Welcome to رهروان ارتش

از اینکه انجمن ما را برای مطالعه انتخاب کردید از شما متشکریم. 

برای استفاده از امکانات انجمن و برقراری رابطه دوستانه با دیگر اعضا لطفا در انجمن ثبت نام کنید

با تشکر

Search the Community: Showing results for tags 'سردشت'.

  • Search By Tags

    Type tags separated by commas.
  • Search By Author

Content Type


Forums

  • پست ها و مطالب ویژه
    • پست های ویژه
    • مقالات ویژه
    • ویژه مهمان
  • تاریخ نگار جنگ
    • تاریخ نگار نیروی زمینی
    • تاریخ نگار هوانیروز
    • تاریخ نگار نیروی هوایی
    • تاریخ نگار نیروی دریایی
  • نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران
    • شهدا و ایثارگران قهرمان نزاجا
    • قهرمانان سرافراز نزاجا
    • عملیات ها و دستاوردهای نزاجا در جنگ
    • متفرقه
    • ایده ها، طرح ها و اتاق فکر
  • هوانیروز ارتش جمهوری اسلامی ایران
    • شهدا و ایثارگران قهرمان هوانیروز
    • قهرمانان سرافراز هوانیروز
    • عملیات ها و دستاوردهای هوانیروز در جنگ
    • متفرقه
    • ایده ها، طرح ها و اتاق فکر
  • نیروی پدافند ارتش جمهوری اسلامی ایران
    • شهدا و ایثارگران قهرمان پداجا
    • قهرمانان سرافراز پداجا
    • دستاوردهای پداجا در جنگ
    • متفرقه
    • ایده ها، طرح ها و اتاق فکر
  • نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران
    • شهدا و ایثارگران قهرمان نهاجا
    • قهرمانان سرافراز نهاجا
    • عملیات ها و دستاوردهای نهاجا در جنگ
    • متفرقه
    • ایده ها، طرح ها و اتاق فکر
  • نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران
    • شهدا و ایثارگران قهرمان نداجا
    • قهرمانان سرافراز نداجا
    • عملیات ها و دستاوردهای نداجا در جنگ
    • متفرقه
    • ایده ها، طرح ها و اتاق فکر
  • پروژه ها
    • پروژه های در دست اقدام
    • پروژ های به سرانجام رسیده
  • جهاد خودکفایی ارتش
    • نوآوریها در جنگ
    • جهاد پس از جنگ
  • مقالات علمی و تحقیقات
    • مقالات داخلی
    • پژوهش و ترجمه
  • فرهنگ و هنر
    • پرسش و پاسخ
    • نقاشی و گرافیک
    • صدا
    • تصویر
    • متفرقه
    • انجمن و ورزش
  • ارتش های بیگانه
    • عملیات های نظامی
    • بررسی توان نظامی کشورها
    • دستاوردهای تکنولوژیکی و تاکتیکی
  • شبیه ساز
    • معرفی شبیه ساز ایرانی
    • شبیه سازهای نظامی
  • English Forum
    • The Iranian Air Force
    • The Iranian Ground Forces
    • The Iranian Navy
    • War stories
    • Miscellaneous

Found 3 results

  1. این پست به موضوع چهل روز عملیات در محور بانه-سردشت در شهریور و مهرماه 1359 بر علیه ضد انقلاب می پردازد. محتوای اصلی این پست خاطرات فرماندهان شرکت کننده در این سلسله عملیات پاکسازی می باشد. ******************** نگاهي به كردستان پس از پيروزي انقلاب اسلامي از اهم حوادث شوم و ناگواري كه درتاريخ نظامي - سياسي انقلاب اسلامي پس از پيروزي انقلاب اسلامي رخ داد مي توان به وقايع منطقه ي كردستان اشاره كرد. گروه هايي به نام (خلق ) و (مردم ) كرد