Welcome to رهروان ارتش

از اینکه انجمن ما را برای مطالعه انتخاب کردید از شما متشکریم. 

برای استفاده از امکانات انجمن و برقراری رابطه دوستانه با دیگر اعضا لطفا در انجمن ثبت نام کنید

با تشکر

شكارچي شكار شد!

29 posts in this topic

دوست من به ارسال شما توجه کردم و دو مورد هم صحبتهای شما را تایید کردم 

در مورد سایدوایندر متاسفانه نمی توانم سند قراردهم چون اجازه همچین کاری را ندارم ولی سه شکار در دفتر عملیات نیرو ثبت و اثابت شده و یکی در حالی از ابهام است سه شکار دوتای آن مربوط به امیر پیروان یکی سال 65 دیگری سال 67 و دیگری مربوط به امیر خلیلی (یدا... ) می باشد 

در مورد شلیک به موشک کرم ابریشم همانطور که در کتاب نبرد در آسمان توضیح دادم این اتفاق رخ داده است با توجه به این نکته که کتاب نبرد در آسمان و وقایع آن کاملا منطبق بر اسناد نیروی هوایی می باشد 

در مورد سه تامکت چون نام هر سه خلبان را می دانم که در این روز هدف قرار گرفتند دوفروند صبح یک فروند بعدازظهر زیاد نیاز به توضیح اضافه نمی بینم می توانید به تاریخ نبردهای نیروی هوایی نوشته امیر نمکی مراجعه فرمائید درضمن میرازها به جز این سه مورد بازهم موفق به شکار تامکتهای ما  شده اند 

 

hossein......u دوست عزیز 

متاسفانه زیاد نمی شه درباره مسائل مربوط به تامکتها بحث نمود به خاطر یکسری از عوامل و مشکلها 

اما به آن شکل که مشخص هست تامکتهای از دست رفته بر اثر پدافند در طول جنگ تحمیلی حداقل چهار فروند می باشد شهید جعفر مردانی با کمک شهید حسین عبدالشاهی - مرحوم هزین با کمک شهید سید حسین حسینی - جناب خادمی با کمک جناب خانپور و جناب هاشم زاده 

در مورد میراژ هم بجز سه مورد سال 60 یک مورد هم در سال 67 اتفاق افتاده هرچند هنوز بحث بر سر نحوه اصابت هواپیمای شهید آل آقا وجود دارد ( میراژ - میگ 23 - برخورد موشک کرم ابریشم ) 

یک مورد برخورد موشک سام به خلبانی جناب هرندی یک مورد برخورد موشک میگ 23 به خلبانی مرحوم بهرام قانعی و کمک شهید اصل داوطلب . یک مورد هم به دلیل استال به خلیانی شهید بی طرف و کمک منصور خانپور یک مورد هم مربوط به مرادی و سرتیپ آزاده نجفی که در عراق هرف قرار گرفت 

 

درکورد چرایی این مسئله با توجه به اهمیت تامکتها کوچکترین توضیحی درباره آنها داده نمی شود 

 

 

 

فونت آبی توسط دستان

فونت قرمز روایت جناب مازندرانی

 

دستان نوشته شده توسط:  جناب مازندرانی سلام.یه لیستی تهیه کردم از امار سقوط اف14 هامون .

-2 فروند پیش از انقلاب در جریان پروازهای اموزشی که در اولی شادروان عابدی در گذشتند ودر دومی تیمسار حزین به سلامت اجکت کردند.در هر دو مورد هواپیما دچار engine stall شده بود.

دو مورد قبل از انقلاب بترتیب اولی مرحوم علی عابدی و کابین عقب آمریکائی وی آقای Peinemann در اثر وارد کردن فشار جی بیش از حد در ارتفاع پائین و حین گردش بسیار گود هواپیما دچار Compressor Stall گردید و کابین عقب بدون هماهنگی با خلبان مبادرت به ایجکت نموده که همین امر باعث زمین خوردن هواپیما و شهادت خلبان هواپیما سروان علی عابدی گردید.

مرحوم تیمسار حزین در یک پرواز آموزشی که بعنوان IP درکابین عقب هواپیما قرار داشت به همراه سروان (تیمسار بازنشسته) غلامحسین هاشمپور در اثر افتادن در حالت Inverted Spin مجبور به ترک اضطراری هواپیما شدند.

-2 فروند در اولین رویارویی با میراژها در تاریخ سوم اذر 1360 که خلبانها به سلامت اجکت کردند.یکی از خلبانها نظام ابادی بوده.

مورد بعدی در درگیری با میراژ عراقی سروان غلامرضا نظام آبادی و ستوان جلال آبادی بودند که هر دو نفر بسلامت از هواپیما خارج گردیدند.

مورد بعدی به خلبانی سرگرد ابوالفضل هشیار از پایگاه هفتم شکاری بودند که نام کابین عقب وی را بخاطر ندارم.

-1 فروند در روزهای اخر فروردین 1360 به خلبانی جعفر مردانی و حسین حسینی که هر دو شهید شدند.احتمالا بر اثر واماندگی هواپیما بعد از سوخت گیری هوایی.

مرحوم سروان خلبان شهید جعفر مردانی به همراه مرحوم ستوان غلامحسین عبدالشاهی بودند که در اثر ورود هواپیما به حالت Erected Spin درست بعد از بنزینگیری و جدا شدن از زیر تانکر سوخترسان اتفاق افتاد که متاسفانه هردو نفر بشهادت رسیدند.

-2 فروند توسط پدافند هوایی خارک به صورت اشتباهی!!!(friendly fire)

مورد بعدی مرحوم سرگرد خلبان عباس حزین باتفاق مرحوم سید حسین حسینی که مورد اصابت موشک هاگ از سوی سایت موشکی منطقه بوشهر قرار گرفته . هر دو خلبان ایجکت نمودند که متاسفانه کابین عقب پس از ورود به آب دچار خفگی گردید و به شهادت رسید و مرحوم حزین از این مهلکه برای بار دوم جان سالم بدر برد. (از پستی دیگر): هواپیمای مرحوم حزین در حین پرواز بر روی منطقه خارک مورد اصابت موشک هاگ خودی قرار گرفت که در اثر این برخورد هواپیما منهدم و هر دو خلبان بلافاصله مجبور به خروج اضطراری گردیدند و هر دو نفر سالم از هواپیما خارج شدند و لی مرحوم شهید سید حسین حسینی هنگام فرود در آب بدلیل مواج بودن دریا و پیچیدگی بند چتر بدور گردن وی دچار ایست قلیی شد و متاسفانه در دم بشهادت رسید و لذا تیم رسکیو ابتدا" تصور بر خفگی در آب وی داشتند که پس از انجام معاینات بعدی توسط پزشکی قانونی عدم خفگی در آب به تائید رسید.

مورد دیگری که مورد اصابت پدافند خودی در خارک قرار گرفت سروان خلبان ارسلان خادمی به همراه ستوان احمد روستائی کابین عقب نامبرده در این پرواز بود که هر د نفر بسلامت از هواپیما خارج گردیدند.

-1 فروند به خلبانی هرندی در اواخر تابستان 1362 روی منطقه عمومی اروند هنگام اسکورت فانتومها در ماموریت high bombing که هدف موشک سام 2 قرار گرفت.هرندی و کمک خلبان سالم اجکت کردند.

مورد بعدی سروان خلبان حسن هرندی باتفاق سروان احمد روستایی بود که در هنگام اسکورت هواپیماهای اف 4 در حین درگیری با چند فروند هواپیمای مهاجم عراقی مورد اصابت موشک یکی از آنان قرار گرفت و هر دو نفر بسلامت هواپیما را ترک نمودند.

-1 فروند به خلبانی ال اقا و رستم پور در بیستم مرداد1363 .به گفته جناب مازندرانی بطور تصادفی به یک موشک کرم ابریشم برخورد نمودند.ال اقا شهید شد ولی رستم پور بسلامت اجکت کرد.

-1 فروند در سال 1366 به خلبانی علیرضا بیطرف و خان پور که به دلیل نقص فنی سقوط کرده و بیطرف شهید شده ولی خانپور اجکت میکنند.(احتمالا hydrolic failor)

مورد دیگر مورد اصابت قرار گرفتن هواپیمای سروان خلبان جعفر بهادران بود که نام کابین عقب وی را بخاطر ندارم و در درگیری با چندین فروند از هواپیماهای مهاجم عراقی در یک ساندویچ اتک مورد اصابت موشک یکی از آنان قرار گرفت که هر دو خلبان و کابین عقب بسلامت هواپیما را ترک گفتند.

-1 فروند به خلبانی اقبالی و خورشیدی که در 10 مایلی پایگاه اصفهان سقوط کرده وهر دو شهید میشوند.(تاریخ و دلیل را نمیدانم)

-1 فروند به خلبانی بهرام قانعی و کابین عقب اصل داوطلب در سال 1367 که در تله جنگنده های عراقی افتاده و سرنگون میشوند .هر دو اجکت کرده ولی اصل داوطلب در اثر پیچیده شدن بند چتر دور گردن شهید میشود.( نوع هواپیماهای عراقی را نمی دانم)

-1 فروند در سال 1383به خلبانی یک هنرجوی اف14 و ابوعطا که در اثر engine stall سقوط کرده و هردو شهید میشوند.

-1 فروند به خلبانی علیرضا کریمانی و کمکش در سال 1391 از پایگاه بوشهر که هر دو شهید شدند.دلیل اشکار نشده.

در کل 15 فروند که فقط 4 فروند توسط عملیات جنگی عراق بوده باقی یا اشکال فنی بوده یا خطای انسانی!

 

 

 

 

 

 

سلام جناب مازندارانی 

- در مورد هدف قرار گرفتن موشک کرم ابریشم می توانید مراجعه کنید به صفحه 138 الی 140 کتاب نبرد در آسمان خلبان عباس بابایی کمک فضل الله جاویدنیا مربوط به اواخرتابستان 63 که البته بعد از این پرواز به دستور جناب بابایی شلیک موشک ارزشمند فنیکس به کرم ابریشم ممنوع شد چون خلبان می توانست هدف را در ارتفاع کم و با سرعت خیلی پایین شناسایی نماید 

منطقه این درگیری مابین ماهشهر و خارک تعیین شده شلیک از فاصله حدود 15 مایلی توسط فنیکس بوسیله جاویدنیا انجام شده 

- در مورد شهید جعفر مردانی  در گزارش به صراحت نه هدف قرار گرفتن توسط موشک را و نه گردش شدید را ذکر کرده گزارش رادار ماهشهر هم به این مضمون هست که ناگهان از صفحه محو می شود متاسفانه چیزی درباره آخرین مکالمات خلبان هم در آن دیده نمی شود اتفاقا یک گزارش در این خصوص به دستخط جناب مازندارنی که بعد از جنگ هم نگاشته شده با عنوان مرحوم ستاری موجود می باشد 

- بله کاملا اسامی درست می باشد در مورد تامکت جناب هرندی هم حق با شماست 

- در مورد شهید اصل داوطلب هم در بیست و پنجم دی ماه 1365 در ایذه هواپیمایشان هدف قارار گرفت که بعد از اجکت بندهای 2-3-5-7 چتر دور گردن ایشان پیچیده می شود و باعث شهادت ایشان می شود چیزی که گزارش مرحوم قانعی می باشد درگیری با یک دسته هواپیمای عراقی بعنوان طعمه و هدف قرار گرفتن توسط یک فروند که در ارتفاع پایین پرواز می کرده عنوان شده آنجا احتمال آن را میگ 23 عنوان کرده هرچند به عقیده من این نوع پرواز عراقی ها باید میراژ این نوع پرواز را انجام داده باشد 

 

دوست گرامی جناب محمد معما

نخست توضیح چند نکته الزامی است:

نه من و نه شما به اسناد محرمانه نیروی هوایی در باره نتایج درگیریهایی هوایی دوران جنگ دسترسی نداریم.

خودم را که مطمئنم!!! ولی شما هم اگر به چنین اسنادی دسترسی داشتید شاهد اشتباهات بعضا فاحش در امار شما نبودیم.

