Welcome to رهروان ارتش

از اینکه انجمن ما را برای مطالعه انتخاب کردید از شما متشکریم. 

برای استفاده از امکانات انجمن و برقراری رابطه دوستانه با دیگر اعضا لطفا در انجمن ثبت نام کنید

با تشکر

Search the Community: Showing results for tags 'خرمشهر'.

  • Search By Tags

    Type tags separated by commas.
  • Search By Author

Content Type


Forums

  • پست ها و مطالب ویژه
    • پست های ویژه
    • مقالات ویژه
    • ویژه مهمان
  • تاریخ نگار جنگ
    • تاریخ نگار نیروی زمینی
    • تاریخ نگار هوانیروز
    • تاریخ نگار نیروی هوایی
    • تاریخ نگار نیروی دریایی
  • نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران
    • شهدا و ایثارگران قهرمان نزاجا
    • قهرمانان سرافراز نزاجا
    • عملیات ها و دستاوردهای نزاجا در جنگ
    • متفرقه
    • ایده ها، طرح ها و اتاق فکر
  • هوانیروز ارتش جمهوری اسلامی ایران
    • شهدا و ایثارگران قهرمان هوانیروز
    • قهرمانان سرافراز هوانیروز
    • عملیات ها و دستاوردهای هوانیروز در جنگ
    • متفرقه
    • ایده ها، طرح ها و اتاق فکر
  • نیروی پدافند ارتش جمهوری اسلامی ایران
    • شهدا و ایثارگران قهرمان پداجا
    • قهرمانان سرافراز پداجا
    • دستاوردهای پداجا در جنگ
    • متفرقه
    • ایده ها، طرح ها و اتاق فکر
  • نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران
    • شهدا و ایثارگران قهرمان نهاجا
    • قهرمانان سرافراز نهاجا
    • عملیات ها و دستاوردهای نهاجا در جنگ
    • متفرقه
    • ایده ها، طرح ها و اتاق فکر
  • نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران
    • شهدا و ایثارگران قهرمان نداجا
    • قهرمانان سرافراز نداجا
    • عملیات ها و دستاوردهای نداجا در جنگ
    • متفرقه
    • ایده ها، طرح ها و اتاق فکر
  • پروژه ها
    • پروژه های در دست اقدام
    • پروژ های به سرانجام رسیده
  • جهاد خودکفایی ارتش
    • نوآوریها در جنگ
    • جهاد پس از جنگ
  • مقالات علمی و تحقیقات
    • مقالات داخلی
    • پژوهش و ترجمه
  • فرهنگ و هنر
    • پرسش و پاسخ
    • نقاشی و گرافیک
    • صدا
    • تصویر
    • متفرقه
    • انجمن و ورزش
  • ارتش های بیگانه
    • عملیات های نظامی
    • بررسی توان نظامی کشورها
    • دستاوردهای تکنولوژیکی و تاکتیکی
  • شبیه ساز
    • معرفی شبیه ساز ایرانی
    • شبیه سازهای نظامی
  • English Forum
    • The Iranian Air Force
    • The Iranian Ground Forces
    • The Iranian Navy
    • War stories
    • Miscellaneous

Found 6 results

  1. *غافلگیری ارتش در ابتدای جنگ کذب محض است در اذهان برخی گاهی این نکته خطور می کند که ارتش با آغاز جنگ تحمیلی و اشغال خرمشهر، در برابر دشمن غافلگیر شد. بنده می خواهم بگویم نه تنها ارتش غالگیر نشد بلکه بسیار بسیار هم جالب عمل کرد. برای اثبات این سخن شما کافیه وضعیت ارتش ما و ارتش عراق را قبل از آغاز جنگ بیاورید روی کاغذ، ببینید آنها چه دارند و ما چه داریم. امکانات آنها را با ما بسنجید. زمانی که انقلاب شد ارتش در وضعیتی قرار گرفت که از همه جا به آن ضربه وارد کردند. سوالی که اینجا قابل مطرح کردن است این است که چرا برخی مسئولین در اوایل پیروزی انقلاب تصمیم گرفتند سربازی را از دو سال به یک سال کاهش دهند؟ آیا برای اینکه سرباز خانه ها خالی شود؟ پشت این تصمیم واقعا چه هدفی بود؟ تضعیف ارتش؟ چرا آمدند گفتند هر کسی می تواند در منطقه بومی خود خدمت کند؟ من که فرمانده تانک هستم و رسته ام زرهی است و در لشکر 92 اهواز خدمت می کنم حالا می خواهم بروم اردبیل زادگاه خودم، آیا در اردبیل برای تخصص من جا هست؟ آیا به جای من آدم متخصص در لشر 92 زرهی آمده؟ جواب این است که نه خیر، نیامده. *تصمیماتی که بازرگان گرفت دلیلش چه بود؟ همان مقطع عده ای از آقایان گفتند: هر کس که می خواهد از ارتش جدا شود، استعفا بدهد و برود. چرا؟ آیا به جز تضعیف ارتش دلیلی دیگری داشت؟ در نیروی دریایی بیش از 300 متخصص دوره دیده در کشورهای اروپایی که مهندس شده بودند استعفا دادند. مگر ما برای تحصیل آنها پول نداده بودیم که دوره ببینند، همه شان رها کردند رفتند خارج. اگر واقعا ارتش نیازی نداشت آنها را در اختیار ارگان های دیگر می گذاشت. همه این تصمیمات اغلب در دولت موقت گرفته شد و شخص مهندس بازرگان. *آقای ابراهیم یزدی لطفا پاسخ دهید 100 فروند موشک هارپون از آمریکا خریداری شد که گفتند ما نمی خواهیم، ما با کسی جنگ نداریم! یکی نبود بگوید بابا پول این موشک ها پرداخت شده. این موشک ها در آن زمان آخرین مدل موشک بود با تکنولوژی آخر. همه این موشک ها انتقال داده شد به عربستان سعودی. یعنی اگر ما اول جنگ اینها را در اختیار داشتیم در سوم چهارم مهر با همان ارتش عراق، بصره و بغداد را در اختیار داشتیم و ارتش بعث در شرق و غرب کاری ازش بر نمی آمد. موشک هایی که پولش هم پرداخته شده بود برگرداندند به آمریکا. سوال اینجاست که آقای ابراهیم یزدی وزیر امور خارجه وقت چرا این تسلیحات را نگرفتید؟! پشت این تصمیم چه بود؟ یکی نبود بگوید اگر به این ارتش اعتماد نداری، که نداری! نگه دار بگذار در انباری دیگر برای واحد بعدیت. *روز دوم جنگ وارد خرمشهر شدم آیا این کشور ارتش می خواهد یا نه؟ ما که با کسی جنگ نداریم اما مدافع هستیم پس باید مدافع مجهزی باشیم. مرداد سال 59 حدود دو ماه قبل از جنگ جریان کودتای پادگان نوژه به وجود آمد. شما بروید ببینید چه بلایی بر سر لشکر 92 اهواز آمد؟ من اگر چه جزو نیروی دریایی بودم اما اطلاعاتم دراین زمینه کافی است. اصلا از خود نیروی زمینی بپرسید چه بلایی بر سر این لشکر آمد؟ اکثر سرگرد به بالا همه گرفتار بودند. من آن زمان فرمانده گردان تکاوران ارتش بودم. تمام سران لشکر 92 در کودتای نوژه گرفتار و عده ای بازداشت شدند. من روز اول مهر 59 یعنی دومین روز جنگ وقتی وارد خرشهر شدم فرمانده گردان تانک برای لشکر 92 که باید یک سرهنگ دو، رسته زرهی باشد یک سروان مخابرات بود. سروان مخابرات هر چه قدر هم قوی باشد نمی تواند یک گردان تانک را اداره کند. در رسته خودش ممکنه است بتواند حتی رده های بالاتر را هم اداره کند اما در رسته های دیگر نمی تواند چون اطلاعاتش در سطح عمومی است این سروان قدرت و توانایی برای این گردان به هیچ عنوان ندارد. این بلاها بر سر ارتش آمد. *یک لشکر و هفت تانک!! ارتش خالی بود، من در یکی از عملیات ها بولتنی از عراقی ها پیدا کردم که نوشته بود لشکر 92 زرهی اهواز در آغاز جنگ فقط هشت تانک آماده به کار داشت. تازه آنها هم نفراتش کامل نبود. بعد از انقلاب اکیپ هایی در ارتش تشکیل شد به نام اکیپ تصفیه که آمدند پرسنل را گزینش کردند. مثلا طرف از قیافه من خوشش نمی آمد. حالا که قدرت گرفته و پشت این میز نشسته بود می گوید: فلانی به درد نمی خورد و بهره خدمتی ندارد، یکسری را اینگونه کنار گذاشتند. این ضربه دیگری بود به ارتش. از طرف دیگر گروهک ها گفتند ارتش باید منحل شود. ما ارتش بی طبقه توحیدی می خواهیم. چرا درجه من این باشد و دیگری درجه اش فرق کند؟ *ما که از اسرائیل نیامده بودیم ارتش عراق با 12 لشکر و 30 تیپ مستقل بین 250 تا 300 هزار جیش الشعبی حمله را آغاز کرد که در سال 64 توان خود را رسانده به 54 لشکر اما ما چه کردیم؟ بااین وصف ارتش کجا غافلگیر شد؟ چطور صدام در روز هفتم جنگ تقاضای مذاکره کرد؟ آن زمان سپاه و بسیج و یا نیروهای مردمی آموزش دیده برای جنگ مگر چقدر داشتیم؟ همین ارتش بود که ایستاد؟ خب این ارتش هم از خود ملت بود ما که از اسرائیل نیامده بودیم. *مرگ بر آمریکا و درود به عباس بابایی ما در ارتش کلا 50 هزار نیرو داشتیم که تعدای هم در کردستان درگیر بودند، تعدادی در ترکمن صحرا. حالا ببنید در این حال چنان ارتشی حمله می کند به ما. و ما با همین لشکر نیم سوخته در واحد خودمان که شاید 70 درصد بیشتر استعداد نداشت وارد جبهه جنگ شدیم و لشکر های دیگر هم که بدتر از ما بودند. اما با این وصف ارتش متجاوز با آن هیمنه زمینگیر می شود. خب چه کسی این کار را کرد؟ آیا غیر از ارتش جمهوری اسلامی کسی دیگری بود؟ در یکی از کتاب ها نویسنده که راوی آن روزهاست در کتابش می نویسد: تکاوران ارتش در اسرائیل دوره دیده بودند. من به ایشان گفتم فرض هم کنید که ما در اسرائیل دوره دیده ایم. مهم این است که آمدیم و از مملکتمان دفاع می کنیم. عباس بابایی مگر در آمریکا دوره ندیده بود؟ حالا می گوییم مرگ بر آمریکا و درود به عباس بابایی. یا سایر خلبان های شهید ما هم در خارج دوره دیده بودند. *درخواست مذاکره صدام در روز هفتم جنگبه خاطر مقاومت ارتش بود من با امروز با جدیت می گویم که ارتش غافلگیر نشد. خیلی هم خوب عمل کرد و درخواست مذاکره صدام در روز هفتم به همین دلیل بود. اگر عراق در محور شلمچه-خرمشهر نتوانست جلو بیاید خوب چه کسی جلویش را سد کرده بود جز ارتش؟ سپاه خرمشهر کلا 27 نفر نیرو داشت در آن زمان با سلاح ام یک و ژ3. *سربازان جگر دار ارتش من 200 نفر از مردم را که آموزش سربازی رفته بودند گرفتم و آموزش دادم و آر پی جی هفت دادم دستشان. خب این سلاح خوبی برای زدن تانک است. دشمن هم اغلب تانک و نفر بر دارد اما کسی که قرار است از این سلاح استفاده کند باید دل جگر دار باشد و بتواند خود را به 300 کیلومتری تانک برساند تا شلیک کند. برد این اسلحه 330 متر است. کو آدمی که بتواند به 300 متری تانک برسد؟ همین تکاوران و سربازان و نیروهای مردمی بودند. *جنگیدن یا گزارش نویسی؟ یکبار با امیر سیاری فرمانده نیروی دریایی ارتش رفته بودیم جایی. یکی از ما پرسید شما یادداشتی از آن دوره ندارید؟ هر دوی ما پاسخ منفی دادیم. طرف گفت: فلان آقا برای هر دقیقه نوشته دارد. امیر سیاری گفت: ایشان حتما رفته بودند برای تهیه گزارش نه جنگ. من تفنگ دستم بود می جنگیدم و وقت نوشتن نداشتم. اگر وقتی پیدا می شد کلاه آهنی را می گذاشتم زیر سرم استراحتی می کردم و دوباره ادامه می دادم. *آمادگی نیروی دریایی از اسفند سال 58 نیروی دریایی از اسفند سال 58 آمادگی جنگیدن دارد. من جانشین فرمانده دریایی بوشهر بودم و ضمن اینکه فرمانده گردان تکاوران هم بودم. اسفند ماه عراق یک مانور دریایی در شمال خلیج فارس گذاشت. نیروی دریایی این مانور را زیر نظر گرفت. مشخص بود که این مانور برای جنگ است و حمله ای در پیش است. ضمن اینکه واحد تکاوران