Welcome to رهروان ارتش

از اینکه انجمن ما را برای مطالعه انتخاب کردید از شما متشکریم. 

برای استفاده از امکانات انجمن و برقراری رابطه دوستانه با دیگر اعضا لطفا در انجمن ثبت نام کنید

با تشکر

تیپ 65 نوهد

98 posts in this topic

ضمن تشکر از شما کلافه عزیز و میلاد جان حال اگه به هر کدوم از شما دو نفر بگن انتخاب کنید که جز یکی از نیروهای پایور این دو تیپ باشید کدوم یکی رو انتخاب می کنید :green-beret-smile:

در ضمن از این جابجایی نیمه شب من یه خاطره از جفیردر سال 64 دارم که به جاش تعریف می کنم  :clubhead:

10 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

استاد نریمان من تیپ 65 رو انتخاب میکنم

 

-------------------------------------------

 

air borne

 

di-13YZ.jpg

10 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

10320520-307844846040791-147762254749732


9 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

تیراندازی در این تیپ به صورت دو چشمی انجام میگیره و فکر میکنم اولین قدم تو این جور تیر اندازی پیدا کردن چشم غالب باشد

13 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

به تیپ نوهد 
ماموریت : انهدام پل در عمق خاک عراق

چون قرار بود رزمندگان به زودی عملیاتی را شروع کنند که آن پل در پاتک دشمن و در هم شکستن نیروهای ما نقشی حیاتی داشت. ماموریت، برون مرزی بود و حساس. آن سوی مرز، وادی تنهایی و غربت است، آن جاست که عشق شکل می‌گیرد و کسی به ما امر و نهی نمی‌کرد و تصمیم نمی‌گرفت، عشق بود که ما را با خود می‌برد.

ما یک تیم دوازده نفره بودیم و فرماندهی این عملیات ویژه به عهده من بود. با توکل به خدا راه افتادیم. روزها نمی‌توانستیم حرکت کنیم چون هواپیماهای ملخ دارد دشمن که مثل هواپیماهای سمپاش بود و مرتب بالای سرمان دور می‌زدند و ما مجبور بودیم روزها در شکاف سنگ و صخره و خاشاک مخفی شویم و شب‌ها حرکت کنیم.

پس از مدتی به جایی رسیدیم که روزهایش گرمای هلاک کننده‌ای داشت و شب‌هایی سرد و طاقت‌فرسا که برای گرم شدن مجبور بودیم به هم بچسبیم و همدیگر را بغل کنیم. در این نوع ماموریت‌های طولانی معمولا حداقل بار و وسایل ضروری را با خود می‌بردیم. در این موقع سنگینی انگشتر و ساعت هم حس می‌شد، چه رسد به سلاح، مهمات و کنسرو و غذا.

لحظه به لحظه شرایط سخت و سختر می‌شد. یاد گرفته بودیم که به وقت نیاز با خوردن گیاه چگونه زنده بمانیم. مطلب دیگر اینکه در یکی از ارتفاعات رادار مزاحمی هم بود که باید از بین می‌رفت، کار سختی بود چون تیپ 3 گارد ریاست جمهوری عراق از آن مراقبت می‌کرد. با این وجود تیم کار کشته ما آنها را درگیر کردند و از سمت دیگر نیروهای اصلی وارد کار شدند و رادار را منفجر کردند.

در آن ماموریت آنقدر راه رفتیم که جوراب و پوتین به پوست چسبیده شده بود و برای وضو و نماز مشکل داشتیم. شب بی‌مهتاب آن چنان سیاه و تاریک بود که اصلا دید نداشتیم تا جایی که دست به خاشاک می‌زدیم و کورمال، کورمال جلو می‌رفتیم. بالاخر به پل مورد نظر که نزدیکی یکی از پادگان‌های عراق در شمال غرب ایران بود رسیدیم. اول در حاشیه رودخانه، غار دنجی را پیدا کردیم و در آن مخفی شدیم و 3 شب پی‌درپی به شناسایی و بررسی پرداختیم و پس از آن توان پل را محاسبه کردیم دیدیم برای تخریب آن، مواد منفجره و تی‌ان‌تی زیادی لازم است که ما نداشتیم. با قرارگاه تماس گرفتیم و موقعیت و نیاز را گزارش دادیم. گفتند باید خودتان فکری کنید! بروید بگردید و از مناطق اطراف تهیه کنید. یعنی از مین‌های ضدتانک و غیره‌ای که عراق برای نیروهای ایرانی، کردها و اشرار خودشان در جاده و معبر‌ها کاشته بودند جمع‌آوری و استفاده کنیم.

چاره‌ای نبود، یک هفته تمام، شب‌ها مخفیانه به محل و مسیرهایی می‌رفتیم که احتمال می‌دادیم دشمن بر سر راه چریک‌ها مین گذاری کرده است. بیش از همه می‌بایست مراقب مین‌ها تلویزیونی 18M آمریکایی می‌بودیم که با سیم نامرئی وصل بود. وقتی مواد لازم آماده شد. در شب آخر ساعت 3 پل را خرج‌گذاری کردیم و تا ساعت 4.5 تمام شد و بعد از آن را مفنجر کردیم.

