Welcome to رهروان ارتش

از اینکه انجمن ما را برای مطالعه انتخاب کردید از شما متشکریم. 

برای استفاده از امکانات انجمن و برقراری رابطه دوستانه با دیگر اعضا لطفا در انجمن ثبت نام کنید

با تشکر

زرهی ایران در جنگ

98 posts in this topic

اینجا میخواهیم در مورد زرهی ارتش ایران بنویسیم. از دلاورمردان لشگر 92 زرهی,لشگر 16 زرهی,لشگر 81 زرهی و لشگر 88 زرهی بنویسیم.

 کسی مقاله از زرهی ارتش در جنگ دارد دعوت میکنیم مقاله را در اینجا بگذارد. 

18 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

تانک چیفتن

(قسمت اول)

2112.jpg

 

نویسنده: امیرکیانی

 

بدون تردید چیفتن مشهورترین تانک به خدمت گرفته شده توسط ایران دردوران پهلویست تانکی که اگرچه درایران شهرتی عجیب داشت ولی دربازار صادرات بجزایران،اردن،عمان وکویت موفقیت صادراتی دیگری نداشت. ایران بین سالهای 1350 تا 1357 حدود 949 دستگاه ازانواع گوناگون این تانک دریافت کرد.

دراین ناوگان 14 دستگاه نمونه FV4205 ARV که نمونه ویژه پل متحرک بود به چشم میخورد، همچنین 41 دستگاه نمونه FV4204 ARV که نمونه ویژه تانک برای بازیابی تانکها وخودروهای زرهی بود نیزبخشی ازدریافتی ایران بود.اما بزرگترین بخش تانکهای دریافتیشامل 707 دستگاه نمونه MK-3/3P-FV4201 ونمونه MK-5/5P-FV4201 بود که نمونه MK-5 پیشرفته ترین استاندارد خط تولید بود، البته بعدها استانداردهای بالاتر با ارتقا نمونه های تولید شده هم بوجودآمد. ازاین 707 دستگاه، 77 دستگاه نمونه 3/3P و603 دستگاه نمونه 5/5P بود که حرف P بیانگر PERSIA است.

 

9907bov-155B15D.jpg

 

علاوه برهمه اینها ایران حدود 187 دستگاه (دربرخی منابع 125 دستگاه) نمونه بسیارپیشرفته FV-4030/1 رادریافت کردکه این نمونه درحقیقت همان MK-5 ارتقا یافته بود وقراربود تبدیل به مبنایی برای توسعه طرح سفارش ویژه وانحصاری ایران به نام شیر-1 باشد ودرادامه نیزتوسعه نمونه شیر-2 دردستورکاربود که تانکهای شیر-1 وشیر-2 علیرغم وجود قرارداد وسفارش قطعی (125 دستگاه شیر-1 و 1225 دستگاه شیر-2) با پیروزی انقلاب هرگز به ایران نرسید.دراینجا لازم به ذکراست نمونه KHALID که برای کشوراردن توسعه یافت درحقیقت برگرفته ازطرح شیر-1 ایران بود وتانک مشهور چلنجر-1 هم درحقیقت برمبنای طرح شیر-2 ایران سالها بعد توسعه یافت.به این ترتیب نمونه های طراحی شده برای ایران بانام شیر1و2 درحقیقت پدر چلنجر 1و2 انگلیسی هستند که تبدیل به ستون فقرات نیروی زرهی انگلستان درسالهای بعد تابه امروز شد.

اما داستان تولد چیفتن به موفقیت گسترده تانک انگلیسی سنچورین (CENTURION) ودرخشش آن درسراسرجهان دردهه 50 میلادی برمیگردد.انگلستان برای تداوم بخشیدن به موفقیت کمنظیر سنچورین درسالهای پایانی دهه 50 به دنبال جانشینی شایسته بود که حاصل تلاشها موجب تولد CHEIFTAIN-FV4201 شد. البته چیفتن هرگزموفق به تکرارموفقیت سنچورین نشد وسنچورین بدل به آخرین تانک موفق انگلستان دربازارهای جهانی شد که همچنان انواع ارتقا یافته اش بصورت محدود درخدمتند.

 

0todd5pg7wzzx9m2jv0w.jpg

 

چیفتن درزمان ورود به خدمت ازبرترین تانکهای روزجهان بویژه ازبرخی جنبه ها نظیر زره برجک وتوپ بود اما درعین حال ضعفهای بزرگی نظیرمشکلات متعدد موتور وضعف زره پهلوها نیزازکیفیت این محصول میکاست. البته اسرائیل نیزدرارتقا وتکمیل تانک نقش داشت وبین 2تا4 دستگاه ازمدل پایه واولیه را به منظور بررسی 4ساله وارائه نقطه نظرات دریافت کرد چون بنا بود یکی ازمشتریان اصلی باشد. درحقیقت آزمونهای صحرایی مدلهای اولیه دراسرائیل انجام پذیرفت وبسیاری ازتغییرات بعدی درمدلهای آینده چیفتن حاصل نقطه نظرات کارشناسان اسرائیلی بود،هرچند پس ازمدتی انگلستان به دلایل سیاسی فروش چیفتن به اسرائیل راکرد واسرائیلیها به دنبال پروژه مرکاوا رفتند.

106884-847.jpg

 

اولین نمونه چیفتن درسال 1966 تولید شد که ازیک توپ موفق به نام L-11 محصول رویال اودونانس با کالیبر 120 م.م بهره میبرد،برخلاف چیفتن که نتوانست موفقیت سنچورین راتکرارکند توپهای L-11 جانشین نسبتاً شایسته ای برای توپهای L-7 معروف بود واولین توپ کالیبر120 م.م ناتو محسوب میشد ومیتوانست حراکثر هر 6ثانیه یک گلوله شلیک کند وقادر به حفظ نواخت تیر به میزان هر 10 ثانیه یک گلوله بود. این توپ که قادر به استفاده ازطیف وسیعی ازمهمات بویژه شدیدالانفجار ازنوع (HESH) یا high explosive squash head وهمچنین زره شکاف ازنوع (APDS) یا ARMOUR PIERCING DISCARDING SABOT بود.برخلاف اکثرتوپهای بکاررفته درتانکها ازپرتابه های جد ازخرج استفاده میکرد وخرج پرتاب نیزفاقد پوکه فلزی بود که باعث کاهش وزن مهمات میشد.علاوه براین تانک ازیک تیربار کالیبر 7/62 روی برجک ویک تیربار باکالیبر مشابه هم محور با توپ بهره میبرد.برای مسافت یابی جهت افزایش دقت آتش توپ 120 میلینتری علاوه برتیربار یک عدد تفنگ 12/7 م.م فاصله یاب هم محوربا توپ با 300 گلوله ذخیره نیز تعبیه شده بود. این تفنگ که درارتباط باسیستم کنترل آتش Marconi FV/GCE Mk4 بود خصوصیات بالستیکی مشابه با توپ اصلی داشت و توپچی برای اطمینان ازبرخورد گلوله توپ به هدف اببتدا آنرا آتش میکرد وبرخورد گلوله آن به هدف به معنی برخورد گلوله توپ به همان نقطه بود. تانک قابلیت آتش درحرکت رانیز داشت.البته این سیستم درنمونه های ارتقا یافته آخربامسافت یاب لیزری وسیستم کنترل آتش مدرنترجایگزین شد.

.... ادامه دارد

21 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

با سلام خدمت دوستان

 

11-26-2014-7-35-10-PM.jpg

 

سرلشکر "تال" ، " پدر یگان زرهی ارتش رژیم صهیونیستی در کنار یک افسر ناشناس زرهی ارتش بریتانیا در جریان آزمون های تانک چیفتن در سرزمین های اشغالی

 

در جریان این آزمایش ها ، یکدستگاه تانک چیفتن مارک دو در یک بازه زمانی یکساله (1969-1968)، به سرزمین های اشغالی اعزام شد تا بصورت مشترک توسط دو نیرو مورد آزمایش قرار گیرد . این آزمایش ها با رضایت نسبی به پایان رسید و  "تال" آرزو داشت این تانک را تحت امتیاز تولید نماید ، اما بریتانیایی ها این مساله را رد نموده و این تانک به بریتانیا بازگشت .  ژنرال " تال " نیز برای رفع نیازهای فوری یگانهای تحت امر خود ، بسراغ طراحی تانک " مرکاوا" رفت .

19 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

دوستان عزیز بهتر میباشد این را بدونید  ارتش اول دنبال تانک لئوپارد بود ولی آلمان ها به ما ندادند

17 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

به نظر دوستان آیا حاضر بودین که انقلاب ایران در اوایل دهه 70 رخ میداد در عوض تمام خریدها مون تحویل ما داده میشد؟؟؟؟

16 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

خب سال 70 هم دوباره یک سری قرار داد جدید نوشته میشد و ...

و هی میگفتیم اگه انقلاب چند سال دیر تر میشد ، اینطور میشد یا اونطور میشد

17 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

تانک چیفتن

(قسمت دوم)

 

نویسنده: امیرکیانی

چیفتن 55 تن وزن داشت واز زره شیبدار با بیشینه ضخامتی معادل 195 میلییمتر با شیب 60 درجه درپیشانی برجک و120 میلیمتر باشیب 72 درجه درجلو برخورداربودکه هردو درمقیاس RHA حداقل معادل 390 میلیمتر است.اما درپهلوهای تانک زره ناچیز وفقط معادل 38میلیمتر باشیب 10 درجه یعنی معادل تقریباً 39 میلیمتر درمقیاس RHA بود که ازنقاط ضعف مهم محسوب میشد.

تانک 4 خدمه داشت که راننده (برای اولین بار) بصورت نیمه درازکشدرمرکزبدنه مستقربود واین طرح اجازه افزایش شدید شیب زره جلوئی رامیداد که باعث میشد زره جلوئی علیرغم نازکتربودن بعلت شیب بیشتر مقاومتی همسطح برجک داشته باشد.فرمانده وتوپچی وگلوله گذار نیزدربرجک مستقربودند.همچنین ذخیره مهمات شامل 64 پرتابه بود که البته نوع APDS حداکثر به تعداد 36 عدد قابل حمل بود.همچنین تانک مجهزبه نورافکن هم محوربا توپ درسمت چپ برجک بانورمرئی وفیلتربرای تولید نورفروسرخ با بردبلند (تا یک ونیم کیلومتر) بود که توسط یک درپوش حفاظت میشد ودریک جعبه زرهی قرارگرفته بود ودرهرطرف برجک یک پرتابگر شش تائی نارنجک دودزا وجودداشت.