از اسفند یک واحد در شهربانی برای تامین امنیت داشت. به تقاضای دریادار مدنی که آن زمان استاندار خوزستان بود و هر روز به ما گزارش می داد یک واحد در فروردین رفت برای کمک به ژاندارمری در پاسگاه های خرمشهر تا شلمچه که پنج پاسگاه داشت. درست رو به روی ما عراق بود و این طرف رودخانه هم نیروهای ما چسبیده اند به اسکله. یک واحد اینجا بود. یک واحد در بندر امام داشتیم برای پتروشیمی. گزارش همه این واحد ها وقتی جمع می شد نشان می داد در آینده نزدیک در خرمشهر جنگ خواهد شد. ما در بوشهر این ها را بررسی می کردیم و به تهران گزارش می دادیم. به همین علت در فروردین نیروی دریایی یک مانور بسیار سنگین گذاشت با همراه نیروی هوایی و نیروی زمینی. از تنگه هرمز تا شمال خلیخ فارس. تمام یگان های شناور نیروی دریایی به کار گرفته شد. از نیروی خلبان اف 4 و اف 14 استفاده شد. از نیروی زمینی تیپ هوابرد به طور کامل به کار گرفته شد با یک تعداد توپخانه. در این مانور ما وقتی نتیجه را تجزیه تحلیل کردیم پی بردیم به نقاط ضعف و قدرت خودمان. *انجام مانور قبل از آغاز جنگ در نیروی دریایی سه واحد رزمی داشتیم. نیروهای شناور، پروازی و تکاوران بود و نیروهای پشتیبانی هم جدا بود. هر سه این نیروها به کار گرفته شدند. تکاوران یک واحد همه فن حریف و یک نیرو با واکنش سریع در نیروی دریایی بود. بعد از این مانور هر کدام چسبیدیم به رفع نقاط ضعف و بهتر شدن نقاط قوت برای آماده شدن برای جنگ. از اوایل خرداد تا شروع جنگ شاید نیروی دریایی در منطقه سه-چهار بار انواع آماده باش ها را اعلام کرد. بعد کنترل کرد. در همین فاصله نیروی دریایی طرح هایی قدیمی ای که داشت مورد تجزیه تحلیل قرار داد. *استخوان شکسته ای که انگلیس گذاشت من در سال 43 ستوان دو بودم و در شیراز دوره پیاده می دیدم. دشمن ما از همان زمان عراق بود و همیشه خط قرمز برای عراق بود. وقتی بررسی کردم دیدم این دشمنی از زمان جدایی عراق از عثمانی توسط انگلیسی ها در رابطه با تعیین مرزهای ایران و عراق آغاز شده و انگلیسی‌ها یک استخوان شکسته ای لای گوشت گذاشتند که در مواقع حساس به نفع خودشان استفاده کنند هنوز هم این ماجرا هست. *طرح ذوالفقار صدام همیشه از امضای قرار الجزایر ناراحت بود ولی قدرت حرف زدن نداشت و معتقد بود این قرار داد باید پاره شود و شط العرب یا اروند رود برای عراق است. در شروع جنگ هم همین کار را کرد. ما قبل از جنگ جای استقرار تمام واحدها را مشخص کرده بودیم که با شروع حمله هیچ ناو شناوری نباید روی اسکله باشد. چون اسکله ضربه پذیره و ناو در آنجا قدرت انجام کارش به صفر می رسد. بعد از برسی طرح های قدیمی طرحی جدید به نام ذوالفقار آماده و ابلاغ شد و خدابیامرز ناخدا محمود ابریشمی فرمانده ناو تیپ هشتم ما بود در خرمشهر بالای 45 واحد شناور داشت. 26 مرداد حدود یک ماه به جنگ همه یگان هایش را از اروند رود یا شط العرب کشید بیرون و برد در شمال خلیج فارس و همانجا که در طرح گفته بود کجاها قرار بگیرند. با آذوقه و آماده جنگ بود. دشمنان ارتش شایعه کرده بودند که نیروی دریایی اینجا را خالی کرده و فرار کرده. روز دوم شهریور ناوی با هواپیماهای عراقی درگیر شد در حالی که هنوز جنگ نیست. دو سوخو عراق را زد و آنها هم یک ناوچه ژاندارمری ما را زدند. این کجاش نشان دهنده غافلگیری است. *نامه امیر حسنی سعدی یک روز قبل از اشغال روز 23 شهریور جانشین فرمانده نیروی دریایی ناخدا یک مصطفی مدنی نژاد از