Welcome to رهروان ارتش

از اینکه انجمن ما را برای مطالعه انتخاب کردید از شما متشکریم. 

برای استفاده از امکانات انجمن و برقراری رابطه دوستانه با دیگر اعضا لطفا در انجمن ثبت نام کنید

با تشکر

Search the Community: Showing results for tags 'دانشجو'.

  • Search By Tags

    Type tags separated by commas.
  • Search By Author

Content Type


Forums

  • پست ها و مطالب ویژه
    • پست های ویژه
    • مقالات ویژه
    • ویژه مهمان
  • تاریخ نگار جنگ
    • تاریخ نگار نیروی زمینی
    • تاریخ نگار هوانیروز
    • تاریخ نگار نیروی هوایی
    • تاریخ نگار نیروی دریایی
  • نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران
    • شهدا و ایثارگران قهرمان نزاجا
    • قهرمانان سرافراز نزاجا
    • عملیات ها و دستاوردهای نزاجا در جنگ
    • متفرقه
    • ایده ها، طرح ها و اتاق فکر
  • هوانیروز ارتش جمهوری اسلامی ایران
    • شهدا و ایثارگران قهرمان هوانیروز
    • قهرمانان سرافراز هوانیروز
    • عملیات ها و دستاوردهای هوانیروز در جنگ
    • متفرقه
    • ایده ها، طرح ها و اتاق فکر
  • نیروی پدافند ارتش جمهوری اسلامی ایران
    • شهدا و ایثارگران قهرمان پداجا
    • قهرمانان سرافراز پداجا
    • دستاوردهای پداجا در جنگ
    • متفرقه
    • ایده ها، طرح ها و اتاق فکر
  • نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران
    • شهدا و ایثارگران قهرمان نهاجا
    • قهرمانان سرافراز نهاجا
    • عملیات ها و دستاوردهای نهاجا در جنگ
    • متفرقه
    • ایده ها، طرح ها و اتاق فکر
  • نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران
    • شهدا و ایثارگران قهرمان نداجا
    • قهرمانان سرافراز نداجا
    • عملیات ها و دستاوردهای نداجا در جنگ
    • متفرقه
    • ایده ها، طرح ها و اتاق فکر
  • پروژه ها
    • پروژه های در دست اقدام
    • پروژ های به سرانجام رسیده
  • جهاد خودکفایی ارتش
    • نوآوریها در جنگ
    • جهاد پس از جنگ
  • مقالات علمی و تحقیقات
    • مقالات داخلی
    • پژوهش و ترجمه
  • فرهنگ و هنر
    • پرسش و پاسخ
    • نقاشی و گرافیک
    • صدا
    • تصویر
    • متفرقه
    • انجمن و ورزش
  • ارتش های بیگانه
    • عملیات های نظامی
    • بررسی توان نظامی کشورها
    • دستاوردهای تکنولوژیکی و تاکتیکی
  • شبیه ساز
    • معرفی شبیه ساز ایرانی
    • شبیه سازهای نظامی
  • English Forum
    • The Iranian Air Force
    • The Iranian Ground Forces
    • The Iranian Navy
    • War stories
    • Miscellaneous

