Welcome to رهروان ارتش

از اینکه انجمن ما را برای مطالعه انتخاب کردید از شما متشکریم. 

برای استفاده از امکانات انجمن و برقراری رابطه دوستانه با دیگر اعضا لطفا در انجمن ثبت نام کنید

با تشکر

نقاط ضعف ارتش و لزوم به روز رسانی

162 posts in this topic

سلام جناب مدیر عزیز وتشکر از مطالب زیبا یتان  اتفاقاً همین بحث نظم وانضباط جزء  شعار ارتش است اما متأسفانه در ارتش به یک نحوی دچار چالش شده بطور مثال سرباز عادی چون ارشد خدمت است میتواند به یک درجه درار ویا حتی افسر وظیفه !!!! دستوردهد درحالی که همین سرباز ممکن است سواد کاملی نداشته باشد ولی به دلیل ارشد خدمت بودن...... !!!

8 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites
در در ۱۳۹۵/۸/۹ ه‍.ش. در 6:27 PM، kalafe2006 گفته است :

درود و عرض ادب خدمت همه دوستان عزیز 

بحث رو ادامه میدهیم 

 

درود بر شما 

منظور امکانات رفاهی و جنگی برای هر سرباز و نفر می باشد. 

 

از اونجایی که من خیلی اهل دموکراسی هستم یک نظر کوتاه بر انضباط می اندازیم و سپس به سراغ سایر قسمت ها می رویم. : LUST :

با یک خاطره از سربازان انگلیسی در جنگ جهانی دوم و سپس یک خاطره از خودم شروع می کنیم تا بتوانیم مقایسه کنیم تفاوت انضباط در یک ارتش مقتدر با خودمون. 

 

 

 

به یاد دارم یکبار از قدیمیا شنیدم که میگفت: در پادگان دژبان مرکز تهران در زمان شاه در قسمتی از پادگان درخت قطوری بود ، یکی از ارشدهای دژبان یک جفت ستاره به شاخه های درخت آویزان میکرد و پشت آن درخت پنهان میشد.اگر هرکسی که از روبروی آن درخت میگذشت در برابر آن درجه ها نایستد و احترام نگذارد سریعا بازداشت در بازداشتگاه بود.

در هفته دفاع مقدس یکماه پیش در یکی از پایگاههای نهاجا مصاحبه ای با تیمسار مهرنیا انجام شد و در آخر ایشان بادو تن از خلبانان جوان که تازه از پرواز برگشته بودند سلام علیک کرده و خسته نباشید گفتند در حالی که این دو خلبان جوان با درجه ستوانی متاسفانه شعور و درک احترام گذاشتن به امیر مهرنیا را نداشتند در حالی که ایشان درجه تیمساری به دوش داشتند. یک ارتشی تا وقتی نفس میکشد ارتشی است فرقی نمیکند بازنشسته باشد یا نباشد .

البته اشکال از این خلبانان جوان نیست ، بی لیاقتی از فرمانده پایگاه و عواملی است که مثلا آموزش و تربیت آنها را برعهده داشتند.

بیشتر این فجایع بخاطر سوءاستفاده کردن از شعار "همه ما در برابر خدا یکسانیم و همه بنده خدا هستیم" است .

بنظرم پیش از اینکه سراغ موارد دیگری چون تجهیزات برویم باز هم باید روی مقوله آموزش و انضباط بحث کنیم زیرا که جای حرف زیاد دارد. بنده متن آیین نامه انضباطی ارتش و نیروهای مسلح مصوب سال 1368 را در اختیار دارم از اعضاءفعال گروه و پیشکسوتان تقاضا دارم اگر متونی از آئین نامه های انضباطی در اختیار دارند در همین موضوع به اشتراک گذارند تا بحث منسجم تر شود و از ایجاد تایپکهای متفرقه جلوگیری شود .

با سپاس

9 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites
در در ۱۳۹۵/۸/۵ ه‍.ش. در 0:04 PM، M60 گفته است :

سلام ، با رخصت از بزرگان

در باب آموزش باید بگویم که اگر در نوشته های پیشین من دقت کنید عرض کرده بودم که یکی از مهمترین کارهایی که می تواند باعث ارتقاء آموزش در ارتش میشود ، افزایش مزایای واحدها و قسمتهای آموزشی اعم از مراکز آموزشی ، دانشگاهها ، شعبات آموزش رکن 3 است . متاسفانه پایین بودن مزایا باعث شده است بیشتر مواقع افرادی که سواد آنچنانی ندارند و هیچ انگیزه خدمتی ندارند در راس و اجرای این امور قرار گیرند

دوست من

آنوقت هست که واحد رزمی مدعی خواهد شد که در میدان نبرد من هستم، آسیب رزمی را من می بینم ، قطع نخاع و... مربوط به من هست و....

پس باید رفاه مراگز آموزشی، توجه فرمایید مراگز آمزشی را عرض میکنم،بنوعی که برای آموزش و پرورش در نظر می گیرند باید واگذار شود.

اگر این مورد به رکن 3 برسد پای بازرسی هم بمیدان خواهد آمد و سپس ارکانهای دیکر.