تهران آمد در بوشهر و قرارگاه مقدم جنگ نیروی دریایی را در بوشهر تشکیل داد. اسمش را گذاشت نیروی رزمی 421. کل امکانات نیروی دریایی با یک بخش نامه آمد تحت امر این ستاد و زبده ترین کارکنان نیروی دریایی را هم جمع کرد همینجا. با این تفاسیر چگونه برخی می گویند ارتش عافلگیر شد. روزدوم آبان یک روز قبل از اشغال خرمشهر سرهنگ حسنی سعدی که آن زمان فرمانده نیروی زمینی بود نامه ای دستی برای من نوشت که «شما تکاوران امید امام هستید و امید ملت هستید … به مقاومت خود ادامه دهید نیروی کمکی در راه است.» گردان 144 لشکر 21 حمزه از این طرف سر راه و گردان 153 مشهد هم دارد می آید کمک. امیر شاهین راد فرمانده گردان مجهز 144 خیلی شجاعانه با لشکر عراق جنگیده بود. کلی هم شهید داده بودند. ما با این وضعیت می جنگیدیم. ادامه دارد... منبع
  2. در این بخش سعی می کنیم جدیدترین مجلات و کتابهای نظامی را برای دانلود در دسترس دوستان قرار دهیم ***************** حجم : 22 مگابایت دانلود
  3. با سلام چند روز پیش به همت جناب ناخدا هوشنگ صمدی اسامی شهدای تکاور دریایی و تفنگداران مدافع خرمشهر گرداوری و منتشرگردید. اسامی نیاز به یک پست مستقل داشت تا هرگاه دوستان خواستند به راحتی در قسمت شهدا و ایثارگران انجمن قابل دسترس باشند. نویسنده جناب ناخدا هوشنگ صمدی اسامي مبارك شهداي تكاوران نيروي دريايي: شهدا،محمد مختاري ، ناصر فراهاني ، نجف ابراهيمي ، عليرضا سخايي ، مرتضي بيرانوند ، محمد رضارحمان اولاد ، محمود ميرزا حسيني ، بهمن شير محمدي ، خانعلي دهمرده ، محمد بلوچ زنگيان ، محمد سليمان دشت بياض ، محمد حمزه نژاد، جمشيد پرندآور، قاسم كارگر جهرمي ، رضا پوريحيي زاده ، كورش بي ريا ، جمشيد موسي زاده، علي اكبر محمد زاده ، محمد حسن حسيني ، رضا حاجي پور، مصطفي تاك شهر ، حميد آگاه ، محمد براتي ، اصغر نوروزي ، اكبر قاسم پور ، مير مسعود حسيني ، حسين روحي اصل ، محمد علي صفا ، كرامت الله صادقي ، منصور نگارستاني ، كوروش شهبازي ، مجيد غلاميان ، اسماعيل علي گودرزي ، علي اصغر محق جوكايي ، محمد بياتي ، علي اكبر رجبي ، غلامرضا مزيناني ، اسماعيل شعباني ، حسين دشتبان ، ناصر قويدل ، حسين اعياني ، غلام شيخي زاده ، اسكندر مرادي ، عباسعلي صفي ، محمد مهدي ناصري ، مرتضي كاظمي ، سعيد محيط قرايي ، جواد صفري ، حميد دمساز ، رحمان غلامي ، مهرداد دحقان ، محمود نوايي ، محمد رضا سنگلي ، حبيب الله جمالي ، محمد رضا مرادي ، حسين رحمتي ، جهانريز دحقان ، محمد رنجبر صادق گوهري ، سيد محمد باقر حسين زاده ، محمد رضا كمارجي ، ابو الفضل عباسي ، خسرو عسگرزاده ، رحمت مولايي جفرودي ، وفايي مقدم ، حسين بيدكي ، عزيز نوروزي فرد ، داريوش رفعت پور ، حميد صابري ، محمد جعفر كريمي ، علي اصغر جمعي ، هوشنگ صمدي موقر ، سيد حسن باقرزاده ، غلام رضا زارع كامل ، محمد رضا سليماني ، محمد رحيمي ، اصغر جوكاني ، علي كريميان ، غلام حسين زارعي ، عباس علي فدايي ، رسول عزيزي قلعه ، ولي الله واثقي ، كريم مزروعي ، حسين بكرايي ، نعمت الله عدالت ، سيد كريم حسيني ، اصغر پور روح الامين ، امير وليد آبادي ، قدرت الله حسيني ، علي عبداللهي نانوا پيشه ، احمد سخنور ، علي جعفري بهجت آبادي ، كريم جعفر رقي ، محسن كريمي ، مصطفي قوچانلو ، نوبخت نجفي ، برقعلي رمضاني ، حميد قمصري ، مهدي هاشمي ، رحيم بنيادي ، محمود بيازي ، محمد زواره ، فتح الله اسلامي ، ناصر شرفي ، احمد محرابي ، آقام علي ميرزايي.
