Welcome to رهروان ارتش

از اینکه انجمن ما را برای مطالعه انتخاب کردید از شما متشکریم. 

برای استفاده از امکانات انجمن و برقراری رابطه دوستانه با دیگر اعضا لطفا در انجمن ثبت نام کنید

با تشکر

تیپ 65 نوهد

100 posts in this topic

دیداری دوستانه با پرسنل تیپ ٦٥ نوهد

 

نیروهای تیپ 65 هر روز با خطر دست و پنجه نرم می کنند تا آمادگی خود را حفظ کنند. این آموزش ها چنان سخت است که حتی در مواردی به از دست دادن جان نیز ختم می شود. همه این خطراتی که این دلیرمردان به جان خریده و می خرند برای امنیت من و توست. گوهری گرانبها که نمی دانیم برای به دست آمدنش چه مرارت ها و سختی هایی تحمل شده است.

در یکی از ساختمان های تیپ مهمان هفت کلاه سبز شدیم. نظم و انضباتشان خیلی می چسبد. به ترتیب درجه از راست به چپ دور میز نشسته اند؛ سرگرد اسحاق شهریاری، سرگرد محمد رضا بختیاریان، سروان سیاوش جوست، ستوان یکم مسلم نویدی، استوار یکم واحد عابد زاده، استوار دوم محمد کرمی و استوار دوم روح الله کرمی.

سرگرد شهریاری خاطرات زیادی از عملیات های خاصی که انجام داده دارد اما خیلی علاقه ای به بازگو کردن آنها ندارد و به گفتن یکی از آنها بسنده می کند و به شوخی می گوید خاطرات ما همه درباره کشتن و کشته شدن است، کدام یکی را بگویم؟! کلاه سبزها می خندند و سرگرد خاطره ای از درگیری با منافقین می گوید؛

سال 1376 منافقین از آنسوی رودخانه کرخه نفوذ کرده و پادگان تیپ 3 لشگر 7 ولی عصر را مورد حمله خمپاره 60 میلیمتری قرار داده بودند. منافقین بعد از حمله ، پیکانی را کرایه کرده تا به موسیان رفته و از آنجا بتوانند به آنسوی مرز بروند. در سه راهی قهوه خانه دژبان لشگر 23 مشکوک شده و پیکان را بازرسی کرده و قبضه خمپاره را کشف می کند. منافقین درگیر می شوند که یکی از آنها به هلاکت رسیده و دومی می خواهد با سیانور خودکشی کند که نیروهای خودی با هوشیاری از این کار جلوگیری می کنند.

فرد دستگیر شده اعتراف می کند که نیروهایشان در پادگانی در عمق هشت کیلومتری خاک عراق تا ساعت 3 صبح منتظرشان هستند تا آنها را به پادگان مریم منتقل کنند. به ما ماموریت دادند که با نفوذ به خاک عراق و حمله به پادگان مذکور، عملیات مقابله به مثل انجام دهیم.

ساعت 12 شب از مقر خود به راه افتادیم. ما جزء واحد پیشرو بودیم و وقتي به محل رسیدیم با شلیک 32 گلوله خمپاره 80 میلیمتری به سوی منافقین این عملیات را با موفقیت به پایان رساندیم.

سرگرد بختیاری از عملیات مبارزه با اشرار و قاچاقچیان در شرق کشور می گوید تا مشخص شود ماموریت های این تیپ چقدر گسترده و متنوع است. وی می گوید؛ مهرماه سال 1379 بود که برای مبارزه با اشرار به شرق و جنوب شرق کشور اعزام شدیم. ما در زابل مستقر بودیم و اشرار هم به دلیل گستردگی مرز فعالیت زیادی در زمینه هایی مثل قاچاق مواد مخدر و گروگانگیری داشتند. ما در آنجا عملیات های زیادی انجام دادیم و شهدای گرانقدری هم در این درگیری ها تقدیم کردیم. در یکی از عملیات های پاکسازی در ارتفاعات تایباد ما یک بلدچی بومی داشتیم که راه را نشان می داد. بعد از پیمودن یک مسیر طولانی به منطقه ای رسیدیم که بلدچی گفت دیگر جلوتر نمی آید و گفت جلوتر رفتن مساوی با مرگ است و قسم می خورم تا حالا هیچ کس به این منطقه پا نگذاشته است و منطقه کاملاً تحت نفوذ اشرارمي باشد ولي ما وارد منطقه شده و آنجا را از وجود اشرار پاکسازی کردیم.

