Welcome to رهروان ارتش

از اینکه انجمن ما را برای مطالعه انتخاب کردید از شما متشکریم. 

برای استفاده از امکانات انجمن و برقراری رابطه دوستانه با دیگر اعضا لطفا در انجمن ثبت نام کنید

با تشکر

Sign in to follow this  
Followers 0

گردان 283 همچون يك سيل بند توانست جلوي ارتش تا بن دندان مسلح رژيم بعثي عراق را بگيرد

امير سرتيپ آراسته:

گردان 283 همچون يك سيل بند توانست جلوي ارتش تا بن دندان مسلح رژيم بعثي عراق را بگيرد

 جانشين گروه مشاوران عالي نظامي فرمانده كل قوا با گراميداشت سالروز آزادسازي خرمشهر گفت: سوم خرداد روز تجلي و عينت بخشيدن به وعده الهي و پيروزي ايمان، ايثار و مقاومت بر كفر و ظلم است.

امير سرتيپ ناصر آراسته در پنجمين همايش تجليل از اسطوره هاي ارتش جمهوري اسلامي ايران و پيشكسوتان دفاع مقدس افزود: دشمن بعثي همانند سيل آمد تا هر چه را مي تواند با خودش ببرد و سدي در برابر خود نمي ديد و تصور نمي كرد سيل بند كوچكي جلوي سيل را بگيرد.

وي افزود: گردان 283 لشكر 92 زرهي نيروي زميني ارتش همچون يك سيل بند كوچك توانست جلوي ارتش تا بن دندان مسلح رژيم بعثي عراق را بگيرد و راهبرد دشمن بعثي را شكست دهد.

جانشين گروه مشاوران عالي نظامي فرمانده كل قوا خاطرنشان كرد: گردان 283 لشكر 92 زرهي نيروي زميني ارتش در اين راه 140 شهيد تقديم كرد كه 40 شهيد آن از نيروهاي كادر بودند و اين از افتخارات نيروي زميني ارتش است.

امير آراسته ادامه داد: گردان 283 لشكر 92 زرهي نيروي زميني ارتش با دلاوري، ايثار و شجاعت، علم، عمل، راهبرد و تاكتيك را در مقابله با دشمنان به خوبي به كار گرفت و در روزهاي نخست جنگ تحميلي در برابر حملات دشمن ايستاد.

وي همچنين گفت: گردان 283 در عمليات نصر در غرب و شرق كارون با انهدام 38 دستگاه تانك و اداره كردن عمليات در زير بمباران هاي شديد، توانست جلوي نفوذ نظاميان رژيم بعثي به داخل خاك ايران را سد كند.

جانشين گروه مشاوران عالي نظامي فرمانده كل قوا يادآور شد: نيروي هوايي و خلبانان شجاع آن از اين گردان همواره حمايت كردند.

امير آراسته ضمن تقدير از فرمانده وقت گردان 283 اظهار داشت: فرمانده اين گردان توانست با شناسايي تمامي خطوط مواصلاتي دشمن، موانع نفوذي و پدافندي و بهره گيري از انضباط، ايثار و رشادت هاي نيروهاي يگان از نفوذ دشمن جلوگيري كند.

وي، تجليل و بزرگداشت از پيشكوستان و رزمندگان هشت سال دفاع مقدس را زمينه اي براي انتقال فرهنگ ايثار، شجاعت و رشادت هاي پيشكسوتان به نسل جوان و ايجاد روحيه در نيروهاي مسلح دانست/

 

 

آجا .

10

Share this post


Link to post
Share on other sites
گزارشی از تلاش ناکام دو لشگر ارتش بعثی برای عبور از پل نادری
آرزویی که برای صدام برآورده نشد