  4. قسمت اول راه آهن خرمشهر ... خرمشهر... شهرستان خرمشهر به مرکزیت شهر خرمشهر با مساحت 4 هزار و 552 کیلومتر مربع در جنوب غربی استان خوزستان و در محل پیوستن رود کارون و اروند رود واقع شده است و با شهرستان های آبادن از جنوب شرق، شادگان از شرق و اهواز از شمال و همچنین با کشور عراق از غرب هم مرز است مردم خرمشهر از نژاد پاک آریایی و سامی هستند مذهب آنها شیعه دوازده امامی است و به زبان پارسی و عربی تکلم می کنند. تا پیش از جنگ خرمشهر به دلیل موقعیت جغرافیایی و بازرگانی و ارتباط با دریای آزاد ، ثروت عظیمی را در خود جای داده بود و مراکز تجاری و نمایندگی شرکت های بزرگ کشتیرانی ، بدان چهره بین المللی بخشیده بود . اکنون ساکنان خرمشهر به کار در بخش های خدمات ، کشاورزی ، باغبانی ، حصیر بافی و دیگر صنایع مشغول هستند . کمربندی از درختان نخل به پهنای چهارصد متر شهر خرمشهر را از سایر قسمت های استان جدا میکند . دامداری در منطقه رواج داشته و انواع محصولات دامی از قبیل لبنیات ، پوست و پشم از فراورده های این بخش می باشد . آب و هوای این شهرستان به علت نزدیک بودن به عربستان و عراق تحت تاثیر باد های گرم و خشکی است که از این سو میوزد . رطوبت نسبی موجود در این ناحیه به علت نزدیکی به اروند رود و خلیج فارس در تمام فصل ها بالا است از خرمشهر به شهر های اهواز و آبادان راه آسفالته وجود دارد و انتهای راه آهن سراسری ایران ، محور تهران – خرمشهر به طول 1070 کیلومتر به خرمشهر منتهی میشود . مرکز این شهرستان در زمان محمد شاه قاجار بندر محمره نام گرفت، محمره که از ادغام دو کلمه عربی ماء ( آب) و حمره (سرخ) به وجود آمده به معنای آب سرخ است چرا که قسمت عظیمی ازسواحل شهر ، در بیشتر روز های سال به علت جزر و مد دریا و رسوبات رسی به رنگ قرمز می گراید . در سال 1314 فرهنگستان ایران با نگاه به موقعیت طبیعی و سرسبز منطقه ، نام خرمشهر را پیشنهاد کرد و در سال 1316 به دستور رضا شاه محمره به خرمشهر تغییر نام داد . از دو قرن پیش به دلیل اهمیت فوق العاده آن مورد توجه استعمارگران قرار گرفت و تا کنون چهار باری به اشغال قوای خارجی درآمده است . در سال 1216 ش هنگامی که هرات به سبب خود داری حاکم آن از پرداخت مالیات ، توسط سپاهیان محمد شاه قاجار محاصره شده بود ، نیرو های عثمانی به تحریک انگلستان و به بهانه سرکوب عشایر ( بنی لام ) که در شرق اروند ساکن بودند ، خرمشهر را اشغال کردند که بهای آزادی آن ، رفع محاصره هرات از سوی ارتش ایران بود . در سال 1226 بر اساس معاهده دوم ارزروم ، حاکمیت ایران بر خرمشهر ، آبادان و سواحل شرقی اروند رود تثبیت شد که بهای آن چشم پوشی ایران از حاکمیت بر سلیمانیه بود . با بازپس گیری هرات توسط ناصرالدین شاه در سال 1235 ش نیرو های انگلستان خرمشهر را به اشغال به خود درآوردند و در پی آن بر اساس معاهده 1875 م ( 1236 ش ) پاریس که بین ایران و انگلستان منعقد شد ، به بهای آزادی خرمشهر ، هرات از خاک ایران جدا شد . در جریان جنگ جهانی دوم ، به دلیل شرایط ویژه خرمشهر و وجود خط آهن در این شهر و با توجه به نیاز نیرو های روسیه به کمک های تسلیحاتی و تدارکاتی برای تقویت خطوط نبرد با آلمان ها، دولت هایی چون انگلیس و ایالات