سروان جوست هم خاطره ای طنز از یاری به مردم محروم یکی از مناطق کشور تعریف می کند که با توصیه دوستان حفاظت از بازگو کردنش معذوریم. البته موردی هم نداشت و فقط کمی باعث ادخال سرور در قلوب می شد. :pissed-off:

ستوان یکم نویدی يك خاطره از معرفی اش در سال اسفند سال 1381 به تیپ 65 می گوید؛ در 14 اسفند به تیپ معرفی شدم و گمان می کردم برای ایام عید در کنار خانواده خواهم بود اما چهار روز بعد ما را به منطقه جنوب غرب مامور کرده و شب عید هم که آمریکایی ها به عراق حمله کردند و ما دو ماه در منطقه بودیم. اولش کمی برایم سخت بود اما در آنجا با نیروهای قدیمی آشنا شدم و عملیات های شناسایی خوبی انجام دادیم و ایام خوبی را سپری کردم.

استوار یکم عابد زاده نیز از ورودش به تیپ در سال 1376 می گوید؛ همان سال هواپیمایی در خرم اباد سقوط کرد و ماموریت نجات و یافتن اجساد به تیپ 65 محول شد. شرایط جوی خیلی بد بود و بالگرد قادر به پرواز نبود و نیروها با کوهنوردی خود را به ارتفاعات می رساندند. خانواده مسافرین در منطقه جمع شده بودند و خیلی متاثر و نگران بودند. بعد از چند روز عملیات سخت و طاقت فرسا بچه ها جعبه سیاه هواپیما را یافتند.

هیچ کدام از مسافرین زنده نمانده بودند و شرایط خیلی سختی بود و مردم مدام از ما سؤال می کردند. خاطره خیلی تلخی بود ولی با این حال مردم از تلاش های نیروهای تیپ خیلی تشکر می کردند.

خاطره دیگر به دوره آموزشی نیروی مخصوص بر می گردد. چون چند افسر ارشد و فرمانده در این دوره حضور داشتند خیلی سخت می گرفتند. ما را با بالگرد به کویر برده و بعد از آنکه دوره کویر تمام شد مستقیم با بالگرد به مناطق جنگلی کلاردشت بردند که با بار از هلی کوپتر پریده و در منطقه مستقر شدیم. یکی از هم تیمی های ما آقای صفری بود و خیلی اصرار داشت که دو روز برود مرخصی، چون تازه بچه اش متولد شده بود و مادر خانمش هم راهی کربلابود و دوست داشت حتماً بدرقه اش کند اما با مرخصی او موافقت نشد.
همان شب اول خشم شب زدند و فردایش به نقطه ای دیگر رفتیم و گفتند خودتان باید غذایتان را تامین کنید و جیره ای هم ندادند. من لباس شخصی همراهم داشتم و به بچه ها گفتم می روم و از عباس آباد چیزی برای خوردن می گیرم. رفتم و وقتی برگشتم گفتند صفری نیست. بعضی می گفتند برای مرخصی اردو را ترک کرده و رفته اما من مطمئن بودم او آدم منضبطی است و اردو را ترک نمی کند. منطقه هم پرتگاه های زیاد و خطرناکی داشت. خیلی هم گشتیم اما پیدایش نکردیم. بالاخره پس از سه روز متوجه شدیم ایشان از پرتگاه پرت شده و به شهادت رسیده است. پیکر ایشان را بالاکشیدیم و منتقل کردیم. در تشییع ایشان هم شرکت کردیم و این در حالی بود که یک دختر چهار ماهه داشت. جای شهید صفری در تیم خیلی خالی بود.

