Welcome to رهروان ارتش

از اینکه انجمن ما را برای مطالعه انتخاب کردید از شما متشکریم. 

برای استفاده از امکانات انجمن و برقراری رابطه دوستانه با دیگر اعضا لطفا در انجمن ثبت نام کنید

با تشکر

Sign in to follow this  
Followers 0

موجی ها

خوب دوستان از همه نوع قشری در جنگ ایران و عراق یادی شد . از شهدا . از جانبازان . از آزادگان . از رزمندگان و حتی از نقش حیوانات در جنگ به روایت کتاب انسان . حیوان جنگ . نوشته دوست عزیزم مرتضی سلطانی . اما یه دفعه یاد موجی ها افتادم . نمیدونید تخلیه اینها به عقب برای بچه های 214 چه درد سری داشت . یکروز یکیشون به پست من خورد . اقا رو هوا داد و بیداد و فریاد و التماس و تهدید و شیون که می خواد بره بیرون قدم بزنه . میپرید اینطرف و می پرید اونطرف و میخواست در رو از جا بکنه . عصبانی شدم و به کروچیف گفتم بابا ولمون کن الان میاد سراغ ما و سانحه میدیم در رو باز کن بنده خدا بره یه کمی هوا بخوره بعد برمیگردیم سوارش میکنیم . گفت تو هم این وسط شوخیت گرفته . خلاصه دست و پا و دهنش رو بستند و انداختنش کف هلی کوپتر . موجی ها هم مثل ما ارتشی ها فراموش شده اند و در گمنامی بسر می برند دوستان اگر خاطره ای اینچنینی از این بندگان فراموش شده دارند بیان فرمایند

24 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

جناب سرهنگ درود بر شما....
این پدیده موجی شدن یا بقول فرنگی ها shell shock که امروزه به اسم - Concussion - Traumatic Brain Injury یا - ضربه مغزی خفیف میشناسیم ریشه اش به جنگ اول جهانی برمیگرده که سربازان در اثر بمباران شدید روز و شب توپخانه دشمن به این بیماری روانی گرفتار شدند و متاسفانه راه درمان ١٠٠ درصد هم برایش نیست جز تجویز داروهای اعصاب و روان.
جناب سرهنگ آیا آنروز خاص که اشاره کردید را یادتان میاید؟ کدام منطقه نبرد بودید و آیا توپخانه عراق فعال بوده؟

20 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

یکی از دوستان که افتخار دوستی با ایشون رو دارم از جانبازان شیمیایی و موجی هستن که به قول خودش در گرما ی تابستان حالش خیلی بدتر میشه (ایشون بر اثر موج انفجار گلوله تانک پرتاب میشه و در منطقه هم همون موقع شیمیایی زده بودن و برای همین نمیتونه به موقع ماسک بزنه و شیمیایی میشه )

 

میگفت یه بار بخاطر حال بدش بردنش بیمارستان و توی اون شرایط بدی که داشت یک پرستار اومد که بهش آمپول تزریق کنه که اون بنده خدا رو با عصا کتک میزنه 

وقتی حالش بهتر شده بود خیلی ناراحت بود و بیشتر این ماجرا اذیتش میکرد که اون پرستار حتی یک کلمه هم حرفی بهش نزد 

 

 

یکبار هم پدرم تعریف میکرد توی چادرشون توی منطقه مشغول استراحت بودن که یکی از همرزماشون که موجی بود حالش بد میشه و 10 نفری میریزن روی سرش که بعد از نیم ساعت میتونن مهارش کنن

بعد از یکی دوساعت که حالش بهتر میشه میزنه زیر گریه 

 

گویا پدرم ازش میپرسه چرا گریه میکنی؟ که میگه فلانی اگه دستم به ژ3 خودم رسیده بود الان یک نفرتون هم زنده نبود

23 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

دبیرستان که بودیم یه ابدارچی بود که رفتارش با افراد معمولی تفاوت داشت.حرکت دستاش غیر طبیعی بود و اکثر اوقات خندان بودن.از پدرم که اونو می شناخت سوال پرسیدم که چرااینجوریه؟ گفتش این بنده خدا در زمان جنگ موجی شده.قبلا هم در دبیرستانی که خودم اونجا بودم کار می کرد که سوژه دانش آموزان بود،حتی در یه مورد یکی از دبیران یه شوخی خیلی بدی باهاش می کنه که طرف حسابی شاکی میشه و شروع می کنه به نامه نگاری که فلان شخص با من شوخی کرده(از نوع مبتذل)... .نامه به رهبری ،ریاست جمهوری،مجلس و بنیاد شهید و ...البته بعدش از اون فرد معذرت خواهی می کنن و سر و ته قضیه رو هم میدن و بعدش می فرستنش یه دبیرستان دیگه که محیط مودبانه تری داشته باشه .

تا وقتی که من دبیرستان رو تموم کردم اون بنده خدا هم همونجا بود که خوشبختانه هیچ موردی بی احترامی و یا شوخی بی مورد دیده نشد.

