Welcome to رهروان ارتش

از اینکه انجمن ما را برای مطالعه انتخاب کردید از شما متشکریم. 

برای استفاده از امکانات انجمن و برقراری رابطه دوستانه با دیگر اعضا لطفا در انجمن ثبت نام کنید

با تشکر

Sign in to follow this  
Followers 0

خلبان فانتوم مرحوم سرهنگ خلبان محمود اسکندری

46 posts in this topic

بله تا حدودی حق با شماست گرچه هواپیمای شهید خضرایی آسیب جدی دید (در اثر اصابت ترکش بمب خودی) و هواپیمای ایشان هفته ها در سوریه زمینگیر بود.

و از نقطه صفر مرزی یا حتی از دریاچه ارومیه تا پایگاه اچ - ٣ فاصله کمتر هست.

 

در تاریخ ۴ آوریل، ۸ فروند جنگنده اف-۴ ئی با کمک دو مرحله سوخت گیری هوایی موفق شدند از مرز مشترک هوایی عراق-ترکیه گذشته و از نقطه مشترک مرزی سوریه با عراق وارد محدوده هوایی عراق شده و عملیات را موفقیت‌آمیز به انجام برسانند. مسیر طی شده توسط فانتوم های ایرانی برای اجرای موفقیت آمیز این عملیات بیش از ۳۵۰۰ کیلومتر بود که با چهار مرحله سوخت گیری ممکن شد.این عملیات با توجه به تجهیزات بکار رفته در آن، از لحاظ فنی یکی از پیچیده ترین عملیات‌های هوایی جهان به شمار می‌رود.

اگه این مسیر رو وفت و برگشت در نظر بگیریم . میشه 1750 کیلومتر ، در مقابل 1306 کیلیومتری آمریکا

 

تلفاتی که ما گرفتیم

 

خسارات و تلفات ارتش عراق در این حمله به صورت تقریبی قابل برآورد است و حداقل تلفات این حمله بدین صورت است:

  • ۳ فروند هواپیما آنتونوف-۱۲
  • ۱ فروند بمب‌افکن توپولف-۱۶
  • ۵ فروند سوخو-۱۷
  • ۴ فروند میگ-۲۱
  • ۸ فروند میگ-۲۳
  • ۲ فروند داسو میراژ اف۱
  • ۴ فروند هلیکوپتر

ضمناً یازده فروند هواپیمای دیگر به گونهٔ غیر قابل تعمیری خسارت دیدند که دو فروند از این یازده فروند بمب افکن توپولف-۱۶ بود. هم چنین دو خلبان عراقی و چهارده پرسنل دیگر عراقی و سه مصری و یک افسر آلمان شرقی کشته شدند و نوزده عراقی، چهار مصری و دو اردنی به شدت زخمی شدند.

 

در مقابل 9 تا میگ 21 آمریکا

 

ما 8 تا فرستادیم و همچین ضربه ای زدیم

آمریکا 56 تا

 

با هر آبی که بشوریش حمله به اچ 3 آب نمیره و کوچیک نمیشه که  مال آمریکا بزرگتر بشه

 

------------------------

پ ن :

یا تایپیک کامل در مورد اچ 3 در انجمن گذاشته بودم ، هر چی میگردم پیداش نمیکنم

10 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

 ولی داستانسرایی و افسانه سازی را توهین به ارتش میدانم .....

با شما کاملا موافقم و برای همین یک گریز به ماموریتهای ایران و امریکا بصورت مقایسه زدم

9 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

من در یکی از مستندات جنگ شنیدم که لیدر تیم ( خلبان براتبور ) به این فرود اشاره کردند و گفتند که آن هواپیما را خلبان اسکندری در همان شب به از مسیر مستقیم به ایران برگرداندند ! ( نه از مسیر رفت )

یعنی 2 هواپیما فرود آمدند و خلبانان عوض شدند ؟ یا مرحوم اسکندری پس از چندین روز رفتند و آن را آوردند ؟

در جایی دیگر خلبان چیت فروش به باز گرداندن آن هواپیما توسط مرحوم اسکندری از مسیری بسیار سخت ولی کوتاه به ایران اشاره کرد و گفت :

بر سر این عملیات صدام دستور اعدام فرمانده پدافند منطقه را داده و ...

