Welcome to رهروان ارتش

از اینکه انجمن ما را برای مطالعه انتخاب کردید از شما متشکریم. 

برای استفاده از امکانات انجمن و برقراری رابطه دوستانه با دیگر اعضا لطفا در انجمن ثبت نام کنید

با تشکر

Search the Community: Showing results for tags 'زرهی'.

  • Search By Tags

    Type tags separated by commas.
  • Search By Author

Content Type


Forums

  • پست ها و مطالب ویژه
    • پست های ویژه
    • مقالات ویژه
    • ویژه مهمان
  • تاریخ نگار جنگ
    • تاریخ نگار نیروی زمینی
    • تاریخ نگار هوانیروز
    • تاریخ نگار نیروی هوایی
    • تاریخ نگار نیروی دریایی
  • نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران
    • شهدا و ایثارگران قهرمان نزاجا
    • قهرمانان سرافراز نزاجا
    • عملیات ها و دستاوردهای نزاجا در جنگ
    • متفرقه
    • ایده ها، طرح ها و اتاق فکر
  • هوانیروز ارتش جمهوری اسلامی ایران
    • شهدا و ایثارگران قهرمان هوانیروز
    • قهرمانان سرافراز هوانیروز
    • عملیات ها و دستاوردهای هوانیروز در جنگ
    • متفرقه
    • ایده ها، طرح ها و اتاق فکر
  • نیروی پدافند ارتش جمهوری اسلامی ایران
    • شهدا و ایثارگران قهرمان پداجا
    • قهرمانان سرافراز پداجا
    • دستاوردهای پداجا در جنگ
    • متفرقه
    • ایده ها، طرح ها و اتاق فکر
  • نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران
    • شهدا و ایثارگران قهرمان نهاجا
    • قهرمانان سرافراز نهاجا
    • عملیات ها و دستاوردهای نهاجا در جنگ
    • متفرقه
    • ایده ها، طرح ها و اتاق فکر
  • نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران
    • شهدا و ایثارگران قهرمان نداجا
    • قهرمانان سرافراز نداجا
    • عملیات ها و دستاوردهای نداجا در جنگ
    • متفرقه
    • ایده ها، طرح ها و اتاق فکر
  • پروژه ها
    • پروژه های در دست اقدام
    • پروژ های به سرانجام رسیده
  • جهاد خودکفایی ارتش
    • نوآوریها در جنگ
    • جهاد پس از جنگ
  • مقالات علمی و تحقیقات
    • مقالات داخلی
    • پژوهش و ترجمه
  • فرهنگ و هنر
    • پرسش و پاسخ
    • نقاشی و گرافیک
    • صدا
    • تصویر
    • متفرقه
    • انجمن و ورزش
  • ارتش های بیگانه
    • عملیات های نظامی
    • بررسی توان نظامی کشورها
    • دستاوردهای تکنولوژیکی و تاکتیکی
  • شبیه ساز
    • معرفی شبیه ساز ایرانی
    • شبیه سازهای نظامی
  • English Forum
    • The Iranian Air Force
    • The Iranian Ground Forces
    • The Iranian Navy
    • War stories
    • Miscellaneous

Found 6 results

  1. فصل يكم آغاز مأموريت گردان 144 انتصاب به فرماندهي گردان بر اساس تصميم ستاد مشترك ارتش و دستورات صادره از سوي فرماندهي نيروي زميني، حدود دو ماه قبل از شروع جنگ تحميلي، لشكرهاي يك و دو مركز با هم ادغام و لشكر 21 حمزه را تشكيل دادند . من هم كه تا آن زمان جمعي لشكر يك مركز بودم ، در تابعيت لشكر 21 قرار گرفتم. تعدادي از افسران موجود در لشكر تا آن زمان در مناطق سه و چهار خدمت نكرده بودند . ستاد نيروي زميني اين موضوع را بررسي و محل خدمتي جديدي براي آنان تعيين شد. اسم من هم در فهرست انتقالي ها به لشكر 28 سنندج قرار گرفت. به هر يك از كاركنان براي جابه جايي و معرّفي خود به محل جديد خدمتي، براساس روش، مدت 15 روز فرصت داده ميشود و منظور اين است كه فرد در اين مدت كارهاي خدمتي و خانوادگي اش را انجام داده و به موقع در محل جديد حضور يابد. در راستاي امرية ابلاغي ، مشغول سر و سامان دادن به امور بود . 10 روز از 15 روز تعيين شده سپري گرديده و كارها تقريباً رو به اتمام بود. در ساعت 13:00 روز هفتم مهر ماه 1359 پيامي از طرف فرمانده لشكر وقت، سرهنگ زين العابدين ورشوساز با امضاي سرهنگ هوشنگ مظاهري رئيس ستاد لشكر در منزل به من تحويل شد. متن پيام چنين بود: - براي ملاقات با فرماندهي، به محض رؤيت در ستاد لشكر حضور يابيد تا به دفتر فرماندهي راهنمايي شويد. آن زمان از منازل سازماني لويزان استفاده ميكردم و تا ستاد لشكر در پادگان لويزان مسافت زيادي نبود . بلافاصله به ستاد لشكر رفتم و سرهنگ مظاهري مرا به دفتر فرماندهي لشكر، راهنمايي كرد. پس از اداي احترام، با سرهنگ حسن آبشناسان فرمانده تيپ آشنا شدم. با فرماندهي لشكر، دور يك ميز كوچكي كه در گوشة دفتر فرماندهي قرار داشت نشستيم . فرماندهي با اشاره به من گفت " سرهنگ آبشناسان شما را براي فرماندهي گردان 144 انتخاب نمودند و از من خواستند كه شما به لشكر 28 سنندج منتقل نشويد. من با درخواست فرمانده تيپ موافقم و ميخواهم نظر شما را بدانم" من كه تا آن زمان مدت چهار سال در گردان 144 در مشاغل فرمانده دسته و فرمانده گروهان خدمت كرده بودم و آشنايي خوبي از كاركنان ، وضعيت تجهيزات، انضباط و آموزش گردان داشتم، پاسخ مثبت دادم و آمادگي ام را براي اجراي هر نوع مأموريت اعلام كردم. درجة من آن زمان سرگرد بود و با 18 ماه ارشديتي كه در سال 1358 براي اجراي مأموريتي كه از طريق نيروي زميني داده شده بود، از هم دوره هاي دانشكدة افسري كه هنوز درجة سرواني داشتند، ارشدتر شده بودم. سرهنگ آبشناسان با توجه به وضعيت موجود كه جنگ توسط صدام به كشورمان تحميل شده بود، علاقه داشت در اسرع وقت گردان جمع آوري و سازماندهي گردد تا به منطقه اعزام شود. ايشان پس از خروج از دفتر فرماندهي لشكر و حضور در دفتر مربوطه، دستور دادند گردان 144 در منطقة تجمع صبحگاهي جمع شوند. نيم ساعت بعد به محل تجمع رفتيم و مرا معرّفي كردند. 29 ادامه دارد ....
