Welcome to رهروان ارتش

از اینکه انجمن ما را برای مطالعه انتخاب کردید از شما متشکریم. 

برای استفاده از امکانات انجمن و برقراری رابطه دوستانه با دیگر اعضا لطفا در انجمن ثبت نام کنید

با تشکر

Search the Community: Showing results for tags 'خلیج فارس'.

  • Search By Tags

    Type tags separated by commas.
  • Search By Author

Content Type


Forums

  • پست ها و مطالب ویژه
    • پست های ویژه
    • مقالات ویژه
    • ویژه مهمان
  • تاریخ نگار جنگ
    • تاریخ نگار نیروی زمینی
    • تاریخ نگار هوانیروز
    • تاریخ نگار نیروی هوایی
    • تاریخ نگار نیروی دریایی
  • نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران
    • شهدا و ایثارگران قهرمان نزاجا
    • قهرمانان سرافراز نزاجا
    • عملیات ها و دستاوردهای نزاجا در جنگ
    • متفرقه
    • ایده ها، طرح ها و اتاق فکر
  • هوانیروز ارتش جمهوری اسلامی ایران
    • شهدا و ایثارگران قهرمان هوانیروز
    • قهرمانان سرافراز هوانیروز
    • عملیات ها و دستاوردهای هوانیروز در جنگ
    • متفرقه
    • ایده ها، طرح ها و اتاق فکر
  • نیروی پدافند ارتش جمهوری اسلامی ایران
    • شهدا و ایثارگران قهرمان پداجا
    • قهرمانان سرافراز پداجا
    • دستاوردهای پداجا در جنگ
    • متفرقه
    • ایده ها، طرح ها و اتاق فکر
  • نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران
    • شهدا و ایثارگران قهرمان نهاجا
    • قهرمانان سرافراز نهاجا
    • عملیات ها و دستاوردهای نهاجا در جنگ
    • متفرقه
    • ایده ها، طرح ها و اتاق فکر
  • نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران
    • شهدا و ایثارگران قهرمان نداجا
    • قهرمانان سرافراز نداجا
    • عملیات ها و دستاوردهای نداجا در جنگ
    • متفرقه
    • ایده ها، طرح ها و اتاق فکر
  • پروژه ها
    • پروژه های در دست اقدام
    • پروژ های به سرانجام رسیده
  • جهاد خودکفایی ارتش
    • نوآوریها در جنگ
    • جهاد پس از جنگ
  • مقالات علمی و تحقیقات
    • مقالات داخلی
    • پژوهش و ترجمه
  • فرهنگ و هنر
    • پرسش و پاسخ
    • نقاشی و گرافیک
    • صدا
    • تصویر
    • متفرقه
    • انجمن و ورزش
  • ارتش های بیگانه
    • عملیات های نظامی
    • بررسی توان نظامی کشورها
    • دستاوردهای تکنولوژیکی و تاکتیکی
  • شبیه ساز
    • معرفی شبیه ساز ایرانی
    • شبیه سازهای نظامی
  • English Forum
    • The Iranian Air Force
    • The Iranian Ground Forces
    • The Iranian Navy
    • War stories
    • Miscellaneous

Found 8 results

  1. با عرض سلام و درود فراوان خدمت همراهان گرامی اسامی شناورها و شهداي ناوتيپ منطقه دوم دريايي بوشهر نیاز به یک پست جداگانه داشت تا هرگاه دوستان لازم داشتند به راحتی قابل دسترس باشد. ناو همیشه جاوید کهنمویی یگان در مورخه 7/11 / 1362 در 8 مايلي جنوب جزيره خارگ درماموريت پدافند جزيره مورد اصابت يكفروند موشك اگزوسه از هلیکوپتر سوپرفرلون واقع وجاوید شد -1 ناوبانسوم ابراهيم سليمي نبي 2- ناواستوار يكم احمد مولود محمودي زاده -3 ناواستوار يكم حسين قلندري 4- ناواستوار يكم سيد ابراهيم مير جواد زاده -5 ناواستوار يكم مهدي عباس مفخمي 6- ناواستوار يكم محمد صفدر زاده -7 ناواستوار يكم حسين عسگري زاده 8- ناواستوار يكم محمد زنگنه -9 ناواستوار يكم احمد فتحي آقا جاني 10 - ناواستوار يكم منوچهر نظاري سده -11 ناواستوار يكم شاهپور قايقچي 12 - ناواستوار يكم عباسعلي نصرالله زاده -13 ناواستوار يكم حميد رضا دانشياري 14 - ناواستوار يكم حسين بهاري دباغي -15 ناواستوار يكم محمود نظري 16 - ناواستوار يكم عليرضا تقي زاده رجبي -17 ناواستوار يكم عبدالرضا عطيه دشتي 18 - ناواستوار دوم علي اشرف نيساري -19 ناوي وظيفه عليرضا قربان نژاد ناوچه همیشه جاوید پیکان یگان در مورخه 7/9/ 1359 ضمن بمباردمان سكوهاي نفتي البكر و العميه و انهدام ناوچه هاي اوزاي عراق پس از انجام موفقيت آميز عمليات غرور آفرين مرواريد در 8 مايلي جنوب اسكله العميه هدف موشك سطح بسطح استيكس ناوچه اوزا واقع و در تاریخ ایران جاودانه شد -1 ناخدا دوم محمد ابراهيم همتي 2- ناوسروان حسين حفيظي -3 ناوسروان محمد رضا كوشا 4- ناوسروانسيامك درخشان -5 ناوسروان ابوالقاسم لبافيان 6- ناوبانيكم حبيب الله محمد زاده روفچايي -7 ناوبانيكم علي اصغر معيري 8- ناوبانسوم ابراهيم پير سياهكل -9 ناوبانسوم شهباز آذري 10 - ناواستوار يكم صادق صادقي لنگرودي -11 ناواستوار يكم منوچهر مردانيان 12 - ناواستوار يكم منوچهر شهنواز -13 ناواستوار يكم محمد رضا آزاد پور 14 - ناواستوار يكم اصغر نوروزي -15 ناواستوار دوم محمد رضا قرباني پور 16 - ناواستوار دوم سيد موسي اميري مقدم -17 ناواستوار دوم ناصر خوش نيت 18 - ناواستوار دوم رحيم ارجمندي -19 ناواستوار دوم پرويز سلطاني بلاغي 21 - ناواستوار دوم نوشاد طهماسبي -21 ناواستوار دوم عزيز عزيزي 22 - ناواستوار دوم اكبر شيرواني -23 ناواستوار دوم كوروش شهبازي 24 - ناواستوار دوم علي اصغرمخصوص آبكناري -25 ناواستوار دوم عزت الله محمد زاده 26 - مهناوييكم عبدالرضا مجردي ويسي -27 مهناوييكم محمد بيك وردي 28 - كارمند دشتي ساساني -29 كارمند سيد محمد حسيني ناوچه همیشه جاوید جوشن یگان در مورخه 1/29/ 1367 درمنطقه 11 مايلي جزيره بو موسي در مصافی رويارو و مستقیم با ناوگان آمريكا مورد اصابت موشك سطحی واقع و درتاریخ ایرانزمین جاودانه شد -1 ناخدا سوم علي زارع نعمتي 2- ناوسروان ابراهيم حر آبادي -3 ناوسروان مسعود انشايي 4- ناوسروان عليرضا ولي پور -5 ناوباندوم ماشالله عباسپور دواسي 6- ناوبانسوم محمد هاتفي شرق -7 ناواستوار يكم كاظم شيرواني 8- ناواستوار دوم محمد رضا خوش زاد -9 ناواستوار دوم محمد باقري 10 - مهناوييكم ناصر حسن نژاد 11- مهناوييكم منصور مباركي ناو لجستیکی دیر یگان در مورخه 11/2/ 1364 حوالي راس المطاف مورد اصابت يكفروند موشك ضد سطحی اگزوسه از هليكوپتر سوپر فرلون واقع و دچار خسارات فراوان شد که بعد از جنگ بازسازی گردید. -1 ناوباندوم علي زنگويي 2- ناوبانسوم عباس بابايي -3 ناوبانسوم حسين يحيي 4- ناوبانسوم سيد محمود موسوي زاده -5 ناوبانسوم سعيد محسني 6- ناواستوار يكم عباس سروستاني -7 مهناوييكم ذوالفقار دستمزد 8- كارمند سيد عابرين علمداري -9 كارمند محمد رضا نوروزيان 10 - كارمند عبدالحسين محمد طاهري ناوچه توپدار تيران یگان در مورخه 7/26/ 1359 حين ماموريت پدافني مورد اصابت راكت واقع و تعداد 14 شهيد و جاويدالاثر به ملت ایران اهدا نمود اميد است -1 ناوسروان فرامرز بريماني 2- ناوبانيكم محمد رضا مردان تبار -3 ناوبانيكم علي محمدي نجف آبادي 4- ناواستوار يكم حسين اعياني -5 ناواستوار يكم چنگيز كريمي 6- ناواستوار 2 عبدالمجيد بن رشيد -7 ناواستوار دوم رمضانعلي كياني 8- ناواستوار دوم محمد حسين حكيمي -9 ناواستوار 2 محمد حسيني 10 - مهناوييكم غلامحسين زارع -11 مهناوييكم ابوالحسن اتفاقي 12 - كارمند حسين الله طغياني -13 كارمند رمضان باميان 14 - ناوي وظيفه مهدي محمودي ناوچه همیشه جاوید مهران یگان در مورخه 7/26/ 1359 در حوالي خور موسي مورد اصابت موشك قرار گرفته و جاوید شد -1 ناوسروان حميد رضا افتخاري نيا 2- ناوبانيكم محمد باقر اصغري -3 ناوبانسوم مجيد فقيه 4- ناوبانسوم هوشنگ مير شكاري -5 ناوبانسوم جاسب فعلان 6- ناوبانسوم نعمت الله سيمي -7 ناوبانسوم محمد قاسم مير شاهي 8- ناوبانسوم رحيم نجم سپاس -9 ناوبانسوم پرويز غلامزاده شاهاني 10 - ناوبانسوم محمد علي جويباري -11 ناوبانسوم محمدناصرالدين 12 - ناوبانسوم يوسف بلند نظر -13 ناوبانسوم مظاهر اثري 14 - ناوبانسوم اكبر نصيري -15 ناوبانسوم هاشم مبين دهكردي 16 - ناوبانسوم سيروس مبين دهكردي -17 ناوبانسوم مصطفي عبدي 18 - ناوبانسوم عبدالعلي روح الهي -19 ناوبانسوم حسين رجايي 20 - ناوبانسوم محسن رنجبران -21 ناواستوار يكم غلامحسين ملك پور 22 - ناواستوار دوم بهمن كاظمي اسفله -23 ناواستوار دوم مجيد هاشمي زاده 24 - ناواستوار دوم محمد رضا اصحابي -25 ناواستوار دوم سيد اكبر احمد حسيني 26 - مهناوييكم جمشيد رستمي بلدي -27 مهناوييكم پزشكيار ناصر عابدي 28 - مهناوييكم مسلم كريمي -29 كارمند رضا بيات قلعه 30 - كارمند مهراب مكوندي -31 ناوي وظيفه رحيم اردلاني ناوچه هميشه جاويد 65 پايي -1 ناوباندوم حسنعلي شاهرودي 2- ناوبانسوم حسين شباني -3 ناوبانسوم ايرج هنرمند 4- ناوبانسوم علي پيامني -5 ناواستوار يكم خالق حفيظي 6- ناواستوار دوم احمد شهبازي شهداي هميشه جاويد ماموريتهاي متفرقه ناوتيپ محل شهادت -1 ناخدا سوم محمد موسوی راد ناو كركس -2 ناوسروان عباس مير كاظمي ناو كركس -3 ناوبانيكم بهروز محمدي شبانكاره ناو كركس -4 ناوباندوم جلال بختياري پور ماموريت نفتكش -5 ناواستوار يكم يوسف بهروزي ماموريت سكو -6 ناواستوار دوم هادي وسنه نژاديان ماموريت نهنگ 2 -7 ناواستوار دوم منصور لك ماموريت نفتكش تانکر سنندج توضيح اينكه در سال 1365 بعلت سانحه تيراندازي نفرات مشروحه زير در ناوگروه مين روب بخيل شهدای جنگ پيوستند -1 ناخدا سوم محمد موسوی راد -2 ناوسروان عباس مير كاظمي -3 ناوبانيكم بهروز محمدي شبانكاره