12 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

در تاریخ ۴ آوریل، ۸ فروند جنگنده اف-۴ ئی با کمک دو مرحله سوخت گیری هوایی موفق شدند از مرز مشترک هوایی عراق-ترکیه گذشته و از نقطه مشترک مرزی سوریه با عراق وارد محدوده هوایی عراق شده و عملیات را موفقیت‌آمیز به انجام برسانند. مسیر طی شده توسط فانتوم های ایرانی برای اجرای موفقیت آمیز این عملیات بیش از ۳۵۰۰ کیلومتر بود که با چهار مرحله سوخت گیری ممکن شد.این عملیات با توجه به تجهیزات بکار رفته در آن، از لحاظ فنی یکی از پیچیده ترین عملیات‌های هوایی جهان به شمار می‌رود.

اگه این مسیر رو وفت و برگشت در نظر بگیریم . میشه 1750 کیلومتر ، در مقابل 1306 کیلیومتری آمریکا

 

تلفاتی که ما گرفتیم

 

خسارات و تلفات ارتش عراق در این حمله به صورت تقریبی قابل برآورد است و حداقل تلفات این حمله بدین صورت است:

  • ۳ فروند هواپیما آنتونوف-۱۲
  • ۱ فروند بمب‌افکن توپولف-۱۶
  • ۵ فروند سوخو-۱۷
  • ۴ فروند میگ-۲۱
  • ۸ فروند میگ-۲۳
  • ۲ فروند داسو میراژ اف۱
  • ۴ فروند هلیکوپتر
ضمناً یازده فروند هواپیمای دیگر به گونهٔ غیر قابل تعمیری خسارت دیدند که دو فروند از این یازده فروند بمب افکن توپولف-۱۶ بود. هم چنین دو خلبان عراقی و چهارده پرسنل دیگر عراقی و سه مصری و یک افسر آلمان شرقی کشته شدند و نوزده عراقی، چهار مصری و دو اردنی به شدت زخمی شدند.

 

در مقابل 9 تا میگ 21 آمریکا

 

ما 8 تا فرستادیم و همچین ضربه ای زدیم

آمریکا 56 تا

 

با هر آبی که بشوریش حمله به اچ 3 آب نمیره و کوچیک نمیشه که  مال آمریکا بزرگتر بشه

 

------------------------

پ ن :

یا تایپیک کامل در مورد اچ 3 در انجمن گذاشته بودم ، هر چی میگردم پیداش نمیکنم

اجازه دهید به منبعی مثل ویکیپدیا رجوع نکنیم.

9 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

اجازه دهید به منبعی مثل ویکیپدیا رجوع نکنیم.

 

شما به هر منبع که غیر از ویکی داری رجوع کن 

( آخر فیلم حمله به اچ 3 رو هم ببینی بد نیست )

این رو هم ببینی بد نیست

Operation_H3_map.png?uselang=fa

 

و صحبت خود نیروهای شرکت کننده و اطلاعات بدست اومده از سایت ها شنود

 

اون تایپیک H3 رو پیدا کردم لینک میدم خدمتتون

 

گفتم هر کاری بکنی و با هر آبی بشوری کوچیک نمیشه

8 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

 

 

در مورد برترین خلبان فانتوم هم من خودم در مورد چند خلبان دیگه هم شنیدم ، چه شهید دوران و چه شهید خلعتبری و  ...

 

 

این بحث رو یک‌بار دیگر هم در تاپیک برترین خلبان اف 5 کردیم ، اصولا به هیچ عنوان نمی‌توان گفت فلان فرد برترین خلبان فلان هواپیما می‌باشد ، چرا که کلمه برترین یک واژه کلی است و نمی‌رساند که برترین از چه لحاظ ؟ از نظر مهارت در پرواز ؟ از نظر ساعت پرواز ؟ از نظر تعداد ماموریت‌های برون مرزی ؟ از نظر تعداد شکار هوایی ؟ از نظر سواد نظامی ؟ از نظر تعداد شاگردانی که تربیت نموده و شاید ده‌ها فاکتور دیگر را هم بتوان به این لیست اضافه نمود و من به شخصه کسی را نمی‌شناسم که که در تمام این فاکتورها بهترین بوده باشد تا به او عنوان برترین خلبان فلان هواپیما را بدهیم .