استوار دوم محمد کرمی از شیطنت های دوران آموزش می گوید و اینکه اساتید در آن دوره قلعه ای را کاملاً تله گذاری کرده بوده اند تا هنگام نزدیک شدن نیروها به هدف در تله های انفجاری و غیره گرفتار شوند اما شب هنگام او و سه نفر دیگر به سراغ تله ها رفته و همه را خنثی می کنند. هنگامی که نیروها به اهداف تعیین شده حمله می کنند هیچ کدام از تله ها کار نکرده و اساتید می بینند که از نیروهای جوان رودست خورده اند. وقتی معلوم می شود این خربکاری توسط این چهار نفر انجام شده برای جلوگیری از خربکاری های بعدی آنها را از هم جدا کرده و هر کدام را به یک واحد می فرستند.

استوار دوم روح الله کرمی هم از دوره آموزش تخریب در بروجرد می گوید؛ بعد از آزمون کتبی نوبت آزمون عملی رسید. ما را به منطقه مورد نظر بردند و قرار شد با مختصات جلو رفته و منطقه ای را از مین خنثی کنیم. با تجهیزات راه افتاده و رفتیم.
یکی از افراد تیم به نام معصومی پایش به سیم تله گیر کرد و مین منور عمل کرد. او هم به خاطر اینکه اساتید نفهمند و نمره اش کم نشود تند تند با دستش خاک روی مین می ریخت تا آن را خاموش کند اما موفق نمی شد و بعدش هم با شکم پرید روی مین و لباس و قسمتی از بدنش هم کمی سوخت و بالاخره با این عمل توانست نمره منفی نگیرد.
اواخر گفت و گو با این دوستان، ستوان یکم ناصر گودرزی هم به ما می پیوندد. او از بقیه سن و سال و البته تجربه بیشتری دارد و همه احترام زیادی برای او قائلند.

کلاه سبزها از رسانه ها گله دارند. می گویند اگر یک بازیکن فوتبال آسیب ببیند، فردایش تیتر روزنامه ها می شود و در تلویزیون در بوق و کرنا می کنند اما اینجا همه در راه خدمت آسیب می بینند و کسی نه می بیند و نه می داند. راست می گویند و حرف حق هم جواب ندارد. اگر نخبگان علمی و فرهنگی کشورمان را کمتر می شناسیم، می توان گفت این نخبگان نظامی کاملاً ناشناخته هستند.

هر کدام از این نیروها بخصوص آنها که در جنگ بوده اند یک سینه سخن شنیدنی دارند. ناصر گودرزی یکی از آنهاست. او سال ها با معارضین کرد عراقی کار و بارها تا اعماق خاک دشمن حتی تا نزدیکی مرز سوریه نیز نفوذ کرده است.


او از عملیاتي به همراه شهید فروغی می گوید که برای تاخیر در حرکت ستون دشمن باید پلی را در 47 کیلومتری عمق خاک دشمن تخریب می کردند. آنها که تجهیزات تخریب نداشته اند در شرایط محیطی سخت و ارتفاع 15 متری، پیچ و مهره های تراورس های پل را یکی یکی باز کرده و اینگونه پل را حداقل برای چند ساعت از کار می اندازند. آنها با این کار جلوی حرکت ستون دشمن را گرفته و سایر نیروها موفق می شوند ارتفاعات مورد نظر را تصرف کنند.

یا زدن سکوی رادار روان رود که مشکل بزرگی برای عملیات هواپیماها ایجاد کرده و در دل کوه مخفی بود و نمی شد آن را بمباران کرد. گودرزی و دو نفر دیگر مامور انهدام این رادار شده و موفق به انجام این ماموریت دشوار می شوند.

عملیات های دشوار امدادی از دیگر ماموریت های خاص این تیپ است. گودرزی در این زمینه به عملیات نجات سرنشینان بالگرد سقوط کرده در سال 1371 اشاره می کند.

سرنشینان این بالگرد مهندسان سد سازی بودند که عملیات شناسایی سرشاخه های کارون را انجام می دادند که دچار سانحه می شوند. از یگان های منطقه کمک می خواهند اما آنها موفق به یافتن بالگرد نشده و به همین دلیل از تیپ 65 تقاضای کمک کردند.

یک تیم تشکیل شد و به دزفول رفتیم و از آنجا هم راهی ایذه شدیم و پس از توجیهات لازم عملیات آغاز شد. یک جایی را با بالگرد رفتیم و بقیه را باید پیاده طی مي كرديم و هیچ جاده ای هم نبود. وضعیت جوی و منطقه باعث شد عملیات 36 روز طول بکشد . وجب به وجب منطقه را جستجو کردیم تا اينكه برف و بوران باعث شد عملیات متوقف شود.

