Welcome to رهروان ارتش

از اینکه انجمن ما را برای مطالعه انتخاب کردید از شما متشکریم. 

برای استفاده از امکانات انجمن و برقراری رابطه دوستانه با دیگر اعضا لطفا در انجمن ثبت نام کنید

با تشکر

Search the Community: Showing results for tags 'هوادریا'.

  • Search By Tags

    Type tags separated by commas.
  • Search By Author

Content Type


Forums

  • پست ها و مطالب ویژه
    • پست های ویژه
    • مقالات ویژه
    • ویژه مهمان
  • تاریخ نگار جنگ
    • تاریخ نگار نیروی زمینی
    • تاریخ نگار هوانیروز
    • تاریخ نگار نیروی هوایی
    • تاریخ نگار نیروی دریایی
  • نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران
    • شهدا و ایثارگران قهرمان نزاجا
    • قهرمانان سرافراز نزاجا
    • عملیات ها و دستاوردهای نزاجا در جنگ
    • متفرقه
    • ایده ها، طرح ها و اتاق فکر
  • هوانیروز ارتش جمهوری اسلامی ایران
    • شهدا و ایثارگران قهرمان هوانیروز
    • قهرمانان سرافراز هوانیروز
    • عملیات ها و دستاوردهای هوانیروز در جنگ
    • متفرقه
    • ایده ها، طرح ها و اتاق فکر
  • نیروی پدافند ارتش جمهوری اسلامی ایران
    • شهدا و ایثارگران قهرمان پداجا
    • قهرمانان سرافراز پداجا
    • دستاوردهای پداجا در جنگ
    • متفرقه
    • ایده ها، طرح ها و اتاق فکر
  • نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران
    • شهدا و ایثارگران قهرمان نهاجا
    • قهرمانان سرافراز نهاجا
    • عملیات ها و دستاوردهای نهاجا در جنگ
    • متفرقه
    • ایده ها، طرح ها و اتاق فکر
  • نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران
    • شهدا و ایثارگران قهرمان نداجا
    • قهرمانان سرافراز نداجا
    • عملیات ها و دستاوردهای نداجا در جنگ
    • متفرقه
    • ایده ها، طرح ها و اتاق فکر
  • پروژه ها
    • پروژه های در دست اقدام
    • پروژ های به سرانجام رسیده
  • جهاد خودکفایی ارتش
    • نوآوریها در جنگ
    • جهاد پس از جنگ
  • مقالات علمی و تحقیقات
    • مقالات داخلی
    • پژوهش و ترجمه
  • فرهنگ و هنر
    • پرسش و پاسخ
    • نقاشی و گرافیک
    • صدا
    • تصویر
    • متفرقه
    • انجمن و ورزش
  • ارتش های بیگانه
    • عملیات های نظامی
    • بررسی توان نظامی کشورها
    • دستاوردهای تکنولوژیکی و تاکتیکی
  • شبیه ساز
    • معرفی شبیه ساز ایرانی
    • شبیه سازهای نظامی
  • English Forum
    • The Iranian Air Force
    • The Iranian Ground Forces
    • The Iranian Navy
    • War stories
    • Miscellaneous

Found 5 results

  1. صدای ملخ هایشان در جای جای آن روز ها به گوش میرسد ... عملیات های رسکیو بدون نقص که منجر به نجات یک دلاور مرد میشود ... همراهی مردان مرد تکاور در البکر الامیه ... حماسه مروارید ... و هزاران هزار حماسه دیگر که نام هوادریای قهرمان بر بلندای آن خود نمایی می کند درود بر خلبانان دلیر یگان هوادریای نیروی دریایی ارتش ایران