16 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

این بحث رو یک‌بار دیگر هم در تاپیک برترین خلبان اف 5 کردیم ، اصولا به هیچ عنوان نمی‌توان گفت فلان فرد برترین خلبان فلان هواپیما می‌باشد ، چرا که کلمه برترین یک واژه کلی است و نمی‌رساند که برترین از چه لحاظ ؟ از نظر مهارت در پرواز ؟ از نظر ساعت پرواز ؟ از نظر تعداد ماموریت‌های برون مرزی ؟ از نظر تعداد شکار هوایی ؟ از نظر سواد نظامی ؟ از نظر تعداد شاگردانی که تربیت نموده و شاید ده‌ها فاکتور دیگر را هم بتوان به این لیست اضافه نمود و من به شخصه کسی را نمی‌شناسم که که در تمام این فاکتورها بهترین بوده باشد تا به او عنوان برترین خلبان فلان هواپیما را بدهیم .

 

موافقم

حرف من هم همین بود و این چند اسم که آوردم منظورم این بود وقتس این همه اسم هست نمیشه گفت یکی بهترین هست و همونطور که گفتید هر کدوم در یک زمینه ای چیره دست تر هستند

11 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

 

گفتم هر کاری بکنی و با هر آبی بشوری کوچیک نمیشه

 

دوستان عزیز ، لطفا سعی کنید از این نوع ادبیات پرهیز بفرمایید و صرفا نظرات خود را بدون اینکه سعی بر نیت خوانی طرف مقابل داشته باشید ابراز فرمایید. با تشکر از همه دوستان

12 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

آخه وقتی منبع میارم 

میگه ویکی معتبر نیست وقتی میگم خودت منبع بیار نمیاره

اصلا ویکی هیچی با گوگل ارت تمام این مسیر رفت و بگشت قابل اندازه گیری هست ، چی بگم دیگه ؟

7 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

آخه وقتی منبع میارم 

میگه ویکی معتبر نیست وقتی میگم خودت منبع بیار نمیاره

اصلا ویکی هیچی با گوگل ارت تمام این مسیر رفت و بگشت قابل اندازه گیری هست ، چی بگم دیگه ؟

 

اصولا هر بحثی که احساسات  و غرایض شخصی وارد اون نشه ارزشمند و معتبر خواهد بود. خدا رو شکر همه دوستان با هم دوست هستند و با سواد و دانش بالا پس میتونن بدون جبهه گیری در این مورد بحث کنند 

 

پیشنهاد: در پستی جداگانه این دو عملیات با یکدیگر مقایسه بشوند تا بشود در یک جای خوب به نتیجه گیری مناسبی برسیم 

18 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

دوستان عنوان تاپیک درباره خلبان سرفراز ما شادروان اسکندری است و نمیخواهم در بحثهای غیر مرتبط با ان شرکت کنم ولی...

ماجرای حمله به اچ3 جدای از تمامی تبلیغاتی (گهگاه بسیار غلو امیز!) که درباره ان میشود ،دارای جنبه های ناپیدا و گفته نشده زیادی هم هست.

درست است که از نظر روانی و بعد استراتژیک این یورش تاثیر بسیار بدی بر عراق گذاشت ولی اگر فقط به دید نظامی صرف و امار و ارقامی نگاه کنیم این عملیات دست اورد  نظامی  به ان شکلی که گفته میشود ،نداشت!!!

امار انهدام هواپیماهای عراقی و نوع انها هم به هیچ وجه ان چیزی که در امارهای دوستان امده ،نیست!

بگذارید از همان دید تاثیر وحشتناک روانی که بر ارتش و سیاستمداران عراقی گذاشت به ان نگاه کنیم (که در این زمینه بسیار موفق بود) و به دیگر جنبه های ان که برخی هنوز در طبقه بندی به کلی سری قرار دارند کاری نداشته باشیم!

با پوزش فراوان.

21 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

مطلب جالبی از زبان تیمسار عتیقه چی در مورد شهید دوران نوشته شده و در این خاطرات به مرحوم اسکندری هم اشارات جالبی شده 

 

 

"ین مطلب، جواب مثبتی است به پیامک یکی از دوستان خواننده که درخواست کرده بود مطلبی در مورد شهید عباس دوران در مجله چاپ کنیم. تصمیم بر این شد که برشی  از کتاب خاطرات خلبان محمد عتیقه‌چی که در طول سال‌ها جنگ تلاش بی‌وقفه‌اش را در همراهی و هم‌قدمی با مردم صبور ایران و در صیانت از مرزهای ایران اسلامی به اثبات رسانده، تقدیم علاقه‌مندان کنیم. این سطرها؛ حرف‌های ناگفته‌ای است از یکی از اسطوره‌های جنگ.