  2. تیپ مستقل 37 زرهی در عملیات بیت المقدس ۱. تيپ ۳۷ زرهي پس از شركت در عمليات پيروزمندانه و افتخار برانگيز فتح المبين، در شانه هاي شرقي ارتفاعات تينه در ابتداي تنگه ابوغريب مستقر شد. در خاتمه عمليات بنا به دستور، از تاريخ یازدهم فروردین الی پانزدهم فروردین ۱۳٦۱ به شمال غرب اهواز نرسيده به پليس راه اهواز- انديمشك، و ارتفاعات فولي آباد تغيير مكان و در منطقه تجمع مستقر شد و به منظور عملياتي كه قرار بود در آينده بسيار نزديك براي آزاد سازي خرمشهر اجرا شود، با جديت و تلاش خستگي ناپذير به بازسازي، تعمير و نگهداري و تجديد سازمان، خود پرداخت. ۲. تيپ ۳۷ زرهي اواخر فروردين ماه سال ۱۳٦۱ از منطقه شمال غرب اهواز به ساحل شرقي كارون نزديك روستاي دريسه واقع در جاده اهواز آبادان تغيير مكان داد و در منطقه تجمع به بازسازي و تجديد سازمان يگانهاي مربوطه پرداخت. ۳. قرارگاه كربلا ( قرارگاه مشترك ارتش و سپاه پاسداران). تشكيل گرديده بود از فرمانده نيروي زميني ارتش جمهوري اسلامي، فرمانده كل سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، مسئولان رده بالاي نزاجا و سپاه پاسداران، عناصر ستاد قرارگاه و طراحان عمليات نزاجا و سپاه پاسداران، همچنين افسران رابط نيروي هوايي و دريايي. ٤. مأموريت قرارگاه: قرارگاه كربلا مأموريت دارد در ساعت (س) روز (ر) در منطقه عمومي جنوب كرخه كور و غرب كارون تك نموده ضمن انهدام نيروهاي دشمن در منطقه و آزادسازي خرمشهر، خط مرز را تأمين نمايد. سپس به منظور تأمين فضاي كافي جهت حفاظت از مرزها تك را ادامه داده و ساحل شرقي اروند رود را تأمين و در منطقه پدافند مينمايد. ٥. قرارگاه فتح و قرارگاه نصر مأموريت داشتند در مرحله يكم، به ترتيب قرارگاه فتح در شمال و قرارگاه نصر در جنوب محور پيشروي با عبور از رودخانه كارون تك نموده و خط سرپل (جاده اهواز خرمشهر) را در منطقه محوله تأمين نمايند. ٦. قرارگاه فتح شامل چهار قرارگاه فتح ۱، فتح ۲، فتح ۳ و فتح ٤ ميگرديد. ۷. تيپ ۳۷ زرهي شيراز در اين عمليات در قالب فتح ٤ همراه با تيپ ٥٥ هوابرد، تيپ ۲٥ كربلا و گردان بلال در مرحله يكم ماموريت داشت با عبور از رودخانه كارون به سوي خط سرپل (جاده اهواز - خرمشهر) پيشروي و خط سرپل را در منطقه محوله تصرف و تأمين نمايد. طرح ريزي عمليات بيت المقدس طرح ريزي و آمادگي براي عمليات بيت المقدس بعد از عمليات فتح المبين در قرارگاه كربلا در واقع از روز هشتم فروردين ماه آغاز شد و بالاخره در اواخر دهه سوم فروردين ماه به صورت طرح عملياتي به قرارگاههاي تابعه يعني قدس، فتح و نصر ابلاغ گرديد. قرارگاههاي فوق الذكر بر مبناي تدبير فرماندهان قرارگاه مشترك كربلا شناسايي ها و طرح ريزيهاي خود را از اواخر فروردين ماه شروع كردند. قرارگاه كربلا در تاريخ سوم اردیبهشت۱۳٦۱ همة فرماندهان تيپ هاي مستقل و لشكرهاي عمل كننده در عمليات فتحا لمبين به قرارگاه كربلا كه هدايت كننده عمليات بيتالمقدس (آزادسازي خرمشهر) بودند احضار شدند و طي جلسه اي متشكل از فرماندهان، مسئولان و طراحان نيروي زميني ارتش جمهوري اسلامي ايران همچنين، برادران سپاه پاسداران، پس از قرائت آياتي از قرآن مجيد، سرهنگ علي صياد شيرازي با سپاسگزاري از درگاه خداي رحمان كه به فضل و كرامت خود، پيروزيهاي پي در پي عملياتهاي ثامن الائمه، طريق القدس و فتح المبين را با رهنمودهاي امام راحل نصيب رزمندگان و ملت شهيدپرور ايران اسلامي كرده بود، اجراي قريب الوقوع عمليات بيت المقدس را براي آزادسازي خرمشهر اعلام نمود و تأكيد داشتند كه به شروع اجراي عمليات كمتر از يك هفته باقي نمانده است. اصرار فرمانده نيروي زميني ارتش جمهوري اسلامي ايران بر شروع هر چه سريعتر عمليات از دو جنبه حائز اهميت بود: جنبه اول اينكه دشمن به يقين ميدانست كه نيروهاي ايراني بعد از اجراي عمليات غرور آفرين فتح المبين بي ترديد، بدون فوت وقت، عمليات آزاد سازي خرمشهر را آغاز خواهند كرد، بنابراين استدلال، تصميم گرفته بود با استفاده از حداكثر توانمنديها و متمركز كردن نيروهايش در مواضع و استحكامات غير قابل نفوذ در منطقه خرمشهر به هر قيمت ممكن عمليات نيروهاي ايراني براي آزادسازي خرمشهر را ناكام و با شكست مواجه نمايند، لذا اجراي سريع و بدون فوت وقت عمليات رزمندگان ايران اسلامي فرصت لازم را از دشمن براي تغيير مكان نيروهايش از نقاط ديگر مناطق عملياتي به منطقه خرمشهر سلب مينمود. اين تدبير يكي از با ارزشترين تدابير فرماندهي در عملياتهاي گوناگون دوران هشت سال دفاع مقدس بود و به فضل پروردگار، اجراي اين تدبير آزادي خرمشهر را به ارمغان آورد. جنبه دوم اينكه شادي و شعف رزمندگان ايران اسلامي كه ناشي از پيروزي عمليات فتح المبين بود، ايجاب ميكرد كه آنان را با همان شور و نشاط حاصل از موفقيّتهاي به دست آمده وارد مرحله جديدي از عمليات، كه براي آزادسازي خرمشهر طراحي گرديده بود، بنمايند. در پايان جلسه دستور داده شد كه قرارگاههاي قدس، نصر و فتح طرح عملياتي خود را سريعاً تكميل و منتشر نمايند. در خاتمه جلسه، فرماندهان بلادرنگ به محل قرارگاههاي تابعه خود مراجعت كردند. تيپ ۳۷ زرهي با احضار فرماندهان گردانهاي تانك و قرارگاه تيپ در جلسه اي با شركت رؤساي اركان، و دواير ستاد ضمنابلاغ شفاهي دستور، بر ضرورت ساماندهي و تجديد سازمان نيروهاي تحت امر خود براي اجراي عمليات تأكيد نمود و به نيروهاي عمل كننده ابلاغ شد كه از شب چهارم اردیبهشت۱۳٦۱ با استفاده از قايقهاي دريافتي گشتيهاي شناسايي، خود