Welcome to رهروان ارتش

از اینکه انجمن ما را برای مطالعه انتخاب کردید از شما متشکریم. 

برای استفاده از امکانات انجمن و برقراری رابطه دوستانه با دیگر اعضا لطفا در انجمن ثبت نام کنید

با تشکر

Sign in to follow this  
Followers 0

پاسخ مستند یک فرمانده ارتش به ابهامات اوایل جنگ .

پاسخ مستند یک فرمانده ارتش به ابهامات اوایل جنگ

یکی از فرماندهان پیشکسوت ارتشی گفت: افرادی که می‌گویند عملیات‌ها و تک‌های محدود ارتش که برای شناسایی در آغاز جنگ بودند، شکست خورده هستند، نشان می‌دهد که مطالعه دفاعی و نظامی ندارند و با اصول جنگ ناآشنا هستند.

شهدای ایران: نشست نقد و بررسی عملیات ثامن الائمه (ع) با حضور امیر سرتیپ دوم مروت آزادبخت فرمانده تیپ 55 هوا برد در دوران دفاع مقدس در نمایشگاه ملی کتاب دفاع مقدس برگزار شد.

وی با بیان اینکه عناصر اطلاعاتی ارتش و ژاندارمری پیش از آغاز رسمی جنگ،فعالیت‌ها و تحرکات ارتش عراق را زیر نظر داشتند، گفت: به دنبال این رصدها،گروه‌های اطلاعاتی ارتش مانند امیر سید تراب ذاکری تمام فعالیت‌های رژیم بعثی صدام را به مسئولان کشور گزارش می‌دادند و پوشش اطلاعات گسترده‌ای را از سال 1358 تا لحظه آغاز رسمی جنگ داشتیم. از همین رو این که می‌گویند ارتش غافگیر شد،کاملا نادرست است. بلکه این مسئولان بودند که با نادیده گرفتن گزارش‌ها غافلگیر شدند.

این پیشکسوت ارتشی خاطرنشان کرد: پیش از شش ماه اول سال 1359 از سوی عراق 636 بار مرزهای ایران مورد تجاوز نیروهای هوایی‌، زمینی و دریایی قرار گرفت که 490 مورد آن از سوی وزارت خارجه ایران به سازمان ملل متحد گزارش شد. در آن زمان به دلیل مسائل بعد از انقلاب،ارتش در حال کوچک شدن بود و عده‌ای می‌خواستند تا این یگان نظامی منحل شود. از جمله ‌آن برخی از طرح‌ها به ارتش ابلاغ شده بود مانند خدمت در موطن اصلی‌ و نصف شدن سربازخانه‌ها. ازهمین رو ارتش نیروی انسانی کارآزموده و خوبی در اختیار نداشت چرا که حتی فرماندهان ارتشی را هم تصفیه می‌کردند. با این حال براساس گزارش‌هایی که ارتش به دولت و مجلس ارائه کرد، «طرح ابوذر» از سوی ارتش در 76 صفحه ارائه شد که درآن به بنی‌صدر رئیس جمهور وقت، گزارش احتمالی حمله ارتش عراق بیان شده بود و ارتش مطابق آن طرح‌هایی داشت.

آزادبخت ادامه داد: برابر اصول جنگی،سه مرحله برای جنگی که قرار بود آغاز شود در نظر داشتیم. نخست: کشاندن دشمن در مقابل مواضع قابل دفاع بود تا این مواضع کمبود نیروی انسانی ما را جبران کند و پس از آن شناسایی منطقه و استعداد دشمن در نظر گرفته شد.برای همین،عملیات و تک‌های محدودی طرح‌ریزی و اجرا شد اما متاسفانه امروز این تک‌های محدود را به عنوان عملیات‌های شکست خورده ارتش نام می‌برند.افرادی که می‌گویند این عملیات‌ها شکست خورده هستند که نشان می‌دهد که مطالعه دفاعی ونظامی ندارند و با اصول جنگ ناآشنا هستند.

وی با اشاره به تهاجم نظامی ارتش عراق در شهریورماه 59 خاطر نشان کرد: هرچند ما توانستیم براساس طرح ابوذر پاسگاه‌ها را تقویت کنیم،اما عراقی‌ها توانستند در روز 16 شهریور ماه 59 مناطق «عین‌خوش» و میمک را سه روز بعد به تصرف درآورند. در پی این رخداد، تیمسار ظهیر نژاد‌، بنی‌صدر‌، شهید رجایی‌ و تیمسار فلاحی‌ به منطقه آمدند که در همین دیدار ماشین تیمسار فلاحی را تانک‌های عراقی منهدم کردند اما ایشان قبلا از آن پیاده شده بود. با توجه به این تصرف عراقی‌ها، ازسرهنگ فکوری که آن مسئولیت زمان وزارت دفاع را برعهده داشت،درخواست کردیم که نیرو به منطقه اعزام کند. ایشان چهار فروند هلی‌کوپتر را به منطقه اعزام کردند که عراقی‌ها هرچهار خلبان را به شهادت رساندند اما بعد از آن جنگنده‌های هوایی وارد عمل شدند و توانستند به عراقی‌ها ضربه بزنند. تا قبل از آغاز رسمی جنگ به دنبال همین تحرکات عراقی‌ها، ما صد نفر شهید دادیم. امام در آن زمان فرمودند در مقابل هر گلوله عراقی‌ها هشت گلوله بزنید اما اجازه ندارید شهرها را مورد هدف قرار دهید. این در حالی بود که عراقی‌ها ناجوانمردانه شهرهای ما را مورد هدف قرار می‌دادند. : پس از این رخداد به لشکر 81 طرح ابوذر و به لشکر 92 نیز طرح »حر« ابلاغ شد. روز 26 شهریور ماه نیز نیروهای این دو لشکر به حرکت درآمدند. لشکر 81 باید 650 کیلومتر را پوشش می‌داد و لشکر 92 نیز مسئولیت پوشش منطقه‌ای به وسعت 420 کیلومتر را برعهده داشت. این درحالی بود که هر لشکر در 30 کیلومتر مربع گسترش می‌یابد. بنابراین جنگ زمینی با عراق به صورت رسمی از 26 شهریور ماه 1359 آغاز شد.

آزادبخت در ادامه سخنانش در رابطه با شرایط پیش از آغاز جنگ تحمیلی علیه ایران توضیح داد:عراق با 12 لشکر و 90 تیپ تهاجم خودش را به ایران آغاز کرد و در مجموع بالای 40 هزار نیرو در اختیار داشت اما ما در مقابل استعداد آنها به دلیل کمبود امکانات و نیرو نمی‌توانستیم مقابله نظامی سرسختی انجام بدهیم و باید روند پیشروی آنها را کند می‌کردیم که انجام شد. نسبت توان رزمی و استعدادی ما به عراق 10 به یک بود و آنها بسیار مجهز بودند. عراق تصمیم داشت 48 ساعته خوزستان و ایلام را به تصرف خود در بیاورد و از مرز عبور کند. برای عراق مرزهای غربی ایران در اولویت قرار داشت چرا که ما ایرانیان به راحتی می‌توانستیم به بغداد برسیم. وقتی در آنجا با مقاومت نیروهای ما روبرو شد، از جبهه خوزستان حرکت خود را آغاز کرد.متاسفانه من در کتاب‌ها در رابطه با پیشروی عراقی‌ها از سمت غرب کشور خوانده‌ام که نوشته‌اند آنها توانسته‌اند از مرز خسروی تا قصر شیرین 40 کیلومتر را به تصرف درآورند اما این اشتباه است. حرکت و پیشروی عراقی‌ها 40 کیلومتر به عمق خاک ایران نبوده است،بلکه آنها توانسته‌اند در عرض، این کار را انجام بدهند. چرا که خسروی و قصرشیرین به موازات هم قرار دارند.

وی بیان کرد: آن زمان اشتباهاتی که در رابطه با ارتش عنوان کردند این بود که ارتش در حال طرح یک کودتا است. برای همین به ما تا 16 مهرماه سال 59 اجازه نمی‌دادند که نیروهای خود را به سمت جبهه اعزام کنیم. این تصور نادرست موجب شد کمی در مستقر شدن نیروها در خوزستان وقفه ایجاد شود. علاوه بر این،قرارگاه «لشکر 77» که در مشهد مستقر بود،کاری که باید در دو هفته انجام می‌داد را در دو ماه انجام داد. انتقال نیروها و تجهیزات نظامی بسیار زمان‌بر بود اما متاسفانه ترابری در دیگر بخش‌ها با ما همکاری لازم را نداشتند و گاهی آنها را به اجبار و با پول‌های کلان راضی می‌کردیم تا نیروها را به خوزستان ببرند. یکی از مباحثی که باید به آن اشاره کرد این است که لشکر 77 ما در سه قسمت تقسیم شده بود: یک قسمت آن در خراسان بود چرا که آن زمان شوروی به افغانستان حمله کرده بود. ما در آن شرایط علاوه بر این که با عراق می‌جنگیدیم به مجاهدین افغانی نیز کمک کردیم. چرا که احساس می‌کردیم ممکن است شوروی از آن سمت به ایران حمله کند. قسمتی از این لشکر در کردستان و بخش دیگر آن نیز در خوزستان بود.