 

6 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites
در در ۱۳۹۵/۸/۹ ه‍.ش. در 6:57 AM، kalafe2006 گفته است :

درود بر شما 

منظور امکانات رفاهی و جنگی برای هر سرباز و نفر می باشد. 

 

از اونجایی که من خیلی اهل دموکراسی هستم یک نظر کوتاه بر انضباط می اندازیم و سپس به سراغ سایر قسمت ها می رویم. : LUST :

با یک خاطره از سربازان انگلیسی در جنگ جهانی دوم و سپس یک خاطره از خودم شروع می کنیم تا بتوانیم مقایسه کنیم تفاوت انضباط در یک ارتش مقتدر با خودمون. 

بسیار جالب هست اگر اجازه دهید در این راستا منهم عرایضی داشته باشم

خاطره ارتش انگلستان : پیش از شروع جنگ جهانی دوم انگلستان تعدادی جاسوس رو به آلمان اعزام کرد تا با سنجش وضعیت اونها بتونه سرنوشت جنگ رو پیش بینی کنه. جاسوس های انگلیسی اعلام کردند که ما در این جنگ شکست خواهیم خورد!!!! وقتی علت رو از جاسوس ها جویا شدند در جواب گفتند که یک سرباز آنچنان فرمانبرداری از سرجوخه ها میبرد که فکر می کنند خدای اونها همین سرجوخه ها هستند. ( اگر درجات ارتش رو از پایین درجه تا بالاترین درجه از 0 تا 100 تقسیم کنیم، سرباز میشود 0 و سرجوخه میشود0.5 )

یکروز چرچیل با راننده خود جهت شرکت در جلسه ای بسیار مهم از محل خدمتش خارج شد

چون دیروقت بود وبرای بموقع رسیدن به محل جلسه دو راه وجود داشت یا باید مسیر طولانی را طی میکردند ویا باید یک مسیر بسیار کوتاه و لی خلاف مقررات راهنمایی را انتخاب می کردند.

وینستون چرچیل ،به راننده مسیر کوتاه را دستور داد.

به محض ورود به خیابان و مسیر خلاف ، پلیس خودروی آنها را متوقف کرد، و شروع به بقولی اعمال قانون کرد.راننده گفت ایشان  جناب چرچیل هستند

پلیس گفت :جناب نخست وزیر قانون را می دادنند و منهم قانون را می دانم .

وینستون چرچیل بعد اعمال قانون به رانند گفت :

حرکت کن ما در مقابل المان پیروز هستیم چون هنوز در کشور قانون حکفرماست

خوب کدام قانون در نیروهای ما حکفرماست؟؟؟؟؟

خاطرات خودم:

یک : روزی که به لشکر 92 وارد شدم با چیز فوق العاده عجیبی روبرو شدم. درجه دارهای گروهبان یکم تا گروهبان سوم به پست دادن و نگهبانی مشغول بودند در حالی که سربازها به راحتی بدون دادن پست و نگهبانی در پادگان رفت و آمد کرده و به ریش درجه دارها میخندیدند. وقتی علت را جویا شدم گفتند که این سربازها چون در دفاتر فرماندهان خدمت میکنند با سفارش آنان از دادن نگهبانی معاف هستند تا بتوانند روزها بدون چرت زدن برای فرماندهان چایی درست کرده و یا امر بری کنند و درجه دارهای همان شعب در حالی که تمام کار شعب رو انجام میدادند، چون در دید فرماندهان شعب نبودند باید بجای آن سربازها نگهبانی میدادند..... 

 

دو: یکی از روزهایی که تعداد زیادی سرباز به لشکر92 انتقال داده شده بودند، تعدادی از سربازان رو به گروهان ... که ما در اون مستقر بودیم دادند. به علت کمبود شدید امکانات رفاهی در لشکر، معمولا یک سال طول می کشید تا درجه داران و سربازها دارای تخت و کمد شوند اما در میان این سربازها نور چشمی وجود داشت که فرمانده گروهان شخصا برای وی تدارک تخت با بهترین تشک و پتو و بهترین مکان رو دادند و چیزی نمونده بود که خودشون رو خاک پای اون سرباز صفر بدونند فقط به دلیل اینکه یکی از آشنایان اون سرباز ریاست بیمارستان ارتش در تهران رو داشت.

اینهفته روز جمعه،07/ 08/ 95 پدر یکی از دوستان فوت کرده بودند و در مراسم شرکت داشتم

چند نفری از سربازان قدیمی من هم حضور داشتندکه دیدم با افراد مسن صحبت کوتاهی می کنند و مرا نگاه می کنندومن نمی دانستم چرا مرا به هم نشان می دهند!!!!!!!!!

یکی از افراد مسن رو بمن کرد و گفت جناب ابراهیمی شما در دوران خدمت بسیار سخت گیر بودید؟؟؟؟؟؟؟

بلی چطور؟؟؟

گفت این افراد سربازان شما بودند وقتی وارد شدید ضمن اینکه سیگارهای خود را قائم کردند می خواستند.....