یک هفته قبل از آغاز جنگ، گردان 283 سوار زرهی لشکر 92 مأموریت یافت تا حد فاصل پاسگاه نهر عنبر در جنوب موسیان تا پاسگاه صفریه در جنوب بستان را پوشش تأمینی دهد. فاصله جاده‌ای این دو پاسگاه 86 کیلومتر است که با توجه به شرایط زمین و استفاده صحیح از آن، پست‌های دیده بانی و... بر طول و عرض منطقه پدافندی آن افزوده می‌شود. هنگامی که نیروهای بعثی در پی یک عملیات وسیع برای دستیابی به اهداف خود قصد داشتند از پل نادری عبور کنند، این، گردان 283 به فرماندهی سرگرد سید مجتبی تهامی (امیر سرتیپ دوم بازنشسته فعلی) بود که در برابر دو لشکر زرهی مکانیزه ارتش صدام ایستاد و راه پیشروی آنان را سد کرد. در واقع گردان 283 اقدام به پدافند منطقه‌ای کرد. در این نوع پدافند به هیچ عنوان عقب‌نشینی وجود ندارد، یا باید تمام گردان نابود می‌شد یا دشمن را از دسترسی به اهداف شوم خود ناکام می‌گذاشت. اهداف دشمن در این منطقه عبارت بود از: قطع خطوط ارتباطی استان خوزستان با سایر استان‌ها، تسلط بر شهر‌های دزفول و اندیمشک و تصرف مراکز اقتصادی و نقاط حساس استان. در شرایط آن روز به هر قیمتی، لازم بود از عبور بعثیان از رودخانه کرخه ممانعت به عمل آید، زیرا در صورت عبور دشمن بعثی از این آبراه استراتژیک (چه معبر اصلی آن یعنی پل نادری و چه معبر فرعی که به سمت شوش راه می‌گشود) خسارات جبران ناپذیر و مشکلات عدیده‌ای را در جهت دفاع ملی به وجود می‌آورد. امیر سرتیپ دوم بازنشسته تهامی فرمانده وقت گردان 283 شرحی از مأموریت واقدامات یگان تحت امر خود در روز‌های اول جنگ نگاشته است که توسط آقای احمد حسینیا گردآوری و تدوین شده است و با قدری تلخیص منتشر می شود.

