Welcome to رهروان ارتش

از اینکه انجمن ما را برای مطالعه انتخاب کردید از شما متشکریم. 

برای استفاده از امکانات انجمن و برقراری رابطه دوستانه با دیگر اعضا لطفا در انجمن ثبت نام کنید

با تشکر

جنگ و مشکلات جهاد خودکفایی

مشخصات نوار
شماره مسلسل: 18948
نام عملیات: ادامه والفجر 8
نام یگان، قرارگاه خاتمالانبیاء  سپاه
نوع نوار: جلسه
منطقه: منطقه عمومی فاو
مدت نوار: 90 دقیقه
افراد شرکت کننده:
برادر علی شمخانی قائم مقام فرماندهی کل سپاه و فرماندهی نیروی زمینی سپاه
برادر رحیم صفوی جانشین فرماندهی نیروی زمینی سپاه
برادر صفائی فراهانی معاون وزیر صنایع سنگین
برادر کاظمی معاون وزارت صنایع سنگین
حجت الاسلام دری نجف آبادی نماینده و رئیس کمیسیون بودجه مجلس
حجت الاسلام نادی نجف آبادی نماینده و مخبر رئیس کمیسیون بودجه مجلس
نوار این گفتگو در مورخ 9/ 1/ 65 یعنی حدود 45 روز پس از فتح فاو با حضور برادران ذکر شده تهیه شده است.

برادر علی شمخانی:

...

بحثی در مورد نیازهای جبهه و جنگ و نقش مراکز صنعتی در تأمین آن

... ما پنجاه روز است که از یک کار عادی مهندسی متوقف ماندهایم و توان تکان خوردن را نداریم حالا هم امیدوار به این نیستیم مگر اینکه یک تلاش اساسی، در جهت تأمین امکاناتی که میتواند جبهههای جدیدی را برای عراق بسازد، صورت بگیرد. ما هرگز همین حالا دنبال امکاناتی که نتوانیم بکار بگیریم، نیستیم و در نظر نداریم امکانات جدیدی بسازیم که متناسب با توانمان نباشد. (و یا اینکه مثلاً دنبال ساخت تانک باشیم) واقعیت این است که نمیتوانیم از تانک خوب استفاده کنیم، این هم امری طبیعی است چون ما نمیخواهیم به قیمت از دست دادن زمان به دنبال ساخت وسایل پیچیدهای برویم. (بر فرض که) تانک تی62 ( t-62)  را هم بکار بگیریم، عراق تی  72 ( t-72 ) دارد که نقطهای میزند. اگر از  این تانک غنیمت بگیریم باز اصلاً نمیتوانیم آنرا بکار بگیریم چون تانک که فقط
مسئله رانندگیش نیست. اگر ما بخواهیم توان خودمان را فقط متوجه کار کیفی بکنیم زمان را از دست میدهیم. در انقلاب نیز فقط در برخورد کمی با دشمن کیفی و زمان ندادن به دشمن است که میتواند پیروزی به ما ارمغان آورد. اگر عراق مجموع گاز شیمیایی که بکار گرفت در وضعیتی غیر از انقلاب (اسلامی ایران) بکار میگرفت، با توان نظامی که در این منطقه داشته میتوانست همه را نابود کند.
در روز سوم جنگ، عراق در محاصره، 1000 بمب شیمیایی زد با دویست و پنجاه پرواز، هر بمب شیمیایی 60 لیتر ماده شیمیایی دارد حداقل 6000 گلوله زده است. هر گلوله توپ 3 لیتر بمب شیمیایی دارد، 18000 و 60000 هزار میشود 78000 لیتر. 50 لیتر برای آلوده کردن هر کیلومتر مربع کافی است بنابراین طبق این معادله، عراق تا اندازه بیش از یک بار منطقه عملیاتی ما را به طور کامل آلوده به مواد شیمیایی کرده است. در یک محاسبه نظامی، ارتشی که در این فضای جنگ فاقد کارآیی هم در دفاع و هم در ادامه رزم است. دشمن سلاحی را به کار گرفت که با کمیتها برخورد کند. اما الحمدا... معادلهای که برای مقابله (با نبرد ما در فاو) بکار گرفت، معادله تخصصی نبود، معادلهای بود تا بتواند ضعف خود را بپوشاند و عراق (حاصل کار خود را) دید که ما (در مقابله با جنگ شیمیایی) ایستادگی کردیم.

...ما دیشب با بچهها که صحبت میکردیم (آنها میگفتند دشمن در خط) از نارنجک تفنگی ما به ذله آمده است. ما همین حالا سلاح پیاده قویتری (را پیشنهاد میکنیم) که میتواند کارآیی بیشتری نسبت به نارنجک تفنگی داشته باشد. مدتهاست که طرح آن نیز خدمت برادران ارائه شده اما در آنجا متوقف مانده است. جداً اگر ما آن سلاح 2734 را داشتیم، عراق (مثلاً در یک نقطه که) دویست متر جلو آمده بود قطعاً قادر به انجام آن نمیشد؛ چون این سلاح، یک سلاح بسیجی است و راحت بکار گرفته میشود، به هیچ تکنیکی هم نیاز ندارد و با حداقل مدت زمان آموزشی بالاترین کارآیی را خواهد داشت. حجم آتش بالا و ترکش فراوانی هم دارد ما باید (در این زمینهها) در تولیداتمان فکر عاجلی بکنیم ضمن اینکه غافل هم نباید باشیم.

...اگر ما مردم را اینگونه توجیه کنیم که امروز کارخانه تراکتورسازی تبریز به این دلیل تراکتور تولید نمیکند که میخواهد به جای آن تانک بسازد هرگز (مردم) به دنبال تراکتور نخواهند رفت. کما اینکه دیدیم ساختن آن پلها (نام پل فراموش شده است)، چیزهایی که استفاده هم نکردیم و شبیه گاری بود (نامعلوم: طارِ) به هر حال، آن خیلی در رأس مملکت سروصدا کرد ولی هیچ فشاری به مردم نیامد که حالا منجر به اعتصاب، تحصن یا اعتراض شود. اگر به مردم بگوییم که این کار را صرف جنگ داریم میکنیم قطعاً میپذیرند و بدتر از این را هم میپذیرند....

برادر صفایی فراهانی:
بسم ا... الرحمن الرحیم. من صفایی فراهانی هستم از وزارت صنایع سنگین،برای برادرانی که مرا نمیشناسند (خود را معرفی کردم).

برادر علی شمخانی:
اگر من مثالی زدم برادران آن را حمل بر وزارتخانه خود نگیرند.
برادر صفایی فراهانی:
نه، بنده اصلاً نمیخواهم جواب شما را بدهم. قبل از اینکه شما بخواهید فرمایش کنید من اجازه صحبت گرفته بودم که به بعد از صحبت شما موکول شد. به دلیل اینکه من خودم از بدو تأسیس وزارتصنایع سنگین، که در جنگ بوجود آمد، در این وزارتخانه بودم میشود گفت همواره این دردهایی که آقای شمخانی گفتند کمابیش در آنجا مطرح بوده و ما میدانستیم. منتهی هیچ وقت نمیدانستیم این درد را در صنعت چگونه درمان کنیم. دلیلش هم این است که ما در جنگ حضور نداریم. حضور ما در جنگ از طریق شماست و خواستههای شماست که ما پیاده میکنیم. این فرمایشاتی که بیان نمودید و سایر برادران در مقاطع دیگر (بدان اشاره) کردهاند را ما خود به آن اعتقاد داریم و کراراً گفتهایم، خود ما هم همین حرفهایی را که شما میزنید را میگوییم که آقا مردم هیچ فشاری روی ما ندارند که مثلاً فرض کنید به ما تراکتور بدهید یا واگن یا نمیدانم فلان وسیله را، بسته به نیاز این طرف است (جبهه و مسئولین جنگ).

یک موقع هست که ما در کنار شما در جنگیم همان احساس شما را داریم و نیاز شما را دقیقاً میدانیم لمس میکنیم و میشنویم مغر منفصل شما از نظر پشتیبانی که بتوانیم کار بکنیم و در کنار جنگ باشیم ولی در حال حاضر وزارتخانه های صنعتی و یا حداقل وزارت صنایع سنگین که از آن اطلاع دارم. چون بصورت مستمر در کنار شما نیستند فقط از کانال شما و احتمالاً ارتش گاهی اوقات سفارش خاصی میآید آن سفارش را انجام میدهند. در رابطه با تشکیل این کمیته روز قبلش با برادرمان علیزاده کراراً تماس داشتیم و اعلام آمادگی کرده بودیم که آقا ما آمادهایم هر خط تولیدی را با توجه به نیاز جنگ عوض کنیم، هر کار جدیدی در جهت نیاز جنگ شروع کنیم ولیکن از این طرف که مغز خود جنگ بود به ما هیچگونه خط (مشی) مشخص داده نشد و من فکر میکنم در کنار دردهایی که شما و برادران دیگری که درگیر مستقیم جنگ هستید میفرمائید باید اجازه بدهید که این وزارتخانهها به عنوان ستادهای پشتیبانی در کنار شما به عنوان مغز منفصل شما باشند که بتوانند از نظر پشتیبانی خودشان فکر کنند و کارخانههایشان را برای نیازهای شما به هر صورتی که هست بسیج کنند یا در غیر این صورت شما باید خواستهتان را بگوئید.

کراراً این را گفتهایم و الان هم میگوییم که آقا تمام سازندههای دنیا همانطور که حاضرند به شما، قاچاقی اسلحه بفروشند، همانطور نیز حاضرند تکنولوژی آن را بدهند و به مراتب هم آمده اند و پیشنهاد دادهاند. همین الان این جزوهای که جلوی من هست پیشنهاد (فروش) توپهای 170 است. یعنی حاضرند به راحتی بیایند این راه را در کشور ما پیاده کنند منتهی از این طرف هیچ خواسته مشخصی نیست؛ که آقا مثلاً برو فلان خط تولید را در کارخانهات عوض کن و این را فعلاً به جایش انجام بده بعد اگر زمان صلح شد خودت یک فکری بکن که برای زمان صلح هم یک کار دیگر تولیدی در مملکت بشود و این شدنی است. همانطور که شما گفتید کشورهای محور و متفقین این کار را کردهاند. اگر ما بخواهیم یک چنین کاری بکنیم، نمیگوئیم نمیشود، میگوئیم به راحتی شدنی است.