 

Chieftain.gif

 

موتورتانک ازنظرکارکرد چیزی شبیه به فاجعه بود. ناتو درآن سالها الزامی برای موتورخودروهای زرهی آینده داشت وآن قابلیت استفاده ازسوخت چندگانه (هرنوع سوخت قابل دسترس)بود که فلسفه آن سهولت تهیه سوخت برای واحدهای زرهی دراروپا دریک جنگ وسیع علیه بلوک شرق بود.این محدودیت باعث پیچیدگی زیاد موتورها ومشکلات عدیده تعمیرونگهداری میشد طوریکه بعدها بجزانگلستان سایرکشورها دوباره به سمت موتورهای دیزل برگشتند.درمورد چیفتن اما ازیک موتور باسوخت چندگانه (قادربه استفاده ازانواع سوختها) استفاده شد واین رویه ادامه یافت. درنمونه MK3/3 که اولین نمونه تحویلی به ایران وارتقا یافته نمونه های قبل بود تانک ازموتور لیلاند L-60 MARK6A استفاده میکرد که 650 اسب بخارتوان برای این تانک تأمین مینمود که باتوجه به جثه سنگین تانک بسیار ناچیزبود ورانش به وزن بسیاربسیار پائینی بین 11 تا12 اسب بخار برهرتن برای تانک تأمین میکرد وبهمین علت درنمونه های بعدی تولیدی ازجمله MK5/5 با استفاده ازموتور لیلاند L-60 MARK 7A توان این موتور به 720 تا 750 اسب بخار افزایش یافت تا رانش به وزن بیش از 13 اسب بخار برهرتن باشدکه بازهم ازاین نظرشاید تنبل ترین تانک ساخته شده پس ازجنگ جهانی دوم بود، اما این موتورها نیزفقط روی کاغذ به این عدد میرسیدند ودرعمل خصوصاً درهوای گرم جنوب ایران توان تولیدی حتی به این ارقام هم نمیرسید. مشکل اما بهمین جا ختم نمیشد بلکه افزایش دمای شدید موتوروگیربکس باعث میشد تانک پس ازنیم ساعت حرکت درهوای گرم وخصوصاً درشیب به سرعت نیاز به توقف واستراحت برای کاهش دما پیدا کند. حداکثر سرعت چیفتن درجاده به 48 کیلومتر البته دربهترین شرایط میرسید.

 

71651561181562021275.jpg

 

اما ریشه مشکل ازآنجا آغازشد که چیفتن بنا نبود یک تانک سنگین باشد بلکه یک MBT بود که بنا بودنقش تانکهای سنگین ومتوسط دوره جنگ جهانی دوم را یکجا ایفا نموده وازابعاد مناسب (کوچکترازتانکهای سنگین) قابلیت تحرک (چالاکترازتانکهای سنگین وحداقل معادل یک تانک متوسط) وبرتری قدرت آتش (حراقل به اندازه تانک سنگین) برخوردارباشد.برتری قدرت آتش به معنی توپ بزرگتر وقدرتمندتر بود که به بزرگترشدن برجک تانک وابعادمخزن مهمات می انجامید، باتوجه به زره بیشتر تانک نسبت به اجدادش،بزرگترشدن برجک خود به معنی افزایش وزن مجدد میشد واین دور باطل مایه دردسربود.درحقیقت دردوره طراحی چیفتن تکنولوژی لازم برای توسعه یک طرح موفق با اهداف این پروژه جز درمورد توپ هنوز کاملاً توسعه نیافته بود ونابالغ بودن تکنولوژی بکاررفته به نسبت پیچیدگی طرح، ریشه اصلی همه مشکلات بود.مشکلاتی که بسیاری ازآنها تا آخرین روزخدمت همراه چیفتن بود.درحقیقت چیفتن تنها پس ازعبورکامل ازمسیر ارتقاء به شیر-1 وشیر-2 تبدیل به یکی ازدرخشانترین تانکهای نیمه دوم قرن بیستم میگردد.رخدادی که اگرچه به نام شیرایران محقق نشد ولی درنهایت بصورت چلنجر که برمبنای شیر-2 ساخته شد به ظهور رسید.

ادامه دارد .......

17 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

به قلم: امیر سرتیپ دوم بازنشسته سیدمجتبی تهامی، فرمانده گردان 283 در دوران دفاع مقدس

 

ذکر فداکاری‌ها و رشادت‌های رزمندگان ارتش اسلام، به‌ویژه آنان که در روزهای آغازین تجاوز ناجوانمردانه ارتش بعث عراق، دلاورانه در مقابل آنان ایستادگی کردند و با نثار خون خود، راه دشمن را سد و آنها را وادار به اتخاذ مواضع پدافندی در زمین‌های نامناسب کردند، همیشه شنیدنی و خواندنی است. یکی از فرماندهان دلیری که بر این کار همت می‌گمارد امیر سرتیپ دوم بازنشسته سیدمجتبی تهامی است که در زمان آغاز جنگ تحمیلی فرماندهی گردان 283 سوار زرهی لشکر 92 زرهی اهواز را بر عهده داشته است. در ادامه خاطرات این امیر دلاور را با هم مرور می کنیم: 

 

سد کامل پیشروی یکان‌های ارتش عراق درغرب رودخانه کرخه در جسر نادری، به سوی خطوط مواصلاتی اهواز، شهرهای دزفول و اندیمشک، پایگاه‌ها، آمادگاه‌ها و تأسیسات حیاتی منطقه شمال استان خوزستان، با یاری و هدایت خداوند و عملیات مشترک راهکنشی (تاکتیکی) و تخصصی مسئولانه، قاطعانه و هدفمند یکان‌های زمینی و هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران و در شرایط بحرانی شدید و مقطع زمانی عصر روز چهارم تا صبح روز نهم مهرماه 1359 حاصل شد.
گردان 283 سوار زرهی در شرایط بحرانی عصر روز چهارم مهرماه 1359، به‌عنوان تنها یکان خط مقدم نبرد با استقرار در سواحل شرقی رودخانه و پل کرخه و خط الرأس‌های نظامی ارتفاعات کمانه بزرگ با توکل به ذات اقدس خداوند قادر متعال و بهره‌گیری از تجربه‌های گذشته و استفاده از عوارض حساس منطقه و مانع طبیعی رودخانه کرخه، تصمیم به پدافند قاطع در جسر نادری گرفت. رزمندگان شجاع و ایثارگر گردان با برخورداری از پشتیبانی‌های بی‌دریغ آتش گردان 320 توپخانه کمک مستقیم تیپ2 لشکر 92 زرهی و دو آتشبار 175م‌م و کاتیوشا که قبل از ظهر روزهای پنجم و ششم مهرماه 1359 به منطقه وارد شدند و پس از توجیه حضوری، در تقویت آتش گردان 320 قرار گرفتند و نیز با پشتیبانی‌های نزدیک هوایی خلبانان شجاع نیروی هوایی ارتش که روزانه در چندین نوبت، یکان‌های آرایش یافته ارتش عراق را در ساحل غربی رودخانه کرخه و در حد فاصل پاسگاه جسرنادری تا سه‌راهی سرخه، زیر بمب‌باران‌های سنگین و دقیق خود قرار می‌دادند، تک‌های هماهنگ شده و پی‌درپی یکان‌های عراقی را در روزهای پنجم، ششم و هفتم مهرماه 1359، برای عبور از رودخانه کرخه، درهم شکستند. انهدام پی‌درپی تانک‌ها و ادوات زرهی دشمن و تحمیل تلفات و ضایعات سنگین به یکان‌های متجاوز عراق توسط موشک‌اندازهای تاو، تانک‌ها و سایر رزمندگان گردان در خط مقدم نبرد و نیز آتش‌های پرحجم توپخانه‌های موجود و بمباران‌های سنگین شکاری بمب‌افکن‌های تیزپرواز نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران در قالب عملیات مشترک، یکان‌های دشمن را وادار به عقب‌نشینی به منطقه سه‌راهی سرخه کرد و زمین‌گیر ساخت.

 

i6ownz4ke8k5npuiv6jn.jpg


یکان‌های عراقی بر اثر تحمل تلفات و ضایعات سنگین، روحیه و انگیزه خود را برای اجرای تک‌های بعدی در آن منطقه از دست دادند. پس از ملاقات غیرمنتظره این جانب در ساعات پایانی (ساعاتی از شب گذشته بود) روز چهارم مهرماه در پادگان تخلیه شده پای پل کرخه با مرحوم سرهنگ شهبازی فرمانده تیپ 2 زرهی دزفول، سرگرد محمدجعفر لهراسبی فرمانده گردان256 تانک و ستوان‌یکم ختایی‌زاده یکی دیگر از افسران آن گردان، از آنان دعوت کردم شب را در گردان 283 سپری کنند که مورد قبول واقع شد.
از صبح روز پنجم مهرماه با توجه به شرایط بحرانی منطقه و پیشنهاد من، مرحوم شهبازی به حضور خود در گردان ادامه داد و افسر ناظر مقدم هوایی نیز در قبل از ظهر روز پنجم مهرماه به گردان وارد شد و برای اجرای پشتیبانی‌های نزدیک هوایی در گروه فرماندهی و دیدگاه گردان استقرار یافت. حضور مرحوم شهبازی و افسر ناظر مقدم هوایی در گروه فرماندهی گردان، نقشی تعیین‌کننده و حیاتی درتبادل‌نظر و حصول هماهنگی‌های دقیق بین گردان 283 درخط‌ مقدم نبرد با یکان‌های توپخانه و شکاری بمب‌افکن‌های نیروی هوایی برای سد کامل پیشروی ارتش متجاوز عراق در جسر نادری ایفا کرد و شرایط لازم را برای اجرای پاتک شجاعانه و موفقیت‌آمیز یکان‌های تیپ2 زرهی در صبح روز نهم مهرماه 1359 و تصرف سرپل و تحکیم آن در غرب رودخانه کرخه فراهم ساخت
.

یکان‌های لشکر 21 حمزه، در صبح روز بیست و سوم مهرماه 1359 با عبور از کرخه و عبور از خط پدافندی تیپ2 در سرپل غرب کرخه به مواضع نیروهای عراقی در منطقه سه‌راهی سرخه تک کردند. در این عملیات تلفات و ضایعات زیادی به دشمن وارد شد و یکان‌های لشکر 21 حمزه نیز متحمل تلفات و خسارات سنگینی شدند و سرانجام برای تقویت مواضع پدافندی یکان‌های خودی، در خط سرپل و ارتفاعات کمانه بزرگ استقرار یافتند.

