Welcome to رهروان ارتش

از اینکه انجمن ما را برای مطالعه انتخاب کردید از شما متشکریم. 

برای استفاده از امکانات انجمن و برقراری رابطه دوستانه با دیگر اعضا لطفا در انجمن ثبت نام کنید

با تشکر

Sign in to follow this  
Followers 0

عملیات سوم آبان1359 (حماسه گردان 144)

عملیات سوم آبان 1359

عملیات سوم آبانماه 1359 به جرأت یکی از مهمترین و تأثیرگذارترین عملیاتهای محدود ارتش در دوران جنگ میباشد که متأسفانه کمتر به آن پرداخته شده است. این عملیات با محوریت گردان 144 پیاده از لشگر 21 حمزه به فرماندهی یکی از لایق ترین و شجاعترین افسران ارتش به نام سرگرد (سرتیپ بازنشسته) فرض الله شاهین راد و با همکاری و همراهی گردان 202 امداد ژاندارمری در این تاریخ انجام شد.

با وجود نبرد نابرابر بین این گردان و یگانهای زرهی و تا بن دندان مسلح عراقی و شهادت تعداد زیادی از پرسنل این گردان نتیجه این عملیات بسیار فراتر و مهمتر از شکست ظاهری آن بود زیرا با انجام این عملیات محدود ضمن به تعویق افتادن حمله نهایی دشمن برای محاصره کامل آبادان و با رسیدن نیروهای کمکی در این مدت آبادان از محاصره کامل نجات یافت و در ادامه راه برای شکست حصر آبادان باز شد. این مقاله برگرفته از کتاب " حماسه گردان 144" به قلم سرتیپ فرض الله شاهین راد فرمانده مقتدر و شجاع این گردان میباشد و تقدیم میکنم به تمامی شهدای گردان 144 در عملیات سوم آبان 1359 یاد و نامشان گرامی باد

 

آخرین شناسایی

با توجه به اینکه بر اساس دستور ابلاغی از سوی قرارگاه اروند گردان 144 باید در محور ماهشهر-آبادان وارد عمل شود لازم بود گروه شناسایی محور یادشده به فرماندهی ستواندوم علی اصغر درویش قانع آخرین اطلاعات را از وضعیت دشمن در شب دوم آبانماه بدست آورده و مراتب را گزارش کند. برهمین اساس عصر روز یکم آبانماه گروه یاد شده برای اجرای مأموریت اعزام شد همچنین در همان بعدازظهر خودم به فرماندهان گروهانها, فرمانده دسته خمپاره انداز, موشک تاو و عناصر دسته شناسایی گروهان ارکان برای بررسی نزدیک به طرف منطقه عملیات گردان حرکت کردیم. ابتدا در کیلومتر 17 آبادان به موضع گردان توپخانه 130م.م سری زدیم و از فرماندهان آتشبار و یکی از دیده بانهای توپخانه که در محل بود اطلاعاتی بدست آوردیم در ضمن به کمک دوربینهای مستقر در آتشبارها زمین و دشمن را تا حدودی که مشص بود ارزیابی کردیم.
این گردان توپخانه با توجه به محل استقرار و برد گلوله های محترقه شدید (حدود 27 کیلومتر) تا عمق بیش از 10 کیلومتر پشت خطوط مقدم دشمن اجرای آتش میکرد. البته مهارت و دقت دیده بانان که برای دید بهتر در محل مناسبی در داخل شهر آبادان مستقر بودند تأثیر بسزایی در اصابت گلوله ها به هدفهای مورد نظر داشت. از طرفی با روش معمول در یگانهای توپخانه و عکسهای هوائی محل استقرار این گردان برای عراقیها تقریبا مشخص شده بود و بعد از هر تیراندازی
, یگانهای توپخانه آنها هم مقابله به مثل کرده به اصطلاح "آتشهای ضد آتشبار" اجرا میکردکه هرازگاهی گلوله هایی بصورت پراکنده به اطراف و یا داخل مواضع آتشبارهای خودی اصابت میکرد.
بهرحال بعد از بهره برداری اطلاعاتی از ستاد گردان و آتشبارهای توپخانه حدود چهار کیلومتر در امتداد جاده بصورت گروهی جلو رفتیم تا موقعیت زمینی منطقه عملیات را بیشتر بررسی کنیم به این ترتیب فرماندهان نسبت به وضعیت زمین آشنا و متوجه شدند که زمین منطقه عملیات صاف است.
جاده آسفالته آبادان – ماهشهر منحصر به فرد بوده و عرض آن نیز کم است. در خارج از جاده تانک و خودرو براحتی تردد می کنند مگر در جاهای گود و باتلاقی که تردد در آنها خالی از اشکال نخواهد بود. همچنین با استفاده از دوربین تعدادی از عراقیها و چند دستگاه نفربر آنها را که در جنوب جاده مستقر بودند مشاهده کردیم.

 

ادامه دارد ....

5

Share this post


Link to post
Share on other sites

معرفی فرمانده عملیات آبادان و وضعیت خرمشهر

 

پس از بازگشت از شناسایی پیامی به شرح زیر از قرارگاه اروند رسید:

جناب سرهنگ حسین حسنی سعدی از اول آبانماه به فرماندهی عملیات آبادان و خرمشهر منصوب گردیدند. در خرمشهر جنگ تن به تن با دشمن ادامه دارد. گلوله باران شهرهای آبادان و خرمشهر تلفات و ضایعات سنگینی به بار آورده است. نیروهای خودی در این روز شش نفر عراقی را به اسارت درآوردند. پل خرمشهر همچنان در کنترل نیروهای خودی است. در شمال آبادان نیروهای خودی از سه راهی ماهشهر - آبادان تا پل بهمنشیر, پل نو و ایستگاه 12 در مقابل نیروهای عراقی پدافند میکنند. توسط هواپیماهای نیروی هوایی ارتش چند پرواز پشتیبانی هوایی انجام شده که متأسفانه یک فروند فانتوم مورد اصابت آتش ضدهوایی دشمن واقع و خلبان آن با چتر در منطقه عراقیها فرودآمده و هواپیما در خاک کشورمان سقوط کرده است. در شهر خرمشهر نیز هرلحظه فشار دشمن زیاد میشود و نیروهای خودی متحمل تلفات و ضایعات گردیده اند".

فرماندهی قرارگاه اروند (سرهنگ فروزان) بهر ترتیبی جاده ماهشهر - آبادان باز شود و محاصره آبادان کامل نشود بهمین دلیلبرای انجام عملیات فقط دو گردان نیروی عمل کننده وجود داشت یکی گردان 144 پیاده از لشگر 21 حمزه و دیگری گردان 201 امداد ژاندارمری. برای پشتیبانی آتش نیز گردان 130م.م مستقر در کیلومتر 17 آبادان و یک گردان 105م.م دیگر که بر اساس اطلاع از توپخانه لشگری 77 خراسان در راه بود تا بصورت کمک مستقیم یگانهای عمل کننده را پشتیبانی کند.

تأخیر در اجرای عملیات سبب می شد تا دشمن محاصره آبادان را کامل کند که در آنصورت تصرف و اشغال آبادان برای دشمن بسیار آسان می شد زیرا تلاش یک ماهه دشمن در خرمشهر سبب تلفات و ضایعات زیادی به نیروهای خودی شده بود.

شب اول آبانماه صدام اعلام کرد که شهر خرمشهر را تصرف کرده است و این در صورتی بود که هنوز ایثارگران رزمنده سینه به سینه دشمن در حال جنگ بودند.

بعدازظهر اول آبانماه عراقیها به انتهای شمالی پل خرمشهر تسلط یافتند و ارتباط رزمندگان در شرق پل با رزمندگان در غرب پل قطع شده و پشتیبانی نیروهای باقیمانده در غرب پل عملا مقدور نگردید. البته نیروهای عراقی تا خاتمه جنگ هرگز قادر به عبور از آن نشدند. در عملیات "بیت المقدس" در تاریخ سوم خردادماه 1361 با پیروزی رزمندگان اسلام خرمشهر آزاد و از لوث وجود دشمن پاکسازی شد.

 

شرکت در جلسه و ابلاغ مأموریت:

عصر روز یکم آبانماه من و فرمانده گردان 201 ژاندارمری به ستاد اروند احضار شدیم. فرمانده قرارگاه پس از اعلام آخرین وضعیت نیروهای خودی در منطقه گفت:

"متأسفانه خرمشهر سقوط کرده و دشمن فشار را برای محاصره آبادان اضافه کرده است. بر اساس آخرین اطلاع  دشمن یک دسته پیاده از نیروهایش را در جنوب جاده ماهشهر - آبادان مستقر و به تدریج به سمت جنوب برای تنگتر کردن محاصره آبادان حرکت میکند. اگر در اجرای عملیات تأخیر داشته باشیم دیگر قادر نخواهیم بود جلو دشمن را بگیریم همچنین پشتیبانی از نیروهای مستقر در آبادان صورت نخواهد گرفت. البته نیروی زمینی ارتش دستور حرکت تعدادی از یگانها را به سمت جنوب داده است مانند لشگر77 خراسان, تیپ37 زرهی شیراز و تیپ55 هوابرد شیرازاما تا کنون این نیروها به منطقه وارد نشده اند.

احتمالا تیپ2 لشگر77 خراسان امشب وارد منطقه شود. درصورتیکه منتظر آمدن این نیروها باشیم زمان را از دست میدهیم و اقدام بعدی مشکل و احتمال موفقیت در عملیات آتی بسیار کم و کمترخواهدشد. برای تصمیم گیری نهایی جلسه ای در قرارگاه تشکیل می شود که تیمسار فلاحی, تیمسار فکوری, رئیس جمهور و تعدادی دیگر از مسئولان حضور خواهند داشت شما نیز در جلسه شرکت کنید و اگر موردی دارید بازگو کنید."

جلسه ساعت 10صبح روز دوم آبانماه با حضور مسئولان تشکیل شد و ما هم در جلسه شرکت کردیم. ابتدا رئیس رکن دوم از وضعیت نیروهای دشمن صحبت کرد و فشار دشمن را در سقوط خرمشهر و ادامه آن را برای محاصره آبادان عنوان کرد. سرانجام هدف دشمن را در اشغال آبادان بدون وارد شدن به جنگ شهری همانند خرمشهر بیان و تأکید کرد که دشمن با محاصره آبادان به اهداف خود خواهد رسید.