وی اظهار کرد:پس از مستقر شدن نیروها در خوزستان باید کاری می‌کردیم تا دو کوهه، اندیمشک و دزفول که گلوگاه‌های اصلی خوزستان بودند به دست دشمن نیفتند. برای همین نیروها را به گونه‌ای مستقر کردیم که بتواند مانعی برای پیشروی ارتش عراق به این سمت باشد و توانستیم قبل از رود کرخه،نیروهای عراقی را زمین‌گیر کنیم. نیروهایی که آن زمان حضور داشتند تعدادی از سپاه خرمشهر و آبادان ، نیروهای مردمی‌، دو گردان از دانشجویان دانشگاه افسری ارتش و دو گردان از تکاوران نیروی دریایی بودند که تحت نظر قرارگاه اروند که سرهنگ فروزان فرماندهی آن را برعهده داشت‌، قرار گرفتند .

آزادبخت یادآور شد: از سوی مقام معظم رهبری که آن زمان نماینده امام در شورای عالی دفاع بودند،آقای رحیم صفوی به دلیل خوش فکری به عنوان مشاور به سرهنگ فروزان معرفی شد.

وی اظهار کرد: در پی مقاومت خرمشهر حدود 500نفر به شهادت رسیدند. ما باید قبل از پادگان «دژ» جلوی پیشروی عراق را می‌گرفتیم که به دلیل ناهماهنگی‌های آن زمان نقشه‌ای برای آن کشیده نشد. اما با این حال تصور اشتباهی است که بگوییم خرمشهر کامل اشغال شد چرا که ما در شرق آن مستقر بودیم. عراقی‌ها توانستند در 19 مهرماه از رود کارون عبور کنند. آبادان برای انگلیسی‌ها ارزش زیادی داشت و شاید یکی از محرک‌هایی که باعث شد عراق به این شهر بیاید، انگلیسی‌ها بودند.

امیر سرتیپ آزاد بخت با اشاره به صدور فرمان امام مبنی بر شکست حصر آبادان در تاریخ 59/8/15 گفت: کارهای شناسایی از آن پس از سوی لشکر 77 انجام شد و در اردیبهشت ماه سال 60 ارتش به نیروی زمینی طرحی را در رابطه با شکست حصر آبادان ابلاغ کرد. به دنبال آن، این طرح به ستاد مشترک ارتش برای تصویب در شورای دفاع ملی رفت و مورد قبول واقع شد. همزمان نیز برادران سپاهی طرحی را در نظر داشتند. تا آن زمان هر کسی کار خودش را انجام می‌داد و از مرداد ماه سال 60 به بعد نیروهای سپاهی و ارتشی به صورت هماهنگ با هم برای انجام عملیات ثامن الائمه طرح‌ریزی کردند. مسئولیت اصلی این عملیات برعهده ارتش و سرهنگ سید شهاب‌الدین جوادی که از بهترین نیروهای ارتشی بود‌، واگذار شد. رحیم صفوی نیز در کنار ایشان حضور داشت. 25 شهریور ماه سال 60 نیز طرحی به نیروی زمینی ارسال کردند اما دو مشکل داشت که آنها رفع شد. کارهای اطلاعاتی را برای انجام این عملیات بچه‌های سپاه انجام دادند.

این فرمانده دوران دفاع مقدس ادامه داد: بنابراین به صورت هماهنگ با سپاه توانستیم طرح عملیات ثامن الائمه را به اجرا دربیاوریم.جالب است بدانید که این عملیات به دلیل دستگیر شدن دو تن از عناصر اطلاعات عملیات نیروهای ایرانی که کالک عملیاتی نیز همراهشان بود به نوعی لو رفته بود اما هماهنگی نیروها و استعداد آنها به قدری زیاد بود که توانستیم 3000 نفر از عراقی‌ها را بکشیم و 1536 نفر را به اسارت در بیاوریم. مدت زمان اجرای عملیات سه روز بود اما ما یک روزه به همه اهداف خود رسیدیم. ارتشی‌ها در آن زمان بالای 30 هزار نیرو در اختیار داشتند و پیش‌بینی این عملیات را هم کرده بودند. بخشی از مناطق اشغالی ما آزاد شد و 100 دستگاه تانک و دیگر تجهیزات سبک و سنگین نیز به غنیمت گرفتیم که همه آنها در اختیار سپاه قرار گرفت. از جمله دستاوردهای مهم این عملیات را می‌توانیم ایجاد انگیزه برای نیروهای ارتشی و سپاهی‌، ارتقای انسجام سپاه و سازماندهی تجهیزات این نیرو اشاره کنیم.

وی در پایان خاطرنشان کرد: به دلیل مقاومت اولیه نیروهای ایرانی در چند روز نخست جنگ و اجرای این عملیات، صدام به واسطه وزیر خارجه اردن از انگلستان خواسته بود که میانجیگری کند و آتش بس اجرایی شود. از طرف دیگر نیز دو گروه از سران کشورهای عربی که به رهبری یاسر عرفات و جنبش غیر متعهدها خواهان آتش بس بودند. این نشان می‌دهد که نیروهای ایرانی با آن شرایطی که داشتند اما خوب توانسته بودند در مقابل عراقی‌ها مقاومت کنند.

ایسنا

27

Share this post


Link to post
Share on other sites

ماشاءالله، به شدّت تشنه از این دست حقایقم.

17

Share this post


Link to post
Share on other sites

بنام خدای ایران

 

خدارا سپاس که بنیان گزاران این تارنما،بیشترین بن پایه ها،داده ها،گزارشها،موشکافی ها،پژوهش ها و یاداوراه ها از 8 سال جنگ ورجاوند آرتش ایران با تازیان دد منش را به مهر دیگر هم وندان اریاییمان،گرداوری نموده اند.

 

سپاس و سد سپاس

 

این رخشاره،شاید پیش از این در یکی از تالارها اورده شده باشد

اگر اینگونه است،پوزش می خواهم .چرا که انچنان تارنما گسترده است و هر برگه اش ،هزاران داده گرانبها را در خود جای داده که نمی توان به تندی و سرسری از انها گذشت،پس من نتوانستم انرا ببینم.

در بخش جستجوی تارنما هم،چیزی نیافتم

 

رخشاره را که پشتیبانی یک کهنه سرباز سرزمین خوبیها  پس از 30 سال از یکه یگان و نیروی کیابان کشورمان را ببینید و  خود دادوری نمایید.

 

ای دریغ از من اگر مستم نسازد افتاب

ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار

17

Share this post


Link to post
Share on other sites

پاسخ مستند یک فرمانده ارتش به ابهامات اوایل جنگ

یکی از فرماندهان پیشکسوت ارتشی گفت: افرادی که می‌گویند عملیات‌ها و تک‌های محدود ارتش که برای شناسایی در آغاز جنگ بودند، شکست خورده هستند، نشان می‌دهد که مطالعه دفاعی و نظامی ندارند و با اصول جنگ ناآشنا هستند.

شهدای ایران: نشست نقد و بررسی عملیات ثامن الائمه (ع) با حضور امیر سرتیپ دوم مروت آزادبخت فرمانده تیپ 55 هوا برد در دوران دفاع مقدس در نمایشگاه ملی کتاب دفاع مقدس برگزار شد.

وی با بیان اینکه عناصر اطلاعاتی ارتش و ژاندارمری پیش از آغاز رسمی جنگ،فعالیت‌ها و تحرکات ارتش عراق را زیر نظر داشتند، گفت: به دنبال این رصدها،گروه‌های اطلاعاتی ارتش مانند امیر سید تراب ذاکری تمام فعالیت‌های رژیم بعثی صدام را به مسئولان کشور گزارش می‌دادند و پوشش اطلاعات گسترده‌ای را از سال 1358 تا لحظه آغاز رسمی جنگ داشتیم. از همین رو این که می‌گویند ارتش غافگیر شد،کاملا نادرست است. بلکه این مسئولان بودند که با نادیده گرفتن گزارش‌ها غافلگیر شدند.

این پیشکسوت ارتشی خاطرنشان کرد: پیش از شش ماه اول سال 1359 از سوی عراق 636 بار مرزهای ایران مورد تجاوز نیروهای هوایی‌، زمینی و دریایی قرار گرفت که 490 مورد آن از سوی وزارت خارجه ایران به سازمان ملل متحد گزارش شد. در آن زمان به دلیل مسائل بعد از انقلاب،ارتش در حال کوچک شدن بود و عده‌ای می‌خواستند تا این یگان نظامی منحل شود. از جمله ‌آن برخی از طرح‌ها به ارتش ابلاغ شده بود مانند خدمت در موطن اصلی‌ و نصف شدن سربازخانه‌ها. ازهمین رو ارتش نیروی انسانی کارآزموده و خوبی در اختیار نداشت چرا که حتی فرماندهان ارتشی را هم تصفیه می‌کردند. با این حال براساس گزارش‌هایی که ارتش به دولت و مجلس ارائه کرد، «طرح ابوذر» از سوی ارتش در 76 صفحه ارائه شد که درآن به بنی‌صدر رئیس جمهور وقت، گزارش احتمالی حمله ارتش عراق بیان شده بود و ارتش مطابق آن طرح‌هایی داشت.

آزادبخت ادامه داد: برابر اصول جنگی،سه مرحله برای جنگی که قرار بود آغاز شود در نظر داشتیم. نخست: کشاندن دشمن در مقابل مواضع قابل دفاع بود تا این مواضع کمبود نیروی انسانی ما را جبران کند و پس از آن شناسایی منطقه و استعداد دشمن در نظر گرفته شد.برای همین،عملیات و تک‌های محدودی طرح‌ریزی و اجرا شد اما متاسفانه امروز این تک‌های محدود را به عنوان عملیات‌های شکست خورده ارتش نام می‌برند.افرادی که می‌گویند این عملیات‌ها شکست خورده هستند که نشان می‌دهد که مطالعه دفاعی ونظامی ندارند و با اصول جنگ ناآشنا هستند.