را در آغاز تاريكي شب به ساحل غربي رودخانه، براي شناسايي مواضع و محل استقرار نيروهاي دشمن اعزام و ميانگين فاصله محل استقرار آنها تا رودخانه كارون را به دست آورند و همچنين هماهنگيهاي لازم را براي عدم برخورد و تداخل نيروهاي شناسايي خود با ديگر يگانهاي قرارگاه فتح ٤ به عمل آورند. همه فرماندهان مجرب و كارآزموده در عملياتهاي ثامن الائمه و فتح المبين كه خود را براي اجراي عمليات بيت المقدس آماده ميكردند بر اين باور بودند كه كسب اخبار و اطلاعات صحيح از مواضع و محل استقرار نيروهاي دشمن در ساحل غربي رودخانه كارون آنان را در رسيدن به هدف نهايي؛ يعني آزادي خرمشهر سرفراز كمك شاياني خواهد نمود و به همين دليل نيروهاي زرهي عمل كننده نيز با دقت و شدت، مأموريتهاي شناسايي خود را از همان شب آغاز كردند. در اينجا ذكر يك نكته را لازم ميدانم و آن اينكه به گشتيهاي شناسايي ابلاغ شده بود مأموريت اصلي آنان شناسايي مواضع دشمن، تشخيص استعداد رزمي نيروهاي دشمن و فاصله تقريبي محل استقرار آنها تا ساحل غربي رودخانه كارون است. همچنين، تا سرحدامكان از درگيري و تيراندازي و تبادل آتش با نيروهاي دشمن خودداري و در صورت كشف عمليات، از عكس العمل نيروهاي دشمن جلوگيري نمايند؛ چرا كه اصل بر اين بود فعاليتهاي نيروهاي خودي كاملاً پنهاني انجام پذيرد تا دشمن از نيات ما، كه اجراي عمليات بيت المقدس ميباشد، آگاهي نيابد و اقداماتي در تقويت نيروهايش در ساحل غربي كارون به عمل نياورد تا اينكه در شب اجراي عمليات با استفاده از اصل غافلگيري بتوان سنگينترين و جبران ناپذيرترين ضربه را بر نيروهاي دشمن، كه در حد فاصل ساحل غربي رودخانه كارون و جاده اهواز خرمشهر بودند، وارد كرد. در پايان جلسه همراه سرهنگ دوم غفار رامين جانشين فرمانده تيپ، مرحوم سرهنگ صمد فرهادي ركن ۲، سروان محمدظاهر بهرامزاد ه ركن ۳، سروان ناصر محب افسر عمليات، سروان حسين حاتمي و سروان ابراهيم هوشمند به طرف قرارگاه فتح ٤ حركت كرديم تا در آنجا حضور يابيم. ادامه دارد ...
  3. درود به همه دوستان دیدن یک تصویر باعث شد تا به این فکر فرو بروم که ما چقدر در جنگ مدیون خدمه تانک ها و افراد زرهی هستیم اما متاسفانه این قشر از سایر یگان ها باز هم مظلوم تر واقع شده اند در حالی که شهادت این دلیر مردان یکی از جانگداز ترین و سوزناکترین انواع شهادت می باشد. دلیرمردانی که در میان چند تن آهن و فولاد با انواع و اقسام گلوله برادرانه نشسته اند و ترسی به دل راه نمی دادند و نمی دهند تا از خاک و ناموس خود دفاع کنند. از شهدای خلبان و توپچی و تکاور و ... شاید چیزی باقی بماند اما فردی اسیر در آهن و گلوله چه؟ خانواده این شهدا آیا قادر به دیدن و وداع کردن با عزیزانشان شدند ؟ از همه دوستان تقاضا دارم تا به هر نحو دسترسی به این عزیزان و یا خانواده های محترم آنها دارند و یا خاطراتی از قهرمانان زرهی دارند آن را با ما در این پست به اشتراک بگذارند
  4. حتي اسم راننده نفربرها و سربازهايش را از حفظ است. وقتي از اين همه حضور ذهن متعجب مي*شوم با تاكيد مي*گويد: «آدم ممكن است عزيزترين خاطرات خانوادگي*اش را فراموش كند، اما اين دست خاطرات را هرگز از ياد نمي*برد.»او مسوول گردان 283 لشكر اهواز يعني اولين گرداني بود كه مامور مي*شود راهي مناطق مرزي و مقابله با نيروهاي متجاوز عراقي شود، به همين خاطر اولين گرداني است كه در گلوگاه خوزستان مورد حمله دشمن قرار گرفت. لابه*لاي صحبت*هايش از يك چيز گلايه*مند است و آن، اين كه درباره عملكرد نيروهاي ايراني در جنگ تحميلي كساني به قضاوت نشسته*اند كه صلاحيت اين كار را ندارند و با فنون رزمي ناآشنا هستند. به باور او، قضاوت درباره عملكرد ارتش و ديگر نيروهايي كه در دوره 8 ساله در جبهه*ها حضور داشتند، فقط بايد توسط متخصصان صورت بگيرد. براي همين وقتي مي*بينيد در گفته*هايم از كلمه عقب*نشيني استفاده مي*كنم، *برنمي*تابد و مي*گويد: «حماسه*اي را كه در دوره دفاع مقدس 8 ساله ديديد بر تارك تاريخ جهان خواهد درخشيد. منتها گلايه من از انتقادهايي است كه نسبت به برخي عمليات*ها مي*شود، بدون آن كه صلاحيت نقد داشته باشند. جنگ قواره*هاي علمي دارد». وي پس از بازنشستگي، عضو هيات علمي دانشگاه عالي دفاع ملي مي*شود لطفا مختصري درباره بيوگرافي خود و نحوه ورودتان به ارتش بگوييد. مجتبی تهامی متولد فروردين 1323 هستم. تحصيلات ابتدايي را در شهرستان كاشمر و دبيرستان را در تربت حيدريه به پايان رساندم. مرداد 1345 در آزمون ورودي دانشكده افسري پذيرفته و در مهر 1348 فارغ*التحصيل شدم. رسته زرهي را انتخاب كردم، چون نقش تعيين*كننده*اي در جنگ*ها و نبردهاي زميني دارد. براي ادامه تحصيلاتم در دوره مقدماتي به دانشكده زرهي شيراز رفتم. بعد از اتمام دوره در ارديبهشت 1349 جزو سهميه مركز زرهي شيراز انتخاب شده بودم، ليكن درخواست انتقال به بجنورد را كردم. چرا چنين درخواستي داشتيد؟ (با خنده مي*گويد) براي اين كه تازه نامزد كرده بودم و دوست داشتم نزديك مشهد باشم. به هر حال سال 1353 به دوره عالي اعزام شدم، دوره عالي زرهي را تابستان 1354 به اتمام رسانده و به اهواز منتقل شدم تا شهريور 57 كه در آزمون ورودي دانشكده فرماندهي ستاد شركت كرده و پذيرفته شدم. دوره فرماندهي و ستاد بالاترين مقطع تحصيلات تكميلي نظامي در ارتش*هاست. مجددا در تير ماه 1358 بعد از پايان اين دوره به لشكر 92 در اهواز برگشتم و افتخار مسووليت فرماندهي گردان 283 زرهي را به دست آوردم كه يكي از گردان*هاي حماسه*ساز در دوران دفاع مقدس بود. اين گردان در زمره قديمي*ترين گردان*هاي سوار زرهي ارتش است و بنده از اسفند 58 با اين گردان به عمليات تقويت پاسگاه*هاي مرزي اعزام شدم. علت اعزام گردان شما به نوارهاي مرزي چه بود؟ هدف، تقويت پاسگاه مرزي از پاسگاه طلاييه قديم در شرق حورالعظيم تا پاسگاه مرزي كيلومتر 25 در مقابل پاسگاه زيد عراق بود، زيرا گزارش*هاي اطلاعاتي مبني بر تحركات و اقدامات مشكوك نيروهاي نظامي عراق و ازجمله توزيع اسلحه در برخي از مناطق مرزي دريافت شده بود. اين شرارت*هايي كه به آن اشاره مي*كنيد، دقيقا از چه زماني توسط عراقي*ها شروع شد؟ عراقي*ها از 6 ماهه دوم سال 1358 در مرزهاي غربي خوزستان تحركات سياسي و نظامي خود را تشديد كرده بودند. *گردان 283 نيز به عنوان تقويت پاسگاه*هاي مرزي و امنيت مرزها چنين ماموريتي را به عهده گرفته بود. اين ماموريت تا اواسط شهريور 1359 برقرار بود. هواي خوزستان در تابستان بسيار گرم است و آمار افراد گرمازده شده در گردان خيلي بالا رفته بود، با درخواست گردان و موافقت لشكر، با توجه به افزايش درجه حرارت هوا، يكي از گروهان*هاي رزمي گردان در تقويت پاسگاه*هاي مرزي ابقا گرديد و ساير يگان*هاي گردان در اواخر تير ماه 1359 به پادگان اهواز مراجعت كردند و مقرر گرديده بود پس از مدت يك ماه ماموريت تقويت پاسگاه*هاي مرزي به يكي ديگر از گروهان*هاي رزمي گردان واگذار شود.* عصر روز جمعه 15 شهريور بود و من آماده تحويل پست افسر نگهباني پادگان شماره يك اهواز به افسر نگهبان جديد بودم كه پيك مركز پيام لشكر 92 يك نامه سري را آورد. پاكت را كه باز كردم ديدم ماموريت جديدي را ركن سوم ستاد لشكر 92 به گردان واگذار كرده است و خيلي صريح و مختصر دستوري با اين مضمون صادر شده بود، حركت كنيد و به عنوان نيروي پرده پوشش لشكر از پاسگاه مرزي نهر عنبر در جنوب موسيان تا پاسگاه صفريه در شمال بستان در منطقه استقرار يافته و نتيجه را گزارش كنيد. بلافاصله پس از تحويل و تحول مسووليت نگهباني وارد دفتر كارم در پادگان شدم و با احضار فرماندهان و مسوولان ستاد گردان از عصر همان روز به انجام اقدامات لازم براي كسب آمادگي گردان مشغول شديم. بعد از دريافت اين نامه سري اولين اقدامي كه انجام داديد چه بود؟ ابتدا فرماندهان گردان*ها و مسوولان ستاد گردان را احضار كرديم. سپس در جلسه*اي ماموريت جديد ابلاغ گرديد، تجزيه و تحليل ماموريت صورت گرفت، وظايف بخش*هاي مختلف ستاد و يگان*ها و كارهايي كه قبل از حركت به محل جديد بايد انجام مي*شد فهرست*بندي و اولويت*ها مشخص شد. براي روشن شدن موضوع لازم به يادآوري است كه هر گردان داراي ده*ها تن مهمات بار مبنا و به همان اندازه نيز بار مهمات ذخيره عملياتي است. علاوه بر آن بايد خواربار 15 روزه مورد نياز گردان بارگيري مي*شد. بايد تانك*بر، براي حمل تانك*ها و نفربر*هاي زرهي شنيدار گردان در اختيار قرار مي*گرفت تا خودرو*هاي زرهي روي آنها براي حركت به محل جديد بارگيري مي*شدند، اما چون در آن شرايط تانك*برهاي يگان*هاي ترابري نيروي زميني در استان موجود نبود، ناگزير بايد از تريلرهاي شخصي استفاده مي*شد و با هماهنگي پليس راه اهواز تريلر*هاي مورد نياز جهت دريافت كرايه حمل از لشكر و بارگيري بار و بنه گردان به پادگان اهواز هدايت مي*شدند. كار سختي بود زيرا راننده*هاي تريلر*ها و خودرو*هاي شخصي سرعت حركت به مقصد را خواستار بودند و اين امر با توجه به مقررات و فرهنگ سازماني نظاميان و ملاحظات اساسي حركت و جابه*جايي يگان*هاي نظامي مغايرت داشت و محموله آنها اكثرا تانك*ها و ساير خودرو*هاي زرهي يا مهمات بنه گردان بود كه رعايت احتياط همه*جانبه در حين حركت ضرورت داشت. به طور مرتب بايد به رانندگان هشدار مي*داديم كه حداكثر سرعت آنها از سرعتي كه براي يگان*هاي گردان تعيين شده است بالاتر نرود زيرا بسيار خطرناك است و امكان بروز انفجار محموله*ها وجود دارد. پس از ورود گردان به مواضع عين*خوش، مدت 3 روز شناسايي منطقه واگذاري به گردان در خط پاسگاه*هاي مرزي به طول انجاميد. علت اين عدم آمادگي به چه خاطر بود؟ آيا اين وضعيت بعد از پيروزي انقلاب اسلامي به وجود آمده بود؟ بله. سازمان*ها از نظر نيروي انساني تكميل نبودند، به همين دليل شما مي*ديديد كه بسياري از تجهيزات آماده است، اما نيروي آماده*اي نبود كه متولي آن شود. به عنوان نمونه اين را بگويم كه مثلا در لشكر 92 استعداد نيرو*هاي انساني موجود در مشاغل افسري، درجه*داري و سربازي نسبت به سقف پيش*بيني شده در جداول سازماني يگان*ها كمبود داشت. پس از طي دوره فرماندهي و ستاد، برابر طرح تقسيم ابلاغي بايد مجددا به لشكر 92 اهواز اعزام مي*شدم، به علت مشكلات خانوادگي تقاضا داشتم به مشهد اعزام شوم، اما به من ابلاغ شد كه هم*اكنون لشكر 92 خوزستان، 30 درصد سازمان خود افسر دارد. يعني اگر يك يگان بايد 100 نفر افسر داشته باشد، *30 نفر افسر موجود دارد. در حالي كه برخي از لشكرها در ساير مناطق بالغ بر 130 درصد سقف سازماني خود افسر دارند. اوضاع به قدري بهم ريخته بود كه حفظ استعداد نيروي انساني يگان*ها تا حد زيادي از دست فرماندهان خارج شده بود و در صورت مخالفت فرمانده با جابه*جايي*هاي نيروي انساني، متقاضيان جابه*جايي از كانال*هاي ديگري خواسته خود را پيگيري و عملي مي*ساختند. روزي براي بازديد از تيپ 3 زرهي لشكر 81 زرهي به شبه جزيره فاو در خاك عراق رفته بودم، هنگام مراجعت در ساحل شرقي اروندرود، افسري زرهي تعريف مي*كرد پس از