رکن سوم وضعیت نیروهای خودی را شرح داد و عنوان کرد تعدادی از نیروهای اعزامی هنوز به منطقه وارد نشده اند. گرچه نیروهای ما برای ایجاد عملیات از توان بالایی برخوردار نیستند اما اجرای عملیات می تواند در پیشروی برای محاصره آبادان نقش کند کننده و یا برای مدت کوتاهی بازدارنده داشته باشد. ما باید زمان را از دشمن بگیریم تا تیپ دوم لشگر77 که در حال آمدن به منطقه است از طریق دریا و هوا به شهر آبادان وارد شود.

در نهایت نتیجه گیری شد که عملیات باید با نیروهای موجود در اسرع وقت انجام شود. من که از صحبتهای رئیس رکن دوم سرهنگ لطفی یگانهای حاضر دشمن را در منطقه یادداشت کرده بودم گفتم:

- حضور گردانهای تانک المقداد, خالد و گردان چهار مکانیزه از لشگر3 زرهی عراق با یگانهای پشتیبانی کننده که شامل 5 گردان توپخانه و گردان شناسایی صلاح الدین است در شرق کارون و شمال آبادان مورد تأیید است البته استقرار نیروهای تقویتی را که تا بصره در منطقه حضور دارند به حساب نمی آوریم. از طرفی منطقه عملیات صاف و بدون عارضه است که برای حرکت تانک هیچگونه مشکلی بوجود نمی آورد همانطور که مستحضر هستید تانک با قدرت آتش, تحرک و دید بیشتر و بهتر قادر است نیروهای پیاده نظام را تا حدود 5 کیلومتر مورد هدف قرار دهد درصورتیکه در این مسافت گردانهای پیاده سلاح مؤثری ندارند. سلاح تیر مستقیم که نسبت به بقیه سلاحهای موجود در گردان  برد بیشتری دارد موشک تاو است که حداکثر برد آن به 3 کیلومتر میرسد. البته خمپاره اندازهای 120م.م گردان برد بیشتری دارند و با خرج کامل, گلوله محترقه شدید تا 9 کیلومتر پرتاب میشود اما بدلیل خط سیر منحنی دقت تیر آن کم است. آیا اجرای عملیات با این شرایط که دشمن در زمین مستقر است و از مسافت دور در زمین صاف و هموار حرکت نیروهای ما را میبیند و قادر است با استفاده از دوربین, توپ, تیربار و تانک آنها را زیر آتش مستقیم و دقیق قرار دهد موفقیت آمیز خواهد بود؟

بنی صدر اشاره ای به فرمانده قرارگاه کرد و گفت:

استدلال شما چیست؟

سرهنگ فروزان پاسخ داد:

- البته این موارد را ما میدانیم و آگاه هستیم اما هم اکنون انقلابمان و حیثیت نظامی و ملی ما در خطر است و ما از آن دفاع میکنیم. دشمن یکماه است برای اشغال شهر خرمشهر که چسبیده به مرز است تلاش میکند و برای محاصره آبادان خیلی کند و با تأخیر عمل کرده است. تاکنون نیروهای نظامی منظمی در منطقه بیرون از شهر آبادان و خرمشهر مقابل دشمن ایستادگی نکرده است و این موضوع نشان می دهد که اگر در مقابل آنها بایستیم جرأت پیشروی نخواهند داشت. بر اساس آخرین اطلاعات نیرویی به استعداد یک دسته پیاده مکانیزه از دشمن در جنوب جاده ماهشهر - آبادان استقرار یافته است تلاش ما بر اجرای زودتر عملیات است که این یک دسته به یک گروهان و گروهان به یک گردان نرسد. از طرفی اگر نیروهای ما قادر باشند جنوب جاده را از لوث وجود دشمن پاکسازی کنند آنوقت میتوانند در مقابل دشمن خط پدافندی ایجاد کرده و به دشمن اجازه ندهند محاصره آبادان را کامل کند. در ضمن اجرای این عملیات در راستای فرمان فرماندهی معظم کل قوا است. در صورتیکه این عملیات با موفقیت انجام شود به هدف دومی نیز میرسیم و آن این است که دشمن هم اکنون در شمال شرقی آبادان حضور دارد و شرق و جنوب آن آزاد است یعنی ما قادر هستیم از طریق دریا یا حتی هوا به آبادان نیرو اعزام کنیم. پشتیبانی آنها نیز برای ما مقدور است حال اگر در اجرای عملیات تأخیر داشته باشیم نیروهای دشمن شرق آبادان را محاصره میکنند که در آنصورت بردن نیرو به آبادان و یا پشتیبانی نیروهای موجود به آسانی میسر نخواهد بود و چه بسا غیر ممکن هم باشد.

البته تیپ2 لشگر77 خراسان امروز یا فردا به منطقه میرسد باید با اجرای عملیات زمان را از دشمن بگیریم و پیشروی دشمن را متوقف کنیم تا بتوانیم تیپ 2 را به آبادان اعزام کنیم در آنصورت نیروهای آبادان تقویت میشوند و این نیروها اجازه نمی دهند دشمن وارد آبادان شود. بهرحال قرارگاه این ریسک را پذیرفته است"

توضیحات سرهنگ فروزان اهداف را مشخص کرد و حاضران در جلسه پذیرفتند اگرچه نیروهای آفند کننده برخلاف اصول آفندی از نیروهای پدافند کننده بسیار کمتر است اما چون هدف گرفتن زمان از دشمن است و برای مدتی باید از پیشروی دشمن جلوگیری شود لازم است این عملیات انجام شود. تلفات و ضایعات نیروی انسانی و آمادی بهایی است که باید پرداخته شود.

 

ادامه دارد ......

5

Share this post


Link to post
Share on other sites

به خاطر دارم یکی از حاضرین که او را نمی شناختم با صدای رسا گفت:

- 72 تن نیز در کربلا می دانستند اگر با یزید بجنگند کشته می شوند اما جنگیدند و شهید شدند. دشمنان دین مبین اسلام را از رسیدن به اهداف خود بازداشتند و خط سرخ شهادت مذهب شیعه را برای همیشه تاریخ, نمایان کردند.

حجت بر ما تمام شده بود. فرمانده گردان 201 امداد ژاندارمری که 24 ساعت قبل آمده بود و از منطقه اطلاعی نداشت صحبتی نکرد. سرانجام تصمیم قرارگاه بر این شد که نیروها عصر همانروز دوم آبانماه 1359 از منطقه تجمع به موضع تک در 10 کیلومتری آبادان در محور آبادان - ماهشهر حرکت کنند تا ساعت دقیق تک ابلاغ شود.

بعد از خاتمه جلسه مدت کوتاهی در اتاق عملیات با افسران ستاد قرارگاه در مورد چگونگی اجرای عملیات مشورت کردیم. پس از هماهنگیهای لازم مقرر شد گردان144 پیاده از محور جاده ماهشهر - آبادان به سمت دشمن تک کند و گردان 201 ژاندارمری از دور زدن و بستن عقب گردان 144 توسط دشمن جلوگیری کرده و بعنوان پهلودار سمت راست عمل کند.

پس از موفقیت و پاکسازی جاده از لوث وجود دشمن هر دو گردان پدافند در مقابل دشمن را عهده دار شده و پدافند نیمی از سمت چپ به گردان 144 و نیمی از سمت راست به گردان 201 امداد واگذار میشود. با توجه به وضعیت قرار گرفتن نیروها, تک اصلی به عهده گردان 144 بود و باید جنوب جاده و یک کیلومتر از شمال آن پاکسازی تا خط پدافندی در یک کیلومتری شمال جاده در مقابل دشمن ایجاد شود. پس از هماهنگی های حاصله در ستاد اروند سرهنگ کیهانی از رکن سوم فرمودند:

- دستورالعمل کتبی چند ساعت دیگر با پیک به گردانها ارسال میشود قبل از حرکت از منطقه تجمع گردان 144 مورد بازذیذ قرار خواهد گرفت

 

ابلاغ آخرین دستورات:

پس از دریافت دستورات به سمت محل استقرار گردان برگشتم و حدود ساعت 14:00 به آنجا رسیدم. پس از صرف ناهار برای صدور آخرین دستورات جلسه ای با فرماندهان و مسئولان هر قسمت برای اطلاع از آخرین وضعیت و اقدامات, ابلاغ مأموریت و چگونگی اجرای آن برقرار شد. از نظر حفاظتی لازم بود اجرای مأموریت فقط به فرمانده مربوطه ابلاغ شود اما زمان خیلی کم بود و این اجازه را نمی داد. پس از ابلاغ مأموریت روش اجرای آنرا به شرح زیر اعلام کردم:

- گروهان یکم به فرماندهی ستوانیکم محمد حاتمی به راست جاده, گروهان سوم به فرماندهی سروان غلامعلی بکتوستان به چپ جاده, گروهان دوم به فرماندهی ستوانیکم ابوطالب خلج در محوریت جاده به دشمن تک میکنند. هریک از یگانهای تک کننده یک دسته نیروی احتیاط در نظر بگیرند اما بکار بردن یا استفاده از نیروهای احتیاط باید با اطلاع گردان باشد.

یک قبضه از موشک اندازهای تاو در اختیار گردان باقی مانده و 3 قبضه دیگر به سه گروهان در خط مأمور میشوند. گروهانهای در خط از تفنگهای 106 و 57م.م, سلاحهای آر.پی.جی.7 و موشکهای تاو علیه ادوات زرهی دشمن در موج اول تک استفاده کنند.

به معاون گردان سرگرد حسن محمدی مأموریت داده شد همراه گروهان یکم حرکت کرده و هماهنگیهای لازم را بین گروهان یکم و گردان 201 امداد ژاندارمری انجام دهد تا شکافی بین نیروهای عمل کننده ایجاد نشود.

به سروان حسن کاوه رئیس رکن سوم گردان مأموریت داده شد همراه گروهان سوم حرکت کند تا در صورتیکه دشمن قصد دور زدن گروهان سوم را از سمت چپ داشت و یا استعداد دشمن در جنوب جاده بیش از یک دسته بود در مرحله یکم از دسته احتیاط گروهان سوم استفاده شود سپس موضوع بررسی تا درصورت نیاز از سایر دسته های احتیاط برای کمک به گروهان سوم استفاده شود.

من خودم با گروهان دوم حرکت میکنم تا دسترسی و ارتباط نظری با هردو گروهان سمت راست و چپ را داشته باشم. به فرماندهی گروهان ارکان سروان داریوش یزدان ستا ابلاغ شد از نظر پشتیبانی آتش خمپاره اندازهای 120م.م گردان را در پناه جاده حدود موضع تک مستقر کند و تدارک و رساندن مهمات را در طول عملیات برعهده بگیرد.

