Welcome to رهروان ارتش

از اینکه انجمن ما را برای مطالعه انتخاب کردید از شما متشکریم. 

برای استفاده از امکانات انجمن و برقراری رابطه دوستانه با دیگر اعضا لطفا در انجمن ثبت نام کنید

با تشکر

سوال

105 posts in this topic


سوال که داریم از هر چی...

4

Share this post


Link to post
Share on other sites

اقدام تاکتیکی یعنی چی ؟

فرق تاکتیک با تکنیک دقیقا چیه ؟

 

8

Share this post


Link to post
Share on other sites

درود 

تاکتیک یک حرکت جمعی و بر اساس علم و تجربه است 

تکنیک یک حرکت از روی استعداد و غریزه 

 

البته اینها نظر شخصی بنده است 

10

Share this post


Link to post
Share on other sites

کسی از دوستان با برنامه نویسی فروترن  اشنایی داره؟

 

4

Share this post


Link to post
Share on other sites

سلام یه نرم افزار که بشه بهاش از یوتیوب دانلود کرذ سراغ دارید؟ . هرچه هست قدیمی تو نت . سایت هم معرفی کردن باز سرعتش افتضاحه .

باتشکر

 

3

Share this post


Link to post
Share on other sites

سلام یه نرم افزار که بشه بهاش از یوتیوب دانلود کرذ سراغ دارید؟ . هرچه هست قدیمی تو نت . سایت هم معرفی کردن باز سرعتش افتضاحه .

باتشکر

با سلام  خدمت شما دوست عزیز جناب حبیب بزرگوار خدمت شما عرض کنم واقعیت از مرور گرهایی مثل اکسپلورر وکروم اطلاعی ندارم شاید بتوانیدبا سرچ کردن نتایجی بدست بیاورید اما در رابطه با فایر فاکس در قسمت toolsگزینه ی add-onفهرست برنامه های نصب روی این مرور گر وجود دارد از جمله یک سری نرم افزار برای دانلود از یوتیوب . موفق باشید

4

Share this post


Link to post
Share on other sites
در 22 دقیقه قبل، ناشناس عجیب گفته است :

سلام یه نرم افزار که بشه بهاش از یوتیوب دانلود کرذ سراغ دارید؟ . هرچه هست قدیمی تو نت . سایت هم معرفی کردن باز سرعتش افتضاحه .

باتشکر

با سلام  خدمت شما دوست عزیز جناب حبیب بزرگوار خدمت شما عرض کنم واقعیت از مرور گرهایی مثل اکسپلورر وکروم اطلاعی ندارم شاید بتوانیدبا سرچ کردن نتایجی بدست بیاورید اما در رابطه با فایر فاکس در قسمت toolsگزینه ی add-onفهرست برنامه های نصب روی این مرور گر وجود دارد از جمله یک سری نرم افزار برای دانلود از یوتیوب . موفق باشید

اقا ممنون . اما من اینکار کردم قبلا، زد همه چیز  رو پکوند.یه نرم افزار جدا خیلی بهتره.

4

Share this post


Link to post
Share on other sites

امروز کلا روز عجیبی بود. زندگی ابوذر غفاری خوندم . بابا طرف واقعا ادم درستی بوده . خدا رحمتش کنه .

سوال : واقعا چقدر ابوذر غفاری  رو مشناسید؟؟

 

4

Share this post


Link to post
Share on other sites

توپولوف 22 خیلی پیچیدست خیلی... فکر شو نکنم نیروی هوایی هم ... اره.

دروغ چرا ،یه نگاه انداختم به سیستم اش ،مطلب دارم .اما پخش پلا . اما واقعا غولی لامذهب برای خودش.

فقط سیستم جنگ الکترونیک شو بگو .... وای وای دیونت میکنه فقط چندتا اسم و تمام   نه عکسی نه چیزی هیچ هیچ و هیچ.

