Welcome to رهروان ارتش

از اینکه انجمن ما را برای مطالعه انتخاب کردید از شما متشکریم. 

برای استفاده از امکانات انجمن و برقراری رابطه دوستانه با دیگر اعضا لطفا در انجمن ثبت نام کنید

با تشکر

Sign in to follow this  
Followers 0

کلیپ دیدنی: پاسخ فرماندهان سابق ارتش به سه دهه تحریف جنگ

35 posts in this topic

دوستان درود  البته   این تحریف ها وبه قول معروف یه تنه به قاضی زدن ها  زیاد میباشند  چند نمونه در خود برنامه ی سپاه پاسداران که یک هفته در میان 4 شنبه ها از شبکه 1پخش میشود افسوس کلیپش را با کلی جست و جو نتوانستم پیدا کنم  ولی اگر اغراق های این برنامه را می دیدید  کلی تعجب میکردید . ولی خوب اگر خودم بیان کنم شاید دوستان حرفم را باور کنند ولی کسانی که عضو سایت نیستند نه  وممکن است  که فکر کنند قصد اینجانب ازبیان این مطالب شایعه پراکنی میباشد و ممکن است باعث تعطیلی انجمن شود !

13

Share this post


Link to post
Share on other sites

دوستان عزیز حالا که این همون سطرهای ناخوانده هست از همه ی کسانی که به طور زنده ندیدند و فقط همین لینک جناب فونیکس رو نگاه کردند توصیه میکنم که اون یکی رو هم دانلود کنند چون به جز این 25 دقیقه ای یه 1 ساعت و 35 دقیقه ای دیگه با حجم 335 مگ هم هست اون رو هم بگیرند ، ببیند ، حالش رو ببرند

لینک کامل ان ویدیو را اگر شما اینجا قرار بدهید شاید بشود در آپارت آپلودش کرد.

12

Share this post


Link to post
Share on other sites

لینک کامل ان ویدیو را اگر شما اینجا قرار بدهید شاید بشود در آپارت آپلودش کرد.

 

در این تایپیک جناب سپید کل ( به جز دو قسمت آخر ) مجموعه رو گذاشتند ( که این همون برنامه 1 مهر هست )

 

این لینک صفحه ی مربوطه

http://eirib.ir/lastnews/100253-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87--%D8%B3%D8%B7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%A7%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%87--%D8%A8%D9%87-%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%A8%D8%AA-%D9%87%D9%81%D8%AA%D9%87-%D8%AF%D9%81%D8%A7%D8%B9-%D9%85%D9%82%D8%AF%D8%B3.html

 

به این صفحه که برید لین دانلود هر دو بخش به صورت مسقیم هست

13

Share this post


Link to post
Share on other sites

امشب محسن رضایی حرف هایی زد که مرغ پخته هم به خنده می افتاد

میخواست 350 تا جنگنده رو طی سه سال اون هم وسط جنگ بسازه ، کل آموزش خلبانی هم 1 سال بود

حالا این 350 تا جنگنده هیچ چی

2500 تا تانک رو کجای دلم بگذارم : SURPRISE :

با افتخار هم میگفت : STARTLE :

13

Share this post


Link to post
Share on other sites

من فکر میکنم وارد قضایای اهانت آمیز نشیم بهتره . دوستان عزیز تجدید نظر فرمایند بلکه بحث سازنده و منطقی و مستند پیش بره . دفاع خوب بهتر از تعریف بد هست . البته منیت های فراوان و خط کشی ها  باعث این عصبیت ها شده که به این شکل ظهور پیدا میکنه .بهر حال  رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود . 

15

Share this post


Link to post
Share on other sites

واقعا هنوز در شوک برنامه دیشبم...

 

تاکتیک جناب رضایی برای بیرون راندن امریکا از خلیج فارس از لحاظ نظامی بی منطق ترین تاکتیک بود...

 

ایشون میگفتن اگر ما 350 هواپیما رو به دست نیاریم و فقط به ما زرهی - منظورشون تانک بود - بدید ما با وجود بمباران امریکایی ها با استفاده از سرعت زرهی میتونیم اون ها رو از خلیج فارس بیرون کنیم!!