تمام کارخانجات سازنده خودرو و کارخانه های دیگر را می توان بسیج کرد حول ساخت خودروهای جنگ، اعم از تانک، نفربر کوچک و بزرگ. بطور مثال برای شما عرض میکنم کارخانههای سکهزنی در اروپای زمان جنگ جهانی دوم همه شان شدند کارخانه های تولید کنندۀ پوکۀ فشنگ و هنوز هم قالبهایشان را حفظ کردهاند یعنی من همین تابستان امسال یکی از همین کارخانه ها را بازدید کردم،دیدم هنوز داشت فشنگ تولید میکرد، گفتم برای کجا میزنید گفت یک کشور خاص سفارش به ما داده است لذا یکی از پرس هایمان را برای این کار گذاشته ایم.

پس این مثال نشان میدهد که این کار به راحتی شدنی است، منتهی یا باید بیائیم در کنار شما عمل کنیم که دقیقاً بدانیم نیاز شما چیست؟ که ما کراراً گفته ایم الان هم در اینجا خدمت شما میگوئیم که از سه سال پیش سازنده های هواپیما، نفربر، تانک و سلاحهای سنگین و سبک در اروپا پیشنهاداتی دادند که همینطور (راکد) مانده است.
ما هفته گذشته همراه آقای نبوی (وزیر صنایع سنگین) در آن طرف رودخانه اروند (فاو) پیش آقا رحیم بودیم. گفتند آقا ما لنگ یک سری ماشین آلات هستیم که اگر امروز برسد بهتر از این است که مثلاً فردا برسد. ما سریعاً آن را تدارک کردیم ولی حالا میبینیم مثل اینکه اصلاً تغییرات از آن طرف رودخانه به این طرف رودخانه یکدفعه جور دیگری میشود پس این نشان میدهد که ما در جنگ نیاز به یک سیستمی داریم که بتواند این امکانات را بسیج بکند. اگر قرار است اینطور باشد و چهار دفعه اینگونه عمل شود که مثلاً ایشان به من بگوید که آقا برو برای من فرض کن بیل و لودر آماده کن من میروم سریعاً آماده میکنم بعد از مدتی نیز بگویند که آقا حالا باشد بعد ببینم چه میشود. در اینجا من صراحتاً میگویم نوار هم ضبط میکند.
برادر شمخانی صحبت وی را قطع کرده میگوید:
چه کسی گفته که حالا باشد بعد؟
برادر صفایی فراهانی:
آن را بعداً اگر خواستید به خودتان میگویم

برادر شمخانی:
آخر بدبختی (جنگ همین است) کار جنگ، کار حاشیهای است، آخر باید آن (کسی که گفته انجام ندهید) را هم برویم توجیه کنیم که اینطوری نیست. دیشب ما تا ساعت دو، سه آن طرف (در منطقه فاو) جلسه داشتیم باز هم مشکلمان همین بود. اصلاً من علت اینکه از آنجا به قرارگاه خاتم آمدم به این دلیل بود.
برادر صفایی فراهانی:
آقای شمخانی امن از همان هفته ای که آقا رحیم نیازها را گفتند، تهران که رسیدیم (بلافاصله به کارخانهها دستور دادم) هیچیک اصلاً حق فروش لودر، بیل و کامیون را ندارید مال هر کسی است بگذارید باشد چونکه فردا میخواهیم اینها را بفرستیم جبهه؛ خب نشد امن وقتی نگاهی میکنم میبینم اگر یک مسئله به این سادگی یک دفعه این طرفی (منتفی یا معکوس) میوشد بنابراین فردا اگر خط تولید فلان کارخانه را تغییر دهیم ممکن است همین بلا سرش بیاید به هر حال ما هم به چنین وسایلی نیاز داریم چون مال من که نیست.

بدون رودربایستی به شما بگویم، شما یک مهندس هستی، آمدهای در سپاه، من هم یک مهندس هستم که در صنعت کار میکنم. جفتمان هم برای این مملکت دلمان می سوزد. اینجور نیست که مثلاً بگوییم آقا ما آن طرف (پشت جبهه) نشسته ایم مثلاً »دلیدلی « میخوانیم و مثلاً فقط شما در جنگ هستید.
(برادر شمخانی: خب بله، همینطور است)
آقا رحیم با بنده هم دانشکده بوده است. منتهی بنده چهار، پنج سال زودتر از ایشان فارغالتحصیل شدم. حالا ایشان آمده است در لباس (در سپاه و جنگ) (مشغول خدمت است) ما آن طرف در محل دیگری هستیم در واقع همه ما مشغولانجام یک وظیفه هستیم. منتهی ما میبینیم چون سازماندهی مشخصی وجود ندارد نمیتوانیم این امکانات را در خدمت جنگ بگذاریم. ما میگوئیم آقایان! تهیه این امکانات به راحتی میسر است، زیرا همین دو سال و نیم پیش بود که در اروپا (شرکت یا فرد بخصوصی) به من پیشنهاد داد و گفت ما حاضریم همه این ابزارها و همه رینگ و پیستونهای تانک »لئوپارد « را به کارخانه شما بیاوریم و در آنجا پیاده کنیم ما آمدیم و در اینجا مطرح کردیم ولی گویا اصلاً هیچکس (از مسئولین جنگ به چنین مجموعهای) نیاز نداشت من قبول دارم که شما (برادر علی شمخانی) میگویید آقا ما نباید این جنگ را تا رفع فتنه ادامه بدهیم باید یواش یواش دنبال کیفیت هم باشیم، دیگر نمیشود به کیفیت توجه نکرد اما ما سه سال پیش (تجربه ساختن) تانک را شروع کرده بودیم امروز حداقل یک ابوقراضه ساخته شده بود که  لااقل (امروز) گلوله مستقیم روی اکثر بچه ها (ی رزمنده) اثر نداشت. ما میبینیم که از این (نوع اقدامات) احراز میشود یعنی شما یک دفعه از آن طرف پشت بام میافتید و یک دفعه هم از این طرف پشت بام ببخشید، شما که میگویم منظور شخص شما (برادر شمخانی) نیست، کل مجموعه را میگویم از یک طرف برادری میگوید که: »آقا اگر نفربری برای من بسازید که مثل یک جیب اتاِ فنری نیز داشته باشد تا فقط بچههای مرا با کالیبر پنجاه نزنند، مسئله من فعلاً حل است. از سوی دیگر همان موقع برادری مطرح میکند که خیر آقا! ما نفربری میخواهیم که معادل ام  پی آمریکائی باشد در غیر اینصورت به دردمان نمیخورد.

برادر شمخانی:
خوب این علت دارد. آن نیاز مربوط به سه سال پیش بود امسال، سال 65 است یعنی سه سال از آن میگذرد. برادری که آن حرف را زد به این دلیل بود که آن زمان ام  113 در دپوهای ارتش خاک میخورد، (همان برادر) پانصد تایش را  گرفت و موتور اتومبیل ولوو روی آنها گذاشت و به کارشان گرفت. دیگر این عادت شد و وقتی یاد گرفت که آنرا چگونه به کار بگیرد دیگر نیازی به آن جیپ هانداشت.
منظور من از کار کمی، عدم بکارگیری کارها و ابزارهای کیفی نیست! منظورم این است که مثلاً اگر قرار است تانک به کار بگیریم، صد دستگاه تانک هیچ اتفاقی و دگرگونی در جبهههای ما ایجاد نمیکند ما باید یک مرتبه دو هزار تانک را وارد عمل کنیم. و یا اگر قرار است هواپیما بسازیم باید به نحوی باشد که ما یک مرتبه بتوانیم مثلاً پنج هزار فروند هواپیما بالای سر بغداد به پرواز دربیاوریم، حتی اگر این هواپیماها خیلی جزیی باشد. چون با سیستم موشکی عراق به هر حال صد تا، هزار تا از اینها (در وهله اول سقوط میکند اما) چهار هزار تای (باقی مانده خواهند توانست) اهداف خود را بزنند یعنی اگر قرار است (در جبهه ها) وسیله کیفی بکار بگیریم باید در سطح گسترده باشد که بتواند عراق را مغشوش بکند. طبیعتاً اگر شما میخواستید سه سال پیش متناسب با زمان، نیازمندیمان را به ما میدادید، برایمان همین جیپ کافی بود ولی امروز، به ام  113 عادت کردهایم سازمان گرفتهایم خوب هم به کار میگیریم دیگر آن (جیپ زرهی) به دردمان نمیخورد باید این نفربر آمریکایی باشد چون میتوانیم بسازیم.
برادر صفایی فراهانی:
حالا شما ام  113 را میخواهید یا خیر؟
برادر شمخانی:
ما که، کتباً به شما اعلام کردهایم. بله! میخواهیم.
برادر صفایی:
شما ام  113 را بخواهید ما با هر (مقدوراتی باشد تهیه میکنیم)

برادر شمخانی:
(این درخواست در نامهای که به آقای علیزاده (دادهایم قید شده است)
برادر علیزاده:
» قرار داد آن را با آقای مظلومنیا بسته ایم (برادر صفایی: هنوز نبسته اید) بله بسته ایم، پیشنویس آن در دست ماست. (و نه سند قرارداد چون هنوز قرارداد بسته نشده است.) «
برادر شمخانی:
(بنابراین طبیعی است که) خیلی از نیازمندیهایی که امروز اعلام میکنیم وقتی از جبهه فاو به جبهه دیگری رفتیم (و جابجا شدیم نوع نیازهای ما فرِ میکند و دیگر) نیازمندی جبهه فاو برای ما اساسی نیست. (البته این نیازها) امکانات محدودی است. ما امکانات گسترده (از شما نخواسته ایم.)
برادر علیزاده:
چون حرف آقای شمخانی خیلی جالب است، (بد نیست این نکته را اضافه کنم) که ببینیم دید بچه ها (فرماندهان و مسئولین جنگ در سپاه) از آن (زمان تاکنون چگونه تغییر کرده است) مثلاً آقای چمران میگفتند که ما یک گلوله میخواهیم که چیزی بیندازیم (داخل آن و به سمت دشمن پرتاب شود همین کافی است) که این »تقّی « کند (صدایی حاصل از انفجار تولید نماید) که در واقع تولید خمپاره انداز 120 (با این دید) کارش شروع شد بطوری که وقتی آخر سال قبل، اولین تولید صدتاییاش به جبهه رسید دیدیم کار به جایی رسیده است که بچه ها این را فقط با »تمپلو « (خمپاره انداز) اسرائیلی مقایسه میکنند. نه سوئدی را قبول دارند و نه  اتریشی را، کرهای که اصلاً رد است؛ فقط با خمپارهانداز اسرائیلی که بهترین و بهترین 120 دنیاست مقایسه میکنند و حاضر نیستند یک قدم عقب بروند.
آقای شمخانی! (برادران از ما نفربری) خواستهاند مثلاً ام  113 آمریکایی (که اگر اول نباشد جزو) چهار، پنج نفربر (عالی) دنیاست یعنی ردخور ندارد میگویند نه اما فقط این را میخواهیم الان (رزمندگان ما از بین) چهار، پنج نوع نفربر چه غنیمتی، چه نفربرهای ارتش، از هر کدام (بهترین قطعات آن را برای ساخت نفربرجدید میخواهند).