به ستواندوم مخابرات معین فر فرمانده دسته مخابرات گردان ابلاغ شد با استفاده از دستور کار قرارگاه اروند دستور کار مخابراتی گردان را اصلاح نموده و ارتباط داخلی را بطور بیسیم و باسیم برقرار کند.

به استواریکم غلامعباس فراهانی سرپرست دسته خمپاره انداز 120م.م سفارشهای لازم در تیراندازی, درخواست و تأمین مهمات و اعزان دیده بانان به گروهانهای در خط صورت گرفت.

در مورد تقسیم مهمات, جیره اضطراری, بستن درجه جنگی به سلاحهای سازمانی, نوشتن مشخصات فردی در داخل جیب سمت راست لباس کار (آن زمان هیچکدام از افراد پلاک شناسایی نداشتند) دستوراتی داده شد.

در خصوص بکارگیری صحیح و بموقع موشک "دراگون" که با وجود تجربه و مهارت اندک خدمه آن بدلیل برد زیاد (حدود 1000 متر) میتوانست در اجرای بهتر مأموریت واگذاری مؤثر باشد که در هر گروهان دو قبضه موجود بود توصیه های لازم به فرماندهان گروهانها انجام شد. خدمه این جنگ افزارها تعدادی از سربازان منقضی خدمت سال 1356 بودند که بعنوان اولین گروه از نیروهای احتیاط نیروی زمینی احضار شده و دوره آموزشی این موشکها را در مراکز آموزش (بویژه شیراز) طی کرده بودند. این سربازان هنگامیکه از منطقه اندیمشک به سمت آبادان حرکت میکردند به گردان آمده و بین گروهانهای پیاده تقسیم شدند.

در مجموع اطمینان داشتیم درصورتیکه دشمن غافلگیر شود در مرحله اول با سازماندهی سلاحهای موجود ضدتانک شامل: موشکهای تاو با برد 3کیلومتر دقیق, تفنگهای 106م.م با برد دقیق 1000 یارد با دوربین که دایره ای به شعاع یک متر را مورد اصابت قرار میدهد, موشکهای دراگون با برد 1000 متر که هدایت شونده هستند, تفنگهای 57 م.م بدون عقب نشینی که در گروههای ادوات دسته پیاده سازماندهی شده و 750 متر برد مؤثر داشتند و سرانجام آر.پی.جی.7 با برد دقیق 300 متر وهر دسته پیاده به سه قبضه از آن مسلح بود قادر هستیم ضربه خوبی به دشمن وارد آوریم اما ادامه جنگ قابل پیش بینی نبود

 

 

ادامه دارد .....

5

Share this post


Link to post
Share on other sites

با توکل به خدا تمامی تلاش گردان بر این امر متمرکز شده بود که بطور کامل از نیروی انسانی و تجهیزات موجود برای اجرای مأموریت استفاده شود. بعد از خاتمه جلسه درجه دار رکن یک به نام ملک محمدی از ستاد گردان به من مراجعه کرد و گفت:

- از طریق لشگر پیامی مبنی بر اینکه مادر سروان بکتوستان فوت کرده دریافت شده

ابلاغ این خبر در شرایطی که گردان در حال آمادگی برای اجرای مأموریت بود بسیار مشکل می نمود اما از نظر اخلاقی نیز نمی شد ابلاغ نکرد. گفتم موضوع را به سروان بکتوستان ابلاغ کنید اگر خواستند بروند و در مجالس ترحیم مادرشان شرکت کنند مرخصی می دهیم. ضایعه فوت مادر شهید سروان بکتوستان ابلاغ شد منتظر بودم که ایشان به من مراجعه کنند و مرخصی بخواهند اما هیچوقت مراجعه نکردند. بعد موضوع را پیگیری کردم که درجه دار مسئول ابلاغ گفت:

زمانی که فوت مادرشان را به او گفتم بسیار متأثر شد و اشک از چشمانش جاری گردید منتظر بودم که چیزی بگوید اما پس از چند دقیقه ای که آرام شد حرکت کرد و برای بازدید از آمادگی گروهان مربوطه شروع به کار کرد.

ساعت حدود 16:00 بود که دستورات آمادگی گردان تمام و جلسه خاتمه یافت. البته پس از ابلاغ دستور آگهی از طریق قرارگاه اروند. گردان خود را آماده کرده بود لکن آخرین بازدید باید صورت می گرفت.

 

هماهنگی با گردان 201 امداد ژاندارمری

ضمن آماده شدن گردان لازم بود هماهنگیهای ضروری و مورد نیاز با گردان 201 امداد ژاندارمری که مقرر گردید در سمت راست گردان 144 عمل کنند انجام شود بهمین منظور نزد سرهنگ دارایی فرمانده گردان 201 رفتم. او نیز مشغول آماده سازی گردان برای اجرای مأموریت بود و جلسه ای با فرماندهان مربوطه تشکیل داده بود.

به محض اطلاع از ورود من صحبت جلسه را متوقف و منتظرم شدند. پس از حضور در جلسه واقعا احساس کردم روابط بسیار صمیمانه است و جو جلسه آمادگی پذیرش هرنوع توصیه و ارائه راه معقول را دارد که این امر باعث خوشحالیم شد. گردان 201 ژاندارمری دارای استعداد خوبی از لحاظ نیروی انسانی بود و سلاحهای مناسبی برای پشتیبانی آتش داشت. خمپاره اندازهای 120 م.م که دارای برد بیشتری بوده و با قدرت تخریبی خوبی عمل می کنند و به تعداد 6 قبضه در این گردان بیش از گردان 144 وجود داشت. همچنین خمپاره اندازهای 81 م.م و تیربارهای 12/7 م.م به تعداد قابل ملاحظه ای در این گردان سازماندهی شده بود اما این گردان سلاح ضد تانک بغیر از آر.پی.جی.7 سلاح دیگری نداشت.

یکی از موارد مهم هماهنگی بین دو گردان برقراری ارتباط بود که به مسئولان مخابراتی دو گردان تأکید شد و همچنین هماهنگی نزدیک در اجرای عملیات چون گردان 201 ژاندارمری در سمت راست گردان 144 در ابتدای امر تک می کرد و سپس باید در مقابل دشمن پدافند کند تا دشمن از سمت راست گردان 144 را دور نزند بنابراین هرگونه اختلال و تأخیر در اجرای مأموریت باعث می شد مأموریت گردان 144 نیز با مشکل مواجه شود. موضوع را به اینصورت در آن جلسه مطرح کردم:

- لازم است گردان 201 امداد ژاندارمری به دو موضوع مهم توجه کافی و وافی داشته باشد:

1) اجازه ندهد دشمن از پشت سر گردان 144 را دور بزند

2) توسط خمپاره اندازهای 120 م.م موجود و سایر سلاحها آتشهای اجرایی دشمن را برروی گردان 144 کم کند آنگاه ضمن پیشروی حدود یک کیلومتری جاده ماهشهر - آبادان به اندازه 1500 متر خط پدافندی را اشغال کند.

نحوه اجرای این دو مورد به خود فرمانده گردان واگذار شد سپس اطلاعات کلی منطقه که در این چند روزه توسط گشتی های شناسایی جمع آوری شده بود در اختیار حاضران در جلسه قرار گرفت. در خاتمه صحبتها آرزوی موفقیت کرده و به گردان بازگشتم.

 

آخرین اطلاعات از دشمن

اطلاعات در گزارش نوبه ایقرارگاه اروند در روز دوم آبانماه حاکی از این بود که دشمن با استفاده از لشگر 33 نیروهای مخصوص خود جنگ شهری را به نهایت شدت رسانده و بوسیله توپخانه و هواپیما مداوم برروی شهرهای خرمشهر و آبادان اجرای آتش و بمباران می کند. حملات جنگنده های نیروی هوایی ارتش در روز یکم آبان چندین بار با پروازهای متعدد به مناطق پشتیبانی دشمن صورت گرفت لکن از شدت تهاجم دشمن کاسته نشد.

تسلط دشمن بر انتهای شمالی پل خرمشهر باعث شد ارتباط بین رزمندگان داخل شهر با نیروهای پشتیبانی کننده در جزیره آبادان قطع شود که این امر باعث شد تدارکات و ارسال مهمات به نیروهای باقیمانده در داخل شهر خرمشهر صورت نگیرد. با وجود اینکه بالگردهای هوانیروز تلاش زیادی در کمک رسانی به نیروهای داخل شهر خرمشهر کردند اما برقراری ارتباط مجدد امکان پذیر نشد. خرمشهر به خونین شهر شهرت یافت و قسمت عمده آن به دست دشمن سقوط کرد.

برابر آخرین اطلاعات رسیده استعداد دشمن در جنوب جاده ماهشهر - آبادان که در روز سی ام مهرماه فقط یکدسته بود به یک گروهان افزایش یافته بود و به نظر میرسید هدف دشمن در کوتاه مدت فقط محاصره آبادان است.

 

 

ادامه دارد .....

5

Share this post


Link to post
Share on other sites

تخلیه مجروحین

در قرارگاه اروند در مورد تخلیه مجروحین هماهنگی شده بود که تخلیه مجروحین از خط درگیری تا محل استقرار دسته بهداری گردان (پست امداد گردان) به عهده خود گردان باشد و از آن پس تخلیه مجروحین توسط امکانات قرارگاه صورت بگیرد برای همین منظور رکن چهار قرارگاه دو دستگاه اتوبوس بدون صندلی پیش بینی کرده بود. همچنین قرار شد مجروحین بدحال با بالگرد تخلیه شوند.

روش تخلیه مجروحین در سطح گروهان به این ترتیب ابلاغ شد:

دسته بهداری گردان افراد امدادگر را به استعداد هر گروهان سه گروه (هر گروه دو نفر با یک برانکارد) همراه گروهانهای پیاده اعزام کنند. این گروهها موظف بودند با دسته های در خط جلو بروند و مجروحین را تا مواضع خمپاره اندازهای 81 م.م گروهانها تخلیه کنند از آن به بعد آمبولانسها مجروحین را تا پست امدادی گردان بیاورند و از پست امدادی گردان بوسیله امکانات در نظر گرفته شده قرارگه تخلیه شوند. البته این روش با توجه به نوع عملیات که با ریسک پذیری زیادی همراه بود پاسخگو نبود. زمانی که تلفات انسانی جبهه زیاد میشود باید چاره دیگری اندیشید.