سه هفته پس از سد کامل پیشروی ارتش متجاوز عراق در جسرنادری و تصرف سرپل در غرب رودخانه کرخه و تحکیم مواضع پدافندی در خط سرپل، گردان 283 در اوایل آبان‌ماه 1359 به وسیله گردان 291 تانک لشکر77 که در کنترل عملیاتی لشکر 21، قرار داشت و بعد از تک روز 23 مهرماه 1359، در خط گردان 283 مستقر شده بود، تعویض شد و به منطقه کوت عبدالله در جنوب شرقی اهواز تغییر مکان کرد

 

02564197298100706607.jpg

.

مأموریت جدید واگذاری به گردان283 از سوی لشکر 92 زرهی، پوشش سواحل شرقی رودخانه کارون، از روستای بریچه در جنوب اهواز تا جنوب روستای اسماعیلیه و مسئولیت فرماندهی جبهه شرق کارون بود که به نام جبهه فارسیات شهرت داشت. در این عملیات نیروهای پاسگاه ژاندارمری روستای شمریه، واقع در ساحل غربی رودخانه کارون، به فرماندهی ستوان‌یار دست‌فروش در کنترل عملیاتی گردان قرار گرفتند و با گروه‌های تفنگدار گروهان‌های رزمی گردان، تقویت شدند و در چندین سنگر دیدبانی و رزمی جداگانه درسراسر ساحل غربی کارون، درعرض منطقه واگذاری به گردان استقرار یافتند. چندین فروند قایق جمینی از نیروی دریایی و دو فروند قایق سنگین از گردان مهندسی لشکر 92 زرهی نیز برای جابه‌جایی نیروهای گردان در طول رودخانه و سواحل شرقی و غربی آن و تدارک آنها به گردان مأمور شدند. یک گردان توپخانه 155م‌م از گروه 11 مراغه و یک گردان توپخانه 105 م‌م با دو آتشبار تیر و نیز یک آتشبار توپخانه 130م‌م، مأموریت کمک مستقیم و تقویت آتش جبهه شرق کارون را عهده‌دار بودند.

در غرب رودخانه کارون نیز، پیشروی نیروهای متجاوزعراقی به سوی اهواز توسط یکان‌های تیپ 1 لشکر 92 زرهی سد شده و خط‌مقدم نبرد، در منطقه دب حردان و جنوب غربی کارخانه لوله‌سازی نورد، درحدود 12 کیلومتری جنوب غربی اهواز واقع شده بود.

با نظارت مستقیم شهید فلاحی، فرمانده نیروی زمینی و همکاری مسئولان استان خوزستان و لشکر92، برای جلوگیری از پیشروی نیروهای عراقی به سوی اهواز، طرح سد و موانع آبی درحدفاصل نیروهای خودی و دشمن، با استفاده از آب انشعاب‌های رودخانه کرخه در منطقه و روستای کوهه واقع درغرب اهواز با موفقیت اجرا شده و مناطق زیادی در جناحین جاده اهواز به خرمشهر و سواحل غربی رودخانه کارون را آب فراگرفته و رفته‌رفته وسعت آب‌گرفتگی در حال افزایش بود.

قرارگاه مقدم نیروی زمینی در جنوب، عملیات نصر را با هدف آزادسازی منطقه عمومی هویزه و پادگان حمید از اشغال نیروهای متجاوز عراق طرح‌ریزی کرده بود. به موجب این طرح لشکر 16 زرهی، مأموریت داشت با تیپ‌های 1 قزوین و 3 همدان و تیپ2 لشکر 92 زرهی و یک گردان از سپاه پاسداران و یک گروهان از نیروهای جنگ‌های نامنظم شهید چمران در منطقه عمومی هویزه اقدام به تک کرده و از سمت شمال‌غرب برای آزادسازی پادگان حمید پیشروی کند و لشکر 92 زرهی نیز مأموریت داشت با تیپ 1 زرهی در جبهه نورد- دب حردان واقع درجنوب غربی اهواز تک کرده و باگردان 283 سوارزرهی و گردان 291 تانک لشکر 77 نیز که از کنترل عملیاتی لشکر 21 حمزه در جسرنادری خارج شده و به منطقه اهواز نقل مکان کرده و در کنترل عملیاتی لشکر 92 زرهی قرار گرفته بود، در شرق روستای صفحه 2 واقع در جنوب اهواز با عبور از رودخانه کارون تک دیگری را از سمت شرق به مواضع نیروهای عراقی در منطقه پادگان حمید اجرا و با یکان‌های لشکر 16 زرهی الحاق کند. لشکرهای 16 و 92 زرهی براساس مأموریت‌های محوله عملیات نصر را طرح‌ریزی کردند. محل استقرار پل شناور پی.ام.پی توسط گروهان پل گردان مهندسی لشکر 92 زرهی بر روی رودخانه کارون در شرق روستای صفحه 2 پیش‌بینی شده بود. روستای صفحه2 در غرب کارون و شرق پادگان تازه تأسیس حمید و در حدود 40 کیلومتری جنوب اهواز واقع شده است. کارهای ساخت‌وساز پادگان حمید تا قبل از حمله عراق به علت این که در اختیار پیمانکاران قرار داشت، به‌طور کامل انجام و به‌طور دائم یکانی در آن مستقر نشده بود.

همان‌گونه که گفته شد، طرح سد و موانع آبی در حال اجرا و منطقه وسیعی در حدفاصل منطقه عملیات عبور، از رودخانه گردان‌های 283 و 291 و خط پدافندی یکان‌های تیپ 1 لشکر 92 در جنوب غربی اهواز را آب فراگرفته و ارتباط زمینی در غرب رودخانه کارون، بین یکان‌های عبورکننده از رودخانه در محل صفحه2 و یکان‌های جبهه نورد- دب حردان در جنوب غربی اهواز قطع شده بود. بنابراین چنانچه پل شناور توسط هواپیماهای عراقی در طول عملیات بمباران و منهدم می‌شد تا تعویض قطعات پل، برای چند ساعت یکان‌های عبورکننده از کارون با از دست دادن خطوط ارتباطی و تدارکاتی زمینی خود دچار بحران و در منطقه‌ای محصور می‌شدند که مانع عظیم طبیعی کارون را در پشت‌سر داشت. از جناح راست ارتباط آنها با یکان‌های تیپ1 لشکر 92 قطع بود، در مقابل با پاتک‌های پی‌درپی یکان‌های عراقی مستقر در شرق منطقه پادگان حمید مواجه بودند و در جناح چپ نیز در معرض خطر محاصره شدن توسط احتیاط‌های منطقه‌ای عراق قرار می‌گرفتند و این امر در شرایطی ویژه خطر جدی محاصره کامل آنها را در غرب کارون، توسط نیروهای تقویتی و احتیاط ارتش عراق در پی داشت.

موضوع احتمال بمباران پل شناور و قطع ارتباط زمینی گردان 283 با شرق کارون و یکان‌های خودی و عواقب آن، قبل از شروع عملیات در جلسه‌ای با فرماندهان گروهان‌های رزمی گردان مطرح و اعلام شد تا به تمامی رزمندگان به‌طور جـّدی تأکید کنند چنانچه در اثر بمباران هوایی عراق، قطعاتی از پل شناور پی.ام.پی منهدم و ارتباط گردان با شرق کارون قطع شود، تا تعویض قطعات پل و آماده شدن مجدد آن، تنها راه نجات و جلوگیری از محاصره شدن احتمالی یکان‌های گردان توسط یکان‌های ارتش عراق حفظ ابتکار عمل گردان و دفاع قاطع رزمندگان آن در برابر حملات متقابل نیروهای عراقی و دفع کامل پاتک‌های آنهاست. در جلسه جداگانه و ویژه دیگری با حضور دسته موشک‌انداز تاو که در زمره عده‌های تحت کنترل و هدایت مستقیم گردان قرار داشت، مقایسه‌ای نسبی بین برد مفید توپ تانک‌های سبک اسکورپیون موجود در گردان با برد مفید توپ تانک‌های تی 62 عراقی موجود در منطقه انجام گرفت و خطرات و آسیب‌پذیری‌های موجود برای گردان در طول عملیات برآورد و تشریح شد. با توجه به اینکه موشک‌اندازهای تاو از نظر برد و دقت هدف‌گیری بهترین جنگ‌افزارهای ضدزره موجود در گردان بودند و نیروهای عراقی مستقر در شرق جاده اهواز- خرمشهر نیز تا رودخانه کارون در حدود 5/5 کیلومتر فاصله داشتند، تصمیم گرفته شد دسته موشک‌انداز تاو گردان، با برخورداری از حمایت نیروهای تأمینی گردان در غرب کارون، اولین یکان عبورکننده از رودخانه باشد و با پیشروی سریع و استقرار در پشت کانال‌های آبی مرتفعی که قبل از شروع عملیات توسط گشتی‌های شناسایی و رزمی اعزامی گردان و پاسگاه ژاندارمری شمریه شناسایی شده و مورد استفاده آبیاری اراضی زراعی غرب کارون و عمود بر سمت پیشروی گردان بودند، سپر ضدزره و دفاعی مستحکمی را در برابر یکان‌های دشمن برای پیشروی سایر یکان‌های گردان تشکیل دهند. گروهان پل پی.ام.پی لشکر 92 یک روز قبل از آغاز عملیات نصر به منطقه تحت مسئولیت گردان 283 وارد شد و نیروهای گروه‌های تفنگدار گروهان‌های رزمی گردان که از آ بان‌ماه در غرب کارون استقرار یافته بودند و با نیروهای پاسگاه ژاندارمری شمریه مأموریت‌های تأمینی و شناسایی را به‌طور مشترک اجرا می‌کردند، از آغاز تاریکی شب 14 دی‌ماه با استقرار در مواضع مناسب، در غرب روستای صفحه2 و جناحین آن، تأمین گروهان پل گردان مهندسی لشکر 92 را در محل ساحل‌سازی و روانه کردن پل شناور و نیز تأمین منطقه عملیات عبور از رودخانه یکان‌های گردان را برقرار کرده بودند

 

A0702302.jpg

.

