Welcome to رهروان ارتش

از اینکه انجمن ما را برای مطالعه انتخاب کردید از شما متشکریم. 

برای استفاده از امکانات انجمن و برقراری رابطه دوستانه با دیگر اعضا لطفا در انجمن ثبت نام کنید

با تشکر

Sign in to follow this  
Followers 0

شهید غفور جدی اردبیلی

25 posts in this topic

مژده به دوستداران شهید جدی اردبیلی

انشا الله مستند زندگی این شهید در اربعین حسینی پخش خواهد شد!

14 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

امیدوارم مثل شهید بابایی آبکی و کرم زده  نباشه 

 

توی اون فیلم که ما نفهمیدیم شخص اول داستان کی بود

10 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

این یکی مستنده .

شاید همون آخرین پرواز باشه که تو مرکز اردبیل تهیه شده بود ؟

لطفا ساعت و شبکه پخش کننده رو هم اگه فهمیدی به ما حتما بگو.

11 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

چند وقت بود دنبال دوعکس بودم تا بالاخره پیداش کردم ولی نه اون اورجینالی که خودم داشتم بلکه تصویری کوچک و بی کیفیت .این دوعکس متعلق به فانتوم شهید والامقام غفورجدی است که در آبان ۱۳۵۹ در کیلو متر ۷ جاده آبادان - ماهشر نزدیک میدان تیر آبادان توسط آقای اکبر آقاجری گرفته شدند.

 

96104290752730003894.jpg

 

99624578420564567428.jpg

17 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

9ok5wb3okpd3z9n7oo34.jpg


تندیس شهید خلبان غفور جدی در زادگاهش اردبیل


9 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

دوست دارم کفنم پرچم ایران باشد

 

خلبانی که کمر نیروی هوایی عراق را شکست

 
غفور بی‌اعتنا به توصیه‌ها و هشدارهای برج مراقبت، پشت کابین قرار گرفت و کاری کرد کارستان. غفور در برابر چشم استادان کارکشته با انجام حرکات اعجاب انگیز و حیرت آور، سرافرازانه از دروازه مرگ گذشت.



 
تصویر خلبانی که کمر نیروی هوایی عراق را شکست




سرلشکر خلبان غفور جدی از خلبانان شناخته شده و پر آوازه نیروی هوایی ارتش بود که در زمان جنگ با پروازهای رعد آسای خود خواب خوش را به چشم ژنرال‌های کار کشته نیروی هوایی عراق حرام کرد.
 

وی در عملیات کمان ۹۹ با انجام مانورهای هوایی حیرت آور، حماسه‌ای ماندگار و شگرف آفرید و کمر نیروی هوایی ارتش عراق را شکست.
 

به بهانه آشنایی بیشتر با زندگی نامه و سیر و سلوک این خلبان شجاع، فرازهایی از سرگذشت نامه افتخار آمیز این قهرمان ملی را مرور کرده‌ایم.


چهار راه مرگ

 

چیزی به شروع مانور نمانده بود. جمعی از زبده‌ترین و معروف‌ترین خلبانان جهان جمع شده بودند تا به بهانه روز نیروی هوایی آمریکا در بزرگ‌ترین مانور هوایی جهان شرکت کنند.

 

وقتی خلبان غفور جدی به نمایندگی از خلبانان ایرانی برای شرکت در مانور اعلام آمادگی کرد، برج کنترل از غفور برنامه و نوع مانور را جویا شد.
 

غفور پشت بی­سیم با غرور، نوع مانور انتخابی‌اش را «چهار راه مرگ» اعلام کرد. مانوری که حتی زبده‌ترین و ورزیده‌ترین خلبانان نیز از انجام آن وحشت داشتند.
 

برج مراقبت هشدار داد که شما اجازه و توان انجام چنین مانوری را ندارید. اما غفور بی‌اعتنا به توصیه‌ها و هشدارهای برج مراقبت، پشت کابین قرار گرفت و کاری کرد کارستان.
 

غفور در برابر چشم استادان کارکشته با انجام حرکات اعجاب انگیز و حیرت آور، سرافرازانه از دروازه مرگ گذشت و جت جنگنده را به سلامت روی زمین نشاند.
 

