Welcome to رهروان ارتش

از اینکه انجمن ما را برای مطالعه انتخاب کردید از شما متشکریم. 

برای استفاده از امکانات انجمن و برقراری رابطه دوستانه با دیگر اعضا لطفا در انجمن ثبت نام کنید

با تشکر

49 posts in this topic

امروز مقاله ای دیدم در سنترال که البته ترجمه متن نوشته شده توسط خود عراقی ها است درباره حمله میراژهای عراقی به نکا.

بد نیست بدانیم طرف مقابل در این باره چه گفته! هرچند ارسال این متن به معنای پذیرش تمام یا بخشی از ان نیست!

 

 

يكي از عمليات هاي مهم نيروي هوائي عراق در مراحل پاياني جنگ با ايران ، حمله به نيروگاه توليد برق نكاء در كنار درياي خزر بود است . اين عمليات كه بدون تعصب بايد آن را يكي از موفق ترين عمليات برون مرزي نيروي هوائي عراق در عمق خاك ايران دانست تا كنون در داخل كشورمان كمتر مورد توجه قرار گرفته ( شايد هم اصلا نگرفته ) و داراي ويژگي هايي است كه شايد تاكنون بدان پرداخته نشده باشد. نكته مهم و جالب اين است كه اين مقاله عينا از ديد طرف مقابل نوشته شده و حاوي نكات فني جالبي است تا آنجاكه به نظر مي رسد كه نگارنده اين مقاله ، نزديك به ماجرا بوده و با دقت به شرح عمليات پرداخته است . اين مقاله بدون هيچ دخل و تصرفي عينا تقديم دوستان مي گردد.

بال هاي  نيروي هوائي عراق بر فراز درياي مازندران

سال هاي زيادي از اين عمليات جنگي گذشته است . سال هايي كه جنگجويان عراقي درآن آرامش نداشتند و شرايط بوجود آمده آنان را مجبور به حضور در نبردهاي ديگري نمود در حاليكه آنان براي حمايت وطن و سربلندي تاريخ كشور و مردمشان با جان و خون و جوانانشان بهاي آن را پرداختند. ما درحالي اين گونه حوادث تاريخي را فراموش مي كنيم كه ساير كشورها حتي براي داشتن يك سطر از آن تاريخ حسرت مي خورند . تاريخ هرگز سطرهاي خود را دو بار نخواهد نوشت مگر بدست مرداني كه مادرانشان ديگر همچون انها را نخواهد زاييد . مرداني كه بال هايشان از غرب تا دورترين نقاط در شرق و جنوب بر روي درياي سرخ و خليج  فارس و تنگه هرمز و درياي مازندران سايه افكند ، با بالهايشان به سمت خورشيد ، به سمت بزرگي و به سمتي بدون بازگشت پرواز كردند ... اما آنها بازگشتند ، با پيروزي هاي بزرگي كه زبان و قلم از توصيف آنها و توصيف آنچه كه ماوراي آنها از عقابان ( خلبانان ) گرفته تا فرماندهي و ستاد كه اين پيروزي ها را تدوين و ترسيم نمودند عاجزنيروي هوائي عراق با استفاده از جنگنده هاي Mirage F-1 به صورت پيوسته و بدون درنگ حملات سنگيني را به اهداف دريائي ايران در عمق خليج فارس مثل جزيره لاوان و سيري كه به شدت از سوي ايران محافت مي شدند انجام مي داد . اما ايران مدعي بود كه هواپيماهاي عراقي با استفاده از فرودگاه هاي كشورهاي حاشيه جنوبي خليج فارس و سوختگيري مجدد دست به چنين عملياتي مي زند. در پاسخ به ادعاهاي ايران در اين زمينه ، فرماندهي عالي ارتش عراق از طراحان و دستگاه هاي اطلاعاتي خود درخواست نمود تا اهداف راهبردي را در عمق خاك ايران شناسائي نمايند كه حتي از مسافت دو جزيره سيري و لاوان هم دورتر باشد. در اين راستا طرح حمله به نيروگاه برق حرارتي نكا واقع در سواحل درياي مازندران در دستور كار قرار گرفت در حاليكه تنها 40 كيلومتر با اتحاد جماهير شوروي سابق فاصله داشت



موقعيت نيروگاه نكا :

نيروگاه نكا يك نيروگاه حرارتي و گازي است كه قادر به توليد 2000 مگاوات برق بوده و از اين روي يكي از مهمترين و بزرگترين نيروگاه هاي توليد برق در خاورميانه به شمار مي رفت كه طبق گزارشات اطلاعاتي بدست آمده ، برق تهران و تاسيسات مجتمع پارچين براي توليد سلاح شيميائي و ساير تاسيسات نظامي را تامين مي نمود . اين نيروگاه در درياي مازندران و در مختصات WGS84: 36° 39′ 3″ N, 53° 17′ 57″ E واقع شده بود .