عصر روز 14 دی‌ماه 1359 (اوایل شب) به اتفاق مرحوم سرهنگ کاشفی فرمانده گردان 291 تانک به قرارگاه عملیاتی لشکر 92 زرهی واقع در محل صنایع چوب اهواز در جاده شوشتر احضار شدیم و پس از انجام آخرین هماهنگی‌ها و توجیه در شعبه عملیات رکن سوم لشکر 92 با حضور سرهنگ حسینی، افسر رکن سوم قرارگاه مقدم نزاجا، در جنوب و تبادل‌نظر با نامبرده و رئیس رکن سوم لشکر در مورد لحظه‌های بحرانی ویژه‌ای که عملیات عبور از رودخانه برای گردان‌های283 و 291 در بر داشت و تأکید بر لزوم انجام پیش‌بینی‌های لازم توسط لشکر 92 و قرارگاه مقدم نزاجا برای کمک به رفع بحران‌های احتمالی، با دریافت دستور عملیاتی از رکن سوم لشکر، قرارگاه عملیاتی لشکر 92 را به مقصد محل استقرار یکان‌های خود ترک کردیم. برابر تدبیر لشکر 92 تقدم اجرای عملیات عبور از رودخانه با گردان 283 سوار زرهی بود. زمان اجرای عملیات نصر بامداد روز 15 دی‌ماه 1359 تعیین شده بود و عملیات عبور تعجیلی گردان 283 از رودخانه نیز در زمان مقرر آغاز شد. دسته موشک‌انداز تاو با توجه به مأموریت ویژه‌ای که به آن محول شده بود، اولین یکانی بود که از رودخانه عبور کرد. در شرایطی که سایر یکان‌های گردان در حال عبور از رودخانه بودند، چهار دستگاه جیپ حامل تفنگ 106م م از نیروهای سپاه پاسداران که تحت‌نظر برادر اسدی در شرق کارون و در روستای فارسیات مستقر بودند، با خدمه مربوطه در محل دهانه شرقی پل در کنترل عملیاتی گردان قرار گرفتند.

همان‌گونه که تشریح شد، محل نصب پل گردان مهندسی لشکر 92 زرهی در شرق روستای صفحه2 و در فاصله 6 تا 7 کیلومتری شرق ایستگاه راه‌آهن و پادگان حمید بود و در دید کامل دیده‌بان‌های توپخانه‌های عراقی که بر فراز منبع آب و ساختمان‌های پنج طبقه پادگان مستقر بودند، قرار داشت. گردان در حین عبور از کارون و گرفتن سرپل زیر آتش شدید و تیر مستقیم تانک‌های عراقی که در شرق ایستگاه راه‌آهن حمید و جاده اهواز به خرمشهر استقرار داشتند و نیز آتش سنگین و پرحجم توپخانه‌های دشمن قرار قرار گرفته بود، لیکن با عبور تعجیلی از رودخانه کارون و تک به مواضع یکان‌های عراقی در سایه ایثار و ازخودگذشتگی رزمندگان حماسه‌آفرین خود و با کمک آتش‌های پرحجم توپخانه‌های مستقر در شرق کارون، سر پلی به عمق چهار کیلومتر را با موفقیت تصرف کرد و با پاتک‌های پی در پی یکان‌های زرهی عراق که از پشتیبانی‌های پرحجم آتش توپخانه و هواپیماهای جنگنده عراقی برخوردار بودند، به مقابله پرداخت. تدبیر گردان در نحوه استقرار دسته موشک‌انداز تاو و آرایش گروهان‌های رزمی در خط سرپل به یاری خداوند با واقعیت‌ها و ضروریات صحنه نبرد، انطباق کامل پیدا کرد و سبب افزایش کارایی توان رزمی گردان و اثربخشی آن برای خنثی‌سازی واکنش‌های دشمن و تثبیت مواضع گردان شد.

همان‌گونه که گردان پیش‌بینی کرده بود، پس از عبور یکان‌ها از رودخانه کارون و تک سریع آنها به سمت مواضع نیروهای عراقی در منطقه غرب کارون و شرق پادگان حمید، حمله هواپیماهای عراقی به منطقه گردان و بمباران سواحل رودخانه با هدف قطع ارتباط گردان با شرق کارون آغاز شد. پس از چند نوبت پرواز و بمباران، سرانجام در عصر اولین روز تک گردان، دو فروند از هواپیماهای عراقی، پل شناور روانه شده توسط گردان مهندسی لشکر 92 زرهی را بمباران و قطعاتی از آن را منهدم کردند. یک فروند از دو فروند هواپیماهای مهاجم عراقی مورد اصابت یک فروند از موشک‌های سهند 3 گردان قرار گرفت و در حوالی جنوب روستای اسماعیلیه در شرق کارون سقوط کرد. هدف‌گیری هواپیمای عراقی و شلیک موشک به وسیله یک قبضه موشک‌انداز سهند3 مستقر در گروه فرماندهی گردان انجام گرفت. تیرانداز و کمک تیرانداز قبضه سهند3 تحت نظارت مستقیم سرکار ستوان نوربخش، فرمانده دسته سهند3 گردان قرار داشتند. سرکار ستوان نوربخش و درجه‌دار وظیفه تیرانداز سهند3، هر دو نفر از نیروهای به خدمت فرا خوانده شده احتیاط 56 بودند. تا تعویض قطعات پل حدوداً پنج ساعت ارتباط گردان با شرق کارون قطع شد. در اثر انهدام پل شناور، آغاز عملیات عبور از رودخانه گردان 291 تانک نیز تا خاتمه تعمیرات پل و تاریکی شب به تعویق افتاد. دقایقی بعد از هدف‌گیری و شلیک موشک سهند3 گردان به طرف هواپیمای دشمن، برادر اسدی با ارسال پیامی از بیسیم اظهار داشت خلبان هواپیمای عراقی را که سالم با چتر نجات به بیرون پریده بود، در شرق کارون دستگیر شده است. در روز اول عملیات، تعدادی از کارکنان گردان بر اثر آتش شدید دشمن مجروح شدند در این میان برجک تانک زنده‌یاد، گروهبان یکم محمد آژیر درجه‌دار شجاعی که از لشکر 88 زرهی زاهدان به گردان مأمور شده بود و در سمت توپچی تانک اسکورپیون انجام وظیفه می‌کرد، در ظهر روز اول تک و پیشروی گردان، مورد اصابت موشک مالیوتکای نیروهای عراقی قرار گرفت و سرش از تنش جدا شد و به فیض شهادت نایل آمد.

طی مدت سه شب و چهار روز استقرار گردان درخط سرپل، یکان‌های زرهی ارتش عراق در چند مرحله اقدام به اجرای پاتک کردند اما در هر مرحله چندین دستگاه تانک و نفربر آنها مورد اصابت موشک‌های تاو و مالیوتکای مستقر بر نفربرهای زرهی بی.ام.پی وان و تانک‌های گردان واقع و با تحمل ضایعات و تلفات سنگین وادار به عقب‌نشینی می‌شدند. یکی از با ارزش‌ترین و بارزترین ویژگی‌های عملیات عبور از رودخانه کارون گردان283 سوار زرهی در عملیات نصر، تلفات و ضایعات بسیار محدودی بود که گردان متحمل شد. در مدت چهار روز درگیری مداوم گردان در مراحل اجرای تک و استقرار در سرپل غرب رودخانه، باوجود حجم سنگین آتش‌های توپخانه، بمباران‌های هوایی و چندین مرحله اجرای پاتک به وسیله یکان‌های عراقی تنها یک نفر از رزمندگان گردان شهید و تعداد بسیار کمی مجروح شدند و تنها یک دستگاه تانک گردان هدف موشک مالیوتکای عراق قرار گرفت؛ در حالی که بیش از 35 دستگاه تانک و نفربر زرهی یکان‌های عراقی (37 دستگاه تا آنجا که شخصاً شاهد بودم) توسط موشک‌انداز‌های تاو و مالیوتکا و تانک‌های گردان منهدم شدند؛ به‌گونه‌ای که شب‌ها بر اثر شعله‌های آتش ناشی از سوختن محتویات تانک‌ها و نفربرهای منهدم شده ارتش عراق، تمام منطقه جلوی سرپل گردان روشن بود و این حماسه‌های فراموش‌نشدنی پس از گذشت 30 سال، در ملاقات‌های رزمندگان گردان و یا شاهدان عینی آن با هم به عنوان خاطره‌ای مشترک نقل می‌شود. برادر اسدی چند بار با حضور در گروه فرماندهی گردان در روستای صفحه 2 و با مشاهده حماسه‌آفرینی‌های تیراندازهای تاو گردان، همواره شجاعت آنها را تحسین می‌کرد و دقیقاً این جمله را می‌گفت: «کوشکی و سایر تیراندازان تاو حماسه می‌سازند، آنها تا به حال کجا بودند؟».حماسه‌آفرینی‌های رزمندگان گردان در هدف‌گیری و انهدام تانک‌ها و ادوات زرهی یکان‌های عراقی در حین درگیری‌های شدید و مقابله با پاتک‌های پی‌درپی ارتش عراق بلادرنگ به قرارگاه‌های راهکنشی ]تاکتیکی[ لشکر 92 و تیپ 1 لشکر که هر در جبهه نورد- دب حردان استقرار داشتند به وسیله فرستنده اف.ام گزارش می‌شد. به منظور قدردانی و ارج نهادن به ایثارگری‌ها و حماسه‌آفرینی‌های تعدادی از رزمندگان گردان، به ویژه تیراندازان ممتاز دسته موشک‌انداز تاو (برای دومین بار طی مدت سه ماه)، ستوانیار دست‌فروش، رئیس لایق وشجاع پاسگاه ژاندارمری شمریه و گروهبان وظیفه احتیاط 56 که با موشک‌انداز سهند3 یک فروند هواپیمای عراقی را سرنگون کرد، با ارسال پیامی به وسیله فرستنده اف.ام تقاضای ارتقای یک درجه تشویقی شد که در مدت کوتاهی مورد تصویب لشکر واقع و ارتقای درجه آنها به گردان ابلاغ شد.