 در ستاد نیروی هوایی دوشان‌تپه يک ناهارخوری بود که قبلاً کره‌ای‌ها استفاده می‌کردند و اسمش را هم گذاشته بودند «ياشي». آن زمان مستشاران كره‌جنوبي توي مهرآباد، تعمیرات هواپیماهاي نظامي انجام می‌دادند. حتماً کره‌ای‌ها تکنولوژی اف4 را از آمريكايي‌ها یاد گرفته بودند. محل كارشان مهرآباد بود ولي ناهارخوری‌شان دوشان‌تپه! به هر حال بعد از این که مستشارها رفتند، این ناهارخوری به اسم کره‌ای‌ها ماند. چون محل بزرگی بود، تبديلش كردند به كلاس‌هاي عقیدتی سیاسی براي كساني كه بعد از انقلاب از نیروی هوایی پاكسازي شده بودند. اين اشخاص معلق از كار بودند و در کلاس‌هايي كه از صبح تا ظهر بود شركت مي‌كردند. خيلي‌ها شاگرد اين كلاس‌ها بودند. هنوز بيست روز از شروع كلاس‌ها نگذشته بود كه جنگ شروع شد! خيلي از افرادي كه تنها بعد از بيست روز از اين كلاس‌ها بيرون آمدند، قهرمان جنگ شدند. يكي از اين قهرمان‌ها، عباس دوران بود. عباس دوران جزو پاكسازي شده‌ها بود و در اين كلاس‌ها شركت مي‌كرد. من یادم نمی‌آيد زمان شاه خیلی مذهبی باشد. خدا را همه قبول دارند ولي روي شناختي كه ما در زمان شاه از او داشتيم، دوران يك وطن‌دوست واقعی بود. دوران در سال 53، دوره‌ی آموزشی‌ا‌ش را توي شیراز می‌گذراند، به علاوه خودش هم شيرازي بود. با سه نفر ديگر در يك ماشين آریا بودند كه در جاده شيراز تصادف مي‌كنند. آن سه نفر كشته شدند ولي عباس زنده ماند ولي زنده‌ی متلاشی؛ بدنش خرد و خاكشير بود. يك جاي سالم نداشت؛ همه‌ی بدنش پلاتين بود. وقتي بهتر شد و برگشت پايگاه نمي‌توانست پرواز كند، هنوز زجر می‌کشید و درد داشت. در شرایطی بود که راحت می‌توانست از نظر پزشکی پرواز را بگذارد کنار ولی این کار را نکرد؛ غیرتش اجازه نمی‌داد. بعد از مدتي شروع کرد به پرواز و پروازش هم خيلي خوب بود. دوران، يك تافته‌ی جدا بافته بود. چیزی به اسم ترس در وجودش نبود یعنی اين بشر اصلاً  نمی‌دانست ترس یعنی چی! نه فقط در پرواز، بلكه خیلی راحت جلوی تیمسارش هم می‌ایستاد و حرفش را می‌زد. يك‌بار در بوشهر از ارتفاع پايين پريده بود؛ تيمسار ربيعي( که بعد از انقلاب اعدام شد) بهش گير داد و سرش داد و بیداد راه انداخت. دوران اصلاً حالي‌اش نبود كه اين كي هست؛ از داد و بيداد نمي‌ترسيد. وايستاده بود و حرف خودش را مي‌زد. گفت: آقا من اين كار را کردم! حالا می‌خوای درجه‌ام رو بگیری. می‌خوای اخراجم بکنی. تبعیدم می‌کنی. کار دیگه می‌تونی، بكن! سر همين بلبل‌زباني، سه ماه درجه‌اش را عقب انداختند، يا گاهي با فرمانده گردان‌ها درگیر می‌شد. آن موقع با الآن خيلي فرق داشت؛ درجه اهميت داشت. خيلي افراد بودند كه جرئت نداشتند از خودشان دفاع كنند و مجبور مي‌شدند ساكت باشند و از كنار خيلي اتفاق‌ها رد بشوند ولي عباس، آدمی نبود که از چيزي وحشت داشته باشد. با اين حال، آدم کم‌حرفی بود یعنی اگر چهار ساعت پیش ما می‌نشست، برعکس من که خیلی حرف می‌زنم، چهار کلمه هم نمي‌گفت. اصلاً کاری به کسی نداشت. ما با هم دوست بودیم؛ خيلي زياد. بعد از انقلاب که من در همدان فرمانده گردان بودم، دویست، سیصد تا ویدئو به خلبان‌ها داده بودند و البته پولش را هم گرفته بودند