گزارشات نهادهاي اطلاعاتي :

اطلاعات بدست آمده در مورد نيروگاه نكا توسط سازمان اطلاعات نظامي ارتش عراق ، از سوي كارشناسان نفتي و برقي عراق نيز مورد بررسي و اهميت حياتي و تاثير مهم اين نيروگاه بر روي چرخه توليد برق ايران مورد تائيد قرار گرفت. از اين روي فرماني از فرماندهي كل ارتش عراق صادر و ضرورت انجام يك حمله هوائي و انهدام ديگ هاي بخار و توربين هاي توليد برق و در نتيجه تعطيلي نيروگاه مزبور براي زماني هر چه طولاني تر مورد تاكيد قرار گرفت


آمادگي براي حمله :

همانگونه كه قبلا هم اشاره كرديم ، نيروگاه نكا در كنار درياي مازندران و بر روي خط ساحلي قرار داشت . لذا براي رسيدن به آن مي بايست پروازي به طول 1200 كيلومتر از پايگاه هوائي در عراق تا نيروگاه نكا و  از ميان رشته كوه ها و دشت ها به صورت افزايش و كاهش ارتفاع ( به تناوب ) صورت مي گرفت تا اصل غافلگيري رعايت شود. بدون ترديد چنين هدفي با اين درجه از اهميت و بزرگي توسط ايران به خوبي پدافند مي شده است .  

از اين روي خلبانان تمرينات سنگيني را روي اهداف و شرايط جغرافيائي شبيه سازي شده بر روي كوهها و بر فراز درياچه ثرثار و نيز انجام عمليات سوختگيري هوائي در ارتفاع كمتر از 100 متري اجراء نموده و توانستند هدف شبيه سازي شده را پس از پرواز در ميان دشت ها و ارتفاعات و نيز سوختگيري در شرايط فوق الذكر و با حداكثر توان حمل سوخت و مهمات و در شرايطي كه اين حجم سوخت و مهمات قدرت مانور هواپيما را به شدت كاهش مي دهد ، در ميدان تير و با بمب هاي حقيقي مورد حمله قرار دهند . پس از آنكه خلبانان با موفقيت آموزش ها را به پايان رساندند ، براي انهدام هدف به صورت كامل آماده شدند .   


تجهيز هواپيماها :

هر كدام از هواپيماها به دو عدد بمب شديدالانفجار 400 كيلوگرمي فرانسوی و   دو مخزن سوخت خارجي اضافي به گنجايش 1100 لينر در زير هر بال به علاوه يك مخزن سوخت خارجي در زير بدنه اصلي هواپيما به گنجايش 2200 ليتر مجهز گرديدند. از آنجائيكه با اين حجم از تجهيزات بارگيري شده باز امكان رسيدن به هدف وجود نداشت ، لازم بود تا يك مرتبه سوختگيري هوائي با حجم 2500 ليتر براي هر هواپيماي شركت كننده در عمليات صورت پذيرد تا هواپيماها امكان رفت و برگشت به فضاي ايران را داشته باشند.  

اما يك مشكل اساسي در راه رسيدن به چنين حدي از حمل مهمات و سوخت براي انجام چنين ماموريتي وجود داشت . در هيچ شرايطي نمي بايست وزن هواپيماي ميراژ افزون از 16.200 كيلوگرم گردد در حاليكه براي انجام اين ماموريت وزن هواپيما ، بمب ها و مخازن خارجي سوخت به 17.400 كيلوگرم رسيده بود. از طرفي هر راه حلي كه در نظر گرفته مي شد نمي بايست تاثيري بر روي توان تخريب بمب ها و يا حجم مخازن سوخت خارجي هواپيما بگذارد . بنا براين براي نخستين بار از هواپيما به گونه اي استفاده شد كه تا آن زمان بي سابقه بوده است !! و براي سال ها عده زيادي از چگونگي رسيدن هواپيما هاي عراقي به اهدافي در آن دور دست ها و با قابليت حمل مهمات كامل بي اطلاع بوده اند. !!  

اين ايده مبتني بر آن بود كه هواپيما ها با مهمات كامل به هوا برخاسته اما مخازن سوخت هواپيما به صورت كامل سوختگيري نمي شدند تا اينكه به حداكثر وزن مجاز جهت برخاست يعني 16.200 كيلوگرم برسند . سپس در آسمان تتمه سوخت مورد نياز به هواپيماها رسانده شده تا وزن هر هواپيما به 17.400 كيلوگرم مي رسيد. با اين روش هواپيماها هم مهمات مناسب و هم سوخت كافي براي رسيدن و انهدام هدف را در اختيار مي داشتند. !! 