20 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

فونیکس جان یه مورد و دو مورد نبود ما خیلی خیلی زیاد موجی می دیدیم و سوار میکردیم منتهی این یکی که عرض کردم میخواست بره بیرون قدم بزنه همین و درخواست دیگه ای نداشت . معمولا بمباران ها و توپ باران ها رزمندگان رو دچار این عارضه میکنه که شما فرمودید . باید رفت تو بنیاد جانبازان و چند روزی اونجا نشست و موجی ها رو دید . بعضا از در که میان تو با صندلی میزنند تو سر و کله کارمندی که اونجا نشسته و فحش های رکیک و داد و فریاد . عده ای از اونها فقط خندان هستند و عده ای عصبی . البته بهتره یکی از دوستان که از پزشکی سر در میاره در این باره توضیحاتی بده که امواج کجاها رو صدمه میزنه و انعکاسش چیه . با تشکر . البته حواستون باشه ها ما هم یه چیزیمون میشه خلاصه یعنی یه بچه موجی هستیم ها . گفته باشم که نگید نگفتی

21 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

عده ای از این جانبازان در آسایشگاه اعصاب و روان صدر ( تهران ) اتوبان صدر میدان پیروز . نگهداری میشوند .

چند تا دوستان من هم انجا هستند .یکیشون قسمتی از مغزش که مرفین ترشح میکنه دچار آسیب شده و مثل یه معتاد حرفه ای روزی 4 پاکت سیگار میکشه و همیشه تو چرته !

یکیشون هم به شدت دچار افسردگی شده و مرتب گریه میکنه و چند بار هم خودکشی کرده ! عصبانیت و خوشحالی غیر طبیعی هم دامن یکی دو نفر دیگرو گرفته. و روزی چند بار دچار حمله عصبی میشن.

خیلی بده. حالا اگه تونستم و اجازه بدن عکس و گزارشی از اونجا تهیه میکنم.

21 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

با سلام

دو سه سال قبل دایی بنده تصادف کرده بود و اورزانس بیمارستان شهدای خرم آباد بودیم در یک روز دوتا از این عزیزان اومدن اونجا اولیشون حدودای 9-10صبح اومد خیلی سرو صدا  و داد و بیداد کرد خداوکیلی پرستارها اونقدر صبوری و حوصله به خرج دادن که بهشون غبطه خوردم و از همشون هم حضوری تشکر کردم، باور کنید بینهایت مهربون بودن باهاش و همه داد و بیدادها و فوحش و ناسزاهاشو صبورانه تحمل کردن، آدم لذت میبرد از این نحوه برخورد

همون روز ساعتهای حدود 11 شب یکی دیگه از این عزیزان رو به حالت اورژانسی آوردن ،چند تا آمپول و سرم داشت که باید براش تزریق میکردن تا آروم بشه و به حالت عادی برگرده، همسرش و پسرش هم هم همراهش بودن، اما متاسفانه پرستارهای شیفت شب جمع شده بودن دورهم به اس ام اس بازی و... اونهم توی اورژانس!!! (باور کنید به شرافتم قسم راست میگم!)همسرش چند بار ازشون خواهش کرد قبل از اینکه  دچار حالت بدتری بشه داروهاشو براش تزریق کنن اما  ابدا اهمیتی ندادن! یکی از پرستارها که بیشتر به قهرمانان وزنه برداری و ورزشکارهای کشتی کج میموند خیلی خیلی بد با اون خانوم برخورد کرد طوری که اعتراض منو برادرم و هردو پسر خاله امو بهمراه داشت، با اعتراض ما به حالت عصبانی رفت سمت این بنده خدای جانباز، اما چشمتون روز بد نبینه همینکه به نزدیکی اون رسید چنان کتکی نوش جون کرد که اونسرش ناپیدا !!

خداوکیلی ماهم واستادیم خوووووووووووب وبا لذت تمام نیگاه کردیم تا پوست از کله اون مرتیکه بداخلاق بی ادب کند و حسابی ادبش کرد اونوقت اونو از زیر مشت و لگدهاش کشیدیم بیرون و چند نفری بزور اونو روی تخت نیگر داشتیم!!! یه پرستار دیگه اومد با ترس و لرز داروها رو تزریق کرد و رفت!!! 

اما خووووب درسی به اون پرستار پر روی بی ادب که حتی ابتدایی ترین وظایفشو هم نمیشناخت داد!!! خداییش هیچوقت از کتک خوردن یه انسان دیگه (حتی دشمنم) اونقدر که از کتک خوردن اون پرستار لذت بردم لذت نبرده بودم کلا ازدیدن کتک خوردن دیگران ناراحت میشم اما اعتراف میکنم اینبار کلی لذت بردم!!!!

20 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

حضور جانبازان جنگی در هر جامعه ای یادآور آن است که جنگ با تجاوز آغاز و با آتش بس به پایان نمی رسد. هر کدام از جانبازان بستری در بیمارستان روان پزشکی سعادت آباد و مراکز مشابه خانواده هایی دارند، که بیماری آنها برایشان مشکلات عدیده ای را فراهم کرده است. این مشکلات می توانند در آینده فرزندان این افراد نقش جدی ای ایفا کنند و مشکلات فرزندان این افراد می توان در نحوه ارتباط آنها با سایر افراد جامعه نقش داشته باشد.



