Welcome to رهروان ارتش

از اینکه انجمن ما را برای مطالعه انتخاب کردید از شما متشکریم. 

برای استفاده از امکانات انجمن و برقراری رابطه دوستانه با دیگر اعضا لطفا در انجمن ثبت نام کنید

با تشکر

Search the Community: Showing results for tags 'عراق'.

  • Search By Tags

    Type tags separated by commas.
  • Search By Author

Content Type


Forums

  • پست ها و مطالب ویژه
    • پست های ویژه
    • مقالات ویژه
    • ویژه مهمان
  • تاریخ نگار جنگ
    • تاریخ نگار نیروی زمینی
    • تاریخ نگار هوانیروز
    • تاریخ نگار نیروی هوایی
    • تاریخ نگار نیروی دریایی
  • نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران
    • شهدا و ایثارگران قهرمان نزاجا
    • قهرمانان سرافراز نزاجا
    • عملیات ها و دستاوردهای نزاجا در جنگ
    • متفرقه
    • ایده ها، طرح ها و اتاق فکر
  • هوانیروز ارتش جمهوری اسلامی ایران
    • شهدا و ایثارگران قهرمان هوانیروز
    • قهرمانان سرافراز هوانیروز
    • عملیات ها و دستاوردهای هوانیروز در جنگ
    • متفرقه
    • ایده ها، طرح ها و اتاق فکر
  • نیروی پدافند ارتش جمهوری اسلامی ایران
    • شهدا و ایثارگران قهرمان پداجا
    • قهرمانان سرافراز پداجا
    • دستاوردهای پداجا در جنگ
    • متفرقه
    • ایده ها، طرح ها و اتاق فکر
  • نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران
    • شهدا و ایثارگران قهرمان نهاجا
    • قهرمانان سرافراز نهاجا
    • عملیات ها و دستاوردهای نهاجا در جنگ
    • متفرقه
    • ایده ها، طرح ها و اتاق فکر
  • نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران
    • شهدا و ایثارگران قهرمان نداجا
    • قهرمانان سرافراز نداجا
    • عملیات ها و دستاوردهای نداجا در جنگ
    • متفرقه
    • ایده ها، طرح ها و اتاق فکر
  • پروژه ها
    • پروژه های در دست اقدام
    • پروژ های به سرانجام رسیده
  • جهاد خودکفایی ارتش
    • نوآوریها در جنگ
    • جهاد پس از جنگ
  • مقالات علمی و تحقیقات
    • مقالات داخلی
    • پژوهش و ترجمه
  • فرهنگ و هنر
    • پرسش و پاسخ
    • نقاشی و گرافیک
    • صدا
    • تصویر
    • متفرقه
    • انجمن و ورزش
  • ارتش های بیگانه
    • عملیات های نظامی
    • بررسی توان نظامی کشورها
    • دستاوردهای تکنولوژیکی و تاکتیکی
  • شبیه ساز
    • معرفی شبیه ساز ایرانی
    • شبیه سازهای نظامی
  • English Forum
    • The Iranian Air Force
    • The Iranian Ground Forces
    • The Iranian Navy
    • War stories
    • Miscellaneous

Found 8 results

  1. در این پست به بررسی وضعیت نیروی زمینی ارتش و کارهای انجام شده در یک ماه اول جنگ می پردازیم 31 شهریور ماه 1359 تا 31 شهریور 1360
  2. امروز مقاله ای دیدم در سنترال که البته ترجمه متن نوشته شده توسط خود عراقی ها است درباره حمله میراژهای عراقی به نکا. بد نیست بدانیم طرف مقابل در این باره چه گفته! هرچند ارسال این متن به معنای پذیرش تمام یا بخشی از ان نیست! يكي از عمليات هاي مهم نيروي هوائي عراق در مراحل پاياني جنگ با ايران ، حمله به نيروگاه توليد برق نكاء در كنار درياي خزر بود است . اين عمليات كه بدون تعصب بايد آن را يكي از موفق ترين عمليات برون مرزي نيروي هوائي عراق در عمق خاك ايران دانست تا كنون در داخل كشورمان كمتر مورد توجه قرار گرفته ( شايد هم اصلا نگرفته ) و داراي ويژگي هايي است كه شايد تاكنون بدان پرداخته نشده باشد. نكته مهم و جالب اين است كه اين مقاله عينا از ديد طرف مقابل نوشته شده و حاوي نكات فني جالبي است تا آنجاكه به نظر مي رسد كه نگارنده اين مقاله ، نزديك به ماجرا بوده و با دقت به شرح عمليات پرداخته است . اين مقاله بدون هيچ دخل و تصرفي عينا تقديم دوستان مي گردد. بال هاي نيروي هوائي عراق بر فراز درياي مازندران سال هاي زيادي از اين عمليات جنگي گذشته است . سال هايي كه جنگجويان عراقي درآن آرامش نداشتند و شرايط بوجود آمده آنان را مجبور به حضور در نبردهاي ديگري نمود در حاليكه آنان براي حمايت وطن و سربلندي تاريخ كشور و مردمشان با جان و خون و جوانانشان بهاي آن را پرداختند. ما درحالي اين گونه حوادث تاريخي را فراموش مي كنيم كه ساير كشورها حتي براي داشتن يك سطر از آن تاريخ حسرت مي خورند . تاريخ هرگز سطرهاي خود را دو بار نخواهد نوشت مگر بدست مرداني كه مادرانشان ديگر همچون انها را نخواهد زاييد . مرداني كه بال هايشان از غرب تا دورترين نقاط در شرق و جنوب بر روي درياي سرخ و خليج فارس و تنگه هرمز و درياي مازندران سايه افكند ، با بالهايشان به سمت خورشيد ، به سمت بزرگي و به سمتي بدون بازگشت پرواز كردند ... اما آنها بازگشتند ، با پيروزي هاي بزرگي كه زبان و قلم از توصيف آنها و توصيف آنچه كه ماوراي آنها از عقابان ( خلبانان ) گرفته تا فرماندهي و ستاد كه اين پيروزي ها را تدوين و ترسيم نمودند عاجزنيروي هوائي عراق با استفاده از جنگنده هاي Mirage F-1 به صورت پيوسته و بدون درنگ حملات سنگيني را به اهداف دريائي ايران در عمق خليج فارس مثل جزيره لاوان و سيري كه به شدت از سوي ايران محافت مي شدند انجام مي داد . اما ايران مدعي بود كه هواپيماهاي عراقي با استفاده از فرودگاه هاي كشورهاي حاشيه جنوبي خليج فارس و سوختگيري مجدد دست به چنين عملياتي مي زند. در پاسخ به ادعاهاي ايران در اين زمينه ، فرماندهي عالي ارتش عراق از طراحان و دستگاه هاي اطلاعاتي خود درخواست نمود تا اهداف راهبردي را در عمق خاك ايران شناسائي نمايند كه حتي از مسافت دو جزيره سيري و لاوان هم دورتر باشد. در اين راستا طرح حمله به نيروگاه برق حرارتي نكا واقع در سواحل درياي مازندران در دستور كار قرار گرفت در حاليكه تنها 40 كيلومتر با اتحاد جماهير شوروي سابق فاصله داشت . موقعيت نيروگاه نكا : نيروگاه نكا يك نيروگاه حرارتي و گازي است كه قادر به توليد 2000 مگاوات برق بوده و از اين روي يكي از مهمترين و بزرگترين نيروگاه هاي توليد برق در خاورميانه به شمار مي رفت كه طبق گزارشات اطلاعاتي بدست آمده ، برق تهران و تاسيسات مجتمع پارچين براي توليد سلاح شيميائي و ساير تاسيسات نظامي را تامين مي نمود . اين نيروگاه در درياي مازندران و در مختصات WGS84: 36° 39′ 3″ N, 53° 17′ 57″ E واقع شده بود . گزارشات نهادهاي اطلاعاتي : اطلاعات بدست آمده در مورد نيروگاه نكا توسط سازمان اطلاعات نظامي ارتش عراق ، از سوي كارشناسان نفتي و برقي عراق نيز مورد بررسي و اهميت حياتي و تاثير مهم اين نيروگاه بر روي چرخه توليد برق ايران مورد تائيد قرار گرفت. از اين روي فرماني از فرماندهي كل ارتش عراق صادر و ضرورت انجام يك حمله هوائي و انهدام ديگ هاي بخار و توربين هاي توليد برق و در نتيجه تعطيلي نيروگاه مزبور براي زماني هر چه طولاني تر مورد تاكيد قرار گرفت . آمادگي براي حمله : همانگونه كه قبلا هم اشاره كرديم ، نيروگاه نكا در كنار درياي مازندران و بر روي خط ساحلي قرار داشت . لذا براي رسيدن به آن مي بايست پروازي به طول 1200 كيلومتر از پايگاه هوائي در عراق تا نيروگاه نكا و از ميان رشته كوه ها و دشت ها به صورت افزايش و كاهش ارتفاع ( به تناوب ) صورت مي گرفت تا اصل غافلگيري رعايت شود. بدون ترديد چنين هدفي با اين درجه از اهميت و بزرگي توسط ايران به خوبي پدافند مي شده است . از اين روي خلبانان تمرينات سنگيني را روي اهداف و شرايط جغرافيائي شبيه سازي شده بر روي كوهها و بر فراز درياچه ثرثار و نيز انجام عمليات سوختگيري هوائي در ارتفاع كمتر از 100 متري اجراء نموده و توانستند هدف شبيه سازي شده را پس از پرواز در ميان دشت ها و ارتفاعات و نيز سوختگيري در شرايط فوق الذكر و با حداكثر توان حمل سوخت و مهمات و در شرايطي كه اين حجم سوخت و مهمات قدرت مانور هواپيما را به شدت كاهش مي دهد ، در ميدان تير و با بمب هاي حقيقي مورد حمله قرار دهند . پس از آنكه خلبانان با موفقيت آموزش ها را به پايان رساندند ، براي انهدام هدف به صورت كامل آماده شدند . تجهيز هواپيماها : هر كدام از هواپيماها به دو عدد بمب شديدالانفجار 400 كيلوگرمي فرانسوی و دو مخزن سوخت خارجي اضافي به گنجايش 1100 لينر در زير هر بال به علاوه يك مخزن سوخت خارجي در زير بدنه اصلي هواپيما به گنجايش 2200 ليتر مجهز گرديدند. از آنجائيكه با اين حجم از تجهيزات بارگيري شده باز امكان رسيدن به هدف وجود نداشت ، لازم بود تا يك مرتبه سوختگيري هوائي با حجم 2500 ليتر براي هر هواپيماي شركت كننده در عمليات صورت پذيرد تا هواپيماها امكان رفت و برگشت به فضاي ايران را داشته باشند. اما يك مشكل اساسي در راه رسيدن به چنين حدي از حمل مهمات و سوخت براي انجام چنين ماموريتي وجود داشت . در هيچ شرايطي نمي بايست وزن هواپيماي ميراژ افزون از 16.200 كيلوگرم گردد در حاليكه براي انجام اين ماموريت وزن هواپيما ، بمب ها و مخازن خارجي سوخت به 17.400 كيلوگرم رسيده بود. از طرفي هر راه حلي كه در نظر گرفته مي شد نمي بايست تاثيري بر روي توان تخريب بمب ها و يا حجم