می‌دانستیم که پس از انفجار بلافاصله پشت سرمان را بمباران خواهند کرد و ما با تاکتیک دیگری جان سالم به در بردیم. دشمن آتشبازیش را شروع کرده بود و هواپیماها مسیر را بمباران می‌کردند و ده روستاهای مسیر را هم می‌زدند، برایشان مهم نبود که کجاها تخریب و چه افرادی کشته می‌شوند. مهم این بود که می‌خواستند به هر قیمتی شده نیروهای ما سالم به عقب برنگردند. این تاکتیک و عقب‌نشینی حدود 12 ساعت طول کشید. بدین شکل که پس از انفجار، ما به سمت داخل عراق دویدیم و آنها فکر می‌کردند سمت ایران فرار کردیم لذا مسیر ایران را می‌زدند. ما از دوری می‌دیدیم که چطور آن جا را جهنم کرده بودند.

زمان کوتاهی مخفی شدیم تا آب از آسیاب افتاد و سپس من با صدای بلند آیات آیت‌الکرسی را خواندم و بچه‌ها تکرار کردند و چند جمله هم دعا و بعد به سمت خط خودمان حرکت کردیم و... باز همان راه طولانی بود و همان پیاده‌روی روی اشکی و گرسنگی و تشنگی و غیره...

در برگشت موقعیت سخت‌تری داشتیم و نمی‌توانستیم حتی برای تهیه آب و آذوقه به روستا و مزارع سر بزنیم، چون منطقه آلوده بود و نیروهای اطلاعاتی جیش‌الشعبی عراق تمام منطقه را پوشش داده بودند. در حقیقت برای سر ما جایزه گذاشته بودند.

با احتیاط تمام می‌رفتیم، از خیر غذا و شکم گذشته بودیم. فقط راه می‌رفتیم، تا جایی که به مرور وسائل اضافی را دور می‌انداختیم تا سبک شویم و بتوانیم خود را از مهلکه نجات دهیم. فقط یک سلاح و یک قمقمه برای ما مانده بود. شرایط لحظه به لحظه بد و بدتر می‌شد. به 10 کیلومتری میله‌های مرزی که رسیده بودیم ناگهان صدای انفجار از پشت سر بلند شد! برگشتم دیدم دو تا از بچه‌ها روی زمین افتاده‌اند. جلو رفتم، صفری و آقازاده بودند که به روی مین رفته بودند و از مچ پا آسیب دیده بودند – این دو نفر در عملیات بعدی شهید می‌شوند – پایشان را با باند بستیم و آنها را با خود بردیم.

لب بچه‌ها از گرسنگی و تشنگی ترکیده و ترک خورده بود. پاها تاول زده، مجبور شدیم پوتین‌ها را دربیاوریم. پاها آنچنان ورم کرده بود که توی کفش فرو نمی‌رفت، پاها را باندپیچی کردیم و کفش‌ها را دور انداخیتم. در طول مسیر به تدریج بچه‌ها بی‌حس می‌شدند و یکی یکی می‌افتادند.

مسوولیت تیم با من بود، هر بار که به عقب نگاه می‌کردم می‌دیدم یکی افتاده، برمی‌گشتم و با کمک دوستانی که توان داشتند زیر بغلش را می‌گرفتم و کشان کشان با خود همراهی می‌کردیم. مجبور بودم خودم عقب قافله حرکت کنم.

کمی جلوتر من هم آن چنان بی‌رمق شده بودم که یک مرتبه بیهوش به روی زمین افتادم. نمی‌دانم چقدر گذشت، چشم که باز کردم دیدم سمت چپ صورتم روی خاک بود و یک مورچه سیاه داشت روی صورتم رژه می‌رفت، بی‌حرکت به آن خیره شدم. پائین که رفت دیدم یک تکه نان در دهان آن مورچه زبان بسته است، ناخودآگاه دست دراز کردم و آن تکه نام را از دهانش گرفتم و به دهان خودم گذاشتم، به زحمت نشستم. برگشتم و دیدم همه بچه‌ها افتاده‌اند و از لب و لوچه ترک خورده بغل‌دستی خون می‌آید. مجدد برگشتم و به مورچه و نان فکر کردم، پیش خودم گفتم که این مورچه نان را از کجا آورده، به زحمت جاکن شدم و چار دست و پا 40-50 متری مورچه را تعقیب کردم... به یک لشکر مورچه برخوردم که به ستون یک در رفت و آمد بودند.

در آخر خط به شیاری رسیدم که مورچه‌ها لای تخته سنگی می‌رفتند و زیر آن تخته سنگ بزرگ، چشمه جوشانی بود که آبش به زلالی اشک چشم بود! مقداری نان لواش لهیده لب آب جمع شده بود و در کنارش قوطی نوشابه خالی‌‌ای که با حرکت آب بالا و پایین می‌رفت. چشمانم را مالیدم، خواب نبودم. ما دنبال قطره‌ای آب بودیم که به چشمه رسیدیم. دست به آب زدم، سرمایش دستم را گزید. با خوشحالی بچه‌ها را صدا کردم. آبی‌ بر سر و روی آنها که بیهوش بودند زدیم و کم‌کم سرحال آمدند جگر تشنه را سیراب کردند و پاها را در آن چشمه گوارا شست‌وشو دادند و جان تازه‌ای گرفتند.

کم‌کم باند پاها باز شد و تاول‌ها سر باز کرد. قمقه‌ها را پر کردیم و با توکل و امید قمقمه‌‌ها را پر کردیم و به راهمان ادامه دادیم. سیصد متر جلوتر هلیکوپتر خودی را دیدیم که بالای سرمان پرواز می‌کند. هلیکوپتر چند دور زد. جای مناسبی برای نشستن نبود. بالاخره با سلام و صلوات روی تپه ناهمواری به سختی نشست. اول دو مجروح را سوار کردیم و فرستادیم. نوبت ما که شد با خوشحالی به طرف هلیکوپتر رفتیم تا سوار شویم از قرارگاه دستور آمد که شما بمانید و خودتان را برای یک ماموریت دیگر آماده کنید!