دیگر اینکه خود نیرو هم امار کلاسه بندی شده و مطالعه شده و دسته بندی شده طبق استانداردهای جهانی را ندارد!نه اینکه اسناد کافی در اختیار نداشته باشد بلکه اراده ای نبوده که این اسناد را ویرایش کرده و با یک مطالعه درست و منطقی یک بازخورد کلاسیک و استاندارد از ان تهیه شده و در اختیار عوام (دست کم خواص!)قرار گیرد.

خود خلبانان نیروی هوایی هم به دلایل گوناگون در ان برهه جنگ و مشکلات فراوان ناشی از ان اصلا به فکر این نبودند که به سبک خلبانان غربی شکارهایشان را با تمام اسناد جمع اوری کنند تا بعد انها را انتشار دهند یا از انها استفاده کنند.حتا در بسیاری از موارد دفترهای پروازی خلبانان هم عملا دیگر وجود خارجی ندارد!چه برسد به امار دقیق شکارهایشان.

حتا برای ثبت ساعات پروازی  هم چندان رقبتی برای انجام دقیق این کار وجود نداشته است.حالا چرا ...بماند!!!

می رسیم به امار سرنگونی تامکتهای ما از ابتدای تحویل تا کنون.در انجمن پیشین من اماری در این زمینه تهیه کرده و در انجمن قرار دادم که جناب مازندرانی به عنوان یکی از خلبانان قدیمی و جنگ دیده نیروی هوایی زحمت تصحیح ان را کشیدند و اکنون هم دوست عزیزم جناب ارچ انجل ان را در این انجمن قرار داده که حتما دیده اید.به تعداد 15 فروند از تامکتهای ما تا کنون به دلایل گوناگون سرنگون شده و از موجودی ناوگان کم شده اند.با توجه به این امار و تعداد تحویلی به ما (79فروند)به دقت میتوان تعدادتامکتهای موجود را به دست اورد.صرف نظر از اینکه چند فروند عملیاتی هستند یا چند فروند توانایی رزم دارند که این مورد از اسناد بسیار محرمانه است که هیچ کدام از ما به ان دسترسی نداریم.در واقع درباره ناوگان جنگنده های امریکایی موجود فقط  امار تامکتها را به دقیق ترین تعداد میتوان به دست اورد!ولی با امار شما تعداد تامکتهای موجود بسیار کمتر از واقعیت فعلی می شود!

درباره شکار با ساید واندر:

با توجه به نبود اطمینان در بین خلبانان تامکت به کارکرد درست نمونه J این موشک بر روی تامکت عملا از ان استفاده ای هم نمی شد.هنوز هم میگویم که تنها مورد کاملا اثبات شده کاربرد موفق این موشک مورد شکار میراژ جناب پیروان در نزدیکی شهر قم است که لاشه میراژ یاد شده و خلبانش در نزدیکی شهر فرمهین از توابع فراهان استان مرکزی نزدیک جاده اسفالته خروجی شهر به زمین خورد.موارد دیگر که دو یا سه مورد است به این اندازه متقن و سند دار  نیستند.از جمله دو مورد ادعایی جناب حسین خلیلی.هر چند کاملا انها را رد نمیکنم و امکان صحت ادعا هم وجود دارد.

در باره تامکتهای شکار شده توسط میراژها :

فقط سه فروند بوده اند.حالا تاریخهایشان مورد اختلاف است که تغییری در اصل ماجرا ندارد.ولی فقط سه فروند با میراژ شکار شده اند.شکار شدن تامکت توسط میراژ در سال 67 هم اصلا و ابدا نداریم.موارد اقایان هرندی و مردانی به هیچ عنوان شکار جنگنده های دشمن یا سیستمهای سام ان نبوده اند(بیشتر از این در این جا نمیشود صحبت کرد).سانحه شادروان مردانی یک سانحه غیر رزمی مطلق بوده و هیچ شکی درباره ان حتا در بین خلبانان قدیمی تامکت وجود ندارد.سانحه زنده یاد ال اقا هم البته به نوعی شکار دشمن است !ولی ماجرا برخورد غیر مترقبه تامکت ایشان به یک موشک کرم ابریشم بوده است.

تامکت سرنگون شده توسط پدافند هم فقط دو مورد است.که در متن ارسالی اقای ارچ انجل موجود است با توضیحات.

باقی امار هم که مورد تایید جناب مازندرانی است هم در اختیارتان است.

اما یک صحبت کلی درباره امارهای شما:

به نظر می رسد شما در این باره تحت تاثیر کتاب و امارهای تام کوپر هستید.امارهای ارسالی شما در فرم سنترال کلابس که در ان با همین نام کاربری عضو هستید دقیقا همان امارهای کتاب یاد شده است.حتا عنوان موشکهای استفاده شده هم اسپاروE4 و سایدواندر P درج کرده اید که اولی درست نیست و دومی هم که اصلا در ایران وجود ندارد!

مورد دیگر تامکت خائن فراری احمد مرادی است که عناون نمودید با میگ 23 درون عراق سرنگون شده است. این اشتباه مطلق  است نه واقعیت روی داده.خود نیروی هوایی با کار کارشناسی و اطلاعاتی دقیق پی به کل ماجرا برده و اسناد ان را هم در اختیار دارد.تامکت یاد شده نه تنها سرنگون نشد بلکه صحیح و سالم در عراق فرود امده و سپس توسط کارشناسان امریکایی مستقر شده در محل به قطعات کوچکتر از هم باز شده و با سه تریلی کفی بر چادر دار و از مرز صفوان به کویت منتقل و از انجا به امریکا برده شد.

درباره کتاب شما هم که در زمینه زندگی نامه جناب استاد جاویدنیا است هم موارد مبهم بزرگی وجود دارد.شما در این کتاب در بیش از 11 مورد ادعای شلیک به جنگنده های عراقی توسط جناب جاوید نیا نموده اید.ولی مساله اینجاست که خود ایشان هم معترف هستند که بیشترین تعداد شلیک فینیکس در ایران متعلق به جناب مازندرانی با 8 فروند است.اصلا دو مورد از این 8 فروند را خود ایشان مطالعات و همانگی های لازم  برای ثبت ان در شکارهای جناب مازندرانی  را انجام داده اند(رجوع کنید به تاپیک ""ان دو فینیکس فراموش شده"" در همین انجمن و همچنین سنترال کلابز)بعد از ایشان بیشترین تعداد شلیک 5 فروند است که تعداد خلبانان ان بسیار محدود و به تعدادا نگشتان یک دست هم نیستند.بیشتر خلبانان تامکت از یک تا سه مورد شلیک فینیکس داشته اند و حتا شلیک 4 فروند هم به ندرت بینشان وجود دارد.

به هر حال اماری که مورد تایید یک خلبان جنگ دیده و با تجربه  نیروی هوایی است (که به واسطه مسولیتهایشان بسیار مطلع هم هستند)  مطمئن تر از امار من و شما است.هر چند در همین مورد هم نمیشود گفت که مطلقا درست بوده و دیگر هیچ شکی وجود ندارد!

17 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

دوست گرامی جناب محمد معما

نخست توضیح چند نکته الزامی است:

جناب دستان یک سوال

تامکتی که احمد مرادی دو دستی تقدیم عراق کرد  به طور کامل به امریکا رفت؟

   پس جریان اون عکس لاشه هواپیما که توی یه میدون گذاشته بودن  چی بود؟

9 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

دوستان گرامی در صورت امکان اگر می خواهید جوابی به مطلبی بدهید لازم نیست کل مطلب را کپی پیست کنید مگر اینکه بخواهید در مورد تک تک موارد توضیح بدهید . مثلا دیده می شود ده بیست خط کپی می شود و جواب یا سوال یا توضیح یکی دو خط می باشد 

13 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

جناب دستان

من به آمار محرمانه ای دسترسی ندارم و در ضمن خلبانان اف 14 فرصت کافی برای نوشتن دفاتر پرواز خود داشتند اگر آماری که 7 سال پیش من قرار دادم دقیقا کپی فارسی سایت اجکشن هیستوری است که همانجا هم ذکر کردم و البته بسیار اشتباه دارد و ارسال آن به حدود 7 سال پیش بر می گردد و ربطی به حالا ندارد سند محکوم کردن من است مشکلی نیست

در مورد شکارها جناب هرندی را که گفتم اشتباه از من بوده برای جناب مردانی هم حرفی ندارم

در مورد سایدوایندر هم در تاریخ 28/4/1367 جناب پیروان با کمک محمد حیدری زاده با معرف اژدر11 در محل تاسیسات گاز کنگان شکار با سایدوایندر داشته است

در مورد هواپیمای مرادی هم اون آمار که شما تمام وقت می گویید اشتباه است ذکر کردم برگردان همان سایت بود هیچ کس بهتر از خود جناب نجفی نمی تواند اتفاق رخ داده را توضیح دهد که ایشان هم روزه سکوت گرفتند پس انقدر محکم درباره چیزی صحبت نکنید

در ضمن تحت تاثیر آمار کاملا اشتباه آقای کوپر و نامهای ساختگی کتاب ایشان نیستم و این موضوع را به خود ایشان تلفنی و به جناب بیشاسب حضوری گفتم ایشان هم گفت ما دسترسی به منابع نداشتیم و بیشتر به صحبتهای خلبانان فرار کرده و عراقی استناد کردیم مثل خیال پردازی های جناب صدقی که بک سیت ثابت تامکت بودند در ضمن طرفداری از آقای کوپر برای من منفعت مالی ندارد

آمریکایی ها چه فرصتی هم داشتند که توانستند هواپیما را خرد کنند و ببرند فقط نمی دانم چرا عراق هرچی از ما غنیمت می گرفت مستقیم به شوروی آنرا تحویل می داد و حالا هم در موزه جنگ مسکو موجود است چطور تامکت را به آمریکا تحویل داده است

ولی درمورد جناب جاویدنیا فکر نمی کنم دفتری که هر ماه به تایید رسیده و اسناد تشویقی بابت زدن چهار فروند هواپیمای دشمن در فواصل مختلف صادر شده زاییده ذهن من یا جناب جاویدنیا باشد ایشان هیچ وقت نگفته من بیشترین شکار را دارم و هیچ وقت هم قبول نداشته و اعتراف نکرند که بیشترین شکار را جناب مازندرانی دارند نکته بعد کتاب توسط مرکز اسناد آجا بررسی شده و حتی تاریخهای آن تایید و با توجه به دفتر پرواز که تمامی صفحه های مهر دارد تهیه گردیده است . چیزی که مسلم است البته برای من تمامی شکارهای صورت گرفته توسط جناب جاویدنیا کاملا درست می باشد

شکارهای جناب جاویدنیا

24/6/1360 کابین عقب بنجواد طالبی

13/7/1360 کابین عقب یدا... حسینی

4/9/1360 کابین عقب غلامرضا خورشیدی

12/9/1360 کابین عقب غلامرضا خورشیدی

16/3/1361 کابین عقب محمود مهاجرین شلیک دو تیر فنیکس که یکی را نمی داند به هدف خورده یا خیر

6/6/1361 کابین عقب حسن صدقی خود ایشان می گوید نمی داند هواپیما هدف قرار گرفته یاخیر

18/11/1361 کابین عقب عباس صنعتاکار

20/5/1362 کابین عقب اکبر فرخ نظر

12/10/1362 کابین عقب عقبایی

1/10/1363 کابین عقب انصارین خود ایشان می گوید نمی داند هواپیما هدف قرار گرفته یاخیر

این آمار عدد 11 را نشان می دهد که در سه مورد خود ایشان نمی داند موشک به هدف برخورد کرده یا نه

درآخر سعی کنید تنها به فکر پاسخ دادن و محکوم کردن دیگران نباشید افرادی همانند شما در نیروی هوایی بسیارند که بعد از گذشت 35 سال از جنگ هنوز نمی توانیم اطلاعات خوبی از آن دوران به دست آوریم حسن کار من در کتاب این است که تا قبل از آن نه کسی اینکار را کرده بود و نه خلبانی حتی جناب مازندارنی تمایلی به صحبت داشتند

درضمن در کتاب هم از جناب مازندارانی بعنوان اولین کسی که موشک هاگ را شلیک کردند نام بردم هرچند که ایشان که یکی از بهترین تاپ ترین و با اخلاقترین خلبانان هستند و انقدر مشهور هستند که احتیاجی به من و امثال من ندارند

دیگر تمایلی به ادامه این بحث را ندارم هر چه شما فکر می کنید درست است

در آخر هم اون دوستی در لاشه تامکت و مجسمه خلبان عراقی پرسیده بود اون لاشه هواپیمای جناب هرندی است

13 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

ببخشید اگر امکان داره لطف بفرمایین در مورد این غنیمتیها که فرمودین در موزه روسیه هستند یه شرح مختصر بفرمایید.