تماشاگران وقتی با شگفتی از نام و نشان خلبان می پرسند؛ مسئولین مراسم گفتند: «خلبان هواپیما، غفور جدی اردبیلی از کشور ایران است.»

 

از خیرال تا تگزاس

غفور جدی سال ۱۳۲۴ در محله خیرال (خیر آباد) اردبیل به دنیا آمد. پدرش نام سومین فرزند خود را غفور گذاشت. حاج مظفر راننده ترانزیت بود و به کشورهای مختلف آمد و رفت داشت.
 

درآمد خوب و دید باز حاج مظفر باعث شد که فضای خانواده برای رشد و تعالی غفور و رحیم و شکور مهیا باشد.
 

پدرش بهترین امکانات و اسباب بازی‌ها را برای بچه‌ها فراهم می‌کرد. غفور از‌‌ همان کودکی جسور بود و سر نترسی داشت. دوره ابتدایی را در محله قاسمیّه اردبیل، دبستان سیزده آبان سپری کرد.
 

از‌‌ همان ابتدای تحصیل از دانش‌آموزان ممتاز مدرسه محسوب می‌شد. وی دوره راهنمایی را با معدل عالی به پایان رساند. بعد برای ادامه تحصیل در تهران خانه‌ای اجاره کرد.
 

غفور در دبیرستان غیرانتفاعی «هرندی» تهران ادامه تحصیل داد و با معدل بالا دیپلم گرفت. علی رغم مخالفت اطرافیان، به سراغ خلبانی رفت و به دانشکده خلبانی نیروی هوایی ارتش راه یافت.
 

غفور به عنوان دومین گروه از کارآموزان خلبانی در سال ۱۳۴۸ به آمریکا اعزام شد و در پایگاه «وب تگزاس» دوره‌های آموزش F4 و F5 را گذراند. همچنین دوره‌های تخصصی هواپیماهای جنگنده از جمله فانتوم را با موفقیت طی ‌کرد.

 

مرد حماسه

 

غفور در سال ۱۳۵۰ پس از اخذ وینگ خلبانی به کشور بازگشت و طبق امریه ستاد فرماندهی نیروی هوایی به پایگاه هفتم شکاری شیراز منتقل شد.

سال ۱۳۵۱ با خانم «مرین نامور» آشنا و زندگی مشترک خود را در تالار باشگاهی نیروی هوایی تهران جشن گرفت.
 

اردیبهشت ۱۳۵۲ حین پرواز آزمایشی با هواپیمای فانتوم دچار سانحه شد اما با مهارت هر چه تمام جنگنده سرکش را هدایت کرد و هواپیما را صحیح و سالم به زمین نشاند.
 

وقتی از غفور جدی در باره موفقیش در این عملیات پرسیدند، به آرامی جواب داد: «عامل موفقیتم را یاد خدا، حفظ خونسردی و اجرای دقیق دستور العمل‌های پروازی می‌دانم».
 

نیروی هوایی به خاطر شجاعت و مهارت بی‌نظیر خلبان جدی در مهار هواپیما، سه ماه مرخصی تفریحی ایالات متحده به ایشان اعطا کرد اما غفور در این سفر سیاحتی از تفریح منصرف شد و در این مدت گواهینامه خلبانی بویینگ ۷۴۷ را نیز دریافت کرد.
 

غفور در شهریور ۱۳۵۵ برای طی دوره امنیت پرواز مجدداً به آمریکا اعزام شد و پس از مراجعت از ماموریت در پایگاه شکاری بوشهر به خدمت ادامه داد.
 

مرد بی‌غرور

 

غیرت و مردانگی غفور مثال زدنی بود همین طور اخلاق و رفتارش. با همه گرم می‌گرفت و ذره‌ای غرور و تکبر نداشت. هیچگاه حاضر نشد در محل سکونت خود، لباس خلبانی تنش کند. بیشتر اوقات لباس شخصی می‌پوشید تا شبیه مردم کوچه و بازار باشد. اخلاقش طوری بود که حتی با کاسب‌های محله و کوچه و گذر نیز صمیمانه و دوستانه صحبت می‌کرد و با آن‌ها گرم می‌گرفت.
 