25 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

آقا ، همین چند خط از کلیه فیلمهایی که در مورد دفاع مقدس تا حالا دیده بودم بهتر و گویاتر و تاثیرگذارتر بود، خدا میداند که چقدر خاطرات دیگه مثل این در سینه ها حبس شده در حال از بین رفتنه،.....

18 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

زنده یاد محمود شاهنده یکی از شیر مردان تیپ 65 نوهد . استاد چتر بازی (سقوط ازاد) استاد جنگهای تن به تن و ماموریتهای ویژه و...... زمان جنگ در ماموریت های بسیار مهم در عمق خاک عراق شرکت داشتند. متاسفانه ایشان در سال 1387 به دیار حق پیوست.

محل عکس سال 1362 پایگاه شکاری دزفول

 

 

 

10394084-539578789482042-899053123425336

19 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

 در تصور خیلی از جوانان ایرانی، حتی اگر پیگیری هم نشود، کماندو و تکاور شدن وجود دارد؛ هیجانی وصف ناشدنی در کنار خدمتی بزرگ به کشور. افتخارش کم و پنهان نیست رسیدن به چنین جایگاهی و صد البته جور هندوستان کشیدن برای این موضوع، تنها از عهده اندکی بر می آید.

سال 1332 بود که براي اولين بار 10 نفر از كاركنان نيروي زميني ارتش براي طي دوره چتربازي به كشور فرانسه اعزام شدند و پس از طي دوره­ هاي زميني و هوايي مختلف به كشور مراجعت كرده و واحد چتربازي را در سال 1334 پايه­ گذاري کردند. اين واحد در سال 1338 گردان چتربازي ناميده شد. در همان سال تيپ ويژه هوابرد با شماره 23 به نام تيپ نيروهاي مخصوص با سازماندهي پنج گردان عملياتي، يك گردان پشتيباني، يك دسته مخابرات و گروهان قرارگاه و آموزشگاه جنگ‌هاي نامنظم تشكيل شد.

 

 

1_81797.png

 

در سال 1349، رسماً عنوان آن به تيپ 23 نيروهاي ويژه هوابرد تغيير يافت. يك سال پس از آن بود كه با انجام تغييراتي در ساختار تشكيلاتي تيپ و پيچيده شدن عمليات‌هاي تروريستي و جايگزيني تكنيك‌ها و تاكتيك‌هاي نوين، دو یگان ديگر به نام های «رهايي گروگان» و گروهان «عمليات رواني» نیز به ساختار تيپ 23 اضافه شد.

در سال 1370 و پس از احساس نياز به يك يگان واكنش سريع، تيپ 3 نوهد از لشكر 23 جدا شد و با سه گردان عملياتي نوهد (نيروهاي ويژه هوابرد) و آموزشگاه جنگ‌هاي نامنظم، گروهان عمليات رواني، يكان رهايي گروگان، گردان پشتيباني، دسته مخابرات و گروهان قرارگاه در پادگان افسريه تشكيل و تحت عنوان تيپ 65 شناخته شد.

امیر خسرو خسروی فرمانده تيپ 65 نيروهاي ويژه هوابرد نيروي زميني در گفتگویی تفصیلی با گروه دفاع و امنیت مشرق به شرح وظایف و افتخار آفرینی‌های این تیپ در دوران دفاع مقدس و سیر تحولات آن در سالهای اخیر پرداخته است

امیر خسروی در ابتدا با تشریح عملیات‌های انجام شده توسط نیروهای مخصوص نیروی زمینی ارتش در زمان جنگ تحمیلی گفت: باشروع جنگ تحمیلی تیپ فعلی 65 که آن زمان تیپ 23 نیروهای مخصوص نام داشت مانند سایر نیروها و ارگان‌ها بر حسب وظیفه در مناطق جنوب و کردستان با توجه به آموزش‌‌هایی که این تیپ در جنگ‌های نامنظم و عملیا‌ت‌های ویژه دیده بود، به همراه شهید چمران وارد عمل شد. نیروهای مخصوص با توجه به آموزش‌های جنگ چریکی که دیده بودند، در تمام دوران جنگ رشادت‌های مثال زدنی از خود نشان داد و شهدای گرانقدری را تقدیم نظام کرد.

وی با اشاره به رشادت‌های  برخی شهدا مانند شهید شهرام‌فر اضافه کرد: شهید شهرام‌فر و تعداد دیگری از عزیزان به همراه شهید چمران در مناطق جنوب جنگ‌های چریکی و نامنظم را شکل دادند. تیپ 23 بعد از سامان دادن به مناطق جنوب، در شمال غرب کشور نیز جنگ‌های چریکی مختلفی را انجام داد. پس از آن این تیپ با واگذاری امکانات به لشکر 23 مبدل شد که کم و بیش در عملیات‌هایی در جنوب شرکت داشت تا اینکه این واحد به طور کل در مناطق کردستان مستقر شد و در آنجا جنگ خودش را با گروهک‌ها و همچنین دشمن بعثی شروع کرد.

 

 

21_9d196.jpg

 

انتقال تجربیات جنگ به افسران جوان

امیر خسروی انتقال تجربیات فوق به نیروهای جدید را یکی از تاکیدات مهم فرماندهان ارتش توصیف کرد و با تشریح سیر تغییرات و رشد در تیپ 65 پس از دوران دفاع مقدس تأکید کرد: آموزش نیروهای مخصوص همیشه باید به صورت تئوری و عملی عجین باشد. لازم بود که ما تجربیاتی که در دفاع مقدس داشتیم را به افسران و درجه دارانی که بعد از جنگ وارد عرصه نظام شده بودند، منتقل کنیم.