پيروزي انقلاب از لشكر 92 به شهرباني ساري منتقل شده بود. اين يعني فاجعه! چون يك ارتشي با وظايف پليس آشنا نيست، اما به قدري اوضاع آشفته شده بود كه چنين جابه*جايي*هايي صورت مي*گرفت. از ماموريت گردان تحت فرماندهي خود مي*گفتيد... . بله. در عصر روز 30 شهريور 1359 تلكسي از لشكر 92 آمد كه لشكر يك مكانيزه عراق در محور نفوذي العماره، چنانه، *جسر نادري و دزفول شروع به حركت كرده و به مرز نزديك مي*شود و لشكر 10 زرهي عراق نيز در جناح چپ و شمالي لشكر يك مكانيزه و در برابر مواضع عين*خوش در حال پيشروي به خط مرزي است. بايد بگويم اين معبر استعدادي در حد سپاه دارد، يعني تا 4 لشكر مي*توانند در آن محور وارد عمل شوند، ليكن ارتش عراق در آغاز جنگ با دو لشكر در اين منطقه وارد عمل شد. اين اتفاق در همان روز 31 شهريور رخ داد؟ بله. در نخستين ساعات بامداد روز 31 شهريور ماه حمله *يگان*هاي عراقي از مرزهاي بين*المللي در منطقه گردان به خاك ايران آغاز و يگان*هاي گردان با نيرو*هاي متجاوز درگير شدند. حركت يگان*هاي ارتش عراق سريع بود. يگان*ها تقاضاي كمك مي*كردند چون دائما در حال محاصره شدن بودند. گردان نيز به طور مرتب وضعيت منطقه را به لشكر مخابره و تقاضاي تغيير ماموريت مي*كرد. تا اين كه لشكر حدود ساعت 11 صبح روز 31 شهريور تغيير ماموريت گردان را ابلاغ كرد، تا با استفاده از معابر مناسب موجود عمل تاخيري را انجام دهيد و در پهلوداري جناح راست تيپ 2 در شرق روستاي عين*خوش قرار گيريد. يعني براي جلوگيري از محاصره كامل يگان*هاي گردان توسط لشكر*هاي يك مكانيزه و 10 *زرهي عراق ضمن مبادله آتش و اجتناب از درگيري قطعي حداقل زمين را با حداكثر زمان مبادله و با استقرار در جناح راست مواضع عين*خوش مانع از محاصره يگان*هاي تيپ 2 زرهي توسط يگان*هاي دشمن شويد. اين عقب*نشيني ناشي از ضعف ارتش ايران بود يا يك روش جنگي محسوب مي*شد؟ متاسفانه طوري در جامعه جا افتاده كه عمليات تاخيري را بسيار كم اهميت تلقي مي*كنند و اين مساله بسيار زيانبار است. طي واحدهاي آموزشي نظري و عملي براي دانشجويان مقاطع تحصيلات عالي و تكميلي در زمينه عمليات تأخيري، ملاحظات و قواعد اساسي، اصول و اهداف عمليات، نحوه تقسيم نيروها و روش*هاي اجراي عمليات، انواع مواضع تأخيري و نحوه نظارت و هدايت عمليات، در زمره سرفصل*هاي اصلي آموزشي در كميته*هاي عمليات و تاكتيك دانشگاه*هاي معتبر نظامي جهان است. اهميت اجراي عمليات پدافندي و نيز اجراي عمليات تأخيري، عقب*نشيني و عقب*روي به عنوان زيرمجموعه*هاي عمليات پدافندي، برابر روش*هاي علمي در شرايطي كه ضرورت ايجاب مي*كند، اگر بيشتر از اهميت عمليات آفندي و تك*هاي موفقيت*آميز به مواضع دشمن نباشد، حداقل همسطح آنهاست. اجراي صحيح عمليات تاخيري، عقب*نشيني و عقب روي توسط ارتش*هاي برخي از كشورها در جنگ*هاي جهاني، به عنوان مثال ارتش اتحاد جماهير شوروي سابق در برابر ارتش آلمان نازي در جنگ دوم جهاني و نيز موارد مشابه در جنگ*هاي منطقه*اي بين همسايگان، سبب جلوگيري از شكست اين قبيل كشورها توسط نيروهاي نظامي كشور متخاصم و فراهم*سازي شرايط مناسب براي كسب پيروزي نهايي آنها در جنگ شده است. بديهي است اظهارنظرهاي غيركارشناسانه و قضاوت*هاي سطحي در مورد اين عمليات تاكتيكي اثر بخش، در هر جامعه*اي سبب انحراف افكار عمومي آن جامعه نسبت به حقايق و ضرورت*هاي اجتناب*ناپذير اتخاذ تصميمات تاكتيكي براساس واقعيت*ها و اقتضاي شرايط صحنه*هاي مختلف نبرد مي*گردد و براي مصالح جامعه زيان*آور است. تصميم*هاي راهبردي يا تاكتيكي براساس ارزيابي*هاي راهبردي يا برآوردهاي عملياتي، اطلاعاتي و ساير برآوردهاي ستادي و با توجه به قابليت*هاي خودي و دشمن و واقعيت*هاي عيني موجود در صحنه*هاي نبرد و ميدان*هاي رزم، در قالب فرآيندهاي عقلايي و علمي اتخاذ مي*گردد. گزينش نوع عملياتي كه بايد به اقتضاي شرايطي ويژه در زمان و مكان معيني در ميادين رزم اجرا شود و نيز قضاوت در اين زمينه*ها، در صلاحيت متخصصان و كارشناسان علوم نظامي حاضر در صحنه*هاي نبرد قرار دارد. اما خب حق بدهيد با توجه به شرايط آن موقع چنين تصور شود كه ارتش هنوز صلابت خود را نيافته و هنگام حمله عراق غافلگير شده و ناچار دست به عقب*نشيني زده است! حتي ممكن است قوي*ترين ارتش هم مورد حمله قرار بگيرد اما به اقتضاي شرايط يا تدابير جنگي ويژه*اي، «عمليات تاخيري» انجام بدهد. مثال مي*زنم. در سال 1941 ميلادي، *آلمان نازي از توافق با شوروي سابق در زمينه اشغال و تقسيم كشور لهستان به دو بخش شرقي و غربي بين دو كشور، عدول كرد و پس از تسخير لهستان نيروهاي ارتش آلمان حمله خود را به سمت خاك اتحاد جماهير شوروي آغازكردند. ارتش شوروي نيز در مقابل تجاوز نظامي آلمان به موازات تخليه شهرها و كارخانه*ها، منطقه لنينگراد در شمال، مناطق اكراين و روسيه سفيد در مركزجبهه و شبه جزيره كريمه در جنوب را رها كرد و تا نزديكي مسكو (25 مايلي غرب مسكو) عقب*نشيني كرد و ارتش آلمان را با زمين سوخته مواجه ساخت. شوروي با اين كار ضمن به حداقل رسانيدن ويراني*ها، خسارات و تلفات انساني خود، خطوط تداركاتي ارتش آلمان را بسيار طولاني كرد و يگان*هاي آلماني را در شرايط سخت و يخ*بندان منطقه در زمستان سال 1941، زمينگير كرد. ارتش شوروي با اجراي عمليات كمين و دستبرد ضربات سهمگيني را به يگان*هاي ارتش آلمان وارد ساخت و با اين عقب*نشيني به اقتضاي شرايط صحنه*هاي نبرد، توانست با همكاري و حمايت نظامي متفقين ارتش آلمان را شكست دهد . اما ما داريم درباره جنگ ايران و عراق صحبت مي كنيم... بله. مي خواهم بگويم عمليات تاخيري برخاسته از دانش نظامي و متناسب با شرايط جبهه و نيروها اتخاذ مي شود. تصميم به اجراي عمليات تأخيري در آغاز تجاوز ارتش عراق توسط يگان*هاي لشكر 92 زرهي و معدود يگان*هاي تقويتي آن، از جمله در محور شمال*غربي خوزستان بسيار حياتي بود و باعث حفظ نيروها، تانك*ها، توپ*ها، مهمات و نيروهاي انساني شد. كافي بود گردان 283 و تيپ 2 دزفول در همان منطقه عين خوش مي*ماندند، فكر مي*كنيد چه اتفاقي مي*افتاد؟ لشكر 10 زرهي عراق با پشتيباني*هاي سنگين توپخانه و هوايي به طور جبهه*اي در حال پيشروي بود و همزمان با آن يگان*هاي لشكر يك تفنگدار موتوريزه عراق در معابر جناحي تك خود را آغاز كرده و قادر خطوط عقبه يگان*هاي خودي را در مناطق سه*گانه دشت *عباس، شرق ارتفاعات علي گره زد يا منطقه سه*راهي سرخه و جسر نادري قطع كرده و آنها را محاصره كنند. اگر نيروهاي ايراني در مواضع عين خوش تن به درگيري قطعي در جنگي نا برابر با يگان*هاي لشكر 10 زرهي عراق مي*دادند، قطعا محاصره مي*شدند و اين يعني از بين رفتن ميليون*ها دلار سرمايه*هاي كشور و تلفات سنگين و غيرقابل جبران انساني. يگان*هاي خودي در منطقه مورد بحث با اجراي عمليات تاخيري توانستند از روز 31 شهريور تا عصر 4 مهر، به مدت 5 روز زمان كسب كرده و سر انجام با كشانيدن نيرو*هاي عراقي به زمين و شرايط نامناسب و با بهره*گيري از فرصت مانع طبيعي رودخانه كرخه و تن دادن به درگيري قطعي پيشروي ارتش عراق را در غرب رودخانه كرخه سد كنند. آيا واقعا تنها راه همين بود؟ خود را جاي فرمانده بگذاريد، تعدادي از نيروهاي يگان در محاصره*اند، برخي به اسارت درآمده*اند و شما در عين حال بايد مأموريت ديگري را هم به عهده بگيريد. به همين دليل، شبانه ضمن هماهنگي با سركار سرگرد دهقان سرپرست موقت تيپ 2 زرهي دسته موشك*انداز تاوگردان در جناح راست تيپ ابقا و باقيمانده گروهان*ها به منطقه تپه*هاي ورودي تنگ ابوغريب جابه*جا شدند و به طور تعجيلي تا صبح روز يكم استقرار يافتند. حدود ساعت 4 صبح به گروهان دوم ابلاغ گرديد با رعايت تامين به سمت مواضع عين خوش حركت و به گردان ملحق شود و عقب روي و الحاق آن باغافلگير ساختن يگان*هاي عراقي بدون حادثه جديد باموفقيت اجرا گرديد. روز يكم مهرماه حدود ساعت 10 صبح رياست جمهوري وقت، رياست ستاد مشترك ارتش و فرمانده گروه اطلاعات رزمي لشكر 92 به مواضع تيپ 2 در عين خوش وارد شدند. همزمان با حضور آنان مأموريت اجراي عمليات تاخيري به يگان*ها ابلاغ گرديد. لازم به يادآوري است كه يك لشكر با برخورداري از درجه يك آمادگي رزمي، براساس قواره*هاي تاكتيكي معمول در اكثر ارتش*ها، با توجه به نوع زمين، تنها قادر است در عرض بين 16 تا 18 كيلومتر در برابر تك هماهنگ شده و سنگين يگان*هاي متجاوزي كه استعدادي حداكثر دو يا سه برابر آن دارند پدافند كند. در حالي كه در آغاز جنگ، لشكر 92 مسووليت منطقه*اي به عرض حدود 300 كيلومتر از موسيان تا خرمشهر را برعهده داشت. پس درگيري واقعي شما با نيروهاي دشمن چه زماني آغاز شد؟ عصر روز چهارم مهر وضعيت منطقه غرب دزفول بسيار بحراني شد. يگان*هاي عراقي با پشتيباني سنگين هوايي تا غرب و جنوب*غربي سه*راهي سرخه پيشروي كرده بودند و بين يگان*هاي لشكر 10 زرهي و يك مكانيزه عراق الحاق صورت گرفته بود. خطر درگيري قطعي بين يگان*هاي خودي با نيروهاي دشمن قريب*الوقوع شده بود و اين حادثه با ملاحظات اساسي «عمليات تأخيري» مغايرت داشت و درصورت وقوع به نفع نيروهاي عراقي و به زيان نيروهاي خودي بود. عبورارتش عراق از رودخانه كرخه باتوجه به حجم ويرانگري*ها و تبعات زيانباري كه در پي داشت در آن شرايط بحراني براي هيچ*فردي، به*ويژه براي گردان 283 كه به صورت عيني عمق فاجعه رامي ديد، قابل قبول و قابل تحمل نبود. گردان در اتخاذ تصميمي سرنوشت*ساز مورد هدايت و ياري ذات اقدس خداوند واقع گرديد و با استقرار در ساحل شرقي مانع طبيعي رودخانه كرخه و خط الرأس*هاي نظامي ارتفاعات كمانه بزرگ به عنوان تنها يگان خط مقدم نبرد و تنها گزينه موجود تصميم به درگيري قطعي و دفاع قاطع در امتداد ساحل رودخانه با هدف سد پيشروي يگان*هاي عراقي در غرب جسر نادري گرفت. گروهان*هاي رزمي گردان و نيز 6 دستگاه نفربر هاي، ام ـ 113 دسته موشك*انداز تاو گردان از عصر روز چهارم مهر 1359 تا صبح روز پنجم مهر 1359 با نظارت مستقيم فرماندهان گروهان*ها و گردان در بهترين و مشرف*ترين مواضع ممكن استقرار پيدا كردند. هدفي كه از اين ماموريت*ها دنبال مي*كرديد دقيقا چه بود؟ هدف گردان اين بودكه پيشروي نيروهاي دشمن را در غرب كرخه متوقف سازد. از عصر روز پنجم مهرماه 1359 حمله سنگين يگان*هاي زرهي و تفنگدار موتوريزه ارتش عراق با پشتيباني* آتش توپخانه و بمباران*هاي هوايي براي تصرف ساحل دور رودخانه كرخه و عبور از پل و گدارهاي موجود در شمال و جنوب آن آغاز شد. تعداد 3 دستگاه تانك و 2 دستگاه نفربر زرهي يگان*هاي عرا قي كه از سمت پاسگاه جسر نادري به سمت پل سرازير شده و با آتش و حركت در حال پيشروي بودند، هدف موشك*هاي تاو وتانك*هاي گردان قرار گرفتند و با صداي مهيبي همراه با نفرات و مهمات محموله خود منفجر و شعله*ور شدند، نفرات پياده دشمن نيز كه در حال پيشروي به طرف رودخانه بودند، براثر آتش شديد تانك*ها و ساير سلاح*هاي انفرادي و اجتماعي گردان و نيز پشتيباني*هاي پر حجم آتش*گردان 320 توپخانه كمك مستقيم تيپ 2 زرهي و آتشبار 