كه ريشه در قدمت چند دهه خيانت و ارتباط با بيگانگان داشتند و مايه هاي ضد ديني نيز در مرامنامه، خط مش، اهداف و سوابق گردانندگان و نظريه پردازان آنها كاملاً مشهود بود. با دخالت در امور سازمان هاي دولتي، يورش مسلحانه به پاسگاه ها و پادگا نهاي نظامي جهت دستيابي به سلاح و مهمات بيشتر، غارت بيت المال و . . . با ترفندهاي خود حتي گروهي از افراد بومي و ساده لوح منطقه را با حيله هاي گوناگون به دور خود جمع كردند و پس از تطميع و تهديد، آنها را در مقابل نيروهاي دولتي كه به منظور برقراري آرامش و امنيت در منطقه حضور داشتند، قراردادند. با شرايط به وجود آمده در روزهاي پس از پيروزي انقلاب، به ويژه در اوايل سال 1358 و خالي شدن پادگا نها از سربازان در پي تقليل خدمت سربازي از دو سال به يك سال، شرايط بي انضباطي و يا كم انضباطي كه به واسطه فعاليت هواداران گروه كها در داخل و خارج از سربا زخانه ها به وجود آمده بود، عواملي بودند كه نا امني در شهرهاي كردنشين را بيش از پيش دامن مي زدند. دولت نوپاي جمهوري اسلامي نيز از برخورد شديد نظامي و توسل به زور جهت سركوبي مخالفين با توجه به اهداف والايي كه نظام دنبال مينمود و بدان اعتقاد داشت، حتي الامكان خودداري مي ورزيد و تمام تلا ش ها بر اين بود تا اين مسئله به صورت مسالمت آميز حل و فصل شود و با بالابردن سطح آگاهي هاي مردم منطقه، آنها را به خطرهايي كه از جانب دشمنان اسلام تهديدشان مي كرد، با خبر سازد. با اين انگيزه دولت، نيروهاي نظامي و انتظامي حاضر در منطقه در مرحله اول مأموريت خود ، تنها وظيفه حفظ پادگان ها، برقراري امنيت داخل شهر ها را به عهده داشتند و از مقابله جدي نظامي با نيروهاي مخالف پرهيز ميكردند. اما هر چه زمان مي گذشت نه تنها بهبودي حاصل نمي شد، بلكه نيروهاي مخالف گستاخ ترشده، با سوء استفاده از حسن نيت و بردباري نظام، بر دامنه ي فعاليتهاي خود، مي افزودند و حتي به ارتكاب جنايت عليه مردم بي دفاع و قتل و غارت جان و اموال آنها روي مي آوردند كه در راستاي اهداف شومشان، در نهايت تجزيه ي كشور و سقوط نظام جمهوري اسلامي را در سر مي پروراندند. سرانجام كارگروهكهاي مزبور به جايي رسيد كه مسلحانه به مراكز حساس شهرها يورش بردند، بانك ها و فروشگاه هاي شهر را غارت كردند و مردم بي دفاع را به گلوله بستند، به طوري كه اگر در آن شرايط مقاومت و فداكاري هاي نيروهاي نظامي متعهد داخل پادگا نهاي منطقه و سايرنيروهاي داوطلب اعزامي به منطقه نبود، كردستان و شايد پس از آن ديگر مناطق كشور، توسط همين گروهك ها از پيكر كشور بزرگ اسلامي جدا مي گرديد. تكليف ملي و ديني، ما را برآن مي دارد تا به منظور ثبت و حفظ ايثارگري ها و از خودگذشتگي هاي همه رزمندگاني كه با خون خود بر اوراق زرين استقلال و آزادي اين ناحيه از ميهن اسلامي مهر تأييد نهادند به بيان چگونگي اين عمليات و همچنين تحرير خاطرات طراحان و دست اندكاران اصلي اين حماسه ي بزرگ بپردازيم تا مبادا گردش ايام و غبار زمان از درخشندگي آن همه پايمردي ها، ذره اي بكاهد و طوفان نسيان، مشعل تجربيات به كار رفته در اين نبردهاي آزادي بخش را كه مي تواند روشنايي بخش راه آيندگان باشد به خاموشي بكشاند. كتاب