 

خب یکی از ایشون نپرسید چه بلایی بر سر یگان های زرهی صدام در کویت  آمد؟

اصلا تجهیزات پدافند هوایی چه جایگاهی در برنامه ایشون داشت؟

 

این تنها یکی از مطالب متناقض ایشون بود و در کل برنامه دیشب واقعا تکان دهنده بود!!

16

Share this post


Link to post
Share on other sites

منظورشون جنگ زمینی بود یا دریایی ؟ چون ناوهای آمریکائیها روی آب هست و برای بیرون کردن اونها تسلیحات دریایی نیازه اونهم قوی تر از ناوگانهای ارتش آمریکا که وقتی در ماموریت هستند چندین ناوچه اسکورت دارند و چندین زیر دریایی عمق را صیانت می کنند و همیشه آواکس ها و ماهواره ها از بالا هوای اونها رو دارند و رادارهای پیشرفته دارند که حد اقل 100 هدف رو در 100 مایلی شناسایی و نابود می کنند و تازه فرضا توانستیم نیروهای اونها رو در خلیج فارس نابود کنیم اونوقت با بمباران و موشک باران تهران چکار خواهیم کرد و دست آخر بمب اتمی که نمونه آن را در هیروشیما و ناکازاکی دیدیم . مگر اینکه آمریکا با تیر غیب رها شده از کمان امداد غیبی نابود شود 

14

Share this post


Link to post
Share on other sites

 امریکا تو خلیج فارس باشه به نفع ما هم هستش چون آرامش و ثبات رو تضمین می کنه وگرنه هر روز باید با این کشورهای حاشیه خلیج فارس دعوا کنیم !

جنگیدن با امریکا خودکشی محض هستش ! فقط چین اون هم به اتکا به جمعیتش شاید بتونه از پس امریکا بر بیاد

12

Share this post


Link to post
Share on other sites

منظورشون جنگ زمینی بود یا دریایی ؟ چون ناوهای آمریکائیها روی آب هست و برای بیرون کردن اونها تسلیحات دریایی نیازه اونهم قوی تر از ناوگانهای ارتش آمریکا که وقتی در ماموریت هستند چندین ناوچه اسکورت دارند و چندین زیر دریایی عمق را صیانت می کنند و همیشه آواکس ها و ماهواره ها از بالا هوای اونها رو دارند و رادارهای پیشرفته دارند که حد اقل 100 هدف رو در 100 مایلی شناسایی و نابود می کنند و تازه فرضا توانستیم نیروهای اونها رو در خلیج فارس نابود کنیم اونوقت با بمباران و موشک باران تهران چکار خواهیم کرد و دست آخر بمب اتمی که نمونه آن را در هیروشیما و ناکازاکی دیدیم . مگر اینکه آمریکا با تیر غیب رها شده از کمان امداد غیبی نابود شود 

 

تایگر4 عزیز هم اشاره کردند استناد ایشون این بود که

چون آمریکا جنگنده های قوی ای داره و قدرت بمباران زیادی داره ماباید از نیروی زرهی استفاده کنید و بتونیم سری پیشروی کنیم و بر آمریکا هم برتری پیدا کنیم

حالا کل این هایی که گفته شد چه ربطی به هم داره

من که سردر نیاوردم

12

Share this post


Link to post
Share on other sites

منظورشون جنگ زمینی بود یا دریایی ؟

 

استاد عزیز ایشون میگفتن طبق برنامه ما در سال 70 به سمت بغداد حرکت میکنیم و احتمالا امریکا برای مقابله با ما در بصره چندیدن لشگر پیاده میکند که ما با استفاده از یگان های زرهی میتوانیم ان ها را شکست دهیم!!

 

نکته جالب این بود که ایشون خیلی جدی میگفتن در ان زمان زیرساخت لازم برای ساخت جنگنده در کشور وجود داشته!! و تازه هزینه خرید تمام این نیازها- هزارن تانک و صدها جنگنده - رو فقط 4 میلیارد دلار ذکر میکردند...