منتها گفته بودند ممنوع است و حق استفاده ندارید ولي ما استفاده مي‌كرديم. عباس عاشق فیلم‌های پلیسی بود. بعضي وقت‌ها كه بیرون بودم، وقتي برمي‌گشتم می‌دیدم دو تا فیلم گذاشته زیر دمپایی جلوی در. آن موقع که همدان بوديم پسرش اميرعلي هم هفت، هشت ماهه بود. اميرعلي موقع شهادت پدرش فکر می‌کنم یک سال و دو، سه ماهش بود. قبل از جنگ، خيلي‌ها بودند كه ادعاي‌شان می‌شد، خوشبختانه این جنگ، روی خیلی‌ها را کم کرد. بعضی‌ها البته تعداد معدودي، به عناوین مختلف از پرواز جنگي فرار مي‌كردند ولی عباس دوران با آن بدن داغون بهترین پروازها را انجام داد. حتي خانمش كه مي‌خواست برود بيمارستان، چون پرواز جنگي داشت، يكي ديگر را ‌فرستاد دنبالش و خودش ‌رفت پرواز در حالي كه مي‌توانست اين پرواز را بدهد به كسي ديگر. وقتي هم كه پاكسازي‌اش كردند و با شروع جنگ دوباره برگشت، اصلاً برايش مهم نبود، کار خودش را می‌‌کرد. عباس، اين حرف‌ها حالی‌اش نبود. هر مأموريتي به‌ عباس مي‌دادند «نه» توي كارش نبود، اصلاً برايش فرق نمي‌كرد؛ هر کاری بهش مي‌گفتي؛ حتی جنگ زمینی كه اسلحه دستت بگير و برو جبهه. دنبال خطر بود. در دوران جنگ به تعدادي از خلبان‌ها كه زياد پرواز جنگي رفته بودند درجه دادند از جمله به شهيد دوران و شهيد ياسيني. به دوران، درجه‌ی سرهنگ‌ دومی دادند و دیدند تو بوشهر جایی ندارند نگه‌اش دارند و شغلي بهش بدهند او را به عنوان معاون عملیات پایگاه فرستادند همدان. يك روز به من گفت: ممد، من هنوز یک گردان رو نمی‌تونم بچرخونم، چطور منو فرستادن این‌جا؟! من خجالت مي‌كشم چون برام زياده، نمی‌تونم این درجه رو قبول کنم. دلداري‌اش دادم و گفتم: تو بيا، کمکت می‌کنیم. یک هفته صبر کرد و گفت: آقا، من نمی‌تونم عملیات رو بچرخونم. مي‌خوام مثه یه خلبان معمولی تو گردان وایستم. درجه هم نمی‌خوام. البته درجه‌اش را نگرفتند ولي عباس با درجه سرهنگی، عین یك خلبان معمولی پرواز می‌کرد و واقعاً هم پروازهای قشنگی کرد. اسم يكي از پروازهايش مروارید بود. با كابين عقبي شهيد حسین خلعتبری رفتند خليج‌فارس و يك روزه، هشت تا ناوچه عراقی را زدند و همه را فرستادند زیر آب. در اين گيرودار، ناوچه پیکان با ناوچه‌هاي عراقی‌ درگیر می‌شود و محاصره‌اش مي‌كنند و درخواست کمک می‌کند. در اين درگيري‌، ناوچه پيكان هم موشك مي‌خورد و غرق مي‌شود. اصلاً نیروي‌دریایی عراق در ام‌القصر را چند نفر فلج كردند؛ عباس دوران، حسین خلتعبری، رضا یاسینی و منوچهر محققی. بعد از آن ديگر اسمی از نیروی دریایی عراق وجود نداشت یعنی در آخرین حمله‌ای که ناوچه پیکان غرق شد، نيروي‌دريايي عراق هم جمع شد. اين‌ افراد وقتي در پايگاه بوشهر بودند در دريا خيلي عمليات داشتند. تنها ناوچه‌ نزدند، سکوهای البکر و الامیه و چند تا سکوي صادراتی‌ را هم زدند. اين‌طوري صادرات  نفت عراق هم فلج شد طوري كه از طریق اردن، لوله کشیدند و ازآن‌جا صادر می‌کردند. پرواز آخري را هم غیر از عباس دوران كم‌تر کسی می‌توانست انجام بدهد. پروازهای بغداد واقعاً پروازهای مشکلی بود. صدام اعلام کرده بود که بغداد امن‌ترین جاست و در سال 61 کنفرانس سران عرب را انداخته بود آن‌جا. كشورهاي عربي