Welcome to رهروان ارتش

از اینکه انجمن ما را برای مطالعه انتخاب کردید از شما متشکریم. 

برای استفاده از امکانات انجمن و برقراری رابطه دوستانه با دیگر اعضا لطفا در انجمن ثبت نام کنید

با تشکر

Sign in to follow this  
Followers 0

فرجامِ برجام

20 posts in this topic
در 13 ساعت قبل، Crounus2000 گفته است :

اولش میخواستم بگم اقدام مسئولین خیلی خیلی شبیه فیلم تروی بود اما واقعا نبود

اونجا دشمن با حقه وارد تروی شد اما اینجا با خیانت عده ای و حقه دشمن بصورت ترکیبی

 

هرکدومشون تا تونستن بار زدن و بردن و حالا ماییم و مملکتی که براش کلی هزینه کردیم تا پابرجا بمونه

 

با دیدن برخی تصاویر از شهدا و نیروهای مسلح به این فکر فرو میرم که براستی حفظ مرزها با چنگ و دندان و تا پای جان با وجود خیانت عطیم پایتحت نشینان آیا همخواتی داره ؟؟؟؟

ایا بیرون انداختن دشمن از در و اوردنش با احترام از پنجره به داخل و حتی دلجویی کردن از وی .....

بقیش دیگه فکرم نمیکشه خودتون این جمله رو کامل کنین به منم بگید

شاید باورش سخت باشد برای عزیزانی که در جنگ نبودند ولی آنهایی که بودند خوب بیاد دارند . در منطقۀ خوزستان با بارش باران چند ساعته بسیاری از مسیرهای ارتباطی با خطوط مقدم برای چند روز بسته میشد . گاه تا دو سه روز نه آبی و نه غذایی نمی آمد . بیاد دارم که در خط شلمچه سربازی اطراف سنگر میگشت تا از نان های دور ریزی که در چاله هایی میریختن تکه ای نان پیدا کند . نمیدانم قبلا برایتان گفتم یا نه ولی بار دیگر میگویم .

در همان خط شلمچه سه روز بود بدون غذا بسر می بردیم . برای تک تک نیروها مردن از بی غذایی شرف داشت بر اینکه دشمن یک وجب از خاک ما را اشغال کند . روز سوم یا چهارم نزدیک ظهر سربازی با شادمانی فریاد زد غذا آمد . وارد خط که میشدی راهی به سمت راست و راهی به سمت چپ میرفت . دستۀ ما سمت چپ و چسبیده به جادۀ خرمشهر بصره بود . سرباز با ناراحتی گفت که ماشین غذا به سمت راست رفت . گفتم ما که سه چهار روز صبر کردیم نیم ساعت دیگر هم صبر میکنیم . ناگهان صدای انفجارهایی آمد . گفتند دسته سوم را زیر آتش گرفته است . با سربازی گمان کنم سرباز نجاری بود به سرعت به سمت دسته سوم رفتم .

از انچه میترسیدیم بر سرمان آمده بود . خمپاره ای بغل ماشین غذا منفجر و مسئول غذا شهید شده بود . به شهادت یاران عادت کرده بودیم . ولی صحنه ای که دیدم برایم فراموش نشدنی است . مسئول غذا با سر داخل ظرف غذا بود . غذا بلا استفاده بود . آنقدر حال عجیبی داشتم که حتی نمی توانستم گریه کنم . بهرحال بعنوان فرمانده دسته در قبال سربازانم مسئول بودم . نمی توانستم به آنها فرمان بدهم . اطراف ماشین را گشتم . زیر پای شاگرد جعبه ای دیدم . از آن جعبه هایی که داخلش کیک بود و زیر هر دانه کیک هم کاغذی نازک داشت . جعبه را برداشتم و به نجاری گفتم بیا برویم .

وسط راه به داخل سنگری روی خاکریز رفتیم . جعبه با ترکش سوراخ سوراخ شده بود و روی جعبه هم خونی . درب جعبه را باز کردم و دیدم قسمت هایی از کیک ها خونی و دارای ترکش است . با نجاری تمام کیک ها را وارسی و ترکش و جای خون را کندیم . به هر سربازی یکی دوتا کیک دادم که تا شب که شام می آید بتوانند دوام بیاورند .

کرونوس عزیز : خدا را گواه میگیرم سربازان مردی داشتیم . صدای هیچکدام در نمی آمد . البته نق میزدند ولی در حد خیلی کم . با همان شکم گرسنه شب و روز و در سر نوبت پاس میدادند و به سنگر استراق سمع میرفتند . من خجالت میکشیدم به آنها دستوری بدهم .

آری اینگونه هشت سال جوانان ما در مقابل دشمن سینه سپر کردند . حال به چه راحتی آشکار و پنهان با آمریکایی که چهل سال است بعنوان دشمن مردم معرفی شده و چهل سال سختی و مشقت را به مردم تحمیل کرده اند گپ و گفت میکنند . اینجاس که باید گفت عجب صبری خدا دارد .