Found 3 results

  1. دانشگاه افسری یا نام قدیمی مدرسه صاحب منصبی از قدیمی‌ترین مراکز آموزشی در سطح کشور است که توسط رضا شاه پهلوی و در اجرای بند ج ماده ۵ حکم قشونی ۱۴ آذر ماه سال ۱۳۰۰ ایشان با الگو برداری از مدرسه نظامی سن سیر فرانسه و با ادغام تجهیزات آموزشی موجود درمدرسه صاحب منصبی قزاق خانه، مدرسه صاحب منصبان ژاندارمری و مدرسه نظام مشیرالدوله ابتدا در خیابان اکباتان فعلی و در ساحتمان اهدایی سردار سپه تاسیس گردید. بعدها این مرکز آموزشی به عمارت کامرانیه واقع در خیابان سپه نقل مکان کرد و با خرید زمینهای اطراف توسعه پیدا نمود بطوریکه این مرکز آموزشی اکنون یکصد و چهل هزار متر مربع وسعت دارد. مدرسه صاحب منصبی از سال ۱۳۱۴ به دانشکده افسری تغییر نام داد و با بهره گیری از استادان ایرانی و خارجی به آموزش کلاسیک و نوین افسران نیروهای سه گانه و نوپای ارتش شاهنشاهی با محوریت نیروی زمینی در رسته‌های پیاده، سواره، توپخانه و بعدها مهندسی و اردونانس پرداخت. این روند تا پیروزی انقلاب اسلامی ایران ادامه داشت و در سال 1358 تغییرات اساسی در اهداف آموزشی دانشگاه صورت گرفت و تا سال 1367 طول دوره آموزش به سه سال به مدت هفت ترم تحصیلی می انجامید و از این تاریخ به بعد طول دوره به چهار سال و در هشت ترم تحصیلی در رشته های مختلف صورت می گرفت. سرانجام در سال 1375 نام دانشگاه افسری به دانشگاه افسری امام علی (ع) تغییر یافت و از سال 1358 تاكنون نیز كلیه دانشجویان در رشته مدیریت دفاعی با 17 گرایش مختلف مشغول به تحصیل می باشند. این دانشگاه از میان داوطلبان دیپلمه و پس از موفقیت در آزمونهای علمی، ورزشی و عقیدتی در مقطع کارشناسی دانشجو می‌پذیرد. لباس کار دانشجویان این دانشگاه شامل کلاه، پیراهن و شلوار پلنگی شکل با ترکیب رنگ های خاکی، کرم، قهوای است و همچنین لباس رسمی و فرم نیروی زمینی ارتش به همراه واکسیل به رنگ قرمز رنگ بر روی بازوی چپ برای مراسم ها، تردد و برنامه صبحگاه و شامگاه عمومی دانشگاه مورد استفاده قرار می گیرد. سنوات خدمت و تحصیل هر دانشجو را می‌توان از روی درجه آکادمیک وی فهمید. دانشجویان دانشگاه افسری در حال حاضر به سه گروه سال یک، سال دو و سال سه تقسیم میشوند و روی سردوشی آنان هر خط نماینده یک سال میباشد بنابراین دانشجویان تازه وارد پس از اخذ سردوشی دارای یک خط روی هر کدام از شانه‌ها و در کنار آرم دانشگاه افسری که روی سردوشی آنهاست خواهند بود. دانشجویان این دانشگاه بدلیل تمرینات و آمادگی بدنی مناسب معمولا در مسابقات ورزشی مقام‌های برتر را در بین دانشگاه‌های نظامی و غیر نظامی کسب می نمایند. دانشجویان این دانشگاه پس از دانش‌آموختگی به درجه ستوان دومی نائل شده و به یگانهای رزمی یا ستادی جهت ادامه خدمت معرفی می‌شوند. همچنین امکان ادامه تحصیل برای دانش آموختگان این دانشگاه در صورت موافقت یگان خدمتی در کلیه دانشگاه‌های کشور میسر می باشد. مأموریت دانشگاه افسری امام علی (ع): تعلیم و تربیت افسران مومن، لایق، شجاع، كارآمد و مبتكر جهت تصدی مشاغل مختلف نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران و همچنین سایر نیروها و سازمان ها در زمینه رسته های مشترك می باشد . فعالیت های آموزشی: كلیه دانشجویان دانشگاه های افسری آجا پس از قبولی در آزمون ورودی و گزینش به مدت 8 هفته جهت طی دوره ی رزم مقدماتی به یكی از مراكز آموزشی نزاجا اعزام و پس از آن دانشجویان دانشگاه افسری امام (ع) در طول 6 ترم تحصیلی تعداد حدود 132 واحد دروس عمومی، نظامی، پایه، اصلی و گرایشی را در یكی از 16 رسته ی رشته های مدیریت دفاعی