وی یادآور شد: این آموزش‌ها به صورت عملی انجام می‌شود و به همین منظور اندوخته‌های جنگ یعنی پرسنلی که در زمان دفاع مقدس حضور داشتند باید به افسران جوان که می‌بایست نیروهایی پوینده و بالنده باشند منتقل می شود و به این منظور ما تجربیات 8 ساله پیشکسوتان جنگ را جمع‌آوری و در آموزشگاه جنگ‌های نامنظم تیپ 65 استفاده می کنیم.

این فرمانده با سابقه نزاجا اضافه کرد: ما در بدو ورود، افسر و درجه داران را برای تیپ 65 انتخاب می‌کنیم. این نیروها باید دوره‌های چتربازی و دیگر دوره های مخصوص را در آموزشگاه جنگ‌های نامنظم طی کنند و ما این آموزش‌ها را نه تنها با تئوری بلکه به صورت عملی و با تاکید بر تجربیات دفاع مقدس و جنگ های نوین، در آموزشگاه جنگ‌های نامنظم و در اردوگاه‌هایی داریم آموزش می‌دهیم.

خسروی درمورده نحوه این آموزش ها نیز گفت: ما در کلیه فصول سال مثلاً در فصل بهار در اردوگاه جنگل، درفصل زمستان در اردوگاه برفی و همچنین در کویر، تجربیات را توأم با اندوخته‌ای که داریم به کار می‌بندیم و اکنون کلیه افسران و درجه داران ما که بعد از دفاع مقدس وارد این عرصه و جزء پرسنل تیپ 65 شدند کلیه این دوره‌ها را طی می‌کنند و از تجربیات استفاده می‌کنند.

وی یادآوری شد: اکنون نیروهای ما در حال طی دوره نوهد در جنگل‌های کلاردشت هستند و همچنین گردان‌های ما از اوایل خردادماه د.ره های جنگل را در قالب آمورشهایی که به صورت تئوری دیده‌اند به صورت عملی با دشمن فرضی در جنگل‌های کلاردشت تمرین می‌کنند.

خسروی همچنین اضافه کرد: چون بعضا عملیات‌های نیرو مخصوص خارج از مرز است ما آن چیزی را که قرار است در آینده با آن مواجه بشویم را شبیه سازی می‌کنیم و آن تمرین را انجام می‌دهیم. به فرض مثال سلاح‌های جدیدی که تمرین با آنها احساس می‌شود را به اردوگاه منتقل کرده و با دشمن فرضی به شکلی که توضیح داده شد به صورت عملی تمرین می‌شود.

 

آموزش نیروها در شرایط سخت کوهستانی

فرمانده تیپ 65 پیرامون دوره‌های کوهستان و برف یگانها نیز گفت: افسران و درجه دارانی که از دانشگاه امام علی (ع) و مرکز آموزش درجه‌داری به نیروی مخصوص تیپ 65 وارد می‌شوند باید دارای تعهد و ایمان لاز، فیزیک بدنی، بی باکی و از همه مهمتر علاقه‌مند به این کار و سختی‌پذیری باشند. بعد از انتخاب برای اولین بار دوره چتربازی اتوماتیک در کمیته چتر بازی مرکز پیاده شیراز برگزار می‌شود. سپس در واحد خودمان تشکیل دوره نیرو مخصوص را می‌دهیم یعنی افسر و چترباز حتماً باید دوره نیرو مخصوص را بعد از دوره چتربازی طی کنند. در این دوره نیرو مخصوص علاوه بر آموزش‌ها، در کارگاه‌های اعتماد به نفس که همان کارگاه‌های کوهستان باشند کار می‌کنند و به اردوگاه‌های جنگل و کوهستان جهت اجرای تمرین عملی اعزام می‌شوند.

وی در ادامه افزود: پس از پایان دوره آموزشی تعدادی از افسران که استعداد داشته باشند به عنوان مربی به صورت عمومی همه دوره را می‌بینند. این دوره در داخل پادگان تمرین می‌شود و همین را در اردوگاه‌هایی مثل سد کرج که اردوگاه تابستانی ماست به صورت عملی تمرین می‌کنند. در فصل زمستان ما پیست اسکی در امامزاده هاشم داریم که مختص تیپ است و دوره‌های رزم و زنده ماندن در شرایط ویژه و سخت و اسکی در برف را آموزش می‌دهیم.

 

تسلیحات جهادخودکفایی نزاجا در تیپ 65

امیر خسروی درمورد تجهیزات جدید این نیرو گفت: جهاد خودکفایی نزاجا دو نوع سلاح جدید را تحویل ما داده که یکی سلاح تک تیرانداز کالیبر12.7 است و دیگری سلاح 14.5 تک تیرانداز است که اخیراً به ما واگذار شده. این سلاح‌ها دارای کارایی‌ خوبی است و برای آموزش تک‌تیراندازان از این دو سلاح در میادین تیر استفاده می‌کنیم.

وی در مورد تحویل برخی سلاح های بومی دیگر مانند سلاح خیبر به تیپ 65 نیز گفت: بنا بر این است که این سلاح نیز به ما تحویل داده شود و ما در میدان تیر این سلاح را مورد امتحان قرار دهیم تا در صورت نیاز در تیپ 65 مورد استفاده قرار گیرد اما هنوز تاریخی برای تحویل این سلاح مشخص نشده است

به گفته وی همچنین از طرف وزارت دفاع یک نوع جلیقه ضدگلوله جدید و با قابلیت های بسیار خوب به تیپ 65 تحویل داده شده که از مدتی پیش این جلیقه ضدگلوله مورد آزمایش عملی قرار گرفته است.