اجراي عمليات ، حمله اول

در روز  6 /12/ 1986 هواپيماهاي ميراژ عراقي كه جمعا بالغ بر 8 فروند مي شدند ( شامل 3 هواپيماي مهاجم ، 3 هواپيماي سوخت رسان و دو هواپيماي ذخيره ) از پايگاه هوائي صدام براي انجام ماموريت تعيين شده برخاستند اما در جريان سفر بدليل نامساعد بودن شرايط جوي و كاهش شديد ديد خلبانان عمليات با موفقيت همراه نبود و هواپيماها به پايگاه خود بازگشتند !!! اما اجراي مجدد عمليات حدود 10 ماه پس از انجام ماموريت ناموفق اول صورت گرفت چراكه براي وارد كردن ضربه موثر نياز به زمان بندي دقيق و مناسب وجود داشت



روز 29 /09/ 1987  برابر با 14 آذر ماه 1365 -  ساعت 12 بعدازظهر 

با اعلام آمادگي از سوي خلبانان عراقي چنين روزي براي انجام ماموريت در نظر گرفته شد و كار آماده سازي هواپيماهاي ميراژ و تجهيز آنها به بمب ها ، مخازن سوخت و بازرسي هاي قبل از پرواز براي اطمينان از سالم بودن سامانه هاي ناوبري و موتور هواپيماها صورت گرفت چرا كه مسير ماموريت بسيار دور و انجام ماموريت درآن روز قطعي بود . ضمن آنكه شرايط آب و هوائي و اطلاعات واصله نيز امكان انجام ماموريت را تائيد مي نمود



روز 29 /09/ 1987  ساعت 2 بعدازظهر

خلبانان عراقي براي انجام ماموريت طولاني و دشوار خود به آشيانه هواپيماها اعزام شدند تا نه تنها ماموريت جنگي خود را انجام دهند بلكه پاسخ محكمي به شايعات ايران و ترديد او به قدرت عقاب هاي عراقي داده باشند. پس از كسب اطمينان از بارگيري بمب ها و مخازن خارجي سوخت و نيز انجام چك هاي لازم كه هر خلبان مي بايست قبل از هر پرواز به انجام برساند ، موتور هواپيماها روشن و هواپيماهاي عملياتي در باند اصلي و هواپيماهاي سوخترسان در باندهاي فرعي به صورت همزمان به پرواز در آمدند . پس از طي مسافت حدود 10 كيلومتر خارج از پايگاه و اقدام به كاهش ارتفاع به500 متري نموده و با سرعت 700 كيلومتر بر ساعت به سمت مرزهاي ايران گردش كردند. با ورود به فضاي ايران هواپماها سرعت خود را به 900 كيلومتر بر ساعت رسانده و با عبور از منطقه بوكان به سمت هدف خود به پيش مي رفتند. ميراژها طبق نقشه از روي نخستين رشته كوه عبور كردند . اگر چه اين اولين باري نبودكه از اين كوه ها مي گذشتند اما اين نخستين گام براي رسيدن به هدفشان در دوردست بود. پس از طي حدود 40 كيلومتر ، هواپيما ها سرعت خود را به 700 كيلومتر بر ساعت كاهش دادند چرا كه اين سرعت مناسبترين ميزان مصرف سوخت را به همراه داشت . پس از رسيدن هواپيماها به درياچه مريوان ، مجددا سرعت را 500 كيلومتر بر ساعت كاهش داده تا بتوانند سوختگيري هوائي را با سرعت مناسب به انجام برسانند. در اين حالت هواپيماها در ارتفاع بسيار پائين يعني 50 متري تشكيل يك مثلث داده و براي مدت 10 دقيقه عمليات سوختگيري را به انجام رساندند. سوختگيري هوائي دومين مرحله اين عمليات تلقي همه چيز طبق نقشه و مطابق با تمرينات قبلي پيش مي رفت . پس از انجام عمليات سوختگيري ، هواپيماهاي سوخت رسان به پايگاه مادر برگشته و هواپيماهاي مهاجم به پرواز خود به سمت هدف دور دست خود در پشت تهران پايتخت و از ميان كوه هاي و دشت ها و با سرعت 700 كيلومتر بر ساعت و ارتفاع بسيار پائين ادامه دادند . ميراژها از مقابل پايگاه هوائي شاهرخي عبور كردند اما همانگونه كه انتظار مي رفت رادارها ي ايراني بدليل كوهستاني بودن منطقه و ارتفاع كم هواپيماها نتوانستند آنها را رديابي كنند. خلبانان به سمت درياهاي شرق مي راندند از ميان شكاف ها و دره هاي عميق ، به سمت محل طلوع خورشيد و دروازه هاي پادشاهاني كه در داستانها از آنها با عنوان اسطوره ذكر مي شد. بال هايشان تنا چند ده متر با لبه كوه ها فاصله داشت . همچون عقاب پرواز مي كردند و بال هايشان خطوط سفيدي را از خود بر جاي مي گذاشت كه در تاريخ كشورشان فقط توسط مردان شجاعي مثل خودشان نوشته مي شد.  

همه چيز مثل برق از كنارشان مي گذشت ، هواپيماهايشان با سرعت بالا و ارتفاع كم حركت مي كرد . كم كم كوه ها تنگ تر شدند تا انجائيكه براي پرواز به صورت خطي و پشت سر هم قرار گرفتند . اما پس از چند دقيقه هواپيماها از كوه ها گذشته و درياي شرق ... درياي مازندران به رنگ آبي در مقابلشان گشوده شد. اكنون آب هاي آبي رنگ سايه عقاب هايي از غرب را بر خود مي ديد كه نه قبل و نه بعد از آن سابقه نداشت .  