 

File-8799-160796.jpg

 

متعاقب موفقیت‌های غرورآفرین مرحله اول عملیات یکان‌های خودی در منطقه عمومی هویزه و تلفات و ضایعات سنگین وارده به نیروهای عراقی، بر اثر پاتک دشمن، ضایعات و تلفات سنگینی نیز به برخی از یکان‌های خودی در آن منطقه وارد شده بود و بر اثر پایین بودن استعداد یکان‌ها و نبود یکان احتیاط، برای جلوگیری از بحران‌های احتمالی و نیز حفظ تمامیت نیروهای عمل‌کننده به منظور استفاده از آنها در سد پیشروی یکان‌های عراقی به سمت شهر هاو تأسیسات حیاتی منطقه، در روز 18 دی‌ماه 1359 دستور مراجعت یکان‌های عمل‌کننده به مواضع اولیه آنها از طرف قرارگاه مقدم نزاجا در جنوب صادر شده بود. با مراجعت یکان‌های خودی به مواضع اولیه در منطقه هویزه، یکان‌های احتیاط ارتش عراق در آن منطقه آزاد شدند و پیش‌بینی‌های مسئولان و متخصصان علوم نظامی حاکی از اجرای پاتک احتمالی سریع عراق، با استفاده از یکان‌هایی با استعداد بیشتر علیه مواضع یکان‌های خودی در شرق پادگان حمید بود. برای جلوگیری از محاصره گردان‌های 283 و 291 توسط یکان‌های عراقی، در اجرای تصمیمات قرارگاه مقدم نزاجا و لشکر 92 که به طور حضوری توسط مرحوم سرهنگ شالچی طوسی فرمانده گردان مهندسی لشکر 92 در عصر روز 18 دی‌ماه 1359 (اوایل شب) ابلاغ شد، مأموریت گردان‌های 283 و 291 در غرب کارون خاتمه یافت و نیروهای تأمینی گردان 283 کماکان در غرب کارون ابقا شدند و با استفاده از تاریکی شب، ابتدا سایر یکان‌های گردان 283 و سپس گردان 291، به سواحل شرقی کارون منتقل شدند. پس از خاتمه جابه‌جایی یکان‌ها به شرق رودخانه کارون، پل شناور پی.ام. پی نیز شبانه و به سرعت توسط گردان مهندسی لشکر 92 از روی رودخانه جمع‌آوری و گردان 283 سوار زرهی با استقرار در مواضع اولیه در شرق کارون، به اجرای مأموریت قبلی خود مشغول شد.

ذکر نام همه همرزمانم و تشریح همه حماسه‌های گردان با توجه به محدودیت‌های زمانی موجود و نیز در دست نبودن فهرست اسامیشان، برایم مقدور نیست. با گرامیداشت یاد و خاطره شهدای گرانقدر گردان، برای همه فرماندهان و مسئولان مشاغل مختلف گردان و همه رزمندگان ایثارگر که در عملیات متعدد و سرنوشت‌ساز گردان در دوره هشت ساله دفاع مقدس با ایثار و ازخودگذشتگی حماسه‌های بزرگی را در دفاع از مقدسات ملت بزرگ ایران و تمامیت ارضی کشور رقم زدند، از درگاه خداوند بزرگ آرزوی توفیق دارم. در این عملیات سروان شهید علی دمساز، در سمت معاونت گردان و سروان اسماعیل ملاّحسینی در سمت افسر عملیات و نیز فرماندهان گروهان‌ها و رزمندگان حماسه‌آفرین یکان‌ها، به ویژه فرماندهان و تیراندازان دسته‌های موشک‌انداز تاو، موشک‌اندازهای مالیوتکا، سهند3 و تانک‌های گردان در تمام مراحل عملیات، شجاعانه نقش و مسئولیت خود را در عالی‌ترین سطح ممکن ایفا کردند

 

 

15 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

بنام خدای ایران

 

با اجازه بزرگان

مردانی که یاداور ستاد بزرگ آرتشتاران میباشند

 

بهتر نیست بجای گزاره (جمله) همیشگی(کلیشه ایی) رزمندگان اسلام،بگوییم رزمندگان ایران

به هیچ روی جسارت برهم زدن ،اوردگاهی که جناب کلافه و دیگر دوستان ،برای سازوکارش تلاش کردند را ندارم و بود و نبود همین نوشتارهم با بینش درست جنابان و فرنشینان تارنما شدنیست و از آن پیروی خواهم نمود

اما بهتر نیست در کارزاری که هر دوسوی ان خود را اسلام برتر میدانستند و هر دو بگواه خود مسلمان بودند،نامی از ایین نیاوریم

چه جسارتها که از همین کشاندن پای ایین های پرستشی که بخود ایین ها نشد

وقتی میگوییم ارتش اسلام،ینی در سوی دیگر باید یا مسلمان نباشند ویا باید مسلمان تنها به نام باشند

اگر بگوییم ارتش عراق تنها در برگرفته گروه لاییک و ناسیونالیست چپی بعث بود، خب نادرست گویی نمودیم،چرا که ارتش یک میلیونی عراق ،تنها نزدیک به 70% نیروهایش شیعیان و کردها بودند.

 

مورد دیگری که خواسستم جسارت کنم و یاداور شوم این بود که واقعن زیبنده نام یک دلاور آرتشی نیست که همراه نامش از پیشوندهایی مانند حاج وکربلایی و مشهدی بکار ببریم

گرایشهای ایینی هرکدام از ما برایمان دل انگیز و ورجاوند(مقدس) میباشد

 

هرکدام از دلاور مردان آرتشی که خیلی هم در باره شان کم مهری شده و از بودجه ایی که از آنِ مردم ایران است و برامده از درامد نفت است،تنها برای بزرگنمایی و گزارش سوی دیگر توان رزمی هزینه شود

ایا میشود،اوردگاهی که فرزندان بابک خرمدین در هوانیروز در برابر ستونهای زرهی عراق را نادیده گرفت

ایا میشود،فراموش کرد که تازش تکاوران نیروی دریایی که بسیار هوشمندانه و ارمانگرایانه برای کیابانی از این اموزش دیده بودند را در کرانه های اروند رود و شمال شاخاب پارس را کوچک شمارد

ایا اگر ویرایش و تیز بینی مردان مرد آرتشی را که در سه ماهه نخست جنگ، با وجود تمامی لج بازی های کوتوله گان خوش شانس ،نبود،دیگر گستره ایی برای درست نمودن رخشاره های(فیلم های) خاکریز به خاک ریز میماند

من چه میگویم

من مو میبینم و حالش را میگویم

در حالیکه بن پایگان جنگ در جرگه گردامده اند

همه ما میدانیم پیشینه نگاری (تاریخ نویسی) را یک برگه در میان مینگارند و دو 100 مژده که برگه نخست را کسی نگاهم نخواهد کرد،مگر دشمنان و کینه توزان میهن برای خار نمودن بار فرهیختگیمان

هرکس که برای کشورش جنگید،شهید است

هرکس که برای شخص و یا کسی جنگید،باید به روزش گریست

هرکس که برای جنگیدن خود یا نزدیکانش،حقی را برای خود بزرگ بشمارد که بخواهد حق دیگرانی را که مجالی برای حضور نداشته اند را پایمال کند،را باید در رده آژی دهاکهای روزگار بخوانیم

 

این ایران است که به ما همه چی داده

و خدا ایران را به ماداده

چه پدران ما ترسایی ویا آشوری ویا زردشتی بودند و چه ارجمند به ایین پاک محمدی

بر گردن ماست که از ایران با هر ایینی که داریم و بخود ما مربوطه،از ایران پاسداری کنیم

از درامد چه چیزی،برای خرید جنگ افزار ،پیرنگهای(پروژه های) هسته ایی و یا موشکی و یا همین سرهم بندی(مونتاژ) جنگ افزارهای چینی بهره میبریم

انچیست که برای ما درامد زایی دارد که ناکارامدی فرادستان را در خودکفا ننمودن کشاورزی جبران میکند و از درامدش گندم و برنج و دانه های روغنی میخریم و بر سر خان خوراک(سفره) میگذاریم

اری ان نفت ایران است که از دل این سرزمین بر ما پیشکش شده است

کاری ندارم که چرا هنوز به ان نیازمندیم

سخن اینست،که نان اوری از درامد نفت با وجود انکه هیچ منتی ندارد و تنها باید منت سرزمین و پدرانمان را بر تارک داشته باشیم.

 

براستی چند تن از ما در خانه ، دانشنامه های پارسی را داریم

براستی چند تن از ما در خانه هایمان ،ماهی ،دستکم یکساعت،با نوجوانان ویا نوباوگان درباره پیشینه کشورمان گفتگو میکنیم

 

تنها برخی عامیان بی خرد هستند که از پیشینه چند فرنام(تیتر) را شنیده که (مثلن) فلان حاکم فرزندش را کشت .... پس ما بدیم و غربی ها و یا تازی ها و... خوبند

دیگر نمی گوید درپیشینه انگلیس،امریکا،فرانسه،ایتالیا،چین، روسیه ویا سرزمین تازیان چه گذشته است

 

زیاده گویی کردم

در حضور استادانم

پوزش

پوزش

 

تنها می خواهم بگویم

ما ایرانیان،انچه که باید برایمان ارزش داشته باشد،ایران است و هم میهنانمان بس

 

ماندگاری پست با ارزیابی فرنشینان تارنماست و از ان پیروی و تمکین می نمایم،چرا که پیروی نکردن از ایین نامه های دستوری هر کان ،بزه را در پی خواهد داشت

18 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

بنام خدای ایران

 

با اجازه بزرگان

مردانی که یاداور ستاد بزرگ آرتشتاران میباشند

 

عرض سلام و خوش آمد

نظرات بسیار خوبی را عنوان فرمودید که ما هم تا کنون در این انجمن و انجمن های قبلی سعی‌مان بر این بوده است که در همین مدار بکوشیم . جسارتا نکته‌ای را می خواستم یاد‌آور شوم که اگر لطف بفرمایید و به جای سره‌نویسی ( با تمام زیبایی هایش که البته در جای خود پسندیده است و اگر اشتباه نکنم حاصل تلاش های ناتمام مرحوم کسروی و یارانشان در ورجاوند بنیاد می‌باشد ) با زبان متداول بنویسید ، نظراتتان بیشتر برای کاربران قابل درک خواهد بود .

ارادتمند

S.A.M

11 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

بانظرتون موافقم واز ادبیاتتون هم واقعا لذت بردم

11 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

بنام خدای ایران

 

 

نخست باید یاداور شوم،که اگر من امروز می توانم دسترسی کمی به بن پایگان پارسی داشته باشم،دستاورد جانفشانی های نیاکانمان از قادسیه و چالدران،تنگستان،ظفار تا دلاور مردی ارشد مردانی که بیش از 8 سال دربرابر تازیان ایستادگی نمودند

خود به زبان خود میگویم،من تنها لقمه را اماده گرفته و در دهان گزاردم ،درحالیکه بستر سازی و فراوری ان را جلیل زندی ها جدی اردبیلی ها ،شهرام رستمی ها،ال اقا و ذوالفقاری و سهلیانها و اصفهانیها،بروبچه های گمنام زرهی 92 خوزستان و....برایم به ارمغان اورده اند

بانظرتون موافقم واز ادبیاتتون هم واقعا لذت بردم

دل انگیزم، انسان وقتی زیباست،اگر به سیاهی هم بنگرد،زیبایی را میبیند

شما خود زیبا اندیش هستید

 

عرض سلام و خوش آمد

نظرات بسیار خوبی را عنوان فرمودید که ما هم تا کنون در این انجمن و انجمن های قبلی سعی‌مان بر این بوده است که در همین مدار بکوشیم . جسارتا نکته‌ای را می خواستم یاد‌آور شوم که اگر لطف بفرمایید و به جای سره‌نویسی ( با تمام زیبایی هایش که البته در جای خود پسندیده است و اگر اشتباه نکنم حاصل تلاش های ناتمام مرحوم کسروی و یارانشان در ورجاوند بنیاد می‌باشد ) با زبان متداول بنویسید ، نظراتتان بیشتر برای کاربران قابل درک خواهد بود .