پس ازطی دوره دانشکده فرماندهی و ستاد در سال 1358به لشکر 92 زرهی اهواز منتقل شدم. از بدو ورودم به لشکر مسئولیت فرماندهی گردان 283 سوار زرهی را عهده دار بودم. این گردان در زمره قدیمی‌ترین یگان‌های زرهی بود و نفرات آن از آموزش و انضباط خوبی برخوردار بودند و برای عملیات آمادگی داشتند. مسئولیت من در گردان با مأموریت مرزی و جنگی تمام عیار مقارن شد که از جمله افتخارات دوره سی ساله خدمت سربازی من است.
عصر 15 شهریور1359 این مأموریت به ما ابلاغ شد و گردان ظرف یک هفته بارگیری مهمات بار مبنا، مهمات ذخیره عملیاتی، خواربار 15 روزه، تانک‌ها و خودرو‌های شنی دار و سایر اقلام ضروری را انجام داد و به محل مأموریت اعزام شد.
گردان در زمان دریافت مأموریت با کسری نیرو در تمامی پست‌ها مواجه بود، به عنوان مثال از تعداد 30 افسر سازمانی مورد نیاز تنها 9 افسر در اختیار یگان بود. البته به مرور زمان و بتدریج برخی از این نیازمندی‌ها رفع شد.
گردان 283 ظهر 24 شهریور 1359 یعنی درست یک هفته قبل از هجوم سراسری ارتش بعث عراق به خاک کشورمان در محورهای محل مأموریت خود استقرار یافت و از تمامی وظایف محوله و مأموریت‌های تأمینی، تأخیری، پدافندی و آفندی موفق و سربلند بیرون آمد. اگر چه افسران، درجه‌داران و سربازان شجاع و وطن‌دوستی را از دست داد. گردان 283 یکی از یگان‌های پیروزی آفرین و افتخار‌آمیز ارتش جمهوری اسلامی بوده و حماسه‌های بزرگی آفرید.
ë ناکام‌گذاری دشمن از پیشروی در غرب کرخه
حدود مناطق واگذار شده به گردان 283 بسیار وسیع بود و هر گروهان رزمی باید بالغ بر 25 کیلومتر مربع را حراست می‌کرد، لذا به ناچار هر یک از دسته‌های سازمانی با فاصله چند کیلومتراز یکدیگر مستقر می‌شدند و با ایجاد سنگر‌های تأمینی، دیدبانی و اعزام گشتی‌های شناسایی و رزمی به انجام وظیفه می‌پرداختند.
پس از آغاز تهاجم ارتش بعث عراق گردان 283 از ظهر 31 شهریور تا فردای آن روز، عملیات تأخیری را از مواضع گسترده خود در نوار مرزی به عمل آورد و به عنوان پهلودار تیپ دوم لشکر 92 عمل کرد.
عصر پنجمین روز تهاجم (4مهر 1359)شرایط به گونه‌ای شد که در صورت عبور دشمن از کرخه بر حجم ویرانگری و جنایت‌های بعثیان افزوده شده و کشور با مشکلات بزرگی مواجه می‌شد. از این رو تک تک نیروهای گردان با درک موقعیت کشور، با عنایت ذات اقدس الهی با‌وجود شرایط حاد و بحرانی و نارسایی‌های فراوان با استقرار در جناحین شرقی عارضه حساس پل رودخانه کرخه (جسر نادری) و دامنه‌های غربی ارتفاعات کمانه بزرگ به عنوان تنها راه حل موجود و تنها یگان زرهی خط مقدم نبرد تصمیم به پدافند قاطع از پل نادری و گدارهای موجود در شمال و جنوب پل که برای عبور نفرات دشمن قابل استفاده بود، گرفتند. گروهان‌های رزمی گردان و دسته‌های موشک‌انداز تاو در بهترین و مشرف‌ترین مواضع ممکن استقرار پیدا کردند و آماده پدافند شدند.
زنده یاد سرلشکر شهید علی دمساز که در آن زمان درجه سروانی داشت در اجرای امریه لشکر به گردان 283 منتقل و به مواضع تأخیری گردان در منطقه عمومی سه راهی سرخه وارد شد و سمت معاونت گردان را عهده دار شد. شهید دمساز دوره مربیگری بار‌ریزی هوایی را گذرانده بود و افسری شجاع و منضبط بود و با رعایت کامل ضوابط و ارزش‌های سازنده نظامی و احترام به سلسله مراتب برای همرزمان جوان خود در آن شرایط بحرانی الگو و سرمشق بود و در استقرار گردان در مواضع پدافندی و هدایت عملیات نقشی اساسی و فراموش نشدنی ایفا کرد.