175 ميليمتري كه قبل از ظهر همان روز به منطقه وارد شده بود، با تحمل تلفات، زمينگير شدند و يگان*هاي مهاجم عراقي با از دست دادن تعدادي از تانك*ها، نفربرها و نفرات خود، ناچار به عقب*نشيني تا پشت پاسگاه جسر نادري شدند. در عصر روز ششم مهرماه 1359 نيز، يگان*هاي عراقي، حملات سنگين ديگري را با پشتيباني*هاي پر حجم آتش توپخانه و بمباران*هاي هوايي براي عبور از كرخه آغاز كردند، تعدادي از نفرات پياده يگان*هاي عراقي تا سواحل رودخانه كرخه در جنوب پل پيش*روي كردند و برخي از آنها در گدار جنوبي رود خانه وارد آب شدند، ليكن بر اثر آتش تيربارهاي گردان به هلاكت رسيدند. تعدادي از تانك*ها و نفربرهاي مهاجم عراقي نيز بر اثر اصابت موشك*هاي تاو و آتش تانك*هاي گردان د چار انفجار شديد شدند. تك يگان*هاي عراقي براي عبور از پل، اين بار نيز بر اثر پايمردي*هاي رزمندگان گردان درخط مقدم نبرد و حجم آتش سنگين گردان 320 توپخانه و آتشبارهاي 175 م*م و كاتيوشا و نيز تلفات و صدمات وارده به نيروهاي مهاجم در هم شكسته شد و واداربه عقب*نشيني به مواضع قبلي خود شدند. آيا در اين مدت افرادي از نيروهاي شما شهيد هم شده بودند؟ بله . در اين مرحله، يكي از سربازان گردان در دامنه غربي ارتفاعات كمانه بزرگ و در حدود 20 متري جلو سنگر گروه فرماندهي گردان، مورد اصابت تير مستقيم توپ تانك دشمن قرارگرفت و در اثر شدت ضايعات وارده در همان ثانيه اول به شهادت رسيد، گروهبان يكم رسولي يكي از درجه*داران شجاع گروهان يكم در جناح چپ نيز به شهادت رسيد و گروهبان دوم محمد رجبي يكي از 6 نفر تيراندازان شجاع و حماسه*ساز موشك*اندازهاي تاو گردان از ناحيه حنجره مورد اصابت تير مستقيم دشمن قرار گرفت و در راه انتقال به بيمارستان پايگاه وحدتي، در پانزدهمين روز پس از جشن دامادي خود، به فيض شهادت نايل گشت. يگان*هاي عراقي هم براي سومين بار صبح روز هفتم مهرماه 1359، تك سنگين ديگري را براي عبور از كرخه آغاز كردند كه اين بار نيز همانند روز*هاي گذشته با مقاومت سرسختانه رزمندگان گردان و حجم آتش سنگين و كوبنده گردان 320 توپخانه و آتش*هاي سنگين آتشبارهاي 175 م*م و كاتيوشا مواجه شدند كه قبل از ظهر روزهاي پنجم و ششم مهرماه به منطقه وارد شده و تقويت آتش*گردان 320 قرار گرفته بودند و در نتيجه باتحمل ضايعات و تلفات سنگين وادار به عقب*نشيني به پشت پاسگاه جسرنادري، تا سه*راهي سرخه شدند و انگيزه خود را براي ا جراي حمله بعدي ازدست دادند. با توجه به نقش*آفريني ويژه دسته موشك*انداز تاو گردان در سد كامل پيشروي دشمن و به منظور قدرداني و تقويت روحيه تيراندازان دسته موشك*انداز تاو كه در روز ششم مهرماه، يكي از همرزمان شجاع خودرا نيز از دست داده بودند، براي تعداد 5 نفر تيراندازان سازماني موجود و نيز 2 نفر ديگر از درجه*داران شجاع گردان كه هر يك به نحوي در تقويت توان رزمي دسته موشك*انداز تاو نقشي اساسي داشتند، طي ارسال گزارشي تله*تايپي از گردان به آج لشكر 92، تقاضاي يك درجه تشويقي شد كه مورد تصويب لشكر واقع و مراتب ارتقاي درجه آنها به گردان ابلاغ شد. تاثیر بركناري بني*صدر بر تركيب*بندي جبهه*ها چه بود؟ آيا با كنار گذاشته شدن بني*صدر تغيير زيادي در تاكتيك*ها و استراتژي*ها روي داد؟ بهتر آن است كه واژه تاكتيك را در سطح مديران ملي به كار نبريم، چون تاكتيك واژه*اي براي اطلاق به حركات، مأموريت هاوعمليات رزمي در رده يگان*هاي لشكر به پايين است. پس به*جاي تاكتيك چه بايد بگوييم؟ معمولا در سطح ملي بيشتر از واژه*هاي سياست اجرايي جنگ يا راهبرد اجرايي جنگ استفاده مي*گردد. رده*ها، يا سطوح تصميم*گيري در كشورها عبارتند از: *سطح ملي، *سطح اجرايي، *سطح عملياتي و سطح تاكتيكي. هر كدام از اينها يك حيطه مسووليت ويژه*اي *دارند. حيطه تصميم*گيري رئيس*جمهور در سطح ملي است و در تمام كشورها روساي جمهوري معمولا دخالتي در تصميم*گيري*هاي صحنه*هاي تاكتيكي ندارند. از جمله بني*صدر هم هيچ*گونه دخالت محسوسي در تصميم گيري*هاي تاكتيكي ميادين رزم نداشت. البته مأموريت*هاي نظامي در كشورها معمولا، پس از تبادل*نظرها و تهيه برآوردهاي راهبردي لازم در ستاد كل نيروهاي مسلح كشورها و پس از تصويب فرماندهي كل قوا به بالاترين رده نيروهاي نظامي مختلف ابلاغ مي*گردد. همزمان با مقاومت رزمندگان در جبهه*ها، در داخل كشور نيز تحولات سياسي در جريان بود و در طول 8 سال جنگ تحميلي، اتفاقات سياسي زيادي به*وقوع پيوست. آيا اين تحولات بر عملكرد نيروهاي نظامي در جبهه و بويژه ارتش تاثير مي*گذاشت؟ بله مسلما تاثير داشت. خاطرم هست عملياتي را بايد عصر هشتم شهريور 1360 انجام مي*داديم اما با توجه به واقعه ناگوار و تاسف بارانفجاري كه در محل دفتر نخست وزيري رخ داده بود همه در آستانه اجراي آن عمليات متأثر شدند و دستور داده شد كه عمليات اجرا نشود. اين دستور موقعي صادر شد كه نيروهاي گردان از مواضع پراكندگي خود به مواضع تك حركت كرده بودند و با توجه به نزديكي مواضع دشمن، در اثر صداي حركت تانك*ها و خودروهاي شنيدار گردان،* اصل غافلگيري كاملا از بين رفته بود. عمليات در صبح روز يازدهم شهريور اجرا شد و دشمن كاملاً منطقه را زير نظر داشت و غافلگير نشد و تلفات سنگيني را يگان*هاي خودي متحمل شدند؛ بنابراين در جواب شما بايد بگويم كه بله حوادث سياسي داخلي بر عمليات نظامي تاثير داشتند، هرچند در نهايت هيچ تاثير اساسي در عزم راسخ رزمندگان براي آزادسازي مناطق مرزي كشور از اشغال نيروهاي متجاوز عراقي به*وجود نيامد.