 

 

70465-966.jpg

 

توانایی عملیاتی تیپ 65 فراتر از سایر نیروها

فرمانده نيروهاي ويژه هوابرد نيروي زميني درباره برگزاری رزمایش مشترک نزاجا و سپاه پاسداران نیز گفت: اگر نیروی زمینی ارتش همراه سپاه رزمایش مشترکی را داشته باشد در این رزمایش تیپ 65 هم شرکت خواهد کرد اما تاریخ این رزمایش هنوز مشخص نشده است. در صورت شرکت یا عدم شرکت تیپ 65 در رزمایش‌های مختلف ما همیشه آمادگی لازم را داریم و تمرین جزء شرح وظایف ما می‌باشد.

وی با اشاره به شرح وظایف نیروی مخصوص در رزمایش‌ها افزود: شرح وظایف در رزمایش‌های تیپ 65 به صورت عملیات هدف زنی است به این شکل که ما با یک تیپ متشکل از 12 نفر به منطقه‌ای که بعضاً خارج از محدوده‌ای است که سایر نیروها توانایی ورود به آنجا را ندارند به منظور انهدام هدف اعزام می کنیم. سلاح‌هایی که در این تیم حمل می‌شود از سلاح‌های سبک است که هر نفر در هر زمان و در هر مأموریتی که به او محول می‌شود با توجه به آموزش‌ها و تجربیات می‌تواند به بهترین نحو آن ماموریت را انجام دهد.

امیر خسروی با اشاره به آزمون‌های اجرایی بعد از هر دوره آموزشی در این تیپ گفت: در پایان هر 3 ماه دست به خودآزمایی می‌زنیم که این خودآزمایی برای محک زدن میزان آمادگی افسران است که به نیروی مخصوص وارد شده‌اند و رده‌های بالای حاضر شده به منظور آزمایش نیروها امتحانات عملی را طرح ریزی می‌کنند.

 

آمادگی ویژه یگان رهایی گروگان

وی با تشریح نحوه آموزش نیروهای رهایی گروگان افزود: بعد از آموزش‌های چتر بازی و دوره‌های دیگری که نفرات پس از ورود به نیروی مخصوص می‌بینند ما بهترین‌های این نیروها را که دارای خصوصیاتی از قبیل بالا بودن ضریب هوشی، آمادگی بالای جسمانی و چالاکی و چند فاکتور دیگر هستند را برای یگان رهایی گروگان انتخاب می‌کنیم که آموزش‌ها به روی این نیروها یک سال به طول می‌انجامد. اولین بار که واحد رهایی گروگان در سطح نیروها آموزش داده شد، واحد رهایی گروگان تیپ 65 نوهد بود.

فرمانده تیپ 65 اضافه کرد: ما برای آمادگی هرچه بیشتر و بهتر نیروها این آموزش را به صورت مجزا در اینجا انجام می‌دهیم که در صورت وجود مورد در سطح آجا و نیروی زمینی وارد عمل می‌شویم. به عنوان مثال برخی آموزش‌های ما روی دریا و ناو انجام می‌شود و مربیان ما در این قسمت از عملکرد نیروها در حین تمرین تصویربرداری می‌کنند و اشکالات و نواقص کار را به آنها یادآور می‌شوند.

بی‌شک واکنش و عکس‌العمل سریع به حملات دشمن دارای اهمیت بسیار بالایی است، به گونه‌ای که اکثر کشورها، اقدامات زیادی جهت آموزش و پرورش و آماده‌سازی نیروهای کماندویی خود انجام می‌دهند اما هنوز کشورهای معدودی در جهان دارای نیروهای تراز بالا در زمینه رزم سریع عملیاتی در صحنه نبرد هستند.

امروز نیروی زمینی ارتش با بهره‌گیری از نیروهای کماندو، بسیار آماده‌تر از ارتشی است که در مهرماه سال ۵۹ ، با ۲ لشکر در غرب و جنوب کشور مقابل ۱۲ لشکر بعث ایستاد

پرسنل یگان‌های تکاور به لحاظ حساسیت و پیچیدگی عملیاتی از  میان گروه‌های مختلف رزمی جذب شده و در رده یگان‌های نخبه نظامی یا رزمی Combat Elite Unites سازماندهی شده و دارای تخصص لازم برای هدایت رزم به دو شکل تاکتیک و استراتژیک هستند.

 پس از پیروزی انقلاب اسلامی، ابتدا تیپ 23 نوهد برای مأموریت‌های خاص و ویژه سازمان‌دهی شد. نیروهای این تیپ در مأموریت‌های زیادی مانند درگیری‌های خوزستان، سیستان و بلوچستان و کردستان شرکت کردند.

این نیرو‌ها نقش چشم‌گیری در مقابله با عناصر بیگانه و ضدانقلاب داشته و با حضور مستمر خود توانستند اقدامات شایسته‌ای در دفاع از انقلاب و کشورمان انجام دهند

با شروع دفاع مقدس و حمله رژیم بعث به ایران این نیاز احساس شد که تیپ 23 نوهد به لشکر تبدیل شود، به همین دلیل لشکر 23 تکاور تشکیل و مأموریت‌های متعددی را با موفقیت انجام داد

در عمليات بزرگ بيت‌المقدس که به فتح خرمشهر منجر شد، انجام جنگ‌هاي چريكي تيپ 65 نيروي مخصوص نوهد لشکر 23 تکاور نقش فعالی در آزاد سازی خرمشهر ایفا کرد.