برای جلوگیری از هرگونه ابهام و بلاتکلیفی، مأموریت دفاع از پل به گروهان یکم واگذار و چند قبضه آر. پی. جی. 7 با تیراندازان آن از سایر گروهان‌ها تحت امر فرمانده گروهان یکم قرار گرفت تا توسط ستوان یکم فرج‌الله فریدون‌زاده که فرماندهی این گروهان را بر عهده داشت ساماندهی شوند. یگان‌ها به همراه افراد پیاده به سرپرستی یکی از درجه‌داران شجاع در جناحین غربی پس از غروب آفتاب استقرار یافتند تا از نزدیک شدن احتمالی تانک و نیروهای دشمن به پل در تاریکی جلو‌گیری کنند. گروهان دوم به فرماندهی ستوان فرجود در جناح راست گروهان یکم در ساحل نزدیک رودخانه و دامنه جنوب غربی ارتفاعات کمانه بزرگ استقرار یافت و گروهان سوم نیز به سرپرستی ستوان مهدی پوردر جناح راست گروهان دوم و نزدیک گروه فرماندهی گردان در دامنه غربی ارتفاعات کمانه بزرگ مستقر شد.
عصر 4مهر ماه در حالی که ساعاتی از شب گذشته بود در مسیر بازدید از مواضع خودی به طور غیر منتظره با مرحوم سرهنگ ستاد امرالله شهبازی که آن زمان فرمانده تیپ دوم لشکر92 بود و سرگرد لهراسبی فرمانده گردان 256 تانک ملاقات کردیم.
طبق اظهارات مرحوم شهبازی و همراهان، آنان در اقدامی جسورانه در صدد برآمده بودند تا با استفاده از باتری ماشین و تی ان تی پل را منفجر کنند اما موفق نشده بودند و از منطقه عراقی‌ها به زحمت عبور کرده و خود را از خطر اسارت نجات داده بودند، این در حالی بود که سرگرد لهراسبی با پای گچ گرفته محدودیت حرکتی داشت. هیچ یک از ما از مقطع آغاز جنگ آرامش نداشتیم. آن شب نخستین شبی بود که گردان ما در آن منطقه استقرار یافته بود. پس از بازدید از یگان‌ها در معیت مرحوم شهبازی و سرگرد لهراسبی به مقر فرماندهی بازگشتیم. ساعت 30: 5 بامداد به یک باره صدای شلیک توپخانه دشمن بلند شد و آتش دهانه‌های توپ و تانک آنان تمامی منطقه را روشن کرد. با مشاهده آتش پر حجم دشمن مرحوم شهبازی بسیار نگران شد و تصمیم گرفت پیش ما بماند. با روشن شدن هوا سرگرد لهراسبی به همراه ستوان یکم ختایی‌زاده به سمت یگان خود حرکت کردند تا مقدمات اجرای پاتک و تصرف سرپلی را در غرب رودخانه کرخه فراهم کنند. عصر پنجم مهر دومین تک سنگین دشمن با استفاده از ادوات زرهی و نیروی پیاده شروع شد و از سوی توپخانه دورزن و هواپیماهای بمب‌افکن مورد پشتیبانی قرار گرفت. هدف اطراف رودخانه و مواضع مابود حجم آتش خیلی زیاد بود و در سایه حمایت آتش زرهی سه تانک و دو دستگاه نفربر دشمن از روی پل سرازیر شد اما نیروهای ما به آنان امان ندادند و با‌وجود آتش سنگین با انهدام همه آن‌ها مانع پیشروی نیروهای دشمن شدند. دشمن بعثی که انتظار مقاومت و پاسخ آتش را در آن شرایط از سوی نیروهای ما نداشت به مواضع قبلی خود عقب نشینی کرد.
با پیگیری مداوم گردان از طریق لشکر برای تقویت بنیه دفاعی گردان دو آتشبار توپخانه 175 م م و کاتیوشا که به مقصد آبادان بار‌گیری شده بود در ایستگاه اندیمشک پیاده و با توجه به اهمیت حیاتی پل نادری به یگان ما پیوستند. عصر روز 6مهر ارتش بعث عراق برای بار سوم برای عبور از پل نادری هجوم آورد ولی این بار با حجم آتش بیشتر و برخودار از حمله‌های مکرر هواپیماهای جنگی، در لحظات اولیه حمله نفرات پیاده دشمن توانستندتا ساحل جنوبی کرخه که مواضع ما بود پیشروی کنندو تعدادی از آنان خود را به گدار‌های جنوبی رود رسانده وارد آب شدند اما با آتش مدافعان ما رو به رو شده و زمینگیر شدند. انفجارتانک‌های عراقی که خود را به مواضع ما نزدیک کرده بودند در آن شرایط بسیار دیدنی بود پس از ساعتی درگیری عراقی‌ها متوجه شدند که نمی‌توانند از سد نیروهای ما بگذرند، لذا اقدام به عقب نشینی کردند واز تصمیم عبور از پل نادری برای همیشه منصرف شدند.
بدین ترتیب نفرات شجاع گردان 283 با ایثار و  حماسه آفرینی توانستند مانع پیشروی دشمن در حساس‌ترین منطقه شمالی استان زرخیز خوزستان شوند و با پدافند قاطع و سرنوشت ساز خود از ادامه پیشروی دشمن در روزهای اول جنگ و دستیابی صدامیان به شبکه مواصلاتی و ریلی استان و تأسیسات حیاتی کشور جلوگیری کنند و حماسه‌ای ملی و پرشور را به نام خود به ثبت برسانند. همواره یاد و خاطره دلیر مردان گردان 283 جاوید باد.
 