مخازن سوخت خارجي هواپيما بگذارد . بنا براين براي نخستين بار از هواپيما به گونه اي استفاده شد كه تا آن زمان بي سابقه بوده است !! و براي سال ها عده زيادي از چگونگي رسيدن هواپيما هاي عراقي به اهدافي در آن دور دست ها و با قابليت حمل مهمات كامل بي اطلاع بوده اند. !! اين ايده مبتني بر آن بود كه هواپيما ها با مهمات كامل به هوا برخاسته اما مخازن سوخت هواپيما به صورت كامل سوختگيري نمي شدند تا اينكه به حداكثر وزن مجاز جهت برخاست يعني 16.200 كيلوگرم برسند . سپس در آسمان تتمه سوخت مورد نياز به هواپيماها رسانده شده تا وزن هر هواپيما به 17.400 كيلوگرم مي رسيد. با اين روش هواپيماها هم مهمات مناسب و هم سوخت كافي براي رسيدن و انهدام هدف را در اختيار مي داشتند. !! اجراي عمليات ، حمله اول : در روز 6 /12/ 1986 هواپيماهاي ميراژ عراقي كه جمعا بالغ بر 8 فروند مي شدند ( شامل 3 هواپيماي مهاجم ، 3 هواپيماي سوخت رسان و دو هواپيماي ذخيره ) از پايگاه هوائي صدام براي انجام ماموريت تعيين شده برخاستند اما در جريان سفر بدليل نامساعد بودن شرايط جوي و كاهش شديد ديد خلبانان عمليات با موفقيت همراه نبود و هواپيماها به پايگاه خود بازگشتند !!! اما اجراي مجدد عمليات حدود 10 ماه پس از انجام ماموريت ناموفق اول صورت گرفت چراكه براي وارد كردن ضربه موثر نياز به زمان بندي دقيق و مناسب وجود داشت . روز 29 /09/ 1987 برابر با 14 آذر ماه 1365 - ساعت 12 بعدازظهر با اعلام آمادگي از سوي خلبانان عراقي چنين روزي براي انجام ماموريت در نظر گرفته شد و كار آماده سازي هواپيماهاي ميراژ و تجهيز آنها به بمب ها ، مخازن سوخت و بازرسي هاي قبل از پرواز براي اطمينان از سالم بودن سامانه هاي ناوبري و موتور هواپيماها صورت گرفت چرا كه مسير ماموريت بسيار دور و انجام ماموريت درآن روز قطعي بود . ضمن آنكه شرايط آب و هوائي و اطلاعات واصله نيز امكان انجام ماموريت را تائيد مي نمود . روز 29 /09/ 1987 ساعت 2 بعدازظهر خلبانان عراقي براي انجام ماموريت طولاني و دشوار خود به آشيانه هواپيماها اعزام شدند تا نه تنها ماموريت جنگي خود را انجام دهند بلكه پاسخ محكمي به شايعات ايران و ترديد او به قدرت عقاب هاي عراقي داده باشند. پس از كسب اطمينان از بارگيري بمب ها و مخازن خارجي سوخت و نيز انجام چك هاي لازم كه هر خلبان مي بايست قبل از هر پرواز به انجام برساند ، موتور هواپيماها روشن و هواپيماهاي عملياتي در باند اصلي و هواپيماهاي سوخترسان در باندهاي فرعي به صورت همزمان به پرواز در آمدند . پس از طي مسافت حدود 10 كيلومتر خارج از پايگاه و اقدام به كاهش ارتفاع به500 متري نموده و با سرعت 700 كيلومتر بر ساعت به سمت مرزهاي ايران گردش كردند. با ورود به فضاي ايران هواپماها سرعت خود را به 900 كيلومتر بر ساعت رسانده و با عبور از منطقه بوكان به سمت هدف خود به پيش مي رفتند. ميراژها طبق نقشه از روي نخستين رشته كوه عبور كردند . اگر چه اين اولين باري نبودكه از اين كوه ها مي گذشتند اما اين نخستين گام براي رسيدن به هدفشان در دوردست بود. پس از طي حدود 40 كيلومتر ، هواپيما ها سرعت خود را به 700 كيلومتر بر ساعت كاهش دادند چرا كه اين سرعت مناسبترين ميزان مصرف سوخت را به همراه داشت . پس از رسيدن هواپيماها به درياچه مريوان ، مجددا سرعت را 500 كيلومتر بر ساعت كاهش داده تا بتوانند سوختگيري هوائي را با سرعت مناسب به انجام برسانند. در اين حالت هواپيماها در ارتفاع بسيار پائين يعني 50 متري تشكيل يك مثلث داده و براي مدت 10 دقيقه عمليات سوختگيري را به انجام رساندند. سوختگيري هوائي دومين مرحله اين عمليات تلقي همه چيز طبق نقشه و مطابق با تمرينات قبلي پيش مي رفت . پس از انجام عمليات سوختگيري ، هواپيماهاي سوخت رسان به پايگاه مادر برگشته و هواپيماهاي مهاجم به پرواز خود به سمت هدف دور دست خود در پشت تهران پايتخت و از ميان كوه هاي و دشت ها و با سرعت 700 كيلومتر بر ساعت و ارتفاع بسيار پائين ادامه دادند . ميراژها از مقابل پايگاه هوائي شاهرخي عبور كردند اما همانگونه كه انتظار مي رفت رادارها ي ايراني بدليل كوهستاني بودن منطقه و ارتفاع كم هواپيماها نتوانستند آنها را رديابي كنند. خلبانان به سمت درياهاي شرق مي راندند از ميان شكاف ها و دره هاي عميق ، به سمت محل طلوع خورشيد و دروازه هاي پادشاهاني كه در داستانها از آنها با عنوان اسطوره ذكر مي شد. بال هايشان تنا چند ده متر با لبه كوه ها فاصله داشت . همچون عقاب پرواز مي كردند و بال هايشان خطوط سفيدي را از خود بر جاي مي گذاشت كه در تاريخ كشورشان فقط توسط مردان شجاعي مثل خودشان نوشته مي شد. همه چيز مثل برق از كنارشان مي گذشت ، هواپيماهايشان با سرعت بالا و ارتفاع كم حركت مي كرد . كم كم كوه ها تنگ تر شدند تا انجائيكه براي پرواز به صورت خطي و پشت سر هم قرار گرفتند . اما پس از چند دقيقه هواپيماها از كوه ها گذشته و درياي شرق ... درياي مازندران به رنگ آبي در مقابلشان گشوده شد. اكنون آب هاي آبي رنگ سايه عقاب هايي از غرب را بر خود مي ديد كه نه قبل و نه بعد از آن سابقه نداشت . بالهاي آهنين عقابان ميراژ عراقي برفراز درياي مازندران هواپيماهاي عراقي به پرواز در ارتفاع كم بر فراز درياي مازندران ادامه داده و مسافتي بالغ بر 250 كيلومتر را در ارتفاع حدود 20 متري سطح دريا و با سرعت 900 كيلومتر بر ساعت به سمت هدف و در حاليكه شبحي از آن در دوردست به چشم مي خورد به پيش مي راندند . در فاصله 30 كيلومتري هدف با گردش 150 درجه اي خود را در وضعيتي مستقيم رو به هدف قرار دادند در حاليكه اكنون ديگر 4 دودكش بلند آن به وضوح قابل مشاهده بود. پس از آن خلبانان عراقي خود را براي حمله نهائي به هدف آماده كرده و در فاصله 15 كيلومتري ارتفاع را به 80 متر افزايش دادند و در حالتي كه هدف با چشم غير مسلح نيز قابل روئيت بود طبق دستور فرمانده دسته ، حمله همزمان سه هواپيما به نيروگاه نكا آغاز گرديد . نيروگاه نكا توسط بمب هاي عراقي با موفقيت 100% مورد اصابت قرار گرفت و در اثر آن مركز اصلي توليد برق نيروگاه منهدم گرديد . فعاليت پدافند هوائي منطقه ضعيف بود و آن هم از سوي يگان هاي دريائي ايران صورت پذيرفت و آسيبي هم به هواپيماهاي عراقي نرساند چرا كه آنها در محاسبات خويش اصلا تصور نمي كردند كه روزي هواپيماهاي عراقي بتوانند به آن نقاط دوردست برسند اما اين نيروي هوائي عراق و خلبانانش بودند كه توانستند پيروزي را به ارمغان بياورند كه ديگران از انجامش عاجز بودند.ميراژهاي عراقي در حالي آب هاي شرق درياي مازندران را ترك كردند كه در پشت سرشان پيروزي بزرگي را براي مردم و وطنشان رقم زدند و آتش از محوطه نيروگاه نكا زبانه مي كشيد . ميراژهاي عراقي راه بازگشت را از ميان كوه ها و دشت ها در پيش گرفتند و اين بار از سوي جنگنده هاي MIG-25 و MIG-23 مورد استقبال قرار گرفتند. ميراژهاي عراقي در حالي بازگشتند كه بر روي بال هايشان نسيم درياي مازندران و نسيم پيروزي و بزرگي را حمل مي كردند . پيروزي كه ديگر هرگز تكرار نخواهد شد مگر بدست شجاعاني كه خالص براي خدا و مردمشان و وطنشان مي جنگند. انجام عمليات 2:25 – دو ساعت و بيست و پنج دقيقه – زمان برد كه يكي از طولاني ترين و دور دست ترين عمليات جنگي ثبت شده در تاريخ نيروهاي هوائي عراق محسوب مي شود (!!!) . پس از فرود امن هواپيماها ، اتحاد جماهير شوروي سابق اعلام كرد كه هواپيماهاي عراقي بر فراز درياي مازندران به پرواز درآمده و توانسته آنها را در مسير بازگشت رديابي نمايد. پس از انجام موفقيت آميز عمليات ، عدنان خير ا... وزير دفاع در يك مصاحبه تلويزيوني حاضر شد و تصريح كرد كه هواپيماهاي عراقي هدفي راهبردي را در عمق خاك ايران مورد هجوم قرار داده اند . همچنين اعلام كرد كه اين واپيماها در كجا سوختگيري كرده اند و در پايان نيز اعلام نمود ، نيروي هوائي عراق توان آن را دارد كه هر هدفي را در هر نقطه اي از خاك ايران مورد حمله قرار دهد. تصاویری که ادعا شده مربوط به سامانه هدف گیری میراژها است و در هنگام حمله به نکا گرفته شده است. نیروگاه نکا پس از بمباران. آموزه هاي اين عمليات : از اين عمليات درس هاي زيادي گرفته شد كه خلاصه ان بدين شرح است : الف : دقت اطلاعات بدست آمده و نيز آموزش هايي كه خلبانان بر روي هدف شبيه سازي شده انجام دادند يكي از عوامل مهم موفقيت اين عمليات است . ب : اجراي عمليات در ارتفاع بسيار پائين و بدون استفاده از تماس راديوئي و تمام مراحل انجام عمليات با استفاده از حركات اشاره با دست و طبق آموزش هاي قبلي صورت گرفت . ج : انجام عمليات سوختگيري هوائي در عمق خاك ايران صورت گرفت و اين نشان دهنده نهايت ناتواني سامانه هاي پدافند و نيروي هوائي ايران در رهگيري ميراژها بود برغم آنكه ايران ادعاي توانمندي آنها را داشت . د : برتري هوائي عراق در جنگ از مهمترين دلايل پذيرش آتش بس توسط ايران بود چرا كه تمام مناطق حياتي انها در نصف شعاع عملياتي هواپيماهاي عراق قرار داشت . با سپاس ويژه از تمام افسران و خلبانان نيروي هوائي سابق عراق كه اين عمليات را با دقت برايمان توضيح دادند .