  2. به یاد جاویدالاثر خلبان همایون حکمتی در پانزدهم خرداد ماه سال 1363 و در بحبوحه جنگ ايران و عراق، بين جنگنده هاي ايران و عربستان درگيري هوايي به وقوع پيوست كه در جريان آن دست كم يك فروند فانتوم ايراني هدف قرار گرفت و سرنگون شد. با گذشت سال ها از اين جريان، هنوز جزئيات اين درگيري در پرده ابهام قرار دارد و با وجود آنكه منابع داخلي و خارجي مطالبي در اين باره منتشر كرده اند، نمي توان با قاطعيت در مورد صحت و سقم آنها ابراز نظر كرد. اين مسئله يكي از مواردي است كه در وبلاگ ها و سايت هاي مرتبط با هوانوردي بسيار مورد توجه قرار گرفته؛ اما در اين ميان يكي از منابع رسمي داخلي مغفول مانده است و آن خاطرات آيت الله هاشمي رفسنجاني در سال 1363 است. فرمانده وقت جنگ، در خاطرات روز 16 خرداد 63 چنين مي نويسد: "ساعت هشت صبح به مجلس رفتم. در گزارش ها خواندم كه ديروز يك هواپيماي اف-4 ما در فضاي عربستان سعودي سرنگون شده و عربستان، زدن هواپيما را رسماً به عهده گرفته است. حادثه تلخي است و انعكاس وسيعي داشته است." در پانوشت همان بخش از خاطرات چنين مي خوانيم: "در اين حادثه، [در حمله] چند فروند از هواپيماهاي نيروي هوايي عربستان به يك فروند هواپيماي اف-4 نيروي هوايي ارتش، در آب هاي خليج فارس، هواپيماي مزبور ساقط و خلبان آن توسط هليكوپترهاي عربستان از آب گرفته شد. دولت ايران، اعتراض شديد خود را نسبت به اقدام عربستان سعودي ابراز داشت. خبرگزاري ها از واشنگتن گزارش دادند هواپيماهاي آواكس، جنگنده هاي اف-15 عربستان را در حمله به جنگنده هاي اف-4 ايران هدايت كردند. در يكي از مقاطع درگيري، بيش از 20 جنگنده عربستان و ايران در آسمان بودند و هر دو گروه از موشك های هدايت شونده استفاده كردند. مقامات آمريكايی، اين درگيری را بسيار خطرناك توصيف كردند. رونالد ريگان ، رئيس جمهور ايالات متحده، نگرانی خود را از افزايش تشنج در خليج فارس به دنبال جنگ هوايي ايران و عربستان ابراز داشت؛ ولي بار ديگر بر عدم دخالت نظامی آمريكا در منطقه تاكيد كرد. در پي درگيري هوايي جنگنده هاي عربستان سعودي و سقوط يك هواپيماي ارتش ایران، كاردار عربستان در تهران به وزارت امور خارجه احضار شد. راديو بي بي سی در پي درگيري هوايی ايران و عربستان اعلام كرد: آمريكا اكنون به طور مستقيم در جنگ عليه ايران، درگير شده است. يك نشريه آمريكايي هم فاش كرد: خلبانان آمريكايی، هدايت جنگنده های عربستان را در حمله به هواپيمای ايران بر عهده داشته اند." در نقل قولي از منابع رسمي ديگر اينچنين آمده است: "در تاريخ پانزدهم خرداد سال 1363 دو فروند فانتوم (اف چهار) از پايگاه هوايي بوشهر به قصد پوشش دفاعی ناوهای نيروي دريايي بلند مي شوند كه مورد اصابت موشك هاي هواپيماهاي اف 15 عربستان قرار مي گيرند و از سرنوشت آنها خبري در دست نيست اما به ادعاي مقامات عربستان خلبانان اف 15 يكي از هواپيما ها را مورد هدف قرار داده اند... هدايت يكي از فانتوم ها بر عهده سرهنگ خلبان همايون حكمتی با كمك سروان خلبان سيروس كريمی بود كه متاسفانه پيكر پاك اين دو بزرگوار هنوز به دست نيامده است." اما در سايت "مركز انجمنهاي تخصصي" به نقل از كتاب La Guerre Iran-Iraq : les combats شرح ماوقع بدين گونه آمده است: "در تاريخ 5 ژوئن 1984 يك فروند هواپيماي P-3F Orion نيروي هوايي ايران قادر به شناسايی يك فروند تانكر نفتكش در جنوب جزيره لاوان و نزديك به سواحل عربستان سعودي در خليج فارس گرديد. تا قبل از اين تاريخ ايران تنها اقدام به نابودي نفتكشهای عازم به مقصد عراق ميكرد اما اينك نيروي هوايی ايران مأموريت يافت تا كشتي های نفتكش عربستان و كويت را هم مورد هدف قرار دهد زيرا اين دو كشور بطور علنی از عراق در جنگ حمايت مالی و تسليحاتی ميكردند. بعد از شناسايی نفتكش توسط اوريون ايرانی ، دو فروند شكاری F-4E متعلق به گردان 61 از پايگاه ششم شكاري بوشهر جهت حمله و نابودي اين نفتكش به پرواز در آمدند. تنها چند لحظه پس از پرواز فانتوم ها در آسمان خليج فارس ، يك فروند هواپيماي E-3A متعلق به نيروي هوايي آمريكا ( USAF ) قادر به شناسايي آنان شد. اين رادار پرنده در خاك عربستان مستقر بود و اطلاعات ذي قيمتی در اختيار هم پيمانان آمريكا در منطقه قرار ميداد. همزمان دو فروند هواپيماي F-15 سعودي ( شامل يك فروند F-15C و يك فروند F-15D ) متعلق به اسكادران 6 مشغول تمرين سوختگيری هوايی از تانكر KC-10 نيروي هوايی آمريكا بودند. با توجه به خطر حمله فانتوم هاي ايراني به نفتكش سعودي ، هواپيمای آواكس دستور قطع عمليات سوختگيری را به ايگل ها صادر و آنها را جهت رهگيري به سمت فانتوم هاي ايرانی هدايت نمود. متقاعد كردن خلبانان F-15 ها جهت رهگيری فانتوم های ايرانی كار آسانی نبود. بر طبق روايات موجود ، در پی سئوالات مكرر خلبانان ايگل ها خدمه آواكس مجبور به تقاضا و تهديد گرديدند. اما عامل اصلي در قبول اين مأموريت حضور معلم خلبان آمريكايي در كابين عقب F-15D اين دسته پروازی بود. معلم خلبان آمريكايی بنام كاپيتان بيل تيپين ( Capt Bill Tippin ) خلبانان عرب را تشويق به انجام اين عمليات نمود و با يادآوری قابليت های هواپيماي F-15 آنان را از پيروزی قاطع مطمئن ساخت. زمانی كه هواپيماهايF-4E ايراني به قسمت جنوبي پايگاه دريايي الجبيل( al-jubayl naval base )رسيدند دو فروند Eagle از روبرو به آنان حمله ور شدند. تحت فرماندهی و هدايت مستقيم كاپيتانTippinو با بكارگيري مختصات داده شده بوسيله AWACS ، رادار ايگل ها بر روي پرندگان ايرانی قفل شد و هركدام يك تير موشك AIM-7 sparrow بطرف فانتوم ها شليك كردند. موشكهاي شليك شده باعث انفجار يكي از فانتوم ها و صدمه ديدن شديد فانتوم ديگر گرديد. خدمه فانتوم دوم كه بشدت آسيب ديده بود موفق به بازگرداندن مركب خود به كشور گرديدند و با فرود اضطراري در جزيره كيش از مرگ حتمي نجات يافتند. خلبانان فانتوم منفجر شده كه بترتيب ستوان يكم خلبان ( سرهنگ) همايون حكمتي و سروان سيروس كريمي نام داشتند هرگز فرصت خروج از كابين را پيدا نكردند و به همراه هواپيمای خود در اعماق آبهاي خليج فارس به ابديت شتافتند. در پي شنود مكالمات راديويی مابين خلبانان ايگل ها و هواپيماي آواكس ، ايران اعلام كرد كه خلبانان هواپيماهاي F-15 تابعيت آمريكايي داشته و به هيچ عنوان از خدمه نيروي هوايي عربستان نبودند. حقايق اين ماجرا تاكنون نه از سوي دولت عربستان و نه از سوي پنتاگون بطور كامل تشريح نشده است ولي صاحب نظران بر اين عقيده اند كه نقش كاپيتان Tippin بمراتب بيش از آن چيزی است كه در بالا ذكر گرديد و او تنها هدايت و راهنمايي خلبانان سعودی را بر عهده نداشته است. اين امكان وجود دارد كه شايعات موجود مبني بر اينكه كاپيتان Tippin شخصأ هدايت F-15D را در اين عمليات بر عهده داشته است صحيح باشد. لازم به تذكر است كه شليك موشك از كابين عقب F-15D امكان پذير نيست. در خاتمه مي توان چنين نتيجه گيري كرد كه بدون حضور مستقيم نيروهاي آمريكايي و هدايت و راهنمايي آنان ، نيروي هوايي عربستان سعودي هيچگاه به تنهايی توانايی انجام چنين عملياتي را نداشت."
