Welcome to رهروان ارتش

از اینکه انجمن ما را برای مطالعه انتخاب کردید از شما متشکریم. 

برای استفاده از امکانات انجمن و برقراری رابطه دوستانه با دیگر اعضا لطفا در انجمن ثبت نام کنید

با تشکر

تیپ 37 زرهی تیپ مستقل 37 زرهی در عملیات بیت المقدس

33 posts in this topic

موفقيت كامل در مرحله اول عمليات بيت المقدس  (خط سرپل)


هر چند نيروهاي رزمنده ما از ساعت ۱۸۰۰  مورخ  ۹  /۲/ ۱۳٦۱  تا ساعت ۱۹۰۰  مورخ    10  /۲/ ۱۳٦۱   از هنگام عبور از رودخانه كارون تا تصرف خط سرپل و تأمين آن و دفع دو پاتك سنگين دشمن درگير بوده و حتي يك وعده هم غذا صرف نكرده و در عوض پيوسته خواستار تأمين  مهمات مورد نياز خود بودند بنابراين پيروزيهاي پي در پي كه با عنايت خداوند متعال حاصل ميگرديد، غذاي روحي و جسمي و سرخوشي آنها بود. بدين ترتيب روز 10  /۲/ ۱۳٦۱ به پايان رسيد.  فرماندهان گروهانهاي تانك مانند: ستوانيكم معصوم شاهي، ستوانيكم ملكي، ستوانيكم مستقيمي، ستوان شيرمرد حيدري، سروان آرمان فر، ستواندوم شهبازي، فرمانده دسته، ستواندوم علي كوثري، فرمانده دسته،ستوانيكم اقدام، سروان ناصر قدرت فرمانده گروهان تانك، سروان غلامحسين چمن ماه فرمانده گروهان تانك، ستوانيكم اسماعيلي، فرمانده گروهان سرباز بر، ستوانيكم تعصب فرمانده واحد پياده و همة فرماندهان گردانها، خدمه هاي دلاور و رزمنده تانكها و سربازان همگي در اين عمليات همانند جنگهاي گذشته با از خود گذشتگي حماسه ديگري آفريدند. درود خدا بر همه آنان.


سروان عباس گرگين فرمانده گروهان قرارگاه تيپ ۳۷ زرهي قرارگاه تيپ را تا قبل ازظهر مورخ 10  /۲/ ۱۳٦۱  در فاصله سه كيلومتري شرق جاده اهواز-خرمشهر مستقر كرد. سرهنگ ۲ غفار رامين، جانشين فرمانده تيپ در تمام اوقات همراه من بود همچنين مرحوم سرهنگ ۲ صمد فرهادي، سروان محمد ظاهر بهرام زاده، ركن سوم و سروان ناصر محب، سروان حسين حاتمي، سروان غلام آئينه، سروان ابراهيم هوشمند و سروان ماشااله فولادي، دائماً در حال تبادل اطلاعات بودند تا اينكه بتوان بهترين راه كار را انتخاب و بر اساس آن اقدام كرد.


از غروب روز ۱۰/۲/ ۱۳٦۱ تا آغاز روشنايي صبح روز ۱1/۲/ ۱۳٦۱  در حاليكه از  شدت نبرد به علت خستگي و فرسودگي طرفين پس از گذشت ۲٤ ساعت پيكار سنگين كاسته شده بود، فقط گاهي دشمن با شليك گلوله هاي منور مناطقي از جبهه را روشن مينمود و اين حاكي از ترس و وحشت دشمن از پيشروي نيروهاي خودي بود. دشمن متجاوز در اين روز و در دو مرحله به پاتكهاي سنگين براي بازپسگيري خط سرپل اقدام نمود و در هر مرحله با دادن تلفات و ضايعات سنگين و با دادن اسراي زياد، مجبور به عقب نشيني و ترك منطقه گرديد.


قرارگاه فتح ٤ در آغاز روز ۱1/۲/ ۱۳٦۱ نيروهايش را در امتداد جاده اهواز -خرمشهر به طول پنج كيلومتر ديگر از ايستگاه حسينيه به طرف خرمشهر گسترش داد.