وی با اشاره به تهاجم نظامی ارتش عراق در شهریورماه 59 خاطر نشان کرد: هرچند ما توانستیم براساس طرح ابوذر پاسگاه‌ها را تقویت کنیم،اما عراقی‌ها توانستند در روز 16 شهریور ماه 59 مناطق «عین‌خوش» و میمک را سه روز بعد به تصرف درآورند. در پی این رخداد، تیمسار ظهیر نژاد‌، بنی‌صدر‌، شهید رجایی‌ و تیمسار فلاحی‌ به منطقه آمدند که در همین دیدار ماشین تیمسار فلاحی را تانک‌های عراقی منهدم کردند اما ایشان قبلا از آن پیاده شده بود. با توجه به این تصرف عراقی‌ها، ازسرهنگ فکوری که آن مسئولیت زمان وزارت دفاع را برعهده داشت،درخواست کردیم که نیرو به منطقه اعزام کند. ایشان چهار فروند هلی‌کوپتر را به منطقه اعزام کردند که عراقی‌ها هرچهار خلبان را به شهادت رساندند اما بعد از آن جنگنده‌های هوایی وارد عمل شدند و توانستند به عراقی‌ها ضربه بزنند. تا قبل از آغاز رسمی جنگ به دنبال همین تحرکات عراقی‌ها، ما صد نفر شهید دادیم. امام در آن زمان فرمودند در مقابل هر گلوله عراقی‌ها هشت گلوله بزنید اما اجازه ندارید شهرها را مورد هدف قرار دهید. این در حالی بود که عراقی‌ها ناجوانمردانه شهرهای ما را مورد هدف قرار می‌دادند. : پس از این رخداد به لشکر 81 طرح ابوذر و به لشکر 92 نیز طرح »حر« ابلاغ شد. روز 26 شهریور ماه نیز نیروهای این دو لشکر به حرکت درآمدند. لشکر 81 باید 650 کیلومتر را پوشش می‌داد و لشکر 92 نیز مسئولیت پوشش منطقه‌ای به وسعت 420 کیلومتر را برعهده داشت. این درحالی بود که هر لشکر در 30 کیلومتر مربع گسترش می‌یابد. بنابراین جنگ زمینی با عراق به صورت رسمی از 26 شهریور ماه 1359 آغاز شد.

آزادبخت در ادامه سخنانش در رابطه با شرایط پیش از آغاز جنگ تحمیلی علیه ایران توضیح داد:عراق با 12 لشکر و 90 تیپ تهاجم خودش را به ایران آغاز کرد و در مجموع بالای 40 هزار نیرو در اختیار داشت اما ما در مقابل استعداد آنها به دلیل کمبود امکانات و نیرو نمی‌توانستیم مقابله نظامی سرسختی انجام بدهیم و باید روند پیشروی آنها را کند می‌کردیم که انجام شد. نسبت توان رزمی و استعدادی ما به عراق 10 به یک بود و آنها بسیار مجهز بودند. عراق تصمیم داشت 48 ساعته خوزستان و ایلام را به تصرف خود در بیاورد و از مرز عبور کند. برای عراق مرزهای غربی ایران در اولویت قرار داشت چرا که ما ایرانیان به راحتی می‌توانستیم به بغداد برسیم. وقتی در آنجا با مقاومت نیروهای ما روبرو شد، از جبهه خوزستان حرکت خود را آغاز کرد.متاسفانه من در کتاب‌ها در رابطه با پیشروی عراقی‌ها از سمت غرب کشور خوانده‌ام که نوشته‌اند آنها توانسته‌اند از مرز خسروی تا قصر شیرین 40 کیلومتر را به تصرف درآورند اما این اشتباه است. حرکت و پیشروی عراقی‌ها 40 کیلومتر به عمق خاک ایران نبوده است،بلکه آنها توانسته‌اند در عرض، این کار را انجام بدهند. چرا که خسروی و قصرشیرین به موازات هم قرار دارند.

وی بیان کرد: آن زمان اشتباهاتی که در رابطه با ارتش عنوان کردند این بود که ارتش در حال طرح یک کودتا است. برای همین به ما تا 16 مهرماه سال 59 اجازه نمی‌دادند که نیروهای خود را به سمت جبهه اعزام کنیم. این تصور نادرست موجب شد کمی در مستقر شدن نیروها در خوزستان وقفه ایجاد شود. علاوه بر این،قرارگاه «لشکر 77» که در مشهد مستقر بود،کاری که باید در دو هفته انجام می‌داد را در دو ماه انجام داد. انتقال نیروها و تجهیزات نظامی بسیار زمان‌بر بود اما متاسفانه ترابری در دیگر بخش‌ها با ما همکاری لازم را نداشتند و گاهی آنها را به اجبار و با پول‌های کلان راضی می‌کردیم تا نیروها را به خوزستان ببرند. یکی از مباحثی که باید به آن اشاره کرد این است که لشکر 77 ما در سه قسمت تقسیم شده بود: یک قسمت آن در خراسان بود چرا که آن زمان شوروی به افغانستان حمله کرده بود. ما در آن شرایط علاوه بر این که با عراق می‌جنگیدیم به مجاهدین افغانی نیز کمک کردیم. چرا که احساس می‌کردیم ممکن است شوروی از آن سمت به ایران حمله کند. قسمتی از این لشکر در کردستان و بخش دیگر آن نیز در خوزستان بود.

وی اظهار کرد:پس از مستقر شدن نیروها در خوزستان باید کاری می‌کردیم تا دو کوهه، اندیمشک و دزفول که گلوگاه‌های اصلی خوزستان بودند به دست دشمن نیفتند. برای همین نیروها را به گونه‌ای مستقر کردیم که بتواند مانعی برای پیشروی ارتش عراق به این سمت باشد و توانستیم قبل از رود کرخه،نیروهای عراقی را زمین‌گیر کنیم. نیروهایی که آن زمان حضور داشتند تعدادی از سپاه خرمشهر و آبادان ، نیروهای مردمی‌، دو گردان از دانشجویان دانشگاه افسری ارتش و دو گردان از تکاوران نیروی دریایی بودند که تحت نظر قرارگاه اروند که سرهنگ فروزان فرماندهی آن را برعهده داشت‌، قرار گرفتند .

آزادبخت یادآور شد: از سوی مقام معظم رهبری که آن زمان نماینده امام در شورای عالی دفاع بودند،آقای رحیم صفوی به دلیل خوش فکری به عنوان مشاور به سرهنگ فروزان معرفی شد.

وی اظهار کرد: در پی مقاومت خرمشهر حدود 500نفر به شهادت رسیدند. ما باید قبل از پادگان «دژ» جلوی پیشروی عراق را می‌گرفتیم که به دلیل ناهماهنگی‌های آن زمان نقشه‌ای برای آن کشیده نشد. اما با این حال تصور اشتباهی است که بگوییم خرمشهر کامل اشغال شد چرا که ما در شرق آن مستقر بودیم. عراقی‌ها توانستند در 19 مهرماه از رود کارون عبور کنند. آبادان برای انگلیسی‌ها ارزش زیادی داشت و شاید یکی از محرک‌هایی که باعث شد عراق به این شهر بیاید، انگلیسی‌ها بودند.

امیر سرتیپ آزاد بخت با اشاره به صدور فرمان امام مبنی بر شکست حصر آبادان در تاریخ 59/8/15 گفت: کارهای شناسایی از آن پس از سوی لشکر 77 انجام شد و در اردیبهشت ماه سال 60 ارتش به نیروی زمینی طرحی را در رابطه با شکست حصر آبادان ابلاغ کرد. به دنبال آن، این طرح به ستاد مشترک ارتش برای تصویب در شورای دفاع ملی رفت و مورد قبول واقع شد. همزمان نیز برادران سپاهی طرحی را در نظر داشتند. تا آن زمان هر کسی کار خودش را انجام می‌داد و از مرداد ماه سال 60 به بعد نیروهای سپاهی و ارتشی به صورت هماهنگ با هم برای انجام عملیات ثامن الائمه طرح‌ریزی کردند. مسئولیت اصلی این عملیات برعهده ارتش و سرهنگ سید شهاب‌الدین جوادی که از بهترین نیروهای ارتشی بود‌، واگذار شد. رحیم صفوی نیز در کنار ایشان حضور داشت. 25 شهریور ماه سال 60 نیز طرحی به نیروی زمینی ارسال کردند اما دو مشکل داشت که آنها رفع شد. کارهای اطلاعاتی را برای انجام این عملیات بچه‌های سپاه انجام دادند.

این فرمانده دوران دفاع مقدس ادامه داد: بنابراین به صورت هماهنگ با سپاه توانستیم طرح عملیات ثامن الائمه را به اجرا دربیاوریم.جالب است بدانید که این عملیات به دلیل دستگیر شدن دو تن از عناصر اطلاعات عملیات نیروهای ایرانی که کالک عملیاتی نیز همراهشان بود به نوعی لو رفته بود اما هماهنگی نیروها و استعداد آنها به قدری زیاد بود که توانستیم 3000 نفر از عراقی‌ها را بکشیم و 1536 نفر را به اسارت در بیاوریم. مدت زمان اجرای عملیات سه روز بود اما ما یک روزه به همه اهداف خود رسیدیم. ارتشی‌ها در آن زمان بالای 30 هزار نیرو در اختیار داشتند و پیش‌بینی این عملیات را هم کرده بودند. بخشی از مناطق اشغالی ما آزاد شد و 100 دستگاه تانک و دیگر تجهیزات سبک و سنگین نیز به غنیمت گرفتیم که همه آنها در اختیار سپاه قرار گرفت. از جمله دستاوردهای مهم این عملیات را می‌توانیم ایجاد انگیزه برای نیروهای ارتشی و سپاهی‌، ارتقای انسجام سپاه و سازماندهی تجهیزات این نیرو اشاره کنیم.