گذرانده و پس از فارغ التحصیلی جهت گذراندن حدود 28 واحد دروس تخصصی رسته ای در ترم 7 به یكی از مراكز مقدماتی نزاجا اعزام می گردد. در ضمن به منظور تقویت اعتماد به نفس، روحیه ی تعاون و گذشت و زندگی در شرایط سخت، دانشجویان پس از پایان ترم های 2، 3، 4 و 6 به ترتیب به اردوگاه های تابستانی اول (یك ماه)، زمستانی (10 روز)، و تابستانی دوم (یك ماه) و دوره های رزم در كوهستان و تكاور و رزم در شرایط ویژه (به مدت 8 هفته) و نیز به دوره چتربازی اعزام می شوند. علاوه بر رشته مدیریت دفاعی دانشجویان در یكی از 3 رشته های هوانوردی و خلبانی، نگهداری بالگرد، عقیدتی سیاسی به تحصیل در دانشگاه مشغول می باشند. علاوه بر آموزش های علمی در ساعات صبح،آموزش های فوق برنامه نظیر زبان انگلیسی، رایانه، ورزش های رزمی، خطاطی، حفظ و قرائت قرآن، اینترنت، بازدید از مراكز فرهنگی و ... در ساعات بعدازظهر اجرا می گردد. امكانات آموزشی: 1) تعداد 10 سایت آموزش رایانه مجهز به 30 دستگاه رایانه در هر سایت 2) تعداد 7 لابراتور رایانه ای مجهز زبان انگلیسی 3) سالن های پخش فیلم و سالن های همایش 4) تجهیز كلیه دانش پایه ها به ویدئو پروژكتور 5) آزمایشگاه های مهندسی برق، الكترونیك، شیمی، مهندسی خودرو و جنگ افزار و ... اقدامات پژوهشی: دانشجویان از بدو ورود در شروع ترم تحصیلی و یك فرآیند پژوهشی مورد استعداد سنجی قرار گرفته و به نفرات گزینش شده و مستعد و خلاق تحت نظر اساتید و مشاورین راهنما در موضوعات و پروژه های پژوهشی مشاركت داده می شود. امكانات پژوهشی: 1) سایت اینترنت با 70 دستگاه رایانه 2) كتابخانه مركزی 3) مركز نرم افزاری در موضوعات مختلف آموزشی و فرهنگی و پژوهشی 4) مركز نشریات و فصلنامه های تخصصی در حوزه های مختلف 5) اندیشكده جهت برگزاری جلسات هم اندیشی دانشجویان خلاق 6) كتابخانه ی تخصصی در هر دانشكده كلاس های مهارت هفتگانه: دانشجویان در طول مدت تحصیل در دانشگاه در هفت مهارت به طور عملی تجربه كسب می كنند كه عبارتند از : 1) روان خوانی قرآن 2) احكام 3) شنا 4) تیراندازی 5) آمادگی جسمانی 6) فن بیان و نوشتاری 7) رایانه امكانات ورزشی : 1) زمین فوتبال چمن شده 2) زمین های ورزشی فوتبال ، فوتسال 3) استخر شنای سرپوشیده 4) سالن بدن سازی و گود زورخانه 5) كلاس های آموزشی هنرهای رزمی 6) سالن های تیراندازی سرپوشیده 7)سالن های ورزشی تخصصی (كشتی،شمشیربازی،رزمی،وزنه برداری) 8) اعزام به پیست سواركاری 9)ارائه آموزش اسكی امتیازات تحصیل در دانشگاه افسری امام علی (ع): 1)افتخار سربازی حضرت مهدی (ع) ارواحنا فداه 2) امكان ادامه تحصیل در مقاطع كارشناسی ارشد در دانشگاه دفاع ملی ستاد كل نیروهای مسلح 3) برخورداری از امتیاز منازل مسكونی در طول خدمت 4) برخورداری از حقوق و مزایا در طول دوران خدمت دانشجویی 5) در طول مدت خدمت دانشجویی كلیه امكانات تغذیه و استراحت و تحصیل و وسایل كمك تحصیلی و خدمات درمانی و بهداشتی رایگان خواهد . 6) برخورداری از خدمات دفترچه اتكا و اخذ دریافت بهره نقدی از اقلام یارانه ای و خرید اقساطی لوازم خانگی و غیره 7) تحت پوشش قرارگرفتن در طرح حكمت بنیاد تعاون ارتش جهت واگذاری زمین و مسكن 8) برخورداری از بیمه تأمین خدمات درمانی برای كلیه افراد تحت پوشش و تكفل 9) استفاده از امكانات رفاهی و تفریحی مانند پلاژهای شمال كشور و مهمانسراهای ارتش در مشهد مقدس برای كلیه ی اعضای خانواده در طول خدمت 10) بهره مندی از تسهیلات مالی ، نظیر وام و ودیعه مسكن و... در طول خدمت 11) امكان اعزام به زیارت خانه خدا و عتبات عالیات بدون نوبت در طول خدمت 12) امكان خدمت در نزدیكی محل تولد و سكونت به لحاظ فراوانی پایگاه ها و پادگان های موجود در ارتش به خصوص نیروی زمینی