  3. در این پست به بررسی وضعیت نیروی هوایی ارتش و کارهای انجام شده در یک ماه اول جنگ می پردازیم 31 شهریور ماه 1359 تا 30 مهرماه 1359
  4. در این پست عکسها و فیلمهایی که در جبهه عراق تهیه شده است را سعی میکنیم قرار دهیم همراه با توضیحاتی مختصر از هر عکس و یا فیلم **** عکس تهیه شده از افسر بعث عراقی در کوی طالقانی خرمشهر که در زمان مصاحبه چندیدن بار تاکید می کند " شهر محمره آزاد شد و ما آمده ایم تا بمانیم " . زیاد طولی نکشید تا پاسخی دندان شکین ببیند
  5. امیر سرتیپ غلامعلی جانگداز در مورد مهندسی رزمی ارتش عراق طی مصاحبه ای فرموده اند که : مهندسی عراق واقعا قوی بود ولی در جنگ ساخته شد من دقیقا یادم هست در عملیات فتح المبین عراقیها در مین گذاری به قدری ضعیف بودند که وقتی می آمدند مین بگذارند ما پشت تپه ای مخفی میشدیم, اینها می آمدند و یک ردیف مین میگذاشتند و وقتی میرفتند ما مینها را براحتی خنثی میکردیم و با ماژیک رویشان علامت میگذاشتیم. ولی بزرگترین خصوصیت ارتش عراق و بخصوص مهندسی آنها این بود که یک اشتباه را 2بار تکرار نمیکرد. اینها وقتی متوجه شدند که میدانهای مین شان شبها توسط ما پاک میشود جلوی میادین مین شان نگهبان گذاشتند. عناصر نگهبانی یک پرده مقاومت بسیار رقیق تشکیل میدادند و طبیعتا ما اگر میخواستیم به میدان مین برسیم اول با این عناصر برخورد میکردیم این عناصر چند تا تیر می انداختند و یک مقاومت جزئی انجام میدادند و از کانالهائی که بین میدان مین خودشان حفر کرده بودند به پشت میدان مین فرار میکردند. زمانیکه ما به میدان مین میرسیدیم همه چیز آشکار شده بود و آنوقت ما با یک مقاومت شدید مواجه میشدیم و واقعا پاک کردن میدانهای مین معضل میشد. ما یاد گرفتیم که از این کانالها نگهبانهای عراقی را تعقیب کنیم و از میدان مین رد شویم بلافاصله آمدند و اشتباهشان را اصلاح کردند و دیگر کانالها را بصورت پیوسته و به شکل جوی ایجاد نمیکردند و آمدند کانالها را 10 متر که جلو میرفت قطع میکردند و به موازات آن یک کانال ایجاد میکردند و ما که آگاهی نداشتیم وقتی به انتهای کانال میرسیدیم متوقف میشدیم. بعد از آن حتی داخل این کانالها و در لبه آنها گلوله های توپی شکل فلزی گذاشته بودندکه دهها سیخ به این گلوله ها وصل بود. تمام این گلوله ها توسط زنجیر بهم بسته شده بود و نگهبان عراقی به محض اینکه تهدیدها را میدید ضمن اینکه موقع فرار تیراندازی میکرد یکی از این گلوله ها را می انداخت داخل کانال وزن این گلوله باعث میشد تا دیگر گلوله ها هم داخل کانال بیفتد و وقتی رزمندگان ما مخصوصا در شب میخواستند از کانالها رد شوند صدها سیخ در پای آنها فرو میرفت. در دروس نظامی و آئین نامه هایی که ما داشتیم و بر اساس آن عمل میکردیم یک میدان مین دارای یک نوار نامنظم در جلو و سه نوار نامنظم در عقب است و عمق میدان مین از 100 متر تجاوز نمیکرد منتها از اواسط جنگ به بعد عمق میدان مین عراقیها به 1300 متر و 31 نوار مین میرسید. در میدانهای مینی که توسط ما ایجاد میشد 10000 یا نهایتا 20000 مین میکاشتیم اما در میدانهای مین عراق صحبت میلیون بود. الان الان هم که 20 سال است ما میادین مین را پاک میکنیم تخمین میزنند هنوز 8 تا 10 میلیون مین عراقی در خاک ما باشد. من که خودم افسر مهندس بودم تعجب میکردم چون این حجم از عملیات مین گذاری نزدیک به 1000 گردان مهندس میخواست که از عقل به دور بود که ارتش عراق این حجم گردان مهندسی داشته باشد. وقتی من یک سرگرد مهندسی عراق را در عین خوش اسیر کردم از او پرسیدم شما چگونه در این حجم مین گذاری میکنید؟ او به ما گفت ما از هر کشوری که مین میخریم خودش هم موظف است این مین ها را کار بگذارد. باز این افسر عراقی گفت که معمولا پول کار گذاشتن این مین هار ا که بین پنج تا هفت دلار برای هر مین است عربستان سعودی میدهد. ما فهمیدیم که ارتش عراق فقط مین گذاریهای موضعی را خودش انجام میدهد و میادین مین بزرگش را کشورهای دیگر ایجاد میکنند. این بود که اگر ما میگوئیم در جنگ تحمیلی همه دنیا در یک سمت بودند و ما در یک سمت حرف گزافی نیست. در بعضی جاها عراقیها مین ها را میپاشیدند و اصلا در زمین کار نمیگذاشتند. در عملیات بیت المقدس که ما روی کارون پل میزدیم لابلای شاخ و برگ درختچه های کنار رودخانه مین گوجه ای بود. معلوم است که اینها را با هلیکوپتر از ارتفاع پائین ریخته بودند. باز صحبت عملیات بیت المقدس شد. عراق در برابر خرمشهر هم موانعی ایجاد کرده بود که من میگفتممحال است نیروئی چند برابر قویتر از ما هم از این موانع بگذرد. اما لطف خدا این غیر ممکن را ممکن کرد. عراق در خرمشهر حتی داخل دیگ زودپز, زیر تخت و داخل کمد خانه های مردم هم مین گذاشته بود که از ما تلفات بگیرد. آنوقتها ما هنوز مین کوب نداشتیم. الان هم که مین کوب داریم و برای میدانهای مین باقیمانده از جنگ از آنها استفاده میکنیم کارآئی خیلی پائینی دارند چون اولا همه جاهائی که عراق میدان مین ایجاد کرده دشت مسطح نیست که مین کوب حرکت کند و درثانی مین های باقیمانده در اثر جابجائی تا عمق 80 سانتیمتری زمین فرو رفته اند. البته در زمان جنگ ما یک نوع مین کوب ساختیم. یک شب من در تلویزیون عراق دیدم حدود 10 تانک تی-72 پشت یک میدان مین مستقر هستند جلوی تانکها یک قطعه فلزی مثلثی شکل بسته شده بود بعد از اینکه دستور حرکت به این تانکها داده شد تانکها این دو مثلث را بصورت هیدرولیک به جلوی تانک آوردند و وقتی تانک به سرعت در میدان مین حرکت کرد بعلت فرم گوشه های این بیل مین ها همه به یک سمت منحرف شدند یعنی تانکها آمدند رد شدند و همه مین ها مثل چغندر کنده شده در خاکریز پخش شدند. ما هم آمدیم با بولدوزرهایمان همین کار را کردیم و عراقیها هم در جواب ما در ته میدانهای مین خودشان کانال آب حفر کردند. وقتی بولدوزرهایمان به ته میدان میرسیدند میدیدند که نه راه پس دارند و نه پیش و هدف قرار میگرفتند. عراق این موانع مین را با سیم خاردار و با کانال و تله انفجاری تقویت کرده بود و واقعا در اواخر جنگ ما را دچار مشکل کرده بود. حالا توجه کنید یک بولدوزر میتواند خاکی را که کنده تا 100 متر جابجا کند حالا اگر لازم شود این مسافت به 200, 500 و یا 600 متر افزایش پیدا کند دیگر کارآیی ندارد. عراقیها چطور اینهمه کانال میکندند. عراقیها برای حفر کانال از یک دستگاه به نام اسکریپل استفاده میکردند. اسکریپل دستگاهی است که در روی زمین حرکت میکند و بیل از زیر شکمش باز شده خاک زمین را کنده و داخل خودش میبرد و بعد میرود در یک جای مشخص دوباره این دریچه را باز میکند و خاک را آنجا پهن میکند. اسکریپل اول می آمد کانالی حفر میکرد به عمق 40 تا 50 سانتیمتر و میرفت سپس اسکریپل دوم می آمد و آن 40 سانتیمتر را میکرد 80 سانتیمتر و میرفت تا اسکریپل پنجم که کانالی به عمق 2 متر حفر کرده بود. آنوقت این کانالها را با مین و سیم خاردار پر میکرد. بیل مکانیکی نه توان این کار را داشت و نه با نظم و سرعت میتوانست اینکار را بکند در ضمن جثه اش هم بزرگ بود و در دید تیرها قرار میگرفت. اسکریپلها ماشینهای کوتاه و درازی بودند. عراق در ساخت استحکامات به چنان خبرگی ای رسیده بود که در جنگ اول خلیج فارس نیروهای آمریکائی وارد میادین مین عراق نشدند بلکه آنها را دور زدند و انگلیسیها که خواستند بصورت خطی از این میادین عبور کنند در آنها گیر کردند چون پاکسازی آن حجم مین کار چند روز نبود که بتوانند اینکار را بکنند. ما در ارتش در اواخر جنگ برای راندن بولدوزر و دیگر وسایل مهندسی نیرو کم آورده بودیم و از سربازها استفاده میکردیم. بیشتر شهدای مهندسی ارتش هم از این بچه ها هستند. حالا عراقیها چکار میکردند؟ صبح به صبح که میشد چهار, پنج تا اتوبوس می آمد پشت بصره و افراد لباس شخصی را که ارتشی نبودند پیاده میکرد و اینها می آمدند پشت دستگاههای مهندسی تا شب کار میکردند حالا یا ما میزدیم یا به خانه برمیگشتند. میخواهم بگویم عراق از تمام توان بالقوه مملکت استفاده میکرد و مملکت در خدمت ارتش بود. ما در اواخر جنگ دیگر یک سرباز عراقی را روی زمین نمیدیدیم همه رفت و آمد آنها از داخل کانالها بود و ما واقعا تعجب میکردیم که واقعا اینها چطور اینهمه کانال کنده اند. حالا چه ترسی بود چه انضباطی بود چه استبدادی بود که اینها اینجور کار میکردند و عرق میریختند. امروزه نسل جوان ما جوری برایش تعریف شده که ما یک ارتش پفکی را شکست دادیم در حالیکه ما واقعا با یکی از منسجم ترین ارتشهای دنیا طرف بودیم.