ودر ادامه یکی از سربازان قدیمی گفت من الان هم حاضرم ژ3 را باز و بسته کنم چون شما آموزش دادید

البته ،افراد زیادی مرا می شناسند و در انجمنهای یگر مثل کلوب دات کام پیام شخصی می گذارند هنوز ندیدم کسی بی احترامی و یا... داشته باشه همیشه حق را به حق دار و تنبه اول مال کمک مربی بود بعد سرباز آموزشی.

خوب، حالا شما مقایسه کنید نظم، انضباط و دسیپلین رو در ارتش ما با یک ارتش منظم و مقتدر 

یکروز معلم وارد کلاس شد و یک صندلی را جلو کشید و گفت

بچه ها در خصوص این صندلی باید مقاله ای بنویسید که در این صندلی صدق نکنه و خلاف باشد

بهترین را انتخاب و در نمره امتحانی منظور خواهم کرد

هرکس مواردی را نوشتند و یک شاگرد راحت نشسته بود:

معلم علت را جویا شد ؟؟

شاگرد گفت نمی دانم شما کدام صندلی را می فرمایید چون به محلی که اشاره کردید صندلی وجود ندارد؟

بهترین مقاله هم همین سکوت بود

 

بفرمایید کدام نظم، انضباط و دسیپلین رو را می فرمایید چون به ارتشی اشاره کردید که نظم، انضباط و دسیپلین رومرده است

ارادت دارم استاد گرامی

7 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites
در 21 ساعت قبل، M60 گفته است :

به یاد دارم یکبار از قدیمیا شنیدم که میگفت: در پادگان دژبان مرکز تهران در زمان شاه در قسمتی از پادگان درخت قطوری بود ، یکی از ارشدهای دژبان یک جفت ستاره به شاخه های درخت آویزان میکرد و پشت آن درخت پنهان میشد.اگر هرکسی که از روبروی آن درخت میگذشت در برابر آن درجه ها نایستد و احترام نگذارد سریعا بازداشت در بازداشتگاه بود.

در هفته دفاع مقدس یکماه پیش در یکی از پایگاههای نهاجا مصاحبه ای با تیمسار مهرنیا انجام شد و در آخر ایشان بادو تن از خلبانان جوان که تازه از پرواز برگشته بودند سلام علیک کرده و خسته نباشید گفتند در حالی که این دو خلبان جوان با درجه ستوانی متاسفانه شعور و درک احترام گذاشتن به امیر مهرنیا را نداشتند در حالی که ایشان درجه تیمساری به دوش داشتند. یک ارتشی تا وقتی نفس میکشد ارتشی است فرقی نمیکند بازنشسته باشد یا نباشد .

البته اشکال از این خلبانان جوان نیست ، بی لیاقتی از فرمانده پایگاه و عواملی است که مثلا آموزش و تربیت آنها را برعهده داشتند.

بیشتر این فجایع بخاطر سوءاستفاده کردن از شعار "همه ما در برابر خدا یکسانیم و همه بنده خدا هستیم" است .

بنظرم پیش از اینکه سراغ موارد دیگری چون تجهیزات برویم باز هم باید روی مقوله آموزش و انضباط بحث کنیم زیرا که جای حرف زیاد دارد. بنده متن آیین نامه انضباطی ارتش و نیروهای مسلح مصوب سال 1368 را در اختیار دارم از اعضاءفعال گروه و پیشکسوتان تقاضا دارم اگر متونی از آئین نامه های انضباطی در اختیار دارند در همین موضوع به اشتراک گذارند تا بحث منسجم تر شود و از ایجاد تایپکهای متفرقه جلوگیری شود .

با سپاس

من در آموزشگاه نوجوانان ارتش آموززش دیدم

باید 6 ترم آموزش می دیدیم

بغیر ز ترم 6 که بودیم در مابقی ترمها، آرم و علامت ترم بالاتر را در مسیر حرکت ما و ورود و خروج در ساختمان نصب کرده بودند و ما هنگام تردد در آن مسیر باید به علامت ترم بالا احترام می گذاشتیم

حتی اگر دوست و برادر خودمان هم در آن آموزشگاه بود و ترمهای ما با هم متفاوت بود مقررات احترام داخل پادگان اجرا می شد.

 

 

ضمنآ من طرح درس آیین نامه انظباطی را برای رزم مقدماتی تهیه کرده بودم که الان بیشتر یکانهای لشکر21 و92 از آن سود می برند می توانید رویت کنید86

http://rahrovan-artesh.ir/index.php?/topic/1283-طرح-درس-آیین-نامه-انظباطی/#comment-23083

7 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

با تشکر از همه دوستان 

 

فکر میکنم ابتدا باید ریشه این بی نظمی رو پیدا کنیم و بهترین راه این هست که افرادی مانند جناب سروان ابراهیمی که در پیش از انقلاب آموزش دیده و نظم ارتش پیش از انقلاب رو دیده اند و در ارتش پس از جنگ نیز مدتی به امر آموزش اشتغال داشته اند، تفاوت این دوسنل ارتش رو بیان بفرمایند.

 

البته شاید بهتر باشه بگیم فرایضی که در بالا فرمودند رو کامل کنند 

8 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

با اجازه از محضر دوستان نکته ای را عرض کنم .