وی در پایان خاطرنشان کرد: به دلیل مقاومت اولیه نیروهای ایرانی در چند روز نخست جنگ و اجرای این عملیات، صدام به واسطه وزیر خارجه اردن از انگلستان خواسته بود که میانجیگری کند و آتش بس اجرایی شود. از طرف دیگر نیز دو گروه از سران کشورهای عربی که به رهبری یاسر عرفات و جنبش غیر متعهدها خواهان آتش بس بودند. این نشان می‌دهد که نیروهای ایرانی با آن شرایطی که داشتند اما خوب توانسته بودند در مقابل عراقی‌ها مقاومت کنند.

ایسنا

با سلام . با خواندن این دست مقالات به دو راهی میرسم . نمی دانم بگریم یا بخندم . خوشحال باشم یا از غصه بمیرم . کاش آدرس رسمی این منبع ذکر میشد . مگر میشود یک ارتشی در مقابل تحرکات دشمن بی تفاوت بوده باشد ؟ آری مسئولین بی تجربه بودند و فرماندهان بجا مانده از ارتش قدرتمند کشور رو به چشم خائن می دیدند . خائنانی که وفادارتر از هر با وفایی بودند . در هیچ انقلابی سابقه نداشته است که با نظامیان بجا مانده از حکومت قبل اینگونه بی رحمانه رفتار کنند . اگر قرار باشد هر نظامی بابت خدمت به کشور و مردم توسط حکومت بعدی مجازات بشه پس نباید اصلا ارتشی داشته باشیم و نیروی نظامی . هر نظامی در هر حکومتی سوگند یاد میکند تا به کشور و ملتش وفادار باشد . وفادار بودن جرم نیست . مجازات هم ندارد . دنیا باید بداند که ارتشیان ایران در تمام طول تاریخ ارزشمند خود وفادارترین نظامیان بوده و هستند . مگر میشود کشورت مورد هجوم قرار بگیرد و یک ارتشی بی تفاوت باشد ؟ همان تسویه حساب عجولانه با فرماندهان ارتش خود دلیل بزرگی بود تا فردی و کشوری ذبون چون عراق به فکر حمله به کشورمان بیفتد . اینکه هیچ مسئولی در خصوص جنگ پاسخگو نیست به همین دلیل است که میدانند چه اشتباه فاحشی را مرتکب شدند که در اولین گام فرماندهانی را از بدنۀ ارتش حذف کردند که حتی در تهران بوی جنگ را می توانستند استشمام کنند . خدا را باید شاکر باشیم که در روزها و ماهها و سالهای ابتدایی جنگ تجهیزات و ادوات و همان ارتشیان غیرتمند بودند تا در برابر دشمن کثیف ایستادگی کنند . یادشان گرامی و نامشان جاوید باد . اگر مقدور بود منبع رسمی این اظهارات را ذکر کنید . ارادتمند تلخک

22

Share this post


Link to post
Share on other sites

بنام خدای ایران

 

خدارا سپاس که بنیان گزاران این تارنما،بیشترین بن پایه ها،داده ها،گزارشها،موشکافی ها،پژوهش ها و یاداوراه ها از 8 سال جنگ ورجاوند آرتش ایران با تازیان دد منش را به مهر دیگر هم وندان اریاییمان،گرداوری نموده اند.

 

سپاس و سد سپاس

 

این رخشاره،شاید پیش از این در یکی از تالارها اورده شده باشد

اگر اینگونه است،پوزش می خواهم .چرا که انچنان تارنما گسترده است و هر برگه اش ،هزاران داده گرانبها را در خود جای داده که نمی توان به تندی و سرسری از انها گذشت،پس من نتوانستم انرا ببینم.

در بخش جستجوی تارنما هم،چیزی نیافتم

 

رخشاره را که پشتیبانی یک کهنه سرباز سرزمین خوبیها  پس از 30 سال از یکه یگان و نیروی کیابان کشورمان را ببینید و  خود دادوری نمایید.

 

ای دریغ از من اگر مستم نسازد افتاب

ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار

جناب هخامنش گرامی با درود . آیا فیلم کامل این میزگرد موجود است ؟ ممنون میشوم برای دریافت کامل فیلم راهنمایی بفرمایید . ارادتمند تلخک

16

Share this post


Link to post
Share on other sites

Share this post


Link to post
Share on other sites

هدف از برگزاری عملیات کربلای 4 چه بود و چرا عملیات «سرنوشت ساز» لقب گرفت؟

حسین علایی: در سال 65 به دنبال انجام یک عملیات بزرگ بودیم. آن زمان به دلیل وضعیت جنگ اسم این نوع عملیات ها را عملیات سرنوشت ساز می گذاشتند. یعنی ایران به دنبال عملیاتی بود که طی آن سرنوشت جنگ را مشخص کند. در واقع عملیات های ما برای پایان دادن به جنگ انجام می شد. برنامه این بود که برتری نظامی بر عراق پیدا کنیم و در این برتری نظامی عراق را وادار به پذیرش شرایط خودمان بکنیم. این حداقل خواسته ما بود و حداکثر این بود که بتوانیم ارتش عراق را شکست بدهیم و فضایی به وجود بیاید تا مردم عراق خودشان حکومت خود را تشکیل دهند.

ما در آن زمان چند خواسته مشخص داشتیم. این خواسته ها قبل از عملیات کربلای 4 هم برقرار بود. اول اینکه عراق باید معاهده 1975 که پاره کرده بود را به رسمیت بشناسد تا اختلاف مرزی باقی نماند. خواسته دوم ایران این بود که کسی که جنگ را آغاز کرده مشخص شود و عراق به عنوان متجاوز اعلام شود. و سوم هم اینکه عراق باید تبعات حقوقی این تجاوز را بپردازد. بنابراین در سال 65 دنبال انجام عملیاتی بودیم که بتواند سرنوشت جنگ را تعیین کند. تعیین سرنوشت جنگ هم به این معنی بود که عراق خواسته های ایران را بپذیرد.

در آن سال ارتش توان تهاجمی خود را از دست داده بود. البته ارتش در طول جنگ تقریبا هیچ گاه قدرت عملیات در خط مقدم نداشت. ارتش در پشتیبانی موفق تر بود و همه عملیاتی که انجام شد سپاه و بسیج در خط مقدم حاضر بودند. البته این طبیعی بود ساختار سپاه این چنین عملیاتی را می توانست انجام دهد و ساختار ارتش برای این ساخته نشده بود. برهمین اساس در سال 65 هم سپاه پیشنهاد داد که اگر بخواهیم کار بزرگی انجام دهیم دست کم باید 500 گردان رزمی را در اختیار داشته باشیم و ما بتوانیم نیروی آزادی را در عملیاتی علیه عراق به کار بگیریم. چون ما در همه عملیات ها اغلب ابتدا موفق بودیم و خط اول را می شکستیم اما درست زمانی که عملیات به مرحله ای می رسید که باید از این موفقیت استفاده می کردیم و عمق جبهه را توسعه می دادیم نیرویمان تمام می شد. چون سپاه متکی بر نیروی پیاده نظام می جنگید و سواره نظام نداشتیم قدرت تحرکمان کم بود. برای اینکه در سال 65 بر این مشکل فائق شویم پیشنهاد تشکیل 500 گردان رزمی داده شد. در آن زمان اوضاع اقتصادی خیلی خراب بود و قیمت نفت در سال 65 به پایین ترین حد خودش یعنی حدود شش دلار رسید.

بنابراین کشور برای تجهیز این 500 گردان رزمی مشکل داشت اما در عین حال تمام ظرفیت کشور بسیج شد. ما برای عملیات کربلای 4 موفق شدیم 250 گردان رزمی را تجهیز کنیم. ضمن اینکه در تابستان همان سال طرحی با عنوان سپاه صدهزار نفری سپاه حضرت محمد (ص) داده شد و در ورزشگاه ازادی مراسمی گذاشته شد و ما رسما اعلام کردیم صد هزار نفر را به جبهه جنگ اعزام می کنیم. بنابراین عراقی ها هم این امادگی را داشتند که قرار است عملیات بزرگی انجام شود.

در این رابطه بیشتر بخوانید: http://www.tabnak.ir/fa/news/512948/%D8%A8%D8%B9%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%D9%81%D8%AA%D8%AD-%D8%AE%D8%B1%D9%85%D8%B4%D9%87%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%B7%D8%B1%D8%AD-%D8%B5%D9%84%D8%AD-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%AF%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%85 © www.tabnak.ir

متن فوق مصاحبه سردار علایی با خبر آنلاین....