بالهاي آهنين عقابان ميراژ عراقي برفراز درياي مازندران 

هواپيماهاي عراقي به پرواز در ارتفاع كم بر فراز درياي مازندران ادامه داده و مسافتي بالغ بر 250 كيلومتر را در ارتفاع حدود 20 متري سطح دريا و با سرعت 900 كيلومتر بر ساعت به سمت هدف و در حاليكه شبحي از آن در دوردست به چشم مي خورد به پيش مي راندند . در فاصله 30 كيلومتري هدف با گردش 150 درجه اي خود را در وضعيتي مستقيم رو به هدف قرار دادند در حاليكه اكنون ديگر 4 دودكش بلند آن به وضوح قابل مشاهده بود

پس از آن خلبانان عراقي خود را براي حمله نهائي به هدف آماده كرده و در فاصله 15 كيلومتري ارتفاع را به 80 متر افزايش دادند و در حالتي كه هدف با چشم غير مسلح نيز قابل روئيت بود طبق دستور فرمانده دسته ، حمله همزمان سه هواپيما به نيروگاه نكا آغاز گرديد

نيروگاه نكا توسط بمب هاي عراقي با موفقيت 100% مورد اصابت قرار گرفت و در اثر آن مركز اصلي توليد برق نيروگاه منهدم گرديد . فعاليت پدافند هوائي منطقه ضعيف بود و آن هم از سوي يگان هاي دريائي ايران صورت پذيرفت و آسيبي هم به هواپيماهاي عراقي نرساند چرا كه آنها در محاسبات خويش اصلا تصور نمي كردند كه روزي هواپيماهاي عراقي بتوانند به آن نقاط دوردست برسند اما اين نيروي هوائي عراق و خلبانانش بودند كه توانستند پيروزي را به ارمغان بياورند كه ديگران از انجامش عاجز بودند.ميراژهاي عراقي در حالي آب هاي شرق درياي مازندران را ترك كردند كه در پشت سرشان پيروزي بزرگي را براي مردم و وطنشان رقم زدند و آتش از محوطه نيروگاه نكا زبانه مي كشيد .
ميراژهاي عراقي راه بازگشت را از ميان كوه ها و دشت ها در پيش گرفتند و اين بار از سوي جنگنده هاي  MIG-25 و MIG-23 مورد استقبال قرار گرفتند

ميراژهاي عراقي در حالي بازگشتند كه بر روي بال هايشان نسيم درياي مازندران و نسيم پيروزي و بزرگي را حمل مي كردند . پيروزي كه ديگر هرگز تكرار نخواهد شد مگر بدست شجاعاني كه خالص براي خدا و مردمشان و وطنشان مي جنگند

انجام عمليات 2:25 – دو ساعت و بيست و پنج دقيقه – زمان برد كه يكي از طولاني ترين و دور دست ترين عمليات جنگي ثبت شده در تاريخ نيروهاي هوائي عراق محسوب مي شود (!!!) . پس از فرود امن هواپيماها ، اتحاد جماهير شوروي سابق اعلام كرد كه هواپيماهاي عراقي بر فراز درياي مازندران به پرواز درآمده و توانسته آنها را در مسير بازگشت رديابي نمايد


پس از انجام موفقيت آميز عمليات ، عدنان خير ا... وزير دفاع در يك مصاحبه تلويزيوني حاضر شد و تصريح كرد كه هواپيماهاي عراقي هدفي راهبردي را در عمق خاك ايران مورد هجوم قرار داده اند . همچنين اعلام كرد كه اين واپيماها در كجا سوختگيري كرده اند و در پايان نيز اعلام نمود ، نيروي هوائي عراق توان آن را دارد كه هر هدفي را در هر نقطه اي از خاك ايران مورد حمله قرار دهد

 

ofbo48jrqqjtkc6sh5s1.jpg

تصاویری که ادعا شده مربوط به سامانه هدف گیری میراژها است و در هنگام حمله به نکا گرفته شده است.

 

rqd7j66nn4di78u64or.jpg

نیروگاه نکا پس از بمباران.

 

 

 

آموزه هاي اين عمليات :

از اين عمليات درس هاي زيادي گرفته شد كه خلاصه ان بدين شرح است :

الف : دقت اطلاعات بدست آمده و نيز آموزش هايي كه خلبانان بر روي هدف شبيه سازي شده انجام دادند يكي از عوامل مهم موفقيت اين عمليات است

ب : اجراي عمليات در ارتفاع بسيار پائين و بدون استفاده از تماس راديوئي و تمام مراحل انجام عمليات با استفاده از حركات اشاره با دست و طبق آموزش هاي قبلي صورت گرفت

ج : انجام عمليات سوختگيري هوائي در عمق خاك ايران صورت گرفت و اين نشان دهنده نهايت ناتواني سامانه هاي پدافند و نيروي هوائي ايران در رهگيري ميراژها بود برغم آنكه ايران ادعاي توانمندي آنها را داشت

د : برتري هوائي عراق در جنگ از مهمترين دلايل پذيرش آتش بس توسط ايران بود چرا كه تمام مناطق حياتي انها در نصف شعاع عملياتي هواپيماهاي عراق قرار داشت

با سپاس ويژه از تمام افسران و خلبانان نيروي هوائي سابق عراق كه اين عمليات را با دقت برايمان توضيح دادند  . 