از قدیم شنیده اید که میگویند هرچه پول بدهی آش میخوری . همانگونه که قبلا در مطالبم عرض کردم پدر بزرگوار بنده یک نظامی بودند که سال 1343 حدودا استخدام شدند . کودکی من در محیط نظامی و در منازل سازمانی ارتش سپری شد . هنوز بیاد دارم که محیط منازل به قدری تمیز و یکدست بود که می شد نظم و انضباط را حتی در ردیف درختان کاشته شده نیز به وضوح دید .

همین یکی دو ماه قبل که از کرمان برمیگشتم سر راه به تربت حیدریه شهر خاطرات دوران کودکی ام که رسیدم به همسرم گفتم میخواهم بروم و محل زندگی زمان کودکی ام را ببینم . به دژبانی ابتدای منازل که رسیدم به سرباز دژبان قصد خود را گفتم . او رفتم و با مسئولش که استواری بودند صحبت کرد . آمد گفت کارتی بدهید و بروید داخل . ناگفته نماند که اکنون گردان 163 که من در آن گردان خدمت میکردم در تربت حیدریه مستقر است .

اساتید بزرگوار همین اندازه بگویم که به محض وارد شدنم به قلمرو منازل اشک من سرازیر شد . منازلی را که دیوارهایش را شمشادها تشکیل داده بودند و آنقدر تمیز و زیبا بود تبدیل به بدترین و کثیف ترین نقطۀ شهر تربت حیدریه شده بود . من از بزرگوارانی که در آن منازل اکنون ساکن هستند عذرخواهی میکنم . ولی باور بفرمایید تا کنون منطقه ای را با آن وضعیت اسفناک ندیده ام . یک وجب آسفالت دیده نمی شود . هر یک از پرسنل با هر وسیله ای که توانسته است دور منزل خود را حصار کشیده است . هر فردی یک در با ابعاد گوناگون نصب کرده است . هرچه بگویم قادر نیستم عمق فاجعه ای را که دیدم وصف کنم .

وقتی که محیط زندگی پرسنل تا این مرحله نابسامان باشد ، حتی ذره ای آسفالت را از خیابان های منازل دریغ کرده باشند ، آیا میخواهند به آموزش و نظم و انضباط ابواب جمعی خود توجه کنند ؟ من در کودکی از شیوۀ زندگی پدر به وجد می آمدم . همیشه آرزو میکردم زودتر بزرگ شوم تا بتوانم مانند پدر لباسی را بپوشم که مرا با صلابت و پرهیبت نشان دهد . تا یادم نرفته بگویم که فرماندۀ پادگان تیمساری بود که اسمشان یادم نیست . پدرم میگفت هر موقع برای بازدید به یگان می آمد ابتدا از دستشویی یگان بازدید میکرد . فرماندهان قبل از انقلاب اینگونه نکات ریزی را رعایت میکردند . امروزه چون خود در بدنۀ ارتش نیستم زیاد نمیتوانم اظهار نظر کنم . ولی میدانم که در هر سال فقط و فقط یک روز نام نزاجا – یک روز نهاجا – یک روز نداجا و . . . را میشنویم و میرود تا سال دیگر . و معضل یعنی همین که مقطعی و موردی به فکر ارتش باشند . به فکر که نبوده و نیستند تنها نامی از ارتش برده میشود . صلابت و حماسه های ارتش در هشت سال جنگ را میگویند ولی کسی به فکر مرتفع کردن مشکلات ارتشیان نیست . مجددا از اساتید محترم عذرخواهی میکنم چنانچه نظرم مغایر نظرات شان هست . ارادتمند : تلخک

10 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

از قدیم شنیده اید که میگویند هرچه پول بدهی آش میخوری

با سلام ودرود فراوان خدمت قهرمان جنگ جناب استاد تلخک نازنین اتفاقاً اصلی ترین  مشکل ارتش همین بودجه است نسبت به ... ولی  وضعیت طوری است که ارتش بایستی باهمین بودجه ی ناچیز بسازد متأ سفانه  به هر صورت بحثی که هست و پاسخهایی که داده شده در این تایپیک بحث آموزش وبعد انضباط بوده که کمبود بودجه هم مزید بر علت شده  با این حال سعی بر این است که بحث آموزش و انضباط در ارتش با کمک اساتیدی چون شما جناب تلخک عزیز ودیگر دوستان بتوانیم راه حلی پیدا کنیم تا مشکلات این چنینی در ارتش حل شود  . درپایان باز هم از این که به انجمن سر زدید کمال تشکر وقدر دانی را دارم موفق وپیروز باشید استاد نازنین جناب تلخک عزیز

7 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

دوست نازنین ناشناس عجیب با سلام و احترام

شاید نتوانستم آنگونه که شایسته است منظور خود را منتقل کنم . نازنینم ، بحث آموزش و انضباط بحثی است که بنده خود را در این خصوص صاحب نظر نمیدانم . آنچه را میدانم این است که برای رعایت انضباط و بالابردن سطح آموزش در ارتش فاکتورهای زیادی را باید مد نظر داشت . روحیه یکی از آن فاکتورهاس . باید اشتیاق را در پرسنل بالا برد . یک درجه دار و یک افسر نیاز به توجه دارد . وقتی اول صبح درجه دار و افسر برای رفتن به محل خدمت به محض خروج از منزل با محیط نابسامان محل زندگی روبرو میشود آیا باید توقع داشت که دل بکار بدهد ؟ شاید در خصوص این حرفی که میزنم من اشتباه کنم ولی عرض میکنم .

