Welcome to رهروان ارتش

از اینکه انجمن ما را برای مطالعه انتخاب کردید از شما متشکریم. 

برای استفاده از امکانات انجمن و برقراری رابطه دوستانه با دیگر اعضا لطفا در انجمن ثبت نام کنید

با تشکر

24 posts in this topic

هوانيروز در غرب


حماسة خلبانان هوانيروز در سرپل ذهاب و بازي دراز


 


 


 


 


tigt0527x82ilkymlml.jpg


 


 


 


سرپل ذهاب، مهرماه   1359


 


موقعيت جغرافيايي منطقه


الف)  كردستان  آذربايجان  (شمال غرب)


وضعيت جغرافيايي منطقه غرب كشور شامل دو استانِ كردستان و آذربايجان غربي، عموماً كوهستاني و در حوالي استان هاي ايلام و كرمانشاه، صعب العبور است. در بخش عراقي اين ناحيه، منطقه داراي ناهمواريهاي كوتاه و به صورت دشتي كاملاً صاف است. در بخش شمالي نيز تپه ماهورهايي وجود دارد كه تا نزديكي مرز گسترش داشته و هرچه به سمت شمال پيش ميرود، بر تراكم و ارتفاع آنها افزوده مي شود. همين كيفيت جغرافيايي، از ارزش راهبردي منطقه كاسته و باعث شده به هنگام بروز جنگ، دستيابي به اهداف نظامي كار سهل و آساني نباشد.


از هدف هاي مطرح در اين بخش از خاك جمهوري اسلامي ايران كه دستيابي به آنها تا حدي سهل تر است، مي توان به شهرهاي صالح آباد، مهران، سومار، گيلان غرب ، نفت شهر، قصرشيرين، سرپل ذهاب، مريوان، بانه، سردشت و پيرانشهر اشاره كرد. هر كدام از اين شهرها، داراي محورهاي خاص عملياتي خود هستند كه ارتش عراق با استفاده از آنها، توانست تا بخشي از خاك جمهوري اسلامي ايران، پيشروي كند. در بين اين محورها، قصرشيرين و سرپل ذهاب از با اهميت ترين مسيرهاي حمله بود كه با هدف پيشروي به سوي كرمانشاه، توسط ارتش عراق مورد استفاده قرار گرفتند. چنانچه نيروهاي عراقي در منطقة سرپل ذهاب با مقاومت نيروهاي ايراني مواجه نمي شدند، مي توانستند با عبور از گردنة پاتاق و عبور از شهر اسلام آباد، به راحتي به كرمانشاه دست يافته و تا همدان پيش بروند. شايد يكي از علل هدف بوده است.


 


ب) كرمانشاه  ايلام (غرب)


جبهه هاي غرب كشور  مياني  از حوالي جنوب مهران آغاز و تا منطقه باويسي امتداد دارد. به جز بخش مهران و دشت ذهاب كه داراي دشت هاي وسيع با عوارض گوناگون طبيعي است، مابقي منطقه پوشيده از ارتفاعات صعب العبور است. دامنة ارتفاعات از حوالي منطقة نفت خانة عراق به سمت شمال آن كشور، داراي تپه ماهورهايي است كه بر ارتفاع آنها افزوده مي شود.


ج) وضعيت منطقة پروازي


با توجه به وضعيت مناطق شمالغرب و غرب، وضعيت عمومي آنها براي پرواز بالگردها داراي خطراتي خاص بوده است.


1) محدوديت ها:


الف) ارتفاعات بلند در منطقه باعث محدوديت ارتباط هاي راديويي شده و در بيشتر اوقات موجب قطع تماس با پايگاه مادر بوده اند.


ب) نياز خلبان براي عبور از روي قله ها  هنگام شناسايي و يا اجراي عمليات آتش  و يا ايجاد ارتباط راديويي با پايگاه مادر، احتمال بروز سوانح را افزايش داده و خلبان را به دلايل مختلف دچار مخاطرات پروازي مي كرده است. براي بيان چگونگي بروز و علل اين گونه خطرها، نياز به بحث هاي علمي وسيعي است كه در اينجا تنها مي توان از آنها نام برد.


1) كمبود اكسيژن به ويژه در حالتهاي اضطراب و ترس


2) كاهش قدرت موتور به ويژه در بالگردهاي ترابري


3) وجود توربلانس به ويژه در گرماي شديد و فصولي كه منطقه داراي بادهاي شديد است.


4) عدم وجود فضاي مناسب پرواز در ارتفاع پايين هنگام حمله توسط هواپيماهاي دشمن و يا انفجار گلوله هاي سنگين در مسير پرواز


 


ج)  با توجه به بندهاي ،« ب» و « الف » اجراي مأموريت ها مي توانند در اين گونه شرايط با كندي صورت گرفته و يا حتي لغو شوند. وجود هواي نامناسب پرواز  وجود ابر، بارندگي، مه و يا طوفان  نيز از عواملي هستند كه در پروازهاي كوهستان، هرگونه عمليات را با خطر مواجه مي كنند.


با وجود تمام اين مشكلات كه بروز جنگ آن را دو چندان كرده بود، خلبانان هوانيروز به دليل حساسيتهاي جنگ، پروازهاي عملياتي بسيار موفقّي را در مناطق غرب و شمالغرب داشته اند و حتّي در چندين مورد به لحاظ اهميت مأموريت، با لغو قوانين پروازي اقدام به عمليات شبانه كرده اند.


2- محسنات:


ارتفاعات، دامنه ها، شيارها و صخره ها از سه جنبه در عملياتها براي خلبانان حائز اهميت بوده اند.


الف)  نزديك شدن به نيروهاي دشمن تا كمترين فاصله، بدون آنكه در ديد رادارها و يا سلاحهاي ضدهوايي قرار گيرند.


ب) اجراي عمل غافلگيري و انهدام ادوات زرهي و نابودي افراد دشمن.


ج) استفاده از شيارها، صخره ها، دامنة ارتفاعات كه بر نيروهاي دشمن مشرف بوده، براي انجام عمل اختفا، هدف يابي و انهدام.


يك خلبان خوب، زماني مي تواند از عوارض طبيعي همچون كوهستان بهره برداري مثبت كند كه موقعيت نيروهاي دشمن را بداند. در غير اين صورت، خطر پرواز در كوهستان، كمتر از خطر گلوله هاي دشمن نيست.


خلبانان براي گذشتن از خط الرأس ارتفاعات، مجاز به عبور از روي قله ها نيستند. اين موضوع به صورت قانون، به تمامي خلبانان آموزش داده شده و آنها بايد در مسيرشان از كوتاهترين ارتفاع براي عبور استفاده كنند. حال با توجه به اين موضوع، خلبان براي احتراز از قرار گرفتن در ديد دشمن، فرار از ديد رادار و قرار نگرفتن در برد سلاحهاي ضدهوايي، ناچار بايد از روش پرواز در ارتفاع پايين استفاده كند كه خطرات زير هميشه با او همراه است.


1)  برخورد ملخ اصلي و ملخ دم به سنگ ها، صخره ها و دامنه هاي پرشيب ارتفاعات، حين فرار يا گردشهاي تند.


2)  قرار گرفتن در برد مؤثر سلاحهاي كاليبر كوچك همچون ژ3 و کلاشینکف و انواع كلت ها.


با توجه به جغرافياي منطقة غرب مياني  خلبانان هوانيروز از وضعيت دوگانة عوارض طبيعي استفاده مي كردند. با اين تفاوت كه هنگام پرواز در دشت هاي جنوب غربي، با فشار كم هوا و قشر اكسيژن كافي و در جبهه هاي غرب تا شمال غرب، با فشار زياد هوا و قشر كم اكسيژن مواجه بوده اند.


بنابراين، در جبهه هاي مياني، خلبانان با تلفيقي از خطرات پرواز در كوهستان و دشت همراه بوده اند.