مطمئنم که خط و خطوط این کارها را روسیه و فرانسه و آمریکا میدادند. درباره مثلثی هائی که عراق در خطوط پدافندی خود در عملیات رمضان استفاده کرد بعضیها میگفتند این مثلثها از لانه اژدها که روسها در استالینگراد بکار بردند به عراق منتقل شده است. خلاصه کشورهای غربی و شرقی با کمال میل دانش نظامی خودشان را در اختیار عراق قرار میدادند البته با بهائی که ما نمیدانیم.این مثلثها شبیه دژ بارلو رژیم صهیونیستی در سینا بود اما تفاوتهائی با آن داشت. خط بارلو یک خط ممتد بود. این مثلثیها از همه آنها قویتر بود به نظرم اینها یک نبوغ نظامی بود و باید در دانشگاهها تدریس شود. اولین جائی که در آن عکسهای هوائی گرفته شده و بررسی میشد قرارگاه کربلا بود. ما عکسها را که دیدیم تعجب کردیم که ارتش عراق این استحکامات را چطور دارد میسازد. چون کسی دقیقا نمیدانست اسم اینها چیست اسمشان را گذاشتند "مثلثی". ما خاکریزهای مثلثی را که دیدیم حس کردیم رسوخ به آنها ممکن نیست آنقدر که این مواضع مثلثی را اصولی ساخته بودند. ما هم از نظر سرعت و هم از نظر کیفیت ساخت این استحکامات تعجب کردیم.شب و روز داشتند کار میکردند. ببینید ارزش مواضع در این است که همدیگر را پوشش بدهند این مثلثها به خوبی همدیگر را پوشش میدادند علاوه براینکه یک پدافند در دورتادور را امکانپذیر میساختند. هر روز که عکسهای هوائی را میدیدیم یک پدیده جدید مشاهده میکردیم. عراقیها علاوه براین موانع در کانالها نفت سیاه هم ریخته بودند برای آتش زدن. برگردیم به خود عملیات بهرحال یک محور ما که شامل لشگر92 زرهی اهواز و تیپ های نجف و امام حسین سپاه بود خط عراق را بخوبی شکافت. واحدهای مهندسی توانستند در برابر لشگر92 چند معبر باز کنند. در کنار یگان مجاور که لشگر77 خراسان و واحدهائی از سپاه هم بودچند معبر باز شد اما آنها با این مثلثی ها درگیر شدند و نتوانستند پا به پای یگان مجاور حرکت کنند. تا صبح تانکهای لشگر 92 به نهر کتیبان رسید من یادم هست فرمانده تیپ "شهیدصفوی" گفت من به نهر رسیدم و پمپی که آب را از نهر کتیبان به داخل کانال پرورش ماهی میریزد با تانک منهدم کردم. چند نفر در قرارگاه خندیدند که اشتباه کرده منتها کمی بعد خبر تأیید شد. آنها 20 کیلومتر جلو رفته بودند اما واحدهای مجاور نتوانستند و نتیجه این شد که یک لشگر عراق پاتک زد و به نیروهای پیشروی کننده ما به شدت صدمه زد. ممکن است بعضی عنوان کنند اگر جهاد و مهندسی ارتش در جناح راست این نیروی پیشروی کننده خاکریز میزد ما میتوانستیم پاتکهای عراق را دفع کنیم اما باید گفت اینکار اصلا عملی نبود آنقدر دور جنگ بالا گرفته بود که وسایل مهندسی ما هم پابپای تانکها جلو رفته بودند منتها نتوانستندآنجا خاکریز بزنند چون عراقیها 17 دستگاه از وسایل مهندسی ما را پشت نهر کتیبان منهدم کرده یا به غنیمت گرفتند و تمام راننده ها را جمع کرده و جلوی وسایل اعدام کرده بودند. ما عکس رنگی این جنایات را بعدا در مجله تایمز دیدیم. عکس هم نشان میداد که بچه های ما توانسته بودند فقط 30سانتیمتر خاکریز بزنند. زدن خاکریز که جلوی تک یک لشگر تانک را بگیرد مستلزم تلاش چهار, پنج روزه بود و ما نمیتوانستیم در عرض چند ساعت این کار را بکنیم. بولدوزر باید حداقل 35 بار بیاید و برود تا یک خاکریز مناسب بزند آنهم اگر آتش دشمن نباشد. تازه هر خاکریزی بسازی تانک از آن رد میشود و باید موانع هم پشت خاکریز ایجاد کرد. ما در عملیات رمضان یک ابتکار هم به خرج دادیم و صدای لودر و بولدوزر را ضبط کردیم و در منطقه ای که مهندسی ما کار نمیکرد این صدا را پخش میکردیم تا دشمن گمراه شود به این خاطر که به شدت روی بچه های مهندسی ما شلیک میکردند. اگر عملیات رمضان برای ما عدم موفقیت بود ما باید بدانیم ابزاری هستیم در دست مشیت الهی. ما در مرحله اول عملیات مشکل پیدا کردیم شاید ما اول عملیات موفق میشدیم و سه لشگرمان داخل رخنه میشدند و بعد شکست میخوردیم که تلفاتمان بسیار میشد. کسی که پشت صحنه را خبر ندارد. یک بحث را مطرح کنم و آن اینکه بعضی میگفتند ما نباید عملیات رمضان را انجام میدادیم و باید با عراق بعد از بازپسگیری خرمشهر صلح میکردیم. سئوال من این است که سوریه چند سال است پس از پذیرفتن آتش بس به دنبال بلندیهای جولان است که اشغال شده؟ این نظرات ساده انگارانه است که عراق قسمتی از خاک ما را که در اختیار داشت پس از آتش بس در عملیات بیت المقدس به ما پس بدهد. در عملیات طریق القدس بعد از اینکه من رفتم و شهر بستان را دیدم که آزاد شده و به قرارگاه اعلام کردم و رادیوی ما آزادی بستان را اعلام کرد عراق بالاترین و انبوه ترین آتش را در تنگه چزابه ریخت و صدام آمد در منطقه و گفت من از توپخانه میخواهم که این شهر را بگیرد و به من تقدیم کند. نتیجه این حرف این شد که نمیشد تعداد گلوله های توپ را شمرد ولی آنجا یک فرمانده گردان و گردانش از لشگر 16 زرهی قزوین به نام "مخبری" ایستادند و واقعا ما عدم تسلیم دوباره بستان را مدیون ایشان و گردان دلاورشان هستیم. البته ایشان بعدها در غرب کشور شهید شد. در فاو هم همینطور واقعا بچه های سپاه در برابر پاتکهای لشگر گارد ریاست جمهوری عراق برای پس گرفتن فاو پایداری کردند. یک نکته هم راجع به فرماندهانمان بگویم که همه در خط شهید شدند به ندرت گلوله ای آمد و 30 کیلومتر عقبتر به آنها بخورد و شهید شوند من باید اینجا درباره بچه های جهاد که زیاد با آنها کار کرده ام صحبت کنم امثال حاج آقا ورشابی که زندگی اش را در جنگ گذاشت شهید محمدتقی رضوی, شهیدحاجیان, شهیدطرحچی, حاج آقا فروزش و حاج آقا فروزنده. در یک عملیاتی جهاد فارس آمده بود و پیرمردی مسئول آنها بود به اسم حاج آقا جزایری این مرد عجیب بزرگوار بود وقتی آمدند در گوشش گفتند بیا جنازه پسرت را که شهید شده ببین که میخواهیم منتقلش کنیم گفت همه جنازه ها را که آوردند همه را با هم میبینم. یا در بستان ما یک جاده شنی ساخته بودیم و شهید ساجدی به من گفت دوست دارم وقتی شهید شدم اسم من را روی این جاده شنی بگذارید و ایشان دقیقا کنار همان جاده شهید شدند و اسمش را روی جاده گذاشتیم که هنوز هم هست. اینها انسانهایی بودند که من فکر میکنم آن دنیا میتوانند شفاعت کننده باشند بس که با تقوا بودند. بعضیها هنگام روایت جنگ میخواهند خودشان را بالا ببرند 10 نفر دیگر را خراب میکنند یعنی میخواهند خودشان را پر فروغ نشان دهند و بقیه را کم فروغ جلوه دهندو نقش یک پیرزن در حاشیه کویر که یک تخم مرغ به جبهه میدهد شاید از من رزمنده در جنگ بیشتر بوده. در بیان واقعیات جنگ باید مراقب باشیم , باید واقعیتها را بگوئیم من واقعا از جناب شمخانی متشکرم که در رسانه ملی بخشی از واقعیتهای جنگ را بازگو کرد. نکته ای که باز هم تکرار میکنم اینکه ما یکی از بهترین ارتشهای منطقه را شکست دادیم من حتی ارتش عراق را از ارتش رژیم صهیونیستی جسورتر میدانم. این ارتش در زرهی و توپخانه عالی و در مهندسی و ترابری فوق عالی بود. ما یک ارتش پفکی را شکست ندادیم این ارتش در منطقه بهترین بود
  6. چکیده: آلن فریدمن(نویسنده و محقق امریکایی): «امریکا به پیشنهاد ویلیام کیسی (رئیس وقت سیا)،تحویل بمب های خوشه ای به عراق را در اولویت قرار داد زیرا این سلاح را مناسب ترین و کارآمد ترین سلاح برای در هم شکستن امواج انسانی مدافعان ایرانی می دانست.به اعتقاد او این بمب ها میتوانست به یک قدرت تصاعدی واقعی و مؤثر علیه قوای ایرانی تبدیل شود. در واقع این بمبها از لحاظ تکنیکی جزء سلاح های متعارف محسوب می شوند اما در میدان نبرد همانند سلاح های نامتعارفی چون سلاح های شیمیایی میتوانند موجب کشتار وسیعی شوند. چنانچه این بمب ها درست عمل کنند می توانند در وسعتی به اندازه 10 برابر زمین فوتبال هر کسی را کشته یا مجروح کنند. عملاً این بمب ها چرخ گوشت های هوایی هستند و هر چیزی را در سر راه خود خرد می کنند.» جنگ ایران و عراق یکی از پیچیده ترین جنگهای جهان و منطقه بود و ما اکنون در شرایطی قرار گرفته*ایم که لحظه به لحظه اسرار و ناگفته هایی از این جنگ منتشر می شود. بخشی از حقیقت، درون جنگ ماست و بخشی دیگر آن در دست 26 کشوری است که چرخ های ماشین جنگی عراق را روغن می زدند. که به گوشه*هایی از ا اشاره می*کنیم: 1)خواب و خیال دشمن در مورد ایران: تا نیم ساعت دیگر کمر ایران خواهد شکست وفیق السامرایی(مسئول بخش ایران در استخبارات عراق): «رأس ساعت 12 روز 22 سپتامبر 1980 (31 شهریور 1359) صدو نود و دو فروند هواپیمای جنگنده نیروی هوایی عراق، به طرف اهدافشان در خاک ایران به پرواز در آمدند. در همین لحظه فرمانده کل قوا، صدام حسین در حالی که چفیه قرمز رنگ به سر داشت و نوار فشنگ به دور کمر خود بسته بود، بی آنکه درجات نظامی¬اش را نصب کرده باشد، وارد اتاق عملیات شد. «عدنان خیر الله» وزیر دفاع به او چنین گفت: «سرور من!