  2. «مسئول تیم آمریکایی‌ها به من گفت: شما به چه حقی به نیروی ما سیلی زدید؟ جواب دادم و گفتم اگر دوباره او را ببینم پوستش را هم می‌کَنَم.» گروه امنیتی – دفاعی خبرگزاری فارس: یگان هوادریا در نیروی دریایی ارتش را باید یکی از گمنام‌ترین و در عین حال موثرترین یگان‌های رزم در نیروهای مسلح بدانیم که چندان در افکار عمومی شناخته شده نیست. این یگان که در واقع واحدهای بالگردی، هواناو و هواپیماهای گشت زنی دریایی ارتش را تحت پوشش خود دارد، چه در سال‌های جنگ و چه سال‌های بعد از آن تا به امروز نقشی اساسی در امنیت آب‌های مرزی کشور -چه در شمال و چه در جنوب- داشته است. سختی کار بر فراز دریا و حساسیت ماموریت‌های محوله نیازمند تخصص و همت بالای پرسنل این یگان است که در طول چند دهه شایستگی خود را به خوبی نشان داده‌اند. برای آشنایی بیشتر با این یگان، ماموریت‌های آن و بازخوانی نقش خلبانان هوادریا در دفاع مقدس، خدمت امیر دریادار دوم «مقصود نیک‌پیام» از فرماندهان سابق این یگان رسیدیم. قرار مصاحبه با ایشان (که هنوز هم بعد از گذشت چند سال از بازنشستگی پرواز می‌کند) در منزل ایشان در غرب تهران هماهنگ شده بود و امیر نیک پیام هم که به تازگی عمل جراحی چشم را پشت سر گذاشته بود، با خوشرویی پذیرای ما بود و با حوصله و دقت سوالات ما را پاسخ داد. امیر «نیک پیام» اصالتا تبریزی است و وقتی 3 سال داشت به دلیل شغل پدرش که معمار بود، به تهران آمد و در سال 50 موفق به اخذ مدرک دیپلم شد و سپس به ارتش پیوست. ایشان دارای دو فرزند(یک دختر و یک پسر) است و عمده خدمت خود را در جنوب کشور انجام داده و معتقد است مردم این خطه علی رغم محرومیت، بسیار قدرشناس‌اند و از خدمت در کنار آنها خاطرات خوبی دارد. ماحصل گفتگو با یکی از خلبانان کارکشته یگان هوادریا که به «شاهین دریا» معروف است را در زیر می‌خوانید. پیش از آن جا دارد تشکر کنیم از علیرضا نیک‌پیام که ما را در انجام هرچه بهتر گفتگو با پدر یاری کرد. ** بدون اطلاع خانواده در کنکور ارتش شرکت کردم * چطور شد که وارد ارتش شدید و چرا خلبانی در نیروی دریایی را انتخاب کردید؟ آن زمان این یگان چقدر شناخته شده بود؟ بسم رب الشهدا و صدیقین علاقه من به حوزه هوایی، از دوران نوجوانی شکل گرفت. در آن مقطع حتی برای حضور در نیروی هوایی ثبت‌نام کردم و بورسیه هم گرفتم ولی به دلیل مخالفت مادرم این کار انجام نشد اما سال 50 پس از فارغ‌التحصیلی از دانشگاه، علی‌رغم اینکه درسم خوب بود، ولی چون هم به ماجراجویی علاقه داشتم و هم ارتشی بودن را به خاطر یونیفورم‌هایی که می‌پوشیدند و نظم خاص شان دوست داشتم، بدون اطلاع خانواده رفتم و برای دانشگاه افسری کنکور دادم و قبول شدم. دو سه سال که گذشت دیدم این فضاها، همه علاقه من را تأمین نمی‌کند. من قبلا به خاطر علاقه‌ای که داشتم، در خصوص نیروی دریایی مطالعه کرده بودم و حتی تاریخ این نیرو را از زمان اردشیر بابکان خوانده بودم و خیلی به این حوزه علاقه داشتم. در آن مقطع دانشگاه افسری برای نیروها سهمیه در نظر گرفته بود و نیروی دریایی هم فقط «تکاور» و «خلبان» نیاز داشت که من برای رسته خلبانی داوطلب شدم. * خب چرا به نیروی هوایی نرفتید؟ خلبان در نیروی دریایی هم با هوا درگیر است و هم دریا و هم زمین. برای همین این رشته پروازی را انتخاب کردم. البته از ابتدا، هم به خلبانی علاقه داشتم و هم از لباس سفید نیروی دریایی و ریش ناخدایی خیلی خوشم می‌آمد. نهایتا خلبان هلی‌کوپتر بِل 212 شدم و تا پایان خدمت با همین هلی‌کوپتر پرواز داشتم. ** پایگاه اصلی هوادریا در بوشهر بود * آموزش‌ها در ایران بود یا به خارج اعزام می‌کردند؟ دوره اولیه را در دانشگاه هواپیمایی کشوری که خلبان‌های آمریکایی آنجا آموزش می‌دادند طی کردم و چون زبانم هم خوب بود به سرعت برای دوره پروازی پذیرفته شدم. در آن مقطع تیمسار «جهانبانی» فرمانده هوادریا بود من وقتی گزارشم را برای استادم نوشتم و به او نشان دادم، خیلی خوشش آمد و علی‌رغم اینکه در آن زمان برخی از دانشجوها برای آموزش به آمریکا می‌رفتند، اما به دلیل اینکه من آموزش‌های کافی را دیده بودم نیازی برای رفتن به آمریکا نبود برای همین من را به بوشهر فرستادند که پایگاه اصلی آنجا قرار داشت. من از سال 54 تا 73 مدت 19 سال پیوسته در بوشهر بودم. البته بعدها یک مقطع 6ماهه برای طی دوره ناوبری به آمریکا رفتم اما در حوزه پروازی نیازی به آموزش در آمریکا نبود. ** 90درصد پرسنل نیروی دریایی در خارج آموزش می‌دید البته در آن مقطع تقریبا 90 درصد پرسنل نیروی دریایی چه درجه‌دار و چه افسر در خارج از کشور و در کشورهایی مثل آمریکا، انگلیس، ایتالیا،‌ فرانسه و ترکیه آموزش می‌دیدند. ** تشکیل «هوادریا» با بکارگیری هواناوها در «خسروآباد» * استارت تشکیل یگان هوادریا از چه زمانی زده شد؟ گویا ابتدا واحدهای هواناو بکار گرفته شدند. در دهه 40 به دلیل اهمیت منطقه -چه در حوزه جنگ و چه تبادلات تجاری- برای اینکه نیروی دریایی بتواند اشراف کافی به منطقه داشته باشد، بکارگیری یگان‌های هواناو ضرورت پیدا کرد که این یگان در «خسروآباد» آبادان تشکیل شد و مدتی بعد واحدهای BH7 و بعد هم SRN6 به این یگان ملحق شد اما چون تحرک هوایی بیشتری نیاز بود به سمت بکارگیری هلی‌کوپتر هم رفتند. ** خرید بالگردهای جدید از «آگوستا بِل» ایتالیا * این احساس نیاز جدای از توان هلی‌کوپتری مستقر در هوانیروز بود؟ در هوانیروز هلی‌کوپترهای جت رنجر (بِل 206) و UH1 (بِل 205) وجود داشت که این مدل از بالگردها در جنگ ویتنام هم امتحان خوبی پس داده بودند اما نیروی دریایی در سال 50 تصمیم گرفت یگان مستقل «هوادریا» را در «خارک» تشکیل دهد که هم هواناوها آنجا مستقر شدند و هم هلی‌کوپترها. مدتی بعد چون هلی‌کوپترهای یک موتوره روی آب مشکل داشت، بکارگیری بالگردهای قوی‌تر و دو موتوره بررسی شد و نهایتا هلی‌کوپتر «بِل 212» را از شرکت «آگوستا وستلند بِل» ایتالیا خریداری کردند. همزمان، بالگردهای SH هم برای انجام عملیات‌های ضدزیرسطحی بررسی و خریداری شد و تصمیم بر این بود که نیروی واکنش سریع در منطقه تشکیل شود که یک ایده خوب بود چرا که حضور واحدهای رزمی مثل تکاورها و بکارگیری هلی‌کوپتر خصوصا در شمال خلیج فارس اهمیت زیادی داشت. ** گسترش هوادریا به چابهار در دستور کار بود * ستاد یگان هم در بوشهر بود؟ خیر. اگرچه یگان هوادریا در بوشهر بود اما ستاد هوادریا در تهران تشکیل شد. در واقع این یگان سه بخش داشت. یک بخش در بوشهر بود و بخش دیگری که عمده واحدها در آن بودند در بندرعباس قرار داشت و قرار بر این بود که در آینده این یگان در چابهار هم گسترش پیدا کند. برای چابهار هم هلی‌کوپترهای مین‌روب RH با توجه به اهمیت تنگه هرمز و دریای عمان در نظر گرفته شد که سال 54 اولین واحدها شامل 6 فروند از این نوع هلی‌کوپتر خریداری شد و خلبان‌ها هم رفتند و آموزش دیدند اما هسته اولیه در بوشهر، شامل 19 فروند بل212 و 18 فروند SH-3D (سی کینگ) و 6 فروند RH-53D (سی استالیون) بود تا وقتی که بندرعباس و چابهار هم آماده شوند. ضمن آنکه بعدها 2 فروند سی کینگ وی آی پی دولت نیز به ناوگان اضافه شد. همچنین در بخش اسکادران بال ثابت نیز هواپیماهای «فوکر27»، «توربو کاماندر»، «شرایک کاماندر» و «فالکن 20» را برای وظیفه گشت دریایی و ترابری پرسنل خریداری کردیم. نهایتا اگر کشورهای حاشیه خلیج فارس حرکتی می‌کردند، همان شب اول می‌توانستیم گردان‌ها را هلی‌برن کرده و برتری خود را در منطقه ثابت کنیم. ** انتقال هواناوها به بندرعباس یک اشتباه مهلک بود * هواناوها در همان خارک ماندند یا آنها هم منتقل شدند؟ هواناوها در خارک مستقر بودند که بعدها به بندرعباس منتقل شدند و این یکی از اشتباهات مهلک بود. بعدها در عملیات‌هایی مثل «بیت‌‌المقدس» و «خیبر» و «شکست حصر آبادان» که خود من هم در آن حضور داشتم بکارگیری این واحدها بسیار به چشم آمد چرا که حجم بالایی از نیروها و نیز خارج کردن بومی‌ها از منطقه توسط همین یگان‌ها صورت می‌گرفت و در غیر اینصورت امکانی برای انجام این کارها نبود. .* سال 57 تا 59 بحرانی‌ترین دوران هوادریا بود * حوادث انقلاب و موضع‌گیری‌های برخی سیاسیون علیه ارتش چقدر بر یگان هوادریا تاثیر گذاشت؟ یگان هوادریا یک یگان جوان و رویایی بود و آخرین مانور آن پیش از انقلاب هم در سال 56 و با حضور شاه برگزار شد و نیروها آمادگی خود را به صورت کامل نشان دادند اما بعدها بواسطه اتفاقاتی که در مقطع انقلاب رخ داد، این یگان هم تحت‌الشعاع قرار گرفت. تنگ‌نظری‌ها شروع شده بود و همان دیدگاهی که امروز می‌گوید ما انرژی هسته‌ای نمی‌خواهیم آن زمان هم همین دید را راجع به یگان هوادریا داشتند. مثل همان افرادی که مثلا می‌گفتند ما هواپیمای F-14 می‌خواهیم چه کار؟ برخی از واحدها را هم گذاشتند برای فروش چون می‌گفتند نیازی به این‌ها نداریم اما همانطور که حضرت امام(ره) فرمود، این جنگ باعث خیر شد چرا که اهمیت این یگان به چشم آمد و هوادریا خودش را نشان داد. در واقع این قدر که این یگان از خودی‌ها ضربه خورد از دشمن ضربه نخورد. * یعنی دولت موقت؟ دولت موقت مثل منافقین می‌خواست ایران را از ارتش تهی کند. در همان مقطع که فرانسه در جنگ به عراق کمک می‌کرد ما پیشنهاد دادیم که از ایتالیا یا فرانسه هلی‌کوپترهای مجهز بخریم اما نشد که یکی از مهم‌ترین دلایلش همان تنگ‌نظری‌ها بود. پیش از عملیات گشت دریایی بر فراز خلیج فارس، دریادار دوم نیکپیام نفر اول از چپ * یعنی حاضر بودند به ایران تجهیزات اینچنینی بفروشند؟ بله می‌شد خرید. برای آنها فروش تجهیزات مهم بود و اصلا برای همین جنگ راه می‌انداختند تا تسلیحاتشان را بفروشند. بعد از سال 57 که فرماندهی هوادریا منحل شد، ما زیر نظر فرماندهی منطقه قرار گرفتیم در حالیکه ستاد این یگان باید افراد متخصص می‌بودند اما این مسائل فراموش شد و مقطع سال 57 تا 59 را می‌توان بحرانی‌ترین سال‌های هوادریا دانست. افرادی برای هدایت یگان منصوب شده بودند که تخصص لازم را نداشتند. مثل اینکه شما یک هواپیمای آخرین مدل را به دست افرادی بدهید که از آن هیچ دانشی ندارند، طبیعی‌ست که آن هواپیما از بین می‌رود. ** برخی نیروی دریایی را در ناو و ناوچه خلاصه می‌کردند من از زمان شاه دل خوشی نداشتم اما مثلا وقتی تیمسار «شفیق» در رأس یگان هوادریا بود، این یگان به خوبی فعالیت می‌کرد و او هم دائم در منطقه حضور داشت اما بعدا یکسری تنگ‌نظری‌ها این یگان را به هم ریخت. در حالیکه این یگان نیاز به پشتیبانی داشت، بعضی‌ها نیروی دریایی را در ناو و ناوچه خلاصه کرده بودند و اگر واحد شناور در دریا کاری می‌کرد آسمان و ریسمان می‌کردند ولی ما اگر صد عملیات هم انجام می‌دادیم کسی حرفی نمی‌زد. ما می‌گفتیم بهترین واحد رزمی در دریا یک ناوچه است که 45 نفر نیروی سازمانی دارد و می‌تواند عملیات سطحی کند اما از زمان ابلاغ تا حرکت برای عملیات، یک زمانی لازم است در حالیکه همان نقش را هلی‌کوپتر با 2 نفر و در حداقل زمان می‌تواند انجام دهد. هم می‌تواند ضد اهداف سطحی عمل کند و هم برای گشت و شناسایی و تجسس و نجات به کار گرفته شود. ** به صورت افسر آمریکایی سیلی زدم و گفتم پوستش را می‌کَنَم * چه زمانی شما فرمانده یگان هوادریا شدید؟ من در سال 55-54 مسئول پروازی اسکادران 212 بودم. آن زمان یک تیم خارجی به نام «تفت» این یگان را هدایت می‌کرد. یک روز صبح که به آشیانه رفتم، دیدم یکی از آمریکایی‌ها با چند نفر از درجه‌دارهای ما در حال صحبت و بگو بخند است. پرسیدم جریان چیست. یکی از درجه‌دارها گفت این آمریکایی دیشب به یکی از دخترهای بوشهری تعرض کرده و داشت خاطره آن را تعریف می‌کرد. من در جا یک سیلی محکم توی گوش آمریکایی زدم و به او گفتم بی‌شرف تو غلط کردی که این کار را انجام دادی. به بچه‌های خودمان هم گفتم شما خجالت نمی‌کشید؟ شرف ندارید؟ ایستادید این ماجرا را تعریف می‌کند و شما می‌خندید؟ 5 دقیقه بعد پایگاه به هم ریخت و فرمانده پایگاه من را خواست. مسئول تیم آمریکایی‌ها به من گفت شما به چه حقی به نیروی ما سیلی زدید؟ من هم گفتم اگر دوباره او را ببینم پوستش را هم می‌کنم. * بهترین یگان ارتش در ارزیابی ستاد کل شدیم همان جا در ذهنم گفتم خدایا می‌شود یک روزی من فرمانده پایگاه شوم و بدون وابستگی به این خارجی‌های فلان فلان شده، برای کشورم کار کنم؟ خدا توفیق داد و من از سال 68 تا 73 فرماندهی یگان هوادریای بوشهر را برعهده گرفتم. ما با کمترین تجهیزات، بیشترین آمادگی رزمی و عملیاتی را داشتم. به طوریکه در ارزیابی‌های ستاد کل بهترین یگان ارتش شدیم و حتی توانستیم بالگرد RH را ظرف 3 ماه در بوشهر اورهال کنیم. ** اولین مانور در شمال با نام «میرزا کوچک‌خان» * چرا تمام ظرفیت‌های هوادریایی در خلیج فارس بود؟ چرا این تحولات را در دریای شما شاهد نبودیم؟ در دریای شمال ما محدودیت‌هایی داشتیم. اگرچه در قرارداد 1921 با شوروی، دریای مازندران 50-50 بین دو کشور تقسیم شده بود اما حضور ما به سواحل برای کارهای ابتدایی مثل شنا کردن و ماهیگیری محدود بود. من وقتی در بوشهر بودم، یکی از اهداف مهم‌مان را حضور در دریای مازندران تعریف کردیم. در سال 73 هم خود من را برای راه‌اندازی این یگان به شمال فرستادند در حالی که آنجا فقط واحد آموزش‌های تخصصی دریایی بود که درجه‌داران را آموزش می‌داد. ما طرح ناوگان دریای مازندران را در انزلی ریختیم. آن موقع امیر شمخانی فرمانده نیرو بود. در آن مقطع واحدهایی را در شمال آماده کردیم و مانوری هم گذاشتیم به نام «میرزاکوچک‌خان» که هم جنبه ملی داشته باشد و هم مذهبی که مورد شناخت مردم منطقه بود. ** حتی در تمرین‌ها هم حق شلیک به سمت دریای خزر را نداشتیم مرکز آموزش توپخانه و ملوان هم در شمال مستقر بود. این مرکز، کار با توپ‌هایی که روی شناورها قرار می‌گرفت را به نیروها آموزش می‌داد اما حتی برای آموزش هم کسی حق شلیک به سمت دریا نداشت. وقتی ما این مانور را در دریای شمال انجام دادیم حتی برخی ما را مسخره می‌کردند و می‌گفتند اینجا یک دریای تجاری است اما ما گفتیم کدام سازمان می‌خواهد برای شما در این منطقه امنیت برقرار کند؟ یادم هست در یک جلسه توجیهی، همین حرف‌ها را زدم و از زمان نادرشاه تا رضاخان مثال می‌آوردم. یکی از اعضای حاضر در جلسه خندید. من از او پرسیدم چرا می‌خندی؟ گفت حر‌ف‌های شما ما را یاد رضاشاه می‌اندازد. من هم گفتم اگر اینطور است، او اهمیت این کار را فهمید ولی تو نمی‌فهمی که لازم است یک نیروی نظامی در این جا حضور داشته باشد. ما در آن مانور از همه شخصیت‌های محلی و رسانه‌ها هم دعوت کردیم اما متأسفانه نماینده وزارت خارجه دائم مخالفت می‌کرد و می‌گفت در این منطقه تنش درست نکنید در حالیکه ما فقط می‌خواستیم فقط در آنجا حضور داشته باشیم. ** دولت قبل درخصوص سهم ایران در خزر بسیار ضعیف عمل کرد من در آن زمان عضو ثابت شورای تأمین استان بودم. در قدم اول، خودم با