عناصر امداد قرارگاه محل تخلیه مجروحین را بیمارستان ماهشهر پیش بینی کرده بودند و اگر آن بیمارستان قادر به پذیرش بیشتر نبود به اجبار توسط عوامل بیمارستان مجروحین به شهرهای نزدیک اعزام می شدند.

در گردان جنب و جوشی عظیم و باور نکردنی در جریان بود. هرکدام از رزمندگان علاقمند بودند به نحوی از دیگری برای اجرای مأموریت آماده تر باشند. دستورات با علاقه مندی اجرا می شد. فرماندهان مربوطه ضمن نظارت بر امور به پرسشهای کارکنان ابواب جمعی پاسخ می دادند بطور مثال خود من اسامی امدادگران و دیده بانان خمپاره انداز 120 م.م را که از گزوهان ارکان به گروهانهای پیاده اعزام شده بودند از جناب سروان یزدان ستا فرمانده گروهان ارکان خواسته و نظارت میکردم. دستورات دقیق و کامل اجرا شده بود.

 

استفاده از نیروهای مردمی

تعداد 15 نفر از نیروهای مردمی که با گردان همراه بودند علاقه داشتند بصورت رزمنده با گروهانهای پیاده در خط باشند اما اوایل جنگ فرهنگ بکارگیری نیروهای مردمی در داخل نیروهای نظامی هنوز آنچنان مورد پذیرش نبود. سعی می شد این نیروها در امور رانندگی و تعمیرات خودرو یا بصورت امدادگر و یا در امر تدارکات که تا حدودی پشت جبهه باشند حضور داشته باشند. در گردان 144 نیز نیروهای مردمی به همین ترتیب که اشاره شد سازماندهی شدند.

حضور همین تعداد معدود در پیشبرد کارها و سرعت دهی در امور بسیار مؤثر و مفید بود. همکاری آنان با نیروهای نظامی در شرایط بحرانی که از نظر روحی و فکری یار و مددکار یکدیگر بودندباعث تقویت روحیه نظامیها میشد. در عمل این احساس به وجود می آمد که فقط نیروی نظامی نیست که می جنگد بلکه عموم مردم کشور در پشتیبانی نیروهای نظامی می جنگند. 

 

 

آماده شدن برای حرکت به سمت موضع تک

برای حرکت یگان به موضع تک وسایل غیر ضروری از جمله اقلام آشپزخانه و وسایل شخصی افراد همراه برده نمی شود بلکه تجهیزات انفرادی شامل قمقمه, فانوسقه, خشابهای مهمات همراه سربازان و در بعضی از سلاحها کیسه حامل مهمات مربوطه, جای نارنجک دستی و کلاه آهنی همراه با کوله پشتی حمل می گردد. در داخل کوله پشتی جیره 24 ساعته اضطراری, قاشق و چنگال, یقلاوی و یکدست لباس اضافی قرار دارد.

مهمات همراهی سربازان پیاده که فقط تفنگ دارند یکصد تیر شامل: پنج خشاب 20 تیری است. سربازان یک خشاب پر را بر روی سلاح مربوطه قرار داده و چهار خشاب باقیمانده را در دو جای خشابی که در جلو فانوسقه قرار دارد می گذارند. علاوه بر این هر سرباز دو عدد نارنجک دستی همراه دارد. سربازان گردان 144 به همین ترتیب آماده شده بودند.

فرمانده گروهانها و مسئولان ستادی سرگرم پایش و نظارت بر چگونگی اجرای آخرین دستورات صادره بودند. فرمانده دسته پشتیبانی جیره غذای تعیین شده را بین گروهانها توزیع کرده بود. خودروهای هر گروهان با نصب شماره در گوشه سمت راست شیشه جلو مشخص شده بود. همه آنها از لحاظ بنزین باک پر بودند. وسایل مخابراتی از قبیل بیسیمهای پی.آر.سی.6, پی.آر.سی.10 و وی.آر.سی.47 و مراکز مربوطه همه آماده بودند و برای بیسیمهای حامل نفرات باتری یدکی پیش بینی شده بود.

پس از خاتمه بازدید تأکید شد که آن دسته از نیروها که کار آمادگی و بازدید از آنها تمام شده است استراحت کنند و سرپا خود را خسته نکنند. البته وضعیت جوی, گرمای طاقت فرسای نخلستان شادگان و هیجان روحی قبل از عملیات اجازه استراحت نمی داد. نزدیک غروب آفتاب که مدت کوتاهی برای سوار شدن نیروها به خودروهای تعیین شده و حرکت به سمت موضع تک مانده بود, بنی صدر, شهید فلاحی, شهید فکوری, جناب سرهنگ فروزان و افرادی چند که غیر نظامی بودند و من برخی از آنها را نمی شناختم وارد منطقه تجمع گردان شدند. ابتدا فرمانده قرارگاه توضیحاتی در مورد مأموریت مورد نظر و چگونگی اجرای عملیات دادند و سپس بنی صدر برای صحبت با نیروهای گردان به سمت آنها حرکت کرد.

نیروهای هر گروهان بطور جداگانه در منطقه تعیین شده حضور داشتند و گردان در یکجا جمع نبود. سئولات از فرماندهان و رزمندگان در راستای آمادگی جسمی و روحی آنان برای اجرای مأموریت بود و بنی صدر نیز در مورد اهمیت اجرای مأموریت نکاتی را یادآوری کرد. شهید فلاحی نیز ضمن دادن روحیه به افراد در اجرای هرچه بهتر مأموریت برای گردان آرزوی موفقیت کردند و همگی منطقه گردان را ترک کردند

 

 

 

ادامه دارد .....

4

Share this post


Link to post
Share on other sites

حرکت بسوی موضع تک 

چند لحظه بعد از رفتن هیئت بازدید کننده دستور سوار شدن افراد به خودروها داده شد. در حالیکه نیروها سوار خودروها می شدند فرماندهان گروهانها احضار و در مورد ترتیب حرکت یگانها, توقف خودروها در نزدیکی موضع توپخانه 130 م.م در کیلومتر 17 آبادان و همچنین حرکت نیروها از موضع توپخانه تا نقطه رهایی تعیین شده, ساعت و اشغال موضع تک, دستوراتی به شرح زیر صادر شد:

حرکت از منطقه تجمع در شروع تاریکی و با چراغ خاموش صورت میگیرد. ابتدا دسته شناسایی گروهان ارکان حرکت می کند بعد گروهان یکم سپس گروهان سوم و بعد از آن گروهان دوم و در انتهای ستون گروهان ارکان خواهد بود. خودروهای حامل موشک تاو مأمور به گروهانها با خدمه مربوطه از شروع حرکت از گروهان ارکان جدا و با گروهانهای تعیین شده حرکت می کنند.

در نزدیکی موضع توپخانه 130 م.م محلی را که دسته شناسایی نشان می دهد, نیروها از خودروها پیاده شده و بصورت ستون راهپیمائی با همان ترتیبی که در ستون خودرویی حرکت میکردند حرکت میکنند و تا محلی که توسط دسته شناسایی علامتگذاری شده است و راهنما نیز حضور خواهد داشت راهپیمائی پیاده ادامه دارد. این محل حدود 3 کیلومتری دشمن است. از محل تعیین شده که آنرا نقطه رهایی نیز می گویند گروهان یکم سمت راست حرکت می کند و با گرای 340 درجه مسافت 500 متر را طی میکند و متوقف می شود. گروهان سوم از همان نقطه با گرای 160 درجه مسافت 500 متر را طی میکند و متوقف می شود. گروهان دوم با محوریت جاده از همان نقطه 250 متر به راست و 250 متر به چپ جاده گسترش یافته و متوقف می شود.

ساعت 03:00 بامداد سوم آبانماه1359 است تا آن زمان در محل توقف بدون ایجاد سروصدا و روشنایی خواهیم ماند. تک با رمز " یا علی بن ابی طالب " شروع می شود. تا کشف تک استفاده از بیسیم اکیدا ممنوع می باشد. درصورتی که نیاز به ارتباط یا هماهنگی باشد از امربران استفاده شود.

پس از خاتمه صدور دستورات تقریبا تمام نیروها سوار بر کامیونها بودند و ستون خودرویی برای حرکت آماده بود. هوا رو به تاریکی می رفت. با توکل به خدا دستور حرکت داده شد. اولین خودرو از گروهان یکم حرکت کرد و ستون بترتیب پشت سر آن براه افتاد. هنوز اول ستون به دو راهی شادگان - آبادان نرسیده بود که هوا کاملا تاریک شد. دید بسیار محدود و باریکی جاده ایجاب میکرد که سرعت خودروها بیشتر از 10 کیلومتر نباشد. تا رسیدن به موضع توپخانه بیش از 3 ساعت طول کشید. از آنجا به بعد نیروها در مسیر تعیین شده بصورت پیاده به راهپیمائی ادامه دادند تا نقطه رهایی یگانها حدود هفت کیلومتربود و طی کردن این مسافت نیز حدود 2 سعت طول کشید تا ساعت تعیین شده برای تک بیشتر از یکساعت مانده بود که نیروها در موضع تک قرار گرفتند. احتمال خوابیدن نیروها در این مدت مسلم بود بهمین منظور فرماندهان گروهانها نیروها را بصورت جمع متوقف کرده بودند.

 

ساعتی قبل از تک 

تا آنزمان نیروهای دشمن با پیشروی در شمال آبادان و عبور از رودخانه کارون و سپس قطع جاده آبادان - اهواز و بعد از آن قطع جاده ماهشهر - آبادان و محاصره نیم بیشتری از شهر آبادان با هیچ نیروی نظامی که توان مقابله را داشته باشد و یا می توان گفت با نیروهای نظامی به جز در داخل شهرهای آبادان و خرمشهر برخورد نکرده بود. 33 روز از یورش ناجوانمردانه دشمن به سرزمین مقدسمان میگذشت. مقاومت در شهر خرمشهر که با مرز فقط به اندازه عرض رودخانه اروندرود فاصله دارد توسط ایثارگران رزمنده سبب شده بود که دشمن بر تمامی شهر مسلط نشده بود که البته به آن قسمت تا خاتمه عملیات بیت المقدس که 19 ماه بعد انجام شد و خرمشهر عزیز آزاد شد دسترسی پیدا نکرد. این امر نشانه قدرت ایمان و روحیه نشأت گرفته از خون سرخ سالارشهیدان امام حسین (ع) بود که نیروهای حاضر در صحنه را سیراب می کرد.