به هر حال جانبازی، شهادت و... تنها برای خود فرد نیست، مثل یک شبکه وسیع در تمام جامعه تأثیر گذار است.پس از گذشت سال ها، از این که چه کسی مقصر بود که بگذریم، به هر حال آسیب های وحشتناک جنگ وجود دارد. نزدیک 20 سال از پایان جنگ گذشته، مشکلات اقتصادی جنگ، که به ما تحمیل شد هنوز دامنگیر جامعه ماست. مشکلات اقتصادی را می توان با آمار و نمودار نشان داد و راه درمان آن را پیدا کرد. مشکل اقتصادی درد بی درمانی نیست، اگر خلیی هم وجود داشته باشد مربوط به عدم اجرای صحیح آن می شود. اما با ضایعه دردناک عدم حضور عادی جانبازان در جامعه چه می توان کرد؟ می شود تصاویر جانبازان شیمیایی و جسمی و قطع عضو را نشان داد، که چه به روز این افراد آمده است. شهدا هم رفتند، جای آنها خالی ست.

اما جانبازان اعصاب و روان جنگ از مظلوم ترین طیف های این جامعه به شمار می روند. از آنجا که آسیب دیدگی آنها مثل جانبازان شیمیایی و قطع عضو برای عامه مردم به صورت امری خاص تلقی نمی شود، معمولاً مثل سایر جانبازان موردتوجه قرار نمی گیرند. بهبود جانباز جسمی، با درمان و عمل جراحی اگر قرار به درمان قطعی باشد حاصل می شود. اما بیماری روانی نوعاً دارای درمان قطعی نیست. کسی که به PTSD یا موج گرفتگی دچار شده، یا بیمار اسکیزوفرن را نمی توان پس از یک دوره درمانی مشخص سالم دانست، از طرفی نمی توان آنها را به عنوان بیمار هم شناخت. بنابراین آنها در مرزی به سر می برند که از طرفی بیمار و از طرف دیگر سلامت هستند.

اینجا: انتهای تهران

جایی که اتوبان یادگار امام تمام می شود، یک آسایشگاه کوچک هست، آسایشگاه آسیب دیدگان اعصاب و روان سعادت آباد.

ظاهرش چیز زیادی ندارد، یک آسایشگاه اعصاب و روان مثل بقیه آسایشگاه ها، مثل روزبه، مهرگان و... ولی کوچک تر و شاید محقرتر.

اکثر بیماران بین 40 تا60 ساله هستند. بعضی از آنها در سنین 20 تا25 سالگی در جبهه دچار این آسیب دیدگی ها شدند و تا به امروز با آن دست و پنجه نرم می کنند.

بعضی از آنها لیوان های آبی رنگ خود را به دست گرفته اند و مدام در طول و عرض آسایشگاه در حال قدم زدن هستند. سیگار فروردین در دست بعضی دیگر، یکی پس از دیگری دود می شود، وقتی فراموش می کنند حتی به سیگارشان پک بزنند.

تخت های داخل آسایشگاه همه فلزی هستند، با پتوهای رنگ و رو رفته ای که روی آنها کشیده شده. وقتی آنجا بودیم آسایشگاه در حال مرمت بود، بعضی از دیوارها تبله کرده بودند و نقاش ها مشغول بتونه کاری دیوارها بودند.

بیرون یک کارگاه کوچک هست، بعضی از بیماران بستری در این مرکز در این کارگاه کوچک به کشیدن نقاشی مشغول هستند.

یک استخر نیمه تخریب شده هم در انتهای آسایشگاه هست. احتمالاً متعلق به زمانی است که اینجا یک ویلای شخصی بوده.

کنار استخر یک سوله شبیه بیمارستان های صحرایی درست کرده اند که ناهارخوری آسایشگاه به شمار می رود. جنس بدنه آن را از فایبرگلاس درست کرده اند و وقتی آفتاب به این سوله می تابد فضا دم می کند و بوی روغن غذا واقعاً آزار دهنده می شود.

بیش از 80 بیمار در یک زمان بدون تهویه مطبوع مناسب در این سوله در حال صرف ناهار هستند، جلوی در ورودی هم کارکنان و پرسنل بیمارستان نشسته اند.

بقیه بیماران در محوطه آسایشگاه کنار هم نشسته اند با روپوش های گلبهی رنگ. موی آنها اکثراً سفید شده.

موهای کوتاه خاکستری، چشم های آرام و خیره، حرکات نرم و آهسته، قدم های کوتاه و پشت سر هم... همه چیزهایی هستند که در حیاط آسایشگاه به چشم می خورند.

یکی سرش بالاست و به آسمان زل زده و دیگری چشمانش را به کف زمین دوخته و به جوانه سبزی که از لای موزاییک ها جوانه زده نگاه می کند.