دوستان محترم : از ابتدایی ترین اصول انضباط در ارتش احترام گذاشتن به مافوق است . روزی برای گرفتن نامه ای به لشکر77 مراجعه کردم . پارسال بود . پرسنل در حال رفت و آمد بودند . وقتی به نحوۀ احترام گذاشتن آنها دقت کردم بیاد مشتی و لوطی های زمان شاه که در فیلم ها دیده بودم افتادم . اولا که احترام آن احترامی نبود که من و دوستان قبلا یاد گرفته بودیم که از سه قدم مانده به مافوق پا بکوبیم . خیلی عادی از کنار هم میگذشتند و با بی حالی دستی بالا میبردند و هنوز دست به لبۀ کلاه نرسیده دست را پایین می آوردند . پرسنلی که اینگونه بی انگیزه هستند که از ادای احترام طفره میروند هرگز به احترام گذاشتن زیردستان خود نیز توجه ندارند . آموزش هم که فعلا چندان جایگاهی از نظر من در ارتش ندارد . چرا که اولا از ساعت 8 و بعد از اتمام صبحگاه هر یک از پرسنل به بهانه ای پادگان را ترک میکرد . جالب اینکه دوستی میگفت من میروم چند مسافر جابجا کنم تا اموراتم بگذرد . 

امروزه نه تنها ارتش که خیلی از ادارات و سازمانها تنها به ظواهر امر توجه دارند . از نظر یک فرمانده ابواب جمعی یگان تحت امرش باید در رژۀ فلان مناسبت بدون نقص باشد . یا سربازانش باید احکام شرعی را بهتر و بیشتر از مباحث رزم بداند . بنده خود با افرادی که جدیدا از خدمت ترخیص میشوند گاهی در جلسه ای که هستیم از آموزش سئوالاتی را میپرسم . خدا را گواه میگیرم که کمتر سربازی امروز میداند که خط الرأس نظامی و جغرافی چیست . تا این موارد حل نشود گمان نمیکنم روزگاری بهتر از این را بتوان برای ارتش شاهد باشیم .

در خصوص گله ای که بابت کم آمدن اینجانب به انجمن داشتید عارضم که بنده همیشه سر میزنم و از نظرات اساتید و دوستان بهره میبرم . از آنجا که اکثر بحث ها تخصصی است خود را در اندازه ای نمی بینم که در آن بحث شرکت کنم . ارادتمند : تلخک

8 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

با سلام مجدد خدمت استاد گرانقدر جناب تلخک نازنین  استاد ممنون که بنده  ی کمترین را لایق دانسته  وبه کامنت بنده پاسخ دادید عرض شود نه فقط بنده که همگی دوستانی که در انجمن هستند از نظرات شما بهره مند میشوند که انصافاً خیلی زیبا و جامع وکامل هستند در خصوص اینکه فرمودید گله ای که بابت کم آمدن اینجانب به انجمن داشتید  بنده ی کمترین چنین جسارتی به شما استاد بزرگوار نمیکنم اگر چنین برداشتی شده از شما عذر خواهی مینمایم  نکته ای که بنده میخواستم اشاره نمایم این است که این انجمن با وجود شما اساتید بزرگوار رونق میگیرد  بنده خود به شخصه وقتی میبینم اساتیدی چون شما استاد نازنین در انجمن حضور داشته وفعالیت مینمایید بسیار بسیار خوشحال میشوم که قهرمانان واقعی این سرزمین در این انجمن حضور دارند واین افتخاریست بس بزرگ  حال اگر درانجمن نباشید میبینید که چقدر انجمن ازرونق می افتد واصلاً با وجود شما اساتید وقهرمانان جنگ این انجمن جان تازه ای میگیرد .اما در کامنت شما یک سر نکات هست که با اجازه ی شما استاد نازنین مطرح مینمایم

روحیه یکی از آن فاکتورهاس . باید اشتیاق را در پرسنل بالا برد

بله حق باشماست یکی از فاکتورهای مهم واساسی همین روحیه است ویکی از مواردی که روی روحیه ی افراد تأ ثیر بالایی دارد همین بحث معیشتی است که متأ سفانه ...