غفور شیفته و دلباخته سالار شهیدان حضرت امام حسین (ع) بود. هر کجا که بود حتما ایام محرم به ویژه تاسوعا و عاشورا به اردبیل می‌رفت و به سیل عزاداران می‌پیوست و همپای دسته جات حسینی محله خیرال در مراسم سوگواری سالار شهیدان شرکت می‌کرد حتی در سال‌هایی که در امریکا دوره می‌دید و نمی‌توانست به ایران بیاید تلفن می‌­زد و از خانواده‌اش می‌خواست گوشی تلفن را به طرف مسجد بگیرند تا او صدای عزاداری مردم را بشنود و به یاد مظلومیت سالار شهیدان اشک بریزد. تعصب و علاقه‌اش به وطن حد و اندازه نداشت. با وجود اینکه بار‌ها به او سفارش ‌کرده بودند که از نیروی هوایی استعفا بدهد و به آمریکا برود اما او به دلیل میهن‌دوستی قلبی خود حاضر نشد یک مشت خاک ایران را با کل عالم عوض کند. آن قدر به ایران علاقه‌مند بود که حاضر بود جان خود را در راه وطن فدا کند.
 

پرواز آخر

 

با اوج گیری انقلاب، بعضی از افراد از غفور خواستند که ایران را ترک کند اما غفور، به طور جدی جواب داد: «این همه هزینه در زمان صلح برای تفریح ما خرج نشده، ما برای چنین روزهایی تربیت شده‌ایم.»
 

با شروع جنگ لباس رزم پوشید و طی ۴۵ روز از آغاز جنگ، ۸۰ سورتی پرواز جنگی در کارنامه خود ثبت کرد. پس از مدت‌ها مبارزه بی‌امان، سرانجام ۱۷ آبان سال ۱۳۵۹ در منطقه ماهدشت مورد اصابت گلوله دشمن قرار ‌گرفت. در‌‌ همان حال از کمک‌ خلبان خود خواست که هواپیما را ترک کند تا او بتواند هواپیما را به خاک ایران برساند. با وضعیتی سخت و جان‌فرسا هواپیما را به ماهشهر ­رساند اما خودش به سمت خدا پر کشید و به درجه رفیع شهادت نائل ‌آمد.
 

وصیت کرده بود اگر شهید شدم: «دوست دارم کفنم پرچم ایران باشد» پیکر پاکش پس از مراسم باشکوه تشییع و در گلزار شهدای قاسمیّه اردبیل به خاک سپرده شد.
 

به افتخار خلبان غفور جدی از سوی شورای شهر تهران خیابانی در منطقه ۲۲ بهنام سرلشکر غفور جدی نامگذاری شده است.

(
دفاع مقدس)

 

3 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

من توی چند تا وب چرخ زدم اما چیزی در مورد چهارراه مرگ پیدا نکردم

 

این مانور چطوری اجرا میشه

3 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

با سلام احتمالاً مانوری است که هواپیماها از 4 جهت مخلف با سرعت به صورت به علاوه به یک دیگر نزدیک می شوند ودر آخرین لحظه قبل از برخورد با مانور به موقع از یک دیگر فاصله می گیرند و دور میشوند تقریباً مشابه 4 راه خودروها با این تفاوت که یک چراغ راهنمایی وجود دارد که رانندگان با توجه به رنگ چراغهای آن متوجه می شوند که حق تقدم با رانندگان کدام مسیر است

2 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites
حجت الاسلام والمسلمین تشکری
 
 

مدیرکل بنیاد شهید استان بوشهر؛ تلاش پایگاه شهید یاسینی برای ادای حق شهداستودنی است


حجت الاسلام والمسلمین تشکری گفت: هم افزایی، پیگیری و تلاش فرماندهان و مسئولین پایگاه هوایی بوشهر برای ادای حق شهدا و ارج نهادن به جایگاه این مردان خدا ستودنی است.