حاضر نيز با شرحي از چگونگي آزادسازي محوربانه - سردشت در شهريور ماه 1359 ، سند ديگري است بر مردانگي، از خودگذشتگي، شجاعت و فداكاري فرزندان اين مرز و بوم براي حفظ يك پارچگي كشور اسلامي ايران؛ اميد كه اين اقدام موجب رضاي پروردگار سبحان و افزايش تجربيات و دانستني هاي رزمندگان كفر ستيز اسلام گردد. عمليات پاكسازي و بازگشايي محور بانه – سردشت و مناطق اطراف آن 13/6/59 شكست هاي پي درپي ضدانقلاب در منطقه كردستان به ويژه در محورهاي مواصلاتي سبب شد تا نيروهاي شكست خورده در ديگر محورهايي كه پاكسازي نشده بود تجمع كرده و پس ازسازماندهي مجدد اقدام به فعاليت مسلحانه نمايند. به طوري كه عرصه را بر مردم منطقه تنگ كرده و بيش از پيش بر ناامني منطقه دامن بزنند. يكي از اين محورهاي بسيارمهم، محور بانه - سردشت بود. اوضاع اجتماعي، اقتصادي و رواني منطقه نيز به گونه اي بود كه عناصر ضد انقلاب با عوام فريبي در بين مردم نفوذ كرده و هر جنايتي را مرتكب ميشدند. بي سوادي و نا آگاهي اكثرمردم منطقه، ضعف اقتصادي و از همه مهم تر تبليغات گسترده و مسموم ضدانقلاب عواملي بود كه دست به هم ميداد تا اوضاع را بيش از پيش بحراني كند . گروهك هاي ضدانقلاب اگر چه از لحاظ اعتقادي اختلاف نظرهاي بنيادي داشتند ولی همه ي آنها دشمنان قسم خورده اسلام و انقلاب بودند و تلاش مي كردند تا هر طوري شده حاكميت دولت را در منطقه كمرنگ نمايند و يا بكلي از بين ببرند و بدين وسيله بتوانند به مطامع خود دست يابند . در چنين شرايطي بود كه پاكسازي محور بانه - سردشت در دستور كار واحدهاي نيروي زميني نيز بخشكانند. عمليات پاكسازي محوربانه - سردشت اگر چه تنها عمليات انجام شده در آن منطقه نبود اما يكي از عمليات هاي به حساب مي آمد كه به دنبال آن كنترل محورها در اختيار رزمندگان پرتوان ارتش اسلام قرارمي گرفت كه دراين كتاب به بررسي چگونگي آن پرداخته مي شود. وضعيت گروهك هاي ضدانقلاب در منطقه قبل از شروع عمليات علاوه بر چهار گروه عمده ي ضدانقلاب (شامل حزب دمكرات، حزب كومله، چريك هاي فدايي خلق، شيخ عزالدين حسيني و هوادارانش ) كه عناصر مسلح آنها نيز درمنطقه به صورت گسترده فعاليت مي كردند ، گروه هاي ديگري نيز هرچندكوچك تر وكم اهميت تر درمنطقه فعاليت مي كردند نظير سازمان پيكار به سركردگي اشرف دهقان كه شاخه ي ديگري ازچريك هاي فدايي محسوب ميشد و همچنين گروهك خبات كه خود را منتسب به هواداران سازمان منافقين ميدانست و تحت امر جلال الدين حسيني ( برادر شيخ عزالدين حسيني) به فعاليت مسلحانه مشغول بود. البته همزمان گروه ديگري به سركردگي يكي از فرزندان شيخ عثمان نقش بندي حزبي را بنام سپاه رزگاري يا به اصطلاح رستگاري تشكيل داد كه باتوجه به سوابق شخصي شيخ عثمان به هيچ وجه از پايگاه مردمي برخوردار نبود و درنتيجه مورد استقبال مردم منطقه نيز قرارنگرفت. تضادي كه درايدئولوژي بين اين حزب وحزب كومله وجود داشت درگيري هايي را بين آنها بوجود آورد كه دامنه ي آن به شهرهاي سنندج، مريوان و كامياران نيز كشيده شد. همچنين گروه ديگري در مناطق پاوه، نوسود و قصرشيرين اقدام به فعاليت مسلحانه كرد كه اين گروه خود را طرفدار سالارجاف و كدخدا محمود نظري مي