ما از متن فوق نتیجه میگیریم که ارتش نمیتوانست بجنگد....و رفع حصر آبادان و آزادی خرمشهر و ... و ... کار بیگانگان بوده است

16

Share this post


Link to post
Share on other sites

متن زیر از کتاب" تاریخ نظامی جنگ تحمیلی  زمینه های بروز جنگ"نوشته مرحوم سرهنگ زرهی ستاد سید یعقوب حسینی
اولین ضربت قانونی بر استعداد رزمی ارتش قبل از پایان سال 57 به وسیله وزیر دفاع  دولت موقت وارد شد...و با پیشنهاد وزیر دفاع دولت موقت و تصویب مقامات تصمیم گیرنده اوایل پیروزی انقلاب مدت خدمت وظیفه عمومی از دوسال به یک سال کاهش یافت.در نتیجه این تصویب نامه یکدفعه 50 درصد از کارکنان وظیفه ارتش از خدمت ارتش و ژاندارمری مرخص شدند.و با توجه به اینکه اصولا در رژیم گذشته نیزهمیشه استعداد کارکنان موجود ارتش کمتر از 100 درصد بود ترخیص این تعداد 50 درصد،سبب شد که استعداد نیروی انسانی ارتش در اوایل سال 58 به حدود 40 درصد و یا حتی کمتر نیز تقلیل یابد.و با در نظر گرفتن غایبان و فراریان و عدم تمایل جوانان واجد شرایط برای خدمت وظیفه،این کمبود ها در ماه های بعد بیشتر شد.کمبود نیرو سبب بدون خدمه ماندن تجهیزات شد و در نتیجه نگهداری وسایل و تجهیزات حتی تاسیسات پادگانی با مشکلات شدیدی مواجه شد و بعضی از وسایل و تجهیزات آسیب پذیر مانند باطری خودروها و تانک ها به دلیل عدم اجرای برنامه های نگهداری درجا آسیب دیدند.
آثار زیانبار این امر چنان بود که در آغاز جنگ تحمیلی تعدادی از وسایل و تجهیزات اصولا خدمه نداشتند و تعدادی نیز به دلیل عدم اجرای صحیح برنامه نگهداری از کار افتاده بودند.
به عنوان نمونه در آغاز جنگ تحمیلی از تعداد 318 دستگاه تانک چیفتن سازمانی ل 92 زرهی فقط 100 دستگاه تانک حاضر بود و در جنگ شرکت داشت.و بقیه تانک ها به دلیل نداشتن باطری،روغن و عدم نگهداری توپ تانک نقص فنی پیدا کرده بودند.بدون اینکه حتی از پارک حرکت کرده باشند.این امر یکی از پیامد های بزرگ مشکلات نیرو بود

 

 

حالا شما حساب کنید این ارتش با این حال و روز چگونه جلوی ارتش عراق را گرفت.....کسانی که نقش ارتش را در جنگ انکار میکنند ذمه 48000 شهید ارتشی برگردنشان هست و حق الناس همه ارتشیان شرکت کرده در جنگ
البته اگه به این چیزها اعتقاد داشته باشند

 

11

Share this post


Link to post
Share on other sites

در اوایل سال 1358 از طرف مدیر آمادگی رزمی نیروی زمینی طبق مسؤلیت سازمانی از واحد ها خواسته شد تا برابر روش قبل از انقلاب فرم آمادگی رزمی واحد ها را تنظیم و به نیرو ارسال دارند وقتی که گزارش واحد ها رسید،بسیار تکان دهنده بود...کمتر یکانی آمادگی رزمی بیش از 30 درصد داشت...و به اصطلاح نظامی کلیه یکانها از نظر طبقه بندی،درآمادگی رزمی درجه 4،یعنی پایین ترین درجه بودند.این وضعیت آمادی ایران قبل از شروع جنگ بود...
برگرفته از کتاب"تاریخ نظامی جنگ تحمیلی زمینه های بروز جنگ به قلم مرحوم سرهنگ زرهی ستاد سید یعقوب حسینی"

9

Share this post


Link to post
Share on other sites

ماجرای این ۴هلیکوپتر و شهادت خلبانانش که تو متن اومده چی هست ؟؟؟؟

8

Share this post


Link to post
Share on other sites

سند رسمی ( منگوله دارهه، صادره از ارتش، ثبت شده در سپاه)

هشدارها قبل از آغاز حمله سراسری عراق(1)

افزایش تحرکات نظامی عراق در مرزایران قبل هجوم سراسری

http://defamoghaddas.ir/sites/default/files/written/images/s-43104.1_.jpg

http://defamoghaddas.ir/sites/default/files/written/images/s-43104.2_.jpg

تاریخ ورود سند رو ببینید.

 

8

Share this post


Link to post
Share on other sites

با درود خدمت دوستان گرامی

از دوستان خواهشمند است که کمی از ارسال تصاویر جالب انگیز و هواپیما و ....  خود داری بفرمایند و مقداری به مسائل مهمتر بپردازیم.

در ادامه بحث پاسخهای مستند یک فرمانده که آقای لطافتی به همراه شما عزیزان زحمت آنرا کشیده اید ، میخواهم توجه شما را به مقاله ای از جناب آقای حسین باستانی از شبکه بی  بی  سی جلب کنم که بسیار مرتبط با موضوع بحث ما است.

7

Share this post


Link to post
Share on other sites

پاسخ‌های ارتش ایران به اتهام 'ناکارآمدی در جنگ با عراق'(قسمت اول)

 

حسین باستانی بی‌بی‌سی

21 سپتامبر 2016 - 31 شهریور 1395

rwu_160920194902_artesh_war_1_512x288_no

 

  21 سپتامبر 2016 - 31 شهریور 1395

یکی از مناقشه‌برانگیزترین موضوعات مرتبط با تاریخ جنگ ایران و عراق، عملکرد ارتش ایران و مشخصا نیروی زمینی در جریان این جنگ بوده است.

در حدود سه دهه ای که از پایان این جنگ سپری شده، فضای حاکم بر بسیاری از روایت های رسمی این بوده که ارتش، کارآمدی لازم را برای دفاع از کشور در مقابل عراق نداشته و بار اصلی این دفاع، به عهده سایر نیروهای مسلح بوده است.

بخشی از این رویکرد، به گفته منتقدان آن، در قالب "نادیده گرفتن نقش واقعی" نیروهای زمینی، هوایی و دریایی ارتش در زمان جنگ بوده و بخشی خبرسازتر، شامل انتشار اتهامات مشخص به عملکرد نیروی زمینی ارتش می شده است. تا جایی که در بسیاری از فیلم ها، داستان ها، نقل قول ها و مستندهای مرتبط با جنگ، افسران نیروی زمینی به صورت مردان بهانه جویی به تصویر کشیده شده‌اند که جلوی ابتکارات سپاه را میگیرند، توان درک بسیجی ها را ندارند و با اصرار بر روش های "کلاسیک"، دست و پای نیروهای انقلابی را در میادین نبرد می‌بندند.

ارتشی‌های ایران، به ندرت در مقام دفاع از خود در مقابل این اتهامات بر آمده اند، اما در مواردی نیز کوشیده اند روایت متفاوت خود از وقایع جنگ را به افکار عمومی عرضه کنند. البته در همین موارد نیز، همواره گله مند بوده اند که از دسترسی برابر به رسانه های اصلی ایران و مشخصا صداوسیما محروم هستند.

گزارش حاضر، به بازخوانی -بدون قضاوت- محورهای اصلی دفاع ارتش از خود در مقابل اتهاماتی اختصاص دارد که طی سال های گذشته، علیه عملکرد نیروی زمینی در زمان جنگ منتشر شده است.

94y8_160920195037_artesh_war_2_512x288_n

ارتش در آغاز جنگ چه می کرد؟

یکی از مهم ترین محورهای انتقاد به عملکرد ارتش ایران، "عدم تحرک کافی" آن در دفاع از مرزها در هنگام آغاز جنگ بوده است. منتقدان ارتش می گویند که این نیروی نظامی، موفق نشده ارزیابی درستی از حمله قریب الوقوع عراق داشته باشد و در نتیجه، تحرک لازم را برای مقابله با این حمله نداشته است.

در مهر ماه ۱۳۹۳، در اتفاقی تقریبا بی سابقه، برخی از فرماندهان ارتش در زمان جنگ این فرصت را پیدا می کنند تا با حضور در یک برنامه زنده تلویزیونی به نام "سطرهای ناخوانده" به دفاع پرحرارت از این نیرو در مقابل اتهامات بپردازند.

در جریان این برنامه، از جمله یادآوری می شود که چگونه در آستانه جنگ، بودجه ارتش و مدت خدمت سربازی به نصف کاهش یافته، بسیاری از نیروهای ارتش که زمان انقلاب این نیرو را ترک کرده اند در دسترس نیستند و بخش مهمی از فرماندهان تصفیه و فرماندهان باقی‌مانده بی اقتدار شده اند. آن هم در شرایطی که فرآیند نگهداری تجهیزات و تسلیحات به کلی متوقف شده و به عنوان نمونه، از ۳۵۰ تانک لشکر ۹۲ زرهی خوزستان که نخستین سپر دفاعی ایران در مقابل عراق محسوب می شود، فقط ۳۸ تانک آماده عملیات هستند.

در ۳۰ شهریور ۱۳۹۰، در سایت ارتش ایران اظهاراتی از سرتیپ بازنشسته حسن براتی منتشر شده که وضعیت لشکر ۹۲ ایران در زمان شروع جنگ را مشخص تر توضیح می‌دهد. وی به گزارش فرمانده لشکر ۹۲ اهواز در ۱۶ شهریور ۱۳۵۹ اشاره می کند که حکایت دارد این لشکر، که تعداد عادی پرسنل آن ۱۸ هزار بوده، در زمان تنظیم گزارش ۱۰ هزار و ۹۱۹ نفر کمبود پرسنل داشته است.