  3. خاطرات

    بر اساس خاطرات ناوسروان جانباز سيداحمد علوي *** ** * پیوستن به ارتش داستان پیوستن من به ارتش، بسیار مفصل و دورودراز است. حالا و پس از سالهای بسیاری که از بازنشستگی ام میگذرد، آن را لطف خدا میدانم که مرا به سمت جذب در ارتش – آنهم در نیروی دریایی – راهنمایی کرد. اساسا برای کسی که هنوز نوجوان است و هیچ آشنایی با ویژگیهای ارتش ندارد، شاید حتی درک تفاوتهای میان نیروها چندان آسان نباشد. وقتی کسی زندگی در آب را برمیگزیند، در واقع، به استقبال دشواریهای بسیار رفته است، اما جالب است که اگر این فرد، مدتی با دریا زندگی کند، دیگر جدا شدن از دریا برایش سخت خواهد بود؛ برای من هم همینطور بود. گاه، دریا آنقدر با تو مهربان میشود که فکر میکنی «سنگ صبور » توست. برای همین هم بود که من پس از دوران بازنشستگی، باز هم زندگی در دریا را برگزیدم و برای مدتی ناخدای یک کشتی تجاری شدم که آن مقطع نیز برایم سرشار از خاطره است، اما ماجرای پیوستنم به نیروی دریایی – به اختصار – از این قرار است: روزی، در مسیر عبورم به یک آگهی برخورد کردم که در آن از داوطلبان استخدام در ارتش، دعوت به عمل آمده بود. آگهی متعلق به نیروی دریایی ارتش بود. این آگهی، نخستین سلسله جنبانی بود که مسیر زندگی ام را به سمت «نظامی »شدن تغییر داد؛ حس غریبی به من میگفت که این همان حرف های است که به دنبالش هستم. میدانستم که ممکن است با دریایی از مشکلات مواجه شوم، اما ناگفته نماند که از درون هم این شغل را دوست میداشتم. ای نگونه بود که دنبال آگهی را گرفتم: ابتدا مدارک مورد درخواست را تهیه و ارائه و آنگاه، آزمون استخدام را هم با موفقیت پشت سر گذاشتم. روز 15 آذرماه سال 1352برای من یک روز فراموش ناشدنی است؛ از آن جهت که آغازین روز استخدام من در نیروی دریایی به شمار میرود. برای طی دوران آموزش، ابتدا به «حسنرود » که روستایی پیرامون شهر انزلی است، رفتیم. من اگرچه نوجوان بودم، سختیهای زندگی تجارب ارزنده ای را به من ارزانی داشته بود: هم وفور نعمت را دیده بودم و هم افول آن را؛ هم فراوانی و آسانی را تجربه کرده بودم و هم سختی و پریشانی را. میدانستم که هیچ یک برای همیشه پاینده نیستند. این بود که – در مقایسه با دیگر همدور ه ایها – سازگاری بیشتری با دشواری داشتم که در مرحله آموزش دوباره به من رخ نموده بود. تلاش کردم که این بخش از زندگی را نیز با سازگاری سختیهایی که داشت، پشت سر بگذارم؛ همینطور هم شد. جذب در گروه تکاوران نیروی دریایی جثه تنومندی که داشتم، اولین بار مورد توجه گروهی قرار گرفت که در همان دوران آموزشی، آمده بودند تا تعداد انگشت شماری از دانش آموزان را برای یکان «تکاور » انتخاب کنند. به آنان «کلاه سبز »میگفتند. جلوه و وقار مخصوصی داشتند که بسیار برازند ه شان میکرد. بعدها درباره وظایف این یکان در نیروی دریایی بیشتر سخن خواهم گفت؛ یکانی محدود با وظایفی بسیار متفاوت در نیروی دریایی. گزینش و عبور از آزمایشهای سخت یکان تکاور، آسان نبود. طی چندین آزمون علمی و عملی، در وهله نخست، مخابره کننده این پیام بود که «گر مرد رهی، میان خون باید رفت ». همین بس که از میان گروهی که برای ورود به یکان تکاور نامزد شده بودند، تنها تعداد انگشت شماری پذیرفته شدند. من، یکی از آنان بودم. پذیرفته شدن در این یکان، به منزله یک تغییر دیگر در زندگی من بود. از آن پس، به شهر «منجیل » رفتیم؛ زیر عنوان «دسته یکم تکاوران نیروی دریایی » که باید آموزشهای ویژ ه ای را طی میکرد. آموزشها – انصافاً – ملال آور و مشق تبار بود. 36 هفته در این شرایط زندگی کردن، تنها در صورتی قابل درک است که خود از اساس تجربه شود. هنوز تا فرا رسیدن پیروزی انقلاب، فاصله ای چند ساله باقی بود. مربیان ما بیشتر مستشاران و افسران انگلیسی و یا آمریکایی بودند که در ارتش آن روزگار، به وفور دیده میشدند. هیچ یادم نمیرود که در جریان آموزش، هرگونه تأخیری را نه با دقیقه که با «ثانیه » محاسبه م یکردند. مثلاً به جای گفتن «دو دقیقه ،» صد و بیست ثانیه میگفتند که ناظر بر اهمیت زمان برای ایشان بود. آنان به آسانی فرد را از ادامه دوره باز میداشتند که سببش، میتوانست کوچکترین قصور باشد. شاید بهترین حسن تعلیم این مستشاران، فراگیری زبان بود که آ نهم امری ناگزیر و طبیعی بود. هرچه آموزشها به پایان خود نزدیکتر میشد، ورزیده و ورزیده تر میشدیم؛ طوری که خودمان هم تغییر را کاملاً احساس کرده بودیم. تکاوران دریایی دسته یکم، رفته رفته این زمان – و طبیعتاً آموز شهایش را – پشت سر گذاشتند و سرانجام ما هم مفتخر به دریافت و اطلاق عنوان «کلاه سبز » شدیم. حالا که به آن دوران می اندیشم، از تلخی های دوران آموزش، برایم شیرینی خاطرات باقی مانده است؛ خاطراتی که با آنها زندگی میکنم. من، بعدا یک دوره دیگر عملیاتی را در بندر بوشهر آغاز و به پایان بردم و از آن پس، دوره چتربازی را هم در شیراز سپری کردم. سال 1354 ، باید نشان میدادیم که محصول این همه آموز شها در وجود ما به بار نشسته است. به همین خاطر در چندین رزمایش – که در آن از گلوله های جنگی استفاده میشد – باید از خود دفاع میکردیم و موفق میشدیم جانمان را به کرانه سلامت برسانیم. این دوره یک سال به طول انجامید. در این سال، بر سرِ هم و با طی موفقیت آمیز این دوره ها، نشان «درجه سه » عملیات ویژه را دریافت کردم که موفقیت بسیار چشمگیری بود. من، بعدا دوره دیگر این عملیات را هم طی کردم و نشان «درجه دو » را هم گرفتم. مدتي بعد، مفتخر به دريافت «درجه يك » شدم و اين گواهينامه اي بود كه تأييد ميكرد كه دارنده اش به نقطه قابل توجهي در زمينه آموزشهاي دريايي دست يافته است. ما بعدا – و در ايام جنگ – تعداد ديگري از كاركنان نيرو را تحت دو دوره از آموز شهاي فشرده قرار داديم كه كمبود نيروي انساني را در اين حوزه جبران كرده باشيم كه در نوع خود جالب و قابل توجه بود. ویژگی و تفاوت خدمت در یکان تکاور نیروی دریایی آن است که هیچگاه فرد نمیتواند از شرایط و شاخصهای رزم فاصله بگیرد که این امر، مستلزم تمرینهاي سخت و مداوم است. یک نظامی که در یک یکان تکاور دریایی خدمت میکند، به راحتی و به تنهایی میتواند 30 مایل دریایی پارو بزند و خسته نشود. ما در برنامه کاری خود این تمرینها را به طور مداوم انجام میدادیم. بعدها و در دوران جنگ – که از آن بسیار سخن خواهم گفت - ثمرات ارزنده تربیت چنین یکانی بیشتر به چشم آمد. 23