 


18 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

استعداد و گسترش نيروهاي عراقي در غرب و شمالغرب

سپاه يكم عراق در منطقة كردستان عراق، با پنج لشكر پياده و لشكرهاي ، 7 ،4 ،2،8  و 11 پياده و 12 زرهي در منطقة شمال غرب ايران، مسئوليت  حمله به استان هاي آذربايجان غربي و كردستان را برعهده داشته اند. اين نيروها، از مرزهاي مشترك عراق، ايران، تركيه تا جنوب خانقين گسترش داشتند و چندين تيپ مستقل احتياط و گارد مرزي نيز در تقويت آنها قرار داشته است.

در جبهه هاي كرمانشاه و ايلام، سپاه دوم عراق، شامل لشكرهاي  3،6  و  10 زرهي در موقعيت تكريت، بعقوبه و بغداد مستقر بودند و ميتوانستند به جبهه هاي جنوب و يا شمال تغيير مكان دهند. اين بخش از نيروهاي عراقي، مسئوليت حمله به استان هاي كرمانشاه و ايلام را برعهده داشته اند.

در آغاز جنگ، لشكر 6 زرهي، شامل تيپ هاي 16 و 30 زرهي و  25 مكانيزه كه داراي هفت گردان تانك، پنج گردان مكانيزه، يك گردان شناسايي، شش گردان توپخانة صحرايي، يك گردان توپخانة پدافند هوايي، يك گردان ضدتانك، يك گردان موشكي، يكان هاي پشتيباني رزمي و خدمات رزمي بود. در كنار اين لشكر، ارتش عراق از چهار لشكر ديگرش ، لشكرهاي 4،2 و 8  كه در بخش شما  غربي مستقر بودند نيز در جهت حمله سود برد و فقط دو لشكر را براي پدافند در مرزهاي كردستان و كرمانشاه قرار داد.

 

استعداد نيروهاي ايراني در مقابل ارتش عراق

در مقابل هشت لشكر كاملاً مجهز عراقي در غرب كشور، تنها لشكر 81 زرهي كرمانشاه قرار داشت كه از نظر سازماني بسيار ضعيف بود؛ زيرا قبل از شروع جنگ، علاوه بر درگيري در مناطق كردستان، در طول 250 كيلومتر  از مرزها  باويسي تا سومار پراكنده بود. در ضمن چون تيپ 84 پيادة خرم آباد نتوانسته بود بهنگام تغيير مكان دهد، در عمل مسئوليت پدافند منطقة مرزي ايلام نيز بر عهدة لشكر 81 قرار داشت كه به اين طريق،  500 كيلومتر از مرزهاي غرب و جنوب غربي كشور را تحت پوشش خود داشته است.

در طول دو سال اول جنگ، لشكر 81 زرهي براي اجراي مأموريت هاي واگذاري، مجبور بود نيروهايش را در مرز به طور كامل گسترش دهد. بنابراين، توان اين لشكر به صورت گروههاي كوچك و در بعضي از نقاط مرزي تنها با دو دستگاه تانك و يا يك قبضه توپ تقسيم شده بود كه در عمل توان رزمي اش را از دست داده بود. بنابراين با همين توان اندك، ميبايد در مقابل هشت لشكر عراقي مقاومت مي كرد. از اين رو، در روزهاي نخستين جنگ، به دليل اينكه توان مقابله با نيروهاي دشمن را نداشتند، پس از چندين مرحله عمليات تهاجمي، سرانجام به ارتفاعات شرقي عقب نشيني كرده و دشمن توانست نفت شهر، سومار، بخشي از ارتفاعات ميمك و قصرشيرين را به تصرف خود درآورد.

در منطقة شمال غرب، از دالامپرداغ در آذربايجان غربي، تا نوسود در كردستان، در اختيار دو لشكر 64 اروميه و 28 كردستان بود كه هر دو لشكر درگير با نيروهاي ضدانقلاب بوده اند. در نتيجه، مرزهاي شمال غرب كشور بدون نيروهاي پدافند كننده بوده و تنها پاسگاه هاي مرزي با تعداد اندكي نيرو و مهمات در مقابل نيروهاي متجاوز عراقي قرار داشته اند. ضمن اينكه، بخشي از نيروي لشكرهاي 92 زرهي اهواز، 21 و 77 ، همراه با تيپهاي  23 و 55 هوابرد، براي كمك به لشكرهاي 64 و 28 در منطقة كردستان حضور داشته اند.

10 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

جنگ چگونه در غرب آغاز شد


ورود هوانيروز به جبهه هاي جنگ، نه از همان روز اول تجاوز ارتش عراق، بلكه از ماه ها قبل از شروع رسمي جنگ است. در خلال پروازهاي شناسايي كه توسط خلبانان هوانيروز انجام شده است، اطلاعاتي در رابطه با جابه جايي نيرو، ايجاد سنگرهاي بتوني، تجاوز هواپيماها، حمله به پاسگاههاي مرزي و ديگر موارد مشهود تجاوز ارتش عراق، به مسئولان گزارش و يا حضوري به آنها اطلاع داده شده است. پايوران نيروهاي مسلح با ديدن اينگونه تحركات، بارها خواستار مقابله با نيروهاي عراقي ميشوند، اما معلوم نيست به چه دليل، دولت وقت از اجراي عكس العمل آنها جلوگيري مي كند. سرهنگ خلبان، رضا شهبازي پرتو در بخشي از خاطراتش در اين زمينه مي گويد:


» بيست و هشتم تير ماه سال 1359 ، مأموريتي ابلاغ شد تا براي شناسايي به مناطق غرب كشور بروم. دستور دادند اطلاعات به دست آمده را به فرماندهي تيپ سرپل ذهاب گزارش كنم. آنچه در آن روز مشاهده كردم، تحركات ارتش عراق در طول نوار مرزي بود كه به طور واضح و روشن، قابل رؤيت بود. كاري از دست ما بر نمي آمد. اجازة هيچ گونه عكس العملي را هم نداشتيم؛ فقط مي بايد اتفاقات را گزارش مي كرديم .«


شروع درگيري هاي ارتش عراق با مرزبانان ايراني، به قبل از شروع انقلاب اسلامي باز مي گردد؛ اما شدت درگيري ها و همچنين آغاز تجاوزات، پس از پيروزي انقلاب از شدت بيشتري برخودار شده است. ارتش عراق تا بيش زمان شروع جنگ تحميلي  از تاريخ از 600 بار مرزهاي جمهوري اسلامي ايران را مورد تجاوز قرار داده كه در تمامي موارد، مسئولان نظام با صبر و بردباري سعي در حل اختلافات داشته اند.


در تمامي مدت درگيري ها، خبرنگاران رسانه هاي مختلف، گزارش هايي را براي اطلاع عموم مردم ايران در نشرياتشان به چاپ رساندند. به دليل يكنواختي اخبار، براي بررسي خط سير حضور هوانيروز در جنگ، از ميان رسانه ها با مراجعه به روزنامة كيهان، مطالب زير را استخراج كرديم.


در پانزدهم مرداد ماه 1359 ، يكي از خبرنگاران روزنامة كيهان ضمن ديدار از منطقة مرزي قصرشيرين، در گزارش خود چنين آورده است:


» بعد از ظهر ديروز  سه شنبه 14/5/1359 دو خودرو ايراني در منطقة مرزي باويسي، با مين برخورد كرد و در اثر انفجار هشت نفر نظامي مجروح شدند. اين مجروحين كه با يك (اورال)  ارتشي عازم بيمارستان قصرشيرين بودند، دوباره روي مين ضدتانك ديگري رفتند كه باعث وخيم شدن حال دو نفر از آنها شد.


نيروهاي متجاوز عراقي، دامنه تجاوزاتشان را تا قصرشيرين جلو كشيده، علاوه بر مين گذاري جاده ها و مسيرهاي حساس و قابل عبور، آتش توپخانه و خمپاره اندازهاي شان را به روي پاسگاهها و سنگرهاي سربازان ايراني مي گيرند. در همين زمينه، استاندار وقت كرمانشاه 1، ضمن بازديد از مناطق مرزي، در جواب سؤال خبرنگاران مبني بر اينكه، دولت عراق منابع نفتي اش در غرب را تخليه و خطوط لوله را نيز بسته است و دولت ايران چه تمهيداتي را در اين رابطه درنظر گرفته است، چنين توضيح مي دهد:


 ما هم لوله هاي نفتشهر را بسته ايم و اگر عراق بخواهد باز هم به تأسيسات نفتي ما حمله كند، ما هم تأسيسات نفتي آنها را مورد حمله قرار  خواهيم داد با توجه به اين اظهارات، باز هم معلوم نيست چرا وقتي گزارش حمله به نفت خانه به مسئولان داده مي شود، باز هم از اجراي آتش بالگردهاي هوانيروز، عليه مواضع نيروهاي عراقي جلوگيري مي شود.