در اردیبهشت سال بعد عملیات دوباره شروع شد و اینبار بالگرد و جنازه 11 سرنشین آن یافت شد. جالب اینجا بود که یکی از سرنشینان تا چند روز زنده بوده و جنازه ها را داخل لاشه هلی کوپتر جمع کرده بود و در دفترچه ای خاطرات هر روز و نحوه سقوط را شرح داده بود.

تلاش هایی هم برای نجات خودش انجام داده و از چند طرف حرکت کرده اما به دلیل نداشتن توانایی در تعیین مسیر شکست خورده و او هم به دلیل سرما و گرسنگی فوت می کند.

طی این دو مرحله طولانی عملیات ما با مردم بومی منطقه زیاد برخورد داشتیم و آنها با اینکه اغلب محروم بودند اما بسیار مهمان نواز بوده و در شرایطی که بعضی وقت ها به ما آذوقه نمی رسید خیلی کمک می کردند و کلاً به نظامی ها علاقه زیادی داشتند.

در پایان خاطره ای از فرمانده تیپ 65 نیروهای ویژه هوابرد سرهنگ سید کمال پیمبری

در سال 1364 من فرمانده تیم الف یگان عملیات های ویژه بودم. به من ماموریت دادند سربازی از لشگر 64 ارومیه را که در عملیات قادر، زخمی شده و پشت نیروهای دشمن جا مانده بود را نجات بدهم. عملیات قادر در مناطق مرتفع و صعب العبور غرب و در شرایط سختی انجام شده بود.
با مشقت ها و ماجراهای زیاد ما از دشمن عبور کرده و در
منطقه ای که مختصاتش را داشتیم جستجو را آغاز کردیم و بالاخره آن سرباز زخمی را در یک سنگر یافتیم. با اینکه دو هفته از مجروحیتش می گذشت و به سختی هم زخمی شده بود اما هنوز زنده بود.

نصف صورتش به شکل دردآوری مجروح بود و یک چشمش از بین رفته و عفونت تمام صورتش را گرفته بود. حالتی نیمه هوش داشت و عراقی ها هم فکر می کردند اینجا را پاکسازی کرده اند. همه افراد تیم اول بهت زده شده بودند. نه اینکه مجروح ندیده باشیم. زیاد دیده بودیم اما شرایط آن سرباز خاص بود و با جیره بندی آب قمقمه اش دوام آورده بود. این فقط خواست خدا و معجزه ای الهی بود که ما به چشم خود می دیدیم.
به سرعت کارهای درمانی اولیه انجام شد و آماده بازگشت شدیم. بازگشت به جبهه خودی هم پرماجرا و البته به دلیل داشتن مجروح خیلی سخت تر بود ولی به حول و قوه الهی با دور زدن دشمن و پیمودن مسیری بسیار طولانی توانستیم این مجروح را به نیروهای خودی برسانیم که الان جزو جانبازان دفاع مقدس هستند.

15 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

سرهنگ خسرو خسروی از فرماندهان اسبق تیپ 65 

 

89fa13832c46.jpg

13 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

الان چه کسی فرمانده تیپ65 است؟

10 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

الان چه کسی فرمانده تیپ65 است؟

میلاد جان آخرین اطلاعی که من دارم سرهنگ پیمبری هستند البته استاد پاینده بهترباید در جریان باشند!

این فیلم هم تقدیم به استاد پاینده عزیزمربوط به دومین پرش برج میلادشون

http://s5.picofile.com/file/8110510542/behzad_payande.mp4.html

15 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

به نام خدا 

به نام مردانگی و غیرت

خبر مهم!!

5سرباز مرزبانی گروگان گرفته شده اند.

مبارزه با گروه جیش العدل به عهده سپاه است زیرا برنامه تروری ضد شیعه هست و مربوط به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی میشود.

تیپ65 درخواست عملیات برای مقابله با جیش العدل داده است ، امیدوار هستیم با درخواست تیپ موافقت کنند.

اگر موافقت شود تیپ65 برای مبارزه با گروه جیش العدل فرستاده می شوند.