بدين ترتيب تيپ ۳۷ زرهي، تيپ ٥٥ هوابرد تيپ ۲٥ كربلا، گردان بلال و گردان ۱٥۱ دژ از صبح روز  ۱1/۲/ ۱۳٦۱ با استقرار در طول 16 كيلومتري از جاده اهواز - خرمشهر به مبارزه خود با دشمن ادامه ميدادند.


مسئوليت خط سرپل به طول يازده كيلومتر از ايستگاه آهو تا ايستگاه حسينيه فقط به تيپ ۳۷ زرهي واگذار گرديد و تيپ ۳۷ زرهي بايد به طور مستقل، ضمن پدافند از خط سرپل، نهايتاً خود را آماده پيشروي به سوي خطوط دژ و نوار مرزي مي نمود.  به هر جهت در روز ۱1/۲/ ۱۳٦۱  نيروي هوايي دشمن با تلاش چشمگيري در بمباران پلهاي شناور و به كارگيري بمبهاي خوشه اي بر فراز مناطق عملياتي راه به جايي نبرد، چرا كه پدافند قدرتمند ارتش جمهوري اسلامي ايران، اجازه مانور آزادانه هواپيماهاي دشمن را سلب ميكرد و آنها ناچار در ارتفاع بالا و بدون هدفگيري دقيق بمبهاي خود را رها ميكردند و فرار را بر قرار ترجيح ميدادند.


لشكر ۳ زرهي دشمن به دليل تلفات وارده بر نيروهايش در چند پاتك نافرجام روزهاي 10 و ۱1/۲/ ۱۳٦۱ عملاً توان رزمي خود را از دست داده بود. دشمن در صدد برآمد تا با وارد كردن لشكر ۹ زرهي از منطقه جفير به منطقه سرپل فتح ٤ به هر قيمت ممكن نيروهاي خودي را منهدم و خط سرپل را باز پس گرفته و در چنين صورتي با پيشروي مجدد تا رودخانه كارون، نيروهاي عمل كننده در غرب كارون را منهدم نمايند، اما از اينكه پاتكهاي انجام شده دشمن جز خودكشي حاصلي نداشت، پاتكهاي احتمالي آينده هم صرفاً نوعي خودكشي خواهد بود.


فرماندهان بيچاره عراقي كه در روزهاي آغازين تهاجم خود به خاك مقدس جمهوري اسلامي ايران، تا دروازه هاي غرب شهرستان اهواز پيش آمده بودند، حالا با ديدن عمليات ثامن الائمه و فتح المبين و مرحله ابتدايي بيت المقدس، راهي جز خودكشي يا تسليم شدن نداشتند. غرش تيراندازي توپخانه ها و تانكها و خمپاره ها و ساير جنگ افزارهاي خودي و دشمن و تبادل آتش سنگين طرفين، همچنان لحظه به لحظه فضاي منطقه عمليات را متشنج و بحراني تر مينمود. دشمن ميپنداشت كه در صورت آزادسازي خرمشهر در مقابل اربابانش شرمنده خواهد شد و هيچ مطلبي براي توضيح آن نخواهد داشت بنابراين با وارد كردن تمامي نيروهاي كفر و تمركز آنها در صحنه نبرد ميخواست به هر شيوة ممكن پيشروي نيروهاي ايراني را لااقل در خط سرپل، سد كرده و براي برنامه آينده اش چاره انديشي نماید بنابراين با استفاده از تمامي امكاناتش نسبت به اجراي آتش به روي مواضع ما ادامه داده تا شايد راه به جايي ببرد.