دانست ولي داراي ايدئولوژي خاصي نبود و برحسب زمان و منافع شخصي خود عمل مي كرد. با اين حال هم هي اين گروه كها علاوه بر فعاليت هاي سياسي، تبليغاتي كه در جهت تضعيف نظام مقدس جمهوري اسلامي انجام ميدادند با تشكيل گروه هاي مسلح غيرقانوني به پادگان ها و پايگاه هاي نظامي و انتظامي حمله مي كردند و به غارت و چپاول مي پرداختند. با وجود اينكه چندين پايگاه ضدانقلاب در منطقه ي كردستان به دست توانمند رزمندگان اسلام به خصوص پرسنل قهرمان نيروي زميني ارتش جمهوري اسلامي ايران پاكسازي شده بود ولي فعاليت مسلحانه آن ها در محور بانه - سردشت همچنان ادامه داشت و هر روز جنايت تازه اي را مرتكب مي شدند. تركيب، گسترش و استعداد ضدانقلاب در مناطق بانه - سردشت هر يك از احزاب و گروهك هاي منحله براي كسب برتري و ايجاد اهرم فشارعليه نظام وهمچنين به منظور ايجاد رعب و وحشت در منطقه ي عمليات اقدام به سازماندهي گروه هاي مسلح غيرقانوني درمحدوده ي خود نموده و تلاش كردند تا بازور اسلحه حاكميت خويش را درمنطقه تحميل كنند و لذا با همان گروه هاي مسلح به نيروهاي دولتي و مراكزحساس اقتصادي، اجتماعي حمله ورشدند كه بخشي از تشكيلات عمده ي نظامي آنها به شرح زير بوده است: 1. تشكيلات نظامي حزب منحله دمكرات كردستان شامل 21 هيز يا به اصطلاح گردان بود كه دراستا نهاي آذربايجان غربي ، كردستان و كرمانشاه پراكنده بودند تعدادي از اين گردا نها شامل هيز معين درمنطقه ي سردشت، هيزميندشم درمنطقه ربط تا بانه و هيز 71 وردي درمنطقه ي بانه حضور داشتند كه البته واحدهاي ديگري دراطراف منطقه درموقع لزوم از آنها حمايت و پشتيباني مي كردند كه از جمله آنها هيزبرگيري يا به اصطلاح گردان مقاومت محلي بود كه به صورت مخفيانه در روستاهاي كردنشين حضور داشتند و به نفع حزب درجهت هواداران و كمك هاي تداركاتي و همچنين كسب اطلاعات فعاليت مي كردند و درصورت لزوم به طور مسلحانه براي كمك به ديگر عناصرهيزها به خصوص در زمان درگيري وارد عمل مي شدند. هيزهاي مسلح حزب منحله دمكرات مستقر درمحور بانه - سردشت داراي استعدادهاي مختلفي ازلحاظ توان رزمي بودند از جمله هيز 81 وردي به سركردگي فتاح خان احمدي با استعدادحدود 150 نفر كه درمنطقه ي عمومي بانه و محورهاي اطراف آن پراكنده بود و داراي 3 لك با به اصطلاح گروهان بود. تجهيزات وسلاح هاي اين هيزعبارت بود از خمپاره اندازهاي 120 م م، 81 م م، 60 م م، تفنگ 106 تيربار كاليبر 50 ، بازوكاوتفنگ 57 م م، قناسه و سلاح انفرادي نارنجك انداز، آرپي جي 7، بي سيم پي آرسي 77 و پي آرسي 6، همچنين در منطقه ي عمومي بين بانه تا سردشت حدود 5 عراده توپ 105 م م دراختيار اين گروه از ضدانقلاب بود كه ازپادگان مهاباد به يغمابرده بودند و هر چند روز يك بار مواضع آن ها را تغييرمي دادند. هيز معين با استعداد حدود 200 نفر به سركردگي ملاحسن شيوه اصل كه در منطقه ي عمومي سردشت و محورهاي اطراف پل فلزي و كلته ادامه داشت. اين هيز داراي 4 لك بود و تجهيزاتي مشابه تجهيزات هيزوردي دراختيار داشت. هيز مينه شم به استعدادحدود 180 نفر به سركردگي احمد نيستاني كه دامنه ي پراكندگي آن ازمنطقه عمومي پل كلته تا ربط و همچنين همانند سايرهيزها از