 

هر شخص آشنا با امور نظامی اگر صحبت های امیر سرتیپ عبدالحسین مفید و امیر سرتیپ مسعود بختیاری را با مطالبی که جناب رضایی بیان کردند مقایسه کند متوجه حقایق بسیاری خواهد شد...

 

جالب این بود که جناب رضایی بسیار به بینش نظامی استراتژیک اشاره میکردند در حالی که مطالب ایشان تهی از هرگونه دانش نظامی و بیشتر متکی بر تخیلات و رویاها بود...

 

کلا تناقض در صحبت هاشون بسیار زیاد بود...

15

Share this post


Link to post
Share on other sites

با درود فراوان خدمت تایگر 4 عزیز قربان  جسارتا"  پیرو فرمایشات شما عزیز بزرگوار مطالبی هم بنده ی حقیر اضافه کنم وآن اینکه در یکی از برنامه های شبکه ی 3 که نام آن را به خاطر نمی آورم آقای شمخانی را دعوت کرده بودند مجری برنامه از قول محسن رضایی به آقای شمخانی میگفت  «ما ظرفیت ادامه ی جنگ را داشتیم!!!»که آقای شمخانی ضمن اعتراض به مجری برنامه خیلی رک گفتند من قبول ندارم ! ودر ادامه گفتند ما  بند پوتین خود را حتی نمیتوانستیم تهیه کنیم وسیم خار دارو... خلاصه اینکه سرتان را درد نیاورم صحبتهای  منطقی شمخانی کجا واینگونه اظهارات واستدلات دور از واقعیا ت محسن رضایی  کجا؟

15

Share this post


Link to post
Share on other sites

برای پی بردن به حقایق تاریخ معاصر ایران این متن را بخوانید و به اشتراک بگذارید

از حمله به سفارت آمریکا تا اعدام فرماندهان وطن پرست ارتش

نگاهی دیگر بار و متفاوت به 8 سال جنگ ویرانگر ایران و عراق؛ قرارداد های نظامی را چه کسی و به چه بهایی لغو کرد؟

ابتدا به حمله عراق به کشورمان می‌‌پردازیم؛ آیا صدام به یک‌باره در سی‌ویکم شهریور ۵۹ حمله‌ی سراسریِ خود را به ایران آغاز کرد و فرودگاه‌‌ها را بمباران نمود؟ آیا این حمله، غیرقابلِ پیش‌بینی و غافل‌گیرانه بود؟ گزارش‌‌ها حاکی از آن است که صدام از مدت‌‌ها قبل، تجاوزِ به حریمِ ایران را آغاز کرده بود. سیزدهم فروردین ۱۳۵۸ شهر مرزیِ «مهران» موردِ حمله‌ی هواییِ عراق قرار گرفت و روزِ بعد، یک گروه از ارتشِ عراق به شهرِ مرزی «قصر شیرین» حمله کردند. در هجدهم فروردین ماه ۱۳۵۸ تأسیساتِ نفتیِ «مهران» نیز موردِ حمله‌ی عراق قرار گرفت. در بیست‌و‌چهارم خرداد ۱۳۵۸، نیروی هواییِ عراق پاس‌گاه‌‌های مرزیِ «انجیره»، «نی خزر» و «هلاله» را در غرب و جنوبِ کشور بمباران کرد. در چهاردهم آذر ۱۳۵۸، یک گُردان عراقی به پای‌گاهِ مرزی ایران در منطقه‌ی امیرآباد تجاوز، و این پای‌گاه را تصرف کرد. در هشتم خرداد ۱۳۵۹، عراق، بارِ دیگر به شهرِ «مهران» حمله‌ی هوایی و توپ‌خانه‌‌ای کرد. در دوازدهم شهریور ۵۹، «مهران» بارِ دیگر موردِ حمله‌ی هوایی قرار گرفت. گزارش‌‌ها بیان‌گرِ ۴۶۴ مورد تجاوزِ زمینی، هوایی و دریاییِ عراق به ایران است که از این تعداد ۱۴۸ مورد تجاوزِ هوایی، ۲۹۵ مورد تجاوز زمینی و ۲۱ مورد تجاوز دریایی بوده است.