9

Share this post


Link to post
Share on other sites
 

واگويه‌هاي فرمانده «گردان 283» از اوايل جنگ تحميلي


 

سه تن از فرماندهان ارتش جمهوري اسلامي ايران در دوران دفاع‌مقدس با حضور در خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، و در نشستي، درباره چگونگي آغاز جنگ تحميلي و مقاومت رزمندگان «گردان 283 لشكر 92 زرهي» خوزستان در برابر هجوم ارتش عراق در روزهاي آغازين جنگ تحميلي به بحث و گفت‌وگو نشستند.

به گزارش خبرنگار سرويس فرهنگ حماسه خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) در اين نشست، امير سيدمجتبي تهامي، فرمانده «گردان 283 » لشكر 92 زرهي خوزستان خاطراتي از نقش اين گردان در اوايل جنگ تحميلي را بيان كرد.

وي مي‌گويد: شرايطي كه عراق جنگ را بر ما تحميل كرد، بسيار بحراني بود. افراط و تفريط‌ هايي صورت گرفت كه تمام مؤلفه‌هاي تشكيل دهنده توان رزمي يگان‌هاي ارتش را در حالت بحران قرار داد. از جمله مؤلفه‌هاي تشكيل دهنده توان رزمي مي‌توان به روحيه،اعتماد،استعداد و آموزش اشاره كرد. متأسفانه اين مؤلفه‌ها در لشكر 92 زرهي زير حد قابل قبول بود.

به عنوان مثال تعداد افسران «گردان 283» را كه افتخار مسئوليت آن را بر عهده داشتم از 30 افسر به 9 نفر افسر كاهش دادند و يا قانون تقليل خدمت نظام وظيفه از دو سال به يك سال باعث شد تا توان نظامي يگان‌ها 60 درصد كاهش يابد.

تمام مسائل و جابجايي‌هاي عراق را پيگيري مي‌كرديم چرا كه قوي‌ترين گروه پشتيباني اطلاعات رزمي را در لشكر 92 در اختيار داشتيم كه امير سرتيپ «ذاكري» مسئول آن بود. لشكر 92 زرهي خوزستان توانست با وجود تمام شرايط بحراني افتخاراتي را خلق كند كه بر تارك تاريخ نظام جمهوري اسلامي ايران مي‌درخشد.

.

گردان 283 كه از روز 15 اسفندماه سال 1359 در جنوب غربي اهواز از «طلائيه قديم» تا پايگاه مرزي كيلومتر 25 چيزي حدود 60 كيلومتر را زير نظر داشت در اواسط تيرماه سال 1359 و با توجه به گرمي هوا و برقراري آرامش نسبي و باموافقت لشكر به پادگان شماره يك اهواز رفت و تنها يك گروهان را براي ديده‌باني در آنجا ابقا كرد تا هم گرمازدگي نيروها كاهش يابد و هم بتوان به آن‌ها آموزش داد.

هنوز آن گروهان در پادگان شماره يك بودند كه صبح روز جمعه چهاردهم شهريورماه سال 59 يك پاكت به لشكر 92 رسيد. مأموريت جديدي براي لشكر در نظر گرفته شده بود. عصر جمعه تمام فرماندهان گروهان‌ها را دعوت كرديم و همزمان ستاد لشكر فعال شد. ارتباط دو سويه بين يگان‌ها برقرار بود. گردان زرهي از عصر روز چهاردهم شهريورماه وارد عمل شد. مثلا خودروهاي شني‌دار (تانك‌ها و نفربرها) را همراه با مواد منفجره و مهمات بر روي خودروهاي «تريلي‌» بارگيري كرديم. از روز چهاردهم تا نوزدهم شهريورماه فقط درگير بارگيري ده‌ها تن مهمات بوديم.

در روز نوزدهم شهريورماه سال 1359 اعلام كردند كه ژاندارمري به گردان 382 ملحق شود و حدود ساعت 19 پادگان را به مقصد «عين خوش» ترك كند. مأموريت پوشش لشكر 92 زرهي از پاسگاه «نهرعنبر» در نوار غربي تا پاسگاهي در شمال غرب تنگه چزابه و در منطقه‌اي به عرض 86 كيلومتر بود. اين تحولات همچنان ادامه داشت تا اين كه عصر روز 29 شهريورماه 59 كه درگيري در پاسگاه‌هاي فكه و «سيمره» به صورت تبادل آتش انجام گرفت. از نخستين ساعات روز 31 شهريور 59 گردان‌ها وارد عمل شدند و هر يك در معبرهاي نفوذي جداگانه‌اي قرار گرفتند. به عنوان مثال لشكر 10 زرهي كه داراي دو تيپ زرهي مكانيزه بود، گرداني را در امتداد «چم هندي»، «تنگه ابوقريب» و «دشت عباس» وارد عمل كرد كه در دشت عباس دقيقا عقبه يگان‌ها را مي‌بندند.