متحده برای پشتیبانی از نیرو های روسی نگاهشان به سمت خرمشهر و خط آهنش خیره گشت . خرمشهر باز هم شاهد اشغالی دیگربود . نیرو های متفقین این شهر استراتژیک را به تصرف خود درآورده و به سرعت به پشتیبانی از نیرو های روسی درگیر در محور های شمالی نبرد اقدام نمودند پس از شکست ارتش آلمان ، متفقین حاضر شدند خرمشهر را به تدریج تخلیه کنند . با آغاز جنگ ایران و عراق ، خرمشهر به جهت نزدیکی با مرز، یکی از اولین نقاطی بود که مورد هجوم واقع گشت ... اما این بار گویی با دفعات قبل کمی تفاوت دارد . تاریخ نشان دهنده این موضوع بسیار مهم است . خرمشهر را میتوان به نقاط مختلف تقسیم بندی کرد از جمله بندر خرمشهر ، پل خرمشهر ، پل نو ( یکی از استراتژیک ترین پل های منطقه ) ، نهر خین ، صد دستگاه ، میدان کشتارگاه ، جاده اهواز خرمشهر ، پلیس راه ، پادگان دژ، کوی طالقانی ، خیابان 40 متری و فلکه فرمانداری ، مسجد جامع و منطقه مارد که به جرات میتوان گفت شدید ترین نبرد ها در مناطقی که ذکر گردید میان تکاوران نیروی دریایی ( کلاه سبز ها) و لشگر های متجاوز عراقی رخ داده است تک تک این مناطق به خون پهلوانانی مزین گشته است که آیندگان قطعا از آنان همچون آریو برزن ها یاد خواهند کرد. فضای شهر بسیار نا آرام است گروهی به نام خلق عرب در شهر ساز مخالف میزنند و آشکارا از فضای آشفته آن روز ها سوء استفاده کرده و شعارهای عربی حزب بعث عراق را سر میدهند و با عضو گیری از جوانان عرب ایرانی خرمشهر قصد دارند تا در شهر آشوب بر پا کنند. این گروه به وسیله حمایت های ارتش عراق توانسته اند مسلح شوند و این امر برای آرامش خرمشهر خطر ناک است . یکی از بومیان خرمشهر در این رابطه می گوید : (چند روزی بود که به شاگردم مشکوک بودم تا یکروز دیدم در زیر لباس خود یک قبضه اسلحه کلاش را حمل میکند از او جویای ماجرا شدم او گفت : این اسلحه را به بهای ناچیزی از شیخ گرفته ام و دارم میبرم تا در بازار خرمشهر بفروشمش وقتی این حرف را شنیدم دیگر از فردا اجازه حضور به او در محل کسب و کار خود را ندادم . ) گروه خلق عرب با مطرح کردن موضوعاتی چون غیرت عربی و شعار های ناسیونالیستی عربی قصد تحریک عرب زبانان خرمشهری را دارد . یک سوال گروه خلق عرب که حال به مشکلی بسیار جدی برای امنیت ساکنین شهر مبدل گشته چگونه به وجود آمده است ؟ برای رویارویی با تشکیلاتی تحت عنوان کانون فرهنگی نظامی جوانان مسلمان خرمشهر ستادی به نام رزمندگان خلق عرب تاسیس شده است که تمام تلاش خود را صرف برانگیختن عصبیت قومی می کند و به طرق مختلف به ایجاد و گسترش روحیات ناسیونالیستی و قوم گرایی می پردازد . تظاهرات ها به حدی بوی خشونت به خود گرفته اند که بعضا در نقاطی به تظاهرات به درگیری های مسلحانه تبدیل گشته است فضای عمومی شهر بسیار ملتهب است . گزارش های ژاندارمری و شهربانی خرمشهر بسیار نگران کننده است اعضای این گروه آشکارا ، اسلحه به دست در میان مردم رفت و آمد می کنند و این امر سبب نگرانی مردم خرمشهر شده است مردم دیگر احساس امنیت نمی کنند . درماه های اخیر گروه خلق عرب دست به اقداماتی چون ترور یک زن در خیابان و ربودن فرزند او ، حمله به شهربانی و سرقت اسلحه خانه ،حمله به پاسگاه های دیری فام ، هرته و