در بیش از یکساعتی که به شروع تک مانده بود دنیایی از جوانمردیهای دلاوران رزمنده در شهرهای آبادان و خرمشهر که در مقابله با ارتش تا دندان مسلح عراق که در این 33 روز به سر برده بودند در ذهنم بود. از جهتی شعله های آتش که با سوختن و انهدام پالایشگاه آبادان و تانک فارمها که در اثر گلوله باران مداوم در طول شب به وجود می آمد بویژه مدتی که ما از نزدیک شاهد انفجارات پی درپی آنها بودیم و در اثر زبانه آتش ایجاد شده منطقه روشن می شد و از طرفی دیگر صدای ریزش ساختمانهای چند طبقه و شعله ور شدن وسایل زندگی مردم که حاصل یک عمر تلاش و زحمت آنان بود تا فرسخها شنیده و دیده می شد که نهایت بی رحمی و سبعیت دشمن در ذهنم تجسم می یافت.

صدای غرش توپها و صفیر گلوله ها لحظه ای آرام نمی گرفت و به هر نقطه ای از کیلومترها لوله نفت در جنوب جاده ماهشهر - آبادان که سالیان متمادی رگ حیاتی و اقتصادی ملت ایران بود گلوله اصابت می کرد. صدای انفجار و شعله آتش توأم با دود زیاد و غلیظی به هوا برمی خاست. نور جرقه های بافه های برق شهر آبادان که در اثر اجرای آتش نیروهای بعثی ایجاد می شد چشم هر بیننده ای را خیره میکرد و هر فرد ایرانی با دیدن این صحنه ها بی اختیار اشک از چشمانش سرازیر می شد و او را در تصمیم به انتقام گیری از دشمن غدار مصممتر میکرد.مردم آواره و سرگردان شهر آبادان از تاریکی شب و خنکی نسبی هوا استفاده میکردند و هرکدام به فراخور توانایی شان توشه ای از یک عمر زندگی که رفع نیاز  سفر پر ماجرا و تاریک و مبهم پیش رو بود برداشته و با کوله بار سنگین غم از دست دادن عزیزان و دست رنج یک عمر زحمت و تلاش از شهر خارج می شدند.

نقاط خروجی شهر آبادان از قسمت جنوب شرقی از طریق احمدآباد - ابوشانک بود که تا محل استقرار دشمن فاصله زیادی داشت. خروج از شهر در پناه نیروهای مردمی و انتظامی حاضر در صحنه صورت می گرفت و تا رسیدن به جاده اصلی باید مسافت زیادی را طی می کردند. تا آن زمان همه خانواده هایی که دارای امکانات خودرویی بودند و یا مسائل مادی در زندگی آنها تأثیر زیادی نداشت و میتوانستند در جای دیگر فعالیت جدیدی را شروع کنند از شهر خارج شده بودند باقیمانده کسانی بودند که وسیله ای برای رفتن پیدا نمی کردند و یا اگر مایملکشان را رها میکردند توشه ای برای ادامه زندگی نداشتند و اینها بودند که حتی پس از سقوط خرمشهرو محاصره قسمتی از آبادان هنوز برای خروج از شهر رغبتی نداشتند. 

دشمن حضور ما را در موضع تک که در سه کیلومتری نیروهای خط مقدم او بود درک نکرده. چه بسا اصلا احتمال حضور یگان نظامی را در منطقه نمی داد چون تا آن زمان فقط از شهرهای آبادان و خرمشهر حفاظت می سد و نیروهای شهری در مقابل دشمن ایستادگی می کردند. از لحاظ هدایت عملیات, قرارگاه اروند مسئولیت داشت اما این قرارگاه تازه تشکیل شده بود و از نظر کارکنان ستادی هنوز کامل نشده بود در نتیجه دستور کار مخابراتی که مورد استفاده نیروهای عمل کننده قرار گرفت از طریق گردان144 تهیه شده بود.

استواریکم اصغرهنرکار که درجه دار بسیار ماهری در امور مخابرات بود سرپرستی شبکه را بعهده گرفت و گردان201 ژاندارمری نیز از طریق همین شبکه با گردان144 ارتباط داشت. گروهانها هرکدام با تعیین یک معرف با شبکه ارتباط پیدا میکردند ضمن اینکه هر گروهانسامانه ارتباط داخلی مستقلی برقرار کرده بود. فرمانده گردان210 ژاندارمری درجه سرهنگ دومی داشت و درجه من سرگرد بود. معمولا روش کلی بر این است که اگر یگانی از ژاندارمری در عملیات نظامی شرکت کند و در آن عملیات نیروی ارتشی نیز حضور داشته باشد نیروی ژاندارمری در کنترل عملیاتی نیروهای نظامی قرار میگیرد یعنی فرمانده ارتشی حاضر در منطقه فرمانده عملیات می شود. این امر به دلایل زیر انجام نشد و هر گردان مستقل عمل کردند:

1)- درجه فرمانده گردان 201 امداد ژاندارمری از من بالاتر بود

2)- استعداد نیروهای عمل کننده ارتشی و ژاندارمری هر دو در حد گردان بود

3)- هیچگونه نیروی دیگری که در انجام عملیات به جز این دو گردان مؤثر باشد در منطقه حضور نداشت

4)- قرارگاه اروند نیز دستور عملیاتی کاملی صادر نکرده بود

در نتیجه نیروهای عمل کننده که باید اهداف قرارگاه را با روش تعیین شده تأمین کنند. موفقیت عملیات بستگی به عملکرد نیروهای حاضر در صحنه داشت. عملیات از نظر نظامی قابلیت انعطاف نداشت و دست فرمانده قرارگاه در هدایت عملیات خالی بود یعنی نیروی احتیاطی نداشت که قادر باشد در صحنه جنگ تأثیر بگذارد. نیروهای عمل کننده با توان موجود وارد عمل می شدند و تا آخرین نفس می جنگیدند و به هدف تعیین شده میرسیدند. 

4

Share this post


Link to post
Share on other sites

ابلاغ رمز و شرح عملیات

 

رأس ساعت مقرر یعنی 03:00 بامداد سوم آبانماه 1359 با اعلام رمز " یا علی بن ابیطالب " حرکت یگانها به سمت اهداف تعیین شده شروع شد. در ابتدای حرکت که فاصله تا دشمن زیاد بود گروهانها بصورت دسته ای (یعنی نفرات هریک دسته باهم اما دسته ها جدا از یکدیگر با آرایش دو دسته در جلو و یک دسته در عقب) حرکت کردند. پس از طی مسافتی در حدود یک کیلومتر آرایشها بصورت گروهی (یعنی افراد هر گروه پشت سر هم اما گروهها جدا از یکدیگر) به حرکت ادامه دادند. در طول حرکت هر لحظه از طرف دشمن انتظار عکس العمل داشتیم اما تا ساعت 04:00 موردی گزارش نشد و نیروها تقریبا به دشمن نزدیک شده بودند.

در اولین پیام گردان 201 امداد ژاندارمری اعلام کرد قسمتی از نیروها در حین پیشروی به باتلاق برخورد کرده اند و قادر به عبور از آن نیستند. راهکار خواسته شد و پاسخ داده شد بقیه به پیشروی ادامه دهند و آن یگان نیز باتلاق را دور بزند و سپس در مسیر قرار بگیرند.

 

09408544268609344181.png

 

 آن زمان نیروها به موانعی برخورد نکرده بودند. دشمن کاملا غافلگیر شده بود. پیام دوم از طریق گروهان سوم سروان بکتوستان رسید حاکی از اینکه گروهان سوم تا 50 متری دشمن رسیده اند دستور چیست؟

پاسخ داده شد همانجا توقف کنید تا وضعیت گروهان یکم و دوم مشخص شود. گروهان یکم گزارش داد ارتباط گردان با سمت راست که گردان 201 امداد ژاندارمری بود قطع شده است و نیروها به موضع دیده بانی دشمن رسیده اند اما ظاهرا کسی در داخل موضع نیست.

پاسخ داده شد ارتباط را با گردان 201 ژاندارمری برقرار کنید و پیشروی را تا نزدیک مواضع دشمن ادامه دهید. گردان 201 گزارش داد که نیروها در حال دور زدن باتلاق هستند اما بهمین دلیل پیشروی آنها متوقف و با گروهان یکم گردان 144 فاصله ایجاد شده است. قبل از اینکه صحبت فرمانده گردان 201 ژاندارمری تمام شود گروهان یکم گزارش داد ما نزدیک سنگرهای دشمن هستیم و یک سنگر را که همه خواب بودند اشغال کردیم و افراد آن که 3 نفر بودند اسیر شده اند.

ابلاغ شد تا زمانی که ارتباط خود را با گردان 201 ژاندارمری برقرار نکرده اید مواظب پهلوی راست خودتان باشید تا دشمن شما را دور نزند و در صورتیکه از پهلو تهدید شوید باید در دو جبهه بجنگید. در پیشروی عجله نکنید. اسرا پس از روشن شدن هوا تخلیه خواهند شد.

از گزوهان دوم اطلاع رسید که نزدیک مواضع دشمن هستند اما تاکنون با عکس العملی از طرف دشمن مواجه نشده اند. ابلاغ شد موقعیت را حفظ کنید و منتظر دستور باشید در این لحظه به فرمانده گروهانهای یک, دو, سه و ارکان با معرفهای تعیین شده ابلاغ گردید که بسوی دشمن هجوم ببرند چون هر سه گروهان در نزدیکی دشمن بودند و دشمن تا آن زمان کاملا غافلگیر شده بود. سنگرهای جلویی بوسیله نیروهای تک کننده اسغال شدو تعدادی از عراقیها در خواب کشته شدند و باقیمانده به اسارت درآمدند.

در منطقه گروهان سوم یکدستگاه نفربر دشمن با آر.پی.جی.7 منهدم شده و شعله های آتش و انفجار مهمات داخل نفربر باقیمانده نیروهای دشمن را از خواب بیدار کرد.

در منطقه گروهان سوم خبر رسید که دشمن سراسیمه به عقب فرار میکند و تعدادی نیز در داخل سنگرهایشان کشته شده اند. از گروهان یکم خبر رسید که سنگرهای در خط دشمن را اشغال کرده ایم. تعدادی از عراقیها در داخل سنگرها کشته شده و چند نفر نیز اسیر شده اند اما در نزدیکی سنگرهای اشغال شده نیرو و سنگر دیگری وجود ندارد.