 


 


*************


آقاي بهروز ماكويي 


12 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

سرهنگ شهبازي پرتو ادامه مي دهد:


»يك روز ساعت 10:00 به دفتر فرماندهي سرپل ذهاب احضار شدم. از قرار اطلاع، ارتش عراق، نفت خانة نفت شهر را زير آتش گرفته و آن را منهدم كرده بود. از گروه آتش هوانيروز خواسته شد، به روي منطقه پرواز شناسايي انجام داده و صحت و سقم خبر را گزارش كند. در همين جلسه، دوباره از ما خواسته شد در صورت برخورد با هرگونه حمله از سوي نيروهاي عراقي، بدون هيچ گونه عكس العملي، عقب نشيني كرده و به پادگان سرپل ذهاب برگرديم. پس از پايان اين مأموريت، ناراحت از فرمانده تيپ خواستيم، اجازه دهد به تلافي اين حمله، ما هم نفت خانة عراق را هدف راكت قرار دهيم؛ اما او ما را به آرامش دعوت كرد و اظهار داشت؛ مسئولان از تمام نقل و انتقالات ارتش عراق آگاهند و تلاش ميكنند اختلافات را از طريق گفت وگو حل و فصل كنند.


اين اظهارات درحالي عنوان مي شود كه بنا به سياست بني صدر، مجوز هرگونه پاسخ گويي به نيروهاي مسلح ايران داده نميشود.  با اين تدبير دولت ايران، ارتش عراق با خيالي آسوده به روند تهاجماتش شدت بخشيده و با زير آتش قرار دادن روستاهاي مرزي كشور، مردم را مجبور به ترك خانه هايشان مي كند. از سوي ديگر، براي تسريع در انجام حملات هوايي و جابه جايي نيرو و آمادگي زمينه هاي تجاوز، اقدام به ساخت فرودگاهي موقت در نزديكي مرزهاي بين المللي مي كند.


هم زمان با حملات نيروهاي عراقي، ضدانقلاب نيز شهرها و روستاهاي متعددي را در مرزهاي كشور به ويژه در منطقة كردستان، زير آتش سلاح هايش مي گيرد. شهر نوسود به اشغال آنها درآمده و نيروهاي عراقي با استفاده از پشتيباني آنها، به حملاتش شدت مي بخشند. در اثر اين حملات، مردم بيدفاع شهر نوسود، با رها كردن خانه و كاشانه شان، مجبور به ترك شهر شده و به شهرستان پاوه مي روند. فرماندار و مسئول وقت سپاه پاسداران شهرستان پاوه در گفت وگويي با روزنامة كيهان در زمينة اشغال شهر نوسود اظهار داشته است:


» در حال حاضر، حدود 170 نفر از مردم و كارمندان شهر نوسود از اين شهر مهاجرت كرده و دسته دسته خود را به پاوه مي رسانند. . «


در اين حال، ارتش عراق براي آغاز و گسترش جنگ، با استقرار انواع سلاح هاي سنگين و ادوات زرهي در نزديكي مرز هاي غربي كشور، پايه هاي تهاجمي اش را قوت مي بخشد. آقاي مالكيان فرماندة سپاه قصر شيرين، اين مطلب را در مصاحبة خود چنين آورده است:


» استقرار حدود 300 تانك عراقي در نوار مرزي، نشانة توطئة جديد عراقي ها براي ايجاد و گسترش بحران هاي تازه در نوار مرزي است . «


در كنار اين اظهارات، سرگرد پياده، علي قمري از نظاميان پايور مستقر در گردان دژ خرمشهر از مشاهداتش در آن روزها چنين ياد مي كند.


» در مرداد ماه سال 1359 ، در شلمچه خدمت مي كردم. گردان دژ خرمشهر بوديم و مسئوليت حراست از منطقة كوشك را بر عهده داشتيم.


به طور علني مي ديديم كه نيروهاي عراقي در حال ايجاد خاكريز، جاده سازي و ايجاد سنگر در نوار مرزي هستند. فعاليت آنها شبانه روزي بود و بسيار با عجله كار مي كردند. روز به روز هم بر تعداد ادوات زرهي شان اضافه مي شد.


دردآورتر اين بود كه در دو جزيرة ام الرصاص و ام القصر، شاهد تخلية مهمات از كشتيها بوديم. اين گونه فعاليت هاي ارتش عراق در حالي انجام مي شد كه كشتي هاي شان خلاف معاهده هاي امضا شده، تنها با پرچم عراق رفت وآمد مي كردند.

11 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

در نقطة مقابل اين تقويت نظامي از سوي دولت عراق، مرزبانان ايراني از كمترين امكانات دفاعي برخوردارند. سلاح هايي چون  « ژ 3 » و خمپاره اندازهاي كاليبر كوچك، سلاح هايي نيستند كه بتوان در مقابله با هجوم دشمن، از آنها سود برد؛ زيرا آنها با ايجاد سنگرهاي بتوني و استقرار ادوات زرهي پيشرفته شان، با توجه به ضعف قواي دفاعي ايران آمادگي كامل هر نوع حمله را دارند. در اين زمينه، سرهنگ خلبان نوركرم زارعي از مشاهداتش  در آن روزها چنين مي گويد:

بيست و هشتم شهريور ماه سال 1359 ، يعني سه روز قبل از شروع جنگ، در مأموريتي همراه با دو فروند كبرا به منطقة قصرشيرين رفتيم. در باويسي، داخل پاسگاهي فرود آمديم تا خلبان هاي كبرا هماهنگي هاي لازم را با فرماندهي پاسگاه انجام دهند. من هم تا برگشتن آنها به سير و سياحت از داخل پاسگاه مشغول شدم. اولين چيزي كه بيشتر جلب توجهم كرد، دو دستگاه تانك بود. يكي از آنها فاقد شني بود و مطمئن نبودم دومي هم كار بكند. روز سوم شروع جنگ بود كه شنيدم استواري با رشادت تمام، تانكي را كه من به كار كردنش اطمينان نداشتم، از ميان نيروهاي عراقي عبور داده و سالم به پادگان رسانده است.

به موازات بروز ضعف در نيروهاي مستقر در مرزهاي غربي كشور، دولت عراق با استفاده از كمكهاي اقتصادي و نظامي دول عرب منطقه، به قوي تر كردن ساختار نظامي اش مي پردازد. در اين زمينه، يكي از فرمانده هان سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در قصرشيرين چنين مي گويد:

به جز نيروهاي بعثي، واحدهايي از ارتش كشورهاي عربي مصر و اردن، با كمك هاي كشور عربستان سعودي در اين نواحي، براساس آنچه ما به دست آورده ايم، مستقر شده اند كه موضع متحد همة آنها در برابر ايران، باوجود بعضي اختلاف نظرها، چيزي جز ترس از صدور انقلاب ايران بعد از سرنگوني رژيم صدام حسين نيست

در بيست و نهم مرداد ماه سال 1359 ، ارتش عراق پاسگاه هاي قلعه سفيد و پرويز را به شدت با توپخانه و خمپاره اندازه هايش گلوله باران مي كند.

نيروهاي مرزي ايران به دفاع برخاسته و در حد توانشان، جواب اين حملات را مي دهند. ارتش عراق نيز با بمباران هوايي قصرشيرين، ددمنشي خود را به نوعي ديگر نشان مي دهد. در عين حال، دولتمردان جمهوري اسلامي ايران نيز از پاي ننشسته و براي مقابله و خنثي كردن حملات احتمالي نيروهاي عراقي ، آمادة مقابله با آنها مي شوند. اين تصميم در حالي گرفته مي شود كه بارها و بارها، هواپيماهاي عراقي ضمن تجاوز به حريم هوايي كشورمان، مواضع مرزداران را نيز مورد حمله قرار داده اند.