یک هلی‌کوپتر بر فراز دریای خزر پرواز کردم. آنقدر حال خوبی داشتم که با چند میلیون تومان پول هم این حال به دست نمی‌آمد. حتی تا نزدیکی محل‌ سکوهای نفتی آذربایجان هم رفتیم. یک بار هم که در آن منطقه بویه گذاری کرده بودیم، آذربایجانی‌ها بویه‌ها را با خودشان برده بودند. ما با استفاده از تکاوران رفتیم بویه‌ها را برگرداندیم و به اصطلاح میخ‌مان را محکم در آنجا کوبیدیم. ما در شمال حدود هزار کیلومتر مرز دریایی داریم اما بعد از فروپاشی شوروی سهم 50 درصدی ایران را به 20 درصد کاهش و بعد هم به 11 درصد رساندند که البته دولت قبل در این باره بسیار ضعیف عمل کرد. * بعد از انقلاب از یگان هوادریا هم تجهیزاتی بود که از خارج خریداری شده باشد ولی تحویل ندهند؟ نه چیزی نبود. حتی بعد از انقلاب تعدادی هم هلی‌کوپتر SH و 212 که مصادره شده بود به ما داده شد و دیگر چیزی در خارج از کشور نداشتیم. * یگان هوادریا در جنگ خصوصا در عملیات‌های آبی-خاکی نقش بی بدیلی داشت. در این خصوص فرمایید که چه استفاده‌هایی از بالگردها در صحنه نبرد می‌شد؟ اولا این را بگویم که اگر هوادریا در مقطع جنگ واحدهای اسکرمبل نداشت حتی هواپیماهای نیروی هوایی هم نمی‌توانستند عملیات کنند، کشتی‌ها هم به دریا نمی‌رفتند و اسکورت کاروان‌های تجاری با معضل شدید روبه‌رو می‌شد. ما در اسکورت کشتی‌ها اینطور عمل می‌کردیم که شناورها یکجا جمع می شدند و ما حرکت و امنیت آنها را در دریا بر عهده می‌گرفتیم و اگر این شناورها مورد حمله قرار می‌گرفتند می‌توانستیم افراد حاضر بر روی یگان‌ها را نجات دهیم. برای آنها مین‌روبی می‌کردیم و چَف می‌زدیم تا اگر موشک هم به سمت آنها شلیک می‌شد منحرف شود در صورتی که این کار برای خودمان هم بسیار خطرناک بود اما امنیت کاروان‌ها را تأمین می‌کرد. به هر حال ما توانستیم با حداقل‌ها این واحدها را سرپا نگه داریم. در عملیات حصر آبادان عراقی‌ها تا لوله نورد اهواز آمده بودند و ایستگاه حمید را هم محاصره کرده بودند. در همان مقطع بود که شهید وطن‌پور هم آنجا به شهادت رسید. در ایستگاه حمید یکی از قوی‌ترین لشکرهای ایران یعنی لشکر 92زرهی مستقر بود اما وقتی آقای غرضی استاندار خوزستان شد به بهانه کودتا همه نیروها را پخش و پلا کرد. ما وقتی در منطقه پرواز کردیم به ما گفتند تانک‌هایی که لوله‌شان به آن طرف است خودی‌اند و تانک‌هایی که لوله‌شان به این طرف است تانک‌های دشمن. شاید ما بیشتر از 5-4 لوله تانک به آن طرف ندیدیم ولی از پشت شروع کردیم به زدن انبار مهمات و تانک‌های دشمن که بچه‌های هوانیروز هم با ما همراه بودند و البته در حین برگشت هلی‌کوپتر ما آسیب دید. در همان عملیات شکست حصر آبادان، یکی از هلی‌کوپترهای 212 ما در «چوئیده» فرود اضطراری کرده بود. وضعیت هم طوری بود که چون «اسکید» زیر آن جدا شده بود، بر روی شکم نشست. به علت ناامن بودن منطقه تصمیم گرفته شد تا هلی‌کوپتر به ماهشهر تخلیه شد چون سرمایه کشور به حساب می‌آمد و امکان جایگزینی وجود نداشت، لذا بنده به همراه زنده یاد صادق حجازی به منطقه رفتم و هلی‌کوپتر آسیب دیده را با همان وضعیت زیر آتش دشمن استارت زده و به پرواز در آوردم. سپس با هماهنگی با فرودگاه ماهشهر به دلیل نداشتن اسکید قرار بر این شد که لاستیک تریلی بر روی زمین قرار داده و بر روی آن بشینیم، لذا با قبول خطر و امکان سرنگونی هنگام فرود، توانستیم عملیات تخلیه را با موفقیت انجام دهیم که مانع از بین رفتن یک فروند هلی‌کوپتر در آن شرایط بحرانی شدیم که تا به امروز هم فعال و پروازی است. این روایت ادامه دارد . . .