7 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

جناب معما سپاس از حسن توجهتون..مقدوره در خصوص ماجرای تامکت جناب هرندی نشر اطلاعات کنید..

قربان نفس کار شما در تهیه مطالبی جامع پیرامون نیروی هوایی بسیار ارجح بر شایعات پیرامونه ..هر کاری در بازه کاری اول حتمی درگیر کنجکاوی و برخی موارد مقاومت افراد مشتاقه..امید شاهد سعه صبر شما باشیم

8 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

جناب معما

ظاهرا شما به جای بحث منطقی و استدلال رویه عصبی شدن و ... را پیش گرفته اید!!من قصدم جسارت به شما نبود.بلکه فقط هدف تصحیح مطالب و امارهای موجود است.

من هم تمایلی ندارم که به بحثی بی پایان و بی نتیجه ادامه دهم در ارسال پیشینم هم اوردم که هیچ کدام از این امارها دقیق مطلق نیست.ولی برای اگاهی دوستان انجمن:

برای هر شلیک فینیکس باید گزارش مفصلی به شخص فرمانده نیروی هوایی ارایه میشد.سرنوشت موشک هم باید به طور کامل توسط ایستگاههای رادار و مراکز شنود و همچنین هواپیماهای خفاش و بررسی های محلی و دیده بانها و ...کاملا مشخص میشد.دلیل اصلی این کار هم محدود بودن تعداد موجودی این موشک و در نتیجه مجبور نمودن خلبانان در مصرف بهینه ان و شلیک ان در شرایطی که حتما به هدف بخورد، بوده است.

درباره تصویر لاشه تامکت در عراق :

این لاشه فقط بخشی از لاشه یک تامکت امریکایی است که در برنامه محرمانه انتقال تامکت ایرانی به امریکا برای فریب روسیه و همچنین پز دادن عراق به انها تحویل شد.البته قبل از انتقال به عراق به گونه ای رنگ امیزی شده بود که شبیه استتار تامکتهای ما باشد.درباره این تامکت و جریان فرار مرادی پیشتر در انجمن بسیار مفصل توسط جناب مازندرانی توضیحات لازم داده شده و این موارد نظرات شخصی من نیست بلکه واقعیت روی داده از زبان ایشان است!!!دوستان قدیمی انجمن حتما به یاد دارند ماجرا چه بوده.

در ضمن لاشه تامکت هرندی دقیقا در خاک خودمان و در منطقه تحت اختیار نیروهای ما به زمین خورد نه در عراق!!!

اگر جناب معما از ماجرای تامکت هرندی به طور کامل خبر داشتند چنین اظهار نظری نمیکردند.

 

 

 

در کل هیچکدام از این مسائل باعث نمیشود که از جناب معما تقدیر فراوان نکنم برای به رشته تحریر در اوردن زندگی نامه و خاطرات یکی از قهرمانان بزرگ جنگ ما جناب استاد بزرگ ،تیمسار جاوید نیا.کار بسیار خوبی بود که امیدوارم در نسخه های ویرایش شده مشکلات ان حل شود تا منبع خوبی برای اشنایی فرزندان این اب و خاک با قهرمانان ملی ایران زمین باشد.

13 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

 

جناب دستان یک سوال

تامکتی که احمد مرادی دو دستی تقدیم عراق کرد  به طور کامل به امریکا رفت؟

   پس جریان اون عکس لاشه هواپیما که توی یه میدون گذاشته بودن  چی بود؟

 

بله دوست عزیز این تامکت در قطعات جدا شده از هم به طور کامل در اختیار امریکاییها قرار گرفت.

جریان لاشه هم قطعاتی از تعدادی از تامکتهای سانحه داده امریکایی بودند که با رنگ امیزی و صحنه سازی به مانند تامکتهای ایرانی شده بودند و قطعات و باکسهای داخلی ان نیز با نمونه های جعلی ولی شبیه واقعی تعویض شده بود.این کار برای این بود که وقتی  شوروی از ماجرا خبر دار شد مسلما در خواست این قطعات را از عراق داشت و با به دست اوردن بخشهایی از لاشه تامکت و قطعات درونی ان (که برای انها در ان هنگام به منزله گنج بود)شروع به بررسی ان برای درک فن اوری به کار رفته در ان می کردند و چون قطعات اصلی سیستمهای ان نمونه تحویل شده به عراق ساختگی و غیر اصل بودند انها را به شدت در براورد فن اوری امریکایی به اشتباه می انداخت!

ماجرای مرادی بسیار طولانی است ولی به طور خلاصه برنامه مشترکی بود بین سیا و پنتاگون و نیروی دریایی امریکا و گرومن برای پی بردن به میزان امادگی تامکتهای ما و انالیز قطعات مصرفی تامکتهای ما برای کشف منبع تهیه انها .

خلبان مرادی هم که معلوم الحال بود گزینش شده و یک فروند تامکت ما به همراه دست کم یک فروند فینیکس ما به عراق برده شد.البته از قبل متخصصین گرومن و نیروی دریایی امریکا در محل حاضر بودند (با هماهنگی انجام شده با شخص صدام)و بلافاصله تامکت یاد شده را به سه بخش جدا از هم دمونتاژ کرده و توسط سه دستگاه تریلی کفی دار مجهز به چادر از طریق مرز صفوان به کویت انتقال دادند و از انجا به امریکا.

صدام در ان هنگام این ماجرا به شدت دنبال بهبود رابطه با امریکا بود  و فکر می کرد با این همکاری مشترک با سرویسهای مخفی امریکا زمینه خوبی برای ایجاد ماه عسل رابطه با امریکا ایجاد خواهد شد!

امریکا هم که با یک تیر دو نشان زد.هم به مقصود خود در براورد مسایل مورد نظرش در زمینه تامکتهای ایرانی رسید و هم باعث شد که شوروی و دانشمندان هوافضای ان در زمینه تخمین سطح فن اوری امریکایی در زمینه رادارهای هوا برد و سامانه های جنگ الکترونیک به شدت دچار خطا شوند.

16 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

می بخشید دوستان، کمی طولانی است ولی ارزش خواندن ماجرای مرادی را دارد.

 

 

با سلام خدمت دوست ارجمند جناب مهرداد خان دستان،


من هم برخي از آن عكسها را ديده ام و تعداديش به قبل از بمباران ها مربوطه و تعداديش به بعد از بمبارانها و البته سيستم اطلاعات و شناسائي آمريكائي تو چاپ و نشر بعضي از آنها يك مقدار شيطنت هائي هم انجام داده اند كه آندسته از عزيزاني كه دوره تفسير عكسهاي هوائي هواپيماهاي شكاري را در كالج سلطنتي انگليس گذارنده باشند حتما" متوجه اين دستكاري شده و يا خواهند شد.


همانطور كه قبلا" خدمت دوستان عرض شد تنها يك فروند هواپيماي اف 4 بسمت عراق Hi Jack شد كه ان هم توسط خلبان رحمان قناعت پيشه بود و يك مورد هم به عربستان سعودي توسط خلبان حسن منصوري و غير از اين دو مورد هيچ مورد ديگري نداشتيم.


ببين برادر عزيزم داري سئوال هاي سخت مي پرسيد كه آنوقت باعث ايجاد خيلي سئوال هاي ديگري خواهد كرد كه ته آن معلوم نيست به كجا بيانجامد!!!


ولي عيب نداره، آب كه از سر گذشت چه يك ني چه صد ني.....


احمد مرادي كه همسرش هم از پرسنل همافر فني در نيروي هوائي بود و پس از انقلاب از بخش فني به بخش اداري منتقل گرديده بود، با درخواست مرخصي خارج از كشور و موافقت با اين درخواست براي مدت سي روز به اتقاق همسر و فرزندش به كشور آلمان براي گذراندن دوران مرخصي عزيمت كرد. در طي اين مسافرت نامبرده ضمن تماس با گروهكهاي مختلف مخالف حكومت ايران و بتوسط همين گروهكها به مامورين امنيتي و استخباراتي عراق وصل و پس از انجام يك سري از هماهنگيها يك يا دو روز قبل از پايان دوران مرخصي به تنهائي و بدون همسر و فرزندش به كشور بازگشت و بلافاصله به اصفهان مراجعت و خود را به گردان پروازي معرفي تا در برنامه هاي پروازي قرار داده شود كه فرمانده وقت گردان 82 و افسر عمليات گردان هم بدليل كمبود و فشاري كه روي همه پرسنل پروازي بود نامبرده را براي پرواز هاي روز بعد در برنامه پروازي در يكي از مناطق گشت هوائي منظور و برابر روش برنامه تنظيمي پس از ارسال به معاونت عمليات پايگاه و گذراندن يك سري مكاتبات سير اداري و بررسي ها سازمانهاي مختلف بدون هيچ مشكلي جهت اجراء مجددا" به گردان پروازي جهت اجراء ابلاغ گرديد.


معمولا" براي انجام هر پرواز اعم از تك فروندي و يا چند فروندي خلبانان و كابين عقب ها قبل از پرواز دربريفينگ قبل از پرواز شركت و موارد مختلف و حالت گوناگون را توجيه مي نمايند و چون بازديد و چكهاي قبل از پرواز هواپيماي اف 14 در حالت معمول حداقل يك ساعت تا يك و نيم ساعت بطول مي انجامد و در حين اين بازديدها ممكن است در هر يك از مراحل مختلف بدليل بروز اشكالات گوناگون فني هواپيما را ترك نمايد كه ما به اين كار اصطلاحا" Ground Abort مي گوئيم و در صورت آمادگي هواپيمائي ديگري گردان نگهداري هواپيماي بعدي را به خلبان معرفي مي نمايد تا از نو كليه چکها و بازدیدها بر روي آن هواپيما انجام گردد و با توجه به زمان حضور خلبان در گردان پروازي و طي مدت بريفينگ و طولاني شدن مدت بازديدهاي اوليه هواپيما كه ممكن است پيش بيايد و به لحاظ ايمني خلبانان، گردان نگهداري مجاز است تنها تا سه بار هواپيما جايگزين معرفي نمايد و در صورت عدم آمادگي هواپيماي سوم ماموريت كنسل خواهد شد، و در صورت صلاحديد عمليات به انجام ماموريت، می بایست خلبان ديگري براي اين ماموريت در نظر گرفته شود، لذا در آنروز بخصوص احمد مرادي پس از انجام كارهاي اوليه بريفينگ و گرفتن شماره هواپيما از ديسپچ به همراه كابين عقب خود ستوان غلامرضا نجفي به آشيانه هواپيما مراجعه و در دو نوبت متوالي بدليل اشكالات فني هواپيماهاي ارائه شده از سوي گردان نگهداري را Ground Abort مي نمايد و گردان نگهداري هواپيماي سوم را جهت بازديد اوليه شماره داده و معرفي می نماید كه پس از مراجعه به آن ملاحظه ميكند كه هواپيما فاقد موشك فونيكس مي باشد و تنها مسلح به موشكهاي اسپارو و سايد وايندر ميباشد كه با اين ترتيب هواپيماي سوم را هم بدلائلي غير فنی و غیرواقعي Abort مي نمايد و از گردان نگهداري با اصرار شخصي خود درخواست هواپيماي چهارم را مي نمايد كه بالاخره گردان نگهداري هواپيماي بعدي را شماره داده و نامبرده پس از انجام امور اوليه در حدود ساعت 14 بعد ازظهر آماده پرواز ميگردد و پس از كسب اجازه از برج مراقبت وارد باند شده و با پرواز به سمت منطقه ماموریت خود را آغاز مینماید، خوب تا اينجاي كار مشكلي بروز ننموده و پس از طي مدت زماني وارد منطقه گشت هوائي شده و مشغول پرواز ميگردد كه با گذشت مدت زمانی معیین و فرا رسيدن موقع بنزينگيري هوائي با مراجعه به تانكر مخصوص بنزين رسانی باكهاي هواپيما را پر نموده و پس از جدا شدن از زير تانكر مجددا" به سمت منطقه پرواز و در همين حين تدریجا" ارتفاع گرفته و در ادامه پرواز كه عموما" ميبايست در محدوده 20000 تا 240000 وارد منطقه گردد، ارتفاع خود را به حدود سي و چند هزار پائي رسانده و بسمت غرب شروع به پرواز مينمايد ضمن اينكه فركانس راديوي کابین جلو مخصوص خلبان را بر روي فركانسي ناشناس تنظيم و شروع به صدا كردن ايستگاهی بنام "محمد" ميكند و خود را "محمد يك" معرفی می کند و اين عمل و مكالمه راديوئي چند بار تكرار مي گردد كه پس از چند بار صدا زدن مركز مربوطه كابين عقب كه مشغول انجام كارهاي خود بوده سئوال مينمايد که اين كد مربوط به كدام يك از ايستگاههاي رادار ميباشد كه تو آنرا صدا ميزني و در همين چون در لیست کدهای امروز من وجود ندارد؟ و در همین حين متوجه ميشود كه هواپيما در ارتفاع حدود 400000 پائي قرار دارد و تقريبا" از منطقه پروازي خود خارج و در آن ارتفاع با سمت حدود 270 درجه در فاصله اي كمتر از 20 مايل با مرز در حال پرواز هستند كه در همين حين و بعد از چند بار صدا زدن مجدد ايستگاه مربوطه در راديو، صداي ايستگاه فوق با نام پروازی "محمد" شنيده ميشود و که به "محمد شماره يك" خوش آمد ميگويد.