24 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

این F-14 کجا بودن؟ : FIRE :

10 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

البته حمله به نکا فقط یک بار نبوده است.

توجه کنید:

 

 

""""به گزارش بخش دفاع مقدس خبرگزاری فارس از ساری، نیروگاه شهید سلیمی شهرستان نکا در کنار دریای خزر و در مجاورت روستای زاغمرز قرار دارد.

این نیروگاه به وسیله سه شرکت آلمانی ساخته شده بود و نخستین واحد آن در اواخر پاییز سال 58 وارد مدار شد و کار نصب و راه‌اندازی سه واحد دیگر، هر یک با فاصله پنج ماه نسبت به دیگری به اتمام رسید. 

قدرت این نیروگاه 760 مگاوات بوده که 25درصد برق مورد نیاز شبکه سراسری در سال 59 را تأمین می‌کرد و در حال حاضر نیز به عنوان بزرگ‌ترین نیروگاه کشور مطرح است.

اگرچه بمباران نیروگاه شهید سلیمی نکا به دلیل دور بودن از مرز عراق، چندان محتمل به نظر نمی‌رسید اما به دلیل اهمیت ویژه آن در شبکه و ارزش زیاد اقتصادی این نیروگاه، با استفاده از پدافند عامل و ضد هوایی نسبت به حفاظت آن اقدام شد.

با این حال،این نیروگاه در تاریخ 15/9/65 به وسیله سه هواپیمای عراقی بمباران شد که در اثر آن هر چهار واحد نیروگاه و سیستم‌های مشترک آن آسیب دید و بخشی از تأسیسات اصلی، تجهیزات و سیستم‌های مشترک آن دچار آتش‌سوزی شده و از بین رفتند.

در این بمباران یک نفر شهید شد و تعدادی نیز مجروح و مصدوم شدند.

خسارات وارده به نیروگاه، بسیار عمده بود، واحد دو و بخشی از سیستم‌های مشترک در حدود 45 دقیقه در آتش سوختند و باید گفت که خسارت ناشی از آتش سوزی کمتر از خسارت مستقیم بمباران نبود.

پس از خاموش‌سازی آتش، سازماندهی موقت پرسنل به منظور بازسازی و راه اندازی مجدد نیروگاه در شب همان روز آغاز شد.

بازسازی مرحله نخست با تلاش شبانه‌روزی پرسنل خدوم انجام می‌شد و دو واحد از چهار واحد نیروگاه در مدت سه هفته وارد مدار شد.

راه‌اندازی نیروگاه ویران شده در مدت سه هفته در شرایطی صورت گرفت که حتی در نیروگاه نیز برق وجود نداشت، تهیه موتور ژنراتور و کابل کشی برای تولید برق موقت، تأمین برق موقت از شبکه توزیع مازندران و احیای مستقیم برق موقت نیروگاه، برنامه‌ریزی، پاک‌سازی، عیب‌یابی، تهیه قطعات و ماشین‌آلات برای تعمیر و بازسازی و راه‌اندازی دو واحد از چهار واحد نیروگاه آن هم در مدت 21 روز هنوز برای بسیاری از متخصصان، امری مافوق تصور است.

در این مدت روزانه بیش از یک‌هزار نفر در محدوده‌های نسبتاً کوچک کار می‌کردند، بازسازی سومین واحد در یک مرحله در مدت 25 ماه انجام شد و وارد مدار شد. مرحله تکمیلی بازسازی این واحد تا اواخر پاییز سال 66 به طول انجامید.

دومین بمباران نیروگاه، در مهر ماه سال 66 در حالی انجام گرفت که سه واحد نیروگاه فعالیت می‌کرد و چهارمین واحد در انتظار قطعات و تجهیزات جدید برای بازسازی لوازم آسیب دیده بود.

برخی کارکنان و پیمانکاران خارجی در بمباران 25/9/65 در نیروگاه حضور داشتند، که ساعتی بعد از بمباران همگی آن جا را ترک کردند و هیچگاه بازنگشتند.

در جریان دومین بمباران نیروگاه، گرچه تجهیزات، آسیب کمتری دیدند و برخلاف گذشته، آتش‌سوزی نیز در واحد ایجاد نشد، ولی حجم آسیب‌های وارده به کارکنان نیروگاه بسیار بزرگ و دلخراش بود. 

تعدادی از کارکنان در آتش سوختند و به شهادت رسیدند، تعدادی در اثر ترکش، خاک وطن را در آغوش کشیدند و تعداد کثیری نیز مجروح گشتند.