5

Share this post


Link to post
Share on other sites

سلام

اینجانب به دلیل عدم آشنایی با اصطلاحات نظامی مربوط به هوانیروز و نیروی هوایی تا حالا نتوانسته ام  پستهای مربوط به سوالات تخصصی بالگرد و هواپیما را خوب مطالعه نمایم ، یعنی بهتر بگویم به همین دلیل رغبتی نداشتم . از دوستان خواستارم اگر مرجع مناسبی در این خصوص ( اصطلاحات هوانیروز و نیروی هوایی ) سراغ دارند معرفی نمایند .

با سپاس

5

Share this post


Link to post
Share on other sites

یعنی میشه فردا یه چیز تپل رونمایی کنند؟

راستی کرونوس نیستش کجاست ؟ کی می دونه؟ من که نمی دونم.

هیت منتظران انشای کرونوس.

اقای اف 5 نیست.

اقای تقوای نیست.

اقای تلخک نیست.

خیلی ها نیستند .

برم ببینم اخرین بازدیشون کی بوده.

 

7

Share this post


Link to post
Share on other sites
در در ۱۳۹۵/۵/۲۹ ه‍.ش. در 0:27 PM، حبیب گفته است :

امروز کلا روز عجیبی بود. زندگی ابوذر غفاری خوندم . بابا طرف واقعا ادم درستی بوده . خدا رحمتش کنه .

سوال : واقعا چقدر ابوذر غفاری  رو مشناسید؟؟

زندگینامه ابوذر غفاری
در ابتداي سخن و قبل از بيان اهميت موضوع، اشاره به اين نكته ضروريست كه علاوه بر مشخص بودن اصحاب نزديك  پيامبر اكرم (ص)، در رواياتي (از منابع سني) صراحتاً از برخي اصحاب، با عنوان دوستان پيامبر (ص) نام برده شده است: «رفقاي رسول خدا(ص) دوازده نفرند؛ ابوبكر، عمر، علي (ع)، حمزه، جعفر، ابوذر، مقداد، سلمان، خديجه، ابن مسعود، عمار ياسر، بلال بن رياح.»

 

همچنين در تأكيد بر علو شخصيتي برخي از آنان آمده است كه: ترمذي ما را حديث كرد كه رسول خدا فرمود:« پروردگار مرا به دوست داشتن چهار تن امر كرده است، علي(ع) يكي از آنهاست و ابوذر و مقداد وسلمان را هم؛ و خبر داده كه خود نيز آنها را دوست دارد.»


جالب توجه است كه پس از رحلت پيامبر اكرم (ص)، از بين اين اصحاب، دو نفر از آنان در پي خلافت راهي را بر مي گزينند كه بقيه مخالف بوده، و از امام علي (ع) حمايت مي نمايند لذا علاوه بر اينكه اينان از اصحاب بزرگ پيامبر (ص) بوده و در كنار حضرتش زيسته اند پس از ايشان نيز در كنار امام علي (ع) ماندند و بر عملي شدن خواستهاي پيامبر(ص) تأكيد داشتند كه به عنوان شيعيان اوليه شناخته شده اند.

 

همچنين ثبات شخصيتي و معروفيت ديانت و نقش آنان به حدي بوده كه علي رغم دشمني بني اميه و بني عباس كه سالها حاكميت را در دست داشتند و از هيچ ترفندي براي خدشه دار نمودن چهره آنان كوتاهي نكردند با چنين وضعيتي، ثبات ديني آنان به حدي قوي بود كه ماندگاري و درخشش شخصيتي آنان حفظ شد، خصوصاً ابوذر كه مستقيماً با شخص معاويه و دستگاه تبليغاتي او نيز در مي افتد.

 

چگونگي گرايش به اسلام
نامش جُندب بن جُناده، و از قبيله بني غفار بود. قبل از رسالت پيامبر اكرم (ص)، در دوره جاهلي، ترك بت پرستي نمود. خدا را پرستش مي كرد و مي گفت خدايي جز خداي يگانه نيست. ابوذر خود گفته است؛ من سه سال پيش از آنكه به حضور رسول خدا(ص) برسم نماز مي خواندم و در علت بي اعتقاديش به «فلس»، بت قبيله، گفته اند كه روزي ديد كه سگ قبيله، خود را به كنار «فلس» رسانده و بت را آلوده نمود در حالي كه بت از خود هيچ واكنشي نشان نداد.