به گروهان سوم ابلاغ شد نفربرهای باقیمانده از دشمن توسط آر.پی.جی. زن ها منهدم و نیروهایشان را درگیر سنگرهای جلو که اشغال شده است نکنند و جنوب جاده پاکسازی شود. به گروهان یکم ابلاغ شد سمت راست شما باید توسط گردان 201 ژاندارمری تأمین شود تا بتوانید پیشروی کنید در صورتیکه گردان ژاندارمری هنوز با شما ارتباط حضوری برقرار نکرده یک دسته از نیروها را برای تأمین سمت راست گردان اختصاص بدهید و با بقیه نیروها پیشروی کنید تا با دشمن تماس حاصل کنید.

از گروهان دوم خبر رسید سنگری که برای پایش جاده توسط دشمن ایجتد شده بود اشغال شده اما سنگر خالی بود و هم اکنون نیروها مشغول پاکسازی اولین سنگرهای دشمن هستند در پاسخ ابلاغ شد نتیجه پاکسازی سنگرهای دشمن را گزارش نمائید.

سپیده صبح نمایان می شد شفق جایگاه طلوع خورشید را نشان می داد و صدای الله اکبر و صفیر خمپاره ها و گلوله های انواع سلاحهای همراهی نیروهای گردان خواب خوش را از دشمن گرفته بود. منطقه نبرد حال و هوایی خاص داشت. خط گلولها های رسام تیربارها در فضای جبهه نور, پیام شادی و پیروزی را به نیروها مژده میداد. دشمن گیج شده بود و عکس العملی در مقابل تیراندازی نیروهای ما نداشت. تا روشن شدن کامل هوا مواضع جلویی دشمن اشغال گردید. تعدادی از عراقیهایی که غافلگیر شده بودند اسیر و تعدادی نیز کشته شدند. ما در فکر تخلیه اسرا بودیم که ناگهان وضعیت تغییر کرد

 

 

 

ادامه دارد ......

 

 

 

4

Share this post


Link to post
Share on other sites

تا طلوع آفتاب عراقیها به دلیل عدم اطمینان از سقوط سنگرهای جلوییشان از تیراندازی به آن موضع خودداری کرده و فقط عقبه نیروهای ما را زیر آتش گلوله های توپ و تانک قرار میدادند. حجم آتش زیاد اما دقت آن کم بود. پس از طلوع آفتاب و اطمینان از اینکه مواضع جلو در اشغال نیروهای ماست آن موضع هم زیر آتش شدید دشمن قرار گرفت و در اندک زمانی آر.پی.جی. زن ها و خدمه سلاحهای ضد تانک مانند موشک تاو و تفنگ 106 م.م با گلوله های مستقیم تانکها و تیربارهای دشمن شهید و مجروح شدند. حدود نیم ساعت پس از طلوع آفتاب دشمن دقیقا محدوده حرکت نیروها را ارزیابی کرده و با آتش مداوم و مستقیم اجازه هیچگونه حرکتی را به گردان 201 امداد ژاندارمری نداد.

فاصله ای که بین این گردان و گروهان یکم گردان 144 ایجاد شده بود پر نشد در نتیجه گروهان یکم از طرف راست و جلو زیر آتش شدید دشمن قرار گرفت.

در شروع روشنایی قرارگاه اروند شش دستگاه تانک بازسازی شده در مسجد سلیمان را که مستقیم در اختیار قرارگاه گذاشته بود به منطقه عملیات وارد کرد ولی متأسفانه این تانکها قبل از اینکه وارد عمل بشوند در روی جاده با فاصله ای از یکدیگر توسط موشکهای مالیوتکای دشمن مورد اصابت قرار گرفتند که با انفجار مهمات داخل آنها تعدادی از خدمه ها در داخل اتاقک سوختند. لاشه این تانکها تا اجرای عملیات ثامن الائمه و پاکسازی شرق کارون از لوث وجود دشمن در محل باقی مانده بود

همانطور که پیش از این اشاره شد دشمن در این منطقه دو گردان تانک و یک گردان پیاده مکانیزه داشت اگر چه بکارگیری شش دستگاه تانک در مقابل انهمه نیرو بعثی کاری از پیش نمی برد اما تدبیر این بود که از توان موجود استفاده شود.

از ساعت 08:00 به بعد گردان 201 ژاندارمری توسط دشمن متوقف شده بود و از جهتی برد سلاحهای سازمانی اش به واضع دشمن نمی رسید و متحمل تلفات و ضایعاتی هم شده بود خودسرانه عقب نشینی کرد. البته فرماندهی گردان تلاش زیادی کرد که آنها را از این تصمیم بازدارد لکن به نتیجه ای نرسید و همه گردان عقب نشینی کردند. ب این توصیف گروهان یکم در شرایط بسیار سخت تری قرار گرفت. احتمال دور زدن آن گروهان توسط دشمن نیز وجود داشت. همچنین گروهان سوم جنوب جاده را پاکسازی نکرده بود. حضور نیروهای دشمن در جنوب جاده این احتمال (یعنی دور زدن دشمن) برای آن گروهان نیز وجود داشت. وضع گروهان دوم بهتر بود اما به دلیل گسترش کامل در مقابل دشمن زیر آتشهای شدید مستقیم و غیر مستقیم دشمن قرار گرفته بود.

خمپاره اندازه های 120 م.م ارکان گردان با تمام ظرفیت با گلوله های محترقه شدید در پشتیبانی از یگانهای گردان برروی مواضع دشمن اجرای آتش می کردند. خمپاره اندازهای 81 م.م گروهانهای پیاده که به تعداد 9 قبضه در سطح گردان میرسید با تلاش بیش از حد اجرای آتش داشتند. گردان توپخانه 130 م.م مستقر در کیلومتر 17 آبادان با دیده بانهایی که در شهر آبادان حضور داشتند اجرای آتش می کردند اما مجموعه این پشتیبانی انجام شده در مقایسه با پنج گردان توپخانه دشمن !!!!!! و آتش سلاحهای سه گردان زرهی و پیاده مکانیزه دشمن در صحنه نبرد عدد و رقمی را نشان نمی داد.

حدود ساعت 08:30 بیسیم چی همراهم به نام استوار دوم حجت الله سیفی از ناحیه کتف چپ تیر خورد. ما پشت سر گروهان دوم حرکت می کیردیم و حدود دویست متر در شمال جاده بودیم. برای تخلیه او با فرمانده گروهان ارکان تماس گرفتم. یکدستگاه آمبولانس بهمراه نیروهای امدادی اعزام شد. اگر آمبولانس از طریق جاده حرکت می کرد به سرنوشت شش دستگاه تانک دچار می شد و در صورتی که در خارج از جاده حرکت میکرد با مشکل دیگری مواجه می شد چرا که در بعضی جاها زمین به ظاهر خشک بود اما بصورت باتلاق حرکت خودروها را غیر ممکن میکرد. بر اساس بررسیهایی که بعدا انجام شد مشخص شد آمبولانس در خارج از جاده بوسیله ترکشهای توپخانه آسیب دیده و قادر به ادامه حرکت نیست.

امدادگران که با برانکارد به جلو حرکت میکردند پس از طی مسافتی یک نفر از آنها مجروح شده و نفر بعدی فقط میتواند امدادگر مجروح را تخلیه کند. با استفاده از محتویات کیف کمکهای اولیه که وسایل آن از قبیل باند و نوار چسب بود بیسیم چی را پاسمان کردم تا حدودی از خونریزی جلوگیری شد. با توجه به اینکه خون زیادی ازش رفته بود قدری ضعف داشت. لکن به اجبار و با تلاشی که توسط خود او انجام شد تا ساعت 16:00 یعنی زمانیکه آخرین و کمترین توان باقیمانده گردان برای رهایی از درگیری نیروهای در خط و تخلیه مجروحین و شهدا بکار گرفته شد در منطقه حضور داشت

4

Share this post


Link to post
Share on other sites

استواریکم اصغر هنرکار که راهنمایی شبکه های بیسیم منطقه عملیات را بعهده داشت بسیار خوب عمل کرد، در هر لحظه و هر جایی ارتباط برقرار بود و از تداخل صحبتها در شبکه به شدت جلوگیری میکرد و در اسرع وقت تسهیلاتی برای رد و بدل کردن پیامها برایم ایجاد میکرد.

حدود ساعت 09:00 صبح تعدادی از دیده بانان خمپاره اندازهای 120م.م و 81م.م که با گروهانهای در خط حضور داشتند مجروح و یا شهید شدند، پس از آن اجرای آتشهای نشان شده و مؤثر کمتر شد. مجروح و شهید شدن دیده بانهای جلو که در اجرای آتش مؤثر بسیار اهمیت داشت توسط استوار هنرکار به من اعلام شد. موقعیت قرار گرفتن من در منطقه طوری بود که میتوانستم انفجار خمپاره های 120 م.م را بر روی مواضع جلویی دشمن ببینم و آنها را تنظیم کنم. از ساعت 09:30 دقیقه به بعد تنظیم آتش خمپاره های 120 م.م با دیده بانی من انجام میگرفت و این امر برای رهایی از درگیری نیروهای در خط بسیار مؤثر بود.

استواریکم غلامعباس فراهانی که به جای فرمانده دسته خمپاره انداز 120 م.م انجام وظیفه میکرد تلاش بسیار خوبی داشت و از شروع عملیات تا خاتمه آن (تا ساعت 16:30 دقیقه) بدون وقفه با چهار قبضه خمپاره انداز تیراندازی را ادامه دادند. خدمه خمپاره اندازها نیز از آموزش و ورزیدگی خوبی برخوردار بودند.

استواردوم احمد لشگری که در همان عملیات به شدت مجروح شد به اتفاق استواردوم حسین توکلیان (دسته ترابری) در رساندن مهمات و تخلیه مجروحین از صحنه عملیات تلاش زیادی کردند.

شهید فلاحی که در موضع خمپاره اندازها حضور داشتند درجه ستوان سومی را همان جا به استوار فراهانی دادند و اوامر ایشان از طریق بیسیم توسط استواریکم هنرکار به من ابلاغ شد.

منطقه نبرد از ساعت 08:00 صبح که گردان 201 امداد ژاندارمری به عقب آمد و از طرفی دشمن موقعیت و محل نیروهای درگیر را در زمین صاف و هموار تشخیص داد به جهنمی از آتش تبدیل کرد. هر3 گروهان در مواضع جلویی اولیه دشمن بودند و فاصله بین آنها و دشمن در حد برد سلاحهای سبک بود اما به دلیل حجم زیاد و تنوع آتش سلاحهای دشمن نیروهای خودی قادر به استفاده از سلاحهایشان نبودند و همین امر سبب می شد دشمن تیراندازی دقیقتری داشته و تلفات بیشتری وارد کند. از جهتی تخلیه مجروحین در خط درگیری توسط امدادگران میسر نبود و همین امر در روحیه بقیه افراد اثر منفی می گذاشت.