در همين لحظه ايستگاه رادار همدان كه متوجه خارج شدن هواپيماي اف 14 از منطقه پروازي خود و نزديكي بيش از حد آن به مرز مي گردد و در عين حال راديو كال انجام شده را نيز مي شنود، بلافاصله از اف 14 ميخواهد كه سمت پرواز را تغيير داده و از راست به سمت شمال گردش كند و در همين حين نيز متوجه حضور دو فروند از هواپيماهاي پوشش هوائي عراق نيز مي گردد كه آنها نيز در حال نزديك شدن به مرزهاي ما و در سمتي حدود 100 درجه در حال پرواز و نزدیک شدن ميباشند، كه مراتب را به اطلاع اف 14 رسانيده و از وي ميخواهد كه خود را در موقعيت اعلان شده قبلي قرار دهد كه ابتدا" مرادي با اعلان اينكه دچار مشكل كنترل فرامين هواپيما شده و قادر به كنترل و انجام گردش هواپيما به سمت چپ و يا راست نيست در پي تلف کردن وقت بوده تا هر چه سريعتر خود را به نقطه مرزي رسانده و از مرز عبور نمايد بدون اينكه رادارها بتوانند هواپيماي اسكرامبلي براي سرنگوني وي اعزام نمايند.


در همين گير و دار دو فروند هواپيماي عراقي تقريبا" در حالي كه كاملا" به مرز ايران نزديك شده بودند ناگهان شروع به گردش به راست مي نمايند که در اين لحظه كنترلر رادار همدان و رادار دزفول که هر دو ایستگاه هم هواپیما اف 14 و هم هواپیماهای عراقی را بر روی اسکوپ خود داشتند، فكر ميكنند با وجود هواپيماي اف 14 و احيانا" انجام قفل راداري بر روي هواپیماهای عراقی، اين دو هواپيما از ورود به مرز ايران منصرف شده و در راه بازگشت ميباشند، ضمن اينكه ملاحظه مي نمايند كه دو فروند هواپيماي عراقي به فاصله جانبي حدود 15 مايلي اف 14 قرار دارند و هواپیمای اف 14 نيز کماکان با سمت قبلي به طرف مرز در حركت ميباشد كه در همين موقع رادار همدان و دزفول هر دو با فشار دادن دکمه زنگ آلرت پایگاههای سوم و چهارم شکاری دستور پرواز هواپيماي آلرت اسكرامبل اف4 و اف 5 را صادر مي نمايند ولي همه متوجه میشوند که تا رسيدن اين هواپيماها به محل مورد نظر حداقل بيش از 8 تا 10 دقيقه زمان نياز دارند كه متاسفانه در اين وضعيت دیگر كاري از دست هواپيماهاي اسكرامبل در دنبال كردن وي و يا مورد اصابت قرار دادنش ساخته نبود!!


خوب، همه ما اطلاع داريم كه كليه عمليات هواپيماهاي عراقي توسط كنترلر رادار زميني كنترل و اقدام به هر عملي تنها با اجازه كنترل زميني قابل انجام بوده، كه در اين پرواز و تا اينجای کار هيچ اثری از صداي كنترولر زميني عراقيها شنيده و یا بر روي نوارها ضبط نگرديده، تنها تماس مضبوط بر روی نوارها تماس ايستگاه "محمد" می باشد که بر روي نوارها ضبط و شنيده میشود، كه هواپيماهاي عراقي نيز با همین ايستگاه "محمد" در ارتباط بودند.

ايستگاه "محمد" نام كدام ايستگاه زميني و يا ايستگاه هوائي ميباشد كه هم هواپيماي اف 14 ايراني ميتواند آنرا بزبان انگيسي صدا زده و تماس حاصل نماید و هم هواپيماهاي عراقي با آن بزبان عربي مكالمه نموده اند؟؟

ايستگاه "محمد" يك فروند هواپيماي PC-6 پيلاتوس عراقي است كه پيرو هماهنگيهاي انجام شده قبلي مقرر بوده در طي آن روز و روز بعد از آن در آن منطقه به عنوان يك ايستگاه تماس هوائي پرواز نمايد، تا با شنیدن صدای هواپيماي ميهمان خارجي بتواند با وی تماس بر قرار كرده و آنرا به سمت فرودگاه مورد نظر جهت فرود هدايت و راهنمائي نمايد.

در حين بلند كردن هواپيماهاي آماده اسكرامبل از پايگاههاي سوم و چهارم شكاري، هواپيماي اف 14 در ارتفاع 40000 پائي مورد توافق قبلي با عراقيها به نقطه مرزي مي رسد و از همان نقطه سریعا" شروع به كم كردن ارتفاع نموده و اين كار در حالي انجام ميگردد كه دو فروند هواپيماي سوخو عراقي كه در نزديكي مرز ايران بودند و در آخرين مرحله در حال دور زدن و باز گشت به سمت كشور خود قرار داشتند بصورتی گردش به راست خود را انجام میدهند که خود را در پشت سر هواپيماي اف 14 قرار داده و در همين لحظه ليدر دسته دو فروندي عراقي كه يك سرگرد خلبان عراقي مي باشد به هواپيماي شماره دو خود که یک ستوانیکم جوان است اجازه ميدهد كه بعنوان شماره يك يا همان ليدر، پرواز را ادامه تا كاملا" در عقب سر هواپيماي اف 14 قرار بگيرند.


در هيچكدام از اين مراحل از پرواز و عليرغم ديگر پروازهاي هواپيماهاي عراقي هيچگونه تماس راديوئي از سوي كنترولرهاي زميني با اين دو فروند هواپيما بر قرار نمي گردد و آنان دقيقا" بر مبناي سناريوی از پيش نوشته شده كار خود را انجام ميدهند .


پس از قرار گرفتن كامل هواپيماهاي عراقي در پشت سر هواپيماي اف 14 و در فاصله اي كمتر از 15 كيلومتري آن ، ليدر دسته عراقي به وينگ من خود كه حالا در نقش " لیدر دسته" پرواز ميكند بر روي راديو ميگويد مگر آماده نيستي؟ چرا شلیک نمیکنی ؟!؟ شماره دو پاسخ ميدهد الان خواهم زد و در حدود 5 ثانيه بعد با خوشحالي در راديو فرياد ميزند كه زدم زدم!! و در حالي كه موشك آتال حرارتي خود را شليك نموده به همان صورت قبلي و در پشت سر هواپيماي اف 14 به پرواز ادامه ميدهد و حدود 15 ثانيه بعد و پس از سكوتي طولاني تازه برای اولین بار صداي كنترولر زميني رادار عراقي شنيده ميشود كه از شماره 2 عراقي كه در سمت ليدر موشك را شليك نموده بود سئوال ميكند موشكي كه شليك نموديد به چه نوع هواپيمائی بود؟ آيا نوع آنرا تشخيص داديد؟ خلبان عراقي پاسخ ميدهد، صبر كنيد تا ببينم به شما بگويم!!!!

حدود 17 ثانيه بعد از اين مكالمه هواپيماي شليك كننده موشك خود را به به زير هواپيمائي كه خود بيش از 33 ثانيه قبل به سمت آن شليك نموده بود رسانده و پس از رويت آن، اعلان مي نمايد كه هواپيماي اف 14 است !!!! پس از انجام اين مكالمه راديوئي دوباره کنترولر زمینی ساکت شده و ديگر هيچ پاسخ مثبت و يا منفي از كنترولر زميني شنيده نمي شود، در اين لحظه سرگرد خلبان دسته پروازی یا همان ليدر اصلي پرواز با دستپاچگي اعلان كمبود بنزين مي نمايد!! و ضمن قرار گرفتن مجدد در پست ليدری دسته پروازی خود براي بقيه پرواز با كنترولر زميني تماس بر قرار نموده و میگوید كه بدليل كمبود بنزين اجازه دهند كه هر دو هواپيماي عراقي در باند اضطراري كه در همان نزديكي و در شرق رودخانه قرار داشت عمل نشستن را انجام دهند و بلافاصله و بدون معطلي جهت گرفتن موافقت و يا عدم موافقت كنترولر زميني، جهت انجام فرود اضطراري، با كم كردن شديد ارتفاع از حدود 24000 پائي و گردش به سمت 140 درجه خود را بصورت Straight in در راستاي باندي تقريبا" متروكه قرار ميدهد و هر دو هواپيما در همانجا فرود آمده و عمل نشستن بر روی باند را انجام میدهند.


حدود 45 دقيقه پس از نشستن اين دو فروند هواپيما در باند متروكه مذكور، و بعد از سكوتي طولاني در منطقه اي كه يك فروند هواپيماي اف 14 ايراني در آن مورد اصابت قرار گرفته و بگفته ايشان طی خروج اضطراري خلبانان این هواپیما که در همان منطقه سقوط نموده اند، مكالمات راديوي ايستگاه زميني رادار با هليكوپتر نجات آغاز ميگردد، تا آنان را به محل سانحه و بالای سر لاشه هواپيماي ايراني هدايت كند و احيانا" خلبانان آنرا كه با چتر نجات از هواپيما خارج گرديده اند يافته و دستگير نمايند و اين سناريو تا دو سه ساعت بعد از آن و به تناوب تا زمان رويت آتشي مهيب بر روي زمين توسط هلیکوپترها كه نشانگر محل سقوط و سوختن لاشه هواپيما بود بر روي رادیوی ايستگاههاي راداری عراق شنيده ميشود.