پس از پایان جنگ تحمیلی نیاز به حضور یک نیروی ویژه خاص در کشور احساس شد و با دستور مقام معظم رهبری، درسال 1370، تیپ 65 از لشکر 23 جدا شد و به آموزش‌های خاص خود مشغول شد

تیپ 65 نیروهای ویژه هوابرد( این واژه در واقع به کلیه ساز و برگ و انسان‌هایی اطلاق می‌شود که از راه هوا به منطقه اعزام و برای اجرای عملیات پرتاب می‌شوند) ارتش با نام نوهد معروف به کلاه سبزها که در سال 1371 تاسیس شد از جمله این نیروهاست.

رنگ سبز را به این دلیل برای تکاورها انتخاب کردند که از قدرت استتار بیشتری با طبیعت برخوردار بوده و آرامش خاصی به نيرو می‌دهد. این نوع کلاه خیلی راحت حمل ‌شده و در هنگام رزم محدودیتی برای نیروها ایجاد نمی‌کند.

 

thumb-HM-20135164516048068451378894116-1

 

تیپ 65 ویژه هوابرد پس از مستقل شدن، با توجه به ماهیت ساختاریش در عملیات‌های ویژه‌ به خود شرکت کرده و نقش بسزایی در تامین امنیت کشور دارد.

این تیپ در هر گونه شرایط محیطی، تاکتیکی و جنگی، توانایی انجام هر مأموریتي به صورت نبرد تن به تن، چریکی، پارتیزانی،انجام پرش، چتر بازی و سقوط آزاد در زمین، هوا و آب و مناطق کویری و کوهستانی، سقوط آزاد، غواصی، رهایی گروگان، عملیات روانی، حفاظت از شخصیت‌ها را دارد.

به گفته یکی از فرماندهان این تیپ، پرسنل این یگان با بهره‌گیری از جدیدترین علوم نوين نظامی، مهارت‌های ویژه و تخصصی را در طول خدمت در دوره‌های مختلف آموزش می‌بینند

از جمله این اقدامات می‌توان به انجام تست‌های متعدد ورزشی برای مشخص شدن آمادگی جسمی نیروهای داوطلبان ورود، دوره آموزشی چتربازی اتوماتیک، زندگی در کویر، جنگل و کوهستان اشاره کرد

یک کلاه سبز باید بتواند در همه مناطق جغرافیایی مأموریتش را به خوبی اجرا کند و تنها نیروهایی که با موفقیت این آموزش‌ها را پشت سر بگذارند، می‌توانند در دوره‌های هوابردی شرکت کنند.  

تخریب، اطلاعات و عملیات، بهداری، مخابرات و سلاح‌های انفرادی و جمعی پنج مهارتی هستند که در دوره‌های هوابردی به نیروها آموزش داده می‌شود.

با توجه به این آموزش‌ها، کلاه سبزها توانایی انجام هر نوع مأموریت در داخل و خارج از مرز‌های کشور را دارند.

 

327125-465.jpg

 

با توجه به ویژگی‌های مختلف تیپ ۶۵ نوهد، این تیپ در رده جهانی جزو 10 نیروی قدرتمند کماندویی دنیا محسوب شده و توانسته خود را در نقش یک نیروی واکنش سریع موثر و مستقل به عنوان نوک پیکان نیروی زمینی ارتش اثبات کند.

در رزمايش جعفر طيار يك و دو، تیپ 65 نوهد آموزش‌هاي نويني از جمله پرش از بالگرد و فرود موفقيت‌آميز در منطقه‌اي از پيش شناسايي نشده را با موفقيت کامل انجام و جزو آموزش نیروهای خود قرار داد.

این تیپ در رزمایش‌های متعددی چون ضربت ذوالفقار و پیامبر اعظم(ص) نیز قابلیت‌های نظامی – رزمی بالایی خود را به نمایش گذاشت.

چندی پیش فرمانده نيروي زميني ارتش خطاب به نيروهاي ويژه تيپ 65 نوهد گفته بود: در عرصه مبارزه با دشمن، نيروهاي ويژه و كماندوها از جايگاه خاصي برخوردار هستند و شما امروز به عنوان سلاحي هوشمند و متعهد به نظام بايد در عمق خطوط دشمن راه يافته و براي جلوگيري از هرگونه توطئه احتمالي انجام وظيفه كنيد

20 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

با سلام 

سی فایتر عزیز من سرباز لشکز 23 نوهد یا همان کلاه سبزهای قدیم بودم فقط هدمت عرض کنم که اموزسی ما 9 ماه طول کشید ودر مدت 27 ماه خدمتی که خدمت کردم تا اخرین روز خدمت یعنی شب اخر هم از تیراندازی شبانه امدیم صبح هم ساعت 10.30 از خدمت خداحافظی .....حالا شما فکر کن اگر کادر بود چی می شد در تیپ 65 هر روز تمرینه هر روز مانوره وهر روز مانوره صحرا نوردی کوهنوردی عملیات مختلف راپل وهلی کوپتر بازی جز کارهای روزانه است 20 کیلومتر پیاده روی انگاری اب خوردن گرما وسرما هم معنی نداره بی ابی بی غذایی یک امر عادی محسوب می شه گفتم بقیه را ول کن حالا مخوف بودن را ببین .