مدتي بعد، بدون هيچگونه درگيري، از سرپل ذهاب به كرمانشاه بازگشتيم، در حالي كه هواپيماهاي عراقي هر روز مناطق مرزي را مورد شناسائي و تجاوز قرار مي دادند. در طي روزهاي آغازين شهريور ماه، جرقه هاي شروع جنگ واقعي با حملات ارتش عراق زده مي شود كه كشته شدن 70 نفر از نيروهاي دشمن پي آمد آن است. نيروي هوايي نيز پوشش كامل هوايي اش را در آسمان كشور برقرار مي كند؛ اما آن قدر جدي نيست كه بتواند جوابگوي خوي تجاوزگري صدام باشد. دولتمردان نيز در گزارش ها و مصاحبه هاي شان براي بالا بردن روحية مردم مي گويند  » :  در صورت حملة واقعي عراق، ايران مي تواند در 48 ساعت تا بغداد پيش برود «

خبرنگار كيهان ضمن بيان آ نچه در مرزهاي كشور شاهد آن بوده است، در ادامة گزارشش مي نويسد» : عراقي ها كه در طي روزهاي اخير در مرزهاي زميني توسط پاسداران و نيروهاي ارتش ايران در مرز سركوب شده بودند، با انجام چند مانور هوايي در خاك ايران كه توسط ميگ هاي عراقي صورت گرفت، نشان دادند كه قصد تجاوز هوايي به استان هاي غرب كشور را دارند.

در اين رابطه، آقاي نظري زاده، فرماندار قصرشيرين نيز عنوان كرده است:

معتقدم، اعلام حملة هوايي عراق، بيشتر يك شايعه است؛ زيرا در آخر ماه رمضان نيز در سطح منطقة قصر شيرين، شايع شده بود كه ارتش بعث عراق، بعد از اين ماه، حملة سراسري اش را انجام خواهد داد كه ديديم اين شايعه نيز صحت ندارد «.

11 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

عااالي مدير جان

8 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

جناب حسنی عزیزبسیار عالی بود .

6 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

در همين زمينه، فرمانده هنگ ژاندارمري قصرشيرين سرگرد حاجي علي خاني نيز اظهار داشته است: ( ما اينك به انواع سلاح هاي سنگين مجهز  هستيم و تمام نيروها آمادگي كامل دارند (

با اوج گرفتن شدت درگيري ها در منطقة قصر شيرين، شوراي امنيت شهر تصميم به عكس العمل مناسب ميگيرد. در نتيجة اتخاذ اين تصميم، سه دستگاه تانك عراقي منهدم و تعدادي از سربازان عراقي به هلاكت ميرسند.

ارتش عراق نيز به تلافي اين حملات، در روز نهم شهريور ماه، دوباره شهر قصر شيرين با سلاح هاي سنگين گلوله باران مي كند كه در نتيجه چندين واحد مسكوني و تجاري تخريب و تعدادي از مردم بي دفاع شهر شهيد و مجروح مي شوند.

گلوله باران شهر قصرشيرين، تا روز يازدهم شهريور ماه به صورت پراكنده ادامه يافته و خانه هاي سازماني چهل دستگاه و تنگ ترشابه نيز هدف حملات قرار مي گيرند. در همين حال، نيروهاي ايراني موفق ميشوند تجاوز دشمن را در اين منطقه سركوب كرده و سربازان عراقي را از مواضع شان در كوه هاي آق داغ عقب بزنند. در اثر اين حملات و عقب رانده شدن نيروهاي بعثي، ارتش عراق از پايگاه علي مير، دوباره شهر قصر شيرين را آماج بيش از 50 گلولة توپ كرده و جمعي از مردم مظلوم را به شهادت ميرساند.

شدت درگيري ها از روز پانزدهم شهريور ماه اوج مي گيرد و از منطقة اِزگِله تا نفت شهر گسترش مي يابد. شهر قصرشيرين زير باران گلوله، هر روز ناظر تخريب ساختمان ها و شهادت مردم بي دفاع است و آنها كه از حملات وحشيانة ارتش عراق در شهر زنده و سالم مانده اند، در پي يافتن سرپناهي امن، دسته دسته شهر را ترك ميكنند.

درگيري هاي شديدي نيز در منطقة مهران آغاز شده و پاسگاه هاي نوار مرزي، زير آتش سلاح هاي سنگين، خمپاره انداز و موشك قرار ميگيرند. در همين زمان نيز درگيري هاي تازه اي در مناطق صالح آباد، شور شيرين، ني خزر، هلاله و انجيره آغاز مي شود.

در طول اين مدت، تعداد بيش از 15 دستگاه تانك عراقي منهدم شده و بالگرد هاي هوانيروز، نيروهاي عراقي را در كوه هاي آق داغ مورد حمله قرار مي دهند. نيروي هوايي نيز موفق مي شود، يك فروند بالگرد عراقي را سرنگون كند.

درپي تشديد حملات ارتش عراق، اولين و دومين جلسة امنيتي منطقة غرب كشور، در بيست و يكم و بيست و دوم شهريور ماه با حضور بني صدر رئيس جمهور وقت  محمد علي رجايي  نخست وزير وقت  سرهنگ فكوري  وزير دفاع وقت  سرتيپ ظهيرنژاد و جمعي از فرماندهان نيروهاي مسلح و مقامات محلي استان كرمانشاه برگزار و راه هاي مقابله با تجاوزات ارتش عراق مورد بررسي قرار مي گيرد. در همين زمان، ارتش عراق شهرهاي ايلام، نفت شهر، مهران و قصرشيرين را دوباره زير آتش سنگين سلاحهايش قرار مي دهد. اين حملات از سوي نيروهاي مسلح ايران بي جواب نمانده و طي درگيري هاي مختلف، دو فروند بالگرد عراقي در منطقة « ني خزر » ساقط مي شوند.  ارتش عراق با توجه به اينكه شهر قصرشيرين را زير آتش پي درپي خود دارد، براي در هم شكستن مقاومت نيروهاي مسلح و مردم، به شهر

ايلام حمله مي كند تا نيروها را متوجه جبهة جديد كند.

شهر قصر شيرين تا حدوي خالي از سكنه ميشود. تنها مردان باقي مي مانند تا از شهر و اموال باقيمانده شان دفاع كنند. مشكل كمبود مواد غذايي و آب آشاميدني توسط فرمانداري شهر تا حدودي حل مي شود؛ اما اين اقدام ها تنها مسكني موقت براي قصرشيرين است؛ زيرا ارتش عراق، چشم طمع به اين بخش از خاك جمهوري اسلامي دارد.

پس از پايان جلسه ها تأمين امنيت در استان كرمانشاه، به نيروهاي مسلح اجازه داده مي شود تا با حمله به نيروهاي عراقي، آنان را مجبور به عقب نشيني از مواضع خود كنند. اين موضوع در حالي عنوان مي شود كه بخش اعظمي از اراضي مرزي، در تصرف نيروهاي دشمن قرار گرفته و دامنة تجاوزات نيز هر روز گسترش مييابد. خبرنگار روزنامة كيهان ضمن بازديد از منطقة قصرشيرين در گزارشش آورده است  » : شهر قصرشيرين را سه سال پيش ديده بودم؛ اما امروز ديگر قصرشيرين آن روز نبود. اولين چيزي كه در

ابتداي شهر نظرم را به خود جلب كرد، خانه ها و منازل تخريب شده بود.

وانت ها و كاميونهاي زيادي حامل اثاث منزل درحال خروج از قصرشيرين بودند. تمام سرهنگ حسن علي فروزان، فرمانده وقت ژاندارمري مي گفت » : پاسگاه هاي مرزي تخليه شده و افراد نيز خود را به قسمت هاي مربوطه معرفي كرده اند «.

پس از طي چند كيلومتر در پشت تپه ها، شاهد اولين  پناهگاه و اولين سنگر ارتش بوديم. افسر فرمانده عمليات با ديدن تيمسار ظهيرنژاد، از پشت تانك بيرون پريد و با ارائة گزارش، وضع منطقه و موضع را تشريح كرد. فرمانده عمليات گفت  » :  طرح پيشروي نيروها و اشغال مناطق را داده ام«. و خواستار اين بود كه هرچه زودتر طرح مذكور بررسي شود و اصرار داشت كه » :  بايد جلو برويم. بايد پيشروي كنيم «.