در کنارِ تمامِ این تجاوزاتِ آشکارِ عراق، نباید از یاد برد که عراق در قضایای کردستان سال ۵۸ نقشِ مخربِ خود در این قضایا را به تمام‌وکمال نشان داد. نقشی که ابراهیم یزدی، وزیر امورِ خارجه‌ی دولتِ موقت نیز به طور رسمی در حاشیه‌ی اجلاسِ سرانِ جنبشِ عدم تعهد در «هاوانا» پایتخت کوبا، ضمن دیدار و گفت‌‌و‌‌گو با «صدام حسین» به او یادآور شد.

مهندس بازرگان در دادگاهِ عباس امیرانتظام برای تشریحِ رابطه‌ی دولت با آمریکا به جلسه‌‌ای اشاره می‌‌کند که مشخص می‌‌شود دولت مهندس بازرگان به دولت عراق حساس‌شده و در پیِ کسبِ اطلاعات از وضعیتِ نظامی این کشور است: «روزی در اتاقِ نخست‌وزیری با حضورِ مهندس امیرانتظام، دکتر چمران، دکتر یزدی و بنده، کاردارِ سفارت آمریکا و آن شخصی که گفته مسئولِ اطلاعاتِ خاورمیانه است، آمدند و اطلاعاتِ خیلی زیادی راجع به این‌که عراق و لشکرهای عراق کجا هستند، به کجا منتقل شدند، کدام‌‌ها طرفدارِ صدام هستند و کدام‌‌ها مخالف هستند، دادند و دستگاهِ پروژکتور هم بود و سؤالاتی هم ما می‌‌کردیم. بعداً دیدیم که خیلی‌‌های آن درست است. لشگرهای غربِ عراق منتقل شده بودند به شرق، و حتی گفتند که در میان این‌‌ها یک لشکر هوایی است که موردِ اعتمادِ صدام است و چیزهای دیگر.»

سؤالی که می‌‌توان در اینجا مطرح کرد این است که با تمامِ نکاتِ ذکرشده که به‌خوبی بیان‌گرِ خباثت‌‌های صدام و تمایلِ او به حمله به ایران است، چه تمهیداتی اندیشیده شد که در صورتِ حمله سراسری عراق، ایران غافلگیر نشده و عکس‌العملی درخور نشان دهد؟

اما اخبارِ تجاوزهای صدام، خبردهنده از یک حمله‌ی عظیم بود، ایران برای مقابله با این حجم از حمله‌ی احتمالیِ صدام چه کرد؟ دولت موقت در آبان ۵۸ استعفا داد و همان‌گونه که بیان شد، در آن زمان که فاصله‌ی یک ساله‌‌ای تا وقوعِ جنگ دارد در صددِ جمع‌آوریِ اطلاعات از عراق بود اما دولتِ بعدی که بر سرِ کار آمده است با توجه به نزدیک‌تر شدن به آغازِ جنگ و بیش‌تر شدنِ تحرکاتِ صدام، چه تمهیداتی اندیشیده بود؟
مسئله دیگری که مطرح است، اسباب و انگیزه‌‌های صدام برای حمله به ایران است. در این مورد به کرات در سخنرانی‌‌ها، مقاله‌‌ها و کتاب‌‌ها به آن پرداخته شده است اما در همین زمینه نیز نکاتی مطرح است که هنوز جای بحث و تأمل دارد. از دیدگاهِ نگارنده با توجه به شخصیتِ صدام و وضعیتِ منطقه، حمله‌‌ی عراق به ایران اجتناب‌ناپذیر بود اما کم‌‌وکیف آن شاید می‌‌توانست متفاوت باشد.