تعداد شهدای نیروگاه اعم از کارکنان و پیمانکاران در این مرحله، 23 نفر بود و بیش از 120 نفر نیز مجروح شدند که حدود 70 نفر آنها از کار افتاده محسوب شدند.

بعد از بازسازی دو واحد، نیروگاه برای سومین بار در تاریخ چهار خرداد 67 بمباران شد، در این بمباران یک نفر مجروح شد و یک نفر هم به شهادت رسید و خسارت وارده به تجهیزات، بسیار سنگین بود.

کار نیروگاه تنها به حوزه بازسازی منتهی نمی‌شد، ایجاد مواضع، تدارک و تأمین تجهیزات و ماشین آلات و نیز سنگرسازی برای بیش از 40 ارتشی که با جنگ افزارهای خود، وظیفه حفاظت از نیروگاه را به عهده داشتند و نیز تدارک و برقراری ارتباطات و تأمین وسایل رفاهی برای دیدبان‌ها که در اطراف نیروگاه و شهرهای مازندران و همه مسیرهای احتمالی نفوذ هواپیماهای دشمن، از مازندران تا همدان مستقر بودند، به عهده نیروگاه بود.

علاوه بر آن کار تحقیقاتی پدافند غیرعامل با استفاده از بالن‌ها و با همکاری جهاد دانشگاهی،جزیی از کار نیروگاه محسوب می‌شد.

محاسبه،تهیه طرح و برنامه و تأمین بودجه به منظور مقاوم‌سازی ساختمان نیروگاه در مقابل بمباران دشمن از دیگر مأموریت‌های نیروگاه به حساب می‌آمد که نتیجه آن کاهش خسارت جانی در بمباران سنگین مرحله سوم بود.

پراکنده‌سازی محل استقرار کارکنان و جلوگیری از تجمع آن‌ها به منظور کاهش خسارت جانی، آماده‌سازی ساختمان‌های موقت و تأمین لوازم و مایحتاج آن‌ها، مأموریت دیگری بود که به مدیران نیروگاه سپرده شده بود.

سنگرسازی در اطراف ساختمان‌های کاری و حتی اطاق فرمان واحدها و نیز سنگربندی اطراف تجهیزات نیروگاهی با دیوارهای بتنی و کیسه‌های شن و ماسه در طبقات مختلف در حین بازسازی نیروگاه، آن هم در مدت چند ماه، کاری بود که جز با مجاهدات‌های فراموش نشدنی کارکنان،میسر نبود.

جا‌به‌جایی کارکنان و اسکان آنها در محل‌های امن از فعالیت‌های اولویت‌دار نیروگاه در این مقطع زمانی به شمار می‌رفت.

در این راستا اقدام اخلاقی مدیران نیروگاه و انتقال محل اسکان مجموعه مسئولان نیروگاه و حراست آن به نقاط امن، بعد از انتقال کامل سایر نیروها، باعث شد تا همکاری و همدلی کارکنان با مدیریت نیروگاه، نزدیک‌تر و بهتر انجام پذیرد.

تهیه لباس و ماسک ضد شیمیایی، انجام آموزش و حتی مانورهایی برای کاهش آسیب‌های احتمالی نیز در اولویت‌های کاری مدیران جای داشت. 

در هر نیروگاه ابزار و تجهیزاتی وجود دارند که ممکن است در موقع بمباران، خطرات شدیدی را برای کارکنان به همراه داشته باشد.

منابع بزرگ CO2 مایع ، منابع سود و اسید، کپسول هیدروژن، لوله های گاز و نیز لوله های مختلف با فشار و درجه حرارت بسیار زیاد از جمله این موارد هستند.

مدیریت نیروگاه باید ضمن آموزش کارکنان، برای حفاظت از جان خود، مراقبت و حفظ  این منابع مهم اما خطرساز را نیز مدیریت می کرد. همکاری مردم شهرهای اطراف، بیمارستان ها و ارگان ها و دوایر دولتی با مدیریت نیروگاه در زمان بمباران و بعد از آن به ویژه در دوره بازسازی نیروگاه، بسیار کارساز بود.

روحیه فداکاری و مجاهدت کارکنان و مدیران نیروگاه موجب شد تا نام نیروگاه شهید سلیمی نکا پس از بازسازی، همچنان در صدر مهم‌ترین و حیاتی‌ترین نیروگاه‌های کشور جای داشته باشد و با وجود آن که روزهای سخت و  بمباران‌های سنگینی را تجربه کرد ولی نخستین نیروگاهی بود که بازسازی آن به اتمام رسید؛ آن هم به نحوی که هیچ اثری از خرابی‌های ناشی از جنگ در سیمای آن دیده نمی شود.""""""

به نقل از خبرگزاری فارس.