  4. از سال 1880 به بعد اختلاف نظر میان ایران و انگلستان بر سر سیادت چهار جزیره ایرانی تنب بزرگ و کوچک ، ابوموسی و سیری که همگی در تنگه هرمز و در نیمه راه سواحل ایرانی و عربی قرار دارند، بروز کرد. تا آنزمان این جزایر عموما متعلق به ایران بودند و در رابطه با آنها اختلافی وجود نداشت. با این حال در سالهای بعد چون اهمین سوق الجیشی این جزایر بر بریتانیا مشخص شد ، دولت انگلیس منکر حقوق ایران نسبت به جزایر ایرانی گردید و با گسیل نیروهای خود اقدام به اشغال جزایر می کند. دولت ایران نسبت به اشغال جزایر تنب بزرگ و کوچک و ابوموسی توسط انگلستان اعتراض کرد و دولتهای بعدی ایران نیز بطور مداوم به این اشغال اعتراض کردند. انگلیس ها بعد از آنکه در سال 1921 اقدام به تجزیه راس الخیمه از شارجه کردند، تنب ها را به راس الخیمه و ابوموسی را جزو شارجه (که امروز بخشی از امارات است) که تحت حمایت آنها بود واگذار کرد. اما دولت ایران همواره اختلاف خود را بر سر این جزایر با انگلستان میدانست و یکبار نیز در زمان رضا شاه که قوای مسلح ایران به آن جزایر رفتند ، اما در آن موقع دولت انگلیس اطمینان داد که این مشکل را حل می کند و قبل از پایان یافتن کامل آن ، مانع بر افراشته شدن پرچم یکی از طرفین در جزیره خواهد شد. موقعیت جغرافیایی و استراتژیک منطقه اهمیت خلیج فارس از نقطه نظر جغرافیایی به دلیل ارتباط آن با اقیانوس هند از طریق تنگه هرمز است که این سه جزیره در آن واقع شده اند. این جزایر در جنوبی ترین نقطه خلیج فارس در تنگه هرمز قرار دارند. تنب بزرگ با نزدیک ترین ساحل ایران در جزیره قشم حدود 15 مایل فاصله دارد در حالی که فاصله این جزیره با راس الخیمه در حدود 43 مایل می باشد. تنب کوچک در فاصله 7.5 مایلی غرب تنب بزرگ قرار دارد و فاصله آن تا نزدیکترین ساحل ایران در بندر لنگه 23 مایل است. تنب کوچک تقریبا فاقد سکنه بود. سکنه تنب بزرگ در زمان بازپسگیری حدود 300 نفر بوده و جمعیت ابوموسی از 700 نفر تجاوز نمی کرده است. ابوموسی که بزرگتر از تنب ها و شاید دو برابر تنب بزرگ باشد از ایران 60 مایل فاصله دارد و علاوه بر داشتن ذخایر نفتی دارای خاک سرخ است که امتیاز آن را یک شرکت انگلیسی دارا بود. امروز که شصت درصد انرژی جهان باید از تنگه هرمز عبور کند اهمیت این جزایر بیش از پیش معلوم می شود و کافیست یه دولت نا اهل بر این جزایر دست پیدا کند و راه صدرو نفت خلیج فارس را بندد. بنابراین سه جزیره مذکور بیش از هر چیز از اهمیت نظامی و استراتژیک بالایی برخوردار هستند. زمینه آزادسازی جزایر و اتفاقات قبل از آن همانطور که گفته شد دولت ایران در زمان رضاشاه یک بار با فرستان نیروهای مسلح قصد آزادسازی جزایر را داشت که در آنموقع دولت انگلستان قول داد که این مشکل را حل خواهد کرد و با بروز جنگ جهانی دوم اقدام ایران بی نتیجه ماند. در سال 1347 دولت انگلستان اعلام کرد که تا سال 1350 کلیه نیروهای خود را از منطقه خلیج فارس بیرون خواهد برد. از این زمان مذاکرات بین دولت ایران و انگلستان در مورد جزایر بصورت جدی آغاز شد و به مدت سه سال ادامه داشت. درگیری های تبلیغاتی بین دولتهای ایران و انگلستان قبل از عملیات آزاد سازی جزایر در رسانه های همگانی از ماههای قبل از آن وجود داشت. در این مدت دولت ایران شروع به فشار بر دولت انگلستان کرد و شاه اعلام کرد برای اعاده حاکمیت ایران بر جزایر سه گانه در صورت لزوم به زور متوسل خواهد شد. جهت قوت بخشیدن به این تهدید، به نیروهای ارتش دستور داده شد که به هواپیماهای انگلیسی که بر فراز ناوگان نیروی دریایی ایران مخصوصا جزایر سه گانه پرواز کردند آتش گشوده شود. در تاریخ 19/2/1350 به دنبال پرواز هواپیماهای انگلیس و انجام عملیات تهدیدآمیز آنها بر فراز ناوهای نیروی دریایی ارتش ایران دولت ایران به انگلستان اخطار نمود که در صورت ادامه تحریکات هوایی در خلیج فارس ، ناوهای جنگی ایران به سوی هواپیماهیا نگلیس شلیک خواهند نمود. انگلستان در مقابل اعلام کرد که این هواپیماها مسلح نبوده اند اما توضیح نداد هدف از این عملیات ها چه بوده اند. شرح عملیات در ساعت 6:15 صبح روز 9 آذر 1350 (30 نوامبر 1970) یک روز قبل از ترک نیروهای انگلیسی از خلیج فارس، یگانهای نیروی دریایی ارتش در سواحل جزایر سه گانه پیاده شدند و با بازگرداندن آنها به آغوش میهن ، به دوران استعماری هشتاد ساله انگلستان بر جزایر ایرانی پایان دادند. اولین پرچم ایران بعد از گذشت کمتر از 35 دقیقه از آغاز عملیات بر فراز جزیره به اهتزاز در آمد و در راس ساعت 8 پرچم ایران بر فراز هر سه جزیره با شلیک 21 گلوله توپ برافراشته شد. تصرف ابوموسی در جزیره ابوموسی نیروهای پیاده شونده وابسته به گردان کرانه ای در راس ساعت 6:15 توسط یک فروند هواناو BH-1 در قسمت غربی جزیره پیاده شده و بلافاصله به سمت مکانهای حساس پیشروی کردند و در ساعت 06:50 کلیه نقاط حساس و ارتفاعات اشغال شد. نیروهای ارتش ایران بلافاصله پس از پیاده شدن پرچم ایران را بر بالای کوه حلوا که مرتفع ترین نقطه جزیره ابوموسی است برافراشتند. در حین عملیات یک فروند بالگرد BELL-205 بر فراز جزیره دیده بانی را بر عهده داشت. در ساعت 06:30 هواپیماهای شکاری نیروی هوایی ارتش برای پشتیبانی از یگانهای عمل کننده بر فراز جزیره نمایان شدند. در ساعت 07:15 دریادار عطائی برای ملاقات با شیخ صقر از شارجه به جزیره عزیمت کرد و در ساعت 07:30 در منطقه ملاقات پرچم ایران به اهتزاز در آمد. تصرف جزیره تنب بزگ در جزیره تنب بزرگ ابتدا بالگردهای نیروی هوایی در ساعت 6 اقدام به پخش اعلامیه بر روی دهکده و ساختمان شرطه مبنی بر عدم مقاوت کردند و در ساعت 06:15 پنج فروند هواناو SRN-6 در سه کرانه شمالی ، جنوب شرقی و جنوب غربی دسته های کماندو و گروهان کرانه ای را پیاده نمودند. عملیات در این سواحل به ترتیب توسط ناوهای کهنموئی، پروین و میلانیان و یک فروند از هلیکوپترهای رزمی پشتیبانی میشد و در ساعت 06:15 جنگنده های نیروی هوایی بر روی جزیره ظاهر شدند. یکی از هواناوهای حامل کماندوها از ساحل شمالی و چهار فروند دیگر از دو نقطه دیگر با پیاده کردن افراد و تشکیل چهار گروه به سمت ارتفاعات و نقاط حساس جزیره پیشروی می کنند. در ابتدا با هیچگونه مقاومتی روبرو نمی شوند تا اینگه یگانی به فرماندهی سروان پیاده سوزنچی به مقابل مدرسه و پاسگاه پلیس جزیره می رسند. در این زمان یکی از افراد بدون اسلحه به داخل پاسگاه اعزام می شود که افراد تسلیم شوند. دو نفر از پلیس ها بدون اسلحه از پاسگاه خارج می شوند و همین که سروان سوزنچی فرمانده گروهان و مهناوی یکم حبیب اله کهریری بیسیمچی گروهان و دو نفر ناوی آیت اله خانی و علی قربانی روزبهانی آنها را دیده و در پوشش سایر افراد که درازکش بودند، به سمت پاسگاه می روند ، در چند قدمی در پاسگاه از داخل پاسگاه با مسلسل 21 تیر به سمت آنها شلیک می شود که در نتیجه سروان سوزنچی، مهناوی یکم حبیب اله کهریری و ناوی آیت اله خانی به شهادت رسیده و ناوی علی قربانی از ناحیه پشت سر در حالی که درازکش بوده به شدت مجروح می شود. در این موقع سایر نیروها به تیراندازی، متقابلا جواب داده و چهار نفر از افراد داخل پاسگاه را کشته و پنج نفر دیگر زخمی می شوند. در این حال به گروه دوم به فرماندهی ستوان یکم مشرقی که در سمت چپ قرار داشته دستور داده می شود تا به سمت راست تغییر جهت داده و به کمک گروه یکم برود. از سمت خانه های دهکده نیز تیراندازیهای پراکنده ای می شود که تلفاتی به همراه نداشته است. به هلیکوپتر رزمی دستور داده می شود تا برای حمایت از این دو گروه و مجبور کردن پاسگاه به تسلیم ، به پرواز در بیاید. پس از سقوط پاسگاه پرچم ایران به اهتزاز در آمده و نیروهای زخمی به بیمارستان بندرلنگه منتقل می شوند. سپس نیروهای ارتش اقدام به جمع آوری کلیه اسلحه ها از خانه کرده و بدین ترتیب عملیات بازپسگیری جزایر به پایان می رسد. در این عملیات که دو ساعت به طول انجامید یه هیچکدام از اهالی محلی خسارت جانی و مالی وارد نشد اما سه نفر از فرزندان این مرز و بوم به شهادت رسیدند.