در ساعت ۱۱۰۰ مورخ ۱2/۲/ ۱۳٦۱  نيروهاي زرهي دشمن باز هم پاتك مجدد و سنگين خود را براي چندمين بار به مواضع تيپ ۳۷ زرهي در خط سرپل آغاز نمودند. اين بار هم مثل گذشته با عكس العمل به موقع نيروهاي تيپ ۳۷ زرهي مواجه و با دادن تلفات، ضايعات سنگين و اسراي زياد مجبور به عقب نشيني شد. در پايان روز ۱2/۲/ ۱۳٦۱ با رسيدن نيروهاي قرارگاه نصر به خط سرپل (جاده اهواز- خرمشهر) پس از گذشت سه روز عمليات و نبرد سنگين و خونين، مرحله يكم عمليات بيت المقدس با موفقيت كامل تحقق يافت.


آتشباري دشمن بي وقفه و به طور سرسام آوري در منطقه قرارگاه فتح در جريان بود. دشمن كه شديداً در صدد افزايش و تمركز نيروهاي زرهي خود در شمال حسينيه و در رويارويي با تيپ ۳۷ زرهي بود، مجدداً در ساعت ۱۳۰۰  مورخ  ۱3/۲/ ۱۳٦۱ با دو تيپ زرهي و يك تيپ پياده نيروي مخصوص خود، پاتك سنگيني عليه محل استقرار نيروهاي قرارگاه فتح در خط سرپل آغاز كرد اما باز هم با مقاومت سرسختانه جان بر كفان رزمنده و قهرمان سرافراز تيپ ۳۷ زرهي مواجه و با دادن تلفات و خسارات فاحشي مجبور به عقب نشيني گرديد. در اين عمليات، تعداد زيادي از ادوات زرهي و خودروهاي دشمن به آتش كشيده شد. سراسر منطقه در غرب جاده اهواز -خرمشهر به عرض ۱۲ كيلومتر و عمق پنج كيلومتر را دودناشي از سوختن تجهيزات دشمن فرا گرفته بود.  اين درگيري ساعت ۰۰۱۰ صبح پايان گرفت. ليكن آتشباري توپخانه ها، خمپاره ها و بمباران هوايي كماكان با شدت و قدرت در جريان بود.


گردانهاي تانك ، مكانيزه و پياده و دسته هاي خمپاره انداز و توپخانه ها با آشنايي از اقدامات نابخردانه و عجولانه دشمن در پاتكهاي پيدرپي و بي حاصل در فرصتي كه دست ميداد در جايگزيني و تدارك مهمات مصرفي و تهيه وسايل و ابزار مورد نياز خود براي پاسخگويي به هر گونه حركات احتمالي دشمن، اقدامات بايسته را انجام ميدادند.  در ساعت ۱٤۳۰ مورخ ۱۳ / 2 / 61


باز هم نيروهاي متجاوز با دو تيپ زرهي و يك تيپ پياده پاتك خود را عليه مواضع قرارگاه فتح، بويژه فتح ٤ از جمله تيپ ۳۷ زرهي آغاز كردند كه باز هم به ياري پروردگار و فداكاري و همت رزمندگان ، نيروهاي دشمن با تحمل تلفات و ضايعات قابل ملاحظه و با سرخودگي شديدي در اثر فشار نيروهاي رزمنده ايراني، عقب نشيني كردند.

7 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

پاتك پنجم دشمن به خط سرپل


 