اما در اين منطقه وسيع وقتي يك گردان با حدود دو لشكر شامل 28 گردان مانوري عراق مورد هجوم واقع مي‌شود طبيعي است كه فرمانده گروهاي سوم ما در جناح شمالي پاسگاه فكه با گروهانش به اسارت گرفته شوند. گروهان دوم با سرگروهان يكم نيز به اسارت گرفته شدند. اما با اين شرايط كليت گردان 283 خودش را حفظ كرد و در غرب روستاي «عين خوش» حماسه آفريد و چندين تانك عراقي را منهدم كرد.

عراق براي اينكه تامين بيشتري داشته باشد نيروهايش را از غرب روستاي «عين خوش» جمع كرده بود و ساعت 4 صبح دستور داده بود كه ضمن رعايت نكات امنيتي در حركت به نيروهاي ديگر ملحق شود. در همين شرايط بمباران‌هاي هوايي سنگين در منطقه عين خوش انجام شد و تا حدود ساعت 10 اين شرايط حاكم بود. با توجه به مواضع موجود در عين خوش فقط دو گردان از «تيپ 2» را در اختيار داشتيم.

در محدوده منطقه عين خوش شرايط بسيار دشوار بود چون يكي از گروهان‌ها در محاصره نيروهاي عراقي قرار گرفته بود اما عراقي‌ها اطلاعي نداشتند كه اين گروهان در محاصره آن‌ها قرار دارد. رزمندگان گروهان نيز مي‌دانستند كه در محاصره نيروهاي دشمن هستند و همين امر باعث شده بود تا فرمانده گروهان تحت فشار باشد. من با او در ارتباط بودم و بار راهكارهاي ارائه شده توانست از آن شرايط بيرون آيد.

در همان منطقه عين خوش شرايط بحراني بود و لشكر 92 زرهي ساعت 11 شب ماموريت جديدي را به گردان 283 اعلام كرد مبني بر اينكه بي‌درنگ به ارتفاعات عزيمت كنيد تا نيروهاي عراقي نتوانند به دشت عباس بيايند. در دشت عباس نيز نيروي هوايي عراق و آتش توپخانه‌اي آن به شدت وارد عمل شده بود. گردان 283 جاده انديمشك به اهواز را كه بزرگترين آمادگاه يعني «دو كوهه» در آنجا موجود است قطع كرد چون منطقه بسيار حساس بود و پايگاه چهارم شكاري نيز در آنجا قرار داشت.

.

شهيد سروان «دمساز» كه افسري بسيار منظبط و فهميده بود از لحظه ورودش به گردان 283 در روز چهارم مهرماه سال 59 براي تمام رزمندگان جوان الگو شد. به كمك او و شبانه توانستيم تمام تجهيزات را در منطقه آرايش دهيم و از پيشروي دشمن جلوگيري كنيم. گردان 283 در روز چهارم مهرماه سال 1359 دررودخانه «كرخه» عمليات تاخيري دادند چرا كه تخصصي‌ترين عملي كه مي‌توان در آن شرايط انجام داد، عمليات تأخيري براي كشانيدن دشمن به زمين دفاعي خود و ايجاد شرايط مناسب براي انجام عمليات پدافندي بود. اگر اين عمل صورت نمي‌گرفت عقبه نيروهاي خودي بسته مي‌شد و تمام نيروها نيز به اسارت گرفته مي‌شدند. عصر همان روز الحاق بين يگان‌هاي جناح چپ لشكر موتوريزه با جناح راست 10 زرهي صورت گرفت.

عصر روز چهارم مهرماه به گروهان ستوان يكم «فريدون زاده» سر زدم. در جناح راست «پل كرخه» گروهان دوم و در جناح راست گروهان دوم هم گروهان سوم را كه فرمانده‌اش ستوان «محمود‌نيا» بود مستقر كرديم تا نزديك به فرمانده‌ گردان باشد و كمبودها را جبران كند.