  5. بخش بسیار مهمی از تاريخ معاصر ايران که در ۲۰ سال قبل اتفاق افتاد دوران دفاع مقدس می باشد که در طول تاریخ سه‌هزارساله‌ی ایران از مهم‌ترین جنگ‌های ما می‌باشد که آثار آن حداقل تا چندين ده سال ديگر در جامعه‌ي ما، منطقه و جهان در ابعاد نظامی، اقتصادی، سياسی و فرهنگی باقی خواهد ماند. ما با استفاده از نمايش قدرتمان در این جنگ هم‌اکنون در دنيا قدرت‌نمايی می‌کنيم و خود را بازيگر مهم منطقه و جهان می‌دانيم. ما در طول تاريخ خود جنگ‌های زيادی را تجربه کرده‌ايم. برای نمونه ما هفتصد سال با رومي‌ها و چهارصد سال با عثماني‌ها جنگيده‌ايم. نادرشاه هند را در فاصله‌ي سه هزار کيلومتری از ایران فتح کرد. ولی جنگ ما با عراق ويژگی‌های بسيار خاصی داشت که آن را از سایر جنگ‌ها متمایز می‌کند .سه ويژگی مهم این جنگ عبارت بودند از: * ويژگی‌های حرفه‌ای، فنی و تخصصی کارکنان و تجهیزات ارتش که علی‌رغم مشکلات بسیار، ماهرانه و با رشادت در صحنه‌ي رزم به کار گرفته شدند. * ايثار، اخلاص، ایمان و غيرت ملت ايران که در پشتیبانی از ارتش وارد عمل شدند. این ويژگی‌ها در تمامی اقشار جامعه نمود داشت. سرلشگر ظهيرنژاد، که فرمانده‌ي وقت نيروی زمينی بودند، با احساس خاصی معتقد بود که عراق گذشته از تهاجم نظامی با تجاوز خود به ایران به تاريخ و ­تمدن ما توهين کرده است و باید به شدت تاوان این توهین را بدهد. ما بايد با تاريخ راستين جنگ و اثری که در جامعه و جهان ايجاد کرده است و تبعات آن فعلاً ادامه دارد و انشاءالله اثرات مثبت آن در تاريخ جهان باقی خواهد ماند آشنا شويم. ظاهر و يک قسمت واقع اين است که ما هزار ميليارد دلار خسارت جنگ را متحمل شديم؛ يعنی چندين سال درآمد نفتي‌مان هزينه‌ي جنگ شد، ولی آيا اين همه‌ی خلاصه‌ي دفاع مقدس است؟ ارتش در سال اول جنگ به علت مسائل متعددی قدرت بازدارندگی خود را در میزان بالایی از دست داده بود. از شش لشگر موجود در آن زمان تقریباً چهار لشگر در غرب کشور با ضد انقلاب درگير بود و فقط سه لشگر تقریباً آزاد داشتيم که يکی لشگر ۷۷ پياده بود که در شمال شرق و دومی و سومی لشگرهای ۸۱ و ۹۲ زرهی در غرب و جنوب غرب کشور مستقر بودند. اين در حالی بود که عراق دوازده لشگر خود را وارد خاک ايران کرده بود. دو سال آموزش نظامی در ارتش به علل گوناگون متوقف شده بود، انضباط نظامی در سطح پایین قرار گرفته و امر مهم تعمیر و نگهداری هم دستخوش اشکالات عدیده بود و سلسله مراتب فرماندهی ارتش از هم پاشیده شده و علی‌رغم تلاش فراوان برای ترمیم آن هنوز کامل نشده بود. سپاه نيز هنوز دوران طفوليت و تشکيل را می‌گذراند و بسيج هم تازه‌تشکيل بود و سازمان منسجم و آموزش ديده‌ای به حساب نمی‌آمد. عراق اهداف گوناگونی را در حمله به ايران دنبال می‌کرد. يکی از اين اهداف برنتافتن اسقرار نظام جمهوری اسلامی در ايران بود. با توجه به اینکه حوزه‌های بزرگ و باسابقه‌ي علميه‌ي دينی و همچنين مقابر مقدس ائمه مورد علاقه‌ي شيعيان در اين کشور قرار دارد و رژيم بعثی حاکم بر عراق که حکومت ديکتاتوری و مستبدانه‌ي يک اقليت کوچک بود بر اکثريت مردم عراق که ۶۶ درصد از جمعيت آن شيعيان عراق بودند رژيم بعثی حاکم بر عراق به سختی از استقرار نظام جمهوری اسلامی در ايران و احتمال سرايت و نفوذ آن در شيعيان عراق و برانگيخته شدن مردم مسلمان عراق بر عليه اين حکومت ديکتاتوری در وحشت به سر مي‌برد و نمي‌توانست آن را تحمل کند. اين امر تنها اختصاص به عراق نداشت و با شدت کمتری در ساير رژيم‌های حوزه‌ي خليج فارس و عربستان و حتی کشورهای مسلمان شمال آفريقا هم وجود داشت. دسترسی به منطقه‌ي سرزمينی و نفت خوزستان و يا حداقل بخش شمالی اروند رود، نفرت نژادپرستانه‌ي صدام حسين از ايرانيان، ادعاهای بی‌اساس ارضی عراق در طول مرزهای مشترک و تحریک عراق توسط استکبار جهانی علیه انقلاب اسلامی از دیگر انگیزه‌های عراق در این تجاوز بود. عراق برآورد می‌کرد که از ارتش ايران چيزی باقی نمانده است و آنچه مانده به دليل عدم پشتيبانی غرب و شرق در تأمين ملزومات، قطعات و نيازها هيچ کارايی ندارد. با آغاز تهاجم عراق نيروهای مردمی ما با اينکه سازماندهی مشخصی نداشتند با شور شهادت و عشق دینی و علاقه نسبت به ميهن خود وارد صحنه‌ي جنگ شدند و در قالب سپاه و بسیج علی‌رغم نداشتن آموزش و آمادگی کافی و ساختار سازمانی و عملیاتی به کمک ارتش شتافتند و ارتش هم علی‌رغم افت قدرت دفاعی خود ناشی از دگرگونی انقلابی در جامعه‌ي ايران، نیروهای مسلح و جهاد سازندگی، مردانه و با انگيزه‌ي دفاع از ميهن اسلامی و عشق به شهادت دليرانه به مقاومت در مقابل متجاوز تا پای جان ایستاد و در این کار موفق بود. در طول هشت سال دفاع مقدس، يک ميليون و نهصد و هفتاد هزار نفر بسيجی در جنگ شرکت داشتند. متوسط حضور بسيجيان عزيز در جبهه که هيچ وظيفه‌ي نظامی برای يک لحظه هم نداشتند یازده ماه بوده است. از ارتش نيز علاوه بر۲۷۰ هزار نفر کارکنان پايور، دو ميليون و پانصد هزار نفر پرسنل وظیفه (افسر، درجه‌دار، سرباز) در هشت سال جنگ حضور يافتند که متوسط حضورآنان در جبهه ۲۱ ماه می‌باشد. از ارتش ۱۴۳۶ درجه‌دار وظيفه و ۲۴۶ افسر وظيفه و قريب به ۳۳ هزار سرباز وظيفه و بيش از ۱۰ هزار نفر پايور به شهادت رسيده‌اند. ظرف چند ماه اولیه‌ي جنگ نيروی زمينی سريعاً خود را بازسازی کرد و نيروی هوايی هم در روز اول با پرواز ۱۴۰ فروند هواپيما بر فراز عراق ضربه‌ي سنگينی به آن کشور زد که به صدام شوک شدیدی وارد کرد و ناگزير شد بپذيرد که ارتش اسلامی ايران باقی و قدرتمند است. تا پايان سال دوم جنگ برتری هوايی تا حدودی متعلق به جمهوری اسلامی ايران بود. نيروی هوايی با شهامت و ايثار بسياری وارد عرصه‌های نبرد شد، طوری که در ۱۷ روز اول جنگ ۳۰ خلبان به شهادت رسيدند. در واقع نیروی هوایی جسورانه و مخلصانه برای متوقف کردن پیشروی دشمن و ياری نمودن نيروی زمينی مظلوم وارد عمل شد و با کمک آتش توپخانه و هوانيروز به نيروی زمينی کمک شايان و سرنوشت‌سازی نمود. نيروی دريايی ارتش ایران ظرف ۶۷ روز اول جنگ و به کمک نيروی هوايی نيروی دريايی عراق را به طور کامل از کار انداخت و آن را از صحنه‌ي دریایی خليج فارس خارج کرد که اين برتری تا به امروز هم ادامه دارد. نتیجه اينکه عراق بدون نيروی دريايی شد و این امر باعث شد که ما توانستيم در طول جنگ نفت خود را صادر کنيم که ۹۵ درصد بودجه‌ي کشور در آن زمان از درآمد فروش نفت به دست می‌آمد و اگر این تلاش نیروی دریایی نبود واردات و صادرات کشور ما دچار مشکلات بسیار شدیدی می‌شد. از طرفی دیگر صدور نفت و واردات و صادرات عراق را از مبدأ و يا خلیج فارس به مقصد بنادر عراق مسدود نمودیم. بخشی از نيروهای متخصص فنی مردمی وارد بخش جهاد سازندگی شدند و خدمات ارزشمند و ماندگاری کردند. در طول جنگ در حدود ۲۱۸۰ نفر از جهاد گران جهاد سازندگی که حدود ۳۵۰ نفر از