تجهيزات وسلاح هاي متنوعي برخوردارد بود. 2. تشكيلات نظامي حزب منحله كومله يابه اصطلاح زحمتكشان كردستان شامل ده هيز بود كه تعدادي از اين هيزها در منطقه ي عمومي سردشت - بانه پراكنده بودند، از جمله گردان بانه - سردشت به سركردگي رئوف پرستار به استعداد حدود 45 نفر كه مقراصلي آن درمحورچومان و كاني سرد بود. علاوه برآن عناصري از هيز 26 سقز كه بيشتر درمنطقه ي عمومي بانه پراكنده بود و تعداد آنها به حدود 15 نفر مي رسيد. 3. تشكيلات نظامي چريكهاي فدايي خلق شاخه كردستان كه استعداد عناصر مسلح آنها حدود 50 نفر بود و به سركردگي اشرف دهقان درمناطق عمومي سقز - سردشت پراكنده بودند. 4. تشكيلات نظامي گروهك منافق شاخه كردستان كه استعداد آ نها درحدود 24 نفر و به سركردگي رحمان مراغاني بيشتر درمنطقه ي عمومي بانه - سردشت پراكنده بودند. سازماندهي و تركيب مسلحانه گروهك هاي ضدانقلاب در منطقه و اوضاع نابساماني كه عناصر مسلح آن ها به وجود آورده بودند يك حركت قاطعانه درجهت پاكسازي محور بانه - سردشت را درآن مقطع زماني ضروري ساخت كه در ادامه به شرح آن م يپردازيم. تركيب واستعداد نيروهاي خودي مستقر درمنطقه براي اجراي عمليات پاكسازي تركيب واستعدادنيروهاي خودي حاضر درمنطقه كه درقالب يك گروه رزمي براي اجراي عمليات پاكسازي شده بودند عبارت بود از : گردان 126 ازتيپ 55 هوابرد شيراز، دسته سوار زرهي از گردان 215 تانك اسكورپين، تيم نيرو مخصوص تيپ 23 نوهد، گروهان سپاه پاسداران اراك، دسته مهندسي ازگردان 447 مهن, تيم هوانيروز به استعداد 6 فروند بالگرد كبري و 4 فروند هلي كوپتر 214 ، آتشبار توپخانه 105 م م در بانه، ناظر هوايي از پايگاه سوم شكاري همدان، يگان هاي فوق در قالب يك گروه رزمي ، وظيفه پاكسازي محوربانه - سردشت رابه عهده گرفتند و اين درحالي بود كه يك گردان تقويت شده از لشكر 21 حمزه درپادگان بانه و همچنين يك گردان تقويت شده از تيپ 55 هوابرد شيراز درپادگان سردشت مستقر بود. چگونگي اجراي عمليات افزايش فعاليت ضدانقلابيون به خصوص درمحوربانه - سردشت كه منجر به بسته شدن محور مواصلاتي بين دو شهر مزبور گرديد باعث شد تا هيچ گونه ترددي در آن جاده صورت نگيرد و لذا پشتيباني از پادگان سردشت تنها از مسير هوا و آن هم با استفاده از بالگرد ميسر بود كه هزينه سنگيني را در برداشت . از طرفي عدم تردد در جاده ها و محورهاي مواصلاتي منطقه بيانگر حاكميت ضدانقلاب در آن منطقه بود. لذا تدبيري اتخاذ گرديد تا هر چه زودتر جاده بانه -سردشت بازگشايي گردد و كليه تداركات و تعويض يگان ها از طريق زمين و جاده صورت گيرد. به دنبال آن به تيپ 55 هوابرد مأموريت داده شد تا با بهره گيري ازاستعداد سايريگان هاي مستقر درمنطقه و با انجام يك عمليات ضربتي نسبت به پاكسازي و بازگشايي محور بانه - سردشت ازلوث وجود ضدانقلاب اقدام نمايد و پس ازآن شهر سردشت وارتفاعات اطراف آن را نيز پاكسازي كند و گردان مستقر در سردشت را هم تعويض نمايد. بدين منظور گردان 126 هوابرد به فرماندهي سرگرد غلام آرين از شيراز به سنندج و ازسنندج به سقز و نهايتاً به بانه اعزام گرديد و در بانه با تقويت اين گردان، گروه رزمي 126 شكل گرفت و آماده اجراي عمليات شد.