بالاخره دسته موشك‌هاي «تاو» و 106 دستگاه «نفربرM113» را در خط رأس نظامي گردان موشكي مستقر كرديم كه به تمام منطقه ديد داشت و هيچ مانعي براي تيراندازها و موشك‌اندازهاي «تاو» وجود نداشت.

به همت نيروهاي رزمنده گردان 283 ، سه بار «تك» گردان‌هاي عراقي براي عبور از رودخانه كرخه درهم شكسته شد. در روز ششم مهرماه عراقي‌ها آن قدر نزديك شده بودند كه نفرهاي پياده وارد آب شدند حتي شايع شده بود كه دو دستگاه خودرو با پنچ سرنشينش از آب عبور كرده‌اند كه اين مساله را تاييد نكرديم.

لشكر 92 فقط از«موسيان » تا خرمشهر و شلمچه 300 كيلومتر را زير نظرداشت. برابر تمام قراردادهاي علمي،يك لشكر وقتي مواضعش را رسما سازماندهي و در عرض منطقه‌اي مي‌تواند پدافند كند كه بين 16 تا 18 كيلومتر عرض داشته باشد اما لشكر 92 زرهي اجازه نداد به اين منطقه خدشه وارد شود. بعدها گردان 283 حماسه‌اي را خلق كرد كه برگ زريني در تاريخ هشت ساله دفاع مقدس است و براي اولين بار سرزمين خوزستان با خون پاك شهداي لشكر 92 متبرك شد.

افرادي كه تخصص ندارند نبايد در زمينه‌هاي مختلف اظهارنظر كنند. سپاه سوم ارتش عراق مسئوليت«تك» اصلي عليه ايران را بر عهده‌ داشت. لشكرهاي تابع اين سپاه شعار مي‌دادند ما استان خوزستان را سه روز فتح خواهيم كرد. فرماندهان اين لشگرها مي‌گفتند كه شما را سه روز ديگر در اهواز ملاقات خواهيم كرد.

در سطوح ملي كشورها اشتباهات متفاوتي رخ مي‌دهد كه به آن‌ها اشتباهات استراتژيك يا خطاهاي راهبردي مي‌گويند. يكي از آن خطاها اين است كه قدرت حريف را كم‌تراز آن چيزي كه هست، برآورد مي‌كنند. يكي از خطاهاي عراق نيز همين بود.عراق فكرنكرده بود كه ايران سوابق چندين هزار ساله دارد و اولين تمدن‌ها در حوزه‌هاي ايران به وجود آمدند.عراق فكر اين را نكرده بود كه اقوام شريف ايراني با هويت‌هاي متمايز از نظر فرهنگي اجتماعي به كشورشان تعلق خاطر دارند. عراق احساس مي‌كرد كه با تجزيه ايران راحت‌تر مي‌تواند به پنج كشور كوچك حكومت كند.

قدرت ملي در يك كشور را عناصر مختلف تشكيل مي‌دهند. عنصر نظامي تنها يكي از آن‌ها است. عراق ابزار اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي را محاسبه نكرده بود و نمي‌دانست كشوري كه به تازگي در آن انقلاب روي داده است و شور و شعفي كه در وجود تك تك اعضاي جامعه است را نمي‌شود ناديده گرفت چرا كه بلافاصله دست به دست يكديگر مي‌دهند تا تجاوز را دفع كنند.

8

Share this post


Link to post
Share on other sites

با سلام واحترام ،سلام و درود ميفرستم بردلاورمردان ارتش جمهوري اسلامي ايران بويژه شجاعان  گردان 283 سوارزرهي لشكر 92 زرهي خوزستان و براي همگي آنان آرزوي سلامتي  از درگاه خداوند بزرگ دارم كه در آن شرايط ويژه ازايران بزرگ خالصانه دفاع نمودند ونيز براي تمامي شهداي هميشه جاويد و پاك اين گردان آرزوي علو درجات را از درگاه ذات احديت  خواستارم.همواره یاد و خاطره آنان جاوید باد.با احترام،Ali.f4

8

Share this post


Link to post
Share on other sites

Create an account or sign in to comment

You need to be a member in order to leave a comment

Create an account

Sign up for a new account in our community. It's easy!


Register a new account

Sign in

Already have an account? Sign in here.


Sign In Now
Sign in to follow this  
Followers 0