دشمن بيشترين نيروهاي زرهي، خود را از ايستگاه حسينيه به طرف اهواز تا ايستگاه آهو، جناح راست قرارگاه فتح و دقيقا در مقابل فتح ٤ از جمله تيپ ۳۷ زرهي مستقر كرده بود و دليل آن هم اين بود كه يگانهاي فتح ٤، علاوه بر اينكه در عملياتهاي سنگين و سرنوشت ساز گذشته به ياري پروردگار و همت و از خود گذشتگي رزمندگان اراده و قدرت برتر و خلل ناپذير، خود را بر دشمن تحميل كرده بود، باز هم در پاتكهاي پي در پي چند روز اخير دشمن، به منظور بازپسگيري خط سرپل، كمال قدرت رزمي و برتري خود را به رخ دشمن كشيده و با اقدام حساب شده و پدافند منطقي و اصولي، تلفات و ضايعاتي را بر نيروهاي دشمن وارد نموده بودند، كه نتيجه آن منجربه انهدام تقريبي دو تيپ زرهي دشمن گرديد، به طوري كه دشمن لشكر ۹ زرهي خود را به منطقه بين حسينيه و گرمدشت در شمال خرمشهر نقل مكان و مستقر نمود.  با گذشت زمان، تبادل آتش بين نيروهاي خودي و دشمن شدت بيشتري مي يافت. در روز  14/2 / ۱۳٦۱ دشمن با آوردن نيروهاي جديد زرهي و پياده و متمركز كردن آنها در گرمدشت و شمال خرمشهر به افزايش نيرو در آن منطقه پرداخت. از ساعت ۰۱۳۰ تا ساعت ۰٤۰۰ مورخ ۱٥/ ۲/   ۱۳٦۱ دشمن با اجراي آتش بسيار سنگين بر روي خط سرپل قرارگاه فتح و فتح ٤ به خصوص مواضع تيپ ۳۷ زرهي از ايستگاه آهو تا حسينيه اقدام به پاتك سنگين نمود. اين بار هم جان بر كفان عزيز ما با مقاومت سرسختانه و پيشگيري ماهرانه اقدام پاتك سنگين نيروهاي دشمن را از رسيدن به اهدافشان ناكام گذاشتند. هر چند سركوب اين پاتك دشمن تا ساعت ۰۹۳۰ روز 15/2 / ۱۳٦۱  به طول انجاميد، اما تلفات و ضايعات بسيار سنگيني را بر نيروهاي دشمن وارد كرد. در ساعت ۱۱۰۰ و همچين در ساعت ۱۳۳۰ همين روز دشمن با انجام پاتك هاي مجدد به خط سرپل متحمل آنچنان تلفات و ضايعاتي گرديد كه متعاقب آن نيروهاي نااميد و سرخورده او با اتخاذ مواضع پدافندي در سه كيلومتري مواضع غرب جاده اهواز - خرمشهر (به موازات آن) نه فقط توان انجام پاتكهاي ديگري از دست داد بلكه عكس العمل به موقع و اقدامات حساب شده منطبق با اعمال تاكتيكي و تكنيك و دانش نظامي نيروهاي خودي در استفاده به موقع و سريع و ماهِرانه از جنگ افزازهاي  مربوط همچنين نيروهاي رزمي و آتشهاي مفيد و مؤثر و ديدهباني شده توپخانه ها و خمپارهاندازها نيروهاي دشمن را با شكست قطعي مواجه و مجبور به اتخاذ مواضع  تبادل پدافندي نمود.


در روز 16/2 / ۱۳٦۱  تبادل آتش شديد، بين نيروهاي خودي و دشمن همچنان برقرار بود بنابراين هيچگونه پاتكي به خط سرپل فتح ٤ صورت نگرفت، چرا كه دشمن به سبب پاتكهاي مكررش ضرباتي را خورده كه رمق خود را از دست داده بود با اين حساب نيروهاي دشمن تا اواخر روز 15/2 / ۱۳٦۱  در چهار مرحله در منطقه گرمدشت اقدام به پاتك نمودند كه با فضل پروردگار و مقاومت جانانه رزمندگان جمهوري اسلامي ايران، همه پاتكهاي دشمن منجر به شكست فاحش توأم با تلفات و ضايعات بسياري گردید. در روزهاي  16/2 / ۱۳٦۱ درگيري و تبادل شديد آتش بين نيروهاي خودي و دشمن كماكان ادامه داشت.