نتايج بررسي اين صحنه سازي ناهمگون و اعلان شليك موشك به سمت هواپيماي اف 14 و اصابت موشك به هواپيما و خروج اضطراري خلبانان و فرود سالم هر دو خلبان در خاك كشور عراق:

1-
چطور هواپيماي اف 14 ايراني كه برابر هماهنگي قبلي و بر طبق اسناد مضبوط و مكتوب اسكن هاي راداري، با هواپيماي PC-6 پيلاتوس با نام پروازي "محمد" تماس بر قرار نموده، در نهايت امر مورد اصابت قرار ميگيرد؟؟؟

2- هواپيماي سوخو عراقي كه موشك حرارتي خود را در فاصله اي كمتر از 12 كيلومتري هواپيماي اف 14 شليك نموده، چگونه مي توانسته با گذشت 32 الي 33 ثانيه پس از شليك خود، با اضافه نمودن سرعت خود را به زير هواپيماي مورد اصابت قرار گرفته برساند و آنجا تشخيص دهد كه هواپيماي مورد اصابت از نوع اف 14 مي باشد؟؟؟ آيا موشك آتال وي با سرعتي كمتر از سرعت خود هواپيماي شليك كننده به سمت اف 14 پرواز مينموده؟؟؟


3- چطور كنترولر رادار زميني اجازه ميدهد كه دو فروند هواپيماي شكاري كه تنها يكي از آنان با كمبود بنزين روبرو شده ( در اغلب پروازهاي جمع عموما" وينك من بنزين بيشتري مصرف مينمايد نه ليدر دسته) و حداكثر فاصله آنان با پايگاه اصلي خودشان نيز كمتر از 70 كيلومتر مي باشد، در باندي متروكه هر دو با هم عمل نشستن را انجام می دهند، بدون اينكه كنترولر زميني مراتب را به سایر ايستگاهها و يا پايگاه اصلي آنان اطلاع دهد؟؟؟

4- با توجه به اينكه آخرين محل مورد اصابت قرار گرفتن خيالي هواپيماي اف 14 بر روي اسكوپ رادارها دقيقا" مشخص و مضبوط مي باشد، و خلبانان هم بايد در همان منطقه با اختلاف حداكثر بين يك تا دو كيلومتري از محل سانحه فرود آمده باشند، لذا دليل معطلي و عدم يافتن محل سانحه و خلبانان توسط هليكوپترها با سپري شدن بيش از حدود 2 ساعت كاوش در منطقه چه توجيهي دارد؟؟


5- برابر آخرين محاسبات و زمانگيريهای انجام شده، پس از مورد اصابت قرار گرفتن اف 14 زمان فرود با چتر خلبانان هواپيما ساعت حدود 0345 الي 0350 دقيقه بعد از ظهر مي باشد، لذا با توجه به اينكه هليكوپترهاي نجات برابر زمانگيريهاي انجام پذيرفته و مكالمات مضبوط از ايستگاهاي رادار منطقه، بيش از دوساعت بعد به محل سانحه و متعاقبا" محل فرود خلبانان دست يافته اند، حال ظاهر شدن خلبان احمد مرادي طالمي با سر و وضعي فوق العاده آراسته و با موهائي شانه زده و لباس و تجهيزات كامل پروازي بر تن بدون كوچكترين خراشي بر چهره از بابت خروج اضطراري از هواپيماي مورد اصابت قرار گرفته در راس ساعت 1600 بعد از ظهر همانروز در تلويزيون سراسري عراق و انجام مصاحبه با مجري برنامه داراي چه توجيه عقلاني می تواند داشته باشد؟؟؟


فعلا" تا اينجاي كار را داشته باشيد كه سرم خيلي درد گرفته، فعلا" خدا حافظ !! تا بقيه داستان



با تشكر

امضای          fery8810Fighter Pilot Do It Better

 

با سلام مجدد خدمت دوستان عزیز،


مسائل و موارد گفته شده در فوق، تماما" با استناد بر اسناد و مدارک موجود ایستگاههای راداری و تجزیه و تحلیل دقیق نوارهای مکالمات مضبوط شده که توسط تیم بازرسی که جهت بررسی آخرین وضعیت هواپیمای فوق بلافاصله تشکیل گردیده بود و در صبح روز بعد و بنا به دستور مقامات عالی کشور رهسپار منطقه گردیده مشخص و در گزارشات ارائه شده ذکر گردیده است.

لذا پس از بررسی کامل سوابق امر توسط اعضاء تیم بازرسی و پیاده نمودن تمامی نوارهای مکالمات رادیوئی ضبط شده بین هواپیمای اف 14 و ایستگاههای رادارهای زمینی خودی و هواپیماهای عراقی با ایستگاههای راداری خودشان و تعیین دقیق محل و محدوده پروازی هواپیماهای اف 14،PC 7 و سوخوهای عراقی بر مبنای گراف های موجود دریافتی از ایستگاه های راداری و تطبیق آنان با یکدیگر، و تجزیه و تحلیل دقیق زمانبندی مکالمات فی مابین و تعیین دقیق محل قرار گرفتن هر یک از هواپیماهای مورد نظر در لحظات مختلف این عملیات بخصوص در تماس با ایستگاههای زمینی، متاسفانه اکثریت قریب به اتفاق اعضاء تیم بازرسی نتیجه نظریاتشان با گفته های عراقی ها و مصاحبه شخص احمد مرادی با تلویزیون عراق، مبنی بر مورد اصابت قرار گرفته شدن هواپیمای اف 14 و اجبار به خروج اضطراری آنان از هواپیما، همگون و هماهنگ بودند.


تنها فردی که از اعضاء تیم با قاطعیت تمام کلیه موارد پیش گفته را رد نموده و تمام این صحنه سازیهای رادیوئی و عملکرد کنترولر زمینی عراق را در طول مدت عملیات، تنها اجرای یک سناریوی رادیوئی از پیش تعیین شده فرض می نمود و بر خلاف بقیه اعضاء تیم معتقد بر سالم فرود آمدن هواپیمای اف 14 به همراه دو فروند هواپیمای سوخو عراقی در همان فرودگاه متروکه مورد اشاره بود این بنده حقیر بودم که با طرح سئوالات فوق از کلیه اعضاء تیم بازرسی، هیچ یک نیز توان پاسخگوئی و اثبات مستدلل بر رد آن را نداشته اما کماکان بر مورد هدف قرار گرفتن هواپیمای اف 14 اصرار می ورزیدند.


سناریوی پشت پرده این بازی چه میتوانست باشد:


عراقیها پس از کنار آمدن با مرادی خائن بفکر دست زدن به یک قمار بزرگ افتادند و بازی سه جانبه ای را آغاز نمودند، بدین ترتیب که پس از انجام هماهنگیهای لازم با احمد مرادی با هر دو طرف روسی و آمریکائی وارد معامله شده و از روسها در ازاء در اختیار گذاردن اطلاعات ذیقیمت و مهمی در باره هواپیماهای اف 14 ایرانی و موشکهای فونیکس آن درخواست کمک نظامی بیشتری نموده ضمن اینکه فروش جدید ترین جنگنده های مورد نظرشان که همان میگ های 29 بود در اولویت اول قرار داشت که تا آن زمان روسها بدلیل حفظ توازن قوا بین دو کشور از فروش و تحویل آن به عراقیها سر باز زده بودند بانضمام دیگر امتیازاتی که میتوانستند در اجرای این قولشان به روسها از آنان دریافت نمایند.


از سوی دیگر با آمریکائیها نیز وارد معامله بزرگی شدند، بدین ترتیب که آمریکائی ها را از احتمال در اختیار قرار گرفتن یک فروند هواپیمای اف 14 ایرانی به همرا موشک فونیکس آن با خبر نموده و با توجه به هماهنگی که از قبل با روسها انجام داده بودند، جهت باج خواهی در عدم انجام این کار، از آمریکائیها درخواستهای متعددی را مطرح نمودند که از جمله تحویل بلاعوض و فوری تعداد 48 فروند هلیکوپتر آمریکائی بل و همچنین تضمین دریافت متناوب عکسها و اطلاعات ماهوارهای از جبهه های نبرد با ایران و یک سری خواسته های دیگر، که آمریکائیها پس از شنیدن این اخبار و اخذ تائیدیه انجام چنین هماهنگیهای با یکی از خلبانان ایرانی در خارج از کشور از سوی سیستمهای اطلاعاتی خود، و باور مسائل مطروحه از سوی مقامات امنیتی عراق، تصمیم به یافتن راه کار مناسبی شده و بلافاصله سیستمهای آنان در کوتاهترین زمان ممکن خود را برای انجام یکی از سری ترین عملیاتجاسوسی و ضد جاسوسی آماده نمود بدین ترتیب که می بایست بدلی از هواپیمای اف 14 را آماده نمایند که در ظاهر امکاناتی همانند امکانات و تجهیزات اف 14 داشته باشد ولی در اصل کارکرد و نحوه عمل آنها با اصل دستگاههای مورد استفاده در اف 14 فرق کند و با اینکار روسها را به اشتباه بیاندازند.


این عملیات میبایست در کوتاهترین زمان و تا قبل از بازگشت خلبان مرادی به ایران آماده میشد و کلیه تجهیزات بدون درنگ به محلی در نزدیک ترین نقطه به عراق آماده بهره برداری میگردید.


پس از تائید و قبول شرایط عراق از سوی آمریکا، آمریکائیها بقیه سناریو را خود تهیه و به عراق دیکته نمودند و بدین ترتیب دو محل برای فرود هواپیمای اف 14 انتخاب شده بود، اولی در پایگاه حبانیه در نزدیکی بغداد و دیگری در فرودگاهی متروکه در شرق بغداد که نهایتا" پس از بحث و بررسی زیاد محل دومی مورد توافق قرار گرفته و دو روز قبل از موعد مقرر آمریکائیها در کمال اختفاء و در سکوت کامل تجهیزات مورد نظرشان را با کامیونهای شخصی و بصورتی خیلی عادی به انبارهای اطراف این فرودگاه متروکه انتقال و در انتظار ورود هواپیما نشستند، همانگونه که روسها نیز در انتظار ورود این هواپیما بودند اما از محل فرود تعیین شده آن خبر نداشتند.


در روز موعود و پس از خاتمه سناریوی پروازی تهیه شده از قبل و اسکورت هواپیمای اف 14 توسط دو فروند هواپیمای عراقی و فرود اعلان فرود اضطراری آنان در فرودگاه متروکه فوق، عملیات سری آمریکائیها آغاز گردید.


در هواپیمای اف 14 بغیر از بخشهای مکانیکی هواپیما سایر قسمتها و بالاخص کلیه تجهیزات الکترونیکی هواپیما بصورت جعبه های مختلف در داخل هواپیما جاسازی شده که هر کدام از این جعبه ها نیز در صورت سقوط هواپیما بوسیله سیستمی که در آن تعبیه شده و Self Kill نامیده میشود خود کشی کرده و خود را بطریقی از بین میبرد که هیچ آثاری بجز مقداری خاکستر از خود باقی نمیگذارد و این به لحاظ محرمانه بودن سیستمها است تا در صورت سقوط کسی قادر به دستیابی به اطلاعات درون آنان نداشته باشد. لذا در هنگام تعمیرات معمولا" در زمان خیلی کوتاهی پرسنل فنی می توانند با خارج کردن کلیه این تجهیزات جعبه مانند و یا همان Box ها انان را با جعبه های نو و آکبند تعویض نمایند و این طرحی بود که آمریکائی برای روسها تدارک دیده بودند ضمن اینکه موشک های فونیکس غیر اصلی را هم آماده و مهیا نموده و به همراه داشتند.


پس از فرود هواپیما و تحویل آن به پرسنل فنی و امنیتی آمریکائی، آنان برابر برنامه تنظیم شده قبلی در کوتاهترین زمان ممکن کلیه تجهیزات الکترونیکی و محرمانه و موشکهای فونیکس را از روی هواپیمای ایرانی برداشته و لوازم از پیش تهیه شده را جایگزین نمودند بطریقی که قبل از طلوع آفتاب روز بعد کامیونهای حاوی این تجهیزات در حال حرکت بر روی جاده منتهی به پاسگاه صفوان عراق در راه ورود به کویت بود.


روز بعد از فرود هواپیمای اف 14 در فرودگاه مورد نظر، در شرایطی کاملا" حفاظتی امنیتی هواپیمای آماده شده بانضمام دو تیر موشک فونیکس و دو تیر موشک سایدوایند نصب شده بر روی تحویل مقامات و نیروهای امنیتی روس گردید.


دلائل انجام صحیح این معامله، تحویل بلافاصله 48 فروند هلیکوپترهای آمریکائی به عراق بود که در کمتر از 10 تا 15 روز پس از این واقعه بوقوع پیوست و اخبار آن در رسانه های جمعی نیز اعلان گردید.


بعد از تحویل هواپیمای دستکاری شده فوق به روسها و جدا سازی قسمتهای مختلف آن توسط روسها و انتقال آنان به شوروی، جسد باقیمانده هواپیما که دیگر پوسته ای بیش نبود توسط عراقیها منفجر شده و بعد ها قطعات این جسد بینوا در یکی از میادین شهر بعنوان نمادی از قدرت نیروی هوائی عراق به تماشای عموم گذاشته شد.