  3. در این پست به بررسی وضعیت نیروی دریایی ارتش و کارهای انجام شده در یک ماه اول جنگ می پردازیم 31 شهریور ماه 1359 تا 30 مهرماه 1359
  4. قسمت اول - پیش از آغاز رسمی جنگ تحمیلی مقدمه هوادریای ارتش ج.ا.ا، پیش از پیروزی انقلاب اسلامی به سه نمونه بالگرد دریایی مجهز شده بود. بالگردهای AB212 به منظور انجام عملیات ترابری سبک و ضدسطحی توسط موشکهای AS-12 بالگردهای SH3D به منظور انجام عملیات ترابری، تجسس و نجات (SAR) و ضدزیرسطحی مجهز به تجهیزات کشف و نابودی زیرسطحی ها و بالگردهای RH53D به منظور انجام عملیات ترابری سنگین و مین روبی با دستگاه های مین روب مارک 105 در این مقاله، مستند به گزارشها و اسناد موجود در آرشیو دفاع مقدس نداجا، عملکرد موشک های AS-12 نصب شده برروی بالگردهای ضدسطحی، در چند ماهه نخست جنگ تحمیلی مورد بررسی کوتاه قرار میگیرد. پیش از پیروزی انقلاب اسلامی تعداد قابل توجهی از موشکهای AS-12 به خدمت نیروی دریایی ایران درمیاید و مسئولان و فرماندهان نظامی حساب ویژه ای روی عملکرد این موشکها در انهدام اهداف کوچک دریایی اعم از قایقهای گشتی، و ناوچه های ساحلی، باز می کنند. تمریناتی هم چه توسط پرسنل زمینی و خدمه فنی جهت نصب و تست موشکها و چه توسط خلبانان بمنظور هدفگیری و پرتاب انجام شده بود اما بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و وقوع ماجراها و شرایطی که نیازی به ذکر نیست، سطح آمادگی تجهیزات و پرسنل به شدت کاهش پیدا میکند. بطوریکه در گزارش ایستگاه یکم هوادریا (بوشهر) مطابق سند شماره 590126040، مورخ 26 فروردین 59 آمده است: «آمادگی بالگردهای ضدسطحی AB-212 بدین صورت است که در حال حاضر تعداد 2 فروند از این نوع بالگردها جهت پرتاب موشک AS-12 آماده بوده و دو فروند دیگر نیز در حال انجام اقدامات لازم و کسب آمادگی می باشند. ضمنا 4 فروند دیگر از این نوع جهت انجام عملیات هلی برن در خط پرواز مستقر هستند و این نوع بالگرد قادر است 8 نفر را در مسافت نزدیک و 6 نفر را در مسافت دور با تجهیزات کامل جابجا نماید. در ضمن موشکهای AS-12 فقط در شرایط جوی مناسب و دید خوب قابل پرتاب می باشند.» در این گزارش اشکالاتی به شرح زیر در کاربرد و کارایی این موشکها (درعملیات مشترک با ناوها و ناوچه های نداجا بویژه ناوشکنهای ببرو پلنگ) قید شده بود که ایستگاه یکم هوادریا درخواست نموده بود که در طرح ریزی های عملیاتی این اشکالات درنظر گرفته شوند. «1- می بایستی بالگرد در هنگام پرتاب موشک عملا در فاصله حدود 6000 یارد از هدف قرار گیرد که این فاصله برای بالگرد خطرات جدی درپی خواهد داشت. 2- برای پرتاب اولین موشک لازم است که حداقل مدت تقریبی 60 ثانیه از لحظه رویت اکوی بالگرد بر روی صفحه رادار ناو کنترل کننده تا پرتاب موشک بگذرد که زمانی طولانی است. 3- رادارهای موجود در بالگردهای ضدسطحی AB-212 بدون بررسی لازم بر روی این بالگردها نصب شده و فاقد کارایی عملیاتی می باشند و از طرف دیگر در بالگردهای ضدسطحی کاربر رادار در نظر گرفته نشده است. 4- به دلیل سقف کوتاه پروازی بالگرد جهت پرتاب موشک (زیر 500 پا) ناو کنترل کننده جهت هدایت بالگرد به ناچار از رادار سطحی استفاده می نماید که این امر موجب نزدیک شدن ناو کنترل کننده به هدف می گردد. 5- ..... همچنین بالگردهای AB-212 به دلیل نداشتن AFCS قادر به انجام ماموریت در شب بر روی دریا نمی باشند.» نخستین ماموریت درپی اطلاعیه ستاد نداجا مبنی بر برگزاری مانور دریایی در منطقه شمال غربی خلیج فارس توسط کشور عراق و تیراندازی حقیقی از تاریخ 30 فروردین 59 الی 4 اردیبهشت 59، کمیسیونی در منطقه دوم دریایی بوشهر تشکیل می شود تا هماهنگی ها لازم را انجام دهد. در پایان این جلسه دستورالعملی صادر و به همه یگانهای نظامی منطقه ابلاغ میشود که در بخش وظایف ایستگاه هوادریا آمده است. «1- دو فروند بالگرد AB-212 مجهز به موشک آمادگی عملیاتی در روز را داشته باشند. 2- این بالگردها گشت نزدیک منطقه عملیاتی تحت کنترل ناو سرفرماندهی با توجه به بند 1 وظایف ناوتیپ هفتم را بصورت غیرمنظم به انجام رسانند. 