جوانها بیست دقیقه قبل به پرواز در آمدند» صدام به او پاسخ داد:« تا نیم ساعت دیگر کمر ایران خواهد شکست.» 2) کمکهای تسلیحات نظامی: شوروی بزرگترین تأمین کننده نیازهای تسلیحاتی عراق روزنامه القبس چاپ کویت: «شوروی یک پل هوایی برای حمل اسلحه و مهمات به عراق بر قرار کرده است.گورباچف با ارسال نامه ای به برخی سران عرب، به آنان اطمینان داده است که شوروی اجازه نخواهد داد عراق در جنگ با ایران شکست بخورد.» «در نوامبر 1983 بین هزار تا هزار و دویست مشاور نظامی شوروی به عراق برگشتند و 400 فروند تانک55T و 250 فروند تانک12T به عراق داده شد و مقادیر عظیمی موشک گراد، فراگ 7،سام 9 و اسکادبی در راه بود. عراق تنها کشوری بود که از بلوک شرق به موشک اسکادبی مجهز شد.» «در سال 1983 شوروی بار دیگر تحویل سلاح در حجم وسیع را به عراق از سر گرفت و تمامی تجهیزاتی را که عراق در طی دو سال نخست جنگ با ایران در صحنه نبرد از دست داده بود جایگزین کرد.» چالز فیلیپ دیوید(نویسنده کتاب جنگ خلیج فارس توهم پیروزی): «شوروی با61% بزرگترین تأمین کننده نیازهای تسلیحاتی عراق است.» انگلستان و ساخت شبکه پناهگاه های زیر زمینی برای صدام: «در ژوئن 1982 صدام تصمیم گرفت برنامه پرهزینه ساخت شبکه پناهگاه های زیرزمینی را به اجرا بگذارد تا بتواند منابع استراتژیک خود را از خطر حملات هوایی مصون بدارد. بر این اساس شرکت های انگلیسی طرحی را ارائه کردند که به موجب آن برای 48 هزار سرباز پناهگاه امن ساخته می شد.هر پناهگاه تونل پولادین داشت و می توانست تا 1200 نفر را در خود جای دهد. یکی از آنها در کنار کاخ ریاست جمهوری بنا شده بود. و پر از تجهیزات الکترونیکی، کامپیوتر،تله پرینت و شبکه های ارتباطی بود و دفتر صدام را با تمام نقاط عراق در تماس دائم قرار می داد. حفاظت از این پناهگاه به گونه ای بود که اگر کسی به داخل آنها رخنه می کرد دوربین های ویدیوئی او را می دیدند و مسلسل های خودکار نصب شده بر روی دیوار ها بر سر و روی او گلوله می باریدند.در راستای همین همکاری ها شرکت مارکنی انگلیس فرستنده های مایکروویو نظامی در اختیار عراق قرار داد و شرکت راکال نیز متعهد شد تا کارخانه تولید پیشرفته ترین رادیوی نظامی جهان را به نام جاگوار در عراق احداث نماید.» مین های ضد نفر ایتالیایی آلن فریدمن(محقق و نویسنده امریکایی): «در یکی از پیچیده ترین خلاف کاری ها در رم، میلیون ها مین مرگ بار با استفاده از یک شرکت قلابی در سنگاپور به عراق فرستاده شدند. عراق به کمک یکی از شعبات بانک «لاوورو» در شمال ایتالیا 9 میلیون مین ضد نفر به ارزش 25 میلیون دلار خریداری نمود. این مین ها ساخت شرکت «والسلا» بود که 50 درصد آن تحت مالکیت شرکت فیات، گروه صنعتی بزرگ ایتالیا و تحت کنترل جیانی آنیلی 72 ساله بود که امروزه نیز به عنوان پادشاه بدون تاج و تخت ایتالیا معروف است. برخی از مین هایی که عراق دریافت نمود از نوع بسیار وحشتناکی است که به راحتی می توان آنها را از هلی کوپتر پخش کرد یا به سادگی روی سطح بیابان انداخت. اگر کسی روی این مین ها پا می گذاشت پای قربانی تا مچ یا حتی ران پا قطع می شد.» فرانسه و فروش جنگنده های میراژ کنت تیرمن(محقق و نویسنده امریکایی): « در ژانویه 1981، تحویل 60 فروند میراژ1F مجهز به موشک که ابتدا از سوی والری ژیسکاردستن معلق شده بود آغاز گشت. در ژوئیه همان سال فرانسه بنی صدر و مسعود رجوی را به عنوان پناهنده سیاسی پذیرفت. رجوی، پاریس را به ستاد اپوزیسیون ایران تبدیل کرد. به دنبال خروج دیپلمات های فرانسه از تهران در سال 1982 فرانسه اقدام به تحویل 5 فروند هواپیمای سوپر اتاندارد مجهز به موشک های اگزوست به عراق کرد.» آلن فریدمن: «تحویل سلاح تقریباً به صورت روزمره ادامه داشت . یکی از پایگاه های ناتو که در مرکز فرانسه احداث شده بود به صورت مرکز بارگیری آنتونوف های نیروی هوایی عراق در آمد. این هواپیماها روزانه به این فرودگاه (فروشگاه تسلیحات) می آمدند و موشک های ساخت فرانسه، بمب های خوشه ای، فیوز و تجهیزات رادار را با خود به عراق می بردند. سازمانهای اطلاعاتی فرانسه در سال 1986 بر آورد کردند که اگر سه هفته از ارسال کمک به عراق خودداری کند،آن کشور شکست خواهد خورد.» خمپاره های دو زمانه فرانسه کنت تیرمن(محقق و نویسنده امریکایی): «معامله 6/1 میلیارد دلاری طرح ولکان یکی از شیرین ترین معاملات فرانسه با عراق بود. 83 توپی که موضوع قرارداد ولکان بود برای طیف وسیعی از مقاطعه کاران تسلیحاتی فرانسه درآمد تولید می کرد.درهمین راستا عراق از شرکت فرانسوی TRT یک فیوز فوق العاده پیشرفته و پیچیده خرید که با نصب آن بر روی دماغه خمپاره ، موجب می شد تا خمپاره درست قبل از رسیدن به زمین منفجر شود. یکی از افراد ارتش فرانسه که خمپاره اندازهای عراقی را در بیابانهای بصره آموزش می داد می گوید:«با یک بار آتش، آنها (ایرانی ها) را تا فاصله یک کیلومتری درو می کردند. همین سلاح بود که جلوی امواج انسانی ایران را گرفت؛ درست مانند نبرد«وردن» در جنگ جهانی اول، آنها مدام آتش می کردند و ایرانی ها واقعا قتل عام می شدند.» مصر کانالی برای فروش تسلیحات ناتو آلن فریدمن(محقق و نویسنده امریکایی): «در طول دهه 80 حسنی مبارک رئیس جمهور مصر حدود 5/3 میلیارد دلار موشک و تسلیحات به عراق فروخت که صدام از پرداختن بهای آن امتناع کرد. در سال 1984 او با همکاران خود در دولت مصر به توافق رسید تا با عراق بر روی برنامه سری موشک های بالستیک دارای قابلیت هسته ای همکاری کند. این برنامه پروژه کندور 2 نام گرفت. مبارک در ملاقات خود با بوش در سال 1986،مصر را به کانالی برای صدور انواع گوناگون فناوری های موشکی ناتو که شرکت های پوشش اروپا به بغداد قاچاق می کردند تبدیل ساخت.» بلژیک و ساخت پایگاه های نظامی برای عراق «صدام در ژوئن 1982 قراردادی به ارزش 830 میلیون دلار با یک شرکت بلژیکی به نام سیکسکو امضا کرد. هدف از این طرح پر هزینه که به نام رمزی پروژه 505 خوانده می شد.آن بود که برای جنگنده های پیشرفته عراقی 800 پناهگاه در عمق 50 متری زمین احداث گردد. سیکسکو که از اعتبارات صادراتی دولت بلژیک استفاده می نمود طی 4 سال 17 پایگاه هوایی و چند مقر نظامی در عراق ایجاد نمود. میراژهای عراق در جریان جنگ با ایران از همین پناهگاه ها خارج می شدند و به پرواز در آمدند. از دیگر شرکای صدام سایبترا، کنسرسیوم بلژیکی بود که با جدیت تمام روی پروژه های عکاشات و القائم کار می کرد و یکی از بزرگترین کارخانه های آزمایشی و تولید فسفات جهان را در این دو منطقه بنا نمود.» 3) کمکهای هسته ای و سلاحهای غیر متعارف: همکاری های هسته ای برزیل کنت تیمرمن(محقق و نویسنده امریکایی): «در همان حال که فرانسه مشغول تکمیل راکتورهای هسته ای در عراق بود، صدام با برزیل قرار داد 10 ساله همکاری هسته ای امضا کرد. این قرارداد که در سال 1972 بسته شد به قدری محرمانه بود که دولت بعدی برزیل مدعی شد از محتوای آن بی خبر بوده است. در یکی از تبصره های قرارداد که به درخواست صدام گنجانده شده بود، برزیل متعهد می شد مقادیر زیادی اورانیوم طبیعی و غنی شده با درصد کم ، تکنولوژی هسته ای، تجهیزات و آموزش مربوطه را در اختیار عراق قرار دهد.» فرانسه و اعطای یک بمب اتمی به عراق وفیق السامرایی(مسئول اسبق بخش ایران در استخبارات عراق): «کمکهای خارجی فرانسه به عراق به جایی رسید که فرستاده آنها به بغداد آمد وبا وزیر دفاع وقت،عدنان خیر الله ملاقات نمود و به او گفت: «فرانسه به طور جدی زمینه اعطای یک بمب اتمی به عراق را بررسی می نماید. می توان برای مجبور کردن ایران به توقف جنگ این بمب را به هدف مشخصی پرتاب کرد.» من تا سال 1984 نسخه ای از این گزارش را که با امضای وزیر دفاع برای صدام ارسال شده بود،در یک صندوق ویژه نگهداری می کردم.» حسین کامل (رئیس صنایع دفاع عراق)در این خصوص می گوید: «واقعیت این است که تلاش ما ساختن بمب اتم بود. منتها با قدرت کم. به این خاطر اگر موفق به پیروزی در جنگ نشدیم آن را علیه ایران به کار ببریم. صدام سال 1990 را برای استفاده از بمب اتم در منطقه جنوبی جنگ تعیین کرده بود. آن روز تنها چیزی که برای صدام اهمیت داشت به پایان رساندن ساخت بمب اتم و استفاده از آن علیه ایران بود.» بمب خوشه ای کارآمد ترین سلاح برای درهم شکستن امواج انسانی آلن فریدمن(محقق و نویسنده امریکایی): «کارلوس کاردوئن رئیس صنایع کاردوئن، به تدریج منافع سرشاری از فناوری بمب خوشه ای و تشویق مقامات ارشد شیلی برای ارسال آن به عراق به دست آورد. او تا آن زمان بمب های خوشه ی به ارزش نیم میلیارد دلار از طریق شیلی به عراق فروخته بود...