آنان مهندس بودند در جبهه ها شهید شدند. در سال اول جنگ ما دشمن را زمین‌گیر و متوقف نمودیم و شناسایی‌ها در خصوص دشمن را با رزم و عملیات مختلف معمول داشتیم و از طرفی خود را بازسازی کرديم و در حالت پويا بوديم. در پايان سال اول جنگ سپاه نيز به کمک ارتش آمد و اعلام کرد که برای عمليات شکستن حصر آبادان می‌تواند حدود ۲۲۵۰ نفر بسيجی و سپاهی را، در قالب سازمان گردان‌های پیاده، به کمک ارتش بفرستد. لازم به ذکر است که هر گردان ارتش هفتصد تا هشتصد نفر نيرو به همراه تجهيزات و آتش سنگين سازمانی خود دارد. سپاه افراد خود را در گردان‌های ۲۰۰ تا ۳۰۰ نفره‌ي پياده‌ي سبک سازمان داد و به کمک ارتش فرستاد. اولين عمليات بزرگ آفندی ارتش و سپاه عمليات برای شکستن حصر آبادان بود. در اين عمليات، که در شمال آبادان انجام شد، لشگر ۳ زرهی عراق تارومار شد، ۲۰۰۰ نفر اسير شدند و ۹۰ تانک به غنيمت گرفته شد. همچنین منطقه‌ای به وسعت ۱۵۰ کيلومتر مربع از حدود ۱۰ هزار کيلومتر مربعی که عراق در خوزستان اشغال کرده بود در اين عمليات آزاد شد. دو روز بعد از عملیات ثامن‌الائمه هواپيمای ترابری حامل فرماندهان عالی‌رتبه‌ي ارتش، که برای گزارش عمليات به محضر امام راحل(ره) عازم تهران بود، سقوط کرد و ارتش و سپاه تعدادی از فرماندهان خود را از دست دادند. به دنبال آن سرهنگ علی صياد شيرازی به عنوان فرمانده‌ي نيروی زمينی انتخاب گرديد و راهبرد جدیدی را اعلام کرد که از این به بعد عملیات آفندی بزرگ را با مشارکت کامل سپاه و بسیج انجام خواهیم داد. لذا در اين راستا به آموزش سپاه و واگذاری امکانات لازم به سپاه در حد مقدور عمل نمود. عمليات بعدی طريق‌القدس بود که با اجرای آن حدود ۶۰۰ کيلومتر مربع از مناطق اشغالی ميانی خوزستان در غرب سوسنگرد آزاد شد. ارتش در اين عمليات با ۵ تيپ از نيروی زمینی، نيروی هوایی، پدافند، هوانیروز و توپخانه و سپاه نيز در قالب ۳ تيپ پياده وارد عمل گرديد. در سومين عمليات، سپاه نیروهای مردمی خود را در قالب لشگر سازمان داد و به کمک ارتش وارد عمل کرد. ارتش نيز با ۴ لشگر که چيزی حدود ۶۰ هزار نفر نيرو بود وارد عمل گردید. اين عمليات با نام فتح‌المبين در منطقه‌ي شمال خوزستان انجام شد و ۲۴۰۰ کيلومتر مربع از اراضی اشغالی غرب انديمشک و دزفول آزاد گردید. تا اين زمان اکثر عمليات حدود دو، سه یا چهار ماه با يکديگر فاصله‌ي زمانی داشتند. دليل اصلی هم این بود که خط توليد کارخانجات مهمات‌سازی با محدوديت روبه‌رو بود. تولید و تهيه‌ي مهمات و بسیج مردمی و جابه‌جايی نیز زمان می‌برد. نکته‌ي ديگر اينکه اکثر غنایم جنگی نيز به علت کمبودهای تجهيزات سپاه به آن‌ها واگذار مي‌شد. در عمليات بعدی، که بيت‌المقدس نام داشت و منجر به فتح خرمشهر گرديد، توانستیم ۵۴۰۰ کيلومتر مربع را آزاد کنيم و بيشترين تعداد نفرات شرکت‌کننده در اين عمليات بودند. روز سوم خرداد سال ۱۳۶۱ خرمشهر بعد از ۵۲۰ روز اشغال آزاد شد. در اينجا بود که عراق پیشنهاد آتش‌بس کرد. تا زمان آزادسازی خرمشهر شورای ملل متحد فقط يک قطعنامه صادر کرده بود و در آن به واژه‌ي جنگ اشاره نکرده بود و از واژه‌ی «وضعیت موجود» استفاده کرده و در آن ذکر شده بود که برای رفع اختلافات خود طرفين بهتر است با یکدیگر مذاکره کنند! چون اگر واژه‌ي جنگ را به کار می برد، بايد برای متوقف کردن آن اقدام می‌کرد. لازم به ذکر است که علاوه بر اينکه عراق اهداف خود را در جنگ دنبال می‌کرد، سلطه‌ي جهانی هم از اين جنگ بهره‌برداری می‌کرد و به دنبال مطامع خود بود. علاوه بر اين، در آن زمان جهان دوقطبی بود و ايران تنها کشوری بود که شعار «نه شرقی و نه غربی» را می داد. بنابراين هر دو بلوک شرق و غرب با هم بر ضد ايران متحد شده بودند تا کشورهای اقماری آن‌ها از دایره‌ي نفوذ آن‌ها خارج نشوند. شوروی سابق ۹۸ درصد تسليحات عراق را تا آخر جنگ تأمين نمود و به ما اخطار می‌داد که اگر به جنگ خاتمه ندهيد و از اشغال ما در افغانستان حمایت نکنید، به عراق کمک بیشتری خواهیم کرد. در واقع، شوروی با ايران ناسازگار بود. آمريکا نيز به دلايل گوناگون دشمن سخت ايران بود و به عراق کمک‌های اطلاعاتی و سياسی می‌کرد و اروپا و دیگر کشورها هم با فروش سلاح، مهمات شیمیایی و حمایت سیاسی از عراق پشتیبانی می‌کردند. بعد از فتح خرمشهر، چون هنوز بخش‌هایی از ایران در اشغال عراق باقی مانده بودند، ايران آتش‌بس را نپذيرفت. عراق برای رهايی از شکست قطعی و يافتن فرصت برای کسب آمادگی مجدد حیله‌ای تازه طرح کرد و گفت که دو کشور مسلمان به جای جنگ با هم بهتر است که با اسرائيل بجنگند! امام هم در يک اقدام استراتژيک و هوشمندانه نظر دادند که راه قدس از کربلا می‌گذرد؛ يعنی این جنگ توطئه‌ی صیهونیست‌ها و استکبار است و تا کار ما با عراق تمام نشود طرح حمله به اسرائيل يک فريب است. بنا بر گفته‌های حجت‌الاسلام هاشمی رفسنجانی، سؤالی پيش آمده بود که آيا جنگ را متوقف کنيم يا متوقف نکنيم؟ اين سؤال در شورای عالی دفاع و در حضور حضرت امام (ره) مطرح شد. امام فرمودند که جنگ را با عراق تا حصول اهدافمان ادامه دهيد، اما وارد عراق نشويد. در جلسه‌ي ديگری که در حضور امام (ره) برگزار شد به ايشان گفته شد که اجازه بدهيد ما وارد عراق شويم و يک منطقه را تصرف کنيم تا عراق از سایر مناطق اشغالی باقی‌مانده خارج شود و در سر ميز مذاکره برگ برنده‌ای داشته باشيم تا عراق تسليم خواسته‌های مشروع و قانونی ما در دفاع بشود و ورود به داخل عراق در راستای راهبرد پيروزی و تصرف يک منطقه‌ي حساس از خاک عراق به منظور تنبیه متجاوز و دریافت خسارت ضروری است. امام موافقت کردند، اما فرمودند که نبايد در نقاط پرجمعيت عراق وارد شويد و صدمه به مردم عراق وارد نکنيد. لذا عملياتی برای تصرف منطقه‌ي حساس شرق بصره، که کم‌جمعيت هم بود، به نام عمليات رمضان طرح‌ريزی شد که در واقع اولین عبور نيروهای ما از مرز برای تنبيه متجاوز و احقاق حق خودی (دريافت خسارت و بيرون رفتن دشمن از ساير مناطق اشغالی و استقرار قرارداد ۱۹۷۵) بود. منبع: سایت معارف جنگ
  6. سلام دوستان امیدوارم این مصاحبه را با دقت مطالعه فرمایید نکات شاخصی درباره هشت سال جنگ دارد که به قول امیر سیاری تا کنون به آنها کمتر توجه شده و یا اصلا پرداخته نشده برای نمونه تنها نیروی سازمان یافته در خرمشهر دریایی بوده یا اولین نیرویی که با گروهک ها رسما در خشکی وارد جنگ شد یا تشکیل پست فرماندهی سه روز قبل از شروع رسمی جنگ در بوشهر یا ایجاد قرارگاه در اهواز و... خلاصه سر حوصله مصاحبه را بخوانید. هنوز برخی شهدا در کف دریا آرمیده اندنیروی دریایی ارتش در کارزار مبارزه با گروهکهای ضدانقلاب؛ روایت تازه از دلاوری نیروی دریایی در حماسه خرمشهر و صیانت از سکوهای... جملات فوق فرازهایی از بخش دوم گفتگوی مشروح امیر دریادار حبیب الله سیاری فرمانده نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران در خبرگزاری مهر است که در پی می آید؛ *خبرگزاری مهر- گروه سیاسی: امیر، نقش نیروی دریایی ارتش در دوران دفاع مقدس را چگونه ارزیابی می کنید؟