  2. شهید حسین الیاسی در سال 1340درخانواده ای متدین و زحمتکش در تهران دیده به جهان گشود.ایشان از دوران نوجوانی به دلیل علاقه به ورزش در رشته پرورش اندام مشغول شد.پس از طی دوره دانشکده افسری و دوره مقدماتی رسته های پیاده به لشکر ۲۳ نیروهای ویژه هوابرد رفت وسرانجام این فرمانده دلاور ارتش اسلام پس از دو سال و اندی فرماندهی در رده گروهان پیاده درتاریخ 67/1/21 عملیات بیت المقدس ۵ در منطقه پنجوین به شهادت رسید. جناب آقای گلفام میگوید: یکی از روزهای تابستان 1365 در بکی از مناطق عملیاتی با خودرو جهت انجام مأموریتی عازم خط مقدم شدم. میدانستم که فرمانده آنجا یکی از مخلصترین، ورزیده ترین و افتاده ترین دوستانم است. در جاده درب و داغون اونجا دیدم یک نفر با وضعیتی کاملا مرتب، با سرقدمهای تند و مستحکم به سمت خط مقدم روان است کنارش ایستادم تا او را سوار کنم و با خودم ببرم، ناگهان دیدم اینکه حسینه! بله اون کسی نبود جز حسین الیاسی، فرمانده منطقه ای که دارم میرم اونجا .خیلی خوشحال شدم که در اون لحظه اونو دیدم پس از سلام و علیک کوتاه بدون تعارف بهش گفتم: حسین بپر بالا با هم بریم به خط شما، ولی حسین با احترام خاص به من گفت شما برو من خودم پیاده میام، من بهش گفتم حسین ماشین که جا داره چرا تعارف میکنی، حسین گفت: من همیشه این راه را پیاده میام و برمیگردم الان هم میخوام همین کارو بکنم، من مجددا اصرار کردم ولی اون گفت این کار چند حسن داره یکی اینکه من فرمانده هستم و هیچ خودروی نداریم و همه بروبچه ها برای کارهای معمول پیاده میرن و برمیگردن وقتی ببینن فرماندهاشون هم مثل خودشونه هیچ گله ای ندارن ضمن اینکه تو این رفت و آمدها من منطقه را بهتر شناسایی میکنم و از نظر جسمانی هم خودم را حفظ می کنم. به هرحال با کمی شرمندگی از خودم که سواره بودم به راهم ادامه دادم و تا رسیدن به خط به ثابت قدمی حسین افتخار میکردم چون اون از دوستهای خوب من بود . حسین 2 سال بعد در اون منطقه با اقتدار به شهادت رسید.