ارادتمند

S.A.M

 

درود بر شما فرنشین طناز بخش نیروی هوایی

دوست بزرگوارم،زمانی در ایرانمان،به هواگردها (انروزها که تنها بال ثابت بودند) طیاره میگفتند

به ارتش،قشون و به سرباز و....

روزگاری هلی کوپتر هم همین گونه بود که پس از ان چرخبال از سوی فرهنگستان ارایه شد و پس از چندی به بالگرد ویرایش شد.

 

در همین جستار،یاداوره ایی از سوی یکی از دلاور مردان زرهی مان امده که بارها بجای پل نادری ،در میان ما پارسی زبانان،جسرنادری را بکار برده اند.

همان پل نادری ایی که برای ما وایرانی ماندنش دریایی خون پیشکشش شد.

 

هرگاه که قرار باشد،دگرگونی انجام گیرد،ممکنه پیرامونش کاستی ها ویا سختی ها و حتا گلایه ها ودلخوری هایی پدید اید

 

شما درست می فرمایید،ممکنه خیلی از هم میهنانم ،ندانند،نرسپان در زبان پارسی به چم(معنی) اشتباه است

و اگر با چنین واژه ویا گزاره ایی(جمله ایی) روبرو گردند، و معنای انرا ندانند،بدون انکه تلاش برای شناخت زبان مادری خود کنند،تندی در برابر ان ابراز دلخوری خواهند کرد ،که ممکنه بار کاری شما فرنشینهای تارنما را زیاد نماید

اما همین دوستان ،در برابر تازش فرهنگ تازی بر دبیره(ادبیات) پارسی کوچکترین خمی به ابروی خود نیاورده و از ته دل برای شناخت معنا و یادگیری ان برای بکار گیریش در گفتمانهای رسمی تلاش میکنند.

 

علی ایحال(نمی دانم، بگمانم درست ننوشتم)

مع هذا

لذا

نمونه هایی از این دست هستند

سرورم

 

نازنینم

می دانم که برای ساماندهی تارنما،چالشهای فراوانی پیش روی شماست

می دانم که بهانه گیری های کودکانه،در انجمنها،تالارها وتارنماها از سوی اندیشه های خام(عوام) ممکنه شما فرنشینان را بسیار بیازارد

می دانم به شما دستندرکاران انجمن و همچنین انجمن پیشین گنج جنگ چه میگذرد

خیلی از دوستان و کاربران نو ورود ممکنه ندانند

اما چرا ؟همین سرپا نگه داشتن این تارنما،افزون بر هزینه های سرور و برنامه و هاست ...دردسرهای فراوان دارد

می دانم که هیچ چیز بجز عشق به میهن و راست گویی و راست نگاری برای ایندگان و امروز،نمی توانست ،پشتوانه پایداری و استواری شما فرهیختگان باشد

 بی مهریست از ارزش گزاری ها و بن پایگی گنج جنگ در فرهنگ سنایش گذاری(احترام گزاری) به جنگاورانی که تنها برای ایران جنگیدند و از بزرگنمایی و نادرست پراکنی دوری جستند،نگوییم

زنده باد

زنده باد

زنده باد

 

میگویند

 

هرکسی کو دور ماند از اصل خویش

بازجوید روزگار وصل خویش

 

خوشبختانه میبینیم که نامگذاری بر فرزندان از سوی خانواده ها،پارسی میشود

و خوشبختانه می دانم که همه ما،از هر گویش و فرهنگی برزنی(منطقه ایی) مانند اذری،کرد،بلوچ،لر،گیلک و مازنی و سیستانی....می دانیم پارسی گویی ،و بازگشت به ان پا گزاردن در عرصه خودباوری است،

ناگفته نماند بدور از هرگونه خود برتر بینی و یا خار نمودن دیگر فرهنگها و انسانها

اگرهم ازردگی ایی هست،هیچگاه ما اغاز گرش نبودیم

 

گفتم خوشبختانه،پویش پارسی گویی اغاز شده است

فرهنگستان زبان پارسی،800 واژه اژنبی را از دل کتابهای اموزش و پرورش بیرون راند

در شهرها و خانواده ها اغاز گشته

اگر جایی هم نشده

ما که هستیم

اغاز گرش باشیم

کوتوله ها و خشک مغزان هستند

فراموش نکنیم؛برای هر خودباوری و پیشرفتی،دست انداز زیاد هست

بیاییم دست به دست هم دهیم به مهر

ایران را کنیم اباد

 

کوچک همگی شما

دلاور مردان گمنام،اما اشنای دلهای ایران

11 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

با عرض سلام

جناب هخامنش از ابراز لطفتون ممنونم  ظاهرا علاوه بر ادبیات و قلم زیباتون احتمالا باید یا نظامی باشید یا از خانواده نظامیها لطفا  و در صورت امکان شرح حالی از خودتون بدید تا  بدونیم با چه عزیزی هم کلام شدیم (البته در صورت امکان وتمایل شخصیتون ) :140016094434711:  :140016094434711:  :140016094434711: :140016094434711:  

14 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

نقش یکان­های زرهی نزاجا درنبردهای آغازین دفاع مقدس وعملیات طریق القدس

 

در دکترین جنگ‌ها نقش یکان­های زرهی به عنوان یک امر سرنوشت ساز و حیاتی در تعیین نتیجه نبرد قلمداد می شود. آنگاه که تانک‌ها در صحنه نبرد با غرش رعد آسای خود عملیات آفندی را آغاز می­نمایند و زمین در زیر شنی پولادین تانک‌ها به لرزه می­افتد، یکان­های پیاده در صورت فقدان یکان­های زرهی احساس خطر شدید می­کنند و اینجاست که واژه شجاعت از جُبن تمیز می­یابد و صرفاً افراد شجاع یارای ایستادن در مقابل این‌گونه هجمه­های آتشین را دارند.

 

71651561181562021275_b5bca.jpg


یکان­های زرهی به علت پویایی و سرعت در عملیات از یک سو و از طرف دیگر به علت دارا بودن حجم آتش بسیار سنگین به عنوان یکی از عوامل اصلی در امر آفند و پدآفند تجلی یافته­اند.نقطه قوت و حیاتی در یکان­های زرهی یا سوار زرهی این است که علاوه بر دارا بودن امکان ارتباط و مخابرات مستقل و منسجم، این یکان به هنگام اتخاذ آرایش رزمی، به ویژه آرایش زنجیر به علت دارا بودن صدای مخوف خود سبب ایجاد موج وحشت و هراس در دل دشمن می­شود تا حدی که ایستادگی در مقابل آنها برای یکان‌های پیاده بسیار صعب و توان فرسا می‌گردد.
بنا به یادداشت­های سرلشکر عراقی وفیق السامرایی در کتاب «ویرانی دروازه شرقی» در آغاز تهاجم ارتش عراق به ایران، ارتش ایران دارای 2000 دستگاه تانک از انواع چیفتن انگلیسی و ام 60 آمریکایی بوده است. بنا به اظهارات خبرگان ارتش در آغاز تهاجم رژیم بعثی عراق به میهن اسلامی‌مان، بیش از یک سوم توان نظامی نیروی زمینی ارتش متوجه و مشغول سرکوب غائله آشوب­های کردستان و ضد انقلاب بود و از طرف دیگر به علت عدم اتخاذ سیاست­های اصولی دولتمردان1 به علت کاهش مدت سربازی به 1 سال و نیز بومی کردن محل خدمت برای کارکنان و برکناری تعدادی از فرماندهان رده بالای ارتش به دلیل مسایل انقلاب  از عوامل اصلی کاهش یک سوم دیگر از توان رزم در ارتش، به ویژه نیروی زمینی شد. لذا آنچه از این رویدادها استنباط می‌شود، این است که نیروی زمینی قهرمان ارتش صرفاً با دارا بودن یک سوم از استعداد سازمانی خویش به یک نبرد نابرابر و ناجوانمردانه لبیک می­گوید و با تمام توان در مقابل هژمونی پان عربیسم (بسیاری از کشورهای عربی، به ویژه اردن، کویت، مصر و عربستان علاوه بر حمایت سیاسی، از لحاظ نظامی نیز نفرات و تجهیزات نظامی برای کمک به صدام ارسال کردند) می­ایستد. نگاهی به آمار یکان­های خودی و دشمن در آغاز تهاجم عراق به ایران اسلامی گویای واقعیات و حقایق بسیاری است.

10_71318.png

 

از ساعت 11:00 روز 31 شهریور سال 1359 شلیک اولین گلوله تانک تیپ 72 در پادگان بعقوبه عراق توسط شخص صدام به سمت ایران، آغازگر یک جنگ و تهاجم نابرابر و دهشتناک علیه مردم مظلوم ایران بود. جنگی که در نوع خود یکی از طولانی­ترین، فرسایشی­ترین و نابرابرترین جنگ‌های قرن گذشته محسوب می گردد.

این نکته­ مهم را باید به خاطر سپرد که حماسه آفرینی­های ارتش، به ویژه در یکان‌های زرهی نیروی زمینی فقط با وجود به کارگیری صرفاً یک سوم ظرفیت جدول ساختار سازمانی آن بوده است و همان طور که گذشت دو سوم از ظرفیت جدول ساختار سازمانی نزاجا به دلایل مصرحه پیشین متاسفانه دچار فروپاشی شده بود. 

با واکاوی در تاریخ دفاع مقدس، به ویژه روزهای آغازین این دفاع پر قداست و همچنین در عملیات­های بزرگ ارتش ایران علیه عراق مانند عملیات­های ثامن‌الائمه، طریق القدس، بیت المقدس و ... نقش یکان­های زرهی و سوار زرهی ساختاری و حیاتی قلمداد گردیده است.

