Welcome to رهروان ارتش

از اینکه انجمن ما را برای مطالعه انتخاب کردید از شما متشکریم. 

برای استفاده از امکانات انجمن و برقراری رابطه دوستانه با دیگر اعضا لطفا در انجمن ثبت نام کنید

با تشکر

Search the Community: Showing results for tags 'هلی کوپتر'.

  • Search By Tags

    Type tags separated by commas.
  • Search By Author

Content Type


Forums

  • پست ها و مطالب ویژه
    • پست های ویژه
    • مقالات ویژه
    • ویژه مهمان
  • تاریخ نگار جنگ
    • تاریخ نگار نیروی زمینی
    • تاریخ نگار هوانیروز
    • تاریخ نگار نیروی هوایی
    • تاریخ نگار نیروی دریایی
  • نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران
    • شهدا و ایثارگران قهرمان نزاجا
    • قهرمانان سرافراز نزاجا
    • عملیات ها و دستاوردهای نزاجا در جنگ
    • متفرقه
    • ایده ها، طرح ها و اتاق فکر
  • هوانیروز ارتش جمهوری اسلامی ایران
    • شهدا و ایثارگران قهرمان هوانیروز
    • قهرمانان سرافراز هوانیروز
    • عملیات ها و دستاوردهای هوانیروز در جنگ
    • متفرقه
    • ایده ها، طرح ها و اتاق فکر
  • نیروی پدافند ارتش جمهوری اسلامی ایران
    • شهدا و ایثارگران قهرمان پداجا
    • قهرمانان سرافراز پداجا
    • دستاوردهای پداجا در جنگ
    • متفرقه
    • ایده ها، طرح ها و اتاق فکر
  • نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران
    • شهدا و ایثارگران قهرمان نهاجا
    • قهرمانان سرافراز نهاجا
    • عملیات ها و دستاوردهای نهاجا در جنگ
    • متفرقه
    • ایده ها، طرح ها و اتاق فکر
  • نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران
    • شهدا و ایثارگران قهرمان نداجا
    • قهرمانان سرافراز نداجا
    • عملیات ها و دستاوردهای نداجا در جنگ
    • متفرقه
    • ایده ها، طرح ها و اتاق فکر
  • پروژه ها
    • پروژه های در دست اقدام
    • پروژ های به سرانجام رسیده
  • جهاد خودکفایی ارتش
    • نوآوریها در جنگ
    • جهاد پس از جنگ
  • مقالات علمی و تحقیقات
    • مقالات داخلی
    • پژوهش و ترجمه
  • فرهنگ و هنر
    • پرسش و پاسخ
    • نقاشی و گرافیک
    • صدا
    • تصویر
    • متفرقه
    • انجمن و ورزش
  • ارتش های بیگانه
    • عملیات های نظامی
    • بررسی توان نظامی کشورها
    • دستاوردهای تکنولوژیکی و تاکتیکی
  • شبیه ساز
    • معرفی شبیه ساز ایرانی
    • شبیه سازهای نظامی
  • English Forum
    • The Iranian Air Force
    • The Iranian Ground Forces
    • The Iranian Navy
    • War stories
    • Miscellaneous