متن دادخواست پرونده یکی از دعاوی دولت آمریکا علیه دولت جمهوری اسلامی ایران در دیوان عالی لاهه، دست یابی یکی از گروهکهای ضد رژیم ایران به یک جلد کتاب NATOPS یا همان Flight Manual هواپیمای اف 14 پس از فرو پاشی رژیم شاهنشاهی در ایران و عملکرد مغایر با متن قرارداد منعقده فی مابین توسط دولت جمهوری اسلامی ایران مطرح گردیده بود، که به همین علت دادگاه لاهه رای به محکومیت ایران صادر و مبلغی معادل 8 میلیون دلار جریمه نقدی برای این سهل انگاری دولت ایران تعیین گردید که مبلغ فوق بدستور دادگاه از سر جمع اموال ایران کسر شد. در صورتی که کتاب مربوطه نیز نهایتا"در اختیار آمریکائیها قرار گرفته بود و بعنوان سند این تخلف ایران، ضمیمه پرونده نموده بودند!!!!


حال با توجه به چنین وضعیتی که ما در رابطه با انتقال تنها یک جلد کتاب توسط شخص بی مسئولیت و یا منافق در دادگاه های بین المللی روبرو بودیم، چگونه باید در این مورد به مستنداتی دست پیدا می کردیم و به آن استناد مینمودیم، تا وفق قرارداد فی مابین ما و دولت آمریکا، توسط این دولت مورد مواخذه قرار نگیریم و بدلیل عدول از تعهدات امنیتی خود وفق همین قرار داد مشمول جرائم فوق العاده سنگینی نشویم؟!؟


تنها راه نجات از این دردسر، که خود بزرگتر از غصه از دست دادن یکفروند هواپیمای اف 14 و دو تیر موشک فونیکس، آنهم در شرایطی که ما خود را همزمان مشغول آماده سازی و اجرای طرح حمله بزرگی مثل گرفتن بندر سوق الجیشی فاو می نمودیم، تجزیه و تحلیل دقیق و بی نقص نحوه فرار این هواپیما و اثبات دروغ بودن سناریو اجراء شده از سوی عراقیها بود و بس، که متاسفانه تیم بررسی به نتیجه عکس آن اعتقاد داشت!؟!؟


خوشبختانه با درایت و دقت بالای مسئولین محترم کشور و اطمینان به کارشناسی دقیق و درک درست از برداشت عملیاتی انجام گرفته شده از این واقعه در اعلان نتیجه قطعی بازرسی فوق در کمال خلوص نیت، و با قبول توان اثبات ادعاها خود با ارائه مستندات دقیق در جهت اثبات جعلیات ساختگی دولت عراق به محضر هر دادگاه و یا محکمه بین المللی در مقابل ادعاهای احتمالی دولت مدعی اصلی وفق قرارداد فی مابین، برابر دستور مراتب عینا" با ذکر مشخصات دقیق و کامل تک، تک سیستمها و دستگاههای منصوب بر روی هواپیمای فوق و تسلیحات مربوط به آن از طریق مبادی دیپلماتیک به کشور آمریکا اعلان گردید و از آن تاریخ تا به امروز علیرغم طرح خیلی از دعاوی جدید علیه دولت ایران در دادگاههای بین المللی یا محلی آمریکا، هیچگاه در مورد از دست دادن این سلاح سری، آمریکا در هیچ دادگاهی طرح دعوی علیه ایران ننموده است، که این خود مبین اثبات نظرات کارشناسی ارائه شده در زمینه نحوه فرار و سرنوشت این هواپیما می باشد.



با تشکر و پوزش از اطاله کلام

 

با سلام خدمت دوست عزيزم جناب hosseinloveyou



جناب سرهنگ آزاده بازنشسته حسن نجفي كه در اين واقعه بدليل عدم همراهي با مرادي خائن متحمل چندين سال اسارت در زندانهاي استخبارات و ابوغريب عراق آنهم بصورت مفقودالاثر گرديد بودند، كليه اطلاعات مربوط به نحوه ربايش و فرود هواپيماي اف 14 در عراق را در زمان بازگشت آزاده گان سر افراز به كشور بصورت كامل در اختيار مبادي ذيربط قرار دادند.

يكي از كساني كه قبل از ورود ايشان بداخل خاك كشور با وي مذاكره نمود نيز بنده بودم!!


با تشكر

امضای fery8810Fighter Pilot Do It Better

با سلام خدمت دوست عزيز جناب Viper


از لطف جنابعالي خيلي ممنون و سپاسگزارم.

وايپر عزيز، ابتدا" بايد خدمت شما و ساير دوستان عزيز عرض كنم كه در ارتش برابر قوانين ومقررات و سلسله مراتب و ديسيپلين حاكم، انجام هر عمل و امري بايد برابر مقررات و با دستور عاليترين مقام مربوطه انجام گردد. پس انجام هيچ عملي بدلخواه و يا علاقه شخصي و فردي در ارتش امكان پذير نمي باشد.

همين روال و نحوه عمل در مورد گزارشات كارشناسي مورد نياز سازمان نيز صادق و ساري است و همواره فرد يا گروه تهيه كننده گزارش و سپس مجري مفاد آن گزارش هر دو در مقابل عملكرد خويش و در مقابل بالاترين مقام در سازمان مربوطه مسئول ميباشند، هر چند كه رد يا تائيد چنين گزارشاتي پس از انجام آخرين برآوردهاي اطلاعاتي مبني بر صحت و يا عدم صحت آن گزارش، توسط نهادهاي مسئول خود مهر تائيد ديگري بر تصميم اتخاذ شده در رد و يا قبول گزارش مربوطه نيز مي باشد.


هيچ يك از كروي كابين جلو و يا كابين عقب هواپيماي اف 14 ربوده شده به عراق، خروج اضطراري يا همان عمل ايجكت را انجام نداده اند.

اما دليل اينكه چرا كابين عقب زماني كه متوجه شد هواپيما ربوده شده ايجكت نكرد !! اولا" بدليل اين بود كه هواپيما در ارتفاع بالاي 40000 چهل هزار پائي و با سرعتي بيش از سرعت نرمال در پروازهاي عادي در حال پرواز بسمت مرز بود و احتمال ايجاد بروز مشكلات حادي براي كابين عقب در اين حالت متصور بوديم، و لذا پس از اعلان آمادگي وي جهت خروج اضطراري از هواپيما، از ايشان خواسته شد كه از اينكار صزف نظر نمايد!! زيرا احتمال بروز صدمات وارده در آن سرعت بالا براي ايشان زياد بود و ثانيا" پس از احراز نيت مرادي خائن از عملي كه در شرف انجام بود، كابين عقب سعي مي نمود كه با خارج كردن برخي از سيستمهاي حياتي هواپيما از مدار كنترل، عملكرد هواپيما را بطريقي مختل نمايد تا مرادي از اين عمل كثيف خود منصرف گرديده و بازگردد ، كه نهايتا" اقدامات وي نيز موثر واقع نشد.


بطور دقيق چون در زمان شليك موشك اسپارو"ئي" پارامترهاي از پيش ديكته شده و موجود در كامپيوتر و رادار هواپيما جهتمحاسبات مورد نياز، با پارامترهاي اصلي موشك تفاوت زيادي داشت لذا امكان به خطا رفتن موشك در اين حالت زياد ميشد، اما خيلي از دوستان هم خارج از اين قواره هاي داده شده و بهقولي بصورتي باستاني موشك هائي هم شليك نموده اند.

عينا" همين مشكل عدم همخواني پارامترهاي موشك با هواپيما، دليل اصلي عدم استفاده از موشك سايدوايندر هم بود، هر چند كه در اين موشك حرارتي، خلبان زمانيكه در بهترين حالت در پشت سر هدف قرار گرفته باشد و بالاترين تن صداي موشك رانيز بشنود اين بهترين موقعيت شليك است، كه در اين نوع نصب شده بر روي هواپيماي اف 14 تقريبا" اين عمل حداكثر در يك تا يك و نيم مايلي هدف صورت ميگرفت، لذا بنا بر تشخيص خود خلباني مثل بنده، مصرف 50 تير فشنگ در فاصله اي كمتر بهتر از مصرف يك تير موشك بود.


اين دو نوع موشك ضمن اينكه در چند مورد توسط خلبانان اف 14 نيز بكار گرفته شده، در ساير هواپيماهاي اف 4و اف 5 بخوبي كارائي خود را به منصه ظهور گذاشته و شكار هاي خوبي داشته است.


با تشكر

دستان نوشته شده توسط:  جناب مازندرانی درود
استاد یه مطلبی هست درباره ماجرای مرادی خائن.
البته میدونم خیلی درباره این بابا تو این تاپیک گفتگو شده وشاید به نظر کافی بیاد ولی این موضوعی نبوده که به همین راحتی ازش بگذریم.برای یک نیروی هوایی مانند نیروی هوایی ما با اون همه سابقه درخشان در وطن پرستی و اون عملکرد افسانه ای در جنگ واون همه ازجان گذشتگی نفراتش باید این مهم باشه که چی شد که یکی از نفراتش دست به همچنین خیانتی بزنه.کم نبودند خلبانها و پرسنل زمینی که با انقلاب و رخدادهایی که پس از اون پیش اومد (حالا نمی خواهیم درباره اون رخدادها صحبت کنیم)ترک وطن کردند و رفتند ولی خیانت نکردند.این اقا هم میتونست همون زمان که با خانوادش تو اروپا بوده دیگه برنگرده نه اینکه برگرده و یه همچین خیانت بزرگی به کشورش بکنه.هرچند که حقش هم کف دستش گذاشته شد! پس لازمه که این ماجرا دقیق تر بررسی بشه.

استاد با نهایت شرمندگی اون ماجرایی که درباره این فرار عنوان شد برای من همچین یکم یه جاهاییش گنگه!

منظورم اون بخششه که امریکاییا قطعات اف14 رو با قطعات غیر اصلی تعویض میکنند.اخه وقتی کارشناسای روسی اون تجهیزات دروغی رو میبینند نمیفهمند که اونا واقعی نیستند؟ خوب اونا کارشناسای دومین قدرت نظامی دنیا هستند .دیگه اینکه روسیه برای فروش جنگ افزار به عراق حتما دنبال قطعات اف14 که نبود .مگه برای فروش بمب افکنهای پیشرفته توپولف22 یا جنگنده سوخوی 24 که تو هردوی اینها عراق اولین کاربر خارجیش بیرون از روسیه بود روسیه از عراق قطعات اف 14 خواست؟منظورم اینه که روسیه اگه این جریان اف14 هم نبود تجهیزات مورد نیاز عراق رو حالا با ناز و غمضه هم شده براش فراهم میکرد.تاریخ اینو نشون داده.

حالا استاد عزیز من قبلا درباره این ماجرا منابع زیادی را در مطبوعات و سایتهای انگلیسی زبان جستجو کردم وخوندم.ماجرای کلی که دستم اومده رو براتون و برای بچه های سایت میذارم .ولی باز تاکید میکنم که برای من حجت سخنان شماست نه نویسندگان خارجی که هزاران کیلومتر اون طرفتر فقط این ماجراها رو شنیدند ولی شما اون شنیده ها رو دیدید.پس حرف شما سندیت بسیار بیشتری داره تا اون منابع!