از ابتدایی ترین اصول انضباط در ارتش احترام گذاشتن به مافوق است

این بحث احترام که نشانه ی انضباط در ارتش میباشد کمرنگ شده که به نظر بنده فکر میکنم به بحث اموزش مربوط باشد چرا که نحوه ی صحیح احترام گزاشتن در دوران آموزش باید  تمرین شود وتدریس گردد

احکام شرعی را بهتر و بیشتر از مباحث رزم بداند

بله استاد حق باشماست هنوز وهنوز بحث آموزش در ارتش دارای مشکلاتی است این درحالیست که 2 مقوله ی آموزش صحیح واستاندارد وبه روز

وهمچنین انظباط ونظم جزء جدا نشدنی از ارتشهای جهان میباشد چرا که این نکات مثل زنجیره به هم متصل هستند که اگر این موارد دچار مشکل گردند بدون شک کل ساختار آن مجموعه دچار مشکل خواهد شد . مثل سلسله مراتب فرماندهی که مشابه سلسله اعصاب بدن عمل میکند .حال اگر مقایسه ای داشته باشیم وضعیت فعلی در ارتش را با زمان شاه میبینیم که اوضاع ازچه قرار است . به هر جهت داشتن یک ارتش قدرتمند ضامن امنیت کشور وملت ماست آن هم در شرایط فعلی منطقه وحتی جهانو هرچقدر در تقویت ارتش  مسولین همت نمایند در نهایت به نفع کشور ماست

6 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

با درود فراوان به خدمت دوستان و اساتيد گرانقدر 

عذر تقصير دارم كه دير در بحث حضرات شركت كردم .به دليل فوت مادر خانم ، بنده يك مدتي هست كه نتونستم به انجمن سر بزنم و از مطالب حضرات استفاده كنم به همين دليل از محضر دوستان و اساتيد پوزش مي طلبم. همه مطالب تقرير شده توسط دوستان را خواندم و ارزشمند بود به همين دليل لايك كردم . اين توضيح براي اين بود كه بگويم سرسري مطالب را نپسنديدم چون دوستان و اساتيد واقعا دردهاي ملموس را به رشته تحرير درآورده اند .در بحث امكانات فردي و گروهي بايد بگم كه تا زماني كه من خدمت ميكردم به جرات ميشه گفت امكانات فردي از لباس و... گرفته تا اسلحه و تجهيزات نظامي فردي متاسفانه ارتش ايران در حدي نيست كه حرفي براي گفتن داشته باشه .من باب مثال عارضم كه در شبهاي زمستان در تيپ 2 زرهي زنجان (قبل از مستقل شدن)اسايشگاه گروهان اركان تا ساعت 12 شب سوخت براي گرم كردن آسايشگاه داشت و از ساعت 12 به بعد در چله زمستان آنهم در شهري مثل زنجان ما تا صبح از سرما دندانهامونو بهم فشار ميداديم  ساير گروهانها هم اوضاعشون بهتر از ما نبود . غذاي پرسنل يا اصلا قابل خوردن نبود يا جيره غذايي نفرات كم بود و نفرات سير نميشدن و اين مورد به نفع بوفه تيپ بود . هيچ وقت يادم نميره زماني كه در منطقه نفت شهر بوديم از 15قبضه اسلحه ژ3 اي كه در پايگاه پل جنوبي تحويل نفرات بود حتي يكيشون سه تا تير بدون گير كردن شليك نكرد اينو خودمون تجربه كرديم. يادم نميره كه يه شب بنا به دستور فرمانده گردان 125 پياده مكانيزه تيپ 2 زرهي زنجان قرار بود گروهان سوم كه جلوتر از ساير گروهانها سمت پل جنوبي مستقر بود چند گلوله منور خمپاره شليك كند كه متاسفانه به دليل ضعيف بودن در امر آموزش خدمه خمپاره اندازها نتونستن حتي يه گلوله منور رو شليك كنند كه در ارتفاع استانداردش عمل كنه راست و دروغش مي گفتن كه پلاتين بوردمون شكسته امكان تعيين زاويه مناسب رو نداريم . در منطقه نفت شهر هم با اينكه زمان آتش بس بود و هيچ درگيري نبود ما در طول هفته يه وعده غذاي گرم رو سير نخورديم وزن من از هفتاد كيلو رسيده بود به 49 كيلوگرم. يه دونه و نصفي نان براي يه روز هر نفر اونم در زمان آتش بس نه در زير آتش دشمن ...خنده داره منو چند تن از هم خدمتيهامون به دليل گرسنگي زياد دست به دزدي چند قرص نان و يه بسته بيسكويت ساقه طلايي زديم كه هنوزم هم شرمندگي اين عمل با من هست و بخاطر اين عمل زشت هر وقت يادم مي افته از خودم خجالت ميكشم . اين همه كمبود بيشتر از همه سربازاني را كه از لحاظ اقتصادي بنيه ضعيفي داشتن رو آزار ميداد. يكي از هم خدمتيهاي من در منطقه نفت شهر برام تعريف ميكرد كه به دليل نداشتن كرايه ماشين مجبور شده بود يك روز از مرخصي شو در مهمانخانه اي در كرمانشاه ظرف شويي و توالت شوري كنه تا بتونه خرج راهشو دربياره ...واقعا اسف بار بود اوضاع در آن موقع ، الان رو نميدونم وضع چطوريه......