به گزارش روابط عمومی نهاجا، حجت الاسلام والمسلمین تشکری مدیرکل بنیاد شهید استان بوشهر در جلسه هم افزایی و هم اندیشی گرامیداشت شهدای پایگاه هوایی شهید یاسینی گفت: هم افزایی، پیگیری و تلاش فرماندهان و مسئولین پایگاه هوایی بوشهر برای ادای حق شهدا و ارج نهادن به جایگاه این مردان خدا ستودنی است و ما امنیت و قدرت تاثیر گذاری ایران اسلامی در منطقه و جهان را مدیون از خودگذشتگی شهدا و ایثارگران هستیم.

وی در ادامه افزود: ما همواره وامدار شهدا هستیم و باید با عمل به باورهای آن ها بتوانیم به آرمان های شهدای عزیز متعهد و ادامه دهنده راه آنان باشیم.

همچنین در این نشست مقرر گردید تا یکی از خیابانهای شهر بوشهر را به نام شهید غفور جدی که از خواسته های خانواده این شهید بزرگوار است مزین گردد.

گفتنی است شهید خلبان غفور جدی اردبیلی در سال ۱۳۲۴ در شهر اردبیل قدم به عرصه‌ی هستی نهاد و به این ترتیب، شیرمردی دیگر از حماسه‌سازان جسور و شجاع این دیار چشم به جهان گشود تا در آینده، صحنه‌هایی جاودانه از حماسه و ایثار خلق نماید.

شهید جدی پس از اخذ دیپلم با معدلی بالا از تهران به استخدام نیروی هوایی درآمد و در دانشکده‌ی هوایی مشغول تحصیل در رشته‌ حساس خلبانی گردید و با هوش و توانایی‌های فوق‌العاده‌ی خود جزو دومین گروه از کارآموزان خلبانی بود که به مدت دو سال برای طی دوره‌ی هواپیماهای F۴ و F۵ عازم ایالات متحده‌ی آمریکا گردید و سپس با درجه‌ی ستوان دومی به ایران بازگشت و در پایگاه ششم هوایی بوشهر مشغول به خدمت گردید و در سال ۱۳۵۱ش ازدواج نمود که دو فرزند، ثمره‌ی این ازدواج بود.

وی مدتی بعد دوره‌ی آموزشی هواپیمای F۱۴ (اف -4 صحیح است)را در آمریکا گذراند و پس از مدت‌ها مبارزه و نبرد، سرانجام در راه دفاع از کشور در مقابل تهاجم بی‌شرمانه‌ دشمن متجاوز در هفدهم آبان‌ماه سال ۱۳۵۹ هجری شمسی در سن سی و پنج سالگی از خاک به افلاک پر کشید و به خیل شهدای مظلوم تاریخ پیوست.

 پیکر پاک شهید غفور جدی اردبیلی پس از تشییعی باشکوه در گلزار قاسمیه‌ی اردبیل به خاک سپرده شد.

 

منبع:http://nahaja.aja.ir/Portal/home/?news/62745/65393/1501349/تلاش-پایگاه-شهید-یاسینی-برای-ادای-حق-شهداستودنی-است

 

 

2 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

به یاد سرلشکر خلبان شهید غفور جدی اردبیلی


"عشق عاشورایی"

 ماه محرم که از راه می رسید،مثل خیلی از بچه های هم سن وسالش بیشتر وقتش رو در تکیه محلشون سپری    می کرد. با چند نفر از دوستا وبرادرهاش روزها قبل از شروع ماه محرم در برپایی خیمه عزای امام حسین(ع) کمک می کرد وساعتهای زیادی رو تا آخر شب تلاش می کرد تا فضای تکیه رو با   پرچم های عزا وپارچه های مشکی آذین کنن.

عشق ومحبت آقا تو قلبش از همون بچگی ریشه کرده بود. اینها همه به واسطه این بود که توی شهر ومحلشون ماه محرم که می رسید یکپارچه شور وعشق حسینی همه جا رو فرا می گرفت وتمام کوچه ها وخیابونها سیاه پوش می شد.