  7. درود و عرض ادب خدمت همه دوستان و همراهان در مجله combat air force چاپ ژانویه 2014 خبری مبنی بر رهگیری هواپیماهای ایرانی توسط رپتورها درج شده بود که پس از ترجمه آن را در اینجا به شما تقدیم می کنم. ترجمه قطعا خالی از اشکال نیست در ضمن بعضی از مطالب گزارش اصلی به دلیل بی مورد بودن زیادی حذف شده اند. برخورد نزدیک F-22 و ایرانی ها منبع : Combat Airforce January 2014 نویسنده : robert f dorr مترجم : kalafe2006 انجمن رهروان ارتش نقل با ذکر منبع و لینک مجاز می باشد. این گزارش ماجرایی را که در 12 مارس 2013 زمانی که خلبانان F22ها دو فروند F-4 فانتوم ایرانی را بر فراز خلیج فارس رهگیری کردن روایت میکند. خدمه فانتوم ایرانی به کمک کنترلر رادار زمینی اقدام به رهگیری یک فروند MQ-1Bایالات متحده که یکی از هواپیماهای بدون سرنشین مستقر در خاور میانه میباشد میکنند. مقامات امریکایی به شدت مشغول پیدا کردن راه حلی در مورد برنامه اتمی ایران هستند و یکی از ابزارهای کارامد جاسوسی از ایران هواپیماهای بدون سرنشین هستند. مقامات امریکایی هرگز فاش نمیکنند که هواپیماهای MQ-1 و یا RQ170 بر فراز اسمان ایران در حال پرواز هستند ,زیرا این کار علاوه بر نقض قوانین درگیریهای مسلحانه باعث رهگیری این هواپیماها توسط ایرانیها میشودو این جالب نیست که خلبانان ایرانی فکر خودرا معطوف به سرنگونی هواپیماهای بدون سرنشین یا هر هواپیمای پیش اخطار دیگری بکنند. مقامات نیروی هوایی در پنتاگون ترجیح میدهند برای این نوع پروازها از هواپیماهای به اصطلاح خلبان از راه دور (RPA) استفاده کنند. جنگنده ها حمله نکنند. این تنها مشکل نیروی هوایی با واژگان نیست. F22ها پیشرفته ترین جنگنده های هوا به هوا در دنیا هستند در جایی که نبرد هوا به هوا به ندرت رخ میدهد. درسالهایی که تلاش میشد تا F22 در کنگره برای جذب بودجه بهتر جلوه کند مقامات پنتاگون در حال طراحی و توسعه یک جنگنده هوا به زمین بودند به نام F22-A/B انها ایده شان را از هواپیمای F18هورنت نیروی دریایی گرفته بودند اما در واقع هرگز این جنگنده برای ایده هوا به زمین در نظر گرفته نشده بود. در سال 2009 هواپیماهای F22برای اموزش به پایگاه الظفرا در امارات متحده عربی در فاصله 322 کیلومتری از خاک ایران گسترش داده شدند. این پایگاه دارای دو باند پروازی هرکدام به طول 12000 پا میباشد.در سال 2011 نیمی از دوازده فروند F22 به مرکز جنگ گلف ایر در الظفرا برای شرکت در تمرینات فرستاده شدند. هر دونوع F22ها در ایران, جایی که ستون فقرات نیروی هوایی ان را F-4 فانتوم وF-14A ها در حالی که از عدم پشتیانی و نبود قطعات یدکی و لجستیکی توسط کارخانه سازنده رنج میبرند تشکیل میدهند به عنوان عامل محرک رصد شده اند . یکی از مقامات رسمی ایران گفته است:اگر امریکا بخواهد ایران را بخاطر پیشبرد اهداف و تحقیقاتش در انرژی هسته ای بترساند استفاده از هواپیماهای F22 در این نمایش راه ان نیست. علاوه بر جنگنده ها,ایران دارای پدافند موثر و پیشرفته متحرک زمین به هوا(SAM) ومجموعه برد کوتاه روسی TOR-M1 میباشد که در فاصله موثر 24 کیلومتری چیده شده ,بعضی از منابع غیر رسمی گزارش کرده اند ایران تعدادی پدافند پیشرفته S300 را از طریق بلاروس به دست اورده است همچنین از پدافنهای SA-5 و SA_6 مربوط به شوروی سابق و یک نوع پدافند بومی که توسعه یافته SA-2 با نام صیاد می باشد نیز استفاده میکند. تمامی این پدافندها در برابر هواپیماهای بدون سرنشین و F-22 موثر هستند. به فرض اینکه هواپیمای RQ-170 دارای سطح مقطع راداری کمی باشد یا پنهانکار باشد اما در برابر هواپیماهای جنگنده یا پدافند آسیب پذیر است. این نیروها در سطح بالایی از آمادگی قرار دارند و ایرانیها در سطح خوبی از آموزش و پشتیبانی قرار دارند. اینها فقط بخشی به جز نیروی عظیم شبه نظامی است که از طرف تهران برای مقابله با تهاجم احتمالی غرب و همپیمانانش آماده شده اند، از طرفی رهبران ایران خواستار ارتباط بیشتر با دنیای بیرون نیز هستند. در نوامبر 2012 در یک تنش شدید و سطح بالا یک هواپیمای SU-25 ایرانی اقدام به رهگیری یک هواپیمای بدون سرنشین میکند .یک خبر در سطح وسیع اعلام کرد که یک هواپیمای MQ-1B با اتش یک سوخو 25 ایرانی سقوط کرد در همین حال و هوا سومین گروه از اسکادران F22 در سال 2013 وارد خاور میانه شدند و به همان پایگاه سابق رفتند هرچند که مقامات نظامی این مکان را تکذیب میکنند در همین زمان سرهنگ دوم کوین مربوط به اسکادران 302 و گروه شکاری 477 که اورا با نام ساترفیلد می شناسیم گزارشی ارسال کرد که به شدت در پنتاگون به گردش در امد و در یک نتیجه گیری ,نیاز برای مبارزه در برابر یک نیروی عظیم انچه به گفته وی یک راهکار نامیده میشود تاکید بر انتقال سریع بخش کوچکی از جتهای نسل پنجم به همراه تعداد زیادی از تانکرها و هواپیمابرها بود این یک طرح زیرکانه برای نیروهای واکنش سریع, بهینه شده برای دنیای واقعی و بحران کوتاه مدت بود ساتر فیلد هیچ اشاره ای به نحوه استفاده از رپتورها که در تمرینات مشترک پایگاه المندروف ریچاردسون الاسکا در اگوست 2013 شرکت کرده بودند نکرده بود این طرح مورد قبول مقامات قرار گرفت و گسترش نیروها برعهده ساترفیلد گذاشته شد . ترساندن ایرانیها انها با هم از ارتفاع بالا بر روی دریای عربی وارد شدند در حالی که یک هواپیمای بدون سرنشین را اسکورت میکردند و لیدری F22ها را ساتر فیلد به عهده داشت ژنرال مارک ولش رییس ستاد نیروی هوایی قبلا در یک کنفرانس جریان ماه سپتامبر را تعریف کرده بود سخنگوی پنتاگون هم به نحو دیگری این گزارش را ارایه کرده بود . ولش گفت: ایا در خبر ها دیدید چطور یک F-4 فانتوم ایرانی هواپیمای بدون سرنشین مارا در خلیج فارس رهگیری و اخطار برای خروج داد؟ این شخصی است که اخطار را دریافت کرده است .ولش ساترفیلد را به حضار زیادی که در سالن کنفرانس جمع شده بودند معرفی کرد. ولش: اوبدون اینکه انها متوجه بشوند زیر هواپیمای انها حرکت کرد تا تسلیحات لود شده انان را بررسی کند سپس از سمت بال چپ انها بالا امدوگفت "اکنون زمان بازگشت شما به خانه است" باور کردن این داستان به معنای واقعی کلمه کار بسیار مشکلی است.ایا لیدر رپتورها از فرکانس رادیویی فانتومهای ایرانی مطلع بوده است؟ ایا واقعا با انها صحبت کرده است؟ ایا انها واقعا صدا را شنیده اند؟ ممکن است انها به حرکات ساترفیلد کاملا جدی برخورد کرده باشند؟ ایا واقعا خاصیت پنهان کاری رپتورها این اجازه را به ساتر فیلد داده تا بدون شناسایی شدن به هواپیماهای ایرانی نزدیک شود حتی بدون شناسایی چشمی؟ یکی از مزیتهای فانتوم های ایرانی این است که در کابین عقب میدان دید وسیعی وجود دارد در ضمن این منطقه با انواع مختلفی از رادارها که در فرکانس ها و بردهای مختلف کار میکنند تحت پوشش قرار دارد تا انواع هواپیماها از جمله F-22 را شناسایی کنند. یکی از نکاتی که ایران در بلند مدت به ان توجه داشته این است که در بدترین حالت,در صورت درگیری نظامی ,ایرانیها اجازه سنجیدن رادارها را داشته باشند. با حضور رپتورها در مقابل انان اپراتورهای رادار باید به این نتیجه برسند که چه چیزی را میتوانند ببینند و چه چیزی را نه. زنرال مایک هوستیچ متهم به دادن دستور رهگیری به یک مجله گفته است :این برای اولین بار بود که ایرانی ها یک F-22 را از نزدیک مشاهده کرده اند.وی به یک گزارشگر که پرسیده ایا ایرانیها قبلا این مدل را دیده اند؟گفت این را باید از خودشان پرسید. هوستیچ همچنین فاش کرده است در طول این عملیات شخصا با یک F-22 بر فراز خلیج فارس به پرواز درامده است . خلبان هواپیمای مهاجم تقاضای یک ملاقات حضوری با ولش را میکند .رییس ستاد خارج از شهر است و مسئول روابط عمومی به وی اعلام میکند که ملاقات حضوری ممکن نیست.بدون شک بسیاری از حامیان طرح F-22 بابت شکست ایرانیها خوشحال خواهند شد اما روشن نیست که این برخورد هوایی که ولش اظهار میکند یکطرفه نباشد. ایرانی ها ممکن است زمانی که امریکاییها قادر به انجام کار دیگری نباشند کمک زیادی دریافت کنند. باید به شلیک ایرانیها به هواپیمای بدون سرنشین به عنوان یک اخطار نگاه کرد انها احتمالا این کار را در گذشته نیز انجام داده اند. بعضی از افسران پنتاگون به CA گفته اند که انها به این دلاوریهای ارتش امریکا به چشم یک نگرانی مینگرند.ولش و هوستیچ هر دو از لفظ انسانهای بد برای ایرانیها استفاده کردند و بطور ضمنی اشاره کرده اند که ایرانی ها گول تکنولوژی بالای رپتور را خورده اند . هرچند کم شدن نرخ هواپیماهای اماده عملیات و قسمتی از اسکادران های امریکایی در سطح جهان بخصوص در باقی رپتورها بخاطر قطع بودجه تا حد زیادی اثبات نشده است اما اکنون زمان مناسبی برای بلوف زدن نیست. از 186 هواپیمای F-22 موجود در فهرست دارایی نیروی هوایی در حدود 69 درصد اماده عملیات هستند که برای عملیاتی نگه داشتن انها 68362 دلار برای هر ساعت نیاز است. چیزی که میتواند ایران را مجبور به دست کشیدن از جاه طلبی هسته ای کند یک برخورد کوچک هوا به هوا است که میتواند به عنوان یک پیام نظامی برای ایران تفسیر شود. اما اشاره خلبانان رپتور {بروخانه} ممکن است توسط بعضی ها اینگونه تفسیر شود که اشاره به امریکاییهایی است که در خاور میانه و شمال افریقا حضور دارند .بسیاری از ایرانیان معتقدند که امریکاییها باید برگردند خانه. این F-22 ها بودند که نقش مهاجم را بازی کردند و F-4ها در نقش یک مدافع ظاهر شدند. این نقل یک قرار ملاقات بر فراز آبهای بین المللی بود که هر کس حق حضور در آن را دارد، اما ما نمیدانیم که هواپیماهای بدون سرنشین از کجا به آسمان ایران نفوذ کرده اند بخطار این که مقامات رسمی خبری اعلام نکرده اند. داستان ساترفیلد در مورد پنهانکاری F-22ها ممکن است بخاطر زرنگ تر بودن کروی پروازی ایرانیها بخاطر حفظ اسرار این پرواز و آماده کردن یک پذیرایی مجلل از رپتورها باشد. اما به درستی معلوم نیست این رویداد مهم چیزی را در منطقه خاورمیانه که به نظر می رسد ممکن است با دیپلماسی و تماس چیزی حل نشود تغییر خواهد داد.
  8. خاطره ناخدا عبدالرضا پور رحیم از شهید زارع نعمتی من در آبان ماه سال ۱۳۵۵ همراه با شهید علی زارع نعمتی که تازه به استخدام نیروی دریایی درآمده و به مرکز آموزش زبان آمده بود، آشنا شدم. به علت شبانه روزی بودن مرکز آموزش، دانشجویان سریع تر با یکدیگر و ویژگی­های اخلاقی هم آشنا می­شدند. شهید زارع نعمتی بسیار خوش برخورد و گشاده رو بود و به همین دلیل ما خیلی زود با هم دوست شدیم. در ۳۱ شهریور ،۱۳۵۹ وقتی کشور عزیزمان مورد تهاجم عراق قرار گرفت، اخبار جنگ را لحظه به لحظه دنبال می­کردیم. تا این که در تیر ماه ۱۳۶۰ به ایران برگشتیم و از اوایل مرداد ماه همان سال به خط مقدم جبهه دریایی در بندر بوشهر اعزام شدیم و بر روی شناورهای رزمی نداجا به فعالیت پرداختیم. شهید علی زارع نعمتی در ابتدا بر روی ناوچه ۶۵ پایی خدمت می­کرد و من و دو نفر دیگر نیز بر روی ناوچه­های موشک انداز کلاس پیکان مشغول خدمت بودیم. حالادیگر من و شهید نعمتی به ندرت یکدیگر را می­دیدیم، ولی هر بار که دیدارمان تجدید می‏شد، از اخبار و وقایع جنگ در دریا و منطقه استحفاظی ما سخن به میان می­آمد، از تجربیات و عملکرد دیگر همکاران مان باخبر می­شدیم و خود را با تاکتیک­های دشمن آشنا می­کردیم. باوجود مشکلات جنگ، زندگی همچنان ادامه داشت و ما به تدریج تاهل اختیار کردیم. پس گذشته از ملاقات­های زمان خدمت، در فرصت­های مناسب دیگر نیز به دید و بازدید یکدیگر می­رفتیم. در طول سال­های جنگ یکی پس از دیگری به تجربیات و مسئولیت­های ما افزوده شد و سمت­های مشابهی را بر روی ناوچه­های موشک انداز عهده دار شدیم. شهید زارع نعمتی فرمانده دوم ناوچه جوشن بود و من نیز فرمانده دوم ناوچه­ای دیگر. ما پس از ازدواج در آپارتمان­های سازمانی پایگاه دریایی بوشهر مستقر شده بودیم و جالب این که در آن ساختمان ۴۰ واحدی، آپارتمان من و شهید نعمتی نزدیک به هم بود و فقط ۷ تا۸ پله از هم فاصله داشتیم؛ دیگر از این بهتر نمی شد! وقتی هر کدام مان در مأموریت بودیم، نگرانی کمتری داشتیم و خیال مان آسوده بود، زیرا همسران مان هم خیلی زود با هم صمیمی شده بودند. به رغم این که ماموریت­های ما بسیار سنگین، خسته کننده و خطرناک بود، اما شهید نعمتی پس از هر ماموریتی همیشه چهره­ای بشاش و شاد داشت و بسیار خستگی ناپذیر بود. او بسیار خانواده دوست بود، آن چنان که پس از مراجعت از ماموریت، بی­درنگ خانواده را برای تامین مایحتاج و تفریح در بندر کوچک بوشهر به خارج از منزل می­برد تا بتواند مقداری از خلا زمانی را که در مأموریت بود، جبران کند. سال­های جنگ تحمیلی یکی پس از دیگری می­گذشت و علاوه بر کارکنان جان بر کف نیروی دریایی ارتش که مستقیماً با جنگ درگیر بودند، خانواده­های آنان نیز همواره در معرض خطر و حملات دشمن قرار داشتند. از جمله در طول زمان جنگ تاسیسات غیر نظامی بندر بوشهر نیز چندین بار مورد تهاجم موشکی و بمباران هوایی هواپیماهای دشمن قرار گرفتند و آژیر حمله هوایی شب و روز شنیده می­شد، ولی خانواده­های محترم آنان در هنگامی که همسران­شان در مأموریت بودند، با حضور خود حدیث مقاومت و ایثار را سر می­دادند و موجب تقویت روحیه همسران­شان می‏شدند. http://www.aja.ir/portal/Home/ShowPage.aspx?Object=News&CategoryID=ea36a3e2-df53-48cd-a9d7-cfae81cdb468&WebPartID=41c54e3f-a29d-4f3a-8859-51974631f695&ID=dfb00b3a-6361-4662-a009-313e444a4966 شهید زارع نعمتی سمت راست