 اينجا لازم ميدانم كه براي آگاهي بيشتر خوانندگان ارجمند اين نكته را روشن كنم كه از لحظه عبور نيروهاي رزمنده جمهوري اسلامي ايران از رودخانه كارون و تصرف خط سرپل و سركوب پاتكهاي پي در پي دشمن تا پايان روز  16/2 / ۱۳٦۱  تبادل آتش طرفين درگيري به حدي بود كه هيچ يك از رزمندگان ما در اين چند روز مجالي نمي يافتند كه در شبانه روز لااقل يك ساعت بخوابند. در عوض، پيروزيهاي پي در پي و شكست پاتكهاي دشمن، موجب شور و نشاط آنان شده بود به طوري كه اين پيروزيها خواب و خوراك اين فداكاران گرديده بود. تمام نيروهاي نظامي ايران به ويژه تيپ ۳۷ زرهي در بي نيازي به سر ميبردند. اين مطلب را كه بنده حقير بيان نموده و مينمايم درصدي از آن واقعيتهاست، چراكه قادر به تشريح و به تصوير كشيدن آنچه كه در دوران خدمتم در تيپ ۳۷ زرهي از شجاعت و فداكاري و ايثار و جانبازيهاي فرماندهان افسران و درجه داران و سربازان قهرمان اين تيپ قهرمان ديده ام نيستم و كساني را هم چه به لحاظ نظري و عملي در اين عرصه هاي نبرد حضور داشته اند، قادر به تشريح واقعيتهاي برابر آنچه كه در برخوردهاي هشت سال دفاع مقدس بين نيروهاي خودي و دشمن رخ داده نخواهند بود، بنابراين بنده ناگزيرم كه در همين حد سربازي خود بسنده كنم.  قبل از آغاز تشريح مرحله دوم عمليات بيت المقدس لازم ميدانم در رابطه با تكنيك و نحوه عملكرد فرماندهان عراقي، در خصوص عدم پدافند متكي به كرانه غربي رودخانه كارون و يا مراقبت سنگين با گماردن ديده بانها و يا استقرار نيروهاي پوششي از اين مانع عمده و يا عدم تمركز نيروهاي بسيار قوي و قابل ملاحظه در حد فاصل ساحل غربي رودخانه تا جاده اهواز - خرمشهر به مسافت تقريبي پانزده تا بيست كيلومتر توضيحاتي بيان كنم. در حاليكه از حومه امامزاده سيد عبود تا جاده اهواز  خرمشهر، دشمن اقدام به ايجاد چندين خاكريز متوالي به موازات جاده اهواز - خرمشهر هر يك تا خاكريز بعدي يك تا يك و نيم كيلومتر فاصله و دو متر ارتفاع و مهمتر از همه خاكريز شانه شرقي جاده اهواز- خرمشهر بود.


يك تحليل مختصر و گذرا بيانگر اين است كه: فرماندهان عراقي با اعمال اين تاكتيك و اتخاذ اين شيوه ضمن متمركز كردن نيروهاي عمده و كارشناسان در خط اصلي پدافندي در جنوب غربي اهواز و منطقه خرمشهر و لشكرهاي ۳ و ۹ زرهي در غرب جاده اهواز خرمشهر همچنين متمركز كردن نيروهاي قابل ملاحظه اي در هر يك از خاكريزهاي موجود در حد فاصل جاده اهواز - خرمشهر تا حومه سيد عبود براي


آنكه فرصت و مجالي براي عبور نيروهاي رزمنده ايراني به كرانه غربي رودخانه كارون داده باشند ، با درگيري قطعي و مقاومت در سد كردن پيشروي نيروهاي ايراني و بالاخره با انجام عمليات تأخيري و مقاومت در قبال پيشروي نيروهاي ايراني در هر يك از خاكريزها اميدوار بودند كه سرانجام نيروهاي ايراني را در دام نيروهاي عمده و اصلي متمركز دشمن در خاكريز جاده اهواز -خرمشهر گرفتار سازند تا بدين ترتيب زمينه انهدام نيروهاي ايراني را فراهم آورده و طي يك اقدام تلافي جويانه در انهدام نيروهاي ايراني شكستهاي خود را در عملياتهاي افتخار برانگيز و غرورآفرين ثامن الائمه و فتح المبين جبران نمايند، اما به رغم تمامي تلاشهاي دشمن در انجام يك عمليات تلاقي جويانه در غرب كارون، تدبير و دورانديشي فرماندهان ارتش جمهوري اسلامي ايران با الهام گرفتن از رهنمودهاي امام خميني (ره) در استفاده از فرصت به دست آمده ناشي از شكست و ناتوان شدن نيروهاي دشمن در پايان عمليات فتح المبين و طراحي دقيق و اصولي اجراي عمليات بيت المقدس به شرح ذيل، اهداف دشمن در انجام عمليات


تلاقي جويانه را نقش بر آب كرد.