20 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

ابراهیم میرزایی (فرمانده سابق تیپ نوهد) بروس لی ایرانی

استاد ابراهیم میرزایی از نوابغ تکرار نشدنی هنرهای رزمی جهان و بنیانگذار سبک کونگ فو توا درهنرهای رزمی و فرمانده سابق تیپ نوهد میباشد.

میرزایی در سال ۱۳۳۷ دبیرستان نظام را در سن ۱۸ سالگی به اتمام رساند و از ۱۳۴۰ تا ۱۳۴۴ دانشکده افسری را در نیروی مخصوص کماندویی به اتمام رسانیده است.

از سال ۱۳۴۴ تا سال ۱۳۴۹ نزدیک به 99 دورهٔ خارجی را گذراند. در عرض این پنج سال آموزش نیروهای مخصوص را در کشورهای امریکا ، انگلیس ، فرانسه ، ژاپن ، کره ، لبنان و اسراییل و آخرین آن در تایوان و مرکزکونگ فو کاراتو لیانگ فو گذرانده است.

میرزایی دارای دان هفت کاراته گوجوریو از ژاپن و دان چهار تکواندو بودهاست.

هر ساله از میان افسران زبده رنجر ، دلتا فورس ، کلاه سبزها ، موساد و کلاه قرمز ها از امریکا ، ایران ،اسراییل و انگلیس تعدادی نیرو به نام کمربند سیاهان کونگ فو کاراتو که مقر آن در تایوان و در معبد متعلق به لیونگ فو بود اعزام می شدند. در این معبد آموزش های سخت را تحت همان عنوان کونگ فو کاراتو آموزش می دیدند .

استاد میرزایی در سال 1349 به این مرکز برای فراگیری دوره فوق اعزام شد. وی دارای کمربند مشکی خط قرمز از تایوان از این مرکز می باشد. بعد از اینکه استاد میرزایی از دوره فوق بازگشت، تز خود را با توجه به دکترای افتخاری کاراته از ژاپن اعلام کرد.

استاد میرزایی در حد فاصل سال های 47 و 48 دوره ی دافوس را در کشور کره گذرانید و در همین دوره دان 4 تکواندو را گرفت.

میرزایی در ابتدای دهه ۱۳۵۰ هنر رزمی کونگفو توآ را بر پایه آموختههای خود ازهنرهای رزمی گوناگون ایجاد کرد.

توآ را نمیتوان صرفاً به عنوان یکی از سبکهای کونگفو طبقهبندی کرد. میرزایی تمام نیرو و دانش خود را صرف ایجاد سبکی منحصر بهفرد و خاص کرد که ترکیبی پیچیده از سبکهای شمالی و جنوبی شائولین کونگ فو است.

فعالیت کونگ فو توآ ابتدا در تیپ نوهد در اواخر سال 1351 به صورت کن فو کاراتو و دوره های رنجر ، جنگ تن به تن و زنده ماندن در شرایط سخت انجام می شد و چون میرزایی فرمانده این یگان بود با بدترین شرایط سعی می کرد نیروهای مخصوص را آموزش بدهد .

میرزایی آموزش دوره مخصوص خودش را زیر نظر انگلیسیها و دوره موانع و سقوط آزاد را زیر نظر مربیان امریکایی گذرانده بود .

بعداً به عنوان اصلی ترین مرد این دوره ها فرماندهی یگان را به عهده گرفت . وی مردی سریع ، پر جنب و جوش و محکم بود .

میرزایی پس از انقلاب ۱۳۵۷ در دوره اول انتخابات ریاست جمهوری ایران کاندیدا شد و به ارائه برنامه پرداخت ، ولی به دلیل عضویت در کادر ارتش رژیم پهلوی رد صلاحیت شد.

به گفته برخی منابع ایشان در سال 1366 مانند بسیاری دیگر از نوابغ زمان خود از ایران خارج شده اند و هیچ خبر موثقی از وی در دست نیست.

با توجه به این که بیش از دو دهه است کسی در ایران از وضعیت وی خبری ندارد این احتمال وجود دارد که وی درگذشته باشد.

پروفسور میرزایی در 10/12/1۹74 مطابق با 1353 مدال افتخاری طلا را برای خدمات به ورزش های کشور و نظامی از اتحادیه اروپایی مبارزه و زورآزمایی دانشنامه پروفسورای خود را که به امضاء دبیر کل وپرلاره که ریاست لوژیون دونور بود رسیده است از وی تقدیر و قدردانی شد .

المپیک لبنان در 17/12/1974 به فاصله 7 روز بعد در بیروت گواهینامه و تأییدیه سبک خود را که در آن کمیته به ثبت رسانیده بود دریافت کرد.

آقای میرزایی دکترای تن و روان خود تز تکمیلی خورد را به لیانگ فو فرستاد و در همین حین در تالار انشاء تن و روان در حقیقت مرکز کونگ فو کاراتو را بنیانگزاری کرد .

پس از تأیید شالبند قرمز خود از آن مرکز در سال 1356 وی با ارائه تز خود بر دانشکده مریلند امریکا دو مدرک بین المللی دکترا در زمینه فلسفه و فیزیک و یک پروفسورا با عنوان فیزیولوژی انرژی انسان در ابعاد روان را دریافت کرده است.

کونگ فو تو آ در ایران در اون زمان ممنوع بود ولی کسانی که کونگ فو توآ در روح و خون آن ها بود آن را ادمه دادند و در جنگل ها ، کوه ها و ... به طور مخفیانه به تمرین کونگ فو توآ می پرداختند تا اینکه این ورزش دوباره در ایران شکل رسمی به خود گرفت.