در روایتی دیگر، سرهنگ بازنشسته مهدی کتیبه فرمانده رکن دو (ضد اطلاعات) ارتش در زمان جنگ می گوید که وی دو ماه قبل از شروع جنگ اطلاعات حاکی از آماده شدن عراق برای حمله به ایران را به نزد رهبر وقت برده و آیت الله خمینی توصیه کرده که این اطلاعات، به آقایان بهشتی و خامنه ای ارائه شود. به گفته سرهنگ کتیبه: "حدود ۱۰ روز قبل از شروع جنگ آقای رجایی از ما دعوت کرد که به اتفاق ایشان به مجلس برویم... آقای رجایی و آقای خامنه ای و آقای رفسنجانی حضور داشتند. من برایشان شرح دادم که ما به این نتیجه رسیده ایم از قرائن و شواهد که ارتش عراق تا هفته دیگر به ما حمله می کند و از اتاق رئیس مجلس آمدیم در صحن علنی و جلسه را خصوصی کردیم."

در ادامه همین جلسه، قاسمعلی ظهیرنژاد فرمانده وقت نیروی زمینی برای حل مشکلات ارتش در چنان شرایط حساسی استمداد می کند که البته نتیجه مشخصی ندارد: "از جمله مثلا اینکه لشکر ۹۲ خوزستان را نظرش این بود که این لشکر تحت امر و فرماندهی من نیست و در اثر دخالت های بیجایی که در آن شده من نمی توانم در این لشکر فرماندهی کنم. یا مثلا لشکر ۷۷ خراسان را آقای ظهیرنژاد می گفت من می خواستم این لشکر را بیاورم در منطقه [اما] استاندار اجازه نمی دهد."

در ادامه سلسله روایت های فرماندهان نظامی وقت در مورد مشکلات ارتش در انتقال نیروهای خود به مرز عراق، سرتیپ دوم بازنشسته ستاد سعید پور داراب روز اول مهر ۱۳۹۳ روایتی را در شبکه یک تلویزیون ذکر می کند که حکایت دارد چگونه وقوع کودتای نوژه در ۱۸ تیر ۱۳۵۹، که در جریان آن عده ای از افسران نیروهی هوایی قصد اقدام علیه حکومت را داشتند، در گسترش فضای بی اعتمادی نسبت به ارتش در آستانه جنگ موثر بوده است.

سرتیپ پورداراب مثال می زند: "در ۲۶ شهریورسال ۱۳۵۹، ماموریتی به لشکر [۲۱] ابلاغ شد که یک گروه رزمی [از تهران] اعزام بشود به منطقه جنوب برای کمک به لشکر ۹۲ . این یگان به پل ستارخان که رسید تیراندازی های هوایی می شود و جلوی این ستون را می‌گیرند. [می گویند] کجا دارید می روید؟ کودتا می خواهید بکنید؟ هرچقدر التماس می کنند بابا عراق دارد حمله می کند [بی فایده است]. عراق لشکرهایش در مرز مستقر شده بود دیگر. یعنی کاملا مشخص بود که عراق ظرف یک هفته آینده حمله می کند. کسی باور نمی کرد."

در شهادتی دیگر، سرتیپ عبدالحسین مفید معاون اطلاعاتی قرارگاه خاتم الانبیا در زمان جنگ می گوید به دنبال جلوگیری از حرکت واحدهای کمکی ارتش در تهران به سمت مرزها، یک روز قبل از شروع جنگ "اطلاعیه شماره ۱۳ ارتش" خطاب به مردم تهران صادر می شود و از انقلابیون می خواهد که جلوی حرکت واحدهای نظامی را نگیرند، اما چون به نتیجه نمی رسد بعد از دو ساعت "اطلاعیه شماره ۱۵" صادر می شود و از پرسنل ارتش می خواهد حالا که امکان حرکت به سمت مرز را ندارند، از پادگان ها خارج نشوند. سرتیپ مفید می افزاید: "در حالی که عراق ۱۲ لشکر را در مرزها مستقر کرده... ما می‌بینیم و گزارش می کنیم و حتی قدرت نداریم یک گردان را جا به جا کنیم."

بخشی از این فضا، طبیعتا ناشی از فضای ایجاد شده بعد کودتای نوژه بوده است. اما سرتیپ دوم بازنشسته محمود آذین، اعتقاد دارد برخی دیگر از ادعاهای مطرح شده در مورد تلاش ارتشیان برای کودتا، ناشی از عوامل متفاوتی بوده است: "کودتاهای به زعم من مصنوعی [کشف شدند]. مثلا در اهواز کودتا کشف شد. با حدود هزار و پانصد کیلومتر [فاصله] تا پایتخت. مثلا می خواهند چه بکنند؟ کودتا معمولا در مرکز حکومت انجام می شود که حکومت را براندازی کنند. حاصل این کودتاهایی که خیلی هم راحت کشف می شد - چه بسا کسانی که ترتیب توطئه را می دادند خودشان هم خبر می‌کردند -حاصلش این بود که عناصر بسیار زیادی از متخصصین گرفتار شدند."

وی در بخش دیگری از اظهارات خود در شبکه یک تلویزیون در اول مهر ۱۳۹۳، در مورد فضای دشوار فعالیت ارتش در آستانه حمله عراق می گوید: "جوّی که در ارتش بود این بود که فرماندهان کلا طاغوتیند .... تعداد بسیار زیادی از عناصر مناسب برای نیروهای مسلح تصفیه شدند... گفتند دیگر ارتش توحیدی است، ارتش اسلامی است. ضرورتی ندارد هر کسی در محل خدمت فعلیش باشد اگر دوست دارد به زادگاهش برود."

سرتیپ آذین مثال می زند: "تیپ دوی زرهی درفول که همه قدیمی های نظامی می دانند که هر زمان مانور داشت و در دشت عباس مانور می کرد ارتش عراق آماده باش می داد، یعنی این قدر قوی بود یک سرگرد مخابرات فرماندهش بود."

سرتیپ بازنشسته رحیم موسوی قویدل، در اظهاراتی که در ۳۰ شهریور ۱۳۹۰ در سایت ارتش جمهوری اسلامی ایران منتشر شده، در مورد وضعیت فرماندهی همین تیپ در زمان شروع جنگ توضیحات جزئی تری می دهد: "فرمانده‌ تیپ، ابراهیم باوندپور، در زندان به سر می‌برد و یک سرگرد مخابرات را به عنوان فرمانده تیپ تعیین کرده‌ بودند؛ هر چند آن افسر مخابرات، خود، بارها اذعان کرد که: فرماندهی تیپ در توان من نیست و من، با رسته مخابرات در زمان جنگ یک تیپ زرهی را چگونه هدایت کنم؟"

 

این مطلب ادامه دارد ......

 

9

Share this post


Link to post
Share on other sites

پاسخ‌های ارتش ایران به اتهام 'ناکارآمدی در جنگ با عراق'(قسمت دوم)

حسین باستانی بی‌بی‌سی

21 سپتامبر 2016 - 31 شهریور 1395

داستان "چهار شکست" ارتش

در اظهار نظرها، گزارش ها و فیلم های تولید شده در ایران در مورد جنگ هشت ساله، تأکیدات پرحجمی بر "شکست"های ارتش در ابتدای جنگ وجود دارد.

این تاکیدات، عمدتاً ریشه در این موضوع دارند که ابتدای جنگ، نیروهای عراق موفق شدند حدود ۱۵ هزار کیلومتر مربع از خاک ایران را اشغال کنند. به علاوه، از ۲۳ مهرماه تا ۲۰ دی ماه ۱۳۵۹، نیروی زمینی چهار عملیات پی در پی علیه عراق انجام داد که هیچ کدام از آنها به نتیجه نرسید.

سایت ارتش جمهوری اسلامی در ۳۰ شهریور ۱۳۹۰، اظهارات سرتیپ بازنشسته رحیم موسوی قویدل را نقل می کند که می‌گوید در تبلیغات مرتبط با جنگ، با وجود تاکید زیاد بر تصرف ۱۵ هزار کیلومتر از خاک ایران در ابتدای تهاجم عراق، به اینکه چرا عراق موفق نمی‌شود استان خوزستان با وسعتی چندین برابر اراضی اشغال شده را به تصرف درآورد توجهی نمی‌شود. او به طرح این سوال می پردازد که "آیا هدف نهایی ارتش عراق تصرف پل کرخه و یا خرمشهر بود؟"

همین سایت در مهر ماه ۱۳۸۷، با ذکر اینکه "قصد داشت خوزستان را جدا کند" و حتی "نام عربی برای شهرها و فرمانداران را نیز از قبل مشخص کرده بود" می پرسد: "در حالی که در سال اول جنگ به جز ارتش هیچ سازمان منظم دیگری در طول مرز ها وجود ندارد، اگر ارتش اقدامات خود را انجام نداده است چرا عراق در نزدیکی اهداف مهمی چون کرخه، اهواز، شوش و ... متوقف می شود؟"

سرتیپ مسعود بختیاری از افسران عملیات نیروی زمینی ارتش در زمان جنگ نیز، در اظهاراتی در برنامه سطرهای ناخوانده، با تاکید بر نقش ارتش در توقف پیشروی عراق می گوید: "اینکه روی ارتش تاکید می کنم برای این است که نیروهای بسیج مردمی فاقد آموزش، فاقد سلاح و فاقد مهارت بودند برای این کار. سپاه پاسداران هم در آغاز این راه است... هنوز در آغاز جنگ، سپاه ۲-۳ ماه است که سازمان فرماندهیش را کامل کرده."