در اين ديدار، تيمسار ظهيرنژاد حضوري فعال دارد و مراحل مختلف و وضعيت نيروها را مورد توجه و بازديد قرار ميدهد.

خبرنگار روزنامة كيهان، پس از توضيحاتي چند با رسيدن به جادة تنگاب كهنه در ادامة گزارشش مي افزايد » :  در جبهه هاي ديگر، شهادت و پيروزي را تنفس كرديم. در آخرين سنگر، در 1500 متري نيروهاي دشمن، وقتي پياده شديم، يك لحظه صداي انفجار گلوله و جنگ افزارها قطع نمي شد. گلوله هاي دشمن، پشت سرهم جلوِ پاي ما خالي مي شد. ما نيم خيز و خزيده، پشت تپه ها و در سنگرها حركت ميكرديم. صداي يك سرباز شجاع مرا نيم خيز كرد. دوان دوان خودمان را به پل و كنار محل استقرار يك خمپاره رسانديم.

نبرد خيلي شديد بود. ديگر بيرون آمدن از سنگر ممكن نبود. آنها مرا به داخل يك پل تنگ و تاريك هدايت كردند. در فضاي تنگ و تاريك پل، ظهيرنژاد را ديديم. به دليل اينكه امكان نشستن وجود نداشت، به پهلو دراز كشيده و با افراد مشغول گفت وگو است. آنها آن قدر با ظهيرنژاد خندان و پيروزمندانه صحبت ميكردند كه واقعاً فراموش كرديم كه در جبهة جنگ هستيم. ساعت شش بعدازظهر است. از فاصلة 1500 متري در جبهة برادران ارتش، در كنار چندين نفربر و تانك در منطقة تنگاب كهنه، شاهد فداكاري و جانبازي سربازان دلير ايران هستيم .

روز چهارشنبه بيست و ششم شهريور ماه 1359 ، سرآغاز دور جديد حملات عراق است. صدام با پاره كردن قرارداد الجزاير آن را ملغي اعلام كرده و به طرح جديد حملات عليه ايران مي پردازد و به دنبال آن، مناطقي از غرب و جنوب كشور را زير بمباران هواپيماهاي جنگ ياش قرار مي دهد.

آرايش نيروهاي عراقي براي تهاجم سراسري شكل مي گيرد. 250  الي 300 تانك، در مسير پاسگاه هاي مرزي از خان ليلي تا زينل كش، آمادة انجام اين مرحله از تهاجمات ميشوند. از ساعت 09:00 روز شنبه بيست و نهم شهريور ماه، درگيريهاي شديدي نيز در منطقة سومار و نفت شهر آغاز مي شود كه با مقابلة نيروهاي ايراني روبه رو مي شود. اوج درگيرها، در منطقه اي به نام رودان است كه پس از پيشروي نيروهاي ايراني، از باينگان به طرف نوسود آغاز شده است.

12 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

در همين زمينه، فرمانده هنگ ژاندارمري قصرشيرين سرگرد حاجي علي خاني نيز اظهار داشته است: (ما اينك به انواع سلاح هاي سنگين مجهز  هستيم و تمام نيروها آمادگي كامل دارند (


با اوج گرفتن شدت درگيري ها در منطقة قصر شيرين، شوراي امنيت شهر تصميم به عكس العمل مناسب ميگيرد. در نتيجة اتخاذ اين تصميم، سه دستگاه تانك عراقي منهدم و تعدادي از سربازان عراقي به هلاكت ميرسند.


ارتش عراق نيز به تلافي اين حملات، در روز نهم شهريور ماه، دوباره شهر قصر شيرين با سلاح هاي سنگين گلوله باران مي كند كه در نتيجه چندين واحد مسكوني و تجاري تخريب و تعدادي از مردم بي دفاع شهر شهيد و مجروح مي شوند.


گلوله باران شهر قصرشيرين، تا روز يازدهم شهريور ماه به صورت پراكنده ادامه يافته و خانه هاي سازماني چهل دستگاه و تنگ ترشابه نيز هدف حملات قرار مي گيرند. در همين حال، نيروهاي ايراني موفق ميشوند تجاوز دشمن را در اين منطقه سركوب كرده و سربازان عراقي را از مواضع شان در كوه هاي آق داغ عقب بزنند. در اثر اين حملات و عقب رانده شدن نيروهاي بعثي، ارتش عراق از پايگاه علي مير، دوباره شهر قصر شيرين را آماج بيش از 50 گلولة توپ كرده و جمعي از مردم مظلوم را به شهادت ميرساند.


شدت درگيري ها از روز پانزدهم شهريور ماه اوج مي گيرد و از منطقة اِزگِله تا نفت شهر گسترش مي يابد. شهر قصرشيرين زير باران گلوله، هر روز ناظر تخريب ساختمان ها و شهادت مردم بي دفاع است و آنها كه از حملات وحشيانة ارتش عراق در شهر زنده و سالم مانده اند، در پي يافتن سرپناهي امن، دسته دسته شهر را ترك ميكنند.


درگيري هاي شديدي نيز در منطقة مهران آغاز شده و پاسگاه هاي نوار مرزي، زير آتش سلاح هاي سنگين، خمپاره انداز و موشك قرار ميگيرند. در همين زمان نيز درگيري هاي تازه اي در مناطق صالح آباد، شور شيرين، ني خزر، هلاله و انجيره آغاز مي شود.


در طول اين مدت، تعداد بيش از 15 دستگاه تانك عراقي منهدم شده و بالگرد هاي هوانيروز، نيروهاي عراقي را در كوه هاي آق داغ مورد حمله قرار مي دهند. نيروي هوايي نيز موفق مي شود، يك فروند بالگرد عراقي را سرنگون كند.


درپي تشديد حملات ارتش عراق، اولين و دومين جلسة امنيتي منطقة غرب كشور، در بيست و يكم و بيست و دوم شهريور ماه با حضور بني صدر رئيس جمهور وقت  محمد علي رجايي  نخست وزير وقت  سرهنگ فكوري  وزير دفاع وقت  سرتيپ ظهيرنژاد و جمعي از فرماندهان نيروهاي مسلح و مقامات محلي استان كرمانشاه برگزار و راه هاي مقابله با تجاوزات ارتش عراق مورد بررسي قرار مي گيرد. در همين زمان، ارتش عراق شهرهاي ايلام، نفت شهر، مهران و قصرشيرين را دوباره زير آتش سنگين سلاحهايش قرار مي دهد. اين حملات از سوي نيروهاي مسلح ايران بي جواب نمانده و طي درگيري هاي مختلف، دو فروند بالگرد عراقي در منطقة « ني خزر »  ساقط مي شوند. ارتش عراق با توجه به اينكه شهر قصرشيرين را زير آتش پي درپي خود دارد، براي در هم شكستن مقاومت نيروهاي مسلح و مردم، به شهر


ايلام حمله مي كند تا نيروها را متوجه جبهة جديد كند.


شهر قصر شيرين تا حدوي خالي از سكنه ميشود. تنها مردان باقي مي مانند تا از شهر و اموال باقيمانده شان دفاع كنند. مشكل كمبود مواد غذايي و آب آشاميدني توسط فرمانداري شهر تا حدودي حل مي شود؛ اما اين اقدام ها تنها مسكني موقت براي قصرشيرين است؛ زيرا ارتش عراق، چشم طمع به اين بخش از خاك جمهوري اسلامي دارد.