از نکاتی که می‌‌توان در مورد آن پرسش کرد، تأثیرِ تسخیرِ سفارت آمریکا در ۱۳ آبان ۵۸ بر حمله‌ی صدام به ایران است. اکنون جای دارد که بعد از ۳۵ سال از این تسخیر، به دور از جنجال‌‌های سیاسی، به این امر پرداخته شود. به شهادتِ تاریخ این تسخیر، تأثیرِ به‌سزایی در انزوا و تحریمِ ایران در مجامعِ جهانی داشت. همان‌طور که در قبل هم ذکر شد با توجه به قدرت و اطلاعاتِ سازمان امنیت آمریکا، تبادلِ اطلاعاتی با این کشور برای ایران می‌‌توانست دستاوردهایی داشته باشد. البته قرار هم نبود که هر آن‌چه مأمورانِ آمریکایی می‌‌گویند برای ایران وحیِ مُنزل باشد اما روالِ دیپلماسی در دنیا نیز همین است که با کشورها می‌‌توان تبادلِ اطلاعاتی کرد و با تقاطعِ اطلاعاتِ آن‌‌ها، به اخبارِ درست رسید. کاری که دولتِ موقت هم از سفارتِ آمریکا و هم از سفارتِ شوروی درخواست کرد که عجیب آن‌که سفارتِ آمریکا همان‌طور که ذکر شد این کار را انجام داد ولی سفارتِ شوروی از این امر امتناع ورزید.

از دیگر نکاتِ حائزِ اهمیت، وضعیتِ ارتش بعد از پیروزی انقلاب تا حمله‌ی صدام است. جای بحث ندارد که کسی خواستار عدمِ مجازات مسببینِ کشتارِ مردم در زمانِ انقلاب نبود ولی آیا تمامِ اعدام‌‌ها و تصفیه‌‌های امرای ارتش در همین راستا بود؟ چه کسانی و با چه انگیزه‌‌ای در ابتدای انقلاب و سال‌‌های اولیه‌ی آن، شعارِ انحلالِ ارتش را می‌‌دادند؟ نقش حزبِ «توده» در تصفیه‌ی امرای ارتش چه بود؟ رقابت و درگیری‌های ارتش و سپاه ناشی از چه بود؟ پس از انقلاب، چه قراردادهای تسلیحاتی‌ای لغو شد و این قراردادها در چه راستایی بود؟

عده‌‌ای پس از پیروزی انقلاب، شعارِ انحلالِ ارتش را مطرح می‌‌کردند و خواستارِ انحلالِ آن بودند. هجمه‌ی شدیدی علیه ارتش شروع شد و میزانِ این تبلیغات به قدری بود که حتی به مدیرانِ میانی و بالایی نظام نیز نفوذ کرد. طبیعی است که این قبیل تبلیغات و شعارها مایه‌ی دل‌سردی و تضعیفِ ارتش شد. ارتشی که بدنه‌ی آن پس از انقلاب، حُسنِ نیت خود را بارها در حوادثی ثابت کرده بود. برای درکِ هجمه‌ی تبلیغاتی علیه ارتش کافی است به عنوانِ نمونه نگاهی به این دست نوشته‌ی دکتر چمران بیندازیم: «اوه خدایا، ما را متهم می‌‌کنند که با ارتش همکاری می‌‌کنیم! چه اتهامِ وحشتناکی! ما را متهم می‌‌کنند که ارتش را تقویت می‌‌کنیم، چه جرمِ غیر قابل عفوی! آری راست می‌‌گویید، ما با ارتش همکاری می‌‌کنیم تا دشمنِ خبیث را هرچه زودتر از وطن بیرون بیاندازیم. ما ارتش را تقویت می‌‌کنیم تا با همه‌ی توانِ خود، علیه دشمن خارجی بجنگند و این‌‌ها جرم و عیب نیست. مگر همین امروز در صحنه‌ی جنگِ ما برای اخراج دشمنان از میهنِ عزیز محتاج ارتش نیستیم؟»