 

به هر صورت وقتي كه به ابوذر خبر رسيد كه مردي در مكه مبعوث شده و مي گويد كه پيامبر خداي يكتاست روح دردمند و جستجوگرش بي صبرانه بدنبال دست يابي به واقعيت اميد مي بندد. برادرش اُنيس كه خبر از دعوت جديد پيامبر (ص) را آورده، مي گويد او مردي است كه راست مي گويد در حالي كه قريش برايش چهره عبوس كرده اند.

 

بدنبال اين خبر ابوذر راهي مكه شده به حضور پيامبر اكرم (ص) مشرف و اسلام را بر مي گزيند. ايشان را از پيشگامان غير قريش، و چهارمين يا پنجمين مسلماني دانسته اند كه به اسلام گرويد.


ابوذر صحابي بزرگ پيامبر (ص)
علاقه به حقيقت، صداقت و روشن ضميري بي نظير ابوذر غفاري، ايشان را به يكي از اصحاب بزرگ پيامبر اكرم (ص) تبديل نموده، عنصر لياقت، روشن ضميري، خوش طينتي، و … هر چه بود از ابوذر مسلماني دگرگونه و متمايز با ديگران مي سازد.

 

پاكي و تشنگي خاصش به حقيقت جويي، باعث مي گردد كه باران رحمت ديانت اسلام را كه توسط پيامبر (ص) بر انسانها عرضه مي شد با صداقت تمام پذيرا شده، در مقاطع مختلف ايفاي نقش كند. ابوذر بعد از اينكه مسلمان شد تا پس از جنگ بدر و احد در ميان قوم خويش مقيم بود سپس به مدينه به حضور پيامبر اكرم (ص) رسيد حضرت رسول (ص) در برخي از غزوات ايشان را در مدينه جانشين خود مي نمود از جمله به هنگام غزوه ذات الرقاع و غزوه بني المصطلق (المريسيع) جانشين حضرتش بود.

 

در فتح مكه پرچم بني غفار را داشت. در جنگ تبوك ابوذر از سپاه اسلام عقب افتاد وقتي كه رسيد پيامبر اكرم (ص) فرمود: «آفرين بر ابوذر كه تنها راه مي رود و تنها مي ميرد و تنها برانگيخته مي شود. مثل اين بود كه يكي از عزيزان خانواده ام از من بازمانده و نرسيده است.» همچنين در فضيلتش مي فرمايد: «آسمان بر سر مردي راستگوتر از ابوذر سايه نيفكنده است و زمين راستگوتر از او را برپشت خود نداشته است.»


«ابوذر مي گفت: روز قيامت مجلس من از همه شما به رسول خدا (ص) نزديكتر است و اين به آن جهت است كه از آن حضرت كه درود و سلام خدا بر او باد شنيدم كه مي فرمود: نزديك ترين شما روز قيامت به من كسي است كه از دنيا همانگونه بيرون رود كه در زمان رحلت من بوده است و بخدا سوگند هيچ كس از شما نيست مگر آنكه به چيزي از دنيا دست يازيده است جزمن.»

 

شخصيت استثنايي ابوذر به حدي مي رسد كه از سوي جبرئيل به پيامبر خدا (ص) ندا مي رسد كه: سوگند به كسي كه ترا به حق به پيامبري برانگيخته است او در ملكوت آسمانها از زمين مشهورتر است به پارسايي و پرهيزكاريش در اين جهان فاني.