آنچه در ذیل می‌آید نمونه‌ای است از مقاومت و پایمردی یکان­های زرهی نزاجا در روزها و ماه­های آغازین دفاع مقدس:

 

28_3f1be.jpg

 

الف: منطقه جنوب که دارای دو محور است:

1- در دومین روز آغاز تهاجم رژیم بعث عراق به کشور اسلامی ایران در 1/7/59، تهاجم سنگین دشمن در منطقه جنوب در محور شلمچه-خرمشهر-آبادان با یک تیپ مکانیزه از لشکر 5 مکانیزه به عنوان جلودار و در پی آن لشکر 3 زرهی به عنوان نیروی اصلی، تصرف منطقه خرمشهر آبادان در محور شلمچه و شمال آن آغاز شد. در اینجا پاسگاههای شلمچه، حدود، خین و مومنی با دارا بودن صرفاً 16 دستگاه تانک نبرد سختی را آغاز کردند و این آغاز اولین نبرد زرهی ارتش ایران با عراق بود که به علت قلت یکان زرهی خودی و کثرت ادوات زرهی دشمن، 12 دستگاه از تانک­های خودی منهدم شد و کلیه خدمه آنها نیز شهید یا مجروح شدند. در نهایت با وجود باقی ماندن تنها 4 دستگاه تانک در مقابل آن همه ادوات زرهی دشمن، باز هم مقاومت سرسختانه­ای تا بذل جان عزیز خویش از خود نشان دادند.

2- محور بعدی دشمن محور بستان- سوسنگرد بود که در تاریخ 1/7/59 دشمن تلاش کرد با اشغال پاسگاه سوبله که یک گلوگاه محسوب می‌شد، راه عقب روی نیروهای مستقر در پاسگاههای مرزی شمال سوبله را سد نماید. لیکن مقاومت مدافعان پاسگاه با کمک تیپ 3 لشکر 92 زرهی سبب شد که دشمن صرفا به پاسگاههای مرزی جاده بستان–فکه دست یابد و اگر این مقاومت جانانه نبود و دشمن موفق به قطع جاده حمیدیه و سوسنگرد می­شد، تمامی نیروهای خودی و مردم منطقه در غرب سوسنگرد و بستان به محاصره در می­آمدند، لیکن با شکست تلاش دشمن در روز دوم جنگ، به علت مقاومت سرسختانه­ تیپ 1 زرهی و تیپ 3 زرهی لشکر 92 زرهی اهواز، دشمن به اهداف شومش نرسید و صرفاً موفق به تصرف پاسگاههای مرزی و تا حدودی پیشروی در جبهه کوشک - طلائیه شد.

از ماوقع آنچه گذشت به سادگی بر می‌آید که در دو محور جبهه جنوب که عبارت بودند از محور شلمچه–خرمشهر-آبادان و نیز محور بستان-سوسنگرد تقریباً ظرفیت سازمانی یکان خودی نسبت به دشمن 1 به 10 بوده و این یعنی اینکه استعداد یکان زرهی دشمن بیش از ده برابر یکان زرهی نزاجا در این دو محور بوده است، طبیعی است در چنین زمانی یکان زرهی پدافند کننده قطعاً اگر موفق به عقب روی نشود، به اسارت در می­آید، اما می­بینیم که با تلاش جان بر کفان یکان­های زرهی نزاجا و با وجود از دست دادن سه چهارم تانک­ها، این مدافعان میهن عزیز اسلامی هیچگاه احساس شکست نکرده و با مقاومت و جسارت تمام در مقابل دشمن بعثی ایستادگی و نبرد می­نمایند.

ب- محور غرب از دزفول که به دو محور جنوبی و شمالی تقسیم می­شد:

1- در محور جنوبی (فکه-چنانه-شوش) لشکر 1 مکانیزه عراق بود که با دو تیپ مکانیزه 1 و تیپ 27 در خط و تیپ 34 زرهی در احتیاط تهاجم سنگین خود را به این منطقه در همان ساعات آغازین روز اول جنگ شروع نمود و در مقابل آن فقط گروه رزمی زرهی 37 شیراز مستقر بود که با پایداری مدافعان جان بر کف نیروی زمینی ارتش 10 دستگاه تانک دشمن منهدم و پیشروی آنها متوقف شد. لشکر یکم مکانیزه دشمن مجدداً در بعد از ظهر یکم مهر 1359 حملات سنگین خود را آغاز و با وجود بیشتر شدن تلفات گروه رزمی زرهی 37 شیراز، در اثر پایمردی و رشادت نیروهای خودی، تعداد تلفات تانک­های دشمن را به 24 دستگاه رسانیدند. این مهم منجر به عقب نشینی دشمن در مواضع 500 متری مرز فکه می­شد. این آمار تلفات را یک افسر عراقی که در مورخه 1/7/59 به اسارت نیروهای خودی درآمده بود کاملا تأیید کرده است.

2- در دوم مهر ماه 1359 به تیپ 1 لشکر 92 زرهی خوزستان دستور داده شد که با استفاده از گردان 231 تانک مواضع خط مقدم را اشغال و خط پدافندی را ترمیم نماید. لذا دو گردان 264 و 231 از ساعت 9:30 خیز به خیز به سمت غرب پیشروی و از محور بین کوشک و طلائیه به دشمن حمله کردند که با مقاومت سرسختانه دشمن مواجه شده و در عین وارد آمدن تلفات سنگین به گردان 264 تانک، نیروهای دشمن مجبور به عقب نشینی و تغییر موضع به عقب­تر شدند.در همین روز در محور فکه باقی مانده گروه رزمی 37 زرهی شیراز و گردان 138 و یک گروهان تانک جمعی لشکر 21 و قسمتی از نیروهای دیگر با استفاده صحیح از موشک­های ضد تانک تاو و دراگون و آر.پی.جی.7 و با شهامت و فداکاری وصف ناپذیر توانستند 25 دستگاه تانک دشمن را منهدم و لشکر 1 مکانیزه دشمن را زمین­گیر نمایند، به گونه­ای که سرلشکر عراقی وفیق السامرایی در کتاب «ویرانه دروازه شرقی» به این امر اذعان کامل و آن را با صراحت تایید کرده است.

در هشتمین روز دفاع مقدس(7/7/59) بنا به گزارش رکن دوم لشکر 92 از مجموع تانک­های تیپ 3 زرهی این لشکر که در محور بستان- سوسنگرد مستقر بود فقط 3 تا 5 دستگاه تانک سالم باقی ­مانده بود و این حاکی از نهایت پایداری و رزم بی امان یکان­های ناچیز زرهی خودی در مقابل انبوه یکان­های زرهی دشمن است.در همین روز (روز هشتم) تیپ 3 لشکر 92 زرهی که محافظت از سوسنگرد را بر عهده داشت، پی‌درپی تقاضای پشتیبانی کردد که از طریق لشکر 92 زرهی و گردان 148 پیاده لشکر 77، 9 دستگاه تانک ام 47 به آنجا اعزام شد و در روز بعد تیپ 3 با کمک گروه رزمی 148 به سمت غرب پیشروی کرده و موفق شد مجدداً  تپه­های ا... اکبر را به تصرف خود درآورد.

در پانزدهمین روز دفاع مقدس(14/7/59) با تداوم عملیات­ها در ساعت 6:00 تیپ 2 زرهی و گروه رزمی 37 زرهی شیراز با پشتیبانی هوانیروز موفق شدند سر پل غرب کرخه را تا عمق 3 کیلومتر توسعه دهند و پیشروی کنند.

 

103.jpg

 

با اندک مداقه و تامل در وقایع و نبردهای پیشین، آنچه که به ذهن متبادر می­شود این است که به رغم کمبودها و نواقص در جدول سازمان و تجهیزات یکان­های نیروی زمینی ارتش، به ویژه یکان­های زرهی، در محورهای محل تک تهاجمی دشمن، همه­ قوا مصروف بر این شد که ضمن دفع تهاجم ویرانگر ارتش عراق تا حدودی به تثبیت مواضع و تقویت یکان­های زرهی و توپخانه پرداخته شود، به نحوی که در زمان ریاست جمهوری بنی صدر و تصدی جانشین فرماندهی کل قوا توسط وی به رغم نیاز مبرم و حیاتی به وجود یکان­های عملیاتی بیشتر در مناطق نبرد هنوز یکان­هایی مانند لشکر 88 زرهی زاهدان، لشکر 16 زرهی قزوین، لشکر 77 خراسان، تیپ 23 نیروهای ویژه هوابرد تهران، گروه 11 توپخانه مراغه، گروه22 توپخانه، گروه 33 توپخانه، گروه 44 توپخانه و گروه 55 توپخانه و تیپ 55 هوابرد شیراز وارد عرصه­ نبرد نشده بودند و این در حالی بود که فقدان شدید این یکان­ها در خطوط درگیر در جنگ شدیداً احساس می­شد، لیکن پس از عزل بنی صدر از ریاست جمهوری و گرفته شدن سمت جانشین فرماندهی کل قوا از وی، کلیه یکان­های مذکور در عرصه­ رزم حاضر شده و از طرف دیگر با حضور یکان­های مردمی واجد روحیه شهادت طلبانه در مناطق جنگی سبب شد که با انتظام سازمان آنان در قالب گردان‌های 200 الی 300 نفره و ادغام آنان در دل یکان­های پیاده نزاجا جهت آموزش و کسب تجربه، نویدبخش موفقیت در تثبیت مواضع، دفع تک­های دشمن، فرسایشی نمودن جنگ و از بین بردن میل به جنگجویی دشمن مهاجم شود، به نحوی که پس از گذشت مدت زمان قریب به یک سال اولین عملیات آفندی بزرگ ارتش در تاریخ 5 مهر ماه 1360 به همراهی نیروهای مردمی در راستای شکست حصر آبادان با موفقیت شکل می گیرد تا جایی که در این عملیات لشکر 3 زرهی عراق که عامل اصلی در حصر آبادان بود به نحو غیر منتظره­ای منهدم میشود و سبب ایجاد سستی و تزلزل در روحیه دشمن ­گردیده و باعث می‌شود که دشمن بعثی از هجوم ددمنشانه خود احساس استیصال و انفعال نموده و بیشتر از پیش در حالت تدافعی فرو ‌رود. با شهادت فرماندهان عالی رتبه ارتش در سانحه­ سقوط یک فروند هواپیمای سی‌130 که از مناطق جنگی به تهران مراجعت می­کرد، شهید والامقام صیاد شیرازی به فرماندهی نیروی زمینی ارتش منصوب گردید که مجموع برآیند این حوادث سرآغاز تحولات شگرفی در عرصه دفاع مقدس شد و از این تاریخ به بعد است که نیروهای خودی با بازیابی خود و با کسب یک تجربه نوین در عرصه واقعی رزم و نبرد از حالت تدافعی و پدافندی خارج شده و حالت تهاجمی و آفندی می‌گیرند. در دکترین و آموزه­های شهید صیاد شیرازی به نحو شاکله مندی انجام عملیات­های مشترک توسط ارتش و نیروهای مردمی طرح ریزی و تشکل یافت و از این پس نیروی زمینی ارتش خود را برای انجام عملیات طریق القدس(کربلای 1) مهیا و تدارک نمود. در جلسات شور ستادی که با حضور فرماندهی نیروی زمینی ارتش (شهید صیاد شیرازی) تشکیل می­شد، افسران قرارگاه مقدم نزاجا تقدم اجرای عملیات را در منطقه جنوب به جبهه میانی خوزستان دادند که از طرف دیگر لشکر 16 زرهی قزوین با در اختیار گرفتن تیپ 3 زرهی لشکر 92 زرهی خوزستان و یکان­های سپاه پاسداران در منطقه شمال و جنوب کرخه تک نموده و شهر بستان و مناطق غربی سوسنگرد را آزاد کنند و در نهایت با اتکا به موانع طبیعی منطقه، مانند نهرهای نیسان و کرانه شرقی هورالعظیم و زمین­های رملی شمال بستان در منطقه پدافند نمایند.