19 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

يك سوال فني ! چطور در حالي كه در تاريخ ١٥ آذر نكا بمباران مي شود و بنا به نوشته فوق هر چهار واحد و بخش مشتركات آسيب مي بينند ، به فاصله ١٠ روز بعد در تاريخ ٢٥ آذر ( هنگام حمله دوم ) هنوز ٣ واحد نيروگاه فعال بوده اند ؟

در صورتي كه ادعاي آسيب هر ٤ واحد و مشتركات در حمله اول صحيح باشد از نظر فني امكان ندارد كه ١٠ روز بعد ٣ واحد از ٤ واحد نيروگاه هنوز فعال باشند ، مگر آنكه بمباران اول خيلي خيلي بي دقت صورت گرفته باشد و تلفات جدي نبوده باشد . ( يك نيروگاه حرارتي مثل نكا هدف خيلي بزرگ و ساده اي است و خلبان بايد خيلي خيلي ناشي باشد تا نتواند بمب هاي خود رو دقيق روي سالن توربين ژنراتور نيروگاه و بويلرها بريزد ! )

17 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

از اساتید محترم رهروان ارتش خواهش می کنم که در مورد متن بالا نظر خود را ارائه کنند.

فکر کنم همه ی ما یک سوال مهم در ذهن داشته باشیم: پدافند زمینی(توپ ها و سایت هاوک) و اف ۱۴ ها در زمان حمله در چه وضعیتی بودند و چرا نتوانستند از این عملیات جلوگیری کنند؟

14 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

علاوه بر جلوگیری نکردن، امکان ردگیریشون بعد از حمله هم نبوده؟

15 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

در باره این حمله شایعات حرفهای زیادی زده شده. از قبیل  استفاده  از  پایگاههای شوروی  و استفاده از خلبان خائن ایرانی  !! کمکهای ستون پنجم در بین راه که به مرور به آنها میپردازیم.

 

چیزی که مشخصه در اواخر جنگ تمام سیستمهای راداری و پدافند زمینی و رهگیرهای هوایی  برتر  از نظر کمبود ها به شدت در مضیقه بودند ! و دستمان هم خالی بود و هم بسته . و آسمان ایران تا حدی بیشتر مورد تجاوز قرار گرفت. (ماجرای ایران پیماها )

 

 

 

تا حدی که شهرهای اردبیل ونکا هم که ازنظر بعد مسافت امن بودند مورد حمله قرار گرفتند. اینکه ما تحریم بودیم و عراق ناوگانش رو بروزتر کرده بود چیز ساده ای نیست . جنگ فرسایشی یعنی همین .  بیاد دارم برای پدافند  پایگاه ما در نوسود و  و دفاع شهر پاوه گلوله های ضد هوایی هم محدود و جیره بندی شده بود. در حالی که عراق اراده میکرد هواپیما و تجهیزات میخرید.( البته به لطف دلارهای کشورهای دیگر عربی )چیزی که  میدانم این   است  که ادامه جنگ اصلا به نفع ایران نبود.

عراق خواهان پایان جنگ بود وایران نه ! و همین دست صدام را باز گذاشته بود تا هر کاری که میتوانست انجام دهد .

19 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

طبق اون چیزی که توی متن گفته شده باید مسیری شبیه شکل زیر (خطوط قرمز و زرد) طی شده باشه در حالی که مسیر نزدیکتر و کم خطرتری هم وجود داشته. اگر دوستان محل گشتی های ایران و رادارها و پدافند ه مشخص کنند بهتر میشه نتیجه گرفت. 

 

* خطوط قرمز مسیری است که در متن عینا گفته شده و خطوط زرد مسیر حدس زده شده بر اساس متن می باشد. 

 

** نزدیکترین فاصله نیروگاه نکا تا دریا به خط مستقیم (اگر گوگل ارت درست نشان داده باشه) 20 کیلومتر هست، اگر بخواهیم اون چرخش 150 درجه که گفته شده رو درنظر بگیریم تقریبا باید کل 250 کیلومتر رو روی خط ساحلی حرکت کرده باشن . آیا در کل این خط 250 کیلومتری هیچ نوع پدافند و راداری نبوده و کسی هم با چشم این حرکت رو ندیده که گزارش بده ؟ 

 

jootix-ir-1190300987.jpg

17 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

مشکل شناسایی وپدافند در شمال کشوراز قبل وجود داشته ومتاسفانه امریکایی ها کلیه نقاط کور راداری ایران را در اختیار عراق قرار داده بودند.این مشکل تا چند سال پیش هم وجود داشت.همه شما مشکلات ایران با همسایه شمالی را یادتان هست که همین امر موجب شد پایگاه راداری در چوکای گیلان راه اندازی شود.یادم هست برای چک راداروتنظیمات ان تا مدتها(بیش از 5بار) جنگنده های اف4 بصورت پرواز در ارتفاع خیلی پایین از روی انزلی عبور میکردند.از دایی خودم علت را پرسیدم که گفت با توجه به ارتفاع منفی انزلی از سطح دریا وامکان مخفی ماندن جنگنده ها از رادارهای خودی سعی برانست تا بهترین تنظیمات رادار را انجام دهند.البته بیشتر از این اطلاعات در اختیارمن قرارنداد.

14 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

سال هاست برای تست پروازی رادارهامون از پهپادها استفاده می شود که مزیت های بیشتری نسبت به جنگنده سرنشین دار دارد.