  3. خاطرات جناب هروی یادم میاید که در هفتهٔ دومی‌ که به منطقه اعزام شده بودیم واحد ما را مأمور به سردشت کردند. پس از ۳ روز، چون جاده سردشت - پیرانشهر در اشغال مزاحمین خلق، کومله و دمکرات بود به سردشت رسیدیم. دم غروب بود و همه خسته چون از گردنهٔ خان به بعد یعنی‌ ۱۵۰ کیلومتر به سردشت، همنجایی که یک گروهان کلاه سبز را قتل عام کرده بودند، آمادهٔ مردن بودیم و از توی IFA به بیرون موضع گرفته بودیم و هر دنده ای‌ که این ماشین با سرعت حد اکثر ۵۰ کیلومتر در ساعت عوض میکرد مثل پتکی بود در مغزمان بکوبند. پس از رسیدن به سردشت از شهر یعنی‌ همان یک خیابان و یک میدان گذشتیم و به طرف بیرون شهر و مدخل ‌جاده پیرانشهر رفتیم. ماشین که از تپّه بالا رفت در دست چپ بهداری سردشت بود و جلویش صحنه‌ای باور نکردنی. تعداد زیادی جنازه‌های قطعه قطعه شده که با پارچه‌ سفید پوشانده شده بودند و این قسمت‌های قصابی شده در بعضی‌ نقاط خون به پارچه پس داده بودند و در آن غروب سرد آخر شهریور چنان لرزه‌ای به بدن آدم مینداخت که قابل گفتن نیست. از جاده پیچیدیم و رفتیم بالاتر و بالاتر تا به موضع رسیدیم. ۱ Rio و ۱ IFA با دو قبضه توپ ۱۰۵ زمان جنگ کره و حدود ۳۰ نفر افسر، درجه دار و سرباز. به بالای تپه که رسیدیم دیدیم که خاکریز هست و مشغول زدن چادر شدیم که تا شب نشده جایی‌ برای خواب داشته باشیم. همه گرسنه بودند و خسته ولی‌ زدن چادر از همه چیز مهمتر بود. همانطور که مشغول چادر زدن بودیم دیدیم که آسمان را ابرهای سیاه دارد میپوشاند. این نشانهٔ آن بود که هر لحظه میتواند باران بگیرد پس به سرعت خود افزودیم، اما انگار سرعت طبیعت از ما بیشتر بود و باران شروع شد. بارانی سرد همراه با باد که به سرمای آن میافزود. در همین لحظه ستوان دوم فرمانده و سرگروهبان معاونش را دیدم که سوار جیپ شدند و رفتند. ما هم که انگار آب در هاون کوبیده بودیم ماندیم زیر باران چون نه چادر‌های ما تحمل آن باران را داشت و نه زمین دیگر قابل چادر زدن بود چون گلی شده بود که پوتین در آن گیر میکرد، خاک زر خیز کردستان، قرمز و چسبناک. وضعیت داشت لحظه به لحظه بدتر میشد چون سرما با خیس شدن لباس‌هایمان داشت در درون مغز استخوانمان نفوذ میکرد. شب در پیش بود و دیگر تاریک شده بود و ما مانده بودیم، بدون فرمانده و سرپناه. در همین لحظه صدای سوتی شنیده شد و یک خمپاره ۶۰ بر لببهٔ خاکریز فرو نشست و دود و ترکش‌هایش همه را با صورت توی گٔل فرو کرد. سرباز قدیمی‌ها گفتند سرگرد عباسی است همان افسر کردی که در پادگان مهاباد را به روی کومله گشود و آنها را مجهز به هر چه در یک پادگان مرزی بود کرد. سرگرد خائن عباسی که ‌یک بار دیگر هم بعدا ضرب شصتش را چشیدم، معروف بود که با حداکثر سه گلولهٔ خمپاره ۶۰ هر چیزی را میتواند بزند. پس باید کاری میکردیم. به سرعت به فرمان کهنه سارباز‌هایمان به طرف خاک ریزها دویدیم و روی گٔل خوابیدیم و به طرف پایین تپّه نشانه روی کردیم. دو تیر بار را در دو سمت نوک تپّه گذشتیم و یک کالیبر ۵۰ را هم که داشتیم را به هر مصیبتی بود سوار کردیم و پایه‌هایش را درگل کوبیدیم. در همین حال گلولهٔ سوم خمپاره ۶۰ وسط تپّه نشست و ۲ تا از بچه‌ها را زخمی کرد. حالا دیگر شروع به رگبار بستن کردیم به هر سو و آنهم کور و از ترس. یکی‌ از بچه‌ها فریاد زد آتش بس آتش بس و آتش ما متوقف شد. او گفت گلوله‌هایتان را حرام نکنید که همین را داریم و بس و معلوم نیست که جریان چیست... ادامه دارد