  5. در سال های دهه هفتاد جهاد خودکفایی نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران از تانکی رونمایی کرد که آن را ذوالفقار ایران می خواند. نسل اول حرف چندانی برای گفتن نداشت اما برای شروع مناسب به نظر میرسید.نسل دوم آن نیز مدتی بعد پدیدار شد ، تا آن که چند سال پیش بود که ذوالفقار 3 به صورت مداوم در رژه های 29 فروردین و 31 شهریور به نمایش در آمد. از همان ابتدا به دلیل آنکه هیچ صبحتی از آن به میان نیامده بود، طبق معمول بحث های مفصل و بعضا غیر منصفانه ای در مورد این تانک ارائه شد. در این بین بودند برخی که این تانک را قدرتمند تر از آبرامز و لئوپارد می دانستند و برخی هم کم تر از تی 72 یا حتی ماکتی برای نمایش و فریب. در هر حال چندی پیش به مناسبت دهه فجر پس از گذشت در حدود بیست سال از ساخت نسل اول ، نسل جدید تانک ذوالفقار ایران رونمایی شد و با پخش تصاویر حرکت و شلیک موفقیت آمیزخود بسیاری از شبهات را از بین برد و ایضا به وجود آورد! مقاله زیر سعی در بررسی نسل جدید این تانک دارد و تلاش شده تا جایی که می شود منصفانه و بدون بزرگ و کوچک نمایی به بررسی و تحلیل آن بپردازد. طراحی ذوالفقار ترکیبی از طراحی غربی با شرقی است. از نظر طراحی سطوح مختلف شاسی و برجک ، ذوالفقار شباهت بسیاری به تانک آبرامز امریکایی دارد به گونه ای که همچون آبرامز از برجکی با طراحی چند ضلعی و کشیده بهره میبرد اما از نظر طراحی فضای داخلی برجک و نحوه قرارگیری جایگاه های توپچی و فرمانده مشابه تانک تی 72 روسی است به طوری که جایگاه فرمانده در سمت راست برجک و جایگاه توپچی در سمت چپ برجک قرار گرفته است. با توجه به اندازه گیری حدودی ابعاد تانک ذوالفقار 3 با استفاده از نرم افزار Digimizer ، این تانک ارتفاعی در حدود 2.65 متر(از زمین تا لبه برجک) ، طولی در حدود 8 متر (بدون احتساب طول لوله توپ) و عرضی در حدود 3.6 متر دارد. وزن این تانک نیز در حدود 50 تن تخمین زده میشود که از این نظر سنگین تر از تی 72 و سبک تر از آبرامز خواهد بود. در مورد زره تانک ذوالفقار 3 تنها موردی که مسئولان بدان اشاره داشته اند استفاده از زره ساندویچی (چند لایه ای) بوده است که طراحی چند ضلعی با سطوح صاف برجک به منظور رفع مشکل شکل دهی این نوع از زره میتواند اثباتی بر این گفته باشد. ابعاد حدودی تانک ذوالفقار محل قرارگیری جایگاه های خدمه و سایر بخش های داخلی برجک با توجه به مشخص شدن نوع زره تانک ذوالفقار ما میتوانیم احتمالاتی را در زمینه ترکیب این زره مطرح کنیم. تانک ذوالفقار نیز همچون تانک های مدرن که از زره چند لایه کامپوزیتی برخوردارند دارای زرهی متشکل از دو بخش پوسته و هسته است. بخش پوسته از فولاد و بخش هسته از ترکیبی از صفحات فولادی ، سرامیکی ، پلیمری و سایر مواد مقاوم در دسترس و قابل تولید ساخته شده است. ایران از جمله تولید کنندگان عمده فولاد است پس در تامین این ماده مشکلی وجود ندارد ، صفحات سرامیکی و پلیمری (از نوع پلی اتیلن) نیز به منظور استفاده در جلیقه های ضد گلوله و ساخت زره سبک برای برخی از خودرو های نظامی توسط صنایع وزارت دفاع و پشتیبانی نیرو های مسلح ساخته میشوند. به جز زره کامپوزیتی ، زره دیگری که میتوان برای تانک ذوالفقار در نظر گرفت زره واکنشگر انفجاری (ERA) است. به عنوان مثال زره واکنشگری همچون کنتاکت 5 روسی که ساخت آن برای ایران کار دشواری نیست میتواند حفاظتی در حدود 600 میلیمتر در برابر پرتابه های انرژی شیمیایی و 250 میلیمتر در برابر پرتابه های انرژی جنبشی به تانک اضافه کند که میزان قابل توجهی است. فاصله بیش از حد بخش جلویی برجک با سینه شاسی تانک ذوالفقار ، حلقه برجک (turret ring) آن را بیش از حد در معرض تهدید قرار میدهد. البته این فاصله در تانک های دیگر همچون آبرامز نیز وجود دارد منتهی در ذوالفقار این فاصله بیش از حد به نظر میرسد نفربر ام 113 مجهز به زره سرامیکی
  6. در این پست به کمک دوستان به بررسی خودرو زرهی پل ساز یا تانک پل ساز می پردازیم. از دوستان عزیز خواهش میکنم از قرار دادن عکس تنها خودداری کنند و اجازه بدهند تا موضوع کیفیت علمی خودش رو حفظ کنه. تانک پل ساز یکی از ادوات زرهی می باشد که از زمان جنگ جهانی دوم و با توسعه تانکها بوجود آمدند. این خودروهای زرهی امروز قادر هستند تا وزنی معادل 60 تن را تحمل کنند.