 

براستي كه تعمق و تفكر در خصيصه هاي شخصيتي ابوذر، در دنياي خودخواهيها و مكرها، اين كلام الهي را به خاطر مي آورد كه به پيامبر(ص) وحي شده: «وَ ِاذ قال ربك للملئكه اني جاعل‘’ في الارض خليفه قالوا اتجعل فيها من يفسد فيها ويسفك الدماء ونحن نسج بحمدك ونقدس لك قال اني اعلم مالا تعلمون»

(سوره بقره آیه 30، چون پروردگارت به فرشتگان گفت من در زمين خليفه اي مي آفرينم، گفتند: آيا كسي را مي آ فريني كه در آنجا فساد كند و خونها بريزد، و حال آنكه ما به ستايش تو تسبيح مي گوييم و تو را تقديس مي كنيم؟ گفت: من آن دانم كه شما نمي دانيد.)


از خصوصيات ديگر ابوذر فزوني علم و دانش و ديانت بود كه امام علي(ع) در موردش فرمود:«انباشته از علمي شد كه از كشيدن آن ناتوان ماند بسيار سختگير و آزمند بود، سختگير به از دست دادن دين خود و آزمند نسبت به كسب علم» چنانچه ابوذر، خود نيز مي گفت:«پس از ترك محضر رسول خدا (ص) چنان شد كه اگر پرنده اي در آسمان بال مي زد، از آن حالت دانشي را به خاطر مي آورديم و بهرة علمي مي برديم».

 

بدين ترتيب شخصيتي آگاه باوفا، الگوي دينداري، ثبات و پايداري، و شخصيتي بي نظير براي جهان اسلام شكل مي گيرد چنانچه يكي از شخصيتهاي مهم شيعي چون مالك اشتر با ابوذر مصاحبت داشته و از علم او نيز بهره مند شده است.» مهمتر اينكه منزلت و اعتبار ابوذر نزد پيامبر (ص) بيش از ديگر اصحاب بود چرا كه براساس شناختي كه از ايشان داشتند تنها وي را لايق مي داند كه وظيفه بسيار خطير دفاع از حق را برعهده اش قرار داده، پيمان گرفت كه در راه خدا از سرزنشِ سرزنش كننده ها نهراسد و حق را بگويد هر چند تلخ باشد.

 

ايشان نيز، پس از رحلت نبي اكرم (ص) در عملي كردن اين پيمان به خوبي عمل نمود و در حمايت از امام علي (ع) و اصول اسلامي، با تكيه بر آيات قرآن همه سختي ها را به جان خريد و در برابر خود خواهان قدرت طلب و بي عدالتي ها و نابهنجاريهاي اجتماعي ايستاد تا آنجا كه هيچ ترفندي براي همراه نمودنش كارساز نشد و «نه اي» كه در برابر معاويه و دستگاه حاكمة او گفت چنان با اصالت، زيبا، انساني و محكم بود كه او را به ربذه كشاند ابوذر رنج آن را به جان پذيرا شد چرا كه «نه» او، از جنس همان «نه اي» بود كه خداوند متعال به پيامبر اكرم (ص) آموخت «لااله الاالله» لايي كه پرچمدارش پيامبر (ص)، و مظهر عدالتش، روح بزرگ و باشگوه امام علي (ع) بود و منادي اش ابوذر!


ابوذر حامي و صحابي امام علي(ع)
ابوعمرو كندي مي گويد روزي نزد علي (ع) بوديم مردم گفتند براي ما از اصحاب خود چيزي بگو، فرمود: از كدام يك از اصحابم؟ گفتند از اصحاب محمد (ص) گفت: همه اصحاب محمد (ص) اصحاب من هستند، از كدام يك مي پرسيد؟… گفتند: از ابوذر چيزي بگو، گفت: ابوذر فراوان سؤال مي كرد، گاه رسول الله (ص) به او پاسخ مي داد و گاه پاسخ نمي داد.

 

ابوذر در دينش آزمند بود و به فراگرفتن علم حريص، آن قدر علم آموخت كه پيمانة علمش پرشد آن گونه كه از تحمل آن عاجز آمد. پس با توجه به اينكه ابوذر دانشمندترين اصحاب پيامبر(ص) بود به عنوان بزرگترين صحابي و حامي امام علي (ع) نيز ايفاي نقش نموده، بيان مي داشت كه رسول الله (ص) مي فرمود:«هركس از من جدا شود از خدا جدا شده و هركس از علي (ع) جدا شود از من جدا شده!»