به لحاظ میزان عِدّه­ها و عُدّه­ها، نیروهای خودی از گسترش و سازمان ذیل برخوردار بودند:

جمع گردان­های رزمایشی نیروی زمینی ارتش در این عملیات به 22 گردان می‌رسید که شامل 9 گردان تانک، 7 گردان مکانیزه، 1 گردان سوار زرهی و 5 گردان پیاده بود.یکان­های مردمی و سپاه نیز شامل 30 گردان پیاده مجهز به جنگ افزارهای انفرادی و اجتماعی سبک بودند که استعداد هر گردان بین 200 تا 300 نفر بود. با توجه به آموزش سطح پایین این یکان­ها تصمیم بر این گرفته شد که به صورت تلفیقی در دل یکان­های نزاجا با دشمن نبرد کنند.

- دو گردان پیاده از گروه جنگ­های نا منظم زنده یاد شهید دکتر چمران

- یکان­های توپخانه صحرایی نزاجا جمعاً شامل 32 آتشبار که ماموریت اصلی پشتیبانی آتش  را بر عهده داشتند.

 

124217.jpg

 

نقش تیپ 3 زرهی لشکر 92 زرهی اهواز در شکست دشمن به مفهوم واقعی کلمه و پدافند منطقه قابل تحسین است. پس از باز شدن معابر و سقوط خطوط مقدم پدافندی دشمن این یگان از جمله گردان 293 تانک چیفتن به فرماندهی شهید سرهنگ 2 صفوی ضمن غافلگیر ساختن یکان­های دشمن در ساعت 02:05 با عبور از خاکریز دوم وارد دشت شمال بستان شده و با وصول به جاده بستان-تنگ چزابه ضمن قطع این جاده با سد کردن راه عقب نشینی دشمن و معابر تقویتی او این تنگه را تأمین کردند. گردان 125 مکانیزه با فرماندهی سرگرد شهید کیومرث مخبری با نهایت روحیه­ سرشار تهاجمی و با وجود ناکامی تیپ 2 کربلای سپاه در عبور از نهر عبید که تلاش چشمگیری را نیز از خود نشان داده بودند، گردان 125 مکانیزه نزاجا موفق شد گردان دفاع الواجبات عراق را منهدم کرده و ضمن وارد ساختن تلفات سنگین بر دشمن و اسیر کردن 90 نفر از آنان نبرد بسیار غرور آفرینی را با وجود مقاومت سرسختانه گردان تانک القادسیه دشمن برای خود تجربه نماید.

سرانجام در پایان عملیات در منطقه شمال کرخه که منطقه تیپ 3 زرهی لشکر 92 بود، اجساد بسیاری از نیروهای دشمن در سراسر منطقه به صورت انفرادی یا گروهی پراکنده شده بود، به نحوی که بیش از 200 تانک و نفربر، 2 گردان توپخانه با کالیبرهای مختلف و بیش از 115 دستگاه وسایل سنگین مخصوص جاده سازی و بیش از 400 دستگاه خودرو سبک و سنگین و موشک اندازهای ضد تانک پانهارد با مقادیر زیادی از مهمات به جای مانده بود. ضمناً پاسگاه فرماندهی تیپ 26 زرهی عراق، پاسگاه فرماندهی تیپ 93 پیاده و پاسگاه فرماندهی تیپ 33 نیروهای مخصوص دشمن به علت مجاهدت و شهامت و پیکار دلاور مردان تیپ 3 زرهی لشکر 92 سقوط کرد.

در ساعت 6:30 روز 9/9/60 تیپ 1 زرهی لشکر 16 قزوین که پدافند منطقه بین الوان و مگاسیس را در این عملیات عهده دار بود، در مقابل تیپ 16 زرهی لشکر 6 و گردان‌های تانک الرافدین- المهاب-حذیقه و گردان 4 مکانیزه و گردان المثنی و تیپ 25 مکانیزه مقاومت جانانه حماسی فوق‌العاده‌ای از خود به خرج داد که در نهایت منجر به دفع پاتک و تحمیل شکست بر آنان شد.

و سرانجام در تاریخ30/9/60 عملیات طریق القدس که امام راحل (ره) آن را «فتح‌الفتوح» نامیدند، با عقب نشینی کامل نیروهای عراقی به جنوب شط نیسان پایان یافت و این در حالی بود که تلفات و خسارات وارده به دشمن بسیار سنگین و مهلک بود، به‌گونه‌ای که در این عملیات سترگ، ضمن آزاد سازی 600 کیلومتر مربع از خاک گلگون میهن اسلامی و انهدام و اغتنام بسیاری از ادوات زرهی (70 دستگاه)، تانک(280 دستگاه)، هواپیما (18 فروند) و بالگرد (5 فروند) دشمن متحمل بیش از 3000 نفر کشته، 2000 نفر زخمی و 546 نفر اسیر شد. شایان توجه است که در این عملیات شکوهمند 6 نفر از فرماندهان تیپ و گردان ارتش حزب بعث به هلاکت رسیده و یکی از فرماندهان ارتش خلق صدام که در منطقه شیب به علت ترس دستور عقب نشینی داده بود به فرمان صدام اعدام شد.

 

02564197298100706607_6f53c.jpg

 

به طور کلی عملیات طریق القدس به عنوان یکی از مهم­ترین و پیشرفته‌ترین عملیات­های آفندی ارتش جمهوری اسلامی ایران با همکاری و همدلی نیروهای مردمی و سپاهیان سلحشور رقم خورده است که از نظرگاه قاطبه کارشناسان نظامی این عملیات یکی از چهار عملیات بزرگ و موفقیت آمیز دوران دفاع مقدس است که در آن از حیث بهره­برداری از یکانهای رزمی و کلاسیک اوج هماهنگی و اقتدار را در خود یکجاجع نموده است.

بی‌تردید در نبرد با یکان­های زرهی دشمن علاوه بر سایر عوامل‌ رزم کلاسیک و نبرد پیشرفته مسئولیت اصلی بر دوش یکان­های زرهی و مکانیزه می باشد که تحقیقاً در این عملیات شکوه آفرین یکان­های زرهی لشکر 92 زرهی خوزستان، به ویژه تیپ 3 زرهی و گردان 293 تانک این لشکر و نیز لشکر 16 زرهی قزوین خصوصاً تیپ 1 زرهی و نیز گردان 125 مکانیزه به فرماندهی شهید سرگرد مخبری، گردان 114 مکانیزه، گردان 261 تانک، گردان 231 زرهی و گردان 221 زرهی و سایر یکان­های زرهی و مکانیزه با اجرای عملیات آفندی جسورانه و شجاعانه­ خود ضمن تصرف اهداف از پیش تعیین شده موفق به ورق زدن برگ زرینی دیگر در تاریخ حماسی و عاشورایی دفاع مقدس گردیدند.


«یادشان نیک و راهشان بادوام باد»

16 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

بنام خدای ایران

با عرض سلام

جناب هخامنش از ابراز لطفتون ممنونم  ظاهرا علاوه بر ادبیات و قلم زیباتون احتمالا باید یا نظامی باشید یا از خانواده نظامیها لطفا  و در صورت امکان شرح حالی از خودتون بدید تا  بدونیم با چه عزیزی هم کلام شدیم (البته در صورت امکان وتمایل شخصیتون ) :140016094434711:  :140016094434711:  :140016094434711: :140016094434711:  

 

درود

بی اندازه مچکر و سپاسگذارم

من خوشبختانه ویا شورربختانه هم جنگ را دیده ام و هم از ان زخم خورده ام.از نزیدک با دبیره(ادبیات) و فرهنگ دهه 50 و 60 اشنا هستم و وقتی میان انها و دبیره امروزی فرادستان هم سنجی میکنم،بسیار دلگیر و ازرده میشوم

در جنگ خیلی به آرتشیان ، جفا شد

وقتی که تازیان میان رودانی(بین ا ل  نهیرین) بر مرزهای ورجاوندمان(مقدسمان) تاختند،در یک فراخوانی از تمامی کسانی که در بازه زمانی 1352(اگر درست بگویم)تا پیش سرمای 57 سربازی بوده اند ،خواسته شد که خود را به نزدیک ترین یگانهای آرتش برسانند.

چرا که این هم میهنانمان در دوره ایی سرباز بودند که ،آرتش ،نگرشی ،راست ازما تر برای اموزش داشت و همچنین درگیری های مرزی با عراق و نبرد و همگامی با هموندان کردمان در کردستان عراق و همچنین جنگ ظفار ویا اماج نیروها به خواست سازمان ملل ،انان را ابدیده تر برای رویارویی با فرزندان خالد بن ولید نموده بود.

جای بالندگی که پاسخی شگفت انگیز از سوی ایران به این درخواست داده شد و بیشتر از گنجایش پیش بینی شده،نیروهای خود خوانده برای نبرد،گرد امدند

13 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

Create an account or sign in to comment

You need to be a member in order to leave a comment

Create an account

Sign up for a new account in our community. It's easy!


Register a new account

Sign in

Already have an account? Sign in here.


Sign In Now