  2. با درود و کسب اجازه از جناب سرهنگ فریدون علی مازندرانی آرزوی تندرستی و بهروزی برای این خلبان و خانواده گرامیشان که متاسفانه مدت زیادی است که در انجمن شخیص رهروان ارتش شرف حضور ندارند. چون هدف و آرمان ما اشاعه و بازتاب جانفشانیها و تخصص و تبحر نظامی ارتشیان سلحشور این مرز و بوم است ؛ برآن شدم که موضوعی را که در کانال محترم گنج جنگ مطرح شده بود را در این وادی نیز منعکس نمایم تا هموطنان بیشتری بتوانند شناخت بهتر و شفافی از پاسداران راستین ایران عزیز پیدا کنند . مطالبی که در این عنوان مطالعه میفرمایید به نقل از گروه شریف گنج جنگ است و بدینوسیله سپاسگزاری صمیمانه از مدیران پرتلاش گنج جنگ را دارم و از حضرت حق برای ایشان پیروزی و کامیابی روزافزون در تمامی مراحل زندگی خواستارم . چگونه خلبان شدم!!! در دانشکده خلبانی نیروی هوائی دانشجویان انتخاب شده پس از طی مراحل مختلف آزمون اولیه و تست هوش و معاینات پزشکی متعدد و عبور از آخرین سد که همان تائیدیه ضد اطلاعات نیروی هوائی بود، به ترتیب و بصورت انفرادی و یا چند نفر چند نفر لباس تحویل گرفته و پس از 48 ساعت باید راس ساعت مقرر که عموما" هم بعد از ظهر بود خود را به دانشکده خلبانی معرفی می نمودند که بنده هم در یک عصر پائیزی سال 1350 و در یکی از روزهای ماه مبارک رمضان باتفاق یکی دیگر از قبول شدگان بنام "مهدی مافی" قرار بود خود را راس ساعت چهار بعد ازظهر به دانشکده معرفی نمائیم که ما هم با تمام وسائل مربوط و به همراه کلیه وسائل که شامل یک ساک آبی رنگ و لباس پلو خوری امان ( لباس مرخصی) به درب مرکز آموزشهای هوائی نیروی هوائی مراجعه و پس از مراجعه به دژبان درب ورودی ما دو نفر را همانند آدم های جذامی در گوشه ای جدا از بقیه پرسنل نگه داشتند تا نفری از دانشکده خلبانی بیاید و ما را تحویل بگیرد که چشمتان روز بد نبیند یک دانشجوی بی سردوشی با کلی اهن و تولوپ آمد و بعد از برانداز نمودن سر و وضع ما از همان درب ورودی تا ساختمان دانشکده خلبانی که ساختمانی 4 طبقه و در جوار ضلع شرقی پادگان بود با تمام آن وسائل ساک دستی و لباس مرخصی داخل کاور قرار دادشده بصورت کلاغ پر از ما پذیرائی نمود که فکر کردیم خوب بحمدالله رسیدیم و دیگر تمام شد ولی در همان جا وسائل را از ما تحویل گرفتند و گفتند منتظر باشید تا خدایگان دانشکده تشریف بیاورند!!! بعد از مدتی معطلی که به حالت خبر دار ایستاده و منتظر بودیم از دور یکی دونفر بطرف ما آمده و با همان وضع قبلی ما را هفت هشت ده بار بسمت دیوار روبرو فرستادند تا دست بزنیم به دیوار و باز گردیم و در هر دور از رفت و برگشت مقداری به میدان خاکی که سمت شرق ساختمان دانشکده بود و بعداً متوجه شدیم که نام آن میدان شرقی است و باندازه یک زمین فوتبال بزرگ بود نزدیک و نزدیکتر می شدیم، در بخشهائی از همین میدان خاکی آب راکد بصورت یخ زده وجود داشت و هر بار با همان سرعتی که بدو رو میرفتیم باید مواظب بودیم که در روی آن یخها سر نخوریم پس از چندین بار بدو بایست ناگهان صدای رعد آسای "پادگان خبردار" را شنیدیم که همه افراد و این دوسه نفری هم که بالای سر ما بودند به حالت خبر دار ایستادند و دو نفر با لباس فرنج و شلوار به ما نزدیک شدند که بر روی اتیکت نفر اول نام محمود تیره کار نوشته شده بود و فرد دیگری نیز که بفاصله یک متری وی راه میرفت نام او نیز نیک اختر بود و بچه اصفهان. این دو از خدا بی خبر انقدر ما را بدو بایست و حالت شنا دادند و از ما با فریادهای بلندی که حنجره امان را زخم می نمود میخواستند که خودمان را معرفی کنیم که مهدی مافی بیچاره در همین اثنا شروع به خون بالا آوردن کرد که برای مدتی وی را رها نمودند و جهت استراحت روی همان خاک و خل ولو شده بود و حال هر دو نفر بسراغ من آمده و این بار تیره کار سنگی را بدست من داد و پرسید این چیه و با همان فریادهای بلند پاسخ دادم سنگ است جناب سروان!! که هر بار با شنیدن پاسخ من تیره کار به نیک اختر نگاه می کرد و می پرسید شما چیزی شنیدید؟ که آن بی وجدان هم میگفت خیر قربان من چیزی نشنیدم!! سپس بعد از چندین بار سئوال جواب و عربده کشیدن من، بالاخره پاسخ مورد قبول ایشان قرار گرفت ولی فرمودند این هواپیماست سنگ نیست دانشجو!! بنده هم عرض نمودم بله قربان هواپیماست!! چشمتان روز بد نبیند، با این پاسخ من گردن شکسته، فرمودند خوب پس روشنش کن و پرواز کن!! بنده هم درست مثل استارت زدن به ماشین مجبور بودم این تیکه سنگ را نه! ببخشید هواپیما را روشن کنم و بعد هم بیش از چند دور با حالتی زار و در آن سرمای بعد از غروب آفتاب دور میدان شرقی بدوم و همزمان صدای هواپیمای روشن را هم از حنجره ام خارج کنم که ایشان و بادی گاردشان آقای نیک اختر هم ایستاده بودند و نگاه میکردند و پس از چند دور پرواز این هواپیما به محض اینکه به نزدیک ایشان رسیدم دستور لندینگ هواپیما را دادند که من از همه جا بی خبر هم خوشحال... بلافاصله ایستادم با این فکر که این مرحله هم تمام شد!! در همین اثنا صدای رعد آسای تیره کار بلند شد که تو شهر شما هواپیما اینجوری می نشیند و بلافاصله می ایسته، که یکی از اون بی سردوشیها را فراخواند و نشستن هواپیما را برای بنده حقیر سیمولیت کرد، دوباره هواپیما را روشن کردم و هر دوری که میزدیم به نزدیک ایشان که می رسیدم دستور نشستن هواپیما را میداد که من هم بایستی با سینه خود را بر روی زمین پرت نموده و در روی خاک و سنگ و کلوخ خود را میکشیدم که تمام آرنج و کف دست ها و زانو هایم از زیر لباس کار خون آلود شده بود و این کار هم تا حدود ساعت ده شب بطول انجامید و بالاخره ما دو نفر را مانند دو زندانی محکوم به مرگ بداخل ساختمان دانشکده طبقه سوم هدایت نمودند. بالاخره ما دو نفر را مانند دو زندانی محکوم به مرگ بداخل ساختمان دانشکده طبقه سوم هدایت نمودند آنهم نه به حالت معمول! بلکه با کلاغ پر از پله ها بالا رفتیم و نهایتاً ما را به کوپه جناب تیره کار منتقل نمودند که هر کوپه شامل اطاقی بود در حدود سه متر در پنج متر و دارای سه تا تخت دو طبقه و کاملاً انکادر شده در طرفین آن و در کنار هر تخت یک کمد فلزی که مربوط به وسائل شخصی نفرات بود و یک روشوئی هم در کنار درب ورودی که برای پیش غذا و افطار آنشب ما که عبارت بود از سبزی پلوئی یخ کرده که برنج آن مانند جو خیس نخورده سفت و محکم بود! ابتدا هر یک پاها را در روشوئی مورد نظر قرار داده و حدود دویست سیصد بار حالت شنا رفتیم و بعد هم بنا بدستور مشغول نوشیدن شراب دانشکده شدیم!!! بدین شکل که کلاه خود را روی زمین قرار داده و با گذاردن انگشت دست در وسط کلاه باید بسرعت بدور خود می چرخیدیم و در یک لحظه دستور چرخش بر عکس صادر می شد . که بعد از آنهم نوبت به خوردن افطار رسید که این افطار هم همراه با دادن سه شماره پشت سر هم بود. و خلاصه مانور شب اول با این نحوه پذیرائی تا حدود ساعت دو بامداد بطول انجامید و بعد که هر یک از ما را به یکی از کوپه های موجود در طبقه سوم که بی سردوشی ها در آن قرار داشتند فرستادند. من نه قادر به تکان دادن دست و پای خود بودم و نه قادر به بالا رفتن از تخت مورد نظر جهت استراحت که