پس از پايان جلسه ها تأمين امنيت در استان كرمانشاه، به نيروهاي مسلح اجازه داده مي شود تا با حمله به نيروهاي عراقي، آنان را مجبور به عقب نشيني از مواضع خود كنند. اين موضوع در حالي عنوان مي شود كه بخش اعظمي از اراضي مرزي، در تصرف نيروهاي دشمن قرار گرفته و دامنة تجاوزات نيز هر روز گسترش مييابد. خبرنگار روزنامة كيهان ضمن بازديد از منطقة قصرشيرين در گزارشش آورده است


» : شهر قصرشيرين را سه سال پيش ديده بودم؛ اما امروز ديگر قصرشيرين آن روز نبود. اولين چيزي كه در ابتداي شهر نظرم را به خود جلب كرد، خانه ها و منازل تخريب شده بود. وانت ها و كاميونهاي زيادي حامل اثاث منزل درحال خروج از قصرشيرين بودند. سرهنگ حسن علي فروزان، فرمانده وقت ژاندارمري مي گفت  » :تمام پاسگاه هاي مرزي تخليه شده و افراد نيز خود را به قسمت هاي مربوطه معرفي كرده اند  «.   پس از طي چند كيلومتر در پشت تپه ها، شاهد اولين پناهگاه و اولين سنگر ارتش بوديم. افسر فرمانده عمليات با ديدن تيمسار ظهيرنژاد، از پشت تانك بيرون پريد و با ارائة گزارش، وضع منطقه و موضع را تشريح كرد. فرمانده عمليات گفت  » : طرح پيشروي نيروها و اشغال مناطق را داده ام«. و خواستار اين بود كه هرچه زودتر طرح مذكور بررسي شود و اصرار داشت كه :« بايد جلو برويم. بايد پيشروي كنيم »


در اين ديدار، تيمسار  ظهيرنژاد حضوري فعال دارد و مراحل مختلف و وضعيت نيروها را مورد توجه و  بازديد قرار ميدهد.


خبرنگار روزنامة كيهان، پس از توضيحاتي چند با رسيدن به جادة تنگاب كهنه در ادامة گزارشش مي افزايد » : در جبهه هاي ديگر، شهادت و پيروزي را تنفس كرديم. در آخرين سنگر، در 1500 متري نيروهاي دشمن، وقتي پياده شديم، يك لحظه صداي انفجار گلوله و جنگ افزارها قطع نمي شد. گلوله هاي دشمن، پشت سرهم جلوِ پاي ما خالي مي شد. ما نيم خيز و خزيده، پشت تپه ها و در سنگرها حركت ميكرديم. صداي يك سرباز شجاع مرا نيم خيز كرد. دوان دوان خودمان را به پل و كنار محل استقرار يك خمپاره رسانديم. نبرد خيلي شديد بود. ديگر بيرون آمدن از سنگر ممكن نبود. آنها مرا به داخل يك پل تنگ و تاريك هدايت كردند. در فضاي تنگ و تاريك پل، ظهيرنژاد را ديديم. به دليل اينكه امكان نشستن وجود نداشت، به پهلو دراز كشيده و با افراد مشغول گفت وگو است. آنها آن قدر با ظهيرنژاد خندان و پيروزمندانه صحبت ميكردند كه واقعاً فراموش كرديم كه در جبهة جنگ هستيم. ساعت شش بعدازظهر است. از فاصلة 1500 متري در جبهة برادران ارتش، در كنار چندين نفربر و تانك در منطقة تنگاب كهنه، شاهد فداكاري و . جانبازي سربازان دلير ايران هستيم.


روز چهارشنبه بيست و ششم شهريور ماه 1359 ، سرآغاز دور جديد حملات عراق است. صدام با پاره كردن قرارداد الجزاير آن را ملغي اعلام كرده و به طرح جديد حملات عليه ايران مي پردازد و به دنبال آن، مناطقي از غرب و جنوب كشور را زير بمباران هواپيماهاي جنگي اش قرار مي دهد.


آرايش نيروهاي عراقي براي تهاجم سراسري شكل مي گيرد.   250  الي 300  تانك، در مسير پاسگاه هاي مرزي از خان ليلي تا زينل كش، آمادة انجام اين مرحله از تهاجمات ميشوند. از ساعت 09:00 روز شنبه بيست و نهم شهريور ماه، درگيريهاي شديدي نيز در منطقة سومار و نفت شهر آغاز مي شود كه با مقابلة نيروهاي ايراني روبه رو مي شود. اوج درگيریها، در منطقه اي به نام رودان است كه پس از پيشروي نيروهاي ايراني، از باينگان به طرف نوسود آغاز شده است.


و سرانجام


7 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

1376654-433294096777179-152942553-n.jpg


 


وقايع 31 شهريور ماه  1359


به دنبال بمباران هوايي شهرهاي ايران توسط هواپيماهاي نيروي هوايي ارتش عراق، نيروي زميني نيز مناطق مسكوني و پاسگاه هاي مرزي ايران را گلوله باران مي كند. در بعد از ظهر همين روز، نيروهاي جلودار عراقي از خط مرزي گذشته و ضمن سركوب نيروها، به اشغال مواضع مي پردازند.


ارتش عراق در جبهة غرب، از هفت محور مناطق مرزي كرمانشاه را مورد حمله قرار داده و در ساعات اولية حمله، نفت شهر، سومار و بخشي از قصرشيرين را اشغال كرده و سپس پيشرويش را به سوي شهر سرپل ذهاب ادامه مي دهد. گرچه مسئولان مملكتي با ارائة گزارش هاي متعدد، مي دانستند ارتش عراق در تدارك حمله اي گسترده است؛ اما بي اطلاع گذاشتن مردم و عدم آمادگي آنها، موجب هراس و دلهرة آنان مي شود. معلوم نيست به چه دليل، حتي به نيروهاي نظامي هم براي آمادگي و جمع آوري وسايل پراكندة با ارزش ارتش، هشدار نداده و نيروها را آمادة دفاع نمي كنند.


به همين دليل است كه جمعي مغرض و فاقد انديشه و درك، با تفكر غلط « ارتش در جنگ حضور نداشت » دليل پيشروي عراق و اشغال شهرهاي مرزي را ضعف فرمان دهان ارتش دانسته و يا در مجموع، ارتش را مقصر قلمداد مي كنند


حال آنكه اگر توجه مي كردند و علل و مشكلات را بررسي مي سنجيدند، پي مي بردند كه مقصر اصلي، بني صدر و عوامل تصميم گيرندة اطراف او بوده اند. با اين حال، براي بررسي بيشتر اين عدم آمادگي، وقايع روز سي ام شهريور ماه را از زبان خلبانان هوانيروز، مورد مطالعه قرار مي دهيم.


همان گونه كه مردم انتظار ددمنشي ارتش عراق را نداشتند، نيروهاي مسلح ايران نيز انتظار حملة ناگهاني را نداشتند. در روز سي و يكم شهريور ماه، تا ساعت 14:20 ، وضعيت پايگاه هاي هوانيروز عادي بوده است. پايوران طبق روال عادي، پس از پايان زمان خدمت، پايگاه را ترك و به منازل شان رفته اند. در حالي كه مسئولان نظام مي توانستند، با اعلام آمادگي به نيروهاي مسلح، دست كم موجب هشياري صددرصد كاركنان پايور ارتش باشند. حال آنكه دستور آمادگي، همانند روزهاي قبل، از نوع درجه سه بوده كه احتمال حملة دشمن را بسيار ضعيف مي داند.


نيروي هوايي عراق، در اولين اقدام نظام  ياش، در ساعت 14:20 روز سي و يكم شهريور ماه، با بمباران هوايي شهر كرمانشاه، پايگاه هوانيروز را نيز هدف قرار مي دهد كه با الطاف الهي، بمبهاي فرو ريخته شده در فرودگاه و اطراف آن، صدمات چنداني به تأسيسات وارد نمي آورد. خبرنگار روزنامة كيهان در همين روز، از بمباران شهر كرمانشاه چنين گزارش داده است:


ساعت دو و نيم بعد از ظهر ديروز (سي ام) 5 تا 6 فروند هواپيماهاي عراقي از سه ناحيه در ارتفاع بسيار كم، به شهر كرمانشاه حمله كردند. اين هواپيماها، مستقيماً به باند فرودگاه كرمانشاه و واحد هوانيروز كرمانشاه حمله  بردند و اين نقاط را بمباران كردند.


در اين خصوص، افسر عمليات هوانيروز كرمانشاه ضمن تأييد خبر حملة چهار فروند ميگ عراقي به خبرنگار روزنامه كيهان گفته است » : هواپيماها، به  باند فرودگاه و هوانيروز كرمانشاه حمله كردند كه در اثر حملة متقابل آتشبارهاي ضدهوايي ايران، از مهلكه گريختند؛ ولي باند فرودگاه در سه نقطه آسيب ديد و عمليات آنها مجموعاً ده دقيقه طول كشيد.