مثلاً مسئول زرهی سپاه آقای جعفری (مشخصات یک نفربر را که از ما خواسته چنین است): بدنه نفربر پی  ام  ا، شنی نفر بر بی  تی  آر  60(خشایار)، توربین آبی بی  تی  آر  50 ، درب عقب نفربر چینی، نفربر غنیمتی که امسال گرفته اند و درب عقب آن در واقع درب مونتاژ شده تی  513 آمریکایی است. موتور و گیربکس ام  113 آمریکایی بر جک آر  پی  جی 11 که پی  تی  آر  60 روی آن نصب شده باشد، داخل نفربر هم مشابه نفربر غنیمتی چینی و ارتفاعش هم مطابق پی  ام  پی  1 باشد.
برادر شمخانی:
یعنی هم شرقی باشد و هم غربی (خنده حضار).

برادر علیزاده:
الان (رزمندگان ما) واقعاً میخواهند که از بهترین سلاح (ها برخوردار باشند. البته) این را هم اضافه بکنم که خیلی از پروژههایی که عقب مانده برای ما (گران تمام شد) و خیلی به ما فشار آمد و توی سر ما هم خورد (بر فرض مثال) ما بنا به دستور فرماندهی پروژه گاری یا بولدوزرها را خیلی جدی شروع کردیم پس از مدتی از همه جا، حتی در هیئت دولت آنقدر به حاج محسن (رفیقدوست) فشار آوردند که ایشان ما را توبیخ کردند. گفتیم آخر امر فرماندهی بوده است که این کار را کردیم (و از این بابت) خوشحال هستیم و به همین دلیل نیز ادامه خواهیم داد.
بالاخره از ده تا کار خوبی که (انجام) میشود، بخصوص در کارهای مربوط به جنگ که فشرده باید باشد، ممکن است خب یک کار، دو کار با اشکال مواجه شود، اما چرا فقط آن اشکالات عنوان میشود؟ (این سبب میشود که) روحیه طراح، سازنده، مأمور خرید و پیگیری، در صنایع سنگین یا سبک، صنایع وزارت سپاه و در همه جا کشته شود یعنی این جوسازیها و این تحریکات (در روحیه ما تأثیر منفی میگذارد، مسئولین هم نمیایستند تا دفاع کنند. به هر حال این بچه ها،بچه های جنگ هستند اگر کردند خوب کردند بالاخره (در بین) هست تا کار خوب آنها که به هر صورت انجام شده و تحویل دادهاند (گیرم که) محاسبه دو کار اشکال داشته، (و ممکن است که) اصلاً پروژه حذف شده باشد. من به عنوان جمعبندی این را میخواهم بگویم که این کارها را میشود کرد.

منتهی امروز، برادران رزمنده ما ایده آل (فکر میکنند) در حاضر ما می خواهیم هواپیمایی را بسازیم، به حساب کپی کنیم، (برای این کار) رفتیم و گشتیم و با بچه های خودمان، با مدیران هوایی و... هماهنگ کردیم. برادران رزمنده میگویند این سوئدی یا سوییسی است خوب نیست، یک نوع فرانسوی (خوب است) که این کار را انجام میدهد در دنیا بهترین نوع است. راست هم میگویند خودم قبول دارم (اما این برادارن) اصلاً حاضر نمیشوند مثلاً از 100 درجه، 94 یا 96 (را بپذیرند) میگویند فقط ما همان 100 را میخواهیم و کپی همین بهترین نوع (را باید) برایمان بسازید.
اینکه برادران بهترین نوع را میخواهند خودش درد و مشکل ما است ضمناً ما نمیگوییم نمیشود منتهی بادی از بالا و (از سوی) مسئولین درجه اول کشور حمایت شود تا این جو و این محیط را آنها فراهم کنند. مثل (بسیج) نیروها (که مسئولین در هر فرصتی تبلیغ میکنند) و به همه جا میگویند، (همچنین باید) به بچه ها (برادران مسئول در صنایع اجازه برخورد با مسائل، جرأت و جسارت منطقی داد نه اینکه (این روحیه را) از آنها سلب کنند. چون الان در مورد خیلی از بچه های انقلابی و فعال آنقدر حرف هست، و جوسازی میشود که آنها آرام، آرام در حال کنارهگیری هستند (به جای این برادران انقلابی) افراد دیگری میآیند که به حساب منطقی تر و همچنین ترگل ورگلترند (افرادی که تا به آنها دستور انجام کاری بدهی) میگویند: 7  سال دیگر، ما نمیتوانیم، نمیشود «  میگوئیم آقا! فلان کار را بکن  میگویند:  نه، چون ما شیریم، شیران علم (!)؛ خلاصه ما باید تسلیم آنهابشویم یعنی اگر این بچه های حزب اللهی بروند کنار، کسانی میآیند در رأس کارها که ممکن است مملکت را به تسلیم بکشانند.
اینکه الان میگویند مثلاً در مجلس جنگ وجود ندارد (مسئله جنگ اصلی نیست) بدین خاطر است که هر نمایندهای برای (احداث و ساختن) یک جاده دفاع میکند ولی با اینکه (میبیند خیلی مردم) به جنگ میروند، با کمال تعجب دیده میشود که آنها هیچگونه برخورد دسته جمعی با مسئله (جنگ ندارند) یعنی برخوردی که مثلاً بیایند جلو (و پا به میدان بگذارند) بنشینند فکر کنند، کمیسیون،کمیسیون بشوند و جنگ بشود اولی، الان همین مسئله تشکیل سه نیرو در سپاه مطرح است. (میبینیم که) بیشترین فشار روی خود سپاه است زیرا جا میخواهد، مکان میخواهد، زمین میخواهد، محوطه میخواهد، بودجه خاصی میخواهد و حتی مسائل حقوقی دارد به نظر من باید (مسئولین) بیایند برخورد کنند و تشویق کنند این بچههای خسته را، که انشاءا... اینان هرچه بیشتر جذب کار شوند به قول آقای صفایی اگر کارخانه ها یا مسئولینشان کاری نکنند بالاخره وزراء که حداقل قرص هستند میآیند در کارخانه و به زور هم شده کار انجام می گیرد.

پایان نوار18498

5 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

بخش دوم

مشخصات نوار :
شماره مسلسل 18949
نام عملیات : ادامه والفجر 8
نام یگان : قرارگاه خاتم الانبیا -سپاه
نوع نوار : جلسه
منطقه منطقه عمومی فاو
مدت نوار: 90 دقیقه

برادر علی شمخانی :

در حال حاضر ما باید روند همکاری صنعت با نیازمندی های جنگ را رشد بدهیم این پل ،بولدوزر و لودر ی که در اینجاست مربوط به زمانی است که شما نبودید الحمدالله حالا آمدید یعنی بیشتر از سابق (در جنگ حضور دارید)لذا به محض اینکه گفته می شود "یونیفولیت "می روید و به راحتی آن را می سازید اساسا" خودتان (؟)طرح آن را می آورید .می گوئیم آقا ،پل می خواهیم بسازیم ؟(فوری می گوئید )این طرح یونیفولیت ،یا طرح وسایل دیگری را می آورید .این همکاری به دلیل قرابت این دونظام (فرماندهی جنگ و مراکز صنعتی کشور )است .اما باز هم کم است (وجود مشکلات و ناهماهنگی که )شما بدآن اشاره کردید به این دلیل است که تصمیم گیری در آن موارد بر عهده من نبود ،باید دستگاهی بالاتر از من وجود داشته باشد تا این مسائل ر ا هماهنگ کند .نظام بودجه ،نظام امنیت و مظام تبلیغاتی کشور باید در اختیار دستگاهی باشد که این دستگاهدر واقع همان مدیریت رهبری اجرایی انقلاب است .
لذا تا زمانی که تشکیلاتی از رده بالاتر در این مسائل دخالت نکند این ناهماهنگی ها خواهد بود.این (ناهماهنگی ها) طبیعی است و غیر طبیعی هم نیست و تا مدتی طولانی باقی خواهد ماند و طی این مدت باید با فشار و زور به اصطلاح قولچماقی ،بعضی از مشکلات را حل کرد .

برادر صفائی فراهانی :
به هر حال آقای شمخانی اجازه بدهید من عرایضم را تمام کنم در رابطه با مجموعه امکانات فعلی مملکت که مقداری در اختیار صنایع دفاع است ،مقداری هم صنایع سپاه برای خودش تدارک دیده است بقیه اش هم جزو امکانات (وزارتخانه های )صنایع سنگین ،صنایع معادن و فلزات و بنیاد مستضعفان است ،ما حرف خودمان رامی زنیم که بله ما آمادگی داریم تاتمام ظرفیت های موجودمان را در سمت خدمت به نیازهای جنگ بر گردانیم ،منتهی به شرطی که یا بتوانیم در کنار شما به عنوان مامور منفصل عمل کنیم تا بدانیم نیازهای شماچیست و سریعا " کار کنیم ،یا شما دقیقا"و مشخصا"به ما بگویید چه می خواهید تا کار مشخصی را در پیش بگیریم .با تمام این مسائلی که فرمودید از جمله اینکه در سطح بالا باید طراحی بشود وکلیه مشکلاتی که همه ما الان می دانیم،بیائیم در همین سطحی که امکانات مشخص است ،آنها را فهرست کنیم و بگوئیم هرچه است همین است شما اگر بیشتر از این میخواهید باید بوجود بیاورید ،اگر درهمین حدی می شود کارها را قفل و بست کرد ،فبها ،و در غیر این صورت بایستی با هماهنگی میان صنایع دفاع ،صنایع وزارت سپاه و سایر مراکز صنعتی شروع به ساختن چیزهایی که در توانمان است .ولی من فکر می کنم حتی در مورد ساختن چیزهایی که در توانمان است بسیار با تانی پیش می رویم ،یعنی توانایی و ظرفیتی که در رابطه با صنعت می بینیم ،خیلی بیشتراز این است که الان در خدمت جنگ گذاشته ایم اگر باز هم کماکان ،به این روش ادامه بدهید ،مطمئن هستیم ،اگر عمری باقی باشدو سال دیگر هم در اینجا خدمت شما باشیم یا اینکه برادران دیگر خدمت شما بیایند ،باز همین فرمایش را دارید یعنی باز می گوییدکه : "آقا ،شما نتوانستید".