و به وی اجازه داده شده بود که مقدار زیادی ماده زیرکونیوم را از ایالات متحده وارد کند . این ماده از مواد اصلی تشکیل دهنده بمبهای کوچکی بود که در داخل بمب خوشه ای قرار داده می شد. او به دلایل متعددی از صدام و پینوشه (رئیس جمهور دیکتاتور شیلی)سپاس گذار بود، چرا که صدام بهترین مشتری او بود که در رؤیاهایش می توانست داشته باشد و پینوشه با توسعه تسلیحاتی شیلی او را به نوعی ثروتمند ساخته بود.» 4) کمکهای اطلاعاتی: پیوند ماهواره ای امریکا و عراق کنت تیمرمن محقق و نویسنده امریکایی: «پیوند ماهواره ای در صدر موافقت های بلند مدت عراق و آمریکا بود در مورد تحرکات نیروی هوایی ایران نیز اطلاعات با ارزشی در اختیار ارتش عراق قرار می گرفت، این اطلاعات را آواکسهای آمریکایی مستقر در ریاض، به کمک پرسنل آمریکایی از منطقه نبرد جمع آوری می کردند در همین راستا مجتمع پیشرفته و پر هزینه ای در بغداد ساخته شد تا اطلاعات مستقیماً از ماهواره دریافت شده و پردازش بهتری از اطلاعات بر روی عکس ها صورت پذیرد.» سر لشکر وفیق السامرایی(مسئول اسبق بخش ایران در استخبارات عراق): «این عکسها به گونه ای بود که ما به راحتی می توانستیم تصاویر سربازانی که در پادگان های ایران در حال آموزش هستند را مشاهده کنیم، حتی کسی که در رژه، دست و پایش را به اشتباه حرکت می داد در این عکس ها مشخص بود . هنگامی که کارخانه های سیمان را بررسی می کردیم ، تعداد کیسه هایی که در روی کامیون ها قرار داشت را به راحتی شمارش می کردیم، در عین حال ماهواره ها نتایج حملات هوایی و موشکی را نیز گزارش می دادند.» زمامداران عربستان و دادن گزارشهای محرمانه ایران به عراق مجله ژون آفریک مورخ 9 ژوئن 1982: «زمامداران عربستان درست یک ماه مانده به شروع جنگ، هنگام استقبال از صدام به وی هدیه شاهانه ای دادند و آن گزارشی بود که از سوی دستگاه های سری امریکا تهیه شده بود و در آن اوضاع اقتصادی، اجتماعی و نظامی ایران تشریح شده بود. علاوه بر آن اطلاعات دقیقی درباره وضعیت ارتش ایران، تعداد نفرات آن، مواضع و تجهیزات قابل بهره برداری آن و اطلاعات مختلف دیگر که بسیار محرمانه بود به او منعکس کردند. خلاصه آنکه یک نقشه کامل تهاجم تهیه شده بود.» دراختیار قرار دادن امکانات شناسایی بر اساس عملیات سیاه رادیو های کد گذاری شده ای دراختیار خلبانان عراقی قرار داده شد تا آنها امکان ارتباط با افسران مستقر در کشتی های امریکایی در خلیج فارس را داشته باشند. یک افسر بازنشسته در این رابطه گفت: «هدف این بود که هواپیما های عراقی بر فراز خلیج فارس بتوانند با افسران ما تماس بگیرند. این روابط روزانه باعث شد تا هواپیماهای عراقی بتوانند نفت کش ها و کشتی های تجاری به مقصد ایران را شناسایی کنند و این امر کمک زیادی به عراقی ها در انتخاب اهدافشان می کرد.» 5)کمکهای نیروی انسانی: «سودان در اواسط دی ماه 61 صدها تن از سربازان ارتش خود را به جبهه های جنگ علیه ایران اعزام نمود. همچنین بدستور جعفر نِمیری رئیس جمهور سودان در شهر خارطوم پایتخت این کشور و پاره ی از شهرهای دیگر دفاتری جهت ثبت نام برای اعزام نیرو به جبهه های جنگ علیه ایران دائر گردیده است. جعفر نمیری در مصاحبه با مجله الیوسف چاپ قاهره اذعان می دارد که اعزام نیرو به عراق طبق تصمیمات کنفرانس سران عرب صورت گرفته است.» سر لشکر وفیق السامرایی(مسئول اسبق بخش ایران در استخبارات عراق): «در جهت کمک به عراق، یمن تیپ پیاده العروبه را به عراق فرستاده بود. اردن نیز نیروی الیرموک را به عراق گسیل داشت و سودان داوطلبانی را اعزام داشت که در جبهه شرقی رودخانه میسان در خط مقدم جبهه فعالیت می کردند.» 6)کمکهای مالی: پول، نفت و خاک کویت در خدمت صدام دکتر «فواص بدر»، اقتصاد دان مستقل کویتی: «کویت در جریان جنگ عراق علیه ایران قریب به 15 میلیون دلار پول نقد به عنوان وام بلاعوض در اختیار بغداد قرار داده است و این جدا از نفتی بود که کویت برای عراق صادر می کرد.» «افسران نیروی هوایی کویت اذعان کردند که نیروی هوایی عراق از پایگاه هوایی علی السام کویت در طول جنگ به کرات استفاده می کرده است. این پایگاه چون در رأس خلیج قرار داشت راه عراق را برای هدف قرار دادن سکوهای نفتی خارک 200 کیلومتر کوتاه تر می کرد و این امر به خلبانان عراقی کمک شایانی می نمود.» 7)کمکهای شیمیایی: مقام نخست آلمان در توسعه تسلیحات شیمیایی عراق تیمر من محقق و نویسنده امریکایی: «شرکت آلمانی کارل کولمب سر انجام 6 خط تولید سلاح شیمیایی جداگانه به نام احمد، محمد،عیسی،عانی،مدای و قاضی در مجتمع سامره ایجاد کرد.اولین آنها در سال 1983 و آخرینشان در سال 1986 تکمیل شدند. از گاز خردل و اسید پروسیک تا گازهای عصبی سارین و تابون در این کارخانه تولید می شدند و در خمپاره ها، راکتها و گلوله های توپ جاسازی می شدند. بی تردید این بزرگترین کارخانه سلاح شیمیایی در جهان بود.» رادیو بی بی سی به نقل از مجله اشپیگل: «هیچ کشوری به اندازه آلمان چنین کمک تحقیقاتی و تولیدی به عراق در تهیه یک نوع سلاح کشنده و تعیین کننده نکرده است.» سوئیس و ساخت کارخانه فرآوری اورانیوم کنت تیمرمن (محقق و نویسنده امریکایی): «عراقیها یک شرکت سوئیسی به نام شرکت مهندسی آلسا الو سوئیس را اجیر کردند تا کار بر روی پروژه اورانیوم را آغاز کند... در طول پروژه کارکنان شرکت با هیچ کس تماس نداشتند و طرح آنها در کمال خفا انجام می گردید. بعدها معلوم شد که این شرکت واحد تولیدی خاصی درکارخانه القائم عراق ایجاد کرده تا به استخراج نمک های فلوئور و از جمله فلوئورآمونیم از اسید فسفریک مایع بپردازد. آن طور که کار پیش می رفت القائم به صورت پروژه ای کلیدی در تولید سلاح هسته ای عراق در می آمد و این علاوه بر هزینه اولیه پروژه یعنی تولید مقادیر عظیم مواد شیمیایی برای استفاده در سلاح مرگبار گاز سمی بود.» کمک های شیمیایی و بیولوژیک امریکا به عراق شبکه تلویزیونیABC امریکا: «صدام حسین از یک شرکت امریکایی به نام «آل کولاک»در باتیمور بیش از 500 تن ماده شیمیایی به نام«فیودی گلیکول» خریداری نمود که این ماده به گونه ای بود که در صورت مخلوط شدن با اسید کلریدریک به گاز خردل تبدیل می گردید.» «بنابر گزارشی، شرکتهای خصوصی امریکا در دهه 80 با گرفتن مجوز از طرف وزارت بازرگانی امریکا نمونه هایی از مواد بیولوژیکی و میکروبی را به عراق صادر کرده اند که این مواد از نوع ضعیف شده نبوده و قادر به تولید مثل بوده اند. در میان آنها میکروب سیاه زخم، طاعون و همچنین یک باکتری سمی به نام «ستریدیوم باتولینی» به چشم می خورد.» کشف دخالت اسپانیا در تولید سلاح های شیمیایی عراق «در یکی از عکسهایی که در مجله تایم به چاپ رسید و شهرت بسیاری کسب کرد، هیأت سازمان ملل و روزنامه نگاران غربی با ماسک ضد گاز در حال بررسی یکی از بمب های شیمیایی کارنکرده عراقی بودند . اگر فیوز الکتریکی آن عمل کرده بود این بمب هم مثل بقیه منفجر می شد. به هر حال مأموران سازمان ملل علائمی از روی بمب پیدا کردند و با رد یابی قضیه معلوم شد که جداره بمب ساخت کشور اسپانیا بوده است. فیوزها نیز ساخت یک شرکت اسپانیایی بودند. اگر فیوزها بی عیب و نقص بود و تمام بمب ها در جبهه نبرد منفجر می شد کشف دخالت دولت اسپانیا در برنامه تولید سلاح های شیمیایی عراق چندان آسان به نظر نمی رسید.» 8) کاهش قیمت نفت و قطع صدور نفت ایران: گری سیک(مشاور امنیت ملی کاخ سفید): «تا موقعی که نفت ایران صادر می شود، جنگ ادامه خواهد یافت. بنابراین باید جریان صدور نفت ایران را قطع کرد.» ویلیام فایر،نظریه پرداز غربی: «ما با ایران چه کنیم؟