6 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

وقايع 31 شهريور ماه  1359


به دنبال بمباران هوايي شهرهاي ايران توسط هواپيماهاي نيروي هوايي ارتش عراق، نيروي زميني نيز مناطق مسكوني و پاسگاه هاي مرزي ايران را گلوله باران مي كند. در بعد از ظهر همين روز، نيروهاي جلودار عراقي از خط مرزي گذشته و ضمن سركوب نيروها، به اشغال مواضع مي پردازند.


ارتش عراق در جبهة غرب، از هفت محور مناطق مرزي كرمانشاه را مورد حمله قرار داده و در ساعات اولية حمله، نفت شهر، سومار و بخشي از قصرشيرين را اشغال كرده و سپس پيشرويش را به سوي شهر سرپل ذهاب ادامه مي دهد. گرچه مسئولان مملكتي با ارائة گزارش هاي متعدد، مي دانستند ارتش عراق در تدارك حمله اي گسترده است؛ اما بي اطلاع گذاشتن مردم و عدم آمادگي آنها، موجب هراس و دلهرة آنان مي شود. معلوم نيست به چه دليل، حتي به نيروهاي نظامي هم براي آمادگي و جمع آوري وسايل پراكندة با ارزش ارتش، هشدار نداده و نيروها را آمادة دفاع نمي كنند.


به همين دليل است كه جمعي مغرض و فاقد انديشه و درك، با تفكر غلط ،«.  ارتش در جنگ حضور نداشت » دليل پيشروي عراق و اشغال شهرهاي مرزي را ضعف فرماندهان ارتش دانسته و يا در مجموع، ارتش را مقصر قلمداد مي كنند. حال آنكه اگر توجه مي كردند و علل و مشكلات را بررسي مي سنجيدند، پي مي بردند كه مقصر اصلي، بني صدر و عوامل تصميم گيرندة اطراف او بوده اند. با اين حال، براي بررسي بيشتر اين عدم آمادگي، وقايع روز سي ام شهريور ماه را از زبان خلبانان هوانيروز، مورد مطالعه قرار مي دهيم.


همان گونه كه مردم انتظار ددمنشي ارتش عراق را نداشتند، نيروهاي مسلح ايران نيز انتظار حملة ناگهاني را نداشتند. در روز سي و يكم شهريور ماه، تا ساعت 14:20 ، وضعيت پايگاه هاي هوانيروز عادي بوده است. پايوران طبق روال عادي، پس از پايان زمان خدمت، پايگاه را ترك و به منازلشان رفته اند. در حالي كه مسئولان نظام مي توانستند، با اعلام آمادگي به نيروهاي مسلح، دست كم موجب هشياري صددرصد كاركنان پايور ارتش باشند. حال آنكه دستور آمادگي، همانند روزهاي قبل، از نوع درجه سه بوده كه احتمال حملة دشمن را بسيار ضعيف مي داند.


نيروي هوايي عراق، در اولين اقدام نظامي اش، در ساعت 14:20 روز سي و يكم شهريور ماه، با بمباران هوايي شهر كرمانشاه، پايگاه هوانيروز را نيز هدف قرار ميدهد كه با الطاف الهي، بمبهاي فرو ريخته شده در فرودگاه و اطراف آن، صدمات چنداني به تأسيسات وارد نمي آورد. خبرنگار روزنامة كيهان در همين روز، از بمباران شهر كرمانشاه چنين گزارش داده است:


» ساعت دو و نيم بعد از ظهر ديروز (سي ام) 5 تا 6 فروند هواپيماهاي عراقي از سه ناحيه در ارتفاع بسيار كم، به شهر كرمانشاه حمله كردند. اين هواپيماها، مستقيماً به باند فرودگاه كرمانشاه و واحد هوانيروز كرمانشاه حمله  بردند و اين نقاط را بمباران كردند « .


در اين خصوص، افسر عمليات هوانيروز كرمانشاه ضمن تأييد خبر حملة هواپيماها، به خبرنگار روزنامه كيهان گفته است » : چهار فروند ميگ عراقي به  باند فرودگاه و هوانيروز كرمانشاه حمله كردند كه دراثر حملة متقابل آتشبارهاي ضدهوايي ايران، از مهلكه گريختند؛ ولي باند فرودگاه در سه نقطه  آسيب ديد و عمليات آنها مجموعاً ده دقيقه طول كشيد «


5 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

جلو تر از زمان  (سرهنگ خلبان حسين فريد علي پور)


ساعت 14:00  سي و يكم شهريور ماه 1359 ، پس از اينكه ارتش عراق حملة ناجوانمردانه اش را آغاز كرد، همه سر درگم بوديم، چه اتفاقي افتاده است. خيلي ها فكر ميكردند كودتا شده است. بر اساس آموزشهايي كه


ديده بوديم، مي دانستم در اولين اقدام، بايد بالگردها را از پايگاه خارج كنيم در آن لحظه، در غذاخوري مشغول صرف غذا بودم. بلافاصله و بدون اينكه لباس پرواز بپوشم، به گردان رفتم.


تو هوا، صداي شيرودي را از طريق راديو شنيدم. برايم جالب بود. فكر مي كردم زودتر از همه اقدام به نجات بالگردها كرده ام؛ اما وقتي صداي خشمگين شيرودي را شنيدم، به اين واقعيت پي بردم كه براستي او هميشه جلوتر از زمان است. روي موج راديو فرياد ميكشيد »  چرا نيروي هوايي مقابلة به مثل نمي كند «؟


صداي مرا كه شنيد، پرسيد چه كسي هستم. وقتي جوابش را دادم و گفتم با يك فروند بالگرد ضدتانك پرواز مي كنم، گفت:


موشك داري؟


- سامانة موشك هيچ كدام از بالگردها كار نمي كند.


- حيف شد. اگر موشك داشتي، مي رفتيم پشت كوه كمين مي كرديم و هواپيماهاي دشمن را هدف قرار مي داديم. ( نمیدونم این جمله واقعیت داره یا نه اما شخصی نظامی بعید هست که چنین حرفی زده باشه!!!!)


از خصوصيات بارز شيرودي، شجاعت و نترسيدن از خطر بود.. ابايي از هواپيماهاي جنگي ميگ و ميراژ دشمن نداشت. براي اين جور در گيري ها، سرش هميشه درد مي كرد.


آن روز به اتفاق بقية خلبان ها، هر چه بالگرد در پايگاه بود به نقاط امن برديم. حتي بدون رعايت مقررات، بالگردهاي غيرقابل پرواز را هم با پذيرفتن خطر مرگ، به نقاط امن منتقل كرديم. تا غروب آفتاب، اين جابه جايي ادامه داشت.


 


 


12558459-1565036850453259-878458762-n_78


 


پيك  (سرهنگ خلبان، نريمان شاداب)


دو هفته قبل از شروع جنگ تحميلي، حوالي ساعت 20:00 بود كه از سوي فرمانده پايگاه سرهنگ علي سعدي نام  پيكي به دنبالم آمد. دستور بر اين بود كه هرچه سريع تر، همراه گروه فني، بالگردهاي ضدتانك را آمادة عمليات كنيم. تلاش بچه هاي فني، خيلي زود به نتيجه رسيد و توانستند يك فروند بالگرد را آمادة عمليات كنند.


به دليل وضع بحراني منطقة سرپل ذهاب، قرار بود اولين بالگرد ضدتانك، وارد اين منطقه شود. مسائل مهم را قبل از شروع پرواز مورد بررسي قرار داده و همراه با سرهنگ غلام رضا شهپرست، مسير پرواز را روي نقشه تعيين كرده، آمادة اجراي مأموريت شديم. دقايقي از ظهر گذشته بود. پيشنهاد كردم كه هر دو براي صرف ناهار به خانه برويم.


به محض اينكه پاي سفرة ناهار نشستم، صداي انفجار سنگيني زمين را به لرزه درآورد. سريع از پنجره نگاهي به محيط پايگاه انداختم. در چند نقطه، انفجارهايي رخ داده و چند فروند هواپيما در فضاي فرودگاه پرواز مي كردند.