دشمن که با آوردن نیروهای جدید تقویت شده بود از مواضع قبلی اش جلو نیامد اما تمام نیروهای گردان را با درگیری نزدیک زیر دید و آتش سنگین خود داشت. دورترین نیروهای درگیر همان شش دستگاه تانک بازسازی شده بودند که در روی جاده و قبل از اینکه تیراندازی بسوی دشمن داشته باشند مورد اصابت موشکهای مالیتکا ی دشمن قرار گرفتند. بقیه نیروها که خیلی به دشمن نزدیکتر بودند به آسانی مورد هدف قرار میگرفتند چون زمین منطقه صاف و هموار بود و هیچگونه عوارضی که نیروها بتوانند از آن برای پوشش استفاده کنند وجود نداشت.

تفنگهای 106 م.م و موشکهای تاو گرچه در اول درگیری موفق شدند تعدادی از نفربرها و تانکهای دشمن را هدف قرار داده و منهدم کنند اما از ساعت 08:00 صبح به بعد و در مرحله یکم جیپهای حامل موشکهای تاو مورد هدف واقع شدند. این جیپها هیچگونه حفاظی نداشتند و در اثر اصابت هرنوع گلوله تانک و یا موشک بکلی ساقط شده و افراد آن به شهادت میرسیدند.در مراحل بعدی تفنگهای 106 م.م ضد تانک مورد اصابت گلوله های دشمن قرار گرفتند و طولی نکشید که شش دستگاه خودرو حامل تفنگ 106 م.م گروهانهای پیاده که نزدیک به دشمن بودند از کار افتادند. از ساعت 09:30 دقیقه به بعد در منطقه عملیات هیچگونه خودرویی دیده نمی شد. دود و آتش منطقه را فرا گرفته بود و همین وضعیت باعث شد که تعدادی از سربازان در پناه دود به سمت جاده بیایند و از ارتفاع جاده نسبت به زمینهای اطراف به عنوان پوشش استفاده کنند.

حدود ساعت 09:00 کاملا مشخص شد که گردان باید تلاش کند تا خود را از درگیری نجات دهد اما نجات دادن نیروهایی که در زمین صاف و هموار با دشمن به طور نزدیک  درگیر هستند کار ساده ای نبود. هرگونه حرکت توسط دشمن دیده می شد و به سمت آن تیراندازی صورت میگرفت. فقط اجرای سنگین آتش برروی دشمن میتوانست او را وادار نماید که از موضع خود خارج نشود و یا به دلیل چسبیدن به زمین دیدش محدود شود که در نتیجه اگر تیراندازیهای انجام گرفته دقیق نباشد و یا بدون دیده بانی به هدف اصابت نکند نیروهای درگیر نمی توانند به عقب برگردند.

آنچه که گردان از نظر پشتیبانی آتش در اختیار داشت چهار قبضه خمپاره انداز 120 م.م بود که واقعا بیشتر از یک آتشبار توپخانه مؤثر بود همچنین تعدادی خمپاره اندازهای 81 م.م که تا مسافت حداکثر 3 کیلومتری میتوانست مؤثر باشد. گردان توپخانه 130 م.م مستقر در کیلومتر 17 آبادان نیز فعالیت مستمر داشت و یک گردان توپخانه 105 م.م نیز صبح همانروز 4 کیلومتر جلوتر از گردان 130 م.م استقرار یافته بود. اطمینان دارم تلاش و آتش همین تعداد یگانها در رهایی از درگیری قسمتی از نیروهای گردان بسیار کارساز بود.

 

 

ادامه دارد .... 

4

Share this post


Link to post
Share on other sites

خمپاره اندازهای 81 م.م تا ساعت 09:00 صبح فعال بودند از آن ساعت به بعد در اثر نزدیکی به دشمن و به احتمال شناخته شدن مواضع آنها توسط دشمن مورد اصابت گلوله های توپخانه و خمپاره اندازهای دشمن قرار گرفته و تعدادی از خدمه های آنها مجروح و یا شهید شدند. بر اثر انفجار مهمات همراهی چند قبضه نیز آسیب دید و از آن پس به تدریج فعالیت آنها کمتر شد. لازم به ذکر است که در حین درگیری و تبادل آتش بارها شاهد انهدام تانک یا نفربر و منفجر شدن انبار مهمات و یا مهمات همراهی تانکهای دشمن بودیم و این موارد در روحیه نیروهای درگیر بسیار مؤثر و نمایانگر این بود که دشمن نیز متحمل تلفات و ضایعات می گردد.

اشاره شد که از ساعت 09:30 بدلیل مجروح و شهید شدن دیده بانان خمپاره اندازهای 120.م. من که در وضعیت بهتری برای دیده بانی قرار گرفته و از طرفی دوربین و قطب نما هم داشتم وظیفه دیده بانی را بر عهده گرفتم چون باید تمام تلاش برای قطع درگیری صورت میگرفت.سرپرست شبکه مخابرات استواریکم اصغر هنرکار گرا و مسافت اهداف تعیین شده را از من دریافت و به استواریکم فراهانی ابلاغ میکرد. چون خمپاره اندازها در محور جاده استقرار داشتند و محل قرار گرفتن من نیز با جاده فاصله زیادی نداشت برای تیراندازی و تصحیح تیر  محاسبات زیادی لازم نبود در نتیجه هر چهار قبضه بصورت آتشباری به سمت اهداف تعیین شده شلیک میکردند. درخواست آتش و اجرای آن با ارتباط خوب که توسط استواریکم هنرکار تا خاتمه درگیری ادامه داشت سبب شد که حداکثر توان موجود بکارگرفته شود. از گلوله های دودزا در مسافتهای مختلف  به نحوی استفاده می شد که در جلوی دشمن پرده ای از دود ایجاد شود و نیروها در پناه ان خود را به سمت جاده برسانند. ارتفاع جاده از زمین و لوله های نفت کشیده شده در امتداد جاده و در سمت چپ آن سبب می شد که نیروها بتوانند در پوشش آنها به عقب بیایند.  

از پلهایی که در طول جاده به منظور جریان یافتن آبهای جمع شده زمستانی ایجاد شده بود بعنوان نقطه تخلیه مجروحین از خط جلو استفاده میگردید و آمبولانسها مجروحین را از زیر پلهای تعیین شده به پست امدادی گردان حمل میکردند.

دسترسی به جاده برای گروهانهای یکم و سوم که تقریبا 500 متر از آن فاصله داشتند در زیر آتش دشمن مشکل بود. گروهان دوم نیز به دلیل حضور در مواضع اولیه دشمن زیر آتش قرار داشت و فقط دسته های احتیاط گروهانها توانستند خود را از درگیری نجات دهند.

 

 

ادامه دارد ... 

4

Share this post


Link to post
Share on other sites

حدود ساعت 09:40 سروان کاوه از طریق بیسیم اطلاع داد که از قسمت پا تیر خورده، خونریزی زیادی دارد و تقاضای کمک کرد بلافاصله به سروان یزدان ستا فرمانده گروهان ارکان ابلاغ شد برای تخلیه او آمبولانس بفرستد. آمبولانس به سرعت اعزام شد اما با تیر مستقیم دشمن منهدم گردید که راننده و یکنفر امدادگر شهید و یک امدادگر دیگر مجروح شدند. من که مگران وضعیت سروان کاوه بودم پس از 20 دقیقه موضوع را پیگیری کردم. پاسخ دادند آمبولانس اعزامی تاکنون بازنگشته است.تلاش كردم با بي سيم با سروان كاوه تماس بگيرم.متأسفانه ممكن نشد ومتوجه شدم كه سروان كاوه شهيد شده است.

بعد از يازده ماه از سوم آبان ماه 1359 كه عمليات ثامن الائمه (ع) در پنجم آبان ماه 1360 توسط لشكر 77 خراسان و ساير رزمندگان حاضر در منطقه اجرا شد و شرق رودخانه كارون از لوث وجود دشمن پاكسازي شد، جنازههاي به جاي مانده شهد اي عمليات سوم آبان ماه سال 1359 گردان 144 ، توسط افراد اعزامي از گردان جمع آوري شد. براساس گزارش سرپرست افراد اعزامي، استوار دوم محمودي جمعي گروهان يكم گردان تعدادي از جنازه ها با همان شرايط شهيد شدن در حالي كه لباس كار به تن آنها بود، خشك شده بودند و روي تعدادي از جنازه ها خاك مختصري ريخته بودند.

حين جمع آوري پيكرهاي پاك شهد ا، مشاهده مي شود كه سروان كاوه براي جلوگيري از خونريزي پايش، كمربند ش را از بالاي محل زخم محكم بسته است؛ اما متأسفانه جراحت طوري بوده كه موثّر واقع نشده و به جمع شهدا پيوسته بود . بي سيم چي آن شهيد به نام مسعود تحويلداري نيز در همان محلّ شهيد شده بود . با تلاش نيروهاي اعزامي، جمعاً پيكر مطهر 63 شهيد جمع آوري و به معراج شهداي تهران حمل شد

از ساعت 11:00 به بعد تيراندازي و اجر اي آتش از سوي نيروهاي خودي به جز خمپاره اندازهاي 120 م م به تدريج كاهش يافت، زيرا هر لحظه به تعداد شهدا و مجروحين اضافه مي شد. تا آن زمان به دليل صاف و هموار بودن منطق ة عمليات و آتش هاي اجرايي شديد از سوي دشمن، سلاح هاي ضدتانك مانند موشك تاو و تفنگ 106 م م و حتّي موشك دراگون كه هدف مناسبي براي دشمن بودند ، به تدريج آسيب ديده و قادر به اجراي آتش نبودند. دشمن تا ساعت 16:00 هيچ گونه حركتي به جلو نداشت و از همان مواضع پدافندي قبلي كه با تقويت نيروهاي احتياط خود در شروع حمله تشكيل داده بود ، اجراي آتش مي كرد. حتّي سنگرهاي اشغال شده توسط رزمندگان تا آن ساعت در اختيار نيروهاي خودي بود . نيروهاي اسير شده از دشمن كه در شروع عمليات اقدام به فرار ن كرده بود ند، تا آن ساعت در زير آتش هاي خود عراقي ها كشته و يا مجروح شدند؛ زيرا هرگونه حركت به سمت دشمن، با آتش شديد آنها مواجه ميشد. پس از ساعت 16:00 ديگر هيچ گونه آتش مستقيمي از سوي نيروهاي خودي به سمت دشمن اجرا نمي شد، فقط خمپاره اندازهاي 120 م م هنوز فعال بودند . در آن زمان از روز تعدادي از شهدا و مجروحاني كه توان حركت نداشتند، با چشم بدون دوربين كاملاً مشخّص بود ند . عراقيها احساس موفقيت داشتند و در بعضي مواقع بدون هدف به صورت آتشباري اجراي آتش مي كردند