همین طور که الان خودمان داریم اذعان می کنیم اگر شما می گوئید 6سال است که صنعت از جنگ عقب است و ما هم 100 سال است که از تکنولوژی تسلیحاتی دنیا عقب هستیم ،واقعا"بدلیل این است که در مجموع ما در کنار شما نبودیم و آن چیزی هم که از شما به ما رسیده است همین هائی است که گفتیم ،من در اینجا به جرات می- توانم بگویم ،آقای علیزاده هم خودشان هستند و پشت سر ایشان هم نمی گوئیم ،هرچه که آقای علیزاده گفته است ،ما با تمام نیرو و توانی که می شد بسیج کرد ،به ایشان دادیم حالا نمی گوییم که آقا ،دقیقا"سرساعت تحویل داده ایم ممکن است مثلا " با یک هفته تاخیر بدهیم ولی به امید خدا رهایش نکردیم از نمونه کارهای ما همین یونیفولیت هاست .
آقای علیزاده خود بهتر می دانند که روز 22 بهمن ،یعنی یک روز بعد از عملیات والفجر 8 آمدند و گفتند که : "آقا ،این راه بیفتد "با تمام پیچیدگی که این کار داشت و اگر می خواست در زمان عادی ساخته بشود اصلا" امکان نداشت ،دقیقا"تا روز 28 اسفند 296 تا یونیفولیت ،یعنی بیش از یک سطح گذر از رودخانه ،و آماده کردیم و واقعا"در شرایط عادی این امکانپذیر نبود بطوری که 6سال قبل هم که در سازمان گسترش بودم می گفتند ،"نمی شود"ولی در این فشار ،آماده شد.ایشان می دیدند کارگری را که چشمانش قرمز می شدو نمی توانست کار بکند ما پای ماشین جوش نگه می داشتیم ،و می گفتیم : "آقا ،کار را لنگ نکنید. "
ولی این امر خواسته شما بود،طبیعی است اگر حالا هم شما نگوئید هیچ کاری انجام نمی شود.کارخانه واگی سازی را خواباندیم تا یونیفولیت بسازد.بنابراین نشان دادیم که برای واگن اهمیت قائل نیستیم برای یونیفولیت اهمیت قائل هستیم ،فقط بدلیل اینکه این سفارش آمد و نیاز جنگ مشخص شده بود.
الان هم شما اگر نیازهای جنگ رامشخص کنید ،ما به شما می گوئیم که : "آقا در اسرع وقت این کار شدنی است. " به همین دلیل هم از برادرمان محوری زاده که از اینجا (جبهه )آمدند و معاونت صنعتی و بهره برداری وزارتخانه هستند ،خواهش کردیم تا در روند کار کارخانه هایی که قرار است خط تولیدشان عوض شود ،قرار بگیرند .چون ایشان باید مجوز آنرا بدهند .
ماروی یکسری از مدیران کارخانه هایمان و بچه های وزارتخانه ،در سطح معاونین مشغول برنامه ریزی هستیم که اساسا"بیائیم و در کنار شما کار کنیم یعنی دقیقا"لمس کنیم که شما چه می خواهید تا برویم کارخانه هایمان را در همان جهت بسیج کنیم .چون خودمان هم همین ناراحتی های شمارا داریم.ما فکر می کردیم در این سه چهار ساله باید از اینطرف می آمد(ند و در خواست کمک می کردند )ولی نیامدند ،گفتیم ،حالا پس ما به آن طرف می رویم ،ما می آئیم در کنار شما ،در اینجا می نشینیم تا ببینیم شما از چه چیزی لنگ می شوید ،برویم سراغ آن لنگ شده و درباره آن فکر کنیم ،ولی اگر شما به مابگو ئید چه می خواهید ما دیگر به اینجا نمی آئیم می رویم سراغ اینکه همه کارخانه هایمان را بسیج کنیم تا نیازهای شما را برطرف کنیم .

الان هم مجدد ا" عرض می کنم که در کارخانجات مختلف خارجی هم که بحث می کردیم ،کرارا"می دیدیم همانهایی که به ما تسلیحات می فروشند آمادگی دارند که تکنولوژی آن را هم به ما بدهند ،ولی نه در پوشش نظامی بلکه در پوشش غیر نظامی ولی متاسفانه من نمی دانم چه گیری وجود دارد که این مجموعه در بین خود ما بوجود نمی آید .یعنی (همه ما نسبت به هم )فکر می کنیم که اگ ر من این کار را می کنم ،از آقای ترکان خیلی عذر میخواهیم ،مثلا "سرشکستگی آقای …….است یا سرشکستگی آن یکی .لذا هیچ وقت این قفلو بست بوجود نیامده است کرار ا"یک سازنده خارجی آورده و گفته است : "آقا ،من تحت پوشش غیر نظامی حاضرم هر تکنولوژی که شما می خواهید بدهم ولی حاضر نیستم بروم با وزارت دفاع شما قرارداد ببندیم ولی ما که این طرف هستیم این همبستگی را بوجود نیاوریم تا بگوئیم خیلی خب اشکال ندارد بیا مثلا "با شهر داری ما قرار داد ببند ولی برعکس گفتیم نه ،دقیقا"باید مکانیزم این باشد که از وزارت دفاع استفاده بکنید .برای نمونه اشاره می کنم به گشایش اعتبار همین نفر برها که 10 ماه در بانک مرکزی ماند ،در حالی که من مطمئنم اگر مثلا" به نام وزارت سپاه بود این مدت به 15 روز تقلیل پیدا می کرد.

ما پیشنهادمان این است که اگر واقعا " یک چنین کاری می خواهد بود یک جلسه اضطراری بین وزارتخا نه های صنعتی و صنایع دفاع و صنایع سپاه تشکیل بشود امکانات و خواسته ها هم مشخص بشود،این امکانات با آن خواسته ها تاخت رده شوندهرچه که آن وسط می ماند برویم و برایش بوجود بیاوریم .

مثلا"اگر بمب شیمیایی به وزارت صنایع می خورد و فقط به او می دهند آنها جلو بروند .نیائیم بگوئیم "آقا ،اگر برای سه سال هم بماند ولی مثلا"چون به نام آنها می دهند ،ما نمی گذاریم اصلا " این کارها انجام بشود . "ولی اگر باز روند موجود را بگیریم و فقط دردها را بگوئیم ،من یکی به سهم خودم این دردها را خیلی شنیدم ،یعنی هر دفعه به جبهه آمدم
،شنیدم ،هر دفعه در تهران به این کمیته ها رفتیم ،شنیدیم، ولی هیچ وقت راه حل آنرا ندیدم ،یعنی هیچ وقت ندیدم که کسی بگوید ،"آقا ،خب بیائید تمام این امکانات را بسیج کنیم یک سری از این امکانت را وزارت معادن و فلزات و یکسری هم وزارت سپاه دارد ،خواسته های شما هم روی آن بیاید این خواسته ها را دانه دانه تقسیم یکنیم .

همین طوریکه مثلا"الان آقای علیزاده می آید و می گوید : "آقا ،شما بیائید مثلا "گلوله خمپاره برای ما بزنید ما به آنها گفتیم که :آقا ،ظرفیت دیزاماتیک ما 20 هزار تن است "و در طی سال تمام این 20 هزارتن را برای آقایان اختصاص دادیم منتهی نیاز را گفتند ،یعنی گفتند،آقا ما اینفدر گلوله از شما می خواهیم ،ما هم گفتیم : "آقا خط دیزاماتیک را منحصر ا" برای سپاه تولید کنید . "حالا اگر دیدیم باز نیاز داریم ،حاضریم برویم مجددا"در مملکت سرمایه گذاری کنیم ولی اگر نیاز را ندانیم ،مجبوریم کنار بنشینیم آن وقت اگر شمایک روز بیائید و به من بگوئید که : "آقا ،الان ، 20 هزار تا گلوله دیگر هم می خواهیم "،می گویم : "نمی دانم ".احتمالا"فکر می کنید که ما یا بقیه وزارتخانه ها ،فرق نمی کند ،نمی خواهیم همکاری کنیم ،یا اینکه مثلا"می گوئید : "خب ،حالا عجله داریم و نمی توانیم صبر کنیم "در حالیکه حداقل دوسال برای ایجاد خط دیزاماتیک زمان لازم است .این خط برای تولید گلوله در دنیا ساخته شده است و سهل ترین سیستم برای این منظور است .البته ما برای قطعات خودمان هم از آن استفاده می کردیم .

برادر علی شمخانی :
توجه داشته باشید ،برای تشخیص نیازمندی جنگ از در جبهه نباید بیرون بیائید. نیازمندی را باید ازمیان شناخت دشمن ،نقاط ضعف و نقاط قوت آن وشناخت نقاط قوت و ضعف نیروهای خودی دریابید .در عین حال ممکن است نیاز به ساختن خمپاره را هم به شما اعلام کنند.
برادر رحیم :
ساختن خمپاره مربوط به خیلی وقت پیش است .
برادر شمخانی :
بله ،درست است .باید فکرکنیم همین حالا که توان دشمن در هوا در هواپیما و در ارتفاع بلند متمرکز است ،چه باید کنیم .از طرفی زمانی که در زمین به زرهی (برادر رحیم:و توپخانه )و توپخانه متکی است ،چه باید کنیم ،بنابراین باید روی آنها فکر کنید .در همین شرایط با هزار زور یک گردان توپخانه را به آنطرف آب بردیم ولی فرمانده می گوید که : "فقط یک قبضه ام کار می کند"می گوئیم چرا ،می گوید "کولاس من شکسته است "قطعا"و بدون شک شما می توانید کولاس بسازید .البته این نیازمندی ها مقطعی است .
….ولی باید برتر از این فکر کرد .باید نشست ،نقاط ضعف و قوت دشمن و خودی را شناخت و بر مبنای آن توان تسلیحاتی مطلوبی را وارد عمل کرد .این چنین کاری همه را به جنگ وامی دارد .حالا اگر نیازمندیهای مقطعی را هم تامین کنیم ،حرف دیگری است و در حال شکل گیری است .اما چیزی که به عنوان نیازمندی است و از 6سال پیش در حال شکل گرفتن است ،همین روند به اصطلاح نیاز پذیری دستگاه صنعتی ماست که خیلی بهتر از قبلی شده است .در رده های بالا هم طبیعتا" چاره أی غیر از این ندارند که این تصمیم را بگیرند و نهادهای مختلف را هماهنگ کنند .