 

لذا پس از حادثه سقيفه همراه مقداد، سلمان فارسي، عباده بن صامت، ابوالهثيم بن التيهان و حذيفه و عمار، تلاش مي نمايند كه انحراف حاصل شده در امر خلافت را به صلاح آورند و در اعتراض به واقعه سقيفه مي گويد: اي گروه مهاجر و انصار شما و بستگان شما مي دانيد كه رسول خدا (ص) فرمود: امر خلافت پس از من از آن علي (ع) است ولي شما فرمايش رسول خدا (ص) را دور انداخته، به دست فراموشي سپرديد پيرو دنيا شديد و آخرت را رها كرديد آري به بهره و ميوه آن دست يافتيد و پوسته آن را رها كرديد و حال آنكه اگر اين كار را در خاندان پيامبرتان قرار مي داديد حتي دو تن هم با شما اختلاف نمي كردند.


همچنين با صداي رسا فرياد برمي آورد: من جندب بن جناده يار و صحابي رسول خدا (ص)، هر كس مرا نمي شناسد بشناسد. من از رسول خدا (ص) شنيدم كه فرمود: «مثلُ اهل بيتي كمثل سفينه نوح من ركبها نجي و من تخلف عنها غرق».

«مثل اهل بیت من مثل کشتی نوح است هر کس سوار آن شود نجات یابد و هر کس مخالفت کند غرق می گردد».

 

به هر حال ابوذر در شرايط مختلف به عنوان مسلماني ثابت قدم و بي نظير، شيعه بودن را به تصوير مي كشد و مرز ميان ديانت زنده واصيل با كاركردهاي واقعي، و دينداري خود خواهانه، منحط و دروغين را تفكيك مي نمايد و خدمت بزرگي به دنياي اسلام نمود چرا كه دو تيپ و دوگونه مسلمان را در درون اصحاب پيامبر (ص) از هم متمايز و مشخص كرد يك طرف چهره عمليِ ابوذر بودن، و ديگر، فرزند دنيا بودن، طلحه شدن، زبيرشدن و معاويه بودن.


آن هنگامي كه اصحاب ضعيف و دون پايه، به فزوني قدرت و مجلل نمودن هر چه بيشتر زندگي روي آورده و حركت به سوي كاخها، زندگي روزمره شان شد و با سرعتي بدور از انتظار به سمت و سوي شكل دهي جامعه طبقاتي گام بر داشتند ابوذر سيماي پايبندي به پيامبر (ص) و مسلمان واقعي بودن را به نمايش مي گذارد.

 

اين چنين شدن را در مكتب قرآني پيامبر(ص): «و ما الحيوه الدنيا الا لعب ولهو وللدار الاخره خير للذين يتقون افلا تعقلون » (سوره انعام آیه 32، و زندگي دنيا چيزي جز بازيچه و لهو نيست و پرهيزكاران را سراي آخرت بهتر است. آيا به عقل نمي يابيد؟) و در كنار شخصيت بي نظيري چون امام علي (ع) مي آموزد كه مي فرمود: «چهارپايان در بند شكمند، و درندگان در پي تجاوز به هم، مؤمنان فروتنند، مؤمنان مهربانند، مؤمنان ترسان، آنرا كه تقوا فراز برده فرو مياريد، و آن را كه دنيا بالا برده بلند مشماريد».

 

نهايتاً در طي مسير شرافت و انسانيت به مرتبتي صعود مي نمايد كه امام علي (ع) مي فرمايند: «امروز هيچ كس جز ابوذر و خودم باقي نمانده است كه در راه خدا از سرزنشِ سرزنش كننده نترسد!»