همین عشق و علاقه باعث شده بود که وقتی در آمریکا داشت دوره آموزش خلبانی را طی می کرد، تو ماه محرم به خونه زنگ می زد و می گفت که گوشی رو به سمت صدای عزاداری که از بلندگوی مسجد محل پخش می شد بگیرن تا دوباره خاطرات اون دوران که توی کوچه پس کوچه های اردبیل ودر هیئت های عزاداری شرکت می کرد براش زنده بشه.انگار با شنیدن این صدا ،ساعت ها  از خود بی خود می شد .رنگ ولعاب آمریکا توسالهای  46 تا 48 نیز هرگز باعث نشد که ذره ای از علاقه غفور به دستگاه اهل بیت وامام حسین(ع) وبه خصوص علاقه اون به قمر بنی هاشم(ع) کم بشه.

غفور در سال 1324 در محله چراغ علی اردبیل متولد شد. پدر غفور که شخصیتی مذهبی و ساده داشت درس گذشت و مردونگی رو خوب به اون آموخته بود.

ShowPicture.aspx?ID=1476ae77-bd65-49ce-b 

"آینده ای روشن"

 اون سالها غفور مثل خیلی از جوونهای هم سن وسالش علاقه شدیدی به پرواز وخلبانی داشت وهمین باعث شد که در سال 1342 به استخدام نیروی هوایی ارتش در بیاد.این  جوان اردبیلی که سالهای سختی رو پشت سرگذاشته بود، با درایت وهوشمندی که دروجودش بود همه مراحل آزمون ورودی خلبانی روبا موفقیت سپری کرد وپس از طی دوره های مقدماتی پرواز ، برای طی دوره تکمیلی به کشور آمریکا اعزام شد.

در سال 1349 غفور با دریافت مدرک خلبانی از پایگاه وب در شمال ایالت تگزاس، به ایران بازگشت ودوره خلبانی کابین عقب وکابین جلو با هواپیمای اف 4 رو تا سال 1351 در پایگاه هوایی مهرآباد طی کرد وبرای ادامه خدمتش در نیروی هوایی به پایگاه هفتم شکاری شیراز منتقل شد.

حالا دیگر غفور خودش را خلبانی ماهر و ورزیده می دید که باید عمر وزندگیش رو برای دفاع از وطنش وقف کنه. او به خوبی می دونست که با هزینه مردم موفق به طی دوره های خلبانی شده وباید برای همین مردم وکشورش خدمت کنه.

سالهایی که غفور در شیراز خدمت می کرد، با فرا رسیدن ماه محرم شور واشتیاقی وصف ناشدنی وجودش  رو فرا می گرفت وسعی می کرد که خودش رو به زادگاهش اردبیل برسونه ودر مراسم مذهبی اونجا شرکت کنه. شاید در تصور خیلی از فامیل ومردم محل این بود که چون غفور در ارتش خدمت می کنه، وبه خاطر جو حاکم وخفقانی که در اون سالها در ارتش وجود داشت دیگه زیاد در این مراسم ها شرکت نخواهد کرد اما با  شروع مراسم عزاداری  وراه اندازی هیئت، می دیدن که جلوتر از همه در برپایی خیمه عزای امام حسین (ع) حضور داره.

سال 52 از راه رسید. غفور در پایگاه هفتم شکاری شیراز خدمت می کرد. در یکی از روزها ماموریتی پروازی به او محول شد که در این ماموریت ستوان شیرچی به عنوان خلبان کابین عقب او را همراهی می کرد. بعد از بلند شدن هواپیما از روی باند پروازی وقرار گرفتن در دل آسمان، دقایقی بعد متوجه نقصی فنی در هواپیما شدند. کنترل هواپیما بسیار سخت شده بود وبه همین خاطر ستوان شیرچی با انجام عملیات اجکت از هواپیما جدا شد.تمام فکر وذکر غفور این بود که بتواند کنترل هواپیما را به دست بگیرد. همه چیز به سرعت               می گذشت وهر آن سقوط هواپیما قطعی بود.اینجا بودکه توسل وتجربه غفور او را از این مهلکه نجات داد ، هواپیما دوباره در کنترل غفور در آمد. ودر مقابل چشم همه فرماندهان وناظران، هواپیما به آرامی در باند پروازی آرام گرفت.بعد از این حادثه همه نگاهها به غفور به عنوان یک خلبان ماهر وباتجربه تغییر کرد.