زماني براي فكر كردن به دليل حادثه نداشتم. سريع به سوي پايگاه به راه افتادم. در حاليكه هنوز هواپيماهاي عراقي مشغول بمباران بودند، به سوي اولين بالگرد كه در نزديكي ام بود، رفتم و موتورها را روشن كردم. در همين لحظه، با حضور ديگر خلبانان، ملخ تعداد زيادي از بالگردها شروع به چرخيدن كرد و در يك چشم به هم زدن، آسمان پايگاه از انواع بالگردهاي در حال پرواز پر شد. وضعيت به حدي خطرناك بود كه هر لحظه امكان برخورد و ايجاد سانحه مي رفت؛ اما تا غروب آفتاب، به همت گروه هاي فني و خلبان ها، تمام وسايل پرنده، اعم از آنهايي كه قابل پرواز بودند و يا غيرقابل پرواز، از پايگاه تخليه و به نقاط امن برده شدند.

5 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

بالگردهاي غيرقابل پرواز  (ستوان دوم خلبان، حسن عابديان خراساني)


مشغول صرف ناهار بودم كه ناگهان صداي غرش رعدآسايي همه چيز را به هم ريخت. بلافاصله، از پنجره بيرون را نگاه كردم. دود قارچ شكلي از داخل پايگاه به هوا بلند بود. تا آن روز، هواپيماي درحال بمباران نديده بودم. فكر كردم هواپيماهاي خودمان هستند. متعجب از خودم پرسيدم كه چرا پايگاه خودمان را بمباران ميكنند؟


بلافاصله لباس پوشيدم و به گردان رفتم. يكي از فرماندهان، با عجله و اضطراب خواست هرچه سريع تر تمام وسايل پرنده را از پايگاه بيرون ببريم.


آن لحظه بود كه متوجه شدم، هواپيماهاي حمله كننده، خودي نبوده اند. زمان سؤال و جواب نبود. به سمت يكي از بالگردها رفتم و به تنهايي آن را به پرواز درآوردم. نمي دانستم به كدام نقطه بايد ميرفتم. قوانين پروازي هم كاملاً به هم ريخته بود. فقط از طريق راديو با خلبان هاي ديگر ارتباط داشتم. آنها هم سرگردان بودند و نمي دانستند چه بايد بكنند. در آن موقعيت حساس، فقط لطف خداوند بود كه موجب شد بين وسايل پرنده تصادفي رخ ندهد.


سرانجام پس از سرگرداني زياد، به پشت يكي از ارتفاعات اطراف پايگاه رفتم. كنار چشمه اي روي زمين نشستم و به پيام هايي كه از طريق راديو فرستاده مي شد، گوش سپردم. بالگرد ها در فاصله هاي دور از يكديگر، در نقاط امن روي زمين مي نشستند.


غروب آفتاب بود كه به دستور فرماندهي، به پايگاه برگشتم. وقتي براي ثبت ساعت پرواز، دفترچة مخصوص بالگرد را باز كردم، از ترس موهاي تنم سيخ شدند. داخل دفترچه نوشته شده بود » :  بالگرد غيرقابل پرواز است « وقتي اين مطلب را با فرمانده گردان و ديگر دوستان خلبان در ميان گذاشتم، متوجه شدم، اين تنها من نبودم كه ناخواسته به كام مرگ رفته و برگشته ام.


تعدادي از دوستان، با علم به اينكه تعدادي از وسايل پرنده قابل پرواز نيستند، با ايثار و از خودگذشتگي بسيار، آنها را به مناطق امن برده بودند.


 


 


Screenshot-2016-04-20-23-42-52_c2018.png


 


.اميد (سرهنگ خلبان غلام رضا شه پرست)


از اوايل سال 1359 كه ارتش عراق دست به تحركات خصمانه زد، احتمال وقوع جنگ را قطعي مي دانستيم. مسئولان هم خيلي ضعيف، دستورات لازم را به ما داده بودند. مي دانستيم جنگ با نيرويي كه داراي سلاح هاي پيشرفته است، مثل درگيري با اشرار در منطقة كردستان نيست.


بنابراين، براي رويارويي با سلاحهايي مثل تانك، نفربر و ضدهوايي، نياز بود ما هم دست به كار شويم.


اولين اقدام، آماده سازي بالگردهاي ضدتانك بود كه به دليل عدم استفاده، داراي اشكالات زيادي بودند. درمجموع، هيچ كدام از آنها قابل استفاده در مناطق عملياتي نبودند. گروه هاي فني هم از موقعي كه به آنها ابلاغ شده بود، در تلاش بودند اشكالات را رفع كنند.


صبح روز سي و يكم شهريور ماه 1359 ، اطلاع دادند؛ يك فروند از بالگرد هاي ضدتانك پس از رفع اشكالات متعدد، توسط گروه فني آمادة پرواز است. از اينكه سرانجام توانسته بوديم يك فروند را آمادة عمليات كنيم، خوشحال بودم. قرار شد، من براي آزمايش با آن پرواز كنم.


موتورها را روشن كردم و سينة آسمان را به قصد رسيدن به منطقة آزمايش در پيش گرفتم. همه چيز خوب و سالم نشان ميداد؛ اما وقتي خواستم رها شدن موشك را آزمايش كنم، عيب جديدي در سامانة پرتاب بالگرد پيش آمد كه تا آن روز، با آن مواجه نشده بوديم.


قبل از اينكه ظهر شود، به پايگاه برگشتم و دوباره كاركنان فني مشغول كار شدند. حدود يك ساعت بعد و قبل از اينكه ساعت كار اداري تمام شود، خبر دادند؛ بالگرد آمادة مأموريت است.


پس از بررسي هاي مقدماتي و اطمينان از سلامت سامانة پرتاب، قرار شد صبح روز بعد، همراه با ستوانيار نريمان شاداب، با همان بالگرد به پادگان ابوذر در سرپل ذهاب برويم. براي اجراي مأموريت، مشغول جمع آوري وسايلم بودم كه ناگهان ساختمان گردان شروع به لرزيدن كرد و صداي انفجار سنگيني در گوشم پيچيد.

7 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

با سلام

 بهمن ماه سال قبل با یکی از یاران عزیز قدیمی انجمن milad_iriaf (جناب اقای میلاد کوهستانی) صحبت کردم که این مقاله را بصورت فایل pdf  برای بنده تبدیل کنند که به پیشنهاد خودشان این فایل را به اضافه یک سری طراحی های خودشان در ستاد کل نیرو های مسلح چاپ و تکثیر کند که تمامی سرداران و امیران عالی رتبه که از نبود ارتش در دفاع مقدس دم میزنند این مقاله را ببینند ، متاسفانه این طرح بعد از مشکلات و مخالفت های فراوان با تلاش های بی وقفه دوست عزیزمان بلاخره در تیر ماه امسال چاپ شد و در ستاد کل نیروهای مسلح و قرارگاه مهندسی و پدافند غیر عامل خاتم الانبیاء(ص) چاپ و نصب شد.

علت نبودن ذکر منبع ( انجمن رهروان ) مخالفت ریاست ع س بود ،

البته کمی مشکل املایی دیده میشود که بعد از تحویل پروژه به ع س قرار بود مقاله مورد ویرایش املایی قراربگیرد که مسئول مربوطه بخوبی وظیفه اش را انجام نداده و اقای کوهستانی آن زمان دسترسی به مقاله نداشته است.

لینک دانلود :

http://uplod.ir/y64v00mlx97d/New_WinRAR_archive.rar.htm
 

4 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

میلاد رفته ارتش ؟ از کی ؟ 

 

خوب شد اسمی از انجمن نبردید چون سال 89 کتابی به همین نام توسط آقای حجت شاه محمدی جمع آوری و توسط ع س ارتش به چاپ رسیده و این مطالب هم از همون کتاب هست : SPOOK :

2 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

Create an account or sign in to comment

You need to be a member in order to leave a comment

Create an account

Sign up for a new account in our community. It's easy!


Register a new account

Sign in

Already have an account? Sign in here.


Sign In Now
Sign in to follow this  
Followers 0