نگران این بودند که نکند ایران بغداد را بزند ولي صدام اطمينان داده بود که این‌قدر پدافند ما قوی است كه هیچ هواپیمایی نمي‌تواند به بغداد نفوذ کند و واقعاً هم درست مي‌گفت. سه ریل دايره شكل، مثل سه حلقه‌ی تودرتو پدافند بغداد بود؛ يكي خارج از شهر، يكي چسبيده به دور شهر و يكي هم وسط شهر. در هركدام از اين ريل‌ها در يك مساحت زياد، انواع و  اقسام موشک‌ كار گذاشته بودند و گوش تا گوش ضد هوايي خوابانده بودند. از هركدام كه درمي‌رفتي گير بعدي مي‌افتادي. چه ارتفاع پایین پرواز مي‌کردی چه بالا، می‌زدند و خیلی کم اتفاق می‌افتاد کسی سالم برود و برگردد. ما برای این که ثابت کنیم بغداد هم امن نیست بايد كاري مي‌كرديم. برنامه متمركز شد روي پالایشگاه بغداد؛ درست بغل گوش صدام، آن هم وقتي كه كنفرانس در حال برگزاري بود. كاري دشوار‌تر از اين نمي‌شد كرد. دستور یک مأموریت از طرف ستاد نیروي‌هوایی رسيد:‌‌ در زمان برگزاري كنفرانس، بروید بغداد! يك پرواز دو فروندي گذاشتند برای بغداد؛ سرهنگ محمود اسکندری، با کابین عقب ناصر باقری و عباس دوران با كابين عقب منصور کاظمیان. اين انتخاب، داوطلبی نبود معمولاً پروازهایی که یك‌خرده بو می‌داد و خطرناک بود، محمود اسکندری مي‌رفت. هر روز تو يك پایگاه بود و مثل قربانی، مرتب مي‌فرستادنش جلوي خطر. بدترین پروازها و سخت‌ترین پروازها را محمود انجام می‌داد. عراقی‌ها يك پل زده بودند روي اروند بين آبادان و خرمشهر. خرمشهر دست عراقي‌ها بود و آبادان در محاصره و راحت مي‌توانست به آبادان حمله كند. این پل زیر آب بود؛ هر موقع می‌خواستند، می‌کشیدنش بالا و نیروها و تانک‌هاي‌شان را رد می‌كردند و دوباره می‌خواباندند و اين می‌رفت كف ‌آب. ما حداقل پنج، شش هواپیما در زدن این پل از دست دادیم و بچه‌ها يا شهيد مي‌شدند يا اسير. محمود اسكندري اين پل را زد. رنگ سفید پل را كه از زير آب سايه مي‌زد در گيرودار پرواز ديد و پل را زد و داغون کرد. یکی از عللي که توانستيم خرمشهر را آزاد کنيم زدن همين پل بود. پروازهایی کرده واقعاً بی‌نظیر ولی متأسفانه هیچ اسمی از او نيست در حالي كه در تمام عملیات‌ها بوده. به هر حال كساني را فرستادند بغداد که واقعاً نمی‌دانستند ترس چیست و عاشق همچین کارهايي بودند. چهار تا خلبان‌؛ یکی از یکی بهتر. یکی از خصوصیات آقای منصور کاظمیان که خوبي‌اش است و ايرادش نيست، اين است كه خيلي خونسرد و آرام بود؛ طوري که آب از آبش تکان نمی‌خورد. بارها مي‌شد که با خود من پرواز داشت، خیلی آرام می‌گفت: ممد، پشت سرمون یه هواپیماست. به همین راحتی! خب بابا، زودتر بگو! روز رفتن دوران، من براي يك مرخصي 48 ساعته از همدان آمده بودم تهران. اين‌ها مي‌نشينند تا بيريف كنند. بیریف كردن ما شايد یک ساعت طول مي‌كشيد كه بگوييم چی کار کنیم، چی کار نکنیم ولي عباس یك ربع بیشتر بیریف نمی‌کرد. می‌گفت: از این‌جا بلند می‌شیم می‌ریم بغداد، پالایشگاهش رو می‌زنیم و از اين‌جا برمی‌گردیم و می‌شینیم. خیلی راحت و سربسته. بیریف کردند و قرار ‌گذاشتند که هر کدام مشکل پیدا کرد آن یکی مأموريت را انجام بدهد. در هواپيماي شكاري، دسته‌اي وجود دارد به نام كامان‌سِلِكتور كه اگر