علاقه وپشتکار غفور برای کسب تجربیات پروازی ومهارت های نظامی باعث شد که دوره امنیت پرواز ودوره هنر آموزگاری هواپیمای اف 4 را تا سال 1356 در آمریکا طی کند وپس از کسب تجربیات ومهارت ها بخش مهمی از خدمت خود را در پایگاه ششم شکاری بوشهر به عنوان رئیس دایره امنیت پرواز سپری کرد.

ShowPicture.aspx?ID=94887441-2aa2-4056-8 

"وفاداری به اسلام"

با پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی، وبه دلیل وجود شرایط حاکم در کشور، وضعیت داخلی ارتش درحال تغییر وتحول بود.این امر سبب شده بود که عده ای از نظامیان ومتخصصان نظامی بدون هیچ دلیلی از خدمت رها شوند.اگر چه عده ای در تلاش بودند که چهره کارکنان متدین ارتش را نیز تخریب وبه این بهانه شعار انحلال ارتش را سرمی دادند اما درایت وهوشمندی حضرت امام (ره) باعث شد که  ارتش به عنوان بازویی توانمند برای حفظ نظام اسلامی ودفاع از مرزهای ایران باقی بماند.

خلبان غفور جدی اردبیلی  که یکی از خلبانان با تجربه نیروی هوایی به شمار می آمد درلیست کسانی قرار گرفته بود که می بایست از ارتش جدا شود.آن سالها او در پایگاه ششم شکاری بوشهر خدمت می کرد. جنگ که شروع شد غفور در حال جمع کردن و انتقال وسایل منزلش از پایگاه بود.وقتی متوجه شد که جنگ شروع شده بی اختیار یک خشم وناراحتی تمام وجودش را فرا  گرفت.سراسیمه خودش را به دفتر فرماندهی پایگاه رساند.اصلا برای او مهم نبود که چه تصمیمی برای او گرفته اند وچه برخوردی با او صورت گرفته است.تمام فکر وذکرش دفاع از کشورومردمی بود که با هزینه آنها سالهای سال درس خوانده وموفق به اخذ گواهینامه خلبانی شده بود..او به واقع درس وفاداری وشجاعت را در مکتب عاشورا فراگرفته بود.

در آن شرایط حساس،فرمانده وقت نیروی هوایی یعنی شهید فکوری بنا به دستور حضرت امام(ره) به همه پایگاهها ابلاغ کرده بود که اگراز خلبانانی که از نیروی هوایی رها شده اند کسی برای پرواز وشرکت در جنگ داوطلب شد او را بپذیرند. غفور هم مثل خیلی های دیگه ازجمله شهید خلعتبری،شهید دوران و.... یکبار دیگه خودش را در لباس خلبانی دید اما اینبار خیلی فرق می کرد. او می بایست تمام تجربیات وآموخته های این چند سالش را برای دفاع از کشور ومقابله با دشمن به کار می برد.

بعد از عملیات اولین پاسخ در تاریخ 31 شهریورماه 59 توسط نیروی هوایی، عملیات بزرگ کمان 99 یا همان 140 فروندی از کلیه پایگاههای هوایی برعلیه مواضع دشمن در تاریخ یکم مهرماه 59 آغاز شد. غفور جدی اردبیلی نیز جزء یکی از خلبانهای شرکت کننده در این عملیات بود.

جنگ 8 ساله ،عرصه ایثار وفداکاری جوانانی بود که برای دفاع از سرزمین ایران اسلامی سر از پا نمی شناختند.در این میان حس وانگیزه خلبانان بسیار ستودنی بود. خلبان غفور جدی بارها گفته بود که" اگر در راه کشورم شهید بشوم دوست دارم که پرچم  ایران کفنم باشد."

