافتی و براساس مشاهده شاهدان عینی، شکل بال هواپیماهای مهاجم بصورت دلتا بوده؛ درحالیکه عراق فاقد چنین نوع جنگنده هایی است. چنانچه حمله توسط عراق و از خاک امارات صورت گرفته باشد، هواپیماهای مهاجم سوخت کافی جهت برگشت مستقیم به عراق را دارا بوده و لذا ضرورتی به فرود آنها در عربستان بعلت کمی سوخت مشاهده نمی شود. لذا اعلام اینگونه اخبار توسط رسانه های خبری بیگانه احتمالا جنبه جنجالی داشته و بمنظور انحراف افکار صورت گرفته است. روابط شیخ نشینهای امارات متحده عربی با جمهوری اسلامی ایران حسنه تر از سایر دول عربی خلیج فارس بوده و همواره از بیم گسترش جنگ به منطقه جنوبی خلیج فارس اظهار نگرانی نموده و در خلال جنگ نیز از انجام حرکتهای تند و واکنش زا پرهیز نموده اند. همانطورکه پیشتر در نامه مورخ 7 دی 65 اعلام گردیده، ادعای عراق در جریان حمله به نیروگاه نکا مبنی بر طی مسافت 2200 کیلومتری رفت و برگشت، با توجه به فاصله نیروگاه تا نزدیکترین پایگاههای شمالی عراق که 815 کیلومتر می باشد. (جمع مسیر رفت و برگشت آن 1630 کیلومتر می شود.) فقط به منظور توجیه این نکته بوده که حمله به لارک توسط عراق صورت گرفته تا بتوانند با انحراف افکار، وجود احتمالات دیگر را سرپوش نهند. با توجه به کلیه موارد فوق چنانچه فرض حضور و اجرای عملیات توسط عراق را منتفی بدانیم، احتمال دخالت نیروهای مشترک سایر کشورها که در منطقه حضور داشته اند، در جریان این حمله بیش از دخالت ابوظبی و یا عمان برآورد می گردد. خصوصا اینکه مقامات مسئول برخی از این کشورها در ماههای قبل کراراً از اقدامات جمهوری اسلامی ایران در زمینه کنترل تردد کشتیها در تنگه هرمز و سایر موارد مقابله به مثل ابراز نارضایتی نموده و حتی در چند مورد تلویحاً تهدیداتی را نیز عنوان نموده بودند. فرم ثبت مسیرهای کشف شده توسط رادار منبع
  4. در روز سی و یکم شهریورماه 1359، مجموعه درگیری های مرزی ایران و عراق از فروردین تا شهریور 59 تبدیل به کابوسی مرگبار گردید. جنگی هشت ساله که میلیون ها کشته، زخمی، اسیر و آواره و دهها شهر و منطقه ی ویران بر جای گذاشت. جنگی که در آن، انواع و اقسام تسلیحات بکار گرفته شد. حتی تسلیحات ممنوعه ای چون تسلیحات شیمیایی که از جنگ جهانی اول به این طرف در جهان سابقه ی استفاده نداشت (البته بجز جنگ ویتنام و استفاده ی امریکایی ها از صرفاً عامل نارنجی، آن هم برای نابودی جنگل های مخفیگاه ویت کنگ ها). حتی گفته می شد اگر تأسیسات هسته ای عراق توسط اسرائیل، در سال 1981 و طی عملیات اپرا نابود نمی شد، با دستیابی صدام حسین به بمب هسته ای بعید نبود این تسلیحات علیه ایران بکار گرفته شود (لازم به ذکر است برخی منابع و حتی خلبانان اسرائیلی که در عملیات حضور داشتند، از هماهنگی پنهان ایران و اسرائیل برای این عملیات خبر داده و حتی ادعا شده است فرودگاهی در ایران برای فرود اضطراری جنگنده های اسرائیلی درصورت بروز مشکل پیش بینی شده بود.). درخصوص جنگ هشت ساله ی ایران و عراق، کتب بسیاری نوشته شده است. هم منابع فارسی خوب و غنی در این رابطه وجود دارد و هم منابعی به زبان های مختلف و توسط نویسندگان غربی و شرقی. اما مشکلی که کتب فارسی زبان دارند این است که به هر دلیلی، تنها وجه مثبت ماجرا و به عبارتی له ایران نوشته شده و عملاً بخش عمده ای از واقعیات جنگ، زیر پرده ی مصلحت پنهان گردیده است. در این تاپیک قصد دارم مقالات و مطالب و کتبی که خصوص این نبرد نوشته شده و به توان نظامی این دو کشور طی سال های جنگ پرداخته است، را تقدیم حضور دوستان نمایم. -------------------------------------------------------------------------------------------------------------- یعنی تفاوت توان نظامی عراق در سال 59 و 67 (که به مدد کمک های شرق و غرب (از نظر نظامی، اکثراً شرق)، نه تنها بارها ترمیم و به روزرسانی شد، بلکه عملاً بسیار بیشتر از قبل گردید) و مقایسه ی آن با ایران عزیز که در تحریم تسلیحاتی قرار داشت و با دهها واسطه و از بازارهای سیاه و یا روابط پشت پرده با کشورها و یا حتی به اسم کشورهای دیگر (چون سوریه)، برخی نیازهای خود را، به قیمتی گزاف تهیه می نمود. بررسی این آمار، گام مهمی است در شناخت ما از شرایطی که ایران ناگزیر به پذیرش قطعنامه ی 598 گردید. شاید مدنظر داشتن تنها این نکته، ما را بهتر بتواند از وضعیت تنها نیروی هوایی عراق در سال پایانی نبرد آگاه سازد : والتر جی بوین در کتاب Air Warfare : the International Encyclopedia درخصوص نیروی هوایی عراق در سال های پایانی جنگ می نویسد : . -------------------------------------------------------------------------------------------------------------- در پست های آتی، به ترتیب آمار لشکرها و تیپ های پیاده نظام، زرهی و توپخانه ی دو طرف و سپس مقاله ای از دکتر سید جمال حسینی، به نقل از «پایگاه اینترنتی پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس»، تقدیم حضور دوستان خواهد شد. منبع