بعضی از آنها خوب نمی توانند تکلم کنند، بعضی دیگر اما می توانند حرف بزننند ولی از حرف هایشان چیز زیادی متوجه نمی شوید... اینجا آدم هایی را می شود مرور کرد که فراموششان کرده ایم. خدایا ما را ببخش.

● بیمارستانی با 70 تختخواب و 110 بیمار

اینجا خبری از سر و صدای شهر شلوغ تهران نیست. علت اصلی بستری شدن آنها را در این مرکز عدم توانایی آنها در برقراری ارتباط با مردم عادی می دانند.

مدیر آسایشگاه خود از جانبازان جنگ است، به ما می گوید که نباید به بیماران این مجموعه تنها به چشم جانباز نگاه کرد، آنها بیمار اعصاب و روان هم هستند.

اما سخت است که بین کسی که به دلایل روزمره دچار آسیب دیدگی روانی شده و کسی که به خاطر جنگ دچار این آسیب دیدگی شده تفاوتی قایل نشد.

بیمارستان دارای 70 تخت خواب است اما مدیر بیمارستان خبر از موافقت اصولی ای می داد که به زودی قرار است بر طبق آن تعداد تخت های این بیمارستان به 100 تختخواب برسد.

به طور کلی چیزی به اسم تخت اختصاصی در این بیمارستان وجود ندارد. تعداد بیماران تحت پوشش این مرکز با تعداد تخت های آن برابر نیست، دلیل هم این است که بسیاری از بیماران در صورتی که مشکل خاصی نداشته باشند به مرخصی می روند و در این زمان بیماران دیگر جایگزین آنها می شوند.

در حال حاضر بیمارستان سعادت آباد در راستای استاندارد سازی در حال مرمت و بازسازی است. اما این که چه زمانی 30 تخت دیگر در اختیار بیمارستان قرار داده شود معلوم نیست.

باید توجه داشت که هزینه ایجاد هر تخت بیمارستانی در کشور ما چیزی حدود 70 تا 100 میلیون تومان است.

هرچند بیمارانی که در این مرکز تحت مراقبت هستند از نظر مالی توسط بنیاد شهید و امور ایثارگران مورد حمایت قرار می گیرند. اما بدون شک تعداد بیماران اعصاب و روان جنگ بیش از 110 نفر تحت پوشش این مرکز است، آنها چه وقت تحت مراقبت قرار می گیرند؟

● موج گرفتگی

ما در برخورد با آسیب دیدگان روانی جنگ غالباً بیماری آنها را با نام موج گرفتگی می شناسیم. نام اصلی این اختلال PTSD است. به گفته مدیر این بیمارستان فقط 20 درصد بیماران این مرکز دچار این بیماری هستند.

موج گرفتگی را در واقع باید از دستاوردهای جنگ های مدرن به شمار بیاوریم! پس از این که باروت و مواد منفجره جزو ماشین جنگی انسان شدند این پدیده به وجود آمد.

موج گرفتگی فقط به روان شخص آسیب نمی رساند، ممکن است او را دچار آسیب دیدگی های جسمی هم بکند.

به طور کلی اسلحه هایی انفجاری مثل بمب، مین، نارنجک، خمپاره و... پس از انفجار یک جریان هوای فشرده را در اطراف خود ایجاد می کنند.

این جریان هوا می تواند روی جسم افراد تأثیر گذار باشد. برای مثال می تواند موجب پاره شدن پرده صماخ، عصب بینایی و حتی موجب اختلالات جلدی شود.

اما از نظر روانی نیز این جریان هوا می تواند به صورت یک تسریع کننده عمل کند. این پدیده می تواند بیماری های روانی افراد را که پیش از آن به طور محدود به آن مبتلا بودند به صورت برجسته تری به وجود بیاورد.

کارشناسان معتقدند که نه تنها آسیب دیدگان روانی جنگ بلکه تمام بیماران روانی، دارای درمان قطعی نیستند. آنها باید تمام عمر تحت مراقبت باشند.

اما مشکل اصلی برای این بیماران نوع دید افراد به آنها به شمار می رود. بدون تعارف در جامعه ما داشتن بیماری روحی و روانی مثل یک انگ یا یک ناسزا می ماند. و انگار همه فراموش کرده اند که آنها به چه خاطر به این حال و روز در آمده اند.

خانواده کسی که بیماری روحی و روانی دارد، از بازگو کردن مشکل او خجالت می کشد. بیماران عصبی را باید خانواده آنها به مراکز درمانی تحویل بدهند و بعضی از مواقع پیش می آید که خانواده یکی از بیماران مدت ها به ملاقات او نمی آید.

آن چه بیشتر از خود مریضی می تواند به این بیماران آسیب برساند در واقع نوع نگاه جامعه به آنهاست.

ما در مواجهه با جانبازی که دست یا پای خود را از دست داده با رعایت احترام رفتار می کنیم، اما نسبت به جانبازان روانی جنگ رفتارمان نوع دیگری است.