برادر مهندس منصوری (از وزارت معادن و فلزات ):
بسم الله الرحمن الرحیم ،صحبتهای برادرمان درباره این قضیه را تائید می کنم فقط می خواهم روی این نکته تاکید بیشتری بشود که باید در راس و در مجموعه بالا این هماهنگی ها بوجود بیاید .شما می فرمائید ،الان 5هزار هواپیما یا چند هزار وسیله دیگر درست بکنید ولی امکانات ما همانند محتویات یک کاسه محدود است درباره امکانات و بودجه محدود مملکت باید در سطح بالا تصمیم گرفته شود .باید به ما بگویند بجای پرداختن به این یا آن مسئل ،امکانات بودجه و نیروی انسانی را برای فلان قضیه مشخص  صرف کنید مثالی در مورد لوله هایی که می خواستیم خدمت شما تصمیم بگیریم ،عرض می کنم ،بدینصورت که آیا مجتمع فولاد مبارکه آن لوله ها را داشته با شد یا نه ؟نهایتا"به ما گفته شد ،اگر به کارتان ضربه می خورد لوله ها را از مجتمع بیرون نکشید و از طرفی روشن بود که وقتی چنین لوله أی را از مجتمع بیرون می کشیدیم به مجتمع ضربه می خورد!
برادر علی شمخانی :
(کسی که اینگونه حرف می زند )در خط مقدم نبوده از جنگ هم بیگانه است .حالا (که این بحث شد من )صریحا" به شما ،یکی از دلائلی که آدم می ترسد بگوید عنصر جدید وارد جنگ بشود ،این است که ممکن است این عنصر جدید سدکار شود .در واقع ترس از این است که عنصر جدید نه تنها مشکلی را حل نکند بلکه سد ایجاد بکند .(آن کسی که آنجور حرف زد )خون یک بسیجی را خیلی کمتر از آن لوله می بیند .ممکن است وقتی به او بگوئی :گهلی کوپتر را به پرواز در بیاور ،"می گوید "اگر هلی کوپتر برود ممکن است آنرا بزنند "،می گوئیم : "بسیجی دارد شهید می شود "،بازهم می گوید: "اگر هلی کوپتر برود آنرا می زنند "!
برادر منصوری :
خب ،این موضوعی است که ما هم همین را می خواهیم بگوئیم وقتی که صحبت از خواباندن  یک کارخانه یا اساسا " تغییر یک طرح می شود ،یا مثلا"می خواهیم درباره ذوب آهن تصمیم بگیریم ،در سطح بالا تصمیم گیری بشود ،نه فقط در قالب حرف بلکه در قالب مصوبه أی باشد که همه روی آن تصمیم بگیرند ،همه با هم هماهنگ شده باشند و بگویند فلان کار را بکنید .ولی الان هرکجا می نشینیم (مثلا"همین جا )شما می فرمائید در فلان جلسه هیئت دولت هم گفته (مصوبه )شده است ولی وقتی که سراغ آن می رویم ،مثلا"سراغ همان لوله یا هلی کوپتری که می فرمائید ،قضیه به بن بست میرسد .واقعا" دیده نمیشود که بخواهند چنین حرکتی بشود ما فقط روی مسئله هماهنگی در سطحی بالاتر از جلسه خودمان می خواهیم تاکید کنیم .چنانچه در مجموعه أی ،هماهنگ درباره کارخانه یا بودجه أی تصمیم قاطع گرفته شود ،میتوان حتی اگر در سطح محدودی باشد،صحبت از ساختن هواپیما و تانک و توپ کرد ،در غیر این صورت وقتی از اینجا رفتیم و در وزارتخانه های خودمان مشغول شدیم ،به کارهای عادیمان می چسبیم و به همان اجرای برنامه باروند گذشته ادامه می دهیم . بنابراین یا شما می توانید فشار بیاورید یا ما باید فشار بیاوریم ویا مجلس باید اقدام کند تا در نهایت در سطح بالا هماهنگی ایجاد شود و در نتیجه آن در این سمت نیروها به هرز نروند .به اصطلاح و به قول برادرمان هر روز نیائیم بنشینیم دردها را گوش کنیم ،به اصطلاح دلمان بسوزد ،بلند شویم و ازاینجا برویم ولی وقتی که به محیط خودمان رفتیم گرفتار قضایای خودمان باشیم (مکث)

یکی از مسئولین صنایع دفاع :
مطلبی را که می خواهم عرض کنم این است که آیا ما از امکانات خودمان کمال استفاده را می کنیم ؟{برادران علی شمخانی و صفائی فراهانی :نه ،استفاده نمی کنیم .} الان فرضا"درباره این طارق که شما فرمودید ،امکانات ساخت آن در بسیاری از محل های دیگر هم وجود دارد و بطور وسیعی هم به آن نیاز داریم ،بنابراین در همان محل هایی که امکاناتش وجود دارد ،ساخته شود. برای امکانات ساخت آن هم سرمایه گذاری شده است بنابراین بیایند و طارق ها را بسازند .در این باره بررسی شود بعد از حل این مشکل راجع به ساختن هواپیما و توپ وتانک سرمایه گذاری ،کنیم .اسناد ومدارک آمریکایی ها نشان می دهد که وقتی قصد داشتند موشک تاو را یک میلیارد دلار به ایران بفروشند ،قرار بود بیشتر قطعات آنرا در ماشین سازی تبریز بسازند .در واقع ماشین سازی تبریز توان ساخت قطعات موشک را دارد .در حال حاضر آیا ما از چنین امکاناتی بهره برداری می کنیم یا خیر؟ هنوز این اسناد و مدارک وجود دارد و می توانیم قضیه را بررسی کنیم .یکی دیگر از مشکلاتی هم که مطرح می شود این است که هر جا که می گوئیم صنعت وارد جنگ بشود،زود طرح می آید که 2 میلیارد دلار اینجا و 7 میلیارددلار آنجا بدهیم ،خب مملکت هم ندارد ،کسی هم نمی تواند بدهد ،در نهایت همه حرفها منتفی می شود .

باید به این شکل قدم جلو گذاشته بشود که ما همین امکانات موجود را داریم وچیزی دیگری هم نداریم ،نفت را هم دیگر نمیتوانیم بفروشیم و خلاصه باید صابون را با خاک اره قاطی کنیم و بخوریم .صنعتمان باید درباره خودش ابتدا به این ترتیب فکر کند بعد بیائیم و بجنگیم .صنعت بیاید خودش را دراین شرایط ببیند که حالا ناچار است بیاید و مسائل را حل بکند و به
هیچ وجه امکان این را ندارد ،ک ه برود ارز بدهد و از خارج چیزی بخرد اگر هم امکاناتی دارد محدود است و فقط می شود با آن ،انجام رساندن کارها را تسریع کرد .نه اینکه بیائیم طرحهای جدید و وسیعی را دوباره مطرح بکنیم و باز هم معلوم نشود که آیا تا 2سال دیگر یا 10 سال دیگر این طرحها به نتیجه می رسد یا خیر ؟و تا آن موقع هم به نتیجه نرسد الان بحمدالله با برخورداری که در صنعت بوده است شرایط امیدوار کننده تر شده است ،نمونه اش همان پل است که الان آن پل در ایران طراحی و ساخته شده است وقتی نصب بشود (متوجه خواهید شد که )چیز عجیب و غریبی است .برادران اگر به آزادی رفته باشند وآنرا دیده باشند متوجه می شوند که واقعا " چیز عجیب و غریبی است .
شاید بحث آن یکسال پیش به این صورت بود که سی -کی- دی آن آورده بشود و این جور مسائل مطرح بود یعنی اولین مطلبی که باید واقعا" شکسته بشود این است که ساخت یک پل نیاز به سی -کی -دی ندارد ،می شود در این مملکت پل ساخت ،مغزش ،امکاناتش وتوان صنعتی آن را داریم این امکانات را به کار بگیریم و تنها راه بکارگیری این است که کل صنعت و نه فقط افراد این بهانه گیری ها را کنار بگذارد .به این ترتیب اگر واقعا "روی این محور صنعتگران فکر بکنند همانطور که بچه بسیجی ها به آن طرف میروند هزارمشکل هم دارند ولی مشکلاتشان را مطرح نمی کنندو فقط خبر پیروزی آنها می آید در صنعت ماهم ،فقط همان پل به جبهه بیاید و مطرح بشود،مشکلاتش در جنگ نیاید و مطرح نشود .مشکلاتش را خودش همت بکند و حل بکند همانطور که شما فرمودید در آلمان هم قطعا" مشکلات داشتند اگر فقط بخواهیم مواد خام را که آلمان در طی جنگ جهانی دوم داشت ،امروز تولید کنیم ،معضل قابل توجهی در کشورمان ایجاد می شود یعنی اینکه بنشینیم و فکر بکنیم فقط ما اینقدرمواد خام در مملکت تولید بکنیم .

برادر کاظمی (وزارت صنایع دفاع ):