4 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

واسه همیناست که میگم این کارها با هم همخوانی نداره

 

اون دفاع تا پای جان و هزینه سنگین مادی و معنوی ؛ بعدش یه بچه مایه دار بیاد بگه "جان چیزیه که هر بی سرو پایی داره مهم پول خرج کردنه "  سوز که نه زور داره

هرچند سن و سالم به حد جبهه رفتن نمیرسبد اما آرزو دارم کاش منم حنگیده بودم و کشته میشدم یا اونقدر دیر دنیا می اومدم که خاشیه های جنگ رو هم لمس نمی کردم تا لا اقل دلم با دیدن این موارد آشوب نمیشد

2 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

اما بشنوید از عراقی های پلید و بی صفت

حیدرالعبادی نخست وزیر کشور عراق طبق معمول و در راستای خصلت عراقی های هزارچهره از قدیم الایام ضمن مخالفت با تحریم ایران همراهی کشورش را با تحریم ها اعلام کرد . عراق همان کشوری است که مردمانش و ملتش حتی به علی ابن ابیطالب (ع) و اولاد شریفش (س) وفا نکردند . حال چگونه مسئولین ما نزدیک به سه دهه حق و حقوق مردم ایران را به این روسیاه ترین مردم جهان دادند را نمیدانم .

عراقی ها را بسیاری از هموطنان هنوز خوب بیاد دارند . مردمی بیابانگرد و بدعهد که هشت سال جنگ از هیچ جنایتی در برابر رزمندگان و مردم ایران دریغ نکردند . مردمی که به دختر و زنان ایرانی حتی آنهایی که آبستن بودند ذره ای ترحم نکردند خدا میداند بر سر رزمندگانی که به اسارتشان در می آمدند چها که نیاوردند .

شاید بعضی ها با خود بگویند داستان خوبی های علی (ع) و بدعهدی عراقی ها با فرزند علی (ع) حسین (ع) افسانه است . آیا خوبی های نظام اسلامی ایران در سی سال اخیر هم افسانه است ؟ این مردم کثیف به کشورمان حمله کردند . کشتن و غارت کردند و تجاوز نمودند و اسیر گرفتند .

بیاد بیاوریم خاطرات اسیران ایران را و رفتار مسئولین ایران را با اسیران عراقی . بیاد آوریم زمانی که اسیران ما برگشتند و اسیران عراقی را که به عراق رفتند . هزاران اسیر نحیف و پژمرده را تحویل گرفتیم و هزاران گاو پرواری را تحویل دادیم .

بیاد آوریم که همین عراق می باید میلیاردها دلار بابت غرامت جنگ بپردازد و مسئولین نادان ایران این دست و آن دست کردند و تا امروز ریالی بابت غرامت نگرفته اند .

بیاد آوریم که نه تنها مسئولین ما غرامت جنگ را نگرفتند بلکه سی سال است بخشی از آب و برق و مایحتاج این دون صفتان عراقی را تأمین کرده اند .

حال چگونه و با چه بی شرمی به صراحت نخست وزیر عراق منافع کشور و ملتش را بر قدردانی از ایران ارجح میداند . عرب همیشه منفعت طلب بوده است . برای عرب یزید و حسین (ع) تفاوت ندارد .

حال نمیدانم واکنش و عکس العمل مسئولینی که دلسوز تمام دنیا بوده و هستند در برابر این ناسپاسی عراق چیست ؟   

 

https://fararu.com/fa/news/370222/%D9%88%D8%A7%DA%A9%D9%86%D8%B4-%D9%85%D8%AD%D9%85%D9%88%D8%AF-%D8%B5%D8%A7%D8%AF%D9%82%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D9%88%D8%B6%D8%B9-%D8%B9%D8%B1%D8%A7%D9%82-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B1-%D8%AA%D8%AD%D8%B1%DB%8C%D9%85-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86

3 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites
در در 8/10/2018 در 8:53 AM، تلخک گفته است :

حال نمیدانم واکنش و عکس العمل مسئولینی که دلسوز تمام دنیا بوده و هستند در برابر ای

مگه مسئولین ما ایرانی هستن که دلشون به حال ایران و ایرانی بسوزه یا از این کار عربها ازرده خاطر بشن ؟ 

1 person likes this

Share this post


Link to post
Share on other sites

پیشنهاد یک زن عراقی به نخست‌وزیر عراق :

بیایید چهار سال مجلس را تعطیل کنید ،

و حقوق نمایندگان را به خرید گاو شیرده اختصاص بدهید

۳۷۵ نماینده داریم که حقوق هرکدام ده‌میلیون دینار است .

نرخ هر گاو شیری معمولی یک میلیون دیناره .

یعنی با حقوق ماهیانه‌ی یک نماینده می‌توان ده گاو خرید .

یعنی در یک ماه ۳۷۵۰ گاو شیرده

که در سال این عدد به ۴۵۰۰۰ گاو با تولید یک میلیون لیتر شیر می‌رسد .

که این عدد در چهار سال میشود ۱۸۰۰۰ گاو و یک میلیارد لیتر شیر!

که برابر است با کل تولید شیر دانمارک .

که کشورشان را با این مقدار تولید اداره می‌کنند.

برای تامین علوفه گاوها می‌توان از هزینه‌ی تغذیه و سفرهای نمایندگان استفاده کرد که زیادی هم می‌آید !

کاش یکی هم همین پیشنهاد رو در ایزان مطرح کنه شاید جواب بده

3 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

Create an account or sign in to comment

You need to be a member in order to leave a comment

Create an account

Sign up for a new account in our community. It's easy!


Register a new account

Sign in

Already have an account? Sign in here.


Sign In Now
Sign in to follow this  
Followers 0