به حالت عمودي باشد، كابين عقب مي‌تواند موقع سانحه با كشيدن آن، هم كابين عقب و هم كابين جلو را از هواپيما بپراند بيرون ولي اگر به حالت افقي باشد فقط خودش مي‌پرد. همه‌ی ما چه در زمان صلح، چه جنگ به کابین عقب می‌گفتیم این دسته را به حالت عمودي بگذار چون کابین جلو درگیر كار است، ممكن است حواسش پرت شود يا تير بخورد يا بي‌هوش بشود، در هر حال او هم پرت شود بيرون و توي هواپيما نماند. عباس به‌عکس، موقعی که سوار هواپیما مي‌شود به منصور می‌گويد: اگه مشکلی بود خودت بپر بیرون، به من کاری نداشته باش. من نمي‌خوام زنده بمونم و با اين همه پلاتين توي تنم، بيفتم دست عراقی‌ها. در آن پرواز، محمود اسکندری لیدر شد و دوران هم شماره دو و بلند شدند به سمت بغداد كه پالایشگاه بغداد را كه بغل رود دجله است بزنند. هر دو از پدافند اول بغداد رد شدند و وارد پدافند دوم شدند كه در همان پدافند دوم با موشك، دوران را زدند. ما قبل از این که به هدف‌ برسیم یک نقطه آی‌پی(محل آماده‌سازي تسليحات هواپيما) داریم؛ چیزی حدود 30 کیلومتر فاصله با دشمن که یک فرصت تقريباً سه دقیقه‌ای است و آن‌قدری نیست که آن‌ها بتوانند آماده بشوند. ما یا تو رادیو می‌گوییم آی‌پی یا علامت می‌دهیم. در این نقطه، هدف قشنگ در تيررس است، یا خودش را می‌بینی یا نقطه‌نشانی‌هایش را. وقتی لیدر، نقطه آی‌پی را اعلام کرد دسته می‌فهمد که داریم به هدف می‌رسیم و باید مَستر‌سوئیچ(کلید اصلی) را روشن بکند و عملیات می‌خواهد شروع بشود. در این نقطه است که شماره دو باید از لیدر فاصله بگیرد و طوری بیایدکه در ترکش بمب لیدر نباشد. آقای کاظمیان كه از اسارت برگشت تعريف كرد كه: قبل از پالایشگاه، به نقطه آی‌پی که رسیدیم، عباس گفت: آی‌پی. فقط همین یه کلمه رو گفت و من يه ‌دفعه دیدم هواپیما آتیش گرفت و داره می‌خوره زمین. تا دستم رو بردم که صندلی رو بكشم دیدم رو هوا هستم و چترم باز شده. صندلي کابین عقب عمل کرد و آمد بيرون ولي عباس تو هواپیما ماند و ابتدای پالایشگاه خورد زمين و شهيد شد. معلوم است موشكي كه به هواپيما اصابت کرده زیر صندلی کابین جلو و صندلی جلو عمل نکرده. البته بعدها فیلم‌هایی درست کردند كه خيلي با واقعيت تطبيق ندارد. محمود اسکندری از حلقه دوم هم رد مي‌شود و پالايشگاه را مي‌زند منتها گلوله‌ی ضد هوایی، تلق كابين عقب را پودر كرد و یك قسمت از صندلی و چتر را از بین برد یعنی اگر اين‌ها می‌پریدند بیرون، اصلاً چتری نداشتند. تير در همين برخوردها آمده بود داخل کابین و گردن آقای باقری را هم تكه‌پاره كرده بود. به هر حال اين دو نفر زنده برگشتند و در همدان نشستند. اين اتفاق روز قبل از كنفرانس بود و باعث شد كنفرانس لغو بشود. از عباس دوران فقط یک جفت پوتین آوردند. عراقی‌ها پوتين او را براي خانواده‌اش فرستادند كه مي‌گفتند دو تا پاي قطع شده تويش بود با یك مشت استخوان سوخته. بعد از شهادت عباس، ديگر خانواده‌اش را نديدم فقط مي‌دانم اميرعلي مهندس شده و با مادرش در شيراز زندگي مي‌كند. محمود اسكندري هم كه اين همه پروازهاي خطرناك رفته بود، در سال 72 (79) در يك تصادف در بزرگراه آزادگان دستش قطع شد و بر اثر خونريزي فوت کرد.