شاید پرواز آن فانتوم ها دلیل دیگری داشته و مأموریت آنها چیز دیگری بوده!

14 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

سال هاست برای تست پروازی رادارهامون از پهپادها استفاده می شود که مزیت های بیشتری نسبت به جنگنده سرنشین دار دارد.

شاید پرواز آن فانتوم ها دلیل دیگری داشته و مأموریت آنها چیز دیگری بوده!

دایی بنده خود افسر رادار  بندرعباس درزمان جنگ وبعد از ان تا پایان بازنشستگی در بابلسر مشغول به خدمت بوده اند.ماجرای مناقشات یادم هست که برای این منظور تعدادی فانتوم در فرودگاه رشت بصورت مخفی مستقر شده بود پرواز فانتومها تا سال 83 اگر درست در خاطرم باشد ادامه داشت واز ان تاریخ به بعد تا الان هیچ جنگنده ای را نه دیدیم ونه صدای ان را شنیدیم.

12 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

نمیشه همه چیز رو گفت اما فقط این یکی رو بگم که اواخر جنگ ما دیگه فونیکس نداشتیم . بخاطر نه این یکی که بخاطرهزار و یک دلیل مسئولین بموقع تصمیم گرفتند و قطعنامه رو پذیرفتند . صمد جان فرمودند : 

 

 

چیزی که مشخصه در اواخر جنگ تمام سیستمهای راداری و پدافند زمینی و رهگیرهای هوایی  برتر  از نظر کمبود ها به شدت در مضیقه بودند ! و دستمان هم خالی بود و هم بسته . و آسمان ایران تا حدی بیشتر مورد تجاوز قرار گرفت. (ماجرای ایران پیماها ) 

14 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

تا جايي كه من مي دونم از قبل از انقلاب در بابلسر رادرار داشتيم ، اگر اين مسيري كه در نقشه جناب مدير مشخص كرده اند درست باشه ، به طور قطع رادار بابلسر بايستي اين هواپيماها رو شناسايي مي كرده !!!

16 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

خب خدمت دوستان و عزیزان گلم باید عرض کنم که من چندین بار از این شهر عور کردم و از نزدیک به نیروگاه هم سری زدم و فقط مشکل بومی نبودن رو اگه نداشتم الان استخدام اونجا شده بودم

 

نکا یک شهر نسبتا کوچیکه و ارتفاعات البرز به خوبی روی اون مشرف هست به طوری که اگه الان با ماشین از کمربندی اون عبور کنید به خوبی میتونید از ارتفاع خیلی بالا هر 4 برج قرمز و سفید نیروگاه رو ببینید

از سمت شرق به بهشهر و از غرب به ساری و از شمال به دریا _به فاصله 5 کیلومتر یا بیشتر و از جنوب هم چسبیده به البرز هست

 

(البته ارتفاع حمله خیلی کمتر از ارتفاع کمربندی فعلی هست )

 

با این حال این نیروگاه دارای چند حوضچه بزرگ هست که در اون بخشهای خنک کننده قرار داره و بعضا افراد بومی بصورت مخفیانه از اونها به عنوان استخر استفاده میکنن که غیر مجازه 

و از بالا به خوبی میشه حدود این نیروگاه رو تشخیص داد و مشکل خاصی در هدفیابی نیست

اما تصاویر حکایت از پرواز سینه مال داره که یا از لابه لای شکافهای البرز نفوذ کردن و یا از سمت دریا نزدیک شدن و با عبور از روی شهر به شدت اوج گرفتن و فرار کردن 

 

با توجه به پارامترهای موجود ؛ مساله اصلی در اجرای این ماموریت  بطور حتم حمل سوخت و مهمات کافی برای انهدام بوده نه هدفگیری

 

اما مدت زمان پرواز و مسافت زیاد تا هدف به خوبی میتونست زمان برای رادارها و رهگیرهای ما ایجاد بکنه که مانع از این اتفاق اونهم 3 بار بشه

 

شاید مثل ما که برای زدن اچ 3 حملات ایذایی ترتیب داده بودیم 

اونها هم با اجرای حملات ایذایی ؛ رهگیرها رو به خودشون مشغول کردن و با اجرا و حمل ضد رادارها ؛ هم رادارهای ما رو درگیر اکتیو و استدندبای شدن کردن تا بتونن از گوشه ی این درگیری ها پرنده های اصلی شون رو روانه هدف بکنن

اما با توجه به پس زمینه ی حمله به نظر میاد حمله به صورت شرقی -غربی بوده و از مانورهایی مثل تاس و .... استفاده نشده و خیلی ساده نزدیک شدن و کار خودشون کردن

14 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

دوستان، دیگه در این مورد نظر کارشناسی نمیدن تا یه جمع بندی  بشه کرد ؟ 

9 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

Create an account or sign in to comment

You need to be a member in order to leave a comment

Create an account

Sign up for a new account in our community. It's easy!


Register a new account

Sign in

Already have an account? Sign in here.


Sign In Now