هرچه پول در رگهای عراق تزریق شد، نتیجه نداده است. اگر عراق از دست برود، فردا کویت و پس فردا هم سعودی نیز خواهد رفت. تنها یک روزنه ی امید هست. با سقوط قیمت نفت، ایران دچار شکست می شود و ماشین جنگی آن از کار می افتد. شاید این درمان کارگر شد و این آخرین شانس ماست.» 9) کمکهای مجامع بین المللی: نامه وزارت خارجه امریکا به هیأت نمایندگی دفتر اروپایی سازمان ملل، 14 مارس 1984 «وزارت خارجه به نماینده امریکا در سازمان ملل دستور می دهد که حمایت سایر هیأت های نمایندگی غربی در سازمان ملل را جلب نمایندتا در مورد پیش نویس قطعنامه ایران که استفاده عراق از جنگ افزار شیمیایی را محکوم می کند"رأی ممتنه" دهند . در غیر این صورت، ایالات متحده جریان این قطعنامه را متوقف سازد.» ریچارد مورفی: «تا زمانیکه عراق از سلاح شیمیایی در دفاع از خاک خود و در مقیاس محدود استفاده می کند توسلش به این سلاح "قابل درک" می باشد.» روزنامه لس آنجلس تایمز: «تا آن زمانی که تنها ایرانیان قربانی حملات شیمیایی بودند چه در سازمان ملل و چه در پایتخت های کشور های بزرگ جهان عملاً عزم و اراده سیاسی کافی برای محکوم کردن اینگونه اقدامات وجود نداشت.» واما اعترافات دشمنان در مورد امام و ایران: هراس غرب از رهبری امام خمینی(ره) کنت دامارانش (رئیس سابق سازمان جاسوسی فرانسه): «ایران یکی از قدرت های واقعی منطقه است که دارای ذخایر عظیم نفت در قلمرو وسیع و پرجمعیت خود می باشد؛هزاران سال است که این امپراطوری به عنوان قدرت مسلط کل منطقه شناخته شده است. اکنون در زمان آیت الله خمینی این قدرت چند برابر شده است.» روحیه جسارت و شهامت نیروهای ایرانی کنت دمارانش: «ایرانی ها افراد سرسخت خاورمیانه اند که وقتی دارای احساسات مذهبی می شوند ، دوبرابر خطرناک می شوند. اکنون شناخت، مطالعه و نبرد با آنها در سطوح مختلف، بیشتر از هر زمان دیگری اهمیت یافته است. در حال حاظر ایرانیان شیعه به خوبی برای مبارزه، که همیشه بخش جدایی ناپذیر تاریخ، فرهنگ و مذهب آنها بوده است ، آماده شده اند.» «در اردوگاه های اسرای ایرانی افرادی را دیدیم که قاطعانه برای فدا کردن جان خود در راه اعتقاداتشان آمادگی داشتند. آن منظره منادی جنگ جهانی چهارم بود که ما فقط درک نا مشخصی از آن در ذهن داریم. اعتقادات مذهبی این افراد برای سوق دادن آنها به سوی انجام کارهایی که به طرزغیر قابل باوری سخت بودند، نقش بسزایی داشته است.» خبرگزاری فرانسه -3/1/1363: «تاکتیکهای نظامی ایران از نظر جسارت و شهامت ، در تاریخ مورد استفاده قرار خواهد گرفت.» منابع: 1- جنگ جهانی چهارم، دیپلماسی و جاسوسی در عصر خشونت 2- کنت دمارانش،دیوید ای، اندلمن/سهیلا کیانتاژ/اطلاعات 3- کسوف،آخرین روزهای CIA 4- مارک پری/غلامحسین صالحیار/اطلاعات 5- سیاست امریکا در قبال ایران طی دوره جنگ تحمیلی 6- مجتبی تهامی، گل محمد بهمنی، فتح الله رسولی/وزارت امور خارجه 7- آغاز تا پایان جنگ(سالنمای تحلیلی) 8- محمد درودیان/مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ 9- رویارویی استراتژی ها 10- حسن اردستانی/دوره عالی جنگ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی 11- ریشه های تهاجم(علل و زمینه های شروع جنگ) 12- فرهاد درویشی و گروه نویسندگان/مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ 13- امریکا و بر اندازی جمهوری اسلامی ایران 14- کامران غضنفری/نشرکیا 15- جنگ از نگاهی دیگر(بررسی تحولات سیاسی - اجتماعی) 16- محمد مهدی بهداروند. احمد سوداگر/مؤسسه فرهنگی خادم الرضا علیه السلام 18- سوداگری مرگ 19- کنت ار تیرمن/احمد تدین/مؤسسه خدمات فرهنگی رسا 20- ما اعتراف می کنیم 21- محسن صفی/حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی 22- ویرانی دروازه شرقی 23- وفیق السامرایی/عدنان قارونی/مرکز فرهنگی سپاه 24- دعاوی ایران 25- آلن فریدمن/گروه مترجمان/مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ 26- جنگ ایران و عراق 27- ابوغزاله/ناددر نوروز شاد/مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ
  7. بخش بسیار مهمی از تاريخ معاصر ايران که در ۲۰ سال قبل اتفاق افتاد دوران دفاع مقدس می باشد که در طول تاریخ سه‌هزارساله‌ی ایران از مهم‌ترین جنگ‌های ما می‌باشد که آثار آن حداقل تا چندين ده سال ديگر در جامعه‌ي ما، منطقه و جهان در ابعاد نظامی، اقتصادی، سياسی و فرهنگی باقی خواهد ماند. ما با استفاده از نمايش قدرتمان در این جنگ هم‌اکنون در دنيا قدرت‌نمايی می‌کنيم و خود را بازيگر مهم منطقه و جهان می‌دانيم. ما در طول تاريخ خود جنگ‌های زيادی را تجربه کرده‌ايم. برای نمونه ما هفتصد سال با رومي‌ها و چهارصد سال با عثماني‌ها جنگيده‌ايم. نادرشاه هند را در فاصله‌ي سه هزار کيلومتری از ایران فتح کرد. ولی جنگ ما با عراق ويژگی‌های بسيار خاصی داشت که آن را از سایر جنگ‌ها متمایز می‌کند .سه ويژگی مهم این جنگ عبارت بودند از: * ويژگی‌های حرفه‌ای، فنی و تخصصی کارکنان و تجهیزات ارتش که علی‌رغم مشکلات بسیار، ماهرانه و با رشادت در صحنه‌ي رزم به کار گرفته شدند. * ايثار، اخلاص، ایمان و غيرت ملت ايران که در پشتیبانی از ارتش وارد عمل شدند. این ويژگی‌ها در تمامی اقشار جامعه نمود داشت. سرلشگر ظهيرنژاد، که فرمانده‌ي وقت نيروی زمينی بودند، با احساس خاصی معتقد بود که عراق گذشته از تهاجم نظامی با تجاوز خود به ایران به تاريخ و ­تمدن ما توهين کرده است و باید به شدت تاوان این توهین را بدهد. ما بايد با تاريخ راستين جنگ و اثری که در جامعه و جهان ايجاد کرده است و تبعات آن فعلاً ادامه دارد و انشاءالله اثرات مثبت آن در تاريخ جهان باقی خواهد ماند آشنا شويم. ظاهر و يک قسمت واقع اين است که ما هزار ميليارد دلار خسارت جنگ را متحمل شديم؛ يعنی چندين سال درآمد نفتي‌مان هزينه‌ي جنگ شد، ولی آيا اين همه‌ی خلاصه‌ي دفاع مقدس است؟ ارتش در سال اول جنگ به علت مسائل متعددی قدرت بازدارندگی خود را در میزان بالایی از دست داده بود. از شش لشگر موجود در آن زمان تقریباً چهار لشگر در غرب کشور با ضد انقلاب درگير بود و فقط سه لشگر تقریباً آزاد داشتيم که يکی لشگر ۷۷ پياده بود که در شمال شرق و دومی و سومی لشگرهای ۸۱ و ۹۲ زرهی در غرب و جنوب غرب کشور مستقر بودند. اين در حالی بود که عراق دوازده لشگر خود را وارد خاک ايران کرده بود. دو سال آموزش نظامی در ارتش به علل گوناگون متوقف شده بود، انضباط نظامی در سطح پایین قرار گرفته و امر مهم تعمیر و نگهداری هم دستخوش اشکالات عدیده بود و سلسله مراتب فرماندهی ارتش از هم پاشیده شده و علی‌رغم تلاش فراوان برای ترمیم آن هنوز کامل نشده بود. سپاه نيز هنوز دوران طفوليت و تشکيل را می‌گذراند و بسيج هم تازه‌تشکيل بود و سازمان منسجم و آموزش ديده‌ای به حساب نمی‌آمد. عراق اهداف گوناگونی را در حمله به ايران دنبال می‌کرد. يکی از اين اهداف برنتافتن اسقرار نظام جمهوری اسلامی در ايران بود. با توجه به اینکه حوزه‌های بزرگ و باسابقه‌ي علميه‌ي دينی و همچنين مقابر مقدس ائمه مورد علاقه‌ي شيعيان در اين کشور قرار دارد و رژيم بعثی حاکم بر عراق که حکومت ديکتاتوری و مستبدانه‌ي يک اقليت کوچک بود بر اکثريت مردم عراق که ۶۶ درصد از جمعيت آن شيعيان عراق بودند رژيم بعثی حاکم بر عراق به سختی از استقرار نظام جمهوری اسلامی در ايران و احتمال سرايت و نفوذ آن در شيعيان عراق و برانگيخته شدن مردم مسلمان عراق بر عليه اين حکومت ديکتاتوری در وحشت به سر مي‌برد و نمي‌توانست آن را تحمل کند. اين امر تنها اختصاص به عراق نداشت و با شدت کمتری در ساير رژيم‌های حوزه‌ي خليج فارس و عربستان و حتی کشورهای مسلمان شمال آفريقا هم وجود داشت. دسترسی به منطقه‌ي سرزمينی و نفت خوزستان و يا حداقل بخش شمالی اروند رود، نفرت نژادپرستانه‌ي صدام حسين از ايرانيان، ادعاهای بی‌اساس ارضی عراق در طول مرزهای مشترک و تحریک عراق توسط استکبار جهانی علیه انقلاب اسلامی از دیگر انگیزه‌های عراق در این تجاوز بود. عراق برآورد می‌کرد که از ارتش ايران چيزی باقی نمانده است و آنچه مانده به دليل عدم پشتيبانی غرب و شرق در تأمين ملزومات، قطعات و نيازها هيچ کارايی ندارد. با آغاز تهاجم عراق نيروهای مردمی ما با اينکه سازماندهی مشخصی نداشتند با شور شهادت و عشق دینی و علاقه نسبت به ميهن خود وارد صحنه‌ي جنگ شدند و در قالب سپاه و بسیج علی‌رغم نداشتن آموزش و آمادگی کافی و ساختار سازمانی و عملیاتی به کمک ارتش شتافتند و ارتش هم علی‌رغم افت قدرت دفاعی خود ناشی از دگرگونی انقلابی در جامعه‌ي ايران، نیروهای مسلح و جهاد سازندگی، مردانه و با انگيزه‌ي دفاع از ميهن اسلامی و عشق به شهادت دليرانه به مقاومت در مقابل متجاوز تا پای جان ایستاد و در این کار موفق بود. در طول هشت سال دفاع مقدس، يک ميليون و نهصد و هفتاد هزار نفر بسيجی در جنگ شرکت داشتند. متوسط حضور بسيجيان عزيز در جبهه که هيچ وظيفه‌ي نظامی برای يک لحظه هم نداشتند یازده ماه بوده است. از ارتش نيز علاوه بر۲۷۰ هزار نفر کارکنان پايور، دو ميليون و پانصد هزار نفر پرسنل وظیفه (افسر، درجه‌دار، سرباز) در هشت سال جنگ حضور يافتند که متوسط حضورآنان در جبهه ۲۱ ماه می‌باشد. از ارتش ۱۴۳۶ درجه‌دار وظيفه و ۲۴۶ افسر وظيفه و قريب به ۳۳ هزار سرباز وظيفه و بيش از ۱۰ هزار نفر پايور به شهادت رسيده‌اند. ظرف چند ماه اولیه‌ي جنگ نيروی زمينی سريعاً خود را بازسازی کرد و نيروی هوايی هم در روز اول با پرواز ۱۴۰ فروند هواپيما بر فراز عراق ضربه‌ي سنگينی به آن کشور زد که به صدام شوک شدیدی وارد کرد و ناگزير شد بپذيرد که ارتش اسلامی ايران باقی و قدرتمند است. تا پايان سال دوم جنگ برتری هوايی تا