واقعیتی که نمی‌‌توان آن را انکار کرد، اشتباه و عجله‌کردن در مجازاتِ افسرانِ ارتش بود. پس از پیروزی انقلاب محاکمه و تصفیه‌ی امرای ارتش شروع شد. قضاتِ این دادگاه‌‌ها در مواردی دچار اشتباه در تشخیصِ مصادیق شدند و روحیه‌ی انقلابی‌‌گری و انتقام‌جویی، باعثِ تصفیه و اعدامِ برخی از بی‌‌گناهانِ ارتش شد. برای مصداق، یک مورد از آن‌‌ها را ذکر می‌‌کنیم. فاطمه نواب صفوی در ذکرِ خاطرات‌اش از شهید چمران می‌گوید: «دل‌شکستگی و حتی حسِ گناه را توی صورت دکتر چمران می‌‌دیدی وقتی گفت یکی از تکاورهای اخراجی ارتش را اعدام کرده‌‌اند. خیلی دلش به حال او می‌‌سوخت و با یکی از مسؤولان بحث کرده بود که خیلی عجله کردید. او می‌‌توانست الأن زنده باشد. اگر صبر می‌‌کردید، اگر درست عمل می‌‌کردید، او هم داشت پا‌به‌پای ما می‌‌آمد. خیلی عجله کردید. همه‌‌مان مقصریم.»

در راستای این محاکمه‌‌‌‌ها نباید از نقش مخرب و خیانت‌کارانه‌ی حزب «توده» در پرونده‌سازی برای فرماندهانِ ارتش غافل شد. دکتر صادق طباطبایی در مصاحبه با مجله «اندیشه‌ پویا» به یکی از این موارد در رابطه با نفوذِ این حزب می‌‌پردازد: «نفوذ، در اغلبِ سازمان‌ها و پرونده‌سازی‌های اخلاقی و سیاسی برای مسؤولان و حادثه‌آفرینی و جاسوسی. مثلاً یک مورد آن پهن‌کردنِ دام و توطئه و تدارک و تحریفِ اوراقِ بازجویی برای به‌ترین خلبانانِ نیروی هواییِ ما و سرانجام، تشکیلِ دادگاه و اعدام به اتهامِ جاسوسی برای آمریکا بود. مرحوم شهید فکوری فرمانده‌ی نیروی هوایی پیشِ من گلایه می‌کرد که اینها میهن‌پرست‌ترین خلبان‌های ما بودند. اصلاً در کشوری که تا روزهای قبل از انقلاب، پنجاه هزار مستشارِ نظامی آمریکا حضور داشتند، جاسوسِ آمریکا بودن چه معنایی دارد؟ باید دنبالِ جاسوسِ شوروی گشت.»

مسئله‌ی دیگری که در قسمت‌‌های قبل به گونه‌ی دیگری بیان شد احساساتِ ضد آمریکایی و انقلابی‌‌گری بود که بعضی از گروه‌‌های چپ نیز به آن دامن می‌‌زدند. در بعضی موارد این احساساتِ ضد آمریکایی و ضد امپریالیستی جای‌گزینِ عقل و برنامه‌‌ریزی شد و منجر به اقداماتی شد که برای ایران مضر بود. متن زیر از چمران به خوبی بیان‌گرِ احساساتی است که باعث تصمیماتی غیر عقلانی می‌‌شد: «با هر پدیده‌ی غربی و آمریکایی مخالفت و مبارزه می‌‌کردند. فشار برای فروختن اف‌۱۴و هواپیماهای دیگر شدید بود. در وزارتِ دفاع بودم و می‌‌توانستم مُهمات و اسلحه‌ی آمریکایی بخرم ولی محال بود، جوِ موجود نمی‌‌پذیرفت. عکس‌العمل آن‌چنان بود که هرچیزِ آمریکایی بد است، حتی علم و تکنولوژی آمریکایی. مشکل همان بود که تمیز و تشخیصِ خوب و بد مشکل بود، چون جوِ عمومی و عکس‌العملِ طبیعیِ مردم، فرهنگ و سیاستِ آمریکایی را رد می‌‌کرد. بنابراین همه‌ی پدیده‌‌های غربی را با هم رد می‌‌کرد. لغوِ قراردادها؛ همه‌ی قراردادها. درست است که همه قراردادهای نظامی بد بودند، به مصلحتِ استعمارگران بودند ولی قراردادهایی بود که ۹۰ درصدِ آن پایان یافته بود، پولِ آن را دشمن گرفته بود و اگر قرارداد را لغو می‌‌کردیم همه‌ی قرارداد از بین می‌‌رفت و ضرر می‌‌کردیم. همه‌ی پول‌‌هایی که داده بودیم، از بین می‌‌رفت و حتی جریمه‌ی سنگینی نیز می‌‌بایست می‌‌پرداختیم و به‌هیچ‌وجه مصلحتِ ما نبود که این قراردادها را حذف کنیم ولی جوِ عمومی اجازه نمی‌‌داد و قراردادهای زیادی این چنین لغو شد.»