یادش بخیر ارشد آن کوپه دانشجوئی بود بنام فرامرز دهش که اهل یزد بود و زرتشتی، دارای هیکلی بسیار قوی و قیافه ای ترسناک ولی فوق العاده رئوف و مهربون که بعد از تحویل گرفتن من از ارشد دانشکده، به من کمک کرد تا در روی تخت قرار بگیرم و با مهربانی بسیار شروع به مداوای زخمهای دست و پایم نمود و ساک شخصی ام را برایم باز کرد تا لباس زیر خون آلودم را تعویض کنم که ناگهان چشمش به ردیف سیگارهائی 101 کینگ سایزی افتاد که در زیر لباسها و وسائل داخل ساکم قرار داده بودم ... ناگهان چشمش به ردیف سیگارهائی 101 کینگ سایزی افتاد که در زیر لباسها و وسائل داخل ساکم قرار داده بودم ...گفت مگر به هاروارد میخواستی بروی؟!؟! اینو گفت و تذکر داد که اگر اینها را ببینند تیکه بزرگه تو گوشت خواهد بود!! خلاصه با التماس من سیگارها را در بین وسائل خودش جاسازی نمود و پس از فراغت از این مسائل وسیله ای را از سوراخ داخل دیوار که در پشت تختش تعبیه نموده بود خارج کرد و به آرامی شروع به داغ کردن آب در داخل یک پارچ پلاستیکی نمود تا چای درست کند و خلاصه بعد از این همه مانور و دردسر در شب اول حدود ساعت سه بامداد اولین چای آماده شده توسط هیتر دست ساز دانشکده خلبانی را که از دو تیغه چاقو و یک تیکه سیم ساخته شده بود بصورت قاچاقی نوش جان کردم و همانطور نشسته و با دست و پای خون آلود در بالای تخت بخوابی عمیق فرو رفتم. البته با توجه به مانورهای انجام شده شب ورود و مقاومت زیاد من علیرغم دوستم جناب مهدی مافی و بدلیل آشنائی کاملم با مسائل نظام جمع و اسلحه غیره، از روز بعد بنده بعنوان ارشد دسته انتخاب و تا حدود سی و چند نفر ی که به مرور بعد از من به دانشکده وارد شدند در دسته من قرار گرفتند که مرحوم شهید اردستانی ، مرحوم شهید ذبیحی نیز جزء این افراد بودند و آخرین نفرات این دسته جناب غلامرضا نظام آبادی و داریوش تابان بودند که از بر و بچه های اهل استان مازندران و حوالی گرگان و مناطق اطراف آن بودند، و در دوران بی سردوشی ما حدود چهار دسته دیگر هنوز بی سر دوشی در دانشکده حضور داشتند که هر دسته حدوداً شامل سی نفر می گردید و علیرغم اینکه دسته ها می بایست بترتیب برای سردوشی گرفتن آماده میشدند، دسته ما یا همان دسته چهارم بلافاصله بعد از سر دوشی گرفتن دسته اول که قدیمی ترین بی سر دوشیهای موجود دانشکده بودن و ارشد آنان مرحوم شهید فراز حاتمی بود و اغلب افراد این دسته از بر و بچه های کرمانشاه بودند امثال جناب مسعود علی مددی و مرحوم اسکندر شهبنده و مسعود خدیو و سایر عزیزان، بهمراه دسته دوم که ارشد آن سیامک طاهری بود همزمان سر دوشی گرفته و حتی نماینده سر دوشی بگیر نیز از دسته ما انتخاب گردید و از همین جا کورس رقابتی جدیدی بین دانشجویان خلبانی در دانشکده خلبانی نیروی هوائی به راه افتاد.
  3. شهید محمد رادمرد در سال 1342 در شهرستان اصفهان در خانواده ای متدین دیده به جهان گشود . پس از سپری نمودن تحصیلات اولیه و اخذ مدرک دیپلم از طریق شرکت در کنکور ورودی دانشکده افسری در تاریخ 1362/07/01 به استخدام ارتش در آمد . پس از طی دوره سه ساله دانشکده افسری در تاریخ 1365/07/01 در رسته توپخانه به درجه ستواندومی نائل گردید . پس از طی دوره مقدماتی رسته توپخانه در مرکز آموزش توپخانه اصفهان به گروه11 توپخانه اختصاص یافته و مشغول انجام وظیفه گردید . در تاریخ1368/6/13 در منطقه مریوان هنگام جنگ با ضد انقلاب بر اثر اصابت گلوله مستقیم به فیض شهادت نائل آمد . پیکر مطهرش در مزار شهدای زادگاهش آرام گرفت . لازم به ذکر است شهید متاهل بوده و از وی یک فرزند دختر بجای مانده است .