● جت فانتوم

کنار آسایشگاه یک کارگاه کوچک است. بیماران در این کارگاه به کشیدن نقاشی و فعالیت های هنری می پردازند. از میان همه آنها یک نفر توجه ما را به خود جلب می کند. مرد میانسالی 40 تا50 ساله. درست صحبت نمی کند، اما از میان جملات مقطعش به کرات نام جزیره مجنون، جت فانتوم و چادر را به ما می فهماند.

چشمانش مدام تر می شود، کمی عصبی است. روی کاغذ شروع به کشیدن یک نقاشی می کند. یک جت فانتوم می کشد و بعد پرچم ایران را به دلخواه خود رنگ می زند.

می گوید جت فانتوم ایرانی آمده و عراقی هایی که در تصویر می بینید از جت فانتوم او ترسیده اند. به زحمت اسم خودش را روی نقاشی می نویسد و نقاشی اش را به چلچراغ تقدیم می کند.

یکی از دوستان جعفر اسمش جعفر است .می گوید با خانواده اش مشکل داشته و آنها او را به اینجا آورده اند. کمی بد اخلاق است، ولی مهربانی در چشمانش موج می زند. رنگ سبز را از همه بیشتر دوست دارد...

اینجا، جایی که اتوبان یادگار امام تمام می شود، یک آسایشگاه کوچک هست. جایی که آدم هایش را فراموش کرده ایم...

 

 

http://www.javanemrooz.com/articles/social/men/successful/article-37955.aspx

15 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

دوران دفاع مقدس با شرایط خاص خودش گذشت. اما این روزها موضوعات به صورت دیگری وجود دارد. برای مقدمه باید بدانیم حدود 90 درصد انسان ها دچار اختلالات روان هستند که اغلب این اختلالات نیاز به درمان دارند لیکن در کشور مامراجعه به پزشک اعصاب و روان به لحاظ قانونی و اجتماعی عواقبی دارد که موجب عدم مراجعه و درمان می گردد.

اختلالات اعصاب و روان جانبازان ناشی از اصابت موج انفجار به طور فیزیکی حادث شده و با اختلالات روان ناشی از حوادث ، سوانح ، فوت عزیزان ، ارتکاب گناه ، ویروس ها یا بی توجهی به وجدان تفاوت اساسی دارد که با اجازه فاش نیوز عزیز نشانه های آنها به طور مختصر و لفظ عامیانه به حضورتان عرض می شود.

مجروحیت جانبازان شامل اختلالات اعصاب و روان یا نوروتیک (صدمات عصب ها ، نخاع و مغز) ناشی از اصابت موج انفجار ، ترکش و گلوله با نشانه های وجود نظم و انضباط ، وجدان بیدار ، کمال گرایی ، وظیفه شناسی و تقوی از اختلالات ناشی از حوادث روزمره و خروج انسان از فطرت الهی تفکیک می گردد.

نشانه های وجود مشکلات یا اختلالات روان در اغلب انسان های عادی و غیر مجروح جنگ از نظر روانشناسان به سه دسته تقسیم می شوند:

1- مرحله اول “اسگیزوئید” دارای علائمی مانند انزوا ، دیر آشنایی ، سردی در روابط اجتماعی و رفتار بدون انعطاف قابل تشخیص هستند.

2- مرحله دوم “پارانوئید” دارای علائمی مانند تفسیر مظلومانه از اعمال دیگران ، ظن به اطرافیان بدون دلیل و مدرک ، احساسی که دیگران قصد آسیب رساندن یا بهره کشی و فریب دارند و بروز استعدادهای غیر عادی هستند.

3- مرحله سوم “اسکیزو تایپ” اینگونه اختلالات روان ، موجب ایجاد تفکر سحر آمیز ، تفکر و گفتار عجیب و غریب ، رفتار غیر عادی و اعتقاد به تله پاتی و غیب گویی هستند.

همانطور که ملاحظه می گردد مشکلات جانبازانی که دچار موج گرفتگی هستند به دلیل عارضه صددرصد فیزیکی که ناشی از اصابت موج انفجار بوده که جانباز پس از اصابت موج انفجار دچار بیهوشی و آسیب جدی ساقه مغز گردیده لیکن به دلایل نامعلومی برخی به شهادت رسیدند و برخی پس از بهوش آمدن گرفتار عوارض متعدد شدند. مراجعه جانبازان معزز به پزشکان اعصاب و روان فاقد تجربه درمان موج گرفتگی و اشتباه اینگونه پزشکان با بیماران اعصاب و روان عادی معضل درمانی بسیاری از جانبازان می باشد. شورای پزشکی نیز هنگام بررسی نسخه های جانبازان به این موارد توجهی ندارند که معمولا” درصدهای تعیین شده بر اساس داروهای تجویزی و فقدان سابقه بستری اعداد بسیار پایینی هستند.

مشکل اصلی تمام ایثارگران، خروج اکثر مسئولان به خصوص مسئولان بنیاد از عرف انقلاب به بهانه وجود روح شرعی قوانین و درگیری با انواع مصوبات پشت پرده طبقه بندی شده و بعضی نیز جزو موارد سه گانه اختلالات روان یاد شده فوق می باشد. بدین ترتیب راهکار تدبیر و امید به تنهایی نمی تواند رافع مشکلات لاینحل و خودساخته مسئولان در ارتباط با ایثارگران گردد فلذا طبق معمول پناه می بریم به خداوند متعال و از او استعانت می جوییم.