4 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

عوامل مؤثر در پيروزي عمليات بيت المقدس و آزادسازي خرمشهر


۱. تغيير مكان نيروهاي ارتش جمهوري اسلامي ايران در حداقل زمان از منطقه عملياتي فتح المبين (غرب دزفول) به منطقه شمال خرمشهر در شرق كارون، همچنين تجديد سازمان و آماده سازي نيروهاي ايراني براي اجراي عمليات در مدت سي روز از تاريخ  8/1/1361 الي 9/2/1361


۲. برقراري پنج دستگاه پل شناور با فواصل قابل ملاحظه از يكديگر بر روي رودخانه كارون براي عبور نيروها در حداقل زمان ممكن.


۳. انتخاب سرپلي به عرض چهل كيلومتر در غرب كارون بر روي جاده (اهواز  خرمشهر) و سردرگمي نيروهاي دشمن در تشخيص محل تلاش اصلي نيروهاي ايراني در عرض اين چهل كيلومتر يا حتي قرارگاه قدس در جنوب غربي اهواز (جنوب رودخانه كرخه كور پادگان حميد).


٤. تصرف و تأمين خط سرپل از ايستگاه آهو تا ايستگاه حسينيه در ساعت ۰۳۳۰ روز 10/2/1361  توسط (قرارگاه فتح)


٥. شور و شوق ناشي از پيروزيهاي گذشته نيروهاي ايراني و اعتماد به نفس و اعتقاد راسخ آنان در توانايي انهدام نيروهاي دشمن و آزادسازي خرمشهر.


٦. عدم توانايي به موقع دشمن در جمع آوري نيروهاي شكست خورده اش پس از عمليات فتح المبين و تغيير مكان و تمركز سريع آنان به منطقه عملياتي مورد نظر.


۷. از دست رفتن روحيه جنگجويي دشمن و ناتواني آنان در ايستادگي و مقاومت در قبال پيشروي نيروهاي ايراني، به خاطر تلفات و ضايعات جبران ناپذيري كه در عملياتهاي پيشين به آنان وارد شده بود.


۸. يكي از فاكتورهايي كه به نيروهاي خودي توان و قدرت بيشتري ميبخشيد حضور فرماندهان و مسئولين يگانها در خط مقدم درگيري بود.


امير شهيد فلاحي، آن سردار نامدار در هر فرصتي كه دست ميداد در خطرناكترين محل خط مقدم حضور مي يافت و رزمندگان را عين فرزندان خود ميپنداشت و با سربازان در يك كاسه غذا ميخورد. امير ظهيرنژاد چه در زماني كه عهده دار فرماندهي نيروي زميني جمهوري اسلامي ايران بود و چه زماني كه رياست ستاد مشترك داشت همواره در هر فرصتي كه دست ميداد در خطرناكترين محلها در خط مقدم و در بين رزمندگان حضور مي يافت. اگر او را نميشناختي ميپنداشتي يك نفر به رزمندگان در خط اضافه گرديده است و در كمال رأفت و مهرباني با رزمندگان برخورد مينمود و با تأمل، مطالب رزمندگان را گوش ميكرد. متعاقب آن امير علي صياد شيرازي كه از اواسط مهرماه ۱۳٦۰ تا اواسط سال ۱۳٦٥ عهده دار فرماندهي نيروي زميني جمهوري اسلامي ايران بودند، در تمام حالات در هنگام اجراي تمامي عملياتهاي دشمن شكن در خطرناكترين نقاط و مراحل جنگ حضور مييافتند و با رزمندگان مستقر در خطوط مقدم و درگيري با دشمن برادرانه برخورد و خود را جداي از رزمندگان نميدانستند.