روزهای اولیه جنگ برای نیروی هوایی روزهای سخت ودشواری بود.به واقع بار اصلی جنگ ومقابله با تهاجم دشمن در این روزها به عهده نیروی هوایی بود. انجام پروازهای متعدد از پایگاههای مختلف عرصه را برای دشمن تنگ کرده بود. شجاعت واستقامت خلبانان ایرانی در ماههای اولیه جنگ بسیار زبانزد بود.

ShowPicture.aspx?ID=ee3b4573-968d-436a-a 

"روز سرنوشت ساز"

در روز هفدهم آبان ماه سال 59 یک فروند هواپیمای شناسایی آر اف 4  یا همان عکسبرداری هوایی از پایگاه هوایی مهرآباد به سمت منطقه عملیات به پرواز درآمد واز جابجایی دشمن وموقعیت یگانهای عراق در شرق کارون عکسبرداری می کرد.بعداز طراحی یک عملیات بر علیه مواضع دشمن، حملات گسترده ای از زمین وهوا بر علیه دشمن در آن روز آغاز شد.

سرگردخلبان غفور جدی اردبیلی  به همراه کابین عقب خود یعنی ستوانیکم خلجی با یک فروند هواپیمای اف 4 برای بمباران مواضع دشمن که از پیش تعیین شده بود به پرواز در آمدند.این بار غفور حال وهوای دیگری داشت. شاید او  می دانست که این آخرین پروازش هست.لحظه ای که غفور می خواست از باند پروازی به سمت آسمان پرواز کند مثل همیشه توسلی به اهل بیت به خصوص امام حسین(ع) داشت ودر یک چشم به هم زدن مثل یک عقاب آهنین بال در دل آسمان جای گرفت. غفور وقتی بالای سر مواضع دشمن قرار گرفت شروع به بمباران مواضع دشمن کرد.او برای یک لحظه تمام اتفاقات صحنه کربلارا که در روضه ها شنیده بود جلو چشمانش مشاهده کرد.ماموریت غفور که تمام شد  مسیر هواپیما را به سمت پایگاه تغییر داد. اما در یک آن جنگنده غفور تکان شدیدی خورد. اونها متوجه شدند که توسط پدافند هوایی دشمن مورد هدف قرار گرفته اند. عقربه های داخل کابین مدام جابجا می شد وعلامت های هشدار هواپیما روشن وخاموش می شد.صدای ستوان خلجی در کابین پیچیده بود که مدام غفور را صدا می زد که چه کاری باید انجام داد؟ خلبان خلجی به دستور سرگرد جدی هواپیما را ترک کرد. غفور تلاش می کرد که تا  آنجایی که می تواند کنترل هواپیمایش را به دست بگیرد. اما دیگر کار از کار گذشته بود.ارتفاع آنقدر پایین بود که نمی شد کاری  کرد. غفور هم وقتی مطمئن شد که هواپیما در جای امنی قرار گرفته تصمیم به ترک هواپیما گرفت. اما آنقدر ارتفاع پایین بود که سرگرد خلبان غفور جدی اردبیلی به شدت با زمین برخورد کرد و بعد از انفجار هواپیما دریک آن به شهادت رسید.

امروزه بعد از گذشت  سی سال از شهادت آن بزرگ مرد،تندیس او نمادی از جنگنده اش یعنی هواپیمای اف 4 در میدان اصلی شهر اردبیل به عنوان نمادی از غیرت وآزادگی خود نمایی می کند.

 

تهیه وتنظیم: حمیدرضا تندرو

ShowPicture.aspx?ID=7b0c1a11-42b7-4623-a

 
 

 

 

 

منبع:https://nahaja.aja.ir/Portal/home/?paper/57636/59000/117647/به-یاد-سرلشکر-خلبان-شهید-غفور-جدی-اردبیلی

 

2 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

Create an account or sign in to comment

You need to be a member in order to leave a comment

Create an account

Sign up for a new account in our community. It's easy!


Register a new account

Sign in

Already have an account? Sign in here.


Sign In Now
Sign in to follow this  
Followers 0