محسن ناطق-نقل ازفاش نیوز

http://www.safeir.ir/علت-اختلالات-اعصاب-ایثارگران/

14 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

غلامحسین خراسانی

با سلام اینجانب هم زمانی بنا به لبیک به رهبر عزیزم در سن 14 سالگی راهی جبهه های حق علیه باطل شدم . در سال اول در جبهه زبیدات از ناحیه دست مجروح شدم ولی همانجا توسط بچه های تعاون و امدادگران پانسمان شدم و بعلت عشق ماندن و دفاع حاضر به عقب برگشتن نبودم . در سال 1364 بار دوم بصورت داوطلب بسیجی مجددا اعزام شدم و در جزیره مجنون با آلودگی های شیمایی مواجه شدم ( اصلاجایی هم بیان نکردم ) بار سوم در تاریه 4/12/64 مجددا به جبهه فاو رفتم و در 18/2/65 با اصابت خمپاره در نزدیکم در دریاچه نمک فاو از ناحیه سر - دست راست - پا و خصوصا موج انفجار مجروح و مصدم شدم. بعد از 3 ماه استراحت در بیمارستهانهای تهران - شیراز و فسا بهبودی نسبی شامل حالم شد . تا اینکه خواستند برای جانبازان پرونده تشکیل دهند ( بنده برای امتیاز به جبهه نرفته بودم که حالا بخواهم دنبال درصد جانبازی باشم ) بلاخره با اصرار دوستان و خود بنیاد در شهریور 1369 بعد از 5/4 سال از زمان مجروحیتم به کمسیون پزشکی رفتم . و برایم 15% از کار افتادگی دادند که با توجه به نواحی مجروحیتم و عدم آسایش و آرامش برای خانواده و فرزند کوچکم ( در آن موقع ) احساس کردم به خودم و خانواده ام اجحاف شده تا اینکه در سال 86 به کمسیون پزشکی مجدد رفتم ولی ای کاش نرفته بودم . چون شخصی بود ( پزشک کمسیون ) بمن گفت چرا در سن 14-15 سالگی رفتی جبهه که این بلاهها سر خود و خانواده ات بیاید ........ خلاصه بنده هم اکنون با توجه به موج شدید خمپاره حال خوشی ندارم . 2 بار در بیمارستان اعصاب و روان بستری شدم ولی هنوز هیچ درصدی به من اضافه نشده است . در حالی که بنده و امثال من خاص ترین و بدبخترین قربانیان زمان جنگ هستیم . ای کاش بنده هم مانند سایر دوستانم شهید شده بودم که این همه درد و زجر جسمی و دنیوی و .... نبینم . ای کاش ..... خداوندا اگه مرا دوست داری به حرمت خون سید الشهداء بنده هم از شهدای جنگ قبول کن . آمین