پیام پرسنل تیپ65: ما این اطمینان را میدهیم که اگر وارد عمل بشویم تمامی تروریست ها را نابود کرده و منطقه را پاک سازی میکنیم.

هم اکنون گروهی از نفرات تیپ در شرق کشور آماده به انجام عملیات برون مرزی هستند ، امیدوارم با این درخواست موافقت کنند.

11 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

به دلیل محرمانه بودن عملیات های یگان نوهد خیلی کم از این تیپ خاطره نقل میشه

 

94846667168369581760.jpg

 

26662984709001573658.jpg

 

21789877841336249643.jpg

با احترام ولی خاطرات زمان جنگ که حداقل محرمانه نیست دیگه و میشه تعریف کرد.

12 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

درسته ولی جناب سرهنگ مرادی هم فرمودند خیلی از عملیات هاشون محرمانست

 

فقط چندتا از عملیاتهاشون رو شرح دادند در کلیپ های زیر ببینید:

 

http://www.aparat.com/v/sQYvJ

 

http://www.aparat.com/v/ho0IO

 

http://www.aparat.com/v/kcRvJ

 

http://www.aparat.com/v/By31O

 

وچند کلیپ دیگه مخصوص نوهد:

 

http://www.aparat.com/v/PLaNJ

 

http://www.aparat.com/v/wpK9d

 

http://www.aparat.com/v/ENj4G

10 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

به نام خدا 

به نام مردانگی و غیرت

خبر مهم!!

5سرباز مرزبانی گروگان گرفته شده اند.

مبارزه با گروه جیش العدل به عهده سپاه است زیرا برنامه تروری ضد شیعه هست و مربوط به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی میشود.

تیپ65 درخواست عملیات برای مقابله با جیش العدل داده است ، امیدوار هستیم با درخواست تیپ موافقت کنند.

اگر موافقت شود تیپ65 برای مبارزه با گروه جیش العدل فرستاده می شوند.

پیام پرسنل تیپ65: ما این اطمینان را میدهیم که اگر وارد عمل بشویم تمامی تروریست ها را نابود کرده و منطقه را پاک سازی میکنیم.

هم اکنون گروهی از نفرات تیپ در شرق کشور آماده به انجام عملیات برون مرزی هستند ، امیدوارم با این درخواست موافقت کنند.

 

منبع هم داری ؟

10 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

با سلام

 

دوستان یک سوالی هست که خیلی وقته ذهن منو درگیر کرده

 

چرا نیروهای ویژه ارتش اعم از تکاوران نیروی زمینی و دریایی غالباً بدون جلیقه ضد گلوله دیده میشن؟

 

آیا دلیل خاصی داره؟

13 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

منبع هم داری ؟

البته ماموریت خطرناکاش و کلا دردسرا مال نیرو زمینی مثل خنثی کردن میادین مین در غرب و باقیش مال ... مثل حفاظت هواپیماهای تجاری که توش مسافرت و پوله. ...که میگه من با قابلیت نقطه زنی اسراییل رو میزنم ، از پس یه گروه کوچیک که اسلحه گندشون دوشکا هست بر نمیاد. همینجور راحت هر از گاهی میان 4 تا سرباز صفر از همه جا بی خبر رو میکشن و میرن بعد دوستان هنوز در حال تشکیل جلسه اند که چه کار کنن. پس ... با اون طیاره ملخی های برزیلیش به چه درد میخوره؟ نکنه انتظار دارن با اف 14 و فینیکس بریم به جنگ 4 تا راهزن..پاسگاهای مرزی اونجا 4 تا دوربین دید در شب ندارن که لااقل یه کم عمق بیشتری رو تو شب ببینن. پیشگیری بهتر از درمان.

17 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

بله دلیل داره چون مال این اب .خاک نیستن وارتشی دور زجون همون که جون نداره .......ندارند چندتا دادن فقط برای رژه همین 

13 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

special forces airborne

 

di-JZGY.jpg

 

di-99LW.jpg

13 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

Create an account or sign in to comment

You need to be a member in order to leave a comment

Create an account

Sign up for a new account in our community. It's easy!


Register a new account

Sign in

Already have an account? Sign in here.


Sign In Now