بسم الله الرحمن الرحیم ،شاید 2سال قبل بود که ما چنین جلسه أی را به صورت بسیار مختصرتر خدمت برادرمان آقای صفوی و برادر محسن (رضایی)داشتیم .من وقتی آن جلسه را با این جلسه مقایسه می کنم روند مناسبی ر ا در رابطه با حرکت نیروهای فنی و تخصصی در ارتباط با جنگ می بینیم و شاخص آن هم همین جلسه أی است که الان تشکیل شده است .هرچند شتاب این حرکت ،شتاب مناسبی نبوده است ولی اگر در مجموع بهواهیم مقایسه بکنیم حرکت خوبی را داشتیم .منتهی نتوانستیم این حرکت را به حرکت رزمندگان مان و بسیجی ها و رده هائی که در جنگ هستند ،برسانیم .
در این 2سال ،تجربه ستاد فوریتهای جنگ و تجربه کمیسیون ویژه پشتیبانی جنگ هیئت دولت و حرکتها مختلفی که حقیقا"با اخلاق و با توان بالقوه تعدادی از برادران و قسمتی از تشکیلات صنعتی یا علمی مملکت شده است ،(چشمگیر بوده است)شاید نقطه ضعف عمده کار این بوده است که ما بیائیم و آن نقاطی را که دچار مشکل شدیم و یا نتوانستیم طرحمان را جامعیت بدهیم و برای کل پوشش بدهیم ،شناسایی کنیم.
یعنی اگر ما قطعا"یا موضوعا" قسمتی از یک وزارتخانه و از طریق آن کارخانه أی و یا حرکتی را در بخشی از نظام صنعتی مان در ارتباط با جنگ فعال کردیم ،اشکالات همان بخش را ببینیم چه بوده است؟آنها را رفع کنیم و این طرح به اصطلاح کوچک و نمونه را گسترش و جامعیت بدهیم .در کنار این حرکت به نظر من باید بعد از 2سال حتما"این کار صورت گیرد و ما این دو،سه حرکت را جمع بندی و حتی تشکیلاتی را در این رابطه بررسی کنیم.
بخشی از این واقعیت ها را برادرمان آقای فراهانی گفتند .این واقعیت هم وجود دارد که نقطه نظری در این جلسات مطرح میشود ولی زمانی که به سطوح بالاتر میرود به اصطلاح خوب هضم و پخته نمی شود .خب در آنجا هم هر وزیری می خواهد یک مقداری سیستم خودش بچرخدو منهای حد ومرزهائی که برای کارها گذاشته اند همه آنها یک سری مشکلات هم دارند .من این صحبت را در جلسه کمیسیون شورای عالی صنایع که معاونین طرح و برنامه هم بودند مطرح کردم در آنجا با وزرا هم جلسه أی بود که سه چهار نفر از آنها بودند .ما در آنجا مطرح کردیم که واقعا" از آن بالا هم برادران باید تا حدودی این مطلب را بگیرند و راه آن هم این است که اول استراتژی و سیاستهای جنگی مدون بشود و بر مبنای آن سیاست های صنعتی را پایه گذاری کنیم.باید برای این کار استراتژی داشته باشیم .
اساسا "کلیه حرکت های ما با صنعت ،صنعت با ما وجنگ با صنعت مقطعی وموضعی بوده است . تشکیلات مختلفی هم که ایجاد شده است به نظر من آن کشش لازم را نداشته و یا نتوانستند با موانع بصورت منطقی برخورد کنندو حمایت بشوند تا بتوانند آن موانع را مثل بلدوزر صاف ک نند وجلو بروند و صنعت را بطور کامل به سمت جنگ بکشند .صنعت هم می خواسته است روند خودش را حفظ کند چون بالاخره مسائل کارگری ،اشتغال و تولید را دارد .یک سری مشکلات هم در آنجاست در سطحی بالاتر با خود آقایان هم که حالا هستند،حاج آقا دری وآقا نادری ،کمیسیونی تشکیل دادیم ،شاید 6ماه قبل که ما و آقای ترکان در خدمتشان رفته بودیم تا حدودی روی این مشکل صحبت کردیم تا حداقل مقداری از وضعمان را روشن کنیم ،چون ما بعنوان تشکیلاتی که در کشور می خواهیم این فاز را کار کنیم و حداقل تجربه ستاد فوریت ها و یک سری از این قبیل کارها را پشت سر داشتیم برایمان واقعا"نقطه عطفی بود که به صنایع دفاع رفته بویم و در آنجا هم با آن همه امکانات ،اهداف ،ایده ها وبا این جمع بندی که از کارمان داشتیم می خواستیم حرکت کنیم .

در این شرایط اولین سری مسائل برای ما چنین بودندکه :
آقا ،می خواهیم چه کار کنیم ؟برای آینده چه تسلیحاتی می خواهیم داشته باشیم ؟در چه ابعادی ؟با چه تکنیکی ؟برای چه رزمنده أی؟برای چه نوع جنگی؟و خطراتی که آینده مارا تهدید می کند در چه نقاطی هستند
اینها یک سری مسائلی هستند که باید در محلی نشست ،تحلیل وبررسی کردو تصمیم گرفت ،همین که تصمیم گرفته شد ارجاع شود (به مراکز ذیربط)و پشت آن هم محکم بایستدو مواخذه کنند واگر فلان ،تشکیلات مسئول کاری شد ولی کارش را انجام نداد آنرا سینه دیوار بگذارند ،حالا نمی خواهد به قلب یا به سینه اش بزنند ولی بگذارید بفهمد یک جایی وجود دارد که بالاخره از او باز خواست می کنند.این کاریست که به نظر من از آقای دری و آقای نادی بر می آید .وقتی که ما با آنها در کمیسیونها بودیم متوجه شدیم این درد را آقایان هم دارند .ولی باید یک جایی برای رسیدگی باشد .در جلسه أی در سطح بالاتر هم که مسئولین آن تصمیم گیرنده بودند صحبت میکردیم ،آنها هم این مشکل را داشتند.
منتهی به نظرم می آید که الان در مورد جنگ و با این استراتژی که امام هم روی آن تکیه دارند و دیگر حجت را بر همه تمام کردند ،اساسا" نمی توانیم دید مقطعی داشته باشیم و اینطور فکر کنیم که خب!حالا ، 6ماه ،یک سال یا 15 ماه دیگر جنگ تمام است و کارمان هم تمام است . ما باید روی این خط بیائیم و براساس این کار برنامه ریزی شود.
اساسا" در این فاز به هیچ وجه برنامه که نیست .هیچ ،بعد دیگرش هم این است که بعضی از آقایان می گویند : "قابل برنامه ریزی هم نیست "این هم بحثی مستقل است.همان گونه که در همه کارهای دیگرمان به روز تصمیم می گیریم ،اینجا هم روزانه تصمیم می گیریم در نتجه مشکل پیش می آید متعاقب آن ما منفعل می شویم که چگونه مشکل را حل کنیم ؟من حالا در این جمع ،خدمت آقا رحیم هم می گویم ،نسبت به 2 سال قبل وضعیت را مناسب تر و کاررا خیلی جلوتر می بینم و امیدواری هم خیلی زیاد است .به نظر من کارهم شده است .یکی از حرکتها این است که ما بیائیم کارهای انجام شده خودمان را بررسی و نقاط ضعف آنرا بر طرف کنیم و ببینیم چگونه باید آن حرکت جهادی یا فوریتی یا هر اسم دیگری که روی آن بگذاریم ،در سطح کارهایمان نه با یک دید مقطعی ،که یک کار را به صورت کاری خاص ارجاع بدهیم ،بلکه بصورت برنامه ریزی شده و مقطع به مقطع اجرا کنیم .وچنانچه هر مقطع آن هم نیازمند به اصلاح بود،اصلاح می شود .ما برنامه کاری را تهیه می کنیم و می- گوئیم طی دوسال آینده انجام چهار پنج آیتم (مورد )،یا این پنج ،شش مورد کار را از صنعتمان انتظار داریم .اگر فرداشرایط زمین یا شرایط رزم عوض شد ،خب اصلاحاتی در برنامه انجام می دهیم ولی باید برنامه را داشته باشیم تا بیش از این مقطعی با مسائل برخورد نکنیم البته یکی از راههایش هم این است که دفتری در اینجا تشکیل شود تشکیلاتی باشد که بتواند کاری را که الان آقای علیزاده یک نفره انجام می دهد ،مجموعه أی باشد که بتواند از همین جا با زور جنگ هل بدهد وبرای اجرای برنامه فشار بیاورد ،وزرا هم به منطقه جنگی بیایند و جلسه مشخص داشته باشد.

"شورای عالی صنایع "،انتظارات به نظر من "شورای عالی صنایع "که متشکل از هفت وزیر است و کل صنعت کشوردر اختیار آنهاست باید در منطقه جنگی تشکیل شود ،همه اعضای آن شورا در واقع به همین حرف هایی که آقای فراهانی زدند،معتقدند،هیچ کس در بین آنها نیست که معتقد نباشد.
البته اگر با آنها صحبت بکنیم ،می گویند: "در جای دیگری باید تصمیم بگیریم "من نمیدانم چرا از اینجا و آنجا مرتب با بالا ارجاع می شود. بالاخره باید آنرا به جائی ببرید و یک نفر تصمیم بگیرد مثل همین حرف ها ،می- نشینیم همه ما حرف میزنیم آخرش که می خواهیم مسائل را بچسبیم و تصمیم گیری کنیم می بینیم که نخیر ،شخص دیگریست که باید تصمیم گیری کند،یعنی اینطوری به هم میرسیم .
این شورا یکی از محورهای کارش باید همین باشد که چگونه صنعت را در خدمت جنگ قرار بدهد وبا این برادرانی که در جنگ بودندو مدتها کار کردندو با آقایانی که در قسمت های مختلف در به خدمت کشیدن جنگ کار کردند،بنشینند واین طرح را بر مبنای استراتژی دفاعی مان تدوین کنند سپس طرح را بیاورند و مرحله به مرحله اجرا بکنندو مرحله بعدی هم این است که باید به یک سری سوالات در این کشور پاسخ داده شود تا بشود کار بکنیم .من از آقایانی که اینجا هستند خواهش می کنم (در مورد )یک سری از این کارهایی که مطرح می شود و به کمیسیون های مشترک مجلس که در راس امور است و امام هم روی آن تاکید کردندو همه تصمیم گیری ها هم الان در آنجاست ،ارجاع شود ،در آن حدی که برایشان مقدور است ،چنین مجموعهء تصمیم گیرنده أی را ایجاد کنند و هماهنگی های آن را حتما"باحضرت امام و آقایان دیگر صورت دهند و بدین شکل کارها مرتبا"ادامه یابد.

یکبار یکی از آقایان با نمایندگان مجلس صحبت می کردند ،مسئله کمیسیون دفاع را در آنجا بدینصورت زیر سوال کشیدند که کمیسیون دفاع که کار اساسی جنگ را به عهده دارد در ارتباط با جنگ چه کاری انجام داده است ؟ایشان نظرشان این بود که باید در جنگ فعال بشوید ،یعنی چه ؟یعنی برای حل مشکل جنگ باید مجلس را بسیج کنیم .مجلس یعنی همه کشور ،همه مردم ،همه امکانات کشور ،الان وزرا از مجلس و از کمیسیون های ذیربط خودشان حرف شنوی دارند .این کارها بیاد انجام شود ما هم از این طرف برنامه خاصی را برای کار داشته باشیم تا به آن طرف ارجاع بدهیم .حالا به عنوان نمونه خاص آن هم در صنایع دفاع که ما هستیم ،تشکیلات بالقوه و بالفعلی وجود دارد که امکانات عظیمی دارد و حداقل ما در این تجربه 5- 6ماه که در آنجا هستیم برای تکان دادن این وزنه سنگین نیروی عظیمی را می طلبد وباید کشورمان بسیج بشود .آنها هم مال همین کشور است .باید روی آن مایه گذاشته شود.یک سری مسائل خاصی هم در ارتباط با صنایع دفاع وجود دارد که اگر جای آن بود مطرح می کنم ولی من تجربه کارهای خودمان را در این سه نکته می بینم که:
من اول جلسه خدمت برادران گفتم و باز هم باتفاق برادران به اینجا می آئیم و می گوئیم ما از برادرانی که در خط هستند خیلی عقب هستیم آنها دارند جلو می روند شاید اصلا"به نشست ها و جلسات ما و یا چیزهایی که بعضی وقتها می سازیم متکی نباشند.اما آن (برادر رزمنده )آن وقتی که آر-پی-جی یا کلاش خود را برمی دارد و جلو می- رود تا حدی می تواند بدون حمایت ما جلو برود و بعد از آن باید حمایتش کنیم ،در غیر اینصورت ،هم در قضیه ریختن خون او دخیل وشریک هستیم و هم نتوانستیم وظیفه مان را خوب ایفا کنیم ،چون رزمنده کار خودش را خوب انجام داده است .والسلام علیکم و رحمه الله.