 

بن پایه:  

http://www.jannat-e-fakkeh.com/index.php/2014-08-10-13-19-48/2480-%D9%85%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1

22 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

کاش می شد مردم عوام هم از این خاطرات زیبا بهره مند می شدند تا به دور از فضا سازی های کاذب رسانه ها ، از شخصیت واقعی دلاوران این سرزمین و همچنین واقعیت برخی ماموریتها آگاه می شدند.هر گاه زندگی نامه شهدا را از منابع دولتی می خوانیم گویا همه در خانواده های شدیدا" مذهبی رشد و نمو داشته و گرایش افراطی به برخی افراد و باورها داشته اند.گاهی من فکر می کردم چگونه در آرتش قبل از انقلاب اینهمه افراد متعصب مذهبی حضور داشته اند؟ ولی اینگونه خاطرات از دست دررفته! حقایق را در مورد این راد مردان وطن پرست آشکار میکند. چندی قبل در یکی از سایتهای هوانورد ضمن تقدیر از شخصیت دلیر عباس دوران ، در کوبیدن هواپیما به هتل الرشید تشکیک کردم و اظهار داشتم با توجه به روایت کابین عقب جناب رضاییان از قضیه،روایت طرف عراقی و رسانه های حاضر در محل و نبودن هیچ سندی از این ادعا ،احتمالا هواپیمای ایشان به دلیل قابل کنترل نبودن به هتل مذکور اصابت نکرده است که یکباره سیل تهمت و نسبت های ناروا به سمت اینجانب سرازیر گردید. 

18 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

عراقیها دو روایت مختلف دراین باره ذکر کرده اند:

دریکجا گفتند که هواپیمای شهید دوران دریکی ازخیابانهای نزدیک محل برگزاری اجلاس سقوط کرده و دریک روایت دیگر گفتند که شهید دوران هواپیمایش را به برج مراقبت فرودگاه المثنی کوبیده.متأسفانه عدم انتشارعکس ازمحل سقوط توسط عراقیها برشایعات دامن زده است

شهیدعباس دوران فارغ ازاینکه هواپیمایش کجا سقوط کرده برای هر ایرانی وطن پرستی که قهرمان است

22 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

این هم تصویری از متن وبسایت نهاجا راجع به مسافت عملیات اچ-۳ که ۱۰۰۰ کیلومتر میباشد:

Screen-Shot-2015-01-05-at-12-18-39-AM.pn

http://www.aja.ir/portal/Home/ShowPage.aspx?Object=Paper&CategoryID=93b9b409-abf9-4c37-848d-4de4a31050d9&WebPartID=b696eb76-5b6b-426d-8a0c-d9d25f2c3f4c&ID=f1520c8d-4a99-4c23-bfe7-b1c0cb3a6af8
 

یادم هست جناب کلافه در ان عنوان اصلی اچ-۳ که ماهها پیش ارسال کرده بودم، به تعداد بیش از حد خلبانان اف-۵  شرکت کننده در عملیات اچ-۳ اشاره کردند که در جوابشان تیمسار خلبان مازندرانی فرمودند ان همه اف-۵ کاور اف-۴ ها بودند و این که ما بگوییم بدون کاور خلبانان و هواپیماهای ما به مصاف دشمن رفتند ۱- توهین هست به نیروی هوایی چرا که نباید تصور کرد نیروی هوایی ما بدون پوشش هوایی کافی به جنگ دشمن بره، ۲- کم کردن ارزش کار سایر خلبانان و پرسنل زمینی نیروی هوایی ارتش هست. 

 

لطفا بدون ابراز احساسات و بدون جبهه گیری مطالب را نقد فرمایید تا سطح انجمن پایین نیاید. 

 

در همان موضوع ماهها پیش هم دکنر ندیمی به نبود مستندی از جمله فیلم gun camera و یا عکس BDA عملیات اشاره کرده بودند که باعث میشه تعداد هواپیماهای منهدم شده دشمن بعثی را نتوان تایید درست حسابی کرد.

18 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

Create an account or sign in to comment

You need to be a member in order to leave a comment

Create an account

Sign up for a new account in our community. It's easy!


Register a new account

Sign in

Already have an account? Sign in here.


Sign In Now
Sign in to follow this  
Followers 0