ابوذر و خلفا:
پس از فروكش نمودن اعتراضات، به حادثه سقيفه و بيعت امام علي (ع)، ابوذر نيز بدون اينكه در موضع اعتراض آميز خود باقي بماند به فعاليتهاي اجتماعي همراه ديگر مسلمانان پرداخت ولي بر خلاف ديگر شيعيان كه معمولاً پست هايي را داشتند (از جمله عمار كه يكي از كارگزاران عمر بود) ابوذر پستي را نپذيرفت و وقتي كه به او مي گفتند: اي ابوذر آيا تو هم چون ابوهريره كه حاكم بحرين است پستي را نمي پذيري؟ در پاسخ مي گفت: مگر چه مي خواهم مرا هر روز مقداري آب يا شير و مقداري نان كافي است.

 

اين شيوه رفتاري در حالي است كه ابوذر در زمان پيامبر (ص) بارها جانشين آن حضرت شده بود گويا با چنين رفتاري در نظر داشت كه قدرت طلبي را ناچيز و مطرود جلوه داده، عملاً نشان دهد كه حكومت موضوعيتي ندارد، تنها هدف، ديانتي است كه عنصر نمادينش نيز عدالت مي باشد، لذا علي رغم اينكه حاكمان سقيفه با ترفند خلافت را در دست گرفته بودند چون بطور تقريبي و در حد توان شيخين، عدالت و اصول اسلامي جريان داشت و جامعه در وضعيتي قابل قبول بود ايشان نيز انتقادي نداشت اما چون عثمان به خلافت نشست و ثروت اندوزي و بي عدالتي حاكم شد وضعيت ابوذر نيز دگرگونه گرديده به فردي معترض و ناآرام تغيير موضع داد. اين عكس العمل عمق و اهميت كاركرد عدالت و ارزش واهميت انسان، از نگاه ابوذر را مي رساند.


اعثم كوفي مي نويسد: ابوذر در اعتراض به عثمان مي گفت:«تو بر سيرت و سنت ابوبكر و عمر برو تا فارغ باشي و كسي انكار نكند… عثمان گفت: تو را با اين سخن چه كار؟ ابوذر گفت: من خودم را گناهي نمي دانم مگر امر به معروف و نهي از منكر».

 

همچنين هنگامي كه عثمان در مدينه عمار را كتك كاري مي نمايد ابوذر كه آن هنگام در شام بود زبان به نكوهش عثمان مي گشايد بطوري كه عرصه را بر معاويه چنان تنگ مي كند كه به عثمان مي نويسد: «ابوذر ولايت شام را بر تو تباه كرد و دلهاي مردمان را از دوستي تو بگردانيد» به اين ترتيب ابوذر در دوره خلفا، دو روش متفاوت را در پيش مي گيرد در دوره خليفه اول و دوم كه دين به ابزار دست قدرت و ثروت تبديل نشده، بلكه براين دو برتري دارد همراهي آرام است اما وقتي كه ثروت و قدرت به عنوان نماد خودخواهي انسان مي خواهد دين را نيز به ابزار دست خود تبديل كند و مثلث خطرناك خودخواهي مطلق را تشكيل داده، اسلام پيامبر را تحقير نمايد ابوذر به بزرگترين منتقد عثمان (حاكميت زر و زور) مبدل مي گردد و همين خصيصه است كه شيعه را در طول تاريخ همواره انقلابي نگهداشته است.

منبع:tarikheslam.com

4

Share this post


Link to post
Share on other sites

یه تیکه:

شیخ ما ابو عثمان جاحظ در کتاب السفیانیة از قول جلام بن جندل غفاری نقل می کند که می گفته است: من غلام معاویه بودم و به روزگار عثمان بر قنسرین و عواصم گماشته شده بودم، روزی پیش معاویه آمدم تا درباره کارهای خود از او بپرسم، ناگهان شنیدم فریاد زننده یی بر در کاخ معاویه فریاد می کشد و می گوید: این قطار شتران رسید که آتش حمل می کند خدایا کسانی را که امر به معروف می کنند و خود آن را انجام نمی دهند و کسانی را که نهی از منکر می کنند و خود آن را انجام می دهند لعنت فرمای موهای بدن معاویه سیخ و رنگش دگرگون شد و گفت: ای جلام، آیا این فریاد زننده را می شناسی گفتم: هرگز گفت: چه کسی چاره ساز من از جندب بن جنادة است هر روز بر در کاخ می آید و همین سخنان را که شنیدی با فریاد می گوید. سپس گفت: ابوذر را پیش من آورید. ابوذر را در حالی که گروهی او را می کشیدند آوردند و چون برابر معاویه ایستاد، معاویه به او گفت: ای دشمن خدا و رسول خدا، هر روز پیش ما می آیی و چنین می کنی همانا که اگر بدون اجازه امیر المومنین عثمان می توانستم مردی از اصحاب محمد را بکشم بدون تردید تو را می کشتم و اینک درباره تو اجازه خواهم گرفت.
جلام می گوید: دوست داشتم ابوذر را ببینم که مردی از قوم من بود، به او نگریستم، مردی گندمگون و لاغر و دارای چهره استخوانی و خمیده پشت دیدم. او روی به معاویه کرد و گفت: من دشمن خدا و رسولش نیستم بلکه تو و پدرت دو دشمن خدا و رسول خدایید، به ظاهر اسلام آوردید و کفر خود را نهان داشتید و رسول خدا تو را لعنت کرده و چند بار بر تو نفرین کرده است که سیر نشوی و خود شنیدم رسول خدا (ص) می فرمود: «هرگاه آن مرد چشم درشت فراخ گلو که می خورد و سیر نمی شود بر امت والی شود باید که امت از او بر حذر باشد».
معاویه گفت: من آن مرد نیستم. ابوذر گفت: نه، که تو خود همان مردی، این را رسول خدا (ص) به من خبر داده است و گاهی که تو از کنار آن حضرت گذشتی شنیدم فرمود: «بار خدایا او را لعنت فرمای و جز با خاک سیرش مگردان» و هم از پیامبر (ص) شنیدم می فرمود: «نشیمنگاه معاویه در دوزخ است». معاویه خندید و به حبس ابوذر فرمان داد و درباره او به عثمان نوشت. عثمان در پاسخ معاویه نوشت: جندب را بر چموش ترین و سرکش ترین مرکوب پیش من بفرست، او را با کسی روانه کن که شب و روز او را بتازاند. معاویه ابوذر را بر ناقه یی پیر که جز پالانی نداشت سوار کرد و او را به مدینه رساندند در حالی که گوشتهای را نهایش از سختی راه ریخته بود. چون ابوذر به مدینه رسید عثمان به او پیام داد هر جا که می خواهی برو. گفت: به مکه بروم گفت: نه. گفت: به بیت المقدس بروم عثمان گفت: نه. گفت: به یکی از دو شهر بروم گفت: نه که من خودم تو را به ربذه تبعید می کنم. عثمان ابوذر را آنجا تبعید کرد و همواره همانجا بود تا درگذشت.