...

برادر رحیم صفوی :
خب یکسری واقعیتها وجود دارد که ممکن است در مقطع یک دو یا سه ساله نتوان بصورت انقلابی و یکروزه آنهارا تغییر داد .ولی برادران عزیزی که بودند به ما خندیدند و گفتند که شماروحیه تان در جنگ ضعیف شده است .شما از جنگ ناامید شده اید.حالا هم به برادران عزیز می گوئیم که مملکت ما ،نظام جمهوری اسلامی ،قادر است این جنگ را با سرعت و با قوت جلو ببرد .و برای این کار ما و شما ابزار هستیم آن کسانی که راجع به نظام جمهو ری اسلامی و دفاع از جمهوری اسلامی فکر می کنند بایستی بنشینند و بگویند میخواهیم چه بکنیم ؟آیا "فاو "را گرفتیم به خانه هایمان برگردیم ؟یا نه باز باید ادامه بدهیم تا انشاا… صدام سقوط بکند . انشاا… قدس آزاد بشود.

آنچه که مربوط به ما می شود کار نظامی و دفاع از جمهوری اسلامی است در بعد نظامی ما در خدمت برادران هستیم کار هم کردیم الحمدالله به حول و قوه الهی الان که اینجانشستیم تمام طرح های دفاعی مرزهای شرقی کشور (عمدتا"مرزهای افغانستان و تا اندازه أی پاکستان )ریخته شده است که دیگر بلائی که عراق به سر ما آورد و سرش را مثل گاو وحشی پائین انداخت 90 - 80 کیلومتر به داخل خاک ما تجاوز کرد تکرار نشود .آنجا الان در بعد نظامی داردکار می شود ،ما می گوئیم بله ،برای دفاع این چیز ها را می خواهیم این چیزها را احتیاج داریم ،ولی برنامه ریزی آنرا ما نمی توانیم با فرمول خاص آنان به وزارت صنایع سنگین بگوئیم .چرا ،ما می توانیم با توجه به وضعیت جغرافیائی کشور و شرایط مرزی و وضعیت دشمن از نظر توانی که دارد و وضعیت زمین او و نیز با توجه به استراتژی نظامی که ما داریم و می خواهیم کاری بکنیم .بگوئیم که چه میخواهیم ؟ولی اینکه چگونه بسازیم را شما باید بدانید .
(احتمالا"برادر صفائی فراهانی :
شما فقط بگوئید چه می خواهید ؟
برادر رحیم صفوی :
بله ، می توانیم بگوئیم که چه می خواهیم ولی در مورد سیاست گذاری کل مملکت نظری را که شما می فرمائید الان فهمیدم که کجای کار عیب دارد . شما به تهران رفتید ،در آنجا روی تصمیم شما "ان قلتی "آوردند همانند صحبت یک هفته پیش ،که برادرمان آقای فراهانی و آقای بهزاد نبوی آمده بودند و گفته شد : "بابا این را می خواهیم ،الان هم همان حرف را می زنیم "،ولی به تهران که رفته بودند یک "ان قلت" آمده است بله دیگر !قضیه این طرف آب با آن طرف آب فاصله اش با همدیگر خیلی زیاد است.

حجه الاسلام دری نجف آبادی (نماینده مجلس):

...

مجلس هم یک بعدش است ما یک مقدار سوختیم و گفتیم ،(و هنوز هم)می گوئیم مثل اینکه یک دوگانگی احساس می شود .البته وجدا"ما کوچک هم هستیم ،جاروکش همه جا ،همه وزارتخانه ها هستیم ،اما این دوگانگی وجود دارد و انشاالله باید حل بشود .در این راه قدمهائی هم برداشته شده ولی انشاالله باید این قدمها بشتر برداشته شود .خوشبختانه با حضور برادران وزارتخانه های مختلف و شورای عالی صنایع یا غیره امیدمیرود ،دو سیستمی و دوگانگی برطرف بشود.در داخل نظام و در وزارتخانه ها جنگ اصل نیست ،حالا هرکس از ما قسم قرآن مجید بخوریم که "آقا ،جنگ اصل است " بیخود است ،در شعار می گوئیم جنگ اصل بوده است ،ولی در عمل خیر .والله برادر عزیزم جناب آقای فراهانی شما که می فرمائید آلمانها در جنگ دوم جهانی سکه زنی هایشان ر ا به پوکه زنی تبدیل کردند ،ولی متاسفانه ،ما آن 10 تن ، 20 تن ، 30 تن، 40 تن طلا را می آوریم و سکه می زنیم و جواهر فروشی -هایمان اضافه می شود .این اشکال کار است .آنوقت دلاری که باید فلان خط تولیدی را راه بیندازد تا این بسیجی عزیزمان بتواند در جبهه دفاع بکند ،بتواند با یک اسلحه دور بردتری در برابر دشمن بایستد می بینیم در اینجا دستمان تنگ است .باید یک مقداری واقعا"روی دولت محترم هم فشار بیاید ،آقای نخست وزیر هم لابد آمادگی دارند ،دولت محترم و آن شورای صنایع ،نمایندگی ایشان در رابطه با جنگ ،آقای فیروزآبادی یا هر کس دیگر آمادگی دارند.

بعضی کارها ضرورتهای فوری است که اگر الان روی این خط ها برویم روی 155،203،175،170،130 میلیمتری ،روی موشک ،تانک و نفر بر و نظیر اینها ،سرمایه گذاری کنیم هیچ تردیدی نیست که به نفع انقلاب ،جنگ و جبهه است ،تردید در اینها نداریم حالا بعضی از آنها را ممکن است بطور موردی و مشخص ،برادران به شما پیشنهاد بکنند بعضی از آنها را هم پیشنهاد نکنند اگر بناست واقعا " فرماندهی قرارگاه خاتم یا شورای عالی دفاع هم دستور بدهند،دستور بدهند تا ما دو سه تا از خط هایمان را در این رابطه زنده کنیم ،برویم روی این مایه ها به هر کیفیت کارکنیم ،و همه امکانات کشور را در رابطه با جنگ بسیج کرده و از آنها استفاده کنیم .
با برادران صحبت می کردیم یکی از مسائلی که در رابطه با دشمن مطرح کردیم،حجم سنگین آتش دشمن و خودی بود .خب این ابعاد مختلفی دارد کارهایی وجود دارد که چه بسا ،حتی از بخش آزاد هم ساخته است آقا این پوکه را برای ما بزنید و به ما بدهید ،یا یک دستگاه دیگر هم آ، را پر می کند ،ما 4تا خط را در این رابطه ها به هر کیفیت مشخص و تنظیم کنیم ،ما امیدواریم انشاالله دولت هم یک مقدار بیشتر توجه کند ،در مورد کمیسیون دفاع هم خب ،چشم ،ما به آنها تذکر می دهیم به جناب آقای هاشمی ،انشاالله هم شما و هم ما می گوئیم و باز تاکید میکنیم که نظر قائم مقام رهبری هم انشاالله در این رابطه تامین بشود .آنها (کمیسیون دفاع )بندگان خدا یکی هم به تازگی شهید دادند ،یکی دونفر میخواهندکه به کمیسیون آنها بروند ،آقای روحانی به من و برادرمان آقای نادی و برادر دیگری تاکید داشت شما بیائید یک مقدار کمک بدهید .ما واقعا "در کمیسیون بودجه گرفتار بودیم .شاید با این شرائط من خودم احساس بکنم مجددا"اجازه بگیریم ،برادران به هر کیفیت موافقت بکنندتا من به کمیسیون دفاع بروم.

...

وقتی ما ارزمان را به سمت گلوله سازی هدایت کنیم دیگر آن جور لباسهای بدن نما ساخته نمی شود که ما غصه اش را بخوریم که آقا لباسهای پانکی -تانکی درست می کنندو آبروی نظام را می برند ما اگر ارزمان را درست هدایت کردیم دیگر جائی برای آن مفاسد باقی نمی ماند.

...

برادر علیزاده :
نکاتی که می خواهم عرض بکنم البته گفتن آن کوچک است ولی اقدامش خیلی اساسی است و جزء اعتقادات ماست اعتقادمان را هم از حضرت امام گرفتیم و به اصطلاح اگر مثال لازم باشد مثالش موجود است با توجه به درسهائی که همه ما در داخل و خارج کشور خواندیم و دیدیم ،کلا"در امور صنعتی و حتی در مورد پزشکی و غیره ،چشم ما برای گرفتن تکنولوژی به خارج دوخته شده است .ارز هم که الان بحث آن می شود این که به آن نیاز است ،در سال 61 و 62 جمهوری اسلامی تقریبا" بیشترین ارز را داشت و ما می بینیم در آن سال فقط بیشترین (میزان ارز صرف )واردات شد ،حالا شما از هر چیزی که می خواهید حساب بکنید ،مثلا"بازرگانی پارچه ،قلم و مداد آورد ،اسم خودش را روی آن نوشت .هرکس هرچه پول بود آورد .اعم از لودر -بلدوزر-ماشین هرچیزی بود ،من این جملهء حضرت امام که می فرمائید ما تا وقتی این درها را نبندیم و به خ ودمان تکیه نکنیم خود کفا و (خود کار)نمی شویم را الان می خواهم بگویم ،خب ،بله مثلا " آلمان فلان و بهمان کرد،موشک یو- 2 ساخت ،تانک ساخت،توپ ساخت ولی معادنش هم فعال شد شب و روز در معادن ،در کارخانه ها ،در کوه ها ،در دشتها در کشاورزی کا رمی کردند و قوت سرباز را تهیه می کردند ،همه جاها تحول،فعالیت و تلاش بود ،خب آنوقت بالاخره اروپا با او دشمن بود .نه روسی به اوکان معدنی می داد ، و نه انگلیس نه فرانسه و نه آمریکا و نه کشور دیگری .حتی راههای آفریقا را هم بر او بسته بودند .کشتیهایش حتی کشتی های بازرگانی آنها را با حملات هوایی در راه مورد تهاجم قرار می دادند .الان بچه های بسیجی و حزب الهی ،روی بعضی از کارها کار میکنند .من برنامه هواپیما یشان را دیدم اینها 34 ماهه برنامه دادند و من مطمئنم که اینها اگر 34 ماهه موفق نشوند بالاخره 40 ماهه، 42 ماهه موفق می شوند.