7 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

.به دليل فوت مادر خانم ، بنده يك مدتي هست كه نتونستم به انجمن سر بزنم

سلام وعرض ادب خدمت دوست نازنینم جناب کلانتر ام 16 بزرگوار در درجه ی اول بنده به نوبه ی خود ازطرف خودم ودیگر هم انجمنیها بخاطر فوت مادر خانم شما به شما تسلیت عرض نموده وآرزوی صبر برای شما وخانواده ی گرانقدر شما را ازخداوند منان دارم .اما در رابطه با کامنتی که زحمت ارسال آن را کشیده اید بنده هم با اجازه ی شما نکاتی را عرض مینمایم

اين توضيح براي اين بود كه بگويم سرسري مطالب را نپسنديدم

فرمایش شما متین وبجا البته خدارا شکر که مطالب این انجمن ارزشمند هستند وارزش تشکر را دارد

عذر تقصير دارم كه دير در بحث حضرات شركت كردم

ممنون از توجه شما به هر حال هرکس به نحوی درگیر مشکلات زندگی است که سعی در برطرف کردن آ نها دارد وهمین امر باعث شده تعدادی از اعضا دیر به انجمن سر بزنند . وبه هرحال شما دوست نازنین به رغم مشکلاتی که داشتید بازهم به انجمن سر زدید که جای تشکر وقدر دانی دارد.

  امكانات فردي از لباس و... گرفته تا اسلحه و تجهيزات نظامي فردي متاسفانه ارتش ايران در حدي نيست كه حرفي براي گفتن داشته باشه

در رابطه با لباس ها درنیرو ی زمینی ودر ابتدای دهه ی 80 لباسهای استتار لجنی (جنگلی) که به نیروهای وظیفه داده میشد وحتی اور ها ی خاکی بسیار نازک وبه جرأ ت میتوان گفت بدکیفیت بودند حتی لباس خاکی هایی که در دوران آموزش  داده میشد باز درمقایسه لباس خاکی های 30 یا 40 سال پیش قابل مقایسه نبود ند. حال همین اور های خاکی را به قول بنده خدایی که میگفت در تابستان می پوشیدیم بهتر بود!! حال شما تصور کنید همین اور کتها ولباس فرم های استتار لجنی را در سرمای زیر صفر شهر هایی مثل زنجان سنندج وکلاً شهر های سردسیر بپوشید آن هم با آن سوزو سرما .در مورد تجهیزات انفرادی دیگر مثل 4بند فانوسقه جیب خشاب هم که ... البته مدتها قبل پرسنل وظیفه ای که در این مناطق خدمت میکردندیعنی مناطق محروم, جنگی, بد آب و هوا وعملیاتی کسری خدمت به ایشان طعلق میگرفت . ولی اکثر کسانی که به خدمت سربازی اعزام میشوند متأ سفانه از اقشار به لحاظ مالی ضعیف جامعه هستندتا مرفه . وحتی پرسنل کادر هم که استخدام خود آجا هستند به لحاظ مالی ....فقط جای افسوس دارد وهمین بحث مالی بر روحیه وانگیزه ی  خدمتی افراد خیلی تأ ثیر دارد .

7 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites
نقل قول

عذر تقصير دارم كه دير در بحث حضرات شركت كردم .به دليل فوت مادر خانم ، بنده يك مدتي هست كه نتونستم به انجمن سر بزنم

دوست خوبم ام60 عزیز

ضایع وارده را به شما و خانواده محترمه تسلیت میگویم

نتیجه تصویری برای والپیپر تسلیت متحرک

 

5 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

با تشكر از ابراز همدردي دوستان و سروران معزز 

بنده تنها ناراحتي ام اينه كه چرا بايد حال و روز ارتش مملكتم بدين شكل باشه ارتشيان دلاوري كه كارشون در 8 سال جنگ به مثابه معجزه بود،چرا بايد از لحاظ امكانات سازماني در رده ارتش كشورهايي مثل سودان و سومالي باشند؟!!!!! برادر كوچكتر من برحسب علاقه شخصي ارتشي هست نه بخاطر اينكه فقط شغل و درآمدي داشته باشه ، و موجب افتخار بنده مي باشد ولي وقتي فيش حقوقي خودشو نشونم ميده حرفي براي گفتن ندارم ... بارها اين جمله رو در نظرات خودم نوشتم و بازم مي نويسم و اگه نياز باشه هزاران بار هم مي نويسم و اعلام ميكنم(( كسي كه شرمنده خانوادش باشه نميشه ازش توقعي داشت )) يك فرد نظامي با داشتن 16 ، 17 سال سابقه و باگذروندن دوره هاي متعدد سخت و طاقت فرسا هر چقدر هم كه علاقه به كار و شغلش داشته باشه بالاخره وقتي بحث تامين نيازهاي اوليه خانواده به ميان مياد  كم مياره نمونه بارز اين ايثارها قهرماناني مثل جناب ابراهيمي سعيد و باقي دوستان در رسته هاي مختلف نظامي كه به عينه اين ادعا رو ثابت كردن ، ولي آيا با حلوا حلوا گفتن دهن شيرين ميشه؟؟؟؟؟؟؟؟  ... آقايون همه ما وطنمون رو دوست داريم و بخاطرش جان هم ميديم ولي تا زماني كه مسئله تامين مالي پرسنل كادر و وظيفه نظامي يا انتظامي حل نشه هر طرحي هم فرماندهان ارشد اجرا كنند در نطفه عقيم خواهد ماند . در اينجا بهتره يه خاطره اي رو از يكي از آشنايانمون نقل كنم كه مقايسه اي هم بين امكانات ارتش و نيروي انتظامي صورت پذيرد.