به ظنِ نگارنده مواردی که ذکر شد در تشویق و به طمع‌انداختنِ صدام برای حمله به ایران نقشِ به‌سزایی داشت و بعضی از مواردِ مذکور در ادامه‌ی جنگ و به درازا کشیدنِ آن نیز مؤثر بود.

در پایان با فرستادنِ درود بر روانِ پاکِ شهیدانِ هشت سال دفاعِ مقدس و قدردانی از جان‌بازانِ عزیزِ کشور، یادآور می‌‌شوم که پرداختن، واکاوی و نقدِ این دوره از تاریخِ کشورمان، ارج نهادن به زحمات و فدارکاری این عزیزان است.

نوشته شده توسط: بهزاد قنبری

14

Share this post


Link to post
Share on other sites

تناقضات زیادی در متن فوق وجود دارد  :

 

در متن اشاره شده که صدام حملات خود رو به ایران از 13 فروردین 58 اغاز کرد و تاریخ تسخیر سفارت امریکا 13 آبان 58 می باشد پس می توان نتیجه گرفت حمله ی عراق به ایران قطعی بود و ربطی به تسخیر سفارت امریکا نداشت !

 

همانطور که تیمسار بختیاری در این فیلم اشاره کردند مجوز حمله ی عراق به ایران رو آمریکا از طریق اردن صادر کرد پس میتوان نتیجه گرفت یکی از عاملان این جنگ (عامل اصلی) امریکا می باشد !

 

تسخیر سفارت امریکا فقط یک بهانه می باشد که ما ایرانی ها(یک عده از ما ایرانی ها) با خود بگوییم (یا به خود بقبولانیم) که در شروع جنگ ما مقصر بودیم نه عراق و امریکا! که اینطور نیست ! ایران کشوری بود که در آن انقلاب شده و بخش عمده ی توان امنیتی و اطلاعاتی خود رو از دست داده بود و هنوز ثبات در ان برقرار نشده و احزاب مشخص نشده بودند ! چطور در کشورهای بی ثبات کنونی مثل افغانستان و عراق  و... وقتی به سفارت امریکا حمله می شود این اتفاقات عادی است ولی در کشور بحران زده (آن زمان) ایران وضعیت این چنین نبود! در تسخیر سفارت انگلیس در دو سال گذشته کاملا دولت ایران مقصر بود چون نیروهای امنیتی ایران شکل گرفته بودند  می بایستی مطابق قوانین بین المللی امنیت سفارت رو تامین می کردند ولی سال 58 وضع فرق میکرد! اگه رهبری کاریزما مانند امام خمینی نبود نمی شد کشور رو جمع کرد و تجزیه ایران قطعی بود ! یادمان نرود در اون اوضاع نابسامان بودند افراد دوراندیش که از این خصوصیت رهبری کاریزماتیک استفاده کرده و جلوی انحلال ارتش و خیلی چیزهای دیگه رو گرفتند ولی زورشون به بقیه نرسید مانند قرارداد ها و چیزهای دیگر ! یادمان نرود خیلی از افرادی که ادعای انقلابی بودن داشتند و در رده های بالا بودند بعدا مشخص شد که مهره ی امریکا و شوروی بودند که از کشور فرار کردند که بهتره اسم نبریم!

 

در کل در بروز این جنگ مردم ایران کاملا بی گناه بودند! نکته ی دیگر اینکه ایران یکی از اولین کشورهای پیوسته به سازمان ملل متحد می باشد و تمامیت ارضی ایران در این شورا تضمین شده ! سیایت مداران دوراندیش ما این پیمان رو امضا کردند برای روزی که کشور دچار عدم ثبات و انقلاب شد تا در آن زمان این پیمان بین المللی جلوی کشور های فرصت طلب همسایه رو بگیرد که نتوانند در امور ایران دخالت کنند یا تهدید نظامی کنند که عملا دیدیم هیچ اقدامی صورت ندادند! که کاملا دخالت امریکا در این موضوع مشخص می باشد !