خب اینها یک هواپیمای بسیار مدرن و خوبی خواند ساخت و نقشه اش را هم طراحی و تمام کارش را خواهند کرد .حالا این توانائی در بخش دیگر هم وجود دارد من این را به برادران اینجا عرض کنم اگر این بسیج در شورای عالی صنایع و مجلس و در هم ه جا باشد ،که مثلا "نفربر و هزار تا خمپاره و تعدادی توپ بفرستیم ،شما هم بلافاصله پول آن را ،که مثلا" 30 یا 40 میلیارد تومان می شود (بفرستید)همین اقدامی که کمیسیون گفته است که من آن را خواندم و دیدم که حدود ا" 27 یا 27 میلیارد تومان فقط پول همین مهمات و سلاحها می شود به آن حد و اندازه أی که الان به ما شفاه ا" اعلام شده است 28 الی 30 میلیارد تومان به نرخ امروز ،بودجه دفاعی ما در کشور و در سال چقدراست؟چقدر آن برای تقویت بنیه دفاعی است ؟ اینقدر نمی شود بعد چقدر در کل ارز داریم ؟لذا اگر روش صحیح نباشد در همه جمهوری شما ،دوباره کار می خوابد لذا باید کان ها فعال شوند ،خودمان کشف کنیم ،خودمان از داخل زمین در بیاوریم باید خودمان ماشین آن را بسازیم ،کاری ندارد ،ماشین سازی تبریز می تواند ماشین بسازد ،می تواند ماشین طراحی کند ،منتهی باید فکر کنیم ،یعنی اگر بخواهیم.ما توسط فلان خط می خواهیم مثلا " خمپاره بسازیم باید 720 تا ماشین وارد کنیم خب یک مرتبه کار می خوابد مثل اینکه یک چیزی بادش خالی بشود ،فس می کند ،و باد طرح خالی می شود دوباره آن یکی دیگر ،همه (طرحها)دلار و ارز یا مثلا"حق لیسانس و این حرفها می خواهد،نمی توانیم برادران ،یعنی اگر ما بخواهیم اینجوری پیش برویم نه تنها تا رفع فتنه نمی توانیم بجنگیم ،بلکه با این دید به همین پیروزیها هم نمی رسیم که الان این شعار قدم اول است : " جنگ ،جنگ تا پیروزی "،دشمنان هم الان با همین دید آمدند و نفت را ارزان کردند ،چرا؟برای اینکه جلوی ارز مارا بگیرند برای اینکه جلوی خرید خارجی مارا بگیرند و برای اینکه توان خرید خارجی ما را پائین بیاورند چون فعلا " هم نمی توانندسوراخهایش را بگیرند تا ما اسلحه نخریم و هم نمی خواهند آنها میخواهند این جنگ دائمی و بدون برنده باشد ،ما مرتب به سر وکله همدیگر بزنیم و آنها هم بردش را بکنند(برنده شوند )،منتهی در این قضیه بدین نحو عمل می کنند چون ما به اسلحه نیاز داریم ،نفت را هم ارزان می کنند که بیشتر ما را بمکند بهر حال ما مجبوریم بیشتر نقت بفروشیم و آنها هم مرتب می خواهند در انبارهای (خود بیشتر ذخیره کنند و بار )خودشان را ببندند.بنابراین آقایانی که می خواهند این مسائل را انشاالله در مجلس یا هر جای دیگر مطرح کنند کلمه أی را که امام فرمودند و دید ایشان رادر نظر داشته باشند .من در سال 59 در سمینار استانداران و در حضور عده أی از مسئولین یکبار این حرف را گفتم در آن سال خودمان هم (عملا")ساختیم و کردیم یکی از مسئولین ،نه در سطح مجلس ،(در رده پائین تر )به طرف من اشاره کرد و گفت خوب است کسی که اینقدر شور دارد یک مقدار هم شعور داشته باشد !خلاصه ما رنگ مان پرید و (آن )بی سواد از ناراحتی خلاصه این حرف را گفت یعنی گفت اصلا "نمی شود ،مابیاد "سی ،کی ،دی "وارد کنیم .ارز اگر نباشد نمی شد اصلا" مملکت می خوابد ما نمی توانیم ما 20 سال دیگر هم نمی توانیم چنین کارهایی بکنیم ،اصلا"این حرفها چرت و پرت است آهان (یادم آمد )اینرا هم گفت که این حرفها از روی احساس است .اگر حرف ما از روی احساس است پس این حرف حضرت امام هم که می فرمایند باید درها را ببندیم حتما"از روی احساس است .
همین قضیه فرشهای باتلاقی یک مشکلی داشت این اولین فرش و اولین آلیاژی بود که در کشور تولید شد ،آلیاژ آلومینیوم در حد زیاد بود . 10 تن یا 20 هزار کیلو نبود ،هزار تن بود در عرض پنجاه ودو سه چهار روز با کمک صنایع و معادن ،بنیاد و برادران جهاد و هزار تن فلز آلومینیوم 62 کربنات که قبلا" هم در آنجا تولید میکردند را به "کارخانه ایران پویا " آوردند و فرش باتلاقی تولید شد که این پروفیل هم برای اولین بار در ایران تولید می شد ولی وقتی که ما قالبش را خواستیم بسازیم ،به "آرمکس هلند " نوشتیم که ما چنین قالبی می خواهیم بسازیم و خیلی هم زود می خواهیم ،شما برای ساختن آن قالب چقدر وقت می خواهید ؟آنها گفتند : 4 تا 6 ماه .در حالیکه 20 تا قالبش با کمک همان صنایع و بخصوص صنایع دفاع ،که برادران واقعا" لطف کردند در عرض بیست و چند روز ساختند؟آقای هاشمی درست است ؟
برادر هاشمی : " بله "
آقای علیزاده :
آقای دری ،آقای نادی در عرض بیست و چند روز ،برادران 20 قالب را ساختند زیرا برای هزار تن آلیاژ ما گفتیم که 20 قالب می خواهیم ،در حالیکه با 5 یا 6 قالب کلا" پروژه تمام شد می گفتیم حتما "قالب هایمان می شکند ،ما بلد نیستیم ،خراب می شود این فلز فلان است ،آلیاژ آن تقریبا " نزدیک فولاد است و خیلی بالا است .بعد برای آبکاری آن هم برادران آن خطی را که از آن پروفیل بیرون می آمد قطع کردند ،در آنجا حوض و لوله آبی بود که بلافاصله که آلومینیوم با 400 درجه حرارت از "اکستوروت " بیرون می آمد همانجا هم روی آن آب می ریخت ،از زیر و از بالا ،از داخل آب عبور می کرد وسخت می شد ،سپس به داخل کوره بعدی می رفت و پیش ساخته می شد و الان هم به جبهه ها حمل شده است .حتی ماشین آن را هم که ماشین قرقره پهن کنی بود برادران جهاد در عرض همان دو سه هفته (نامعلوم : 9 روز)طراحی کردند و آن را ساختند.حتی موتورش را اینجا ساختند ،کلی چرخ دنده و سایر متعلقات نظیر وینج ها را فورا" المنس ،همان مالرزا ،همان کارخانه کرج ساخت حتی ماشین ساختند.واقعا" براساس اعتقاد می توان خیلی کارها کرد .اصلا" ماشین ساختند یعنی این کار می شود ،واقعا" این اعتقاد ،حالا می گویم خیلی کارها شده است .منتهی وقتی سال 59 که خواستیم سیلندر لوکوموتیو راه آهن را بسازیم ،در همه ایران ،حتی آن آقایان دکترای متالوژی مثلا " فلان دانشگاه ،کجا وکجا ،آقای دوامی و (احتمالا")فولا زرنگ گفتند : "آقا این کار مال 20 سال دیگر جمهوری اسلامی است ،ولکن برو آقای علیزاده " ما بصورت ساده گفتیم "" چون امام گفته که می شود حتما" می شود ،ایشان می گویند می شود پس ما نمی فهمیم " سرانجام سیلند لوکوموتیو را ساختیم و آقای نادی هم دیدند
،من دیشب آمارش را از آقای مهندس پورمیرزا ،مدیر کل جدید که در قطار بود و با ما می آمدپرسیدم ،گفت ،تا امروز حدود 1800 تا از اینها روی لوکوموتیوها نصب شده است ومثل نوع آمریکائیش کار می کند .یعنی در عرض حدودا" 18 ماه ،سیلندر مدرنترین لوکوموتیو دنیا که متعلق به " جیم آمریکا "ست در ایران ساخته شده است .الان دارند رینگ و پیستون آنرا میسازند .به هر حال آن موقع می گفتند آقا ،این حرفها سحر است ،شور و احساس است .آقایان ،به نظر من راه حل جنگ و صنعت این مملکت ،همین شعرها و حرفها ی از روی احساس است و اگر بر طبق حرفهای آقایان باشد که باید از خارج بیاوریم نتیجه اشت وابستگی است .
آقایان بدانند که اگر طرح های ما ،همان طرح های هواپیما و حتی هلی کوپتر را ،آن هماحتمالا"بعد از 7 الی 20 سال دیگر آرام آرام ،چیس های ما بسازند ولی موتورش را نداشته و به آن وابسته باشیم ،حتی اگر پنج سال دیگر هم موفق به ساختن آن شویم چون اصل قضیه ،همان موتور است ،(کار اساسی صورت نگرفته است.) حداکثرمامی توانیم پیچی را شل وسفت بکنیم .ما باید برویم از اساس فکر کنیم . همه چیز را خودمان بسازیم .آنوقت به خدا کارها حل می شود ،بیکاری و اشتغال حل می شود ،پانک و مانک (مفاسد فرهنگی -اجتماعی )حل می شود.خب ما هم که خاک داریم ،سنگ داریم ،کوه داریم ،دشت داریم ،عرضه هم داریم ،برویم (کاراساسی) بکنیم دیگر .
خواهشم این است که آقایان در حرفهایشان اینها را بگویند یعنی از اول که اینها طرح می شود یک طوری نشود که حرف های با احساس و از روی شور گفته نشود ،فقط آن حرف های منطقی گفته بشود بعد آن وقت که به سراغ تقسیم ارز می آئیم و می بینیم ارز نیست ،(به بن بست می رسیم ).

 

4 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

ممنون از ارائه اين اسناد .

3 people like this

Share this post


Link to post
Share on other sites

Create an account or sign in to comment

You need to be a member in order to leave a comment

Create an account

Sign up for a new account in our community. It's easy!


Register a new account

Sign in

Already have an account? Sign in here.


Sign In Now