13 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

موج انفجار
● علائم بالینی
موج انفجار برحسب شدت خود متناسب با نقطه‌ای از بدن که به آن ضربه وارد کرده صدمه خواهد زد. به‌عنوان مثال مغز را در نظر بگیریم که در فضای جمجمه تا حدی از ضربه و نفوذ آسیب‌های اطراف محفوظ است اگر همین جمجمه با سرعتی معادل ۴۰/۸ متر (۲۸ فوت) در ثانیه تکان بخورد، مانند تصادف اتومبیلی که با سرعت به‌جائی برخورد کند، ضربهٔ حاصله قادر خواهد بود که به مغز و مویرگ‌ها و سلول‌های آن آسیب برساند. امواج انفجارنیز توانائی و قدرت پرتاب دارند و فرد را با سرعت زیاد به سمتی پرتاب می‌کنند که غالباً اصابت سر و بدن با مانعی چون زمین باعث بیهوشی فرد می‌گردد.
طبق نظریه کریمر امواج انفجار به جدار بدن برخورد کرده از طریق دریچه‌های وریدی و سینوس‌های وریدی به مغز می‌تواند منتقل شود و در مغز و مننژ تغییراتی چون خونریزی‌های موضعی یا عمومی پدید آورد یا این امواج به‌وسیله وریدهای نخاعی به جمجمه می‌رسد. همچنین کریمر معتقد است نیروی موج انفجار از طریق مایعات بدن منتقل می‌شود و به سلول‌های مغزی فشار وارد می‌سازد ضربه موج انفجار می‌تواند بر نقاط دیگر بدن چون ریه‌ها آسیب برساند و موجب خونریزی یا ورم و پرخونی آنها شود.
بسیاری مواقع، امواج انفجار موجب پارگی پرده‌گوش و کم و بیش اختلال شنوائی می‌شود و یا موجب خونریزی روده‌ها می‌گردند.
بطور کلی مصدوم ناشی از موج انفجار را باید از نقطه نظرهای مختلف پزشکی مورد توجه درمانی قرار داد زیرا بعضی از دردهائی که غالب مصدومین موج انفجار ابراز می‌دارند حاصل تنش‌های صرف عصبی نیست بلکه آسیب‌های ارگانیک نیز مطرح است که آزمایشات طبی و نتایج رادیوگرافی ابزارهای مناسبی در تشخیص دقیق آسیب می‌باشد.
● آسیب‌های روانی موج انفجار
علائم اصلی آسیب‌های روانی موج انفجار را همراه با نمونه‌هائی از مشاهدات عینی خود مطرح ساخته و توضیح لازم داده می‌شود.
ناخودآگاهی و از خود بی‌خود شدن را می‌توان رایج‌ترین و تقریباً ثابت‌ترین علائم موج انفجار دانست که معمولاً در اکثر افراد مشاهده می‌شود. یعنی مدت زمان این ناآگاهی و از دست دادن هویت و شناسائی برحسب شدت انفجار می‌تواند از چند دقیقه تا چند روز متغییر باشد. در این وضعیت مصدومین احساس ناآگاهی نسبت به محیط اطراف و رفتار و روابط خود دارند. در حالت جدی آن، مصدوم اطرافیان و آشنایان را باز نمی‌شناسد و تناسب رفتار خود را نسبت به زمان و مکان گم می‌کند.
مصدوم همراه با داد و فریاد غالباً ترس و وحشت (Panic) دارد. پرتاپ موج انفجار باعث برخورد فرد یا مانع و جسم سخت شده و غالباً موجب بیهوشی آنها می‌شود که پس از بیداری خود را در درجه‌ای از بهت و گیجی (Confusion) و عدم آگاهی می‌یابند. موارد ضعیف امواج می‌تواند بدون اختلال در آگاهی با کمتر از چند دقیقه گیج کننده باشد. مصدوم غالباً پس از بهبودی و آگاهی به احوال خود ماجرای اختلال رفتار و گفتار خود را از شاهدان واقعه می‌شنود که در اکثر موارد خود متعجب شده و گاهی باور ندارد [علی‌زاده محمدی]
● موج‌بر Wave Guide
رسانای فلزی توخالی است که بیشتر به شکل میله متوازی‌السطوح ساخته می‌شود و برای تولید و تقویت کهموجها بکار می‌رود. از اجزای اصلی مدارهائی است که در رادار و طیف سنجی کهموجها، مورد استفاده قرار می‌گیرد.
● موج‌بر
رسانای ۱۱ فلزی توخالی که از داخل آن میکرو موج‌ها می‌توانند منتشر شوند. این موج برها که دارای سطح مقطع مستطیل شکل یا دایره‌ای شکلند بیشتر در رادار به کار می‌روند.
● موج‌حامل Carrier Wave
تابش الکترو مغناطیسی با دامنه بسامد ثابت که به‌وسیله فرستنده رادیوئی پخش می‌شود. امواج صوتی را با ارتعاشات برقی تبدیل و روی موج حامل سوار می‌کنند (تحمیل) تا به این وسیله به دستگاه‌های گیرنده (رادیو) انتقال داده شود.
● موج‌سنج Wave Meter
سنجه‌ای برای مشاهدهٔ شکل یک موج جریان متناوب است؛ سنجه‌ای برای اندازه‌گیری موج رادیوئی است، از آنجا که طول موج نسبت عکس با بسامد دارد از موج سنج می‌توان برای اندازه‌گیری بسامد نیز استفاده کرد.
● موج‌سنج
ابزاری برای اندازه‌گیری طول موج تابش الکترومغناطیسی با بسامد رادیوئی. تا تقریباً ۱۰۰ مگاهرتز از مدار تنظیم شده روی بسامد معین استفاده می‌شود، ولی بالای این بسامد یک حفره تشدید درون موج بر به کار می‌رود [۲۰].
● موج‌سنج جذبی
دستگاهی به‌منظور اندازه‌گیری فرکانس یا طول موج که شامل یک مدار هماهنگی و یک مدار رزنانس می‌باشد. هنگامی‌که موج سنج از منبع مولد موج حداکثر انرژی را جذب کرد فرکانس یا طول موج ناشناخته روی صفحه خوانده می‌شود [۱۲].
● موج‌شکن Break Water
مانعی است که برای شکستن زور امواج در داخل دریا ساخته می‌شود تا مانع حفاظی ضد امواج باشد.
● موج‌شکن
ساختمانی که بندرگاه را در مقابل امواج شدید حمایت کرده لنگر اندازی کشتی‌ها را با آرامش بیشتر میسر می‌سازد. موج‌شکن‌های مصنوعی ممکن است با توده سنگ یا توده قطعات بتونی ساخته شود. در برخی موج‌شکن‌ها فراسازی (زیرسازی) آن با مصالح بنائی و پی سنگی است، در برخی موارد فراسازی مستقیماً متکی بر کف دریاست [۲].
● موج‌شکن‌ها
به‌طور کلی، موج‌شکن‌ها به دور دسته موج‌شکن‌های شیبدار یا توده سنگی و موج‌شکن‌های قائم تقسیم می‌شوند. گاهی از اوقات دسته سومی نیز تحت عنوان موج‌شکن‌های شیبدار با وارد کردن امواج تابشی به شکست روی شیب‌سازه‌ای خود انرژی آنها را مستهلک کرده و از بازتاب این امواج به میزان قابل توجهی جلوگیری می‌کنند. در حالی که موج‌شکن‌های قائم امواج را منعکس کرده و نقش عمده‌ای در استهلاک انرژی آنها ایفا نمی‌کنند. موج‌شکن‌های مرکب عملکردی دوگانه یا مرکب دارند. بدین صورت که به هنگام جزر و پائین بودن سطح آب همچون موج‌شکن‌های قائم بازتاب امواج تابشی به سمت دریا می‌شوند [۵۷].
● موج صوتی
اگر صوت به‌طور آنی انتشار می‌یافت همه ذرات هوا یکدفعه مثل مجموعه‌ای واحد به نوسان در می‌آمدند اما صوت بطور آنی انتشار نمی‌یابد و احجام هوا که در خط انتشار قرار دارند، بنوبه به محض این که موج برخاسته از منبع صدا آنها را فرا گیرد به حرکت در می‌آیند. درست مثل باریکه چوبی است، که تا موقعی که امواج دایروی حاصل از پرتاب سنگریزه‌ای در آب به آن برسد و آن را به نوسان در آورد و آرام روی آب قرار دارد.
در منحنی موج صوتی، تغییر مکان‌های ذره روی محور قائم برده شده و جهت انتشار موج که فواصل در طول آن حساب می‌شوند، محور افقی است، این حالت ممکن است چنین تصور نادرستی به وجود آورد که ذرات عمود بر جهت انتشار موج تغییر مکان می‌دهند. در حقیقت ذرات هوا همیشه در طول جهت انتشار صورت نوسان می‌کنند این موج را موج طولی می‌گویند.
● موج ضربه Shock Wave
منطقهٔ بسیار محدودی با فشار و دمای زیاد که در اطراف متحرک و فراصواتی ایجاد می‌شود. در مرز این منطقه سرعت جریان هوا از میزانی کمتر از سرعت صوت به میزانی بالاتر از سرعت صوت تغییر می‌یابد