يكي از اقوام كه سرگرد نيروي انتظامي مي باشد مي فرمودند كه : بنا به دلايلي بايد كاري رو در تيپ زنجان انجام ميدادم و به همين دليل به دژباني تيپ مراجعه كردم و با معرفي خودم به افسر دژبان و هماهنگي هايي كه از طرف ايشون صورت گرفت براي من كارتي صادر شد و همراه دژباني به ستاد تيپ رفتم . تا اينجاي كار از قانون مداري ارتشي ها خيلي خوشم اومد و دردلم واقعا به اين نظم و ديسيپرينشون احسنت گفتم ولي وقتي وارد مكان مورد نظر شدم و با مقام مورد نظرم آشنا شدم اتاقي كه ايشون داشتن نظرم رو جلب كرد ، اتاقي بسيار محقر و ساده كه در خور مقام و شخصيتي مثل ايشون كه تجربه و دانش زيادي در امر نظام و نظاميگري داشتن نبود ...در ذهنم اين اتاق يا دفتر رو با اتاق يا دفتر رئيس كلانتري فلان كلانتري مقايسه كردم ديدم اصلا قابل مقايسه نيست ...اين آقا با اين درجه نظامي و محاسن سفيد و كوله باري از تجربه در اين دفتر نشسته در حالي كه سرگرد فلاني كه به زور سابقه خدمتش نصف سابقه خدمت اين عزيز ميشه الان در دفتر كارش زير كولر گازي نشسته. در اين اتاق من مبلي نديدم تمامش صندلي بود در حالي كه اتاق همون سرگرد انتظامي مبل چند ميليوني داشت. اين مطالب بيانگر اين امر هست كه ارتشيان ما واقعا ايثارگر و از جان گذشته هستند ...اصلا چرا راه دور بريم ، همين سرويس اياب و ذهاب پرسنل پادگانها رو اگه توجه كرده باشين همه اتوبوسها از دم اسقاطي و از رده خارج هستن كه به لطف تعمير و نگهداري منظم سرپا موندن و دارن پرسنل رو جابجا مي كنن من اينو ميخوام بپرسم كه آيا اين عزيزان نبايد يك وسيله به روز و درخور شان كه داراي كولر و بخاري به درد بخور باشه ، داشته باشن ....خلاصه اين انصاف نيست كسايي رو كه جانشونو كف دستشون گرفتن و هر لحظه براي حفظ كيان اين آب و خاك حاضرن جان بدهند با اين همه بي مهري روبرو باشند ....

7 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

با درود وعرض ادب خدمت همگی بخصوص جناب کلانتر ام 16 عزیز به واقعیات تلخ ولی کلیدی اشاره فرمودید بله اتفاقاً بنده هم در بحث ترابری ودر تکمیل سخنان شما به نکاتی اشاره مینمایم . این که وسیله ی ایاب و ذهاب ارتش وضعیت جالبی ندارد یک واقعیت غیر قابل انکار میباشد شاید باور نکنید که اگر بگویم بنده خودم دیدم که یک پراید که سرنشینانش جمعی نزاجابودند وابتدا فکر کردم شخصی است ولی پلاک آن مطعلق به نزاجا بود!!! یا در یکی از شهرها دیدم هم زمان 2 خودرو ی تویوتا در حال حرکت بودند که جلویی از نوع لند کروز اف 3 همان نوعی که در زمان جنگ مورد استفاده ی سپاه بود وسرنشین سمت شاگرد آن ستوان یا سروان تمام نیرو ی زمینی ارتش بود وتویوتا ی پشت سر ی وبا پلاک سپاه اگر حافظه ی بنده درست یاری کند ازنوع هایلوکس بود! یا خود روهای ال 90 که با پلاک سپاه هستند وحتی در حوزه های مقاومت نیز از این نوع خودرو ها وجود دارد. ویک نکته هم در آخر اشاره نمایم در زمان رژیم سابق (شاه) سرمایه وبودجه ی زیادی صرف تجهیز وگسترش ارتش میشد که همگان نتیجه ی آن را در درگیری های زمان انقلاب  (ترکمن صحرا ,خلق عرب و...) واز همه مهمتر در زمان جنگ تحمیلی میدانیم . حال اگر این بودجه ها ودر آن مقطع زمانی به ارتش تعلق نمی گرفت ؟ نتیجه ی غائله ها ی کردستان خلق عرب و... چه میشد؟ نتیجه ی جنگ که دیگر جای خود را دارد . بنده این مثال را زدم تا اشاره کنم به این موضوع که ارتش بایستی تقویت شود وبودجه ی زیادی به این امر تعلق گیرد چرا که این امر به نفع امنیت ملی ماست وامیدوارم مسولین نیز این موضوع را درک و به آن رسیدگی نمایند . البته شاید!

7 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

Create an account or sign in to comment

You need to be a member in order to leave a comment

Create an account

Sign up for a new account in our community. It's easy!


Register a new account

Sign in

Already have an account? Sign in here.


Sign In Now