13

Share this post


Link to post
Share on other sites

اینجا مسئله گناهکار بودن یا نبودن نیست بلکه بستر سازی نا آگاهانه است که برنامه ریزان بین المللی و سیاستمداران خبره و متولیان روابط بین المللی مترصد اینگونه امور هستند تا با کانالیزه کردن وقایع و اتفاقات از جمله اختلافات قومی و مرزی و انقلابات و حرکت های اجتماعی بسوی منافع ملی خود گام بردارند  . میشه گفت ما با اقدامات عجولانه و حرف های غیر سیاستمدارانه و تقلیل و تخریب قوای نظامی مثل ارتش و ژاندارمری و شهربانی و ترساندن منطقه از صدور انقلاب وتوطئه گروههای چپ از جمله توده و فدائیها و نیمه چپ مجاهدین و بسیاری اقدامات دیگر عملا وضعیت را برای تجاوز صدام مهیا کردیم و اشغال سفارت هم مزید بر علت شد و نه علت اصلی . اگر جنگ نشده بود تمامی هلی کوپترها رو پس داده بودیم چون قبل از حمله صدام به ما گفتند هلی کوپترها رو بسته بندی کنیم برای پس دادن و اقدامات اولیه برای ( pac ) کردن هلی کوپترها شروع شده بود . آنهائیکه این دستور را دادند دو عده بودند . آگاهان که می دانستند دارند چکار می کنند و نا آگاهان که تابع شور انقلابی بودند . در مورد تقلیل نفرات لشکر 92 رزهی از 17000 نفر به 8000 نفر هم توسط این دو عده انجام شد . یکی دانسته که دستور داده بود و یکی نادانسته که انجامش داد 

15

Share this post


Link to post
Share on other sites

اینجا مسئله گناهکار بودن یا نبودن نیست بلکه بستر سازی نا آگاهانه است که برنامه ریزان بین المللی و سیاستمداران خبره و متولیان روابط بین المللی مترصد اینگونه امور هستند تا با کانالیزه کردن وقایع و اتفاقات از جمله اختلافات قومی و مرزی و انقلابات و حرکت های اجتماعی بسوی منافع ملی خود گام بردارند  . میشه گفت ما با اقدامات عجولانه و حرف های غیر سیاستمدارانه و تقلیل و تخریب قوای نظامی مثل ارتش و ژاندارمری و شهربانی و ترساندن منطقه از صدور انقلاب وتوطئه گروههای چپ از جمله توده و فدائیها و نیمه چپ مجاهدین و بسیاری اقدامات دیگر عملا وضعیت را برای تجاوز صدام مهیا کردیم و اشغال سفارت هم مزید بر علت شد و نه علت اصلی . اگر جنگ نشده بود تمامی هلی کوپترها رو پس داده بودیم چون قبل از حمله صدام به ما گفتند هلی کوپترها رو بسته بندی کنیم برای پس دادن و اقدامات اولیه برای ( pac ) کردن هلی کوپترها شروع شده بود . آنهائیکه این دستور را دادند دو عده بودند . آگاهان که می دانستند دارند چکار می کنند و نا آگاهان که تابع شور انقلابی بودند . در مورد تقلیل نفرات لشکر 92 رزهی از 17000 نفر به 8000 نفر هم توسط این دو عده انجام شد . یکی دانسته که دستور داده بود و یکی نادانسته که انجامش داد 

 

به نظر میرسد که اگر صدام 6 ماه طاقت می آورد و بعد حمله می کرد (اول فروردین  1360 درست موقع تعطیلات) وضع جنگ شاید طور دیگری رقم می خورد. 

13

Share this post


Link to post
Share on other sites

Create an account or sign in to comment

You need to be a member in order to leave a comment

Create an account

Sign up for a new account in our community. It's easy!


Register a new account

Sign in

Already have an account? Sign in here.


Sign In Now
Sign in to follow this  
Followers 0