سایت ارتش، در مهر ۱۳۸۷ در پاسخ به روایت هایی تلویزیونی از جنگ که در آنها علت توقف عراق در داخل منطقه نبرد "موج مقاومت مردمی" بیان می شود، تاکید می کند چنین مقاومتی تنها در مناطق مسکونی موضوعیت دارد که "مردم به پشتیبانی از نیرو های ارتش و سپاه به مقاومت بر می خیزند"، در حالی که در ابتدای جنگ، به واسطه مقاوت ارتش، عراق در مناطق غیرمسکونی هم متوقف شده بود.

در این ارتباط، ۵ مهر ۱۳۸۸، سرلشگر حسین حسنی سعدی فرمانده سابق نیروی زمینی ارتش نیز تاکید می کند: "در حالی که سپاه هنوز گروهان و گردانی نداشت و در واقع تازه شکل گرفته بود، نیروی زمینی ارتش بود که در برابر تجاوزات رژیم بعثی که با ۱۲ لشگر زرهی و ۴۵ تیپ مستقل پشتیبانی کننده به خاک کشور تجاوز کرده بود، ایستاد."

 

سرتیپ دوم بازنشسته اسماعیل موسوی، در اظهاراتی جداگانه که در ۳۰ شهریور ۱۳۹۰ در سایت ارتش منتشر شده، می گوید: "آیا عراق که مفاد قطعنامه ۱۹۷۵ را به صورت یک جانبه لغو کرده بود و با آن حجم نیرو به کشور ما حمله کرده بود، به اهداف خود رسید که در ششم مهرماه همان سال؛ یعنی تنها یک هفته پس از آغاز رسمی جنگ، درخواست صلح کرد؟"

اشاره این فرمانده سابق ارتشی، به اعلام موافقت فوری عراق با قطعنامۀ ۴۷۹ شورای امنیت در هفتمین روز جنگ ایران و عراق (۶ مهر ۱۳۵۹) است. ایران طبیعتا این قطعنامه را، که در آن عراق ملزم به خروج از اراضی اشغالی نشده بود، نپذیرفت.

 

5h39_160920195137_artesh_war_3_512x288_n

انتقاد از روش های "کلاسیک"

یکی از شناخته شده ترین ادعای مطرح شده علیه عملکرد ارتش ایران در زمان جنگ، این بوده که افسران ارشد، تنها روش های کلاسیک نظامی را می شناخته اند که در عرصه نبرد کارآمدی نداشته اند، در حالی که نیروهای مردمی، با استفاده از روش های مبتنی بر نوآوری و فداکاری قادر بوده اند بر ارتش عراق غلبه کنند.

در اشاره ای به همین نوع انتقادات، حسین حسنی سعدی فرمانده نیروی زمینی ایران در سال پایانی جنگ، در ۵ مهر ۱۳۸۸ گفته کسانی تا به آنجا در زیر سوال بردن ارتش پیش رفته اند که ادعا کرده‌اند "نیروی زمینی در جنگ نتوانست حتی یک تپه را تسخیر کند".

 

سرلشکر حسنی سعدی در ۴ مهر ۱۳۹۰، با یادآوری چهار عملیات موفق ثامن‌الائمه، طریق‌القدس، فتح‌المبین و بیت‌المقدس که از ۵ مهر ۱۳۶۰ (شکست حصر آبادان) تا ۳ خرداد ۱۳۶۱ (آزادسازی خرمشهر) انجام شدند پرسیده است: "مگر این چهار عملیات به صورت کلاسیک انجام نشدند؟ چطور آن چهار عملیات سال اول ناموفق بودند اما این عملیات‌ها موفق است؟"

سایت ارتش ایران در مهر ۱۳۸۷، با یادآوری اظهارات تلویزیونی برخی از فرماندهان سپاه پاسداران در مورد تاریخ جنگ، گله کرده که کلمه کلاسیک، "به تکرار در زبان و قلم همه کارشناسان سپاه مورد نقد، استهزاء و به عنوان داشتن بار منفی و حتی زشت به کار رفته است". به نوشته سایت ارتش: "هرکجا پیروزی وجود دارد به نوعی به سپاه و هرکجا شکست وجود دارد با مصاحبه با ارتشی ها، به ارتش منسوب می شود."

همین سایت می افزاید: "اگرچه شک نیست که به میدان آمدن بسیج، سپاه و نیروهای مردمی توان نیروهای مسلح را چند برابر کرد... اما این استدلال هم منطقی نیست که بگوییم مردم عادی غیرنظامی، دانشجویان و دانش آموزان مدارس از نظر تکنیک، تاکتیک و آموزش های نظامی بر فرماندهان ارتش برتری داشتند و نحوه چگونه جنگیدن را به آنها آموختند."

سر تیپ مسعود بختیاری افسر عملیات نیروی زمینی ارتش در زمان جنگ، در اول مهر ۱۳۹۳، با نقد دیدگاه کسانی که روش های کلاسیک ارتش را در زمان جنگ ناکارآمد می دانند می گوید: "آیا در مقابل تسلیحات مدرن، تنها سینه باز و سینه پر از احساس و دست خالی جوابگو است؟ یعنی وقتی ۱۹۲ فروند هواپیما از پایگاه عراق بلند می شوند بمباران می کنند، توپخانه عراق آتشباری می کند، نیروی زرهی عراق وارد می شود، آیا با انگیزه خالی می شود کار کرد؟ نه. نیروی مشابه خودش را می خواهد."

سایت ارتش، در مهر ۱۳۸۷، به انتقاد از روایت هایی از جنگ پرداخته که به زعم این رسانه، اتفاقاتی "در حد یک شوخی رزمنده بسیجی" را "با آب و تاب" توصیف می کنند اما حفظ حدود ۱۰۰۰ کیلومتر خط مرزی در عرض ۸ سال جنگ از سوی نیروی زمینی ارتش را نادیده می گیرند. این سایت می افزاید: "به جز موارد بسیار محدودی در طول سال های جنگ و اقدامات سراسری عراق در سال ۶۷، این خطوط شکست ناپذیر بوده و درحد بالای ۹۰ درصد در اختیار نیروی زمینی ارتش بوده."

در اظهارنظری جداگانه، سرتیپ دوم بازنشسته تراب ذاکری رئیس اطلاعات لشکر ۹۲ اهواز در زمان جنگ، طی گفتگویی با سایت خبرآنلاین در ۳ خرداد ۱۳۹۵ گزارشی را از نقش ارتش در عملیات های نظامی موفق ایران ارائه کرده که با روایت های معمول رسانه های رسمی متفاوت است.

وی به عنوان نمونه، با یادآوری عملیات ثامن الائمه (آزادسازی آبادان) به عنوان "اولین تجربه اقدام مشترک بین ارتش و سپاه"، جنس همکاری دو نیرو را چنین توصیف می کند: "برادر رحیم صفوی حدود ۱۶۰۰ بسیجی و پاسدار را با یک نامه در اختیار ارتش گذاشت؛ نامه‌ای با این مضمون که این افراد موجودی ماست و هر طور که می‌خواهید به کار بگیرید. ارتشی‌ها هم این افراد را بین نیروهای خودشان تقسیم کردند."

سرتیپ ذاکری، اوج این همکاری را در عملیات فتح المبین می داند و می گوید: "ستادی که عملیات‌ها را طراحی می‌کرد بچه‌های ارتشی بودند که از دافوس [دانشگاه فرماندهی و ستاد] آمده بودند... البته بقیه هم نظرات خود را مطرح می‌کردند،‌ با هم بحث می‌کردند و اگر لازم بود، طرح اصلاح می‌شد، اما نوشتن طرح که خیلی دردسر دارد، مانند اینکه توپخانه کی باشد، پشتیبانی کی باشد، مهندسی چه کسی باشد، با ارتش بود."

تراب ذاکری، حتی در مورد عملیات بیت المقدس می گوید که به دنبال به مشکل خوردن عملیات و ایجاد وقفه حدودا ۱۰ روزه در آن، علی صیاد شیرازی فرمانده وقت نیروی زمینی بوده که تصمیم حمله نهایی منتهی به آزادساری خرمشهر را گرفته است. روایت او از ساعات منتهی به حمله چنین است: "شهید صیاد... تماس گرفت و گفت که همه فرماندهان و مسئولان قرارگاه سپاه و ارتش جمع شوند. آمد و آن وسط ایستاد. محسن رضایی کنار دستش ایستاده بود. گفت: من به عنوان فرمانده نظامی منطقه،‌ اعلام می‌کنم امشب حمله می‌کنیم."

ذاکری رئیس اطلاعات لشکر ۹۲ اهواز در زمان جنگ، در اظهارات دیگری در مصاحبه ۳ خرداد ۱۳۹۵ خود با خبرآنلاین، به مواردی از اختلاف نظر میان فرماندهان سپاه و ارتش در زمان جنگ اشاره می کند. قابل تامل ترین این موارد، به زمانی بین عملیات خیبر (اسفند ۱۳۶۲) و عملیات بدر (اسفند ۱۳۶۳) در منطقه هورالهویزه مربوط است.

به روایت این فرمانده، بعد از شکست ایران در عملیات خیبر، سپاه اصرار داشته که دومین عملیات در همان منطقه انجام شود در حالی که علی صیاد شیرازی فرمانده وقت نیروی زمینی ارتش معتقد بوده که تکرار عملیات در این منطقه، به شکست مجدد منجر می شود. او می افزاید که صیاد شیرازی به خاطر بر هم نزدن روابط ارتش و سپاه، شخصا در مقابل عملیات بدر ایستادگی نکرده اما آقای ذاکری را به تهران فرستاده تا با توضیح وضعیت به اسماعیل سهرابی رئیس وقت ستاد مشترک ارتش، از او بخواهد برای انجام نشدن عملیات به آیت الله خمینی متوسل شود.