حدودی متعلق به جمهوری اسلامی ايران بود. نيروی هوايی با شهامت و ايثار بسياری وارد عرصه‌های نبرد شد، طوری که در ۱۷ روز اول جنگ ۳۰ خلبان به شهادت رسيدند. در واقع نیروی هوایی جسورانه و مخلصانه برای متوقف کردن پیشروی دشمن و ياری نمودن نيروی زمينی مظلوم وارد عمل شد و با کمک آتش توپخانه و هوانيروز به نيروی زمينی کمک شايان و سرنوشت‌سازی نمود. نيروی دريايی ارتش ایران ظرف ۶۷ روز اول جنگ و به کمک نيروی هوايی نيروی دريايی عراق را به طور کامل از کار انداخت و آن را از صحنه‌ي دریایی خليج فارس خارج کرد که اين برتری تا به امروز هم ادامه دارد. نتیجه اينکه عراق بدون نيروی دريايی شد و این امر باعث شد که ما توانستيم در طول جنگ نفت خود را صادر کنيم که ۹۵ درصد بودجه‌ي کشور در آن زمان از درآمد فروش نفت به دست می‌آمد و اگر این تلاش نیروی دریایی نبود واردات و صادرات کشور ما دچار مشکلات بسیار شدیدی می‌شد. از طرفی دیگر صدور نفت و واردات و صادرات عراق را از مبدأ و يا خلیج فارس به مقصد بنادر عراق مسدود نمودیم. بخشی از نيروهای متخصص فنی مردمی وارد بخش جهاد سازندگی شدند و خدمات ارزشمند و ماندگاری کردند. در طول جنگ در حدود ۲۱۸۰ نفر از جهاد گران جهاد سازندگی که حدود ۳۵۰ نفر از آنان مهندس بودند در جبهه ها شهید شدند. در سال اول جنگ ما دشمن را زمین‌گیر و متوقف نمودیم و شناسایی‌ها در خصوص دشمن را با رزم و عملیات مختلف معمول داشتیم و از طرفی خود را بازسازی کرديم و در حالت پويا بوديم. در پايان سال اول جنگ سپاه نيز به کمک ارتش آمد و اعلام کرد که برای عمليات شکستن حصر آبادان می‌تواند حدود ۲۲۵۰ نفر بسيجی و سپاهی را، در قالب سازمان گردان‌های پیاده، به کمک ارتش بفرستد. لازم به ذکر است که هر گردان ارتش هفتصد تا هشتصد نفر نيرو به همراه تجهيزات و آتش سنگين سازمانی خود دارد. سپاه افراد خود را در گردان‌های ۲۰۰ تا ۳۰۰ نفره‌ي پياده‌ي سبک سازمان داد و به کمک ارتش فرستاد. اولين عمليات بزرگ آفندی ارتش و سپاه عمليات برای شکستن حصر آبادان بود. در اين عمليات، که در شمال آبادان انجام شد، لشگر ۳ زرهی عراق تارومار شد، ۲۰۰۰ نفر اسير شدند و ۹۰ تانک به غنيمت گرفته شد. همچنین منطقه‌ای به وسعت ۱۵۰ کيلومتر مربع از حدود ۱۰ هزار کيلومتر مربعی که عراق در خوزستان اشغال کرده بود در اين عمليات آزاد شد. دو روز بعد از عملیات ثامن‌الائمه هواپيمای ترابری حامل فرماندهان عالی‌رتبه‌ي ارتش، که برای گزارش عمليات به محضر امام راحل(ره) عازم تهران بود، سقوط کرد و ارتش و سپاه تعدادی از فرماندهان خود را از دست دادند. به دنبال آن سرهنگ علی صياد شيرازی به عنوان فرمانده‌ي نيروی زمينی انتخاب گرديد و راهبرد جدیدی را اعلام کرد که از این به بعد عملیات آفندی بزرگ را با مشارکت کامل سپاه و بسیج انجام خواهیم داد. لذا در اين راستا به آموزش سپاه و واگذاری امکانات لازم به سپاه در حد مقدور عمل نمود. عمليات بعدی طريق‌القدس بود که با اجرای آن حدود ۶۰۰ کيلومتر مربع از مناطق اشغالی ميانی خوزستان در غرب سوسنگرد آزاد شد. ارتش در اين عمليات با ۵ تيپ از نيروی زمینی، نيروی هوایی، پدافند، هوانیروز و توپخانه و سپاه نيز در قالب ۳ تيپ پياده وارد عمل گرديد. در سومين عمليات، سپاه نیروهای مردمی خود را در قالب لشگر سازمان داد و به کمک ارتش وارد عمل کرد. ارتش نيز با ۴ لشگر که چيزی حدود ۶۰ هزار نفر نيرو بود وارد عمل گردید. اين عمليات با نام فتح‌المبين در منطقه‌ي شمال خوزستان انجام شد و ۲۴۰۰ کيلومتر مربع از اراضی اشغالی غرب انديمشک و دزفول آزاد گردید. تا اين زمان اکثر عمليات حدود دو، سه یا چهار ماه با يکديگر فاصله‌ي زمانی داشتند. دليل اصلی هم این بود که خط توليد کارخانجات مهمات‌سازی با محدوديت روبه‌رو بود. تولید و تهيه‌ي مهمات و بسیج مردمی و جابه‌جايی نیز زمان می‌برد. نکته‌ي ديگر اينکه اکثر غنایم جنگی نيز به علت کمبودهای تجهيزات سپاه به آن‌ها واگذار مي‌شد. در عمليات بعدی، که بيت‌المقدس نام داشت و منجر به فتح خرمشهر گرديد، توانستیم ۵۴۰۰ کيلومتر مربع را آزاد کنيم و بيشترين تعداد نفرات شرکت‌کننده در اين عمليات بودند. روز سوم خرداد سال ۱۳۶۱ خرمشهر بعد از ۵۲۰ روز اشغال آزاد شد. در اينجا بود که عراق پیشنهاد آتش‌بس کرد. تا زمان آزادسازی خرمشهر شورای ملل متحد فقط يک قطعنامه صادر کرده بود و در آن به واژه‌ي جنگ اشاره نکرده بود و از واژه‌ی «وضعیت موجود» استفاده کرده و در آن ذکر شده بود که برای رفع اختلافات خود طرفين بهتر است با یکدیگر مذاکره کنند! چون اگر واژه‌ي جنگ را به کار می برد، بايد برای متوقف کردن آن اقدام می‌کرد. لازم به ذکر است که علاوه بر اينکه عراق اهداف خود را در جنگ دنبال می‌کرد، سلطه‌ي جهانی هم از اين جنگ بهره‌برداری می‌کرد و به دنبال مطامع خود بود. علاوه بر اين، در آن زمان جهان دوقطبی بود و ايران تنها کشوری بود که شعار «نه شرقی و نه غربی» را می داد. بنابراين هر دو بلوک شرق و غرب با هم بر ضد ايران متحد شده بودند تا کشورهای اقماری آن‌ها از دایره‌ي نفوذ آن‌ها خارج نشوند. شوروی سابق ۹۸ درصد تسليحات عراق را تا آخر جنگ تأمين نمود و به ما اخطار می‌داد که اگر به جنگ خاتمه ندهيد و از اشغال ما در افغانستان حمایت نکنید، به عراق کمک بیشتری خواهیم کرد. در واقع، شوروی با ايران ناسازگار بود. آمريکا نيز به دلايل گوناگون دشمن سخت ايران بود و به عراق کمک‌های اطلاعاتی و سياسی می‌کرد و اروپا و دیگر کشورها هم با فروش سلاح، مهمات شیمیایی و حمایت سیاسی از عراق پشتیبانی می‌کردند. بعد از فتح خرمشهر، چون هنوز بخش‌هایی از ایران در اشغال عراق باقی مانده بودند، ايران آتش‌بس را نپذيرفت. عراق برای رهايی از شکست قطعی و يافتن فرصت برای کسب آمادگی مجدد حیله‌ای تازه طرح کرد و گفت که دو کشور مسلمان به جای جنگ با هم بهتر است که با اسرائيل بجنگند! امام هم در يک اقدام استراتژيک و هوشمندانه نظر دادند که راه قدس از کربلا می‌گذرد؛ يعنی این جنگ توطئه‌ی صیهونیست‌ها و استکبار است و تا کار ما با عراق تمام نشود طرح حمله به اسرائيل يک فريب است. بنا بر گفته‌های حجت‌الاسلام هاشمی رفسنجانی، سؤالی پيش آمده بود که آيا جنگ را متوقف کنيم يا متوقف نکنيم؟ اين سؤال در شورای عالی دفاع و در حضور حضرت امام (ره) مطرح شد. امام فرمودند که جنگ را با عراق تا حصول اهدافمان ادامه دهيد، اما وارد عراق نشويد. در جلسه‌ي ديگری که در حضور امام (ره) برگزار شد به ايشان گفته شد که اجازه بدهيد ما وارد عراق شويم و يک منطقه را تصرف کنيم تا عراق از سایر مناطق اشغالی باقی‌مانده خارج شود و در سر ميز مذاکره برگ برنده‌ای داشته باشيم تا عراق تسليم خواسته‌های مشروع و قانونی ما در دفاع بشود و ورود به داخل عراق در راستای راهبرد پيروزی و تصرف يک منطقه‌ي حساس از خاک عراق به منظور تنبیه متجاوز و دریافت خسارت ضروری است. امام موافقت کردند، اما فرمودند که نبايد در نقاط پرجمعيت عراق وارد شويد و صدمه به مردم عراق وارد نکنيد. لذا عملياتی برای تصرف منطقه‌ي حساس شرق بصره، که کم‌جمعيت هم بود، به نام عمليات رمضان طرح‌ريزی شد که در واقع اولین عبور نيروهای ما از مرز برای تنبيه متجاوز و احقاق حق خودی (دريافت خسارت و بيرون رفتن دشمن از ساير مناطق اشغالی و استقرار قرارداد ۱۹۷۵) بود. منبع: سایت معارف جنگ
  8. عملیات اُپرا نام عملیاتی نظامی است که در ۷ ژوئن ۱۹۸۱ میلادی و در جریان جنگ ایران و عراق، توسط نیروی هوایی اسرائیل علیه تأسیسات اتمی عراق به نام اوسیراک صورت گرفت. انجام این عملیات توسط اسرائیل با دریافت کمک اطلاعاتی از ایران!! میسر شد. عملیات در اواخر دههٔ ۱۹۷۰ عراق یک رآکتور هسته‌ای «کلاس ازیریس» را از فرانسه خریداری کرد. اطلاعات نظامی اسرائیل اینگونه تصور نمود که این کار با هدف تولید پلوتونیوم برای پیشبرد برنامهٔ سلاح‌های هسته‌ای عراق بوده‌است. همچنین اطلاعات نظامی اسرائیل باور داشت تابستان سال ۱۹۸۱ آخرین فرصت برای نابودی رآکتورها پیش از بارگیری سوخت هسته‌ای است. طراح حمله هوایی موفقیت‌آمیز اسرائیل به کوره اتمی ژنرال ابیعام صلع نام داشت جنگنده اف-۱۶ به‌کارگرفته شده توسط ایلان رامون در عملیات اپرا. نام بسیاری از خلبانان نیروی هوایی اسرائیل که در عملیات اپرا شرکت داشتند تا سال‌ها منتشر نشد، اما پس از گذشت دو دهه از انجام آن، نام برخی از خلبانان و طراحان آن منتشر شد که از آن‌جمله می‌توان به ژنرال دان حالوتس (خلبان ایرانی‌الاصل نیروی هوایی اسرائیل) و ایلان رامون نخستین فضانورد اسرائیلی که در حادثه انفجار فضاپیمای کلمبیا کشته شد، اشاره کرد وی بعدها رئیس ستاد کل نیروهای دفاعی اسرائیل شد.