Found 1 result

  1. درود و عرض ادب خدمت همه دوستان عزیز امروز توفیقی دست داد که به نمایشگاه کتاب برم و چون معمولا در نمایشگاه کتاب برای همه اطرافیان تحفه ای می آورم ، دوستان حاظر در انجمن نیز بی نصیب نگذاشتم و برای شما عزیزان کتابی با عنوان << جنگ ، انسان، حیوان>> تهیه کرده ام که با شما به اشتراک می گذارم. در پست اول خاطره ای از این کتاب نقل می کنم (دلیلش رو متوجه خواهید شد ) و در پست دوم کتاب رو معرفی خواهم کرد. ******** خرس یکی از نقاط استقرار تیمهای هوانیروز در هشت سال دفاع مقدس، تنگه قوچعلی در منطقه غرب ایلام بود. بهار و تابستان این تنگه به علت داشتن جنگل های سرسبز و طبیعت و آب و هوای آن ، بسیار زیبا و شاداب است، اما در زمستان و روزهای برفی ، سرمای آن غیر قابل تحمل بوده و فقط مردم بومی هستند که خود را با شرایط منطقه وفق داده اند. تاریخ خاطره را به علت گذشت زمان از یاد برده ام، اما فکر می کنم در بهمن ماه 62 یا 63 بود. تیمی از هوانیروز با نیروهای فنی و خلبان و بالگردها بودیم که برای مقابله با دشمن و رساندن آذوقه و سوخت و .. به نیروها و مردم روستاهای دور و نزدیک ، در آن تنگه مستقر شده بودیم. محل استراحت و خواب مان سنگرهای زیرزمینی و سوله بود و محل کارمان قسمتی از تنگه که بالگردها را مستقر کرده بودیم. شب های خوش آب و هوای بهار و تابستان و حتی پاییز را با نشستن اطراف آتش و خوردن کباب و تعریف خاطرات خوش و ناخوش ماموریت ها می گذراندیم و ساعات روز را به پرواز و کمک و درگیری با دشمن. اما در زمستان و ایام سرما ، پس از هر پروازی سریع به سنگر پناه می بردیم که از شر سرما و حیوانات مصون باشیم. در زمستان آن سال، این دومین ماموریتم بود که به آن تنگه آمده بودم. مشکل حادی که علاوه بر مشکلات ذکر شده در آن تنگه اذیتمان میکرد، وجود توالت در فاصله دورتری از سنگرها بود. چاره ای هم نبود، چون اگر نزدیک و یا در جوار سنگرها درست می کردند ، بوی تعفن و سیل جانوران موذی و به خصوص حشرات و عواقب آلودگی آنها به ما هم سرایت می کرد. روز زیاد مهم نبود ، اما در شب که می خواستیم از توالت استفاده کنیم، ترس مواجه شدن با گرگ ها و به خصوص خرس ، باعث می شد که مسلح برویم. نیمه یکی از شبها که به شدت برف و کولاک بود، احتیاج به دستشویی پیدا کردم. هر چه به خود فشار آوردم که شاید بتوانم تا روشن شدن هوا و یا بیدار شدن یک نفر دیگر تحمل کنم ، ممکن نشد. آنقدر کلافه بودم که حتی فراموش کردم اسلحه با خود ببرم. کاپشن پروازم را به سرم انداختم و با برداشتن آفتابه از سنگر بیرون آمدم و تند تند به سمت توالت رفتم. کولاک به حدی شدید بود که فقط چشمانم را از درز کاپشن پرواز که محکم مقابل صورتم گرفته بودم به زمین دوخته و در مسیر باریک توالت جلو می رفتم. نمی دانم چقدر از راه رفته بودم که یک مرتبه با برخورد به جسم نرمی نقش روی برفها شدم. ناخودآگاه فریادهای خرس، خرس و به دادم برسید و ... از دهانم بیرون آمد. در میان همان فریادهایی که از زیر کاپشن از گلو خارج می کردم، یک مرتبه متوجه شدم فریادهای دیگری مشابه کلمات من، بوسیله یک نفر دیگر گفته می شود و کمک می خواهد. در میان ترس و فریادهای کمک خواستن، سر و صدای خنده های بلند و همهمه چند نفر دیگر هم قاطی شده بود. گیج و وحشت زده روی برفها افتاده بودم که یکباره کاپشن با شدت از سر و شانه هایم کشیده شد و همزمان شلیک خنده هم به هوا رفت. خوب که دقت کردم، نیم دایره ای از نیروهای دو سه سنگر را دیدم که اطرافم حلقه زده اند و می خندند. چشم که چرخاندم ، یک نفر دیگر را هم مثل خودم دیدم که چند متر آنطرف تر با چشمان گشاد و صورت ترسیده به افراد نیم دایره نگاه می کرد. وقتی ترسم ریخت و پی به موضوع بردم، خودم هم شروع به خنده کردم. اصل ماجرا این بود که قبل از من یک نفر دیگر با انداختن اورکت به سرش به توالت رفته بود و همزمان با آمدن من ، از توالت خارج و در وسط راه بدون اینکه همدیگر را ببینیم ، با هم برخورد و خیال کرده بودیم با خرس مواجه شده ایم. با شنیدن فریادهای ما ، افراد چند سنگر اسلحه به دست می دوند و با دیدن وضعیت ما شروع به خنده می کنند. فردای آن روز هر جا همدیگر را می دیدیم ، بی اختیار می خندیدیم. راوی: سرهنگ خلبان علی ملایری