-...
با گذشت چند سال از جنگ سیستمهای اطلاعاتی امریکا و ارتش اون کشور با مشاهده ومونیتورینگ کارکرد نیروی هوایی ایران به این نتیجه رسیدند که ایران بیشتر از اون چیزی که پیش بینی میشد وانبارهای قطعات یدکیش اجازه میداد داره از وسایل پروازیش بویژه اف14 و اف4 استفاده میکنه.برای همین تصمیم بر اون شد که این ماجرا به طور کامل بررسی بشه.برای بررسی این موضوع هم هیچ راهی نبود جز اینکه امریکا به دو فروند اف4 واف14 ایران دسترسی داشته باشه.برای این کار هم ماموریت داده شد به یکی از زبده ترین دایره های اطلاعاتی سیا یعنی دایره night harvest(دروی شبانه!).وظیفه این دایره تامین وسایل نظامی ساخت کشورهای دیگه بویژه شوروی برای ارتش امریکا بود.این دایره بدون اینکه بخواهیم بزرگ نمایی کنیم یک ارتش کوچیک روسی برای امریکا ایجاد کرده!اگه نگاهی به لیست ادوات زیر بندازید خودتون منظورم رو از یک ارتش کوچیک میفهمید:

سیستمهای پدافندی SA2-SA3-SA5-SA6-SA7-SA8-SA14-SA16-SA18وهمچنین S300 وTOR M1

جنگنده های میگ15-میگ17-میگ 19-میگ21-میگ 23-میگ25-میگ29-سوخوی 22-سوخوی 24-سوخوی 25-سوخوی 27!!!(ذرباره میگ 31 هم شنیدم ولی سندی ندارم)
انواع واقسام سلاح های سبک و سنگین پیاده نظام روسی
انواع توپ از سبک تا سنگین ساخت روسیه
تانکهای T54-T60 -T62-T72-T80 وانواع نفربرهای مختلف روسی
مجموعه کاملی از موشکهای هوا به هوای روسی غیر از R37 , R77 (نمیدونم شاید اینا رو هم دارند!)
یک کلکسیون کامل از انواع موشکهای ضد زره روسی
چند نوع از موشکهای بالستیک روسی از جمله اسکاد
و...
فکر نکنم که دیگه توضیح بخواد.

حالا این اداره با این سابقه درخشان مسئول به دست اوردن دو فروند اف4 واف14 ایران شد و اسان ترین کاری هم که میتونست انجام بده این بود که بره به سراغ گروههای مخلف حکومت جدید برای کمک به یافتن چند خلبان ناراضی در جهت راضی کردنشون برای فرار به عراق.
حالا چرا عراق؟

چون اگه این خلبانها به یکی از کشورهای جنوب ایران(عربها) یا ترکیه میرفتند به دلیل روابط دیپلماتیک ایران با اونها مجبور میشدند زیر فشار ایران زود جنگنده رو برگردونند .مانند موردی که خلبان فراری به عربستان رفت و ایران به سرعت اون اف4 رو برگردوند.ولی در مورد عراق چون ایران باهاش در جنگ بود این مورد بوجود نمی اومد و عراق تعهدی در برگشت هواپیما نداشت.خلاصه که مرادی ملعون با این تفاسیر کشف!!شد و در روز موعود به عراق فرار کرد.عراق هم قبلا با قول مساعد امریکا برای دادن اطلاعات ماهواره ای از توان نظامی ایران و کمکهای مالی به نام وامهای کشاورزی و یه سری سخت افزارهای نظامی راضی شده بود.وقتی اف14 ما در پایگاه نا شناخته ای در عراق بزمین نشست از پیش دو نفر خلبان و کمک امریکایی تو اون پایگاه مستقر شده بودند.اونها بلافاصله اف14 رو به عربستان منتقل کردند.جایی که از پیش حدود 40 نفر از کارشناسان ومامورای سیا و گرومن ونیروی دریایی امریکا در اونجا بودند.بازبینیهای اولیه و تحقیقات میدانی در محل انجام شد و تمام قطعات مورد نیاز برای بررسی به امریکا فرستاده شدند.بدنه خالی اون اف14 بدبخت هم در عربستان منهدم شده و لاشه اون برای اینکه هیچ شکی در انهدامش توسط جنگنده های عراقی باقی نمونه به عراق فرستاده شد تا در یکی از میدونهای یکی از شهرهاشون بعنوان سند افتخار!!! در کنار تندیس یکی از خلبانا شون به نمایش دربیاد.(عکس اون لاشه و تندیس خلبانه رو در یکی از کامنتهای پیشینم تو همین تاپیک گذاشتم).

حالا شاید بپرسید نتیجه اون تحقیقات امریکاییا چی بود؟البته اونا رسما هیچ چیزی رو گردن نگرفتند.چون اگه اعلام رسمی میکردند باید منتظر شکایت ایران برای برگردوندن اون اف14 و خسارات وارده میموندند.

ولی چیزی که درز کرده این مطالبه:

-
مقدار محدودی از قطعات یدکی مورد نیاز در ایران ساخته شده بود.هرچند محدود بود ولی شگفتی اونا رو برانگیخت!

-
یه مقدار هم از بازار سیاه واز تولید کننده هایی در اروپا وامریکا تهیه شده بود.
-
بخش اعظمی از قطعات مورد نیاز از اسراییل !!! تهیه شده بود...-

حالا چرا باید اسراییل یه همچین کاری کنه و سیاستش در قبال جنگ ایران و عراق با سیاست امریکا یعنی مهار دو جانبه ایران و عراق چه فرقی داشت و اون یکی اف4 جریانش چی بوده دیگه در مجال این بخش نیست.

بازم میگم که اینا مطالب مطبوعات غربیه و فقط در جهت اگاهی دوستان گذاشتمشون. و لزوما مورد تایید من نیست.با سپاس از شما دوستان و استاد مازندرانی.



با درود و سپاس از اطلاعات ارزشمند دوست گرامی جناب دستان عزیز،


اگر اجازه فرمائید مطالبی را فهرست وار در رابطه با مسائل مطروحه حضرتعالی در ذیل بعرض برسانم، تا دیگر دوستان عزیز، اعم همکاران و همرزمان قدیم و جدیدم در نیروی هوائی و اعضاء محترم این انجمن، که با قاطعیت میتوان ادعا نمود برای اولین بار است از زمان رویداد این حادثه مهم در سطح کل کشور، به واکاوی و بازنگری دقیق این جریان و اتفاقات حاشیه ای این رخداد بواسطه این انجمن محترم پرداخته می شود، ابهامات مطروحه کاملا" روشن شده تا عزیزان بازدید کننده منبعد نیز با اطمینان بیشتری به صحت این نوشتار و عرایض، بدون داشتن دغدغه ذهنی از مطالب نتیجه گیری فرمایند:

در این باره بنده حقیر چندین و چند بار عینا" همین مطالب را باطلاع مسئولین وقت نهادهای درگیر رسانده و با توجه و لحاظ نمودن جانفشانی و خدمات بیدریغ فرزندان راستین این مرز و بوم و از جمله خلبانان نیروی هوائی در جنگ، و با نگرش به ظرفیت متفاوت انسانهای گوناگون در چنین مواقعی، حتی از ایشان و سایر مقامات مسئول کشور عاجزانه درخواست می نمودم که که علیرغم اینکه ما در حال جنگ هستیم و موافقت با مرخصی های خارج از کشور و اعطا اجازه خروج به چنین پرسنلی در این موقعیت آنهم برای کسانی که از لحاظ مسائل امنیتی و حفاظتی در رده بالائی قرار دارند منطقا" معنائی ندارد، ولی به جهت پیشگیری از بروز چنین اتفاقاتی برای آندسته از انسانهای کم ظرفیت، با این قبیل درخواستهای مرخصی در صورت آمادگی کامل و احراز توان نظارت دقیق توسط سیستمهای امنیتی کشور، موافقت نمایند تا در صورتیکه شخصی فاقد ظرفیت ادامه خدمت در این شرایط بود، برای نجات خیالی خود، دست به چنین اعمال ننگینی نیندازد. و چنین افرادی که نبودشان بهتر از ماندنشان میباشد، بتوانند بدون دغدغه از کشور خارج گردند و از روی استیصال و درمانگی دست به خیانت انهم خیانتی چنین بزرگ نزنند!!!!


اما در زمینه تعویض تجهیزات هواپیمای اف 14 و نحوه عملکرد روسها در این بین، فرمایش شما تا حدودی صحیح می باشد، زیرا روسها بدون اباء از ایران و همواره دست در سر و گردن عراق تمام امکانات مورد نیاز وی را تامین مینمودند اما، در مقطعی خاص بدلیل خبردار شدن آنان از پاره ای ارتباطات سری و مخفی مقامات امنیتی عراق با مقامات آمریکائی، روسها نیز به همین دلیل و به بهانه و عنوان حفظ تعادل و توازن قوا در منطقه، تا حدودی از در اختیار گذاردن کلیه امکانات مورد درخواست دائمی عراق، عقب نشینی نمودند و این عدم پاسخگوئی کامل روسها به خواسته های عراقیها تقریبا" همزمانی با شروع این جریانات و برنامه ریزیهای سیستمهای امنیتی آمریکائی و عراقی تحت کنترل و نفوذ کامل سیا داشت، که عراق هم از این فرصت پیش آمده استفاده نموده تا با دست زدن به این قمار بزرگ روسها را سر جای خود بنشاند، ضمن اینکه آمریکائیها هم در تعویض و جابجائی این تجهیزات فوق العاده ماهرانه عمل نمودند و با استفاده از برخی تجهیزات و وسائل ادواتی که میدانستند بخش عمده ای از آنها قبلا" توسط سیستم های جاسوسی شوروی مورد شناسائی قرار گرفته بود، این تجهیزات غیر اصلی را آماده تحویل به روسها نموده بودن و با این عمل مدتها کار و زمان میبرد تا روسها این تفاوتها را تشخیص دهند و حتی ممکن بود این اطلاعات تا مدتی آنان را به بیراهه کشاند تا کاملا" متوجه گردند که این وسائل و تجهیزلت اصلی نبوده و نمیتواند همانهائی باشد که در هواپیماهای اف 14 بکار گرفته شده است، که این نوع بازی هم همواره در بین سیستم های جاسوسی و ضد جاسوسی دنیا رایج بوده و هست، که با دادن بخشی اطلاعات صحیح در کنار بخشی از اطلاعات سوخته قبلی برای مدتی باعث گمراهی حریف می گردند لذا زیاد با جریانی که جنابعالی تعریف نمودید اختلاف چندانی ندارد.


در مورد آن ارتش سری آمریکا و یا همان بخش Night Harvest سیا ، فرمایشات جنابعالی و توضیحاتی که در منابع مربوط به این جریان آمده کاملا" صحیح میباشد و بنده در بخشهای قبلی و در زمینه نحوه آموزشهای تاکتیکی در پایگاههای هوائی مثل Nellis AFB اشارت جزئی به این ارتش سری نمودم و عرض کردم که در برخی اوقات حتی تمرینات درگیری هوائی با حضور هواپیماهای حریف انجام میگردید، که در دوران ما تا میگ های 23 روسی هم در آنجا دیده میشد، و حتما" باید تا الان که حدود چهل و اندی سال از آن دوران میگذرد و با شرایط فعلی، این ارتش سری به مراتب مجهز تر و کامل تر شده باشد که البته تماما"در پوششی کاملا" و خیلی محرمانه نگهداری می گردید.


دلیل عدم پناهندگی هواپیمای اف 14 به یکی از کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس هم کاملا" منطقی است زیرا بدلیل روابط دیپلماتیکی که ایران با این کشورها داشت چنین حرکتی نمیتوانست در یکی از این کشورها انجام گردد و به همین خاطر در مورد مرادی ملعون با راهنمائی آمریکائیها، استخبارات عراق از وجود منافقین استفاده نمود تا سناریو تنظیم شده بطور کامل و صحیح انجام گردد.


اعلان قصد اصلی آمریکائیها از بدست آوردن هواپیمای اف 14 و هواپیمای4 ایرانی همان است که که در منابع خود اعلان نموده اند، چون آمریکائیها به هیچوجه نمیتوانستند قبول کنند که نیروی هوائی ایران توانسته باشد تنها با اتکاء به توان خود این هواپیماها را به اینصورت سر پا نگهدارد و لذا همانطور که اشاره فرمودید در برنامه اصلی طرح سیا هر دو نوع اف 14 و اف 4 برای این منظور در نظر گرفته شده بود که همین گونه نیز عمل شد.


خوب در اینجا مجبورم باز یک قطعه دیگر از این پازل را هم برای شما روشن کنم که خلبان اف 4 فراری به عراق به نام رحمان قناعت پیشه، اگر اشتباه نکرده باشم، پسر عمه احمد مرادی بود و یا بالعکس آن، که دقیقا" مشخص می نماید که فرار این دو تن، با فرار دیگر هواپیماهای قبلی به سایر کشورها همجوار، کاملا"متفاوت بوده و دقیقا" برنامه ریزی شده از سوی یک سیستم دقیق اطلاعاتی کارکشته و حساب شده می توانست انجام پذیرد، که حال شما وضعیت بنده را باید در آن شرایط بحرانی ملاحظه می فرمودید، که چگونه با آنالیز صحیح این سناریو در آن زمان محدود با در دست داشتن کمترین قرائن و شواهد مستند و مستدلل از نحوه ربایش و اثبات نظریات شخصی علیرغم نظرات جمعی تیم بررسی رویداد، نهایتا" با تنظیم گزارشی جنجالی در فاصله کمتر از 48 ساعت بعد از این حادثه چه میزان ریسک بالائی را متحمل میگردیدم..