خین ، انفجار دو خمپاره در محدوده منازل مسکونی و ... زده است . گزارش اقدامات این گروه خائن و وطن فروش نشان دهنده یک توطئه عمیق است که حال خرمشهر و مردم آن را تهدید میکند . نیاز به یک نیروی ورزیده و همه فن حریف است تا ضمن به دست گرفتن اوضاع شهر کمی از ادعای گروه خلق عرب بکاهد و در صورت لزوم آن را به طور جد منهدم کند. فرماندهی وقت نیروی دریایی به دلیل گزارش های نگران کننده شهربانی از اوضاع داخلی شهر طی نامه ای محرمانه به فرماندهی گردان یکم تکاوران نیروی دریایی ( کلاه سبز ها ) نا خدا هوشنگ صمدی می خواهد یک واحد از گردان به خرمشهر اعزام شود . خاطرم هست یکی از عملیات های این واحد اعزامی به خرمشهر بسیار در میان مردم و منطقه سر و صدا کرد . جناب بازرگان آمده بودند خرمشهر تا برای کارکنان شرکت نفت سخنرانی کنند شورش گروه خلق عرب کاری کرد که ایشان نتوانستند سخنرانی کنند و خرمشهر را ترک کردند. فرماندهی وقت نیرو دریایی دستور دادند به تکاوران مستقر در خرمشهر یعنی همان واحد ناوبان بای که به شدت با این گروه برخورد شود و دستور دادند این گروه مسلح فورا خلع سلاح شده و سلاح های خود را تحویل نیروهای مسلح دهند . اما این گروه از این امر سر باز زدند و باید بگویم اینجا بود که کلاه سبز ها وارد شدند و از بیخ و بن ریشه این گروه را خشکاندند. گروه خلق عرب در خرمشهر دو مقر فرماندهی داشت یکی در کنسولگری سابق عراق و یکی در مدرسه عراقی ها آنقدر گستاخ بودند که پرچم خود را بر بام این مراکز به اهتزاز درآورده بودند . ناوبان بای با گرفتن دستور، شبانه دو مقر فرماندهی خلق عرب را در اختفای کامل محاصره و در یک عملیات کماندویی توانست بدون خونریزی هر دو مقر را به تصرف درآورد و تمامی افراد خلق عرب را دستگیر و خلع سلاح کند و پرچم این گروه را پایین آورده و پرچم ایران را بر فراز مقر ها به اهتزاز درآورد . 4000 قبضه اسلحه ازاین گروه خطرناک کشف و تحویل نیرو های مسلح گردید در این عملیات اکثر سران خلق عرب دستگیر شدند و البته بعضی هم به عراق گریختند اما باید بگویم خلق عرب اینجا تمام شد مردم خرمشهر به دلیل عملکرد خوب تکاوران نفس راحتی کشیدند . ناوبان بای و واحد تحت امرش در خرمشهر اقدامات بسیار درخشان و مهمی انجام دادند از جمله خنثی کردن بمب هایی که در بازار و یا معابر شهر کار گذاشته شده بود ، آزاد کردن برخی از افراد سپاه خرمشهر که توسط این گروه به گروگان گرفته شده بودند و هزاران اقدام ارزشمند دیگر ... ادامه دارد ...
  5. در این پست فیلمهای مربوط به دفاع مقدس که از رسانه های خارجی پخش شده اند می پردازیم اولین پست مربوط به سقوط خرمشهر و حضور نیروهای عراقی در خرمشهر می باشد در این فیلم با یک افسر عراقی مصاحبه می شود که به حضور نیروهای ایرانی در خرمشهر اعتراف می کند دانلود با حجم تقریبی 7 مگابایت
  6. شهید امیر رفیعی دستگردی 33 سال پیش امیر در حالی که تیر خورده بود انقدر جنگید تا تیر هایش تمام شد اسیرش کردند تمام لحظه های این مقاومت را فیلمبردار عراقی ضبط کرد و تلویزیون عراق در اولین تصاویر منتشر شده از خرمشهر جوانی را نشان دادکه کماندو های عراقی اورا با کتک به پشت ساختمان فرمانداری بردند و دیگرکسی اخرین مدافع خرمشهر را ندید