در حال حاضر سبک پرفسور یکی از پرطرفدارترین سبکهای رزمی در ایران میباشد و در جهان نیز طرفداران این سبک این سبک را با نام کونگفوی ایرانی.توا فنونش میشناسند.

http://http://irartesh.ir/Forum/Catgory/52/Post/2953

13 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

تا آنجایی که میدانم ایشان در قید حیات هستند و در فرانسه زندگی می کنند.  پس از انقلاب وارد فعالیتهای سیاسی و سپس اقدام به تبلیغات علیه نظام نمودند که تا چند سال پیش پیامهایی به نام ایشان فرستاده میشده.

http://www.jafariyanews.com/2k3_news/nov/6_ebrahimmirzaii.htm

http://wuta21.blogfa.com/

تا آنجا که بنده اطلاع دارم ایشان هیچگاه فارغ التحصیلی نداشتند و شاگردان ایشان که سبک را مجدداً فعال نمودند از درجات متوسط هستند (شال بندهای سبز).  آنطور که شنیدم از شال بند قهوه ای به بعد تمرینات و آموزشها جنبۀ فلسفی پیدا می کنند که تکیۀ آن بر متافزیک است.

سبک ابداعی ایشان "توآ" در واقع معنای ترکیب دو کلمۀ "تو بیا" است. 

15 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

ابراهیم میرزایی معروف به پروفسور میرزایی بعد از انقلاب وارد جریانات سیاسی شد و خواست از آب گل آلود ماهی بگیره اما نتونست و تحت تعقیب قرار گرفت 

 

موقع فرار از کشور با تعدادی از شاگردان توآ کارش بود، در چند کیلومتر مانده به مرز به منطقه ای میرسن که ظاهرن باید از یک منطقه بی آب و علف محض میگذشتند، در همون اول راه به همشون میگه که فقط یک توآ کار واقعی میتونه سالم از این دشت بیرون بره و در آخر هم فقط خودش بوده که زنده میمونه و میتونه فرار کنه 

 

در بالا که نوشه شده 99 دوره خارجی رو گذرونده در حقیقت 9 دوره است و عدد 9 دومی اشتباه تایپی باید باشه 

در ضمن همشهری ماکسی میلیانوس کرونوس خودمونه 

 

 

Dokhtaran-va-pesaran-kungfu-biyamouzim.j

15 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

موقع فرار از کشور با تعدادی از شاگردان توآ کارش بود، در چند کیلومتر مانده به مرز به منطقه ای میرسن که ظاهرن باید از یک منطقه بی آب و علف محض میگذشتند، در همون اول راه به همشون میگه که فقط یک توآ کار واقعی میتونه سالم از این دشت بیرون بره و در آخر هم فقط خودش بوده که زنده میمونه و میتونه فرار کنه

 

کلافه عزیز،

ظاهراً منبع این داستان هم باید خودشان باشند نه؟ :1 (19):

11 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

 

موقع فرار از کشور با تعدادی از شاگردان توآ کارش بود، در چند کیلومتر مانده به مرز به منطقه ای میرسن که ظاهرن باید از یک منطقه بی آب و علف محض میگذشتند، در همون اول راه به همشون میگه که فقط یک توآ کار واقعی میتونه سالم از این دشت بیرون بره و در آخر هم فقط خودش بوده که زنده میمونه و میتونه فرار کنه

 

کلافه عزیز،

ظاهراً منبع این داستان هم باید خودشان باشند نه؟ :1 (19):

 

 

منبع این تعریف هم استاد تکواندو بنده بودند و تکه روزنامه  ای  داشتند که اجساد افراد باقیمانده در آن منطقه مورد نظر هم در حالی که در بیابان بودند در آن بود به علاوه روایت همین ماجرا 

 

به دور از هرگونه نظر شخصی و سیاسی جناب میرزایی یکی از مفاخر و نوابغ ورزش دوران معاصر هستند. کدام ورزش ایرانی در حال حاضر وجود دارد که هنوز کسی اون رو به نام خودش نزده باشه و شاگردانش در جهان اون رو به اسم یک ورزش ایرانی نشناسند به جز کونگ فو پرتوآ 

17 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

منبع این تعریف هم استاد تکواندو بنده بودند و تکه روزنامه  ای  داشتند که اجساد افراد باقیمانده در آن منطقه مورد نظر هم در حالی که در بیابان بودند در آن بود به علاوه روایت همین ماجرا 

 

به دور از هرگونه نظر شخصی و سیاسی جناب میرزایی یکی از مفاخر و نوابغ ورزش دوران معاصر هستند. کدام ورزش ایرانی در حال حاضر وجود دارد که هنوز کسی اون رو به نام خودش نزده باشه و شاگردانش در جهان اون رو به اسم یک ورزش ایرانی نشناسند به جز کونگ فو پرتوآ 

فکر کنم کونگ فو توآ بوسیلۀ جناب میرزایی تبدیل شد به "پرتو کف توان" که بعداً یکسری افراد یا فرد با کونگ فو پرتوآ در آمد و یکسری دیگر با کونگ فو "کف توان" که احیاناً از شاگردهای جناب میرزایی بوده اند.  خیلی اوقات میتوان به آبکی بودن سبکهای من درآری فراوان موجود در ایران براحتی از رابطۀ سن و درجۀ کمربند پی برد، درست مثل سرهنگ 24 ساله!!!!

12 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

Create an account or sign in to comment

You need to be a member in order to leave a comment

Create an account

Sign up for a new account in our community. It's easy!


Register a new account

Sign in

Already have an account? Sign in here.


Sign In Now