3- بالگردهای یاد شده عملیات رزمی روز را بصورت هم آهنگ شده با ناو سرفرماندهی انجام دهند.» مشکل عمده بالگردها در این ماموریت، برد کم عملیاتی آنها بود. درواقع بالگردها برای انجام صحیح و کامل ماموریت به نشست و برخاست از ناوشکنهای ببر یا پلنگ که توانایی پذیرش آنها را داشتند، نیازمند بودند؛ که البته به علت نبود فرصت کافی جهت آماده کردن و اعزام ناوشکنهای فوق به بوشهر، ماموریت گشت عمدتا توسط بالگردهای SH انجام شد. تشکیل نیروی رزمی 421؛ نخستین عملیات رزمی و اولین سانحه نیمه شب سی شهریور 59، نیروی رزمی 421 بعنوان سرفرماندهی نیروی دریایی در منطقه جنوب با تحت امر گرفتن کلیه یگانهای نداجا در منطقه، به فرماندهی جانشین نداجا، ناخدایکم مصطفی مدنی نژاد در بوشهر تشکیل شد تا کلیه امور رزمی و پشتیبانی نیروی دریایی را در منطقه جنوب مدیریت و هدایت کند. بعنوان نخستین دستور عملیاتی، به هوادریای بوشهر دستور داده شد در ساعت 5 صبح همانروز تعداد 4 فروند بالگرد ضدسطحی در دو گروه جهت انهدام یکانهای دریایی کشور عراق به دهانه اروند رود اعزام شوند و پس از درگیری با یکانهای سطحی مذکور و انجام سوخت گیری در ماهشهر، مجددا به بوشهر مراجعت کنند. همچنین به پایگاه ششم بوشهر ابلاغ شد تا دو فروند فانتوم به منظور پشتیبانی از عملیات ضدسطحی و دو فروند دیگر به منظور برقراری پوشش هوایی منطقه آماده استفاده آنی باشند. همچنین به کلیه شناورهای خودی دستور داده میشود تا از منطقه درگیری دور شده تا شناسایی شناورهای عراقی آسانتر باشد. هدف اصلی دو فروند ناوچه اوزا که یکی در حوالی بویه 14 به گل نشسته و دیگری در اطراف آن ناوچه در حال گشت و محافظت است، بود. همچنین قرار بود سایر یگانهای شناور عراقی در منطقه نیز در صورت امکان منهدم شوند. بالگردها اعزام میشوند ولی با توجه به وضعیت جوی و مه گرفتگی منطقه و ناکارآمدی رادار بالگردها که قبلا اشاره شد، موفق به کشف اهداف اصلی نمیشوند و به ناچار به آبادان برمیگردند تا با سوختگیری مجددا به منطقه برگردند. در راه بازگشت و در 5 مایلی جنوبشرقی آبادان، درساعت 0650، بالگرد شماره 411 دچار سانحه شده، سقوط میکند. که در نیتجه نخستین سانحه هوادریا رقم خورده و منجر به شهادت هر سه سرنشین بالگرد میشود. اسامی شهدا: ناخدا سوم خلبان عسگر محتاج (خلبان یکم) ناوبانیکم خلبان سید مصطفی عزیزی (خلبان دوم) مهناوی یکم فنی هوایی محمود علی گردکانی (کروچیف) به دنبال این حادثه نیروی رزمی 421 با درخواست از پایگاه ششم شکاری بوشهر، دو فروند فانتوم مسلح به موشک ضدسطحی ماوریک را جهت انهدام ناوچه ها اعزام میکند که فانتوم ها تنها موفق به شکار یکی از آن ها میشوند. پایان قسمت اول ..... ---------------------------------------------------------------- تقدیم به روح بلند شهدای هوادریا بویژه شهید محتاج ----------------------------------------------------------------- نویسنده حبیب ش منبع
  5. سلام دوستان امیدوارم این مصاحبه را با دقت مطالعه فرمایید نکات شاخصی درباره هشت سال جنگ دارد که به قول امیر سیاری تا کنون به آنها کمتر توجه شده و یا اصلا پرداخته نشده برای نمونه تنها نیروی سازمان یافته در خرمشهر دریایی بوده یا اولین نیرویی که با گروهک ها رسما در خشکی وارد جنگ شد یا تشکیل پست فرماندهی سه روز قبل از شروع رسمی جنگ در بوشهر یا ایجاد قرارگاه در اهواز و... خلاصه سر حوصله مصاحبه را بخوانید. هنوز برخی شهدا در کف دریا آرمیده اندنیروی دریایی ارتش در کارزار مبارزه با گروهکهای ضدانقلاب؛ روایت تازه از دلاوری نیروی دریایی در حماسه خرمشهر و صیانت از سکوهای... جملات فوق فرازهایی از بخش دوم گفتگوی مشروح امیر دریادار حبیب الله سیاری فرمانده نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران در خبرگزاری مهر است که در پی می آید؛ *خبرگزاری مهر- گروه سیاسی: امیر، نقش نیروی دریایی ارتش در دوران دفاع مقدس را چگونه ارزیابی می کنید؟