از آن پس امير حسني سعدي، كه از اواخر سال ۱۳٦٥ به فرماندهي نيروي زميني جمهوري اسلامي ايران منصوب گرديد. ايشان هم ضمن حفظ سمت خود و حضور دائم با رزمندگان به بحث و دلجويي ميپرداخت.


 


 


cphoto11.jpg


 


 


معاون عمليات و اطلاعات نزاجا: امير موسوي قويدل ، معاونت طرح و برنامه و مشاور رسته زرهي امير جمشيد منظوري و مدير اطلاعات نزاجا امير مفيد، امير ذاكري و امير نصرت معين وزيري و امير بختياري از طراحان برجسته نزاجا، در طراحي تمامي عملياتهاي پيروزمندانه رزمندگان ارتش جمهوري اسلامي ايران به اخبار و اطلاعات دريافتي از ديدهبانها و يا واحدهاي در تماس و يا عكسهاي هوايي اكتفا نميكردند. بلكه با حضور مداوم در خطوط مقدم ميادين نبرد و مشاهده منطقه عمليات و نحوه استقرار نيروهاي دشمن بر اساس اطلاعات به دست آمده، نحوه اجراي عملياتها را طرحريزي ميكردند و با نظارت دقيق خود در هنگام اجرا در تشخيص نقاط ضعف و قوت آن اقدام لازم را به عمل مي آوردند. امير نصرت معين وزيري را كه در هنگام اجراي عمليات فتح المبين سرهنگ و خود يكي از طراحان اين عمليات بود را به عنوان مثال يادآور ميشويم كه در ساعت ۰۸۳۰ مورخ  4/1/1361 يعني روز سوم عمليات فتح المبين و در آن لحظات حساس و بحراني درگيري قطعي كه نيروهاي زرهي تيپ ۳۷ با لشكر ۱۰ زرهي عراق در دشت عباس داشت و تانكهاي خودي و دشمن به صورت شاخ به شاخ همديگر را مورد اصابت قرار ميدادند و زمين منطقه دشت عباس كه بر اثر اصابت آتشهاي طرفين درگير و بمباران هوايي دشمن به صورت جوشش اصابت قطرات باران شديد بر سطح آب بر آمده بود، سرهنگ نصرت معين وزيري را در خط درگيري تانكهاي خودي ديدم كه در حال صحبت كردن با فرماندهان گروهان تانك و تشويق و ترغيب خدمه تانك در مقاومت و پايداري و انهدام نيروهاي دشمن بوده هر چند آشنايي چنداني با ايشان نداشتم، پس از سلام و احوالپرسي گفتم: جناب سرهنگ معين وزيري، حضور شما در اين شرايط حساس و بحراني و سرنوشت ساز مايه دلگرمي و ارتقاي روحي و رواني رزمندگان تيپ ۳۷ زرهي شده است در جواب گفتند: پس از اينكه شنيدم تيپ قهرمان ۳۷ زرهي از تپه هاي علي گره زد عبور كرده و به امامزاده عباس رسيده و در منطقه دشت عباس با لشكر ۱۰ زرهي درگير شده با زحمت فراواني خود را به عرصه نبرد رساندم تا از نزديك شاهد فداكاريها، ايثارگريها و قهرمانيهاي نيروهاي جان بر كف تيپ ۳۷ زرهي باشم. اينك به تمامي اين دلير مردان درود ميفرستيم و پيروزي نهايي بر دشمن متجاوز را آرزومنديم، همچنين از مقاومت جانانه نيروهاي تيپ ۳۷ زرهي و تيراندازيهاي تانكهاي خودي در انهدام تانكهاي دشمن لذت ميبرم ايشان تا ساعت ۱۱۰۰ روز سوم جنگ همراه ما بود كه در آن موقع طي پيامي به قرارگاه كربلاي ۲ احضار گرديد.


2 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

Create an account or sign in to comment

You need to be a member in order to leave a comment

Create an account

Sign up for a new account in our community. It's easy!


Register a new account

Sign in

Already have an account? Sign in here.


Sign In Now