در مورد بدنه خالی اف 14 متلاشی شده هم، جهت آگاهی باید عرض کنم که این جنازه با استفاده از لاشه هواپیماهای ساقط شده قبلی اف 14 در نیروی دریائی آمریکا از قبل آماده و به همراه سایر تجهیزات و تیمهای عملیاتی آمریکا قبل از ورود اف 14 مرادی ملعون به عراق، در پایگاه متروکه مورد اشاره آماده تحویل بود و در عرایضم نیز عرض نمودم که صبح روز بعد از ورود مرادی به عراق، کلیه این تجهیزات و بخشهای جدا شده بال و بدنه هواپیمای مرادی همگی بصورت منفصل شده از هم و بار شده بر روی تریلی های مخصوص در اتوبان منتهی به مرز کویت توسط همان عوامل جمع آوری اخبار ما تائید گردیده بود.


امیدوارم با توضیحات جنابعالی در شرح و توصیف فوق از قول منابع خارجی، و توضیحات ناقص بنده، توانسته باشم قدری از مشغولیات ذهنی شما و دیگر دوستانی که سئوالات زیادی در این زمینه داشتند را کاسته باشیم.


با سپاس از زحمات جنابعالی

امضای fery8810Fighter Pilot Do It Better

12 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

چه خبره ، دوستان عزیز ، چرا بحث به این خوبی رو به مجادله تبدیل می‌فرمایند؟ اون هم از طرف دو تن از قابل احترام‌ترین و کاردرست ترین کاربران انجمن !!

لازمه چند نکته رو خدمت دوستان جناب دستان و جناب معما عرض کنم :

1- نه پدر بنده ، نه جناب جاویدنیا و نه هیچ یک از خلبانان دیگر تامکت یا هواپیمای دیگر نمی‌توانند به طور قاطع در خصوص کسی که بیشترین تعداد شکار را انجام داده یا بیشترین تعداد فلان موشک را شلیک کرده اظهار نظر فرمایند ، تا زمانی که اسناد متقن و مشخصی از لیست کلیه شکارها و موشک‌های شلیک شده و گزارشات مرتبط ، توسط نیروی هوایی منتشر نگردد. و هر صحبتی هم که می‌شود در حد حدس و گمان می‌باشد و با رجوع به حافظه افراد است که بعد از گذشت بیش از سی سال ممکن است که در خیلی از موارد خلبانان تعداد شکارها و موشک‌های شلیک شده توسط یکدیگر را به خاطر نداشته باشند.

2- لاشه تامکت جناب هرندی در خاک ایران سقوط کرد و آن لاشه تامکت در میدانی در عراق ، ربطی به تامکت ایشان ندارد.

3- در خصوص ماجرای احمد مرادی ، الف: اولین کسی که با جناب حسن نجفی پس از اسارت صحبت کرده است پدر بنده بوده که خود جزو تیم مبادله اسرا بوده و مطمئن باشید ، نظر ایشان مورد تایید جناب نجفی هم قرار گرفته که ایشان آن را بعد از سالها منتشر نموه اند. ب: اگر مطالب منتشر شده در خصوص عملیات درو شبانه یا Night Harvest را مطالعه فرمایید خواهید دید که تامکت مرادی سالم و صحیح به دست عراق افتاده است و بعد هم به آمریکا منتقل شده ، ضمنا در کتاب خاطرات سپهبد آذربرزین نیز همین مورد اشاره گردیده

15 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

با سلام 

 

ضمن تشکر 

 

در مورد این عملیات Night Harvest ، منبع موثقی وجود دارد برای مطالعه ؟؟

 

متشکرم 

6 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

با سلام 

 

ضمن تشکر 

 

در مورد این عملیات Night Harvest ، منبع موثقی وجود دارد برای مطالعه ؟؟

 

متشکرم 

 

در اینترنت سرچ بفرمایید ، موارد زیادی هست

7 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

 

 

ارچ انجل عزیز واقعا عالی بود.یاد انجمن اول و فراز و نشیبهای ان افتادم.یادش به خیر.فکر کنم بک اپ کامل مطالب رو داری .چون سر به زنگا از این مطالب زیر خاکی رو می کنی!!!

چه خبره ، دوستان عزیز ، چرا بحث به این خوبی رو به مجادله تبدیل می‌فرمایند؟ اون هم از طرف دو تن از قابل احترام‌ترین و کاردرست ترین کاربران انجمن !!

لازمه چند نکته رو خدمت دوستان جناب دستان و جناب معما عرض کنم :

1- نه پدر بنده ، نه جناب جاویدنیا و نه هیچ یک از خلبانان دیگر تامکت یا هواپیمای دیگر نمی‌توانند به طور قاطع در خصوص کسی که بیشترین تعداد شکار را انجام داده یا بیشترین تعداد فلان موشک را شلیک کرده اظهار نظر فرمایند ، تا زمانی که اسناد متقن و مشخصی از لیست کلیه شکارها و موشک‌های شلیک شده و گزارشات مرتبط ، توسط نیروی هوایی منتشر نگردد. و هر صحبتی هم که می‌شود در حد حدس و گمان می‌باشد و با رجوع به حافظه افراد است که بعد از گذشت بیش از سی سال ممکن است که در خیلی از موارد خلبانان تعداد شکارها و موشک‌های شلیک شده توسط یکدیگر را به خاطر نداشته باشند.

2- لاشه تامکت جناب هرندی در خاک ایران سقوط کرد و آن لاشه تامکت در میدانی در عراق ، ربطی به تامکت ایشان ندارد.

3- در خصوص ماجرای احمد مرادی ، الف: اولین کسی که با جناب حسن نجفی پس از اسارت صحبت کرده است پدر بنده بوده که خود جزو تیم مبادله اسرا بوده و مطمئن باشید ، نظر ایشان مورد تایید جناب نجفی هم قرار گرفته که ایشان آن را بعد از سالها منتشر نموه اند. ب: اگر مطالب منتشر شده در خصوص عملیات درو شبانه یا Night Harvest را مطالعه فرمایید خواهید دید که تامکت مرادی سالم و صحیح به دست عراق افتاده است و بعد هم به آمریکا منتقل شده ، ضمنا در کتاب خاطرات سپهبد آذربرزین نیز همین مورد اشاره گردیده

ثمین جان مجادله ای دست کم از طرف من وجود ندارد!!!

اگر ارسال من را بخوانید به صراحت اورده ام که هیچ کدام از این مطالب درست مطلق نیست و امکان اشتباه را دارد.ضمنا از جناب معما هم بابت کتابشان سپاسگذاری کرده ام و باز هم به صراحت اورده ام که منظور فقط تصحیح امار موجود است نه چیز دیگری .حالا اگر ایشان از مطالب برداشت دیگری کرده اند من بی تقصیرم!

8 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites
On 7/22/2015 at 08:18, moh597 said:

 

 

سلام جناب مازندارانی 

- در مورد هدف قرار گرفتن موشک کرم ابریشم می توانید مراجعه کنید به صفحه 138 الی 140 کتاب نبرد در آسمان خلبان عباس بابایی کمک فضل الله جاویدنیا مربوط به اواخرتابستان 63 که البته بعد از این پرواز به دستور جناب بابایی شلیک موشک ارزشمند فنیکس به کرم ابریشم ممنوع شد چون خلبان می توانست هدف را در ارتفاع کم و با سرعت خیلی پایین شناسایی نماید 

منطقه این درگیری مابین ماهشهر و خارک تعیین شده شلیک از فاصله حدود 15 مایلی توسط فنیکس بوسیله جاویدنیا انجام شده 

- در مورد شهید جعفر مردانی  در گزارش به صراحت نه هدف قرار گرفتن توسط موشک را و نه گردش شدید را ذکر کرده گزارش رادار ماهشهر هم به این مضمون هست که ناگهان از صفحه محو می شود متاسفانه چیزی درباره آخرین مکالمات خلبان هم در آن دیده نمی شود اتفاقا یک گزارش در این خصوص به دستخط جناب مازندارنی که بعد از جنگ هم نگاشته شده با عنوان مرحوم ستاری موجود می باشد 

- بله کاملا اسامی درست می باشد در مورد تامکت جناب هرندی هم حق با شماست 

- در مورد شهید اصل داوطلب هم در بیست و پنجم دی ماه 1365 در ایذه هواپیمایشان هدف قارار گرفت که بعد از اجکت بندهای 2-3-5-7 چتر دور گردن ایشان پیچیده می شود و باعث شهادت ایشان می شود چیزی که گزارش مرحوم قانعی می باشد درگیری با یک دسته هواپیمای عراقی بعنوان طعمه و هدف قرار گرفتن توسط یک فروند که در ارتفاع پایین پرواز می کرده عنوان شده آنجا احتمال آن را میگ 23 عنوان کرده هرچند به عقیده من این نوع پرواز عراقی ها باید میراژ این نوع پرواز را انجام داده باشد 

سلام جناب محمد یا محسن عزیز... مطلب آخری شما در این کامنت در مورد شهید اصل داوطلب منو یاد 30 سال پیش انداخت که از اهواز به ایذه رفته بودیم و شاهد یک درگیری هوایی بین یک جنگنده ایرانی و چند جنگنده عراقی بر فراز شهر ایذه واقع در رشته کوههای زاگرس بودیم و من همیشه دوست داشتم در مورد اون ماجرا اطلاعات بیشتری به دست بیارم. یادم میاد دو تا میراژ عراقی بودن چون بالهای دلتا شکل داشتن و من با اینکه یک نوجوان 15 ساله بودم اما چون خیلی علاقمند به هوانوردی بودم، خیلی تو مجلات اون زمان مثل تکنیک و فاراد و مجله صف مطالب هوایی رو مطالعه می کردم و اطلاعات خوبی از جنگنده های اون زمان داشتم. تامکت ایرانی در تعقیب دو تا میراژ عراقی بود و یک موشک هم به طرف یکی از میراژها شلیک کرد اما چند ثانیه بعد خود تامکت هم توی هوا منفجر شد که مطمئنا" توسط موشک شلیک شده از یک جنگنده غیر از اون دو تا میراژ بوده. البته من اون هواپیمای عراقی سومی را واقعا ندیدم اما مطمئنا در منطقه بوده که شلیک رو انجام داده. خلبان و کمک خلبان تامکت هر دو بیرون پریدند و چترهاشون رو بازشده دیدم اما در منطقه ای روی کوههای اطراف شهر فرود اومدن که خیلی صعب العبور و پر از درختهای بلوط هستن. اینطور که اهالی روز بعد به ما گفتن، خلبان که یک سرگرد بوده سالم فرود اومد و توسط عشایر کوچ رو منطقه تحویل ژاندارمری ایذه شد و اونها هم اون رو به عوامل نیروی هوایی که از اصفهان با هلیکوپتر به منطقه اومده بودن تحویل دادن اما میگفتن که کمک خلبان هنگام فرود متاسفانه به درختهای بلوط منطقه خورده و شاخه های درخت باعث خفگی اون شدن و میگفتن که ستوانیکم بوده. یادمه دو تا هجده چرخ هم به ایذه اومدن و لاشه تامکت رو که توسط ژاندارمری و نیروی هوایی جمع آوری شده بود، به اصفهان منتقل کردند. من کلی توی سایتها سرچ کردم و همه متاسفانه این واقعه رو بر فراز اندیمشک یا دزفول عنوان کردند درحالی که شما تنها کسی هستید که به شهر ایذه در این ماجرا اشاره کردین. اینه که خواستم از شما بابت اطلاعات خوبتون تشکر کنم. موفق و پیروز باشید

2 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

Create an account or sign in to comment

You need to be a member in order to leave a comment

Create an account

Sign up for a new account in our community. It's easy!


Register a new account

Sign in

Already have an account? Sign in here.


Sign In Now