در جست و جوي اجراي عدالت

مردم در فقر و تنگ‌دستي بودند اما مسئولين حکومتي با ساختن کاخ و استفاده از بيت‌المال غافل از حال مردم مشغول خوش‌گذراني بودند ابوذر طاقت ديدن اين صحنه‌ها را نداشت، روزي در ميان جمع بني‌اميه برخاست و گفت : چرا ثروتها را روي يکديگر مي‌ريزيد، و منافع را مخصوص خود ساخته‌ايد؟ چرا در عصري که مردم روي خاک خوابيده‌اند، شما غرق در عيش و نوش هستيد؟ هيچ توجهي به مردم حاجتمند نداريد؟ اي عثمان کارهاي تازه‌اي پيش گرفته‌اي که ما با آن آشنايي نداريم به خدا سوگند کردار تو نه در قرآن پيدا مي‌شود و نه در سنت پيامبر (ص‌) ديده مي‌شود. به خدا سوگند مي‌بينم که نور حق خاموش مي‌گردد و باطل حيات مي‌يابد. حرف راست تکذيب مي‌شود و بدون پرهيزکاري سود طلبي رواج دارد. اي ثروتمندان با فقرا همراهي و برادري کنيد، بر آنان که طلا و نقره انبار مي‌کنند و در راه خدا انفاق نمي يابند بشاره بده که آهن گداخته پيشاني، پهلو و پشت شما را داغ مي‌کنند، پرده‌هاي حرير آويزان ساخته‌ايد، متکاهاي ديبا تهيه کرده‌ايد، و با خوابيدن روي پشم‌هاي نرم خو گرفته‌ايد اما رسول‌خدا (ص) روي حصير مي‌خوابيد. غذاهاي رنگارنگ در اختيار شماست ولي محمد (ص) از نان جوين سير نمي‌گرديد. من از مردمي که خوراک خود را در منزل نمي‌يابند تعجب مي‌کنم که چگونه با شمشير کشيده از منزل بيرون نمي‌آيند و وقتي که فقر در شهري راه يافت کفر به او مي‌گويد، مرا با خود همراه داشته باش». زمانيکه معاويه کاخ سبز خود را ساخت ، ابوذر شخصي را به نزد او فرستاد و گفت : اي معاويه! اگر اين کاخ سبز را از خزانه ساخته‌اي، به ملت خيانت کرده‌اي، و اگر از اموال خويش ساخته‌اي اسراف نموده‌اي…

4

Share this post


Link to post
Share on other sites
در در 7/15/2016 در 1:27 AM، حبیب گفته است :

فرق تاکتیک با تکنیک دقیقا چیه ؟

خودم خودمو نقل قول کردم .

دنبال جواب بودم رسیدم به معنی استراتژی چند تعریف داره!! بد نیست :

“دو فعالیت متمایز وجود دارد، تاکتیک و استراتژیکی - تاکتیک عبارتست از فن بکار بردن عده ها و هدایت در عملیات رزم ها و استراتژی عبارتست از فن هدایت نبرد و تطبیق و هماهنگ ساختن رزم ها جهت نیل به هرفهای جنگ.”

                                                       (فن کلوزویتزر رئیس ستاد سپاه دوم پروس در 1885 و فرماندۀ دانشگاه جنگ پروس )

“استراتژی عباتست از تطابق عملی و مسائلی که در اختیار یک فرمانده گذارده شده با طریق وصول به هدف مفروض......”
                                                                                                                  (مارشال مولتکه سردار معروف آلمانی)
 

“استراتژی عبارتست از فن توزیع و بکاربردن وسائل نظامی برای نیل به هدفهای سیاسی.”
                                                                                                          (لیدل هارت استراتژیست معروف انگلیسی)
 

“استراتژی عمومی عبارتست از فن ترکیب مجموع وسائلی که مقام سیاسی در اختیار دارد به منظور نیل به هدفهای خود”
                                                                               (آئین نامه موقتی استعمال نیروهای مسلح ارتش فرانسه 1956 )

 

“استراتژی عبارتست از علم و فن توسعه و استعمال قدرتهای سیاسی - اقتصادی- فرهنگی و نظامی هنگام صلح و جنگ به منظور تامین حداکثر پشتیبانی از سیاستهای ملی و افزایش احتمالات و نتایج مطلوب برای پیروزی و تقلیل احتمال شکست.”
                                                                                                      (انجمن مطالعات عالی نظامی-پنتاگون 1963 )
 

“ صلح میان مردمی که درکنار یکدیگر بسر می ترند حالت طبیعی نیست بلکه برای آنان جنگ حالت طبیعی است.”
                                                                                                                                              (امانوئل کانت)

 

5

Share this post


Link to post
Share on other sites
You are commenting as a guest. If you have an account, please sign in.
Reply to this topic...

×   You have pasted content with formatting.   Remove formatting

×   Your link has been automatically embedded.   Display as a link instead