. سرانجام با حركت دادن چند دستگاه نفربر به خط جلو، نيروهاي گرفتار شده را به اسارت درآورد ه، از منطقه خارج كردند . من ماندم و بي سيم چي مجروح (استوار سيف ) مجروحانی که توان حرکت نداشتند همچنين جناز ة شهدا كه در جلو دشمن و در مسافت نزديك به خون غلطيده بودند به اجبار با يد از منطقة درگيري خارج مي شدم و براي تخلية مجروحان وشهدا اقدام مي كردم. جايي كه من و بي سيم چي در آخرين تغيير محل قرار گرفته بوديم ، بيش از يكصد متر تا جاده فاصله نداشت. در ابتدا بايد خود را به جاده مي رسانديم؛ اماّ حركت ما توسط دشمن ديده مي شد، بنابراين لازم بود اين 100 متر را با خيزهاي كوتاه و سريع حركت كنيم . خون زيادي از

بدن بي سيم چي رفته بود و توان رفتن خيز 5 ثانيه اي را نداشت ، اما اگر اين كار را نمي كرد، قطعاً مورد اصابت تير مستقيم دشمن واقع مي شد ؛ چون مسافت ما با دشمن حداكثر به 800 متر مي رسيد. نهايت توان خود را به كار گرفت. مدتي به صورت خزيده و زماني با خيز به سمت جاده حركت كرديم .عراقي ها ما را ديده وبه سوي

ما تيراندازي مي كردند، چون در حال حركت بوديم، تيرها به ما اصابت نمي كرد. سرانجام به جاده رسيديم و به صورت خزيده از آن گذشتيم و در پناه لوله هاي نفت و ارتفاع جاده نشسته ، نفسي تازه كرديم. پس از كمي توقّف به سمت مواضع خمپاره اندازها حركت كرديم و از ديد عراقيها خارج شديم.

اولين اظهار نظر شهيد فلاحي دربارة عمليات گردان

حركت ما سريع تر انجام شد تا به مواضع خمپاره اندازهاي 120 م م كه نزديك جاده بود رسيديم . تعدادي از مسئولا ن از جمله تيمسار فلاحي در آنجا حضور داشتند . تيمسار فلاحي جلو آمد، صورت مرا بوسيد و گفت :

امروز شما دين خود را نسبت به انقلاب و ميهن اسلامي ادا كرديد . چاره اي نبود؛ با يد براي به دست آوردن زمان اين عمليات انجام مي شد. تا قسمتي از لشكر 77 كه هم اكنون در منطقه هستند ، بتوانند به آبادان اعزام شوند .عمليات شما موفّقيت آميز بود

همان جا گفتند:

درجة ستوانسومي را به استواريكم فراهاني ابلاغ كنيد. استواريكم غلام عباس فراهاني شايستگي بيشتري دارند ، اگر مي توانستم درج ة خودم را روي دوش استوار فراهاني نصب ميكردم

سرهنگ فروزان نيز ما را مورد تفقّد قرار دادند و فرمودند:

براي همة كساني كه امروز در عمليات شركت داشتند ، به هر كدام يك درجه ترفيع داده مي شود و براي هر يك از نيروها كه امور پشتيباني را اداره مي كردند، دو سال ارشديت درخواست كنيد

بازگشت از منطقة عمليات به شادگان

دستور داده شد تا خمپاره اندازها، دسته هاي پشتيباني و مخابرات ،جمع آوري شده و به محلّ اوليه شادگان برگردند. در مسير برگشت به مواضع توپخانه هاي 130 م م و 105 م م عمليات گردان را پشتيباني و تقويت مي كردند، برخورد كرديم . پوكه هاي موجود باقي مانده در كنار تو پها، نشان از تيراندازي بسيار زياد توپها داشت كه از شمارش خارج بود و مي توان گفت چند كاميون مهمات مصرف شده بود . اما از نظر دقّت تيرهاي اجرا شده به دليل ضعف در ديده باني و يا مجروح و شهيد شدن آنها جاي تأمل داشت.

اطلاع حاصل شد عمليات ديگري نيز از طرف شهر آبادان شمال رودخانة بهمن شير اجرا شده است . به اين ترتيب كه عده اي از تكاوران دريايي و افراد بسيجي با استعداد حدود يكصد نفر و مجهز به تفنگ ژ 3 آرپي جي 7 و تيربار، رزمندگان سپاه پاسداران محلّي شامل 30 نفر مجهز به تفنگ و تيربار و آرپي جي 7، واحد عمليات شهرباني شامل 36 نفر مجهز به تفنگ، آرپي جي 7 و تيربار و نيروهاي سپاه پاسداران اعزامي از نقاط ديگر شامل 45 نفر با تفنگ كلاشينكف و آرپي جي 7 و دانشجويان دانشكده افسري كه از شروع جنگ تحميلي در آبادان بودند، مأموريت داشتند طي عملياتي در محور آبادان ماهشهر با گردان 144 و 201 امداد ژاندارمري،

الحاق كنند.

در جلد سوم كتاب هشت سال دفاع مقدس كه توسط سازمان عقيدتي سياسي ارتش چاپ و منتشر شده، وضعيت و تلاش نيروهاي پيش گفته راچنين شرح داده است:

تا ساعت 06:00 روز سوم آبان ماه سال 1359 كه آتش تهيه اجرا شد، نيروها با دشمن اخذ تماس نكرده بودند . در ساعت 07:30 واحد شهرباني و يك واحد از بسيج به منظور استفاده از موقعيت بهتر ، چند خيز به جلو رفتند و همزمان واحدهاي ديگر نيز پيشروي كردند. در اين مرحله نيروها زير آتش دشمن قرار گرفتند ، از واحد شهرباني دو نفر شهيد و يك نفر زخمي شد. اين حادثه موجب شد كه دي گران موضع را ترك كنند و به عقب برگردند . با بي سيم دستور داده شد كسي حق عقب نشيني ندارد . در ساعت 08:00 موضع دستة يكم در دست چپ به وسيله دشمن كشف شد و زير آتش قرار گرفت و فرماندهي اقدام به تغيير موضع آن دسته كرد.

در ساعت 09:30 دستور پيشروي عمومي صادر و اولين موضع دشمن اشغال شد و يكان هاي حمله ور در يك خط قرار گرفتند.

تا ساعت 11:00 با وجود آتش شديد دشمن ، رزمندگان موفّق شدند مواضع اشغالي را تحكيم كنند ؛ سپس با كسب اجازه از ستاد اروند، پيشروي ادامه يافت و در ساعت 14:00 واحد اصفهان نيز كه در قسمت ديگري پيشروي ميكرد، عمل الحاق انجام داد. تا ساعت 1500 با وجود برتري كامل دشمن، پيشروي ادامه داشت. در حدود 300 متري مواضع دشمن، واحدهاي اصلي حمله ور زمين گير شدند و آتش دشمن شدت گرفت.در ساعت 15:30 فرمانده اين محور تركش خورد و از صحنه نبرد خارج شد و چون آتش پشتيباني وجود نداشت ، از ساعت 17:00 دستور عقب نشيني داده شد. با وجود شش كيلومتر پيشروي، پس از 12 ساعت نبرد با دشمن به ناچار درگيري قطع شد و نيروها مجبور به عقب نشيني به مواضع وليه شدند . در اين محور از نيروهاي عمل كننده تعداد هفت نفر شهيد و تعدادي نيز مجروح شدند.

نتيجة عمليات سوم آبان ماه 1359

عدم موفّقيت نيروهاي رزمنده در شما ل آبادان و گردان 144 در محورماهشهر آبادان ، گرچه از بعد نظري و تلفات وارده آثار منفي داشت ، ولي از لحاظ تاكتيكي سبب شد كه هدف قرارگاه اروند تأمين شو د و دشمن به مدت 48 ساعت هيچگونه پيشروي در تحكيم محاصره آبادان نكند . پس از آن، عراقيها با ساخت مواضع پدافندي و سنگر، گام به گام پيشروي كردند؛به طوري كه در شب نهم آبان ماه ، تا كوي ذوالفقاري پيش رفته و با برقراري پل شناور ، اقدام به عبور نيروهاي رده اول هجومي به شهر آبادان كردند . تا آن زمان گردان 153 از تيپ دوم لشكر 77 خراسان كه وارد آبادان شده بود، با كمك نيروهاي مردمي و ساير نيروهاي نظامي و انتظامي حاضر در صحنه، نيروهاي وارد شده از دشمن به آبادان را قتل عام كردند و با عبور از پل برقرار شده، ديگر نيروهاي عراقي در ساحل رودخانة بهمن شير را نيز منهدم و آنان را به عقب راندند . نيروهاي دشمن چهار كيلومتر عقب نشيني كردند و در ميدان تير آبادان خط پدافندي ايجاد نمودند . چگونگي عقب نشيني از خط پدافندي ميدان تير آبادان در فصول بعدي به تفصيل شرح داده خواهد شد.

دليل اصلي تلفات و ضايعات زياد گردان، وارد شدن به مواضع دشمن و جنگيدن به صورت تن به تن و از نزديك بود ؛ چون تعادلي بين نيروهاي طرفين وجود نداشت ، نيروي كمتر، با تجهيزات سبكتر و كمتر، تلفات

بيشتري را مي دهد. وضعيت گردان و آمار تلفات و ضايعات ، بعد از 48 ساعت به قرارگاه اروند و لشكر 21 حمزه كه در منطق ة عمومي دزفول و شوش استقرار داشت، گزارش شد.

شهدای عملیات سوم آبان1359 گردان144 در منطقه سه راهی ماهشهر - آبادان

47323394973229104604.png

75401914384616925040.png

93205572029054326795.png

45306917215510342253.png

3

Share this post


Link to post
Share on other sites

13031060496408893180.png

 

47466154989075009381.png

 

92944413552846014262.png

 

06576249559500333873.png

 

52199846113065854847.png

 

66065704053400997548.png

 

45344274505206040091.png

4

Share this post


Link to post
Share on other sites

Create an account or sign in to comment

You need to be a member in order to leave a comment

Create an account

Sign up for a new account in our community. It's easy!


Register a new account

Sign in

Already have an account? Sign in here.


Sign In Now
Sign in to follow this  
Followers 0