به گفته رئیس وقت اطلاعات لشکر ۹۲، آقای سهرابی شرایط را برای طرح موضوع با رهبر وقت جمهوری اسلامی مناسب نمی بیند و درنتیجه تراب ذاکری به مجلس می رود و حرف هایش را به محمد یزدی نایب رئیس وقت مجلس می زند که مجددا نتیجه نمی گیرد و سپس از محمدحسین جلالی وزیر دفاع می خواهد موضوع را با رهبری مطرح کند که باز به جایی نمی رسد.

سرتیپ ذاکری می افزاید وقتی از مجموعه رایزنی های خود نتیجه نمی گیرد، به سراغ لطف الله اتابکی دادستان نظامی وقت می رود و استدلال هالیش علیه عملیات بدر را برای او هم عنوان می کند تا اگر بعد از شکست عملیات دادگاهی شد، حداقل دادستان در جریان بی گناهیش باشد: "حرف‌هایم را گوش کرد،‌ گفت حالا من چه کاری می‌توانم بکنم؟ گفتم هیچی،‌ فقط یادت باشد که من این حرف‌ها را به تو گفته‌ام. از اینجا دیگر فکر خودم بود که اگر مشکلی پیش بیاید، سر و کار ما با این فرد خواهد بود." عملیات بدر، همچون عملیات خیبر به شکست می انجامد.

این مطلب ادامه دارد ......

 

 

 

 

 

 

8

Share this post


Link to post
Share on other sites

پاسخ‌های ارتش ایران به اتهام 'ناکارآمدی در جنگ با عراق'(قسمت آخر)

حسین باستانی بی‌بی‌سی

21 سپتامبر 2016 - 31 شهریور 1395

 

مقایسه نیروهای نظامی

در مردادماه ۱۳۹۵، انتشار سخنان چند سال پیش حسن عباسی، یکی از چهره های اصولگرا در مورد ارتش، با واکنش تند فرماندهان ارتش و از جمله فرماندهان دو نیروی دریایی و زمینی مواجه شد. آقای عباسی در آن سخنان از جمله، ارتشیان را کسانی توصیف می‌کند که بر خلاف سپاهی ها اگر کشور را "آب ببرد" هم "صدایشان در نمی آید".

این سخنان حسن عباسی، اگرچه احتمالا بیشتر از دیگر واکنش های ارتشی ها خبرساز شده، اما مهم ترین عکس العمل ارتش به مقایسه های صورت گرفته میان این نیرو و سپاه پاسداران نبوده است.

احتمالا مبسوط ترین واکنش ارتش به چنین مقایسه هایی، پس از آن صورت گرفته که واحد مرکزی صدا و سیما، در سال ۱۳۸۷ و با همکاری ستاد کل نیروهای مسلح، اقدام به ساخت یکی از عظیم ترین پروژه های تلویزیونی ایران در باره جنگ کرده است. خروجی این پروژه، مستندی ۱۹ قسمتی تحت عنوان "مستند دفاع مقدس" بوده که در شهریور و مهر همان سال از شبکه های مختلف تلویزیون ایران پخش شده و مورد تمجید فرماندهان سپاه نیز قرار گرفته است.

با خاتمه پخش این ۱۹ قسمت، ۳۲ نفر از فرماندهان ارشد ارتش در اقدامی دستجمعی به بررسی آن پرداخته و مواردی در این مستند را که "تحریف" تاریخ جنگ دانسته اند، در قالب تحلیلی مفصل در سایت ارتش جمهوری اسلامی ایران منتشر کرده اند.

متن فرماندهان ارتش، از جمله از اینکه در روایت تلویزیون "اسم های متعدد شهدای سپاه وجود دارد ولی از نام بردن شهدای ارتش خبری نیست"، از "نمایش حضور گسترده همه اقشار در جبهه به جز ارتش" و حتی از برجسته شدن مشارکت "لات های جنوب تهران به زیبا ترین شکل" در کنار چشم پوشی از فعالیت های ارتشیان انتقاد می کند. بخش های دیگری از متن، به مواردی چون "عبور از عملکرد ارتش در عملیات ثامن الائمه با زیرکی خاص"، اینکه "پخش رمز عملیات فقط توسط فرماندهان تیپ و لشکر سپاه در عملیات طریق القدس نشان داده می شود، در حالی که فرماندهی عملیات با ارتش بوده"، و اینکه "در عملیات بیت المقدس گزارشات، تصاویر و کلام همه سپاهی و بسیجی است" اشاره دارد.

 

32 فرمانده منتقد در جای دیگر، تاکیدات برجسته تلویزیون بر شکست چهار عملیات کوچک ارتش در ابتدای جنگ (از مهر تا دی ۱۳۵۹) را یادآوری کرده و می افزایند: "[تلویزیون] از شکست کربلای ۴ ساده رد می شود... هیچ شخصی مورد اتهام قرار نمی گیرد و هیچ سازمانی ضعیف معرفی نمی شود و هیچ تاکتیکی هم زیر سوال نمی رود. در حالی که شکست های ۴ عملیات سال اول جنگ تمام کیان و هستی ارتش را زیر سوال برده است." عملیات کربلای ۴، بزرگ ترین شکست نظامی ایران در دوران جنگ با عراق بود که طراحی و انجام آن، در سپاه پاسداران صورت گرفت.

فرماندهان ارتش، به ویژه عبور صدا و سیما از شکست های سپاه در سال آخر جنگ را، که منجر به تصمیم آیت الله خمینی به قبول قطعنامه ۵۹۸ شد، مورد انتقاد قرار داده و به عنوان نمونه می پرسند: "[تلویزیون] از باز پس گیری فاو [از سوی عراق] بسیار ساده رد می شود. کدام تصمیم اشتباه، کدام ضعف یک سازمان و کدام استراتژی و تاکتیک غلط باعث به دست آوردن موفقیت توسط عراق شد؟" آنها با طرح این سوال که "تحلیل گران سال اول جنگ چرا سال آخر جنگ را با سکوت سپری می کنند؟" یادآوری می کنند که در روایت‌های تلویزیون از جنگ، برخلاف نکته سنجی در مورد عملیات ارتش، "هیچ تحلیلی از حملات عراق در آخر جنگ ارائه نمی شود، هیچ سازمانی مورد مواخذه قرار نمی گیرد و هیچ تاکتیکی مورد استهزاء واقع نمی شود."

 

pjnf_160920200819_artesh_war_6_512x288_n

این فرماندهان، نهایتا در انتقاد از مقایسه های صورت گرفته میان سپاه و ارتش، می‌گویند عملکرد ارتش در حالی مورد انتقادات مستمر قرار می گیرد که "دیگران، استفاده بدون آموزش و آمادگی دفاعی از جوان‌های مؤمن و معصوم و انقلابی این کشور و پذیرش تلفات انسانی بالا را، شجاعت و نبوغ خود دانسته اند."

یکی از موضوعات قابل توجه در ارتباط با متن اعتراضی فرماندهان ارتش این است که با وجود امضای آن از سوی ۳۲ فرمانده موثر در دوران جنگ، بازتاب رسانه ای بسیار اندکی یافته و حتی به سختی می توان متن آن را در جستجوهای اینترنتی به دست آورد.

 

 

ارتش و سپاه

روایت های جداگانه فرماندهان ارتش و سپاه از شکست ها و پیروزی های خود در زمان جنگ ایران و عراق، قاعدتا به تنهایی ملاک قضاوت در مورد وقایع جنگ نیستند.

مستندات به جای مانده از تاریخ جنگ ایران و عراق، حکایت از آن دارند که هر یک از این دو نیروی نظامی، دارای مجموعه ای از نقاط قوت و ضعف بوده اند و تقریبا هر دو نیز به یک اندازه در مقابله با ارتش عراق نقش داشته اند.

مطابق همین مستندات، موفق ترین دوره جنگ برای ایران، از ۵ مهر ۱۳۶۰ (شکست حصر آبادان) تا ۳ خرداد ۱۳۶۱ (آزادسازی خرمشهر) بوده که چهار عملیات ثامن‌الائمه، طریق‌القدس، فتح‌المبین و بیت‌المقدس انجام شده اند و از قضا یکی از ویژگی های مشخص این مقطع، همکاری کامل سپاه و ارتش در جبهه های جنگ بوده است.

بررسی مستقل نقش این دو نیروی نظامی در روند جنگ ایران و عراق، البته به فرصت جداگانه ای نیاز دارد. اما نتیجه این بررسی، به یقین متفاوت با برخی روایت های رسمی از جنگ خواهد بود که انگار در آنها به نوشته سایت ارتش در مهرماه ۱۳۸۷ "هرکجا پیروزی وجود دارد به سپاه و هرکجا شکست وجود دارد به ارتش منسوب می شود".

 

 

 

روایت هایی که تکرار آنها از تریبون های عمومی در سال های گذشته، به تدریج فرماندهان و پرسنل ارتش ایران را به واکنش واداشته است.

 

 

7

Share this post


Link to post
Share on other sites

Create an account or sign in to comment

You need to be a member in order to leave a comment

Create an account

Sign up for a new account in our community. It's easy!


Register a new account

Sign in

Already have an account? Sign in here.


Sign In Now
Sign in to follow this  
Followers 0