 

 

http://vista.ir/article/120564/موج-انفجار

13 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

غلامحسین خراسانی

با سلام اینجانب هم زمانی بنا به لبیک به رهبر عزیزم در سن 14 سالگی راهی جبهه های حق علیه باطل شدم . ....چون شخصی بود ( پزشک کمسیون ) بمن گفت چرا در سن 14-15 سالگی رفتی جبهه که این بلاهها سر خود و خانواده ات بیاید ......

 

باید این سوال رو از  پزشک کمسیون پرسید که موجی شدن چه ربطی به سن داره ؟ 

اونوقت اگه در زمان حادثه فرد بالای 18 سال داشت موجی نمی شد؟... : ANGRY :

13 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

یک روز جمعه به اهواز آمدم

هوا خیلی گرم بود همسرم می دانست که میخواهم بیام اهواز

بچه ها را صبح زود از خواب بیدار کرده بود و حدودآ ساعت 8 برای تهیه نان ، برای صبحانه، به همراه دو فرزند خردسالم از منزل خارج شده بود

 

من خانه رسیدم دیدم کسی نیست فهمیدم طبق روال گذشته برای تهیه نان گرم همسرم از خانه بیرون رفته

دنبالش رفتم دیدم در هوای شرجی بسیار زیاد مرداد ماه ، جلوی آفتاب ایستاده اند به آنها ملحق شدم

یک نفر مانده بود برای نوبت ما که شخصی به نانوایی مراجعه وبا داد وبیداد شروع به جمع آوری نانهای خارج شده از تنور کرد

همسرم گفت این شخص در نوبت نبود

من اعتراض کردم که همهء حاضرین گفتند سرکار استوار ایشان موجی هستند کاری به کارش نداشته باش

منهم چون از هیکل خوبی برخوردار بودم و می دانستم در صورت درگیری توان دارم دستم را روی نانها گذاشته وخیلی آرام درخواست کردم اجازه بدهند بعداز نوبت ما ایشان نان ببرند

بحث بالا گرفت که ایشان گفتند من در جبهه موجی شدم و...

پرسیدم چند سال جبهه بودی گفت 10 روز

من حاضرین را از کنار دیوار دورکردم وگفتم آدم موجی خارج از نوبت نان نمی بره اگر موجی هستی محکم سرت را به دیوار بزن

که مسؤل نانوایی پا در میانی کرد ویواشگی بمن کفت که اینها عرب هستند تو می روی ولی مرا اذیت میکنند

بعد با صدای بلند گفت سرکار استوار نام شما هم در لیست موجی ها قرار دادم تا دعوا بپا نکنی

از آنموقع ببعد تهیه نان برای خانواده آسان شد

11 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

Create an account or sign in to comment

You need to be a member in order to leave a comment

Create an account

Sign up for a new account in our community. It's easy!


Register a new account

Sign in

Already have an account? Sign in here.


Sign In Now
Sign in to follow this  
Followers 0